همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | neda moridi: تارهای بی‌کوک و کمان باد ولنگار باران راگو بی‌آهنگ
S2 : 21:44:12
تارهای بی‌کوک و
کمان باد ولنگار
باران راگو
بی‌آهنگ ببار!


غبارآلوده، از جهان
تصویری باژگونه در آبگینه‌ی بی‌قرار
باران راگو
بی‌مقصود ببار!

لبخند بی‌صدای صد هزار حباب
در فرار
باران راگو
به‌ریشخند ببار!

چون ... دیدن ادامه » تارها کشیده و کمان‌کش باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی‌کوک به ملال انجامد،
باران را رها کن و
خاک را بگذار
تا با همه گلویش
سبز بخواند

باران را اکنون گو
بازیگوشانه ببار!

«شاملو»

خط اول رو تا خوندم این آهنگ شهیار قنبری تو ذهنم پلی شد


سازهای غربت ، سازهای ناکوک
شعر، بادامی تلخ ، سوگوارِ دلپوک
برگها زردِ زرد ، وقتی هوا نیست
بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نیست
زخم هم چه بیهوش ، هیچ کس با ما نیست
شب چنان تیره ، که شب پیدا نیست
شب ... دیدن ادامه » هم پیدا نیست،...
شب هم پیدا نیست....
عشق اما پیداست
عشق اما پیداست
حرف حرفِ فرداست
کارِ بچه هاست
طاق ها بی کاشی ، راه ها مثل هم
حرف ها شاعر کش ، بغض ها بی شبنم
دست ها افتاده ، سرها خمیده
چشم ها خشکیده، عطرها پریده
ماه هم دورِ دور ، آه اما نزدیک
روز هم بی روزن ، سرد ، سرد و تاریک
چه سرد و تاریک، چه سرد و تاریک
عشق اما پیداست
عشق اما پیداست
حرف حرفِ فرداست
کارِ بچه هاست
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زیرِ باران
آخرین شاعر پرید و دود شد ، شعرش از هر دشنه ای آویزان
شاپرک افتاده در جوهردان ، یاسِ بی سر، وقفِ مرهم گاه
ای یقین سبز مثلِ معجزه ، سایه ی آمدنِ تو در راه
روز باید باشد ، عشق اما پیداست ....

#شهیار_قنبری
۰۴ فروردین
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زیرِ باران
آخرین شاعر پرید و دود شد ، شعرش از هر دشنه ای آویزان
شاپرک افتاده در جوهردان ، یاسِ بی سر، وقفِ مرهم گاه
ای یقین سبز مثلِ معجزه ، سایه ی آمدنِ تو در راه
روز باید باشد ، عشق اما پیداست ....

عشق اما پیداست؟!
۰۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید