تیوال | دیوار
S2 : 15:19:31
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

بذرهای امید در ناامیدی‌ این روزهای تئاتر
مجید گیاه‌چی

تماشای نمایش "کوریولانوس"، به‌کارگردانی مصطفی کوشکی، بارقه‌هایی از امید، در ناامیدی‌های این روزهای تئاتر ایران را در دل زنده می‌کند و با ایجاد خوش‌بینی و دل‌گرمی به آینده‌ی این هنر کهن، که این روزها در ایران حال بس ناخوشی دارد و روزگار سخت و پرتعبی را از سر می‌گذراند، سرخی جادوی تئاتر را در دل خاکسترهای یاس، نمایان می‌‌سازد و این هیجان و شگفتی وقتی بیش‌تر می‌شود که این کورسوهای امید، نه در آن‌جا که انتظارش را داری و جست‌وجویش می‌کنی، یعنی در میان آثاری که ادعای حرفه‌ای بودن دارند یا در سالن‌های مجلل و با پروداکشن‌های بزرگ و بلیت‌های گران، که در کار گروه‌های دانشجویی و جوان یا کار با گروهی از هنرجویان تازه‌کار و نوجو که برای نخستین بار به صحنه جان می‌بخشند، فراچنگ ... دیدن ادامه » می‌آید.
برخورد پیشین من با نمایش‌هایی که اتفاقاً نطفه‌ی اکثر آن‌ها در همین تئاتر مستقل بسته‌ شده بود و با به‌کارگیری هنرجویان بر صحنه آمده بودند، منجر به نگارش مطلبی با عنوان "تئاتر هنرجویی" شد و حالا مصطفی کوشکی، جا پای برادرش مهدی و دوستانش شهروز دل‌افکار و کوروش نریمانی و کمی قدیمی‌تر کارگردانانی چون دکتر علی رفیعی می‌گذارد و از آزمونی سخت که بر صحنه آوردن یک تراژدی است، با این تیم جوان و جویای نام، سربلند بیرون می‌آید.
متن در نسبت با روایت شکسپیر، دچار دگرگونی و تغییر فراوان شده، تا آن‌جا که تنها می‌توان، با رنگ و بو و تاثیراتی از اثر شکسپیر، بر ذهن و روان نویسندگان و گروه اجرا در این اثر مواجه شد، اما در عین حال این احساس به مخاطب دست نمی‌دهد که از روح اثر بزرگ شکسپیر، فاصله‌ی زیادی وجود دارد.
نوعی آداپتاسیون و بومی‌سازی موضوعات و نگرش به مناسبات، موجب شده، فضای متن در عین آن‌که دربرگیرنده‌ی همه‌زمانی و لامکانی باشد، به زندگی معاصر در ایران امروز هم ارجاع داده و گره بخورد و در برابر تصویری عموماً آرمان‌گرایانه و بی‌عیب و تقریباً همیشه هم‌دلانه از مردم، در بسیاری اذهان و نگرش‌ها، نوک تیز انتقاد را صریح و بی‌پروا و بی‌کم‌ترین ملاحظه و پنهان‌کاری، متوجه مردم ببیند، مردمی که هم قربانی تاریخند و هم در کمال تاسف، سازنده‌ و اصلی‌ترین نقش‌آفرین آن و در کنار این نگاه منتقدانه، به بررسی رابطه‌ی حاکم - قهرمان - مردم بپردازد و استحاله‌ای از فرط تکرار، دیگر بدیهی و اجتناب‌ناپذیر در قهرمانان را بازنماید.
این بار قدرت کارگردانی کوشکی، در کنار معرفی یکی دو بازیگر درخشان، که صحنه‌های فردا انتظارشان را می‌کشند و از همین حالا لازم است در برابر فریب‌های پیش رو از خود مراقبت کنند، کم‌تجربگی گروه بازیگران را با انواع تمهیدات اندیشیده شده‌ی کارگردانی چنان ماسکه می‌کند، که کم‌تر به‌چشم می‌آید و کار آن‌قدر ایده و فکر درخشان دارد که تماشاگر با احساس رضایت از دیدن یک "تئاتر"، سالن را ترک کند.
جای خوشحالی است کوشکی که در مدیریت یک سالن، حالا حداقل از حیث حفظ نسبی کیفیت هنری، بسیار موفق بوده و در تجربیات کارگردانی گذشته، فرازهایی چشم‌نواز از خلاقیت در کارگردانی تئاتر را در کنار افرادی شناخته‌شده‌تر و حرفه‌ای به‌نمایش گذاشته، این بار در مقام یک معلم و مربی هم موفق و سربلند ظاهر می‌شود و همین موقعیت، در عین حال که اهمیت استقرار و در اختیار داشتن یک مکان را، در صورت داشتن ایده و توانایی، به ذهن متبادر می‌کند و در مراتب بعد اهمیت ایجاد کمپانی‌های تئاتر را، در این پروژه فرصتی ایجاد می‌کند که کوشکی بیش‌تر بر فنون و تمهیدات کارگردانی تئاتر متمرکز شود و فرصت‌های بیش‌تری برای خلق و اثبات توانایی‌هایش در کارگردانی تئاتر، بیابد.
طراحی صحنه و لباس و آکسسوار کوریولانوس هم در عین سادگی، قابل‌قبول و کاملاً هماهنگ و پذیرفتنی به‌نظر می‌رسد و در کنار آن موسیقی، نقشی بسیار سازنده و مکمل ایفا می‌کند و به بسیاری از موقعیت‌ها و تصاویر، عمق و غنا و جلا می‌بخشد.
شاید این اثر تا آن‌ احساس موردتوقع و آرمان‌گرایانه از تراژدی، هم‌چنان فاصله‌ی زیادی داشته و دور باشد، اما در نسبت با بسیاری از تلاش‌هایی که با برخورداری از امکانات و همراهی گروه‌های حرفه‌ای برای بازنمایی تراژدی، در طول سالیان اخیر اتفاق افتاده، در ایجاد احساس درک و مواجهه با تراژدی، موفق‌تر است.
گویا کوریولانوس فقط تا روز جمعه‌ی همین هفته بر صحنه است و شاید اندکی جای تاسف‌ و دریغ باشد که پیش از آن‌که فرصت تماشایش را پیدا کنید، اجرای آن به اتمام برسد.
محسن جوانی و حسین رحمانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
✔ صد و سی و نهمین اجرای تئاتر جابر

تئاتر #جابر درباره یک جوان دانشمند و فعال و پر انرژی است. اگر زندگی اش را خلاصه کنیم میشود: اخلاص و محبت و انگیزه!
دهه هفتادی ست؛ ساده و بی ریا! اما حرفهای زیادی برای گفتن دارد از جنس حرف آسمانی ها! حرفهایی پرنفوذ، که گویی هرگز از ذهن و دلت پاک نخواهند شد!
تئاتر جابر، تکه هایی از زندگی این جوان دوستداشتنی ست که وقتی ببینی اش، عاشق مرامش می شوی... انگار اصلا آمده است که عاشقمان کند...


مکان: #قم (سالن اداره کل تبلیغات اسلامی)

زمان: سه شنبه 5 شهریور ماه

#ویژه_بانوان 15 سال به بالا
#رزرو_الزامی_ست.
#ورود_گوشی_همراه
کیف دستی، فلش، مموری،
#و_هر_نوع_وسیله_فیلمبرداری_ممنوع
#ورود_کودکان_ممنوع

#بلیط:
انفرادی: ... دیدن ادامه » 10 هزار تومان
گروه های بالای 25 نفر: 5 هزار تومان


» تا ۴ پاسخ




برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با همه دی ماهی بودنم
توو تیوال یه شهریوری ام

مثل خودش
که یه شهریوری ِ خاصه

شهریورِ تیوال و تیوالیون مبارک
مسعود جعفریان این را خواند
لیلا مظاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
hirbods
درباره نمایش گریزلی i
حتما مهدی حسینی نیا را ببینید
بازیگر توانایی که غم ، شادی ، ترس و اضطراب و دیگر احساسات را از فیلتر درونی خودش عبور می دهد و پس از پالایش، با چیره گی تمام در جان تماشاگر می ریزد.
علی نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش را در شب دوم اجرا به پیشنهاد دوستانم دیدم، پیشنهاد می کنم اهالی علاقمند به تئاتر این اجرا را از دست ندهند. از نقطه قوت این اجرا هماهنگ بودن فرم و محتوا بود. با فرمی که کارگردان برای اجرای خود ساخته بود فضا و محتوای نمایش را درک و تفهیم می شدیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و تشکر از نقدها و نظرات دوستان تیوالی تا به این لحظه از اجرا
فروش یکشنبه و دوشنبه 3 و 4 شهریورماه آغاز شده، منتظرتونیم.
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش لانچر ۵ i
ببینیم امروز کی‌ هنوز دنبال بلیت هست

۲ بلیت برای امشب جمعه اول شهریور هم برای لانچر۵ و هم برای ستاره شناس تقدیم ۲ تا تیوالی که میخواستن ببینن و بلیت گیرشون نیامده

جهت اینکه یه کم متفاوتش کنم، یک شرط کوچیک: بار اولشون باشه میان نمایش لانچر۵ و به هر دلیلی‌ نتونسته بودند بلیت بگیرن

لطفا یک پیام اینجا بذارین، با یک شماره تماس، براتون با واتساپ ارسالش می‌کنم

وقتی‌ هم ارسال شد، اینجا ذکر می‌کنم که بلیت‌ها رفت
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
سلام
آقا امیدوارم دوربین مخفی نباشه :))
یک بلیط لانچر ۵ رو می خواستم
09359801998
۱ ساعت پیش
آقا ایمان دوربینی در کار نیست، براتون ارسال میشه. خوش بگذره

تیکت لانچر۵ دیگه‌ای ندارم

مونده یک بلیت ستاره شناس امشب سالن سایه سانس ۱۸:۳۰ ، تقدیم به اولین دست بالا
۴۵ دقیقه پیش
لطف رو بر من تمام کردی آقا مهرداد ⁦♥️⁩
خیلی ممنونم
۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم روسی i
آخ آخ آخ
وای وای وای
عوه عوه عوه
.
.
.
عجب فیلم.... بود!!!
چی ببینم بشوره ببره؟؟؟؟!!

پ.ن نکنه موهای تنم که سیخ شده، دیگه هیچ وقت صاف نشه؟! نکنه همیشه همین جوری بمونه؟؟
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م ح خ
درباره نمایش لانچر ۵ i
نمایش، بر مبنایی داستانی شکل گرفته و روایتی خطی از یک ماجرای جنایی در یک پادگان را به صحنه می آورد. موضوع نمایش، موضوع خاصی است که در آثار نمایشی ما کمتر به آن پرداخته شده، اما با این که دنبال کردن روایت نمایش با یاری عناصر طنز و همین طور ریتمی که جذابیت این داستان ساده را حفظ می کند، کنجکاوی برانگیز است، فرم نمایش چندان گیرایی ندارد، و فضای محدودی برای خیال ایجاد می کند. فضایی به محدودیت اتاق بازرسی یک پادگان پرت افتاده. البته مسئلۀ استعاره همیشه مطرح است و در سینما هم اخیراً فیلمی به نام «سرخپوست» در فضای محدود یک زندان دورافتاده ساخته شده است. گمان می کنم این محدودیت ممکن است مشکل عمدۀ آثاری باشد که زیاد درگیر واقع نمایی و باورپذیری هستند و در هر حال استعاره هایی که استفاده می کنند کم شمار و انتزاعی و گاه کم رمق هستند. گذشته از این، در مورد این ... دیدن ادامه » نمایش، چون فضا، فضای پادگان است گذشته از نوع بازنمایی خشونت و کابوس، می توان از بازتولید کلیشه های جنسیتی و حتی نوعی اسطوره سازی از این کلیشه ها نیز پرسش کرد، این که آیا این نمایش در این دام افتاده است یا نه.
محمد، محسن جوانی، Ali و فرزاد این را خواندند
مریم خاقانی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فالش خوانی در چهارراه فخرآباد
«مواظب بطری های خود باشید »
شروع نمایش : نور سالن گرفته میشه و روی یک پرده بزرگ پشت صحنه یک سری نوشته میاد
و یک جمله مدام تکرار میشه
«مواظب بطری های خود باشید »
اگه یک بار نوشته شده بود بخشی از متن بود برای من ، بیش از یک بار یعنی باید دنبال یک مفهومی براش باشمتو مار
این جمله در کنار جملاتی مثل موبایل خودرا در حالت پرواز قرار بدین میاد
میتونین شبیه تماشاگر های پشت سر نت فکر کنین کارگردان میخواد بهتون یاد آوری کنه وقتی به دیدن کار میرین مواظب باشین بطری های آب معدنیتون از دستتون نیوفته زمین و باعث پرت شدن تمرکز بازیگر نشه
میتونین مثل من با برگشتن نور صحنه دنبال بطری بگردین
یک بطری آب معدنی سمت چپ صحنه دیده میشه و اینو بهم یاد آوری میکنه که اون میتونه پرسوناژ ٥ ام این اجرا باشه
و یک ویولن
ساز مورد علاقه من و صدای کشیده شدن آرشه روی سیم ها که میتونه در عین حال هم گوشنواز باشه و هم دل خراش انگار میتونی زخمی رو که موقع کشیده شدن رو سیم ها متحمل میشه رو از صدایی که ازش به گوش میرسه بشنوی
وقتی از سالن نمایش اومدم بیرون ضربان قلبم از ساعت ها منظم نشد
من همه راهو از تالار حافظ تا خونه پیاده رفتم ساعت ها به دست مردم نگاه کردم
زن و مرد
از ... دیدن ادامه » خودم پرسیدم تو بطریِ کدوم یکی از این مردم جای آب ، میتونه اسید باشه؟
قراره برن زندگی کدوم زن رو ازش برای همیشه بگیرن؟
«مواظب بطری های خود باشید »
محسن جوانی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
ملینا تیموری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم از نظرات پر محبت همه‌ی عزیزان ممنونم. بسیار موجب خوشحالی ماست این میزان از دوست داشتن شما.
بله ما به زودی در سالن دیگری اجرامون رو ادامه خواهیم داد. اما زمان و مکان هنوز به طور دقیق مشخص نیست. احتمال داره که حدود یک ماه-کمتر یا بیشتر-بین این اجرا و اجرای بعدی وقفه بیافته. ما دنبال بهترین شرایطِ ممکن برای اجرا رفتن هستیم که دیگه اشکالاتی مشابه این اجرا پیش نیاد.
به محض مشخص شدنش شما رو در جریان خواهیم گذاشت.
ممنون که از ما حمایت می‌کنید؛ این بزرگ‌ترین پشتوانه‌ی ماست
حمیدرضا مرادی این را خواند
azi rezaei، مسعود جعفریان، فرزاد و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد لهاک ( آقای سوبژه )
درباره رپرتوار نمایشنامه خوانی گروه تئاتر گیتی i
زمستان نزدیک است
و خانه های هموطنان سیل زده هنوز ویران
چند ماه که گذشت همه یادشان رفته که خانه ها ویران شدند و مردمان آواره
اما ویرانی و آوارگی مگر تمام شده
۴تا رخت و دو تا پتو و چند ظرف از زیر آوار در آمدند و شسته شدند زیر کدام سقف زندگی کنیم
زندگی ما را آب برده

امید که همگی همت کنیم و در این راه همراه باشیم تا هیچ کس احساس تنها ماندن نکند
تئاتر اتینا
دیشب نمایش رو دیدم ، بی شک از لحظه لحظه ی اجرای پر قدرت عزیزان هنرمند لذت بردم ،مثل همیشه بازی آقای کامران تفتی و خانم لعیا زنگنه عزیز و دوست داشتنی ... مرسی که حالمون رو خوب میکنید .... حقیقتا یکی از فراموش نشدنی ترین شب های زندگیم بود . خیلی خیلی ممنون
مهدی علی نژاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر اتینا
دیشب نمایش رو دیدم ، بی شک از لحظه لحظه ی اجرای پر قدرت عزیزان هنرمند لذت بردم ،مثل همیشه بازی آقای کامران تفتی و خانم لعیا زنگنه عزیز و دوست داشتنی ... مرسی که حالمون رو خوب میکنید .... حقیقتا یکی از فراموش نشدنی ترین شب های زندگیم بود . خیلی خیلی ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره نمایش کوریولانوس i
این سخن من خطاب به همه کارگردان ها و نویسنده ها و دراماتوژهای تئاتر ایرانه و نه فقط به عوامل این نمایش. عزیزان ممنون از همه زحماتتون ولی باور کنید لازم نیست که تمام اثرهای دنیا رو ایرانیزه کنید و اینکه این اتفاق مشابه اش در ایران خودمون هم افتاده رو تو کله مخاطب فرو کنید. باور کنید مخاطب ایرانی ببخشید کندذهن نیست و خودش می فهمه که تمام این اتفاقات بدترش در ایران هم افتاده. ما همینجوریش که یک اثر هنری حالا هرچی فیلم یا سریال خارجی رو می بینیم و یا نمایشنامه خارجی رو می خونیم در بی ربط ترین موارد داستان هم اون رو به شرایط ایران خودمون ربط میدیم و با شرایط خودمون مقایسه اش می کنیم.پس خواهش می کنم مخاطب ایرانی رو کند ذهن تصور نکنید.شما همون متن رو اجرا کنید بدون ایرانیزه کردن های اضافی.مخاطب خودش پیام رو می گیره. این از این موضوع.مورد بعدی انتقادم به ... دیدن ادامه » این تئاتر انتقادیه که به نمایش الیزابت باتوری هم داشتم.استفاده زیاد از حد از داد وفریاد در حدی که گوش مخاطب آزار ببینه. باور کنید هرچه داد و فریاد بیشتر باشه تأثیر نمایش بیشتر نمیشه. بعد دیدن این نمایش رفتم و متن اصلی شکسپیر رو خوندم.قبول دارم که متن مشکلیه ولی با این حال میشد کامل اجراش کرد و فقط برخی بخش ها رو حذف کرد. در پایان تنها نکته مثبت نمایش رو بازیگران نمایش می دونم که واقعا زحمت کشیدند.مخصوصا بازیگر نقش کوریولانوس که برخی جاها واقعا نگرانش می شدم.هماهنگی بازیگرها هم خیلی خوب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اشک طرف دیده را گردید و رفت

اوفتاد آهسته و غلتید و رفت

همچو شبنم، در گلستان وجود

بر گل رخساره‌ای تابید و رفت

عقل دوراندیش، با دل هر چه گفت

گوش داد و جمله را بشنید و رفت

قاصد معشوق بود از کوی عشق

چهرهٔ عشاق را بوسید و رفت....

برای ... دیدن ادامه » قطره اشک زیبای زنی غمگین که مدااام تصویرش برام تکرار میشه.

* بخشی از قصیده "سفر اشک" پروین اعتصامی
ممنون
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره ٨: بچه ها دیوار ترامپ منُ یاد دیوار گیم آف ترونز مى ندازه، اینور دیوار ما تو وستروسیم بعد اون ور دیوار وحشى هاى مکیزیکى مى خوان از دیوار ما بیان بالا!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزاد
درباره نمایش لانچر ۵ i
با اختلاف بهترین نمایشی که امسال دیدم
خسته نباشید
دایِه* و صبا صالحیان این را خواندند
لیلا مظاهری و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقطه‌ی قوت نمایش، متن آن است. دراماتورژی اثر نسبتن خوب است اما بعضی از ایده‌های کارگردانی را دوست نداشتم. جاهایی که با بازی‌ها و حرکات اگزجره روبه‌روییم. به‌نظرم اگر اغراق کم‌تری در نمایش بود، بهتر بود. جا دارد به بازی خوب وحید آقاپور هم اشاره کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره‌شناس یک نمایش تر و تمیز و بی‌ادعاست که تقریبن همه چیزش به قاعده است. نمایش‌نامه‌ی خوب (که البته پایانش تا حدی عوض شده) کارگردانی قابل قبول که در خدمت متن است و بازی‌های خیلی خوب و حتا درخشان. یک کمدی خوب و شسته رفته درباره‌ی روابط انسانی. بعد از لانچر پنج این دومین نمایش خوبی است که در این ماه در سالن سایه دیده‌ام و چه‌قدر خوب و دل‌نشین است دیدن نمایش‌هایی که مشخص است گروه برای آن زحمت کشیده است. تنها پیش‌نهادی که به گروه اجرایی و کارگردان اثر دارم این است که با توجه به تغییر کوچکی که در پایان نمایش‌نامه رخ داده یک صحنه‌ی پایانی قطعی‌تر و نقطه‌دارتر! برای نمایش داشته باشند. برای مثال شاید یک موسیقی و نور موضعی بتواند کمک کند.

تماشای ستاره‌شناس را پیش‌نهاد می‌کنم.
امیر مسعود، دایِه*، صبا صالحیان و حمیدرضا مرادی این را خواندند
محسن جوانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید