همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | مریم تاواتاو درباره نمایش شب بخیر مادر: یادداشت درباره تئاتر " شب بخیر مادر "
S3 : 22:40:28

یادداشت درباره تئاتر " شب بخیر مادر " به کارگردانی فرید سلیمانی
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو - چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1398.06.14

جِسی زنی جوان و بیوه است که در یک شب معمولی قصد دارد خودکشی کند و موضوع را به مادرش می گوید و البته که این تمام ماجرا نیست. " شب بخیر مادر " به کارگردانی فرید سلیمانی ، نمایشی است که این روزها در تماشاخانه دیوار چهارم به روی صحنه می رود . اجرا بر¬پایۀ نمایش نامه معروف مارشا نورمن ، انتخاب هوشمندانه ¬ای است که باعث میشود کلِ نمایش با تکیه بر یک متن قوی با دیالوگ هایی پخته ، ساخته شود که درعین سادگی ، با داشتن ضربآهنگی دخور ، داستان را پیش ببرد و مخاطب را یکباره به وسط ماجرا پرت می کند تا یک شروع جذاب را تجربه کند.
قصه ، قصۀ تنهایی است؛ تنهایی کسانی که اطراف ما هستند ولی متوجه جهان خلوت شان نمی شویم ... دیدن ادامه » ؛ جسی در ترسیم چهره تنهایی اش تا به آنجا پیش رفته که ابایی ندارد قضاوتش کنند و دلایلش را بشنوند .تصویر رفتن خود را آن قدر واضح ساخته که تمام جزییات را در نظر گرفته ؛گویی از تیری حرف می زند که سالها در قلبش فرورفته و زجرکشش کرده است. البته این درد یک شبه به وجود نیامده بلکه به تدریج و شاید مشهودتر در ده سال اخیری که در نمایش به آن اشاره شده، بزرگتر گردیده است . شاید جسی این ده سال را به خودش وقت داده بود تا به روزنه ای برسد برای ماندن . نگاه بلندمدت جسی به وقایع در طول این مدت او را مصمم تر کرده است که راهی جز پایان دادن به زندگی خود نبیند. اینکه تمام حرف ها و ناکامی ها باری می شود ، روایت از جامعه ای دارد که فردی مانند جسی را به این مرز از تنهایی می کشاند که فکر می کند از پس هیچ کاری درخور و شایسته بر نمی آید، بیمار است و نمی تواند کسی بشود که همیشه انتظارش را داشته .
و البته اگرچه این متن، قدیمی است اما یقینا پرداخت به درگیری های ذهنی، کهنگی ندارد . تا وقتی جامعه به سمتی حرکت می کند که باعث می شود یک زن جوان تصور کند از پس هیچ کاری برنمی آید وسرخورده است و نمی تواند هیچ چیز را تغییر دهد ، دلیل محکمی است که ادبیات و هنر باید کنکاش تازه ای را شروع کنند .نه سکوت در برابر افسردگی می تواند راهگشا و بازدارنده باشد تا دستی را ازکشتن خود یا دیگران دور کند و نه پنهان کردن آشفتگی های روحی .
نمایش، قصه گوست و سعی دارد در زمان محدود ،دست به تمام دریچه ها ببرد و داستان آن قسمت را تمام و کامل تعریف کند . متن لکنت ندارد. مشکل ، ذره ذره اضافه می شود تا جایی که در انتهای نمایش، مخاطب، لحظه ای به مسیری که پشت سر گذاشته می نگرد و می داند چگونه این درد روی هم جمع شده و تراژدی مدرن از زندگی یک زن جوان رقم خورده است .
"معصومه رحمانی" در نقش جسی توانسته همان بی انگیزگی لازم را ایجاد کند و درخشان ظاهر شود . او مصمم به تصمیمی که برای ادامه زندگیش گرفته ، قوطی های شکلات را پر می کند و برنامه بیست سال آینده زندگی مادرش را می چیند . در مقابل هر توجیه و سوال مادرش مقاومت می کند و پاسخی در آستین دارد ؛ چون برای گردآوری تمام این حاضرجوابی ها ده سال وقت داشته است . ده سال از زمانی که برای اولین بار او به این تصمیم، فکر کرده است.
"مریم بوبانی " در نقش مادر ، شخصیت زنی کهنسال را بازی کرده که فکر می کند مسیر طبیعی زندگی فرزندش در حال گذر است اما یکباره با بحران دخترش مواجه می شود .اوتصویری از یک زن بهت زده و در حال تلاش را نمایش می دهد که سعی دارد دخترش را از تصمیمش منصرف کند . مادر در انتقال حس اضطراب و ترس تا جایی پیش می رود که رازهایی از گذشته را برملا می کند . گاه خودش را مقصر می داند و گاه دیگران را سرزنش می کند .
طراحی صحنه تداعی گر یک خانه است . خانه ای که همراستا با فضای کلی نمایش سعی در بازگویی محل زندگی جسی و مادرش را دارد . استفاده از تغییر نور در پررنگ تر صحنه هایی که تاثیر گذاری بیشتر دارد، تمهید مناسبی است که در انتقال حس به تماشاگر مفید بوده است . هر وسیله در این خانه در راستای بیان داستان قرار گرفته است.
یکی از ایراداتی که به نمایش نامه و رفتار جسی گرفته می شود، تصمیمی است که او برای متوقف کردن زندگیش گرفته؛ اما جامعه ای که زنی جوان را به این میزان از تنهایی و سرخوردگی می رساند و در آخر جوابی برای این فرایند ندارد، نمی تواند انتظار داشته باشد که درباره آن حرفی زده نشود . مگر نه آنکه ناکامی ها و ندیدن ها مثل هیولایی خوش اشتها ، افراد زیادی را درخود می بلعد و روانشان را متلاشی می کند ؟! شاید حرف زدن راهی معقولانه تر باشد.
ما در جهانی زندگی می کنیم که ظریف ترین حرکات، بزرگترین تاثیرات را بر روان یک فرد می گذارد و بی اعتنایی ، چاشنی مزاحمی است که در تمام روزگار پاشیده می شود و تنهایی می آفریند . تاثیر هنر در آنجا هویداتر است که بتواند به درون انسانی سرک بکشد و دردهایش را ببیند و برای دیگران بیان کند تا دوایی پیدا شود . اگر قرار باشد تعریف هنر را محدود دربازگویی مسائل زیبا ببینیم، آن وقت به اندازه فرسنگ ها از رسالت هنردورافتاده ایم . سعادت آنجاست که هنر بتواند مرهمی شود برای دردهای جهانی که در همهمه و شلوغی خود، انسان را فراموش می کند و از سایر انسان ها فراموشکار می سازد . اگر تئاتر در جایگاه هنری بزرگ که در درونی ترین حالات روحی یک فرد نفوذ می کند بتواند دردی را بازگو کند و راهی تازه تر از امید را نشان دهد و حتی جهان بینی یک نفر را تغییر دهد یعنی درمسیر حرکت برای بهتر کردن اوضاع قرار گرفته است. تئاتر "شب بخیر مادر"، تلاشی قابل تقدیر برای بیان دردهای روحی در قالب اجرایی قابل قبول است که سعی دارد با نگاه به پروندۀ فروپاشی روانی یک انسان، دریچه تازه تری از نگاه به اهمیت انگیزه و امید در زندگی را نشان دهد .

با سپاس از لطف، نظر و وقتی که برای این نمایش گذاشتید
۲۳ شهریور ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید