تیوال تئاتر | اخبار
T30:12:57:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
» ‎بزرگ داشت رضا مجاوری فیلمبردار پیشکسوت سینمای ایران در سومین جشنواره فیلم و تاتر هیلاج
... دیدن متن »

‎امیر شهاب رضویان دبیر سومین جسنواره فیلم و تاتر هیلاج خبر از برگزاری بزرگداشتی برای رضا مجاوری فیلمبردار قدیمی سینمای ایران در مراسم اختتامیه این جشنواره داد.
‎رضا مجاوری اول فرودین ۱۳۱۰ در تهران متولد شده است. مجاوری در ابتدا کارش را به عنوان عکاس در سینما آغاز کرده است و پس از کار به عنوان صدابردار و تدوین گر وارد عرصه فیلمبرداری شده است و  فیلم طلاق به کارگردانی گرجی عبادیا اولین تجربه  فیلمبرداری اوست. از جمله آثار شاخص وی می توان به فیلم مرثیه (امیر نادری)،سریال سلطات صاحب قران (علی حاتمی) اشاره کردبسیاری  از دستیاران وی مانند جمشید الوندی بعد ها به عنوان فیلمبردار در سینما مشغول فعالیت شده اند.
‎بزرگداشت این فیلمبردار بازنشسته سینمای ایران ۶ اسفند همزمان با مراسم اختتامیه سومین جشنواره فیلم و تاتر هیلاج در پردیس سینمایی کورش برگزار خواهد شد.

 سوابق حرفه‌ای ( فیلمبرداری)

١-  طلاق / مدیر فیلمبرداری / بلند  / کارگردان: گرجی عبادیا
٢-  پاتو اندازه گلیمت دراز کن / مدیر فیلمبرداری/ بلند  / کارگردان: گرجی عبادیا
٣-  دختری از ساری/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: گرجی عبادیا 
٤-  مقصر پدرم بود/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: رضا صفایی 
۵-  احمد چوپان/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: عباس کسایی 
٦-  دنیای قهرمانان/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
٧-  پنجه آهنین/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: میر صمدزاده
٨-  توبه / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید 
٩-  رنگین کمان / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
١٠- قوس و قزح /  مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
١١- مروارید/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید 
١٢- سه فراری/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: آرامائیس آقامالیان
١٣- سه تا جاهل/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: پرویز نوری
١٤- یک میلیونر و دو مفلس / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: محمد متوسلانی
١۵-فریاد انسان‌ها / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: نادر قانع
١٦- دنیای جوانان / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: خراسانچی
١٧-رستم در قرن اتم/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: مهدی میر صمدزاده
١٨-طلوع انفجار/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: پرویز نوری
١٩-  خوشگله/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
٢٠- باباکوهی / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: داود ملاپور
٢١- سرسخت/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
٢٢-قدیر/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: رضا علامه‌زاده
٢٣- روسیاه  / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
٢٤- انگشت‌نما/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: اسماعیل پورسعید
٢۵- مردی در آتش/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: نادر قانع
٢٦- سیاه بخت / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: عباس کسایی 
٢٧- مرثیه/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: امیر نادری
٢٨- شب زخمی/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: محمد صفار
٢٩- رنگ اول/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: نظام ناظمی
٣٠- رها شدگان / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: تهمینه میلانی
٣١- ابراهیم در گلستان/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: ایرج امامی
٣٢- کشتی نوح / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: خسرو پرویزی
٣٣- یک جو غیرت / مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: علی آزاد
٣٤- در آمریکا اتفاق افتاد/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: حسن هیوارد و جواد قائم‌مقامی
٣۵- خرد جان/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: دانش
٣٦- امیرکبیر/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: علی حاتمی
٣٧- ملیجک/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: علی حاتمی 
٣٨- میرزا رضای کرمانی/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: علی حاتمی 
٣٩- فدایی/ مدیر فیلمبرداری/ بلند / کارگردان: علامه‌زاده
٤٠- سلطان صاحبقران/ مدیر فیلمبرداری/ سریال/ کارگردان: علی حاتمی
٤١- مرد اول/ مدیر فیلمبرداری/ سریال/ کارگردان: پرویز کاردان 
٤٢- نوروز نامه/ مدیر فیلمبرداری/ سریال/ کارگردان: پرویز کاردان 
٤٣- ٢ + ٢ / مدیر فیلمبرداری/ سریال/ کارگردان: پرویز کاردان
٤٤- طبل تو خالی / مدیر فیلمبرداری/ سریال / کارگردان: نجیب‌زاده 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی خواستگاری
به گزارش روابط عمومی
» خواستگاری آنتوان چخوف نمایشنامه خوانی می‌شود
... دیدن متن »

نمایشنامه خواستگاری اثر نویسنده شهیر روس آنتوان چخوف در سالن استاد خسرو شکیبایی خوانده می شود.
خواستگاری با کارگردانی حسام کلانتری و نقش خوانی لیلا ایرانی، جوانه دلشاد، علیرضا رحیمدل، حسام کلانتری و آرمین نصیری از ۱۴ تا ۱۷ اسفند ماه جاری در سالن استاد خسرو شکیبایی نمایشنامه خوانی می شود.
این اثر که کاری از گروه تئاتر صلح و گروه تئاتر هیچ به شمار می رود با همکاری دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد ۴۶ آماده شده است.
در این نمایشنامه خوانی زهرا شایان فر به عنوان مشاور کارگردان، نیما کزازی و نگار افراشته به عنوان دستیار کارگردان، مجید محبوبی راد به عنوان عکاس و شهرزاد علی محمدی و ترمه یعقوبی به عنوان طراح گرافیگ همکاری دارند.
سالن استاد خسرو شکیبایی در نشانی میدان انقلاب، خیابان جمالزاده شمالی، کوچه بزمه، پلاک ۳ واقع شده و اجرای نمایشنامه خوانی خواستگاری در روزهای ۱۴ تا ۱۷ اسفند ساعت ۱۸ انجام می شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مدارِ بسته
به گزارش روابط عمومی نمایش
» «مدار بسته» نقد و بررسی شد
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی نمایش «مداربسته»، جلسه نقد و بررسی نمایش «مدار بسته» به کارگردانی و نویسندگی پگاه طبسی نژاد شب گذشته پس از پایان نمایش  توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، علی جعفری کارشناس و منتقد تئاتر گفت: بنده بنابه یک توفیق اجباری هفته قبل و در جای دیگری با اینکه نمایش را ندیده بودم درباره آن با کارگردان اثر صحبت کرده بودم بنابراین من این نمایش را با یک پیش زمینه ذهنی دیدم و خب این خیلی در نظرات من تاثیرگذار است. به عقیده من «مدار بسته» بیش از هرچیزی برآمده از یک دغدغه خصوصی و محفلی و حاصل تفکرات یکسری آدم ها با تخصص، ذات و نگاه شغلی مشخص است. همه ما در دوره هایی از زندگی مان دچار بحران هویت می شویم و همیشه این سوال همراهمان است که خب ما چکاره ایم؟ قراراست چکاره شویم؟ حالا این دغدغه و هویت برای کسانی که دغدغه بازیگری دارند بحران هویت شکل دیگری پیدا می کند.
وی افزود: بنظر می رسد ایده نمایش این است که یکسری افراد قراراست بازیگر شوند و رویای بازیگری دارند و ویدئویی از خودشان ضبط می کنند و این ایده در یک قالب تکنولوژیک اجرا شده است. تصویری که در این نمایش نشان داده می شود، آدم ها را از سطح، به عمق و از عمق به سطح می برد منتها مسئله این است که معلوم نیست که مخاطب چقدر می تواند همراه این رفت و آمد باشد. به عقیده من این نمایش برای مخاطب عام طراحی نشده است. به عبارتی این نمایش که بسیار هم منظم و مرتب است و شروع بسیار خوبی هم دارد دچار یک اتفاق برآمده از شرایط تئاتر و برای مخاطب معمول تئاتر طراحی نشده است. احتمالا تنها بخشی که بازیگران نقش بازیگران معروف در برخی از فیلمهای مشهور را بازی می کنند برای مخاطب عام جذابیت دارد.
این منتقد تئاتر ادامه داد: همانطور که اشاره کردم شروع نمایش بسیار شگفت آور و جذاب است و می تواند نوید بخش باشد ولی از یک جایی به بعد دستش برای مخاطب رو می شود و بنطرم این نقص باید برطرف شود. حتی به نظرم مخاطب از آخر نمایش به اندازه اول آن لذت نمی برد چون در دقیقه های آخر مخاطب نوعی حس خستگی و رخوت پیدا می کند. بنده با فرم تکرار که فرم مورد علاقه کارگردان است مشکلی ندارم من با تکرار در زمان که نوعی حس رخوت می دهد مشکل دارم.
وی در پایان گفت: در طراحی میزانسن کار، اینکه آدم ها هرلحظه همدیگر را ماسکه می کنند بسیار با متن نمایش همخوانی دارد وبنظرم بسیار طراحی مناسبی برای کار است ولی درپایان متن، با کورسوی امیدی که گذاشته می شود موافق نیستم و بنظرم باید مونولوگ انتهایی نمایش تغییراتی بکند. البته بنده در مقام منتقد کارم پیشنهاد دادن نیست ولی فکر می کنم کارگردان باید برای آخرهای نمایش فکری کند.
پس از جعفری، پگاه طبسی نژاد، نویسنده، طراح و کارگردان اثر در ابتدای سخنانش با اشاره به چگونگی نگارش متن گفت: در «مداربسته» اینگونه نبوده است که متن و ایده اجرا از ابتدا درهم تنیده شده باشند و ساختار متن مشخص بود ولی در طول کار فرم متن تغییر پیدا می کرد در واقع متن با اتفاقات صحنه پیش می رفت.
وی افزود: من به مدیوم تئاتر نگاه دیگری دارم و همیشه برایم جذاب بوده که بدانم آیا می شود زاویه دید تماشاگر را تغییر داد. در این کار هم بدون اینکه بخواهم بازیگران را ابژه کنم دنبال این کار هستم و حاصل این تلاش، ثمره سال ها علاقه و پژوهش من است. ضمن اینکه یکی از فرم ها و دغدغه های مورد علاقه من تکرار است. دوسال قبل، قرار بود اجرایی از نمایشنامه شاه لیر با حدود 20 بازیگر تازه کار داشته باشم که به دلایلی این کار متوقف شد و اجرا نشد در همان زمان برایم این سوال مطرح شد که بهترین شاه لیر، بهترین هملت و خیلی از بهترین های دیگر چگونه شکل می گیرد؟
طبسی نژاد در پاسخ به جعفری درباره مخاطب نمایش توضیح داد: مخاطب خاص این نمایش لزوما تئاتری نیست و می تواند یک مهندس یا کارشناس ادبیات باشد که با بخش هایی از نمایش همزاد پنداری کند. نکته دیگر اینکه برخلاف نظر خیلی ها این نمایش Visual art و یا یک پرفرومنس نیست و دقیقا یک تئاتر است و تمام ویژگی های یک تئاتر را دارد. «مداربسته» یک نمایش مهندسی شده است که برای هرصحنه آن برنامه ریزی صورت گرفته است.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: یکی از آرزوهای من این بود که می شد کار را در ۳ یا ۴ ساعت اجرا کنم. چون فرم کار برپایه تکرار و مدل آن یک مدل durational  است. مگر ممکن است ما بتوانیم از رخوت و تکرار فرار کنیم.  علاوه براینکه ما در این نمایش داستانک های کوتاه داریم ولی قصه تعریف نمی کنم.
وی در پایان اضافه کرد: به عقیده من فضای تئاتر امروز ما بیشتر به سمت سرگرمی رغبت دارد و ما کمتر به کارهای durational عادت داریم. من صحنه آخر را بارها نوشتم و درنهایت چیزی که الان روی صحنه اجرا می شود راضیم کرد. به عقیده من تماشاگر با مونولوگ های اخر نمایش می تواند تکان بخورد و تحت تاثیر قرار بگیرد.
در انتهای این جلسه، صبا علیزاده، آهنگساز اثر گفت: بنا به نقد اقای جعفری،  من فکر می کنم رخوت و خستگی آخر نمایش شبیه حس بازیگران و رخوتی است که در آن گیرافتاده اند بنابراین می شود گفت این رخوت و خستگی کاملا عمدی بوده است.ما همیشه عادت داریم از موقعیتی که خسته مان می کند فرار کنیم، به چیزی فکر نکینم، حوصله مان سرنرود و خب بخش های آخر نمایش ما ار مجبور می کند در این فضا قرار بگیریم. ضمن اینکه به عقیده من هرگونه مخاطبی می تواند این نمایش را ببیند چون هرکسی می تواند با موضوع هویت درگیر باشد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مافیا
تا سیزدهم اسفند ماه
» «مافیا» تمدید شد
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 92030

 

اجرای نمایش «مافیا» به کارگردانی و نویسندگی افروز فروزند تا ۱۳ اسفنددر تماشاخانه باران تمدید شد.

به گزارش دریافتی ایران تئاتر،«مافیا» به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند که از 15 بهمن در تماشاخانه باران به روی صحنه رفته است به دلیل استقبال مخاطبان تا 13 اسفند اجرا می‌شود. این اثر روایتگر داستان هفت دوست در یک مهمانی خداحافظی است که با یکدیگر مافیا بازی می‌کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می‌شود.

نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان در این اثر نقش آفرینی می‌کنند. همچنین بابک قهرمانی تهیه‌کننده، منوچهر شجاع طراح صحنه، پژمان عبدی دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید، زهرا آقاپور منشی صحنه، حمیدرضا صفوی برنا مدیر صحنه، حمیدرضا جدیدی دستیار صحنه، هادی بادپا دستیار طراح صحنه، صدا  گلچهر دامغانی،  وحید یعقوبیان تبلیغات و طراح پوستر و بروشور، مهرانگیز قهرمانی و غزل نهانی امور رسانه دیگر عوامل اجرایی این اثر هستند.

 افروز فروزند نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، پس از 12 سال دوری از تئاتر، سال 94 نمایش «بهمن» را در سالن سایه مجموعه تئاترشهر به صحنه برد که به عنوان پرفروش‌ترین نمایش این سالن در سال 94 معرفی شد.

نمایش «مافیا» هرشب  ساعت 21 در تئاتر باران واقع در خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک 292 به صحنه می رود. علاقمندان از طریق سایت تیوال می‌توانند برای خرید بلیط اقدام کنند.

 

شهرام هورشید این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مدارِ بسته
«مداربسته» توسط کانون ملی منتقدان تئاتر نقد و بررسی شد
» تکرار، فرم موردعلاقه کارگردان
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 92025

جلسه نقد و بررسی نمایش «مداربسته» به کارگردانی و نویسندگی پگاه طبسی نژاد شب گذشته پس از پایان نمایش توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار شد.

یک دغدغه خصوصی و تخصصی

به گزارش ایران تئاتر در ابتدای این جلسه، علی جعفری کارشناس و منتقد تئاتر گفت: بنده بنا به یک توفیق اجباری هفته قبل و در جای دیگری بااینکه نمایش را ندیده بودم درباره آن با کارگردان اثر صحبت کرده بودم بنابراین من این نمایش را با یک پیش‌زمینه ذهنی دیدم و خب این خیلی در نظرات من تأثیرگذار است. به عقیده من «مداربسته» بیش از هر چیزی برآمده از یک دغدغه خصوصی و محفلی و حاصل تفکرات یکسری آدم‌ها با تخصص، ذات و نگاه شغلی مشخص است. همه ما در دوره‌هایی از زندگی‌مان دچار بحران هویت می‌شویم و همیشه این سؤال همراهمان است که خب ما چه‌کاره‌ایم؟ قراراست چه‌کاره شویم؟ حالا این دغدغه و هویت برای کسانی که دغدغه بازیگری دارند بحران هویت شکل دیگری پیدا می‌کند.

وی افزود: به نظر می‌رسد ایده نمایش این است که یکسری افراد قراراست بازیگر شوند و رؤیای بازیگری دارند و ویدئویی از خودشان ضبط می‌کنند و این ایده در یک قالب تکنولوژیک اجراشده است. تصویری که در این نمایش نشان داده می‌شود، آدم‌ها را از سطح، به عمق و از عمق به سطح می‌برد منتها مسئله این است که معلوم نیست که مخاطب چقدر می‌تواند همراه این رفت‌وآمد باشد. به عقیده من این نمایش برای مخاطب عام طراحی نشده است. به عبارتی این نمایش که بسیار هم منظم و مرتب است و شروع بسیار خوبی هم دارد دچار یک اتفاق برآمده از شرایط تئاتر و برای مخاطب معمول تئاتر طراحی نشده است. احتمالاً تنها بخشی که بازیگران نقش بازیگران معروف در برخی از فیلم‌های مشهور را بازی می‌کنند برای مخاطب عام جذابیت دارد.

این منتقد تئاتر ادامه داد: همان‌طور که اشاره کردم شروع نمایش بسیار شگفت‌آور و جذاب است و می‌تواند نویدبخش باشد ولی از یکجایی به بعد دستش برای مخاطب رو می‌شود و به نظرم این نقص باید برطرف شود. حتی به نظرم مخاطب از آخر نمایش به‌اندازه اول آن لذت نمی‌برد چون در دقیقه‌های آخر مخاطب نوعی حس خستگی و رخوت پیدا می‌کند. بنده بافرم تکرار که فرم موردعلاقه کارگردان است مشکلی ندارم من با تکرار در زمان که نوعی حس رخوت می‌دهد مشکل‌دارم.

وی در پایان گفت: در طراحی میزانسن کار، اینکه آدم‌ها هرلحظه همدیگر را ماسکه می‌کنند بسیار با متن نمایش همخوانی دارد وب نظرم بسیار طراحی مناسبی برای کار است ولی در پایان متن، با کورسوی امیدی که گذاشته می‌شود موافق نیستم و به نظرم باید مونولوگ انتهایی نمایش تغییراتی بکند. البته بنده در مقام منتقد کارم پیشنهاد دادن نیست ولی فکر می‌کنم کارگردان باید برای آخرهای نمایش فکری کند.

دغدغه موردعلاقه من تکرار است

در ادامه این نشست پگاه طبسی نژاد، نویسنده، طراح و کارگردان اثر در ابتدای سخنانش با اشاره به چگونگی نگارش متن گفت: در «مداربسته» این‌گونه نبوده است که متن و ایده اجرا از ابتدا درهم‌تنیده شده باشند و ساختار متن مشخص بود ولی در طول کار فرم متن تغییر پیدا می‌کرد درواقع متن با اتفاقات صحنه پیش می‌رفت.

وی افزود: من به مدیوم تئاتر نگاه دیگری دارم و همیشه برایم جذاب بوده که بدانم آیا می‌شود زاویه دید تماشاگر را تغییر داد. در این کار هم بدون اینکه بخواهم بازیگران را ابژه کنم دنبال این کار هستم و حاصل این تلاش، ثمره سال‌ها علاقه و پژوهش من است. ضمن اینکه یکی از فرم‌ها و دغدغه‌های موردعلاقه من تکرار است. دو سال قبل، قرار بود اجرایی از نمایشنامه شاه لیر با حدود 20 بازیگر تازه‌کار داشته باشم که به دلایلی این کار متوقف شد و اجرا نشد در همان زمان برایم این سؤال مطرح شد که بهترین شاه لیر، بهترین هملت و خیلی از بهترین‌های دیگر چگونه شکل می‌گیرد؟

طبسی نژاد در پاسخ به جعفری درباره مخاطب نمایش توضیح داد: مخاطب خاص این نمایش لزوماً تئاتری نیست و می‌تواند یک مهندس یا کارشناس ادبیات باشد که با بخش‌هایی از نمایش همزادپنداری کند. نکته دیگر اینکه برخلاف نظر خیلی‌ها این نمایش Visual art و یا یک پرفرومنس نیست و دقیقاً یک تئاتر است و تمام ویژگی‌های یک تئاتر را دارد. «مداربسته» یک نمایش مهندسی‌شده است که برای هر صحنه آن برنامه‌ریزی صورت گرفته است.

این کارگردان تئاتر ادامه داد: یکی از آرزوهای من این بود که می‌شد کار را در 3 یا 4 ساعت اجرا کنم. چون فرم کار بر پایه تکرار و مدل آن یک مدل ) durational مدت دار ) است. مگر ممکن است ما بتوانیم از رخوت و تکرار فرار کنیم. علاوه بر اینکه ما در این نمایش داستانک های کوتاه داریم ولی قصه تعریف نمی‌کنم.

وی در پایان اضافه کرد: به عقیده من فضای تئاتر امروز ما بیشتر به سمت سرگرمی رغبت دارد و ما کمتر به کارهای durational عادت داریم. من صحنه آخر را بارها نوشتم و درنهایت چیزی که الآن روی صحنه اجرا می‌شود راضی‌ام کرد. به عقیده من تماشاگر با مونولوگ های آخر نمایش می‌تواند تکان بخورد و تحت تأثیر قرار بگیرد.

هرکسی می‌تواند با موضوع هویت درگیر باشد

در انتهای این جلسه، صبا علیزاده، آهنگساز اثر گفت: بنا به‌نقد آقای جعفری، من فکر می‌کنم رخوت و خستگی آخر نمایش شبیه حس بازیگران و رخوتی است که در آن گیر افتاده‌اند بنابراین می‌شود گفت این رخوت و خستگی کاملاً عمدی بوده است. ما همیشه عادت داریم از موقعیتی که خسته‌مان می‌کند فرار کنیم، به چیزی فکر نکنیم، حوصله‌مان سر نرود و خب بخش‌های آخر نمایش ما را مجبور می‌کند در این فضا قرار بگیریم. ضمن اینکه به عقیده من هرگونه مخاطبی می‌تواند این نمایش را ببیند چون هرکسی می‌تواند با موضوع هویت درگیر باشد.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ارتباط پیوسته و موثر بین دو حوزه شهر و تئاتر( بخش اول )
» مکان یابی تئاتر محیطی در فضاهای عمومی شهر تهران
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91948

 

ایران تئاتر، علی طهرانچی*: پیچیدگی و چند بعدی بودن مسائل در شهر نیازمند تعامل و وام گیری از دیگر حوزه ها است. با نگاه به چشم انداز شهر خودسازمانده (خود ترمیم) و یا به تعبیری تئاتر درمانگر، ضرورت پرداخت به تئاتر محیطی در فضای عمومی شهر بیش از پیش احساس می شود.

شهر ساختاری است که به لحاظ جغرافیایی، معماری، سیاسی و اجتماعی همواره در حال تغییر است. جایی که عده کثیری در این ساختار بی نهایت پیچیده اجتماعی گرد هم می آیند، کار و زندگی می کنند. (هاروی، جن، تئاتر و شهر. ترجمه سپیده خمسه نژاد. تهران: انتشارات مروارید، 1392) هنر نمایش در درون این ساختار جایگاهی به مراتب ویژه دارد و بدون شک در همه جا هست. از مراکز تفریحی گرفته تا تئاترهای کوچک و مستقل، از آئین ها و مناسک دولتی تا تشریفاتی که در صحن دادگاه انجام می شود، این روند پیوسته در زندگی روزمره جریان دارد. تئاتر و شهر نشان می دهند که چطور تئاتر، اجرا و شهر می توانند قدرتهای سیال اجتماعی، ایدئولوژی و درک افراد از هویت خویش را تحت تاثیر قرار دهند. پیچیدگی و چند بعدی بودن مسائل در شهر نیازمند تعامل و وام گیری از دیگر حوزه ها است. با نگاه به چشم انداز شهر خودسازمانده (خود ترمیم) و یا به تعبیری تئاتر درمانگر، ضرورت پرداخت به تئاتر محیطی در فضای عمومی شهر بیش از پیش احساس می شود. انگیزه قدم گذاشتن در این پژوهش به واسطه برقراری ارتباط پیوسته و موثر بین دو حوزه شهر و تئاتر می باشد. در این مسیر دریچه ای گشوده شده است که تئاتر را مختص سالن های نمایش و قشری خاص نپنداریم بلکه آن را به درون شهر بیاوریم و این رویداد را با همه قسمت کنیم. علاوه بر این موضوع بتوانیم در کیفیت بخشی به فضاهای عمومی شهر گامی بلند برداریم. چگونگی انجام این پژوهش بصورت مطالعه کتابخانه ای و مشاهده میدانی صورت گرفته است. برای نیل به این هدف، این مقاله تلاش می کند در فرآیند توصیفی - تحلیلی، درگام اول فضای عمومی را به مثال دموکرات ترین فضای تجمع در شهر و تئاتر محیطی را به عنوان گونه ای از هنر نمایش بطور اجمالی شرح دهد. گام دوم از ترکیب، آمیزش و برهم کنش تئاتر محیطی در فضای عمومی شهر به الگویی واحد به نام «کاتالیزور مکانی» دست یابد. گام سوم کاربرد الگوی کاتالیزور مکانی بعنوان خلق صحنه پردازی تئاتر محیطی بیان می گردد و پس از آن راهکارها، پیشنهادات ارائه می شوند. در آخر، مکان یابی تئاتر محیطی در فضاهای عمومی شهر تهران با شناسایی هفت گونه - شاخص به کار خود پایان می دهد.

این نوشتار در دو بخش جداگانه اما پیوسته شکل گرفته و انتشار می یابد. در بخش اول مباحث نظری تشریح می گردد و در بخش دوم «بوطیقای الگوی کاتالیزور مکانی» پژوهش را به سوی ایجاد راهکارهای عملی سوق می دهد.

واژه‌های کلیدی: تئاتر محیطی، فضای های عمومی شهر تهران، طراحی صحنه، مکان یابی، کاتالیزور مکانی، زندگی روزمره در شهر

شهر

قرن بیستم و یکم قرن شهرهاست، چرا که اکنون بیش از نیمی از مردم دنیا شهرنشین اند و اگر رشد شهرنشینی به همین منوال ادامه یابد، تعادل جمعیتی بین شهر و روستا به نحوی چشمگیر به سود شهرها تغییر خواهد کرد. همگام با تسریع رشد شهرنشینی، فرایند جهانی شدن نیز شتابی فزاینده یافته و شهرها، این کانون های اصلی اجتماعی و اقتصادی دنیا، از طریق فناوری پیشرفته اطلاعاتی و ارتباطاتی، بیشتر و شتابزده تر از پیش با هم مرتبط گشته اند. در این شرایط، کیفیت فضای شهرها، چه از لحاظ جذب سرمایه و گردشگر، چه از لحاظ حفاظت محیط زیست و چه از لحاظ بهبود کیفیت زندگی شهروندان، نقش قابل ملاحظه ای در اوضاع اقتصادی و اجتماعی ملل خواهد داشت. (مدنی پور، علی، فضاهای عمومی و خصوصی شهر ترجمه فرشاد نوریان. تهران: انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، 1387)

فضا

در این میان اشتراک و توافق اصلی شهروند در داخل شهر بر سر یک واژه یعنی فضا (SPACE) بصورت خودآگاه و ناخودآگاه تعیین شده است. بدون شک شاید اولین تفاهم شهروندی، یکسان سازی و عدالت بخشی در شهر با تقسیم فضا صورت خواهد گرفت. به قسمی که تقسیم فضا در غالب دو واژه عمومی و خصوصی، بستری را ایجاد می کند برای احترام به حفظ حریم یکدیگر و مشخص شدن حق شهروندی بر شهر. به همین دلیل مالکیت شهر ازآن شهروند می شود. سرانجام نحوه ورود و دخالت در فضا، ترغیب ایجاد ارتباط شهروندان باهم و دگرگونی در محیط پیرامونی را جزئی از حق خود برشهر در فضای عمومی می داند.( گراف 1: شهر، فضای عمومی)

فضا و شهر

فضاها بیش از چیزی که از آن به‌عنوان مکان نام برده می‌شوند در واقع یک موقعیت، یک فضای خاص و یا یک اتمسفر جاری هستند. فضایی که وقایع تنها با حضور و تعامل افراد با محیط صورت می‌گیرد و از طریق این تعامل به فضا معنا می‌بخشند. (گودال، 1987؛ میهو و پنی، 1992) این فضاها با توجه به نوع فعالیت‌ها بار معنایی و موقعیتی ویژه‌ای را کسب می‌کنند، مثالی ملموس در مورد آن تفاوت بین بازار تهران و اطراف تئاتر شهر است. این دو فضای عمومی مهم تهران دارای تاریخچه و سابقه‌ای دیرینه در زندگی اجتماعی شهروندان تهرانی هستند و هر کدام با توجه به فعالیت‌هایی که در آن صورت گرفته و می‌گیرد واجد بار تاریخی و اجتماعی می‌شوند که به آن فضا شخصیتی خاص می‌بخشد.

تئاتر

در تعریف هنر تئاتر به نقل از سایت ویکی پدیا اینگونه بیان شده است: تئاتر یا نمایش شاخه ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاترگونه های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی، پانتومیم و تئاتر خیابانی که این نمایش توسط یک یا چند بازیگر در یک محیط باز به نام «سن» انجام می گیرد که البته این کار توسط کارگردان هدایت می شود.

تئاتر محیطی

ازسوی دیگر گونه ای از هنرتئاتر بنام تئاتر محیطی بیان شده است که در تشریح مفهوم تئاتر محیطی، اینگونه میتوان تعریف کرد گونه ای نمایش که از پست مدرن و جنبش آوانگارد جایگاه خود را با مدارک علمی و معتبر ثابت کرده و شیوه ای برآمده از آثار بزرگانی همچون پیتربروک و گروتوفسکی می باشد. نمایشی که به یک محیط وابسته است، چه در غالب مفهوم و چه در نحوه اجرا، به عبارتی محیط، امکانات موجود در آن و مشارکت تماشاگر بر حسب طبقه، جایگاه اجتماعی، مفهوم، داستان و شکل اجرایی نمایش را تعیین می کند. در واقع رابطه بین تماشاگر و بازیگر به شکل بداهه (پیش بینی نشده) و بکر عناصر اصلی شکل گیری این نوع تئاتر است. (سجادی، فروغ (1392)، تاملی بر مفهوم تئاتر محیطی {درون شبکه ای سایت ایران تئاتر شناسه مطلب: 31150}) (گراف 2: تئاتر، تئاتر محیطی)

فضا و مکان

 از اینرو فضای عمومی و تئاتر محیطی جزئی از یک کل بزرگتر یعنی شهر و تئاتر می باشند چنانکه در فوق بیان گردید توافق اولیه هر دو بر سر فضا است. پس از جاری شدن عنصر معنا در درون فضا، فضا مکانیت محیط را تثبیت می کند و به مکان مبدل می گردد. در واقع بنابر تعاریف مکان در فرهنگ انگلیسی آکسفورد، مکان «یک موقعیت، نقطه یا ناحیه‌ای خاص» معنی شده است. در فرهنگ انگلیسی لانگمن، مکان «هر ناحیه، نقطه یا موقعیتی یا وضعیت در فضا» و «یک نقطه به‌خصوص در یک ناحیه گسترده‌تر» است (Longman,2001: 1072). منظور از مکان، مفهوم مجرد و کلامی آن، به معنی یک جا نیست. اشیای گوناگون و رفتارهای مختلف احتیاج به مکان‌های متفاوت دارند. مکان، جا یا قسمتی از فضاست که از طریق عواملی که در آن قرار دارند صاحب هویت خاصی شده است (گروتر، 1383: 138). مکان بخشی از فضاست که به واسطه عناصر و عواملی خاص صاحب هویتی منحصربه‌فرد و تکرار‌ناپذیر می‌شود. شولتز معتقد است که ماهیت یک مکان در بعضی عرصه‌ها، کنشی زمانی است که با فصل‌ها یا دوره‌های یک روز همانند هوا تغییر می‌کند؛ عواملی که بیش از هرچیز، موقعیت‌های متفاوت را تعیین می‌کند. او خاطرنشان می‌کندکه در واقع بی‌معنی است که رخدادی را بدون ارجاع به یک محل تصور کنیم. به وضوح مکان یکی از اجزای یکپارچه وجود است. پس منظور ما از کلمه مکان چیست؟ روشن است که مقصود ما چیزی بیش از یک موقعیت انتزاعی است. منظور ما این است که یک تمامیت از چیزهای ملموس دارای ماده و جوهر، شکل، بافت و رنگ ساخته شده است. این چیزها در کنار هم مشخصه‌ای محیطی را تعیین می‌کنند که گوهر مکان است. بنابراین یک مکان، یک پدیده کامل کیفی است که نمی‌توانیم آن را به هیچ یک از اجزایش نظیر رابطه فضایی تقلیل دهیم بدون اینکه طبیعت منسجم آن از نظر دور شود.

معنای حضور در مکان (رابطه میان فضاییت و مکان)

رابطه زیست جهان با مکان مستلزم رابطه انسان و حضور وی در محیط پیرامونش است؛ برای پرداختن به ساختارهای زیربنایی زیست‌جهان باید پیش و بیش از هر چیز به مفهوم هایدگری فضاییت مرتبط شویم یا به ندای حضور گوش سپاریم. فضاییت نشان‌دهنده ارتباط ریاضی با جهان نیست، بلکه در عوض هرروزه به وجود فضایی برای زیست‌مان اشاره دارد. آن‌گونه که هر چیزی در این فضا جای خود را دارد و همه این جاها به کارآفریدن و فراهم کردن محیطی می‌آیند که فراروند راستین زندگی در آن محیط جریان می‌گیرد و روی می‌دهد. (گراف 3: فضا، اشتراک شهر و تئاتر)

بنابراین تا بدین جا در گام اول از تشریح شهر و جز آن فضای عمومی، تئاتر و جز آن تئاتر محیطی رسیدن به توافق اولیه هر دو حوزه بر سر واژه فضا، تزریق معنا و عامل هویت بخش حضور، مکان را متبلور شدیم.(گراف 4: تحقق فضا به مکان)

برای سوق به مفهوم کاتالیزور مکانی نیازمند عنصر اولیه یعنی مکان داشتیم که در بند های فوق موجودیت یافته و حال برای شکل دهی آن به چگونگی بلوغ مکانی می پردازیم. مکان پس از گذر در زمان به مرور رشد می کند به بلوغ می رسد اما این تکامل با خاطره و یادآوری (تصور ذهنی) محقق می گردد. مکان به مرحله ای از بلوغ می رسد که نشانی از یک هویت دارد. با ذکر یک اسم فرآیندی از بازتولید معنا در ذهن شکل می گیرد، معنایی که شاخصه اصلی آن مکان است، به تعبیری تعمیم یافته و همه شمول می شود. معانی متبادر شده در ذهن وجه مشترک و آشنایی را پدیدار می گردد که هم پیوندی یک رابطه را آغازگر است؛ اما به واقع فقط نشانی از یک مکان، برای تولید و منتشر کردن لازم است؟ (هدف اصلی کاتالیزور مکانی) بلکه پیوند میان دال و مدلول بصورت طبیعی، به نحوی که عضوی از یک سیستم شود نیازمند است. در واکاوی این مطلب باید ذکر گردد نقل سینه به سینه (ذهن به ذهن)، روایت گفتاری نشان مکان را به نماد تبدیل می کند. بعنوان مثال میتوان برج شهیاد یا آزادی امروز را در تهران نام برد. در ابتدای امر بعنوان یک دروازه خوش آمد گویی ساخته می شود؛ اما بعد از انقلاب 57 و شکست رژیم طاغوت مبدل به آزادی (رهایی از استکبار) می گردد. به قسمی که تا قبل از تولد برج میلاد، تهران را با برج آزادی می شناختند. همان گونه که بطور مثال برج ایفل را نمادی از کشور فرانسه می دانند.

کاتالیزور

کاتالیزور از دو صفت کاتا و لیزور تشکیل شده است. در زبان یونانی «کاتا» به معنای پائین ، افتادن ، یا پائین افتادن است و «لیزور» به معنی قطعه قطعه کردن می‌باشد. در برخی زبانها کاتالیزور را به معنی گردهم آوردن اجسام دور از هم معرفی کرده اند. کاتالیزور در فرهنگ فارسی معین آمده است ماده ای که باعث تغییر سرعت یک فعل و انفعال شیمیایی می شود. بدون آن که مستقیماً در آن فعل و انفعال وارد شود. هدف متعالی کاتالیزور آن است که راه تازه ای برای پیشرفت واکنش می گشاید.  (Atto & Donn, (1994:46

فضا و کاتالیزور

به راستی اگر کاتالیزور را یک دهلیز اتصال دهنده بنامیم بین یک عنصر و یک عنصر دیگر میتوان برابری واژه فضا و کاتالیزور را باهم برای ساخت کاتالیزور مکانی شایسته دانست. از ترکیب شهر درغالب فضای عمومی و تئاتر به واسطه حضور تئاترمحیطی و اتصالشان توسط فضاکاتالیزور ساختار اولیه را خلق کرده ایم. فضاکاتالیزورپس از طی مرحله جنینی تا رسیدن به سن بلوغ و مکان شدن نیازمند تداوم معنا می باشد. توانایی تحقق کاتالیزور مکانی درگرو تولید و بازتولید، رونق بخشی کیفی و کمی، افزودن عرضه و تقاضا و بیش از پیش حیات بخشی در هر دو حوزه تئاتر و شهر است.(گراف 5: مکان، کاتالیزور، پارادایم «کاتالیزور مکانی»)

فضا – کاتالیزور و مشارکت

از این حیث «کاتالیزور مکانی» زمانی همه شمول می شود که به باور نگارنده با عنصر مشارکت (Participation) آمیخته باشد. از این منظر چگونگی مقفور ماندن مشارکت و رشد آن تا به امروز در شهر و همچنین تئاتر بیان می گردد. شهر قبل از مدرن با بی نظمی در حین نظم (آنتروپی) هیچ جداسازی و تفکیکی را مد نظر قرار نمی داد، بلکه همگن بودن و وحدت بخشی را در قلب شهر آمیخته بود. پس از آن در شهر مدرن جداسازی و تفکیک باعث پدیدار شدن تکه پاره هایی از فضا شد (تولد لامکان) شروع این دوران با ارج قراردادن سلطه ماشین آغاز شد. ماشین نبض زندگی را در دست گرفت و برای تسریع و سرعت بخشی در همه چیز شهر به خیابان ها و بلوار ها و بزرگ راه هایی مبدل گشت. فضایی که تا قبل لحظه های رویداد را در خود آبستن بود و ارتباط چهره به چهره را به وضوح میشد دید بخاطر احاطه ماشین بر انسان امکان این رویارویی از بین رفت. تمامی مکالمات، احوال پرسی ها، خبرها تاقبل بصورت مکالمات چند وجهی در غالب احساس، نگاه، شنیدن، بوئیدن، لمس کردن صورت می گرفت؛ اما در دوران معاصر کلماتی خنثی بازگو کننده ارتباطات نوین شدند. در حوزه نمایش سالن های تئاتری با شکوه و عظمت از بدو ورود رخ نمایی کردند و معماری آن تحقیر مخاطب را گواه میداد. معماری هدایت شده تماشاگر را به محض وارد شدن در سالن به جایگاه از پیش اندیشیده شده خود راهنمایی می کرد و به حالت قاطعانه و دگم به او می فهماند که باید در این محل بنشیند و از این منظر نمایش را ببیند هیچ مشارکتی غیر از وجه بصری بینشان رواج نداشت؛ بنابراین تفکیک تعمدی این امر باعث پیدایش تماشاگر و بازیگر و مرز و مانع بین آنها شد. پس از آن ترویج و توسعه مفاهیمی همچون تئاتر سرمایه داری، بورژوازی تئاتری، مصرف گرایی در تئاتر، روز به روز پایگاهی پدید آمد برای مباحث جامعه شناسان اجتماعی .... از طرف دیگر شهر مدرن که با کشیده شدن خیابان بر سینه محلات، جنبه روانی بالای شهر و پائین شهر و از این قبیل تفکیک های دوگانه را متبادر گشت، همچنان استوار در جداسازی شهر و شهروند می‌کوشید. به همین دلایل مشارکت در شهر و تئاتر رخت بست.

بخش اول این پژوهش در این منزلگاه به پایان می رسد و در ادامه در بخش دوم «بوطیقای الگوی کاتالیزور مکانی» متبلور می‌گردد.

پایان بخش اول
برای دسترسی به جداول و نمودارهای این مقاله از قسمت فایل های زمینه PDF این مقاله را دریافت نمایید

* کارشناس ارشد رشته طراحی شهری، AliTehranchi85@gmail.com

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش زنبور
» پیشنهاد رامبد جوان برای علاقمندان تئاتر
... دیدن متن »

عبدی - معرفی نمایش ها خوب از سوی هنرمندان بزرگ کشور می تواند راه را برای انتخاب تئاتر از سوی تماشاگران راحت تر کند و چه بسیار زیباتر که این تئاتر بدور از چهره های سینمایی روی صحنه باشد.

به گزارش تیوال؛ نمایش زنبور به نویسندگی بهزاد آقاجانی و کارگردانی بهزاد آقاجانی، محمد مطهری پور و با بازی محمد مطهری پور هر روز ساعت ۱۸:۳۰ در تماشاخانه دا به روی صحنه می رود و تا پایان اسفند ماه روی صحنه خواهد بود.

رامبد جوان نمایش زنبور را در صفحه اینستاگرامش با هشتگ #پیشنهاد_میکنم_ببینید منتشر کرد.

دیگر عوامل این گروه عبارتند از: تهیه کننده: مهرداد بهاء الدین، طراح لباس: مریم جانقربانی، طراح نور: جعفر پوینده، طراح گریم: سمیه یساقی، دستیار گریم: ملیکا فرحبخش، منشی صحنه: مریم جانقربانی، طراح پوستر و بروشور: امیر صداقتی، روابط عمومی: سحر وزین خواه، امور رسانه: محمد جواد عبدی

برای تهیه بلیط این نمایش از سایت تیوال اقدام نمایید.

محمد جواد عبدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش زنبور
» مونولوگ زنبور کارکرد ذهنی دارد، پس برایش یک قاب خالی در نظر گرفتیم
... دیدن متن »

نمایش «زنبور» مونولوگی است که نویسنده و بازیگر آن با تعامل یکدیگر آن اثر را کاردانی کرده اند. به بهانه اجرای این نمایش گفتگویی داشته ایم با «محمد مطهری پور» بازیگر و «بهزاد آقاجانی» نویسنده این تئاتر که متن آن در پی می‌آید.

آقای آقاجانی شما نویسنده اثر بودید و با فضای کار آشنا تر هستید. با توجه به اینکه با تنها بازیگر اثر مشترکا کارگردانی می‌کردید نحوه تعامل شما چگونه بود؟

بهزاد آقاجانی: قصه و طرح ما از قبل آماده بود و این کاری بود که برای محمد نوشته بودم. در واقع کاری که من تخصصی انجام می‌دهم نمایشنامه نویسی است و کاری که محمد به طور تخصصی انجام می‌دهد بازیگری است. کارگردانی اثر تلفیقی از متن بازیگر بود.

کار یک فضای ساده داشت و اتفاق خاصی نه در نور پردازی، نه دکور و نه موسیقی خاصی وجود نداشت. تنها صحبت های یک بازیگر بود. چرا این قالب را انتخاب کردید؟ نترسیدید که مخاطب خسته شود؟

بهزاد آقاجانی: مونولوگ با این سبک که نزدیک به یک روایت مستند می‌شود اولین نیازش انتخاب سالن متناسب با کار است. اگر قرار بود در تماشاخانه دیگری اجرا کنیم شاید تغییراتی در کار رخ می‌داد. اما این متن برای این سالن انتخاب شد و ما فکر کردیم که معماری این سالن به اندازه کافی متناسب با متن است. به همین خاطر ما چیزی به کار اضافه نکردیم. در این اثر یا تمام المان ها توسط بازیگر اجرا می‌شود یا ارتباط یرقرار نمی‌شود. به نظرم اضافه کردن چیزی به کار جز اینکه به کار آسیب بزند و تصنعی بکند کار را کمکی به کار نمی‌کند.

محمد مطهری پور: اعتقاد شخصی من نسبت به متن های مونولوگ این است که وقتی درام کار خودش را انجام می‌دهد و ما می توانیم تماشاچی را به تخیل وادار کنیم این خیلی بیشتر اثر گذار است تا اینکه المان های عجیب در صحنه بگذارم.

به نظر شما این سبک کار کمی تکراری نشده است؟ در حال حاضر اکثر مونولوگ هایی که می‌بینیم بازیگر می‌ایستد و برای ما صحبت می‌کند. انگار این تبدیل به یک تیپ برای اجرای مونولوگ شده است.

بهزاد آقاجانی: به نظر من این یک اجماع نظر است که همه ما فهمیده ایم نحوه درست اجرای مونولوگ همین است. اینگونه نیست که این سبک کار تبدیل به کلیشه شود. به نظر من این آسیب نیست. واقعا در یک مونولوگ آن هم یک مونولوگی که کارکرد ذهنی دارد باید یک قاب خالی داشته باشیم و تماشاگر خودش تمام این ها را تصور کند.

محمد مطهری پور: اگر دقت کنید سعی کردیم تا می‌توانیم موومان هایمان جزئی باشد تا تماشاچی از فضای کار دور نشود. البته به نظرم حرکت هایی در صحنه وجود دارد اما به سبکی که به درام قصه نزدیک می‌شود.

چقدر این تعامل شما با تماشاچی ایده بازیگری بود و چقدر از همان ابتدا در متن این لحاظ شده بود؟

بهزاد آقاجانی: در مونولوگ یک تعامل ناخودآگاه وجود دارد. درست است که بازیگر یک مونولوگ را بیان می‌کند اما دیالوگی هم در ذهن تماشاچی اجرا می‌شود.

محمد مطهری پور: بله تعاملی که شما می‌گویید در اجرای ما اتفاق می‌افتد. چون من به چشم تماشاچی مستقیما نگاه می‌کنم. در واقع تماشاچی تعامل ذهنی خود را با بازیگر برقرار می‌کند. از یک جایی به بعد شما دیگر تماشاچی نیستید. شما هم محلی های شخصیت هستید که آمده اید در کوچه و او دارد قصه را برای شما روایت می‌کند.

با توجه به کوچک بودن تماشاخانه چقدر به گیشه فکر کرده بودید و چقدر به فکر وجه هنری کار بودید؟

بهزاد آقاجانی: قطعا به وجه اقتصادی کار هم فکر می‌کنیم. اما این را هم آگاه هستیم که پتانسیل این تماشاخانه چقدر است. ما سعی می‌کنیم به سقف کار نزدیک شویم. البته در حال حاضر به طور کلی حال تئاتر تهران خراب است. به طور مثال «رضا کیانیان» کار روی صحنه دارد در تماشاخانه حدود ۲۰۰ نفری شبی ۱۰۰ نفر پر می‌شود. این خیلی کم است. و از طرفی «نوید محمد زاده» با خدای کشتار روی صحنه است و با سالن حدود ۱۶۰ نفری ۲۷۰ نفر تماشاچی آن جا صف می‌کشد. به طور کلی اوضاع تئاتر خوب نیست. ما اصلا چشم داشت بزرگی برای فروش نداریم. استایل اجرا اصلا اقتصادی نیست. اگر قرار بود گیشه ای کار کنیم قطعا این کار را انجام نمی‌دادیم.

اگر نکته دیگری مانده بفرمایید.

بهزاد آقاجانی: «مهرداد بهاالدینی» به عنوان تهیه کننده از امروز بعد از دیدن کار به ما اضافه شده و قطعا اوضاع اقتصادی کار بهتر می‌شود.

مصاحبه کننده: امیرحسین ناظری کنزق

دیگر عوامل این گروه عبارتند از: تهیه کننده: مهرداد بهاء الدین، طراح لباس: مریم جانقربانی، طراح نور: جعفر پوینده، طراح گریم: سمیه یساقی، دستیار گریم: ملیکا فرحبخش، منشی صحنه: مریم جانقربانی، طراح پوستر و بروشور: امیر صداقتی، روابط عمومی: سحر وزین خواه، امور رسانه: محمد جواد عبدی

 

محمد جواد عبدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش کمدی برای خوش‌بین‌ها
» «فریدونِ فرمانیِ فراهانی» به خانه هنرمندان می‌آید
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91982

نمایش کمدی «فریدونِ فرمانیِ فراهانی» به نویسندگی و کارگردانی حمید پاک‌نیا در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان به روی صحنه می‌رود.

این نمایش از تاریخ 4 اسفند تا 23 اسفند 1395 هر شب ساعت 18:00 در سالن استاد انتظامی اجرا می‌شود. نویسنده و کارگردان این نمایش کمدی حمید پاک‌نیا است.

در این نمایش سینا کرمی، مهدی سفاری، سجاد باقری، آرین لطفعلیان و حمید پاک‌نیا به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه داستان این نمایش آمده: فریدون فرمانی فراهانی امروز تصمیم می‌گیرد تغییر کند. او می‌خواهد به زندگی خوش‌بین باشد و تغییری در زندگی‌اش ایجاد کند اما مشکلات و مصائب عجیبی جلوی پایش قرار می‌گیرد و از طرفی در این مسیر پرچالش همراهی عجیب پیدا می‌کند که...

سایر عوامل این نمایش عبارتند از: نوازنده: پویا نوروزی، طراح صحنه: حمید پاک‌نیا، طراح لباس: راضیه معادی، طراح نور: مصطفی اسفندیاری، طراح صدا و موسیقی: پویا نوروزی، طراح پوستر و بروشور: وحید میثاقی، اجرای دکور: صدف کابین، اجرای لباس: Body Spinner، دستیاران صحنه: رستگار محمدی و ریحانه برغانی، منشی صحنه: نگین نجفی، گروه کارگردانی: حسن بمبائی‌چی، آزاده مردانی، عکاسان: پیمان شجره، نهال آغاز، الهام خضری‌پور، بهناز بهرفر، ریحانه برغانی، ساخت تیزر موشن‌گرافیک: اشکان حاج‌محمدی و مدیریت تبلیغات و تبلیغات مجازی: ایماتئاتر.

نمایش کمدی «فریدونِ فرمانیِ فراهانی» تا 23 اسفند ماه در سالن استاد انتظامی اجرا می‌شود، برای تهیه بلیت می‌توانید به سایت تیوال مراجعه کنید.

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی لاموزیکا
سومین برنامه شنبه‌های نمایشی تهران
» نمایشنامه‌خوانی «لاموزیکا» دوراس در نگارستان شهر
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91985

 

 نمایشنامه «لاموزیکا» نوشته مارگاریت دوراس نمایشنامه‌نویس شناخته شده فرانسوی در نگارستان شهر خوانش می‌شود.

به گزارش ایران تئاتر: سومین برنامه «شنبه‌های نمایشی تهران» که با محوریت نمایشنامه‌خوانی شنبه‌های هر هفته در نگارستان شهر برگزار می‌شود، به اجرای نمایشنامه «لاموزیکا» نوشته مارگاریت دوراس نویسنده فقید فرانسوی اختصاص دارد.

مارگریت دووراس نویسنده، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و فیلمساز فرانسوی در سال 1914 به دنیا آمد. او با رمان‌هایش همچون «سدی بر روی اقیانوس آرام»، «میدان مشجر»، «شیفتگی لول و.اشتاین» و «عاشق» به عنوان یکی از نخستین نویسندگان موج «رمان نو» شناخته شد و از سال 1956 نمایشنامه‌نویسی را به‌ طور جدی آغاز کرد. تاثیر سبک رمان‌های او در نمایشنامه‌هایش آشکار است. از جمله مهم‌ترین نمایشنامه‌های مارگریت دوراس: «پل‌های دره گذر سن و اوآز»، «لاموزیکا»، «لاموزیکا دومین»، «سینما ادن»، «کشتی شب» و «عاشق انگلیسی» (نسخه مدرن‌ترِ «پل‌های دره گذر سن و اوآز») است. دوراس بیشتر رمان‌هایش را برای صحنه بازنویسی کرد و چندین نمایشنامه به زبان فرانسه ترجمه کرده است. او در سال 1996 در پاریس درگذشت.

نمایشنامه «لاموزیکا» ترجمه هوشنگ حسامی با کارگردانی نازنین مهیمنی و نقش‌خوانی شهیندخت نجف‌زاده، بهرام ابراهیمی، رویافلاحی، بهرام سروری‌نژاد و ماندانا اصلانی، روز شنبه ۷ اسفندماه جاری ساعت ۱۹ در نگارستان شهر واقع در بوستان گفتگو، خوانش می‌شود.

 

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش هدیه مرموز
با گرامیداشت یاد مجید بهرامی و بهرام ریحانی
» یاسر خاسب «هدیه مرموز» را به صحنه می‌برد
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91987

 

نمایش «هدیه مرموز» با بازی و کارگردانی یاسر خاسب، روز پنجشنبه ۵ اسفندماه با برگزاری مراسم یادبود زنده‌یاد بهرام ریحانی به صحنه می‌رود.

به گزارش ایران تئاتر یاسر خاسب که این روزها نمایش «هدیه مرموز» را در سالن علی نصیریان پردیس تئاتر تهران اجرا می‌کند، با اشاره به سالروز درگذشت بهرام ریحانی هنرمند جوان عرصه تئاتر به خبرنگار مهر گفت: روز ۵ اسفندماه سالروز درگذشت بهرام ریحانی است. قصد داریم مراسم یادبودی را به احترام زنده‌یاد بهرام ریحانی و همچنین زنده‌یاد مجید بهرامی، پیش از اجرای نمایش «هدیه مرموز» در این روز، داشته باشیم.

وی با اشاره به اینکه احتمال دارد نمایش «هدیه مرموز» را روز شنبه ۷ اسفندماه نیز در قالب اجرایی ویژه برای هنرمندان تئاتر به صحنه ببرد، درباره بازخورد و مخاطبان این اثر نمایشی در پردیس تئاتر تهران یادآور شد: هنوز وضعیت استقبال تماشاگر در پردیس تئاتر تهران معمولی است و نیازمند و زمان و تبلیغات است. ما هر شب حدود ۲۰ تا ۳۰ مخاطب داریم که البته به‌اندازه ۲۰۰ تا ۳۰۰ مخاطب به ما انرژی می‌دهد.

سرپرست گروه «بدن دیوانه» اظهار کرد: ما از نقاط مختلف کشور نظیر شیراز و کرمان و همچنین کرج هم مخاطب داشته‌ایم. گویا برای کسی که از مسافتی دور به تهران می‌آید فرقی ندارد در کدام منطقه تهران به تماشای تئاتر بنشیند و این موضوع مسافت فقط برای ساکنان تهران مطرح است.

خاسب درباره تعداد اجراهای عمومی نمایش «بدن دیوانه» در پردیس تئاتر تهران، افزود: ما از نیمه دوم بهمن اجرای عمومی اثر را شروع کردیم و تا ۱۰ اسفندماه، ساعت ۱۸:۳۰ این اثر را به صحنه می‌بریم.

 

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مدارِ بسته
جلسه نقد و بررسی نمایش «مدار بسته»
» ⁠نقد نمایش «مدار بسته» توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار می‌شود
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی نمایش «مداربسته»، جلسه نقد و بررسی نمایش «مدار بسته» به کارگردانی و نویسندگی پگاه طبسی نژاد روز سه شنبه سوم اسفند‌ماه توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار می‌شود.
این کانون با حمایت مرکز هنرهای نمایشی در راستای گسترش کمی و کیفی نقد حضوری تئاتر همچنین تلاش برای ارتقاء و پویایی بیشتر تئاتر کشور، در قالب برنامه‌ی «دوشنبه‌های نقد تئاتر» هر هفته با حضور منتقدان عضو این کانون و عوامل اجرایی نمایش‌ها، به نقد و بررسی یکی از نمایش‌های روی صحنه می‌پردازد. پانزدهمین برنامه از دور جدید جلسات «دوشنبه‌های نقد تئاتر» در سال ۹۵ که استثنائا در روز سه شنبه سوم اسفندماه برگزار می شود به نقد و بررسی نمایش «مدار بسته» نوشته و کار پگاه طبسی‌نژاد اختصاص دارد. در این جلسه که پس از اجرای این نمایش در تئاتر مستقل تهران برگزار خواهد شد، سید جواد روشن به عنوان کارشناس و مدیر جلسات دوشنبه‌های نقد، به همراه علی جعفری فوتمی؛ منتقد و کارشناس تئاتر همچنین کارگردان و برخی از عوامل نمایش حضور خواهند داشت.  نمایش «مدار بسته» با بازی (به ترتیب حروف الفبا)، مسعود جعفری، حدیث جمشیدی، میلاد چنگی، آرمان حسینی، بهاره رادمند، باسط رضایی، علیرضا رسولی، آیدا رشدی و ایلناز شعبانی، ساعت ۱۸:۳۰ در تئاتر مستقل تهران به روی صحنه خواهد رفت. لازم به ذکر است ورود به این نشست‌ها برای تمامی علاقه‌مندان به فرهنگ و هنر تئاتر آزاد است.

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازگشت به خانه با پیشکسوتان باشگاه فوتبال استقلال تهران
» پیشکسوتان تیم فوتبال استقلال تهران به تماشای "بازگشت به خانه" می‌نشینند
... دیدن متن »

 جمعی از پیشکسوتان باشگاه فوتبال استقلال تهران شامگاه چهارشنبه چهارم اسفند ماه به دعوت گروه تئاتر ریگولیتو به تماشای نمایش بازگشت به خانه می نشینند.
به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر ریگولیتو با هماهنگی های انجام شده و دعوت این گروه از پیشکسوتان تیم فوتبال استقلال تهران، اجرای چهارشنبه چهارم اسفند ماه نمایش بازگشت به خانه با حضورجمعی از پیشکسوتان این تیم متشکل از: اکبر کارگر جم، بیژن طاهری، مجید نامجو مطلق، محمد نوری، مجید علیان، مرتضی یکه، ایوب اصغرخانی، مصطفی اردستانی، علیرضا اکبر پور، صادق ورمزیار، علی نیروشک، امید رحیمی و علی خلف به روی صحنه می رود.
بر اساس این گزارش پیش از این نیز جمعی از هنرمندان، اهالی رسانه و منتقدان از جمله: هوشنگ گلمکانی، عباس یاری، آرش دادگر، حسن باستانی، بهزاد خداویسی، علی ثابت کسایی، خسرو بامداد، سید علی تدین صدوقی، بهزاد صدیقی، جواد روشن، سعید محبی، جواد طوسی، خیام وقار کاشانی، میثم عبدی، امین میری، امین جعفری زاده، حامد نصر آبادیان و... تماشاگر این اثر بوده اند. این گزارش می افزاید: داستان نمایش درباره تدی پسر بزرگ خانواده ای است که پس از مرگ مادرش خانه را ترک کرده  و بعد ازگذشت شش سال به همراه همسرش به خانه باز می گردد. خانواده‌ی او که سالهاست زنی را در خانه ندیده اند...
بر پایه این گزارش عواملی که در به روی صحنه آمدن بازگشت به خانه همکاری دارند عبارتند از: فتاح محمدی (مترجم) فرید قادر پناه و رامین معصومیان (طراح، دراماتورژ و کارگردان)، علی دولت‌یاری (دستیار کارگردا )، بازیگران به ترتیب حروف الفبا: جعفر برقی کیوان، امین جلالی، رامین جعفری، حمیدرضا کشوردوست، مینا زرنانی، کاوه مرحمتی، آزاده مشعشعی، اِمونا پیکریان (منشی صحنه )، رضا قانعی و مهسا مشعشعی (موسیقی)، سارا اسکندری (طراح گریم)، مصطفی محمودی (مشاور اطلاع ‌رسانی و تبلیغات)، سیاوش گودرزی و پریا الهی (مجریان گریم)، حسام حیدری (پیرایش مو )، لاله محمودی (امور ارتباطات رسانه‌ای و روابط عمومی) ، نساء نیکو و ندا الماسیان طهرانی (تبلیغات فضای مجازی، طراحان هنر ایرانیان)، تهیه کننده: گروه ریگولیتو 
نمایش بازگشت به خانه همه روزه تا ۱۲ اسفند ساعت ۲۱:۱۵ به مدت ۷۰ دقیقه در تماشاخانه ارغنون به روی صحنه می‌رود.
علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت‌های این نمایش با شماره تلفن ۰۹۳۵۳۴۷۲۹۶۵ تماس بگیرند یا از طریق سایت تیوال نسبت به رزرو صندلی‌های مورد نظر خود اقدام کنند.

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمینار بین المللی "تئاتر و ظرفیت های بخش غیر دولتی"
» مقالات ۲۱ پژهشگر ایرانی به سمینار بین المللی راه یافت
... دیدن متن »

سمینار بین المللی "تئاتر و ظرفیت های بخش غیر دولتی" در حالی از ۱۵ اسفند ماه کار خود را در تهران آغاز می کند که ۲۱ پژوهشگر ایرانی با ارائه ۱۶ مقاله پژوهشی در آن حضور دارند.
به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، در بخش ایرانی سمینار بین المللی "تئاتر و ظرفیت بخش غیر دولتی " ۱۶ مقاله از پژوهشگران شناخته شده کشور ارائه می شود.
با اعلام هیات علمی سمینار ، از ایران رحمت امینی و مرضیه کریمیان کالکی با مقاله "تاثیرسالن های خصوصی درگسترش و رشد تئاتر در شهر تهران" ، بهزادقادری با مقاله "تئاتر یا فضای تئاتری؛ دولتی یا غیردولتی؟" ،  اردشیرصالحپور با مقاله "تمرکزگرایی و استبداد، دوعامل بازدارنده تئاترخصوصی در ایران"، رضا کوچکزاده با مقاله "بررسی بازدارنده های خصوصی شدن تئاتر در ایران" در این سمینار حضور خواهند داشت.
فرزادمعافی مقاله "تاثیر موج سوم علمی دردانشگاه های غیردولتی برتئاتر دولتی" ،پرستو محبی مقاله  "به کارگیری ظرفیت های علمی وعملی تئاتردانشجویی در بدنه تئاتر غیردولتی"، شیوا مسعودی مقاله "نقش دراماتورژ در هویت بخشی به تئاترهای خصوصی(غیردولتی)" و غزاله رشیدی مقاله "شناسایی مولفه های سرمایه گذاری در بین اعضای گروه های تئاتر به منظور ارایه راه حل" را ارائه می کنند.
عطاالله کوپال مقاله ای تحت عنوان " کیفیت تعامل دولت با توسعه" ، یوسف باپیری واشکان خیل نژاد مقاله ای با عنوان "بررسی رابطه نهاد دولت با تئاتر در ایران- پس ازخصوصی سازی دولتی با تکیه برتولیدات تئاترهای بخش غیردولتی در دولت یازدهم" ، زهراخوشبویی، محمدعلی ابوترابی وحسن جودکی مقاله ای با عنوان "مداخله ی دولت درتئاتر ایران: قاعده دربرابر صلاحدید" را ارائه می‌کنند.
لاله تقیان در این سمینار بین المللی مقاله ای با عنوان "رابطه ی تئاترخصوصی وبخش دولتی" ، فراز فلاح نژاد مقاله ای با عنوان "نقش روابط عمومی در فرایند خصوصی سازی تئاتر ایران"، ولی الله شالی مقاله ای با عنوان "ضرورت های تئاترغیردولتی در ایران براساس گفتمان های مدنی"، مریم دادخواه و کیمیا خطیب زاده مقاله ای با عنوان "رشد کمی و کیفی اجراها در سالن های پایتخت با تمرکز بر تالار ایرانشهر" و علی قلیپور مقاله ای با عنوان "سیاستگذاری فرهنگی، دولت و مساله ی تئاترعامه پسند و جاذبه های آن" را ارائه خواهند کرد.
سمینار بین المللی "تئاتر و ظرفیت های بخش غیر دولتی " از ۱۵ تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۵با ارائه ۳۰ مقاله و برپایی ۸ میزگرد در مجموعه تئاتر شهر تهران برگزار می‌شود.

۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی لاموزیکا
به گزارش روابط عمومی
» مارگاریت دوراس با لاموزیکا به نگارستان شهر می‌آید
... دیدن متن »

سومین برنامه شنبه‌های نمایشی تهران که با محوریت نمایش نامه‌خوانی شنبه‌های هر هفته در نگارستان شهر برگزار می شود، به اجرای نمایشنامه "لاموزیکا" اثر نویسنده فقید فرانسوی مارگاریت دوراس اختصاص دارد.

 لاموزیکا با ترجمه هوشنگ حسامی به کارگردانی نازنین مهیمنی و بازی شهیندخت نجف زاده، بهرام ابراهیمی، رویافلاحی، بهرام سروری نژاد، ماندانا اصلانی،  روز شنبه ۷ اسفند ساعت ۱۹نمایشنامه خوانی می شود.

نگارستان شهر واقع در کوی نصر، بوستان گفتگو، شنبه های هر هفته میزبان علاقه مندان هنرهای نمایشی خواهد بود.

(ورود برای علاقه مندان آزاد است)

۲ روز پیش، سه‌شنبه
مارال عظیمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران تئاتر بررسی می‌کند؛
» آثار ماندگار تاریخ درام در سی و پنجمین قاب تئاتر فجر
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91887

ایران تئاتر- احمد عظیمی: آثاری که از نمایشنامه نویسان بزرگ در جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفته‌اند کماکان تعداد قابل‌توجهی دارند. این گزارش به این آثار و اجراهای اقتباسی می‌پردازد.

آثاری که در جشنواره فجر این دوره به صحنه رفتند در سبک‌ها و شکل‌های مختلفی اجرا شدند. این جشنواره در بخش صحنه‌ای زیرمجموعه‌های مختلفی از قبیل مرور تئاتر ایران، نسل نو، ملل و مهمان  داشت. آثار منتخب این بخش‌ها در مسابقه‌های تئاتر جوانان و مسابقه بین‌الملل با یکدیگر رقابت می‌کردند. حالا با پایان یافتن این دوره از جشنواره می‌توان آثار مختلف این دوره را ارزیابی کرد و با تحلیل‌های مختلف با این آثار برخورد کرد. آنچه بیش از همه در جشنواره سی و پنجم به چشم می‌آمد تأثیرپذیری آثار شرکت‌کننده‌ها از فرم‌ها تازه تئاتر بود که به نظر حالا امری فراگیر شده است. اگر به تاریخ هنر نگاه کنیم درمی‌یابیم این رویکرد یکی از الزامات رشته‌های مختلف هنری برای برون‌رفت از فضای سکون و تکرار در هر دوره‌ای بوده است. دلیلش هم مشخص است؛ تغییر در شرایط زیست انسان در هر دوره‌ای باعث می‌شود تا نیاز او متفاوت شود و این تفاوت باعث می‌شود تا فرم آثار دچار تغییراتی شوند و گاه نیز ملال هنرمند از تکرار فرم های گذشته این نتیجه را در بردارد. درهرصورت زایش و تجربه برگه‌های نو همواره جزوی لاینفک از هنر است و این جریان در تئاتر امروز ما شتابی دوچندان گرفته است. کیفیت این آثار یا اینکه چنین رویکردی چقدر در مسیر درستی قدم برمی‌دارد بحثی دیگر است اما آن را می‌توان جریان غالب تئاتر امروز دانست در این میان اما همواره متن‌ها و تئاترهایی هستند که در این میل به تازه یا تألیفی بودن راهی دیگر را برمی‌گزینند. این آثار اجراهایی تازه از متن‌های ماندگار تاریخ تئاتر هستند. نمایشنامه‌هایی که شاید آنان را بارها خوانده باشیم و یا اجراهایی از آنان دیده باشیم اما تفاوت نگاه و تحلیل گروه اجرایی و کارگردان در هر اجرای متفاوتی که از یک متن می‌شود آن اجرا را تبدیل به اثری تازه می‌کند. در دو صده گذشته با تغییر دیدگاه در تئاتر و مطرح‌شدن کارگردان به‌عنوان مولف فضایی تازه در تئاتر جهان به وجود آمد، این رویکرد باعث شد تا تئاتر از زیر سلطه نویسندگان بیرون آید و حالا دیگر کارگردان ها باشند که یکه تاز صحنه ها باشند. اما این پایان راه نویسندگان نیست بلکه در ادامه راه از آنجا که درونمایه و محتوا همواره مسئله تئاتر بوده نویسندگان بزرگ و شاهکارهای تاریخ تئاتر از سکه نمی افتند بلکه با رجوع بیشتر و خوانش هایی نو از آنان تبدیل به آیاتی می شوند که در طول تاریخ تئاتر همواره به آنان مراجعه شده و مورد خوانش هایی نو قرار گرفته‌اند. نمایشنامه های ماندگار تاریخ تئاتر که معمولا آثاری از نویسندگان شهیر هستند ویژگی های بسیاری دارند که مهمترین آن ابدی ازلی بودن تم های این آثار است. این آثار به موضوعاتی می پردازند که به نوعی می‌توان آنان را فلسفی دانست چون همواره مسئله انسان در تمام دوران از حیاتش بر روی کره خاکی بوده. مسائلی همچون امید، تنهایی، انتقام، تبعیض، عشق، مرگ و ... که بارها درون مایه اصلی آثار نمایشنامه نویسان بوده اند و معمولا آثار ماندگار نیز بر اساس این تم های ازلی ابدی ساخته شده اند. شاهکارهای دنیای ادبیات و نمایشنامه نویسی از آنجا که همواره می‌توانند مورد بازخوانی قرار بگیرند درتئاتر ما نیز مراجعه به این آثار همواره مورد توجه کارگردانان بوده است و در این دوره از جشنواره تئاتر فجر آثاری که اجراهایی تازه از نمایشنامه ها های معروف بوده اند یا اقتباس هایی از گنجینه ادبیات نمایشی تئاتر جهان هستند آثار متعددی هستند. این گزارش به بررسی این نمایشنامه ها می‌پردازد.

افسانه ببر/ داریو فو

داریو فو نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ایتالیا که در ایران او را با متون ماندگارش می شناسیم و نمایشنامه هایش بارها ترجمه و چاپ شده است. آثار مختلفی مثل «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، «همه دزدها که دزد نیستند»، «حساب پرداخت نمیشه» که در ایران بارها اجرا شده است. برنده جایزه نوبل ادبیات که حالا دیگر در میان ما نیست و سال گذشته تئاتر و زندگی را وداع گفت. داریو فو را می‌توان همانقدر که یک هنرمند دانست یک فعال اجتماعی نیز به حساب آورد. شاید بتوان او را آخرین فرد از نسلی دانست که هنرمندانش خود را تنها هنرمندی محدود در رشته تخصصی شان نمی داستند بلکه خود را انسانی با تمامی وجوه و تأثیر گذاری اش می دانستند. فو را می‌توان نماد یک تئاتری بارز دانست که همواره به افکار و جهان بینی اش در آثارش پایبند بود. چنانکه در ایتالیا بارها توسط فاشیست ها  تهدید به مرگ شد و در این میان زنش از آسیب های این دشمنی ها در امان نبود.

در این دوره جشنواره اثری از داریو فو با نام افسانه ببر در تالار سایه با بازی هدایت هاشمی و کارگردانی هادی عامل هاشمی به روی صحنه رفت. نمایشی که پیش از این در تماشاخانه باران و تالار انتظامی خانه هنرمندان  اجرا شده بود و مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت. افسانه ببر ترجمه ای از صدر الدین زاهد است که با بازی هدایت هاشمی‌توانست در این دوره جایزه بازیگری  مرد جشنواره تئاتر فجر را برای او به ارمغان بیاورد.

افسانه ببر نمایشی است درباره روابط انسان و طبیعت که در آن هر دو به همدیگر کمک خواهند کرد که به شرایط معمول بازگردند. هر دو این ها با ملاحظاتی به داد یکدیگر می‌رسند. سربازی در جنگی که با خائن‌های وطنی در چین داشته است، از دشمن تیر می‌خورد و زخمی می‌شود و در بارش باران و آمدن سیلاب گرفتار آب می‌شود. آب سرباز زخمی را به کناره‌های یک غار می‌برد. از آن سو نیز قهر طبیعت شامل ببر ماده‌ای شده که دو توله دارد و یکی از آن ها را آب با خود می‌برد و یحمتل می‌کشد و حالا مادر می‌ماند و یک بچه که آن هم از بس آب در دهان و معده‌اش فرو شده که دیگر رغبتی به خوردن شیر مادرش ندارد. این خود دلیلی است برای اینکه سینه ببر مادر پر از شیر بشود و باید که به شیوه‌ای تخلیه شود وگرنه مادر دچار درد بسیار خواهد شد. سرباز زخمی پناه گرفته در غار گرسنه است و به ناچار با دیدن سینه ورم کرده ببر مادر توجیه می‌شود که باید به دادش برسد بنابراین شیر ببر را می‌خورد که زنده بماند. ببر هم متوجه بوی گند زخم پر از چرک و خون کثیف پای سرباز می‌شود و می‌رود آنجا را می‌مکد و تف می‌کند و با کف دهان محل زخم را ضد عفونی می‌کند که بعدش نه پای سرباز به دلیل قانقاریا قطع شود و یا بدتر از آن به دلیل کزاز یا نفوذ عفونت در کل بدن بمیرد. هر دو همدیگر را نجات می‌دهند و اگر جنگ و سیل به آنان آسیب وارد کرده اما انسان و حیوان برخلاف تصور رایج که باید دور از هم باشند، به ناچار با هم آشتی و دوستی می‌کنند. 

ببر که می‌رود تکه پاره آهویی را به غار می‌آورد و با بچه‌اش می‌خورد؛ از باقیمانده آن سرباز گوشت پخته‌ای را در غار آماده می‌کند و می‌خورد و بعد بچه و ببر مادر هم از آن می‌خورند و دیگر برایشان عادی می‌شود که ببر به شکار برود و سرباز برایشان گوشت پخته آماده کند. اما شکم سیر کردن دو ببر شکمو برایش مقرون به صرفه نیست! سرباز بعد از بهبودی کامل پا به فرار می‌گذارد و به روستای خودش برمی‌گردد و روایت دوستی‌اش با ببر و نجاتش به دست او را می‌گوید و همه دستش می‌اندازند و باورش نمی‌کنند تا اینکه ببر می‌آید به سراغش و آن ها می‌بینند که هیچ خطری آن ها را به دلیل همین دوستی تهدید نمی‌کند. از سوی دیگر خائن‌های وطنی، روستاییان پیرامون را مورد هجمه و شبیخون قرار می‌دهند که سرباز به کمک دو ببر آموزش داده‌اش آن ها را از آنجا می‌رماند. حکومت شوراها در چین پیروز می‌شود و حالا دو ببر وسیله درآمد روستاییان شده که از سراسر جهان برای دیدن‌شان به محل زندگی سرباز می‌آیند و...

داریو فو بر اساس یک افسانه کهن که آن را در سفر به چین یافته است، نمایشنامه‌اش را نوشته است و البته در این افسانه بیشتر فلسفه دائوئیسم و رابطه انسان با طبیعت به‌عنوان راهی برای رستگاری مورد توجه قرار گرفته که داریو فو هم بیشتر همان وجه فلسفی را مد نظر قرار داده که البته چاشنی آن نیز کمدی است. اما هادی عامل در مقام کارگردان سعی کرده است که بیشتر به وجوه اجتماعی و بعد سیاسی نمایش توجه نشان دهد و آن وجه فلسفی را در زیر لایه‌ها پنهان کند. شاید هم بخشی از این عقب‌نشینی فلسفی به بازی هدایت هاشمی برگردد که بیشتر یک کمدی لطیف و مزه‌پران را می‌نماید تا اینکه بخواهد فقط روایت‌گر یک تک‌گویی نمایشی باشد. او به اقتضای نوع اجرا نمی‌خواهد به لبخند تماشاگران بسنده کند. البته او در اینجا به نمایش‌های آیینی و سنتی خودمان توجه نشان می‌دهد و در این مورد هم بر نقالی تاکید می‌کند و هم از شیوه بازی مبارک در سیاه‌بازی بهره‌وری اجرایی می‌کند. در اجرا نیز گروه کارگردانی بر آن است با حذف همه آنچه که باید در خدمت اجرا باشد، با خالی کردن صحنه فضایی را موجب می‌شوند که در آن بازیگر است که باید به تنهایی جولان دهد و در اینجاست که مدار کمیکی تعبیه خواهد شد که در واقع تداعی‌گر نوعی استند آپ کمدی است که در آن بازیگر مرکز ثقل روایت است و برای اینکه روایت مورد توجه واقع شود و تمرکز لازم و جاذبه اجرایی برای مخاطبان ایجاد شود به ناچار در آن کمدی حاکم خواهد شد. ما باید بخندیم و به ناچار هم می‌خندیم و در جاهایی نیز این خنده دیگر بیش از آن چهارچوبی است که می‌شود در آن کمدی چاره اندیش و تدبیرگر را به چالش مخاطبان درآورد. برای مثال شوخی با برخی از سیاسیون ایرانی چنین لحظاتی را ممکن می‌سازد. البته شاید تقصیر گروه هم نباشد چون برخی بی‌گدار با دیدن این مثال‌های مطرح به شکل افسارگسیخته‌ای خنده‌یشان بلند می‌شود و دیگر قابل کنترل هم نیست.

در اعماق/ ماکسیم گورکی

ماکسیم گورکی نمایشنامه نویس شهیر روسی که از جمله نویسندگانی است که علاوه بر توانایی های چهره سیاسی هم محسوب می‌شود او از جمله نظریه پردازان و طرفداران  نظام کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی بود و با وجود آوردن نظامی فکری در آثاری که در جهت تبلیغ ارزش های نظام سوسیالیستی همسو باشد موافق بود. گورکی و او را می‌توان از طرفداران و ایدئولوگ های نظام سوسیالستی دانست که معتقد به وجود درون مایه هایی بر اساس ارزش های این تفکر در آثار هنری بود. او را از بنیان گذاران سبک رئالیسم سوسیالیستی در ادبیات می دانند. هر چند این عنوان چندان سر و شکل جدی و جریان ساز نداشت به نظر بیشتر عنوانی سفارشی برای جریانی موقت در نظام شوروی کمونیستی بود. نمایشنامه مادر معروف ترین اثر گورکی است که به زبان های مختلف ترجمه شده است. علاوه بر آن نمایشنامه در اعماق دیگر اثر اوست که در ایران نیز چندین بار اجرا شده است. بهترین اجرای آن را متعلق به مهین اسکویی می دانند که بازیگرانی همچون مهدی فتحی در آن بازی می‌کردند.

در این دوره جشنواره فجر گروهی از گرجستان این اثر را در تالار وحدت به اجرا بردند که می‌توان آن را اجرایی نو از این نمایشنامه با تفاوت تعبیر در موقعیت دانست؛ در یک روز فوق‌العاده شما خود را در قصری پر زرق‌و‌برق خواهید یافت که در میان انبوهی از زباله‌ها قرار دارد و شما در میان زباله‌ها در جستجوی صلح هستید. هر چند این اثر را می‌توان آسیب خورده از ناحیه زیر نویس دانست که باعث شد اجرای گروه گرجستانی در تالار وحدت و برای مخاطبان فارسی چندان دل نشین ندانست. دیالوگ محور بودن نمایش گورکی و از سوی دیگر در بالا قرار گرفتن زیر نویس باعث شد تا مخاطبان چندان با این نمایش طولانی ارتباط برقرار نکنند اما کیفیت و رویکرد اجرا در این نمایش قابل توجه بود.

این نمایش روایتگر زندگی انسان‌های بی‌خانمان و انسان‌هایی که تحت شرایط ناهنجار عدالت اجتماعی، در انتهای جهان قرار گرفته‌اند و امیدی به آینده ندارند را روایت می‌کند. به هر روی امروزه روز مردم تشنه عدالت و احترام هستند و به شدت خواهان این هستند که شأن انسانی‌شان محترم شمرده شود و در جایگاه واقعی خود قرار بگیرند اما شرایط بد زندگی، شرافت و کرامت انسانی را از بین می‌برد، بنابراین در این شرایط عدالت، انسانیت و عشق پایمال می‌شود.

این نمایش داستان مشخصی ندارد بلکه در واقع بیانگر چالشی است که انسان‌های رانده شده به اعماق اجتماع به نوعی درگیر آن هستند. داستان نمایش سراسر چالشی را به نمایش می‌گذارد که انسان با خود و جامعه خود دارد و در این جامعه به نحوی تحت ستم واقع شده است. می‌توان گفت؛ این انسان‌ها در همه جوامع وجود دارند و در اعماق جامعه خود حتی راهی را سراغ ندارند که از این شرایط خلاصی پیدا کنند و شاید نیاز است کسانی پیدا شوند و راه را به آن‌ها نشان دهند و با آن‌ها همراهی و همفکری کنند.

یرما / لورکا

نمایشنامه‌ای در سه پرده اثر فدریکو گارسیا لورکا شاعر و نمایشنامه‌نویس اسپانیایی‌ست که در سال ۱۹۳۴ نوشته شده و برای نخستین بار در همان سال اجرا شد. لورکا یرما را در قالب یک شعر تراژیک بیان می‌کند. یرما داستان زنی بی‌فرزند است که در حاشیه یکی از شهرهای اسپانیا زندگی می‌کند. انگیزه و آرزوی مادر شدن تمام ذهنش را گرفته و در نهایت دست به کاری فاجعه آمیز می‌زند. در آن جامعه انتظار داشتن فرزند باعث می‌شود که یرما با این مسئله کنار نیاید. گرچه منتقدان گفتند یرما در پایان شوهرش را به خاطر مقتصد بودن و اینکه علاقه‌ای به داشتن فرزند نداشت می‌کشد، در طول نمایشنامه علت کار به صراحت بیان نمی‌شود. به هر حال در طول نمایشنامه نشانی از تمایل شوهر به تغییر موضعش از داشتن فرزند دیده نمی‌شود.

اشکان صادقی و الهام شکیب دو کارگردان جوان این نمایش بودند که نام اثر خود را «آنسامبل اسپانیش یرما» گذاشتند و اثرشان همانطور که از نامش بر می آید یک اجرای موزیکال است. این نمایش پیش از این در عمارت مسعودیه اجرایی نافرجام داشت و با تعطیلی این تماشاخانه روبرو شد و بعد بعد به تالار حافظ آمد. نگار عابدی بازیگر نقش یرما به خاطر ایفای این نقش از سوی هیئت داوران این دوره جشنواره تقدیر شد و نشان داد این نقش هنوز هم می‌تواند برای بازیگرانش خوش یمن باشد.

روان پریشی/ سارا کین

سارا کین را باید جزو نویسندگان آنارشیست تئاتر دانست که معمولا موضوع و درون مایه آثارش به مباحثی می‌پردازد که معمولا در عرف اجتماعی خیلی معمول نیست که به آن ها پرداخته شود اما کین این موضوعات را در آثار خود مطرح می‌کند. مضمامینی همچون عقده های جنسی، خشونت، درد و... از جمله موضوعات مطرح شده در آثار کین است که بی پرده و با عصبیت در آثارش مطرح می‌شود. جنس آنارشی گری در آثار سارا کین را در کنار کارهای هاینر مولر می گذارند.

«روان پریشی» متنی است مثله شده و در خودمنفجر و فروپاشیده. متنی تشکیل‌شده از مونولوگ، دیالوگ، اعداد، شعر، ارجاعات کتاب مقدسی، خطابه و غیره. قطعاتی که هیچ‌گونه شخصیت یا توضیح صحنه صریحی ندارند و در کنار یکدیگر چیده شده‌اند. این قطعه‌وارگی و گسیختگی معنایی حتی در ظاهر بصری متن نیز وجود دارد. تکه‌های جابجا شده و وجود فضای خالی و حتی صفحه سفید بین دو قسمت تمهید نویسنده است در مشدد کردن این گسیختگی. متن در کلیت خویش تصویرگر حضور یک بیمار سایکو است در آسایشگاه روانی و تقابلش با نظام اعظم روانشناسی از یک‌سو و با خود و درونیات خویشتنش از سوی دیگر. همین رویکرد اثر را تا نوعی از پدیدارشناسی سوژه‌ی روبه‌زوال برمی‌کشد. هرچند هیچ توضیحی مبنی بر اینکه گوینده دیالوگ‌ها چه کسانی هستند و یا مونولوگ‌ها خطاب به چه کسی گفته می‌شود یا اینکه چگونه باید اجرا شوند وجود ندارد اما با مطالعه متن می‌توان سیری کلی از این رویارویی‌ها و نتیجه محتوم آن به‌وضوح دریافت کرد. روندی که نویسنده هیچ تأکید پیرنگ‌واره‌ای برای آن به معنای ساختار قوام‌بخش اثر در نظر نگرفته است. همه‌ی این توضیحات اندک ما را مطمئن می‌سازد که با یکی از غریب‌ترین و سخت‌ترین متون نمایشی برای اجرا مواجه‌ایم.

اجرایی که ماکاناتسولشویلی به‌عنوان کارگردان از کشور گرجستان بر صحنه آورده اما ظرفیت‌های و غرابت‌های این متن را به‌شدت فروکاهیده است. صحنه با دو فیگور انسانی – که در ابتدا به شدت یادآور فیگورهای بکتی هستند اما در ادامه و خیلی سریع از این وضعیت خارج می‌شوند- نشسته بر لبه‌ی وان حمام در صحنه‌ای مملو از بالش‌های سفیدرنگ آغاز می‌شود. بالش‌هایی که استعاره‌ای از ذهن تخدیر شده و لَختِ شخصیت سایکوی تحت درمان هستند. برخلاف پیشنهاد‌های ضمنی‌ای که متن ارائه می‌دهد از حضور روان‌شناس در اجرا خبری نیست و تمامی قطعات را همین دو شخصیت به‌عنوان نمودی از سوژه شقه شده و در برابر خودقرارگرفته اجرا می‌کنند. ترتیب و ترکیب قطعات مطابق متن پیش نمی‌رود که این با لذات محل اشکال نیست. ایراد از جایی شروع می‌شود که اجرا هیچ سامان دیگری اما پیشنهاد نمی‌دهد. تقابل موجود بین روان‌شناس واساسا نظام نمادین روانشناسی و فرد بیمار به تقابل درونی ذهنی صرف تقلیل می‌باید و سویه‌های رادیکال متن را از کار می‌اندازد. تصاویر گاه بیش‌ازحد رمانتیک و حتی سانتی مانتال جلوه می‌کنند. اساساً کارگردان رویکردی مِتُدیک به اجرای چنین متنی نداشته و همین فقدان نظریه و روشِ ویژه به متن، اجرا را به معمولی‌ترین وجه خود تقلیل می‌دهد.

تغییر سالن از بلک باکس به قاب صحنه‌ای هم این وضعیت را تشدید می‌کند. اجرای این اثر در سالن بلک باکس می‌توانست حس حضور در یک اتاق تشریح و با نگاه‌های خیره به روان رنجور یک انسان را تداعی کند که انتخاب این سالن چنین کارکردی را از تماشاگر ستانده است. اجرا درنهایت توان بر صحنه کشاندن بالقوگی‌های موجود در متن برای تصویر کشیدن شقاوتی واقعی بر صحنه را ندارد.

اما مهم‌ترین ایراد این اجرا شاید نه به خود اجرا که به نحوه ترجمه بالانویس‌های فارسی آن برمی‌گردد. متن سارا کین پر از تناقضات است در بافت زبانی. از دیالوگ‌ها محاوره‌ای تا حدیث نفس‌های هذیان وار، از گزارش‌های کلینیکی تا زبان شاعرانه و قطعات برگرفته از کتاب مقدس. حفظ این تشتت زبانی مهم‌ترین عامل درک همان گسیختگی معنایی‌ای است که در بالا ذکر آن رفت. در ترجمه فارسی انجام گرفته نه‌تنها این مورد رعایت نشده بود بلکه حتی اشکالات گاه مضحکِ ترجمه‌ای به‌طور مداوم ارتباط مخاطب با اثر را قطع می‌کرد و چنین امری بیش از آنکه بتوانید تصور کنید آزاردهنده است.

خاطرات هنرپیشه نقش دوم/ بهرام بیضایی

شاید خود ما خیلی به آنچه داریم توجه نداشته باشیم و به قول معروف مرغ همسایه غاز باشد اما شاید زمان آن باشد که بیشتر به داشته هایمان توجه کنیم. بهرام بیضایی یکی از نویسندگان و هنرمندانی است که به اندازه کافی قدرش را ندانسته ایم و به اهمیت و کیفیت آثارش به اندازه کافی توجه نشده است. به همین دلیل او و نمایشنامه اش در این مرقومه جای می گیرد. «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» داستان دو مرد روستایی -موهبت و ذوالفقار- در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی است که به امید یافتن کار به شهر می‌روند.کاری که این دو سرانجام پیدا می‌کنند بدل‌پوشی برای شرکت در تظاهرات در طرفداری از رژیم شاه است.

متن این نمایش به لحاظ پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی و برخورداری از یک ساختار دراماتیک که الگوهای شاخص و تعریف شده‌ای هم در ادبیات نمایشی جهان دارد، حساب شده و هنرمندانه نوشته شده است. بیضایی در این نمایشنامه از نظر طراحی و شیوه پردازش موضوع با بهره گیری از الگوهای ساختاری آثار آموزشی، سیاسی و اجتماعی برتولت برشت و تأکید بر روش فاصله‌گذاری و استفاده نسبی از راوی که خودش یکی از پرسوناژهای نمایش است و نیز شکل‌دهی دیالوگ‌گویی گروهی همسرایان سعی کرده همه زمینه‌های لازم را برای شکل‌گیری یک اجرای سیاسی، اجتماعی و انتقادی که هم‌زمان آسیب‌شناسانه هم از کار درآمده، فراهم نماید.

نمایش «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» با طراحی و کارگردانی افشین زمانی، از نظر اجرا نشانگر ویژگی‌های دراماتیکی بالا و درخوری است: همه صحنه‌های جمعی و انفرادی دارای طراحی‌های خاصی هستند که مضمون و محتوا را با ایجاز و در قالب شکل‌دهی‌ها و میزانسن‌دهی‌های هوشمندانه و هنرمندانه به گونه‌ای دراماتیک به نمایش می‌گذارند که درکل مبتنی بر شیوه فاصله‌گذارانه است؛ حتی صحنه‌های گروهی هم رو به تماشاگران و با حالت خطابی  میزانسن‌دهی و دیالوگ‌گویی شده‌اند. نمایش به تناسب محتوا و شیوه اجرا متکی به دکور نیست. از نور موضعی و رها خیلی به جا استفاده شده و هر سه مقوله تأکید، تنها بودن و جایگاه‌دهی فاصله‌گذارانه در آن‌ها رعایت شده است. موسیقی خیلی کم و فقط به شکلی ابتکاری در جاهایی با نمایش همراه شده و همین بهره‌گیری اقتضایی و مصداقی مناسب عملاً به برون‌نمایی و جلوه‌گری محتوای عینی و بصری نمایش کمک زیادی کرده است. بازیگران همگی - چه به شکل گروهی و چه به صورت انفرادی - بازی‌های مناسبی که در خور محتوا و ژانر نمایش است، ارائه می‌دهند.

 صحنه‌هایی که در آن اعضای خانواده یکی از پرسوناژهای روستایی روی چرخ باربری حرکت داده می‌شوند به غایت دراماتیک‌اند و تماشاگر را یاد اجراهای خود بهرام بیضایی که در آن‌ها از سازه‌های نمایشی استفاده می‌کرد، می‌اندازند. ترکیب متناقض رنگ‌ها برای ایجاد کنتراست در مضمون و داده‌های صحنه، نیز جزو ابتکارات و خلاقیت‌های افشین زمانی است. ابتکار خلاقانه مربوط به چهره‌پردازی ماسک برخی از پرسوناژها که با گریم و رنگ‌آمیزی صورت انجام شده، آدم‌ها را با چند چهرگی نمایشی خاصی می‌نمایاند که سبب تأویل‌زایی اجرا شده است.

افشین زمانی برای این نمایش برگزیده بخش کارگردانی مسابقه تئاتر جوان شد.

حادثه درویشی/ آرتور میلر

نام آرتور میلر برای تئاتری ها ایران به اندازه کافی شناخته شده است و سال هاست که آثار او در بین تئاتری ها خوانده می‌شود و ترجمه های مختلفی از آثارش چاپ شده است. اما از سوی دیگر سنگین بودن آثار میلر از حیث اجرایی باعث شده نمایشنامه های او کمتر فرصت اجرا پیدا کنند.

«حادثه در ویشی» یکی از آثار مهم آرتور میلر است. میلر در فضایی اکسپرسیونیستی دهشت و هراس و خطر نازی‌های فاشیست را به صحنه می‌کشد. او از هر قشر نماینده‌ای را در ماجرایش وارد می‌کند. بنا به اعتقاد راسخی که نازیسم‌ها به پیروی از رایش سوم مبنی بر نژاد برتر داشتند شروع به شناسایی و دستگیری یهودیان کردند. آن‌ها معیارهایی به‌اصطلاح علمی و پزشکی را در شناسایی یهودیان وضع کرده بودند. پزشکان بسیاری تحت لوای آزمایش‌های ژنتیکی و نژادی این نشانه‌ها را در افرادی که دستگیر می‌شدند جستجو کرده و بکار می‌بستند و برحسب معیارهایی که داشتند و جواب‌هایی که از آزمایش‌هایشان بر روی آدم‌ها انجام می‌دادند نژاد آنان را به خیال خود مشخص می‌کردند. چنانچه فرد بر اساس همان معیارها یهودی تشخیص داده می‌شد به اردوگاه‌های کار و کوره‌های آدم سوزی فرستاده می‌شد.

در نمایش حادثه در ویشی نیز تعدادی زن و مرد برای تشخیص هویت و نژاد اصلی به‌صورت رندم از بین مردم دستگیرشده و به زندان آورده می‌شوند. چنانچه با تائید پرفسوری که آنجاست هویت و نژادشان یهودی تشخیص داده شد توسط قطار به اردوگاه‌ها فرستاده می‌شوند. هرکدام از این آدم‌ها که برحسب اتفاق در یکجا یعنی زندان گرد هم آمده‌اند دارای افکار و خصوصیات و دیدگاه‌های مختلف نگاه متعارض با یکدگر هستند. در لایه زیرین متن هراس و دهشت هولناکی وجود دارد که تک‌تک این آدم‌ها نیز درگیر آن هستند چراکه مرگ را زیر گوششان احساس می‌کنند. اما خوش‌باوران هرکدام فکر می‌کنند که مرگ آن دیگری را خواهد ربود و دست فاشیست گلوی آن دیگری را خواهد فشرد اما نوبت خودشان هم به‌زودی فرامی‌رسد.

منیژه محامدی این اثر را امسال و قبل از جشنواره فجر در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه برد که با استقبال خوب تماشاگران روبرو بود. محامدی در روزگاری که کمتر اجراهایی با آن اهمیت معمول متن یافت می شوند نمایشی را به صحنه برده که خیلی ساده و با اصالت همان تصویری از تئاتر را به ما نشان می دهد که از تئاتر انتظار می رود؛ اجرای یک نمایشنامه نوشته شده با کارگردانی بر اساس اصول ثبت شده و آکادمیک. اما از سوی دیگر به نظر می رسد توانایی بازیگران در این اجرا یا به درستی جهت دهی نشده است و یا این توانایی در حد نهاییش هم به اندازه کافی نبوده است.

دکتر استوکمان/ هنریک ایبسن

دشمن مردم یکی از شاهکارهای هنریک ایبسن، نویسنده نروژی، است که بیش از دیگر آثار او مورد توجه و بحث و گفتگو قرار گرفته‌است. قهرمان این نمایشنامه دکتر توماس استوکمان است که خصیصه‌های اخلاقی و عقاید او درباره مسائل اجتماعی، اخلاق و افکار خود نویسنده را به یاد می‌آورد. وی مامور کنترل بهداشت حمام های عمومی است که برادرش پتر استوکمان، شهردار محل، در حال بر پا کردن آنهاست و از این جهت زندگی آسوده‌ای دارد. اما ناگهان پی می‌برد که آب حمام و شهر آلوده‌است و سلامت مردم شهر و مسافران آن را تهدید می‌کند. می‌خواهد مردم را به وسیله روزنامه از این حقیقت آگاه سازد، ولی گردانندگان امور شهر او را با نیرنگ از این کار باز می‌دارند. دکتر استوکمان می‌کوشد در انجمنی که از مردم شهر فراهم کرده است، آن‌ها را از خطر آب‌های آلوده شهر بر حذر دارد ولی از آن جا نیز محکوم و شکست خورده بیرون می‌آید و مردم به اتفاق آراء به او نام «دشمن مردم» می‌دهند و چنان عرصه را بر او تنگ می‌کنند که راهی جز جلای وطن ندارد. «دشمن مردم» تصمیم می‌گیرد مردم را با بدبختی هایشان رها کند و از شهر و دیار خویش برود. اما پس از واقعه‌ای بر آن می‌شود که در زادگاه خود بماند و به تنهایی پیکار کند، زیرا به عقیده او «قوی‌ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد».

در دشمن مردم دو برادر مقابل یکدیگر می‌ایستند. دکتر استوکمان که از حقیقت دفاع می‌کند و شهردار شهر برادرش که تکیه بر واقعیت دارد. اختلاف نظر آنها درباره حمام های عمومی شهر است. حمامی که شهر کوچک آن ها را در قیاس با شهرهای اطراف منطقه در موقعیت ویژه‌ای قرار داده‌است که همین موضوع نوید درآمدزایی قابل‌توجهی را برای شهر و ساکنانش می‌دهد. این تضاد حاصل ساختار جدید اقتصادی عصر جدید است. ساختاری که سبب توسعه‌است، ولی هم‌زمان چیزهای ارزشمندی را نیز نابود می‌سازد. نقد لیبرالیسم یکی از مضامین دیگر این نمایشنامه است.

علی پویان با اجرای نمایشی با نام «دکتر استوکمان» اقتباسی از «دشمن مردم» هنریک ایبسن انجام داده است که می‌توان آن را تنها از حیث فضا و بازنویسی دیالوگ ها متفاوت دانست زیرا دکتر استوکمان پویان تفاوت چندانی در داستان یا شخصیت پردازی با اثر ایبسن ندارد.

ماتریوشکا/ داستان هایی نمایشی شده از چخوف

ماتریوشکا آنچنان که می دانید نام یک نوع عروسک است. عروسک هایی روسی که در دنیا به‌عنوان سوغات و نماد این کشور به حساب می آیند. ماتریوشکا یا ماتروشکا از جنس چوب و تودرتو ساخته می شوند چنان که می‌توان هر یک را در دل دیگری جای داد تا همه آن ها در یکی جمع شوند. این ساختار تودرتو عروسک ماتریوشکا در اثر با ارتباط شخصیت های داستان های اجرا شده در نمایش ترجمان پیدا می‌کند؛ شخصیت اصلی یک داستان در داستان دیگر شخصیتی فرعی است و برعکس. علاوه بر آن داستان هایی که در این نمایش روایت می شوند همه آثاری از آنتوان چخوف نویسنده شهیر روسی است که در ایران نیز محبوب و شناخته شده است. چخوفی که نمایشنامه هایش آیات همیشگی دنیای تئاتر هستند و حالا بیش از یک قرن است که در سراسر دنیا اجرا می شوند و داستان هایش ترجمه و خوانده می شوند. آثاری که هویت و فضای روسی را به خوبی در ذهن مخاطبانش خلق می‌کند و اگر با آن ها همنشین شده باشید به خوبی با نشانه های این داستان ها آشنا هستید و می دانید از چه حرف می زنم. همه این ویژگی ها در اثر و نام با هم طلاقی درست پیدا می کنند تا نام به ظاهر عجیب این نمایش هویتی درست یابد و بعد از دیدن اثر از درک آن خشنود شوید که "چرا ماتریوشکا!"

پارسا پیروزفر در نمایش حاضر با پایبندی به قصه گویی و نمایشی کردن این قصه ها وجهی دراماتیک به آن ها بدهد اما این دراماتیک بودن تنها تا قصه گو بودن پیش می رود. اگر چه سعی شده است در ارتباط شخصیت های 8 داستان این مونولوگ ارتباط هایی به وجود بیاید اما این ربط چندان هوشمندانه نیست که منجر به کشف یا کارکردی دراماتیک شود، مثل اشتراکاتی که ممکن است در طول روز به وجود به آن پی ببرید و به طور مثال بفهمید فامیل دوستتان قبلا در جایی دیگر از همکار، همکلاس یا حتی دوستتان بوده است اما نهایتا این آگاهی تنها برای چند لحظه در حد یک نکته جالب باقی خواهد ماند. اما آنچه ماترویوشکا را متمایز می‌کند بازیگری است. پیروزفر با بازی بیش 30 کارکتر مختلف نشان می دهد که در کار تخصصی خود یعنی بازیگری توانایی های قابل‌توجهی دارد چنانکه هم بدن و هم بیان او در طول 100 دقیقه اجرا بسیار متمرکز عمل می‌کند. شیوه بازی در بازی که معمولا در مونولوگ ها استفاده می‌شود و بازیگر در نقش های متفاوت ظاهر می‌شود تا بتواند داستانش را روایت کند. در چنین شرایطی آنچه بیش از پیش مهم می‌شود توانایی های فنی و تمرکز بازیگر است تا بتواند با کنتراست های مختلف تیپ های متفاوت را بازی کند و به نظر پیروزفر این کار را به خوبی انجام می دهد و در طول زمان طولانی مونولوگ توانمندی خود را نشان می دهد. استفاده از تکنیک های مایم برای القاء فضا و همینطور به کارگیری لحن ها و تیپ ها و ژست ها از جمله تکنیک هایی است که پیروزفر را در این راه کمک می‌کند.

آنچه که می‌تواند در این میان چشم اسفندیار ماتریوشکا باشد شاید نوع کارگردانی آن باشد. داستان ها همه جذاب هستند اما در چند داستان آخر شاید این جذابیت دیگر رنگ باخته به حساب بیاید دلیل آن می‌تواند طولانی شدن نمایش دانست. اما چرا نمایش طولانی به نظر می رسد؟ معمولا زمانی که به ما خوش می گذرد گذر زمان را حس نمی کنیم اما وقتی حوصله مان از چیزی سر برود اوضاع فرق می‌کند. این طولانی شدن می‌تواند به دلیل  بی اثر شدن میزان سن ها و تکراری شدن قراردادها به وجود بیاید. پیروزفر در داستان ابتدایی تقریبا تمام میزان سن های خلاقه خود را برای روایت داستانش خرج می‌کند که البته این امر نمی‌تواند نکته منفی باشد اما آنجا که او دیگر دست به خلق قرار داد و میزان سن تازه ای نمی زند در ریتم نمایشش خلل ایجاد می‌شود.

همچنین استفاده از ویژگی های تئاتریکال در این اثر می‌توانست جذابیت های بصری دیگری به آن بدهد که نمایش او را دیدنی تر کند؛ استفاده از نور پردازی برای به وجود آوردن فضاهای مختلف و همچنین طراحی صدای دقیق و هوشمندانه-و تنها در حد نیاز حداقلی- می‌توانست ابعاد نمایشی ماتریوشکا را تقویت کند.

در پایان باید گفت که ماتریوشکا اثری که قطعا ارزش دیدن را دارد و وفاداری اش به تئاتر و قصه گویی از آن نمایشی می سازد که تنها به نام بازیگر آن برای نشاندن مخاطبش وابسته نیست. این نمایش در تاریک ترین نقاطش رو به مخاطب حرف هایی تلخ می زند و از او می خواهد تا نگذارد که حقش را بخورند یا در کمیک ترین لحظات داستانی عامیانه را از زنی مرده می گوید که همه مردان شهر او را می ستاییدند اما در نهایت همه حرف ها و قصه هایش را با صمیمیت می گوید؛ با زبان تئاتر!

دوازده / رجینالد رز؛ نسخه ای تئاتری ماقبل نسخه سینمایی

رجینالد رز فیلمنامه‌نویس و نویسنده داستان‌های تلویزیونی آمریکایی بود که بیش از هر چیز به خاطر فعالیت‌هایش در سال‌های اولیه متولد شدن درام تلویزیونی، مشهور است. مشهورترین اثر او، داستان تلویزیونی «دوازده مرد خشمگین» است که بعد از به نمایش در آمدن در قالب یک فیلم تلویزیونی، در سال ۱۹۵۷ توسط خود رز به صورت یک فیلمنامه نوشته و مبدل یه یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما به نام ۱۲ مرد خشمگین شد؛ که توسط سیدنی لومت کارگردانی شد. در آن فیلم ستارگانی از جمله هنری فوندا، لی جی. کاب، جک واردن، جان فیدلر و ای. جی. مارشال ایفای نقش کردند. توضیح این فیلم از این لحاظ مهم است که آثار اجرا شده از این نمایش چندان فراتر از این فیلم نرفته‌اند و شاهکار رز و کارگردانی لومت کماکان نسخه برتر این اثر به حساب می آید. در دوسال گذشته دو نسخه از این نمایش به صحنه آمده است که جواد خورشا توانسته اثری قابل قبول را ارائه دهد اما کماکان لذت دیدن این متن به‌عنوان تئاتر را نتوانسته است برجسته کند.

دیابولیک:رومئو و ژولیت

رومئو و ژولیت تراژدی نوشته‌شده توسط ویلیام شکسپیر در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ پایان کارشان می‌شود. این نمایشنامه یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر در زمان حیاتش می‌باشد و در کنار هملت یکی از نمایشنامه‌هایی است که بر روی پرده رفته است. امروزه از شخصیت‌های اصلی داستان به‌عنوان عاشقان آرمانی یاد می‌شود.

رومئو و ژولیت کششی به داستان‌های عاشقانه دوران باستان دارد. درون‌مایه اثر براساس داستانی ایتالیایی است، که به صورت شعر با نام تاریخ باستانی رومئو و ژولیت توسط ارتور برووک در سال ۱۵۶۲، و به صورت نثر در سال ۱۵۹۱ توسط ویلیام پینتر نوشته شدند. شکسپیر از هرد و اثر استفاده کرد، ولی برای گسترش داستان، شخصیت‌های مکمل داستان به‌خصوص مرکوتیو و پاریس را دچار تغییراتی نمود. این نظر وجود دارد که نمایشنامه بین سال‌های ۱۵۹۱ تا ۱۵۹۵ نوشته شده، و برای نخستین‌بار در قطع ربع کاغذ در سال ۱۵۹۷ به چاپ رسید. این نسخه کیفیت پایینی داشت و نسخه‌های بعدی اصلاح‌شده و با اصل اثر شکسپیر مطابق گشتند.

استفاده شکسپیر از ترکیب دراماتیک، به‌خصوص اثرات تعویض بین کمدی و تراژدی و گسترش کشمکش‌ها، گسترش کاراکترهای فرعی، و استفاده از درون‌مایه‌های فرعی و زیبا نمودن آن، به‌عنوان نشانه‌های اولیه توانایی‌های او مورد توجه است. نمایشنامه شکل‌های شاعرانه مختلفی به کاراکترهای مختلف می‌بخشد و گاهی اوقات شکل کاراکترها نیز تغییر می‌کند. برای مثال رومئو، در غزل در طول نمایشنامه ماهرتر می‌گردد.

اثر چرمشیر با کارگردانی پسیانی اما بیشتر تأثیر گرفته از فیلمی محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی باز لورمان است . این فیلم بر اساس نمایشنامه رومئو و ژولیت نوشته ویلیام شکسپیر ساخته شده است. پسیانی در این اثر با آشنا زدایی از این داستان کلاسیک رومئویی عصبی را نشان می دهد که هیچ نشانه ای از آن شخصیت عاشق پیشه شکسپیر را ندارد، به بیان دیگر شاید این رومئو نسخه امروزی جامعه ماست.

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش بازگشت به خانه
نقد نمایش بازگشت به خانه به کارگردانی: رامین معصومیان وفرید قادر پناه
» در عین پیچیدگی باید بتوانیم ساده بگوئیم
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91935

ایران تئاتر_سید علی تدین صدوقی : هارولد پینتر به نویسنده کمدی‌ تهدید معروف است. نویسنده‌ای مدرن که از زندگی روزمره معمولی مناسبات پیچیده و علت و معلول وقایع و شکل‌گیری شخصیت‌های انسانی و نوع روابط آدم‌ها را بیرون می‌کشد.

هارولد پینتر به نویسنده کمدی‌ تهدید معروف است. نویسنده‌ای مدرن که از زندگی روزمره معمولی مناسبات پیچیده و علت و معلول وقایع و شکل‌گیری شخصیت‌های انسانی و نوع روابط آدم‌ها را بیرون می‌کشد. او علاوه ابسوردیسم خاص خود رگه‌هایی از سورئال، اکسپرسیون، رئالیست جادویی و حتی گروتسک را نیز به همراه دارد که تمامی این‌ها را در مضامین رئالیستیک با یکدیگر تلفیق می‌کند. و همین امر است که سکوت‌ها و مکث‌های نمایشنامه‌هایش را می‌سازد و در ست به دلیل همین سکوت و مکث دراماتیک است که کار برروی نمایش‌های او سخت می‌نماید. شاید بتوان گفت به‌نوعی سهل و ممتنع است سهل از این بابت که روابط بین آدم‌ها را در قالب زندگی معمولی و روزمره و داستان‌ها و اتفاق‌های ساده زندگی مطرح می‌کند و ممتنع از این بایت که آن‌ها را می‌شکافد و پیچیدگی روابط انسانی را از منظر روانشناختی و فلسفی و اعتقادی و شناخت‌شناسی به نظاره می‌نشیند. به‌گونه‌ای که نقاب از چهره شخصیت‌ها و روند معمولی و روزمره گی زندگی اشان فرومی‌افکند و همین‌جاست که گروتسک اتفاق می‌افتد. انسان‌ها نه‌تنها خویش را بلکه اشتباهات و تجربه‌های شکست‌خورده دیگران را نیز تکرار می‌کنند. وآیا این به نوعی خود کمدی وتراژدی نیست ؟  وآیا این تراژدی به تهدید نمی گراید ؟. همه این تهدیدها بر اساس روابط آدم‌هاست که شکل می‌گیرد. درواقع او در هر سکوت و مکث سکونی را ایجاد می‌کند که منجر به یک تجاوز می‌شود واین سکون و تجاوز در رویدادها و اتفاقات است که شکل می‌گیرد و ادامه می‌یابد تا به سکوت و مکث و سکون نهایی برسد.

بازگشت به خانه ، روابط بین افراد یک خانواده را پیش روی ما می‌گشاید. روابطی که ما با ورود یکی از اعضای خانواده به‌اتفاق همسرش پس از شش سال به کشف آن می‌نشینیم؛ و همین کشف از سوی مخاطب است که کارهای پینتر را متفاوت کرده است. توگویی ما نیز باشخصیت‌ها وارد موقعیت ابسورد می‌شویم و گوش جان به داستان گویی پینتر می‌سپاریم.

اما پینتر برای این که آنچه را می‌گوید ملموس باشد و برای مخاطبان قابل‌فهم و درک ، نمایشش را در بستری رئالیستی بازمی‌گوید. هرچند که فضاهای ابسورد واکسپرسیون و... بر آن حاکم است. این‌گونه مخاطبان ارتباط پویا ، مستمرو قابل درکی را با نمایش برقرار می‌کنند. چه به لحاظ شخصیت‌پردازی، چه نوع بیان و رفتار و تحول در بازی‌ها و حس و کنش و واکنش و... این‌ها همه موجب پرداخت‌های موضعی و موضوعی و لحظه‌ای می‌گردند که البته در کارهای پینترمستترند. به ویژه تحولات لحظه ای .

حال چنانچه بخواهیم شیوه اجرایی را بر پایه اکسپرسیونیست و یا تئاتر شقاوت و وحشت بنا نهیم؛ و سکوت و مکث‌های پینتر را در قالب همان سکوت و مکث مصطلح اجرا کنیم، حاصل کار عدم ارتباط پویای مخاطب با نمایش می‌شود.

شاید بتوان گفت که نمایش بازگشت به خانه دچار همین مشکل شده است. این که نمایش در ایجاد رابطه و فهم آنچه که می‌خواهد  به مخاطب  بگوید الکن مانده است. حال دیگر از مفاهیم زیر متن می‌گذریم. درواقع یک گسست وعدم انسجام اجرایی و دراماتیک که می‌توان به‌عنوان توالی دراماتیک از آن نام برد در نمایش اتفاق افتاده است. این خود موجب گسست مخاطب از پیگیری روند نمایش می‌شود. از سویی ریتم نمایش کند است. و هارمونی دراماتیک در آن به‌هم‌ریخته است. منظور از هارمونی دراماتیک تمامی عناصر و وجوهی است که به لحاظ  دراماتورژی بر یک نمایش حاکم است. یعنی ریتم ، حس و حال ، تحول دربازی‌ها، بده بسان‌ها، میزان ، حرکات، رفتار، کنش‌ها و... کاراکتر شخصیت‌ها. چون می‌دانیم که کاراکتر باشخصیت یکی نیست این هردو جزئی از یکدیگرند و مکمل هم. درواقع درهم‌تنیده شده‌اند هر شخصیتی کاراکتر خاص خود را دارد؛ که باید کشف و پرداخت گردد. واین علاوه بر هدایت کارگردان به خود بازیگر نیز برمی‌گردد. با این‌گونه اجرا به عمق شخصیت‌ها وکاراکتر و روابطشان پی نخواهیم برد . همه‌چیز در سطح می‌ماند و درنهایت اسیر شیوه اجرایی می‌شود.

حتی همان کمدی تهدید و تراژدی‌ای که در عمق وقایع و شخصیت‌ها و ماجرا نهفته است و ایضاً گروتسک و اکسپرسیونیستی که در متن موجود است. همه و همه به‌نوعی کشف نشده تحت تأثیر شیوه اجرایی از دست می‌رود. به طبع آن درک اثر و آنچه که پینتر از روابط انسانی ، پیچیدگی‌ها و تاثیرآن می‌خواهد بگوید بر جای می‌ماند. روابطی که موجب رویدادها و وقایع وفجایع اسفناک در زندگی آدم‌هایی شده است که ما بر روی صحنه شاهد آن هستیم. همه این‌ها در صورتی است که  حد اقل به این سؤال اساسی پاسخ دهیم که آیا این متن و یا متن‌هایی ازاین‌دست که به روابط آزاد و خارج از عرف و ارزش‌های انسانی می‌پردازند مبتلابه جامعه امروز ما هست یا خیر؟

 یا اصولاً بافرهنگ ما هم‌خوانی دارد و یا مشکل جامعه ماست؟ و... ، چراکه تئاتر آئینه هر جامعه‌ای است و به طبع بازنمود روابط خانوادگی، اجتماعی و فردی حاکم بر آن جامعه. مگر آنکه بگوییم می‌خواهیم هر شیوه و سبکی را تجربه کنیم. ویا هر نمایشنامه ای را خواه بی ربط  و با ربط به صحنه بکشیم .  حال اگر بخواهیم چنین بکنیم باید گفت که حداقل این تجربه می باید بر پایه اصول و عناصر دراماتیک شکل بگیرد. نه هر آنچه که ما فکر می‌کنیم باید آن را تجربه کنیم. و الا تجربه کارآمدی از آب در نخواهد آمد و در حد صرفاً یک تجربه ناموفق باقی خواهد ماند. یادمان نرود که اولین و مهم‌ترین وظیفه تئاترایجاد ارتباط درست و قابل‌فهم با مخاطبانش است. درواقع تئاتر مفاهیم و معانی سخت و مشکل را ساده می‌کند تا برای تماشاکنان قابل‌فهم باشد. کاری که البته پینتر هم در آثارش انجام داده است. کاملاً رئالیستی و قابل‌هضم برای مخاطب، اما با زیرمتنی گسترده که پس از خروج تماشاکنان از تالار آنان را به فکر وا می دارد و رها نخواهد کرد تا پاسخ خود را در خصوص نمایش دریابند. و این از ویژگی های تلفیق دراماتیک پینتر است .به همین دلایل آثار پینتر به‌نوعی جهان‌شمول است و برای هر مخاطبی در هرجایی قابل‌فهم. چراکه روابط ساده انسانی را به صحنه می‌کشد. با این تفاوت که آن را به کشف می‌نشیند، آن‌هم در شخصیت‌پردازی‌ها، چیدمان با دقت صحنه که در توضیح صحنه‌هایش می‌آورد و ایضاً زیر متن و... ، درهرصورت نمایش بازگشت به خانه تجربه‌ای بود که ارزشش دیدنش را داشت . بازیگران تلاش خود را کرده بودند ودر جاهایی توانستند نسبتا  مفاهیمی از قبیل دهشتناک بودن روابط آدم ها  ، خیانت ، روابط خاص ،مسایل غریزی و... را نشان دهند . همان گونه که در بروشور نمایش به نوعی نشان داده شده است .انسانی با سر گوزن شاخ دار! به گروه خسته نباشید می‌گویم.

 

۳ روز پیش، دوشنبه
مهرداد کیا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو با خیام وقار کاشانی مدیر تماشاخانه باران به مناسب فعالیت های آموزشی برون مرزیش
» تلاش می کنیم اتفاقات خوب فرهنگی در سطح بین المللی درتئاترمان رخ بدهد
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91923

ایران تئاتر:خیام وقار کاشانی بیش از آنی که یک مدیر تئاتری محسوب شود. یک بازیگر توانمند سیما ، تئاتر و تلویزیون محسوب می شود . بازی در فیلم و نمایش های نظیرتابو، «هفت طبقه»،«روزی روزگاری پامنار»،«چوپان دروغگو»، «مسافرخونه»،«فرکانس» و «لامپ» و همچنین کارگردانی نمایش های «محرمانه» و «نخودی» از جمله های مهم فعالیت های بازیگریش محسوب می شوند

وقار کاشانی از سال 76 کار تئاتر را در شهر محل تولدش کاشان  شروع کرد و ضمن تحصیل در دانشگاه مدتی عضو هیئت امنای انجمن نمایش در کاشان و مسئول روابط عمومی در شهر کاشان بود و درکنارش را به عنوان نماینده انجمن هنرهای نمایشی استان تهران در شهرستان تهران به فعالیت پرداخته است ودر سال های بعدتر به تهران آمد و با تاسیس سالن باران در خیابان ویلا به تئاتر به صورت جدی تر پرداخت و در سال93 با تاسیس تماشاخانه باران نشان داد صرفا برای اجرای چند نمایش درطول سال به سراغ تماشاخانه داری نرفته او  بتدریج ضمن دعوت از حرفه ای های تئاتر برای اجرای نمایش به سرغ کارهای زیر بنایی و آموزشی رفت وجشن تئاتر باران اولین جشن خصوصی تئاتر را برگزار کرد. در این جشن آثار نمایشی شاخصی که در تئاتر باران به اجرا در آمده‌اند، به صورت سالانه معرفی می‌شوند. در نخستین دوره این جشن آثار برگزیده سال 1394 مشخص  شدند و آثار منتخب تندیس جشنواره را به دست آوردند.جشن تئاتر باران در 10 رشته برگزار می‌شود که شامل نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی، بازیگری زن و مرد، طراحی صحنه، طراحی لباس، گریم، طراحی پوستر و بروشور، طراحی نور و موسیقی است.وقار کاشانی معتقد است . " تئاتر باران با هدف حمایت از هنرجویان آموزشگاه‌ها و علاقه‌مندان به هنر والای تئاتر در فضایی رقابتی و ایجاد فرصت حضور برای همه علاقه‌مندان یاد شده فراخوان جشنواره آموزشگاه هنری باران را به صورت عمومی منتشر کرده است و به منظور تشویق و حمایت از آموزش تئاتر و پشتیبانی و معرفی نسل جوان به بدنه تئاتر حرفه‌ای، مجموعه تئاتر باران اقدام به برگزاری نخستین جشنواره آموزشگاه‌های سینمایی و هنرهای نمایشی از میان هنرجویان و فارغ‌التحصیلان آموزشگاه‌های سینمایی و هنرهای نمایشی می‌کند.". وقار کاشانی در بهار  و تابستان امسال کیومرث مرادی را به عنوان مدیر بخش آموزش و بین‌الملل و ستاره اسکندری نیز به عنوان یکی از مدیران این مجموعه با هدف تمرکز و حمایت از تئاتر دانشگاهی معرفی کرد . تئاتر باران و مدیریتش در تازه ترین حرکت آموزشی خودشان اقدام به اعلام فراخوان دومین کارگاه بین‌المللی بازیگری و ورک شاپ بین المللی بازیگری، کارگردانی در جشنواره “بینافرهنگی و آزمایشگاهی تئاتر ایتالیا و با همکاری گروه تئاتر بین‌المللی پوتلج برگزار می کند. با خیام وقار کاشانی در باره راهبردهای مدیریتش و اهداف کلی تماشاخانه باران و کارگاه مشترک بازیگری در کشور ایتالیا گفت وگویی انجام داده ام.

از ابتدای راه اندازی تماشاخانه باران با اعلام برنامه اجراهای سال بعد ، پرورش و حمایت از استعدادهای جوان ، اجراهای مشترک و غیره تلاش کردید با برنامه و هدفمند در حوزه تئاتر فعالیت کنید. این روند برای شما چه ویژگی هایی دارد؟
از شروع کارمان در تماشاخانه باران قصد نداشتیم فقط تمرکزمان روی اجرای نمایش متمرکز باشد. به همین دلیل با مشارکت فهمیه امن زاده و سایر دوستان که در ادامه راه به ما ملحق شدند . تلاش کردیم به کمبودها و خواسته های تئاتر و جوان ها بپردازیم. در همین راستا برنامه هایی را تهیه و تدوین کردیم. برنامه هایی که در برخی از موارد بر اجرای نمایش هم اولویت پیدا می کرد . در بحث شکل گیری بخش بین المللی تئاتر باران از خیلی وقت پیش روی این قضیه تمرکز داشتیم.سال قبل اولین دوره این ورک شاپ را در ایتالیا برگزار کردیم و مورد استقبال هم قرار گرفت .

 آیا هنرجویان از حضور در این ورک شاپ رضایت داشتند؟
بله، این رضایت همه جانبه باعث شد تا با این کمپانی ایتالیایی قرارداد دوساله ای منعقد کنیم و بر اساس آن هر دوره تعدادی هنرجو به ایتالیا بفرستیم و درکنارش گروه های تئاتری این کمپانی برای اجرای نمایش به ایران بیایند و ضمن اجرای نمایش کلاس آموزشی هم برگزار شود. بهرحال مطمن هستیم با تداوم چنین کارهای فرهنگی اتفاقات خوب فرهنگی در تئاتر رخ خواهد داد.

آیا این تبادل فرهنگی در عرصه آموزش می تواند در سال های بعد روی کیفیت آثار نمایشی ما اثر گذار باشد؟
ما در این فرآیند هنرجویان را با جریان روز تئاتر در اروپا آشنا می کنیم . اغلب این ورک شاپ ها پشتوانه خوب علمی و کار بردی دارد . در این ورک شاپ ها یوجینو بارابا هم حضور دارد .

آیا در این ورک شاپ های آموزشی فقط از ایران هنرجو حضور دارد ؟
نه، از کشورهایی نظیر هند،وژاپن و دانشجویان دانشگاه هنرهای دراماتیک رم حضور دارند و در این ورک شاپ کمدی دلارته آموزش داده  می شود. درکلیت اگر این ورک شاپ ها تداوم داشته باشد برای تئاتر ما اتفاقات خوبی رخ می دهد.

در تابستان امسال هم نمایش بیست هزار فرسنگ زیر دریا از ایتالیا در تئاتر باران روی صحنه رفت؟
بله، استقبال خوبی در حد و اندازه تئاتر خصوصی که بنیه قوی مالی ندارد  از کارانجام شد و با این بضاعت مالی نمی توانیم تئاترهای پر هزینه اروپایی را به ایران بیاوریم . این نمایش را با یک قرارداد خوب توانستیم در ایران اجرا کنیم و ضمن اجرای نمایش کلاس آموزشی هم به موازاتش برگزار شد. قرار است در اردیبهشت ماه سال بعد میزبان گروه نمایشی از ژاپن و ایتالیا باشیم.

آیا در اردیبهشت ماه فقط این گروها اجرای نمایش دارند و یا ورک شاپ آموزشی هم برگزار می شود؟
ورک شاپ با رویکردهای مختلف در مدت دو هفته برگزار و درکنارش سه اجرای متفاوت نمایش هم خواهیم داشت و هر نمایش چهار شب اجرا دارد.

آیا برای هنرجویانی که این کلاس های آموزشی را گذرانیده اند .برنامه ای برای اجرای نمایش در ایتالیا دارید؟
کیومرث مرادی مدیر این بخش در این خصوص برنامه هایی دارد و قرار است بچه ها اجرایی را برای حضوردر فستیوال آموزشی ایتالیا آماده کنند. در این فستیوال رسم بر این منوال است که از همه کشورهایی که حضور دارند . در روز اختتامیه با حضور کارگردان های خودشان باید یک پروفرمنس پانزده دقیقه ای اجرا کنند و پارسال هم بچه های ما این پرفورمنس را در مراسم اختتامیه اجرا کردند و مورد توجه هم قرار گرفت .

آیا برای هنرجویانی که در این کلاس ها حضور دارند مدرکی هم اعطا می شود؟
بله، به هنرجویان از سوی کمپانی ایتالیایی مدرک پایان دوره داده می شود .

چقدر به اجراهای مشترک بین ایران و سایر کشورها فکر کرده اید؟
به این اجراهای مشترک فکر کرده ایم. اما کار سختی است . زیرا تولید مشترک هزینه بر است و برای کار مشترک انجام دادن و تمرینات چند ماهه یا ما باید به آنجا برویم و یا آن گروه به ایران بیایند. با تامین منابع مالی این کار را انجام خواهیم داد.

 

گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

 

 

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش جیم، جام، جسی
مشکلات باهوش بودن در یک نمایش
» «جیم جام جسی» در خانه هنرمندان به اجرا در می آید
... دیدن متن »

 

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91939‬

نمایش طنز اجتماعی «جیم جام جسی» به نویسندگی و کارگردانی یسنا پورسینا در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان به روی صحنه می‌رود.

به گزارش ایران تئاتر نمایش «جیم جام جسی» به نویسندگی و کارگردانی یسنا پورسینا از گروه نمایش «تئاتر شاپو» در سالن استاد عزت‌الله انتظامی از روز چهارشنبه ٤ اسفند ١٣٩٥ ساعت ٢٠:٠٠ به روی صحنه می‌رود.

در نمایش «جیم جام جسی» بازیگرانی چون: امین زارع، آویشن بیکائی، آرش آزاد، جاودان زرین (صدای افشین حسنلو) به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه این نمایش آمده است: جیم مردی کندذهن است که در سن سی‌وهفت‌سالگی همواره تلاش می‌کند خواندن و نوشتن یاد بگیرد با جسی همسرش زندگی معمولی را می‌گذراند تا اینکه دکتر جوزف که تازه از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شده است برای انجام آزمایشی او را انتخاب می‌کند و جیم را تحت عمل ارتقا هوش قرار می‌دهد. جیم باهوش می‌شود ولی...

حمید پورآذری مشاور کارگردان، منصور عربی دستیار کارگردان، مصطفی دهقانی اشک منشی صحنه، حامد کاویانی مدیر تولید، علی قیومی موسیقی، یسنا پورسینا طراح صحنه و لباس، فرشته علیجانی طراح پوستر و بروشور، یاسمین عاطفه طراح گریم، حسن مطهری روابط عمومی و اسامه صدقی مدیر اجرا تئاتر «جیم جام جسی» هستند.

تاکنون از گروه شاپو چندین اثر به روی صحنه رفته است که از میان آنها می‌توان به «خاطرات جوجه اردک زشت»، «جلد کهنه شناسنامه‌ام درد می‌کند»، «مبارک هوایی می‌شود» و «دختر بودن یا پسر نبودن مسئله این است» اشاره کرد.

نمایش «جیم، جام، جسی» تا تاریخ ٢٣ اسفندماه ١٣٩٥ به روی صحنه است، علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال و یا گیشه سالن مراجعه نمایند.

 

 

 

 

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گزارش نشست خبری سومین جشنواره فیلم و تئاتر هیلاج / رونمایی از پوستر جشنواره
... دیدن متن »

نشست خبری سومین جشنواره فیلم و تئاتر هیلاج در محل مدرسه فیلم‌سازی هیلاج و با حضور امیر شهاب رضویان، محمود کلاری، محمود رضا رحیمی، امیر عابدی و ماریا دوتسنکو از دفتر مطالعات سازمان ملل برگزار شد.
در ابتدای این نشست امیر شهاب رضویان با معرفی کلی فعالیت های قریب به ۲۵ ساله مدرسه فیلم‌سازی و پژوهش‌های سینمایی هیلاج گفت: در این سال‌ها موفق به تولید ۱۰ فیلم‌سینمایی، ۱۰۰ فیلم کوتاه و پرورش ۵ هزار فارغ التحصیل در حوزه سینما و تئاتر شده است که اکنون بسیاری از آن‌ها در بدنه حرفه‌ای سینما و تئاتر کشور مشغول به فعالیت هستند.
وی در ادامه با اشاره به چشم اندازهای جشنواره هیلاج در دوره‌های آتی از رسانه‌ها به عنوان اصلی‌ترین حامیان جشنواره هیلاج یاد کرد و گفت: این جشنواره شاید با یک پنجاهم بودجه جشنواره‌های دیگری که در این سطح برگزار می‌شوند در حال برگزاری است و دغدغه آن به نمایش گذاشتن آثار هنرجویان مدرسه در کنار فعالیت گسترده دیگر در عرصه تولید و حمایت از سینما و تئاتر است. از این رو ما امیدواریم در سال‌های آینده با حضور آثاری از دیگر آموزشگاه‌های سینمایی قدمی موثر در شکل دهی و حمایت از آثار مستقل برداریم چرا که به عنوان یک جشنواره مستقل این را هدفی بزرگ و ضروری می‌دانیم.
وی همچنین با اشاره به کارکرد جشنواره‌های مستقل و لزوم گسترش آن‌ها گفت: اتکا بیش از حد به جشنواره‌ها و رویدادهای دولتی ممکن است مانع رشد و پیشرفت هنر در زوایای خاصی شود که قطعا برای هیچ کس قابل قبول نیست.
دبیر جشنواره هیلاج با اشاره به برنامه ریزی گسترده تیم اجرایی جشنواره برای برگزاری هر چه بهتر این جشنواره از حضور بزرگان سینما و تئاتر ایران به عنوان مهم‌ترین عامل رشد و گسترش این جشنواره یاد کرد و افزود: امسال حامیان مهمی چون شرکت پدیده شیمی قرن و دفتر مطالعات سازمان ملل داریم.
محمود کلاری فیلم‌بردار سرشناس سینمای ایرانی و رئیس هیات داوران بخش فیلم جشنواره با اشاره به جایگاه آموزشگاه‌ها و مدارس خصوصی سینما و تئاتر گفت: به گمانم اتفاقی که در آموزشگاه‌های سینمایی کشور در حال رخ دادن است روز به روز و با سرعتی بی سابقه در حال رسیدن به استانداردهای جهانی است. این مدارس بازوی فعال و قدرتمندی برای شکل دهی سینمای فردای کشور به خصوص به لحاظ جنبه تجربه‌گرایی در سینما هستند.
وی در خصوص مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه جشنواره گفت: خوشحالم که می‌بینم مفهوم فیلم تجربی و مهم‌تر از آن ساختار مستقل فیلم کوتاه روز به روز بیشتر در میان جوانان سینماگرمان جا می افتد. زیبایی شناسی قدرتمند مشهود و نگاه به روزتر و تلاش برای دگرگون کردن قواعد از دیگر موارد مشهود در آثار این جشنواره هستند. همچنین ایده‌های انتخاب شده برای آثار هم نشان می‌دهد که تفاوت بین ایده فیلم کوتاه و بلند به خوبی در میان هنرمندان جوانمان درک شده است.
محمودرضا رحیمی رئیس هیات داوران بخش تئاتر نیز با اشاره به کیفیت نمایش‌های پذیرفته شده در جشنواره گفت پا به پای توانمندسازی هنرمندان جوان کشور بحث رسیدن به تخیل و پیشرفت در میان آثاری که در جشنواره حضور دارند بسیار قابل اعتنا است. از بین حدود ۳۰ نمایش که متقاضی شرکت در این جشنواره بودند در طی سه مرحله گزینش در نهایت ۹ نمایش به بخش مسابقه جشنواره راه پیدا کرده اند که به نظرم جنبه آموزش مهم‌ترین شاخصه لحاظ شده در نظر هیات انتخاب جشنواره بوده است.
رحیمی با اشاره به حضور چهره‌های سرشناسی چون همایون ارشادی، سیامک احصایی، محمد مساوات و مرتضی اسماعیل کاشی در کنار وی گفت اهمیت توجه به چهره‌های جوان در عرصه تئاتر و توجه به حفظ شور و شعور جوان‌ها از مواردی بود که در انتخاب و داوری این جشنواره لحاظ شده و خواهد شد.
وی در خصوص ویژگی آثار جشنواره گفت: تئاتر ارگانیک ترین فعالیت هنری دنیا است از این رو تفاوتی بین آثار ایرانی و خارجی قائل نبودیم. عملکرد ملاک اصلی ما بوده و سپس رسیدن به خلاقیت که فراتر از مهارت است.
امیر عابدی داور بخش پوستر جشنواره نیز با اشاره به نقش امیر شهاب رضویان در عرصه آموزش و حمایت از جوانان هنرمند در خصوص اصلی‌ترین ویژگی مدارس مستقل و خصوصی گفت: با توجه به ساختار پیچیده و بسیار کند دانشگاه‌های سینمایی این آموزشگاه‌ها و مدارس سینمای مستقل هستند که همواره می‌توانند با چابکی خاصی در امر به روز رسانی آموزش و ورود قواعد جدید به عرصه هنر نقش مهمی ایفا کنند.
وی با اشاره به جدایی ناپذیر بودن امر تبلیغات از بدنه سینما گفت: انتخاب‌های صورت گرفته با توجه به زبان فراگیر مینیمالیسم در جهان صورت گرفته است. اما در خصوص ویژگی آثار حاضر در این جشنواره باید بگویم ماهیت تجربی آثار و خلاقیت متفاوت‌تر از آنچه در طراحی مرسوم پوستر شاهد آن هستیم نکاتی است که برایم جذاب بودند.
در این مراسم همچنین ماریا دوتسنکو از اعضای دفتر مطالعات سازمان ملل حضور داشت. دفتر مطالعات سازمان ملل در سال ۲۰۱۵ با حضور کشورهای عضو سازمان، سندی را در خصوص آرمان‌های توسعه پایدار تنظیم کردند که هدف آن جهان ایمن تر، از بین بردن فقر و گرسنگی و توجه به تغییرات اقلیمی بود. خوشحال هستم که امروز با حمایت های افرادی چون امیر شهاب رضویان و مهیار جوادی فر امکان فعالیت و گسترش این آرمان‌ها به زبان فرهنگ در ایران میسر شده است. ما همکاری با جشنواره هیلاج را بسیار مثبت ارزیابی کرده‌ایم و به آن ادامه خواهیم داد چرا که معتقدیم مهم‌ترین روش ممکن برای اشاعه و ترویج این آرمان‌‌ها فرهنگ است.
در ادامه این مراسم از پوستر سومین جشنواره فیلم و تئاتر هیلاج با طراحی خسرو اشتری رونمایی شد. گفتنی است سومین جشنواره هیلاج ۵ و ۶ اسفند ماه در پردیس سینمای کورش برگزار خواهد شد.

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید