تیوال | دیوار
S2 : 14:21:27
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

قرار گروهی برای تماشای نمایش «نینوچکا»

روز ""شنبه 25 آبان""، به همراه دوستان، این نمایش رو تماشا میکنیم و بعد از اجرا با عوامل گفتگو خواهیم کرد.
دوستانی که تشریف می آورند، لطفا اعلام کنند که تعداد رو برای هماهنگی کافه داشته باشیم
با تشکر
https://t.me/manyektamashaagaram
https://instagram.com/manyektamashagaram?igshid=gduyissiz116
آقامیلاد طیبی این را می‌آید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش جویستیک i
دوستان عزیز تیوالی مایلم اگر علاقمند باشید ازتون دعوت کنم تا چهارشنبه در سانس دوم برای تماشای اثر تشریف بیاورید تا به امید خدا بعد از پایان اثر بتونیم در مورد چگونگی اجرا با عوامل به گفت وگو بنشینیم

#من_یک_تماشاگرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش آشپزخانه i
انتشار تیزر نسخه تهران | عکس
«آشپزخانه» به نسخه پایانی رسید
» انتشار تیزر نسخه تهران
... دیدن متن »

نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی با آغاز اجرای نسخه تهران این اثر نمایشی از ۲۲ آبان، به مرحله پایانی اجراهای خود در تالار مولوی می رسد.

اجرای نسخه تهران نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی از روز چهارشنبه ۲۲ آبان در سالن اصلی مولوی آغاز می شود. پیش از این نسخه شیراز «آشپزخانه» به صحنه رفت و نسخه رشت این نمایش نیز سه شنبه ۲۱ آبان به اجرای خود پایان می دهد.
با به صحنه رفتن نسخه تهران «آشپزخانه» که تا ۳۰ آبان روی صحنه خواهد بود، پروژه اجراهای این اثر نمایشی در تالار مولوی به پایان می رسد.

فروش بلیت اجراهای تهران «آشپزخانه» در سایت تیوال آغاز شده است.

همزمان با فروش بلیت آخرین نسخه اجرایی «آشپزخانه»، تیزر این اجرا نیز که توسط احسان معجونی @ehsan_majooni ساخته شده، منتشر شد.

پوستر اجرای نسخه تهران «آشپزخانه» نیز توسط صالح تسبیحی طراحی و منتشر شده است.
محمدرضا آبانگاه، مهدی ابوحمزه، مهسا احمدی، آناهیتا آذرپیوند، مهشید آقاخانی، سیاوش البخشی نائینی، سروین امامی، برناانصاری، روژان ایرجی، پویا پورامین، صبا پویشمن، هاله پورقدیمی، افشین تمدن، غزال توکلی، مهسا جمشیدی، حسین حسینیان، هدیهحسینی نژاد، مژده دایی، یاسمن دهقانی، هلیا رضایی، رکسانا سکایش، مازیار سیدی، امین سیمیار، کتایون طلایی، آرزو عادلی، زینبعباسی، هانیه عسگری، سحر علیرضایی، امیر قاسمی، علی قانعی، پریناز کبیری، سوگل کلابی، مینا مسیحی، احمدرضا مقدسی، نگارنجفی، شهاب نظام دوست و فرنوش نیک اندیش به ترتیب حروف الفبا، بازیگران نسخه تهران نمایش «آشپزخانه» هستند.
کوریوگرافی: پگاه طبسی نژاد، عکاس: مهدی آشنا، دستیارکارگردان و برنامه ریز: سیاوش البخشی نائینی، منشی صحنه: زهرا میرآقایی، گروه کارگردانی: امیر حسین بیات و هدیه حسینی نژاد دیگر عوامل اجراهای نسخه تهران این اثر نمایشی هستند.

«آشپزخانه» نوشته آرنولد وسکر است که توسط امیرحسین بیات ترجمه و مهدی چاکری آن را دراماتورژی کرده است.

برای مشاهده تیزر اینجا را کلیلک نمایید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بلیت تالاب هشیلان، برای سه‌شنبه 21 آبان. ردیف 4 صندلی 8
لطفا اگر می‌خواهید ایمیل بفرستید: mina.m.farahani@gmail.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید
درباره نمایش دریاچه قو i
این کار پرافتخارترین نمایش فجر نبود
این کار در بخش مسابقه ایران 2 حضور داشت. شاید اگر در بخش ایران 1 بود این جوایز رو نمی گرفت
و البته اگر در بخش مسابقه اصلی (بخش بین الملل) حضور داشت که خیلی بعید بود بتونه جایزه ای بگیره

خوهشا اطلاع رسانی درست بکنید
سپهر و محمد جواد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

این یک نقد نیست

« من و تو آخورمان مرگ است» *
سخنی چند (سیزده تا) با مخالفان تماشای شیهیدن در واپسین شب اجرای آن

...

یکُم. تصوّر کنید یک نقّاش هستید. لئوناردو داوینچی مثلاً. حالا خانم مونالیزا جلوی شما می‌نشیند و شما او را می‌کشید. ما هم تابلوی شما را می‌بینیم و کیف می‌کنیم. حالا شما یک نقّاش جدیدتر هستید. مثلاً فرانسیس بیکن هستید. همان مونالیزا هم جلوی شماست. قلم‌مو را برمی‌دارید و یک ضربه به صورت مونالیزای روی تابلوی خود می‌زنید، صورت در هم می‌پاشد. منتقدها می‌گویند شما فُرم را شکستید. شما «شکل» را «بی‌شکل» و «شکل‌منحرف» کردید. شما مهم هستید. خدا را شکر می‌کنیم که ابزار هنرِ نقاشی رنگ است و قلم‌مو است و بوم. و نه انسان. و نه پوست و گوشت و استخوان. و نه حنجره و دهان و دندان.

دُیّم. من از هنر چیزی سردرنمی‌آورم، اما هر وقت می‌خواهم درباره‌ی آثار هنریِ مهم قدیمی بدانم و بخوانم مواجه می‌شوم با خیلی از تفسیرها و توصیف‌ها (همان نقد سنّتی) که به زمانه‌ی تولید اثر، و «بازتاب»ِ زمانه یا حتّی «شکل‌دهی» به مناسبات اجتماعی می‌پردازند. خیلی از این آثار که ما امروز می‌گوییم یا می‌شنویم که مهم هستند نسبتی با زمانه‌ی خود برقرار کردند. و همین مهمشان کرده.

سیّم. می‌خواهید تعطیلش کنیم برود پی کارش؟ چرا تئاتر ببینیم؟ و چرا در باب آن گفت‌گو کنیم؟ در دانشکده‌های هنر عده‌ای معتقدند همه مُشتی حرّاف هستند و کسی کار نمی‌کند. حق دارند. حق دارید. حتّی نمی‌خواهیم اجرا را ببینیم و به پیشنهادهایش فکر /گفتگو کنیم.

چارُم. تَـکرار می‌کنم که از هنر چیزی نمی‌فهمم. اما توصیه‌ای دارم به نقل از بزرگترهای این حرفه به گروهِ بازیگران بی‌تجربه و جوانِ «شیهیدن». مهم نیست چه کسی اجرای شما را می‌بیند. و به چه منظوری. دنبال بازیگر برای پروژه‌ی بعدی خود است یا صرفاً آمده تا یک تئاتر «پر سر و صدا» را از یک «دوست قدیمی» تماشا کند. می‌دانم بازیگرید و دلتان می‌خواهد «کسی» باشید. اما شاید اگر شما بگویید گورِ پدرِ تهیه‌کننده‌ها؛ گورِ پدرِ کارگردان‌های فیلم‌های گیشه‌دارِ سینما، گورِ پدرِ پول و خیلی چیزهای دیگر، ما هم یاد بگیریم و همین‌ها را (حالا در هر کسوت و شغلی که هستیم) بگوییم. خیلی قشنگ‌تَرَش می‌شود اینکه حالا شما دورِ عباس جمالی را خالی نکنید و به او فشار بیاورید که: نوبت «آزمایش تئاتریِ» بعدی رسیده. شاید بهتر آن است که شما به او اصرار کنید که وقت اجراست. در میدان ولیعصر. در فرهنگسراها. در سراهای محلّه. در سالن‌های خصوصی و دولتی. شاید الآن نوبت شماست که از او بخواهید که در آزمایش بعدی‌اش جسورتر باشد. مجبور نشود (یا حتّی دلش نخواهد، وسوسه نشود) که دوباره به سالن اصلی تئاتر شهر و تالار وحدت با آن شکلِ اجرا با امیر آقایی و صابر ابر و غیره فکر کند. بلکه همین سالن‌های اشغال شده را، با همین جنس اجرا با همه‌ی خامی و کاستی‌اش، به یاری شما پس بگیرد. بعد همه برگردند و تئاتر کار کنند. ما هم برگردیم و تئاتر ببینیم. تئاترِ خودمان را.

پنجم. ... دیدن ادامه » بازگردم به مخاطب اصلی این سطرها: دوستان هنرمند و منتقدی که در این چندروز تیغ برّان نقدشان را نه علیه «اجرا»ی شیهیدن، بلکه علیهِ تماشایِ آن به کار گرفته‌اند. آن‌ها از اجرا خوششان نیامده و هرگز حاضر نیستند دوباره وقت بابتِ تماشای آن بگذارند. قبول. شما اجرا را دوست نداشته باشید. نقدش کنید. بی‌رحم هم نقد کنید. به اشتراک بگذارید و این بسیار هم عالی است. اما می‌شود بپرسم چرا از اینکه عده‌ای (مثلاً نگارنده‌ی این شکواییه) اطرافیانشان را به تماشای «شیهیدن» دعوت کرده‌اند ملول شُدید؟ آیا یک بار شد بپرسید چرا عدّه‌ای تصور می‌کنند این اجرا (فارغ از خوب و بدش) یک اجرای مهم است؟ و بسیار مهم است. و اصلاً برای شما «اهمیّت»ِ اجرا تعریفی دارد؟ اجرا در نظر شما یا «خوب» است و یا «بَد»؟ من نمی‌دانم این چیزها را. اصلاً نمی‌دانم اجرای «خوب» چیست، اجرای «مهم» چیست و... امّا بزرگواران. اگر اجرایی دیده نشود، حرف‌های ما دیگر چه اهمیّتی دارد؟ یادم هست یکی از استادهای دوره‌ی کارشناسی ما، وقتی می‌گفت تا هفته‌ی بعد فلان چیز را بخوانیم بلافاصله تأکید می‌کرد که این جسارتش از سرِ تکلیف کردنِ چیزی نیست. او صرفاً می‌خواست، هفته‌ی بعد که آمدیم سرِ کلاس حرفِ مشترکی باشد که با هم بزنیم. و گرنه که کلاً به خاطره تعریف کردن می‌گذرد.

شـ(ـیـ)ـشُم. خب یک عده دوست دارند همچو تئاترهایی ببینند، یا تئاتر را آن‌طور ببینند. اصلاً به من چه که فلان آدم مشهور دلش می‌خواهد تئاتر را هم تجربه کند؟ و امروز اتّفاقاً بازیگر بسیار پخته‌تر و بهتری است نسبت به خیلی ها؟ بله، کاملاً حق با آن‌هایی است که می‌گویند این‌ها رفتند بر پرده‌ها و قاب‌های تلویزیون غُبارِ گیشه‌ها و امضاخواستن‌ها روی تنشان نشسته و می‌خواهند در تئاتر دوباره «تازه» شوند به یاد قدیم‌ها. من چه‌کاره‌ام که تصمیم بگیرم آن‌ها باشند یا نباشند. ای کاش بقیه هم همینطور فکر می‌کردند. از جمله دوست‌داران تئاتر تجاری. بله، پروژه‌ی حذف، پروژه‌ای غیر انسانی است. برای همه. حاشیه‌نشینی تحمیلی برای هرکسی بد است.

هفتم. با شما موافقم: به ما چه که بلیط اجرای «فلانِ بهمانِ فرانکنشتاین» در سالنِ بغلی همین سالن، هشتاد هزار تومان است؟ نه در اسپیناس پالاس. در ایرانشهر.

هشتم. به من چه که اون‌یکی فرانکنشتاین هم که در سالن اصلی اجرا می‌شود، از شصت تا نود هزار تومان است؟ آن هم در اسپیناس پالاس نیست، اتّفاقاً.

نُهُم. نمی‌دانم ازدواج کردید یا نه. همسر شما ممکن است از میان فک و فامیل باشد یا هفت پشت غریبه. در هر صورت توصیه‌ی اکید پزشکان این است که پیش از ازدواج، از آزمایش ژنتیک و این داستان‌ها غافل نشوید. ممکن است خدای ناکرده فرزندِ شما دارای معلولیّتی مادرزاد بشود. فرزندِ معلول هم خودش آسیب می‌بیند و هم زحمت برای خانواده و اطرافیان دارد. اما نیک از یک گذشته ما را آگاه می‌کند: او روایت زنده‌ای است از دلدادگیِ پدر و مادری که بدون توجّه به توصیه‌های پزشکی ریسک کردند و بچه‌دار شدند. ما خیلی چیزها را از معلولیت او می‌فهمیم. از جمله اینکه دستِ کم باید چندصد ازدواج فامیلی به فرزند معلول منتهی می‌شُد تا پزشکان به ریسکِ بالای آن پی ببرند. خوشحالم که ضعف‌های «شیهیدن» را دیدید و به امثال من که تصوّر می‌کنید آن ضعف‌ها را ندیدم، یادآور شدید. حیاتِ هنرها در ازای تیغِ برّانِ جراح‌هایی مثل شماست. خواهش می‌کنم تصوّر نکنید که از برندگیِ تیغتان شاکّ یا ملولم. درخواست می‌کنم تیغتان را بُرنده‌تر کنید. تنها بیایید به یک پرسش، باهم فکر کنیم که این اجرا، فرزندِ چه فرآیند دیالکتیکی است و آیا می‌شُد معلول نباشد؟ آیا اگر معلول نبود، هنوز «شیهیدن» بود؟ من یکی پاسخ را نمی‌دانم. شما هم در پاسخ شتاب نکنید.

دهُم. چه می‌گویند این‌هایی که هنر را برای هنر نمی‌خواهند؟ چرا اینقدر یخه جرواجر می‌کنند؟ عاقبتِ همه‌مان دومتر گور است در بهترین حالت!

یازدهم. یک بنده‌خدایی بعد از تماشای اجرای شیهیدن گفت : «چپ هنر نمی‌فهمد چیست. چپ هنر را ابزار می‌خواهد.» و من نمی‌دانم چه گفت. و روزی که بدانم تازه بعدش باید بدانم ربطش به اجرا چیست.

دوآزدهم. دیشب اجرای «لچک» (اجرایی به نویسندگی و کارگردانیِ یکی از بازیگرانِ «شیهیدن» که از قضا دراماتورژِ آن هم هست) توقیف شد. مثل اجرای قبلیِ او و گروهش که به دلیل سخت‌گیری‌های نظارتی، هیچ‌وقت مجاز به اجرا نشد. اجرای قبلی آن‌ها نمایشی بود برگرفته از رمان «فرانکنشتاین» مری شلی. اجرایی که قُربانیِ کاسب‌کاریِ سالن تئاتر مستقل، لابی کردن‌های غیراخلاقیِ مرکز هنرهای نمایشی و البتّه کج‌فهمی و نادانیِ مسئولین، بازرس‌ها و ضابط‌های نظارت و ارزشیابی شد. امروز که نیک می‌نگرم، فصل مشترکِ «لچک»، «فرانکنشتاین» (به کارگردانی کرسی‌زر) و حتّی «شیهیدن»، نسبتی است که آن‌ها با زندگانیِ ما دارند. با امر واقع. با اجتماع. با زیستِ سیاسی ما مردمِ ایران. نمی‌دانم این‌ها را چرا گفتم. اصلاً به ما چه که در اجتماع، در سالن‌ها و پشتِ صحنه‌ی اجراها چه می‌گذرد. حق باشماست: مهم قابی است که کارگردانِ اثر مقابل چشمان من تصویر می‌کند. می‌خواهم مثل شما فکر کنم و اثری ببینم که قاب بهتری بگذارد پیش رویم. نظرتان درباره‌ی اقتباس مستِر پسیانی از فرانکنشتاین با بازیِ رامبد جوان چیست؟ به نظر اجرای پرزرق و پربرقی می‌آید. (هرکاری کردم رامبد جوانش بولد نشد. نمی‌دانم تیوال چطور نام او را در برگه‌ی مربوطه بولد -همان برجسته- کرده.) اشتباه برداشت نشود. من هیچ مشکلی با علی شادمان و پژمان جمشیدی و سهیل مستجابیان و جواد خواجوی ندارم. همان‌طوری که مشکلی با امیر تتلو و بیش از چهارمیلیون طرفدارِ دو آتیشه‌اش نداشتم. فقط خواستم احوالی از تئاتر این روزهایمان بپرسم. که مثلِ شما اجرای خوب ببینم. قاب خوب ببینم. در حالی که احساس نکنم یک «دیگری» هستم که کم‌کم حذف می‌شود. کم‌کم از این حاشیه‌ای که هست حاشیه‌تر می‌رود و در تماشاخانه‌ی به نامِ «مهرگان» در طبقه‌ی نمی‌دانم چندمش در حالی که اجرا دو تماشاگر دارد که هر دو اتّفاقاً رفقای کارگردان هستند پروژکتور را برای اجرا روشن می‌کنند و من هنوز تمام نشده دلم می‌خواهد بروم بیرون.

سیـ«ـنـ»ـزدهم. «شیهیدن» مصدری است «ساختگی» از شیهه کشیدن.

...
زیاده شد.
کافیست.
دو اجرای پایانی را از دست ندهید.

لطفاً.

ارادت.

...
* : بخشی از بیتی از حسین صفا: «تو در مسافت بارانی و غم دُرشکه‌ ای از اشک است و اشک شیهه یِ کوتاهی/ من و تو آخورمان مرگ است، از این دُرشکه بیا پایین، تو نیز شِیهه بکش گاهی»
سپهر و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
چقدر خوب نوشتید
با تک تک سطرهاش موافقم
۱۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالاریه
درباره نمایش لانچر ۵ i
سلام .دو بلیط برای این نمایش برای امروز ۲۱ آبان ساعت ۱۸ دارم .قسمت c ردیف ۲ صندلی ۶.۷
در صورت تمایل با شماره ۰۹۱۲۵۹۰۷۴۵۹ تماس بگیرید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش لانچر ۵ i
کار خیلی قشنگی بود
من به عنوان مخاطب عام کاملا راضی بودم بعد اتمام نمایش،اجرای ۱۳۵ دقیقه ای که پشیمونت نکنه از دیدنش کم پیدا میشه
بازی ها خیلی خوب بود
بازیگرا با نقششون زندگی کردن....
روند داستان و اون طنز تلخش‌ برام جذاب بود
امیرمسعود فدائی این را خواند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو تا بلیط تئاتر هنرمند بزرگ آقای سجاد افشاری به اسم همه یا شب میمیرند یا روز اما من شبانه روز به تاریخ 27 آبان روز دوشنبه دارم که متاسفانه نمیتونم برم اگر کسی خواست به قیمت 140 تومن دارم با شماره 09190238033 تماس بگیرید البته اگر کسی بلیط روز قبل یا بعد رو داشته باشه و راضی باشه دوشنبه بره ممنون میشم که همکاری کنه
فرزاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
--------
مدت هاست شعری نگفته ام
گرفتار سکوت بی وقفه را
بیان چگونه باشد ؟
مدت هاست راه نرفته ام
وقوف کرده ی ِ سکون مرداب را
رفتن چگونه باشد ؟
مدت هاست ماه ندیده ام
چشم بسته شبان ِ مهتاب را
نگاه چگونه باشد؟
مدت هاست عاشقی نکرده ام
گم کرده دیار محبت را
شوق چگونه باشد ؟

سید ... دیدن ادامه » حسن ابوطالبی
98/06/06
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم به مرز پختگی نرسیده بود. اگر بیشتر بهش پرداخته میشد خیلی بهتر بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام اول از همه گروه برای تلاششون تشکر میکنم
مخصوصا خانم پسیانی و اقای پیران بازی عالی ارائه دادن
و البته صدای اقای پسیانی
ولی در کل کار معمولی بود و خیلی ضعیفتر از انتظارم
نقش اقای جوان هیچ نکته ای نداشت و هر بازیگر معمولی دیگه هم میتونست از پسش بربیاد
ممنون از موسیقی و افکت صدا ولی یه جاهایی اینقدر صداش زیاد بود که صدای بازیگرو میگرفت
امتیازم 2از 5 هست
اگه کسی میخواد بره حتما صندلی وسط رو رزرو کنه که از گوشها رسما چیزی از کار متوجه نمیشید.
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چی شده همه زدن تو کار فرانکشتاین؟ اون نمایش ۸۰ تومن آقای پسیانی که به لعنت ابلیس هم نمی ارزید بسکه بد بود
امیرمسعود فدائی، celine، لیلا مظاهری، شاهین، فرزاد و میثم هنزکی این را خواندند
رعنا* و رضا تهوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایشنامه‌خوانی در واقع i
گفتگوی تیوال با امیررضا ملازاده  | عکس
» گفتگوی تیوال با امیررضا ملازاده

گفتگوی تیوال با امیررضا ملازاده / نویسنده و کارگردان.

۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آزاده کامیار
درباره نمایش لانچر ۵ i
چهار تا بلیت برای همین پنج‌شنبه، ۲۳ آبان، ساعت سه، ردیف دوم باکس وسط دارم. اگه بلیت‌ها به کارتون می‌آد لطفا به شماره ۰۹۳۶۷۴۱۵۴۵۹ پیام بدین لطفا.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
فروش روزهای بعدی کی اتفاق میفته؟
برای بچه های ۲-۳ساله که صندلی مجزا نمیخوان باید بلیط تهیه بشه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایشنامه‌خوانی در واقع i
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایشنامه‌خوانی جایی که پیاده رو تموم میشه i
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ ساعت پیش
محمد عسگری، نفیسه نوری و لیلا مظاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره نمایش آشپزخانه i
از تماشای این کار بسیار لذت بردم.
دم بچه‌های رشت واقعا گرم، کارشون عالی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره فیلم گلدن تایم i
یکی از بهترین‌ فیلم‌هایی بود که اخیرا دیدم.
از اون مدل فیلم‌ها که بعدا بارها به یاد قسمت‌هاییش می افتی ‌و دوباره و دوباره ذهنتو درگیر خودش می‌کنه.
خوشحالم که مدت زیادیه تو هنر و تجربه مونده :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره فیلم سورنجان i
فیلم رو خیلی دوست نداشتم.
بازی‌ها واقعا می‌تونست بهتر باشه..
اما نکته‌ی قابل توجه فیلم موزیک عالی‌ش بود؛ دم آقای خلعت‌بری گرم!
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایشنامه عالی کارگردانی عالی بازیگرا هم خیلی خوب از پس نقش ها برامده بودند در یک فضای بسیار رئال.
به همه توصیه میکنم.
لحظه های کمدی در کنار ترس،دلهره و نهایتا تراژدی. نمایش عصبانیت، همدلی، شک همه و همه در روایتگری‌ نمایشی به یاد ماندنی را حتما در استخدام تجربه کنید.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید