تیوال | مریم تاواتاو: نقد کتاب کاکاکِرمَکی ، پسری که پدرش در آمد - نوشته
S3 : 07:03:53
نقد کتاب کاکاکِرمَکی ، پسری که پدرش در آمد - نوشته سلمان امین

کاکا کِرمَکی، پسری که پدرش درآمد، آخرین کتاب سلمان امین می باشد که در زمستان 1397 برای اولین بار چاپ شده است . همان گونه که از عنوان کتاب مشخص است نویسنده حتی برای پیدا کردن یک اسم ، توانسته از خلاقیتی استفاده کند که شاید در این روزها بیشتر از همیشه، ادبیات به آن احتیاج دارد . همین جهان بینی در کل کتاب نیز به چشم می خورد . نویسنده در هیچ کجای کتاب ،داستان، کم نمی آورد و حتی در جاهایی که مخاطب به دنبال این است که بفهمد شخصیت به کجا می رسد، او گره سخت تری به ماجرا زده و داستان تازه ای را با هوشمندی وارد می کند.
نویسنده سوار بر داستان،ماجرای کاکا را بازگو می کند. برای روایت، چیزی کم نمی گذارد و حتی در انتهای کتاب، زیرکانه ، توانایی اش را در ادامه داستان به رخ می کشد . جنگ ، سرطان ،فقر ،خیانت، ... دیدن ادامه » باورهای عامیانۀ اشتباه ،رشد جمعیت ، همگی مفاهیمی است که در خلال داستان ، کوچه به کوچه به آن اشاره می شود تا در انتها، نقشۀ شهری را ترسیم شود که نویسنده از تمام پیچ و خم های آن آگاه است .سلمان امین در این کتاب ، خود را تافته ای جدا بافته شده از جامعه ندیده ؛به سادگی قابل باور است او نیز در هوای همین شهر همین اتفاق ها را تجربه کرده، با سیاست و دردهای جامعه درگیر شده ؛ بی اعتنا به وضع مردم . صفحاتش را با واژه های دهان پرُکُن ، سیاه نکرده و سعی کرده تا از دریچه تازه تری به زندگی یک انسان و سرگذشت او نگاه کند .
مگر نه اینکه ادبیات و هنر باید بازتاب زندگی مردم باشند ؟! این که سطح سلیقه مردم در چه حدی است یک طرف اما رسالت هنرمندان و به ویژه نویسندگان را که تولید کننده خوراک فرهنگی مردم هستند، نمی توان نادیده گرفت . بالا کشیدن سطح سلیقه مردم، متر متر و سانت به سانت، اتفاق نمی افتد چرا که تغییر فرهنگ ،زمان زیادی را مطالبه می کند . این تغییر حتی اگر میلیمتر به میلیمتر روی دهد، باز هم به معنای برداشتنِ یک قدم بزرگِ رو به جلو است. همین قدم رو به جلو در این کتاب است که خواننده را با عبارات جدیدتری درگیر می کند . ادبیات در این کتاب با رقص زیبای کلمات در کنار هم، توانایی کلمه را در برقراری ارتباط، پررنگ تر کرده است ؛ چرا که در کاکا کِرمَکی با ترکیبات تازه تری مواجه می شویم که کمتر شاهد آن بوده ایم. واژه سازی نویسنده در اینجا به قصد به رخ کشیدن خلاقیت ذهنی اش نیست. او به غنی کردن متنش از طریق همین ترکیبات ساده اما جذاب ادامه می دهد تا فضای داستانیِ ترسیم شده اش جزء به جزء و آجر به آجر ،قابل فهم باشد ؛ به نحوی که در انتهای کتاب ، خواننده از فضای خانۀ "رییس" ، "تپالیان " و " جیبی " تصویری واضح در ذهن دارد ؛جغرافیای آنجا را می شناسد و حالا ادبیاتی به گوشش خورده که مخصوص کاکا ست.ادبیاتی خالی از واژگانی که کاربرد تکراری ، آنها را رو به بی معنایی سوق داده است. او کلمات را به گونه ای تازه تر ،کنار هم قرار می دهندتا معنای کلمه جدید، مستقل از مفهوم قبلی ، شالوده شخصیت را بسازد. در نتیجه خواننده با شخصیت پردازی از کاکا روبرو می شود که بعد از بستن کتاب نمی تواند به این راحتی ها تصویر ذهنی ساخته شده را از یاد ببرد و این جادوی ادبیات و اقتدار در شخصیت سازی است . شخصیتهایی که دیالوگشان از دهان نویسنده بیرون نیامده بلکه کلماتی را از آنِ خود دارند که متعلق به هیچ کس دیگر نیست ...کاکا در این کتاب ، شخصیتِ به هرقیمتی بگو نیست. او در قالب خودش روایت می شود و همین قالب خاص، فراموش کردن او را سخت می کند ...
چه بامزه .. ممنون برای معرفیش .. مشتاقم هرچه سریعتر بخونمش :)
البته در جواب این سوالتون که فرمودین : مگر نه اینکه ادبیات و هنر باید بازتاب زندگی مردم باشند ؟! معتقدم ؛ نه لزومن .
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید