همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | محسن جوانی: همین‌طوری که داشتم حرف می‌زدم به این فکر می‌کردم که
S2 : 07:19:48
همین‌طوری که داشتم حرف می‌زدم به این فکر می‌کردم که من هم تقریباً همه‌جایم درد دارد ولی نمی‌دانستم چرا دوست ندارم به کسی بگویم که دو نقطه درست یک بنده انگشت بالاتر از هر دو ابرویم از داخل درد عجیبی دارد. انگار دو نفر را اجیر کرده باشند که درست همین نقطه را با قلم‌چکش بتراشند و از بیرون هم هرچه این دو نفر کوبیده‌اند را دو نفر دیگر سر جایش برمی‌گردانند. تو این بده‌بستان سهم من درد‌های عجیبی‌ست که گاهی به چشم‌ام می‌زند. این را درست نمی‌دانم که این درد‌ها به هم مربوط هستند یا نه. تا الان بیست‌وپنج آزمایش انجام داده‌ام. از خون گرفته تا ادرار و این آخری‌ها آب نخاع. هیچ مایع یا ترشحی در بدنم نمانده که آزمایشش نکرده باشند. هیج راه نگاه کردن به بدن بیمار نبوده که روی من پیاده نکرده باشند از ام‌آرآی تا سونوگرافی. آخر سر هم همه یا به هم پاس دادند ... دیدن ادامه » یا گفتند مشکل عصبی‌ست و خودشان را خلاص کردند اما یادشان نرفت که منشی بگویند برایم یک وقت چک‌آپ دیگر بگذارند که یعنی خیلی نگران بیمارمان هستیم ارواح عمه‌شان. آخرین نفری که گفت درد‌هایم ریشه عصبی دارد اورولوژیستی بود که از فرط ور رفتن با ماتحت بیماران همه چیز را مخرجی می‌دید. طبق معمول ژل مالی‌ام که کرد و شروع کرد فرو رفتن نطقش باز شد که باید پیش روان‌پزشک بروم. چنان داشت با دقت معاینه می‌کرد تو گویی بزرگترین مکشوفت بشری ریشه در همین راه‌رو دارد. اسم یکی دوتا دکتر را هم همان حین کار گفته بود ولی من داشتم فکر می‌کردم که گفته بود روان‌کاو یا روان‌پزشک و اصلاً فرق این دوتا چی هست؟ مگه این‌ها چی یاد می‌گیرن که طرف با فوق تخصص من را به آن‌ها حواله می‌دهد.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
از یهویی‌هایی که هیچ‌وقت ادامه پیدا نکردند.
قرنطینه و یادآوری خاطرات نوشتاری ....
۰۷ فروردین
البته پول چاپ و اینا که یه مبلغ معلومیه، پیشنهاد من چاپ صد یا دویست جلد بصورت چاپ دیجیتاله که خب بستگی به تعداد صفحات داره و خیلی زیاد نمیشه، میمونه یه حق نشر که اونم نهایتش پونصد تومنه. ناشری مثل عزیزی که نام بردید نهایتا پونصدتومن حق نشر میتونه بگیره ... دیدن ادامه » و یه برگ مجوز بده خدمتتون.
من به نظرم هر قراردادی دارید، کان لم یکن کنین، اگر شابک و فیپا گرفته، بگین مجوزشو بگیره که نهایتا کمتر از یه ماه طول میکشه، پونصد تومنم قیمت منصفانه ایه.
میمونه چاپش که گفتم میشه دیجیتال چاپ کرد صدتا دویست تا که من کمک و راهنماییتون میکنم کمترین هزینه چاپ شه
اونموقع میتونین برا فروش و پخشش تصمیم بگیرین. همین ناشر یا ناشر دیگه ای برای پخشش صحبت کنین.
من تو این بازار توصیه نمیکنم بیشتر ازین تعداد چاپ کنین کتابتونو
همون چشمه یا ققنوس هم بعیده تضمینی برای پخش یا فروش کتابتون بدند.
۰۸ فروردین
سید جان ارادت / پوزش بابات تأخیر.
عرض شود که من اصلاً نمی‌خواستم و نمیخوام که کتابی چاپ کنم!
آقای علی کریمی کلایه (نمی‌دونم میشناسی یا نه) یه جلسه‌ای با هم بودیم و این کاری که من دادم به اون بنده خدا رو خونده بود می‌گفت باید چاپ بشه و حیفه و از این حرف‌ها ... دیدن ادامه » این شد که دادش (من ندادم ـ یه نسخه که دستش بود رو داد به اونها) به اون نشری که عرض کردم و افتاد توی یه لوپ تکراری.
حقیقتاً اونقدر که باید پیگیری نکردم چون واقعاً قصدی از نوشتن نداشته و ندارم : جوون بودیم و جاهل.
در کل اما ممنون برای ارائه طریق
۱۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید