تیوال
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

لطفا
ساعت اجرا و مدت زمان رو هم قرار بدید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«غروب در غربت»


گه ملحد و گه دهری و کافر باشد / گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهایی را / مردی که ز عصر خود فراتر باشد

(دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)

اگر از بنده خواسته شود که تنها به یک اتفاق فرخنده در شش ماهۀ نخست سال 95 در تئاتر ایران اشاره کنم همانا از به اجرا بردن «پرترۀ مرد ریخته» در تماشاخانۀ سنگلج یاد خواهم کرد. نمایشی که وجودش در اوضاع و حال و روز کنونی تئاتر بسیار لازم و مورد نیاز بوده و خوشبختانه مجال یافت تا تقریباً به موقع بر صحنۀ تئاتر، پرده از چهره برگیرد و تشنگان واقعی این هنر را سیراب سازد. عبدالحسین نوشین یک شخصیت چند وجهی و هنرمندی استثنایی و تأثیر گذار در تاریخ هنر ایران است. بازیگری قابل، نویسنده ای خوش ذوق، محققی خستگی ناپذیر، ادیب، کارگردان، طراح، شاهنامه پژوه، یک آغازگر و ... عناوینی هستند که با اطمینان می توان به شخصیت و توانایی های گستردۀ او نسبت داد و می توان گفت که بی شک نوشین مردیست که اگر نبود، تئاتر ایران از جایگاه ملی و بین المللی فعلی خود بی بهره بود. وی فارغ التحصیل رشته های تئاتر و زبان و ادبیات فرانسه از کشور فرانسه، همچنین دارای درجۀ دکتری از دانشکدۀ ادبی ماکسیم گورگی مسکو می باشد. نوشین بنیانگذار تئاتر فردوسی و تئاتر فرهنگ بوده و تئاتر سعدی را نیز از زندان، هدایت و رهبری می کرد. اگر چه امروزه شهرت و شناخت او بیشتر بر اساس نویسندگی کتاب «هنر تئاتر» است اما کتابی ارزشمند به نام «واژه نامک» دارد که فرهنگ واژه های دشوار شاهنامه است و توسط انشارات معین در سال 85 به چاپ رسیده، همچنین در تصحیح شاهنامۀ چاپ مسکو نقشی پر رنگ داشته و در هشت جلد به تصحیح این سترگ ترین اثر ملی و ادبی ایران پرداخته است.

در دوران پهلوی و همچنین دهه های آغازین انقلاب به دلایل متعدد امکان پرداختن به شخصیت و جایگاه رفیع عبدالحسین نوشین فراهم نبود اما خوشبختانه در حال حاضر شاهد تئاتری هستیم که شش دانگ دربارۀ وجوه کثیر شخصیتی اوست. غلامحسین دولت آبادی و آراز بارسقیان پس از ترکیب موفقی که از خود در تکیه بر دیوار نمناک نشان دادند این بار در «پرترۀ مرد ریخته» بسیار دقیق و دغدغه مند به زندگی این شخصیت مهجور و مظلوم تئاتر ایران می پردازند. مردی که کاملاً شایستگی آن را داشت که طبق آرزوی کاراکترش در نمایش همچون محمدتقی خان پسیان در غرقاب اشک ها، تحسین ها و عشق مردمش با افتخار و یاد نیک در وطن خود به خاک سپرده شود اما افسوس ... این نمایش طبق توضیحی که در بروشورش آمده مکاشفه ای است در زندگی عبدالحسین نوشین؛ بنیانگذار تئاتر نوین ایران، که این فضای مکاشفه وار را در شیوۀ اجرایی و انواع طراحی های این نمایش نیز شاهد هستیم. از معدود اجراهایی است که بر تمامی عناصر نمایشی در آن توجه دقیق و ویژه اعمال شده است. نور و موسیقی در این نمایش به کاراکتر و پرسوناژ تبدیل می شوند، موسیقی بسیار دقیق و به جا عمل می کند و فضای مورد نظر را بازسازی و محسوس می نماید و حتی در فقدان خود در پردۀ دوم بازتابی از یأس، سردی و افول است. موسیقی در پردۀ اول به منزلۀ مفاصل متصل کنندۀ اجزای کالبد اجرا به یکدیگر عمل می کند و حالتی نظام بخش و فرم دهنده دارد. طراحی دکور، لباس و میزانسن ها نیز سنجیده، فکر شده و به اندازه است چنانکه در طراحی صحنۀ پردۀ اول رنگ ها و تنوع شان بارز اما در پردۀ دوم رنگ سفید غالب است که تفاوت حالت فضاهای تهران و مسکو را در تضاد حال و هوای گرمی و سردی اتفاقات و همچنین طبیعت اقلیم ها به تصویر می کشد. تفاوت امیدی که در پردۀ اول است با یأس و سقوطی که در پردۀ دوم رخنه می کند، همچنین فضای مرگ آور بیمارستان برای مریضی که از او قطع امید کرده اند.

مکان اجرای این نمایش؛ تماشاخانۀ سنگلج بر اساس هر ماجرایی که انتخاب شده باشد به دلیل قدمت بیش از نیم قرنی که دارد به خوبی و بدون هیچ پیرایه ای نمایشی را که روایت برهه ای از تاریخ است در دل خود می گنجاند و کلیت اثر را مانند آب در ترک زمین بیابان به خود جذب می کند. روح تاریخی و جای پای بزرگان تاریخ نمایش ایران در سنگلج، فضای بسیار مناسب و مساعدی را برای جلوه گری موضوع این نمایش فراهم و مهیا گردانیده است.

و ... دیدن ادامه » اما حضور صحنه ای اصغر همت در این اثر اجرایی مقوله ای است که جا دارد به طور جداگانه و مستوفی به آن پرداخته شود. انتخاب درست این بازیگر کارکشته چه از نظر شباهت نسبی ظاهری به نوشین و چه از لحاظ قدرت بازیگری ناشی از علم و تجربه موجب شده که متن این مونولوگ یا مونودرام از لونی دیگر بر صحنه جان بگیرد و پر رنگ تر به منصۀ ظهور برسد. تنها کافیست به تفاوت های بازی او چه از لحاظ ژست های جسمانی و چه از نظر تغییرات ریز در صدا و حرکات را مابین پردۀ اول و دوم که مشتمل بر جوانی و پیری نوشین است مد نظر قرار دهید تا متوجه منظور سخن بنده بشوید. گذشته از آن بازی در قالب سایر شخصیت های ماجرا آن هم در قالب روایت گونۀ اثر به طوری که از کار بیرون نزند، مقوله ای است مهم که مهارت زیادی می طلبد، همچنین بر آگاهان فن نمایش پوشیده نیست که هشتاد دقیقه مونولوگ گفتن چه مصائبی را برای بازیگر در پی دارد و تا چه حد به مهارت و زبردستی از نظر حافظۀ دقیق و قوی، توانایی جسمی، حفظ و تغییرات ناگهانی حس ها و ... نیازمند است. اصغر همت الحق به خوبی از عهدۀ همۀ این دشواری ها بر آمده و یک بازی استادانه و سرشار از ظرایف و دقایق بازیگری را به نمایش می گذارد و جدای از آنکه آموزه های استادان جاودان هنر تئاتر از جمله استانیسلاوسکی در آن مشهود است، تماشای آن می تواند به منزلۀ کلاسی آموزشی برای دانشجویان و هنرجویان بازیگری به شمار رود.

در متن نمایشنامه، انتخاب برهه ها بر اساس نمودار یک سیر نزولی طراحی شده اند و این به جاست چون در کلیت زندگی نوشین نیز چنین اتفاقی می افتد؛ کورسویی از امید که به یأس منجر می شود. نوشین ضربۀ بزرگ زندگی خود را از سیاست می خورد، عنصری که در لابه لای سطور نمایشنامه بدون اینکه حالت گل درشت به خود بگیرد به آن پرداخته شده و تأثیر این زهر کشنده در مرگ تدریجی هنرمند نگون بخت به خوبی مشاهده می شود. پایان دادن پرده های نمایش با شعر «داروگ» نیما یوشیج و تلاقی های مفهومی این شعر با زندگی و سرنوشت نوشین نیز بسیار در متن و اجرا خوش نشسته است که شباهت های آغازگرانه و تحول گرایانۀ نیما و نوشین در این مبحث بی ربط و تأثیر نیست.

سه ماه تحقیق صاحبان اثر و دو ماه فرصت گذاشتن برای نوشتن، نتیجۀ نسبتاً خوبی به دنبال داشته زیرا بازیگر هر چقدر هم پرتوان باشد اگر متن خوبی در کار نباشد نمی تواند تماشاگر را با اثر همراه نگاه دارد، آن هم با کاری که یک بازیگر بیشتر ندارد و این همراه ماندن مخاطب تا پایان اجرا نشان از متن خوب و دارای استانداردهای دراماتیک لازم برای اجراست. هر چند معضل تماشاگران کم تعداد این تئاتر همچون خاری به چشم فرو می رود و بغضی به گلو در می آویزد که چرا تئاتری که تا این حد دیدنی و دغدغه مند است باید اینطور مهجور بماند و مردم قهقه زدن در پای نمایش های آزاد آتراکسیونی را به تماشای آن ترجیح دهند!

این نمایش اگرچه به طور خاص به تاریخ هنر تئاتر ایران و یکی از چهره های بارز و اثر گذار آن می پردازد اما پتانسیل آن را دارد که تنها به مخاطب خاص محدود نشود؛ زیرا نمایشگر برهه ای حساس و قابل تأمل از تاریخ ماست. تاریخی که اگر مطالعه و دنبال شود از بهترین معلمان بشریت برای تکرار نکردن اشتباهات گذشته و رسیدن به فردایی روشن تر برای کشوری خواهد بود که تا کنون توانسته است با تکیه بر فرهنگ غنی ادبی، عرفانی و هنری، بساط بی بساطی خود را در تندباد های مخوف تاریخ، حفاظت و پاسبانی کند.

بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومۀ تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد

- چون دل یاران که در هجران یاران -

قاصد روزان ابری؛ داروگ! کی می رسد باران؟


منتقد: وحید عمرانی
پرندیس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت نازنیک گالوستانیان بازیگر نقش یکى از گل هاى باغ در شازده کوچولو


چرا؟
چرا مگه من چه مشکلی دارم که خاص نیستم؟
مگه این طور نیست که من شبیه گل خاص هستم؟! پس مشکل کجاست؟
راستش من مشکل دارم! من دوست ندارم کسی رو اهلی کنم، می دونین چرا؟ چون مسؤلیت داره.
دفعه آخر که یکی رو اهلی کردم خیلی پشیمون شدم، چون دائم گریه میکرد، دائم می گفت من رو تنها نذار!
ولی من نمی تونستم نمی تونستم دیگه اون رو تحمل کنم، اخه خسته شده بودم ازش... حالا مگه چی می شه آدم شبیه بقیه باشه؟ خیلی هم خوبه، آدم برای خودش زندگی می کنه، میره میاد هرچی... همه برای خودت فقط خودت، همه کارها فقط و فقط برای خودت، ظاهر و باطن برای خودِ خودت.
مگه چی میشه آدم تو چشم نباشه؟ حتما باید با انگشت نشونت بدن؟ حتما باید همه اسمت رو بدونن؟
نه !
وقتی مثل بقیه باشی وقتی خیلی خاص نباشی زندگی خیلی ... دیدن ادامه » راحت تره، خیلی ! هرچی میخوای می پوشی هرچی میخوای انجام میدی فقط و فقط واسه دل خودت.
راستش دلم واسه گل شازده میسوزه، بیچاره هی باید بشینه غصه بخوره هى نگران باشه که شازدش نره، شازدش خسته نشه، ناراحت نشه.

http://www.exittheatre.ir/Exit/nshryat/nshryat.html
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با روش انتخاب واحد و با رِفرِش از ساعت ۱۱:۵۵ و شروع به خرید به محض باز شدن سانس های جدید اقدام به خرید برای سانس ۱۸:۳۰ روز پنجشنبه کردم که هر صندلی‌ای که انتخاب میکردم به صفحه پرداخت نمیرفت و با پیغام این صندلی در حال رزرو هست مواجه میشدم. اگه خوب در حال رزور هست که باید به رنگ نارنجی باشه و من نتونم انتخاب کنم، یا اینکه همزمان صندلی رو انتخاب‌کردم با شخص دیگری که اگه اینطوره چرا همش به من میگفت این صندلی رزروه خوب یه بارم به بقیه میگفت :))) دیگه واقعا برای گرفتن بلیط نمیتونم از این پیگیر تر باشم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد

تقبل الله اعمالکم و اعمالنا
انشالله همه با هم .....
:)
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
به نظر من نمایش خوبی بود.
آقای دشت آرای ممنون که دریچه های جدید رو به روی ما باز میکنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز میشه لطفا اطلاع رسانی کنید خرید روز پنج شنبه 15 مهر چه تاریخی باز میشه؟
ممنون.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجرای قبلی این کار را دیدم. باز هم می خواهم ببینم. نگاشته شکوهمند برتولت برشت را ببینید و تحسین کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نشست نقد و بررسی کتاب «لم یزرع»
» نقد و بررسی «لم یزرع» یکشنبه ۴ مهر در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد
... دیدن متن »
در نشست نقد و بررسی کتاب «لم یزرع» عنوان شد؛  «لم یزرع» پیوند میان دو ملت ایران و عراق است
 نشست نقد و بررسی کتاب «لم یزرع» نوشته محمدرضا بایرامی با حضور این نویسنده و حبیب‌ احمدزاده و شهریار عباسی یکشنبه ۴ مهر در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد. 
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، حبیب‌ احمدزاده در این نشست با اشاره به موضوع انسان در آثار بایرامی گفت: بایرامی همواره در تمام آثارش «انسان» را درگیر ماجرا می‌کند و نشان می‌دهد که او چه برخوردی در مواجهه با مسایل پیرامونش دارد. روند انسانی کتاب حفظ شده است اما شاید مخاطب به او حق ندهد. کتاب سعی نمی‌کند انسان ایرانی را تعریف کند و تا آنجا که توانسته است انسان ایرانی را از داستان حذف کرده است.  وی افزود: البته این انتخاب نویسنده است. در این رمان «سگی» وارد ماجرای داستان شده است و بهتر بود شخصیت این سگ برای مخاطب از سگ‌های دیگری که می‌شناسیم متمایز می‌شد. همچنین بحث شیعه و سنی و اختلافات میان آن‌ها در کتاب مطرح شده است. معمولا اختلاف‌ها ناشی از شناخت است. اما در این کتاب دو گروه شناختی از هم ندارند و این مسأله اختلاف شیعه و سنی را برای مخاطب غیرقابل باور کرده است.  احمدزاده با بیان این که اعراب  سب‌شناسی دارند، گفت: این امر باید ابهام‌زدایی می‌شد به راستی چرا دو گروه از هم شناختی حاصل نمی‌کنند و اختلافات پایه و اساس منطقی ندارند؟ علاوه بر این، با توجه به اینکه داستان در یک جغرافیای روستایی رخ می‌دهد جملات شخصیت‌ها تا اندازه‌ای فلسفی به نظر می‌رسد و با آنکه فرهنگ اعراب را بازگو می‌کند، برخی از جملات زیادی «ایرانی» هستند.
نویسنده «شطرنج با ماشین قیامت» یادآور شد: برخی شخصیت‌ها در این داستان به ناگاه حذف می‌شود اما چرایی این حذف مشخص نیست. ما با داستانی طرف هستیم که ماجرای زندگی انسان‌هایی را بیان می‌کند که هیچ وقت دوست نداشتیم آنها را ببینیم (عراقی‌ها). ما در لم‌یزرع با ضرب‌المثل‌ عربی برخورد می‌کنیم که معنای آن برای مخاطب روشن نیست و باید نویسنده با مخاطب این قرار را می‌گذاشت که برگردان برخی لغات و ضرب‌المثل‌ها را در کتاب می‌آورد.  احمدزاده به بایرامی توصیه کرد که این کتاب را برای ترجمه به زبان عربی آماده کند و گفت: لم‌یزرع در ترجمه اثری موفق خواهد بود زیرا درد و دل گروهی از ماجرای جنگ ایران و عراق را روایت می‌کند که بازگو نشده بود این کتاب پیوند میان دو ملت ایران و عراق است. با این حال من این کتاب را برای مطالعه به مخاطبان توصیه می‌کنم اثری راحت‌خوان است و با آنکه من در میان اعراب زندگی کرده‌ام داستان آن را باور می‌کنم. 
شهریار عباسی نیز با اشاره به موضوع این کتاب گفت: با آن که کتاب «لم‌ یزرع» را اثری در حوزه جنگ و دفاع مقدس می‌نامند من آن را متعلق به این حوزه نمی‌دانم گرچه بایرامی زیرکانه به موضوع جنگ پرداخته است اما این کار در آن حوزه نیست. زیرا اگر آنچه درباره جنگ است را از رمان حذف کنیم باز هم خدشه‌ای به داستان بایرامی وارد نمی‌شود.  وی این پرسش را مطرح کرد که اثر بایرامی در چه حوزه‌ای نوشته شده است و گفت: به نظر من لم‌یزرع در مکتب ادبیات روس نوشته شده است که از مکاتب برجسته ادبیات دنیاست.
عباسی با برشمردن ویژگی‌های ادبیات روس اضافه کرد: سه ویژگی جغرافیا، برجستگی دیالوگ و عریان‌بودن احساس در کتاب «لم‌ یزرع» نیز به چشم می‌خورد. من دوست داشتم داستان این کتاب از جای دیگری آغاز می‌شد مثلاً از جایی که سعدون در پی عشقش است. خیلی از جاهای این کتاب درباره انسان یا خودشان دیالوگ‌های تندی به کار رفته است تیزی خاصی در این دیالوگ‌ها وجود دارد و بایرامی در آثار دیگرش نیز این لحن را به کار برده است و در این کتاب نیز به خوبی از پس تند و تیزی احساس برآمده است.  وی یادآور شد: رمان چیزی بیشتر از جنگ است و این کتاب نیز درباره صدام و جنگ نیست کار ما در رمان شناساندن صدام و پرداختن به آن نیست کار رمان‌نویس پرداختن به انسان است و در واقع «جنگ» آزمایشگاهی است برای یک داستان‌نویس تا در آن انسان را در موقعیت خاصی قرار دهد تا عملکرد او را مورد آزمایش قرار دهد.  عباسی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به سخنان حبیب احمدزاده درباره «سگ» این کتاب گفت: به نظرم به اندازه کافی به شخصیت این سگ پرداخته شده است و در واقع بایرامی خواسته است همراهی عنصری از طبیعت را با انسان به نمایش بگذارد که خوب به تصویر کشیده شده است.  وی با بیان اینکه دنیای بیرون با جهان داستان متفاوت است، افزود: دنیای داستان دنیای تاریخ نیست و مهم قراردادی است که نویسنده در ابتدای داستان خود با مخاطب می‌بندد. بزرگانی چون شاملو و سروش حبیبی که از مترجم‌های قوی ادبیات هستند گاهی چنان ترجمه کرده‌اند که گویی اثر را خودشان تالیف کرده‌اند.  این داستان‌نویس در ادامه به شباهت داستان «لم یزرع» با داستان «رستم و سهراب» در شاهنامه پرداخت و گفت: در این داستان پسر به دست پدر کشته می‌شود و ماجرای حیله و فریب در آن مطرح است اما تفاوت بزرگ دنیای اسطوره و تاریخ جنایت ناآگاهانه و جنایت آگاهانه است. ما امروزه درگیر جنایت آگاهانه هستیم که در این کتاب نیز همین امر رخ می‌دهد. 
بایرامی نویسنده «لم‌ یزرع» نیز در سخنانی گفت: سعی کردم جنبه‌های تخیلی را در آثارم تجربه کنم و در تجربیاتم بیشتر به فرم توجه داشته‌ام و در «لم‌یزرع» کوشیدم بیشتر قصه‌گو باشم که در هیچ یک از کارهای قبلی چنین نبوده است. من در آثارم معمولاً یک چندضلعی را رعایت می‌کنم. «طنز و تراژدی» و «تقدیر و تصادف» وجهی از این چندضلعی هستند. نوشتن این کتاب تجربه سختی بود و می‌ترسیدم داستانم برای مخاطب باورپذیر نباشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وظیفه گربرسد مصرفش گل است ونبید
نازنین هاشمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این نمایش رو دیدم و به جرات میتونم بگم جزو بهترین کمدی هایی بود که تا بحال دیده بودم دیالوگهای بسیار زیبا بدون هیچگونه لکنت و بازی بسیار روان عوامل همگی نشان از یک تئاتر بسیار محکم و زیبا رو داشت .
سالن کنش معاصر رو هم دوست داشتم خوب بود و جای پارک هم راحت گیر اومد
نورپردازی و صدا عالی بود
ضرب آهنگ صحنه ها خو ب بود
زمان نمایش هم بسیار عالی بود .
در کل متشکرم وقت بسیار خوبی رو سپری کردیم
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقیهه سلطانی و علیرضا استادی به یک نمایش پیوستند
» عاشقانه ای برای عباس به ایرانشهر می رود
... دیدن متن »
به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
 شناسه مطلب: 64003

با اضافه شدن فقیهه سلطانی، علیرضا استادی، نادیا فرجی و محمد زوار بی ریا گروه بازیگران نمایش «عاشقانه ای برای عباس» مشخص شد.

به گزارش دریافتی ایران تئاتر، نمایش «عاشقانه ای برای عباس» به نویسندگی و کارگردانی سیدعلی موسویان و تهیه کنندگی محسن زارع اشکذری با نگاهی به زندگی شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده یکی از فرماندهان گردان عمار لشگر فاطمیون در سوریه به صحنه می رود.
در این نمایش فرزین صابونی، فقیهه سلطانی، علیرضا استادی، سروش طاهری، نادیا فرجی و محمد زوار بی ریا به ایفای نقش می پردازند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «سید عباس نانوای ساده ای است که در ورامین زندگی می کند. بر اساس اتفاقی تصمیم می گیرد به سوریه و عراق رفته و با نیروهای تکفیری بجنگد. اما همسرش زهرا سادات مخالف است. با آمدن یک کارگر افغانی به نام نجیب که اتفاقا او هم قصد رفتن به سوریه را دارد. سید عباس تصمیم می گیرد خود را افغانی جا زده و همراه لشگر فاطمیون اعزام شود...»
شهید «مصطفی صدرزاده» متولد ۱۳۶۵ دانشجوی ترم آخر رشته ادیان و عرفان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بود. او فرمانده گردان عمار لشکر فاطمیون بود که در ظهر تاسوعا حین درگیری با نیروهای تروریست توسط تیر تک‌تیرانداز نیروهای تکفیری در حلب سوریه به شهادت رسید.
لازم به ذکر است اجرای نمایش «عاشقانه ای برای عباس» از ۲۴ مهر ماه در سالن ناظرزاده کرمانی آغاز خواهد شد.



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای لاریان خیلی خوشحالم که کار تمدید شد. حتما به همراه دوستان برای دیدن دوباره کار خوبتون میایم.
بهروز خرم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخبار موسیقی
درباره پرفورمنس آرت آتیش بیار معرکه
آتیش بیار معرکه در گالری آریانا
» آتیش بیار معرکه به گالری آریانا می رود
... دیدن متن »
 " آتیش بیار معرکه " با طراحی و کارگردانی افروز وزیر پور و تهیه کنندگی حسام الدین قندی چهارم مهر به گالری آریانا می رود. 
این پرفورمنس از مجموعه پرفورمنس هایی است که این کارگردان بر اساس ضرب المثل های فارسی طراحی کرده است.
اجرای " آتیش بیار معرکه " با توجه به ریشه ی این اصطلاح که مربوط به نوازندگان معرکه گیر بوده طراحی شده است. افروز وزیر پور درباره هدف این گروه از اجرای پرفورمنس هایی بر اساس اصطلاحات و ضرب المثل های ایرانی بیان کرد: هدف ما بیش از هر چیز جا انداختن فرهنگ پرفورمنس در ایران است و معتقدیم در واقع پرفورمنس آرت همان معرکه گیری های قدیم ایران است. کار بر پایه اصطلاحات ایرانی وضرب المثل های فارسی برای مخاطبان جذابیت خود را دارد. 
وی درباره شیوه اجرایی این پرفورمنس نیز گفت: ما در این اجرا از موسیقی به معنای ایجاد سر و صدا با سازهای کوبه ای استفاده کرده ایم اما ملودی خاصی توسط اجرای موسیقی دنبال نمی شود بلکه به شکلی غافلگیر کننده نوازندگان به اجرا اضافه می شوند و حضور آنها دعوت کننده مخاطب به مشارکت با گروه اجرایی پرفورمنس است. ضمن اینکه ریشه این ضرب المثل «آتش بیار معرکه» اساسا از نوازندگان دوره گرد می آید که در میانشان فردی بوده که خیلی هم به چشم نمی آمده اما وظیفه داشته سازهای گروه را در سرما و گرما برای نواختن آماده کند و این کار را با آتش انجام می داده و ساز آنها را گرم می کرده است.
از دیگر عوامل این پرفورمنس «آتش بیار معرکه»  می توان به حسام الدین قندی (مجری طرح و تهیه کننده)، ساغر مسعودی (نقاش) ، محمدرضا میرزا محمدی (طراح هنری) ،ایده طالبی (طراح حرکات)، شقایق کمیلی ( مشاور کارگردان)، چهرزاد شیخ الاسلام (گروه حرکت)، گروه ریژنه به سرپرستی شادی غلامی (اجراگران شنیداری)، عماد دولتی (عکاس)، امین بیگی (مدیریت مجموعه پیش رو)، یلدا جمالی (طراح پوستر)، سارا حدادی (مشاور رسانه ای و مدیر روابط عمومی) ، تبلیغات مجازی (سیگنال هنر) اشاره کرد.  
همچنین وزیرپور این اثر را به موسسه خیریه «هومن» که حامی هنرمندان مبتلا به سرطان است تقدیم کرده اند و هنرمندان و اصحاب رسانه فردا میهمان این اثر خواهند بود.
 علاقه مندان می توانند با مراجعه به سامانه ی تیوال یا گالری آریانا واقع در الهیه، انتهای مریم شرقی، ابتدای خیابان شهید فیاضی، شماره ۹ از این پرفورمنس دیدن کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخیزم وعزم باده ناب کنم
رنگ رخ خود به رنگ عناب کنم
این عقل فضول پیشه را مشتی می
برروی زنم چنانکه در خواب کنم
نازنین هاشمی و رامین امینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
عرض ادب و خسته نباشید به گروه خوب پرسه های موازی
پیش پیش بگم حاالم بده از کار عالی شمااااااا
دوستی داشتم به نام حمید، ساده دل بود مثل خیلی از آدمها، اما خجالتی و کم حرف.
به دلیل بیماری قلبی معاف از رزم بود و زمان خدمت سربازی، پست نگهبانی نداشت. 30 خرداد 74 خودکشی کرد، به ضرب گلوله. اسلحه رو زیر چونش گذاشته بود و تمام...
یه روز بدون هماهنگی با افسر مسئول، با یکی از نگهبانی هماهنگ می کنه که به جای اون پست بده، نگهبان هم اسلحه رو تحویلش میده ومیره میخوابه، نیم ساعت بعد صدای شلیک نگهبان رو از خواب میپرونه. هیچ کس نفهمید دلیل این کار حمید چی بوده.
صمیمی ترین دوستم بود و چیزهایی از زندگیش میدونستم که حتی خونوادشم خبر نداشتن. هنوز بعد از این همه سال به دلیل خودکشی حمید فکر میکنم، اینکه چی شد که این اتفاق براش افتاد.
ریشه یابی موشکافانه خودکشی در نمایش شما بسیار منو درگیر خودش کرده و هنوز بهش فکر میکنم، که هر چقدر هم این عمل یک عمل تقبیح شده و غلط به حساب بیاد، اما میشه به راحتی و با منطق های باور پذیری که از دل همین زندگی روزمره بدست میاد، میشه به دلیل انجام این عمل، در بعضی آدمها رسید.
بازی دیدنی بازیگرها، قدم به قدم آدمو به ریشه ماجرا در گذشته میبرن و متن دقیق و طراحی صحنه در خدمت کار، این باورپذیری رو تکمیل می کنه.
علیرضای تلخ
مانی سرگشته
فریبای رنج دیده
و نویسنده درگیر این آدمهای واقعی به روشنی آدم رو برای رسیدن به دلایل این فاجعه راهنمایی میکنن.
واقعا لذت بردم، و ممنون که حرف جدیدی میزنید توی این همه تکرار.
ممنون آقای آسو بهاری
ممنون ... دیدن ادامه » آقای بهروز خرم
ممنون خانم الهام نامی
ممنون آقای سعید حسنلو
ممنون جناب پیام لاریان و ممنون جناب سجاد افشاریان عزیز
تنتون سالم، زنده باشید و بی صبرانه منتظر کارهای بعدی شما میمونم.....
رومینا خلج هدایتی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برید ببینید فقط همین :))
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو با بهاره رهنما بازیگر نمایش زنانی که به بزها خیره شدند
» بهاره رهنما: ایوب آقاخانی توکا را بر اساس شخصیت من نوشت
... دیدن متن »

نمایش زنانی که به بزها خیره شدند، نمایشی در باره تنهایی آدم های امروزی و پیچیدگی در روابطشان است. بهاره رهنما دراین سال های اخیر هنرمند، نویسنده، کارگردان و بازیگرپرکار وموفقی بوده است و مدام در تلویزیون، سینما و تئاتر در رفت و آمد است. چند سال قبل در فیلم سینمایی کمدی طبقه حساس به کارگردانی کمال تبریزی بازی کرد و همزمانش درمجموعه های تلویزیونی پژمان به کارگردانی سروش صحت وخوب، بد، زشت به کارگردانی منوچهر هادی و غیرعلنی حضور داشت و در کنارش در نمایش هایی مثل با من بستنی می خوری؟، آرسنیک و تور کهنه، دورهمی زنان شکسپیر، عامدانه، عاشقانه وقاتلانه و پسران خورشید بازی و یا به عنوان کارگردان حضور داشت. 
نمایش زنانی که به بزها خیره شدند  به تهیه کنندگی مهرداد بهاءالدینی وبا بازی بهاره رهنما، نگار فروزنده و ایوب آقاخانی و صدای ناصر طهماسب از ١۶شهریورماه در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه در حال اجرا است.
با رهنما در باره حضورش در نمایش و ویژگی های نقش توکا گفت وگویی انجام داده ایم.

آیا به این دلیل بازی در نمایش زنانی که به بزها خیره شدند را قبول کردید که به آثار کاری شما در تئاتر نزدیک است؟
به لحاظ ذهنی قرابت های زیادی با ایوب آقاخانی دارم و حتی سایر کارهایش که فضای زنانه ای هم ندارند را دوست دارم و کارهای موفقی بودند مثل نمایش مرثیه ای برای یک سبک وزن. ایوب آقاخانی جز نادرترین کارگردان مرد تئاتر ایران است که دنیا و دغدغه زنان را خوب می شناسد و زنان نویسنده آثار زیادی در باره مشکلات و دغدغه های زن ها نوشته اند  که توام با نگاه زنانه است. اما موقعی که این نوع متن ها را یک مرد می نویسد از بیرون با قضاوت منصفانه تری روبه رو می شود و نمی شود انگ طرفداری و جانبدارانه  یک جنسیت از جنسیت خودش را به نویسنده اثر زد.

توکا در نمایش در عین حالی که برای مخاطب سمپاتی داشت. اما جاهایی شخصیتش خاکستری می شود؟ 
برای من مایه مباهات بود نویسنده – کارگردانی شخصیتی را در نمایشش بر اساس شخصیت من نوشته است و کمتر در کشور ما چنین نوع اتفاقاتی رخ می دهد. البته قبل از این یک بار مهران مدیری و سروش صحت و بار دیگر پیمان قاسم خانی بر اساس شخصیت من کاری را نوشته بودند. در تئاتر برای من به جز متن هایی که خودم نوشته بودم و کارگردانیش هم می کردم برایم چنین اتفاقی رخ نداده بود. بنابراین یک تعامل دو طرفه باعث شد که این همکاری من و ایوب آقاخانی شکل بگیرد. توی این دهسال اخیر هر موقع یکدیگر را دیده بودیم مدام بر این نکته اشتراک نظر داشتیم که باید به زودی زود یک کار مشترکی انجام بدهیم. اما جور نمی شد و این همکاری مشترک  تا این کار به تعویق افتاد. البته در نمایش هادی مرزبان با همدیگر همبازی بودیم.  
در حین نوشتن متن هم سعید آقاخانی بابزرگواری به من اجازه داد تا در مراحل تمرین من و نگار فروزنده بیشتر نقش ها را به خودمان نزدیک کنیم. 

بنابراین نمایش بر اساس کار کارآگاهی به جلو رفت؟

نه، متن خیلی کامل و درست نوشته شده بود. فقط از ایده هایی که در تمرینات به ذهنمان می رسید در بازی هایمان استفاده می کردیم. این روزها به خصوص در فضای کارگردانی چه در سینما و تئاتر و تلویزیون به سلامت روانی  در حین کار کمتر توجه می شود و به سمت کارگردان سالاری می رویم و کارگردان همه چیز را به اسم خودش تمام می کند. اما ایوب آقاخانی به شدت از سلامت روانی در کارش برخوردار است و کاملا اجرای یک نمایش را به شکل کار گروهی نگاه می کند و اگر کار نکته مثبتی دارد ، آن را به کل گروه تعیمم می دهد و اگر نکات منفی وجود دارد همه مسئولیتش را جمعی می داند و نه فردی. بنابراین کار با ایوب آقاخانی لذت بخش است و برای من کار کردن با کارگردان هایی که به سلات روانیشان در کار اهمیت نمی دهند سخت است و این پیشنهادات را قبول نمی کنم. ا زطرف دیگر موقعی که بازیگر از سن چهل سالگی عبور می کند، تحملش نسبت به ناملایمات کمتر می شود. شاید در سی سالگی می توانستم با کارگردانی که سر کار مدام عصبانی می شود و در عین حال کارگردان خوبی هم هست کار کنم. مرضیه برومند سال ها پیش حرف خوبی مطرح کرد  "ما کار هنری انجام می دهیم تا آدم های بهتری باشیم. و اگر بخواهیم کار هنری کنیم که باعث اذیت و آزار یکدیگر بشویم، کارمان  پشیزی ارزش ندارد."    

آیا توکا نماد زنان طبقه متوسط روبه بالا است که دچار بحران عبور از سن میان سالی شده است؟ 

در نمایش با چند تم با ارزش روبه رو بودیم. اولیش بحران عبور از سن چهل سالگی  برای زنان و در پس زمینه برای مردان و مسئله بعدی ازدواج دوم بود که متاسفانه در این دهه اخیر رشد فزاینده ای در جامعه داشته است. مسئله سوم  تعامل میان زندگی فردی با اجتماعی آدم ها (زنان در پیش زمینه و مردان در پس زمینه) بود. توکا هم در نمایش زن شاغلی است که دغدغه های خاص خودش را دارد.   

به نظر می رسد توکا در ازدواج دومش با حسابگری عمل کرده و با مردی ازدواج کرده که نقش مهمی در اداره امورات شرکتش دارد؟

بله، این خودخواهی است که همه ماها داریم و آدم ها ترس هایی دارند که این ترس ها از یک جایی به بعد باعث انتخاب هایشان می شود.     

شخصیت های نمایش آدم های تنهایی به نظر می رسند. آیا این تنهایی به دلیل نوع عملکردشان است؟

آدم های این دوره و زمانه نسبت به قبل خیلی تنهاتر شده اند. و تفاوت های توکا با خودم برایم خیلی جذابیت داشت. به طور مثال توکا زن توداری است و راحت درونیات و حرف هایش را بروز نمی دهد. و دوست و آشنای زیادی ندارد. در حالی که من در حوزه روابط اجتماعی بسیار قوی است و خشکی و سردی توکا را هم ندارم.    

فوبیای که توکا در مورد ترس از رانندگی در جاده دارد. برای او موقعیت خطیری را به وجود می آورد؟ 

این بخش شخصیت توکا با من مشترک است و من هم از رانندگی در جاده احساس ترس دارم.

آیا می توانیم این نمایش را یک اثر حدیث نفسی در باره بهاره رهنما بدانیم؟ 
نه، ایوب آقاخانی خیلی از خصوصیات من را نمی دانست و این جادوی تئاتر است که شخصیتی را بازی می کنید که چیزی از وجود شما را در درونش دارد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حاشا حاشا که از مرگ ترسیده باشم
عرض ادب و خسته نباشید به گروه خوب پرسه های موازی
پیش پیش بگم حاالم بده از کار عالی شمااااااا
دوستی داشتم به نام حمید، ساده دل بود مثل خیلی از آدمها، اما خجالتی و کم حرف.
به دلیل بیماری قلبی معاف از رزم بود و زمان خدمت سربازی، پست نگهبانی نداشت. 30 خرداد 74 خودکشی کرد، به ضرب گلوله. اسلحه رو زیر چونش گذاشته بود و تمام...
یه روز بدون هماهنگی با افسر مسئول، با یکی از نگهبانی هماهنگ می کنه که به جای اون پست بده، نگهبان هم اسلحه رو تحویلش میده ومیره میخوابه، نیم ساعت بعد صدای شلیک نگهبان رو از خواب میپرونه. هیچ کس نفهمید دلیل این کار حمید چی بوده.
صمیمی ترین دوستم بود و چیزهایی از زندگیش میدونستم که حتی خونوادشم خبر نداشتن. هنوز بعد از این همه سال به دلیل خودکشی حمید فکر میکنم، اینکه چی شد که این اتفاق براش افتاد.
ریشه یابی موشکافانه خودکشی در نمایش شما بسیار منو درگیر خودش کرده و هنوز بهش فکر میکنم، که هر چقدر هم این عمل یک عمل تقبیح شده و غلط به حساب بیاد، اما میشه به راحتی و با منطق های باور پذیری که از دل همین زندگی روزمره بدست میاد، میشه به دلیل انجام این عمل، در بعضی آدمها رسید.
بازی دیدنی بازیگرها، قدم به قدم آدمو به ریشه ماجرا در گذشته میبرن و متن دقیق و طراحی صحنه در خدمت کار، این باورپذیری رو تکمیل می کنه.
علیرضای تلخ
مانی سرگشته
فریبای رنج دیده
و نویسنده درگیر این آدمهای واقعی به روشنی آدم رو برای رسیدن به دلایل این فاجعه راهنمایی میکنن.
واقعا لذت بردم، و ممنون که حرف جدیدی میزنید توی این همه تکرار.
ممنون آقای آسو بهاری
ممنون ... دیدن ادامه » آقای بهروز خرم
ممنون خانم الهام نامی
ممنون آقای سعید حسنلو
ممنون جناب پیام لاریان و ممنون جناب سجاد افشاریان عزیز
تنتون سالم، زنده باشید و بی صبرانه منتظر کارهای بعدی شما میمونم.....
رومینا خلج هدایتی این را خواند
بهروز خرم این را دوست دارد
ممنونم سروش خان صاحبی از نوشته ی زیباتون، ممنون از اینکه اومدین و دیدین
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروغ فرخزاد" آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است... من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است." فروغ بانو رو دوست می دارم و همیشه افسوس این را دارم کاش جوانیم دهه 40 بود تا افتخار یک فنجان قهوه خوردن در کنارش را پیدا می کردم و تشکر می کنم از نویسنده محترم سارا تقوی انتخاب خوبشون امیدوارم شاهد موفقیتهای بیشتر از ایشان باشیم .
محمد رحمانی و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تخفیف دانشجویی گمشده در یانکرز
» تخفیف دانشجویی نمایش گمشده در یانکرز به مناسبت آغاز سال تحصیلی
... دیدن متن »
نمایش گمشده در یانکرز به کارگردانی سارا داروفروش، به مناسبت آغاز سال جدید تحصیلی با تخفیف ویژه میزبان دانشجویان می شود.  
به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «گمشده در یانکرز» نوشته نیل سایمون و کارگردانی سارا داروفروش، که از روز شنبه، ۲۰شهریور، ساعت ۲۰:۳۰، اجراهای خود را در سالن استاد فنی زاده ی موسسه منشور هنر، آغاز کرده است، به مناسبت آغاز سال جدید تحصیلی با تخفیف ویژه، میزبان دانشجویان تمامی رشته ها می شود.
«گمشده در یانکرز» از حضور بازیگرانی همچون؛ مهدی علینژاد، سید حسام الدین شریفی، مرجان بهرامی، سحر آقاسی، الهه موچانی، عرفان نظری و مجید آقایی بهره می برد و  عواملی چون؛ دستیاران کارگردان: مصطفی زائر، میلاد درویشان، منشی صحنه: ندا کاوندی، مدیر صحنه: عاطفه چطر روز، مدیر اجرائی: آزاده نصرتی، طراح صحنه و لباس: سارا داروفروش، طراح گریم: الهام جعفری، طراح پوستر و بروشور: آزاده نصرتی، طراح نور و ساخت دکور: حمیدرضا ونائی، روابط عمومی: فریبا جدیدی، مشاور رسانه ای: امیر پارسائیان مهر و تبلیغات مجازی: گروه هنر مدرن کارگردان را یاری می دهند.
خلاصه قصه، داستان دو پسر بچه است که مجبور شدند برای مدتی پیش مادربزرگ خودشان زندگی کنند و در آنجا اتفاقاتی برایشان رقم می خورد که... 
مخاطبان برای تهیه بلیت می توانند به صفحه فروش این نمایش در سایت تیوال مراجعه و یا برای خرید بلیت حضوری به سالن استاد فنی زاده به نشانی: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان نجات الهی (ویلا)، کو چه مراغه، پلاک ۲، طبقه ۳، مرکز آفرینش منشور هنر مراجعه نمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکنم جهت شفاف سازی و رعایت احترام و صداقت در ارتباط با مخاطبان سایت بهتره دوستان مسئول توضیح بدن که "چگونه" بلافاصله بعد از باز شدن روزهای جدید ردیف های نزدیک به صحنه "تصاحب" میشن.ممنون.
سید حامد حسینیان و ازده ف این را خواندند
آقای حیدری اساساً در سالن‌هایی که سن دارند مثل سالن اصلی تئاترشهر و به خصوص سالن دکتر ناظر زاده که آدم در صندلی‌ها فرو میره ردیف سه و چهار و پنج خیلی بهتر از ردیف یک و دو هست!اگر عده‌ای سریع ردیف یک و دو و سه رو می‌خرن شما حرفه‌ای گری کنید و ردیف چهار ... دیدن ادامه » و پنج رو ابتیاع کنید!والا اینجوری برای خودتون خوبه!
۴ ساعت پیش
درود بر شما
همان طور که قبلا به کاربر عزیز دیگری پاسخ داده شد.
در تمامی اجراها بخشی از ظرفیت سالن به عنوان بخش مهمان سالن و گروه محترم اجرایی در نظر گرفته می شود و این در تمامی اجراها وجود دارد. برای آن بخش امکان فروش اینترنتی وجود ندارد.
با سپاس از همراهی ... دیدن ادامه » شما
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام لاریان: دوست دارم در مورد مرگ خودم بنویسم / خودکشی دسته‌جمعی بر صحنه تئاتر

گفت و گو با پیام لاریان به بهانه اجرای نمایش پرسه های موازی
http://honaronline.ir/Pages/News-77781.aspx
بهروز خرم این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخبار تئاتر
درباره نمایش شعبده باز
شعبده‌باز تا ۹ مهر در نیاوران
» اجرای نمایش «شعبده باز» به نویسندگی و کارگردانی شایان افکاری در فرهنگسرای نیاوران تا نهم مهرماه تمدید شد.
... دیدن متن »
به گزارش روابط عمومی این نمایش؛  «شعبده باز» کاری از شایان افکاری پس از دو سال با تغییر تیم اجرایی از اوایل شهریورماه در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه رفت و تا آخر هفته همچنان اجرا خواهد شد.
این نمایش براساس تکنیک مونولوگ‌های متقاطع نوشته شده و به قصه‌ای خیالی در جهانی خیالی می‌پردازد که در آن مهاجرت و حسادت باعث خلق کنش وحرکت رو به جلوی داستان می‌شود.  افکاری تا کنون بیش از ۱۰ اثر نمایشی را در تالارهای مختلف روی صحنه برده و این نخستین اثر او است که باز تولید شده است. دراین اجرا با تغییر رویکرد و نگاهی نو به متن در انتخاب بازیگران و شکل و چیدمان صحنه‌ها هم تغییراتی ایجاد شده است. 
طبق اعلام روابط عمومی نمایش «شعبده‌باز»، این نمایش در ادامه‌ی اجرای خود با تغییر دو بازیگر و با حضور شایان افکاری، عباس بابایی، سوزان قربانی، پوپک داداش‌زاده، رضا قاسمی و امین جمشیدیان روی صحنه می‌رود و پیش‌ از این علی میری و محمدرضا انتظامی در این اثر بازی می‌کردند.
امین جمشیدیان (دستیار اول کارگردان)، رضا نوفرستی (دستیار دوم)، حدیث کریمیان (منشی صحنه)، سپیده عابدی (طراح لباس)، کیوان جزایری (طراح صحنه)، رهام بیگلو (گریم)، علی روهینا (عکاس)، مهدی عمادی (تیزر)، سمیرامیس  محمدی (مشاور امور رسانه و تبلیغات) از دیگر عوامل این نمایش هستند.  نمایش«شعبده باز» هر روز به استثناء روزهای شنبه و سه‌شنبه ساعت ۲۰:۳۰ به مدت زمان ۵۵ دقیقه در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می‌رود.  
این نمایش پائیز سال ۹۳ در تماشاخانه مشایخی هم اجرا شد که استقبال خوبی هم از ان صورت گرفت. 
شایان افکاری همچنین دوماه قبل نمایش«دیوار برلین» را در تالار محراب روی صحنه داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای امشب (5 مهر) ساعت 6:30 یک بلیط ماتریوشکا صندلی 7-10 به قیمت 35 هزارتومن موجوده

من به دلیل مشکل شخصی نمی تونم برم

در صورت تمایل با این شماره تماس بگیرید 09392586584
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فیلم در کافه و 10 هزار تومان گرفتن بلیط!!؟ چندین کافه در تهران این کار رو مجانی انجام میدن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید