تیوال

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

علی رغم بازی بسیار خوب بازیگران به جز خانم بهنوش بختیاری که از نظر بنده در حد و اندازه های تئاتر و نمایش نیستند و بازی ایشان در حد شوهای تلویزیونی شبکه نسیم بود نمایشنامه بسیار خسته کننده , تقریبا بدون خط روایی و داستانی و پر از جملات پر طمطراق عاطل و باطل بود . ترکیبی نه چندان خوشایند از کمدی و تراژدی که نه گزندگی و جذابیت کمدی را داشت نه شکوه و عظمت تراژدی را . ترکیب نچسبی از حاجی فیروز ایرانی با شخصیت های نمایشنامه های شکسپیر و چخوف . ملغمه ای از جملات کشدار بی هدف که حاصلی جز رخوت تماشگران را نداشت به گونه ای که نشانه های کسالت را در حین تماشای نمایش و در بین صحبت های تماشگران بعد از نمایش مشهود بود . در یک کلام اگر توقع نمایشی را دارید که سه ساعت تمام میخکوبتان کند شما را به وجد اورد و چند روزی به فکر وادارتان کند دور سه خواهر و دیگران را خط بکشید ... دیدن ادامه »
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« پیدا (نه) کنید پرتقال فروش را »

(قسمت اول)

در دهۀ چهل روزنامۀ توفیق مطلب طنزی چاپ نمود با این مضمون که روزی معلم ریاضی جهتِ طرح مسئله برای دانش آموزان شروع به دیکته کرد و گفت که روزی مردی به میوه فروشی رفت و آن عدد سیب خرید از قرارِ دانه ای فلان شاهی و این تعداد پرتقال را دانه ای بهمان ریال خرید و آن یکی میوه را آن قدر پول داد و روی هم رفته فلان قدر پرداخت کرد و بیسار قدر گران خرید و ... ، تا اینکه معلم به خود آمد و متوجه شد که خودش همۀ مسئله را حل کرده اما برای اینکه ضایع نشود رو کرد به چهرۀ حیران و سرگشتۀ نیمکت نشینان و گفت: حالا پیدا کنید پرتقال فروش را !
حکایت نمایش پرتقال های کال هم به زعمِ من بی شباهت به فکاهیِ فوق که امروزه به ضرب المثلی رایج بدل شده بی شباهت نیست تنها با این تفاوت که در این اثر، بمنظور کنفت نشدن خالق معما، پیدا "نکردن" پرتقالفروش، مطلوب بوده است.

به نظرم پیش از این دوستان اندیشمندم اشکان قادری بزرگوار، نیلوفر ثانی گرانقدر و ابرشیر عزیز در همین برگه نمایش مباحث خود را حول سه محور هویتمندیِ هنر، مقدمه هرمنوتیک مواجهه با اثر، و عدم قطعیت معنایی، متمرکز نمودند و هرکدام توضیحات مبسوط و ارزشمندی درخصوص مواضعِ خود مبذول داشتند. آنچه در دو قسمتِ نوشتار حاضر می خوانید -به مناسبتِ آخرین روزِ اجرای این اثر- از صدر تا ذیل، برداشتِ شخصی و دیدگاهِ نگارنده خواهد بود و از سوءقصد و تحمیل و تحکیم به ساحت خوانندگان گرامی و عوامل محترم نمایش مبراست.

در هفتۀ اولِ اجرا با در دست داشتن بلیت و بروشور، به محض جای گرفتن بر صندلی سالن ناظرزاده متوجه صحنه ای با کف شطرنجی شدم. صفحۀ شطرنجی که قاعدتاً مناقشۀ دو قطب سیاه و سفید مهرگان در جناحین را تداعی نمود و نوید تماشای یک نمایشِ شطرنج وار با نقش آفرینیِ بازیگرانِ نامدار آن را داد. با شروعِ نمایش و طراحی تقریباً مقیدِ حرکات بازیگران در محورهای عمودی و افقی، این ظنِ زیبا در من قوت گرفت که قرار است مصافِ مهره ها و حرکاتی که منجر می شود به حذفِ آنها تحتِ قواعد یک بازی از پیش طراحی شده را شاهد باشم. این همان برقِ تأویل پذیر و معناآفرینِ امید به اثری پیام آور بود که در دقایق ابتدایی با چرخش و زاویۀ معنادار پرسوناژها نسبت به یکدیگر در چشم من درخشیدن گرفت و طراحی صحنۀ نمایش با دو ساحت مختلف در طرفینِ چپ و راست به مددِ دیداریِ من آمد و تعبیۀ دو تابلوی ال-ای-دی به مثابه و مشابهِ ساعت شطرنجی ای که در مسابقاتِ رسمی این ورزشِ هوش بکار برده می شود باعث شد خلاقیت خالقانِ نمایش در بسترسازیِ ذهن منِ مخاطب را لحظه به لحظه آفرین گویم و بستایم اما ...
اما برادر ارجمندم، هنرپیشۀ محبوبم، صابر خان ابر عزیز
شما چه کردید با این کانسپت عمیقاً زیبا و کارآمد؟
چه تعداد از تماشاگرانِ پرتقال های کال توانستند در فضای انتزاعی ای که مدنظر بود قرار بگیرند و در آن خود را حفظ کنند وقتیکه کارگردان هم ایدۀ درخشانِ خویش را باور ندارد و شهیدش کرده است؟! اگر استیج مرتفع ناظرزاده بهانه شود که اولاً اجرا در سالن سمندریان یا حافظ با زمانبندی متفاوت شدنی بود و اگر هم چاره جز این نبود در اینصورت شیبِ 20 درجه به کف به مراتب بر اثربخشیِ نمایش می افزود تا خانه های شطرنج چشم تماشاگر را پر کند. چقدر باید افسوس خورد از طراحی لباسی که به رنگهای سفید و سیاهِ زمینِ ناشر و زمینِ نویسنده اکتفا نکرد و افتادنِ زیبای مهره وارِ پرسوناژها هنگام مرگ در صفحۀ شطرنج را به قیمت نشاندن لبخند بر لب تماشاگر به صحنه ای کمدی بدل ساخت؟ گذشته از این، نقص دیگر را در میزانسن بی چفت و بستی یافتم که گروه بازیگران در کمتر از یک ربع، فرم زیبای مکانیکی که در حرکاتِ آنها می توانست هر لحظه بیشتر و بیشتر "مهره بودگی" شان را متبادر سازد را به کل فراموش کردند و یک به یک با غرق شدن در شلختگیِ بدن و بیان قافله را پاک باختند. هنوز با خود می اندیشم نکند که بنده از بیخ به بیراهۀ اوهام رفته ام و اصلاً چنین قصد و منظوری در گسترانیدنِ این نظامِ نشانگان نبوده است؟ در این صورت عذر تقصیر! قبلاً در پانوشتِ مطلب دوستان عرض کرده ام اینجا هم کمفروشی نمی کنم و از شکایتی که به نقش آفرینی دو تن از بازیگران دارم سخن می گویم. فراموش کردنِ دیالوگ و صرفنظر کردن از ادای آنها به صرف شوخی؟ آن هم این مقدار؟ آن هم از این نام ها؟ اگر بفرمایید که این مشکل شب های اول بوده پس لطفاً مروری بر نظرات دیگر تماشاگران تا همین اواخر داشته باشید و نظر آنها را حتی دوستدارانِ نمایش را در مورد نقش آفرینی آن دو گرامی جویا شوید. من فکر می کنم (شاید هم قضاوت می کنم، شما صابر جان بخوانید "متوهم شده ام") که اتمسفر حاکم بر پلاتوی تمرینِ این نمایش از ناحیۀ رفیق بازی آسیب های جدی ای به اثر وارد کرده است. اجازه بدهید گاهی هم با قضاوت شدن متوجهِ میزان ظلمی که به مخاطب روا می دارید شوید. من ردیف چهارم نشسته بودم اما ناظرزاده 11 ردیف دارد که بهای بلیت همه شان یکی ست. بعید می دانم از تماشاگرانِ ردیف 11 بازخوردِ گرفته شده باشد یا کارگردانِ دوستداشتنی یکبار از آنجا به تماشای اثرشان نشسته باشند وگرنه حتماً متوجه می شدند که پچ پچه های درگوشی روی صحنه ژست مناسبی برای عمق بخشیدن به نمایش نیست در شرایطی که مخاطب در آستانۀ جنون برای نشنیدنِ نمایش قرار بگیرد. دیگر مشکل در شخصیت پردازی و وزندهیِ نامناسب به تک نقشِ اصلیِ نمایش با بازی خوب پانته آ پناهی، الهام کردا/ستاره پسیانی، و درخشش لیلی رشیدی عزیز بود. آن طور که من دیدم این پرسوناژِ سه بعدی نسبت به آنچه که گمان می کنم هدف متن بوده و انتظار می رفت در اجرا بسیار مشهود باشد، بطور ظالمانه ای اهمیت زدایی شده بود و در میان قصۀ مترجم و ناشر کاملاً محو شده بودند که به این مهم بعنوان یکی از عواملِ آدرسدهی غلطِ اثر در قسمت دوم پرداخت خواهد شد.
من از اواسط نمایش یک سوأل اساسی برایم مطرح شد و آن اینکه آیا این نمایش می خواهد حرفش را بزند یا خیر؟ آیا می خواهد پیامش را برساند یا خیر؟ آیا قصد دارد حالا با هر موضع و از هر زاویه ای -درست یا غلط- به زعمِ خودش موضوع را در ذهن مخاطب بیافکند و به آن بپردازد و یا خیر؟

به ... دیدن ادامه » نظر من پرتقال های کال نه به فرم و نه به مضمونش متعهد نماند چون از تردیدی بزرگ در رنجی مهلک بود.
در قسمت دوم از این نوشتار، تحلیلِ نگارنده از فحوای پرتقال های کال و آسیب های اجرایی در خدمت به محتوا، پس از اجرای شب پایانی تقدیم خواهد شد بدین امید که مهمترین و مغفولترین وجهِ نمایش در حد بضاعت رمزگشایی گردد.
سپاس از توجه شما.
پرند محمدی و سهراب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر به دنبال یکی دو ساعت رها شدن از شر مشکلات روزمره هستید حتما به وب سایت http://www.comedymusical.com/ یه سر بزنید. تئاترهای کمدی در سراسر شهر تهران منتظر شما هستند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
2 تا بلیط کنسرت آقای شهرام ناظری و حافظ ناظری در روز 14 مرداد ساعت 21 دارم. دوستان اگر مایل هستید با این شماره تماس بگیرین
09149370146
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران از دریچه دروبین برنارد روسو

I Captured The Hidden Face Of Iran

برناردو روسو عکاس خیابانیِ فرانسوی در دیدار خود از ایران، صحنه هایی کمتر دیده شده از کشورمان را به تصویر کشیده است. مجموعه عکس های وی لحظاتی را نشان می دهند که ممکن است هر یک از ما روزانه آن ها را ببینیم و به سادگی از کنارشان رد شویم امّا این عکاس تیزبین، ادامه مطلب و عکس ها را در وبلاگ تریپ با ما دنبال کنید:

http://blog.tripbama.com/?p=5242
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همزمان با چهلمین روز فقدان این هنرمند
» یادمان مصطفی کمال پورتراب برگزار می‌شود
... دیدن متن »
ادمان استاد مصطفی کمال پورتراب(نایب رئیس فقیدشورای عالی) روز دوشنبه 11 مردادماه به همت جمعی از شاگردان آن مرحوم، از سوی خانه موسیقی و با همکاری خانه هنرمندان برگزار می‌شود.

 مراسم بزرگداشت استاد مصطفی کمال پورتراب همزمان با چهلمین روز فقدان این هنرمند روز دوشنبه 11 مردادماه از ساعت 18 در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می شود.

در این مراسم جمعی از هنرمندان و شاگردان مصطفی کمال پورتراب به سخنرانی خواهند پرداخت و پخش کلیپی از آثار و زندگی این هنرمند از دیگر برنامه های مراسم خواهد بود.

اجرای گروه آوازی تهران(وکاپلا) به سرپرستی میلاد عمرانلو و اجرای کوارتت زهی با آثاری از زنده یاد پورتراب و همچنین اجرای پیانو نوازی، برنامه های موسیقی این مراسم است.

علاقمندان برای شرکت در مراسم می توانند روز دوشنبه، 11 مردادماه از ساعت 18 به خانه هنرمندان واقع در خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی(فرصت) مراجعه نمایند.

منبع: هنرآنلاین 
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صرف نظر از اینکه نیمه دوم نمایش انقدر صحنه تاریک بود عکاس ما نتوانست عکسی بگیرد:) کار روان و دلنشینی بود. بازیگرها هر چهار تا در یک سطح خوب بودند. متن چرم شیر نقطه برجسته کار بود و هر دیالوگ آن با گوش و روان بازی می کرد. دکور و طراحی لباس هم بالاتر از سطح بسیاری نمایش های کنونی بود. با همه این احوال معتقدم با تمرین بیشتر این نمایش کار بهتر و دلپذیرتری از آب در می آمد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت این نمایش نامه خوانی فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


لکه های تلخ آزردگی را

از ذهنت پاک کن
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


طرح خشکیده یک فریاد را

میکشم

روی بوم لبم
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


از برج های دوقلوی چشمانت

بالا می روم
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر امیرکاوه آهنین جان

http://www.aparat.com/v/yICwv
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا مدت ها پیش یکی از دغدغه های تئاتر این بود که مردم به سالن های تئاتر بیایند و از اجرا ها حمایت کنند...
اما الان انگار باید به تماشاچی ها گفت تئاتر هایی هم وجود دارد که در آن استعداد های دیده میشوند که هیچکدام چهره نیستند .در سالن هایی که اسمشان وحدت یا ایرانشهر نیست..همین افراد در همین سالن ها شما را جوری به وجد می آوردند که شاید همان چهره ها در بهترین سالن ها نتوانند.
سوگواری قبل از مصیبت چیزی کمتر از آن اجراهای پر فروش ندارد به جز حمایت تماشاچی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظرات تماشاگران درباره "آنتیگنه؟"

http://www.aparat.com/v/cPhJH
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« سیل از گلو»


ما به دنبال تشنگی
می گشتیم و در کویر گلو
ماهی امتداد باران بود
از چتر آفتاب
سوغات عطش
کنار نیزه ی خورشید
سهم بی بدیل ما می شد
سهم ما از آب
تنها سوختن بود
و سوختن بود
که ارتفاع عطر
از آن ثانیه می ساخت
و ... دیدن ادامه » بال کبوتر
دشت را به بلندا
دعوت می کرد
اما هیجان بوته ها
در آغوش آفتاب
از مناره ی آب
دریا را
آیینه باران خواست
از استجابت لبان ما
گل
در مرز جنون
کشف می شد
گل دعای ما بود
که پل می شد
و از هوا
پرنده ای جدا می کرد
پرنده را
ابر دریا
و از عبور یال
ناگهان خیس می شدیم

در شیهه ی مادیان
که در تاخت سحر می رفت
سم بر ماه
آتش می گرفت
و خواب ما
از مهربانی سیل
تعبیر می شد...
۳ ساعت پیش
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری خبرگزاری مهر از اولین شب اجرای نمایش تعلیق در اعماق آتلانتیک:

http://mehrnews.com/photo/3725384
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری اجرای نمایش تعلیق در اعماق آتلانتیک در خبرگزاری مهر:

http://mehrnews.com/photo/3725384
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای نمایش «تعلیق در اعماق آتلانتیک» آغاز شد http://theater.ir/fa/62078

به گزارش ایران تئاتر، حسین فرخی بعد از اجرای اول این نمایش گفت: سالن ناصرخسرو سابق بر این محل اکران فیلم های سینمایی برای دانشجویان بود و تا جایی که سراغ داشتم، در آن تئاتر اجرا نمی شد. اما خوشحالم که یک سالن دیگر به سالن های اجرای تئاتر در کشور اضافه شده است.

وی افزود: البته این خوشحالی به این دلیل است که این سالن مانند سالن های خصوصی که جدیدا به سرعت در حال تکثیر هستند، نیست. چون بعضا می بینیم که پشت بام یا مکان های دیگر ساختمان ها را تبدیل به محل اجرای نمایش می کنند.

نمایش «تعلیق در اعماق آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی صادق وفایی، حاصل فعالیت مشترک تعدادی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران، دانشگاه سوره و گروهی از علاقه مندان به تئاتر است که اجرای آن از دیشب سه شنبه ۵ مرداد آغاز ... دیدن ادامه » شده و تا پنجشنبه ۲۱ مرداد در تالار ناصرخسرو واقع در خیابان ۱۶ آذر، جنب تالار مولوی ادامه خواهد داشت.

در این نمایش، علیرضا سید، امیر جوشقانی، محسن خورشیدی، رسول حسن پور، جلال محبی، فرشاد حسن پور و صادق وفایی به عنوان بازیگر حضور دارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای نمایش «تعلیق در اعماق آتلانتیک» آغاز شد http://theater.ir/fa/62078

به گزارش ایران تئاتر، حسین فرخی بعد از اجرای اول این نمایش گفت: سالن ناصرخسرو سابق بر این محل اکران فیلم های سینمایی برای دانشجویان بود و تا جایی که سراغ داشتم، در آن تئاتر اجرا نمی شد. اما خوشحالم که یک سالن دیگر به سالن های اجرای تئاتر در کشور اضافه شده است.

وی افزود: البته این خوشحالی به این دلیل است که این سالن مانند سالن های خصوصی که جدیدا به سرعت در حال تکثیر هستند، نیست. چون بعضا می بینیم که پشت بام یا مکان های دیگر ساختمان ها را تبدیل به محل اجرای نمایش می کنند.

نمایش «تعلیق در اعماق آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی صادق وفایی، حاصل فعالیت مشترک تعدادی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران، دانشگاه سوره و گروهی از علاقه مندان به تئاتر است که اجرای آن از دیشب سه شنبه ۵ مرداد آغاز ... دیدن ادامه » شده و تا پنجشنبه ۲۱ مرداد در تالار ناصرخسرو واقع در خیابان ۱۶ آذر، جنب تالار مولوی ادامه خواهد داشت.

در این نمایش، علیرضا سید، امیر جوشقانی، محسن خورشیدی، رسول حسن پور، جلال محبی، فرشاد حسن پور و صادق وفایی به عنوان بازیگر حضور دارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید







عکسی متناسب با محتوای نمایش« رویای یک شب نیمه تابستان »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/gnwe_eshghe-to.jpg








محمد جانم نمایش را ندیده ام اما هر پست تو عزیز در تیوال اتفاق فرخنده ای است

عشق معجزه ای است
که مرا خالی می کند از من
و لبریز می کند از تو
...
۳ ساعت پیش
من از تو و سایر دوستان که با نظر لطف نگاه می کنند
بسیار سپاسگزارم

۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوغاتی چی بخرم: سوغات ایتالیا

اگر قصد سفر به ایتالیا را دارید و در حال برنامه ریزی سفر به این کشور زیبا هستید، احتمالا یکی از دغدغه های ذهنی و سوالات شما این است که چه چیزی را به عنوان سوغاتی برای دوستان و عزیزان تان بیاورید.

ایتالیا- رم

ایتالیا به خاطر آثار تاریخی و معماری زیبایش، یکی از مقاصد اصلی گردشگری در جهان است. شهرهای رم، میلان، فلورانس و ونیز، شهرهای اصلی گردشگری این کشور هستند. در دیدار از ایتالیا می توانید دست سازهای چوبی و صنایع دستی این کشور را به عنوان سوغاتی برای عزیزان تان هدیه بیاورید یا از برندهای معروف این کشور هم چون فندی، گوچی و یا ورساچه خرید کنید. با تریپ باما همراه باشید.

http://blog.tripbama.com/?p=5235
s.sh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید