تیوال | محمدرضا مدیری: چیزی نمانده است به فریادهای داغ یعنی به فصل آخر آتش
S3 : 19:28:18
چیزی نمانده است به فریادهای داغ
یعنی به فصل آخر آتش میان باغ
بر بال صبح چلچله از راه می رسد
چیزی نمانده است به مرگ فجیع زاغ !
بوی خوش رها شدن از هفت خوان درد
همراه عید آمد و پیچید در دماغ
چیزی نمانده است به دستان آرزو
در دست های روشن آینه با چراغ
چیزی نمانده است به نور امید و مهر
یعنی به فصل خوب شکفتن به باغ و راغ
وقتی فرشته آمد و دیو از کرانه رفت
ما را نگاه آینه ات می شود ایاغ
چیزی نمانده است به آغوش های باز
چیزی نمانده است به گل بوسه های داغ



از: اهورا
رها باصفا و آرزو نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید