تیوال
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

همایون خان این بار رو از ما ببخشایید، انشاالله دفعه دیگر خدمت می‌رسیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خودت دست او را میگیری
و خنجری را دست این خیابان ها میدهی
که مرا به نام تو میدرند
همچو قربانی ای
که به نام ایزدش صلاخی میشود...
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل ساختار و تخطی:نگاهی به «اندیشه ی خارج» در مُدراتو کانتابیله

مدراتو کانتابیله اثر پیتر بروک(1960)،که اقتباسی است از رمان(1958) مارگریت دوراس به همین نام یکی از آثار مهمی است که از سرآغازهای سینمای موج نو به شمار می رود.اهمیت اقتباس بروک از دوراس در این جاست که آثار دوراس را می توان به منزله ی شکل گیری یک «صدای نوین زنانه»تلقی کرد،که هنوز در مولفه های «هیستریک»خود اسیر است.ستایش لکان از دوراس که او «هر آن چه را من تعلیم می دهم ،بدون من می داند»،نشان از اهمیت جنبه های پیش رو زنانه در کار دوراس دارد.آثار دوراس دقیقاً در فضایی میان«تخطی هیستریک از ساختار» و بازگشت مایوسانه به امر پیشین به سر می برند.از این رو، سر پناه خویش را در آن چیزی می جویند که از زبان«آن دِبار»(ژَن مورو)به منزله ی «خوشی های کوتاه مدت»تلقی می شود.عشق های بیرون ساختار به منزله ... دیدن ادامه » ی لحظاتی موقت از رهایی و سرخوشی و بار دیگر بازگشت به «همان چیزها»... گویی نخست باید «ادیپی و ساختاری» شد و سپس دست به ساختار زدایی و رویکردی ضد ادیپی زد...در این جاست که پرسش اساسی سینمای موج نو به منزله ی یکی از پشگامان یا تبارهای «انقلاب مه 68» اهمیتی اساسی می یابد.جایگاه مرزی سینمای موج نو در «میان ساختار و تخطی از آن»به خوبی در فیلم بروک قابل مشاهده است...«آن» که همسر مردی کارخانه دار و از طبقه ی بورژواست و اسیر در زندگی تکرای و بی معنای خود،هر روز در ساعاتی معین کودک اش را به «کلاس پیانو» می برد و سپس با او مسیری در آب را با قایق و گاهی جنگل نزدیک را قدم زنان می پیماید...نخستین مواجهه ی این زن با «فضای خارج» صدای فریادها و ضجه ی زنی است که پسرک در حال نواختن پیانو را متوجه آن می کند...پسر نخستین کسی است که حواسش معطوف«خارج»از اتاق می شود: دوربین ناگهان از فضای درونی اتاق به بیرون می رود و نمای کشتی،آسمان و مردمی که در حال گرد امدند را آشکار می کند.معلم از کودک می خواهد به صدا توجه نکند و به نواختن ادامه دهد،مادر نیز تا حدودی با معلم هم راهی می کند،اما کودک نمی تواند نسبت به صدا بی تفاوت باشد،او می خواهد به سمت صدا برود و آن را دریابد...(نمونه ی این رفتن به خارج از ساختار در صحنه ای دیگر از راهپیمایی مادر و کودک در جنگل تکرار می شود،جایی که مادر درباره ی گوزن ها صحبت می کند که به جنگل می آیند و سپس به سرزمین های درودست می روند...اما پسر متوجه دروغ مادر می شود،و می گوید:«نه اون ها رو می کشند»...مادر نمی خواهد کودک با واقعیت جهان خارج روبرو شود....)مادر و کودک پس از کلاس به پایین می روند:مردی معشوقه اش را در کافه به قتل رسانده است و این سبب آشنایی «آن» با مردی به نام «شوون» می شود که در جمع حاضران در صحنه است ....به تدریج در می بابیم که شوون کارگر اخراجی کارخانه ی همسر «آن»است...کارخانه ای که همه ی شهر مزدبگیران آن هستند...«این صدای خارج از قابِ»زن به قتل رسیده ،«آن» را رها نمی کند و در این بین بهانه سردرآوردن از ماجرا از طریق این کارگر،زمینه ی نزدیکی شان را فراهم می آورد... عشق بی فرجام و «ناممکن» آن ها با رفتن شوون و بازگشت او به خانه پایان می یابد...پایان فیلم در حقیقت به نوعی حدّ فراروی موج نو از ساختار را نشان می دهد:ساختار همواره در تقابل با تخطی به یکی از دو قطب باز می گردد...مشابه این سرنوشت در فیلم «ژول و ژیم» فرانسوا تروفو که دو سال پس از این فیلم بروک ساخته می شود و بازیگر زن اصلی آن هم ژن مورو است در قطب دیگر تقابل پایان می یابد : با خودکشی (ژیم و کاترین) تخطی آن ها از ساختار خانواده به رخ کشیده می شود...
موریس بلانشو یکی دیگر از نویسندگانی است که مفهوم «اندیشه ی خارج» را در رمان هایش پیش می کشد و فوکو در مقاله ای در 1966 به این مسئله می پردازد...در سینمای موج نو هنوز نشانه های اولیه ی این خارج وجود دارد...که نتوانسته چندان از «تقابل تخطی و ساختار» فراروی کند...نماهای خانه ی زیبای زن از پشت میله ها، زندانی را متصور می سازد که او در آن اسیر است...و نظرگاه دوربین از «خارج» خبر می دهد،اما خارجی که هنوز کاملاً کشف نشده است...وضعیت سومی که هنوز در اندیشه 68 نیز به رهایی خویش نرسیده است...تنها عشقِ غیر ساختاری است که اکنون می آید تا از این تقابل و تسلسل بی پایان خارج شود و بیرونی را نمایان سازد که «سینمای موج نو»اولین نشانه های آن را در تصویر آشکار کرده بود...عشقی که هنوز سینما منتظر فرا رسیدن آن است....
مدراتو کانتابیله به چه معناست؟.. پرسشی که معلم در ابتدای فیلم مطرح می کند...و پاسخ او «ترانه ی ملایم»، گویای وضعیت میانه روی خود این اندیشه است،که هنوز در فضای میان «نافرمانی و ساختار»در نوسان است....یادداشت آربی آوانسیان که در ابتدای جلسه قرائت شد بر هر دو این جنبه ها اشاره دارد...بروک هنوز منتظر لحظه ی خروج تمام عیار از ساختار است که زن را به جایی خارج از خانه و رفتن با مرد کارگر می برد،خارجی که جویس کارول اوتس،نویسنده ی آمریکایی در یکی از داستان هایش در فراروی از این دو حد آن را به تصویر می کشد...
در این جا تنها چیزی که تصور حقیقی مفهوم «خارج»است خود کودک است...این اوست که به اتوریته ی معلم و زندگی عادت متد روزمره تن نمی دهد و رابطه ی او با مادرش را نمی توان به ردپاهی ادیپی برگرداند(آن جا که او شاخه های درختان را به دور گردن مادر می اندازد،یا برگ ها را به روی پاهای مادر می گذارد و بدن اش را با شاخه ها می پوشاند،گویی می خواهد او را از سبزی و زندگیِ خارج پر کند......مادر از طریق کودک است که به خارج(جنگل،دریا،بیرون از خانه)متصل می شود و بیرون رفتنش را توجیه می کند..هر چه مادر به «شوون» نزدیک می شود کودک بیش تر از صحنه و قاب فیلم خارج می شود...به طوری که از جایی به بعد دیگر در فیلم حضور ندارد...و این نشان از «بیرونی بودن ذاتی او از ساختارها» دارد.در صحنه ای که زن و همسرش بر روی میز غذا هستند و فاصله ی بسیار زیاد آن ها در دو سر میز به خوبی سردی شدید و رسمیت میان تهی روابط شان را نشان می دهد،زن از عقیده ی معلم پیانو در مورد کار پسرشان می گوید و این که از دید معلم او بی استعداد نیست ،اما یک "mauvaise volonté" در او وجود دارد.این اصطلاح دقیقاً معرف تن ندادن کودک به قوانین ساختار است.خود اصطلاح دارای معانی مختلفی است چون«بی میلی،عدم تمایل،اکراه،بی علاقگی»(unwillingness) و یا«سوء اراده»(ill will) و یا «اراده ی منفی»( evil will)که از نظر امر مسلط به منزله چیزی ناهنجار تلقی می شود...این دقیقاً میل کودک به نپذیرفتن قواعد بازی مسلط است...کودک در فیلم بروک یگانه امید برای خروج از ساختار باقی می ماند که دیگر در پی تقابل با ساختار مسلط نیست،بلکه به آرامی و به شکلی ملایم از آن خارج می شود و این است معنای یا سویه ی دیگر «مدراتو کانتابیله»...کودک در پایان با عدم حضور خود این خارج را تجسم می بخشد و معنای حقیقی «مدراتو کانتابیله» را به آن می دهد،پرسشی که رمان و فیلم با آن آغاز می شود:«خروج ملایم و بی سرو صدا از ساختار»....
پرنده‌بازِ آلکاتراز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفن برای بعضی روزها سانس های 18 یا 19 قرار دهید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اطلاع میرساند امکان خرید بلیت برای نمایش کروماکی فراهم می باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا امکان خرید وجود نداره؟!
فروش بلیت توسط سایت ایران کنسرت انجام میشه
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
عرض ادب
پیش فروش روزهای جدید نمایش همسایه آقا چه روزی باز میشه. ممنون
۴ ساعت پیش
پگاه دهقانی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیت برای جمعه 5 شهریور دارم . بالکن دو غربی 30 هزار تومان
اگر کسی خواست با این شماره هماهنگ کنه 09122591388
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی گروه
» ادامه اجراهای نمایش "درها و دیوارها"
... دیدن متن »

ادامه اجراهای نمایش "درها و دیوارها" نوشته سیاوش پاکراه و کارگردانى بهار رضى زاده از یکشنبه ۷ شهریور

تنها ۱۰ اجرای دیگر از "درها و دیوارها" باقی مانده است.

خرید بلیت با تخفیف ویژه از سایت تیوال و به صورت حضورى در گیشه و تخفیف دانشجویى با ارائه کارت امکان پذیر مى باشد.

در این اثر نمایشی که به تهیه کنندگی مهرداد بها الدینی به صحنه می رود مرضیه بدرقه، مهدی حسنی نیا و شوکا کریمی به عنوان بازیگر حضور دارند.

امیرحسین دوانی طراح صحنه، علیرضا حبیبی طراح نور، سمانه احمدی مطلق طراح لباس، پرستو شهپری طراح گریم، مهدی فاتحی طراح گرافیک، فربد مایین موسیقی، علیرضا حبیبی دستیار کارگردان و برنامه ریز، نگین اسفندیاری منشی صحنه، محمدصادق زرجویان عکس و نوید آغاز مدیر روابط عمومی و تبلیغات مجازی دیگر عوامل اجرایی این اثر نمایشی هستند.

نمایش «درها و دیوارها» تا روز چهارشنبه ۱۷ شهریور ماه در تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران میزبان علاقه مندان تئاتر است. دانشجویان تمامی رشته های تحصیلی ی توانند در طول اجرای نمایش با ارائه کارت دانشجویی از تسهیلات خرید بلیت با تخفیف ۵۰ درصد برخوردار شوند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش نمایش "اگر..." از فردا شنبه ساعت 12 ظهر در سایت تیوال آغاز خواهد شد.

این نمایش فقط 17 شب به روی صحنه می رود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» داوود رشیدی صبح امروز ۵ بر اثر ایست قلبی درگذشت
... دیدن متن »

داوود رشیدی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران صبح امروز ۵ شهریورماه٩۵ بر اثر ایست قلبی درگذشت.


داوود رشیدی
نام اصلی: داوود رشیدی حائری
زمینه فعالیت: تئاتر، سینما، تلویزیون
تولد: ۲۵ تیر ۱۳۱۲

درگذشت:  ۵ شهریور ۱۳۹۵ 
محل زندگی: تهران
ملیت: ایرانی
پیشه: بازیگر، تهیه کننده، مجری طرح
همسر: احترام برومند (مجری و بازیگر)
فرزندان: لیلی رشیدی (زاده ۱۳۵۲) و فرهاد رشیدی

داوود رشیدی (زاده ۲۵ تیر ۱۳۱۲ در تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.

داوود رشیدی در سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. وی از خاندان حایری مازندرانی دارای اصالت بابلی است. پدر او عبدالامیر رشیدی و پدربزرگش علامه ابن الشیخ حائری از روحانیان مشروطه خواه و جدش آیت‌الله زین العابدین حائری مازندرانی از مراجع تقلید عصر قاجار است.

تحصیلات داود رشیدی

داود رشیدی تحصیلات متوسطه را (بدلیل فعالیت‌های دیپلماتیک پدرش) در ترکیه و پاریس به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی را در ژنو ادامه داد. (فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از دانشگاه ژنو). داود رشیدی اولین بار زمانی که هفت ساله بود توسط دختر عمه‌اش دکتر طوسی حایری به عبدالحسین نوشین برای بازی در نمایش مردم معرفی شد. در سال ۱۳۴۳ به تهران آمد و در اداره تئاتر آن زمان وابسته به وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد.

سپس گروه تئاتر امروز را پایه‌گذاری نمود، که هنرپیشگانی مانند: پرویز فنی زاده، داریوش فرهنگ، مهدی هاشمی، فهیمه راستکار، سیاوش طهمورث، مرضیه برومند، سوسن تسلیمی، به عضویت در این گروه درآمدند. در سال ۱۳۵۲ از اداره تئاتر به تلویزیون ملی ایران رفت و در سمت مدیریت گروه نمایش‌ها و سرگرمی‌های آن سازمان (شامل: سریال‌ها، مسابقات، تئاترهای تلویزیونی) مشغول به کار گردید. رشیدی از سال ۱۳۵۰ با فیلم سینمایی «فرار از تله» وارد عرصه بازیگری سینما گردید و علاوه بر بازیگری و کارگردانی در سینما، تلویزیون و تئاتر به تهیه کنندگی سینما نیز روی آورد.

روحش شاد و یادش گرامی

 

 

عکس: بابک مانی 

مهدی حسین مردی ، محمد شمالی و شکیبا این را خواندند
حیف ...
حیف ......
حیف ...........
یادش همیشه ماندگار هست
روحش شاد .
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش عروسکیه؟
۵ ساعت پیش
شیما رشیدی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» داوود رشیدی صبح امروز ۵ بر اثر ایست قلبی درگذشت
... دیدن متن »

داوود رشیدی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران صبح امروز ۵ شهریورماه٩۵ بر اثر ایست قلبی درگذشت.


داوود رشیدی
نام اصلی: داوود رشیدی حائری
زمینه فعالیت: تئاتر، سینما، تلویزیون
تولد: ۲۵ تیر ۱۳۱۲

درگذشت:  ۵ شهریور ۱۳۹۵ 
محل زندگی: تهران
ملیت: ایرانی
پیشه: بازیگر، تهیه کننده، مجری طرح
همسر: احترام برومند (مجری و بازیگر)
فرزندان: لیلی رشیدی (زاده ۱۳۵۲) و فرهاد رشیدی

داوود رشیدی (زاده ۲۵ تیر ۱۳۱۲ در تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.

داوود رشیدی در سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. وی از خاندان حایری مازندرانی دارای اصالت بابلی است. پدر او عبدالامیر رشیدی و پدربزرگش علامه ابن الشیخ حائری از روحانیان مشروطه خواه و جدش آیت‌الله زین العابدین حائری مازندرانی از مراجع تقلید عصر قاجار است.

تحصیلات داود رشیدی

داود رشیدی تحصیلات متوسطه را (بدلیل فعالیت‌های دیپلماتیک پدرش) در ترکیه و پاریس به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی را در ژنو ادامه داد. (فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از دانشگاه ژنو). داود رشیدی اولین بار زمانی که هفت ساله بود توسط دختر عمه‌اش دکتر طوسی حایری به عبدالحسین نوشین برای بازی در نمایش مردم معرفی شد. در سال ۱۳۴۳ به تهران آمد و در اداره تئاتر آن زمان وابسته به وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد.

سپس گروه تئاتر امروز را پایه‌گذاری نمود، که هنرپیشگانی مانند: پرویز فنی زاده، داریوش فرهنگ، مهدی هاشمی، فهیمه راستکار، سیاوش طهمورث، مرضیه برومند، سوسن تسلیمی، به عضویت در این گروه درآمدند. در سال ۱۳۵۲ از اداره تئاتر به تلویزیون ملی ایران رفت و در سمت مدیریت گروه نمایش‌ها و سرگرمی‌های آن سازمان (شامل: سریال‌ها، مسابقات، تئاترهای تلویزیونی) مشغول به کار گردید. رشیدی از سال ۱۳۵۰ با فیلم سینمایی «فرار از تله» وارد عرصه بازیگری سینما گردید و علاوه بر بازیگری و کارگردانی در سینما، تلویزیون و تئاتر به تهیه کنندگی سینما نیز روی آورد.

روحش شاد و یادش گرامی

عکس: بابک مانی 

رهام و علی ژیان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داود رشیدی درگذشت
داود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران صبح امروز 5 شهریور ماه درگذشت
خدایش بیامرزد شادی روحش فاتحه ای بخوانیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داود رشیدی درگذشت
داود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران صبح امروز 5 شهریور ماه درگذشت
خدایش بیامرزدشادی روحش فاتحه ای بخوانیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو عدد بلیط برای امروز
بالکن c
نفری شصت هراز تومان
در صورت تمایل پیامک بدین
09210626968
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا(ع)

خاک کویش به ازطلاوگوهر

آب کویش چوزمزم وکوثر

طوس را معدن صفاکرده

آفتابی که نام اوست رضا(ع)

هدیه کن ازدرون سینه خود

آن چه داری تودرزمینه خود

برامام رضا(ع)سلام فرست
... دیدن ادامه »
سوی مشهدتواز مدینه خود

ازره دوراحترام گذار

احترامی توبرمقام گذار

هرکه گوید سلام برقبرش

آید او اولین شب قبرش
۶ ساعت پیش
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لانتوری از ان دست فیلم هایی است که هر چه از ان دور میشویم شدت تاثیر گذاری اش کمتر میشود و ایراداتش پررنگ تر....راستش من چیز زیادی ندارم که اضافه کنم..... اما از ان دست فیلمهایی است که برخلاف خیلی از منتقدان که توصیه تماشایش را داشتند می گویم خیلی اهل توصیه کردنش نیستم..... این داستان و جدل همیشگی وجود دارد که ایا هنرمند باید راه حل بدهد برای معضل اجتماعی یا فقط کارش طرح مساله است..... من نمی دانم اما خوب می دانم در روزگاری که حال خیلی از ما خوب نیست یک قصه غم انگیز درد اور بدون کورسو امیدی ... خیلی خوشایند نیست برای من تنها صحنه و سکانس جالب صحنه ای بود که مریم بعد حادثه روی نیمکتی در پارک نشسته بود و گفت می خواهم زندگی کنم انگار او هم از افتاب دلنشینی که می تابید لذت میبرد.... زندگی عجب داستانی ست... لانتوری پر ازمانیفست است پر از حرف و قصه اما چیز جدیدی نداشت ... دیدن ادامه » برای من جز ان افتاب و سکانسی که کاش بیشتر پرداخت میشد به ان.....
» تا ۲ پاسخ


۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. یک سوال.من برای دوشنبه هفته پیش بلیط گرفتم و نتونستم برم .امکان داره امروز که آخرین اجراست برم ?
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اقیانوس،
تُنگِ تَنگی بیش نبود
اینک ...
نهنگی در ساحل.
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همراهان عزیز تیوالی و گروه تئاتر گره سلام،
نمایش ماه و پلنگ تنها 8 روز دیگر روی صحنه خواهد بود و به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد. اجرای ما هر روز ساعت ١٧:٤٥ خواهد بود که برای رفاه حال تماشاگران عزیزمون نهایتا با یک ربع تاخیر راس ساعت ١٨ آغاز خواهد شد.در هفت اجرای گذشته هنرمندان عزیزی مانند هادی مرزبان،نادر برهانی مرندف ،سید علی صالحی،نسیم ادبی، ناهید مسلمی،کوروش سلیمانی،پوریا رحیمی سام، میرطاهر مظلومی،فریدون محرابی،مجتبا رفیعی و ..... به تماشای نمایش جدید گروه تئاتر گره نشسته اند و امروز جمعه ؛ مهدی کوشکی و بابک بهشاد عزیز مهمانان ویژه ی نمایش ماه و پلنگ خواهند بود.
تئاتر خصوصی بیش از حمایت مجازی نیازمند حمایت حضوری شماست.
در این هفته ی پایانی اجراها منتظر چشمهای جذاب شما هستیم و رسالت و وظیفه ی خود میدانیم که با قدرت این مسیر را ادامه دهیم حتی ... دیدن ادامه » برای یک تماشاگر.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چالش دیدن تئاتر

دو سال و اندى پیش شخصى هزاران کیلومتر دور از ما یک سطل آب یخ جهت حمایت از بیماران به روى سرش ریخت، به یک ماه نرسید که این حمایت جهانى شد و کوچک و بزرگ ، مشهور و گمنام این حرکت رو انجام دادند.

بعضى ها خاص بودند و خاک به روى سر ریختند ،به گل ها آب دادند ، کمک نقدى کردند ، ماهى قرمز سر سفره هفت سین نخریدند ، تعداد کثیرى گیاه خوار شدند چون تحمل دیدن قربانى کردن گوسفندان را نداشتند...

چند وقتى ست زندگى ما پنجه در پنجه چالش هاست ، این کم نیاوردن هاى مجازى ست ، خود حمایت پندارى هاى و توهم به مفید بودن !

بهانه هاى مجازى براى هر روز و هر روز سطحى شدن ، از یک شبه سیاه و سفید کردن هاى مجازى مان ، فخر فروشى با وسایل هاى درون کیف مان ، روى میز خانه مان و..... فرو رفتن در فکر نکردن ، در کم نیاوردن.

گاه براى گفتن باید سوار بر موج هاى مد شده و روى بورس شنا کرد پس سردرد نمى شوم و زیاده گویى نمیکنم
تماشاى یک تئاتر و یا خواندن یک کتاب در تصمیم گیرى ها و اگاهانه انتخاب کردن در بنیادى ترین هدف هاى زندگى تا کوچک ترین ایشان تاثیر بسزایى دارد.

شاید بتوانیم در هفته یک بار کمتر پیتزا سفارش بدهیم ، قهوه خانه و کافه یک بار کمتر برویم اما تئاتر ببینیم ، کتاب بخوانیم و به گالرى ها سر بزنیم ، تا در ازاى کم نیاوردن ، زیاد بیاوریم ، به دیگران بیاموزیم و مفید شویم.

تا ... دیدن ادامه » بدانیم پوشیدن لباس هاى پر زرق و برق ، عمل هاى متنوع زیبایى ، چالش هاى بیهوده شاید سرگر ممان کند اما هرگز خوشبختمان نمى کند!

مفید باشیم ، یاد بدهیم بى منت ، آگاه کنیم و آگاه باشیم
حقیر نه سه نفر و نه سى نفر ، من شما به چالش تئاتر دیدن دعوت میکنم تا هم سرگرم شویم ، بخندیم و فکر کنیم.

پیشنهاد:
نمایش ماه و پلنگ
هر روز ( بجز شنبه ها ) ساعت ١٧:٤٥
بهاى بلیط = یک پیتزا مخصوص بدون مالیات بر ارزش افزوده
خیابان نوفل لوشاتو ، بعد از خ رازى ، جنب شهردارى منطقه یازده ، بن بست زیبا ، تماشاخانه ارغنون

محمد اصغری
بازیگر تئاتر و عضو گروه تئاتر گره
مجید خادم این را دوست دارد
سلام به محمد آقای اصغری عزیز
عضو مؤثر گروه تئاتر " گره "

این جامعۀ غیر قابل پیش‌بینی ...
توی جامعه‌ای که بسیاری از آدم‌هاش، هنوز توی برطرف‌کردن نیازهای سطح یک (نیازهای اساسی و فیزیولوژیکی)، مشکل جدی دارن، " تئاتر " مقوله‌ایست از جنس تفریح ... و احتمالاً در زمرۀ نیازهای سطح سه (نیازهای اجتماعی) ... یا شاید هم مرتبط به نیازهای سطوح بالاتر !...
... بنابراین با یک حساب دو - دوتا - چهارتا " دیدن تئاتر " و اختصاص لحظاتی از زندگی، به " اندیشیدن " نمی‌تونه دغدغۀ اصلی باشه !...
... اما همین مردمِ همیشه‌نالان از نداری، بمحض وقوع یک تعطیلی دو روزه و البته از چند روز قبل از تعطیلی مزبور - بعنوان تفریحی غیر قابل اغماض - به جادۀ چالوس و شمال و جنوب هجوم میارن و حجم تفریح‌طلبی‌شون، ظرف چند ساعت، جاده رو مسدود می‌کنه ! ...
... همین جماعت، عمل زیباییِ بینی رو از نون شب واجب‌تر می‌دونن ! ...
... و خرید مانتو با لوگوی QUEEN و KEEP KALM هم که برای این عده، از اوجب واجباته !

این ... دیدن ادامه » جامعۀ تناقض‌ها ...
این‌ها همون‌هایی هستن که یک شب، شیفته و مسحورِ تلویزیون می‌شن و با یک قصۀ کودکانۀ مجری - مثل یک نوباوه - خوابشون می‌بَره!... اما دو - سه شب بعد، با نفرتِ تمام، همون تلویزیون رو به داخل دریا می‌اندازن (جهت آگاهی، توضیح اخیر، عطف به بخشی از داستانِ نمایش " ماه و پلنگ " هست) !

توی چنین جامعه‌ای " نیاز به اندیشیدن " توی هیچ مرتبه‌ای از " سلسله‌مراتب نیازهای مازلو " نمی‌گنجه و عمیقاً تعریف‌نشدست !



پ. ن. 1: مصداق توصیفات فوق " بـعـضـی " از مردم هستن و نه " هـمـه "! برای دوستانِ حـسـاس - چنانکه مسبوق به سابقه‌ست - سوء تفاهمی پیش نیاد !
پ. ن. 2: زمانی ... با خودم فکر می‌کردم اگر بخش عمده‌ای از جامعه رو، به دلایلی مثل: صغر سِنی، عدم استقلال مالی، عدم استطاعت مالی و غیره، از دیدن تئاتر معاف کنیم .. و فقط 10میلیون نفر از این جامعه 80 میلیون‌نفری (یعنی یک‌هشتم؛ معادل 12/5 درصد) خودشون رو مشمول و موظف بدونن که فقط و فقط " 1 " تئاتر در ماه ببینن ... و با احتساب اینکه قیمت بلیطِ یک تئاتر رو، همون 15،000 تومان حساب کنیم، ماهیانه رقمی بالغ بر 150 میلیارد تومان ... و در یک‌سال، یکهزار و هشتصد میلیارد تومان، به اقتصاد تئاتر کمک خواهد شد ... و البته خیلی‌خیلی بیشتر از این‌ها به ارتقای ذهنی و فکری و فرهنگی جامعه! البته 15،000 تومانی که قیمت یک پیتزا مخصوصه (بدون احتساب VAT)؛ اما ظاهراً وقتی قراره به مقوله‌ای فرهنگی اختصاص پیدا کنه، رقمی سنگین به حساب میاد و به‌جونِ طرف بسته‌ست. حتی اگر نیمی از ارقام مورد اشاره هم محقق بشه، تصور می‌کنم بخش مظلوم تئاتر رو - تا حدی - خوداتکا خواهد کرد !
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راش را گل نکنیم

افتضاح و پوچ

تبریک به نویسنده اثر که استادانه سوادش را در این فیلم نشان داد

تبریک به سحر قریشی برای نقش آفرینی غیر قابل توصیفش

تبریک به برادر با غیرت که بازی اش در حد سینمای هند بود


راستی آقای کارگردان یک سوال فیلم زندگی خصوصی را خودتان ساختید ؟ بعد از تماشای آبنبات چوبی به اینکه زندگی خصوصی را خودتان ساخته باشید شک کردم



ممنونم ... دیدن ادامه » جناب رضا عطاران که نام شما در چند ساله گذشته مساوی شده است= با بدترین و پوچ ترین آثار سینمای ایران



راش را گل نکنیم
الهه الف این را خواند
عمو فرهاد قصه ها این را دوست دارد
(تکمله‌ای با چاشنی ارادت و عذرخواهی بابت تکدرِ احتمالی)
+ و تبریک به شما برای اینکه تصمیم گرفتید میان این همه فیلم، ناگهان عزم تماشای فیلمی که عیان است برای چه مخاطبی ساخته شده، کنید.
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید