تیوال | محمد کارآمد درباره نمایش پنجاه پنجاه: دنیای پنجاه پنجاه حقیقتا جهانی اشناست جهانی که در آن
S3 : 07:51:43
دنیای پنجاه پنجاه حقیقتا جهانی اشناست جهانی که در آن هر اتفاق قرینه ای پنجاه درصدی در مقابلش دارد . جهانی که از دل خلاقیت و تلاش کارگردانی کاربلد و آگاه و نترس و تجربه گرا از هیچ بوجود آمده , ایده ای نه چندان روشن و نه چندان داستان پذیر که تنها از تمایزات دنیای ما نشات گرفته و در بستر نمایشی تو در تو ذره ذره تماشاگر صبور و تیز بینش را با خود همراه میکند و از پس روایتی پیچیده و طوفانی او را به کشف شهودی ناب دعوت میکند.

آیا تابحال تجربه مصیبتی ویرانگر و تلخ و درناک را داشته اید ؟ آیا در مورد این فاجعه کابوس دیده اید؟ آیا وقتی آنرا مرور می کنید داستان این درد و رنج , منظم و منطقی در ذهن شما حک شده است؟ یا هر بار گوشه ای از آن اتفاق برایتان پررنگ میشود؟ پنجاه پنجاه جهانی اینچنین است , کابوسی دیوانه وار که با سرعتی غریب روایت میشود و با شرری کم سو , لحظاتی تاریکی اطراف را میشکافد و از پس سایه ها قدمهای بعدی را مینماید.

آیا ورود دخترکی معصوم به دیر و مواجهه با خواهران طماع مذهبی دردناکتر است یا سواستفاده جنسی از دخترکی دیگر که از فقر راهی خانه فساد خواهران دلال محبت شده است؟ از این شانسهای پنجاه درصدی کدام بر دیگری ارجحیت دارد؟

ارزشمندترین بخش این نمایش درک در هم تنیدگی داستان با فرم اجراست که گارگردان آنرا بدرستی از ایده به عمل اورده و با گروه پر تلاشش به هماهنگی رسانده است, قطعا فرم این اجرا منحصر به فرد و شاخص است و با تمرکز زدایی اتفاقات از مرکز صحنه تماشاگر را مجبور میکند تا از طول عرض سن به عمق و ارتفاع سالن نمایش برسد و حتی دقیقه ای در قالب بیننده کلاسیک نمایش نگنجد و از پی اتفاقات دیوانه وار وگاها پر خطر صحنه به نوعی مدرنیسم روایی آگاه شود , حقیقتا این اجرا هم برای تماشاگران و هم نمایشگرانش تجربه ای خاص و غریب است که سکوت کامل سالن و تمرکز بالای همه حاضران شاهد این مدعاست.

به نظر من طراحی صحنه پنجاه پنجاه چیزی فراتر از عالی است که به همراه نور پردازی و موسیقی مناسب لحظاتی تکرارنشدنی در تئاتر ایران از لحاظ فرم اجرا رقم میزند.
(حداقل من چنین اجرای پر بازیگر و هماهنگ به همراه اکسسوار خاص و مناسب و معنی گرا در تئاتر ایران به یاد ندارم) , بازیها اکثرا خوب و در خدمت اجرا به همراه همنوایی جذاب که نشان از تمرین کافی و نظارت بر جزییات عوامل کار دارد و بطور کلی پنجاه پنجاه نمایشی است که باید با دقت دیده شود تا جزییات فراوان آن ازقلم نیافتد.

تنها مشکل این نمایش شاید عدم ارتباط با تماشاگران کلاسیک و قصه دوست باشد چون نبودن خط داستانی مشخص و روایت چند پاره از منظر گوناگون و سرعت بالای اتفاقات و کمبود زمان تحلیل برای تماشاگر شاید برای عده ای اجازه نزدیکی به نمایش یا همراهی با آن را ندهد که خب این نه نقطه ضعف بلکه به نظر من نقطه قوت این نمایش است و به گفته خود کارگردان هدف تجربه کردن فرم جدیدی از نمایش با احترام به مخاطب بوده و در دنیا هیچ نوآوری بدون مخالفت نمی ماند.

این نمایش کاملا بر مبنای القائات تصویری استوار است و به هیچ عنوان خبری از نمایشنامه خوانی یا مونولوگ یا دیالوگهای رایج اثار کلاسیک در آن نیست و بیننده هر لحظه با نمایش تصویری و غیر قابل توصیف در کلام مواجه است و از انچه در سن نمایش و اطراف و بالا و پایین آن میبیند به دور از سایر عوامل نمایشی به حظ بصری میرسد. پنجاه پنجاه در یک کلام تجربه ای برای دیدن است.

پ ... دیدن ادامه » ن1 : دیشب بنده و اعضای محترم گروه "من یک تماشاگرم" با لطف و مهماننوازی عوامل این کار مواجه شدیم و از آگاهی و فهم جناب کارگردان و سایر عوامل بهره بردیم
پ ن 2 : این نکته برای من بسیار جذاب بود که فرق گروهی مثل ما که با صداقت تمام و بی هیچ چشم داشتی فقط بدنبال اصلاح فرهنگ تئاتری تماشاگران و گروههای اجرایی هستیم با سایر افرادی که بدنبال باج گیری و منفعت مالی هستند برای عوامل اینکار کاملا مشخص و محترم بود.
پ ن 3: تا جای ممکن از صندلیهای جلو و گوشه دوری کنید فقط وسط
ممنون که ما رو دیدید و برامون نوشتید
۳۱ شهریور
ممنون که ما رو نگاه کردید و شنیدید
۰۲ مهر
پیشنهاد بسیار خوبی بود تلاش کنید فعالیت ان گسترش یابد
ازت بعید بود..
حمد و ثنا گفتنت را دوست دارم
ولی ایرادات نمایشنامه دارم
بزودی متنم را منتشر می کنم
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید