تیوال | مریم اسدی: اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد هر چه موازی هست را
S3 : 07:15:25
اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد
هر چه موازی هست را مقطوع می خواند
لیزیک و لازک ، اعوجاج فکر را نَگرفت
تقطیع رگ ، با تیغ بُرّان چاره درد است
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
:))
سرِ همین شعرتون مجبور شدم کل نوشته های قبلتون رو هم همین الان یکجا بخونم
معرکه بود .. لحن و قلم با هم :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
در ازدحام حروف
پر از سکوت می شوم
دلتنگی شبانه را
گناهِ مستی می کنم

دست هایم به چشمانت
چشمانم به دست هایت
راستی،نشانی قلبت
کدامین راه هست؟

شبیه ... دیدن ادامه » رود
شبیه فصل های خوب
احساس تو را
سرایش می کنم

از تو پُر می شوم
در خیالم
آواره ام،
آوره کوچه نگاهت.

باران که تمام شود
شعرهایم
آهسته و آرام
پیاده می شوند

شب هایم
دشمن توبه ها شده،
دلم سیب می خواهد
دلت پرستش شدن نمی خواهد؟

پشت پلک هایت
میان حرارت رگ ها
واژه ها را
جا می گذارم

چرا که
نمی خواهم
جای هرس باغ های سیب،
تمام شکوفه ها را سَر ببرم.

مثال سربازِ بی ستاره جنگ
که در یادها ماندگار است
حال،استوارم
همچون ستاره شب

نترس
دست خونی این اشعار
با زیتون و قطع نامه هایم
هیچ وقت پاک نمی شوند.

#مجتبی
۲۴ شهریور
پای ازدحام سکوت را فَلَک به معصیت مستی نکنید
ما سربریده احساسیم ، از ما نشانی قلب می پرسی ؟
سرایشت شبیه خودت ، بی همتاست ، بی رَد فصل و رود ، خودت باش
آوارگی و سیالی بهتر از واماندگی و عصاریست
آواره آزاده باش ، این کوچه ها ، کور بن بست اَند
نوش جانت سیب ، من بی دندان ، سیب خوردن چه دانم
کافرم و توبه کاره ایمان ، صَرف پرستیدن ، ندانم
جا بگذار واژه هایت را ، پشت پلک های رگ بریده ام ، جا داری
داغ سرباز گمنام می دانم ، من به هر چه ستاره ، شکاکم
کُشته ... دیدن ادامه » دستان خونی اشعارت ،
فایز است بی قسم به تین و الزیتون
پاک کن ، ترس های کورَت را ، مرگ ترسیدن دوباره ندارد
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید