در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال امیر حسین گوران | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:07:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نگاهی کردم به دستم کمی اهسته سرم را بالا آوردم
با کمی مکث خیره به قاب عکس رو تاقچه مات و مبهوت ماندم
دیگر حسی در پایم نبود
آروم آروم رفتم عقب تکیه دادم به دیوار و گوشه اتاق نشستم
چشمام بستم تا در سیاهی روزگار آرامش پیدا کنم
ولی فکر نگاه به قاب عکس ار سرم بیرون نمیرفت
و اما بعد .......................

از: خود
امیرحسین جان
یک لحظه به خودم اومدم که دارم کاملا از نوشته شماکلمه به کلمه تصویرذهنی می سازم و جلو میرم خیلی جالب بود
۱۱ مهر ۱۳۹۰
با نظر حسنا جان موافقم نوشته بین زبان محاوره و ادبی معلق بود ...

خوب بود امیر حسین جان
۱۱ مهر ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیال نکن که بی خیال از تو روزگارتم/به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم



از: خود
خیال نکن نباشی بدون تو می میرم

گفته بودم می خوامت ، حرفمو پس می گیرم ...!!!


خوب بود امیر حسین جان

انشالله که بتونم فردا بیام از نزدیک ببینمت
۰۶ مهر ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام به دوستان خوبم

5 مهر ماه روز گردشگری به دوستداران عرصه هنر و تمدن ایران زمین مبارک
امیدوارم مردم حداقل در همین روز در حین گردشگری اسیبی به اثار و طبیعت نرسانند و این منش به همه روز های سال تسری یابد . وانرا به کودکانمان بیاموزیم( برای شروع میتوان اموزششان داد به گیاهان و درختان و جانوران ازار و اسیب نرسانند.)
۰۶ مهر ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید










پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، ... دیدن ادامه ›› برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.



امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.



اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:

خروس ، انگور ، درفش ، سنگ

و بهار اینچنین سرود :

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست

خون دل انگور فکن در رگ و پوست

عشق من و تو قصۀ مشت است و درفش

جور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوست

سپس واژه های :

تسبیح ، چراغ ، نمک ، چنار



بهار سرود :

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار

گفتا ز چراغ زهد ناید ا نو ا ر

کس شهد ندیده است در کام نمک

کس میوه نچیده است از شاخ چنار




و در آخر:

گل رازقی ، سیگار ، لاله ، کشک

و بهار چنین سرود :

ای برده گل رازقی از روی تو رشک

در دیدۀ مه ز دود سیگار تو اشک

گفتم که چو لاله داغدار است دلم

گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

بهار خود می گوید : در آن مجلس جوانی بود طناز و خودساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهارچیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردن و ایمان آوردن من ، بایستی بهار این چهار چیز را بسراید :

آینه ، اره ، کفش ، غوره



من برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده ، وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ هم در آن هجو به حصول پیوست و آن این است :



چون آینه نورخیز گشتی احسنت !

چون اره به خلق تیز گشتی احسنت!

در کفش ادیبان جهان کردی پای

غوره نشده مویز گشتی احسنت


از: بهار
خیلی نغز و زیبا بود اقای گوران تشکر یکی از اموزنده ترین یادگاری ها بود
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
چقدر زیبا و عالی
مرحبا
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
ممنون آقای گوران،جالب بود و لذت بردم از خوندنش!:)
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برگ های دلم را ورق زدم
رسیدم به صفحه سفید
کنار برگ بالاش علامتی داشت
....
.......
.........
..........
هر چی دوست داری اندیشه کن
فکر کن
این برگ سفید خیلی با صفاست


از: از خاطرات کودکی همه ما
سلام به دیوار نشینان خوب

امروز 27/6/90 روز شعر و ادبیات مبارک باشه به تمام شاعران و ادیبان و دوست داران سخن فارسی چه شعر یا ادبیات داستان و غیره

ادیب مرد کهن فردوسی
ادیب مرد جانان حافظ
ادیب مرد عاشق مولانا
ادیب مرد دلها سعدی و جامی
و تمامی کسانی که تلاش کردند تا فارسی را جاودانه کنند

درور بر ایران

از: ..............
زنده باشی اقای گوران. احمد شاملو رو از یاد نبریم که به نظر من بعد از حافظ بزرگترین شاعر فارسی زبان بود.
۲۷ شهریور ۱۳۹۰
این روز زیبا رو به همه ی ایرانیان تبریک میگم...!
۲۷ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صندوقچه را باز کردم
آرام رفتم گوشه اطاق نشستم
تکیه به دیوار دادم
نگاهم به طاقچه کنار پنچره
گل شمعدانی...........کمی مکث
وقتی صندوقچه را باز کردم
آرام با نگاهی ملایم
قاصدک های قصه زندگی را کنار زدم
خاطرات شیرین زندگی را پیدا کنم
تعدادی عکس که گوشه هایش سوخته...........و
کمی به فکر فرورفتم
چشمهایم را بستم تا دوباره لمس کنم
................. سلام ...............

از: خود
چه حس نوستالژیکی .
۲۴ شهریور ۱۳۹۰
صحنه ها به خوبی پرداخت شده بودند ممنون از نوشتتون زیبا بود
۲۴ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دفتر خاطرات
ورقه هایی که بار نوشته های دلم را به دوش میکشد
شاید بتوانم با سبک کردنت کمکی کنم
کمی فکر.......شاید
]آخه دلم برای نوشتن بر روی خط های صاف پوسته تو تنگ میشود
مرا ببخش که با نوشتن پوستت را میرنجانم
باز برای دیدنت خواهم آمد

از: دفتر خاطرات
امیر حسین جان

ویایش:

1- آخه
2- خواهم

۲۳ شهریور ۱۳۹۰
نه به خدا نظرم رو میگم ، دوست دارید الکی بگم خوبه.....

حالم امروز مساعده به خدا....

ببینید

ههههههههههههههههههههههههه

دم همتون گرم

اینها تنها یادداشتهای یک دیوانه است ، به دل نگیرید

من نوکر همه دوستان هم هستم... نظر واقعی مو میگم به دور از هر غرض ورزی و ناراحتی
۲۳ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چشمهایم را میبندم
قدم به قدم راه میروم
خش خش برکهای درختها زیر کفشهایم حس میشود
چه زیباست این جنگل پر احساس
چند قدم آن طرف تر کلبه مادربزرگ
بین جنگل سفید که مثل عروس شده
دیواری از خشت و چوب
کنج پنجره برفی در حسرت گرمای خانه

از: خود
هر روز هر فرد یک یادگاری :)))

با مهربونی بخونین
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
عفو نمیکنم : دی

۲۲ شهریور ۱۳۹۰
اتاق سالم , فنی ضعیف
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عشق چند نقطه.......... و دیگر
مادر و آرزوهایش و ............... دیگر
خدا و .................... ودیگر
پدر و ............ و دیگر
خواهر و برادر
................ سلام ..............
من کجا قرار دارم......... و دیگر
حسی دارم مثل غربت
فقط میخواهم از اعماق وجودم راستش را بگم

دوستتان دارم


از: دل
معنیه این نقطه ها چیه ؟؟

من هرچی فکر میکنم نمیفهمم :(((
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
در کل معناش خوبه به نظر من

اما باید روی نگارشش کار کنی

خیلی توش آرایه به کار رفته ... انگاری مصنوعی شده فضا
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
دوستان دارم
یعنی چی ؟
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
احمد شاملو
در آغازِ شاعری: ا. صبح، نام شعری: ا. بامداد
متولد ۲١ آذر ١۳۰۴، تهران.
شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.
۱۳۰۴
احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز ٢١ آذر در خانه‌ی شماره‌ی ۱۳۴ .خیابان صفی‌علیشاه تهران متولد شد.
دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به ماءموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و ... دیدن ادامه ›› شیراز گذراند.
مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حیدر.
۱۶ـ۱۳۱۰
دوره‌ی دبستان در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام.
۲۰ـ۱۳۱۷
دوره‌ی دبیرستان در بیرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبیرستانِ ایرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصیلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبیرستان صنعتی می‌رود.
۳ـ۱۳۲۱
انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا برای سرو سامان دادن به تشکیلاتِ ازهم‌پاشیده‌ی ژاندارمری.
در گرگان ادامه‌ی تحصیل در کلاس سوم دبیرستان.
شرکت در فعالیت‌های سیاسی در مناطق شمالِ کشور.
در تهران دستگیر و به زندان شوروی‌ها در رشت منتقل می‌شود.
۵ـ۱۳۲۴
آزادی از زندان. با خانواده به رضائیه می‌رود. به کلاس چهارم دبیرستان.
با آغاز حکومت پیشه‌وری و دموکرات‌ها، چریک‌ها به منزل‌شان می‌ریزند و او پدرش را نزدیک به دو ساعت مقابل جوخه‌ی آتش نگه‌می‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند.
بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصیل مدرسی.
۱۳۲۶
ازدواج.
مجموعه‌ی اشعار آهنگ‌های فراموش‌شده توسط ابراهیم دیلمقانیان.
۱۳۲۷
هفته‌نامه‌ی سخن‌نو (پنج شماره).
۱۳۲۹
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی.
هفته‌نامه‌ی روزنه (هفت شماره).
۱۳۳۰
سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجله‌ی خواندنیها.
شعر بلند ۲۳.
مجموعه‌ی اشعار قطع‌نامه.
۱۳۳۱
مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان (حدود دو سال).
سردبیر هفته‌نامه‌ی آتشبار، به مدیریت انجوی.
احمد شاملو
در آغازِ شاعری: ا. صبح، نام شعری: ا. بامداد
متولد ۲١ آذر ١۳۰۴، تهران.
شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.
۱۳۰۴
احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز ٢١ آذر در خانه‌ی شماره‌ی ۱۳۴ .خیابان صفی‌علیشاه تهران متولد شد.
دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به ماءموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند.
مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حیدر.
۱۶ـ۱۳۱۰
دوره‌ی دبستان در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام.
۲۰ـ۱۳۱۷
دوره‌ی دبیرستان در بیرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبیرستانِ ایرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصیلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبیرستان صنعتی می‌رود.
۳ـ۱۳۲۱
انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا برای سرو سامان دادن به تشکیلاتِ ازهم‌پاشیده‌ی ژاندارمری.
در گرگان ادامه‌ی تحصیل در کلاس سوم دبیرستان.
شرکت در فعالیت‌های سیاسی در مناطق شمالِ کشور.
در تهران دستگیر و به زندان شوروی‌ها در رشت منتقل می‌شود.
۵ـ۱۳۲۴
آزادی از زندان. با خانواده به رضائیه می‌رود. به کلاس چهارم دبیرستان.
با آغاز حکومت پیشه‌وری و دموکرات‌ها، چریک‌ها به منزل‌شان می‌ریزند و او پدرش را نزدیک به دو ساعت مقابل جوخه‌ی آتش نگه‌می‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند.
بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصیل مدرسی.
۱۳۲۶
ازدواج.
مجموعه‌ی اشعار آهنگ‌های فراموش‌شده توسط ابراهیم دیلمقانیان.
۱۳۲۷
هفته‌نامه‌ی سخن‌نو (پنج شماره).
۱۳۲۹
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی.
هفته‌نامه‌ی روزنه (هفت شماره).
۱۳۳۰
سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجله‌ی خواندنیها.
شعر بلند ۲۳.
مجموعه‌ی اشعار قطع‌نامه.
۱۳۳۱
مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان (حدود دو سال).
سردبیر هفته‌نامه‌ی آتشبار، به مدیریت انجوی.
۱۳۳۲
چاپ مجموعه‌ی اشعار آهن‌ها و احساس که پلیس در چاپخانه می‌سوزاند. (تنها نسخه‌ی موجودِ آن نزد سیروس طاهباز است).
ترجمه‌ی طلا در لجن اثر ژیگموند موریتس و رمان بزرگ پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریو کایی با تعدادی داستان کوتاهِ نوشته‌ی خودش و همه‌ی یادداشت‌های فیش‌های کتاب کوچه در یورش افراد فرمانداری نظامی به خانه‌اش ضبط شده از میان می‌رود و خود او موفق به فرار می‌شود. بعد از چند بار که موفق می‌شود فرار کند در چاپخانه‌ی روزنامه‌ی اطلاعات دستگیر می‌شود.
۱۳۳۳
زندانی سیاسی در زندان موقت شهربانی و زندان قصر، (۱۳ تا ۱۴ ماه).
در زندان دستور زبان فارسی را می‌نویسد و تعدادی شعر.
۱۳۳۴
آزادی از زندان.
چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقی نقاشیان نامی به قصد چاپ با خود می‌برد و دیگر هرگز پیدایش نمی‌شود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهی به عنوان نخستین تجربه‌ی شعر روایی به زبان محاوره.
نمایشنامه‌ی «مردگان برای انتقام باز‌می‌گردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بی‌آفتاب»
رمان‌های: لئون مورنِ کشیش اثر بئاتریس بِک، زنگار اثر هربر لوپوریه، برزخ اثر ژان روورزی.
فرزندان: سیاوش، سیروس، سامان و ساقی.
۱۳۳۵
سردبیری مجله‌ی بامشاد
۱۳۳۶
مجموعه‌ی اشعار هوای تازه.
افسانه‌های هفت گنبد، حافظ شیراز، ترانه‌ها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام و بابا طاهر).
ازدواج دوم.
سردبیری مجله‌ی آشنا
مرگ پدر
۱۳۳۷
ترجمه‌ی رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو با عطا بقایی.
سردبیری اطلاعات ماهانه، دوره‌ی یازدهم.
۱۳۳۸
قصه‌ی خروس‌زری پیرهن‌پری برای کودکان.
تهیه‌ی فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت.
آغاز همکاری با سینماگران. نوشتن فیلم‌نامه و دیالوگ فیلم‌نامه.
۱۳۳۹
مجموعه اشعار باغ آینه.
سردبیری ماهنامه‌ی اطلاعات (دو شماره).
تاءسیس و سرپرستی اداره‌ی سمعی و بصری وزارت کشاورزی با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری.
سردبیری مجله‌ی فردوسی
۱۳۴۰
سردبیری کتاب هفته(۲۴ شماره‌ی اول)
جدایی از همسر دوم، با ترک همه چیز و از آن جمله برگه‌های کتاب کوچه.
۲ـ۱۳۴۱
آشنایی با آیدا (۱۴ فروردین ).
بازگشت به کتاب هفته.
ترجمه‌ی نمایشنامه‌های درخت سیزدهم اثر آندره ژید و سی‌زیف و مرگ اثر روبر مِرل.
۱۳۴۳
ازدواج با آیدا در فروردین ماه و اقامت در ده شیرگاه (مازندران).
مجموعه‌ی اشعار آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه.
ماهنامه‌ی اندیشه و هنر ویژه‌ی ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی.
۱۳۴۴
مجموعه‌ی اشعار آیدا: درخت و خنجر و خاطره!
ترجمه‌ی کتاب ۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون.
تحقیق و گردآوری و تدوین کتاب کوچه. (برای سومین‌بار از نو آغاز می‌کند!)
۱۳۴۵
مجموعه‌ی اشعار ققنوس در باران.
هفته‌نامه‌ی ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل می‌شود.
شب شعر به دعوت انجمن ایران و آمریکا.
تهیه‌ی برنامه‌ی کودکان برای تلویزیون به اسم «قصه‌های مادربزرگ»
۱۳۴۶
سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه‌ی خوشه.
ترجمه‌ی کتاب قصه‌های بابام اثر ارسکین کالدوِل.
عضویت کانون نویسنده‌گان ایران.
شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان.
سخنرانی در دانشگاه شیراز.
۱۳۴۷
تحقیق روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره‌ی حافظ.
نمایشنامه‌ی عروسی خون اثر فدریکو گارسیا لورکا.
ترجمه‌ی غزل غزل‌های سلیمان.
شب شعر به دعوت انجمن فرهنگی ایران و آلمان، گوته.
«شب‌های شعر خوشه» به مدت یک هفته از سوی مجله‌ی خوشه.-فستیوال بزرگ شاعران-
یادنامه‌ی هفته‌ی شعر و هنر خوشه.
۱۳۴۸
قصه‌ی منظوم چی شد که دوستم داشتن برای کودکان.
تعطیل مجله‌ی خوشه با اخطار رسمی ساواک.
برگزیده‌ی شعرهای احمدشاملو (سازمان نشر کتاب).
مجموعه‌ی اشعار مرثیه‌های خاک.
۱۳۴۹
مجموعه‌ی اشعار شکفتن در مه.
قصه‌ی ملکه‌ی سایه‌ها برای کودکان.
کارگرانی چند فیلم فولکلوریک برای تله‌ویزیون: «پاوه، شهری از سنگ» و «آناقلیچ داماد می‌شود»
ترجمه‌ی تعدادی قصه برای کودکان «سه بزغاله و نی‌لبک جادو»، «روباه پیر و زاغی بی‌تدبیر» و «اشک تمساح»
۱۳۵۰
رمان خزه (ترجمه‌ی مجددی از زنگار.)
قصه‌ی هفت کلاغون برای کودکان.
ترجمه‌ی کامل پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو. (ترجمه‌ی مجدد)
دعوت به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، سه سال.
نگارش نمایشنامه‌ی آنتیگون (ناتمام).
مرگ مادر. ۱۴ اسفند
۱۳۵۱
ضبط صفحات و نوار کاستِ «صدای شاعر» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. حافظ، مولوی، نیما، خیام، شاملو.
اجرای برنامه‌های رادیویی برای کودکان و جوانان.
نگارش فیلمنامه‌ی کوتاه حلوا برای زنده‌ها.
ترجمه‌ی تعدادی داستان کوتاه: دماغ، دست به دست، لبخند تلخ، زهرخند، افسانه‌های کوچک چینی.
شب شعر در انجمن فرهنگی گوته. (۲۶ مهرماه)
شب شعر در انجمن ایران و آمریکا. (اول آبان‌ماه)
تدریس مطالعه‌ی آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی (سه ترم)
همکاری با روزنامه‌های کیهان فرهنگی و آینده‌گان.
سفر به پاریس (فرانسه) برای معالجه‌ی آرتروز شدید گردن. عمل جراحی روی گردن.
۱۳۵۲
مجموعه‌ی اشعار ابراهیم در آتش.
مجموعه‌ی درها و دیوار بزرگ چین.
شب شعر در مدرسه عالی علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر.
نگارش فیلمنامه‌ی تخت ابونصر برای تله‌ویزیون.
ترجمه‌ی رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل.
ترجمه‌ی نمایشنامه‌ی مفتخورها اثر گرگه‌ی چی‌کی.
۱۳۵۳
ترجمه‌ی مجموعه‌داستان سربازی از یک دوران سپری شده.
مجموعه‌ی شعرهای عاشقانه‌ی از هوا و آینه‌ها.
۱۳۵۴
سفر به ایتالیا برای شرکت در کنگره‌ی نظامی گنجوی به دعوت دانشگاه رم.
حافظ شیراز.
دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکده‌ی آن دانشگاه. (دوسال)
۱۳۵۵
تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر.
سفر به آمریکا (ایالات متحده) به دعوت مشترک انجمن قلم (Pen Club )و دانشگاه پرینستون برای سخنرانی و شعرخوانی.
آشنایی با شاعران و نویسنده‌گانی از آسیای میانه و شمال آفریقا از جمله یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی.
سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های MIT بوستون ، UCبرکلی.
پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای کمک به تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد.
میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس. شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک.
بازگشت به ایران بعد از سه ماه.
شب شعر در انستیتو گوته
استعفا از سرپرستی پژوهشکده‌ی دانشگاه بوعلی.
پایان نگارش بیوگرافی‌مانندی به نام میراث که تنها نسخه‌ی دست‌ـ نوشته‌ی آن را علی‌رضا میبدی به امانت بُرد!
ترک ایران به عنوان اعتراض به سیاست‌های رژیم.
سفر به ایالات متحد آمریکا. (اقامت به مدت یک سال).
سخنرانی‌هایی در دانشگاه‌های آمریکا.
۱۳۵۶
انتشار مجموعه‌ی اشعار دشنه در دیس.
برگزیده‌ی اشعار (انتشارات امیرکبیر).
۱۳۵۷
دعوت برای سردبیری هفته‌نامه‌ی ایرانشهر به لندن.
ترک ایالات متحد آمریکا.
سفر به انگلستان.
انتشار ۱۲ شماره هفته‌نامه‌ی ایرانشهر با مشکلات فراوان(شهریور ۵۷).
دی‌ماه ۵۷ استعفا می‌دهد. (به علت اختلاف‌هایی با مدیر هفته‌نامه).
قصه‌ی دخترای ننه دریا و بارون و قصه‌ی دروازه‌ی بخت به صورت کتاب کودکان.
از مهتابی به کوچه (مجموعه‌ی مقالات).
بازگشت به ایران. (اسفندماه).
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر اول آ) قطع وزیری.
عضویت در هیاءت دبیران کانون نویسنده‌گان ایران.
نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.
۹ـ۱۳۵۸
سردبیر مجله‌ی هفته‌گی کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطیل می‌شود).
نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.
شب شعر به دعوت انجمن ایران و فرانسه.
مجموعه‌ی اشعار ترانه‌های کوچک غربت.
سخنرانی در باشگاه ارامنه‌ی تهران.
ترجمه‌ی شهریار کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری در کتاب جمعه.
ترجمه‌ی بگذار سخن بگویم! اثر دومیتیلا دو چونگارا (با همکاری ع. پاشایی).
شب شعر در انستیتو گوته.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر دوم آ).
نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران با شعر و صدای شاعر.
نوار صوتی و کتاب ترانه‌ی شرقی و اشعار دیگر، ترجمه‌ی شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا.
عضو هیاءت پنج نفره‌ی دبیران کانون نویسنده‌گان ایران (دوره‌ی دوم).
۱۳۶۰
قصه‌ی خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها به صورت کتاب و نوار کاست برای کودکان.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر سوم آ) قطع وزیری، مجموعاً ۱۰۶۴ صفحه.
از حالا به بعد با همکاری آیدا روی کتاب کوچه کارمی‌کند.
عضو هیاءت پنج نفره‌ی دبیران کانون نویسنده‌گان (دوره‌ی سوم).
۱۳۶۱
ترجمه‌ی هایکو، شعر ژاپنی (با ع. پاشایی).
ترجمه‌ی نمایش‌نامه‌ی نصف شب است دیگر، دکتر شوایتزر! اثر ژیلبر سِسبرون.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر اول الف).
۱۳۶۲
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر دوم الف).
کتاب و نوار صوتی سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم. ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز.
کتاب و نوار صوتی سکوت سرشار از ناگفته‌هاست. ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل.
برگزیده‌ی اشعار (نشر تندر)
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر سوم الف)
انتشار کتاب‌ها متوقف می‌شود.
۵ـ۱۳۶۳
رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرین را با عنوان عیسادیگر، یهودا دیگر! با موخره‌ی مفصلی بازنویسی می‌کند.
استاد محمد مددی سردیس شاملو را با برنز می‌سازد
گفت و شنودی با احمد شاملو به کوشش ناصر حریری.
۱۳۶۶
فیلمنامه‌ی میراث.
آغاز ترجمه‌ی آزادِ دُنِ آرام اثر میخاییل شولوخوف.
انتشار ژاپنی کتاب ابراهیم در آتش به ترجمه‌ی شوکو یاناگا در مجله‌ی (توکیو، موسسه‌ی مطالعه‌ی زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیا وILCAA آفریقا).
کتاب و نوار صوتی چیدن سپیده‌دم ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل.
۱۳۶۷
سفر به آلمان: میهمانِ مدعوِ دومین کنگره‌ی بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور.
عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی و... دیگر مهمانان کنگره.
من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره.
ُ شب شعر در کُل‌لوکیومِ ادبیِ برلین.
سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
بازگشت به آلمان و اجرای شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن.
سفر به سوئد به دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری.
شب شعر در «خانه‌ی مردم» استکهلم.
دیدار و صرف ناهار با هیاءت رییسه‌ی انجمن قلم سوئد.
جلد اول مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
بازگشت به ایران.
۱۳۶۸
جلد دوم مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
اقامت در شهرک دهکده‌ی خانه، کرج.
۱۳۶۹
سفر به آمریکا: میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی.
سخنرانی‌های نگرانی‌های من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.
دو شب شعر در UC برکلی.
شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس. در رویس هال.
شب شعر و سخنرانی در دانشگاه‌های شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین.
عمل جراحی در (یونیورسیتی هاسپیتال) بوستون روی مهره‌های گردن.
سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زده‌گان ایران.
نگارش روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریق (اوکلند کالیفرنیا)
عمل جراحی دوم روی مهره‌های گردن (بوستون).
شب شعر در مدرسه‌ی ارامنه‌ی بوستون.
استاد میهمان برای تدریس یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی).
دیدار با پروفسور زاده (برکلی) کالیفرنیا.
دریافت جایزه‌ی Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch .
۱۳۷۰
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا).
مجله‌ی زمانه شماره‌ی اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا).
بازگشت از ایالات متحد آمریکا.
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا).
بازگشت به ایران.
ترجمه‌ی شعرهایی از لنگستون هیوز، اوکتاویو پاز (با حسن فیاد).
۱۳۷۱
مجموعه‌ی اشعار مدایح بی‌صله، انتشارات آرش، در سوئد.
انتشار منتخبی از ۴۲ شعر شاملو به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمه‌ی نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان.
قصه‌های کتاب کوچه، جلد اول در سوئد. انتشارات آرش.
کتاب گفت و شنودی با احمد شاملو، «دیدگاه‌های تازه» توسط ناصر حریری.
تدوین دوباره حرف آی کتاب کوچه براساس متدولوژی جدید.
۱۳۷۲
کتاب گفت‌وگو با احمد شاملو توسط محمد محمدعلی.
مجموعه‌ی جدید همچون کوچه‌یی بی‌انتها ترجمه‌ی شعر جهان (با ۲۰۰ شعر).
ترجمه‌ی مجدد غزل غزل‌های سلیمان.
ترجمه‌ی مجدد گیل‌گمش.
انتشار گزینه‌ی اشعار (انتشارات مروارید) با انتخاب آیدا.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر چهارم الف)
۱۳۷۳
انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ی آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ی پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
سفر به سوئد به دعوت ایرانیان مقیم سوئد برای برگزاری شب شعر.
شب شعر در کنسرتوسه به علت بیماری اجرا نمی‌شود.
یک ماه بعد شب شعر در یوته‌بوری.
دو شب شعر در اوسه جیمنازیومِ استکهلم.
از طرف تله‌ویزیون استکهلم با او مصاحبه انجام می‌شود.
بازگشت به ایران
انتشار شعرهای جدیدی از حافظ، مولوی و نیما یوشیج به صورت نوار کاست با صدای شاعر.
۱۳۷۴
به پایان بردن ترجمه‌ی دن‌آرام. ۱۷/۷. شروع به بازخوانی و ویراستاری.
کنگره‌ی بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا، روزهای ۲۱ و ۲۲ اکتبر ۱۹۹۵ به سرپرستی انجمن نویسنده‌گان ایرانی کانادا.
انتشار منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمه‌ی کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی.
۱۳۷۵
عمل جراحی روی عروق گردن انجام می‌شود (۱۹ فروردین).
انتشار پریا و دخترای ننه‌دریا با صدای شاعر. به صورت نوار کاست.
عمل جراحی روی عروق پای راست انجام‌می‌شود (اول اسفند).
۱۳۷۶
عمل جراحی روی عروق پا تکرارمی‌شود. (اول فروردین)
تکثیر مجدد حافظ، مولوی، و نیمایوشیج به صورت CD با صدای شاعر.
. انتشار مجموعه‌ی اشعار در آستانه
تکثیر مجدد پریا و دخترای ننه دریا به صورت CD با صدای شاعر.
پای راست شاعر را از زانو قطع کردند. ۲۶ اردی‌بهشت، بیمارستان ایران‌مهر.
دفتر هنر، ویژه‌ی احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، دفتر پنجم الف. قطع وزیری ۱۶۵۲ صفحه.
دفتر هنر، ویژه‌ی تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ
در جدال با خاموشی، منتخب اشعار، اسفندماه. انتشارات سخن.
۱۳۷۷
ترجمه‌ی جدید گیل‌گمش را به پایان می‌برد.
بُن‌بست‌ها و ببرهای عاشق، منتخب اشعار. انتشارات یوشیج‌ـ ثالث.
کتاب کوچه، حرف ب، مجلد اول، انتشارات مازیار.
منتخبی از ۲۸ شعر شاملو به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
.کتاب کوچه (حرف ب) مجلد دوم ، انتشارات مازیار. قطع وزیری
کتاب کوچه (حرف ب) مجلد سوم ، انتشارات مازیار. قطع وزیری .
کتاب کوچه (حرف آ) در یک جلد. انتشارات مازیار.
۱۳۷۸
۱۳۷۸ کتاب کوچه (حرف آ) در یک مجلد، انتشارات مازیار . قطع وزیری ۱۰۶۰ صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد اول، انتشارات مازیار . قطع وزیری ۹۱۲ صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد دوم، (اول فروردین).انتشارات مازیار . قطع وزیری.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد اول، (اول فروردین).انتشارات مازیار . قطع وزیری.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد دوم، انتشارات مازیار . قطع وزیری ۱۳۴۲ صفحه.
مجموعه‌ی آثار احمد شاملو دفتر یکم : شعر بخش اول انتشارات زمانه
مجموعه‌ی آثار احمد شاملو دفتر یکم : شعر بخش دوم انتشارات زمانه ( از قطعنامه تا در آستانه )
مدایح بی صله (مجموعه‌ی اشعار) انتشارات زمانه ( چاپ اول در ایران)
منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm 1999 i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
منتخبی از ۲۷ شعر شاملو به سوئدی
OM jag vore vatten Azar Mahloujian
دریافت جایزه‌ی Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت می‌کند.
۱۳۷۹
کتاب کوچه (حرف ت) جلد اول، انتشارات مازیار، قطع وزیری، ۵۹۶ صفحه.
حدیث بی‌قراری‌ی ماهان ( مجموعه شعر) انتشارات مازیار.
پایان ترجمه‌های سه نمایشنامه از فدریکو گارسیا لورکا.
خانه‌ی برناردا آلبا
عروسی‌ی خون ( با بازبینی مجدد)
یرما.
منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیائی
Tres poetas persas contemporaneo
ناشر Icaria Poesia
Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri
.edicion ,abril 2000
ساعت ۹ غروب روز یکشنبه ۲ مرداد در منزلش در دهکده روح‌اش پرواز کرد و از شکنجه‌ی تن آزاد شد.
۱۳۸۰
قصه‌های کتاب کوچه، چاپ اول، انتشارات مازیار.
کتاب کوچه، حرف ت، جلد دوم و اضافات، انتشارات مازیار، چاپ اول.



بر گرفته از تارنمای شاملو

یه کم زیادی طولانی بود ...

اما ممنون
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
خیلی عالی و جامع بود ممنون همچنین از جناب نخعی.
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
لطف دارین خانم عبدالهی.
۱۷ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غرور و خودخواهی نماینده شکست و ذلت است

هر وقت غرور قیام کرد منتظر شکست فوری باشیم
از : دوست

امیدوارترین مردم کسی است که اگر نقصی در کارش پدید آید بی تامل در راه اصلاحش بکوشد

حضرت علی ع

از: 000000
خیر و شر هر عمل کز آدمی سر میزند
آن عمل مزدش بزودی پشت درب در میزند

از: دوست
درود بر شما جناب گوران.
دوست خوبم یاد آوری قوانین دیوار به دوستان قدیمی کاریست بس دشوار.
*برای پدیدآوردن فرصت اندیشه روی نوشته‌هایتان، در بخش یادگاری "هر روز، هر فرد، ‌یک یادگاری*
از دوستان با تجربه ای چون شما انتظار میرود بیشتر به قوانین دقت کنید.
سپاس از شما
۱۴ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم/ اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی/ اگر زخمی چشیدی گاهگاهی از زبان من/ اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من ......... مرا حلالم کن
امشب برایم دعا کن

از: دوست
تهمت مانند زغال است / اگر نسوزاند سیاه میکند

از: ناشناس
در دریای طوفانی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کس نغمه خود خواند از صحنه برود
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

از: ناشناس
آنچه که امروزه با نام تئاتر شهر تهران مشهور شده است واهل فرهنگ وهنر برای این ساختمان قدیمی وویژه ارزش وجایگاه بخصوصی قایل اند ساختمانی مدور و استوانه ای زیبا درمحل پارک دانشجو درچهار راه ولیعصر شهر تهران است .

مکانی که بهترین و زیبا ترین آثار نمایشی حرفه ای تئاتر ایران توسط کارگردانان وهنرپیشه های معروف این سرزمین اسطوره ای درتالار های آن به صحنه رفته است .گویند که تئاتر شهر تهران شباهت ظاهری خیره ‌کننده‌ای با ساختمان " تالار بکمن"» در انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا دارد.

در محل تئاتر شهرامروزی ، در گذشته ای نه چندان دور محلی به نام " کافه شهرداری " قرار داشت که یکی از مهم ترین تفرج گاه های مردم پایتخت بود و تا سال های سال نام آن برسرزبان های پایتخت نشینان ... دیدن ادامه ›› جاری بود .

در این محل عصرپنج شنبه و جمعه ها بازی سازان ونمایشگران ، سیرک بازان و معرکه گیران جمع می شدند تا از هنر نمایی آنها تهرانی ها اوقات فراغت خود پر کنند و برای لحظاتی از دغدغه های روزانه به دور باشند .

کافه شهرداری اواخر دهه سی تا اوایل دهه چهل یکی از مهم ترین پاتوق های روشنفکرانی چون " فروغ فرخزاد " و " جلال آل احمد " ،" دکتر نفیسی " وده ها متفکری بود که بعدها عرصه های مختلفی از فرهنگ وهنر این کشور را رقم زدند .

گویند که در اوایل دهه ۴۰ خورشیدی گروهی نمایشی به فکر افتادند تا برای تهران یک سالن آمفی تئاتر دست و پا کنند و بعدها همین تفکر احداث سالن نمایشی برای پایتخت نشینان گسترش یافت تا اینکه بالاخره کلنگ تئاتر شهر تهران در سال ۱۳۴۶، در محل کافه شهرداری به زمین زده شد .

طراحی این ساختمان به عهده شخصی به نام " امیر علی سردار افخمی" یکی از نام آورترین معماران ایرانی در آن دوره است . افخمی از شاگردان استاد " هوشنگ سیحون " بود و استاد سیحون و افخمی را از بنیان گذاران جریان معماری پیشروی ایران می دانند .

مجموعه تئاتر شهر از ۵ تالار تشکیل شده . تالار های این مجموعه عبارتند از : تالار اصلی‏، تالار چهارسو ، تالار قشقایی، تالار سایه و کارگاه نمایش که در طبقه همکف و زیرزمین این ساختمان قرار دارد.

تالار اصلی این مجموعه با گنجایش ۵۷۹ نفر است دارای تمامی تجهیزات لازم برای یک سالن تئاتر شامل : صحنه گردان الکتریکی، آسانسور دکور، سیستم آویزهای بالا رونده برای دکور، دهانه متحرک صحنه، پرده و امکانات سینمایی و دستگاه های کنترل کننده است . ورودی سالن نمایش نیز دارای دو درب با پوشش آکوستیک است تا از ورود صدای سالن انتظار به سالن نمایش جلوگیری کند.

علاوه بر تالارهای نمایش ذکر شده ، این مجموعه دارای سالن انتظار و قسمت های پذیرایی ، کافه تریا ، بوفه ، کتابخانه ، مرکز اسناد ، کتابفروشی و بخش های اداری است.

علاوه بر فضاهای سرپوشیده، محوطه باز اطراف بنا در مجاورت خیابان ولی عصر ، پارک دانشجو و خیابان انقلاب نیز بخشی از مجموعه تئاتر شهر محسوب می شوند . دور این ساختمان مدور ، ستون های قرینه به سبک ستون های تخت جمشید طراحی شده است که باعث می شود ساختمان شباهت زیادی با خیمه داشته باشد. بالای ساختمان گنبد نیم مدوری طراحی شده است که یادآور " برج طغرل" و معماری دوره ایلخانیان است .

شاید مهم ترین ویژگی تئاتر شهر در پلان دایره ای شکل آن باشد. این پلان ترکیبی از معماری یونان و روم قدیم و بناهای مربوط به نمایش ، مانند پانئوم و کلوزیوم است . اینگونه پلان ها در زمان ناصرالدین شاه وارد معماری ایران شده است.

پس از سفر ناصرالدین شاه به فرانسه و انگلیس و دیدن سالن های نمایش و اپرای این شهرها، شاه دستور ساخت تکیه دولت را به شکل دایره ای، مانند سالن اپرای پاریس می دهد.
استفاده از آجر، در نما و ترکیب آن با کاشی فیروزه ای و سبز و همچنین بکار گیری عناصر تزیینی آجری، باعث ایجاد حس نزدیکی و آشنایی با بنای تئاتر شهر شده است.

در ساختمان آن، ترکیبی جالب از کاشی و آجر به کار رفته است. ترکیب کاشی به شکل انتزاعی و استفاده از آجر برجسته که در دوره های مختلف تاریخی به ویژه در دوره ایلخانیان وجود داشته، در این مجموعه بکار رفته است.

در واقع فضاهای داخلی این بنا با پیچ و خم های حاصل از پیروی طرح از هندسه غالب، حالت رمز و راز گونه به خود گرفته و گویی فرد را در هزار توی خود اسیر کرده، آن چنان که ویژگی هنر است.

ساختمان تئاتر شهر در روز هفتم بهمن ۱۳۵۱ با روی صحنه رفتن تئاتر" باغ آلبالو" به کارگردانی "آربی آوانیسان" و با بازی "داریوش فرهنگ" ،" سوسن تسلیمی" ،" مهدی هاشمی" ،" فهیمه راستکار" و" پرویز پورحسینی" به عنوان مدرن ترین سالن تئاتر تهران افتتاح شد .

این مجموعه در آغاز فعالیت، توسط سازمان جشن هنر شیراز اداره می شد که بعدها این وظیفه به رادیو و تلویزیون واگذار شد. در حال حاضر سرپرستی این سالن به عهده وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد و مرکز هنرهای نمایشی به عنوان متولی فعالیت های تئاتری درمجموعه می باشد.مجموعه تئاتر شهر کعبه آمال اهالی تئاتر ایران درعرصه اجرایی هنر نمایشی
سپاس آقای گوران
این نوشته خوب رو در بخش وابسته در سایت نیز می‌تونید بخونید:
http://www.teatreshahr.com/abouts.html
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
با مجموعه تجاری که در مجاورت سالن تئاتر شهر در حال ساختن است ، تا چندی دیگر منظر این سالن زیبا نیز از بین خواهد رفت .
۱۴ شهریور ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز برایت اینگونه دعا کردم
خدایا بجز خودت به دیگری واگذارش نکن / تویی پروردگارش پسقرار ده بی نیازی در نفسش :یقین در دلش : اخلاص در کردارش : روشنی در دیده اش : بصیرت در قلبش :روزی پربرکت در زندگیش


ای بر دلم یار ای رحیم ای آبرو دار ای کریم

از: خود
ممنون .... دعائی سراسر انر‍ژی و نشاط
۲۹ مرداد ۱۳۹۰
یه سر به پروفایل من و دیوار نوشته هام بزنین !!!!!
چقدر شبیه همن اندیشه هامون ....
۲۹ مرداد ۱۳۹۰
نمیدونم جناب ارمغان ....
این نوشته من بود که در شبکه های اجتماعی که عضو هستم منتشر کردم و به دوستان هم پیامک زدم .... و اینجا هم نوشتم ....
۲۹ مرداد ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید