تیوال | نیلوفر ثانی: شاعران بدون مرز (13) مامور اعدام به چی فکر می‌کنه وقتی
S3 : 04:25:32
شاعران بدون مرز (13)

مامور اعدام به چی فکر می‌کنه
وقتی شبا از سرِ کار
برمی‌گرده خونه؟
وقتی کنار زن و بچه‌ش می‌شینه
تا یه فنجون قهوه بخوره
یا یه بشقاب نیمرو...
یعنی ازش می‌پرسن:
روز خوبی داشتی،
همه چی مرتب بود...
یا واسه فرار از این سوالا
از بیس‌بال حرف می‌زنن،
از آب و هوا،
از سیاست،
از ... دیدن ادامه » مجله‌های فکاهی و
فیلمای سینمایی؟
یعنی دستاشو نگاه می‌کنن
وقتی قهوه،
یا نیمرو جلوش می‌دارن؟
اگه بچه‌ی کوچولوش بهش بگه:
بیا اسب بازی کنیم بابا!
بیا! اینم طناب،
اون به شوخی می‌گه:
امروز به اندازه‌ی کافی طناب دیدم؟
یا صورتش از شادی موج برمی‌داره و
می‌گه:
تو دنیای معرکه‌ای زنده‌گی می‌کنیم؟
اگه ماه
به پنجره‌ی اتاقِ دختربچه‌ش
که تو خوابِ نازه بتابه و
موهاشو و گوشاشو عینهو مِیِت سفید کنه
مأمور اعدام
چی‌کار می‌کنه؟
باید براش آسون باشه
من فکر می‌کنم
هرچیزی برای مأمور اعدام آسونه...

" کارل سندبرگ"
ترجمه : یغما گلرویی
ذهن منو خیلی درگیر کرد ...
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
اشتراک خوبی بود
.....
ممنونم از نیلوفرخانم
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنونم دوستان ارجمندم از توجهتون
جناب بیگ محمدی عزیز سپاس از مهرشما که دریغ نمیکنید ..
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید