«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

یک پیشنهاد کاربردی و لذت بخش!!!
اگر به مسائل مالی اهمیت می دهید! اگر میخواهید یک تئاتر خوب با قیمتی باورنکردنی تماشا کنید! اگر خوره تئاتر هستید و به دلیل تماشای تعداد زیاد تئاتر هزینه ها را کنترل می کنید! نگران نباشید!
کافی است که از سایت زودفود یک همبرگر سفارش داده و علاوه بر میل کردن همبرگر 20 هزار تومان تخفیف تیوال بگیرید. و سپس با تهیه بلیت در بالکن سوم می توانید فقط و فقط با پرداخت 5 هزار تومان به تماشای کالیگولا بنشینید!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب تیوال کولاک بود
ممنونم از آقای مرتضی کلانی بابت این نگارش زیبا
بازگشت عاشقانه (1)

وقتی می خواستند منصور حلاج را بر دار کنند ، یکی از او پرسید : عشق چیست ؟ او گفت :" امروز بینی ، فردا بینی و پس آن فردا بینی ." و او را ناجوانمردانه کشتند . امروز او را بر دار کردند ، فردا او را سوزاندند و پس آن فردا خاکستر او را بر باد دادند . و این یعنی عشق و همان است که منصور حلاج گفت . خاکستر او بر باد رفت ، ولی یاد او از یاد نرقت . چرا که عشق زنده است و او عاشق بود .
آدمی ثمره عشق است . با عشق زندگی می کند . از آن نیرو می گیرد و با آن حرکت می کند و خود را می شناسد و دیگری را نیز . در این شناخت ، عشق محرک اوست و با آگاهی عشق خود را تقویت می کند . اگر دوست دار آزادی است باید اول عاشق باشد و اگر خواهان عدالت است ، عشق را سرلوحه خود قرار می دهد.
من در این افکار غرق بودم که هواپیما ... دیدن ادامه » از فرودگاه اورلی پاریس به سوی تهران پرواز کرد . بعد از مدتی دوری از ایران ، برای دیدن وطن لحظه شماری می کردم . مثل این بود که یک تکه از گوشت بدنم را کنده بودند و من به دنبال آن بودم . آرام و قرار نداشتم . چطور پنج ساعت مدت پرواز را تحمل کنم ؟ آخر همه کس و کار من آن جا بودند .
درد غربت داشتم . دوکلمه ای که یک دنیا معنا را در خودش قرار داده و درد جانکاهی که آدم تا نکشد نمی تواند بفهمد چیست . اگر همه درد های دنیا را جمع کنی ، به اندازه این یکی نیست . در واقع مثل درد عشق است . آدم وقتی تشنه است به دنبال آب می گردد تا سیراب شود . ولی عطش که زیاد شود هیچ وقت تشنگی رفع نمی شود ، مگر آن که لب چشمه باشی و تا می توانی آب بنوشی . من هم به دنبال چشمه خودم بودم تا سیراب شوم .
توی پرواز مدام چشمه را جلوی چشمم مجسم می کردم ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تاتر که با بازی استثنایی رضا مولایی و یک میزانسن فوق العاده شروع اما رفته رفته شکل تاترهای پردیس کوروش رو گرفت اما ضعیف نشد !! و فاخر و هنری تموم شد. واسلاو هاول یک سیاست مدار ضد کمونست بود اما نمایشنامش در چند قسمت به دفاع از کمونیست پرداخت اینکه افراد مرفه و بوروژوازی ماننده زن و شوهر با خانه عیانی از درون پوچ بودن و یک کمونیست (وانیک) برای اونها امید شده بود این یک جور مدینه فاضله قرار دادن کمونیسم ،، نمیدوننم شایدم واقعن تلاش داشتن تا یک کمونیست را از این زندگی افتضاح نجات بدن! نمیدونم این دوگانگی برام حل نشده
این تاتر برام یک کار کلاسیک اما در مواقعی پست مدرن بود اینکه بازیگران جلو تماشاگران لباس تعویض کنن و هویت خودشون که همون ماسک و لباس رو عریان کنن برام جالب بود نورپردازی کاملن استادانه و منظم بود اما موسیقی میتونست یکم امروزی تر ... دیدن ادامه » باشه در کل کارو دوست داشتم ممنون
امتیازات من:
متن ١٧/٢٠
کارگردان ١٧/٢٠
بازی مولایی:١٩/٢٠
بازی دیگران ١٥/٢٠
موسیقی١٦/٢٠
میزانسن و طراحی صحنه ١٧/٢٠
طراحی لباس و گریم ١٨/٢٠
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه تا از دیالوگای خوشگل تمامن آبی(چیزی که تو ذهنمه اینه قطعا با اصل دیالوگ فرق داره):
"اولش که میخوای بیای این پایین انتظار داری اینجا آبی باشه.ولی نیست.آبی نیست دیگه.سیاهه.همه چیز تاریکه."
"خاطرات فقط واسه اینن که پنج دقیقه آخر زندگیت رو باهاش پر کنی.زمان کمیه برای مرور همه ی عمرت.خیلی کم."
"یه دقیقه قبل اینکه با دست بزنن پشتم بارون میگیره.همه دریا نقطه نقطه میشه.لباسام خیس میشن.صورتم خیس میشه.گیاها خیس میشن.دریا خیس میشه."
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو هم حتما یه وقتایی
دلت خواسته
بلند شی دور شی گم شی بری تنهای تنها شی
حواست باشه اون وقتا
دقیقا بهترین وقته
که عشقت رو بگیری توی آغوشت
ببوسی و ببوسی و ببوسی تا دلت وا شه
حواست باشه وقتی که
همه چی درب و داغونه
همون موقع
قراره اتفاق خوب
بیاد تو قلب تو جا شه
بمونه تا ابد پیشت
نرو
تنها نشو
وایسا
بمون
برگرد
حتا با ... دیدن ادامه » وجودی که زبونم لال
عشقی هم نباشه
تا
توی آغوش تو باشه.

مهدی خان احمدی
Aug31
2015
11:11
مجید سلیمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای تمامن آبیِ معارف و مده آی کریمی
از میان گرد و خاک پایتخت گزارش می کنم ، حوالی نه شب ، تماشاخانه ی موج نو

تجربه ی دو اجرای پشت سر هم از اساس جالب است.حتی دو اجرای بی ربط.دو بلیت با زمان های پشت هم بگیری و نصف یک روزت را کلا بروی تئاتر.لذت بخش است لا اقل برای من.

تمامن آبی نمایشی بی ادعا ، گویا ، موجز ، دغدغه مند و بسیار سمپاتیک است.درباره فرم اجرایی با همین دو نمایش _شوایک سرباز پاکدل و تمامن آبی_ باید گفت معارف ذهن خاص خودش رو داره و کاملا امضاش پای کارش دیده میشه.نکته بسیار حائز اهمیت درباره ی تمامن آبی اینه که زبون خاص خودش رو داره.در ابتدا وقتی وارد سالن میشید هیچی از حرف ها نمی فهمید.هیچی دستگیرتون نمیشه از دیالوگ های مرد و یا آوازی که زن میخونه.اما بعد از گذشت یه ربع تمام تکه های پازلی که در یک ربع اول رو شده اند خیلی آروم شروع می کنند کنار ... دیدن ادامه » هم چیده میشند و در نهایت حلقه روایت داستان حیلی تر و تمیز بسته میشه و هیچ شبهه ای درش باقی نمیمونه.تمامن آبی رو حتما ببینید.کار خاص و باوقاریه.البته بیشتر یاد آور تابلوی نقاشی هست که شخصیت هاش حرف میزنند.کاملا مثل یه کلاژ.عالیه.واقعا عالیه.ذهن حسین معارف بدجوری ستودنیه.

مده آ هم نمایشی بی ادعا و سمپاتیکه ولی گویا نیست ، متاسفانه.مشخص نیست برداشتی از مده آ یعنی چی.برداشت باید انسجامی درش وجود داشته باشه.من به شخصه هیچ انسجامی در متن نمی بینم.یک سری تابلو های جدا از هم که انگار کارگردان نتونسته _ یا شاید نخواسته ، نمیدونم _ اونا رو مونتاژ کنه و همینطور خام به هم چسبوندتشون.صحبتی بیش از این نمی کنم چون درباره این نمایش کمی شک دارم.شک دارم که آیا اگه اثر اصلی _ مده آی اورپید _ رو خونده باشم نظرم چیز دیگه ای خواهد بود یا نه.اما فعلا عل الحساب میگم مده آ نمایش خوبی نیست و تلاش بازیگرش رو هم بی فایده می کنه.هرچند انسجام نداشتن در متن به بازی هم سرایت پیدا کرده.

ارتباط ناگفتنی بین تمامن آبی و مده آ وجود داره که فقط باید حسش کرد.شاید بشه گفت هر دو نمایش در یک جهان اتفاق می افتند.جهانی که اینجا نیست.

اگه مسئله مالی ندارید هر دو نمایش رو در یک روز ببینید.اما اگه خیلی دوست ندارید با پولتون تجربه بخرید ، تمامن آبی قطعا در اولویت قرار داره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فحش میشه داد ؟!!

از اتاق فرمان اشاره میکنن که نه ! نمیشه !!

هیچی دیگه ، خدافز !!

این بود نقد مویرگی ی من راجع به این فیلم !!
الهه الف این را دوست دارد
خیلی وقته فیلم هایی که م.ر ش.ن توش بازی می کنه رو نمی بینم. معلوم الحالند!
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم تنگه
تو این
شبهای تنهایی
۱ ساعت پیش
مجید سلیمی ، مهدی خان احمدی و محمدامین قاسمی این را امتیاز داده‌اند
:) بیا برگرد بمون تنها نشو حتی
۱ ساعت پیش
ممنونم جناب سلیمی گرامی
۳۶ دقیقه پیش
مهدی عزیز ممنون از پیامتون
۳۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسته ی پیشنهادی دوم-دور اول-آهنگ شصت و نهم و هفتادم

سلام
آهنگ های زیر از آلبوم Stationary Traveller از گروه Camel هستند.

https://en.wikipedia.org/wiki/Stationary_Traveller

تصویر روی جلد آلبوم:
http://coverlib.com/Download/1993624/Camel-Stationary_Traveller-4-Front-.JPG

تصویر پشت جلد آلبوم:
http://coverlib.com/Download/1993625/Camel-Stationary_Traveller-4-Back-.JPG

تصاویر داخل جلد آلبوم:
http://coverlib.com/Download/1993629/Camel-Stationary_Traveller-4-Inside-.JPG

http://coverlib.com/Download/1993628/Camel-Stationary_Traveller-4-Inside-.JPG

از ... دیدن ادامه » دفترچه ی آلبوم:

اطلاعات آهنگ ها و متن ترانه ها:
http://coverlib.com/Download/1441448/Camel-Stationary_Traveller-3-Booklet-.JPG

عکس اعضاء گروه:
http://coverlib.com/Download/1441449/Camel-Stationary_Traveller-3-Booklet-.JPG

اطلاعات نشر آلبوم و عکسی دیگر از برخی اعضاء:
http://coverlib.com/Download/1441447/Camel-Stationary_Traveller-3-Booklet-.JPG


۶۹. Stationary Traveller
http://www.last.fm/music/Camel/Stationary+Traveller/Stationary+Traveller

لینک دانلود:
http://stream.song365.co/h/218236/Camel%20-%20Stationary%20Traveller%20%5Binstrumental%5D_(song365.cc).mp3


۷۰. Long Goodbyes
http://www.last.fm/music/Camel/Stationary+Traveller/Long+Goodbyes

لینک دانلود:
http://stream.song365.co/h/218241/Camel%20-%20Long%20Goodbyes_(song365.cc).mp3
مهدی.. و شکیبا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیداری بازنده

گاهی در مسیر شلوغ زندگی اسیر سرعت گیر روزمرگی می شوی.نگاهت را از آینده می دزدی و خود را درون زندان خودت و رویاهایت حبس می کنی.قهرمان داستانی می شوی که با رشته های خیال بافته ای.هر چند خودت بهتر می دانی که با این افکار ، بازنده ی زندگی حقیقی هستی.
روزها خواب و شب ها بی دلیل بیداری،هفته ها را بدون هدف بدرقه می کنی و منتظر آمدن آن شنبه معروف برای شروع می شوی. خود را به خواب می زنی تا درد بزرگ "بی دردی" را درمان کنی...!
دلت را به یک اتفاق خاص خوش می کنی که با بذر ای کاش در فکرت کاشته ای.خواب زمستانیت در گرمای تابستان آنقدر شیرین است که گذر عمر را نمی بینی.حتی جرات دیدن خود را در آینه ی قدی نداری تا بزرگ شدنت را باور کنی.
شاید همه ی ما خواب مانده ایم !
منتظریم تا دست گرم یک دوست ، دستان یخ بسته ی زندگی ما را بفشارد و رونق بخش بازار کساد ... دیدن ادامه » اهدافمان شود.کسی که ما را از این خواب زمستانی بیدار کند.
اما این هم یک رویاست ، یک خیال خام
کسی نیست و ما تنهاییم
دیر است ، فرصتی نیست
گذر عمر را نمی بینی
دستان پدرت شبیه دستان پدر بزرگت شده است.
ساعت را خودت کوک کن و بیدار شو
این خستگی ها با خواب و بیخیالی خوب نمی شود
دیر است...
بیدار شو !
۱ ساعت پیش
فریبا غضنفری ، مجید سلیمی ، hifive و مهتاب خاکپور این را امتیاز داده‌اند
شاید همه ی ما خواب مانده ایم!
عالی بود
۱ ساعت پیش
من ممنونم از این اثر
هر قسمت امشب برای من پیامی داشت
۵۶ دقیقه پیش
جناب قاسمی عزیز ممنونم بابت قلم زیبایی که چرخاندید... ساده ، زیبا و تاثیر گذار
درود بر شما
۳۲ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب از نکات مثبت شروع می کنم: موضوع داستان برام جالب بود و بازی ها هم بد نبود. خب بعضی از بازیگرها مسلط تَر بودن بعضی ها هم متوسط. موسیقی زنده رو خیلی دوست داشتم و چقدر هماهنگ بود با داستان! رسم و رسومات کندلس برام جالب بود و لهجه بازیگرها هم همین طور. جالب بود و می تونست خیلی هم بهتر بشه با تمرین بیشتر. من از طراحی لباس که بسیار خلاقانه بود، لذت بردم!
نکات منفی این بود که دکور تمیز نبود.. یا به نظر من تمیز نمیومد و مثلا صحنه می تونست یکم تمیز تَر باشه! و کنده های درخت می تونست بهتر طراحی بشن. تعویض صحنه ها بدترین قسمت اجرا بود که حوصله آدم سر می رفت که عده میان با سرعت صحنه رو عوض می کنن و گاهی هم بهم برخورد می کردن! و مدتش هم طولانی بود و یه ٢،٣ دقیقه ایی معطل تعویض صحنه بودیم!
در کل خسته نباشید دوستان.
کیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو هم حتما یه وقتایی
دلت خواسته
بلند شی دور شی گم شی بری تنهای تنها شی
حواست باشه اون وقتا
دقیقا بهترین وقته
که عشقت رو بگیری توی آغوشت
ببوسی و ببوسی و ببوسی تا دلت وا شه
حواست باشه وقتی که
همه چی درب و داغونه
همون موقع
قراره اتفاق خوب
بیاد تو قلب تو جا شه
بمونه تا ابد پیشت
نرو
تنها نشو
وایسا
بمون
برگرد
حتا ... دیدن ادامه » با وجودی که زبونم لال
عشقی هم نباشه
تا
توی آغوش تو باشه.
۱ ساعت پیش
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
دلنوشته های بکرتونو دوست دارم من به بعضی شعرها اینو میگم
جالبه برام دو دفعه اس که تقریبن همزمان از این دلنوشته ها داریم
براتون آرزو های خوب دارم
واقعن الان انگار برای من باشه این دلنوشته خیلی به دلم نشست واقعن زیباست همین الان داشتم میگفتم باید پا شد و رفت و گم شد که چه زیبا جواب داده شد بهم
حواست باشه اون وقتا
دقیقا بهترین وقته
واقعن ازتون ممنونم
خوشحالم که اولین نفر بودم که اینو خونده دلم میخواد با اجازتون برش دارم
امشب خیلی حرفا داشت این شعر با من هنوزم پای حرفاش نشستم
بازم ... دیدن ادامه » سپاس
تداوم عشق در خانواده تونو امشب از خدا براتون میخوام برای سپاس از شما
انگار بهم بگن نرو
نرو
تنها نشو
وایسا
بمون
برگرد
حتا با وجودی که زبونم لال
عشقی هم نباشه
تا
توی آغوش تو باشه.
معرکه اس
خوشحالم که عضو تیوال شدم
شبتون خوش
۱ ساعت پیش
پس یه قرار بذاریم همدیگرو نبینیم ؛-)
۵۳ دقیقه پیش
شما این قرار رو خیلی وقته پیش گذاشتین
کاشکی فقط ندیدن بود
و یه چای ۲۰ هزار تومنی
و الودگی هوا و نبود اکسیژن

کاشکی همه چی بود بجز ترس و جرم و شکایت
کاش کمی اعتماد چاشنی رفاقتها باشه
۴۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاجعه ای بود واسه خودش این فیلم
هنر خاصی که من ندیدم امیدوارم برای سازنده ش تجربه ای دربر داشته بوده باشه !!
جمله بندی ساختم درحد خود فیلم توپ !!!
الهه الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود. بخصوص بازی رضا مولایی عالی و بی نقص بود.
تیاتر باران این را خواند
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیست انگاری وآزادی مندرج دراین نمایش می تواندمبهوتمان کند
ما همه محتاج بتیم،بتی که زندگی ومرگ مارامعنادارکند،بتی که شکنجه ی بودن یاعذاب مردن رابرایمان قابل تحمل سازد. آنجا که از پناه معنابخشی بت هارهامیشویم،سنگینی هول آزادی وتنهایی را چگونه می توانیم تاب آوریم و دیگرباچه قادرخواهیم بود که بودن یا نبودن خود راتوجیه کنیم وازعذاب پوچی مصون داریم. دراین اجرا، پیروزی بت است، بتی که مرگ خود وهرعزیزی رابرایمان معناداروآسان میکند اما آنجا که دیگر"برای پیروزی"و هیچ"برای"دیگری برایمان نماند از کجا بدانیم که باید وبرای چه زنده بمانیم یابمیریم؟؟؟...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در هر نمایشی کسی می درخشد...کسی یا کسانی که درخششان نه اینکه به اقتضای نقش شان باشد که به توانایی غریب و با شکوهشان در اجرای آن نقش می درخشند.. «کالیگولا« و «غلام » بازی درخشان این نمایش اند.
مهدی حسین مردی این را خواند
عرفان تحریری و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر و خسته نباشید به کارگردان عزیز جناب آقای شهرستانی
این اجرا بهترین اجرایی بود که از این اثر دیدم
چیزی که بیشتر مورد توجه من قرار گرفت بازی در سکوت و حرکات زیبای آملیا بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا لذت نبردم. خیلی خسته کننده و ملال آور بود. اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و هنوز هم برای من ارتباط بخش اول و دوم نمایش نامفهومه.
نمیدونم دلیل تپق زدن بیش از حد بازیگرا چی بود؟ متن رو بلد نبودن یا عمدی بود. حتی جای وسایل صحنه رو هم نمیدونستن! مثلا میخواستن بشقاب صدف بگذارند همه جاها رو گشتند تا ظرف صدف رو پیدا کنند!
به هر حال من رو به هیچ وجه راضی نکرد.
من در شب دوم نمایش، جز دو بار تپق از خانم اردویی، تپق دیگری از بازیگران ندیدم! رضا مولایی که بسیار قوی بازی کرد.
۱ ساعت پیش
ارتباطی بین اپیزود اول و دوم اصلا قرار نبود باشه !! دو موقعیت جدا بود !
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازگشت عاشقانه (1)

وقتی می خواستند منصور حلاج را بر دار کنند ، یکی از او پرسید : عشق چیست ؟ او گفت :" امروز بینی ، فردا بینی و پس آن فردا بینی ." و او را ناجوانمردانه کشتند . امروز او را بر دار کردند ، فردا او را سوزاندند و پس آن فردا خاکستر او را بر باد دادند . و این یعنی عشق و همان است که منصور حلاج گفت . خاکستر او بر باد رفت ، ولی یاد او از یاد نرقت . چرا که عشق زنده است و او عاشق بود .
آدمی ثمره عشق است . با عشق زندگی می کند . از آن نیرو می گیرد و با آن حرکت می کند و خود را می شناسد و دیگری را نیز . در این شناخت ، عشق محرک اوست و با آگاهی عشق خود را تقویت می کند . اگر دوست دار آزادی است باید اول عاشق باشد و اگر خواهان عدالت است ، عشق را سرلوحه خود قرار می دهد.
من در این افکار غرق بودم که هواپیما از فرودگاه اورلی پاریس به سوی تهران پرواز کرد . بعد از مدتی دوری ... دیدن ادامه » از ایران ، برای دیدن وطن لحظه شماری می کردم . مثل این بود که یک تکه از گوشت بدنم را کنده بودند و من به دنبال آن بودم . آرام و قرار نداشتم . چطور پنج ساعت مدت پرواز را تحمل کنم ؟ آخر همه کس و کار من آن جا بودند .
درد غربت داشتم . دوکلمه ای که یک دنیا معنا را در خودش قرار داده و درد جانکاهی که آدم تا نکشد نمی تواند بفهمد چیست . اگر همه درد های دنیا را جمع کنی ، به اندازه این یکی نیست . در واقع مثل درد عشق است . آدم وقتی تشنه است به دنبال آب می گردد تا سیراب شود . ولی عطش که زیاد شود هیچ وقت تشنگی رفع نمی شود ، مگر آن که لب چشمه باشی و تا می توانی آب بنوشی . من هم به دنبال چشمه خودم بودم تا سیراب شوم .
توی پرواز مدام چشمه را جلوی چشمم مجسم می کردم ...
۲ ساعت پیش
درود بسیار جناب کلانی..
۱ ساعت پیش
بینهایت عااالی
ممنونم ... درود بر شما
۳۵ دقیقه پیش
منتظر بخشهای بعدیش هستیم
۲۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساختن یک سناتور یک روزه اما ساختن یک حمال ده سال!
عرفان تحریری و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
اینو تو نمایش گفت؟!
۳۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید