تیوال | دیوار
S2 : 14:52:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

بدن ها در نقاشی و سینما | عکس
» بدن ها در نقاشی و سینما
... دیدن متن »

درسگفتارهای بهار ۱۳۹۸ موسسه «پرسش» در هفته اول اردیبهشت ماه و با درسگفتاری از مازیار اسلامی ادامه دارد.
درسگفتار «بدن های آسمانی: تاثیر نقاشی بر بازنمایی بدن در سینما» از روز سه شنبه ۳ اردیبهشت ماه ساعت ۱۷ در موسسه پرسش آغاز خواهد شد.


در طرح درس این درسگفتار امده است:
سینما چگونه با ارجاع به تاریخ زیباشناسیِ نقاشی به موضوعاتی حاد و مناقشه برانگیز همچون جنسیت، خشونت، هراس و وحشت جلوه بصری بخشید؟ بازخوانی تاریخ زیباشناسی بصری فیلم، به میانجی تاریخ نقاشی، شناخت ما از امکانات و ظرفیت های فرمال سینما را تعمیق می کند. در این دوره با احضار نقاشان بزرگی همچون بوش، بیکن، بوتیچلی،گویا، هاپر و.. تصاویر بدن انسانیِ درگیر ترس، خشونت، سکس و.. را در چارچوب زیباشناسی فیلم بررسی خواهیم کرد.

علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این درسگفتارها می توانند با شماره های روابط عمومی موسسه «پرسش» ۸۸۸۲۲۰۱۰-۸۸۸۳۷۶۴۷ تماس گرفته و یا به وب سایت qporsesh.com مراجعه کنند. موسسه پرسش در خ قائم مقام فراهانی- پایین تر از خ استاد مطهری- کوچه شبنم- پ ۳ واقع شده است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد هندی
درباره فیلم غلامرضا تختی i
مادرم بعد دیدن آگهی فیلم غلامرضا تختی در تلویزیون، برای اولین بار درخواست کرد که او را به سینما ببرم. چندین سال پیش یکی دو بار او را به سینما بردم. اما به اصرار من. این بار درخواست از جانب خودش بود.
مادرم 78 سال سن دارد و با واکر راه می رود. هر چه فکر می کنم سینمایی که پله نداشته باشد و بتوان با خودرو تا نزدیک آن رفت نمی شناسم. اگر هم صندلی چرخ دار بگیرم سینمایی نداریم که رمپ داشته باشد و یا در سالن نمایش، ردیفی مخصوص افراد کم توان که بتوان صندلی چرخ دار را آنجا مستقر کرد.
بعدا فکر کردم که قضیه فراتر از یک سینما است. علی رغم وجود انواع فرهنگسراها، فرهنگسرایی مناسب سالمندان نداریم که سالمندان بتوانند در کنار هم جمع شوند و برنامه هایی مناسب با سن و روحیه آنها تداریک دیده شود. کمتر پارکی صاف و مسطح است و در کنار آن امکان پارک خودرو فراهم است. با وجود ... دیدن ادامه » انواع نشریات رنگارنگ (که متاسفانه تیراژ و تعدادشان رو به کاهش است) هیچ نشریه ای (حتی از نوع زردش!) ویژه سالمندان نداریم که مثلا مطالب سرگرم کننده و مورد علاقه آنها را با فونت درشت تر چاپ کند. رسانه ملی ما با داشتن چندین شبکه جور واجور، شبکه (یا حداقل برنامه ای) با نام سالمند ندارد و مادرم مجبور است برای سرگرمی، فوتبال باشگاه های اروپا را نگاه کند!
احترام به سالمندان و اینکه سالمندان سرمایه های جامعه هستند، تنها یک شعار باقی می ماند. من هم منتظر می مانم تا DVD فیلم تختی منتشر شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا
درباره فیلم رحمان ۱۴۰۰ i
به نظرم این فیلم جماعت ایرانی رو خوب نشون میداد و یه جور کمدی تلخ بود، مهران مدیری و وعده و وعیدهایی که به رحمان میداد، پسر حاج آقا، خود رحمان که سمبل یه نسل ای هستن که فقط دارن با شرایط بدبختی میسازن و باز هم راضی هستن. البته منکر نمیشم که زیان بیان این حقیقت بسیار زننده بود و شوخی های جنسی خیلی زیادی شده بود. واقعیت اینه که خیلی از مردم این حرف ها رو بهم میزنن ولی وقتی که چیزی عیان میشه ، شاکی میشیم. همین الان توی کوچه و خیابون، آیا هیچ حرفی نمی شنویم؟ انتقادی که به کارگردان وارد هست اینه که فیلم رو باید +18 میزد، بهرحال ما ملت پشت پرده ای هستیم و ممکنه که در خلوت خودمون هزار جور حرف بزنیم ولی همیشه رعایت ادبی رو در حضور دیگران داریم. بعضی ها گفتن که ملت میخندیدن، سینمایی که من رفتم شاید اون اول اش خندیدن، ولی بعدش نه، بهرحال سینما یک رسانه عمومی تری ... دیدن ادامه » هست و باید بیشتر رعایت میشد. الانم توقیف اش خیلی خنده داره، اصل فروش فیلم توی نوروز بوده که فروش رفته. مثلا الان توقیف کردن که بگن ما خیلی حواس امون جمع هست. کسانیکه بچه کوچیک هم دارن، باید قبلش یک بار فیلم رو ببینم و خودشون ممیزی کنن تا دچار مشکلات بعدی سوال و جواب کودک نشن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی یسنا پورسینا و با بازی آویشن بیکائی با تخفیف روزهای نخست آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کشف دو مقبره عظیم در شهر «الاقصر» مصر | عکس
» کشف دو مقبره عظیم در شهر «الاقصر» مصر
... دیدن متن »

دولت مصر از اکتشاف دو مقبره عظیم درکنار چندین اثر باستانی در نزدیکی شهر توریستی «الاقصر» که قدمتشان به بیش از ۳ هزار سال پیش باز می‌گردد، خبر داد.

به گزارش اجیپت اوریجینز، «مصطفی وزیری»‌ دبیرکل شورای عالی آثار تاریخی مصر بیان کرد یکی از مقبره‌های کشف شده در این محل از بزرگ‌ترین مقبره‌های کشف شده در «الاقصر» محسوب می‌شود.

این مقبره که در گورستان «ذراع ابوالنجا» در غرب «الاقصر» کشف شده است به دودمان هفدهم مصر باستان که در سال ۱۵۵۰ پیش از میلاد مسیح حکم‌فرمایی می‌کردند، بازمی‌گردد.

گفته میشود این مقبره متعلق به یک سرباز مصرباستان است. « ذراع ابوالنجا» گورستانی است که برای دفن فراعنه دودمان هفدهم مصر باستان مورد استفاده قرار می‌گرفت. بسیاری از مقامات بلند مرتبه عصر پادشاهی نوین مصر(۱۵۵۰-۱۰۶۹ پیش از میلاد)، نیز در همین مکان دفن شده‌اند.

این اکتشاف توسط تیم باستان‌شناسی «امر نوبا»‌ صورت گرفته است. تیم باستان‌شناسی، این مقبره را در زمین‌های نزدیک گورستانی که زیر ویرانه‌ای ناشی از حفاری‌های بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها در قرن نوزدهم پنهان شده بود، کشف کردند. این مقبره که به طور عمیق در یک تخته سنگ حفاری شده است، بزرگترین مقبره‌ی حفاری شده در تخته‌سنگ است که تاکنون در شهر باستانی «تبس» کشف شده است. نام سربازی که در این مقبره کشف شده است در کنار عنوان نظامی و غیر نظامی‌اش بر روی دو ستون رنگی به خط هیروگلیف نگاشته شده است.

این اکتشاف دومین کشف مهم از مقبره رهبران جنگی در سال های اخیر محسوب می‌شود. در سال ۲۰۱۸ نیز باستان‌شناسان موفق به کشف قهرمان جنگی شدند که در زمان دو فرعون به نام‌های «ستی یکم» و «رامسس دوم» خدمت می‌کرد.

اطلاعات کمی درمورد سرباز کشف شده اخیر وجود دارد. با این حال، با توجه به ابعاد و مکان مقبرهی او می‌توان فهمید که وی از اشخاص مهم عصر خود محسوب می‌شد. ممکن است این سرباز مورد لطف فرعون قرارگرفته باشد که در چنین مکان ارزشمندی که تنها برای اشراف‌زادگان فراهم شده بود،‌ دفن شده است.

این مقبره که شامل تعداد زیادی اتاق می‌شود، از ۱۸ ورودی تشکیل شده است. این تعداد ورودی بیشترین تعدادی ورودی مقبره‌ است که تاکنون کشف شده است.

در کنار این مقبره، آثار باستانی بسیار زیادی نیز از جمله مجسمه‌های «اوشابتی» کشف شد. «اوشابتی» از مهم‌ترین ارکان مراسم خاکسپاری مصریان باستان بودند که به عنوان خدمتکاران زندگی پس از مرگ فرد تدفین شده مورد استفاده قرار می‌گرفتند. نقاب‌های خاکسپاری، یک پاپیروس شامل نوشته‌های هیروگلیف و تعدادی ظروف سنگی از جمله دیگر آثار کشف شده در این مقبره بودند.

 مقبره این سرباز، احتمالا مهمترین مقبره‌ی کشف ‌شده یک فرد عادی در مصر باستان است. این اکتشاف می‌تواند در راستای کسب اطلاعات جنگی و نحوه حکومت عصر پادشاهی نوین مصر، مفید باشد. گمان می رود آثار باستانی بیشتری از این مقبره در آینده کشف شود.

منبع: ایسنا

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه جارچی
درباره نمایش سیزده i
به آگاهی می رسانیم خرید بلیت سانس‌های تازه نمایش "سیزده" به کارگردانی مهدی کوشکی هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلاشی اورژانسی برای تطهیر مرگی اورژانسی!
نمایش غلامرضا لبخندی را که دیدم برایم جالب بود بدانم انگیزه کارگردان از تهیه چنین کاری چه می تواند باشد. رفتم و مصاحبه ایشان را هم در صفحه تیوال گوش کردم. آقای تاراج عنوان داشتند که حدود یک سال و نیم درباره سوژه نمایش مطالعه کردند (البته غیر متناوب) و دغدغه شان مرگ های اورژانسی بود !! ایشان عنوان داشتند که سی درصد روایت مستند بوده و مابقی هفتاد درصد زائیده ذهن کارگردان! برایم عجیب بود که در این یک سال و نیم آقای تاراج روی چه چیزی مطالعه کردند؟ این به معنی نادیده گرفتن زحمات ایشان نیست بلکه سوالی است جدی که ذهن من مخاطب را درگیر کرده است! روایتی از یک داستان واقعی که دقیقا ویکی پدیایی روی صحنه رفت! اینهمه مطالعه آدم را منتظر نگاه میدارد تا زوایای پنهان یک ماجرا اندکی روشن تر شود یا سر نخ هی جدیدی پیرامون ... دیدن ادامه » داستان (حتی در حد تخیلات کارگردان ) بدست افتد. کاری که به هیچ وجه شما با آن روبرو نخواهی بود. یک روایت داستانی که تماما در همان تاریخ با آب و تاب بیشتر حتی، در صفحه حوادث روزنامه ایران بدان پرداخته شده بود! مقتول ها و خانواده های آن ها در قامت راوی ماجرا روی صحنه می آیند و یکی یکی ماجرای وحشتناک قتلشان را برای ما تعریف می کنند. یک راوی قصه گوی سفید پوش که خدای داستان است از پشت پرده قتل ها را و تاریخ شان را قرائت می کند و مقتول را می فرستد روی صحنه! مقتول شروع به اجرا می کند. گاهی خوب! گاهی ضعیف و اغراق آمیز و گاهی تزریق به زور احساس به مشتری که در جاههایی بسیار کلیشه ای و غیر واقعی در آمده است. داد زدن های بی مورد یکی از بازیگران برای انتقال حس استیصال و ترس از لحظه های بد نمایش است به عقید من. اما دکور زیبا ، نورپردازی تقریبا مناسب و بازی نقش اول نمایش از نقاط قوت این کار است. لبخند های هیستریک غلامرضا لبخندی با تیک های عصبی اش خیلی خوب از کار در آمده است و بازیگر این نقش توانسته حس یک بیمار تماما روانی را به تماشاگر منتقل نماید. بریدن یک پیکان از وسط و قرار دادن آن روی صحنه در دوجای مختلف روبروی تماشاگر از هوشمندی تیم اجرای دکور و کارگردان می باشد. انگار شما یک واقعه را با دو دورببین در حال ضبط تماشا می کنید. همزمان قاتل و مقتول یکی در صندلی راننده و آن یکی در صندلی عقب نشسته اند و شما دیالوگ ها و تصاویر را در دوقاب متفاوت می بینید. این اوج هنر و ایده پردازی کارگردان و تیم دکور است که در القای حس ، مخاطب را یاری می کند. اما نکته بسیار مهم برای من، نگاه کارگردان و انگیزه آن از اجرای این کار است! به راستی کارگردان نگاهش به چنین موضوعی چیست؟ چرا اصرار دارد که خودش را بی طرف جلوه بدهد؟ به عقیده من حتی تلاش می کند گناه یک بیمار روانی مجرم را سبک کند و یا شاید او را تبرئه کند؟ داستانهایی چنین تلخ با شاهد ها و قراین های موجود را چگونه می توان بیطرفانه نگاه کرد؟ کد دادن های به عقیده من بی مورد که می کوشد جنایتی چنین هولناک را به گردن ساختار های اجتماعی بیاندازد، نوعی خلاف جریان آب شنا کردن است و صد البته روشنفکر ماب گونه! واقعا استفاده از یک موسیقی حماسی برای چیست؟ آیا غلامرضا خوشرو یک قهرمان است؟ آیا باید برای مرگ وی سوگ نامه سرود؟ (که قطعا اعدام و مرگ برای هیچ انسانی قابل پذیرش نیست) . اما جنایت های چنین هولناک را می شود با ارجاع آن به ساختار های اجتماعی تبرئه کرد؟ روزگاری که این اتفاق ها می افتاد را من به دقت یادم هست. آن زمان ما دانشجو بودیم و شدیدا پیگیر ماجرا. واقعا خوف از پیکانی که درش از داخل دستگیره نداشت مانند یک هیولا تمام کشور را فرا گرفته بود. دلهره در شهر راه می رفت. مگر می شود مرگ نه انسان بی گناه را با بدترین شکل ممکن فراموش کرد و به بهانه "جور دیگر دیدن مساله و خلاف آب شنا کردن" موضعی متفاوت و حتی بی طرف گرفت. همانقدر که اعدام یک انسان درد آور است ،تجاوز، کشتن و سوازندن انسانهای بیگناه بسیار غم انگیز تر و زجر آور تر است!.به بهانه اینکه غلامرضا خشرو با آن سابقه روانی "احتمالا" همیشه همدستی داشته است و یا اینکه هیچوقت اعترافی نکرده است نمی توان صورت مساله را پاک کرد! این قضاوت کردن نیست این بیطرفی نیست این خلاف جریان آب شنا کردن بدون دادن هیچ مدرک و مستندی که وی را تبرئه کند به نظر من کاملا بی انصافی است و چشم بستن بر روی خشونتی برهنه است که شاید صد ها خانواده را دگیر خودش ساخته است، نوعی بازتولید خشونت و صحه گذاشتن بر کاری اشتباه است. نام بردن از حمید رسولی (مامور وزارت اطلاعاتی که به عنوان آمر قتل های زنجیره ای به حبس ابد محکوم شد) به عنوان شریک جرم خیالی آقای غلامرضا خوشرو و تاکید مداوم برآن بدون ارائه هیچ مدرک و سند جدید به تنهایی نمی تواند انگیزهای روانی یک قاتل زنجیره ای را تطهیر کند.پایان بندی داستان که به اعدام خفاش شب روی صحنه اجرا (با ایده جالب صحنه پردازی) و جان دادن یک بیمار روانی روی صحنه نیز به نظر من نمی تواند نیت کارگردان در ایجاد یک نگاه مثلا انساندوستانه و متفاوت به ماجرا را زیبا جلوه نماید. که اگر انسانی به ماجرا نگاه کنیم مرگ تک تک مقتولین بیگناه که تنها به بهای زن بوددن و به بهانه لذت جویی جنسی، مثله شده اند بسیار دردناک تر و وحشیانه تر است. به عقیده من اجرای سیرک نمایشی اعدام در ملائ عام (که حکومت نیز با افتخار از آن سخن می گوید و متاسفانه برخی از هموطنان نیز با چیپس و پفک و موبایل های روشن به استقبال می روند) چیزی جز بازتولید خشونت به همراه نخواهد داشت. کاری که کارگردان هم با اجرای آن روی صحنه، ما تماشاگران را بدون اختیار روبروی صحنه ای قرار می دهد که برای خیلی از ما ها نه تنها زیبا نیست بلکه بسیار بی محتوا ،سبک،خشن و غیر قابل پذیرش است. مخاطب را در یک عمل انجام شده روبروی جوخه دار قرار دادن چندان چیز جالبی نیست. و درنهایت هم صحبت پایانی : من حمید رسولی هستم! یعنی تلاش برای تطهیر قاتلی حرفه ای که جان نه نفر را گرفت با ایجاد شبه بدون دلیل و مدرک تازه که شاید دلمان بسوزد و بگوییم نکند این قاتل گناهکار نبوده باشد و کسی دیگر پایش وسط است! طرح سوالی که از همان سال ها ابتر ماند و هیچوقت هیچ دلیل روشنی برایش آورده نشد.به عقیده من حمید رسولی شخصیت ساخته و پرداخته ذهن بیمار غلامرضا لبخندی بود که با لبخند به زنان تجاوز می کرد، آنها را مثله می نمود و جسدشان را با لذت آتش می زد.! قاتلی زیرک که روزنامه می خواند و سابقه جعل نام زیاد داشت.
در یک جمع بندی به عقیده جدا از باریگری نقش غلامرضا خوشرو، دکور و نورپردازی جالب کار نه تنها چیزی به این ماجرا اضافه نکرد بلکه خواسته و یا ناخواسته در جهت بازتولید خشونت و تطهیر کردن قاتلی حرفه ای و دهشتناک، تلاشی بیوده داشته است. بی هیچ مدرک و سند جدید. به قول دوستان یک روایت ویکی پدیا که ما با سرچی کوتاه می توانید بدان دست یابید.با همین جزئیاتی که یک سال و نیم تحقیقش طول کشیده است.
آرزوی موفقیت برای تیم نمایش .
سلام دوست عزیز با بخشی از حرف های شما موافقم ولی نباید فراموش کنیم که ما برای دیدن یک فیلم مستند به تئاتر نرفنیم ، رفتیم که داستانی رو ببینیم که بخشی برگرفته از واقعیت و بخشی هم خوب برگرفته از داستان پردازی نویسنده و کارگردان کار بود.
همیشه یک اثر بعد ... دیدن ادامه » از به نمایش در اومدن دارای نقات مثبت و منفی زیادی میتونه باشه بستگی به زاویه دید شما داره اما اینگه کلا بگیم جز طراحی صحنه چیز خاصی نداشت هم کمی بی انصافی.
۱ ساعت پیش
تصورتون درباره انسان اونقدر هولناک بود که در بین خوندن نظرتون، پنجره مرورگر رو بستم
چقدر خوشحالم شغلتون مدیر بازاریابی هست نه قضاوت
خوبه که علاقمند به تئاتر هستید و چه تلخ که رشته تون جامعه شناسی هست

یک لحظه ای هست در زندگی انسانی که مرتکب قتل می شود و پس از آن قاتل نامیده می شود
اون لحظه به پیچیدگی لحظه خودکشی و یا لحظه فشردن دکمه پرتاب موشک هست
برای درک این پیچیدگی دادگاه برگزار میشود تا متهم اعتراف کرده و انگیزه خود را بیان کند

پیشنهاد من اینه که اگر دوست داشتین فیلم 12 مرد خشمگین رو ببنید
مطمئن ... دیدن ادامه » باشید تا آخر عمرتون راجع به کسی که نمیشناسید و هر چه شنیدید به قول خودتون از ویکی پدیا بوده که هیچ
در مورد نزدیک ترین ها بهتون هم اینطور خدای گونه قضاوت نمی کنید.

ضمنا به جای جمله "نه تنها چیزی را به من مخاطب اضافه نکرده " بفرمایید که شما از این نمایش چیزی نفهمیدین
و به شعور این حجم از علاقمندان که معتقد هستند این یکی از بهترین نمایش هایی هست که در حال حاضر روی صحنه رفته احترام بگذارید.
از منظر بنده نیز نگاه شما کاملا غلط و برداشت شخصی است
موفق باشید
۱ ساعت پیش
خانم ضمیری عزیز
ممنون از نظرتون. مرسی که وقت گذاشتید و مطالعه کردید. تصورم درباره انسان هولناک نیست ،بزه و جرم هم صد البته ریشه های اجتماعی و روانی دارد که در جای خود بایدبررسی شود. نگفتم ویکی پدیایی درباره اش اطلاعات دارم عرض کردم وقتی یکنفر یک سال و ... دیدن ادامه » نیم درباره یک پدیده تحقیق می کند من مخاطب یا به قول شما من نگارنده انتظار دارم چیزی بیشتر از ویکی پدیا گیرم بیاد. البته آنجور که شما نوشتید ظاهرا من چیزی نفهمیدم .. حتما دانش و شناخت من از فیلم،نمایشنامه ،تئاتر،روانشناسی،جامعه شناسی، و... در حد شما نیست و چنین ادعای هم ندارم. قضاوت هم نکردم عرض کردم وقتی شما می خواهید از موضع دیگر به یک پدیده نگاه کنید باید پرداخت،طرح بحث،مستندات و تحلیل های یقینی تر و محکم تر ارائه کنید. من این پرونده را در زمان خودش با دقت و پیگیر دنبال کردم. آن زما خیلی اینترنت نبود و روزنامه ها به این امر تماما پرداختند و نظرات جرم شناسان و روانشناسان در ارتباط با این موضوع در بایگانی ها موجود است.من به شعور همه علاقه مندان این نمایش احترام میگذارم. اما اگر یک نفر برخلاف شما فکر می کند و مثل شما برداشت نمی کند نشانگر چیز خاصی نیست دوست عزیز! او فقط مثل شما فکر نمی کند.همین! نیاز به توهین و پرخاش هم نیست. بگذارید در فضاهای اینچنینی لا اقل مغز ها و افکار آزاد باشند. به اندازه کافی در جامعه سانسور و انگ زدن به مخالف وجود دارد. در ضمن جالب است شما خود را محق می دانید که به یک قاتل زنجیره ای نگاه متفاوت و دلسوزانه داشته باشید اما به من اجازه نمی دهید که خلاف برداشت شما برداشت کنم. همانقدر که شما و کارگردان محترم می توانید از تریبون های مختلف استفاده کنید و برداشت خود را بیان کنید من هم به عنوان یک فرد،یک بیننده یک تماشاگر باید بتوانم نظرم را بگویم.
در ضمن این جمله که "یک لحظه ای است که یک انسان مرتکب قتل می شود و بعد از آن قاتل شناخته می شود" من هم با شما موافقم! بله می شود از دیدگاه فوکو پست مدرن و پساساختارگرا به بحث نگاه کرد تئوری "لیبلینگ " را من هم درباره اش خوانده ام و اندیشیده ام . اما نه برای این قاتل . قاتلی که "نه" نفر را به بدترین شکل ممکن برای نیاز های روانی و جنسی اش مثله می کند. در هیچ کجای تئوری های روانشناسانه یا جامعه شناسانه یا روشنفکرانه دیگر ازچنین اندیشه ای دفاع نمی شود.
دوست من! نیاز به توهین و پرخاش نیست.همان بستن مرورگر کافیست، همان نخواندن کافیست! اصرار اینکه ما از هم بیشتر می فهمیم بیشتر اصرار باطل است و در ذات خود جزم اندیشی دارد. هرکسی بر اساس ذهنیت خودش به پدیده ها نگاه می کند. زیبایی جهان به تفاوت هاست دوست عزیز. و زنده باد مخالف من...
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
به تعداد 4 عدد بلیط نمایش کالیوگولا که در روز شنبه 14 اردیبهشت در ساعت 9 شب در سالن مهرگان واقع در پل کالج خیابان خارک برگزار می شود به دلیل مشغله آنها را به همان قیمت خرید به مبلغ 120 هزار تومان ردیف 3 به فروش می رسانم / تلفن تماس برای هماهنگی 09124362706
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود. بازیها خوب بود. نمایشنامه ابزرد و بلک کمدی و فوق العاده پیچیده و رمزآلود هست. میزانسن خیلی می تونست بهتر باشه. بعد از اجرا برای فهم این نمایش، ابتدا سعی کردم درکی از سبک نمایشنامه های ابزرد در مقابل سبک کلاسیک پیدا کنم تا این کار متفاوت رو درک کنم. نقدهای نمایشنامه رو خوندم و با نظر خودم مقایسه کردم. به نظر من، هر کدوم از نقش ها معرف گروهی از نوع بشره که می تونه سردرگمی و تکرار و تکرار عادات زندگی رو نشون بده. آدمی که شاید می دونه در یک لوپ نامتناهی قرار داره ولی کاری برای خروج از این حلقه نمی کنه یا شاید هم نمی تونه. آدمی که به خودکشی فکر میکنه ولی انتظار کمک و تغییر شرایط بهش امید زندگی میده. آدمی که دانش داره ولی غلامه و حاضر نیست که از Comfort Zone خودش خارج شه چون می ترسه از تغییر و سرنوشت نامعلوم. حتی کسی که به ظاهر اربابه هم نمی تونه غلامش رو ... دیدن ادامه » بفروشه با اینکه میدونه به دردش نمی خوره. میشه ارباب و غلام رو کشور یا انسان استعمارگر و مستعمره هم در نظر گرفت. در مورد گودو هم نظرها متفاوته و بعضی اون رو خدا می دونن و انتخاب نام Godot رو به عنوان سرنخی برای اشاره به God می دونن. خود سامویل بکت گفته: من خودم نمی دونم گودو کی یا چی هست.نمایشنامه نویس پایان نمایش رو باز می گذاره تا ادامه ی نمایش رو مخاطب بسازه تا هر کسی از ظن خود یارش بشه. آیا گودو می آد؟ اصلن گودو وجود داره؟ در پایان از همه ی عوامل اجرا تشکر می کنم.
فرزاد جعفریان این را خواند
امیرحسین جوانی این را دوست دارد
از دقت و توجه شما متشکریم
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[آتش سوزی کلیسای نوتردام، در ستایش کلمه]
خبری فوری روی سایت‌ها می‌رود و تصویری زنده از آهسته آهسته جان دادن بنایی با 674 سال قدمت صفحه‌های مختلف را پر می‌کند.
کلیسای نوتردام دارد در آتش می‌سوزد و در مقابلش مردم شهر در حیرتی پر از حسرت ایستاده‌اند و بعضی‌ها انقدر غم بر تن‌شان مستولی شده که روی زمین نشسته‌اند که در مقابل باور کردن مقاومت کنند.
کلیسایی با شکوه که سال‌هاست به روی 75 ستون قد بر افراشته، حالا شعله‌های آتش‌اند که از فرازش جان می‌گیرند.
کلیسای نوتردام یکی از مهم‌ترین آثار معماری گوتیک است و عظمتش چنان در جان بیننده می‌نشیند که حتی با ورق زدن عکس‌هایش روح به پرواز در می‌آید.
اما چه چیزی باعث شد تا تصویر آتش سوزی این بنا آنقدر دلشکن و مهیب باشد؟
این‌جا همان لحظه‌ای است که کلمات آن‌را بنا کرده‌اند و هیچ جادوی دیگری نمی‌تواند ... دیدن ادامه » چیزی را چنین جاودانه کند. اکثر ما نوتردام را با عشق ناکام کازیمودوی گوژپشت می‌شناسیم. کلام ویکتور هوگو درامی را خلق کرد که زیبایی تمام و کمال کلیسای نوتردام را منتقل کند. جملات به رقص درآمدند تا آن شکوه و جلالی که داستان در دلش جریان داشت را به نمایشی ابدی تبدیل کنند.
این خاصیت قصه‌ها است و تابلویی که ویکتور هوگو به‌دست ما داد ابدی است. حالا دیگر تنها کلیسا نیست که در آتش می‌سوزد. ما از بلندای تیترها، یادداشت‌ها و تصاویر صحنه‌ی اعدام اسمرالدا را به تماشا نشسته‌ایم و با گسترش زبانه‌های سرخ آتش سقوط کلود فرولو را می‌بینیم و هر دودی که بالا می‌رود خاکستر شدن اسکلت کازیمودو در آغوش محبوبش در خیال‌مان نقش می‌بندد.
نوتردام دوپاری ما را به دل کلیسا برد و در گوش‌مان قصه‌ای خواند که در آن نوری از هر 113 پنجره‌اش بر جهان‌مان تابید.
این جادوی شگفت‌انگیز ادبیات است زمانی‌که شانه به شانه‌ی هنرهای دیگر قرار می‌گیرد. و همین است که خبر آتش سوزی را برای همه تبدیل به از دست دادن بخشی از خاطرات‌مان کرده. حتی اگر هیچ زمانی پا به جزیره سیته نگذاشته باشیم و در پس رود سن این بنای شگفت انگیز را ندیده باشیم....ما هزاران بار در کلیسای نوتردام قدم زده‌ایم و خیال بافته‌ایم!
لیدا حسینی ولد
نیکا نصیری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم ایده تغییر صحنه از خیابون به منزل خیلی خوب بود ، دکور و طراحی لباس (بخصوص برای خانهما ) خیلی خوب و با سلیقه طوری بود همچنین ایده پوستر و بروشور
بازی ها هم خوب بود فقط به نظرم تمام حس خوب و خوش سلیقگی کار رو قسمت پایانیش از بین میبره مخصوصن اون مثلن شوخی های تراجنسی که دیگه همه میدونن اسمش شوخی نیست و تمسخر محسوب میشه ، کاش این تیکه ها و قسمت های خارج از متن از کار حذف شه
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
5 از 10 ، با نیم ستاره بیشتر 3 ستاره ( بخاطر دکور ، گریم و طراحی لباس) ، قیمت حدود 25 تون مناسب
موزیک ابتدای کار :
ta ptite flame
amelie les crayons
موزیک انتهایی :
fairytail
aleksander rybak
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کششش دار ... حداقل ۴۵ دقیقه اخر اجرا بیش از حد کسل کننده بود ، من متن اصلی رو نخوندم اما شاید لازم بود گرهی ایجاد کنند که انتهای ماجرا این همه لو رفته نباشه ... در مجموع با هیچ کدام از کارهای اقای پیروزفر یا خانوم پناهی ها و.. قابل مقایسه نبود
نقدها رو که می خونم هم اونهایی که نمایشنامه را خوندن هم اونهایی که نخوندن میگن کشدار و طولانی بود.توصیه‌ام به کسانی که نمایشنامه رو نخوندن اینه که برن بخونن.اگه متنو خونده باشید میفهمید جناب پیروزفر خیلی نمایشنامه را کوتاه کردن.البته به اصل ماجرا هیچ ... دیدن ادامه » خدشه‌ای وارد نشده.این نمایشنامه حداقل ۴ساعت در اجرا طول میکشه.ربطی به کارگردان نداره.کوتاهتر از این به داستان لطمه میخوره.مورد دیگری هم که ایراد محسوب میشه از بعضی تماشاچیان اینه که چرا اول کار موضوع لو میره؟جواب اینه:نمایشنامه را بخوانید و ببینید جناب دورنمات داستانشون را اینجوری دوست داشتند بنویسند و باز هم کارگردان نمیتونه دخل و تصرفی در این مورد بکنه چون در غیر اینصورت باید نمایشنامه جدیدی نوشته بشه و عنوان بشه اقتباس از نمایشنامه ملاقات نوشته دورنمات.درحالی که کارگردان کاملا به متن وفاداره در اینکار و به کوتاه کردن دیالوگهای طولانی بعضی کاراکترها بسنده کرده.
۱ ساعت پیش
به نظر من نمایش اگر پنج ساعت هم باشه میشود در اجرا تدابیری اندشیدید که کار از ریتم مناسب برخوردار باشد و خسته کننده نشود و این از وظایف کارگردانه.
۳۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب های مستی و دیوانگی من
تو شمع باشی و پروانگی من
حرف از نبودنت ، در لابه لای غم
ای کاش کم شود ، از زندگی من

رویا برای تو ، کابوس سهم من
خورشید مال تو ، فانوس سهم من
هرچند خسته ام ، مانند ارگ بم
با تو سفر فقط ، چالوس سهم من

می آیی از شمال ، از ابتدای نور
با ناز و عشوه ای ، با کوله ی غرور
در دل نشسته ای ، مانند نسبت
موسی به یار خود ، موسی به کوه طور

باید ... دیدن ادامه » برای تو ، من مبتلا شوم
باید به پای عشق ، من خون بها شوم
باید که خستگی ، از چهره ات رود
تو مرهم غمی ، من هم دوا شوم

دل را جلا بده ، غم را بده به من
در جنگ با دلم ، در جنگ تن به تن
هرچند پیرهن ، از پشت پاره شد
من را رها مکن ، من را زمین بزن

#سجاد_صادقی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ ساعت پیش
محمد عسگری و علی عبداللهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاسمن
درباره فیلم تگزاس ۲ i
در مقایسه با فیلم1، باید بگم نسخه 2 هم در همون سطح و شاید کمی بهتر بود.
ترکیب چندباره سام درخشانی و پژمان جمشیدی به نظرم همچنان جذاب بود. داستان اما همون خط داستانی فیلم یک رو داشت و طبیعتاً قابل پیش بینی بود.
در مجموع با فیلمی صرفاً سرگرم کننده رو به رو هستیم که طنزش شاید مخاطب رو از خنده روده بر نکنه اما حداقل شوخی های لوس و بی مزه هم نداره.
و خب بدیهیه که نباید دنبال یه کار عمیق و منحصر به فرد باشیم :)
رضا تهوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برگزیده های چهارمین جشنواره ی سراسری تئاتر اردیبهشت دانشگاه دامغان  | عکس
» برگزیده های چهارمین جشنواره ی سراسری تئاتر اردیبهشت دانشگاه دامغان
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی جشنواره ی سراسری تئاتر اردیبهشت دانشگاه دامغان اختتامیه این جشنواره با حضور دانشجویان و اساتید برگزار شد .
در ابتدای این مراسم دکتر مقداد جاوید صباغیان رئیس دانشکده هنر دانشگاه دامغان از تمامی کسانی که در برگزاری این جشنواره یاری بهم رسانده اند قدردانی کرد .

در ادامه محمد محمدی دبیر این جشنواره ضمن خوش آمد گویی به تمامی گروه های شرکت کننده از سراسر کشور افزود :
از دستآورد های مهم این جشنواره تشویق دانشجویان به انجام کارهای جمعی و گروهی و تبادل تجربیات بین گروه های تئاتر دانشجویی از دانشگاه های سراسر کشور بود که جز با تلاش و توجه مسئولین و شما دانشجویان عزیز حاصل نمیشد .

در این ادامه از استاد شیرین بزرگمهر بابت تمام زحمات چندین ساله ی ایشان در حوزه ی تئاتر و پرورش شاگردانی بسیار برای تئاتر کشور تجلیل به عمل آمد .

در انتهای مراسم برگزیدگان چهارمین جشنواره سراسری تئاتر اردیبهشت اعلام گردید که به شرح ذیل می باشد :
بهترین پوستر : محمد رجایی برای نمایش شوم موسسه عالی هنر شیراز
نمایشنامه صحنه ای دوم : امیر حمزه حیدری برای نمایش مسئله تحمل ناپذیر وجود از دانشگاه دامغان
نمایشنامه صحنه ای اول : طیبه مونسان برای نمایش مجلس مهتاب کشون از دانشگاه دامغان
تقدیر بازیگر زن : ندا اسدی برای نمایش آلوینای بدون مرز از دانشگاه فرهنگ و هنر البرز
بهترین بازیگر زن : زهرا سید زاده برای نمایش مجلس مهتاب کشون ازدانشگاه دامغان
تقدیر بازیگر مرد : عرفان آیتی برای نمایش افسانه ی ماده ببر از دانشگاه دامغان
تقدیر بازیگر مرد : آرمین خوش نیک برای نمایش مجلس مهتاب کشون از دانشگاه دامغان
بهترین بازیگر مرد : امیرحسین رضوان صفت برای نمایش مسئله تحمل ناپذیر وجود از دانشگاه دامغان
بهترین پژوهش : زهرا حاجی احمدی از دانشگاه صدا و سیما
کارگردانی دوم : هادی محرابی برای نمایش واترپروف از دانشگاه دامغان
کارگردانی اول : سیامک دری برای نمایش مجلس مهتاب کشون از دانشگاه دامغان



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش (روزهای چهارشنبه ۴ تا جمعه ۶ اردیبهشت‌ماه) به کارگردانی مهدی کوشکی و با بازی مهدی آذربخش، سعید اویسی، محمد کاظم بابایی، حسین برفی نژاد، مونا تدین پور، ارشیا تهرانی، سارا خانکی، عباس خداقلی زاده، پانیذ خلیل زاده، کیارش رادمهر، ملینا رحمانی، الی رزم آرا، احسان رضوانی، شهروز زعفر، سحر سالک، اشکان شریعت، بهناز شمشیری، آرمینا ضیاءنور، سید مهدی طبایی، سحر عبدالملکی، هلیا عظیمی، محمد عبدلوند، سیاوش گلزاری، حسین مطیع امیری، علی میرابی، مهرداد میرزایی، پریسا نقدی زاده، محمد همتی، سپیده یحیوی، مهدی یگانه، مهناز کرباسچیان، مینا حیدرزاده، محمد سعیدی امروز شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
علی ژیان و گروه جارچی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های پایانی این نمایش (روزهای چهارشنبه ۴ تا جمعه ۶ اردیبهشت‌ماه) به کارگردانی مجید فرهاد و بازی مهدی کوشکی و بهناز شمشیری امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
علی ژیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو داستانی داری که گفته نشده؛
روایتش که هیچی، بازی کردن نقش‌ها هم سخت میشن...
بازی های خوب و دیالوگ های به جا، روایت داستان سخت نمایش رو دیدنی میکنن،
هرچند که بعضی نقش‌ها جای کار بیشتری داشت اما در کل اجرایی خیلی خوبی بودش،
پاک کردن غبار فراموشی از چیزهای گذشته ای که فکر بهشون به امروزمون هم کمک میکنه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاسمن
درباره نمایش ملاقات i
به شخصه از خوندن نمایشنامه این اثر بیشتر لذت برده بودم. شاید به این خاطر که از آقای پیروزفر با توجه به پیشینه آثارشون (ماتریوشکا، سنگها در جیبهایش و بر پهنه دریا) توقع یه کار فوق العاده رو داشتم نه صرفاً یه اثر خوب.
گرچه نمایش به نمایشنامه وفادار بود اما یه جاهایی از ریتم می افتاد. به نظرم جا داشت برخی شخصیتها حذف و زمان نمایش کوتاهتر بشه.
بازی ها و مهمتر از اون حرکات بدن (مثل لحظات عبور قطار و قدم زدن) عالی بود.

در مجموع خوشحالم که این نمایش رو دیدم هرچند توقع بالاتری داشتم.

یه نمایش خوب دیگه از آقای پیروزفر که آقای چراغی پور هم باهاشون بازی کرده بودن رو نگفتین:
گلن گری گلن راس
۳ ساعت پیش
بله فراموش کردم. من متاسفانه فیلم این نمایش رو دیدم و در نتیجه خیلی توی ذهنم به اندازه کارای دیگه حک نشده بود.
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترا شریفی
درباره نمایش بی صدایی i
چه ایده و داستان خوبی داشت
ولی چه پردازش ضعیفی
جای کار داشت که بهتر دیده بشه
میثم هنزکی، مختار بایزیدی و عباس الهی این را خواندند
ماهور و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، سه‌شنبه ۳ اردیبهشت، به نویسندگی فلوریان زلر، کارگردانی سید جواد روشن و با بازی امیر مهدی ژوله، معصومه کریمی و ... امروز (شنبه) ساعت ۱۲، آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حال دلم خوش نیست.منتظر بودم با دوستانم هماهنگ کنم برم اپرای عروسکی عشق نشد.گفتم بلیط بگیرم تنها برم دیدم تاریخ اجرا تمام شده!
تازگیها تو رویاها حتی کابوسهام صدای ساز کلهر میاد نمیدونم چرا.دلم میخواست برم پیش بچه هام تو بلوچستان و یهو هرکی گشت دیگه پیدام نکنه.شدم مثل بازیگر اجرای تابستان که میخواد با سکوت حرفهاش رو دنیا بفهمه اما پانتومیمم قوی نیست.باید فریاد زدن رو یاد بگیرم...
میثم هنزکی و مختار بایزیدی این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارد
نرگس خانم درود ، عشق تموم شده ولی جاش خیام شروع شده هاااا
۴ ساعت پیش
نرگس جان کااااملا میفهممت.. منم یه زمانی همین طوری بودم..هیییییچ جا تنها نمیتونستم برم،از سینما بگیر تا خرید و...اما یه روزی دیدم خیلی بده که واسه لذت شخصی هی باید به اینو اون التماس کنم که تو رو خدا بیایین و..یا کار داشتن یا علاقه نداشتن یا...
خلاصه زدم به ... دیدن ادامه » سیم آخر و تنها رفتم و دیدم بههههههه چه لذتی در تنها رفتن بوده و خبر نداشتم..خلاصه الان دیگه گاهی به دیگران تعارف میزنم اما صادقانه از خدامه که قبول نکنن بس که تنهایی حالم خوبه.. امتحان کن..مثل هر کار دیگه ای. اولش سخته..
۱ ساعت پیش
خانوم نیلوفر جدا کار سختیه تنها این طرف اون طرف رفتن ما شاید یه جورایی افتادیم رو غلطک ، حالا چشم نخوریم اون مهره آبیه من کجاست ؟! :))
نرگس خانوم درک میکنم متوجهم ، البته که تنها تئاتر رفتن شما با مهربانی شما اصلا در تضاد و تقابل نیست قبول بفرمایید ولی خب ... دیدن ادامه » گاهی سخته هماهنگ کردن .
من به جز برادرم که تئاتری هست و اصلا رشته ش هنره و دوستانش فعال هستن در تئاتر که معمولا اختلاف در زمانبندی داریم و گه گداری پیش میاد که با هم تئاتر بریم ، یکی دو تا از دوستانم هستن فقط که تئاتری هستن و با اونام نمیتونم معمولا برم تئاتر خیلی گزیده بین هستن :)

یاد اون جوکه افتادم
از طرف پرسیدن شما امسال ایام تعطیلات چکار میکنید
گفت یه تور دو هفته ای اروپا هست ، میلان و بارسلونا و برلین و پاریس ، ما تصمیم گرفتیم امسال اینو نریم ! :)))
۱۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تختیی: زندگی من برای خودم نیست ، مردم از من انتظار دارند.
عباس الهی این را خواند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید