کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | سعیده: تاریک و تو به تو منم، بی سرزمین، کویر تنها تو میدانی که من حالم نگفتن
S3 : 03:32:42 | com/org
تاریک و تو به تو منم، بی سرزمین، کویر
تنها تو میدانی که من حالم نگفتنی است

این شعرها چون طبل رسوایی است فریادست
اصرار می کنم که من حالم نگفتنی است

در جست و جوی هر چه دستم می کشم هر جا
خار و خسان فریاد که دستم فشردنی است

خون می چکد، حالم ورم کرده ست بیمارست
از سقف دلتنگی سر و حالم چه دیدنی است

آن اتفاق مبهمم، آن مجرم خاموش
بی ... دیدن ادامه ›› حکم شلاقم بزن، عاشق نمردنی است

این روزها باران نباریدن گرفته ست
گل های تشنه در کویر من فسردنی است

باور نمی کردم اتاق سرد و دردم را
این بی قراری های بی پایان چشیدنی است
این بی قراری های بی پایان چشیدنی است
حس آمیزی زیبایی بود.
۲۳ تیر ۱۳۹۳
جناب صدری گرامی، بسیار از شما سپاسگزارم بابت گذاشتن وقت ارزشمندتون بر خوانش موشکافانه این شعر کج و کوله.
بله حق با شماست. هجاهای کوتاه و بلند رو تو این مصرع ها به جای هم آوردم. با همکلاسی هام همیشه به مزاح پای اختیارات شاعری رو پیش می کشیدیم برای شعرای ناقصمون :-)
حقیقتاً چشم و گوش شما در وزن یابی خیلی تقدیرشدنی است :-)

خوشحالم از حضورتون
۲۳ تیر ۱۳۹۳
مینای عزیز، ممنونم که به من سر زدی و خوشحالم که شعرم رو زیبا می خوانی :-)
۲۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید