در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سامان حسنی: " تصنیفِ اِنگِسِ وِیلان " (سروده‌ی ویلْیِم باتلِر ییتس)
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:08:06
" تصنیفِ اِنگِسِ وِیلان "
(سروده‌ی ویلْیِم باتلِر ییتس)


به سویِ جنگلِ فندق نهادم گامْ من، زیرا
به جانم شعله‌ای پَر زد، به سر اَخگر بزد سُودا

بُریدم شاخه‌ای را، پوستش از بیخ بَرکَندم
نهادم توتِ وحشی بر نوکش، بستم به نخ؛ شایا

شباهِنگام، شب‌پَرهای سیمین‌بالْ در پرواز
هم، سوسوزنان ... دیدن ادامه ›› هر یک کواکب مثلِ شب‌پَرها

فِکَندَم طعمه در رودی دَمان، صیدش همی کردم
یکی سیمین‌بدن ماهیِ کوچَک‌تَنْ قزل‌آلا

نهادم تا که صیدم بر زمین، رفتم کناران‌سو
فشانم اخگری، باری کنم تا آتشی بر پا

ولی ناگاه، چیزی بر زمین خش‌خش‌کُنان جنبید
دانستم یکی اسمم صدا زد، خوانْد نامم را:

بدیدم ماهیِ کوچک، شده‌ست بانویِ رَخشانی
که دارد غنچه‌سیب وُ تاجِ گُل‌زیور به گیسوها

صدا زد نامِ من، بعدش به تعجیل از بَرَم رفت او
به نورِ صبحِ صادق محو شد کم‌کم شبح‌آسا...

اگرچه کثرتِ آوارگی فرسوده جانم را
میانِ درّه، کوهستان، دمن، ماهورمَأواها

سرانجامش کنم پیدا من آن بانوی گمگشته
فشانم بوسه بر لب‌ها، بگیرم دست‌هایش، تا

میانِ روشن وُ تیرهْ علف‌های بلند وُ سبز
با هم گام برداریم وُ تا باقی‌ست دوران‌ها

ز سیبِ نقره‌فامِ ماه برگیریم رَه‌توشه
طلایی سیبِ خورشیدش بچینیم از فلک، فردا –


(21 تا 26 خردادماه 1395 – تهران)
The Song of Wandering Aengus
(William Butler Yeats)


I went out to the hazel wood
Because a fire was in my head

And cut and peeled a hazel wand
And hooked a berry to a thread

And ... دیدن ادامه ›› when white moths were on the wing
And moth-like stars were flickering out

I dropped the berry in a stream
And caught a little silver trout

When I had laid it on the floor
I went to blow the fire a-flame

But something rustled on the floor
And someone called me by my name

It had become a glimmering girl
With apple blossom in her hair

Who called me by my name and ran
And faded through the brightening air

Though I am old with wandering
Through hollow lands and hilly lands

I will find out where she has gone
And kiss her lips and take her hands

And walk among long dappled grass
And pluck till time and times are done

The silver apples of the moon
The golden apples of the sun
۲۳ اردیبهشت
بالتازار
به به :) آقا جدای نبوغ و ذوق و توانمندی ، چه انتخابهای درجه یکی هم دارین . قبلی بودلر و حالا این ابرشاعر که میشه ساعتها درباره یگانگی و عظمتش صحبت کرد . چقدر معرکه تغزل شکوهمندِ رمانتیکِ ...
گرچه بسیارند برگ وُ بَر، فقط یک ریشه از من مانده بر جا...
(فرازی از The Coming of Wisdom with Time)


با درود بر شما فرهیخته‌ی ارجمند.

بی‌گُمان حضور سرورانی فهیم چون شما پای کژنویسی‌های این کمترین، با آن مَنِش بزرگوارانه که خصلت ... دیدن ادامه ›› شناخته‌شده‌ی شماست، بیش از دلگرمی، مایه‌ی مباهات است. بنده در برابر بذل محبّت‌تان نه کلمه‌ای مناسب سراغ دارم وَ نه کلامی درخور، چه که حرفِ زیاده از مِداد، جُز خطا حاصل مَداد. سپاسدار وسعت نگاهتان که انتهای لایتناه واژه‌هاست.

دوستدار شما –
۲۳ اردیبهشت
سامان حسنی
گرچه بسیارند برگ وُ بَر، فقط یک ریشه از من مانده بر جا... (فرازی از The Coming of Wisdom with Time) با درود بر شما فرهیخته‌ی ارجمند. بی‌گُمان حضور سرورانی فهیم چون شما پای کژنویسی‌های ...
ای آقا :) حتا بنده نوازی‌ها و تعارفاتتون هم شاعرانه ست که باید هی خوند و هی لذت برد . قلمتون قنده آقا ، قند :)
۲۳ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید