تیوال | محمد امین قنبری درباره نمایشنامه‌خوانی کاپگراس: "کاپگراس" جدیترین ساخته ی "حسن محمدیان"
S2 : 14:44:53
محمد امین قنبری
درباره نمایشنامه‌خوانی کاپگراس i
"کاپگراس" جدیترین ساخته ی "حسن محمدیان" کارگردان جوان و خوش قریحه ی تئاتر کشور است. پیشتر به تماشای اثر "سناتوریوم" از وی نشسته بودم که تماشای اثر جدیدش، "کاپگراس" مرا بر آن داشت تا سرانجام نقد و تحلیلی بر ساخته ی جدید، جذاب و جسورانه اش داشته باشم. "کاپگراس" در واقع نشانگانی روانشناختی که در آن باور هذیانی بیمار بر این است که دیگر مردمان دوروبر او، به‌راستی خودشان نیستند، بلکه جانشین آنها هستند که چونان فریبکاران نقش مردمانی را که جایگزین آنها شده‌اند بازی کرده و همچون آنها رفتار می‌کنند. بنابراین همانگونه که از عنوان این نمایش بر می آید داستان نمایشنامه عمدتا پیرامون چنین باور هذیانی است که شخصیت اصلی نمایش در پرده های مختلف یکی پس از دیگری با آن درگیر می شود. اثر جدید محمدیان را در ابعاد مختلفی میتوان مورد نقد و ... دیدن ادامه » بررسی قرار داد. نویسنده و کارگردان جوان در یکی از مهمترین تجارب کارنامه اش به سراغ تیم بازیگری جوانی رفته است که تماشای اکت های به جا و دقیق آنها گواهی بر این مدعاست که از عهده ی کارگردانی کار به نحو احسن برآمده است حال آنکه به اجرا درآوردن چنین کار عجیب و غریبی در بازار نمایش های سفارشی و پر ستاره، آن هم با تیمی جوان شجاعتی مثال زدنی از محمدیان را نشان میدهد. بحث از بازی ها شد و نمیتوان از بازی چند نفر در این تئاتر گذشت. "سارینا میلانی" را از سناتوریوم به خاطر دارم از آن بازی سنگین تا این بازی عمدتا زیرپوستی و غوطه ور در تقش "کاپگراس"، میلانی بازیگر خوبی را به تئاتر معرفی میکند. بازیگری که نشان میدهد فهم کافی نسبت به نوشته ی نمایشنامه داشته و در اختیار کارگردان است. این ادعای بزرگی نیست چرا که در هر دو کار که از بعد روانشناختی به مسائل نگاه میکنیم بدون شک در نبود نظارت مستقیم کارگردان و نمایشنامه نویس شاید درک و فهم نقش کار مشکلی باشد اما در کنار کار خوب کارگردان، شعور بازیگری بالا و درک صحیح نسبت به نقش، "کلوئه" ی باورپذیری از "کاپگراس" را ارائه میکند. نکته ای که تشویق های بی شمار حاضرین در سالن نمایش بر آن مهر تایید میزند. "محمد پسندیده" نابعه ی جدیدی در دنیای تئاتر است. یک متد اکتور تمام عیار و نوید محمدزاده ی جوانی که از نقش های پیچیده به مانند نقش "معلول" در نمایش "سناتوریوم" تا نقش سختی که عمده ی بار کمدی کار را در این نمایشنامه ی شلوغ روانشناختی بر دوش میکشد، توانایی بالایی از خود را به معرض نمایش میگذارد. "محمد پسندیده" در تئاترهای دانشجویی از آن دست از استعدادهایی است که اگر استعدادیابی صحیحی در تئاتر رخ دهد بدون شک به این سادگی ها از کنار اسمش نمیتوان گذشت. "پریناز امامی" و "حسن محمدیان" نیز پدیده های جدید این کار هستند. محمدیان بازی سخت و مبتنی بر دیالوگ را در پیش رو میبیند و پریناز امامی نیز نقشی سخت را در پیش دارد که بدون فهم عمیق نسبت به آن هر مدل دیگری نقش را اجرا میکرد شاید آنچنان به طبع تماشاچی خوش نمی آمد لیک، اکت صحیح و بدون اشتباه این بازیگر شاید برگ برنده ی کارگردانی محمدیان و تایید استعداد غیر قابل کتمان امامی است. "هیلا میری" و "سینا شهریاری" هم خوب ظاهر شده اند و نقش هایی که کمی نسبت به باقی با توجه به نوع نگارش نمایش نامه خاموش تر هستند را روشنایی میبخشند. از بعد نمایشنامه نویسی، محمدیان اندکی بهتر و در آن واحد اندکی عقب تر از " سناتوریوم" کار میکند. شاید نوشتن در رابطه با ایده ای شجاعانه نظیر "کاپگراس" به خودی خود محدودیت هایی را به همراه دارد اما از این حیث که نمایشنامه قابل درک است کار وی قابل ستایش است. علی ای حال، اعتقاد من بر این است که اگر بخواهیم به اصل ساده ی ساخت کل از جز بنگریم شاید میشد برخی از پرده ها را از کار حذف و به جای آن به عمق شخصیت نگاری اثر پرداخت. امری که میتوانست شوخی ها را جذاب تر، بازیگران در سایه را به سمت نور هدایت و "کاپگراس" را فراتر از یک تئاتر خوب و به سمت یک تئاتر "مهم و اثرگذار در تئاترهای روانشناختی" سوق دهد. طراحی صحنه با توجه به امکانات دانشجویی و بودجه ی محدود این بچه ها خوب از آب در آمده است لیک اعتقاد شخصی من به عنوان منتقد این است که میشد کمی صحنه آرایی با نظم و ترتیب بهتری انجام گیرد و شاید در این نمایش به خصوص که تحلیل روانشناختی را سر لوحه ی خود قرار داده است، توجه به جزئیات از اهمیت بالاتری برخوردار می باشد. طراحی لباس و گریم کار متناسب با تعاریف روانشناختی بوده و فوق العاده با آن همخوانی دارد. اجرای دقیق گریمور و طراح لباس و نظارت خوب و مطالعه ی بالای محمدیان در این زمینه (نظیر مطالعه ی دقیق و موشکافانه روانشناسی رنگ ها) که نشان میدهد ذاتا این کاره است! البته شاید میشد کمی از غلظت آرایش کلوئه کم و بین باقی بازیگران تسهیم کرد تا شاید سادگی و بی آلایشی "کلوئه" باورپذیر تر مینمود. موسیقی "علی طاهری" مسحور کننده و شگفت انگیز است. یک موزیسین نابغه و جوان که باز هم "کاپگراس" را تبدیل به اثری میکند که شاید عاشقان تئاتر را به سمت سالن نمایش بکشاند تا از این حجم از استعداد و توان شگفت زده شوند. "کاپگراس" مهم است، عالی نیست اما خوب است شاید هم بیشتر از یک خوب معمولی! "کاپگراس" شجاعانه است و دوست داشتنی و باز هم میگویم، محمدیان، پسندیده، نظامی، میلانی و طاهری استثنایی و البته یک اثر کمدی- روانشناختی متفاوت را برای مخاطبان جدی تئانر دارد. تماشای این اثر را به هیچ عنوان از دست ندهید. تئاتر این کشور به جوانانی از این دست به شدت نیازمند است و این جوانان با حمایت های شماست که میتوانند در مسیر پیشرفت با انگیزه و سرعت بالاتر گام بردارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید