تیوال | محمدحسن خدایی درباره نمایش بی صدایی: چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ دوشنبه بیست و ششم
S3 : 05:31:26
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ دوشنبه بیست و ششم فروردین ماه نود و هشت

زمان حالِ بی‌صدایان


نوشته محمدحسن خدایی
زمان حالِ در نمایش «بی‌صدایی» همان آینده ماست که روزگاری فرا خواهد رسید تا به میانجی ایده پیشرفت، امکانی‌ باشد برای به صحنه آمدن «بی‌صدایان». ماجرا در رابطه با دختر جوانی است که با ساختن دستگاهی پیشرفته در سال 1441، به ملاقات مادر پیر خود می‌رود که در کماست. دختر می‌خواهد راز قتل پدربزرگ خود را به دست کارمند شرکت، آشکار کند. اینجا مادر در سی و پنج سالگی ظاهر شده و معلوم نمی‌شود واقعی‌ست یا محصولِ تکنولوژی. درست مثل هویت دختر. همه چیز در یک فضای پر ابهام به پیش می‌رود تا یادآور روایت‌های علمی تخیلی باشد. همچنان‌که مواجهه دختر با مادر و صحبت از ماجرای قتل پدربزرگ، هملت را به یاد می‌آورد. همان رویکرد کشف حقیقت بر اساس مدعای ... دیدن ادامه » مقتولان، آن‌هم در غیاب مستندات محکمه‌پسند. «بی‌صدایی» مبتنی است بر روایت‌هایی که نمی‌توان با اطمینان در له یا علیه آنان سخن گفت. اما پیشرفت‌های تکنولوژیک، می‌تواند به بازسازی واقعیت گذشته بپردازد و آن گفتارها را باورپذیر کند.
به لحاظ اجرائی، فضا به دو قسمت تقسیم شده. یک فضا رئالیستی و فضای دیگر مربوط به واقعیت مجازی. دختر یا همان «نوا» در فضای رئالیستی مستقر است، فضایی که به تناوب به دادگاه و بیمارستان تبدیل شده و تماشاگران را گاه در جایگاه ناظری منفعل و گاه هیاًت منصفه‌ای مداخله‌گر، قرار می‌دهد. در مقابل، فضای مجازی را داریم که تصاویر آن بر پرده نقش می‌بندد. پشت این پرده، یک فضای بینابینی‌ست که مربوط می‌شود به حضور مادر. فضای مجازی امکان مستندسازی و بازسازی تکه‌های مغفول مانده گذشته را مهیا می‌کند: صحنه‌هایی از کوه‌های شمالی تهران، دفتر کار پدربزرگ و حتی مادر به کما رفته. اما بتدریج آشکار می‌شود که تصاویر به نمایش درآمده، الزاما نه تمامی واقعیت که شاید جهانی مجازی و وانموده باشد که چندان نمی‌توان بر اساس آن، به قضاوت قطعی نشست. در جایی از اجرا، وقتی که مادر از جعلی بودن تصاویری که به نمایش گذاشته شده آگاه می‌شود، از دختر می‌خواهد که به این فرآیند خاتمه داده و حقیقت را مخدوش نکند. اما او می‌داند که واقعیت به میانجی جهان تکنولوژیک، بیش از پیش مبهم و دستکاری‌شده خواهد بود.«بی‌صدایی» را می‌توان پرسشی اخلاقی دانست در رابطه با نسبت انسان و آن نوع تکنولوژی که واقعیت مجازی‌شده را خلق می‌کند و می‌تواند هر نوع واقعیت را انکار کند و به میل خود، بازسازی کند.
سهیل امیرشریفی و آزاده شاهمیری، در مقام نویسندگی، جهانی را بشارت می‌دهند که در آن مناسبات انسانی به محاق رفته و می‌توان خطاهای برگشت‌ناپذیر را رفع و رجوع کرد. اجرا در نهایت با نوعی مهندسی دقیق به پیش می‌رود و به نابهنگامی میدان نمی‌دهد و می‌شود گفت محافظه‌کارانه است. فی‌المثل دیالوگ‌های مادر و دختر، می‌توانست با حاشیه‌روی، لکنت‌ها و از موضوع خارج شدن‌ها، به اجرایی شاداب و طنازانه ختم شود. حتی بازی آزاده شاهمیری و شادی کرم رودی هم بیش از اندازه سرد و خالی از احساست است و بیش از آنکه یک استراتژی اجرایی باشد، نشان از محافظه‌کاری دارد. به هر حال روایت آینده می‌تواند همچون یک «جهان ممکن» واجد امکانات و محدودیت‌هایی باشد که از ملال زمان حال ما بکاهد، که گویا در «بی‌صدایی» مغفول مانده.
مهرداد کیا و شکوه حدادی این را خواندند
مریم اسدی، آقای سوبژه (محمد لهاک) و م ح خ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید