کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | ابرشیر درباره کتاب فرانی و زویی: از فکرت عقلی به فکرت قلبی؟ واقعیتش اینکه " فرانی و زویی "
S3 : 09:20:12 | com/org
از فکرت عقلی به فکرت قلبی؟
واقعیتش اینکه " فرانی و زویی " همیشه در وهله اول نام داریوش مهرجویی ( البته مهرجویی قبل از دهه 80) را به ذهنم می آورد و بعد نویسنده اش جی.دی. سلینجر.... شاید دلیل اصلی اش ارجاعی در فیلم هامون باشد که توی این سال ها تمام یا بخش هایی از آن را بارها و بارها تماشا کرده ام. ..صحنه قرار ملاقات در کتابفروشی کتابسرا.... حمید هامون نسخه ی انگلیسی فرانی و زویی، را به مهشید می دهد و می گوید : « این یه چیزیه پر از درد و راز و رمز و عشق... »
و البته فیلم سینمایی پری، که مهرجویی ذیل عنوان "برداشت آزاد" از داستان سلینجر (بدون اجازه رسمی از نویسنده) ، در سال 1373 ساخت و همین باعث اعتراض سلینجر شد. وکلای نویسنده آمریکایی از اکران فیلم در جشنواره فیلم های ایرانی در مرکز لینکلن در سال 1998 و البته بقیه آمریکا جلوگیری کردند.
با خواندن کتاب( ترجمه میلاد زکریا،چاپ اول1380) متوجه شدم فیلم دست بر قضا در صحنه های بسیاری به روند اتفاقات و ماهیت شخصیت های کتاب پای بند بوده .. حتی انگاری مهرجویی برخی از دستورصحنه ها را عینا از توضیحات متن کتاب برداشته.. تفاوت ها شامل تعویض اسامی و جابه جایی چند صحنه در ترتیب توضیحات کتاب است و البته اضافه کردن اسامی و ظواهر عرفان شرقی و ایرانی در فیلم.
سلینجر از مضامین فلسفی و معنوی شرقی و غربی از جمله بودیسم، معنویت مسیحیت ارتودکس و هندوییسم و.. برای نگارش کتابش تاثیر گرفته است اما به نظرم شاید به دلیل نگاه کم عمق و متفاوتش تاثیرگذاری چندانی ندارد و منجر به درک شهودی و ژرفی از این مقولات در من نشد. اما سلینجر مهارت بالایی در به کارگیری کلمات در متون پر حرف ... دیدن ادامه ›› دارد و در این اثر( فارغ از ترجمه نه چندان دلچسبش) این کار را به خوبی انجام داده. به نقل از جان آپدایک، نویسنده شهیر آمریکایی، سلینجر واژه ها را می جوید تا چیزها را تبدیل به سوبژکتیویته انسانی کند. منظور آپدایک از چیزها برایم روشن نیست آیا سلینجر چون کیماگری کلمات را به فاعلیت انسان اهل ایمان بدل می کند؟
**
با اضافه شدن برخی از مضامین عرفان اسلامی شیعی به بهانه ایرانیزه کردن کتاب سلینجر مسائل در فیلم پری مهرجویی بغرنج تر هم شده است.... برداشت سینمایی آن همه « درد و راز و رمز و عشق » که مهرجویی از زبان حمید هامون در مورد کتاب فرانی و زویی، ابراز داشته بود، به بیان های تصویری پرتصنع، سانتیمانتال و اطواری و حتی شاید در جاهایی ارتجاعی بدل شده که البته نگاه مردمدارانه نسبت به عرفان را نیز تکرار می کند. مردمحورانه از این رو که زنان همچنان به عنوان رهروان نابلد و ناپخته ی نازنازی راه طریقت همواره باید از مردی در اینجا حتی نه یک شیخ پیر که برادر جوان راه بجوید و نجات یابد.
پری، صرفا کوشش نمایشی به نظر می رسد که از جوشش، عیان و اسرار و مضامین عرفانی و شهودی واقعی در آن خبری نیست. شناخت و نمایش سلوک در این فیلم عمقی ندارد.(آیا واقعا می شود سیر و سلوک عارفانه را سینمایی کرد؟) به هر حال مهرجویی فیلمساز بورژوازی است. در فیلم پری درک مغشوش و انتزاعی از عرفان یا روایت عارفانه به دست می دهد. رفتارها و کنش آدم ها از سر درد به نظر نمی آید. رنج ،درد و حتی عشق در پری نامحسوس است. کل اثر بر عکس هامون زخمی و بی قرارت نمی کند.
فرانی تبدیل به پری شده که چادر عبایی می پوشد و صبح زود از خانه بیرون می زند و با کفش پاشنه بلندش تق تق از زیر بازارچه می گذرد تا برسد به دانشکده ادبیات و در کلاس خالی روی تخته سیاه به جای متنی از اپیکتتوس،( فیلسوف رواقی یونان باستان) ،که فرانی از حفظ نیمی از آن را آنجا نوشته و پاک کرده بود، جملات و کلماتی مثل از فکرت عقلی به فکرت قلبی... عدم.... همه ناتمام اند و...می نویسد.
کتاب سبز رنگی به نام " راه زایر" که فرانی با خواندنش دچار بحران روحی و وجودی شده و از نفس و زشتی هایش آگاهی یافته است در پری "سلوک" نام گرفته ..
فرانی برای دوست پسرش لین، هتگامی که در رستوران دنج شهردانشگاهی اش نشسته و مشغول خوردن پای قورباغه است از کتاب مرموز می گوید که نویسنده گمنام آن یک رعیت روس در قرن نوزدهم است ؛ " این یارو می خواد بدونه توی انجیل اون جایی که می گه باید یکسره دعا کنید معناش چیه."*
پری از تهران به اصفهان می رود تا پسرعمو و نامزدش، منصور را ببیند و در رستوران در حالیکه پسر چلوکباب و دوغ می خورد پری از یک دهاتی اهل طریقت از خراسان چند قرن پیش برایش می گوید که نویسنده کتاب سبز است؛ " این آقا هم یک روز تو یک کتابی برمی خوره به اون گفته امام صادق که از مزایای ذکر خدا می گه..که هر چی بیشتر بگی بهتره و این بابا می خواد بدونه چقدر بیشتر و اونوقت راه می افته از این شهر به اون شهر به دنبال یک پیری شیخی که بهش یاد بده چجوری باید مدام ذکر بگه " ** . اون رعیت روس که فرانی رو با نوشته اش دگرگون کرده هم شروع می کنه همه روسیه رو گشتن دنبال کسی که بتونه بهش بگه چه طور باید بی وقفه دعا کرد و باید چی گفت.
پری تو راهروی توالت رستوران شیخ جوان و چشم روشنی می بیند که مدام دهانش به ذکر است و سپس غش می کند..."یک شکر تو از هزار نتوانم کرد"
داداشی که قرار است زویی باشد برادر بزرگتر پری است. در گذشته این مراحل را سپری کرده و ذکرهای مختلف گفته و روزهای بسیار روزه گرفته و ریاضت های زیادی کشیده ..به خواهرش گفته وقتی نه ساله بوده با ابوسعید ابوالخیر، زیر کرسی ابگوشت خورده... زویی هم در همان سن با مسیح در آشپزخانه قهوه خورده... از اینکه برادرهای بزرگترشان آنها را تبدیل به هیولاهای همه چیزدان کرده اند، نق می زند ...اما داداشی/زویی دچار فروپاشی روحی پری/فرانی نشده و طریق سلوک صحیح و نجات را یافته است. به اصرار مادرشان اعظم جون/بسی، با خواهر نازنازی زیبایش حرف می زند و بالاخره او را از بحران می رهاند. قرار می شود دیگر دل به یار باشد و سر به کار....
*
مهرجویی در دانشگاه یو سی ال ای فلسفه خوانده و قبل از این دوران زوال متاخرش، کلام و مصاحبه هایش واجد ارزش به سزایی بوده مثلا مجید اسلامی و مانی حقیقی در مجله هفت( مرداد83) برای اینکه مهرجویی راضی شود در مورد فیلم مهمان مامان حرف بزند، از داریوش شایگان(فیلسوف ایرانی) و رفیق مهرجویی خواهش می کنند در یک گفتگوی جمعی با حضور او شرکت کند. بحث های خوبی هم در می گیرد اینکه تنش میان استدلال و سرسپردگی ، منطق و ایمان از مضامین اصلی فیلم های مهرجویی است. از هامون و پری و بانو ...تا حتی مهمان مامان.
اما پری، فیلم مایوس کننده ای است. به نظرم بازی نیکی کریمی، در این فیلم یکی از بدترین بازی ها در سینمای قلمداد می شود و ضربه ای مهلک دیگری بر کلیت فیلم است.
***
سلینجر( 1919-2010) را جالب ترین داستان نویس معاصر آمریکا نامیده اند. او در قرن بیستم علاقه همگان را در آمریکا جلب کرد و به قله های شهرت نشست اما از شهرت بیزار بود و به شدت منزوی... با ساختن فیلم از آثارش به شدت مخالف بود. وقتی الیا کازان پیشنهاد به صحنه آوردن ناطوردشت را به او داد، گفت: « هولدن( قهرمان رمان) خوشش نمی آید.»
سلینجر تنها نویسنده پس از جنگ در آمریکا است که آثارش مورد توجه جوانان قرار گرفته بود.آثارش به طور کل در نقد جامعه غربی ارزیابی شده است. فرانی و زویی در سال 1961 هیاهویی بسیاری به پا کرد. دو هفته پس از چاپ صد و پنجاه هزار جلد از آن به فروش رفت. سلینجر از سال 1965 تا 45 سال بعد هنگام مرگش داستانی چاپ نکرد و رازآمیز و گوشه گیر و به دور از هیاهو ماند..
شک دارم که استقبال بی کم و کاست از ایده های متاثر از عرفان شرقی و بودیستی با خوانش سلینجر در آثارش ، از ریشه های اقبال کنونی جهان سرمایه داری از بودیسم و حکمت های شرقی مصادره شده به نفع مطلوب نباشد.

(*) و (**) جملات مستقیم از متن و فیلم



ابرشیر عزیز
خیلی وقت بود یاداشتی از شما نخوانده بودم. لذت بردم مثل همیشه پرنکته،دقیق و پر اشارت.
۲۲ اردیبهشت
ابرشیر گرامی
چقدر لذیذ شکافتی مغز کتاب را در کنش متقابل آن با فیلم هم سو
به نظرم تنها بازیگری که از پس نقش پری بر می آمد هنرمند عزیز کشورمان سوسن تسلیمی است که خلاء حضورش کاملا مشهود می نماید.
behrad rad
ابرشیر گرامی چقدر لذیذ شکافتی مغز کتاب را در کنش متقابل آن با فیلم هم سو به نظرم تنها بازیگری که از پس نقش پری بر می آمد هنرمند عزیز کشورمان سوسن تسلیمی است که خلاء حضورش کاملا مشهود می نماید.
بهراد جان ممنون لطف و مهربانیت رفیق
تسلیمی بزرگ واقعا نقش هایش را با آگاهی و درایت و خرد انتخاب کرده است واقعا نمی دانم باجهان ظاهر زنانه اما در عمق ضد زن و گاه سطحی نگرمهرجویی کنار می آمد یا نه .... او بازیگر بسیار اندیشه ورز و آگاهی است ... دریغ که در ایران نیست
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید