تیوال | آقای سوبژه (محمد لهاک) درباره نمایش شاه ماهی: از شرایط بسیار بد رفتار توهین آمیز پرسنل سالن شهرزاد
S3 : 23:11:06
از شرایط بسیار بد رفتار توهین آمیز پرسنل سالن شهرزاد که بگذریم
با نمایشی روبرو هستیم که بلحاظ دکور اگرچه المانهای جذابش خواستنی است اما حدود یک متر و نیم جلوتر از حد دید مخاطب قرار دارد و از ردیف ۷به بعد تمام صحنه هایی که بازی بر خط صحنه است را به سختی و شاید هم از دست بدهد
نمایش از طراحی لباسی مطلوب و گریمی مناسب برخوردار است
صدا اگر چه با میکروفون ها ی بر صحنه یاری میشود اما بخاطر صدا سازی و لهجه نچندان دلچسب و گویا ، گنگ و نامفهوم است
اجرا از ساند افکت مناسبی برخوردار است گرچه شاید صدای دریا در طول اجرا به فضا سازی وجود جزیره ای بر شط کمک میکرد اگر بود
بازیها بجز علی جان شادمان که همان همیشگی بود و یکی دو نفر دیگر باقی دوستان بازی روان و باورپذیر را ارائه دادند اما در مجموع بازیها به دل می‌نشیند و فارغ از نام ها لذت می‌بریم از اجرا
اما خود اثر
ما در اثر با منطقه ای محصور ،جزیره ای با دیکتاتوری مخوف که در حرکتی انقلابی نسلی زاده از خجالت و ننگ و ترس ، مطیع و سربه حکم برای حکومتش بنیان کرده روبرو هستیم
نسلی که ریشه هایش در تجاوز و تعرض و تن دادن به زور در آتش شرم خود سوخته است
حکومتی با یکی از رایج‌ترین روشهای حاکمیت
درماندگی آموخته شده
(درماندگی آموخته‌شده (Learned helplessness) در علم روانشناسی به شرایطی اشاره می‌کند که در آن افراد بر طبق تجربیات گذشته (مانند سرکوفت‌ها و ناکامی‌های مستمر و طولانی و مداوم) به این نتیجه می‌رسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی‌دانند. آنها یادگیرندگانی هستند که فکر می‌کنند هر کاری انجام دهند به موفقیت دست نمی‌یابند. این موضوع نخستین‌بار توسط مارتین سلیگمن مطرح گردید)

حکومت بر جامعه‌ای درمانده و تسلیم مردمانی مغلوب و مفلوک که با اشاره حاکم همنوا و هم آواز میشوند با اشاره اش موافق درخواست  حاکم فریاد میکنند و ساکت میشوند جامعه ای که چاقو با تیغ بُران دارد اما جسارت استفاده هرگز جامعه ای که اکثریت است اما شهامت غلبه را ندارد و حاکمی مطمئن  تا آنجا که تیغ به او برمیگردانند  او با اطمینان بازپس میدهد
جامعه‌ای که به دست رشته ای بدون توپ هم راضی است
حکایت ... دیدن ادامه » نه چندان غریبی که بسیار بسیارش را دیده ایم حاکمی که جامعه رابا تفکر خودش تقسیم میکند سفیده ، سفید ها غیر سفید ها و حتی یک گروه و اندیشه که اتفاقا تنها گروه موجودی است که هنوز روح عالی گذشته حاکم را میبیند و با همان نام حاکم را صدا میزند (ابراهیم)
تنها اندیشه ای که عشق به وطن دارد با همه ویرانی ....
اندیشه ای که رفتن را نیاموخته (شنا) و به همین خاطر انگ بی غیرتی بر او میزنند
اندیشه ای که نفسش در هوای وطن تنگ است و تنها بوی دلبر نفسش را تازه میکند و اتفاقا به همین دلبر هم در پیش چشمش هزار بار تجاوز میکنند
تفکری که برادرش کشته همین حاکم است . برادری که برای عبرت جسدش مانده تا بو بگیرد و بوی تعفن لاشه عبرت و حسرت مانده ها شود
تفکری که تنها عاشق جزیره است
را ندیده میگیرد و میگوید غیر از این سه گروه دیگه هر کی هست هیچی نیست

مردمانی ناامید در تلی از حسرت آدم هایی که حتی منتظرند جنگ شود و به جغرافیای آنها تعرض آنجا که میگوید همش منتظر بودند یه موشک به این خاک بخوره .....
فرزندانی که محکوم حکم حاکمند
مگه نگفتم عاشقیت ممنوع
مگه نگفتم دست رشته ممنوع
مگه نگفتم ......
همه بخندید این شکلی بخندید
همه بگید...
اینجوری کردم همه میگید ..... و اینجوری کردم میگید...
برو تو آب .... بیا بیرون....
توپ خراب کن .....
نتیجه دو تا قایقی ها بالاترن
پاتو بزار تو آب خنک بشه....
کی گفته بدون اجازه من پاتو بزاری تو آب
از امروز بدون توپ دس رشته بازی میکنید
و..........
در مجموع اجرا برای من بسیار دلچسب بود اجرایی که هر نفسش پیام داشت و از هر لحظه اش میتوان نوشت
البته که گفتنی بسیار داشت اگر عمری باشد باز هم از این اثر خواهم نوشت
این شهرزاد هم خیلی دوام نمیاره
۰۹ خرداد
آقای لهاک عزیز چرا از چند کلمه ی اولتون بابد به راحتی گذشت برادر من!!!
واقعا دیگه رفتار بد پرسنل و تاخیر در اجراها یکی دوبار که نیست که بشه ازش چشم پوشی کرد!
شهرزاد واقعا برای من شبیه به پاساژای لوکس شمال شهره تا تماشاخونه
۱۰ خرداد
واقعیتش جناب نوروزی
شهرزاد برای من مثل استخر های دولتی تا پاساژ لوکس
گرم و دخمه و بدون مدیریت
اینکه عرض میکنم بدون مدیریت بخاطر 25دقیقه زمان ورود یک نمایش نیست و تاخیر حاصل ازش نیست
این بخاطر بعد از اجرا بیرون کردن مخاطب نیست
بخاطر دمای سالن انتظار نیست
بخاطر رفتار توهین آمیز و طلبکارانه برخی پرسنلش نیست
بخاطر صندلی های مزخرف و ناراحتش نیست
بخاطر بوی بد سرویسهای بهداشتی عدم نظافتش نیست
بخاطر ... دیدن ادامه » تیکیتی بودنش نیست
بخاطر همه اینهاست که روی هم جمع میشن و به ما یک عدم مدیریت رو نشون میدن
راستش زمانی که شما تصمیم به رفتن بازار بزرگ میگیرید کوله بر ها و چرخی ها و موتوری ها و وانتی ها و تاکسی ها و شلوغی و سطح فرهنگ عده ای آدم در اون منطقه رو میپذیرید پس بعد از اون یک اشاره به وضعیت موجود کافیه تا مخاطبتون کل ماجرا رو به یاد بیاره
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید