همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | شکوه حدادی: شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدایی انبوه
S3 : 07:52:37
شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو ؟


شفیعی کدکنی
( م . سرشک )
با درود فراوان
نمیدونم چرا یاد این شعر حضرت حافظ افتادم

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس ... دیدن ادامه » نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

استاد شفیع کدکنی به حق شایسته نام استاد هستند. بینظریند، در این اوضاع فرصتی دست داده بازهم کتاب فوق العاده این کیمیای هستی را تورقی کنم .
۰۴ فروردین
بادرود و سپاس از شما
علی آقای گرامی
دکتر شفیعی کدکنی به واقع از استاتید بسیار برجسته و گرانقدر سرزمینمان هستند .
عمرشان دراز باد
اشعارشان در کتاب " در کوچه باغهای نشابور " بسیار زیباست و با حال و هوای این روزگار ما بسیار همخوانی دارد .
۰۵ فروردین
دلتنگه اون همه جنب و جوشیم نیلوفر جان
۰۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید