تیوال | ابرشیر درباره نمایش جمعه‌کُشی: جمعه‌کشی، نمایشی اصیل و باحرمتی است. جمعه‌کشی درد
S3 : 03:51:22
جمعه‌کشی، نمایشی اصیل و باحرمتی است.
جمعه‌کشی درد دارد. حرف دارد... جمعه تمام شدنی نیست،انگاری کش می‌آید...صبح اش بهار، ظهرش تابستان، عصرش پاییز و غروبش مثل زمستان است... شاید جمعه برای خیلی از آدم های تنها و بی کس، غریب ها و فقیرها، عذاب آور و طولانی و بی دلیل است... جمعه گاه کلافه می کند...
اسماعیل خلج، از نمایشنامه نویسان برجسته ایران است. دغدغه شریف طرح مسائل طبقات فرودست و در حاشیه جامعه را دارد. جمعه‌کشی بعد از ۴۶سال دوباره اجرا می‌شود و قطعا مناسبات و روابط آدم ها از هر طبقه و حاشیه ای در سال 98 بسیار پیچیده تر و بغرنج‌تر شده، اما اصل ماجرا از قضا همان است که بوده. طبقات فرودست اجتماع همواره ظلم مضاعف می کشند و استثمار می شوند.
جمعه‌کشی بازی‌های تماشایی و غافل گیر کننده‌ای دارد. چهره‌هایی که بیشترشان را نمی‌شناختم اما طبیعی و به جا و ... دیدن ادامه » بسیارباورپذیر بودند. مثلا بازیگر نقش دوچرخه ساز و خود خلج……
با دیدن جمعه کشی بیشتر دچار حسرت می شویم. حس کمبود ناشی از تنوع سنی بازیگران خوب به فراخور نقش ها و به کارگیری آنها بر روی صحنه تئاتر... تبعیض ناشی از سن Ageism یکی دیگر از ده‌ها آفت و تبعیض و درد تئاتر ایران است.. بسیاری از بازیگران خوب تیاتری با سنین بالاتر از روی صحنه نمایش امروز حذف و طرد شده‌اند...این وصعیت البته در مورد خانم‌های بازیگر وخیم‌تر است.
بازیگران جمعه کشی خلج، با تسلط کامل نقش ها را مثل زندگی روی صحنه جاری می کنند به دور از ادا و اطوارهایی هستندکه برخی از شاگردان شاگردان اساتید هم نسل خلج روی صحنه تحت عنوان ایفای به اصطلاح نقش، تباه و لوث می کنند.
خلج واقعیت بیرونی را با واقعیت ذهنی و صحنه ادغام می کند حاصل اش زبان زنده و پالوده و در عین حال متعلق به بخشی از طبقات پایین است. در بین نمایش در فضای خوب طراحی شده قهوه خانه آوازهایی توسط بازیگران با صدای خوش به طور تک نفره یا جمعی خوانده می شود که کاربرد بسیار دلنشینی دارد.
**
اسماعیل خلج در سال 1348 پس از تاسیس کارگاه نمایش( تشکل تئاتری پیشرو و بسیارتاثیرگذار و تجربه گرا)، به عنوان نویسنده و ذیل عنوان گروه تئاتر کوچه در کارگاه فعال شد. نمایش جمعه کشی را سال 1352 نگاشت که از تاریخ 10تا13 شهریور52 در قهوه خانه کرامت شیراز، در هفتمین جشن هنر شیراز به روی صحنه رفت و سال بعد آن در محل کارگاه نمایش... در مورد نمایشنامه هایش در دوران طلایی کارگاه نمایش، نوشته اند؛ خلج از زندگی مردمی که در ته شهر ساکن بودند و چشم انداز ویژه و مختص به خود داشتند استفاده می کرد.از آنها که در محدوده ی مکانی خاص( قهوه خانه ها) بودند و محل ترددشان کوی و برزن و محله های فقیرنشین شهر تهران بود مایه ای بر گرفته و به آن وسعتی اجتماعی می داد.عباس نعلبندیان از آوانگاردترین نمایش نامه نویسان ایرانی و همکارش در کارگاه نمایش گفته؛ "شناخت خلج از محیطی که در آن بزرگ شده، به خوبی در نمایشنامه هایش آشکار است و همراه این شناخت برداشت و نگرش او بر زندگی، کاملن روشن است. خلج بی اینکه تصنعی در گفتن حرف ساده داشته ( اما سنجیده و حساب شده) خود داشته باشد، سخن خیش را با مردم ساده جنوب شهری و با کلام بسیار روان طبیعی قالب می دهد."*
از اسماعیل خلج نمایش داستان های ناتمام را در سال 91 تماشا کرده ام که جزء کارهای جدیدترش بود و باز به دغدغه ‌های اجتماعی‌ درباره آدم های فرودست اجتماع کنونی و داستان هایشان پرداخته بود.
اما تماشای نمایش جمعه کشی، انگاری برایم دورنمایی بخشی از دوران طلایی تئاتر ایران را در کارگاه نمایش تداعی کرد. دوران تجربه های اصیل و ناب و تاثیرگذار برای همیشه تئاتر ایران….دورانی که درباره آن فقط در کتاب ها و مقاله ها خوانده ایم و اسماعیل خلج در کنار بزرگانی چون آربی اوانسیان و دیگرانی از بازمانده با ارزش آن دوران تکرار نشدنی تئاتر ایران هستند. باشد که باشند و تکثیر شوند و ادامه دهند.
حضور اصیل خلج روی صحنه را باید غنیمت شمرد.


*تئاتر ایران در گذر زمان، کارگاه نمایش از آغاز تا پایان۱۳۵۷_۱۳۴۸، ستاره خرم‌زاده اصفهانی، انشارات افراز ۱۳۸۷
اردشیر عزیز ممنون از نوشته ات. من در طول نمایش داشتم فکر میکردم که چرا سالن نمایش خالیه؟
آیا حضور آقاى اسماعیل خلج بر روى صحنه در نمایشى از خودش،گذشته از کیفیت نمایش، نباید اتفاقى در تئاتر این روزها محسوب بشه؟
حقیقتش خلوت بودن سالن نمایش نشان از بى ... دیدن ادامه » اطلاعى و حتى بى سوادى افراد ةعلاقه مند به این هنر است، حتى اگر خود جامعه ى تئاتر و دانشجویانش فقط به دیدن این نمایش مى آمدند، باز هم تعداد تماشاگران از این بیشتر مى بود.
حیف که قدر بزرگان خودمون رو نمیدونیم.
۲۴ مهر
و البته که این قدر ندونستن و شناخت نداشتن، بزرگترین ضربه اش به خودمونه، نه بزرگواران این نمایش.
۲۴ مهر
رومینا جان ممنون از لطف ات .. دقیقن درست می گویی سالن نیمه خالی دل من رو هم شکست... متاسفانه در شرایط بدی به سر می بریم ابتذال و انتظارات مبتذل از تئاتر آفتی شده در اجتماعی که همه چیز در آن رو به بقا و تحکیم امور غیر اصیل و پر زرق و برق می رود.. در ادامه فرمایش ... دیدن ادامه » ات در مصاحبه ای می خواندم استاد تئاتری از وضعیت سواد استادان دانشگاه و منتقدان تاتر هم می گفت که حتی خودشان تاریخ تاتر را نمی دانند و نخوانده اند..
جمعه کشی خلج علاوه بر اینکه توانایی های اجرایی و اوریجینالیتی یک تاتر را تایید می کند در عرصه عمومی تاتر بایستی منتج به یک مرور تاریخی و فرهنگی از تاتر تجربی و پیشروی این مملکت هم میشد آن هم با وجود حضور خالق زنده و توانایی که متعلق به آن جریان تاثیرگذار بوده و از این محمل به آسیب شناسی تاتر قلابی و فیک امروز دست یازید و تاثیرات بی بدیل کارگاه نمایش را بر بدنه تاتر ایران تا امروز بررسی کرد...‌اما افسوس که حضرات در پی تاتر تجارت زده و سودآور ضرورتی نمی بینند به آسیب شناسی تاتر امروز به واسطه حضور مغتنم افرادی چون خلج بر صحنه تاتربپردازند
۲۴ مهر
کاملاً درسته، درود بر تو
۲۴ مهر
اردشیر جان کار رو دیدم، علاوه بر اینکه خیلی چیزی دستگیرم نشد، اون قسمت‌های دسته جمعی آواز خوندن برای من خیلی مبتذل و دم دستی به نظر اومد... به همین جهت نه ارتباطی با کار برقرار کردم، نه لذتی از دیدنش بردم. اگر خواستی چیزی برام بنویسی اول تو دو خط سرراست ... دیدن ادامه » بگو ببینم چی می‌خواست بگه این نمایش؟!
۲۴ مهر
ابرشیر با سلام
خواندم متنت را..
جذاب ترین قسمتش بیان قوی بود..
انها داد نمی زدند اما در ردیف ۱۱ هم صدایشان
شنیده می شد.. صدای خلج هم همین طور
اسم نعلبندیان امد..
قدیم ترها حسرتی ۴۰ ساله دارند از نبود
نعلبندیان..
۲۴ مهر
امیرمسعود جان والا چی بگم؟ برای من مهمترین اثر جمعه کشی، درد آدم های بی کس و غریب و فقیر بود .. حتی جمعه هم‌برای این آدما به جای تفریح بیشتر کابوسه ...خلج رنج طبقاطی رو به شکل عارفانه ای طرح کرده به نظرم. .در مورد قطعات آوازی به نطر من یکی از بهترین ترجیع ... دیدن ادامه » بندهای مفرح روی صحنه بود به خصوص اینکه یکی از امضاهای استاد خلج‌تو کارهایش این آوازخوانی هاست که به نظرم خیلی خوب به کار نشسته.... البته سلیقه من هم یاریم کرده دیگه:))
۲۵ مهر
آقای کیانی ای کاش نسل دانشگاهی و تاتری این حسرت را به آگاهی و پویایی بیشتری تبدیل کنه... خلج نمونه تاریخی و آگاه خوشبختانه زنده ای است .
۲۵ مهر
بسیار سپاس‌گزارم اردشیر عزیز.
۲۵ مهر
خواهش می کنم‌:))
۲۵ مهر
ابر شیر عزیز
امیدوارم..
۲۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید