تیوال | محمدحسن خدایی درباره نمایش اژدهای طلایی: چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ بیست و هشتم مرداد
S2 : 15:43:26
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ بیست و هشتم مرداد ماه نود و هشت



راز آن دندان که بر فراز ما پرواز می‌کرد

نوشته محمدحسن خدایی

گویی نویسنده‌ای چون رولَند شیمِلْفِنیگ در نمایشنامه «اژدهای طلایی» واجد نوعی وجدان معذب است در باب مهاجران بی‌نام و نشان. همان توده‌هایی فاقد اوراق شناسی که ساعت‌ها در آشپزخانه‌ رستورانی چون اژدهای طلایی، در دل کشورهای توسعه‌یافته تا سرحد مرگ، به کار گرفته می‌شوند. رولَند شیمِلْفِنیگ از یاد نمی‌برد که چگونه با سنت روایی برشت، مطرودان جهان سرمایه را خطاب کند. بنابراین با نمایشنه‌ای روبرو هستیم که شخصیت‌ها مقابل تماشاگران می‌ایستند و منطق رئالیستی جهان سرمایه‌داری را دچار وقفه می‌کنند. یک جهان استعاری و شاعرانه که در آن دندان سوراخ شده یک دختر جوان، محلی است برای گردهمایی خانواده. جهانی که در آن رابطه ... دیدن ادامه » مورچه‌ها و جیرجیرک مناقشه‌آمیز است. اشاره‌ به اخلاق مورچه‌ها در انباشت آذوقه و در نهایت به انقیاد کشاندن جسم و روح جیرجیرک بینوایی که تمام تابستان را سرخوشانه زیسته. فرم روایی همراه است با تقطیع، مونتاژ و درهم‌تنیدگی مکان‌ها، فضاها و زمان‌ها. در پی بازتولید آن حس و حالی که کارگران در یک آشپزخانه پر رونق دارند. حتی جابجایی جنسیت‌ها و فاصله‌گذاری مدام آنان در باب روایتِ هویت خود و دیگری، همچون یک تمهید سیاسی و زیباشناسانه، عمل می‌کند. گویی در جهانی بسر می‌بریم که گرفتار سرگشتگی نشانه‌هاست. جایی که جهان سرمایه، همچون آشپزخانه رستوران اژدهای طلایی، برای جلب مشتریان، مملو از کارگرانی بی‌نام و نشان است. کارگرانی که برای درمان خود و امکان بازتولید انباشت ثروت، حتی اوراق هویت ندارند و در نهایت از فرط خونریزی جان خود را از دست می‌دهند.
علی پروشانی در مقام مترجم، طراح و کارگردان تلاش کرده به جهان اخلاقی، اجرائی و زیباشناسانه رولَند شیمِلْفِنیگ نزدیک شود. تا حدودی این گرایش به سرانجام رسیده اما نمایشنامه از اجرا جلوتر است. فی‌الواقع منطق روایی نمایشنامه مبتنی است بر فشردگی و درهم تنیدگی مکان‌ی و زمانی. اجرای علی پروشانی گاه توان تمایز بخشیدن به صحنه‌ها را به طور کامل نمی‌یابد و ادراک وقفه‌ها و گسست‌های روایی را برای تماشاگران، دشوار می‌کند. به نظر می‌آید صحنه‌های مختلف، شیوه‌های اجرائی متفاوتی را طلب می‌کند. تمایزی که منطق سیال و شاعرانه نمایشنامه می‌سازد و اشاره‌ای است بر بی‌خانمانی انسان مهاجر معاصر. رولَند شیمِلْفِنیگ جهانی چالش‌برانگیز آفریده که اجرائی کردن آن، مهندسی دقیقی لازم دارد. فی‌المثل جابجایی لحن‌ها، لباس‌ها و شخصیت‌ها اگر واجد نوعی نظم و زمان‌بندی مناسب نباشد، می‌تواند به اجرائی شتابناک و پرمخاطره دامن زند. نکته‌ای که گاهی در اجرای علی پروشانی، مشهود است. بنابراین تلاش گروه اجرائی، می‌تواند معطوف به این تمایزبخشی صحنه‌ها و یافتن بهنگام‌ترین شیوه اجرایی باشد.
در باب بازی بازیگران، با توجه به سیالیت نقش‌ها و جنسیت‌ها، اجرای اژدهای طلایی، چالش جذابی است. صبا پویشمن جوان‌ترین بازیگر گروه و البته تاثیرگذارترین آنهاست. خطابه‌ای که او در هنگام مرگ خود بیان می‌کند، درخشان است و استعاری. ابراهیم عزیزی و حسین امیدی، تکمیل کننده یکدیگرند. هر دو مدام با تغییر پوشش، جنسیت‌های متفاوتی را اجرا می‌کنند. مرضیه بدرقه و محسن نوری، مورچه و جیرجیرک عجیب و غریب نمایش هستند. بماند که همگی‌شان کارگر آشپزخانه اژدهای طلایی‌اند.
خیلی خوش اومدید جناب خدایی
متشکرم بابت نگاه ظریف و دقیق‌ و نوشتن نظرتون و محبت همیشگی‌تون
۲۹ مرداد
جناب خدایی خیلی محبت کردید. ممنون از دقت نظرتون
۳۰ مرداد
ارادت
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید