تیوال | صنم محجوب بهروز درباره نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه...: من دیشب این تئاترو دیدم . و باید بگم برای اولین بار
S3 : 07:57:27
من دیشب این تئاترو دیدم . و باید بگم برای اولین بار وقتی تا ساعت 5.30 سر کارم و یک ساعت و نیم هم توی ترافیک و از ظهر هم احساس خستگی می کردم .توی تئاتر یک لحظه هم احساس خستگی نکردم . و این یعنی تئاتر به هدف خودش رسیده از ریتم نیافتاده . یعنی تاثیر گذاره . در تمام مدت نمایش مو بر بدنم سیخ شد . و اینکه تاثیر تئاتر هنوز توی ذهنمه و این تئاتر این قدر به نظرم مهمه که به همه همکارام که اصن هم اهل تئاتر نیستن پیشنهاد کردم برن . خواهش می کنم هر کی نرفته بره ببینه . بازی خانم رهنما و نسیم ادبی هم شاهکار بود
پی نوشت : می توانستم یادداشت بهتری بنویسم اما هیجان اجازه نمی داد

سوال :کدام اپیزود به نظرتان از همه بهتر بود
خانم ادبی توی اژیزود دوم خیلی خوب بازی کردن اما خانم رهنما به خاطر تجربشون بیشتر مخاطب رو جذب کردن.
۱۴ آبان ۱۳۹۲

بازی ها در هر سه اپیزود بسیار قوی و تاثیرگذار بود و مخاطب را در خود غرق می کرد و با خود همراه می نمود .
من در تمام مدت اجرا نفهمیدم زمان چطور گذشت . از فشار تاثر و تالمی که داشتم ، پس از ترک سالن دچار سردرد غریبی شدم و حالم خیلی بد بود .
با درود به خانم ... دیدن ادامه » ساناز بیان و همه ی عواملی که زحمت فراوان برای به روی صحنه آوردن این نمایش بیاد ماندنی کشیدند . سپاس
۱۷ آبان ۱۳۹۲
اپیزود سوم ازین جهت که درام بیشتری داره( خود ماجرای قتل که اغلب هم پیش از این در موردش نمیدانستیم، نامه ی محدثه و اونجایی که سودابه بعد از آزادی دوباره پشت شیشه ها برمیگرده و نشون میده نمیشه به زندگی عادی سابقش برگرده) و شما کاملا میتونید خودتون رو جای سودابه بگذارید، جذاب تر به نظر میرسه.

در اپیزود دوم و خصوصا اول شما همزاد پنداری کمتری میکنی و درام کمتری وجود داره اما کاملا میتونی شخصیت ها رو درک کنی. عشق ژاله و کینه و لذتی که نسرین از کشتن میبره رو درونت حس میکنی و باهاشون آشنایی. زیبایی این دو اپیزود در اینه که انقدر عالی بازی میکنند خانم ادبی و قجابگلی که انگار واقعا همون شخصیت ها رو داری میبینی. درسته ما همزادپنداری نمیکنیم باهاشون خصوصا با نسرین ولی کاملا میفهمیمشون. خصوصا در اپیزود دوم اینکه کسی به خاطر عاشق بودن قراره اعدام شه واقعا دردناکه و متاثر میکنه آدم رو(اونجایی رو به یاد بیارین که خانم ادبی پشت شیشه میگه ببخش (بیصدا) (البته اینجا داره نقل قول میکنه از دیگران) و انگار حرف دل ماست که نمیخواهیم یک عاشق اعدام بشه. شاید به این دلیل که اگر بناست او به جرم عشق اعدام بشه ما به جرم بسیاری گناهان بس بزرگتر شایسته ی اعدامیم).

شوخی هایی که تو کار وجود داره مخصوصا در اپیزود اول و بازی عالی و به جای خانم صالحی در نقش خبرنگاری کنجکاو و در پی حقیقت و بیطرف باعث میشه ما این زنها رو از خودمون بدونیم. قتل برای ما عادی نیست اما انگار باید عادی باشه چون نسرین یکی از ماست

شاید ما هیچوقت تصور نکنیم که روزی قاتل شویم. اما این نمایش اپیزود به اپیزود به شما نشان میدهد که احتمال قاتل شدنتان بیشتر و بیشتر است. حتی قاتلی از نوع نسرین هم آنقدرها از ما دور نیست. ازین جهت نمایش ترسناکی است که به شما نشان میدهد پتانسیل قاتل بودن حتی در حد نسرین در شما هست. این خیلی هشدار خوبی است تا مراقب اعمالمان باشیم و ذهن و دلمان را از آلودگی ها پاک کنیم و همچنین متوجه مسؤولیتی که بر عهده داریم باشیم.

از طرفی نمایش نشان میدهد که لفظ قاتل انگی است که به یک فرد میچسبد و شاید اصلا وجه درستی نداشته باشد. چه بسا جنایتکارانی که آنها را قاتل نمیدانیم و چه بسا بیگناهانی که قاتل میدانیمشان. پس نباید وقتی لفظ قاتل را میشنویم فکر کنیم با آدم عجیب و غریبی طرفیم. ما را شاید قاتل ندانند ولی از یک قاتل حتی در حد نسرین گناهکارتر باشیم!

در ... دیدن ادامه » مورد این نمایش میتوان بسیار صحبت کرد و از ظرافت هایش گفت. اما این کار از عهده ی من خارج است چون حس میکنم نمیتوانم آن طور که شایسته ی کار است حق مطلب را بیان کنم.

آنجه نگاشتم هم از سر ذوق زدگی و شوری است که این کار در من ایجاد کرده و الا من قصد نگارش نداشتم.
۱۸ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید