کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | بهار گراوندی: انقدر دوسش داشتم که دلم میخواست بکشمش. فکرشم ترسناکه. اینکه یه نفرو ب
S3 : 04:07:19 | com/org
انقدر دوسش داشتم که دلم میخواست بکشمش.
فکرشم ترسناکه. اینکه یه نفرو بکشی چون خیلی دوسش داری ولی این فکر لحظه به لحظه داشت روحمو خراش میداد.
رفتم پیش روانشناسم بهش گفتم دارم نقشه‌ی قتل میکشم.
گفت: کی؟
گفتم: عشقم.
گفت بهت خیانت کرده؟
گفتم: نه
گفت: دوست نداره؟
گفتم: چرا اتفاقا عاشقمه
گفت: پس چه مرگته؟
گفتم نمیدونم. شبا که میخوام بخوابم تا چشمامو میبندم تصورش میکنم که داره بهم نگاه میکنه ... دیدن ادامه ›› و من یه سیگار روشن میکنم. به دود سیگارم خیره میشه و با تحسین نگاهم میکنه. منم نگاهش میکنم. بعد درِ کیفمو باز میکنم و اسلحه‌امو در میارم و مستقیم به مغزش شلیک میکنم. خون همه جا رو میگیره، همه دورمون جمع میشن، بعد من اسلحه رو میذارم روی قلبمو شلیک میکنم.
گفت: آخه چرا؟
گفتم: نمیدونم، دوست داشتش عذابم میده
گفت: خب چرا ازش جدا نمیشی؟
گفتم: نه تحمل دوریشو ندارم
گفت: خب این چه عذابیه؟
جوابشو ندادم، بلند شدم و از در مطب رفتم بیرون.
همینطوری داشت با تعجب نگاهم میکرد.
رسیدم خونه، زنگ زدم بهش
گفت: داری سیگار میکشی؟
گفتم: آره از کجا فهمیدی؟
گفت: از لحن‌ات، هروقت جدی میشی یعنی داری سیگار میکشی.
گفتم: منو خیلی دوست داری؟
گفت: معلومه! این چه سوالیه؟
گفتم: اگه یه روز بکشمت منو می‌بخشی؟
خندید، گفت: من همین الانم کشته‌تم.
گفتم: جدی باش، دارم جدی میپرسم
سکوت کرد، بعد آب دهنشو قورت داد و گفت: آره
گفتم: میای ببینمت؟
گفت: حاضر شو
کیفمو چک میکنم، همه چیز مرتبه. عطر میزنم و از در میرم بیرون.

*از خود
بهار جون از من متنفر باش لطفا😁
لایک به نوشتت👍
۲۱ اردیبهشت
جالب بوددد 🌹❤

به کشتن ادامه بده....
۲۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید