تیوال | مجتبی مهدی زاده درباره نمایش سمفونی کوچک سکوت: آدمهای سرزمین من زود به زود جای زندگی و مرگ شان عوض
S3 : 17:03:19
آدمهای سرزمین من
زود به زود
جای زندگی و مرگ شان
عوض می شود،
خیلی وقت است
هیچ کس
یک شادی از ته دل را
با چشمان خود ندیده
انگار خواب روشنایی را
دیگر هیچ وقت نخواهیم دید.

عصای پیرمرد همسایه
تلو تلو کنان
روی سنگ فرش خیابان نقش بسته
شاید زیر پایش
عزای ... دیدن ادامه » ملکه مورچه هاست
که دل شان برای ما می سوزد،
بغض،سپیدی درختان را
به سمفونی مرگ مبدل کرده
ابرهای سیاه و خاکستری
سایه شان را بر روی شهر
گسترده اند

دیگر زمستان هم
ذوق و شوق جوانی اش را
به همراه ندارد
نکند سپید ترین فصل سال
سلطنتش به تاراج رفته؟

تقویم برای همیشه
روز عزای عمومی پر درد است
و ماه هایش سال بعد
این طور نوشته می شود:
مهر،خون،آذر
نسل کشی،ظلمت چهل و یک ساله،اسفند.

#مجتبی
این دست های زنده ، بوی مرگ می دهد
از بس که مرده های زنده مان را شسته ایم
بیچاره شادیِ مقتول عصای پیرمرد
ما باز هم گول زُهد و ریا ، خورده ایم
خاتون مورها زنده است بحمدلله
همداستان قاتل است ،شکر خدا
این مورها ، گوشتخوار شده اند
از پُشته پُشته مرده های زنده ما
هی تاج و سلطنت نسپارید به فصل ها
هی ... دیدن ادامه » خون تازه نریزید به پای ماه ها
بس کن شمردن و درج داغ ها
در سالمرگ و سالروز التهاب ها


باید ترانه ای بسُرایی برای فصل امیــــــــــد
۰۲ بهمن
mahaya
ممنون از لطف و مهربانیت
۰۴ بهمن
بیا قرار بگذاریم
هر شنبه نذر لبخند صلواتی کینم
برای رهگذران توسریخورده و سر به هوا
برای عابران آبستن کابوس و پُر از شادی سقط شده
بیا واکسینه عادت شویم به قرارهای بی دیدار
من آخرین نامه را نوشته ام
به گلوله های نامه خوان سلااااااام برسان

سپاس مجتبی عزیر
به ... دیدن ادامه » پاس بخت خوانش سهمی از اشعارت
شعر و زندگیت پُر از رنگ های قشنگ
۰۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید