تیوال | علی عبداللهی درباره نمایش کافکا با من سخن بگو: (با تأخیر) نمایش، نمایش خوبی بود، طراحی مناسبی داشت،
S2 : 16:26:11
(با تأخیر)
نمایش، نمایش خوبی بود، طراحی مناسبی داشت، نورها و فضای دلچسبی داشت، دکور موجز و گیرایی داشت..اشارات مناسب و به اندازه و درگیرکننده‌ای به آثار کافکا داشت، البته بدون سر در گم کردن..طراحی شخصیت‌ها و نوع نقش و بازیشون دلنشین بود و همینطور تکه آثار و نوشته‌هایی که روی دیوار بود
موسیقی که به غایت زیبا بود، و البته انتخاب موسیقی از آقا پرایزنر که آثارش گویای هنرش هست، به شدت روی کار نشسته بود و به کار میومد
بازی نوید نوروزی که واقعا تمااااام انرژی و حس و توانشو گذاشته بود خیلییی خوب بود، اما نمی‌دونم چرا انتقال احساسش به بنده دچار مشکل بود..یعنی میرسعید یا اسماعیل گرجی یا مهدخت مولایی بازی می‌کردن جدای از توان بازیگری [و مثلا بازی بدن اسماعیل گرجی]، اون احساس در تمامیت و کمال به من منتقل می‌شد اما اینجا یه چیزی کم بود برای من، که صرفا ... دیدن ادامه » فقط احساس من بود..واقعا خسته نباشید جانانه به نوید نوروزی عزیز که تمامش رو گذاشت و آخر اجرا نای ایستادن هم نداشت.
متأسفم واقعا متأسفم که باید اینو بنویسم، اما نمی‌شه این موضوع رو نادیده گرفت: به شدت به شدت بازی خانم‌های این نمایش، بد، بی‌دقت، ناکافی، شلخته، بی‌نظم و به مثابه از سر باز کردن میومد..گمان نمی‌کنم بدتر از این بازی‌ها دیده باشم یا شاید خیلی باید فکر کنم که بازی به این بدی و بی‌دقتی یادم بیاد از افراد دیگه‌ای..صداها دیگه از بد هم بدتر بود..دلیل این انتخاب آقای صادقی رو واقعا متوجه نمی‌شم!
وجود نوید نوروزی کنار اون‌ها دیگه واقعا میزان تو ذوق زدن رو چندین برابر کرده بود متأسفانه :(
بازیگری که مواظب نیست چشم‌ها و نگاه‌هاش جایی که باید باشه و بقیه جاهارو دید نزنه در طول اجرا، وقتی می‌شینه و پامی‌شه لباساشو درست نکنه و موهاشو هم به همچنین، واقعا چی بهش یاد دادن من یکی جدا نمی‌دونم!
خیلی متأسف شدم یه اجرایی که می‌تونست خیلیییی خوب باشه، این بازی‌ها تقریبا پتانسیل‌هاشو به حاشیه بردن :(
آقای عبداللهی عزیز این اجرا برای من یکی از عجایبی بود که در کارگردانی دیدم .. با آن اسم بزرگ و تجربه های بسیار ، به نظر می رسید جناب دکترصادقی در ملاطفت به شاگردانشان بسیار سعه صدر به خرج دادند ... ایرادات و نواقص بسیاری به چشم میخورد که اساسا از ذهن مخاطب ... دیدن ادامه » آن نام بزرگ را محو می کرد.
حجم بزرگی از فریادهای کنترل نشده ، در محضر یکی از ظریف ترین نویسندگان جهان، خراش هایی بود بی مرهم که نمی توانستم هیج جوری با دردش کنار بیایم
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
وااااای حتی تصورشم دردناکه ...
شاید سر تمرین های اولیه اجرا بودید : )) میدونم عصبانی هستید مزاح من رو ببخشید دوستان :)
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
مینا خانم اتفاقا اصن عصبانی نیسم :) خواهش می‌کنم
والا صد رحمت به تمرین..بعدم این اجرا یه ماه و نیمی هست داره اجرا می‌ره و اینا کماکان در وضعیت نابهنجاری به سر می‌برن!! تازه تو جشنواره‌ام هستن خدا به دور :))
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید