تیوال تئاتر

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

نگاشته‌های پررنگ

 

خوندن سه گانه ی اگوتا کریستف لذتی بیشتر از خوندن یک رمان خوب برام داشت. امروز هم دیدن نمایش صور اسرافیل برام لذتی بیشتر از دیدن یک تئاتر خوب داشت.
خسته نباشید به تک تک عوامل که هر کدوم در جای خودشون بسیار عالی بودند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب این نمایش رو دیدم و خیلی دوست داشتم. از پسر بچه معصوم و شیرین شهر جنگ زده تا افسر درب و داغونی که عاشق یه زن دیوونه میشه ، همه و همه فضای زیبایی رو رقم میزنه. طراحی صحنه خیلی به انتقال حس و حال فضایی که قصه درش اتفاق میفته کمک میکنه. بازیها حساب شده و خوبن. همچنین جملات و دیالوگهای زیبایی رد و بدل میشه.
جملات زیبا :
کشیش : آدمها موقع جنگ یاد خدا میفتن.
افسر : از اول زندگیم تا حالا هیچکس به من نگفته بود "دوست".
زن دوونه :من توی خواب افسر و دیدم. اون منو توی آغوشش گرفت و سرمو گذاشت روی سینه اش. بوی خوبی می داد، بوی باروت و بوی رز...
لوکاس : ما کتاب فروشی رو باز نگه می داریم...سعی میکنیم کتاب بفروشیم.
و اینکه دیدن این نمایش رو به دوستان علاقهمند سفارش میکنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آن وقت فهمیدم مردى که فقط یک روز زندگى کرده باشد مى تواند بى هیچ رنجى، صد سال در زندانى بماند. چون آنقدر خاطره خواهد داشت که کسل نشود
بیگانه- آلبر کامو.
انصافن که کمال امانتدارى رعایت شده بود و به اندازه ى خواندن کتابش از اجراى نمایش لذت بردم. طراحى صحنه بى نظیر و خلاقانه بود
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلخی حقیقت رو با همه ی وجود تو این اجرا حس کردم...
همه چی تکمیل بود و شدیدا تماشای این کار توصیه میشه :)
۵ ساعت پیش
فاضله علیشاه این را پاسخ داده‌است
سپاس از حضورتون و ثبت این نظر انرژى بخش
۵ ساعت پیش
خانم فیاض جسارتا میشه لطف کنید دیالوگ دقیق راجع به جنگ و عشق رو کامنت کنید؟!
سپاس
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو سه چیزی که من درباره ی او میدانم(فرهاد بامداد دانشجوی دکتری فلسفه ی آموزش دانشگاه خوارزمی،دوست نزدیک رامین اکبری)
1-او از پی گیر ترین افراد فعال جریان تاتر دانشگاهی ما است چند سالی ست که هر سال در جشنواره ی دانشجویی کار داشته است و هر سال قدرش را ندانسته اند و کارش به اجرای عموم نرسیده اما برای سال بعد دوباره کاری را آماده کرده،پس سودای جایزه و دیده شدن و اجرای عموم رفتن نداشته است پس قدرش کار به کار برای من فزونی یافته.
2-او به معنی دقیق کلمه بی هیچ حمایت رسمی و غیر رسمی کار کرده و از دوست و هم دانشگاهی و استاد بیش تر از غریبه و غیر تاتری خورده اما دم نزده و کار کرده،غر نزدن و طلبکار نبودن در او به اندازه بیش از حد مجاز جریان دارد.
3-تمرین برای اش مرحله ی مقدماتی برای رسیدن به اجرا نیست،تمرین جریانی است که امتدادش به اجرا ختم میشود.
4-تاتر برای ... دیدن ادامه » او ابژه نیست سوژه است.
5-از اورجینال ترین افرادی است که در این عرصه قدم می زند.
6-بعد از سال ها کارش به اجرای عموم رسیده است،کاری که می توان دوستش داشت یا نداشت اما دوست نداشت یا نداشتن مسئله نیست، تشریفات محصول تجربه ای سترگ و جان فرسا است که بر گردن هر دوستدار ساحت اندیشه ای است که حداقل یک بار در آن سهیم شود.
7-می دانم که این اوج او نیست و تازه ابتدای آغاز است،پس به احترام اش می ایستم و با لذت به اندازه ی سهم اندکم در مسیر همه ی این سال ها کف میزنم.
saba khavari این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را امشب تماشا کردیم، اجراهای انفرادی خصوصا اجرای آقای فلاحی پور در نقش رستم عالی بود، طراحی لباس و موسیقی هم در سطح خوبی قرار داشت، مشکل را فقط در ریتم دیدم که نمایش چندین بار از ریتم می افتاد و با توجه به زمان نسبتا زیاد نمایش برای مخاطب عام بازگشت مجدد به ریتم سخت میشد.
بخاطر متن و اجرا و دکور جالب از گروه تشکر میکنم و تماشای نمایش را توصیه میکنم.

سپاس
شایسته محمدی و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چراامکان خریداینترنتی وجودندارد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میتونم بگم خیلی کم بودن/هستن کتاب ها و رمان هایی که تبدیل به فیلم/تئاتر میشن و باز هم به اندازه کتابی که لذتش رو بردی خوب و تاثیرگذارن. طبعا نمایش بیگانه هم از این موضوع مستثنا نیست، نمایش تا یک سوم کار خیلی خوب و تاثیرگذاره و روی هم اندازی وقایع گذشته و حال خیلی خوب و بی نظیر پیش میره.( با درنظر گرفتن این نکته که قسمت عظیمی از رمان در ذهن مورسو پیش میره و همین هم یکی از جذابیت های این رمانه) ولی متاسفانه فقط تا نیم ساعت اول لذت بخشه و ناگهان افت میکنه. دلیلش هم مشخصا تاکید کارگردان بر اجرای خط به خط رمان بیگانه س و حتی دقایقی کاملا کلافه کننده پیش میره.(نزدیک 2 ساعت زمان اجرای این کار بود) از یه طرف دیگه دررمان صحنه قتل، و صحنه پایانی دو قسمت اساسی داستان هستن که متاسفانه اینجا اصلا بهش پرداخته نشده. بهرحال ازحق نگذریم بازی رحیم نوروزی نقطه قوت این ... دیدن ادامه » کاره و یادآور بازی خوبش در مرگ فروشنده.
امیدوارم در اجراهای پیش رو بخش هایی از کار که واقعن برای اثر نمایشی ضرورتی ندارند مثل حضور همسایه مورسو مورد بازبینی قرار بگیره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خدای کشتار با در نظر گرفتن متن فوق العاده یاسمینا رضا(بعضی وقت ها کلمات یاری نمیکنند)، و بازی های خیلی خوب و حتی عالی علی سرابی نمایشی نیست که آدم رو ناراضی از سالن بیرون بفرسته و قطعا در روزهای آینده از این کار بیشتر خواهیم شنید. فقط چیزی که ذهن من رو به خودش درگیر کرده بیشتر روی متن نمایشنامه س. خدای کشتار به صورت مشخص اثر طنزی نیست یا بهتر بگم وقتی متن رو میخونی خیلی از تضادهایی که بهش برمیخوری چیزی نیست که به نظر خنده دار بیاد،(حداقل به نظر من) شاید یک جاهایی دیالوگ هایی خنده دار باشه ولی در کل تضادی که یاسمینا رضا از انسان معاصر میخواد نشون بده یک جورهایی تلخ و غم انگیزه، و این موضوعیه که زیاد در کاری که الان داره اجرا میره دیده نمیشه.(البته نمیتونم هم بگم این نقطه ضعفی برای اجرای فعلیه.) البته یک جاهایی از نمایش در لحن ستاره پسیانی این ... دیدن ادامه » تلخی احساس میشد ولی به صورت کلی نمایش به سمت طنز و کمدی تمایل بیشتری داره.
بهرحال همه اینها رو گفتم که بپرسم آیا اگر شما کار رو دیدید و با متن آشنایی دارید هم فکر میکنید نمایشنامه خدای کشتار قرار بوده بر مبنای طنز پیش بره؟ آیا شما در متن نمایشنامه برداشت طنزگونه از ماجرا دارید؟
پگاه_م ، رومینا خلج هدایتی و سعید زادمهر این را خواندند
ریحانه این را دوست دارد
من امشب این کار رو دیدم همنطور که فرمودید در مورد بازی ها آقای سرابی عالی بودن و بقیه بازیگر ها بسیار خوب بودن اما در مورد نمایشنامه همونطور که خود اقای سرابی
فرموده بودن از ترجمه خانم طهماسبی استفاده کردن و کار به سمت کمدی موقعیت سوق پیداکرده بوده که ... دیدن ادامه » البته اگر نمایش نامه رو بخونین یا خونده باشید میبینید که خیلی خوب اجرا شده همونطور که پولانسکی در فیلمی که از این نمایش نامه ساخت به سمت کمدی رفت تا بتونه تلخی کار رو در بیاره و من امشب صحنه به صنحه فیلم در ذهنم تداعی میشود و در کل باید بگم که یه کار عالی دیدم تو یه سالن بسیار بد به کل تیم این کار خسته نباشید میگم و ازشون تشکر میونم برای این خاطره خوبی که برام درست کردن.
۶ ساعت پیش
بانو توکلی گرامی
خوشحالم که از نمایش خوشتان آمده و در جواب سوالاتان باید عرض کنم اگر چه نمایشنامه خدای کشتار در سال 2008 جایزه بهترین کمدی را در لندن دریافت کرد ولی رضا خود را به هیچ وجه طنز پرداز نمی داند و جالب آنکه از اینکه مردم حین تماشای آثارش می خندند ... دیدن ادامه » راضی نیست . وقتی که برای اولین بار مهمترین اثر رضا بنام هنر در فرانسه بروی صحنه رفت رضا در پشت صحنه نمایش حضور داشت و بعد ها درمورد آن شب اجرا چنین نوشت : "آن شب استرس عجیبی داشتم و مدام در اتاق به این طرف و آن طرف می رفتم و از اینکه مردم مدام به صحنه های هنر می خندیدند عصبی شده بودم اخر معتقد بودم با خندیدن آن صحنه را از دست می دهند. تا بلاخره صحنه ای که فکر می کنم نقطه عطف نمایشنامه بود رسید با خود گفتم اگر در این صحنه هم بخندند خودم را از پنجره به بیرون میاندازم...ولی خوشبختانه در آن صحنه کسی نخندید". در جایی دیگری رضا عمل نوشتن را عملی وحشیانه می داند و تلاش می کند تا بر اساس بنیادی ترین چیزها بنویسد و سعی می کند با کمترین چیزها تقریبا همه چیز را بگوید.بیان موجز و باور پذیر کنشها و روابط بین فردی بطوری که قابلیت نمایش هم داشته باشد کاری بس دشوار است.
خدای کشتار را رضا بر اساس یک اتفاق واقعی با اندکی تغییر جزیی (در یادداشت خود به آن اشاره کرده ام) در قالب نمایشنامه نوشته است و اتفاقات بین آن دو زوج را در بستری از کنشهای واقعی به پیش می برد و قطعا هیچ عمدی در سمت و سو گرفتن بسوی طنز ندارد گرچه در اجرای خدای کشتار در آلمان ، فرانسه و حتی برادوی صدای خنده تماشاگران بلند است.
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالن بسیار نامناسب بود و تهویه نداشت.گرما به حدی آزار دهنده بود که امکان لذت بردن از تئاتر نبود. با فروش بلیط خارج از ظرفیت بیشتر شبیه ۱تجارت بود تا کار هنری .به نظر من این کار اهانت به تماشاچی بود
سعید زادمهر و soheil این را خواندند
مهدی حسین مردی و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای روز پنجشنبه 13 خرداد تا شنبه 15 خرداد هم اجرای این نمایش برقرار هست آیا ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دو تا بلیط
باکس c ردیف اول صندلی 3 و 4
برای سه شنبه 11 خردار ساعت 19:15

در صورت تمایل لطفا به شماره زیر اس ام اس داده یا با تلگرام پیام بدهید:
09122726723
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانی "هفت خوان هملت"

ار دست ندهید.
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخبار تئاتر
درباره نمایش ناسور
معاون هنری وزارت ارشاد مطرح کرد:
» "ناسور" بازگشت به گذشته است
... دیدن متن »
معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: با پرداختن به نمایش‌هایی با هویت ایرانی به دنبال جذب مخاطب نیستیم چرا که مخاطب، خود به دنبال چنین فرهنگ و هویتی می‌آید.

به گزارش روابط عمومی نمایش, علی مرادخانی پنجم خردادماه پس از تماشای نمایش «ناسور» به کارگردانی افسانه زمانی که این روزها در تالار «حافظ» اجرا می‌شود، بیان کرد: «ناسور» نمایان گر هویت ایرانی ماست و جای چنین نمایش‌هایی در تئاتر خالی است.

وی افزود: ما به دنبال این هستیم که روی نمایش‌هایی با هویت ایرانی بیش‌تر کار کنیم . در نمایش «ناسور» شاهد موسیقی ایرانی ، قصه‌ای دراماتیک و مجموعه‌ای کامل از کلام و حرکت هستیم که ذهن وخاطره‌ی مخاطب را به این جا می‌رساند که آن چه او دنبالش می‌گردد، همین جاست و این موجب می‌شود دوباره با مسائلی که مدت‌ها از آن دور بودیم ارتباط برقرار کنیم.

مرادخانی گفت: به باور من یکی از ویژگی‌های مهم نمایش‌هایی چون «ناسور» همین بازگشت به گذشته است. ما با پرداختن به نمایش‌هایی با هویت ایرانی به دنبال جذب مخاطب نیستیم بلکه خود به خود این مخاطب است که به دنبال چنین فرهنگ و هویتی می‌آید و این نکته‌ی بسیار مهمی است.

در نمایش «ناسور» نوشته خیرالله تقیانی پور که از آثار برگزیده جشنواره دوسالانه نمایش‌های آیینی سنتی است، نسیم ادبی، رویا میرعلمی، گیتی قاسمی/بهناز بستان دوست، الهه شه پرست و علی رضا آرا نقش آفرینی می‌کنند.

این نمایش هر شب ساعت 20 در تالار «حافظ» به روی صحنه می رود.
مهدی حسین مردی و علی ژیان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان، من برای روز دوشنبه ساعت 7.15 دو بلیت باکس ب دارم: ردیف پنج صندلی های 5 و 6. در صورت تمایل یک ایمیل به anna.ahmadi23@gmail.com بفرستید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
| رومینا تماشاى این نمایش را پیشنهاد میکند|

برچسب << پیشنهاد رومینا >>بنا بر شاخص هایى شامل کیفت اثر اعطا شده و تجارى یا سفارشى دریافت نمیشود.
علی سیمایی این را خواند
علی افشار ، پرندیس ، مهدی حسین مردی و مرضیه یادگاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"زندگى به مثابه ى محاکمه "
همه ى ما انسان ها در تمام طول حیات کوتاه خود در حال قضاوت شدن و قضاوت کردنیم . کره ى زمین حکم دادگاهى را پیدا کرده که تک تک ما انسان ها قاضى و هیئت منصفه ى آن هستیم و خود ما نیز زمانى طعم این قضاوت ها را خواهیم چشید ، محاکمه میکنیم و محاکمه میشویم ، و واى به حال کسى که کمى متفاوت از دیگران باشد ، آن وقت است که به جرم این تفاوت ( و یا نقش یک فرد معمول را بازى نکردن ) او را قضاوت کرده و گناهکار خواهیم شمرد و زندگى را از او دریغ میکنیم .

تلفیق دو قسمت زندگى عادى مورسو و دادگاه و همینطور قرار دادن تماشاچیان به جاى هیئت منصفه بسیار هوشمندانه بود که به همین وجه زیر نظر بودن دائمى انسان ها اشاره میکرد .
در طراحى صحنه ى نمایش هم به صورت زیرکانه با حضور مداوم جایگاه شاهدان و گیوتین در صحنه و در تمام مراحل زندگى عادى مورسو به موضوع ... دیدن ادامه » فوق اشاره داشت .
رحیم نوروزى نیز به خوبى توانسته بود تمام ویژگى هاى مورد نظر مورسو ( در این نمایش ) را نشان دهد.
نورپردازى و طراحى صداى نمایش هم به جدا کردن فضاى دادگاه از زندگى عادى مورسو کمک بزرگى کرده بود .

پ. ن : سعى کردم نمایش را به صورت مستقل و جداى از کتاب بینظیر کامو ببینم و مورسو ى نمایش را با مورسوى کتاب مقایسه نکنم .
رومینای عزیز با این که هنوز موفق به دیدن نمایش نشدم ولی از تحلیل جذابت

لذت بردم و انگیزم برای تماشا این اثر دو چندان شد.

ممنون از نگاه عمیق وقلم زیبایت
۱۴ ساعت پیش
ممنون از شما بهار عزیز که خوندین .
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مورد این نمایش در نقد کاربران دیگر چند نکته ناگفته مانده است:
1- در برخی نقدها گفته شده که این نمایش داستان ساده و به دور از پیچیدگی دارد. به نظر اینجانب علاوه بر داستان عاشقانه اصلی میتوان لایه دیگری از این داستان را در نظر گرفت و از منظری دیگر به آن نگریست. به نظر اینجانب در این داستان شخصیتی که توسط آقای علیرضا آرا بازی میشود نماد کلی یک هنرمند است. دو دسته از افراد عاشق هنرمندان هستند: مردم عوام (که شخصیت ملک نماد آنست) و صاحبان ثروت و قدرت (که پری و خانواده اش نماد آنها هستند). مردم عوام در بسیاری موارد هنرمندان را به عرش میرسانند و به محض دیدن خطایی یا شایبه نزدیکی آنها به صاحبان ثروت و قدرت آنها را فراموش کرده و یا به نابودی میکشانند. برخورد مردم ما در شبکه های اجتماعی با بسیاری هنرمندان و عواقبی که ناخواسته برای آنها به وجود می آورند گواه ... دیدن ادامه » این مدعاست. چه بسیار هنرمندانی که علیرغم علاقه عامه مردم در اثر این مشکلات به کنج انزوا خزیده و در همان انزوا به جهان باقی شتافته اند. البته واکنش عامه مردم پس از مرگ بسیار تفاوت میکند و چنانکه در این نمایش میبینیم مرثیه سرایی برای هنرمند از دست رفته به اوج می رسد. صاحبان ثروت و قدرت نیز زمانیکه هنرمند برای آنها مفید است (مانند تعلیم ساز در این نمایش) به او ارادت دارند. ولی به محض احتمال کوچکترین خطری از جانب وی او را نابود می نمایند. البته همان گونه که در این نمایش می بینیم خود هنرمند -علیرغم بی مهریهای عامه مردم- عاشق مردم است و وسوسه ثروت و قدرت بر او اثری ندارد.
2- تنوع دستگاههای موسیقی در این اثر یکی از شاخصهای آنست. در این نمایش بنا بر حال و هوا از دستگاههای متفاوتی استفاده شده است. تصنیف نادیده رخت که در اوایل نمایش اجرا میشود در دستگاه بیات اصفهان است که بالنسبه دستگاهی شادی آفرین است. تصنیف تار زلف در دستگاه سه گاه و تصنیف آخر (بتا بتا) در دستگاه چهارگاه است. شبیه خوانیها بیشتر در دستگاه شور و متعلقات آن (مانند بیات ترک و دشتی) اجرا می شوند که با حال و هوای غم انگیز آنها مطابقت دارند. این نمایش جدا از داستان آن مجموعه ارزشمندی از تصانیف و آوازهای موسیقی ایرانی است که جای تقدیر دارد.
3- یکی از شاخصهای مهم این نمایش این است که در آن بازیگران آن قدر توانایی خوانندگی دارند که به عنوان خواننده اصلی اثر مطرح شوند. در سالهای اخیر نمونه های اندکی مانند خانم هانا کامکار مطرح شده اند که توانایی بازیگری و خوانندگی را توامان داشته اند. جای چنین بازیگران توانایی در بسیاری از نمایشهای ما خالی است. در این جا لازم میدانم همانند دیگر دوستان از صدا و قدرت بازیگری خانم ادبی و آقای آرا ستایش نمایم.
سعید زادمهر این را خواند
کیان این را دوست دارد
از زاویۀ جالبی نمایش را به نظاره نشستید.
سپاس.
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نمایشنامه و اجرا لذت بردم اما مشکل صدا و میکروفون ( آقای پسیانی مخصوصا) و هوای بسیار بسته و نفس گیر سالن آزاردهنده بود. ای کاش حالا که تاتر مستقل جانی برای عرض اندام پیدا کرده و این همه استقبال میشه، مشکلات اینچنینی هم به مرور زمان و امیدوارم به زودی برطرف بشه. دست همه هنرمندان این نمایش را می بوسم.
سعید زادمهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با حال و هوای گذشته ای نه چندان دور .... گره ای با مشروطه و مثلث عشقی ... که فر جام کار به مانند همه داستان های عاشقانه ....
اگر حال و هوای موسیقی سنتی زنده و بازی متعارف بازیگران را می جویید این تاتر قابل تامل است ... به ویزه بازی جذاب و گیرای هتر پیشه مرد .... در کل ارزش دیدن دارد ....نمایشی متوسط رو به بالا ...
سعید زادمهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و خواهرم دیروز به تماشای این نمایش رفتیم و بسیار لذت بردیم.. همراه با نمایش هم خندیدیم و هم گریه کردیم.. بازی آقای فریضه فوق العاده بود و خیلی انرژی گذاشتن.. به همه عوامل کار و مخصوصا ایشون خسته نباشید میگم.
reza1362 و کیان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید