آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 22:37:01 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اگر در رودخانه ای به دنیا می آمدم
با گرداب ها دوستی نمی کردم حتماً
با سنگ ها دوست می شدم
به خاطر سادگی و صراحتشان.

اگر در برکه ای به دنیا می آمدم
با قورباغه ها دوستی نمی کردم حتماً
با جلبک ها دوست می شدم
به خاطر نوازش بی هیاهویشان.

اگر در جنگلی به دنیا می آمدم
با روباه ها دوستی نمی کردم حتماً
با پلنگ ها دوست می شدم
به خاطر ... دیدن ادامه ›› خیال پردازی های شاعرانه شان.

پنجاه و هشت سال پیش به دنیا آمده ام
نه در رودخانه، نه در برکه، نه در جنگل
در سرزمینی پر از گرداب های گیج کننده،
هیاهوی قورباغه ها، حیله ی روباه ها
برای همین است که
دوستان اندکم را
چنین دوست دارم.


« حافظ موسوی »

از کتاب مادیان سیاه
نشر ثالث
صبا صالحیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رونمایی از پوستر فیلم «مسیــر کـوتـاه» به کارگردانی کامبیــز طاهری

عوامل این فیلم تا این مرحله عبارتند از:

تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان:
کامبیــز طاهــری

مُشاور فیلمنامه:
یاسمـن میــرزایـی
مرتضی پورعلی

بازیگران:
سـاغــر طاهــرپـور
کامبیــز طاهــری
یاسین یوسفی
مجتبی کشاورز
صادق تقوی

دستیار ... دیدن ادامه ›› کارگردان:
یاسیـن یـوسفـی

منشی صحنه:
ژاله مروتی

مدیر تصویربرداری:
رحیــم عبـادی
دستیار فیلمبردار:
مجتبی کشاورز

مدیر صدابرداری:
کامبیـز طاهـری
صدابردار:
حامد طهماسب‌زاده
دستیار صدابردار:
مصطفی طاهری

تدوین و اصلاح رنگ:
رحیــم عبـادی

صداگذاری:
کامبیــز طاهــری

طراح گریم:
افسـانه خلفی

عکاس صحنه:
مریم بیاتی
عکاس پشت صحنه:
محمدرضا عبادی

فیلمبردار پشت صحنه:
صادق تقوی

طراح صحنه و لباس:
کامبیــز طاهــری

مشـاورِ حقوقی:
علیرضا توکلی

#مسیر #مسیر_کوتاه #پوستر #بازیگر #مستند #فیلمبرداری #کامبیز #کامبیز_طاهری #پشت_صحنه #سینما #سینمایی #کارگردان #نمایش #تئاتر #هنرپیشه #آموزش #فیلم #هنر #فیلم_سینمایی #عکس #موسیقی #روانشناسی #روانشناس #آگاهی #خبر
نمایشنامه «مسافر اتاق شماره 37» نوشته «هومن بنائی» و با مقدمه ای از «دکترعطاا...کوپال»

در معرفی این نمایشنامه آمده است:
این نمایشنامه ساعات پایانی زندگی صادق هدایت را روایت می کند. روزهای پایانی عمر صادق هدایت در اتاق کوچک یک مسافر خانه واقع در پاریس سپری می شود. روایت روح شکننده ای که صدای سوت آزارش می دهد. جغدی که روزگاری او را به اوج برده آزاد می کند با تمام تکه فکرهایی که از غرب بر جامه اندیشه اش وصله پینه شده هنوز خود را یک ایرانی می داند. نویسنده ای که بارها به مخلوقاتش درس انتحار داده اکنون و در این فضا به دنبال راهی برای پایان داستان خود می گردد.
روایت عشق نویسنده ایست که چشم پوشید از احساسش و معشوقش را حتی در سطرهای داستان ها نیز به آغوش قهرمانش نسپرد. روایت آزرده مَردی ست که شانه هایش زیر بار حرافان بی عمل خم شده و طریق آزاد زیستن را خوب می شناسد. «مسافراتاق شماره 37» مستخدمی دارد که بیش از اینکه جوهر داستانش خشک شود می سوزد. زنی که برای ملاقات می آید.«مسافراتاق شماره 37 » او را دوست دارد. اما بیش از آنکه حضورش خاطره شود تمنایش در سطل زباله زیر میز تحریر مچاله می شود. سایه های زندگیش زیر نور آتش کاغذها جواب سوالاتی است که از او داریم.نمی دانیم چرا، هر چه هست می دانیم او را با همین تاریک روشنای محزونش دوست داریم و...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر نیک روش (amirketab)
درباره فیلم‌تئاتر لافکادیو i
چهل دقیقش قابل مشاهده بود بیست دقیقه آخر با مشکل و هنگ پخش شد ربطی هم به سرعت نت نداشت
گروه همیاری (support)
درود بر شما
جناب نیک روش گرامی، از دقیقه ۴۷ تا انتهای نمایش به صورت آنلاین دیده شد مشکلی مشاهده نشد.
شاید در زمان مشاهده شما اختلال مقطعی ایجاد شده باشد.
با سپاس
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میگن پادشاهی از خردمندان قومش خواست تاریخ زندگی انسان رو خلاصه کنن.چهل جلد کتاب درومدِگفت خلاصه تر بابا این زیاده نمیتونم بخونم.حوصله ندارم.یه جلد کتابش کردن آخر.گفت بابا اینم زیاده.کوچکترش کنین.ده صفحه... یه صفحه...
گفت حالا حوصله ندارم.همین یه صفحه رو هم خلاصه بگید که چی شد.سرگذشت انسان چی بود؟ گفتند:آمدند.رنج کشیدند.مردند.
پرسید:در جستجوی چه چیزی؟
گفتند:قدرت.
گفت:چه کار کنم که من رنج نبرم؟
گفتند:کودک باش!
کودک همیشه دنیا رو متفاوت با ما بزرگ تر ها کند و کاو میکنه
هرچیزی برای کودک شگفت انگیزه!
خوش به حال کسایی که توی 90 سالگی هنوز کودک درونشون فعاله.یه سنجاقک روی خوشه ی گندم زار جدی میگیرن و نگاه میکنن!
دیشب توی خبرها دیدم حسن معجونی یه تئاتر جدید داره به اسم "شهرِ شیشه‌ای" که احتمالاً همون "شهرِ ما" رو آپدیت کردن برای کرونا؛ فکر کنم توی باکسِ شیشه‌ای اجرا میشه. داشتم از دوستم می‌پرسیدم میای بلیت بگیرم؟ که بیدار شدم.



یعنی اولین تئاترِ داخلِ سالنِ بعد از کرونا که می‌بینم چیه؟
«انبار» به جشنواره فرهنگی هنری «ترواک» در ترکیه راه یافت. | عکس «انبار» به جشنواره فرهنگی هنری «ترواک» در ترکیه راه یافت.
به گزارش روابط عمومی، فیلم کوتاه «انبار» ساخته حسین ترک‌جوش برگزیده مرحله اول نخستین جشنواره فرهنگی- هنری «ترواک» ترکیه شد. این رویداد با نکوداشت پروفسور ایرج اعتصام (پدر معماری نوین ایران) در رشته های «فیلم»، «عکس»، «کاریکاتور» و «داستان» با موضوع خانه و خانواده، مهاجرت و سفر برگزار می‌شود. علی مصفا و فرنوش صمدی هیات داوران بخش «فیلم» این جشنواره را به ریاست فاطمه معتمدآریا تشکیل می‌دهند. فیلم کوتاه «انبار» با محوریت قرار دادن کارکنان یک انبار ضایعات کاغذ، داستانی جنایی_ اجتماعی ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی، فیلم کوتاه «انبار» ساخته حسین ترک‌جوش برگزیده مرحله اول نخستین جشنواره فرهنگی- هنری «ترواک» ترکیه شد. این رویداد با نکوداشت پروفسور ایرج اعتصام (پدر معماری نوین ایران) در رشته های «فیلم»، «عکس»، «کاریکاتور» و «داستان» با موضوع خانه و خانواده، مهاجرت و سفر برگزار می‌شود. علی مصفا و فرنوش صمدی هیات داوران بخش «فیلم» این جشنواره را به ریاست فاطمه معتمدآریا تشکیل می‌دهند. فیلم کوتاه «انبار» با محوریت قرار دادن کارکنان یک انبار ضایعات کاغذ، داستانی جنایی_ اجتماعی را دنبال می‌کند. هامون سیدی، علی یعقوبی، محمدرضا هلال زاده، اودین روشن، فاضل قنادی، علی پیله ور، شیوا سرمست، وحیده اکبری نسب، مرتضی حسینی راد، وحیدباقری، حامد کریوند بازیگرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش پرداختند.
از دیگر عوامل این اثر مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، طراحی و ترکیب صدا: سید محمود موسوی نژاد، مدیر تولید: سعید دلاوری، تدوین: محمد تیموری، مدیر صدابرداری: هاشم زنگی، موسیقی: خشایار چهاربچاری، مدیر امور بین الملل و مترجم: امیدعلی چوگانی، طراح صحنه و لباس: سمیه کاری، دستیار صحنه و لباس: طاهره یاری، چهره پرداز: گیتی رنجبر، دستیار اول و برنامه ریز: بهار پری دری، دستیار دوم کارگردان: ثمینه بنفش، جانشین تهیه: سارا دیاری پور، دستیار تهیه: محمد ترک جوش، دستیار تولید: جواد ترک جوش، عکاس و فیلمبردار پشت صحنه: محمد طالبی، طراح پوستر و لوگو: سیاوش فرحی، محمد بلادی فرد قابل ذکر هستند.

سلام چجوری میشه خرید
علی بلوریان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
15م اردیبهشت 1400

حالا که من رسیده‌ام اینجا، همین پیشِ پایِ نزدیکترین معبدِ بوسه‌هایِ تو..
حالا که من دستم از آسمان به بال و از پرندگی به دست‌های تو پریده است..
حالا که من غریبگی را در شمایلِ چشم‌های تو، به حُسن آشنایی پَس‌ زده‌ام..
حالا که من هزار پوسته انداخته‌ام و از انهدام خود، به سمتِ ادارک جهان، دوباره برخاسته‌ام..
حالا که من رد کرده‌ام صدگور وُ صدسنگ وُ صد مویه از مزارِ خویش، به آغوش تو پر کشیده‌ام..
حالا که من نیم‌نبض، نیم‌رگ، نیم‌جدا مانده از تو، گره خورده‌ام، به یک‌ تا شدن..
به همین وقت و همین لحظه‌ی پرشتابِ بی‌درنگ
به همین گاهنامه‌ی اکنون که ... دیدن ادامه ›› جنونم در شفاعت‌تو..
به همین قلبِ آزرده از دوری و پریشانی..
به همین زخمِ ناسور و خرابِ دلتنگی..
مرا چه واگذاشته‌ای به‌چشم‌براهیِ ناممکن این راه و دیوار..
به خوابی که از چشمم نمی‌گذرد، به شیهه‌ی شبی که مدام ماه را به برکه می‌خواند و نمی‌آید..
به هرباره در زادروزِ بهشتی‌ترین روزِ عشق..
انتظار گمشده‌ام در پیچاپیچ این گذر خسته..
سراغت را نمی‌بیند‌، بویت را نمی‌بوید..

من چشم گشوده‌ام، که به دیدار تو بازگردم به راه..
چشم گشوده‌ام، در چشم تو باز بینم روزگار..
بال گشوده‌ام، در من ترانه‌ی هزار کلمه‌ی ناخوانده‌ی رهایی باشی..
صبرکرده‌ام صدروزه و هزارروزه و هزارساله، که تو جانِ دلم باشی..

و حالا در این وقفه‌ی گذران و هیاهوی جهان که صدا به صدا نمی‌رسد، که آدم به آدم خو نمی‌گیرد،
من دچارشدن را در انعکاس خنده‌های تو بارها دیده‌ام..
و از سفری از کوره‌راه‌ها و بیراهه‌ها، از هجرتِ غارها و کشتزارها،
از آن قرنی که در چشم لیلا، تو را می‌خواستم ، یا در تنم، با زخمِ زلیخا، می‌ساختم
از آن شورش آغاز زمین، از فهمِ ناممکنِ زمان
«تو را در سینه داشتم» ...
که به شوق بوسه بر برکه‌ات، «نیلوفرشدن را برداشتم»..
.
نیلوفر ثانی
تولدتون مبارک عزیزم... ♥️😍
امپرسیونیست
تبریک فراااوان بانو :) آمین که همیشه بدرخشی و سهمت از زندگی ؛ شیرین ترین اتفاقاتِ روزگار و با شکوهترین موهبتهای خدا باشه
بامداد عزیزم ممنونم دوست این سالهای خوب
ممنون از وجودت و دوستی پرمهرت :)
برای تو هم حالی خوش و برقرار و مدار
۱۹ ساعت پیش
تولدت مبارک نیلوفرجان، دلتنگتم🌱
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت درباره انیمیشن " همراهی با گرگ­ها"

نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1400.02.11

جهان امروز و هیاهوی ناشی از مدرن شدنش، قدرت کشف را از انسان گرفته و در عوض به مفهوم سرعت، اعتباری زیاد داده؛ انسان مدرن به دنبال چیزهای تازه اما پرشتاب است که راه رسیدن طولانی ندارند و زودتر از انتظار می­توان به منظور نهایی ­شان دست یافت. این هیاهو، فرصت مزه ­مزه کردن جزییات حتی در دریافت داستان را از انسان گرفته و درعوض، در دنیایی پر از عدد و عجله رهایش کرده. انیمیشن ایرلندی "همراهی با گرگ­ها"، این فرصت را به تماشاگر می­­دهد که برای لحظاتی، عظمت حضور در فضایی غیرواقع­تر ... دیدن ادامه ›› را تجربه کرده و از مناظر مختلفی که هم­چون نقاشی و در عین ظرافت، کنار هم قرار گرفته لذت ببرد.

داستان، درباره آدم­هایی است که به خواب می روند و تبدیل به گرگ می­شوند. حاکم شهری در کنار یک جنگل، با عقاید تند و تیزش بر ساکنین ریاست می­کند؛ مردم همگی از گرگ­ها وحشت دارند و حضور آن­ها را ناشی از قدرت­های اهریمنی می­دانند. "رابین" دختری از همین شهر با گرگ­ها ارتباط برقرار می­کند و آن­ها را از نگاهی تازه ­تر می­بیند و این­گونه، شکل اداره شهر و ترس عجیبی که در قلب مردم از گرگ­ها جا گرفته زیر سوال می­رود آن هم در وضعی که فرصت پرسش­گری و ابراز وجود افراد، توسط حاکم سرکوب می شود. رابین، جهانی را می­بیند که کسانی در جنگل هستند که توانایی اداره گرگ­ها را دارند و می­فهمد بذرِ ترسی که در درون مردم گذاشته شده، چندان رنگ واقعیت ندارد. فیلم دارای دیدگاه سیاسی و اجتماعی در بیان روایتش است اما آن­قدر آرام که این­گونه برداشت نشود که تیغ شعاردهی به دست گرفته و می­خواهد زورگویی و استبداد را مستقیما نقد کند. " همراهی با گرگ­ها" آهسته به سراغ در هم کوبیدن کلیشه­ های فکری شخصیت­هایش می­رود؛ به جزییات اهمیت می­دهد و از عاطفه مادری به عنوان عنصری انگیزاننده استفاده می­کند. پازلی کامل از مجموعه عاطفه و انصاف در تفکر، که انعطاف را می­ستاید و آزاداندیشی را ترویج می­دهد.

شاید اگر زمان اکران این انیمیشن همزمان با انیمیشن قوی "روح" نبود، توجه بیشتری به این فیلم می­­شد . اما حتی تمرکز کمتر افکار عمومی روی این انیمیشین، از روح ­نوازی موضوع و اجرای آن نمی­ کاهد. تکیه این فیلم بر داستان­های عامیانه و تصویرسازی قوی، یک اجرای متمایز از آن ساخته. حتی موسیقی، به عنوان عنصری کاملا به جا مورد استفاده قرار گرفته و تاثیر فضا را افزایش داده.

نورپردازی و توجه به مفهوم سایه در ساخت فضایی که ماورای ظاهر بتواند عمق شخصیت­ها و یا مقصود صحنه ­ها را نشان دهد در ترسیم مرز خیر و شر به کمک آمده. استفاده از داستان­هایی با مفهوم جادو و آغشته به تخیل در کنار خلقِ شخصیت­های اصلی و فرعی و ایجاد ارتباط بین آن­ها، مسیر انیمیشین را در معرض اتفاقات تازه قرار داده وحس متعجب شدن از تماشای این میزان رنگ و ماجرا را منتقل کرده است.

تخیل، امکانِ ترک جذابیت بعد واقعی زندگی را به انسان می­دهد و او را به نقطه­ ای می­رساند که همین ترک به او نوعی رهایی می­دهد؛ تخیلی که حضورش را مدیون واقعیت است؛ وامدار دستکاری واقعیت.در همراهی با گرگ­ها، تخیل و کیفیت بُعد بصری، در کتار محتوای غنی آن، به مکان اعتباری تازه داده و با شاعرانگی، مسیر داستان را پیش گرفته است.

بخش زیادی از دارایی داستان این انیمیشن، تکیه بر داستان­های فولکور اروپا درباره پریان داده است. همان بخش از داستان­های عامیانه که تمدن­ها با توجه به آن، مسیر حرکت چرخ فرهنگی خود را پیش برده­ اند و خط پررنگی از حضور فلسفه در آن به چشم می­آید. فیلم، تمثیلی از جهانی است که قالب ­ساز است و می­خواهد همه در چارچوب قرار دهد و طعنه می­زند به جامعه ­ای که شستشوی مغزی می­طلبد و شجاعت در بیان شبیه خود بودن را برنمی­ تابد. " همراهی با گرگ­ها" داستان شجاعت است. آن هم از نگاه دختری کوچک که حتی از گفتن باورها و حرف­هایش پیش حاکم مستبد شهر نمی­ هراسد و در عوض، کلیشه های موجود را زیر سوال می برد و از آنچه سایرین می­ هراسد، ترسی ندارد. به کسی که شایسته است دست دوستی دراز می­کند و محبت مادرانه را می فهمد.

شاید پایان فیلم آن­طورها غافلگیرانه نبود اما فوران عواطف و احساسات در صحنه­ هایی که قبلا ناامیدی رویشان سایه انداخته بود، پرداخت خوبی داشت . همراهی با گرگ­ها، از آن فیلم­هاست که هم­چون یک جعبه بزرگ مدادرنگی با رنگ­های متفاوت، خودش را تعریف می­کند و آن­قدرها از خلاقیت بصری و محتوا کمک می­گیرد که نقاشی­های متعددش فراتر از صحنه­ های انیمیشن­های معمول به چشم می­آید و در یاد می­ماند. این فیلم، محتوایی ساخته که به محدود نماندن و بزرگ فکر کردن اشاره می­کند و آن­قدرها از وفاداری، تلاش و امید در بستر رگه ­های رنگ­هایش می­گوید که در تاروپود تماشاگر جا می­گیرد. حتما جهان امروز به جسارتِ متفاوت فکر کردن نیاز دارد؛ به برهم زدنِ تمام کلیشه­ هایی که با پرورش استبداد می­خواهند گاریِ فرسوده­ای از نفرت را حرکت دهد محتاج است. این فیلم، داستانِ با مهر فکرکردن و با عشق اما آزاد زندگی کردن است.
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط یک سوال دیگر را که جواب بدهی دیگر تمام میکنم. دو نهال هم سن و سال در باغی کاشته میشود. یکی از آنها در خاک خوب و نقطه آفتابگیر است و آب هم فراوان می خورد. دیگری در خاک بد و گوشه ای تنگ و تاریک. کدام بهتر رشد می کند و کدام میوه بیشتری می دهد؟

- معلوم است آن که شرایط مناسب تری دارد.

اسپینوزا نهال اول را آزاد می خواند. این نهال آزادی کامل دارد تواناییهای ذاتی خود را بروز بدهد. و اگر فرضا درخت سیب باشد توانایی هلو دادن یا آلو دادن ندارد. این امر در مورد آدمها نیز صدق می کند. اوضاع و احوال سیاسی، برای مثال، می تواند جلوی رشد و پرورش شخصی ما را بگیرد. مقتضیات برونی می توانند ما را از پیشرفت باز دارند.

📗 #دنیای_سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت درباره کتاب "تخم شر" نوشته "بلقیس سلیمانی"
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو
چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1400.02.09

"بلقیس سلیمانی" نویسنده ای است که برای طراحی مضمون داستانهایش، سراغ ماجراهای عجیب وغریب نمیرود. او به گونه ای جغرافیای محل زندگی خود را نشان میدهد که نتوان از وسوسه ی شناخت آن خاک و داستانهایش دست شست. زبانش خواننده را میخکوب میکند برای شنیدنِ قصه هایی که غیرقابل باور روایت نشده بلکه راوی،آنقدرها مسلط به حوادث است که میتواند در بستر یک موضوع اصلی، داستانهای فرعی بیشتری بگوید، به اصلیت ماجرا شاخ و برگ دهد، از آداب و رسوم یک روستا حرف بزند و در نهایت، مخاطب را با خودش ببرد به مهدِ کلمه و جهانِ قصه. این ویژگیِ قصه گویی، همان مهره ماری است که اگر نصیب یک نویسنده شود، میتواند طیف گسترده ای از خواننده ها را جذب کند و از قلمش ماندگاری بسازد.
درواقع برگ برنده بلقیس سلیمانی، علاوه بر تسلط او بر عناصر داستان، دست گذاشتن روی ماجراهایی است که ریشه در فرهنگ زادگاهش دارد. او این ماجراها را در تلفیق با تخیلات خود به گونه ای پروانده که در فرم و محتوا، عطر تجربه های زیسته خودش پراکنده شود و آثار قابل دفاعی را به بازار نشر عرضه دهد؛ داستانهای او با احتمال زیاد در ... دیدن ادامه ›› جذب حس همذات پنداری و همراهی مخاطب، معرفی میشوند؛ حسی که جای خالیش را در سالهای اخیر بین بسیاری از داستانهای تازه به بازار آمده، میتوان مشاهده کرد. سلیمانی، از جهانی میگوید که مختصاتش برای خواننده ایرانی، غریبه نیست. اقلیم و فرهنگ به عنوان دو ویژگی مهم در چیدمان قصه های او نقش بهسزایی دارد و داستان، لابهلای همان باورهای مردم روستا جلو میرود و خودش را واضح تر میکند.
"تخم شر" آخرین کتاب خانم نویسنده، درباره دختری از گوران است که از دیوار راست هم بالا می رود و به خاطر ته تغاری بودنش محبوب پدر سنتی خانواده است و از گزند برادرانش در امان مانده. محور کتاب، عشقی است که این دختر به آن دچار میشود. این کتاب، حجیم ترین اثر بلقیس سلیمانی است که در آن، بار اصلی به دوش حوادث گذاشته شده.در این میان شخصیتهای متعددی طراحی کرده آنهم به گونه ای که تعدد آدمهای قصه، منجر به ابهام ماجرا نشود. نگاه فلسفی نهفته در بطن کتاب با دیالوگهای همین شخصیتها بیشتر به چشم می آید. نگاهی که از بطن سرگذشت آدمهای این قصه آمده و سوال فلسفیِ "بودن" را بارها با کیفیتهای مختلف، زیر و رو میکند.
نویسنده، دالانهایی از قصه ساخته و از یک رویداد به رویداد میپرد تا قصه جلو برود. ادارۀ این میزان قصه و ناخدایی کشتی که بارِ "قصه" دارد و رساندنِ صحیح و سلامتِ آن به ساحل، کاری است که از یک نویسنده مسلط همچون سلیمانی برمی آید.
پذیرشِ این میزان توالی رویداد در تخم شر، شاید در بین مخاطب کم حوصله ترِ این سالهای بازار نشر ایران، کمی سخت به نظر بیاید؛ مخاطبی که داستانهای کوتاه و عاری از فلسفه را بیشتر می پسندد و طالبِ لقمه های حاضر و آماده ای است که جستجوگری غلیظی برای فهم نخواهد. آنچه سلیمانی در کتابهایش دارد، دعوت مخاطب به مسیر تازهای از درک مسائل فلسفی در بستر یک محیط داستانی است. مسیری که با زبانی ساده و روان، سعی دارد سلیقه مخاطب را بالاتر بکشد، چشم او را به روی مسائل تازه تری باز کرده و وادارش کند که سوالاتی اساسی درباره ماهیت جهان هستی از خود بپرسد. این پرسشگری همان نقطه ای است که رسالت داستان را پررنگتر میکند؛ نقطه ای که نویسنده به قیمت ِفروش بالاتر، دست به انتخاب ایده هایی نزدیک به ذائقه عامه مردم نمیزند و تسلیم سطحی نگری در نوشتن نمیشود بلکه در مسیر خود قدم برمیدارد و به سراغ قصه هایی میرود که حقیقتِ حضورشان در جامعه محرز است و شاید به واسط دشواری در پرداخت به آنها به دلیل سادگی بیش از حدشان، کمتر مورد توجه بوده. از این جهت، دغدغه بلقیس سلیمانی در آفرینش داستانهایی با اسکلت محکم و مفاهیمی متکی بر جهان بینی، قابل ستایش است. اسکلتی که در عین سادگی، سرشار از هوش و مواجهه های دراماتیک است؛ رویدادهای اجتماعی از چشم او پنهان نمانده و به نوعی در سایه پیرنگی قوی و لابه لای دیالوگهایی درخشان به مسائل سیاسی و عقاید فرهنگی نگاه می اندازد.
نویسنده در "تخم شر" به سراغ زنان مختلف رفته؛ زن شاغل، زن خانه دار، زنانی ساده با سرگذشت هایی جالب، زنانی مدرن با آیندهای پر حادثه همگی در محوریت حادثه، دیوار علت و معلولی قصه را کامل کرده اند. نویسنده، اندیشۀ هریک از این زنها را جدی گرفته و سهمی برای نمایش شخصیت خاکستری به آنها داده؛ تصویری که دم دستی و سطحی نیست و از زاویه ای تازه تر به بیان مفهوم رنج پرداخته. او از زنان روستانشین که در کتابهای جدیدِ ادبیاتِ این روزهای ایران پرداخت کمتری بهشان شده، داستانهایی بیرون میکشد که ناب و تازه است؛ داستانهایی که شروعشان فرصت کشف و شهودِ یک ماجرا را به ذهن خواننده میدهند و پایانشان حتما تاثیری در نگاه مخاطب دارد. این باور، مدیونِ جنس نگاهی است که بلقیس سلیمانی به انسان دارد؛ نگاهی که اصالت را در صرفا در جغرافیای زندگی نمی بیند بلکه آن را به انسانی نسبت میدهد که حضورش در یک جغرافیا میتوانند مرکزِ خلقِ داستان شود.
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۲۰ #سعید_فلاحی



(۱۰۰)

ردّ بوسه‌هایت
بر لب‌هایم ماسیده‌ست
سهمگین وُ،
--کشنده!
...
برایم،
فاتحه‌ای بخوان وُ،
آغوش بگشا
تا لاَشه‌ی مهجورم را
در بهشتِ 'سینه‌ات'
... دیدن ادامه ›› --دفن کنم!

ــــــــــــــــــــــــــــ
(۱۰۱)
دیوار‌های اتاق،
خسته از پنجره‌های کاذب!
*
به ظهور دستی رهایی بخش
نشسته‌ام،
تا،،،
به تلنگری بگشاید پنجره را
شاید؛
هوایی تازه کند'
--اتاق غمباد کرده‌ام!


ــــــــــــــــــــــــــــ

(۱۰۲)
گاه،،،
یک لبخند ساده،
یا گلی سرخ،،،
چکمه‌های جنگ را
گم می‌کند!..
***
مگر به "معجزه‌ی عشق"؛
ایمان ندارید؟!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#کتاب_اعجاز_عشق
۲ روز پیش، سه‌شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ملکه(25 سال پس از تاجگذاری): از هم پاشیدگی انگار همه چیزیه که در دوران من تو این کشور اتفاق افتاده

خواهر ملکه: زمانی از هم میپاشه که فقط ما بگیم از هم پاشیده سلطنت یعنی این؛ ما روی ترک ها کاغذ میچسبونیم اگر کارهایی که میکنیم به اندازه کافی پر سروصدا، بزرگ و با اعتماد به نفس باشه هیچکس توجه نمیکنه که اطراف ما از هم پاشیده نکته وجودی ما اینه، ما نه "تو"
تو نمی تونی بلرزی چون اگه یه ترک کوچولو نشون بدی ما می بینیم که ترک نیست بلکه شکافه و اون موقع همه ما فرو میپاشیم پس تو باید همه چیز رو حفظ کنی

ملکه: باید این کار رو ... دیدن ادامه ›› تنهایی بکنم؟

خواهر ملکه: فقط یک ملکه وجود داره

"سریال تاج فصل سوم (پیتر مورگان)"

یه سریال درست و حسابی بیوگرافیک کلاس درسیه که نشون میده در ساخت چنین آثاری برای درک احوال کاراکترها و دوران زیستشان توسط مخاطب باید نویسنده در بزنگاه های اغلب پیچیده عاطفی و اخلاقی این اشخاص واقعی درامشو پایه ریزی کنه و از اون مهمتر حد و اندازه درام رو به شکل ظریفی حفظ کنه نه اسیر سانتیمانتال سیاه و سفید بشه و نه جوری از سوژه هاش فاصله بگیره که ارزشی برای مخاطب پیدا نکنن
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پیام تسلیت قادر آشنا برای درگذشت سیامک افسایی | عکس پیام تسلیت قادر آشنا برای درگذشت سیامک افسایی
قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در پیامی درگذشت «سیامک افسایی» را تسلیت گفت.به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، قادر آشنا با ارسال پیامی درگذشت «سیامک افسایی» بازیگر و کارگردان تئاتر که بر اثر بیماری کرونا درگذشت را تسلیت گفت.متن پیام مدیرکل هنرهای نمایشی به شرح زیر است:«عجب از روزگار تلخی که یک ویروس منحوس اینگونه دردانه‌‌گزین غم بر غم ما افزون می‌کند. خبر درگذشت هنرمند فرهیخته «سیامک افسایی» بسیار تلخ بود.سیامک افسایی به معنای واقعی انسان بود و قلبش برای بالندگی هنر تئاتر می‌تپید. او از هر تلاشی برای اعتلای هنر تئاتر ...
دیدن ادامه ››

قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در پیامی درگذشت «سیامک افسایی» را تسلیت گفت.

به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، قادر آشنا با ارسال پیامی درگذشت «سیامک افسایی» بازیگر و کارگردان تئاتر که بر اثر بیماری کرونا درگذشت را تسلیت گفت.

متن پیام مدیرکل هنرهای نمایشی به شرح زیر است:

«عجب از روزگار تلخی که یک ویروس منحوس اینگونه دردانه‌‌گزین غم بر غم ما افزون می‌کند. خبر درگذشت هنرمند فرهیخته «سیامک افسایی» بسیار تلخ بود.
سیامک افسایی به معنای واقعی انسان بود و قلبش برای بالندگی هنر تئاتر می‌تپید. او از هر تلاشی برای اعتلای هنر تئاتر به ویژه در شهر تبریز فروگذار نکرد. انسانی دغدغه‌مند که علاوه بر فعالیت‌های درخشان هنری به ارتقاء و اعتلای امکانات و تجهیزات زیر‌ساختی تئاتر در تبریز نیز توجه و حمیّت داشت.
 امروز با کمال تأسف و تألم باید بگوییم جای خالی او در تئاتر تبریز احساس خواهد شد و امید که دوستان اندیشمند هنر تئاتر در این شهر و شاگردان آن عزیز اندکی این احساس خلأ را کم کنند. تسلیت می‌گویم به خانواده محترم این هنرمند کاردان، به جامعه اصیل و بزرگ تئاتر تبریز و همه دوستان و دوستدارانش. در شب شهادت مولی متّقیان این عزیز ما میهمان سفره پربرکت اول مظلوم عالم شود و امید که پروردگار رحمان در چنین شبی که درهای رحمتش باز است، جایگاه این هنرمند دوست‌داشتنی را نزد خود محفوظ بدارد.»
 
سیامک افسایی کارگردان  و بازیگر تئاتر و تلویزیون  متولد سال ۵۰ قزوین بود و از سال ۶۴ فعالیت در عرصه تئاتر را آغاز کرد و بیش از ۲۰ اثر نمایشی را کارگردانی کرده و نویسندگی ۶ نمایشنامه و بازی در ۶۰ نمایش را در کارنامه خود دارد. از مهم‌ترین آثار سیامک افسایی می‌توان به بازیگری در سریال آنام اشاره کرد. نمایش «کا»،«نمایش دوبارگی»، «می خواستم اسب باشم»، «باغبان مرگ»،«شام خداحافظی»،« آسمان روزهای برفی» و «نمایش چشمهایت را ببند»  از جمله نمایش هایی است که سیامک افسایی روی صحنه برده است.

 او در ایام شیوع کرونا همچنین نمایش «خرس های پاندا به روایت ساکسفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد» را به روی صحنه برد. سیامک افسایی پس از ابتلا به بیماری کرونا صبح روز ۱۳ اردیبهشت در بیمارستان ۲۹ بهمن درگذشت.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم لک زده واسه‌ اینکه برم سینما فیلم ببینم و درجا بعد تموم شدن فیلم بیام تیوال...
رای میدی؟ نه، آره، چه فرقی میکنه؟!

سال اول انتخاب جناب روحانی از پس فشارهای جنبش سبز کوبانه و حماقتهای الف نون و و و همه تلاشم رو میکردم که اطرافیانم رو از رای دادن منصرف کنم و فکر میکردم با حصر موسوی و انتخاب دکتر کاملا مشخصه که اونی که باید از صندوق میاد بیرون پس آی ملت خودتونو مچل نکنید!

روحانی انتخاب شد و ملت جمیعا بنفشه دوست شدند و برجامی برپا شد و اقتصاد رونقی گرفت و امیدکی به جامعه برگشت و فشارهای روانی دگم مذهبی دلواپسان اندکی فروکش کرد و اوقات به خوشی میگذشت که چهار سال گذشت و قالیبافی شاخ شد و رئیسی تتلیتی شد و وقت انتخابات مجدد مرد کلیددار رسید، اینبار خوده منه کله گنده به دست و پای رفیق و همسایه افتادم که بجنبید که هنگامه رزم است و اگر انگشت جوهری در اینستاگرامتان رویت نشود همانا از خائنانید و بدتران میبرند و میخورند و میکشند و جوجه های نشسته در آشیانه هم به یکورشان نیست! پس در کمال ناباوری من ضدانتخابات دور اول همین جناب در دور دوم شدم مبلغ سراپا شور و شوق مفت و مسلم ایشان!!!!

امروز جناب نحیف که احتمالا کاندیدای اول سمت اصلاحات است(یا قرار بود باشد) گویا قبل از هر گونه اقدامی، چونان بر خود ترسیده اند که عذرنامه برای رفع کدورت ... دیدن ادامه ›› دل دردمندان منتشر ساخته اند و خیــــــــــــال همگان را از حد اختیارات ریاست جمهوری آینده احتمالیشان راحت ساخته اند، خداراشکر.
صد البته از جناح مخالف ایشان هم که قلبا و قطعا خیال همگان راحت و آسوده بوده و هست،

پس اگر از من سست عنصر که در فاصله چهار سال نتوانستم موضعم را در برابر یک فرد ثابت، ثابت نگهدارم بپرسید که رای میدهی یا نه؟ در جواب عرض میکنم قطعا رای ما در انتخاب فرد کاندیدا و ریس جمهور آینده و جناح برنده، تعیین کننده و اثرگذار است، این برای من قطعی است اما آنچه تغییر نمیکند و از پیش نوشته است حد و حدود اختیارات این منتخب مردم است که در کل به من و شما ربطی ندارد و کسی هم در این مورد سوالی نپرسیده که من جواب بدهم!

یادمه سالهای دور که سینماها اپاراتی و فیلمها بصورت راش و نواری بود هر وقت قطعی یا پارگی در فیلم یا مشکلی در عملکرد آپاراتچی پیش می امد ( که زیاد هم پیش می آمد) تا زمانی که سالن تاریک بود، مردم دادو بیداد و جیغ و فریاد و فحش و بدو بیراه به هفت جد سینما دارو اپاراتچی حواله میکردند اما کافی بود نور فندکی یا چراغ قوه فکسنی کنترلچی چلاق نود ساله ای در سالن روشن میشد، ناگهان قداره ها در جیب و مشتها همه باز و فریادها به سکوتی شیرین و ملت غیور به دسته ای آهوی رام و دوستداشتنی بدل شده! و صبر ایوب را بر خود واجب دانسته و تا رفع مشکل تخمه میشکستند و از سختی کار سینمادارو آپاراتچی مظلوم در گوش بغلی زمزمه میکردند!!!!

اینجا همیشه چراغی روشن است
امیر مسعود، celine و بیگانه پریشان این را خواندند
سپهر، Samira، امیرمسعود فدائی و محمد مجللی این را دوست دارند
شکست خورده ی دنیای آهنین شده است
- دلم - که داغ ترین نقطه ی زمین شده است

تمام سهم تو از من دو بیت شعر سیاه
تمام سهم من از شعر، « آفرین » شده است

کجاست هیبتِ شعری که درد و درمان بود
چه شاعری ست که مدّاحِ نازنین! شده است!؟

کجاست ... دیدن ادامه ›› غیرتِ قومی که شیر میدان بود
چگونه است که آن شیر، پوستین شده است

چه رفته است به معیارهای دین داری
که بستنِ یقه جزءِ اصول دین شده است!؟

به اتهامِ سخن حبس می شوم در خویش
که هیچ وقت نپرسم چرا چنین شده است!

من آن امیر کبیرم که خوب می دانم
تمام مملکت من حمام فین شده است!

چه داغ ها که از این خاک بر جبین من است
چه مارها که همیشه در آستین من است

هزار راز مگو دارم و نمی دانم
کدام دوست به غیر از خودم امینِ من است!؟

میانِ بدتر و بدتر چه انتخاب کنم؟
چه رفته است به خاکی که بهترینِ من است!؟

چه رفته است به آن سفره های پُربرکت
کدام آهِ به حق پشت سرزمین من است
کدام آهِ به حق پشت سرزمین من است...



#یاسر_قنبرلو
از کتاب بیمار بعدی
نشر نیماژ
۳ روز پیش، دوشنبه
صبا صالحیان
پاراگراف آخر چه مثال خوبی بود و چقدر مصداق داره همه جا.
واقعا که ماها اینطوری هستیم و از این مثالها در فرهنگمون بسیار است، بقول کوچه بازاریها، ماها لات کوچه خالی هستیم!
۳ روز پیش، دوشنبه
محمد کارآمد
واقعا که ماها اینطوری هستیم و از این مثالها در فرهنگمون بسیار است، بقول کوچه بازاریها، ماها لات کوچه خالی هستیم!
بله متاسفانه...
۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گلی (لیلا حاتمى): این‌ها رو (ظرف های آب) برا چی داری می‌چینی وسط حیاط؟!

فرهاد (على مصفا): تو درس‌هامون بود که ابرها از بخار شدن آب‌های روی زمین درست میشن... خب فکر کردم اینجوری آب‌ها بخار میشن، میشن ابر... بعدش برف میاد... بعدش مدرسه تعطیل میشه... بعدش ما میام کوچه‌ی شما تا شب برف بازی می‌کنیم! می‌دونستم که تو آخرش از پنجره یه نگاهی به کوچه می‌کنی...

بعد از مدتی دوری از تئاتر، بهترین گزینه‌ی ممکن، تماشای "شرقی غمگین" بود.
صحنه به صحنه، دیالوگ به دیالوگ و لحظه به لحظه‌ا‌ش قابل‌زیستن بود ...
ملیکا شاهچراغی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهلت ارسال آثار به جشنواره ملی تئاتر اردیبهشت در دامغان تمدید شد | عکس مهلت ارسال آثار به جشنواره ملی تئاتر اردیبهشت در دامغان تمدید شد
به گزارش تیوال به نقل از سمنان-ایرنا- دبیر پنجمین دوره جشنواره ملی تئاتر دانشگاهی "اردیبهشت" گفت: فرصت ارسال آثار به پنجمین دوره از این جشنواره، به منظور حمایت از هنردوستان، تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ تمدید شد.سجاد یعقوبی روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا، بیان کرد: با توجه به شرایط ناشی از شیوع کرونا و تعطیلی ۱۰ روزه و سراسری اماکن عمومی و سالن های تئاتر، در جهت حمایت از هنرمندان و هنردوستان، تاریخ ارسال آثار تا ۲۰ اردیبهشت تمدید شد. وی افزود: با توجه به اعلام زمان برگزاری این جشنواره ملی، علاقمندان هر چه زودتر آثار خود را ارسال کنند که این تاریخ دوباره تمدید نمی‌شود. یعقوبی اظهار داشت: ...
دیدن ادامه ››

به گزارش تیوال به نقل از سمنان-ایرنا- دبیر پنجمین دوره جشنواره ملی تئاتر دانشگاهی "اردیبهشت" گفت: فرصت ارسال آثار به پنجمین دوره از این جشنواره، به منظور حمایت از هنردوستان، تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ تمدید شد.

سجاد یعقوبی روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا، بیان کرد: با توجه به شرایط ناشی از شیوع کرونا و تعطیلی ۱۰ روزه و سراسری اماکن عمومی و سالن های تئاتر، در جهت حمایت از هنرمندان و هنردوستان، تاریخ ارسال آثار تا ۲۰ اردیبهشت تمدید شد.
وی افزود: با توجه به اعلام زمان برگزاری این جشنواره ملی، علاقمندان هر چه زودتر آثار خود را ارسال کنند که این تاریخ دوباره تمدید نمی‌شود.

یعقوبی اظهار داشت: پنجمین دوره جشنواره تئاتر اردیبهشت اواخر اردیبهشت ماه امسال در پنج بخش و به صورت کامل مجازی برگزار می‌شود.
وی افزود: تئاتر دانشجویان در این جشنواره در بخش‌های صحنه، نمایش رادیویی، نمایشنامه نویسی، از ایده تا اجرا، پوستر، بروشور، گریم و پژوهش مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

یعقوبی خاطرنشان کرد: باتوجه به شرایط کرونا، بسیاری از دانشجویان توانایی ایجاد گروه تئاتر نداشتند که به همین علت، علاقمندان می‌توانند در بخش‌های انفرادی شامل از ایده تا اجرا (بخش جدید این دوره با رویکردی جدی به مسائل تئوری کارگردانی)، پوستر و بروشور ، گریم و نمایشنامه نویسی به صورت تک‌نفره شرکت کنند.
وی تصریح کرد: دانشجویان متقاضی می‌توانند با تکمیل فرم ثبت نام موجود در نشانی فضای مجازی "t.me/ordibehesht_festival" آمادگی خود را جهت شرکت در جشنواره اعلام و آثار را به همراه فرم به نشانی رایانامه "ordibehesht_festival@yahoo.com "ارسال کنند.

دبیر پنجمین جشنواره ملی دانشگاهی تئاتر اردیبهشت دانشگاه دامغان گفت: تئاتر دانشجویی فضایی برای شکوفایی خلاقیت و تجربه های جدید در حوزه تئاتر کشور است که با تجربه‌ای متفاوت امسال تمامی آثار به صورت ویدئو ضبط و مورد داوری قرار می‌گیرد.

به گزارش ایرنا، در چهارمین دوره این جشنواره از ۱۰۰ اثر ارسالی، ۱۶ اثر پذیرفته و در مدت جشنواره در حضور داوران به روی صحنه رفت که از این تعداد، هفت اثر مربوط به دانشگاه دامغان بود.

در حال حاضر بیش از چهار هزار و ۵۰۰ دانشجو در ۷۳ رشته و گرایش در هشت دانشکده دانشگاه دولتی دامغان تحصیل می کنند.

ملیکا شاهچراغی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شماره‌ ۸۲ فصلنامه‌ تئاتر منتشر شد | عکس شماره‌ ۸۲ فصلنامه‌ تئاتر منتشر شد
هشتاد و دومین شماره‌ فصلنامه‌ علمی ـ پژوهشی تئاتر با سردبیری سید مصطفی مختاباد زیر نظر دفتر پژوهش، آموزش و انتشارات نمایش منتشر شد.به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، در هشتاد و دومین شماره‌ فصلنامه‌ علمی ـ پژوهشی تئاتر ۶ مقاله به چاپ رسیده است که عناوین آن عبارتند از:اسطوره‌سازی بازنگر محور در نمایشنامه‌های بهرام بیضایی/ نویسندگان: سپهر کریمی، بهی حدائق؛مقایسه تطبیقی کارگردانی تصویرگرای علی رفیعی و رابرت ویلسون/ نویسندگان: سروش طاهری، حسین اردلانی، مانلی حسین‌پور؛نقش و اهمیت بداهه‌پردازی در نمایش‌های شادی‌آور ایرانی با تأکید ...
دیدن ادامه ››

هشتاد و دومین شماره‌ فصلنامه‌ علمی ـ پژوهشی تئاتر با سردبیری سید مصطفی مختاباد زیر نظر دفتر پژوهش، آموزش و انتشارات نمایش منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، در هشتاد و دومین شماره‌ فصلنامه‌ علمی ـ پژوهشی تئاتر ۶ مقاله به چاپ رسیده است که عناوین آن عبارتند از:

اسطوره‌سازی بازنگر محور در نمایشنامه‌های بهرام بیضایی/ نویسندگان: سپهر کریمی، بهی حدائق؛مقایسه تطبیقی کارگردانی تصویرگرای علی رفیعی و رابرت ویلسون/ نویسندگان: سروش طاهری، حسین اردلانی، مانلی حسین‌پور؛نقش و اهمیت بداهه‌پردازی در نمایش‌های شادی‌آور ایرانی با تأکید بر سیاه‌بازی/ نویسندگان: علی اصغر فهیمی‌فر، رضا عباسی.

خوانش نمایش‌های شادی‌آور در دورۀ قاجاریه از منظر «نوشتار زنانه»/ نویسندگان: رفیق نصرتی، سپیده شمس؛جایگاه اخلاق در نمایشنامه «افول» بر اساس تحلیل تعاملات اجتماعی ابن مسکویه/ نویسندگان: امین رهبر، اسماعیل بنی اردلان، زهرا گلناز منطقی فسایی و گفتمان قدرت استیون لوکس در آثار آرتور میلر با تاکید بر نمایشنامه همه پسران من/ نویسندگان: حجت شهیدی، علیرضا بنیادی از دیگر مطالب این شماره فصلنامه تئاتر هستند.

شماره‌ ۸۲  فصلنامه‌ تئاتر ویژه پاییز ۱۳۹۹ و با بهای ۱۲ هزار تومان برای علاقه‌مندان حوزه‌ تئا‌تر منتشر و توزیع شده است.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اهالی تئاتر باید مطالبه‌گر باشند | عکس آرش دادگر، کارگردان تئاتر، در رادیو گفت‌وگو:اهالی تئاتر باید مطالبه‌گر باشند
دادگر با اشاره به این که تئاتر ایران چشم‌انداز ندارد، گفت: اکثر مدیران فرهنگی به دلیل بیلان‌سازی فقط به استعدادهایی در عرصه‌ی تئاتر توجه می‌کنند که خودشان با تلاش و مقاومت به رشد رسیده‌اند. برنامه پرده آخر با موضوع نظرات و خواسته‌های فعالان تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با آرش دادگر (کارگردان تئاتر و مدرس دانشگاه و عضو هیئت مدیره کانون کارگردانان تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.آرش دادگر در گفتگوی تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: ما برای دهه‌ی حاضر و نسل آینده‌ی تئاتر هیچ برنامه‌ای نداریم.وی ادامه داد: اکثر مدیران ...
دیدن ادامه ››

دادگر با اشاره به این که تئاتر ایران چشم‌انداز ندارد، گفت: اکثر مدیران فرهنگی به دلیل بیلان‌سازی فقط به استعدادهایی در عرصه‌ی تئاتر توجه می‌کنند که خودشان با تلاش و مقاومت به رشد رسیده‌اند.

برنامه پرده آخر با موضوع نظرات و خواسته‌های فعالان تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با آرش دادگر (کارگردان تئاتر و مدرس دانشگاه و عضو هیئت مدیره کانون کارگردانان تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.

آرش دادگر در گفتگوی تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: ما برای دهه‌ی حاضر و نسل آینده‌ی تئاتر هیچ برنامه‌ای نداریم.
وی ادامه داد: اکثر مدیران فرهنگی به دلیل بیلان‌سازی فقط به استعدادهایی در عرصه‌ی تئاتر توجه می‌کنند که خودشان با تلاش و مقاومت به رشد رسیده‌اند.

این کارگردان با بیان این که تئاتر ایران چشم‌انداز ندارد، عنوان کرد: در وضعیتی که تئاتر ما در داخل یک شهر یا کشور برنامه‌ریزی‌ مشخصی ندارد ما نمی‌توانیم به حضور در جوامع بین‌الملل فکر کنیم.
وی افزود: یک تماشاخانه دولتی مانند تئاتر شهر با رفت و آمد مدیران مختلف برنامه‌های جدیدی به خود می‌گیرد، بر همین اساس مجموعه هیچ‌گاه بر اساس برنامه‌ریزی طولانی مدت مدیریت نمی‌شود.

آرش دادگر تصریح کرد: در ۱۱ سال گذشته مدیران مختلف و متعددی در تئاتر شهر کار کرده‌اند و هر مدیر با سلیقه و تفکر خودش این مجموعه را به سمتی متفاوت از قبل سوق داده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در برنامه «پرده آخر» با اشاره به وضعیت شغلی بازیگری تئاتر توضیح داد: در حال حاضر چندین انجمن صنفی در حوزه بازیگری و کارگردانی و نویسندگی تئاتر در وزارت کار و تعاون و رفاه اجتماعی به ثبت رسیده‌اند.

عضو هیئت مدیره کانون کارگردانان تئاتر افزود: متاسفانه به دلیل شیوع ویروس کرونا و ممنوع شدن دورهمی‌ها، انجمن‌های صنفی امکان برگزاری انتخابات حضوری را ندارند.
وی با بیان این که متاسفانه ما تئاتری‌ها در سال‌های گذشته به اندازه کافی مطالبه‌گر نبودیم، اظهار داشت: اکثر مسئولان فرهنگی می‌دانند که فعالان تئاتر حتی در وضعیت معیشتی بسیار بد به اتاق مدیران مختلف مراجعه نمی‌کنند و با این شناخت در طول سال‌ها برنامه‌های مختلف خود را پیش برده‌اند.

آرش دادگر با اشاره به این که اکثر فعالان تئاتر در سراسر ایران در شرایط بسیار سخت کار می‌کنند، عنوان کرد: در یک سال گذشته فعالان تئاتر در شهرهای غیر پایتخت با وضعیت بسیار پیچیده‌ای درگیر شده‌اند.

وی افزود: بودجه‌های تئاتر در بخش برگزاری جشنواره‌ها باید در سراسر کشور توزیع شوند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 تئاتر ایران در وضعیت اورژانسی است | عکس رضا حامدی‌زاده، کارگردان تئاتر: تئاتر ایران در وضعیت اورژانسی است
رضا حامدی‌زاده در مصاحبه با رادیو گفت‌وگو گفت: در شرایط بحرانی حاضر قانون‌گذاران و متولیان فرهنگ و هنر باید هزینه‌های تولید تئاتر با مستقیما به فعالان این عرضه پرداخت کنند. برنامه پرده آخر با موضوع نظرات و خواسته‌های فعالان تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با رضا حامدی‌زاده (کارگردان سینما و تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.رضا حامدی‌زاده در مصاحبه تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: برای ساماندهی تئاتر کشور ما باید کارهایی را در سال‌های گذشته انجام می‌دادیم و امروز به دلیل عدم توجه به بسیاری از اقدامات موثر، تئاتر ایران ...
دیدن ادامه ››

رضا حامدی‌زاده در مصاحبه با رادیو گفت‌وگو گفت: در شرایط بحرانی حاضر قانون‌گذاران و متولیان فرهنگ و هنر باید هزینه‌های تولید تئاتر با مستقیما به فعالان این عرضه پرداخت کنند.

برنامه پرده آخر با موضوع نظرات و خواسته‌های فعالان تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با رضا حامدی‌زاده (کارگردان سینما و تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.

رضا حامدی‌زاده در مصاحبه تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: برای ساماندهی تئاتر کشور ما باید کارهایی را در سال‌های گذشته انجام می‌دادیم و امروز به دلیل عدم توجه به بسیاری از اقدامات موثر، تئاتر ایران در وضعیت اورژانسی قرار گرفته است.
وی با اشاره به وضعیت معیشتی فعالان تئاتر افزود: در شرایط بحرانی حاضر قانون‌گذاران و متولیان فرهنگ و هنر باید هزینه‌های تولید تئاتر با مستقیما به فعالان این عرضه پرداخت کنند.
این کارگردان ادامه داد: بخش عمده‌ای از فعالان تئاتر با معضل بیماری و اشتغال و کسب درآمد درگیر هستند.
وی اضافه کرد: مسئولان فرهنگی باید کم‌کاری‌های خود در حوزه تامین معیشت فعالان تئاتر را جبران کنند.

رضا حامدی‌زاده با اشاره به فرآیند قانونی بودجه‌بندی تولید تئاتر، توضیح داد: بسیاری از بودجه‌های مصوب در صورت تولید شدنِ اثر نمایشی اعتبار پیدا می‌کنند، در حالی که در وضعیت حاضر به دلیل شیوع ویروس کرونا تولید اثر نمایشی امکان‌پذیر نیست.
وی تصریح کرد: قانون‌گذاران باید با تصویب آیین‌نامه‌های جدید بودجه‌های تئاتر را از قید تولید اثر خارج کنند و از این طریق از تئاتری‌ها حمایت‌های لازم را به عمل آورند.

این فعال تئاتر در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که بازیگری تئاتر در قانون ایران شغل محسوب نمی‌شود، توضیح داد: بیمه بیکاری به شخصی تعلق می‌گیرد که از نظر قانون صاحب شغل باشد.
وی با اشاره به این که تئاتری‌ها بیمه بیکاری نمی‌گیرند، اظهار داشت: حمایت‌های دولتی در زمان شیوع ویروس کرونا در حوزه بیمه با عنوان و قالب کمک هزینه انجام شده‌ است.

رضا حامدی‌زاده با اشاره به این که اکثر سیاست‌مداران به فرهنگ و هنر نگاهی کالا و بازاری دارند، عنوان کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل این که درآمدی را برای دولت کسب نمی‌کند، هیچ گاه مورد حمایت و توجه قرار نمی‌گیرد.
وی با بیان این که تئاتری‌ها پشتوانه تولیدات سازمان صدا و سیما هستند، افزود: مسئولین باید بدانند که فرهنگ‌سازی و ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی به هزینه نیاز دارند.

این کارگردان تئاتر ادامه داد: صدا و سیما باید در قبال تمام فارغ‌التحصیلان رشته‌های بازیگری و کارگردانی و غیره پاسخ‌گو باشد.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پر از سکوت مدام و پر از بهانه ی تو
دوباره خسته رسیدم به درب خانه ی تو

بهانه می کند اینجا سرم خیال تو را
که عاشقانه بماند فقط به شانه ی تو

هزار راه نرفته ! هزار بغض بلند
چرا نمی دهد اینجا کسی نشانه ی تو

به درد آمده حسی ، درست توی سرم
نه تب ! نه شعله ! نه آتش! فقط زبانه ی تو

چه فال تازه بگیری ، چه حکم تازه کنی
عوض نمی شود اینجا ، غم شبانه ی تو

بگو چه می شود آخر ، نصیب چشم ترم
منی که خسته رسیدم به درب خانه ی تو...

#سعیدحاجتمند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» منتشر شد | عکس هم‌زمان با اسکار انیمیشن «روح»کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» منتشر شد
هم‌زمان با اسکاری که نصیب انیمیشن «روح»، آخرین ساخته‌ی کمپانی پیکسار شد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار» با ترجمه‌ی صوفیا نصرالهی چاپ و در بازار کتاب پخش شد.به گزارش روابط‌عمومی این رویداد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار»، نوشته‌ی «دن موشوویتز» توسط نشر چتر فیروزه به چاپ رسید و راهی بازار کتاب شد. این اثر سینمایی را صوفیا نصرالهی به زبان فارسی برگردانده است.دن موشوویتز، استاد دانشگاه و صوفیا نصرالهی، ...
دیدن ادامه ››

هم‌زمان با اسکاری که نصیب انیمیشن «روح»، آخرین ساخته‌ی کمپانی پیکسار شد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار» با ترجمه‌ی صوفیا نصرالهی چاپ و در بازار کتاب پخش شد.

به گزارش روابط‌عمومی این رویداد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار»، نوشته‌ی «دن موشوویتز» توسط نشر چتر فیروزه به چاپ رسید و راهی بازار کتاب شد. این اثر سینمایی را صوفیا نصرالهی به زبان فارسی برگردانده است.

دن موشوویتز، استاد دانشگاه و صوفیا نصرالهی، منتقد و روزنامه‌نگار سینمایی است که با انتشار چند کتاب سینمایی به عنوان مترجم وارد عرصه‌ی ترجمه شده است.

«قصه‌گویی به روش پیکسار»، یازده فصل دارد و در هر فصل، نویسنده یکی از ترفندهای پیکسار را برای جذاب‌ترکردن فیلم‌نامه‌ها با ذکر مثال‌هایی از انیمیشن‌های پیکسار توضیح داده. حسن ختام هر فصل‌ها نیز با کارکرد آن ترفند در انیمیشن «درون و بیرون» (Inside out) تمام شده است.

این کتاب با فصل انتخاب ایده آغاز می‌شود و توضیح می‌دهد چطور فیلم‌نامه‌نویس یا نویسنده باید ایده‌اش را انتخاب بکند و چه ایده‌هایی قدرت گسترش‌یافتن در طول داستان را دارند. شخصیت‌پردازی، درام و تعارض، ساختار در فیلم‌نامه‌های پیکسار، شخصیت‌های شریر، درون‌مایه و پایان‌بندی‌ از جمله دیگر فصل‌های کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» هستند.

دن موشوویتز در مقدمه‌ی کتاب، پیکسار را نماینده‌ی استودیوهای سینمایی می‌داند که صاحب یک صدای متمایز شدند. او می‌گوید:«علی‌رغم این‌که با هر فیلم پیکسار به جهان‌هایی کاملاً متفاوت و متنوع برده می‌شویم، شیوه‌ی قصه‌گویی پیکسار ثابت می‌ماند».

صوفیا نصرالهی مترجم کتاب، سال‌هاست در حوزه‌ی نقد سینما فعالیت دارد و دبیر بخش فرهنگ و هنر روزنامه‌ها و مجله‌های سینمایی متعددی بوده است.

نصرالهی نیز درباره‌ی کتاب تازه خود می‌گوید:«دن موشوویتز آن‌قدر روان و واضح،گام‌به‌گام با ارجاع به انیمیشن‌های محبوب پیکسار شیوه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی آن‌ها را توضیح داده که باعث می‌شود این کتاب نه فقط برای فیلم‌نامه‌نویسان یا تحلیل‌گران سینما،که برای داستان‌نویسان یا هر کسی که می‌خواهد قصه‌ای بنویسد،کاربردی و جذاب باشد.»

گفتنی است از صوفیا نصرالهی پیش از این در همین انتشارات کتاب «کارگاه پیشرفته‌ی فیلم‌سازی با فیلم‌سازان» بزرگ منتشر شده بود. همچنین او کتاب «فیل آقای شعبده‌باز» را با انتشارات شهر قلم در حوزه‌ی کودک و کتاب «چرا شکست‌ می‌خورید؟» را با انتشارات کارآفرین اتاق بازرگانی در حوزه‌ی اقتصاد ترجمه کرده است.

کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» در ۱۳۰ صفحه توسط انتشارات چتر فیروزه چاپ شده و توزیع شده است.

نیلوفر ثانی و محمد کارآمد این را خواندند
محمد مجللی و رومینا خلج هدایتى این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آرزوی اهالی تئاتر در روز جهانی آرزوها | عکس آرزوی اهالی تئاتر در روز جهانی آرزوها
جمعی از اهالی تئاتر به همت « تهران تئاتر » به مناسبت روز جهانی آرزو برای روزهای کرونازده‌ی تئاتر گرد هم جمع شدند و برای روزهای بهتر آرزو کردند.همکاران این آرزوی ویدیویی عبارتند از مسعود میرطاهری، فرزین محدث، علیرضا فولاد شکن، سارا حدادی، فرهاد جاوید، لادن نازی، نوید فرح مرزی، مقدی شامیریان، بهزاد جاودان فرد، میلاد مولوی حسین طاهر بخش، ایلیا نصرالهی و با ادای احترام به حمیدسمندریان و ابراهیم اثباتی.فرزین محدث بازیگر تئاتر این چنین گفت :«من آرزو زیاد دارم، اما آرزویی می‌کنم که بتوانم بهش عمل کنم، چیزی می‌گویم که بتوانم انجامش بدهم، آرزو می‌کنم اجازه ...
دیدن ادامه ››

جمعی از اهالی تئاتر به همت « تهران تئاتر » به مناسبت روز جهانی آرزو برای روزهای کرونازده‌ی تئاتر گرد هم جمع شدند و برای روزهای بهتر آرزو کردند.

همکاران این آرزوی ویدیویی عبارتند از مسعود میرطاهری، فرزین محدث، علیرضا فولاد شکن، سارا حدادی، فرهاد جاوید، لادن نازی، نوید فرح مرزی، مقدی شامیریان، بهزاد جاودان فرد، میلاد مولوی حسین طاهر بخش، ایلیا نصرالهی و با ادای احترام به حمیدسمندریان و ابراهیم اثباتی.

فرزین محدث بازیگر تئاتر این چنین گفت :«من آرزو زیاد دارم، اما آرزویی می‌کنم که بتوانم بهش عمل کنم، چیزی می‌گویم که بتوانم انجامش بدهم، آرزو می‌کنم اجازه بدهم نسل بعد از من، کنارِ من به حیات تئاتری‌اش ادامه دهد »

مسعود میرطاهری ، مدرس و کارگردان تئاتر با انتقاد از سانسور‌های بی دلیل در تئاتر چنین گفت :« آرزوی من یه آرزوی جمعی‌است،امیدوارم روزی برسد که ما بتوانیم نمایشنامه‌ و فیلم نامه‌ای که دوست داریم را کار کنیم،  آرزو می‌کنم آقا بالاسری نداشته باشیم که به مابگوید چه نمایشنامه‌ای را کار کنیم چه نمایشنامه‌ای را کار نکنیم و بتوانیم آزادانه فکر، ایده و دانش‌مان را روی صحنه اجرا کنیم وتماشاگر هم انتخاب کند که چه اثری را ببیند و بازیگر آزادانه بتواند روی صحنه خلاقیت داشته باشد.»

علیرضا فولاد شکن، دستیار و برنامه ریز تئاتر این چنین عنوان کرد :« مهم‌ترین آرزویی که بای همکاران و بچه‌های زحمت‌کش و کم‌توقع تئاتر دارم این است که سایه‌ی مدیران دروغ‌گو و مسئولین بی کفایت از تئاتر برداشته شود و امیدوارم روزی مدیران لایق و دلسوز بر سرکار بیایند و بدانند که اهالی تئاتر هستند که مدیران هستند، همچنین برای همه‌ی همکاران خوبم آرزو می‌کنم تئاتر دوباره رونق بگیرد وحامیان خوب‌مان که تماشاگران هستند در کنارمان بمانند و شرایط اقتصادی و رفاهی خانواده‌ی تئاتر بهتر شود. »

میلاد مولوی، هنرمند تئاتر خیابانی و محیطی نیز با سه آرزو در این ویدیو همراه شد  : « آرزو می کنم به زودی تئاتر خیابانی - محیطی بهدانشگاه‌های کشور راه یابد و شاهد این باشیم که که پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها برای رشته تئاتر با گرایش تئاتر خیابانی میسر شود، آرز‌و می‌کنم یک روز بدون تئاتر خیابانی در کشور نداشته باشیم، نقطه به نقطه ی این کشور شاهد اجراهای خوب هنرمندان خیابانی - محیطی باشد و در پایان آرزو می‌کنم هیچ هنرمندی غم نان نداشته باشد و به راحتی بتواند به خلق اثر هنری بپردازد .»

بهزاد جاودان فرد ، طراح حرکت گفت :« آرزوم این‌است که همه‌ی آدم‌ها به تئاتر دیدن علاقه‌مند بشوند » وی با شعری از مولانا آرزویشرا به پایان رساند ( در من بدمی من زنده شوم، یک جان چه بود صد جان منی) .

نوید فرح‌مرزی طراح گریم نیز چنین عنوان کرد :«امیدوارم شرایط معیشتی در تئاتر به گونه‌ای شود که بیشتر عاشقان تئاتر بر صحنهبدرخشندو باشند.»

مقدی شامیریان طراح لباس ایرانی ارمنی نیز در این روز همراه شد و چنین گفت :« آرزویم یک دنیا تصویرهای رنگی، پر از ایده‌های جان‌دار و مغذی روی صحنه‌ها و برای چشم‌هایی که نگاه کردن بلدهستند ، من می‌خواهم برای این همه چشم حتما کاری بکنم .»

حسین طاهر بخش رییس انجمن کارکنان فنی تئاتر نیز همراه شد:« آرزو می‌کنم که موانع و مشکلات از سر راه تئاتر برداشته بشود وبتواند به رسالت خودش که فرهنگ سازی برای مردم بوده، دست پیدا کند و همچنین امیدوارم سال پیش رو برای تئاتر سالی باشد که هیچکسی وجود نداشته باشد که تئاتر ندیده باشد .

سارا حدادی فعال روابط عمومی و تبلیغات هم با ابراز ناامیدی از بازگشت تئاتر به صحنه با آرزویی کوچک همراه شد :« خبر بد نباشه،دوری نباشه ، هر چی خیره، هر چی باید بشه باشه»

فرهاد جاوید عکاس تئاتر در راستای این کمپین این چنین همراه شد :« آرزو می کنم عوامل اجرایی شامل کارگردان ، تهیه کننده ومدیران تولید،  عکاسی تئاتر را به رسمیت بشناسند و از روز شروع تمرین های اثرهنری‌شان عکاس تئاتر در کنارشان باشد و فراموش نکنند هر کسی که دوربین عکاسی دارد الزاما عکاس تئاتر نیست و به عکاسی تئاتر نظیر یک شغل نگاه کنند، تجهیزات ، ذوق هنری ونگاه خلاقه چیزی است که یه عکاس توامان با خود یه هر نمایشی اضافه می‌کند و لطفا به چشم یک کار اضافه به عکاسی تئاتر نگاهنکنید، دستمزد‌های عکاسان تیاتر را عادلانه پرداخت کنند ، آنچه از نمایش‌ها می‌ماند عکسی است که طراحی صحنه ، گریم ،میزانسن‌های کارگردانی، طراحی لباس ، اکت بازیگران همگی در عکس نمایان خواهد بود پس در نهایت آرزو می‌کنم برای عکاسی تئاترارزش قائل شویم .»

لادن نازی نمایشگر عروسکی و کارگردان نیز چنین عنوان کرد : « من برای خودم و نسل جدیدی که در حال حاضر در جریان کار عملی ونظری تئاتر هستم آرزو می‌کنم که به تئاتر عروسکی بیشتر بها بدهیم و سعی کنیم جهانش را کشف کنیم و برای سالن‌های تئاتر آرزویرنگ و موسیقی و نور و عروسک می‌کنم و همچنین خیال و جادو »

ایلیا نصرالهی بازیگر کودک - نوجوان که حضور در نمایش‌های فهرست، الیورتویست و اعتراف را در کارنامه‌ی کاری خود دارد در این روزاین چنین همراه شد : « امیدوارم تئاتر به یک ضرورت تبدیل بشه ».

روز جهان آرزو ۲۹ آوریل ، به واسطه ی برآورده شدن آرزوی کریستوفر گراسیوس در سال ۱۹۸۰ نام گذاری شده و بیش از ۲۸ کشور در سراسر جهان این روز را جشن می گیرند . امسال اهالی تئاتر کنار هم جمع شدند تا لحظه ای برای هم آرزوهای خوبی داشته باشند . 

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام ببخشید روزی که پرسش پاسخ آنلاین باشه بهمون خبر میدید که چه ساعتی هست.
گروه همیاری (support)
درود بر شما
بله از طریق پیامک به شما اطلاع رسانی خواهد شد.
با سپاس
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گاهی میان ماندن و رفتن ، باید به مردن هم نگاهی کرد
بین تمام کارهای خوب ، بد نیست گاهی اشتباهی کرد

آدم به جرم خوردن سیب از چشم بهشت افتاد و بیرون شد
حالا که تو از باقی نسل آدم شدی باید گناهی کرد

یک روز هم از روی ناچاری ، دل می کنی از هرچه می خواهی
با دست خود تنها عزیزت را ، با خون دل باید که راهی کرد

این رسم دنیای سیاه ماست ، بازیچه دست خدا هستیم
گفت اختیار زندگی داری، با وحشت از هر آنچه خواهی ... دیدن ادامه ›› کرد!

هر کوره راهی را که می رفتم ، ختمش به خیر من نمی افتاد
میخواستم بر قله ها باشم ، هر قله را در عمق چاهی کرد

این زندگی بسیار کوتاه است ، آنقدر که باور نخواهی کرد
در زندگی کردن به هر قیمت ، باید به مردن هم نگاهی کرد
#سعیدحاجتمند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید