تیوال | kasra nari: گرفتار با لهجه اى از جنوب ‎به سمت ساحلى مى آید پر
S3 : 09:14:07
گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎به سمت ساحلى مى آید پر از زندگى
‎لنگرش گیر مى کند در پاى امید
‎و شب از راه مى رسد .
‎- گرفتار ، گرفتار ، گرفتار
‎- گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎؛ وقتى که اسیر شده باشد.
‎گوش مى دهد به صداى طوفانى خیالى
‎و چشم هاى بسته اش را به شب مى سپارد
‎-غرق مى شود
‎- غرق مى شود
‎؛ غرق مى شود در گویش نامعلوم خودش
‎و ناگهان شرجى هوا روى گونه هایش مى نشیند
‎صدایش مى کند
‎امید .
‎آزادى.
‎آرزو.
‎؛ ... دیدن ادامه » صدایش قطع مى شود .
‎شب از راه مى رسد .
‎- گرفتار با لهجه اى از جنوب
‎در تن پوش ٣ نفر
‎در هوا گرفتار شده
‎٣ نفر را صدا مى زند
‎صدایش قطع مى شود
‎شب از راه مى رسد
‎- از خواب مى پرد
‎شرجى هوا هنو روى گونه هایش خودنمایى مى کند
‎به خودش مى بالد و خط مى زند ٣ نفر را
‎قبل از قطع شدن صدا
‎شب از راه مى رسد .
.
‎-حوصله شعر در سطر دوم سر رفته بود
‎(به سمت ساحلى مى آید پر از زندگى)
‎خالا به سرریز شدن فکر مى کند
‎در رودخانه اى با لهجه ى مازندران
‎گوش مى کند
صدا در هوا مى چرخد
مازندران در هوا مى چرخد
جنوب در زمین مى ماند
و ٣ نفر را متولد مى کند
صدا دیگر قطع نمى شود
- شب از راه مى رسد .
گوش مى سپارم به زمین ، آسمان
جنوب و مازندران
درد به سرم رسیده
عروسک کوکى ام گریه مى کند
اشک از غرب مى آید و پل هاى صورت اش را خراب مى کند
تاریخى چند هزار ساله فرو مى ریزد
اشک از شرق مى آید و مذهبى را به خاک مى کشد
مسجدى چند روزه را فرو مى ریزد
- شب از راه مى رسد
درد هنوز در سرم مانده
در چند سطر عقب تر
وقتى مازندران ، جنوب ، آسمان و زمین
؛شرق و غرب
؛مذهب و تاریخ
- به آغوش هم نمى رسند
- شب از راه مى رسد .
.
سرم به این شعر گره خورده
حیوانى از لب هایم بیرون مى پرد
صدایش گرفته ، صدایش کم مى آید
- صدایش قطع مى شود
حیوان با بدنى شبیه به آسمان ، مى پرد
به زمین نمى رسد
؛ پل ها خراب شده اند
تاریخ ها فرو ریخته
مسجد فرو ریخته
مذهب ......
- شب از راه مى رسد
.
پایان سوت مى زند
گرفته سوت مى زند
به گوشم نمى رسد
- صدایش قبل تر از این شعر
وقتى که آسمان و زمین
سیاه و سفید بودند
قطع شده بود
- شب هرگز از راه نرسید

.
#کسری_ناری
قشم
فروردین 1398
۶ روز پیش، چهارشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید