تیوال | محمدحسن خدایی درباره نمایش قهوه برزیلی: کامران شهلایی در مقام نویسنده، و سمیه مهری در مقام
S2 : 14:25:24
کامران شهلایی در مقام نویسنده، و سمیه مهری در مقام کارگردان، در نمایش «قهوه برزیلی» به سراغ آدم‌هایی از طبقه متوسط جامعه رفته‌اند که گویا گرفتار ملال‌اند و از پس عشق‌های ممنوعه، دچار بحران اخلاقی خواهند شد. شراره رخام ایفاگر نقش یک زن است در آستانه بحران میانسالی , مشغول ترجمه داستان‌های کوتاهی از ادبیات فرانسه. زنی که با شخصیت‌های داستان‌های ترجمه شده، همذات‌پنداری پیدا و پنهانی دارد و در ادامه، وارد رابطه‌ای مسئله‌ساز با شوهر بهترین دوست خود می‌شود و کارش به تباهی و مرگ می‌کشد.
کامران شهلایی همزمان دو روایت را به پیش می‌برد، روایت قبل از فاجعه و روایت بعد فاجعه: مردگان و زندگان. بنابراین با دو فضای تنیده اما متضاد روبرو هستیم که قرار است به موازات هم، روایت عشق‌ها، جنایت‌ها و مرگ‌ها باشد. یک استراتژی اجرائی که گاه به پیچیده شدن ... دیدن ادامه » روایت یک‌ساعته نمایش منجر شده و گاه امکاناتی فرمال و روایی ایجاد می‌کند.
طراحی صحنه قرار است مینیمالیستی باشد، اما وسوسه کنار هم قرار دادن چند صندلی که شخصیت‌ها به تناوب بر آن نشسته و مشغول بیان ذهنی و عینی زندگی خود باشند، فضا را اندکی شلوغ کرده. فضای نزدیک تماشاگران، مربوط است به زیست انسانی که تعمدا سقط شده و مشغول بازی‌های کودکانه است.
به هر حال، «قهوه برزیلی» بازنمایی زوال اخلاقی جامعه این روزهای ماست. اما نکته اینجاست که چه به لحاظ اجرائی و چه از منظر روایی، پیشنهاد تازه‌ای ندارد و گرفتار ملال‌زدگی و از نفس افتادگی است. این مسئله البته از نمایشنامه کامران شهلایی می‌آید و با لحن احساسات‌گرایانه سمیه مهری، تشدید می‌شود. همان احساساتی که در نهایت، قرار است به سرنوشت تلخ مادری که فرزند خود را سقط می‌کند و دست به جنایت می‌زند، نگاه ویژه داشته باشد. همان نقشی که خود کارگردان بازی می‌کند و از این منظر، توان ایجاد فاصله احساسی با نقش را ناممکن می‌کند. این را می‌شود از اشک‌های بازیگر/کارگردان نمایش در انتها مشاهده کرد.
بازی شراره رخام بعد از اجرای «سیاست سوختن شربت‌خانه»، نشان از سبک ویژه اوست که چندان فراز و فرود ندارد و گاه یکنواختی را موجب می‌شود. به نظر می‌رسد او احتیاج به تجربه بیشتری در زمینه بازی روی صحنه تئاتر دارد تا بتواند تمایزها و تفاوت‌ها را بهتر از این روزها، اجرائی کند. علی شیری اما توانسته نقش یک مرد در آستانه خیانت و تجربه عشقی تازه را ایفا کند. بازی او در نمایش «مسئله غامض» به نسبت قابل اعتنا بود و نویدبخش یک بازیگر آینده‌دار.

در نهایت، گروه اجرائی بهتر آن است که در باب مسئله اخلاق مردمان طبقه متوسط شهری، بار دیگر به تامل تازه نشیند و رسالت تاریخی این‌گونه اجراها در نسبت با واقعیت جامعه بحران‌زده معاصر را روشن کند. قهوه برزیلی، اسم رمز خیانت‌ورزی و دست به جنایت زدن دوران معاصر جامعه ماست. اما نکته اینجاست که طعم و لحن تازه‌ای به مشام و مشاهده نمی‌رسد و می‌شود گفت، بازتولید همان زیباشناسی مالوف این سال‌هاست.
جناب خدایی سلام؛
گزینه احتمال افشاء جهت لو رفتن داستان نیازمند روشن شدن است.
۲۵ خرداد
ممنون. اعمال شد.
۲۵ خرداد
ارادتمندم جناب خدایی
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید