«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

دیدم و از این همه خلاقیت ذوق زده شدم و لذت بردم...اما بی شک هنوز اجرای قبلی این نمایشنامه برای من بهترین نمایشی ست که تا به حال دیده م...به کارگردانی استاد سمندریان و بازی پیام دهکردی ،گوهر خیراندیش، احمد ساعتچیان و...و البته باید بگم که اون اجرا با این یکی بسیار متفاوت بود، حس حاکم بر فضا روند تغییر موضع افراد ، شخصیت کلارا و خیلی چیزهای دیگه...البته هم بنده و هم مادرم که (که کار قبلی رو هم دیده بودند) هر دو کار رو بسیار دوست داشتیم:)
طراحی صحنه و لباس و نور و گریم رو بسیار پسندیدم و به نظرم به شدت همراه با سبک اجرا بودند.

خسته نباشید میگم به گروه محترم ،ان شاالله شاهد موفقیت های روز افزونشون باشیم و کیف کنیم:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(( این اثر براى گروه سنى کودک و نوجوان مناسب نیست ))

به نظرتون من میتونم این نمایش و برم ببینم؟؟ o.O

من نمایش های آقای پاکدل و خیلی دوست دارم ^_^
۱۳ دقیقه پیش
سیامک قلی زاده این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی صبرانه منتظرم.................
ساسان زرافشان نیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رونمائی از تی شرت برزیلیا در مراسم افتتاحیه
اهدا تی شرت برزیلیا به قید قرعه به 1 نفر هر شب در نمایش برزیلیا
poorya abdi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید خیلیا باشن که با شرایطشون کنار اومدن؛ من اونارو تحسین میکنم
اما این نتیجه ی انتخاب اوناست و اعتبار تصمیم لحظه ی الان منو نقض نمیکنه
... عالیجناب! اینجا پای کرامت نفس و عزت انسانی وسطه!!
محمد مهدی صحراپور و شکوه حدادی این را دوست دارند
مرسی نوید... مرسی آقای خیل نژاد... خسته نباشین
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد عبدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر معمولی. بازی های تلویزیونی ، قصه ای که ده بار تکرار می شود (آخرین بار هم قاضی میاد یه بار همه رو میگه) ، شوخی های جنسی که کار را تا یک کمدی سخیف پایین می آورد .
تلاش نوید محمد زاده و هومن کیایی قابل قدر دانی است ولی چرا شبیه همه ی تئاتر هایی است که این روزها شاهدش هستیم : معمولی ، کمدی سطحی ، عاری از خلاقیت و پر از شعار و کلیشه .
چند صد بار همه درباره این که مسئولیت اجتماعی و اخلاق انسانی و این چیز های دهن پر کن چیست ، حرف می زنن ؟
یلدا معینی فر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در انتظار بهار

صدای آهسته ی برف اگر کیفیت تئاتر های پیتر بروک را هم داشت نمی رفتم!یعنی اصلا مهم نبود نمایش چیست ، شلوغی سر این روزهایم مهم تر بود.اما وقتی پای تنها چهره ای که در این دنیای کوچک تئاتر ایران _ که البته شبیه همه چیز هست جز تئاتر! _ دوستش داری و برایت کافی است چشم دوختن یک ساعت و نیمه به همه چیزش ، قضیه چرخ می خورد و وارونه می شود!صدای آهسته ی برف بیشتر به یک پرفورمنس شبیه است تا یک تئاتر.ببینید من مشکلی ندارم که یک ساعت و خورده ای صدای آهسته بازیگران را تحمل کنم و غذا خوردنشان را تماشا کنم _ حتی اگر افسانه ماهیان هم در آن بازی نکند! _ به شرطی که بازی ها قدرتمند باشند که خوب اینجا تقریبا اینگونه است.اما من دغدغه تئاتر دارم و فرم محور نگاه می کنم و لذتی که می برم از همین فرم است.اما کسی که آمده تئاتر ببیند و داستان بشنود و ببیند _ به معنای همگانی ... دیدن ادامه » نه تنها یک بعدی ، که البته حق مسلم هر تماشاگر معمولی تئاتر است _ قطعا خسته خواهد شد.این تعریفات تقریبا هم ارز مشخصات یک پرفورمنس است که پیش تر گفتم.به نظرم صدای آهسته ی برف با علم به این موضوع که اثری است فرم محور ، بسیار دیدنی است و تجربه نویی خواهد بود.صد البته اگر می خواهید تازه تئاتر دیدن را شروع کنید ، اصلا سراغ این نمایش نروید.
می توانست بهتر باشد اما ، همینش هم خوب بود!
(واقعیت اینه که با دیدن این نمایش دو چیز رو به دست آوردم.یکی دیدن دوباره خانم ماهیان روی صحنه و دیگری کشف جابر رمضانی.خوشحالم!)
فرزام قدیری نیا(Farzam Gh) و mina این را خواندند
پیمان لسان و محمد مهدی صحراپور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
نمایش بسیار زیبا و با مفهومی بود ،لذت بردم ! توصیه میکنم حتما ببینید .
نفیسه نوری این را دوست دارد
سلام عزیزان
نمایش واقعا حال دادهااااااااااا
هم طراحی لباس ها و طراحی صحنه فوق العاده بود هم شعرخوانی دسته جمعی و هم نقش بانو و آلفرد
خیلی خوشحالم که کاری با این کیفیت خیلی عالی دیدم و از دستم نرفت
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب رفتم آرامسایش رو دیدم. نمایش هدف و معنی خاصی نداشت و معلوم نبود میخواد چی بگه. چندان هم سرگرم کننده نبود. یه مشت آهنگ و نور و داستانک های بی معنی و بی ربط رو سر هم بندی کرده بودن شده بود این. به غیر بازی خوب (شایدم لودگی خوب) بهنوش بختیاری و شهرام قائدی چیز دیگه ای نظرم رو جلب نکرد.
تعجب می کنم بعضی تماشاگر ها چرا به هر چیز الکی میخندیدن. اصلا واسه من خنده نداشت.
آخر نمایش پژمان جمشیدی بیشتر از همه تشویق شد در حالی که نقش پر رنگ و بازی خارق العاده ای نداشت.
این همه از خوزستان اومدم واسه دیدنش اصلا ارزشش رو نداشت. مکان اجرا خیلی بد مسیر بود من که ماشین نداشتم خیلی اذیت شدم تا رفتم و اومدم. دیگه عمرا تالار شمس نمیرم.
Mossi این را خواند
یلدا معینی فر این را دوست دارد
وای اینجوری آدم حس خیلی بدی پیدا میکنه :|
منم چندیدن بار به تماشای همچین نمایشایی نشستم و چقدر بعد اتمام نمایش پشیمون شدم :(
۱۲ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان برای امروز ردیف ٣ صندلی ٩ یک بلیط اضافه موجود است در صورت تمایل به آدرس زیر میل بزنید:
saharbehroozian@yahoo.com
با تشکر
nila behrouzian این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوب می شد اگه با همون بازیگرای اجرای سال 85 کار رو اجرا می کردین ، البته من اون اجرا رو ندیدم ولی فکر حضور پیام دهکردی، امیر جعفری، هومن برق نورد، احمد مهرانفر، ریما رامین فر و سیامک صفری هم.به طور همزمان وسوسه برانگیزه!
به امید این بازیگران جدید هم بتونن اجرای خوب و قابل قبولی ارایه بدهند!!
و.این که چی شد یهو آقای زنجانپور رفت آقای آذرنگ اومد!!؟؟
سیامک قلی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کانسپت جالبی بود اما اگر توان پرداخت شایسته به آن نیز می‎بود... دیالوگهای تکراری... چفت نبودن قسمتهای مختلف نمایش... صحنه‎ای که به واقع طراحی نداشت..لباسهایی که فکر شده نبود... همه و همه باعث شد تا نمایشی را ببینم که از مرحله‎ی ایده فراتر نرفته و عقیم مانده بود... عملاً بار نمایش را موسیقی بر دوش میکشید.. بیشتر به تماشای کنسرتی آمده بودیم(با اجرایی بسیار خوب) که بُرشهای کم‎جانِ نمایش آن را قطع و یا وصل میکرد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیامک قلی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر «بالاخره این زندگی مال کیه؟»

سالیان سال پیش فیلسوفی به نام کانت که ویل دورانت او را «روباه پیر شهر گونسبرگ» معرفی میکند کتابی با عنوان «نقد قوه ی حکم» در تحلیل اصول اخلاقی نگاشت و با استفاده از آن تحولی تمام عیار در دنیای نگرش های اخلاقی بوجود آورد. این اصل اساسی که «هیچیک واکسیناسیون کودک خود را بعلت درد آمپول برای او، ترک نخواهیم کرد» تا پیش از کانت یک قانون بلامنازع بود و کمتر کسی به قطعیت آن تشکیک میکرد. حالت پارادوکسیکال این مسئله زمانی بیشتر خود نمایی میکند که المان «زندگی» از آن خارج شود.
دوستی را میشناسم که سالیان سال پیش، به والدینی که کودکانشان نماز نمیخواندند با همین استدلال خرده میگرفت و میگفت «از دست دادن سعادت اخروی» مگر کم از «از دست دادن زندگی» دارد، و این والدین را به برخورد قاطعانه با فرزندانشان تشویق میکرد.
نقطه ... دیدن ادامه » ی عطف در پذیرش این پارادوکس مسئله ی خط قرمز بودن «زندگی انسان» است. چرا که در خیلی مواقع ممکن است «زنده نگه داشتن» با «اختیار» یا به عبارتی «انتظار» بیمار در تناقض باشد و در این موقعیت بیمار درخواست «اُتانازی» یا «یوتانازی» میکند.
با یک جستجوی اینترنتی ساده میتوان نظرات خیل عظیم طرفداران و یا مخالفان اتانازی را مشاهده نمود اما از دیدگاه یک ناظر سوم به طور قطع نمیتوان رتبه ی «اخلاقی بودن یا نبودن» به آن اعطا کرد.
خیل عظیم مخالفان اوتانازی، پیروان ادیانی هستند که «خودکشی» را به نوعی سرکشی دانسته و بعضا رنج و عذاب را مایه ی سرافرازی در دنیای پس از مرگ میدانند.
نمایشنامه ی حاضر که در سال ۱۳۸۷ به فارسی ترجمه شده است، کاملا رگه های تلویزیونی بودن خود را نگه داشته و سعی دارد که با استفاده از المانهای تئاتر خود را به صحنه بخوراند. این جمله ی اخیر، به علت ذات نامفهوم بودن «تئاتر صرفا رئال» از نظر من میباشد و شاید محدود به این نمایش نباشد.
نمایش کاملا اوریجینال و با میزان سن های فارغ از هرگونه پیچیدگی تلاش دارد تا توجه مخاطب را به اصل مطب که همان «دیالوگ» میباشد، جلب کند. هر چند پرده های دادگاه و سخنرانی ها حتی در نمایشنامه مادر نیز پر از شعارزدگی میباشد، با اینهمه حالت خاکستری پیروزی برای مردن، حس اغلب ترک کنندگان سالن تئاتر است.
دیالوگها و صحبتها برای کسانی که آشنایی که بیماری «سرطان» داشته باشد شاید خیلی تکراری تر بوده اما کمک به همه گیر شدن این فضای خاکستری میکند که این به نوبه ی خود خدمتی بزرگ محسوب میشود. (کاری که اسکریپ مادر در سالهای ۷۸ و ۷۹ در لندن انجام داد).
شخصا جدای بازی زیبا و دلربای نوید محمد زاده، باقی بازیها را در حد معمولی و خوب ارزیابی میکنم و کلا نمایش حاضر را فاقد چالش های اساسی برای بازیگر میدانم.
استفاده از نور در پرده ای که رویای کن هریسون را به تصویر میکشید، بسیار زیبا و استادانه بود و تصاویر ملال آور شب و روز بیمارستان را به خوبی نشان میداد.
ترانه we will rock you کوئین در پایان نمایش نیز از لحاظ معانی (چه به واسطه ی زندگی واقعی او و چه متن ترانه) بسیار استادانه بود و تاکید کارگردان بر حضور وی در این بیمارستان نیز از نقاط برجسته ی نمایش بود.
همه چی عالی بود
نمایش، محیط
و موزیک از همه عالیتر ...
/m
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنه زایمان خیلی خوب بود.
تجربه ی خیلی متفاوتی برام ساختید .
ممنون.
نگاهی ژگرف و تیز بینانه به موضوعی کاملن انسانی با طنزی تلخ
بازی ها روان، دیالوگ های تامل برانگیز، اجرایی دلچسب، و البته با تاخیر...لذت بردم
صحنه زایمان انقدر عجیب بود که همین ما را بس .
خنده ی (بی صدا ) بازیگران مرد در بالا و فریاد های (بی صدای) زنان در پایین . واقعا باید در این صحنه باید با مردان همراه شد و خندید یا باید با زنان همراه شد و رنج کشید .
و پایان بندی این نمایش از این تلخ تر و گزنده تر نمی شد .
تکان دهنده بود .
ممنون.
قصاوت در این نیست که جون کسی رو نجات بدن یا بزارن کسی بمیره.قصاوت یعنی حق انتخاب کردن رو از کسی که به اون مربوط میشه بگیرن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید