تیوال | آقای سوبژه (محمد لهاک) درباره نمایش اکلیل: در جامعه شعار زده امروز همه سرشار از دغدغه هایی هستیم
S3 : 21:39:04
در جامعه شعار زده امروز همه سرشار از دغدغه هایی هستیم که باورشان نداریم ، لبریز از تزویر ، فریادهایی میزنیم تا تنها دیده شویم ولی در عمل ، یکسان بی باوریم و به نظرم نمایش اکلیل به زیبا ترین شکل یکی از این معظلات را نشان میدهد حکایتی از وضعیت جامعه امروز ، جامعه ای زن ستیز ، جامعه ای که روز مادر دارد اما مادر در آن حقی ندارد . درایران هم مثل همه جوامع، زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. ناگفته روشن است که شیوة برخورد با زن در زبان و فرهنگ و قوانین هر جامعه می تواند معیار ووسیلة سنجش مناسبی باشد برای اندازه گیری درجة باور و یا عدم باور آن جامعه به آزادی و دموکراسی . براستی ما در زبان و فرهنگ مان با جنسیت متفاوت و الخصوص زن چگونه برخورد می کنیم؟ آیا برابر بودن زن ومرد را در عمل پذیرفته ایم یا نه بسیاری بر تفاوت در نگاه به جنسیت معتقد هستند قصدم ... دیدن ادامه » نایده گرفتن تفاوت ها نیست. خیلی چیزها با خیلی چیزهای دیگر تفاوت دارند. در همین زمینه ، برای نمونه کم نیستند کسانی که از متفاوت بودن زن و مرد شروع می کنند ولی این تفاوت را ارجحیت داشتن مرد بر زن تعریف می کنند. نه فقط در نگرش مان چنین دیدگاهی ادامه می یابد، ای بسا که به شکل قانون و عرف رایج در جامعه هم در می آید به این ترتیب، نتیجه این می شود که ، وقتی زورگوئی و قلدربازی بر علیه نیمه ای از جمعیت یک کشور (‌زنان) با نظام ارزشی حاکم بر جامعه بخواند و جور در بیاید و پذیرفتنی باشد چرا در میان آن نیمة دیگر (مردان)نتوان همین زورگوئی و قلدربازی را پیاده کرد؟ لازم نیست شکل و محتوای زورگوئی یک سان باشدو تغییر نکند. وقتی واقعیت زورگوئی از سوی کسانی که قربانی آن نیستند پذیرفته شود، باقی قضایا به دنبالش خواهد آمد . اما نمایش اکلیل برایم جذابیت متفاوتی داشت نمایش اینکه مگر میشود شاهد این حقارت باشیم و لذت ببریم مگر میشود ظلم را ببینیم و فاتحانه قضاوت کنیم درست حسی که در نمایشنامه اولئانا نوشته‌ی دیوید ممت به مخاطب دست میدهد ناخواسته لذت بردن از رذالت
بعد دیدن نمایش اکلیل به نوع نگرش زن ستیزانه مطروحه از طرف جامعه ای با هشت سال تفاوت زمانی رسیدم ، هشت سالی که حاصل از تغییر اندیشه های مردمی بود که روزگاری حداقل در ظاهر تفکر برابری را در آن برش از زمان که تصورات متعصبانه بخشی از فرهنگ جامعه بود پذیرفته بودند جامعه ایران با نقاب اسلامی شدن و تزریق اندیشه های هشت سال جنگ فرزندی به بار آورد که نه معتقد دینی است ونه انسانی آزاد اندیش هشت سال تفاوتی که در نمایش خانم شکریان با بالشت ها روی مبل به زیبایی نمایش داده شده و مرزبندی گردیده اند و ما حتی حق مرد بیش از دو برابر زن میبینیم (تعداد بالشتها ) مردی که با همه مشکلات فردی در تکلم و عدم حس رضایت دادن به پارتنر ، ناتوانی در روابط جنسی ، مشکلات معیشتی و ناملایمات خانوادگی و حقارت دوران کودکی اش که ناشی از مادری تن فروش و..... محق به مالکیت زن است و زنی که همه چیز را در اسارت و بندگی مردان می یابد و تا آنجا پیش میرود که خود به این نوع از حکومت متمایل شده و با تغییر جنسیت قصد حاکمیت را دارد اما مرد متفکر به ظاهر قوی زن را در زنانگی سرکوب میکند و اجازه رشد بیش از این را از او میگیرد وسیله این سرکوب خود سلاحی زنانه است سلاحی که اکلیل آجین شده ، همان اکلیلی که زن در انتخاب آرایشش بکار برده و مرد قصه را می آزارد فروشنده این سلاح هم زن است زنی برای کشتن زنی دیگر ، چاقویی که دسته خود را هر روز در جامعه می برد و در نهایت شلیکی به شکم زن شکمی که محل رویش و باروری است حکایت کشتن نسلی که ادامه نباید پیدا کند نسلی سرکوب شده در زن ستیزی
همان بدویت زنده به گوری امروز در رخت روشنفکرانه مدرن زن را در عصری که مدعی مدنیت است زنده به گور میکند و میمیراند اگر چه زن زنده است
برایم جالب بود که هیچ کدام از نقد ها مبتنی بر زن ستیزی حاکم بر اثر نبودند دوستانی که نمایش غلامرضا لبخندی را اثری زن ستیز میدانستند هم اینجا سکوت کردند خیلی از عزیزان کیفیت اثر را مورد نقد قرار داده بودند برخی گوشی همراه و مخاطب بد را و برخی سالن مستقل و ..... درحالی که مهمترین عنصر این نمایش نادیده گرفته شد که البته من در بحث با رفقایی که به کیفیت اثر ایراد گرفته اند باید بگویم موافق نیستم چون اثر کیفیت مطلوبی دارد و درمورد خانم عابدی هم باید عرض کنم منفعل بودن ایشان در برخی از لحظه ها کاملا عمدی است چون نقش زن در جامعه منفعل شده و از صراط خارج است و اتفاقا زیرکانه به نقش رسیده بودند در مورد کارگردانی هم باید به نگاه درست کارگردان در رویارویی با جامعه زن ستیز در لایه ای از شوخی هایی که مخاطب عام را به خنده وادار و مخاطب خاص را سردرگم میکند ، اشاره کنم و ارائه نسخه کاملی از جامعه امروز ما در قاب تصویر و حرکتی محکوم به سکون که کارگردان برداشتی واقعی از جامعه امروز برایمان به تصویر میکشد
امتیاز من به کار 4 از 5 ستاره است
درود بر جناب لهاک عزیز
زبانم در برابر نقدتون قاصر است
ممنون از نگاه خوبتون
ممنون از دریچه نگاهتون
سایتون مستدام سایه تئاتر
۲۲ خرداد
جناب لهاک سایتون مستدام
۲۵ خرداد
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید