«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

” ببخش سایمون جان ” ویژه عکاسان و خبرنگاران به روی صحنه می رود
تاریخ انتشار: ۲ آذر, ۱۳۹۳
نمایش ببخش سایمون جان به نویسندگی وکارگردانی امیدرضا سپهری روز دوشنبه ۳ آذر میزبان اصحاب رسانه خواهد بود .

تئاتر فستیوال

به گزارش تئاتر فستیوال ، نمایش ببخش سایمون جان از تاریخ ۳ آذر لغایت ۲۸ آذر هر شب ساعت ۱۸:۳۰ در تماشاخانه سه‌نقطه – سالن خسرو شکیبایی به روی صحنه می رود.

حجت سپهری، سید شهاب الدین خاضع حق، نیایش نهاوندی، لیلا نوروزی کیا، علیرضا گلدهی، امیدرضا سپهری، علی دولت یاری، علیرضا نصیری، علی همدانی به عنوان بازیگردر این نمایش به ایفای نقش می پردازند . همچنین نیما پور خدا بخش، اشکان قلی زاده (دستیار کارگردان) لیلا نوروزی کیا (منشی صحنه(استودیو ققنوس) امور فنی صدا ( مهرزاد اسماعیلی (عکاس) ارسلان امانتی )طراح و اجرا پوستر و بروشور( علی همدانی، ... دیدن ادامه » محمد غلام زاده، امین وفایی ( دستیار طراح صحنه (سید شهاب الدین خاضع حق ) تدارکات (حامد تهرانی (مدیر صحنه ) و سید مهدی فاطمی نسب (مشاور،گرافیست طراح صحنه و لباس) سید مصطفی فاطمی نسب(ساخت و انتخاب موسیقی ) علی دولت یاری (برنامه ریز) ارشیا آریان (نوروصدا) معصومه خمیس آبادی (گریم) و محمد حق جو به عنوان مدیر روابط عمومی با این گروه همکاری می کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

دوستانی که کار رو دیدن ، در باکس های روبرو کدوم ردیف ها دید بهتری داره . بنظرم با توجه به عکسی هست ارتفاعی برای سن در نظر گرفته شده .

ممنون
آرزو نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Hide & Seek

نمایش با معرفی بازیگران آغاز می شود که شروع تاثیرگذار و موفقی برای جذب مخاطب است.از آن بهتر، صحنه پایانی است و موسیقی که به زیبایی با حرکات ایده ابوطالبی همراه می شود گرچه قابل حدس است حسن ختام اثر،اجرای بازیگری باشد که از ابتدا تا آن لحظه،تنها نظاره گر بود.
کارکرد موسیقی در این صحنه کاملا با صحنه تولید جوجه های ماشینی متفاوت است به این معنا که رقص پایانی بدون نیاز به پخش تصویر،کاملا گویاست.
چینش صندلی ها در پایان، فرم زیبایی در برابر چشمان مخاطب تصویر می کند.
قطعا دریافت های من با مقصود کارگردان متفاوت است لکن آنچه عیان است، تصویر یک موقعیت است که توانایی های بازیگران خارجی در تقابل با بازیگران ایرانی در آن هویداست.بطور مشخص درفرم و بدن، آنان پیشی می گیرند و در ادامه هنرنمایی بازیگر ایتالیایی در حوزه آواز را نیز شاهدیم.یعنی اگر ... دیدن ادامه » نجنبیم،آنهاعلاوه بر امتیازات فوق، حرف زدن و خواندن به زبان ما را هم به خود می افزایند.دراصل، این تقابل،به زعم من چالش بزرگی برای بازیگران ایرانی محسوب می شود.
حضورMarene Vanholk از همان ابتدا آنچنان زنده است که گویی انرژی از سوی او به سمت من پرتاب می شود.
نوشتن از این اثربرایم دشوار است چراکه آنچه در لحظه تجربه می کنی،چیزی نیست که در ذهن ماندگار شود و احتمالا دریافتهای حسی مخاطبین، متفاوت خواهد بود لکن بشخصه از این تجربه خوب، راضیم.
محمد حق جو ، شاهین نصیری ، آذرنوش و میثم خسروی این را خواندند
آرزو نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگاه آماده سازی بدن و ذهن برای ::»
"رقص معاصر Contemporary Dance"
مدرس: الاهه بخشی
مهلت ثبت نام: 15 آذر ماه 93
زمان برگزاری کارگاه: آذر و دی 93

تلفن تماس: 09354602309
ثبت نام آنلاین با تخفیف ویژه در سایت تیوال:
http://www.tiwall.com/theater/ContemporaryDance2
آرزو نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان نازنینم
پیشنهاد می کنم دیدن این اثر زیبا را به هیچوجه از دست ندهید .
بسیار لذتبخش است و دلنشین و تاثیرگذار .
فقط تا پایان این هفته فرصت دیدن یک اثر به یاد ماندنی را دارید .
پس از دستش ندهید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار بسیار عالی ست . و دردناک ست و غم انگیز .
هر چه از بازی فوق العاده زیبا و تاثیرگذار خانم آیدا صادقی بگویم ، کم گفته ام . واقعا" با نقشش زندگی کرده .
و من گریستم و گریستم .
دلم می خواهد فریاد بزنم لعنت به جنگ لعنت .
و وای از موسیقی تکاندهنده و بینظیرش .
این موسیقی چه کرد با من . باید بروید و بشنوید و خودتان احساسش کنید . این موسیقی با شما حرف می زند .
و چه زیبا دانیال خجسته عزیز نقش آفرینی می کند .
طراحی صحنه در عین سادگیش بسیار خلاقانه و در خدمت متن است .
به نویسنده و کارگردان این اثر جناب امیر گیل و سرکار خانم غزل نعیمی صمیمانه تبریک ویژه عرض می کنم و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم .
و به کل گروه خسته نباشید می گویم .
سپاس عزیزان سپاس

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای امشب به هنرمند عزیز، بانو هما روستا تقدیم شد. :)
آیدا طاهرزاده این را خواند
اشکان خیل‌نژاد و ساناز عشق تئاتر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به هیچ عنوان نتونستم با بخش تئاتر این کار ارتباط برقرار کنم. واقعا از حرکات بازیگرها که زمان زیادی از نمایش رو هم گرفته بود هیچ معنا و مفهومی نمی گرفتم.ارتباط بخش های مختلف رو نمیفهمیدم و بازی ها رو هم دوست نداشتم. به نظرم تکه مستندهای پخش شده خیلی بهتر بودند و حداقل تونستم تا آخر کارو تحمل کنم. در هر صورت منتظر نقد و نظر مثبت دوستان دیگری که کارو دیدند میمونم. شاید درک بهتری از کار پیدا کنم.
فقط از دوستانی که کارو دیدند هیچ کدوم میدونید که موسیقی پخش شده موقع نمایش تصاویر مرغداری چه قطعه ای بود؟ موسیقی قسمت انتهایی هم فکر میکنم از گروه portishead بود ولی بازم نمیدونم کدوم کارشون. ممنون میشم اگه کسی میدونه بنویسه.
ممنون از حضور و مشارکتتون خانم عظیمی. قطعه پخش شده machine gun از portishead بود.
۹ ساعت پیش
ممنون جناب میرزایی که نظرات مخاطبتون رو پیگیری می کنید. امیدوارم کارهای بیشتری از شما ببینم و امیدوارم این نوشته باعث نشده باشه خستگی به تنتون بمونه :) موفق باشید.
۹ ساعت پیش
بازیگر ایتالیاییه خوب بود صدای خیلی خوبی هم داشت، انگلیسیه هم اولش خوب بود، اون بنده خدا هم که تا آخر سیخ وایساده بود خیلی اذیت شد!
راستی این تئاتر به ما یاد داد که قضاوت نکنیم و در مورد تصویری که از دیگران داریم تجدید نظر کنیم پس اون ایتالیاییه شاید ایتالیایی ... دیدن ادامه » نبود همین طور انگلیسیه! اون بنده خدا هم شاید اذیت نشد.
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدم، خوشم اومد، نه مثل وقتی که دوست ات کلی حرف بدرد بخور می زنه و تو چیز یاد می گیری یا یه چیز شخصی بهت می گه و تحت تاثیر قرارت می ده، بلکه مثل وقتی که دوست ات بی هدف از هر دری می گه و دور هم خوش گذشته. همیشه از خودم می پرسیدم اینکه بعضی منتقدها می گن یه فیلم یا نمایش اَلکنِ یعنی چی؟ ... این نمایش بدجور اَلکنِ و به قول جمالزاده مرحوم کمیت اش بدجور لنگ می زد. حرف مهمی می خواست بزنه و دم اش گرم، اما درست حرف مهم زدن به قدرت تحلیل بالای نویسنده احتیاج داره که در جای جای این اثر توسط نگاره این سطور یافت نشد. همه این حرف ها به کنار من ناراضی نیستم (فراموش نشه که تئاترهایی که این چند وقته روی صحنه رفته بدجوری توقع من رو از تئاتر خوب پایین آورده).
ممنون از نظرتون آقای سیاف
.
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین بلیط 3 شنبه رو خریدم به امید دیدار یه نمایش عالی همانند هملت
manimoon (محمدجواد لشگری) این را خواند
آوا فیاض این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر دوستان
کسی اطلاع داره که آیا این نمایش تمدید میشه یا نه؟؟؟
ممنون میشم اگه اطلاع رسانی شود
قاعدتا نه چون یه بار تمدید شده و اجرا بعدی توی اون سالن هم برنامه ریزی شده، مگر برنامه دیگه ای پیش بیاد
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای نمایش " ببخش سایمون جان" ویژه عکاسان وخبرنگاران

نمایش ببخش سایمون جان به نویسندگی وکارگردانی امیدرضا سپهری روز دوشنبه ۳آذر میزبان اصحاب رسانه خواهد بود

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک،نمایش ببخش سایمون جان از تاریخ 3آذر لغایت 28 آذر هر شب ساعت 18:30 در تماشاخانه سه‌نقطه - سالن خسرو شکیبایی به روی صحنه می رود.

حجت سپهری، سید شهاب الدین خاضع حق، نیایش نهاوندی، لیلا نوروزی کیا،علیرضا گلدهی، امیدرضا سپهری، علی دولت یاری، علیرضا نصیری، علی همدانی به عنوان بازیگردر این نمایش به ایفای نقش می پردازند.


همچنین نیما پور خدا بخش، اشکان قلی زاده (دستیار کارگردان) لیلا نوروزی کیا (منشی صحنه(استودیو ققنوس
) امور فنی صدا ( مهرزاد اسماعیلی (عکاس) ارسلان امانتی )طراح و اجرا پوستر و بروشور( علی همدانی، محمد غلام زاده، امین وفایی ... دیدن ادامه » ( دستیار طراح صحنه (سید شهاب الدین خاضع حق ) تدارکات (حامد تهرانی (مدیر صحنه ) و سید مهدی فاطمی نسب(مشاور،گرافیست طراح صحنه و لباس ) سید مصطفی فاطمی نسب(ساخت و انتخاب موسیقی ) علی دولت یاری (برنامه ریز) ارشیا آریان (نوروصدا) معصومه خمیس آبادی (گریم)ومحمد حق جو به عنوان مدیر روابط عمومی با این گروه همکاری می کنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اااا چه خوب که میخواد اجرا بره یه بار دیگه....من اجرای قبلی رو دیدم بعضی قسمتاش یادمه هنوز :-)
فقط چه ساعتی اجرا میره؟
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.من قصد داشتم برای دوشنبه دو تا بلیط بخرم اما بعد از انتخاب صندلی ها مبلغ رو زد 0 و بدون اینکه بره تو صفحه ی عملیات بانکی بره بلیطم ثبت شد و پیامک تایید هم اومد.فک کنم ایرادی داره سیستم.لطفن بررسی کنید
درود بر شما
مشکل برطرف شد.

سپاس از آگاهی رسانی شما.
۱۱ ساعت پیش
با شما فردا تماس گرفته می شود و برای پرداخت راهنمایی می شوید.
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من...من...من به مادرم هفته پیش گفتم که تصمیم گرفتم بمیرم ، یه لبخندی زد و گفت پسرم این زندگی مال توست... گفت...گفت نگران پدرتم نباش من باهاش صحبت می کنم... و من... و من...
و من به خودم افتخار کردم که پسر همچین مادریم ... می دونی؟... اون... اون میفهمه رنج یعنی چی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از مدت ها به تماشا نشستن نمایشی زیبا،چالش برانگیز با موضوعی سخت جذاب می تونه کل

افکارو عقاید آدم رو تحت تاثیر قرار بده ! جدال انسان بزرگی که " این زندگی مال اونه" با کسانی که به

هر دلیلی میخوان به جای اون تصمیم بگیرن و این وسط همه چی براشون مهمه جز اون شخص ! جز این

که خودش چی میخواذ؟؟ تلاش هریسون برای اینکه دیده بشه، شنیده بشه براش حتی از مرگ هم مهم

تره. هریسونی که به قول خودش بعد اون تصادف فجیع اگر افسرده نشه جای تعجب داره اما این دلیل نمی

شه که عقلش رو و قدرت تصمیم گیریش رو از دست داده باشه. میگه من خوبم !! و راستی که حال اون از

همه ی اطرافیانش بهتره.

جای خوشحالی داره که ما امروز نمایش کارگردان جوانی رو می بینیم که به این خوبی جای خودش رو پیدا

کرده ... دیدن ادامه » و با استفاده از هوش و خلاقیت خودش از بازیگران بهترین بازی رو می گیره !

نوید محمد زاده : این اولین بار نیست که نمایشی رو با حضور نوید محمد زاده می بینم که به وضوح درش

خوش می درخشه :) هریسون بود و هیچ کس دیگری نبود . نه شاریک نه حتی نوید محمد زاده !

پ.ن 1 : من دیشب همراه خوذم 4 تا از دوستانم رو بردم که این نمایش رو ببینیم و عجب سربلند شدم :)

پ.ن 2: صدا ی آزاده صمدی ! :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام
ضمن احترام به کارگردان محترم این نمایش، باید بگم به نظر من صرفا بازی خانم دهقان و همینطور خانم نشاط خواه بخش ارزشمند این کار بود که هردو انصافا عالی بودند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه ی دشواری داشت..برای اجرای هر نقش هنر زیادی لازم داشت..فوق العاده بود..به خصوص شب حضور آقای فتحعلیان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتردرمانی

نقدی بر "نکتار"
نمایش - سارا فعلی/ماکان اشگواری

خواننده این مطلب لازم است در جریان باشد که من و ماکان رفاقت داریم، در یک روز به دنیا آمده ایم و دوستان مشترک داریم.
اما فارغ از این پسرخالگی، من دوست داشتم نکتار را به تماشاگران توصیه کنم. حیف که وقتی این متن را می نویسم، به نظر روز آخر اجرای آن است.

نکتار قابل توصیه است، به این دلیل که بسیار چشم نواز و بینهایت گوش نواز است (که همین تا حدود زیادی کافی است)؛ اما علاوه بر آن (حداقل در بخش هایی) موفق می شود لحن تحلیلی و پخته به خود بگیرد و از صرف ترسیم شرایط فراتر رود.

اگر بنا باشد نمایش را در یک خط تعریف کنیم، می توان گفت نمایش متشکل از مجموعه ای خرده روایت است که همگی توسط کسانی متولد حدود دهه 1360 روایت می شود. این روایت ها، تقریباً همگی، از تصاویر و کلمات آشنای این نسل ایرانی ها آغاز می شود، اما به تدریج سیالیت ذهن دست روایت را می گیرد و هر کدام از روایت ها را به سمت انتزاع می برد. کوکوسبزی مادر و رادیوی دایی، بمباران، برنامه ها و تبلیغ های تلویزیون ایران، ماهواره، قوز کردن، بازی پانتومیم، و باز و به طور خاص، تبلیغات تلویزیونی، محرک هر کدام از این پاره ها است. اما هر روایت به سمت انتزاع که می رود، مباحث دیگری را پیش می کشد: جنگ، اعتراض، هجوم رسانه ای و مُد موضوعاتی است که به خاطر دارم که در نمایش مورد اشاره قرار می گیرند.
بنابراین در نهایت به نظر می آید نمایش تصویرگر عناصری است که در ذهن یک نسل ماندگار شده اند و تلاش می کند تا این عناصر را به فرم تبدیل کند و در این تبدیل به فرم، امکان تحلیل را ایجاد کند. لازم می بینم که یک مثال بزنم: فرض بفرمایید که کسی روی صحنه ثابت بایستد و خاطره ای از بمباران تعریف کند. تا اینجا، اگر آن شخص صرفاً داستانش را روخوانی کند، قضاوت و تحلیل چندانی (به جز محتوای واژگانش) به تماشاگر منتقل نکرده است. اما تجسم کنید که همین خاطره بمباران را کسی تعریف کند و به تدریج شروع کند به خود پیچیدن، نورها بر نقاطی پراکنده بر صحنه تمرکز کنند و موسیقی سازهای بادی سهمناکی شروع به نواختن کند. حالا راوی موفق شده آشفتگی دردناکی را ترسیم و -حداقل تلاش کرده که- این حس را به تماشاگر نیز منتقل کند. این تلاشی است که در نکتار رخ داده است.
در واقع -اگر آن طور که شنیده ام- شکل گیری نمایش به صورت گروهی بوده باشد، احساس می کنم کارگردانان یک روز عده ای را دور خود جمع کرده اند و از آنان خواسته اند که از مهم ترین چیزهایی که "روی مخ شان" بوده حرف بزنند. این موضوعات دست چین شده و در طول تمرینات به فرم تبدیل شده است.
حالا تماشاگر با مجموعه ای از موضوعات نمایشی شده مواجه است که اساسی ترین موضوعات اثرگذار بر یک نسل بوده است. در واقع (مشابه کاری که فیلم روبان سفید می کند) با نگاه دقیق به نمایش می توان قصه هایی که را که یک نسل را ساخته اند بازشناخت.

توقع ... دیدن ادامه » بیجایی نیست اگر نتیجه بگیریم که احتمالا این قصه ها به دلیل ماهیت پاره پاره شان، نمایش را به تجربه ای اپیزودبندی شده تبدیل می کنند. این طرز فکر چندان بیراه هم نیست. اما واقعیت این است که اجزاء نمایش با چسب قدرتمندی کنار هم نشانده شده اند: آدم ها. شخصیت های داستان به دلیل این که همگی در یک رده سنی مشخص قرار دارند و همگی پرورده ایرانند، در این موضوعات که مربوط به این نسل مشخص و این موقعیت جغرافیایی خاص است، اشتراک دارند. در واقع جابجایی بازیگران، بیش از آن که نیاز حیاتی روایت باشد، نیاز اجرایی بوده است؛ همین نمایشنامه را می توان با یک نفر بازیگر نیز اجرا کرد. (چنان که همکاری پیشین ماکان اشگواری و سارا فعلی، درست به همین ترتیب، مجموعه ای پاره داستان برخاسته از زندگی افراد مختلف بود که توسط یک نفر روایت می شد و حالا نکتار، نسخه توسعه یافته همان اتود به نظر می رسد)

بنابراین، نه با نمایشی پاره پاره، که با روایتی انتزاعی از شکل گیری یک نسل مواجهیم که از وجوه مختلف این داستان شکل گیری را تعریف می کند و با ابزارهای نمایشی (بدن، کلام، موسیقی و نور)، "قصه" اش را به "تئاتر" تبدیل می کند. این قصه از قدیم و زمان جنگ به جلو می آید، به همین سال های اخیر می رسد، با ترسیم گروهی انسان حیران و سردرگم، هشداری در مورد کسانی می دهد که همین امروز متولد شده اند و همین جا تمام می شود.
شاید اگر اختلاف نظری با نمایش داشته باشم، با همین پایان بسیار تلخ است که تلاش شده تکان دهنده باشد. نکتار راه حلی ارائه نمی دهد و صرفاً نقد و هجو خود را (به حق) نثار همه عواملی می کند که به شکل گیری این جماعت حیرانِ به خودپیچان انجامیده است و حتی روزنه ای از امید را به روی آینده نمی گشاید و به پرسش کردن اکتفا می کند. من فکر می کنم همیشه امیدی هست و باز من فکر می کنم بهتر است هنرمند اجراهای عمومی اثرش را وقف نمایش امیدها و راهکارها کند.

اما شاید اگر بشتر بیاندیشیم، گروه نکتار چندان هم بی راه حل پا به صحنه نگذاشته اند. در پایان اجرایی که ما در آن بودیم، ماکان پیش آمد و مردم را دعوت به اجرای همت عالی روز یکشنبه 2 آذر کرد. او گفت "ما کوچولوهای تئاتر هستیم". حرف درستی است. این گروه شاید کوچولوتر از آن باشند که بتوان از آنها توقع "اثر هنری راه حل دار" داشت. اما واقعیت این است که آنها در همین زمانه ی سرگردانی راه حل منحصر به فردشان را یافته اند: این که گرد هم جمع شوند و اثر هنری تولید کنند. این که با نمایش به فاخرترین شکل ممکن دردهایشان را بیان کنند. این نمایش گرچه شاید راه حلی پیش پای جامعه نمی گذارد، اما بدون شک در آرام کردن زخم های گروه شکل دهنده اش بی تأثیر نیست. این یک "تئاتردرمانی" فاخر است. و توصیه اش برای مخاطبانش شاید این باشد که خود، مرهم زخم های خود را بیابید.
شاهین نصیری و آذرنوش این را خواندند
sara ghazi ، soheil ، سیده لعیا میری و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دشواری یک «حق انتخاب»

نقد اینجانب بر نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» نوشته برایان کلارک و به کارگردانی اشکان خلیل‌نژاد که در صفحه 9 روزنامه شرق امروز (1393/8/28) چاپ شده است.

«تصمیم گرفتم زنده نمونم»
چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف کند و با خواست خودش به زندگیش پایان بدهد. در مقابلش امرسون، ریاست بیمارستان، قرار دارد که تمام تلاشش را می‌کند تا هریسون به زندگی برگردد و با وضعیت دشوارش به زندگی خویش ادامه بدهد.
«حق انتخاب»، مضمون اساسی روایت است. کشمکش، از خوردن یک قرص کوچک شروع می‌شود. هریسون نمی‌خواهد با قرص‌های خواب‌آور هشیاری‌اش را از دست بدهد، از سوی دیگر دکتر می‌خواهد با این قرص‌، درد و آلام او را کاهش بدهد. هریسون به پرستار می‌گوید:
«قرص را من می‌خورم اما تو به آرامش می‌رسی. »
قرص، بهانه‌ای می‌شود که هریسون به وضعیت جاری خود بیندیشد. هریسون به کرامت انسان و شأن انسان معتقد است. او عاشق زندگی است اما حاضر نیست با هر وضعی به زندگی ادامه بدهد. شخصیت هریسون، آدم بذله‌گویی است که عاشق زنان است و از هر فرصتی برای شوخی با آنها استفاده می‌کند. شخصیت هریسون به‌گونه‌ای پرداخت شده است که مخاطب شوق زندگی را در او ببیند و تصویر یک شخصیت افسرده را نداشته باشد و این خود تقابلی باشد با نظریه پزشک معالجش که او را افسرده می‌داند؛ اما وضعیتی که در آن قرار دارد، چاره‌ای برایش باقی نگذاشته است. او که روزی منزلت یک استاددانشگاه را داشت، حال نمی‌تواند بپذیرد که برای اعمال ابتدایی انسانی نیازمند ترحم و یاری دیگران باشد. در مقابل، امرسون به پشتوانه دانش و تخصصش تصمیم می‌گیرد که هریسون به هر قیمتی زنده بماند. حتی اگر مانند یک تکه گوشت، تا پایان زندگی، روی تخت بیمارستان باشد. هریسون از امرسون می‌خواهد که به نظر او احترام بگذارد اما امرسون معتقد است که باید به سوگند پزشکی‌اش وفادار باشد و با تمام توان در راستای حفظ زندگی انسان‌ها بکوشد. از نظر دکتر، هریسون و خودش در مقابل هم نیستند، بلکه هر دو فقط یک دشمن دارند و آن هم مرگ است.
اوتانازی یا هومرگ (Euthanasia) در زبان یونانی به معنای «مرگ خوب» است و به وضعیتی اطلاق می‌شود که فردی بیماری لاعلاج و بسیار سخت داشته‌باشد و برای رهایی از زجر و درد بیماری، بنا به درخواست خودش به مدد روش‌های پزشکی، در آسایش کامل به زندگی خویش پایان بدهد. توقف روند درمان یک بیمار، قطع سرم و تغذیه وریدی، قطع اکسیژن، جلوگیری از تراکافت (دیالیز) و جداکردن فرد از دستگاه‌های حمایتی ارگان‌های حیاتی، همچنین دادن داروهای مسکن با دوز بالا از روش‌های اوتانازی به حساب می‌آیند.
مخالفان هومرگ، آن را در تقابل با اخلاق می‌دانند و بیان می‌کنند که در هیچ وضعیتی نباید جلوی جریان زندگی را گرفت؛ آن‌ها حیات را بالا‌ترین ارزش معرفی می‌کنند که بدون آن، ارزش‌های دیگر معنا پیدا نمی‌کنند. موافقان هومرگ، شرافت انسانی و حقوق فردی را ارزش بر‌تر می‌دانند و کیفیت حیات را مهم‌تر از خود آن می‌دانند. در این نمایشنامه، هریسون از همین منظر به دفاع از خود می‌پردازد و اعلام می‌کند که نمی‌خواهد به هر قیمتی زنده بماند. او حتی بیان می‌کند که تلاش دکتر، زنده نگهداشتن توهم زندگی است.
هریسون برای دستیابی به «حق انتخاب» به قانون و دادگاه متوسل می‌شود. وکیلش از قاضی می‌خواهد تا در یک جلسه در بیمارستان، وضعیت هریسون را بررسی کند. تمهید نویسنده برای برگزاری دادگاه در اتاق بیمارستان، با حضور عوامل بیمارستان، فرا‌تر از کارکرد نمایشی آن، راهی برای به چالش کشیدن و درگیرکردن مخاطب در موضوع است. قاضی سمت تماشاگران نشسته است و انگار تک‌تک مخاطبان در صندلی قضاوت این دادگاه نشسته‌اند. مخاطبان تمام دلایل طرفین را می‌شنوند و به نیت خیر دو طرف آگاه می‌شودن و بعد در بزنگاه تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند. قاضی نمایش، رای به نظر هریسون می‌دهد و هریسون به آرزویش می‌رسد. این شاید پایانی خوشبینانه برای این روایت باشد و همه چیز خوب و روبه‌راه می‌شود؛ حتی جان، کارگر بیمارستان، چراغی که از ابتدای نمایش خراب بود، را تعمیر می‌کند و چراغ روشن می‌شود؛ بدون آن‌که چشمک بزند.
جان در زمره شخصیت‌هایی از این روایت است که از زاویه دیگری به هریسون نگاه می‌کنند و سعی می‌کنند به جای دید ترحم‌آمیز، از زاویه انسانی با او تعامل داشته باشند. جان سعی می‌کند محیط بیمارستان را برای هریسون قابل تحمل‌تر کند و مشتاقانه به دنبال پیروزی هریسون در این جدال است.
بازی نوید محمدزاده در نقش هریسون و لحن و صدای او، کمک بسیار به پرداخت این نقش کرده است. تقشی که بازیگر فقط با صدا و میمیک خود می‌تواند آن را خلق کند. در مقابل، نقش امرسون با پرداختی متفاوت کار شده است. شخصیتی منطقی که محکم و شمرده راه می‌رود و تمام اتفاقات را از دریچه‌ی علم و تجربه‌های کاری خویش می‌بیند.
کت‌وشلوار و کراوات سیاه تمام بازیگران نمایش در تقابل با لباس سفید هریسون است و به نوعی ترسیم کننده جدال هریسون با دنیای پیرامونش است. جان هم هر وقت فرصت می‌کند کتش را در می‌آورد و با پیراهن سفید کنار تخت هریسون می‌آید.
در ... دیدن ادامه » واقعیت، قوانین و مقررات جاری کشورهای مختلف، هنوز این اجازه را به هریسون‌ها نمی‌دهند و پایان نمایش، رویای برایان کلارک برای این جدال و رویارویی دشوار است. کلارک از مخاطبانش نمی‌خواهد که برای هریسون‌ها، آرزوی مرگ بکنند بلکه از آن‌ها می‌خواهد به «حق انتخاب» بیمار احترام بگذارند و ارزش و اعتبار تصمیم بیمار را بدانند. به قول هریسون:
«قساوت این نیست که بگذارن کسی زنده بمونه یا بمیره، قساوت در اونه که خق انتخاب را از کسی بگیرن. »

http://articles.ahmadipouya.com/?p=730
madi1153 و شاهین نصیری این را خواندند
اشکان خیل‌نژاد ، حدیثه پاکزاد و آذرنوش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید