«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

سلام
-----------
خوشتر از طعم لبت

مزه ای نیست بکام من

زین سبب هوسباز دلم

آهوی رام است

به دام تو

سید حسن . ا
( جاهد )
94/03/03
۲۱ دقیقه پیش
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلاخ
عشق
میکند
صیدش را
تا‌
به مرگش
رازی
شود

-
- -
- - -
م
۳۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خونین سر
چون‌لبخند
شهر آزاد
دید

آرام
جان داد
پروازش
بوی خدا
داشت
وقت
سفر

-
- -
... دیدن ادامه » - - -
م
۱ ساعت پیش
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه ها بیکران غصه های ماست



سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لحظه لحظه اش زیبا بود

باید چنین نمایش هایی راهی خارج از کشور شوند ،هنرمندان و مردم ملل دیگر بیشتر بزرگی و منش ایرانیان را بشناسند


یک دنیا سپاس
شکیبا این را دوست دارد
جرای اپراهای عروسکی «مکبث»، «رستم و سهراب» و «عاشورا» در شهرهای رم و تورینو
حافظ در دبی
مولوی در گرجستان و امارات
حتما جاهای دیگری نیز بوده،بنده نمیدانم.
و همچنین زمان اجرای «رستم و سهراب» در ایتالیا مصاحبه با کارگردان اثر در شبکه سراسری Ray ایتالیا ... دیدن ادامه » پخش شد.

و همچنین اهدای نشان شوالیه فرهنگی ایتالیا به جناب غریب پور

و کشورهای زیادی نیز دعوت کرده اند مثل لهستان الجزایر سوریه اسپانیا و . . .
۲ ساعت پیش
بسیار ممنون از راهنمایی شما

من اطلاع نداشتم.
مرسی
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بسیاری بردم از هنر مردی که پیش خدا رفت

شکیبا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از اطلاع رسانی شما
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا در ایران تئاتر دراماتورژ دار می سازند؟

این چه سوالی است؟این که غلط است. اصلن دراماتورژ چیست ؟ یا کیست؟ یا کجاست؟ چه شکلی است؟ کجا بوده تا حالا؟
بله. هنوز "چیستی" دراماتورژ آنچنان مبهم است که "کیستی" اش را در هاله ای از ابهام قرار داده .هنوز نمی دانیم باید بگوئیم دراماتورژ چیست؟ یا بگوئیم دراماتورژ کیست؟ به رسم معمولِ نقد و یادداشت نویسی در تئاتر ما ، همین اول کار باید چند ارجاع از چند نظریه پرداز مطرح و چند روانشناس و چند تاریخ دان و فیلسوف بیاورم که از نظر آنها دراماتورژ یعنی چه؟ از کجا به بعد دراماتورژ زاده شد؟ دراماتورژها چه خصوصیاتی دارند و .... اما این ارجاع های اول هر نقد و یادداشت ، تا بحال جواب نداده که اگر داده بود تئاتر ما امروز اگر به عرش نرسیده بود لااقل تا نزدیکی هایش رفته بود. از آن گذشته چنین ارجاع هایی برای نوشته های ... دیدن ادامه » علمی و تئوریک به کار می رود اما نه این نوشته علمی است و نه دراماتورژی که موضوع این نوشته است در قامت یک مبحث تئوریک توانسه خود را نشان دهد( در تئاتر ما البته). مهم تر از تعریف دراماتورژ تعریف نمایشنامه نویس و کارگردان است که مورد غفلت واقع شده است. به زبان ساده نمایشنامه نویس کسی است که نمایشنامه می نویسد. دستور العمل برای کارگردان می نویسد و کارگردان وظایفی دارد که برکسی پوشیده نیست. یکی از آنها هم تحلیل نمایشنامه ودر نهایت اجرای آن است. یعنی رسیدن به نقطه ای فراتر از آنچه مکتوب است. چه اگر چنین نباشد که نمایشنامه به خودی خود موجود است. اما دراماتورژ. دراماتورژ شخص سومی است که سال هاست در تئاتر ما با شخص اول یا دوم ترکیب شده و واژه های" کارگردان - دراماتورژ " و" نمایشنامه نویس - دراماتورژ" را به وجود آورده است.استفاده کننده این واژه ها هم مهم نیست چه کسی باشد. همه گیر است. از دورترین شهرهای ایران تا قلب تهران،از آماتور تا حرفه ای،از جوان تا پیشکسوت، از استاد تا دانشجو، از تئاتر تجربی تا تئاتر کلاسیک از دکتر و مهندس ..... همه استفاده می کنند . با افتخار هم استفاده می کنند. غافل از اینکه هیچ کارگردانی نمی تواند هم کارگردان باشد و هم دراماتورژ.چرا که دراماتورژ فرصت یک خوانش جدید از زوایای پنهان متن را به کارگردان می دهد. پنجره تازه ای به روی کارگردان باز می کند. از صد منظر نمایشنامه را بررسی می کند و اطلاعاتش را در اختیار کارگردان قرار می دهد . چه بسا همین چیزها سرنوشت کار را عوض کرد.دنیای ذهنی کارگردان را بهم ریخت و جهان تازه ای را به روی او گشود. خب. کارگردان هم با متن همین کارها را می کند؟ پس یعنی کارگردانی که زوایای پنهان بیشتری پیدا می کند و تحلیل های عجیب و غریب تری می دهد می تواند بگوید من دیگر دراماتورژی هم کرده ام؟
کارگردان هر بلایی سر متن بیاورد و هر تغییر و حذف و اضافه ای در آن ایجاد کند - جدا از محق بودن یا نبودنش- باز کاری در راستای کارگردانی خودش انجام داده چرا که او یک نفر است. از یک هوش، یک عقل ، یک احساس ،یک جفت دست و پا و یک جفت چشم برای کارگردانی استفاده می کند نه بیشتر. اگر بی نیاز از دراماتورژ باشد دلیلی ندارد نام خودش را دراماتورژ و کارگردان بگذارد.
اما عجیب تر از این، واژه " نمایشنامه نویس – دراماتورژ" است .این نهایت یک شوخی غم انگیز است که تئاتر ما یا خودش را در برابر آن به بی خیالی زده یا آن را جدی گرفته و باور کرده یا کسی نیست که یک بار برای همیشه این اشتباه را اصلاح کند.
"نمایشنامه نویس – دراماتورژ" به همان اندازه خنده دار است که یک پزشک متخصص قلب بگوید به تازگی خودم قلبم را با موفقیت عمل کردم .واکنش ما چیست؟تجربه ایرانی بودن ثابت کرده که حداقل نیمی از شنوندگان در لحظه اول از این عبارت ها استفاده می کنند: " آدرس مطبش کجاست بابام رو ببرم پیشش"، " این دکتر پنجه طلاست"، "میگن از خارج خواستنش نرفته"، " اون وقت میگن ایران بد جاییه " و.... یا اگر از همشهری های من باشد با کشیدن پای خواهر و مادر پزشک نازنین به وسط گود او را تمجید می کند که خوش به حال مادرش با این فرزندش.
اما آیا یک پزشک قلب می تواند خودش را بیهوش کند،سینه خودش را بشکافد،چنگ بیندازد زیر قلب خودش، گیر کار را پیدا کند ، آن وسط یکی دوبار هم بگوید: خشک. و پرستاری سراسیمه عرق پیشانی اش را خشک کند بعد دوباره قلب را جاساز کند،سینه را کوک بزند و برخیزد لباس بپوشد و به همکارانش بگوید خسته نباشید؟
"نمایشنامه نویس – دراماتورژ" یعنی همین. دراماتورژ با نمایشنامه همان را می کند که پزشک با قلب بیمار. نمایشنامه نویس نمی توانند نمایشنامه خودش را دراماتورژی کند. مثل این است که در پوستر یک نمایش نوشته باشند: "نمایشنامه نویس و بازنویس نمایشنامه" و از یک اسم استفاده کرده باشند.خنده دار نیست؟پس چرا در ایران این همه تئاترِ دراماتورژ دار می سازند؟
آرش عباسی

https://www.facebook.com/Moj.theater?ref=hl
نیلوفر ثانی و الهه الف این را خواندند
جالب بود سپاس از جناب عباسی ..
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به علت نرسیدن به کف فروش قراره اکرانش متوقف شه
و جالبه از میون فیلمای جشنواره تنها فیلمی که انتظار اکران عمومیشو مییکشیدم که برم دوباره ببینمش و رفتم این فیلم بود
و جالبتر نظر اکثر دوستان تیوالی هم نسبت به این فیلم مثبت بود
یعنی دو حالت داره که یا ماها نمیفهمیم (جسارت نکرده باشم) یا وضع سینما خیلی خرابه
این فیلم باید توی گروه هنر و تجربه اکران میشد به نظرم. مگه یه تجربه ی نسبتن جدید توی سینمای ما و مخصوصن کارای بهرام توکلی نبود؟ بود دیگه! اینجوری بهرام توکلی هم مث من محافظه کار میشه و دیگه دست به تجربه ی فضاهای غریب نمیزنه! والا!
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی 2تا بلیط واسه ی فروش نداره؟5 یا 4 شنبه ساعت 19
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو در آن دور هایی
در آن دور های دور
جایی انسوی قصه ها
به خشم مرا مینگری
و از خواب ماهی ها مرا عبور میدهی تا شب
تا شبی که من ماه را سرانجام مهمان چشمهایت
خواهم کرد...
تو در ان دورهایی
و خنجر میگدازی
به سکوت پر توهم تمام پرنده های مهاجر،
در این اسمان ملتهب شده از هجوم حرف های
عاشقانه ی ناگفته ات...
تو ای همه مهتاب در شبهای بی کسی!..
در ان دورهایی
و مرا اینچنین درگیره غمی بزرگ کرده ای
که ... دیدن ادامه » من نادیده
تو را در رویاهایم سرمه بر چشم کشیده ام...

...

۶ ساعت پیش
عاااااااااالی بود بانو جانم..
بسیار زیبا...
۶ ساعت پیش
با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی

بی گمان روزی ز راهی دور
می رسد شهزاده ای مغرور




فروغ
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز پیش فروش اینترنتی بلیت ؛
یکشنبه دهم خرداد ماه / ساعت 12
در سایت تیوال
مهدی حسین مردی ، وحید هوبخت و آوا فیاض این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز
با سلام و خسته نباشید
چرا تخفیف ویژه برای اعضای تیوال اعمال نمیشود ؟
با توجه به اینکه ذکر نشده تخفیف برای سه روز اول اجراست .
شکیبا و وحید هوبخت این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب موفق به دیدن اپرا شدم
نخست خسته نباشید فراوان خدمت همه گروه آران..

در مجموع نمایش عروسکی بی نظیری ارائه شد عروسک گردانی و هماهنگی حرکات با موسیقی و شعر و حالات صحنه ها،نورپردازی بسیار زیبا،عروسکهایی که واقعا گویا و کامل ساخته شده با طراحی لباس و رنگبندی عالی که نسبت به نمایشهای قبل پیشرفت فراوان داشت.تغییر فضای موسیقی در سفرهای سعدی و بخصوص پردازش سفر سعدی با موسیقی انتخاب شعر و فضای زیبا از نقاط برجسته نمایش بود.انتخاب شعرها و ارتباط معانی در صحنه های مختلف نمایش ستودنی بود.

اما بنده بعنوان کسی که سالهاست با سعدی الفت دارم یک نقد بزرگ دارم و ان اینکه اگر آثار سعدی را بدقت مطالعه کرده باشیم متوجه خواهیم شد که سعدی با دو مقوله اساسی خود را معرفی می کند نخست عشق و سپس پند و اندرز و بارها و بارها در جای جای آثارش در کنار تخلصش این دو مقوله اساسی را بکار برده است و وزن عشق بسیار سنگینتر و پر رنگتر در کنار نام سعدی در آثارش بکار ر فته است. تا آنجا که علاوه بر حدود 700 غزل عاشقانه بابی از گلستان و بوستان را نیز به عشق اختصاص داده و حتی در دیگر بابهای بوستان و گلستان هم رد پای عشق پر رنگ است و می توان گفت سعدی نگاه عاشقانه متقاوت و عمیقی دارد که سیاق اوست ولی در اپرا بسیار کمرنگ بود و بدان اشاره اندکی شد و به نظر بنده کوچکترین خصیصه برجسته ای از سعدی کمرنگ شد که می توانست بجای برخی از صحنه های تکراری مانند دلقک سیاه باز و نقش پر رنگ پادشاهان گنجانده شود.عشق اساس و کلید اندیشه سعدی ست و واژه عشق در آثار سعدی از واژه های پر رنگ و فراوان است که در اپرا بسیار کمرنگ بود:

کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق
هرکسی را که تو بینی به سر خود دینی ست
*
مستی خمرش نکند آرزو
هرکه چو سعدی شود از عشق مست
*
برو ای فقیه دانا به خدای بخش مارا
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
*
سعدی ... دیدن ادامه » از این پس نه عاقل است نه هشیار
عشق بچربید بر فنون فضائل
*
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
*
مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده ست
دو روح در بدنی دو مغز در یک پوست
*
آتشکده ست باطن سعدی ز سوز عش
سوزی که در دل است در اشعار بنگرید
*
عشق تو گفته بود هان سعدی و آرزوی من
بس نکند ز عاشقی تا ز جهان جهانمش
*
ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق می آید
هزار سال پس از مرگش ار بینبویی
درود، کاملا بانظر شما موافقم ..واحساس من بعداز دیدن اپرا دقیقن همینی بود که شما فرمودید ... امیدوارم بدلایل خاصی مجبور به حذف این قسمت مهم از زندگی شاعرانه و بینش سعدی نشده باشند ...
۶ ساعت پیش
متوجه نشدم جناب شوریده عزیز
نبود عین واژه برایتان مسله است یا معنای واژه؟
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم هنرمندانه ای هست واقعا به خصوص به لحاظ بصری اما متأسفانه مضمون کفرآمیزی داره که باعث میشه دوستش نداشته باشم.
آخرین باری که همچین فیلمی دیده بودم, cries and whispers برگمان بود که البته اون خیلی اذیتم کرد. اینجا خفیف اذیت شدم.
به هر حال فیلم هنرمندانه ای هست اما محتوای پوچی داره، به قول پیرمرده، چرنده.
از همه بیشتر سیب زمینی خوردنشون رو دوست داشتم.
۷ ساعت پیش
ممنونم اقا شاهین عزیز دست گلتون درد نکنه :)
هرچند ساعت هاش خوب نبودن :(
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجب! صدهزار تومان یا ریال؟! باز همین که صدهزار یورو نیست جای شکر داره!
وحید هوبخت و علی جعفریان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکاسی کتاب
» اولین دوره مسابقه «عکاسی کتاب» شهرکتاب اینترنتی
... دیدن متن »
اولین دوره مسابقه «عکاسی کتاب» شهرکتاب اینترنتی
فروشگاه اینترنتی شهرکتاب (Shop.Bookcity.org) اولین مسابقه ی اینستاگرامی خود را با موضوع «کتاب‌ها و متن‌های محبوب» برگزار می کند. هدف از برگزاری این مسابقه آشنایی علاقه مندان به کتاب، با محبوب ترین کتاب های خوانندگان ایرانی است.
دوست داران کتاب تا جشن نیمه شعبان فرصت دارند که اینستاگرام شهرکتاب اینترنتی را فالو کرده (shahreketabonline@) و تصاویر کتاب های مورد علاقه خود را همراه متنی از آن کتاب به صورت دایرکت برای آن صفحه ارسال کنند. متن و عکس ارسالی شما به صورت پست روی صفحه ی اینستاگرامی شهرکتاب اینترنتی قرار می گیرد.
این مسابقه چهار برنده دارد. دو نفر به انتخاب شهرکتاب اینترنتی و دو برنده‌ی دیگر ارسال کنندگان پست‌هایی هستند که بیشترین لایک را خورده باشد. جایزه ی دو نفر اول بن کتاب 100هزار تومانی و دو نفر دوم بن کتاب 50 هزار تومانی است.
شرکت‌کنندگان برای دریافت بیشترین امتیاز، می بایست اهتمام بیشتری به کیفیت تصویری و محتوایی عکس خود داشته‌ باشند.
قوانین شرکت در مسابقه :
- محدودیتی برای قرار دادن چند عکس توسط یک نفر وجود ندارد و هر نفر می تواند چند عکس مختلف منتشر نماید.
- هر عکس فقط از یک کتاب باشد تا محبوب ترین کتاب ها نیز در پایان مسابقه مشخص شوند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن این کار چند نکته ذهن بنده رو مشغول کرده:
اول اینکه در کنار بازیگران قَدَری مثل سیامک صفری (که از بازیشون لذت بردم) و همینطور آقایان نعمتی و نوروزی واقعا تاسف بار و عجیبه استفاده از بازی دوست محترم چهارم در نقشی که به نظرم مهم هم بود نه به دلیل شهرت بقیه و گمنامی ایشون بلکه بدلیل بازی بیروح و ضعیف ایشون. واقعا از این بابت متاسفم.
دوم اینکه من خودم شخصا از پیچیدگی کار چندان خوشم نیومد به این دلیل که معماهایی ساخته شد اما درست حل نشد (حداقل برای بنده). درسته که هنرمدرن علاقمنده که حرفهاش رو در قالبهای پیچیده و غیرخطی بیان کنه (که البته این خودش ناشی از ضعف هنر مدرن در محتوا و تکنیک های هنری هست که اون رو سوق داده به سمت انتخاب جایگزین های سطحی تری مثل روایت غیرخطی و ایجاد پیچیدگی های بعضا نالازم). بنده خودم اگر بخوام دنبال حل معما باشم و یا ... دیدن ادامه » از روایت غیرخطی لذت ببرم فیلمهای هیچکاک و نولان و بقیه رو ترجیح میدم. به نظرم سینما پایگاه مناسبتری برای اینجور بیانهای نامتعارف هست تا تئاتر. ارتباط حسی مخاطب و جنبه هنری یک اثر برای من در تئاتر مهمتر هست تا لذت بردن از یک ساختار روایی تا حدی عجیب.
سوم اینکه فکر میکنم مفاهیم فکری و فلسفی زیادی در اثر گنجونده شده بود که با توجه به تعدد و گستردگیشون هم زیادی به نظر میرسید هم حل نشده و ناقص باقی موند. بحثهای تنهایی و سرگشتگی انسان و عشق که در سراسر کار مورد اشاره بود. ضعف و زبونی انسان که در صحنه های تقلا و غلطیدن بازیگر اصلی روی زمین به اوج میرسید، تاریکی درونی انسان که در صحنه خاموش شدن چراغها یا این سوال که چند تا آدم رو کشتی نشون داده شد. جبرگرایی که در بسته شدن آخرین بحث در مورد زمستان و نورپردازی آبی و سرد این بخش و جاهای دیگه جلوه کرد و موارد دیگه. اینکه سوال در ذهن مخاطب ایجاد بشه خوبه. اما اینکه سوالات زیاد بشه و تا حدی سوال و هم جواب مبهم باشه خوب نیست. البته این هم از نازیبایی های هنر مدرن هست که دوست داره مسائل رو مبهم و حل نشده باقی بگذاره.
گذشته از نقاط ضعفی که همش برداشت شخصی خودم بود، به نظرم کار قابل اعتنایی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ژانر نهنگ عنبر به نظر من کمدی- رمانسیه که درون مایه درام داره. تمام طول مدت فیلم غمی که تو چشمای ارژنگ صنوبره آزارت می ده. من بیشتر از این که بخندم گریه کردم. سکانس های خنده دار زیادی توی فیلم بود اما اون غمه وزنش بیشتر بود (از نظر کیفی نه کمی).
بیشتر بار فیلم روی دوش رضا عطاران بود و واقعا ترکوند. اون قدر روی دوش مثل فیلم "شیار 143" که تمام بار فیلم روی دوش مریلا زارعی بود. یعنی هیچ کس دیگه ای رو غیر از عطاران نمی تونم تجسم کنم که مرز ادغام کمدی و درام رو این قدر خوب بشناسه و ازش رد نشه. این قدر خوب مثل فیلم "مکس" که هیچ کس دیگه ای غیر از فرهاد آئیش نمی تونست اون نقش رو خوب بازی کنه.
نوستالوژی های فیلم هم خوب بود (کمیته و شما با هم چه نسبتی دارین و ..) اما دوز نوستالوژیش به کسایی می خورد که توی اوایل دهه شصت حداقل 15-16 ساله بودن و یه کارایی رو کردن. مثلا ... دیدن ادامه » با دوست غیر همجنسشون قرار مداری داشتن .. دزدکی سیگار کشیدن .. فیلم وی اچ اس رد و بدل کردن ... پشت مو گذاشتن و فوکول مو رو جلو آینه میزون کردن .. یا شلوارای گشاد پوشیدن .. یا آهنگای اون زمانو گوش کردن. اما کسایی که توی اون دوران 5-6 ساله بودن این المان ها فقط براشون آشناست ولی ازش خاطره ای ندارن. من صرفا از اپول مانتو و فیلم وی چ اس خاطره داشتم. فکر می کنم برای بچه های دهه پنجاه خیلی نوستالوژیک تر باشه.
بازی مهناز افشار رو مثل همیشه دیدم. بازی خاصی نبود. به لطف کلاه گیس و ابروهای پیوندی و مانتوی گشاد اپل دار تونسته بود نقش رو جا بندازه و البته با لحنی که به صداش داده بود که هر بازیگری برای هر نقشی یک لحنی در نظر می گیره و از بدیهیات بازیگریه.
بین انتخاب بین "دیدم" و "دوست داشتم" موندم چون فیلم اگر اون درام و غصه عطارانو نداشت واقعا چیز بزرگی کم داشت ولی فکر نمی کنم که اون موضوع یک خطی بتونه یه فیلم رو کاملا نجات بده. ضمن ابراز علاقه به بازی خیلی خوب عطاران دیدم رو انتخاب می کنم.
اما فیلم خوبیه و قطعا ارزش دیدن داره. به افتخار عطاران سینمای ایران که همیشه می ترکونه.
ببخشید ولی فیلم خوبی نیست و قطعن نباید وقتتونو واسش تلف کنین!
۵ ساعت پیش
پسندیدن فیلم دو تا بحث داره. تکنیکی و سلیقه ای. به دلیل ضعف فیلمنامه و تدوین من هم "دوست داشتم" رو انتخاب نکردم. اما بازی و حس و حال عطاران خیلی خوب بود.
اسپویلر:

رویا معلوم نبود برای چی همه رو به ارژنگ ترجیح می ده و برای چی مدام به امریکا می ره در حالی ... دیدن ادامه » که خانوادش هم دیگه طرفدارش نیستن.
مشخص نمی شه که برای چی بار آخر تصمیم به موندن می گیره. این تحوله از کجا اومد و دلیلش چی بود؟
ارژنگ چرا 40 سال به پای کسی می شینه که می دونه تو امریکا ازدواج کرده و قصد برگشت نداره؟
ارژنگ چطور سر از جبهه در میاره؟ خودخواسته بوده یا اجباری؟ مجروح می شه یا نه؟ خمپاره جلو پاش می خوره بعد حتی مجروح نمی شه!
جایی می گه جبهه روحیاتمو عوض کرده بود و تصمیم گرفتم فیلم هامو بفروشم.. آیا فقط فروش فیلم نشانه تغییر روحیات آدمه؟ چطور این تغییر روحیات بازتاب دیگه ای توی رفتار ارژنگ نداره؟

و ...
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجباااا...اون چند تا بلیتی که میشد مهمان بگیریم رایگان رو جرا حذف کردید پس!!!
وحید هوبخت این را خواند
درود بر شما
سرکار از سهمیه سه بلیت خود پیش از این بهره برده اید.
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای صفری خیلی خوب بود ، من که خیلی دوست داشتم
وحید هوبخت و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
م تورانداز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید