تیوال | نیلوفر ثانی درباره نمایش لولیتا نسخه‌ی ۱۲: "برملاشدگیِ ناموزون" لولیتا از آن دست
S3 : 07:15:10

"برملاشدگیِ ناموزون"

لولیتا از آن دست نمایش‌هایی‌ست که فضای خاص و سورئالش، جذابیت‌های بسزایی دارد چینش تودرتوی روایت‌هایی از موضوعاتی مشترک در یک نقطه‌ی همگرا، در جزیره‌ای که سراب انسان‌های گمگشته از رنج و عذاب زندگی‌ست، به یکدیگر پیوند می‌خورند و با زبانی شاعرانه واگویه‌ی مصیبت‌هایی می‌شوند که کابوس‌وار رهایشان نمی‌کند. پلک‌هایشان را می‌بُرند تا از هجوم رنج‌هایشان بگریزند اما انسان در کابوس‌ها و رنج های عمیقش، آنچنان فرو می‌رود که از آن رهایی نیست.

لولیتا داستان انسان معاصرست، انسانی که درمخاطرات جهان تلخ پیرامونش، به گمان دستیابی به سعادت و شادی .و رسیدن به آرزوهایش، تن به شرایطی ناخوشایند می‌دهد و دست‌آخر، حتی درجزیره‌ی برهوت دور از آدم‌ها نیز بدستش نمی‌آورد ... متنی درخور ستایش که اجراگرانی حرفه ای و موفق دارد ... دیدن ادامه » و با خلاقیتی جذاب، دهلیزهایِ متوالی از تعلیق و مرورِ اتفاقات را درکنارهم جفت و جور می‌کند. وهربار تماشاگر را بی محابا، در میانه‌ی هریک از این دهلیزها، با تراژدی دردناکی روبرو می‌کند. همان فاجعه‌ای که گویا، تا انسان در کلونی‎‌های اجتماعی خود می‌زید، از آن رهایی ندارد.

اما لولیتا نسخه‌ی12 که گویا بازنویسی چندین‌باره از لولیتای نسخه‌ی اول‌ست که سال گذشته به اجرا درآمد، عقب‌تر می‌ماند. پس‌و پیش شدن پرده‌ها و اضافه شدن دیالوگ‌ها و تغییر صحنه‌هایی برای وضوح و سرراست تر شدن داستان، ضربه‌ی بزرگی به کلیت متن واجرا زده است. که اساسا با فرم برگزیده معماگون ومرموزش در تضاد قرار می‌گیرد.
دیگر از آن فضای وهم‌آلود ابتدای نمایش که با ورود افرادی به جزیره‌ای متروک و گویشی شاعرانه، آغاز می‌شود، خبری نیست.. داستان در بخش‌هایی کاملا رو شده و به تماشاگر، کدها علنی ارائه می کند،که نه می‌تواند توالی پیشین را حفظ کند ونه انسجام جدیدی بیافریند. نه بهم‌پیوستگی معماگونش را که سبب تمرکز درجهت کشف جریان هر کدام از کارکترها لازم‌ست، تحکیم می‌کند ونه قادرست شاعرانگی برجسته و درخشان متن قبلی را که با تکرار چندباره‌ی بخشی از دیالوگ‌های کلیدی، موکد می‌شد، در اتمسفرسیال این اجرا، به چرخش درآورد و از تاثیرش بهره ببرد.
لولیتای نخسه‌ی12 اگر چه، همچنان حاوی محتوایی درخور از انسان امروز، رنجوری زن و سواستفاده جنسی از کودکان است، و بازیهایی قوی و مسلط دارد ولی در صحنه‌ی بزرگ سالن سپند، سرگردان عمل می‌کند و قادر نیست نیروهای موثر درمتن و اجرا را با تلفیقی منسجم، ارائه دهد. عبور و مرور بازیگران دراین صحنه‌ی عریض، اکسون‌های لازم در اجرا را دچار خدشه می‌کند و گاهی همین اتفاق، باعث می‌شود ریتم از هماهنگی لازم، خارج شود.
با این حال لولیتای نسخه‌ی 12 همچنان بعنوان اجرایی قابل توجه، می‌تواند یکی از گزینه‌های جذاب برای این روزهای مخاطب تئاتر باشد، که بدنبال نمونه‌ای ویژه ، حرفه‌ای و اندیشه‌ورزست..

نیلوفرثانی
با تک تک کلماتتون موافقم وفکر میکنم بهتر از این نمیشد نقدی بر این نمایش نوشت
۲۰ مرداد
خواهش میکنم بی اغراق عرض کردم
ای کاش کارگردان رضایت میداد تو چند اجرای اخرش لولیتای اصلی رو میبرد رو صحنه (ارزوه دیگه خنده نداره که!)
۲۰ مرداد
ممنونم ازلطفتون
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید