«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

مصاحبه ایسنا با آقای معجونی:
سرپرست گروه تئاتر «لیو» که به تازگی نمایش «ستوان انیشمور» نوشته مارتین مک دونا را اجرا کرده است‌، درباره انتخاب این متن و اینکه در یکی دو سال اخیر چند نمایشنامه از این نویسنده در ایران اجرا شده است‌، گفت: هر نویسنده‌ای که امروزه معرفی شود، آثار او را به عنوان یک صدای تازه می‌خوانیم چون چاره‌ای نداریم. البته گاهی شرایطی ایجاد می‌شود که ناگهان سراغ یک کار کلاسیک می‌رویم و حس می‌کنیم که مثلا نمایشنامه «ریچارد دوم » شکسپیر امروز جواب می‌دهد.

معجونی ادامه داد: به هر حال ذهنیتی داریم که ممکن است در آثار بعضی از نویسندگان جدید آن را بیابیم، خیلی نویسنده‌ها در دوره‌ای باب شدند اما مثلا مرا جذب نکردند. برعکس بعضی دیگر حالا و هوایی را دارند که حس می‌کنیم به ما نزدیک است، مک دونا این حال وهوا را دارد.

این هنرمند تئاتر با اشاره نزدیکی متن «ستوان انیشمور» با شرایط فعلی ما افزود: آثار مک دونا هم به لحاظ فرهنگی و هم مدل داستان‌هایش خیلی شبیه ماست. شاید یک رویا یا خاطره تاریخی مشترک داریم چون هر دوی ما «مرگ برانگلیس» داریم! شرایط آدم‌های این متن بسیار به ما نزدیک است و وقتی این شباهت وجود دارد، طبعا کارمان کمی راحت‌تر می‌شود چون پروسه در اماتورژی خیلی پیچیده نخواهد بود و نیازمند تلاش مضاعفی نیست.

معجونی در پاسخ به این پرسش که در انتخاب این متن‌، شرایط منطقه ما چقدر برایش در اولویت بوده است؟ توضیح داد: همیشه می‌گویم ممکن است درباره موقعیت صحبت کنیم یا درباره انسان‌. بعضی به کلیت انسان می‌پردازند که شامل همه ما می‌شود اما من به خود می‌گویم تئاتر متعلق به امروز است یعنی آنچه کار می‌کنیم، باید با شرایط حال هماهنگ باشد. ما اثر را برای آینده تولید نمی‌کنیم شاید این اثر روزی جا بیفتد اما حداقلش این است که در متن حتما باید ریسمان‌هایی برای ارتباط وجود داشته باشد.

موج سواری را دوست ندارم
کارگردان نمایش‌های «باغ آلبالو» و «به خاطر یک مشت روبل» افزود: خیلی خود را هنرمندی با دغدغه اجتماعی یا انتقادی، نمی‌دانم و معتقدم بعضی کسانی که اسمشان به عنوان هنرمند اجتماعی مطرح می‌شود، بیخود سوار موجی بیهوده می‌شوند که در آن شرایط وجود داشته است، اما من اعتقادی ندارم که سوار آن موج شوم.

او معتقد است: اثری که تحت تاثیر موج باشد، بعد از فروکش کردن آن موج، همه چیزش را از دست می‌دهد. نویسندگان موفق درگیر آن شرایط و درگیر احساسات لحظه‌ای خود نمی‌شوند.

معجونی در پاسخ به این سخن که برخی از تماشاگران معتقدند او این نمایشنامه را بیش از حد از آن خود کرده است، تصریح کرد: چاره‌ای نیست. وظیفه کارگردان همین است. سبک من نیست، کارگردان باید متن را از آن خود کند. با این حال زیاد متن را تغییر نداده‌ام فقط یکسری ارجاعات را که کاملا متعلق به خودشان است و برای ما قابل فهم نیست، حذف کردم.

بازیگر ... دیدن ادامه » نمایش«اسم» اضافه کرد: از سوی دیگر برخی نکات را هم تغییر دادم هرچند در ترجمه عین متن آمده بود، اما برای ما قابل فهم نبود و ‌آنها را به عناصری آشنا برای خودمان تبدیل کردم. مطمئنم این نمایشنامه اگر در خود ایرلند اجرا شود، پر از نکات ریزی است که از جانب ما فهمیده نمی‌شود چون مک دونا با شرایط خودشان،‌ آدم‌های زمان خودشان، سنت ادبیات نمایشی آن جا و ... شوخی می‌کند.

بازیگری‌ام یک سوءتفاهم است
حسن معجونی که با وجود بازی‌های موفقش بیشتر خود را کارگردان می‌داند در بخش دیگری از این گفت‌وگو به ایسنا گفت: بازیگر بودن من در تئاتر و سینما یک سوءتفاهم است و اصلا آن را دوست ندارم. تازه دارم متوجه می‌شوم که حتی باید تدریس را هم کنار بگذارم. لذتی که شبانه روز مدام در کارگردانی درگیر می‌کند، اصلا قابل مقایسه با بازی و تدریس نیست. بازیگری به نظر من یک ستم است، فقط کارهایی انجام می‌دهم و وقتی خودم کار خود را می‌بینم، آن را دوست ندارم.

او در پاسخ به این پرسش که عده‌ای معتقدند شما در بازیگری نسبت به کارگردانی موفق‌تر هستید با خنده گفت: اشتباه می‌کنند! من که خودم را بهتر از آنها می‌شناسم! من کار خودم را در تصویر می‌بینم وقتی تصویر خود را می‌بینم متوجه می‌شوم هنوز خیلی کم دارم اما می‌دانم چقدر می‌توانم به بازیگران دیگر کمک کنم تا به تصویر ایده آلی که از بازیگری در ذهن دارم برسند اما بعید می‌دانم خودم به آنجا برسم.

بعضی بازی‌ها گل درشت است
این هنرمند در پاسخ به این سخن که بعد از بازی‌اش مجموعه «شمعدونی» موجی از طرفداران را پیدا کرده است‌، گفت: من اصلا کاری نکرده‌ام! در رشته ما مخاطبان تصمیم گیرنده نهایی نیستند بلکه ما آنان را هدایت می‌کنیم. می‌توانیم در بازیگری کاری کنیم که مخاطب هم متوجه شود فلان جنس بازیگری واقعا گل درشت است! الان باید این جنس بازیگری را دور بریزند چون خیلی تاریخ مصرف آن گذشته اما همچنان سلیقه مخاطب آن را می‌پسندد در حالیکه من اصلا نمی‌پسندم.

بازی‌هایم بیشتر بازیگوشی بوده
بازیگر نمایش«آسمان روزهای برفی» اضافه کرد: به همین دلیل می‌گویم دنیای خودم را در تئاتر راحت‌تر می‌توانم پیدا کنم. در تئاتر می‌توانم آن دنیای یکدست و ایده‌آل بازیگری را بسازم اما به نگاه کارگردانی که با من کار می‌کند‌، اطمینان ندارم. به همین دلیل هر وقت کارهایم را می‌بینم، ناراضی‌ام. بازی‌هایم بیشتر بازیگوشی بوده، اما مرا راضی نمی‌کند. ایده‌آل من برای بازیگری هنوز شکل نگرفته است، اما می‌دانم در جایگاه کارگردان می‌توانم به دیگران کمک کنم که به جایی برسند که همه آن را اتفاقی تازه بدانند.

هیچ کارگردانی به من گیر نمی‌دهد‌!
معجونی در پاسخ به این پرسش که آیا نمی‌توانید در بازی خودتان چنین کنید؟ توضیح داد: خودم معنای آن اتفاق را بازی می‌کنم، اما حتما باید ذهنیتی از بیرون آدم را ببیند. درست است خود من در این سال‌ها به دلیل آنچه در ذهن دارم، تغییر کرده‌ام . کسانی که مرا می‌شناسند می‌دانند بازیگری من از یک تئاتر فیزیکال شروع شده و به این جا کشیده شده است و می‌دانم الان چه می‌خواهم اما می‌دانید مشکل از چیست، هیچ کارگردانی به من گیر نمی‌دهد‌! همه راضی هستند و این برای من خطرناک است. به همین دلیل هیچوقت کارم را قبول ندارم ، شاید ایده آن کارگردان جلو برود، اما توقع من از خودم بیشتر است اما خود من مدام به بازیگرانم گیر می‌دهم و پدرشان را در می‌آورم چون هنوز جای کار دارند.

هنوز از سینما جواب نگرفته‌ام
او در پاسخ به این سخن طنز که با این حساب باید دوباره با دکتر رفیعی کار کنید!، گفت: آن دوره را گذرانده‌ام. اوایل خیلی گیر می‌داد اما بعد ما را آزاد می‌گذاشت چون همه هندسه صحنه را شناخته بودیم و خوب می‌دانستیم چه کنیم‌، حرکت چیست‌، ژست چیست و ... روزهای آخر مثل بازیکنان آزادی بودیم که هر جا می‌توانستیم بازی کنیم.

حسن معجونی در پایان درباره اینکه آیا دوست دارد کارگردانی سینما را هم تجربه کند، به ایسنا گفت: قطعا بازی‌هایی را که الان در سینما می‌بینیم‌، خیلی دوست ندارم. آنها زبانی را رشد داده‌اند که هنوز برای من جا نیفتاده است و از آن خوشم نمی‌آید. بعضی بازی‌های خوب را می‌بینم اما چون در این مدیوم بازی نمی‌کنم و با این قاعده‌ها سروکار ندارم‌، ارتباطم کم است اما نفرت و دگمانیسم‌ نیست،‌ ارتباطم بنیادین است و هنوز از سینما جواب نگرفته‌ام و آن را دوست ندارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
♫♪ موزیک جدید چارتار " آسمان هم زمین می خورد " منتشر شد. ♫♪
دانلود از رادیوجوان:
https://media.rdjavan.com/media/mp3/chaartaar-asemaan-ham-zamin-mikhorad.mp3
دانلود از موسیقی ما:
http://dl.musicema.com/music/Artists/Chaartaar/Chaartaar%20-%20Aseman%20ham%20Zamin%20Mikhorad.mp3
صدایم را به یاد‌آر اگر آواز غمگینی به پا شد
من این شعر گرانم که از ارزان و ارزانی جدا شد
من هرچه‌ام با تو زیباترم
بر عاشقت آفرینی بگو
تابیده‌ام من به شعر تنت
می‌خوانمت خط به خط مو به مو
بی تو بی شب افروزی ماندنت
بی تب تند پیراهنت
شک نکن من که هیچ آسمان هم زمین می‌خورد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز رفتنت گفتم :
بی تو خواهم مرد
حالا
دقیقا نمی دانم
بیست و چند سال است مرده ام
یا بیست و چند سال است رفتنت را عقب انداخته ای ؟
۱ ساعت پیش
یاسمن ، قنبرعلی رودگر و ذوق زده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین پاکدل نمایش «قوام» را سال آینده در تماشاخانه «ایرانشهر» به صحنه می‌برد.

این نویسنده و کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایسنا، بیان کرد: از حدود شش، هفت سال قبل وقتی نمایش «رقص زمین» را کار می‌کردم، ایده‌ی کار بر روی شخصیت قوام‌السلطنه را در نظر داشتم و به همین دلیل از آن موقع شروع به تحقیق و نگارش متن کردم و این روزها بیشترین وقت را برای کامل کردن آن صرف می‌کنم.

او گفت: اوایل امسال وقتی از سوی تماشاخانه‌ی ایرانشهر برنامه‌ریزی درخواست‌ها برای سال آینده – سال 95- اعلام شد، بنده هم درخواست نوبتی برای اجرای این متن دادم، به این امید که وقت مناسبی به این اثر اختصاص داده شود تا اجرای خوب و درخوری تدارک ببینیم، چون بالاخره در کنار این حجم آثار ترجمه و اقتباس بد نیست گاهی تعدادی متون ایرانی و ملی هم اجرا شود. به هر شکل ایده‌ی اجرای نمایش «قوام» ... دیدن ادامه » با محوریت زندگی دراماتیک قوام‌السلطنه را برای مدیریت تماشاخانه مطرح کردم و فعلا در حال آماده کردن نهایی متن هستم.

پاکدل تاکید کرد: این نمایش در ادامه‌ی سه گانه "حضرت‌ والا"، "عشق و عالیجناب" و "یک صبح ناگهان" قطعا با نگاه مدرن و عبرت‌آموز به بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی - سیاسی این مرد سیّاس و باهوش که با همه نقاط قوت و ضعف‌اش در تاریخ سیاسی معاصر ایران به ویژه در چندین بزنگاه مهم و سرنوشت‌ساز صدسال اخیر نقش مهم و فوق‌العاده اثرگذاری داشته است، آماده‌ی اجرا خواهد شد.

این کارگردان که زمستان قبل نمایش «یک صبح ناگهان» را در تالار سمندریان مجموعه‌ی ایرانشهر با موفقیت به صحنه برده بود، درباره‌ی بازیگران این نمایش گفت: از همان زمانی که ایده‌ی اجرای این نمایش را داشتم با دوست همیشه همراهم، مهدی سلطانی به دلیل شناخت و توانایی‌های ایشان و همینطور شباهت زیادی که با قوام‌السلطنه دارد صحبت کردم و قرار است ان‌شاء الله او نقش سنگین قوام را بازی کند. همچنین عاطفه رضوی نقش همسر قوام، اشرف‌الملوک، این زن مقتدر، را بازی خواهد کرد.

پاکدل گفت: این دو بازیگر در کنار هم خیلی خوب جواب می‌دهند؛ تجربه "حضرت والا"، "رقص زمین" و "یک صبح ناگهان" گواه خوب و شاهد مثالی از همراهی این دو هنرمند است. البته جدای از عوامل اجرایی حدود 10 نفر از بازیگران همراه و پرتلاش که در آثار قبلی گروه ما- گروه نمایش «همیشه»- حضور داشتند با این اثر نیز همکاری دارند.

منبع:فرارو
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقت آن شد که کار دریابیم
در شتاب است عمر بشتابیم
دیدهٔ حرص و آز بر دوزیم
پنجهٔ زهد و زرق برتابیم
ما گدایان کوی میکده‌ایم
نه مقیمان کنج محرابیم
نه ز جور زمانه در خشمیم
نز جفای سپهر در تابیم
نه اسیران نام و ناموسیم
نه گرفتار ملک و اسبابیم
بندهٔ یکروان یک رنگیم
دشمن شیخکان قلابیم
گرد کوی مغان همیگردیم
مترصد که فرصتی یابیم
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا ... دیدن ادامه » به کی غصهٔ زمانه خوریم

هر که او آه عاشقانه زند
آتش از آه او زبانه زند
عشق شمعی از آن برافروزد
شعله چون بر شرابخانه زند
می درآید به جوش و هر قطره
عکس دیگر بر آستانه زند
هر که زان باده جرعه‌ای بچشید
لاف مستی جاودانه زند
بندهٔ آن دمم که با ساقی
شاهد ما دم از چمانه زند
با حریفی سه چار کز مستی
این کند رقص و آن چغانه زند
خیز تا پیش از آنکه مرغ سحر
بال زرین بر آشیانه زند
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

عقل با روح خودستائی کرد
عشق با هر دو پادشائی کرد
از پس پرده حسن با صد ناز
چهره بنمود و دلربائی کرد
ناگهان التفات عشق بدید
غره شد دعوی خدائی کرد
کار دریافت رند فرزانه
رفت و با عشق آشنائی کرد
صوفی افزوده بود مایهٔ خویش
در سر زهد و پارسائی کرد
هجر بر ما در طرب در بست
وصلش آمد گره گشائی کرد
خیز تا چون ارادتش ما را
سوی میخانه ره نمائی کرد
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

عشق گنجیست دل چو ویرانه
عشق شمعیست روح پروانه
در بیابان عشق میگردد
روح مدهوش و عقل دیوانه
دست تا در نزد به دامن عشق
ره به منزل نبرد فرزانه
خرم آن عارفان که دنیا را
پشت پائی زدند مردانه
آدم از دانه اوفتاده به دام
آه از این دام وای از آن دانه
عمر در باختیم تا اکنون
گه به افسون و گه به افسانه
بعد از امروز گر به دست آریم
دامن یار و کنج میخانه
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

عقل را دانشی و رائی نیست
بهتر از عشق رهنمائی نیست
طلب عشق و وصل ورزیدن
کار هر مفلس و گدائی نیست
نام جنت مبر که عاشق را
خوشتر از کوی یار جائی نیست
پای در کوی زهد و زرق منه
کاندر آن کوی آشنائی نیست
بر در خانقه مرو که در او
جز ریائی و بوریائی نیست
پیش ما مجلس شراب خوشست
مجلس وعظ را صفائی نیست
راه میخانه گیر تا شب و روز
چون در اسلامیان وفائی نیست
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

آه از این صوفیان ازرق پوش
که ندارند عقل و دانش و هوش
رقص را همچو نی کمر بسته
لوت را همچو سفره حلقه بگوش
از پی صید در پس زانو
مترصد چو گربهٔ خاموش
شکر آنرا که نیستی صوفی
عیش میران و باده میکن نوش
خیز تا پیش آنکه ناگاهی
برکشد صبحدم خروس خروش
با صبوحی کنان درد آشام
با خراباتیان عشوه فروش
رو به میخانهٔ مغان آریم
باده در جام و چنگ در آغوش
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

خیز جانا چمانه برداریم
باده‌های مغانه برداریم
اسب شادی به زیر ران آریم
و ز قدح تازیانه برداریم
بیش از این غصهٔ جهان نخوریم
دل ز کام زمانه برداریم
زهد و تسبیح دام و دانهٔ ماست
از ره این دام و دانه برداریم
شاهد و نقل و باده برگیریم
دف و چنگ و چغانه برداریم
پیشتر زآنکه ناگهان روزی
رخت از این آشیانه برداریم
یک زمان چون عبید زاکانی
راه خمارخانه برداریم
با مغان بادهٔ مغانه خوریم

تا به کی غصهٔ زمانه خوریم

عبید زاکانی
یاسمن این را خواند
قنبرعلی رودگر و مرتضی عبدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و آنگاه که انسان از میوه ممنوعه خورد خدا به انسان گقت گمشو،،، و هیچکس نفهمید وقتی که انسان رفت خدا چقدر تنها تر شد..
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست
بیمار و غریب و در به در گشتهٔ تست
برگشتگی بخت و سیه روزی او
از مژگان سیاه برگشتهٔ تست

فروغی بسطامی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بگذار که خویش را به زاری بکشم
مپسند که بار شرمساری بکشم
چون دوست به مرگ من به هر حال خوش است
من نیز به مرگ خود به هر حال خوشم
فروغی بسطامی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تارتوف کمدی سیاهی ست که مستقیم به جهل بشری وپیامدهای فاجعه بارش ، اشاره میکند واینبار با جهت گیری ِمذهبیِ افراد ِشیفته ی دین ، پیش از آنکه به تقدس برسد به انکار حقیقت ،تعصبات ِکورکورانه و مضحک، بدل میشود تاجایی که شاید به ویرانی خود و نزدیکانش منجر شود
اگرچه دست مایه ی مولیر بسیار کلیشه ای روایت میشود اما فراخور زمان خویش وحتی تاامروز کارکرد دارد
وبدلیل فراوانی این معضل حتی در انسان امروز ، مخاطب میتواند با آن بعد از سیصد سال احساس نزدیکی کند ...چرا که هنوز در پیرامون خود شاهد چنین اعتقادات افراطی و تعصبات ِ بدون تفکری ست.. درعین حال مولیر در داستان خود به مباحث جانبی از عشق ،روابط خانوادگی و غیره نیز اشاراتی دارد ..هرچند کلیت متن از عمق چندانی برخوردار نیست
انتخاب چنین نمایشنامه ی موزیکالی با تکیه بر رساندن غیر کسالت بار پیام داستان ، و خارج ... دیدن ادامه » نشدن از ریتم وکانسپت نهایی و فاصله گذاری های موثر ،هوشمندی وآگاهی کارگردان را نشان میدهد درعین حالی که در کل اجرا میتوان امضای او را دید ...
کمدی تارتوف ، با بازیهای خوب و بسیارخوب (روزبه مهر و شیرین اسماعیلی) ِ بازیگران ، با موسیقی ِزنده ی جذاب وهمخوانی های هماهنگ ،با دکوری مینیمال توام با تلفیقی از سبک شرقی و مدرن باعینیت بخشی ِهوشمندانه از دیالوگها و کارکترها، در اولین تجربه ی کارگردانش ، قابل تقدیر و ستایش ست ...اگرچه پایان بندی سطحی و افت محسوسی دارد...
درپایان با سپاس از خانم نونهالی و گروه خوبشان ،برای تاتری خوب، وتلنگری که به مخاطبان وارد میشود تا با اندیشه و تفکر برخویش، نگران باشد " نکنه که تارتوف بیاد " ... ، بشخصه بعنوان مخاطب تاتر ،ترجیح میدهم از چنین نمایشنامه هایی اقتباس صورت گیرد و با توجه به شرایط روز و سطح فکر مخاطب امروز داستان به شیوه ی عمیق تر با نتیجه گیری ِموثرتری ارائه شود ... وفاداری به متن تا انجا که ظرفیت حذف و اضافاتی موثر وعمیق را نداشته باشد قابل احترام ست

نیلوفر ثانی
9مرداد94
*"..." بخشی از دیالوگ نمایش
پ.ن : اتفاق بسیار خوب این نمایش ، دیدار و گفتگو با سرکارخانم حمیرا نونهالی ، بازیگر نقش آذر در فیلم پرویز بود که با خوشرویی و محبت پذیرای گفتگو بودند ... خوشوقتیم که بازهم از این بازیگر خوب ، فیلمی در آینده ی نزدیک بر پرده ی سینما خواهیم داشت ..
" ... ، بشخصه بعنوان مخاطب تئاتر ، ترجیح میدهم از چنین نمایشنامه هایی اقتباس صورت گیرد و با توجه به شرایط روز و سطح فکر مخاطب امروز داستان به شیوه ی عمیق تر با نتیجه گیری ِموثر تری ارائه شود... "

ممنون خانم ثانی عزیزم بسیار از این نقد جامع و زیبایتان ... دیدن ادامه » لذت بردم و کاملا" باشما همنظرم . سپاس
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"یک کارگردان پس از چهار سال به تآتر شهر بازگشت"

حسین کیانی تمرین نمایش ((مرگ در حمام بنفش)) را در تآتر شهر آغاز کرد.
((مرگ در حمام بنفش)) درامی کمدی تراژیک با داستانی امروزی است که در گرمابه ای بازمانده از تاریخ معاصر،میان آدم هایی عجیب و غریب می گذرد.

این اثر در ادامه آثار حسین کیانی،شرایط اجتماعی جامعه امروزی را در قالبی متفاوت به تصویر می کشد.

عوامل ((مرگ در حمام بنفش)) عبارتند از نویسنده و کارگردان:حسین کیانی،بازیگرانی که تاکنون حضورشان قطعی شده است:رویا نونهالی، رویا میرعلمی،نگار عابدی،ویدا جوان،سهیل ملکی،امیر دلاوری و شهرام حقیقت دوست،دستیار و برنامه ریز:محمد گودزیانی،دستیار کارگردان،کارن کیایی،منشی صحنه،سروناز نانکلی،مدیر روابط عمومی:معصومه کیانی.

این نمایش از 15 شهریور تا پایان مهرماه در سالن اصلی تآتر شهر روی صحنه خواهد ... دیدن ادامه » رفت.حسین کیانی سال 1390،نمایش ((مشروطه بانو)) را در همین سالن روی صحنه برد.

نام دیگر بازیگران این نمایش بزودی اعلام خواهد شد.
مشروطه بانو کار خوبی بود ... امیدوارم این نمایش نیر بهمان قوت باشد
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همکاری ویدیویی تازگی مد شده!
بی قرار ترین یار این را خواند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محاق

به نو کردن ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است .
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند
ماه
بر نیامد .
احمد شاملو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی های به موقع
جدیت در مباحث بر اساس زمان بندی نویسنده
ترکیب عناصر متضاد در فضای شخصیت پردازی
دکور ساده
انتخاب رخدادهای مناسب رفتاری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت های نمایش "پینوکیا" با ۲۰% و ۴۰% تخفیف ویژه
http://www.gisheh.net
http://www.tiwall.com/theater/pinocchia
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***** گردشگران مقیم تیوال..قرار شماره 2 *****
*************از تیوال درخواست میشود این نگاشته پر رنگ شود************
و بابت همراهی در قرار پیشین متشکریم

قرار شماره 2( جمعه 16 امرداد )
وعده ما : بستگی به مسیر انتخابی شما داره که ایشالا بعد از اعلام نتیجه نظر سنجی اعلام میشه
مسیر : مثل همیشه انتخابش با شما!

!!!!!!! چند نکته مهم
1) دوستان گل جهت احترام به حقوق دوستان دیگرمون که سر ساعت در برنامه ها حضور دارند با نهایت احترام اعلام میشه که راس ساعت اعلامی حرکت خواهیم کرد. ممنون که به موقع می آید.
2) دوستان عزیز از اونجایی که نظم برنامه و توانایی ما برای فراهم کردن اوقات بهتر منوط به اعلام نظر دقیق شماست خواهش میکنیم چنانچه مایل به شرکت در برنامه هستید گزینه ی "می آیم" رو انتخاب و به وعده ی اخلاقیتون پایبند باشید
3) رفقا تصمیم بر این شده که برای بهبود روند برنامه ریزی از این پس نیمی از مبلغ تخمین زده شده برای هر برنامه که انتهای هر برنامه به صورت دانگی از دوستان دریافت میشد رو قبل از برنامه دریافت کنیم
دوستای عزیز تمام راهکار ها صرفا جهت بهبود روند گروه"خودمون"" هست امیدوارم جسارت منو بپذیرید

ساعت برنامه :


برنامه ... دیدن ادامه » پارک چیتگر : حرکت راس ساعت 7.30 صبح و اتمام برنامه : حضور در محل اولیه بین ساعت 16 الی 17
برنامه گلاب دره : حرکت راس ساعت ۶.۳۰ صبح و اتمام برنامه : حضور در محل اولیه راس ساعت ۱۵
++ در برنامه اول صبحانه + میان وعده + ناهار توسط گروه تهیه و سپس هزینه دریافت خواهد شد
++ برنامه دربند صبحانه + میان وعده


حرف زیادی نیست جز اینکه منتظر دیدن روی همه دوستان گل هستیم .
خیلی از دوستانمون تا امروز نتونستن بیان و ما از حضورشون استفاده کنیم..ایشالا که ببینیمشون
میدونید که نظر سنجی تا چهارشنبه شب ادامه پیدا میکنه و بعدش قرار نهایی اعلام میشه..لوازم مورد نیاز و اطلاعات تکمیلی بعد از مشخص شدن مسیر در قرار نهایی اعلام میشه

و اما نظر سنجی :
منتظر نظر همگی هستیم
اطلاعات هر مسیر از نظر نحوه ی رفت و آمد (به عهده ی گروه میباشد) و هزینه ی تخمینی و سایر مسایل پس از پایان نظر سنجی و در قرار نهایی اعلام میشود
دوستان عزیزی که پیشنهادی دارند و دوستان گلی که اطلاعات کلی نیاز دارند از برنامه و برای هماهنگی بیشتر ، خوشحال میشم حرفاشون رو با من در میان بگذارند
شماره من جهت هماهنگی و پیشنهادات : 09213229327

منتظرتون هستیم
یا علی
عباس جوانمرد زنگ آیین افتتاح نمایش «پینوکیا» را می‌زند

نمایش«پینوکیا » به کارگردانی شهره سلطانی ، پنج شنبه 15‌مردادماه، با حضور عباس جوانمرد و اهالی تئاتر و سینما اجرای عمومی خود را شروع می‌کند.
خبرگزاری فارس: عباس جوانمرد زنگ آیین افتتاح نمایش «پینوکیا» را می‌زند

به گزارش خبرگزاری فارس، نمایش «پینوکیا» پنجشبه 15 مراد ماه ساعت 21:15با نواخته شدن زنگ آیین افتتاحیه توسط عباس جوانمرد به طوررسمی اجرا‌های عمومی خود را درسالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز می‌کند.
نمایش پینوکیا نوشته استفانو بننی نویسنده،شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی است که با الهام گرفتن از قصه پینوکیو در فضایی مدرن، نمایشنامه پینوکیا را به نگارش در آورده است.

پرستو گلستانی ،محمد صادق ملک (ملکی )،محمد نادری ،بهروز پناهده ،پوریا رحیمی سام ،شهره سلطانی ... دیدن ادامه » نقش آفرینان این نمایش هستند.

پیش‌فروش اینترنتی نمایش پینوکیا از نه مردادماه در دو سایت تیوال و گیشه‌نت آغاز شده و با استقبال گسترده‌ای از سوی مخاطبان روبه‌رو شده است. علاقمندان می‌توانند با مراجعه به این دو سایت برای تهیه بلیت اقدام نمایند.

گفتنی است ؛نمایش پینوکیا به مدت یک ماه در سالن ناظر زاده کرمانی به مدت 80 دقیقه به روی صحنه خواهد رفت .

دیگر عوامل نمایش پینوکیا عبارتند از : حمید رضا نعیمی دراماتورژ،سعید ملکان تهیه کننده و طراح چهره پرداز ، سعید حسنلو طراح صحنه ،سمانه احمدی مطلق طراح لباس ،حسین ضروری آهنگساز ،محمد مساوات طراح پوستر و بروشور،حسین ایرجی دستیار کارگردان و برنامه ریز ،بهزاد اسحاقی و تارا حیدری گروه کارگردانی ،رضا ملکی عکاس و پیمان یاحقی مشاوره رسانه‌ای گروه هستند که در این نمایش شهره سلطانی را یاری می‌کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان

ما سه اجرا ی نمایشنامه خوانی نمایشنامه رقص کاغذ پاره ها رودر تاریخ 15 و 16و22 مرداد ساعت 7 در تماشاخانه هامون داریم.خیلی خوشحال میشم که دوستان تشریف بیارند و از کار ما حمایت کنند.
شکیبا و آذرنوش این را دوست دارند
بی قرار ترین یار این را می‌آید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به چه عالی!
حتماً شنبه مزاحم می شیم :)
یاسمن ، علی جعفریان و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار زیبا و پر محتوایی بود و جناب افشاری با مهارت کامل به ایفای نقشی دلچسب و باورپذیر پرداختند،الان که نمایش را دیدم و دارم پوستر را نگاه می کنم تازه متوجه شدم که چقدر پوستر با معنا و مرتبط با پیام اصلی نماش طراحی شده!
در عین شیرینی ،تلخی های بسیار جامعه چه زیبا با هنرمندی جناب افشاری نازنین به نمایش درامد،دوستان این نمایش را از دست ندید!
پ ن: باعث شد معنی انگیلیسی جوجه تیغی روهم یاد بگیرم :)
بی قرار ترین یار و نیلوفر ثانی این را خواندند
محمدرضا نظمی ، سپهر امیدوار و Marillion این را دوست دارند
چقدر خوب که در رابطه با نمایش نوشتید .. و دیگه اینکه اسم جوجه تیغی در گروه های خوب موسیقی هم کاربرد داشته :))
۴ ساعت پیش
مرسی سحر جان
بلیت این کارو گرفته بودم و الان چقدر از خواندن این یادداشتت خوشحال شدم .
ممنون
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید