تیوال | دیوار
S3 : 02:58:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

اول اجرا فکر کردم حوصله م قراره سر بره اما هرچقدر که از نمایش میگذشت خوشحال تر میشدم که برای دیدن این تئاتر اومدم. تا جایی که آخر اجرا با حال خوب از سالن اومدم بیرون. بازی های متفاوت و به اندازه و دوست داشتنی
خسته نباشید به تمام عوامل و اینکه پیشنهاد میکنم از دست ندین این اجرا رو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهرو رستمی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
اومدم نظرلت رو بخونم تا متوجه شم نمایش مطابق سلیقه من هست یا نه وقتی جواب گروه اجرایی زیر کامنت دوستانی که گفتن کاره ضعیفه رو دیدم واقعا متعجب شدم که این حجم از بی ادبی رو دارم تو تیوال میبینم .خوب همون بهتر این نمایش رو همون دوستان و فامیل عوامل ببینن و به تعریف تمجید الکی بپردازن .
کاملا درست میگید سرکار خانم
۱ ساعت پیش
ماهرو جان متأسفانه موج بی ادبی و بی اخلاقی، در تاتر این روزهای ما داره بیداد می‌کنه،عوامل اجرایی (کارگردان،تهیه کننده،بازیگر...) به خودشون اجازه ی هر نوع توهین و بی احترامی رو میدن نسبت به مخاطبین و منتقدانشون،قداست صحنه ی تاتر،با این رفتارهای توهین ... دیدن ادامه » آمیز و این ادبیات سخیف و به دور از ادب بعضی از دوستانی که عوامل اجرایی نمایش‌ها هستند،از بین رفته و تاتر روز به روز داره به سمت نابودی و ابتذال می‌ره....
وقتی ادبیات حسین کشفی اصل رو دیدم که اینطور داره با الفاظ ناشایستی حمله می‌کنه،یاد صحنه ای افتادم از چند وقت پیش اعتراضات مردمی،دوست اسلحه به دستی،اسلحه رو به سمت یکی از همین مردم بی دفاع نشونه رفته بود و بلند داد میزد: بزنم؟بزنم؟!!!!
۱ ساعت پیش
شما درست میگی.تماشاگر ولی حق داره که هر چی به دهنش میاد رو بگه.درسته آیا؟هرچی؟منم متاسفم.دقیقا مثالی که زدید رو من هم حس کردم.منظورم اسلحس.
۵۵ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر کن اگر آدمیزاد رو زبان کلام نبود ..و فقط آدمها با چشمهاشون صحبت می کردند..شاید اون موقع این همه تضاد نبود
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
این نمایش موضوع بسیار حساسی داره. هر کس با پیش زمینه ذهنی، اعتقادی و تجربه ی خودش به قضاوت داستان می نشینه.

بازیگران چیزی که ازشون خواسته شده بود رو ارائه دادند و پرواضح بود بسیار بیشتر در چنته دارند.

موسیقی کار به سلیقه ی من نبود. مخصوصا موسیقی بین پرده ها.

داستان اما با مطالعه و حتی مشورت نوشته شده ولی به نظر عاری از تجربیات واقعی بود. و صرفا در ذهن نویسنده شکل گرفته بود.

حضور یک فرد دیگر در خانه، صرفا با برداشتن کفش محو نمیشه. حتی بوی یک غریبه در خانه قابل تشخیصه. جای نشستن، اثر رژ روی لیوان یا پوست تخمه و کلی جزییات ریز و درشت در نظر گرفته نشده بود که می تونست سطح متن رو بالاتر ببره. جزئیاتی که یک زن به محض ورود به فضای آشنا، متوجه اونها میشه.

لباس ها هم با فضای داستان منافات داشت. کاپشن و ژاکت در کنار اعتراض به گرمای هوا!

پایان امن و بدون ریسک نمایش، کار رو به سمت کلیشه می بره و راهکاری به جز پاک کردن صورت مسئله به مخاطب ارائه نمیده. و این خطر همواره درست کنار گوش نمایش باقی می مونه.

ضمن اینکه پایان، کمی غربی به نظر می رسه.
... دیدن ادامه » “مرد از خانه اخراج می شود!!!”
در ایران؟!!
خانه ای که اشاراتی میشه که متعلق به مرده.

گذشته از این خرده اشکالات، نمایش خوبی بود. آزاری نرسوند، کمی خندوند، کمی به فکر فرو برد و کمی متاثر کرد. به نظر هدف هم همین بود.

و خروج از سالن، پاک شدن کامل صورت مسئله D:
بی نهایت ممنونم...لذت بردم از نوشتتون...سپاس برای ریزبینیِ شما جنابِ صادقی...
۳ ساعت پیش
در نهایت ممنونم از اینکه با نظراتتون ما را در بهتر شدن کار کمک می کنید.
۲ ساعت پیش
سلامت باشید آقای کاظمی، تعامل با گروه های اجرایی همیشه لذت بخشه.
غیر از علاقه به تئاتر و کمکی هر چقدر کوچک به تئاتر، دلیلی برای این نوشتن ها وجود نداره. هر چه شما کارهای قوی تر و قوی تری بنویسید و بسازید، ما هم لذت های بیشتر و بیشتری می بریم. همزیستی مسالمت ... دیدن ادامه » آمیز :)
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
bahar
درباره نمایش کریملوژی i
صرف نظر از رفتار بعضی از دوستان تماشاگر،دوست داشتم ساعت ها بشینم و کریم واسم خاطره تعریف کنه .
اما رفتار بعضی از دوستان رو درک نمیکنم ،خانومی که کنار من نشسته بود تمام مدت به کریم میگفت افرین افرین افرین ... یا ادامه دیالوگ ها رو میگفت ...
اون سمت من یکی بود که موقع اواز خوندن ها بشکن میزد ،از اون خنده های بلند هم میگذرم اصلا ،همه این ها باعث شد اون قدری که باید کیف نکنم و صد حیف البته .
اما میخوام چشم هام رو روی همه اینا ببندم و بگم نمایش خیلی خوب بود .
دوست دارم دوباره ببینم ان شالله این دفعه شرایط بهتری در انتظارم باشه .
رفتم سیگار بخرم ده سال طول کشید.
بازنمایی یک جهان سردرگم
باقر سروش ذاتاً نویسنده است، حرفه‌ای، سبیلش هم از همه‌ کلفت‌تر است. اما این کارش نمی‌دانم چرا این‌طوری است. انگار ایمان‌اش به نمایشنامه را از دست داده و فکر کرده همه‌چیزِ یک اجرا را می‌شود با کارگردانی سر هم ‌کرد. که انصافاً هم (این‌جا) کارگردانی‌اش خیلی بهتر است. اما غافل از آن که هرچقدر بر تمهیدات کارگردانی (طراحی حرکت، صحنه و لباس، موسیقی، نور و...) بدون داشتن یک متن پر و پیمان، تاکیدکنی، خطر افتادن به ورطه‌ی تماشا-کاری بیشتر می‌شود. به هرحال هرچه که هست نمایشنامه کمی فقیر است و لباس اجرا به تنش گشاد می‌آید.
اما گفتن این‌که این اجرا چیست کمی مشکل است. چرا که منطقِ جهانِ اجرا برای ما تبیین نمی‌شود و سلسله‌ی وقایع، رابطه‌ی علت و معلولی روشنی با هم ندارند. انگار باقر می‌خواهد یک ... دیدن ادامه » جهان بی منطق را نمایش دهد، درست مانند همین جهانی که در آن زیست می‌کنیم. این‌گونه است که نمایش را می‌توان تراژدی انسان معاصر دانست. تراژدی انسان پس از مرگ خدا و بی معنایی اخلاق. اجرای باقر ارزش‌های اخلاقی ما را به چالش می‌کشد و کاری می‌کند که معیارهایی که برای تمیز خوب و بد داریم به کارمان نیاید. چرا که نشان می‌دهد پیامد انتخاب‌هایمان آن چیزی که از پیش انتظار داریم نخواهد بود و اگر به پسرکی که سیگار می‌خواهد سیگار نفروشیم ممکن است در انتها او را بکشیم. همه چیز همین قدر بیهوده است و به همین اندازه مجاز. اجرای باقر به خوبی به بازنمایی سردرگمی به مثابه‌ی سردرگمی می‌پردازد و به ما نشان می‌دهد که «یک جهان سردرگم برای سوژه‌هایی که آن را تشکیل می‌دهند قابل زیست نیست.» اما در درون بازنمایی این سردرگمی هیچ امکان جدیدی را به ظهور نمی‌رساند و ما را در این وضعیت تیره و تار باقی می‌گذارد.
دوست دارم اجرای باقر را سر و ته ببینم. یعنی اول، صحنه‌ی شهربازی را که در پایان منجر به کشتن پسرک توسط مرد دکه‌ای می‌شود ببینم. البته اگر آن صحنه شلوغ‌تر و افسارگسیخته‌تر اجرا شود (آن هم با آن تماشاکاری‌ای که برای چند لحظه نفس کشیدن را از یادمان برد) در بازنمایی این جهان و سوژه‌های سردرگم‌اش موفق‌تر خواهد بود. و بعد همین‌طور صحنه(اپیزود)ها را به عقب برگردم تا جایی که همه‌چیز آن‌قدر ساده از جایی شروع می‌شود که مرد دکه‌ای از فروختن سیگار به پسرک خودداری و او را طرد/سرکوب می‌کند. موقعیتی آن‌قدر معمولی که هر روز ممکن است شاهدش باشیم. و همین ساده و معمولی بودن نطفه‌ی جهان اجرای باقر است که هربار به آن فکر می‌کنم بیشتر دچار ترس-‌آگاهی (anxiety) می‌شوم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
یک داستان تاریخی که در برهه ای از زمان به فرهنگ و بعد از آن به ضدفرهنگ تبدیل شد و این سیر تاریخی باعث سردرگمی بسیاری شده است:
چند زوجه ای(چندهمسری)

موضوعی که از ابعاد فردی تا فرهنگی قابل بررسیست. فردی، ارتباطی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و...
شاید در ظاهر مقصر داستان واضح باشد ولی در لایه های زیرین نمایش، نمی توان تصمیم گرفت که “آدم بده”ی این داستان کدام طرف است. مرد؟ زن؟ جامعه؟ قانون؟

۳/۱۴ تا حد قابل قبولی بی طرف به موضوع پرداخته بود. کمی چاشنی طنز شیرین و کمی تلخ، مخاطب رو همراه داستان نگه می داشت.

بازی ها باورپذیر و تاثیر گذار بود. البته تیزی های اکت ها خیلی جاها گرفته شده بود که می توانست بازی های تاثیرگذارتری ارائه دهد ولی در کلیت داستان خللی ایجاد نکرده بود.

دکور و نور هم کمبودی نداشت.

به نظر من نمایشی بود که نظر عموم مخاطبان رو تامین می کند.




بسیار سپاسگزارم برای حضورتون و همچنین مطلبتون که بسیار برامون ارزشمنده.
۳ ساعت پیش
من ممنونم که این روزها کار نمایش می کنید. دل ما به تئاتر گرمه.
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وفا
درباره نمایش مرده فروشی i
متاسفانه نمایش ضعیفی بود
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
زنان نجیبی هستند که به علت نابخردی، تنها راه ادای از خودگذشتگی عمیق خویش را بذل عفت و حیای خود، یعنی گرانبهاترین چیزی که دارند، می دانند. غالبا این هدیه را می پذیریم بدون آنکه آنطور که بخشنده ی آن انتظار دارد با تمام وجود سپاسگزار آن باشیم.
چه داستان غم انگیزی

فردریش نیچه
حکمت شادان
کتاب دوم، قسمت ۶۵
amirhossein mousavi
درباره نمایش متساوی الساقین i
خیلی نمایش زیبایی بود موفق باشید
امیر درویش این را دوست دارد
ممنونیم ازتون⁦♥️⁩
۵۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جان و جو روایتگر زندگی روزمره دسته ای از انسانهاست که امروزه کم نیستند. کسانی که هرچه کار هم کرده یا می کنند اما همچنان در یک سطح پاینن مالی گرفتارند و هر روز را با اندک رقمی که می تواند درآمد آن روزشان باشد می گذراند و تنها امیدشان اتفاقی ناگهانی و از روی خوش شانسی است که بیافتد و برای مدتی نجاتشان دهد؛ مثل برنده شدن در جریان خرید بلیت بخت آزمایی. این نمایش را از نظر محتوا آبزورد یا همان بیان بی محتوایی ،پوچی و عبث بودن زندگی می بینیم و از نظر فرم اجرا که بسیار هوشمندانه طراحی شده بود نوعی فانتزی. سه تیپ از مردم در یک کافه رفت و آمد دارند، دسته ای که نماد قشر متمول جامع هستند و با قدهای بسیار بلند نمایش داده شده اند و دسته دوم که نماد همین قشر بخور و نمیر جامع است که جان و جو با قد متوسط از آنانند و دسته سوم با قدهای بسیار کوتاه که حتا لذت بردنهایشان ... دیدن ادامه » هم شبانه و مخفیانه است و کارشان رفت و روب جای پای آن دو دسته دیگر است. بازی ها بسیار عالی و مورد قبول بود مخصوصن خانم آل رشاد که با بستن چوبهای بلند به پاهایش برای هم قد شدن با قشر بلند بالا و پذیرای از آنها، که بدون شک تسلط خاصی را هم می طلبد و ایشان به راحتی از پس حس گفتار و بازی برآمده بودند. بازی های جناب رحیمی و جناب چرختاب هم بسیار دلنشین بود. طراحی صحنه و لباس؛ ساده و البته کافی و موسیقی شایسته و درخور همگی از محسنات این نمایش هستند. بطور کلی نمایش نمره قبولی بالایی میگرد.
به تمام گروه خسته نباشید میگم و برای یکایکشان آروزی شادی و سربلندی دارم.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه این نمایش به سطح نقد شدن نمی رسد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گلسا اشراقی
درباره نمایش لانچر ۵ i
میدونی چیشد صادقی؟
همه مرگ اون پاسبان رو فراموش کردن
مرگ این سه تا سربازم یادشون میره ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی خان احمدی
درباره نمایش ۳/۱۴ i
خسته نباشید گروه محترم.
با عرض معذرت از نظر من کار ضعیف بود.
نکته مثبت داشت و اون هم دغدعه اجتماعی و اخلاقی داشتن گروه بود که ارزشمنده.
اما دغدعه اجرای خوب برای ارائه مفهوم بصورت خوب، بر دغدغه های دیگر ترجیح داره و متاسفانه اجرا ضعیف و متن ضعیف، ضد هدف حرکت کرد.
ابتدای نمایش مبتذل بود :
صدای یه مرد میاد که به یه زن میگه شوهر داری ؟ کار شما صنف داره؟ خیلی مشتری داری؟
بعد زن میگه اومد.
بعد دستمال کاغذی رو بده
بعد ما در نهایت میفهمیم اونچیزی که اومده ، تصویر رسیور بوده ولی نفهمیدم چرا دستمال کاغذی بعد از اومدن تصویر رسیور لازمه برای خانم نصاب رسیور.
بازی ها در نهایت همین طور خوب بود چون متن بد دیگه قابل بازی نیست.
اگه دوست داریم متن بنویسیم بد نیست فاصله مطالعات و اجرامون رو زیاد کنیم و بذاریم ته نشین شه معلوماتمون.
طراحی صحنه معمولی و خرج طراحی زباد بود .همون دوتا صندلی کافی بود.
لباس هم نظری ندارم میشد لباس خودشون باشه میشد لباس طراحی شده باشه ولی چیزی به ذهن من متبادر نشد.
نظر کلی من:
نویسنده حتما مطالعات بیشتری داشته باشد.
بازیگران ... دیدن ادامه » خودشون رو حیف نکنن و هر کاری رو قبول نکنن.
سالن ها بخاطر پول کف سالن به هر عزیزی اجرا ندن.
اداره تئاتر و بازبین های نظارت، به جای گیر دادن به اروتیسم کارها به کیفیت کارها گیر بدن.
قیمت پیشنهادی بلیط این نمایش ۵ هزار تومان هست به نظرم.
امیدوارم یه روزی تئاتر صاحب پیدا کند تا نیروی هنرمند و زمان مخاطب از بین نرود و صد البته سرمایه گروه و مخاطب.

عزیز برادر..
چرا با عرض معذرت؟
محکم نظرت را بنویس....
۵ ساعت پیش
مهدی خان احمدی عزیز
عاجزانه تقاضا دارم از ادامه ی بحث با حسین کشفی خودداری کنی،با این ادبیاتی که دوستمون داره می‌ترسم در ادامه به مراتب از لحن تندتر و ادبیات ناشایست تری استفاده کنه،سابقه ی این نوع برخورد از عوامل اجرایی رو همین چند وقت اخیر داشتیم ... دیدن ادامه » و متاسفانه چیزی بجز یاس و تأسف برای ما مخاطبان نداره،برای حفظ شأن و احترام مخاطبان و مهمتر از همه خودت رفیق جان،خواهش میکنم شما دیگه از ادامه ی بحث انصراف بده چون ظاهراً جناب کشفی هیچ تعهدی نسبت به آداب گفتگو نداره و ابایی هم نداره از اینکه بی رحمانه تر و توهین آمیزتر بحث رو جلو ببره.
۵۲ دقیقه پیش
ممنونم از ادب شما.پیشنهادتون بسیار عالیه.
۴۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرخش جالبیست که بازیگران نقش ما رو بازی می‌کنن و ما در زندگیمون بازیگری‌رو بازی می‌کنیم. با اینهمه ممارست، همگی به انگار در این مهمونی‌ بالماسکه میزبانیم.
امیرمسعود فدائی و مینا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره ۸۴ فصلنامه سینمایی فارابی منتشر شد | عکس
با محوریت فرایندهای پس‌تولید در سینمای دیجیتال
» شماره ۸۴ فصلنامه سینمایی فارابی منتشر شد
... دیدن متن »

شماره ۸۴ فصلنامه سینمایی فارابی ویژه تابستان ۹۸ با محوریت «فناوری‌های نوین سینمایی: فرایندهای پس‌تولید در سینمای دیجیتال» منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، در این شماره فصلنامه با سرمقاله «مسعود نقاش‌زاده»، نوشته‌هایی چون «گردش کارهای جدید پس‌تولید: امروز و فردا» نوشته لئون سیلورمن با ترجمه فتاح محمدی، «نظریه آپاراتوس» نوشته مارک کرینز ترجمه مهدی رحیمیان، «رنگ در سینمای دیجیتال» نوشته چارلز پوینتون ترجمه حمیدرضا خطیبی، «فضای رنگی در سینمای دیجیتال» نوشته گلن کنل ترجمه سهند زرشکیان، «سینمای دیجیتال: نقش سرپرست جلوه‌های بصری در روند تولید فیلم» نوشته کریستوفر کرام ترجمه محمدحسین فرج، ساخت نسخه اصلی دیجیتال نوشته گلن کنل، ترجمه محمدحسین فرج، فرایند تهیه مستر (نسخه اصلی) نوشته کریس، کریباب لمبرت، بیل کیندر، گلن کنل، ترجمه سعید خاموش، نمایش تصاویر سه‌بعدی دیجیتال، گلن کنل، ترجمه سهند زرشکیان، تصویرگری دیجیتال واندام انسان، لیزا پرس، ترجمه سعید خاموش، بدن و صدا، نوشته مارک کرینز، ترجمه مهسا ملک‌مرزبان، مشاور متن: مهرشاد ملکوتی (صدابردار سینما)، صدا برای سینمای دیجیتال نوشته دیوید دبلیو گری، ترجمه فتاح محمدی منتشر شده است.
فصلنامه سینمایی فارابی به مدیرمسئولی علیرضا تابش و سردبیری دکتر مسعود نقاش‌زاده در ۳۱۲ صفحه و با قیمت بیست هزار تومان از هم اکنون در دسترس علاقمندان سینما است

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان عزیز. موسیقی پایان کار خیلی برام آشنا بود. هر چی فکر کردم یادم نیومد. کسی میتونه کمک کنه؟ ممنون.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی اشرافی
درباره نمایش سوگلی i
کار جذاب و دوست داشتنی حتما ببینید
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه اجرایی این نمایش..
با سلام
خوشحال خواهم شد چند روز پایانی تخفیف نیم بهای
دانشجویی گذاشته شود، تا بتوانم اجرای تان را ببینم..
بازخورد دقیقی نیافتم.. اما نام کامو وسوسه کننده است.
با سپاس
امیرمسعود فدائی این را خواند
سپاس پوریا جان..
راست می گویی، حق با توست...
جایی قبلن از یک آیدی می نوشتم و در همان آیدی از
آیدیایی دفاع می کردم...
ترجمه فارسی اش قاطی شده .. ایده تبدیل شد به آیدی..
اگر باز هم سوتی دادم ... بهم بگو تا اصلاحش کنم..
سپاس..
۲ ساعت پیش
متوجه شدم سهوی بوده. ولی دوست هم نداشتم باقی بمونه. کامنتم رو پاک کردم، شما هم پاک کنید.
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدال میان مرگ و زندگی | عکس
» جدال میان مرگ و زندگی
... دیدن متن »

تازه‌ترین برنامه‌ی نمایش فیلم‌های خارجی در کانون فیلم خانه سینما که بعدازظهر سه‌شنبه اول بهمن برگزار شد، به نمایش و نقد و بررسی «سرزمین مین» محصول مشترک دانمارک و آلمان در سال ۲۰۱۵ اختصاص داشت.
در ابتدای نشست نقد و بررسی، علی‌ فرهمند که به همراه مازیار فکری‌ارشاد به عنوان کارشناس مهمان در جلسه حضور داشت با اشاره به نامزدی این اثر در بخش فیلم‌های خارجی اسکار ۲۰۱۵ هم‌زمان با درخشش فیلم «فروشنده» (اصغر فرهادی) در این رقابت گفت: «چند سال پیش خبری منتشر شد که ثابت می‌کرد ایران با چهل و دو هزار کیلومتر مربع زمینِ مین‌گذاری شده و بیش از هفده میلیون مین خنثی نشده، بزرگ‌ترین کشور آلوده به مین به حساب می‌آید؛ و همین نکته نشان می‌دهد برخلاف تصور، موضوع فیلم «سرزمین مین» که در آن به پاک‌سازی یک ساحل بزرگ در طول جنگ جهانی دوم پرداخته شده، موضوع پیش پاافتاده و کهنه‌ای نیست.»
وی گفت: «بر اساس همین خبر در ایران از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷ حدود ده‌هزار نفر بر اثر اصابت مین کشته شده‌اند. افرادی که متاسفانه بخش عمده‌ای از آن‌ها غیرنظامی بوده‌اند.»
مازیار فکری‌ارشاد نیز ضمن تایید این نکته گفت: «تماشای «سرزمین مین» ثابت می‌کند بسیاری از کشورها، از جمله دانمارک هم نظیر ما با معضل مین‌های خنثی نشده روبه‌رو بوده‌اند؛ و این فیلم‌ها در کنار کمک به تفکر فقط قرار نیست سرگرم‌کننده باشند.»
وی افزود: «این فیلم درباره‌ی حضور تعدادی از سربازان بسیار جوان آلمانی در جریان جنگ دوم جهانی است که در دوران اسارت مجبورند ضمن تحمل تحقیر، با خطر مرگ نیز دست و پنجه نرم کنند. به تعبیری می‌توان گفت «سرزمین مین» فیلمی درباره‌ی مرد شدن این سربازها در مسیر غیر انسانی و بسیار دشوارِ پیش روی آن‌هاست.»
این منتقد سپس گفت: «این فیلم که برخلاف اغلب آثار مرتبط با جنگ جهانی دوم به اسارت نیروهای آلمانی می‌پردازد، ثابت می‌کند در فضای جنگ، مرزها از بین می‌رود و تمام طرف‌های آن ناخواسته درگیر نابودی و تباهی می‌شوند.»
در ادامه‌ی جلسه، علی فرهمند نیز با اشاره به رویکرد متفاوت «سرزمین مین» برای پرداختن به موضوع جنگ گفت: «داستان این فیلم که درباره‌ی کودکی‌های از دست رفته است، یادآور رمان «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» (نوشته‌ی کورت ونه‌گات‌جونیور) نیز هست که البته در آن با رویکردی طنازانه به این موضوع پرداخته شده است.»
وی گفت: «ظاهراً ایده‌ی اولیه‌ی «سرزمین مین» درباره‌ی اسارت تعدادی پسربچه توسط سربازان دانمارکی بوده اما وقتی کارگردان فیلم (مارتین زندولیئت) وارد گورستان مربوط به سربازان جنگ جهانی می‌شود درمی‌یابد اغلب گورها متعلق به پسربچه‌های پانزده تا هفده ساله است و به همین دلیل داستان را تغییر می‌دهد.»
فرهمند هم‌چنین گفت: «سازنده‌ی این فیلم معتقد است وقتی پای جنگ در میان باشد مهم نیست در کتاب تاریخ چه چیزی نوشته شده باشد؛ همه‌ی کشورها در وقوع آن جنایتکارند.»
وی افزود: «فیلم «سرزمین مین» از الگویی پیروی می‌کند که شامل جامپ‌کات‌های عامدانه برای ایجاد پرش در جهت حرکت شخصیت اصلی است و فیلم‌ساز برای انجام این کار یک حرکت را از زوایای مختلفی فیلم‌برداری کرده تا در مرحله‌ی تدوین، آن‌ها را با اصل عدم تداوم به نمایش بگذارد. در حقیقت، پیش از آن که داستان چیزی به مخاطب خود بگوید، تصویر آن را به تماشاگر عرضه کرده است.»
فرهمند سپس «شاخص‌ترین نقطه‌ی مثبت این فیلم» را «رخوت حاکم بر آن» توصیف کرد و گفت: «اسم اصلی فیلم نیز «زیر شن» بوده که به نوعی در مسیر اشاره به همین رخوت بوده است. رخوتی که در جنگ به نمایش درآمده در این فیلم دیده می‌شود.»
وی هم‌چنین با اشاره به «برخی آثار شاخص سینمای جنگ در جهان» که به گفته‌ی او «به اشتباه از آن‌ها به فیلم‌های ضدجنگ یاد شده» گفت: «در این فیلم‌ها چنان با جذابیت به جنگ پرداخته شده که بعید به نظر می‌رسد بخشی از مخاطبان سینما مشکلی با صحنه‌های خشن آن‌ها داشته باشند. در حالی که فیلم‌های ضد جنگ می‌کوشند تا مخاطب خود را از جنگ متنفر کنند؛ و از این زاویه، فیلم «سرزمین مین» اثر موفقی است.»
در ادامه‌ی جلسه، مازیار فکری‌ارشاد گفت: «در کل، فیلم «سرزمین مین» اثر متفاوت و نوآورانه‌ای نیست اما وقتی وارد جزییات آن ‌شویم با ویژگی‌هایی مواجه می‌شویم که به نظر می‌رسد عامل اصلی موفقیت‌های آن بوده است.»
وی افزود: «در یکی از سکانس‌های این فیلم که به آموزش خنثی کردن مین پرداخته شده، تماشاگر بر اساس کلیشه‌هایی که از فیلم‌های مشابه قبلی به یاد دارد همواره منتظر است تا در جدال بین مرگ و زندگی، یکی از آن‌ها دچار مشکل شده و همان‌جا کشته شود اما این انتظار به شکلی عامدانه برآورده نمی‌شود تا فیلم‌ساز در جایی و زمانی دیگر– که کم‌تر کسی منتظر وقوع چنین حادثه‌ای است– ترس را به جان مخاطب خود انداخته و او را غافلگیر کند.»
در ادامه‌ی جلسه، دیگر منتقد مهمان برنامه، «تغییر ناگهانی شخصیت اصلی فیلم» را «یکی از ایرادهای فیلم» دانست و افزود: «روند تغییر او به صورت محسوس صورت نمی‌گیرد و این بی‌شک یکی از ایرادات دراماتیک فیلم به حساب می‌آید.»
علی فرهمند هم‌چنین گفت: «از سوی دیگر، تغییراتی را در یکی از سربازها مواجهیم که به پختگی و در نهایت، مرگِ آگاهانه‌ی او منجر می‌شود.»
وی در بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی، فیلم‌نامه‌ی «سرزمین مین» را «حاصل خرده‌پیرنگ‌ها» دانست و افزود: «این پیرنگ‌ها برای پخته شدن شخصیت‌ها طراحی و نوشته شده‌اند. شخصیت‌هایی که فضای تلخ جنگ بر آن‌ها سیطره انداخته است.»
مازیار فکری‌ارشاد نیز در این بخش، حضور برخی شخصیت‌های فرعی نظیر مادر و دختری که در مجاورت ساحل آلوده به مین زندگی می‌کنند را اضافی توصیف کرد و افزود: «در حقیقت، حضور آن‌ها بهانه‌ای برای ایجاد یکی دو صحنه‌ی دراماتیکی است که فیلم‌ساز در فیلم طراحی کرده.»
وی گفت: «حضور این دو شخصیت در همسایگی با خطر مرگ، حتی از نظر منطقی هم درست و قابل قبول به نظر نمی‌رسد؛ و این بی‌شک یکی از نقطه‌ضعف‌های چنین فیلمی است.»

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«یلدا» به بخش جنریشن جشنواره برلین راه یافت | عکس
» «یلدا» به بخش جنریشن جشنواره برلین راه یافت
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «یلدا» ساخته مسعود بخشی در بخش جنریشن جشنواره فیلم برلین پذیرفته شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، با اعلام پذیرش «یلدا» ساخته مسعود بخشی در بخش رقابتی جنریشن هفتادمین جشنواره جهانی فیلم برلین، نخستین نمایش اروپایی این فیلم پس از حضور بین المللی در ساندنس آمریکا، در جشنواره برلین خواهد بود.
در حالی که پیشتر انتخاب «یلدا» در بخش رقابتی چهل و‌نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم رتردام، مهمترین جشنواره کشور هلند قطعی شده بود، به دلیل همزمانی جشنواره رتردام با ساندنس در آمریکا، نخستین نمایش اروپایی یلدا در جشنواره فیلم برلین خواهد بود.
«یلدا» در بخش مسابقه رسمی جنریشن (بالای ۱۴ سال) برای جایزه خرس کریستال این بخش رقابت خواهد کرد. کارلو شاتریان مدیر هنری جشنواره جهانی برلین با مقایسه «یلدا» با آثار سیدنی لومت کارگردان برجسته سینمای آمریکا، آن را فیلمی مدرن و مهم توصیف کرده و ماریان ردپت مدیر بخش جنریشن، «یلدا» را یک فیلم تفکربرانگیز دانسته که از طریق فضای محدود یک استودیوی تلویزیونی، قادر به ترسیم پرتره‌ای از یک جامعه است.
«یلدا» که هفته آینده در بخش مسابقه اصلی جشنواره ساندنس آمریکا روی پرده می‌رود، داستانی پیرامون بخشش دارد و توسط علی مصفا، و با مشارکت موسسه فرهنگی مستقل بن گاه (مسعود و محمود بخشی) و بنیاد سینمایی فارابی تهیه شده است.
این فیلم تولید مشترک ایران با فرانسه، آلمان، سوئیس، لوکزامبورگ و لبنان است و پیرامید اینترنشنال پخش و فروش جهانی آن را بر عهده دارد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود.
نمایش 《کارنامه‌ی بندار بیدخش》 تا ۱۱ بهمن تمدید شد.
یک هفته‌ی دیگر میزبان قدم و نگاه پرمهر هنردوستان ارجمند خواهیم بود.
سید علیرضا ناصریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش «کارنامه‌ی بندار بیدخش» تمدید شد | عکس
» نمایش «کارنامه‌ی بندار بیدخش» تمدید شد
... دیدن متن »

کارنامه‌ی بندار بیدخش نوشته‌ی بهرام بیضایی و به کارگردانی علی جهانجونیا که از ۲۲ دی‌ماه اجرای خود را در سالن اصلی مجموعه تئاتر محراب آغاز کرده‌بود به مدت یک هفته، تا ۱۱ بهمن‌ماه، تمدید شد.

لازم به ذکر است که گروه هوده جوان‌ترین گروهی هستند که تا به‌حال توانسته‌اند آثار بهرام بیضایی را به اجرای عموم دربیاورند.

سید علیرضا ناصریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی حسین نیرومند و با بازی کاوه فرجاد منش، مهسا ولی‌زاده، پرنیا بیگلری و امیرعلی گودرزی آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید