تئاتر در قرون وسطی : ( قسمت اول )
کلیسا با تقبیح نمایش هایی که تا آن دوره اجرا میشد ،آئین های نمایشی مربوط به پرستش را مورد حمایت قرارداد . در این دوره به منظور تسلط بر حیطه هنر و نمایش ، همچون حیطه های دیگر مانند سیاست و اقتصادو ... ، کشیشان و اباء کلیسا تمام تلاش خود را کردند تا تئاتر را با اندیشه های مذهبی مورد نظر خود همسو نمایند به طوری که کشیشان بازیگری آموختند و سرگذشت پر درد و رمز آلو مسیح جایگزین نمایش های شاد شد و حریم کلیسا صحنه ای شد مقدس برای این گونه نمایش ها ... . کلیسا تمامی سعی خود را نمود تا مفاهیم مذهبی مورد قبول خود و ابهت مسیح را آن طور که خود در نظر داشت از طریق هنر نمایش به مردم القاء نماید و با افزودن شکوه و جلال و توسل به عناصر تخیلی به تئاتر شعله ایمان را در آنها بیفروزد . نمایش نامه ها بیشتر بر پایه ی کتاب مقدس و با هدف تجسم اتفاقات گذشته بود ( میستری ) ، نوعی دیگر از نمایشنامه مربوط به نمایش معجزات می شد ( میراکل ) و در کنار این دو ، نمایش نامه هایی نیز بود که مضامینی اخلاقی داشت . ( مورالیته)
ویل دورانت - تاریخ تئاتر