تیوال تئاتر

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

سلام دوستان. برای روز یکشنبه 13 تیرماه یک بلیط دارم برای نمایش "کشتن کفترچاهی" که متاسفانه نمیتونم برم. اگر تمایل دارید اس ام اس بدهید یا اینجا پیغام بگذارید تا تقدیم کنم.
جایگاه: باکس A صندلی 15
شماره تماس: 09126104281
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بسیار فوق العاده بود و لحظات بسیار خوبی رو برای من و دوستانم رقم زد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش پرتقال های کال ، تصویری جدید از شکل اجرایی ، را برای مخاطب میسازد.
داستان معمائیست، اما پای اگاتاکریستی در میان نیست، یک خشونت در کار است.
بازی ها در خدمت روایت و اجراست ، مغز جنبان نویسنده با اجرای بی نقص پانته آ پناهی ها ، ما را هر لحظه به سمت یک اجرای تلخ که قرار نیست در لحظه ما را بهم بریزد میبرد.
مهترین اتفاق این نمایش بر خلاف خیل عظیمی از اجراها در لحظه اتفاق با شما کاری ندارد، پس از آن است که شما باید پاسخگوی مغزتان باشید.این ویژگی کمتر بار در ایران و جنس اجرایی کارگردانهای ما دیده شده.
متن در نمایش پرتقال های کال خودش بازیگر است و جدا و قبل و بعد از اجرا نیست و روی صحنه میدرخشد.
مهمترین نکته در مورد اجراهای این چنینی که محکوم به دیگرنمایی و خودنمایی می شوند این است که نیاز به تامل دارد و نه سرعت باید چند روز در مخاطب ارام بگیرد.
اما ... دیدن ادامه » قطعا از اجراهاییست که پس وندِسلیقه ای پس از آن ذکر می شود. با احترام به موافقان و مخالفان نمایش پیشنهادم تامل بر اتفاقیست که پس از یک ساعت و نیم تمام می شود.
و با بهترین و کاملترین سلیقه شما را با دنیایی جدید پیوند می زند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عدد بلیت برای امروز 11 تیر ردیف 1 به فروش می رسد.
45 تومان

09210229317
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی که آقای منوچهر اسماعیلی خواندند، بهترین قسمت نمایش بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا آشفته - نقدی فرمالیستی بر اجرای هیپولیت با طراحی و کارگردانی فرزاد امینی
روزگار نفرین شدن مردمان ناپرهیزگار
نقدی فرمالیستی بر اجرای هیپولیت با طراحی و کارگردانی فرزاد امینی روزگار نفرین شدن مردمان ناپرهیزگار

رضا آشفته: گاهی دگرگونی متون کلاسیک که بر پایه ارائه فرم و ساختار نوین انجام می شود، برای مخاطب چالش بیشتری را به همراه دارد که آیا آن را بپذیرد یا ردش کند؟! در اجرای هیپولیت فرزاد امینی نیز بر اساس درام اوریپید مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. نگارنده نیز به دنبال کشف این مسیر متفاوت برآمده و به ناچار اتکایش بر نقد فرمالیستی است که در آن چند و چون متن کلاسیک اوریپید و اجرای مدرن فرزاد امینی را بررسی کند.

هیپولیت نمایشی دربارۀ یک عشق ممنوعه است که در آن فدر، همسر تزه (پادشاه) به پسر خوانده اش، هیپولیت بنا بر خواست آفرودیت، الهۀ عشق و شهوت علاقه مند می شود و فاش شدن این عشق ترس بر جان فدر می اندازد که خود را بکشد و برای برحذر ماندن از هر نوع بدنامی و تهمتی نامه ای می نویسد برای تزه که هیپولیت به او نظر داشته و برای در امان ماندن دست به خودکشی زده است. تزه هیپولیت را لعن و نفرین می کند که مرگ او را به دنبال دارد و...



فرزاد امینی بنابر نمایشنامۀ هیپولیت اثر جاودانۀ اوریپید نمایش خود را ساخته و پرداخته است و چندان هم وفادار به آن متن نیست چون هم متن اوریپید را دگرگون کرده و هم چندان وفادار به رئالیسم خاص اوریپید نیست و از آن نگاه روان شناسانه نیز خبری نیست.



اوریپید در آن روزگار زیستن اش در یونان باستان و پس از آن نیز همواره در آماج تهمت و تحسین های بسیار قرار داشته است و یکی از مخالفان سرسختش همانا آریستوفان، کمدی نویس بوده است و هدفش این بود که مردم را متوجۀ متون رمانتیک خودش کند و «آنان را به دشمنی با شیوۀ رئالیست اوریپید، که برای مردم آن دوره تازگی داشت، برانگیزد. اوریپید در نمایشنامه های خود، فرمانروایان تبعید شدۀ مأیوس و افسرده و در جامه های ژنده را نشان می داد... قهرمانان اوریپید با لهجۀ عامیانه با یکدیگر سخن می گفتند... اوریپید با نمایشنامه های خود سیل اشک از دیدگان تماشاگران جاری می ساخت.» (اوریپید، ۱۳۹۴: ده و یازده)

... دیدن ادامه »

فرزاد امینی نمی خواهد متکی به متن باشد و یا آنچه را از آن استنباط می شود، در اجرایش رعایت کند. این تخطی یا به چالش کشیدن فرم و زبان نوعی دراماتورژی است که در آن نکته هایی از بیرون به متن تزریق شده و شیوۀ اجرایی نیز بنابر خواست کارگردان است که سر سازگاری با متن کلاسیک ندارد و در اینجا به دلایلی موجه احساس می شود که زمانه ما می طلبد که چنین بشود.



همین طور باید دربارۀ اوریپید بدانیم که «نزد اوریپید بالاخره، پرسناژ ظاهرا همۀ استقلال خود را به دست می آورد. آنگاه خط شکافی ظاهر می شود بین جنایات ناشی از سرشت خاص انسانها و قضاوت خشنی که توسط خدایانی اعمال می شود که تظاهر به ندانستن محرک های هر کدام می کنند... پس بسیار طبیعی است که بیان تراژیک به سوی روان شناسی و رئالیسم تحول می یابد، یا مضافا، به سوی توهم شگفتی ها (هلن). ولی اوریپید، علی رغم علاقۀ آشکارش به کلمات قصار عاقلانه، به کشف مرزهای عواطف عاشقانه و انتقامجویانه (هیپولیت، مده، هکوب) و هیجان های لجام گسیخته و هوسناک (ایفی ژنی در اولیس) علاقه مند می شود. خدایان نیز با وحشت مجذوب این عواطف ویرانگر شده اند (باکانت ها) و این، به طور عجیبی آنها را به انسانها نزدیک می کند.» (ماری توماسو، ۱۳۸۶: ۴۸ و ۴۹)



در اینجا فقط وفاداری نسبت به عواطف عاشقانه و انتقام جویی شده است که البته باز هم خط مشی واقع گرایانه ای بر آن حاکم نیست بلکه در این اشارات زبانی است که همچنان تاکید بر بیان شاعرانۀ حس و حال فدر است و تاکیدات آفرودیت که از او می خواهد در ابراز عشق بکوشد و چندان مصلحت اندیشی و عقل گرایی را برای شوم بودن یک رابطۀ ممنوعه لحاظ نمی کند. به هر روی پیامدش هم خودکشی اوست که این نیز منجر به تهمت تزه به هیپولیت می شود که به حریم خصوصی و جنسی اش تعرضی شده و از خدایان می خواهد که نفرین اش کنند. نتیجه نفرین هم خروج و تبعید هیپولیت از کشور است که در مسیر با چپ کردن ارابه اش به دلیل هجوم یک گاومیش و رم کردن اسبها، هیپولیت زخمی می شود و بنا بر خواست آرتمیس، الهۀ شکار، او را به کاخ می آورند و به تزه اثبات می شود که هیپولیت پرهیزگار و با تقواست و به بهتانی ناروا دچار نفرین و مصیبت شده است و در کنار تزه جان می دهد.



آنچه در آثار اوریپید جلب توجه می کند، گرایش شدید او به روان شناسی است. و این روان شناسی هم اغلب از طریق بررسی و تحلیل رفتار شخصیتهای زن موجود در آثارش به عمل می آید؛ این شخصیتها اغلب رنج دیده و عصیانگر هستند و به هیچ روی تحمل تبعیضات و نارواییها را نمی کنند و بی محابا به فوران احساسات خود میدان می دهند. در تراژدیهای اوریپید، نسبت به اسلاف خود، نوعی رئالیسم زودرس مشاهده می شود که گاه بسیار جالب توجه بوده و شاید از همین رو است که بسیاری سرآغاز زوال تراژدی یونانی را در آثار دیده اند. این ادعا شاید صحت داشته باشد، اما آیا نمی توان آنچه را که زوال و انحطاط نامیده اند، در واقع نوعی بدعت و نوآوری یا دست کم شروع یک نوآوری دانست؟ (محرمیان معلم، ۱۳۸۵: ۲۲)

این روان شناسی بنابر فرم اجرایی فرزاد امینی کنار زده می شود و در اینجا ابعاد انسانی و فلسفی برجسته می شود چون ماهیت درونی انسانی محور بحث نیست بلکه ماهیت رابطه ها و تناقضات اخلاقی و رفتارهای اجتماعی در این طغیان زنانه برجسته می شود و از سوی دیگر از آن نگاه تلخ و ضد زن اوریپید نیز کاسته می شود چون در متن لحاظ شده امینی به آن سخنرانی ضد زن اوریپید در متن هیپولیت پرداخته نشده است و بنابر نوع گفتارها و پندارها در متن فعلی چنین تفکری به اذهان تراوش می شود که تعدیلی در نگرش به زنان اعمال شده که به هیچ طریقی انگار با جنس مخالف نمی خواهد کنار بیاید.



برای اوریپید، همان طور که آندره بونارد* می گوید:«نشانۀ دور از دسترس و بسیار مطمئن نیروهای تراژیک در اعماق قلب انسان نهفته است. پس او می کوشد نور شعر را به همین اسرار مکتوم وجود ما بتاباند؛ اسراری که بعدها روانشناسی فرویدی با وضوح بیشتری از آن سخن می گوید.» (لکلرک و د سولیر، ۱۳۸۱: ۶۲)



ما دیگر ماهیت عشق را به لحاظ تاکیدات روان شناسانه فروید که بر غریزۀ جنسی (عشق و هوس) استوار است، در این فرارویی با اجرای فرزاد امینی نخواهیم دید، بلکه احساس گناهی که انسان را به انزوا و خودکشی می کشاند و نفرین و بلایای آسمانی که می تواند نظرگاه متافیزیکی و اخلاقی باشد که مبنای دینی دارد، برایمان برجسته سازی می شود و البته که ماهیت حقیقی تئاتر یونان و به ویژه نظرگاه اشیل و سوفوکل از چنین خاستگاهی برخوردار است و اوریپید نسبت به این نگاه مسیر دگرگونه ای را در پیش گرفته است که می تواند مبنای آغاز نمایشنامه نویسی نوین از اواخر قرن نوزدهم محسوب شود، که در آن رئالیسم و روان شناسی دو محور اصلی است در متون هنریک ایبسن و آگوست استریندبرگ که ایشان آغازگران نمایشنامه نویسی مدرن در جهان شده اند.



فرزاد امینی در اتکای به حرکات موزون و بر گرفته از کابوکی و کاتاکالی و کرئوگرافی نوین درصدد است که اجرایی مدرن و با حال و هوای نئواکسپرسیونیستی ایجاد کند. او پشت به داده های متن اوریپید جهان خود را تدوین می کند و در مداری دیگر بر آن است نوع مواجهه را تغییر دهد.



کاتاکالی نمایشی هندی با ۳۰۰ سال سابقه است که در آن «به موضوعاتی همچون شهوت و خشم و غضب خدایان و شیاطین و یا عشق و نفرت شخصیتهای فراطبیعی می پرازد» (علیرضا احمدزاده، ۱۳۸۹: ۴۵) این همان موضوعات مطروحه در هیپولیت را تداعی می کند که مناسبتهای موضوعی در شکل مشترک نیز تاثیرگذار بوده است. از سوی دیگر می دانیم که «بازیگران کاتاکالی رقصندگانی ماهر هستند و با پانتومیم و لباس های سنتی رنگی زیبا و آرایش های غلو شده به اجرا می پردازند.» (همان) که در اجرای هیپولیت چنین حس و حالت و تکنیکی به راحتی مشاهده می شود. رقصندگان ماهرانه حضور دارند و بسیار سخت با بدنهای روان و منعطف در جهت میزانسنها و ارائه فضاسازی فعال هستند. گریمها اغراق آمیز است و لباس ها هم نیز حالتی سنتی و کهنه به خود گرفته اند که البته باز هم غلوآمیز بودن را می رساند. کابوکی نیز یک نمایش جذاب ژاپنی است که از قرن ۱۷ در آن کشور شکل گرفته و در نیمه دوم قرن ۱۹ کامل شده است که در آن «تلفیقی از رقص، موسیقی و ملودرام است.» (همان، ۴۳) در کابوکی هم اجرا بر متن اهمیت می یابد و در اجرای فرزاد امینی هم چنین هدفی به شکل برجسته نمایان می شود چنانچه متن اوریپید به روایت و دلخواه فرزاد امینی پیش می رود و در آن شعرگونگی و بیان دیکلمه گونه ابزار کارآمدی است که اجرا خود بیانگر حال و هوایی باشد و متبادر کنندۀ فضایی غریب است. در آن عشق عامل نفرت و حاکمیت مرگ در فضایی رعب آور اتفاق خواهد افتاد. کلمات همچنین در بازنگری کرئوگرافی نوین مدنظر امینی، از هم پاشیده شده است و نه معنای ضمنی بلکه در ایجاد حرکت وابسته به فضاسازی است که به گونه ای غیر مستقیم ادراک خواهد شد. شاید هم نوعی رابطۀ کشف و شهودی بر آن دلالت می کند که این هم دقیقا پیامد توجه و تاکید بر خود رقص است که نمی خواهد با صراحت بیان همراه باشد و این در لفافه قرار گرفتن مفاهیم است که مسیر مواجهه را تغییر می دهد. به هر روی از تلفیق این سبکها و شیوه های غربی و شرقی است که اصل و اساس هیپولیت نیز به ناچار رو به تغییر خواهد رفت و ما می دانیم که پیامدش نیز درک و دریافتی متفاوت است و چه بسا برخی با این رویکرد مخالفت کنند چون آن روال عادی تر اوریپید را بر این پیچش فرم و نگرۀ افزونترِ امینی بهتر می دانند.



در اجرای فعلی که دو سویه است، گاهی در انجام حرکات خطی که رو به شمعهاست و مخاطب در طرفین است، بخشی از میمیکهای چهره و حرکات نادیده انگاشته می شود و این ضعف با حرکات چرخشی یا ایستاده بر سه رخ نمایان خواهد شد. همچنین برخی صداسازی ها مانند دایه چندان منطقی نیست و حتا شنیده نمی شود. با آنکه صدای سگ هم نامفهوم است؛ شاید به دلیل سگ بودنش توجیه پذیر است و در مواردی بازی با صداها که هر بازیگر مونولوگش را در چند حس و حالت و لحن ارائه می کند، بازی اش هم برجسته می شود. هر چند حرکات و یان بدنی آنان بسیار دلپذیر است.



منابع:



احمدزاده، علیرضا، فرهنگ واژگان تئاتری، تهران، نشر افراز، چ اول، ۱۳۸۹.

اوریپید، هلن و سه نمایشنامه دیگر، برگردان محمد سعیدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چ دوم، ۱۳۹۴.

لکلرک، گی و د سولیر، کریستف، ماجراهای جاویدان تئاتر، برگردان نادعلی همدانی، تهران، نشر قطره، چ اول، ۱۳۸۱.

ماری توماسو، ژان، درام و تراژدی، برگردان نادعلی همدانی، تهران، نشر قطره، چ اول، ۱۳۸۶.

محرمیان معلم، حمید، تراژدی، مجموعه مقاله، تهران، انتشارات سروش، چ دوم، ۱۳۸۵.


http://theater.ir/fa/61458
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوار بودم بعد از آخرین همکاری تئاتری ، صابر ابر و جناب آذین بعد از چهار سال شاهد همکاری قویتر و گیراتر از بیست و یک بار مردن در سی روز باشم اما افسوس که این حاصل نشد.
خدایم شاهد است که قصد هیچ گونه عقده گشایی و تخریب کسی را ندارم و نیز قصد ندارم زحمات گروه اجرایی را نادیده بیانگارم (به فارسی) اما نمایش پرتقال های کال زنگ خطر بزرگی برای تئاتر است ، نمایشی که به واسطه حضور چهره های مطرحی چون صابر ابر، لیلی رشیدی و پانته آ پناهی ها به سرعت همه صندلی های آن حتی در سانس های ویژه به فروش رفت.اما با شروع اجرا به سرعت همه امید ها درمورد این نمایش به یاس تبدیل شد.تماشاگری که به امید دیدن نمایشی زیبا پا به سالن استاد ناظر زاده گذاشت با نمایشی گنگ ، مبهم و به شدت خودنما و در یک کلام با نمایشی بی هویت با بازیهای غیر یک دست مواجه می شود .اگرچه بازیهای چشم گیر پناهی ... دیدن ادامه » ها و رشیدی هم نتوانست از عمق خودنمایی آن بکاهد.*
ابتدا بیاییم تعریفى از تئاتر بى هویت به دست دهیم. تئاتر بى هویت تئاترى است که هویت جامعه ى خود و مسایل و موضوعات درونى و بیرونى جامعه و تاریخ و فرهنگ و پیشینه و سنتش را به دست فراموشى مى سپارد و براى معنا بخشى به هویت جعلى خود به آثار سایر ملل چنگ مى اندازد و آثار فرنگى را تکیه گاه سست خود مى کند. تئاتر بى هویت تئاترى از درون خود باخته و از پیش شکست خورده است و همیشه در انتظار تأیید فرنگى هاست که شاید روزى از راه برسند و بگویند : "چقدر خوب اداى ما را درمى آورید".
نمایش بى هویت براى اثبات هویت خود باید به چیزى حمله کند. اما آن چیزچیست؟ مى شود به راحتى حدس زد: واقعیت موجود. به همین خاطر مجبور است خود را فراتر از واقعیت ببیند. در نتیجه او حملات سازماندهى شده اى به سبک هاى تثبیت شده ى نمایشنامه نویسى مى کند. او هر آنچه را که بازتاب زندگى انسان ها و جامعه ى خود باشد فرسوده، کسل کننده، خالى از نبوغ و خلاقیت، سرد و بدون تصویر و حرکت مى نامد. او براى فرار از آنچه مى بایست انجام دهد، خود را در پناه نور و رنگ و حرکت و تصویر استتار مى کند .
طُرفه آنکه تمامى آثار کلاسیک دنیا آینه ى تمام نماى جامعه ى خود بوده اند و نکوشیدند تا یک تئاتر با زبان جهانی نمایش دهند تا یک تماشاگر خارجى حتى اگر تمام ظرایف قصه و زبانى را حس نکند از دیدن آن لذت ببرد .شکسپیر ، چخوف ،ایبسن ، استریندبرگ ، برنارد شاو و آرتور میلر و... نوشته هایشان همگى انعکاس واقعیت جامعه خودشان بوده و هست و اینگونه است که مرزهای ىسرزمین خود را درنوردیدند و سایر ملل نیز حرف هاى خود را در آثار آنها یافتند. باید به کارگردان و نویسنده تئاتر بى هویت متذکر شد که براى حرکت به سوى تئاتر باید نگاهش چهار چشمى به جامعه و مردمش باشد نه آنکه آنها را غرق نور و رنگ کند.
او نمایشنامه هاى کلاسیک با هویت را با نبوغ و خلاقیت خود و گروهش سلاخى مى کند،مفاهیم را مُثله مى کند و از دلشان تصویر و نور و رنگ و حرکت بیرون مى کشد که خواستگاهش نه درون خود است و نه درون متن، بلکه فقط تصویر ساختگى و ذهنى و خالى از مفهومى است که کارگردان از تصاویر و رنگ ها و نورها و حرکات تئاتر و اُپراى فرنگى کولاژ کرده است.
کارگردان تئاتر بى هویت براى معنا بخشى به اجراى خود به فرم هاى به ظاهر متفاوت و غیرمتعارف (که معلوم نیست معیار متفاوت بودن و غیرمتعارف بودنش نسبت به چیست؟) پناه مى برد، ولى فراموش مى کند که این پناهندگى، خود بهاى گزافى دارد.
نسبت موضوعى که کارگردان و نویسنده ى تئاتر مطرح مى کند با آدم هاى جامعه اش چیست؟ تماشاگران چه نزدیکى و همانندى اى بین خود و اجراى او بیابند؟ میزان تاثیرگذارى این تئاتر برتماشاگر چه میزان است؟ کارکرد مکان وقوع داستان چیست؟
نمایش پرتقال های کال با لالایى نور و رنگ و صدا و تصویر و حرکات بازیگران، تماشاگر را خواب مى کند و این سُکر مصنوعى حایلى مى شود میان او و آنچه در جامعه اش مى گذرد؛ جامعه اى که در آن زندگى مى کند و نفس مى کشد و هر لحظه لمسش مى کند.
------------------------------------------------------------------------------------------
*:فقط خدا می داند چند نفر از تماشاگران این نمایش برای اولین بار پا به سالن نمایش می گذارند و بعد از تماشای آن به خود قول می دهند یا خواهند داد که دیگر به دیدن نمایشی نروند.
به این دسته از عزیزان توصیه می کنم به دیدن آثاری چون مجلس ضربت زدن ، صوراسرافیل ، خدای کشتار و ... بروند تا " بشورد ببرد پایین" (به انگلیسی)
کیانا برنج کار ، سعید زادمهر ، آریا رزاق ، محمد شمالی و هاشمی این را خواندند
م. م. ر. این را دوست دارد
سلام جناب قادری
یادداشت شما را خواندم و با بخشهایی از آن موافقم ، اما مجلس ضربت زدن قیاس عجیبیست با نمایش پرتقال های کال ، مجلس ضربت زدن نمایشیست با تفکر سودجویانه کارگردان، اما این هم سلیقه ایست.
نمایش پرتقال های کال نه تنها برای تاتر خطرناک نیست بلکه، ... دیدن ادامه » شروع یک مخاطب جدید است، مخاطبی دیگر.
نگاهی فراتر از یک نمایش.نمایش را دوست داشتم .در حال نوشتن یادداشتی هستم که بخشهای روانکاوانه نمایش را باز خواهد کرد، پس از اماده شدن در دیوار خواهم گذاشت.
۱ ساعت پیش
جناب رزاق گرامی
از اعماق وجودم خوشحال خواهم شد اگر این نمایش مخاطبانی دیگری را به تعبیر حضرتعالی به جمع مخاطبان تئاتر بیافزاید.پاینده باشید
۱۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی فوق العاده هدایت هاشمی در کنار کارگردانی خوب هادی عامل این نوشته داریوفو را به لحظاتی شاد و خاطره انگیز بدل کرده است تا در این بازار شام کمدی های هجو، امیدی باشد برای مخاطبِ تشنه ی لحظه های خوش...
دست مریزاد #هدایت_هاشمی و #هادی_عامل
پ ن: تماشای این نمایش در این شهر شلوغ و خسته به همگی توصیه و تجویز میشود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اما مجلس ضربت زدن...

متن بسیار قوی بهرام بیضایی و شرط ایشان برای آقای رحمانیان که هیچ تغییری در متن نمایش نباید بدهید، نوید یه نمایش خوب را می داد. البته تغییراتی که حتما مجاز بوده آقای رحمانیان داده بودن که یکیش واقعا ناگریز بود : شخصیت نویسنده در متن استاد مرد است ولی در نمایش مهتاب نصیرپور بازی می کند.

واقعا کارگردانی رحمانیان راضی کننده بود. با کمک گرفتن از افرادی مانند یاسر خاسب که زبان بدن را خوب بلد هست و صدای تاثیر گذار منوچهر اسماعیلی قدرت متن به خوبی انتقال داده شد. صرف نظر از بازی تاثیر گذار امیر جعفری، در این نمایش بازی بازیگران به چشم نمیامد و این هنر بیضایی و رحمانیان بوده که با وجود باور ناپذیر بودن سن و اکت اشکان خطیبی در شخصیت کارگردان و نیز بجا نیفتادن ازیگر بزرگی مثل مهتاب نصیرپور در نقش نویسنده، خروجی نمایش نشانی از ضعف ... دیدن ادامه » بازیگری ندارد.

با وجودی که متن نمایشنامه را قبل از دیدن خوانده بودم و هیچ گونه علاقه ای به ژانر مذهبی ندارم، باز متنی که از قول امام با صدای دوبلور سربه داران در سالن طنین افکند مرا هم منقلب کرد.

من نمایش را جمعه 4 تیر دیدم که این نمایش تقدیم به سربازان کشته شده صانحه اتوبوس شد و به همین مناسبت افشین هاشمی با لباس سربازی یکی از سکانس های نمایش دوست داشتنی ترانه های قدیمی که مربوط به سربازان بود را اجرا کرد...
پرندیس و الهام. ب این را خواندند
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
احتمالاً باید تا چهارشنبه که بلیط دارم صبر کنم و بعد به راز ناگزیر بودن تغییر جنسیت شخصیت نویسنده پی ببرم...
۱۱ ساعت پیش
نه من منظورم این بود :
با توجه به اینکه آقای رحمانیان تصمیم گرفتن شخصیت نویسنده را به جای یک بازیگر مرد خانم مهتاب نصیرپور بازی کنه نمایش در حد دو یا سه دیالوگ تغییر کرد و البته در کنش های افراد هم با یکدیگر تا حدی این تغییر جنسیت باید اعمال می شد...
مثلا ... دیدن ادامه » در متن نمایش : شخصیت مرد نویسنده از بازیگر قطام می خواد جوری رفتار نکنه که همسر نویسنده شک کنه اون دو تا خیلی صمیمی هستند... که مسلما این دیالوگ با زن شدن نویسنده بی معنا می شده و تغییر کرد...
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طبق روال نامنظم این سالن ، اجرا با بیش از نیم ساعت تاخیر و بدون هیچ گونه توضیح یا پوزش از مخاطبان برگزار شد و به نظر من از نظر محتوا و اجرا اصلن رضایت بخش نبود
با توجه به اینکه تاترهای فاقد ملاکهای زیبایی شناسی و هنری در سطح گسترده و بدون نظارت درحال دلسرد کردن مخاطبان واقعی این هنر میباشد از دست اندرکاران تیوال خواهشمندم قبل از تبلیغ و فروش بلیط هر اجرا در این سایت فاخر نسبت به بررسی موضوع و محتوای کار و تطبیق آن با رسالت و ویژگیهی اصلی این هنر تعمل بفرمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دلیل عدم آشنایی با مترجم ، کارگردان و بازیگران نمایش بیرون پشت در مدتها مردد بودم که به دیدن این نمایش بروم یا نه و به دلیل همین تردید نقد ها را هم در خصوص این نمایش نمی خواندم اما امشب عزمم را جزم کردم که این نمایش را ببینم . واقعا به خودم تبریک می گویم که به دیدن این برنامه رفتم گذشته از چند ایراد در مجموع کاری بسیار ارزشمند بود موفقیت روز افزون تمام عوامل گروه را آرزومندم موسیقی بسیار درخشان بازیها بی نهایت دیدنی کارگردانی در حد قابل تقدیر چند باره تبریک به تمام عوامل این اجرا
الهام. ب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مامان، این آقاهه اُسکُله؟
عالیه این بشر...خیلی دوسِش دارم...
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط سه روز تمدید شدیم.
مرسی از استقبالتون
مرسی از حمایت هاتون
مرسی از یادداشت هاتون
در آخر مرسی از انرژی های خوبتون

(امکان خرید روزهای تمدید شده 13 تا 16 تیر هم اکنون فعال است)
مهسا عظیمی این را خواند
رومینا خلج هدایتی و ذوق زده این را دوست دارند
میشه بازم تمدید کنید...مثلا تا 20تیر؟؟؟
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش نامه «هیپولیت » نوشته «اوریپید» اَز تراژدی هایِ جذابی اَست کِه بَر اساس فرم بدن بازیگران، عواطف وَ خشم ها بِه مخاطب منتقل می شود

فرزاد امینی کارگردان نمایش «هیپولیت » دَر مصاحبه با خبرنگار حوزه تئاتر گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ درباره نمایش نامه این اثر بیان کرد: نمایش نامه «هیپولیت » یکی اَز تراژدی هایِ اوریپید، روایتگر جوانمردی اَست کِه شرارت اجتماع آن را احاطه کرده وَ دَر نهایت بِه او را نیستی وَ تباهی می کشاند وَ البته آنچه کِه فرد را بِه نیستی وَ تباهی کشانده مروت وَ جوانمردی اش بود.

وی ادامه داد: این اثر تراژدی بسیار زیبایی اَست کِه بَرای نخستین بار اجرا می شود. نمایش «هیپولیت » دهمین کار گروه تئا تر «پرومته» اَست کِه بِه مدت هفت ماه بَرای اجرای آن تمرینات مداوم انجام دادیم. امینی افزود: خشم وَ عواطف اَز طریق حرکات جسمانی ... دیدن ادامه » بازیگر بَر روی صحنه بِه مخاطب منتقل می شوَد وَ فیگور وَ فرم بدن بازیگران دَر این نمایش بسیار اهمیت دارد. این شیوه اجرایی هم براساس نمایش نامه شکل گرفت. همچنین لحظات دراماتیک هم بِه واسطه حرکات بدنی منتقل می شود.

وی بیان کرد: تغییرات بنیادی دَر نمایش نامه شکل نگرفت اما متن را بازنویسی کردم. دَر کل دراماتورژی کار با خودم بود وَ اَز 9 تیر بِه مدت ده شب دَر تالار حافظ اجرا خواهیم داشت.

bahar z ، پرندیس و نیلوفر ثانی این را خواندند
درود
مدت زمان نمایش چقدره و امکانش هست یک سانس زودتر هم گذاشته شود؟
۲ ساعت پیش
تو اطلاعات بالا نوشتن ، مدت: ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
(خواندن این مطلب احتمالا فقط وقتتان را هدر میدهد پس توصیه میکنم که آن را نخوانید. اینکه من چرا آن را نوشتم جای سوال است ولی احتمالا جوابش شخصی ایست!)
مسیر خرید بلیط تا آمدن و نشستن به تماشای این تاتر برای من دردسرها داشت! ولی بالاخره توانستم به تماشای این تاتر بنشینم.
دور از خوب ها و خوبی های خود نمایش چیزی که امروز بیشتر برای من جالب توجه بود و من ناخودآگاه به آن جلب میشدم گروه نمایش نبود، بلکه تماشاگران بودند؛ از این که وقتی اوایل نمایش همه میخندیدند فردی که سمت راست من نشسته بود زیر لبی گلایه میکرد که چرا مردم اینقدر بی دلیل میخندند؟(که شاید حق با او بود) و یا این که فردی که در ردیف جلویی نشسته بود گاهی در برخی از قسمت های نمایش که مردم آن را با لبخند میگذراندند او با خنده بلندتری آن قسمت را سپری میکرد(البته شاید حق با او بوده) و یا در قسمت ... دیدن ادامه » های پایانی نمایش که خانم بنی آدم در آن صحنه عصبانی میشدند و گل ها را به صندلی میکوبیدند شخصی با دو صندلی فاصله از سمت چپ من (!) بلند میخندد(که البته شاید حق با او بود).
هدف از نوشتن اینها قضاوت و یا شکایت از خنده های چه بلند و چه آهسته ی تماشاگران نبود؛ بلکه جذاب بودن این مسئله (حداقل برای خودم) که یک کار و یک فضای یکسان میتواند چنین دریافت های متفاوتی ایجاد کند و این سوال که اگر نمایش فقط یک صحنه داشت و آن هم صحنه کوبیدن گل ها به صندلی بود آنوقت این کار از نظر من یک درام بود و از نظر فردی که با دوصندلی فاصله از سمت چپ من بود یک کمدی حساب میشد؟
پرندیس ، مرتضا و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو "ایسنا" با فرزاد امینی کارگردان نمایش "هیپولیت"

تراژدی دیگری از یونان باستان در تالار حافظ - نمایشی تراژیک و غمگین دیگری از «اوریپید»
فرزاد امینی، کارگردان نمایش «هیپولیت» در توضیح این نمایش که از چهارشنبه 9 تیرماه در تالار «حافظ» به صحنه می‌رود به ایسنا گفت: نمایشنامه‌ی «هیپولیت»، نوشته‌ی اوریپید است که با بازنویسی دیالوگ‌ها و دراماتورژی از تنها ترجمه‌ی موجود (اثر محمد سعیدی و برای حدود ۴۰ سال پیش) به صحنه می‌رود.

او ادامه داد: این نمایشنامه از تراژدی‌های عمیق، بسیار فلسفی و غمگین «اوریپید» است که به اندازه‌ی «مده‌آ» (از دیگر آثار همین نویسنده) چندان مورد توجه قرار نگرفته است. «اوریپید» در این اثر بر خلاف نمایشنامه «آلسست» که نور امیدی در پایان دارد، «هیپولیت» را بسیار غمگین و فوق‌العاده تلخ تمام می‌کند. من به واسطه ... دیدن ادامه » روزگاری که در جامعه‌ام تجربه و با آن زندگی می‌کنم، با متن این نمایشنامه احساس نزدیکی می‌کنم و آن را دوست دارم.

این کارگردان با اشاره به شیوه اجرایی این نمایش افزود: «هیپولیت» را با همان فرم فیگور، ژست و اکت بازیگر که بطور کلی در تمام این سال‌ها کار کرده‌ام اجرا خواهم کرد. بطور کلی این نمایش اکتیو و پرحرکت است و در حقیقت می‌توان گفت که این فیگور و اکت انفجاری بازیگران است که لحظات دراماتیک نمایش را خلق می‌کند.

امینی همچنین ادامه داد: در سنت تئاتری که همیشه کارم را بر مبنای آن پیگیری کردم، بزرگانی مانند وسولد میرهولد، یرژی گروتفسکی، آنتونِن آرتو وجولین بِک بوده‌اند که در سبک تئاتر جسمانی، مبتنی بر فرم و فیگور کار کرده‌اند. باید بدانیم که اکت بازیگر در جسمش بسیار مهم است و معیار زیبا شناسی آن تئاتر بر آن اساس تعیین می‌شود.

این کارگردان در پایان صحنه نمایش را بسیار می‌نیمال توصیف کرد.

به گزارش ایسنا، نمایش «هیپولیت» به کارگردانی فرزاد امینی دهمین کار گروه تئاتر «پرومته» است که از ۹ تا ۱۸ تیرماه، ساعت ۲۱ در تالار حافظ به نشانی خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت اجرا می‌شود.

کارهای پیشین فرزاد امینی در مقام کارگردان تئاتر عبارتند از: «پروا» (آبان ۱۳۸۵ تالار مولوی)، «منشاء همه نابود کنندهایت یک چیز بیشتر نیست» (اردیبهشت ۱۳۸۶، جشنواره تئاتر دانشگاهی)، «حکایت حیات سه‌ سگ و خیابان و شب» (اردیبهشت ۱۳۸۷، جشنواره تئاتر دانشگاهی)، «مکبث» (جشنواره تئاتر دانشگاهی ۱۳۸۹ و فرهنگسرای بهمن شهریور ۱۳۹۰)، «من از سگ بودنم چیزهای جدیدی فهمیده بودم» (مرداد ۱۳۹۲ خانه هنرمندان، سالن استاد انتظامی)، «آه شهلا این گاوی که جلوم داره راه میره ...» (دی ۱۳۹۳ نمایشخانه استاد انتظامی)، «عشق سالهای وبا» (تیرماه ۱۳۹۴ سالن استاد سمندریان).
bahar z و الهام. ب این را دوست دارند
جناب حائری، من اطلاعی ندارم که شما عضو گروه نمایش هستید یا خیر، در هر صورت اطلاع دارید که با توجه به فرم کارهای جناب امینی آیا اشراف به حداقل خلاصه ای از نمایشنامه برای بهتر ارتباط برقرار کردن با نمایش لازم است یا بدون چنین پیش نیازی هم می شود حداکثر ... دیدن ادامه » پیام را دریافت کرد؟ ممنون.
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل توجه تماشاگران محترم نمایش " پرتقال های کال " :
الهام کردا و ستاره پسیانی یک نقش را به صورت مشترک ایفا خواهند کرد. (از ۹ تا ۲۴ تیر الهام کردا و از ۲۵ تیر ستاره پسیانی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن این کار بسیار لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ــ به‌زودی «…» کُشته می‌شه.

آغاز پیش فروش روز های تازه "پرتقال های کال"

به گزارش روابط عمومی نمایش، پیش فروش بلیت روزهای یکشنبه تا سه شنبه، بیست الی بیست و دو تیر در ساعت دوازده ظهر روز جمعه یازدهم تیر آغاز خواهد شد.

تعداد محدودی بلیت برای روزهای شانزده تا هجده تیر در سایت تیوال باقی مانده است و پیش فروش روزهای تازه بزودی آغاز خواهد شد.

بر اساس این گزارش، نمایش "پرتقال های کال" به نویسندگی سینا آذین و کارگردانی صابر ابر از نهم تیر ماه اجرای خود را در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده و هر روز به جز شنبه ها ساعت: ۱۹:۱۵ به روی صحنه می رود.
ذکر این نکته ضروری ست که این نمایش به دلیل دو اجرایی بودن سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر و زمان کم برای گروه دوم اجرا راس ساعت شروع می شود و گروه اجرایی از دوستانی که دیرتر ... دیدن ادامه » از ساعت اجرا به سالن می رسند بابت جلوگیری از ورودشان به سالن نمایش پیشاپیش عذر خواهی می کنند.

پیج اینستاگرام نمایش
@unripe_oranges_theater

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش درجه یک رو به همه پیشنهاد میکنم...حال آدمو خوب میکنه.دقت و نشانه هایی که در طراحی صحنه این کار هست کم نظیره.بازی ها هم واقعا بی نقص و خوبه.
شاید موضوع متن برای همه جذاب نباشه ولی قلم قدرتمند سیاوش پاکراه برای همه طیف مخاطب هاش قصه رو ملموس کرده و بسیار روان نوشته.
همگی خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید