«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

اعتماد به نفس بالای نویسنده و کارگردان باعث شده درام ، داستان و سایر فاکتورهای فیلمنامه رو فراموش کنند
این فیلم قابل مقایسه با هامون نیست
هامون داستان داشت
در نهایت این فیلم ارزش سینما رفتن رو نداشت
شاید بهتر باشه دوستان کمی سطح انتظاراتشون از یه فیلم حرفه ای تو یه سینمای حرفه ای بالا ببرن
کارگردان وقتی به به و چه چه شمارو برای یه فیلم بد میبینه دیگه ترسی از فیلم بد ساختن نخواهد داشت
به خاطر همینه که سالی ٣ یا ٤ تا فیلم خوب بیشتر نداریم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا راز بمیر تا زنده شوی را درنیابی
جز میهمانی گمنام در سرزمین ظلمت نخواهی بود

از: گوته
۱۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آثار اکبر رادی آثار زیبایی هستن که هرکدامشان جای چندین نمایش و اجرا را دارند.
اما کنار گذاشتن چند قطعه ی کوتاه از هرکدوم از این نمایشنامه ها کنار هم و اجرای یک نمایشی که بتونه مخاطب رو راضی نگه داره و هم بتونه ادای مطلب رو ایراد کنه جای دقت نظر بسیار زیاد و توجه به ریزه کاری ها و چیدمان درست و حسابی داره.
در "هفت پرده" خوشبختانه با اجرا و بازی خوبی روبرو هستیم که کمک میکنه نقش ها باورپذیرتر بشن. اما متاسفانه گویا روایت کلی داستان و شاید چیدمان این پازل ها کنارهم نتونسته مخاطب رو راضی نگه داره.
نمایش که شروع شد راوی شروع به صحبت میکنه..بعد اجرا شروع میشه.بعد دوباره راوی و بعد....این تکرار جدای از اینکه مخاطب رو دور میکنه از نمایش به نظر میرسید که کاملا هم بی ربط و بی مفهوم هستن. به خصوص در اوایل نمایش تا اواسط آن که بیننده رو کاملا خسته و دلزده ... دیدن ادامه » میکنن و حتی این وسوسه رو ایجاد میکنن که کاملا بیخیال بقیه نمایش بشن کمااینکه شبی که من نمایش رو دیدم این اتفاق افتاد.
اما اواخر نمایش این قضیه کمی بهتر شد و داستان کمی جذاب تر شد.
درکل نمایش کسل کننده و خسته کننده بود غیراز بعضی جاها...ولی ارزش یک بار دیدن رو داره به نظرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی صدای حادثه خوابید
بر سنگ گور من بنویسید :
یک جنگجو که نجنگید
اما ... ، شکست خورد

نصرت رحمانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای دوست
این روزها
با هر که دوست می شوم احساس می کنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر
وقت خیانت است

نصرت رحمانی
فاطمه و فرزام قدیری نیا(Farzam Gh) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درخشیدید...

ممنونم ازبازی ها ، قدم ها ، افکت ها ! سکوت ها، ....
و تمام حس و حال درست و به جایی که از سر شب مثل یک بچه دنبال سر من راه افتاده و هنوز از پایین لباسم آویزان است و مدام می خواهد که نگاهش کنم!

ممنونم آقای رمضانی .
فاطمه ، محمد مهدی فتحیان و محمد شجاعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه آرزو کن گوشهای خدا پر از آرزو ست و دستهایش پر از معجزه

از: ناشناس
فرزام قدیری نیا(Farzam Gh) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و این نیز بگذشت...

سپاس از همراهی تمام شما بزرگواران.

به امید دیدار شما در اپرای سعدی..

شاد باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی زندگی به مراتب تلخ‌تر از مرگ می‌شود... و شگفت آن که برای حفظ همان سراسر تلخی و رنج حاضر به انجام هر کاری می‌شویم!
فاطمه و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلخره تونستم نمایش ببینم با حوادث پیش بینى نشده که اجراى ٣٠ مهر رو کنسل کرد...این هفته موفق شدم!!!

نمایش خوبى بود اما بهتر از این هم میتونست باشه!!!با موضوع جالب و تامل برانگیزى که داشت اما...اینقدر شوخى هاى هریسون زیاد بود که لحظه اى فکر میکردى اومدى نمایش کمدى از بس که اطرافیانم میخندیدن!!!واى که از این خنده هاى بى خودى باعث میشه جمله بعد رو هم نفهمى ،به نظرم نوید محمدزاده تونسته بود خیلى خوب شوخى و بذله کویى هرسیون خوب در بیاره واقعا خوب بود اما قسمت هاى احساسى و اون بعد از شخصیت هرسیون که بغض میکرد ...داد میزد وقراربود تماشاگر رو تحت تاثیر قرار بده اصلا خوب نبود اصلا پیداش نکرده واقعا بعضى جاها من احساس خفگى میکردم دلم میخواست از ته دل فریاد بزنه اما انگار صداش در نمیومد...
بازى هومن کیایى خیلى خوب بود قاطعیت یک پزشک رو خوب نشون میداد اما درعین ... دیدن ادامه » حال رفتارش ناشى از دلسوزى بود ولى متاسفانه آزاده صمدى همچنان آزاده صمدى بود یعنى هر نمایشى که من از ایشون دیدم هیچ تغییرى در ایفاى نقش نمیدن طرز بیانشون ثابته همون لحن همون حس...خانم شه پرست و محمدهادى عطایى خیلى خوب بودن
طراحى لباس جالب و زیرکانه بود همینطور بازى بانور خیلى خوب بود
اما نکته جالب براى من بازیگر نقش فیلیپ هیل بود اصلا باورم نمى شد کیوان ساکت مجرى برنامه کودک و نوجوان که زمانى با محسن افشانى به اجرا میپرداختن همین بازیگر نقش فیلیپ هیل باشه ...
فقط یه نکته میخواستم بگم هرچه که بابت عدم تاخیر بگیم فایده اى نداره چون مثل اینکه اجتناب ناپذیره...اما خواهش میکنم موسیقى انتظار که قراره قبل از اجرا در سالن پخش کنید و مدام هم تکرار میشه یکم تو انتخابش تجدید نظر کنین حداقل موسیقى بذارید که ذهنمون رو آرام کنه تا آماده تماشاى نمایش بشیم نه با این همه خستگى از کار روزانه یه سردرد هم اضافه بشه...

از همه گروه ممنونم خسته نباشید و به امید نمایش هاى بیشتر و بهتر
شاهین نصیری ، علی سیمایی و manimoon این را خواندند
محمد مهدی فتحیان و شکوه حدادی این را دوست دارند
الهام جان ممنون از یادداشت خوبت .
کاملا" با موارد مطرح شده در آن موافقم . بخصوص در مورد بازیها.
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا نوشته زمان رزرو تمام شده؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط "شراب "و "خواب مصنوعی" به‌وسیله افیون و مواد مخدره است. ولی افسوس که تأثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید».

ص.هدایت

به بهانه ی غم بانوی سرخ پوش میدان فردوسی... کاکوهای سوخته ی سینما رکس...طفل صغیر و کبیر آسف...به بهانه ی آرامسایش...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اون پایین باید یه چیزو هزار بار بگه تا بفهمن!
manimoon این را خواند
سارا_ز و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو بادقت دیدم.
نکته ی مثبت فیلم این بود که حس خوبی رو از این فیلم گرفتم. و ماجرای برقی به نظرم نماد جالبی رسید اینکه باید در همه حال مواظب نگاه و احوالاتمون باشیم.
اما وقتی فیلم تموم شد باخودم گفتم همین؟؟؟ آخرش چی شد؟ منظور و هدف چی بود؟؟؟
تو بازیگرا بازی حامد بهداد بیشتر به چشم اومد به نظرم.
اما موسیقی آخر فیلم: وحشتناک بد بود.اصلا از آقای همایون شجریان انتظار نمیره توی همچین آثاری دست داشته باشن.خیلی بد بود خیلی..
manimoon و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
فاطمه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بکمان: همش میگفت بکمان بکمان بکمان، جوری میگفت بکمان که انگار به میز بگی میز...


(امیدوارم ذهنم در صحت این جمله درست یاری کرده باشه)
manimoon این را خواند
شکوه حدادی و محمد مهدی صحراپور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنام خدای زمان
نمیگم که به مردم زمان بدهید میگم به زمان فرصت بدهید تا خود زمان من درون شوما را بیابد و شناسایی کند و ان را که تو هستی به دیگران بنمایاند ...
اگر صبر کنی و عاقل باشی و فقط و فقط به حضرت زمان فرصت بدهی یا در واقع زمام اجرای امور رو به اقا یا خانم زمان بسپارید انوقت خواهید دید او کاری میکند که همگان با شیوه ی خودشان شوما را دوست بدارند و باز هم اگر بیشتر به او فرصت بدهید و او را وکیل تام الاختیار خود قرار بدهید بهترین ها را برای شوما گلچین خواهد کرد
(((زمان دوست توست اورا مرنجان )))
شاید زمان خود خداست
4ابان نود و 3
ساعت ده و 20و پنج دقی قه

از: علی شجاع
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دردناک بود ... ضجه های انسان هایی در همین سرزمین و بی خبر بودن ما آدم ها از درد های هم ...جای بسی تاسف برای بی تفاوتی ما نسبت به دیدن رنج های یکدیگر...موضوع پر محتوا و تاثیر گذار بود
manimoon این را خواند
فاطمه و محمد مهدی صحراپور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کشانده شدن زن روی زمین ، فریااااد اما بی صدا ، رنج اما بی فریاد ، ترس از صدا
صحنه ای که به زعم من اوج این کار بود . حتی جرات نفس کشیدن هم نداشتم . برای چند ثانیه تپش قلبم اوج گرفت.
زایمان ، درد ، سرما ، وحشت ، زن بودن ، خنده های مردان در بالادست که نشان از برتری جنسیت مرد بود . خنده هرچند بی صدا و در خفقان ، اما خنده بود خوشی بود حتی کوتاه و زودگذر .
صدای گریه کودک ـ بی تفاوتی . خوردن - بی تفاوتی ، بی تفاوتی به انجماد انسانیت .
گرگینه : که شاید در گذر زمان و در زمستانی این چنین مخوف نقاب انسان بودن از چهره مان برداشته شود .

نقاط ضعف کار : دکور کوچک ، بعضن ناهماهنگ بودن صدا و تصویر، و ای کاش بخشی از سرمای زمستان را در کار تجربه میکردیم ـ جایی که در خانه یا قبر باز شد .

و به یقین کاری تاثیر گذار است که تا مدتها خراش روحی حاصل شده بواسطه زخم انسانیت از دست رفته ... دیدن ادامه » ؛ رو به بهبودی نخواهد رفت .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام

این کار روزهای 15 و 16 ( روزهای بعد از ایام عزاداری ) اجرا خواهد داشت ؟
الهام این را خواند
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید