تیوال | دیوار
T30:05:16:57
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

سلام
تنها نمایشی که پیش ازین از پینتر دیده بودم که آشنایی من با پینتر در حقیقت به همان کار برمیگردد نمایش زبان کوهستان از آقای علیزاد بود که متن پینتر را با نمایشنامه ی دیگری ترکیب کرده بودند و به نظرم اصلن ترکیب خوبی نشده بود و خلاصه آن اجرا چندان به دلم ننشست. اما با توجه به صحبتی که بعد از نمایش با رفقا داشتم به نکته ی جالبی اشاره کردند که کوتاه بودن نمایشنامه های پینتر هست؛ این موضوع کنجکاوی من را برانگیخت تا نمایشنامه ی زبان کوهستان که فکر کنم تنها حدود ۳ صفحه بود را یافته و مطالعه کنم و با مطالعه ی این نمایشنامه بود که به عظمت این آدم و قدرت قلمش پی بردم و پینتر برای من جایگاهی در کنار بکت، ممت و میلر پیدا کرد.

امشب خوشبختانه اجرای خیلی خیلی خوبی از پینتر را شاهد بودم. البته اینبار موفق نشدم نمایشنامه را در اینترنت پیدا کنم و خب خیلی برایم ... دیدن ادامه » جالب هست تفاوت های نمایش نسبت به متن اصلی را بدانم و طبیعتن درین صورت تحلیل بهتری هم از نمایش میتوانم داشته باشم. با این حال صرف نظر ازینکه پینتر چه نوشته، نمایش را خیلی دوست داشتم.

یکی از مشکلاتی که خیلی آزاردهنده ست در نمایش ها و از نظر من نقطه ضعف بسیار جدی ایست عدم وجود یک روایت بامعنی در نمایش هست. یعنی شما پس از پایان نمایش هر طور فکر کنی نتوانی یک روایت منطقی از دل نمایش دربیاوری و متأسفانه گاهی این سوء تفاهم وجود دارد که این ضعف به عنوان تفسیرپذیر بودن نمایش تلقی میشود و به آن وجه هنری میدهند حال آنکه از بی محتوایی نمایش حکایت دارد.

این نمایش دقیقن در نقطه ی مقابل چنین نمایش هاییست و نمونه ی بسیار خوبیست برای نشان دادن تمایز بین ابهام بی معنی و ابهام با معنا و هنرمندانه یا در اصطلاح ادبی ایهام؛ در حقیقت ایهامی که چندین معنا خلق میکند در مقابل ابهامی که هیچ معنا نمیدهد. من حداقل سه برداشت به کلی متفاوت ازین نمایش به ذهنم رسید حالا صرفنظر از برداشت های گوناگونی که در سطوح و زوایای متفاوت و هر یک از جزئیات این نمایش میتوان ارائه داد. البته احساس میکنم کارگردان در بیان این ایهام مقداری صراحت به خرج دادند و به نظرم میرسد این صراحت از وجه هنرمندانه ی ایهام کم میکند. شاید هدف ازین صراحت به نوعی عامه فهم تر کردن متن بوده باشد اما فکر میکنم بیان موجز و در لفافه ی پینتر وجه مهمی از متن های اوست که باید با اجرای فوق العاده قوی حفظ شود نه اینکه بخواهیم آن را از سرمان باز کنیم که البته اذعان میکنم به شدت حفظ این ایجاز جانکاه هست و واقعن به ایثار نیاز دارد که درین نمایش هم در حد قابل توجهی اتفاق افتاده.

همانطور که اشاره کردم اجرای متن های پینتر مستلزم بهترین هاست در همه ی عوامل؛ به عبارت دیگر اگر اجرا به میزان کافی قدرتمند نباشد، گوهر نهفته درون متن هویدا نخواهد شد. بنابراین حال که این گوهر، بدون اینکه از متن اطلاعی داشته باشم، خود را به من نشان داده، حکایت از قدرت اجرای نمایش از هر نظر هست. با این حال دلم نمیاید به کارگردانی، طراحی صحنه و لباس، گریم و بازی های واقعن قابل توجه اشاره نکنم؛ کاوه مرحمتی و رامین جعفری به خصوص برای من جذاب بودند.

در انتها دوست دارم توجهتان را به نام این نمایش جلب کنم؛ فکر میکنم ساعت ها میتوان در مورد همین نام و ارتباط معنادار و چندگانه ای که با نمایش پیدا میکند گفت و گو کرد. یعنی اگر بخواهیم امتیاز بدهیم به نام نمایش ها به نظرم نام این نمایش یکی از برترین امتیازها را کسب خواهد کرد. این نام به خودی خود عالمیست، خودش یک تئاتر است. یعنی شاید میشود گفت پینتر کل نمایش را درین نام "بازگشت به خانه" خلاصه کرده و از همین نامگذاری مشخص هست که پینتر خدای ایجازست.

پیشنهاد میکنم این نمایش را از دست ندهید و در اولین فرصت به تماشایش بنشینید و در نهایت درود میفرستم به هارولد پینتر بزرگ و همینطور هنرمندان راستین این نمایش که امشب بار دیگر لذت یک تئاتر ناب را به ما چشاندند. امیدوارم با انگیزه و شور و ذوقی فزاینده بدرخشند و سربلند و موفق باشند.

پ. ن. در یکی از نظرات دیدم دوستی بخش آغازین نمایش که بیکلام هست را به عنوان خلاصه ی نمایش ذکر کردند اما فکر کنم این بخش روایتی از گذشته ی این خانواده هست که در ادامه شاهد زمان حال و استفاده از دیالوگ در نمایش هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دمتون گرم .... عالی بود .... هیچ تصوری نداشتم که چی رو از شعله قراره ببینم ... کاملا خلاقانه و جذاب بود ...دمتون گرم ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش ویلون تایتانیک، نمایشی با دغدغه های اخلاقی و بازگشت ب شعائر انسانی ست. خلاقیت در آن موج میزند و با درگیر کردن تماشاگر میکوشد تا جوّ مدنظرش را در محیط سالن حاکم کند. در طول نمایش شاهد بازی های پر احساس و باور پذیری بودیم اما پس از نمایش همچنان دلیل نامگذاری و فلسفه ی "ویلون" تایتانیک برایم مغفول و بی جواب ماند. تایتانیک برخلاف انتظار، متن شعارگونه دارد و در برخورد با مسائل و دغدغه های انسانی بلند نظر است. از انسانیت میگوید و از همبستگی، از عشق میگوید و از کاشتن نهال دوستی و ایثار اما نمیگوید چگونه و راهکار نمی دهد. اینکه چگونه در دنیای پر تنش، در کنار آدمهایی که هرکدامشان منافع شخصی دارند و بخاطر این منافع در جنگ و خونریزی و تصرف و پیروزی هستند، میتوان پیامبرگونه زیست. با دیدگاهِ متنِ تایتانیک فقط در قصه ها می شود زیست و آنرا همچون افسانه ... دیدن ادامه » برای نسل های بعدی بازگو کرد. شاید بهتر باشد در هنگام نگارش نمایشنامه، پس از سِیر در آسمانها، زمین را زمینی تر بنگریم و برای مشکلات آن راهکار ارائه دهیم و از شعارگویی اجتناب کنیم.
در پایان به تیم جوان و پرتلاش و پر احساس این نمایش خسته نباشید و خدا قوت میگویم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من واقعا متوجه نمیشم چرا بعضی از تماشاگرنماها یهو وسط اجرا سالن رو ترک میکنن با غرغر و اونم مثلا واسه اجرای دهم به بعد یه نمایش...خب دوست عزیز مگه اجبارتون کردن واسه دیدن؟؟؟مگه اجرای اول و دومه که نقد و صحبت دوستان رو در مورد کار نخونی...مگه خیلی آدم خاصی خودتو فرض میکنی که اجرا رو در حد خودت نمیدونی...حداقل اگر از نمایشی هم خوشتون نمیاد به احترام زحمتهایی که قطعا واسه اون کار کشیده شده تا انتهای اجرا تحمل کنین و با این کارتون تمرکز هنرمندان و تماشاچی های مشتاق رو بهم نزنین...این کار شما چیزی جز اثبات سطح پایین درک و فهم شما نیست...
من برای دومین بار شعله ۲ رو دیدم و برای دومین بار لذت بردم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگ ممکنه ی سانس ویژه هم بزارید ک ساعت اجرا زودتر باشه
میثاق زارع و شقایق این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ستاره اسکندری مهمان نمایش"برای کلاه آهنی ها" می‌شود

ستاره اسکندری چهارشنبه شب مهمان نمایش"برای کلاه آهنی ها" می شود که در تئاتر باران روی صحنه می رود، می شود

نمایش «برای کلاه آهنی‌ها» که این روزها با استقبال مخاطبان و تماشاگران مواجه شده هر شب ساعت ۱۹در تئاتر باران روی صحنه می رود.

نمایش «برای کلاه آهنی‌ها» به نویسندگی و کارگردانی پژمان عبدی، راجع به چند سرباز از دوجبههٔ مقابل است که در یک گودال گیر افتاده‌اند و بر سر تصاحب زمینی که هر کدام ادعای مالکیت آن را دارند می‌جنگند.

پژمان عبدی که سالها در تئاتر ایران سابقه ی دستیاری کارگردان های بسیاری را داشته، این روزها فرصتی برای اجرای دوباره ی نخستین اثر خود در مقام کارگردان یافته است. نمایش برای کلاه آهنی ها، نوشته و کار اوست که پس از اجرای موفق در هشتمین دوره ی جشنواره ی سراسری ... دیدن ادامه » تئاتر ماه و اجرای عمومی در تماشاخانه استاد مشایخی تئاتر مان، این بار و تنها برای پانزده اجرا به تئاتر باران آمده است.

نمایشی که علاوه بر کسب پنج جایزه ی نمایشنامه نویسی، کارگردانی، طراحی صحنه، بازیگری زن و بازیگری مرد از هشتمین جشنواره ی سراسری تئاتر ماه، در نخستین دوره ی اجرای خود اردیبهشت و خرداد ۹۳ مهمان تماشاخانه ی استاد مشایخی بود و توانست در مواجه با تماشاگران نمره ی قبولی بگیرد. عبدی، اجرای سابق را با حفظ گروه اجرایی خود روی صحنه آورده و تنها تغییر در تیم بازیگران جایگزینی مهتاب شیروانی با آسیه ضیایی است.
در نمایش برای کلاه آهنی ها که هر روز از ساعت ۱۹ و به مدت ۸۰ دقیقه روی صحنه می رود، محمد‌علی حسینعلی پور، میثاق زارع، پژمان عبدی و مهتاب شیروانی ایفای نقش می کنند.
سایر عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان: افروز فروزند، طراح صحنه: منوچهر شجاع، طراح لباس: ندا نصر، طراح گریم: بهاره اسدی، طراح پوستر و بروشور: وحید یعقوبیان، دستیار کارگردان: سعید زارع، منشی صحنه: حمیدرضا جدیدی، مدیر صحنه: حمیدرضا صفوی برنا، مجری گریم: شقایق برهمتی، دستیار طراح صحنه: هادی بادپا، عکاس: بهادر باستان حق، امور رسانه: مهرانگیز قهرمانی، غزل نهانی، تبلیغات میدانی: بنیامین صیادی نیا، حمیدرضا جدیدی.
پژمان عبدی این را خواند
میثاق زارع و benyamin62 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه گروتسکی، نه قلقلکی، نه دبیر حضوری ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی فوق‌العاده زیبا و محترم که شایسته‌ی این همه تعریف و تمجید هست!
با خیال راحت و با سطح توقع بالا ببینید و لذت ببرید...
علیرضا این را خواند
مریم رودبارانی ، میثاق زارع ، Unforgiven(Farhad) و benyamin62 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود.کلی از دیدنش لذت بردم و خندیدم و البته به فکر فرو رفتم.نقدهای خیلی ظریفی داشت.
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه قیمت بلیطش رو هم بگید؟
مریم رودبارانی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده جالب در روایت داشت
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و جمعی از دوستان دیشب این نمایش رو دیدیم. همزمان معاون محترم ریاست جمهوری هم حضور داشتن.. چقدر خوب بود ک ایشون دغدغه و مشکلات زنان رو مهم برشمرده و ب دیدن این نمایش اومدن..نمایش بسیار زیبا و در عین حال غمگینی بود. مطئنم هر خانم با دیدن این نمایش ب فکر فرو میره چون اون حرفها و موقعیتها رو با گوشت و پوست خودش حس کرده..
پیشنهاد میکنم ببینیدش..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتِ کوتاه محسن قصابیان در مورد نمایش «برای کلاه آهنی‌ها»:

برای کلاه آهنی ها به احترام می ایستم و نگاه می کنم . به پژمان عبدی و همراهان اش. ب اجرای خوب و دوست داشتنی کلاه اهنی ها دوباره عاشق ام کرد. هوس باران کردم. هوس تئاتر. هوس تمرین های نفس گیر .... این اجرا می گوید بازیگران اش تمرین کرده اند. برای خلق لحظه های خوب اجرا تکرار کرده اند و مسلط شده اند. بروید ببینید. خواهش می کنم .... برای نجات جان نحیف تئاتری که دولتی است و هست و نیست. دیدن کلاه آهنی ها می ارزید به خیلی از تئاترهایی که شاید فقط رنگ و رویه دارند و چشم نوازی سطحی. به احترام می ایستم و کلاه از سر برمی دارم، برای عاشقانی که می دانند دروازه ی فهم رواداری اگر همه اش تئاتر نباشد ، بخش مهمی از آن تئاتر است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
2 عدد بلیط برای سه شنبه 17 اسفند ساعت 20، وسط ردیف A6 شماره صندلی 10 و 11 موجود است. در صورت تمایل با شماره 09122200827 تماس بگیرید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
10 بلیط ردیف A-3 موجود است.
روز یکشنبه 15 اسفند ساعت 22.
تماس با 09124946848
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام- من همینجوری امیرعلی رو دوست دارم بعد از دیدن ریش غبغب...یه سوالی ذهنمو مشغول کرده اگه فرض کنیم روستا تو نمایش ایران باشه وادمهاش هرکدوم نماینده یه قشراز جامعه باشند, خیلی مشتاقم بدونم امیرعلی جان جزو کدو م گروه از مردم میتونه باشه البته اونایی که لایه های زیرین نمایش رو فهمیدن خواهشن یه جوابی به مابدند, یعنی همه یه جورایی مشکل دارند اگه امیر علی جان خودش هم بگه چه بهتر- ما با خانواده دیدیم پسرم هر چی پرسید نتونستم یه جوابی بدم راستش گیج شدم چیزی گیرم نیومد البته بازیها قشنگ بود جواب یادتون نره ممنون

لیلى شجاعى و آرش فصیح این را خواندند
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
بلیط برای امروز قسمت اصلی سالن کسی برای فروش داره یا خیر ؟
ممنونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود.هر چهار نفر نقش شان را به خوبی اجرا کردند مخصوصا آقای نوید زاده و خانوم بنی آدم
arezoo fotoohi این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوى روزنامه فرهیختگان با کارگردان نمایش "خانه اى در انتهاى خیابان بهار"

پای صحبت‌های ندا هنگامی کارگردان نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» از نمایشنامه‌های محمد‌چرمشیر
تولید فکر مهم‌ترین وظیفه تئاتر است
ندا هنگامی این روزها نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار»‌ از متن‌های محمد‌ چرمشیر را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برده است. چرمشیر یکی از مهم‌ترین نام‌های درام فارسی است. از باز‌خوانی‌های او از متون ادبی و نمایشی به عنوان ویژگی خاصش در تاریخ ادبیات نمایشی ایران یاد می‌شود. علاوه بر این چرمشیر نمایشنامه‌نویس بسیار پر‌کاری است. ندا هنگامی به دنبال بازی‌های رئالیستی در یک بستر مینی‌مالیستی بوده است. در این اجرا طراحی‌ها و ترکیب‌بندی‌ها از فضای غیر‌رئالیستی می‌آیند.
ابتدا قرار بود این ... دیدن ادامه » متن درباره پنج زن باشد که هر کدام از این زنان نماینده یکی از شخصیت‌های ادبیات دراماتیک باشند. قرار بود مهناز، «لیدی مکبث» باشد‌، یلدا از‌ «یرما» بیاید، لاله اشاره به «لورا»ی نمایش «باغ وحش شیشه‌ای» داشته باشد، کلاله «کردلیا»ی «شاه لیر» بود و ناهید هم قرار بود «نینا» از نمایش «مرغ دریایی» آنتوان چخوف باشد. در واقع در گفت وگوی من و محمد چرمشیر قرار بود که این پنج زن را در یک خانه قرار بدهیم. چرمشیر پنج زن ایرانی به من تحویل داد. من احساس کردم وقتی می‌شود این مسائل را با زنان ایرانی تا این حد زیبا بیان کرد؛ چرا برویم سراغ آن کاراکترهای نمایشی.
محمد چرمشیر یکی از درام‌نویسان مدرن ایران است که سابقه عجیبی در درام‌نویسی ایران دارد. متن‌هایش از یک زمان خاصی می‌آید و از آن زمان هم عبور می‌کند. به نظرم متن پهلو می‌زند به درام‌نویسی مدرن دنیا. ممکن است نمایشنامه‌های او درک نشود. ممکن است ذهنیت کلاسیک آن را پس بزند. مخاطبی که قصه را دنبال می‌کند این متون چرمشیر را درک نمی‌کند. شاید مخاطب بخواهد یک قصه را از صفر تا صد بشنود. خوشبختانه امروز این تفاوت جا افتاده است و مخاطب در آثار چرمشیر دنبال کشف و شهود می‌گردد. خصلت تئاتر همین موقعیت‌ها و حضور شخصیت‌های پیچیده در بستر مکاشفه است. ماجرا همیشه پیچیده‌تر از یک چیز ساده است.
همیشه در کارگردانی به دنبال جنسی از عریانی هستم؛ متن‌هایی که هندسه ذهنی دارند. مثلا در نمایش‌های «ماضی استمراری»، «در خواب به سراغم آمد»، «نیمروز اسکاتلند» و نمایش آخرم یعنی «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» همین روند را دنبال کرده‌ام. فکر می‌کنم یک روند مهندسی ذهنی است. آدم‌ها در لابیرنت‌ها و مازها قرار می‌گیرند. شخصیت قصه در «اکت بیرونی» قرار می‌گیرد. رئالیسم صحنه را حذف و آنها را نشانه‌گذاری می‌کنم. امروز خانه در نمایش ما یک چهارپایه یا یک نردبان بزرگ آهنی است. این نردبان نماد فلزی پدر و کسی است که به خانه قفل زده است. باید این نردبان‌ را نشانه‌شناسی کنید. همه شخصیت‌ها از این نردبان فلزی بزرگ بالا می‌روند. همه روی آن مونولوگ می‌گویند. باید بررسی کنید و ببینید چرا فلزی است. سعی می‌کنم تمام اشیا را از بازیگر بگیرم. این اتفاق باعث می‌شود کار بازیگر سخت شود.
طبق شنیده‌ها و تجربیاتی که پیدا کرده‌ام تئاتر اساسا خصوصی نیست. شهرداری‌ها حامی تئاتر هستند. وظیفه اصلی تئاتر ایجاد تفکر است و در آن اقتصاد چندان مهم نیست. ایجاد تفکر مهم‌تر از تامین اقتصادی است. بنابراین اگر هنرمند بر وظیفه اصلی خود که تفکر است تمرکز کند، طبیعتا باید از لحاظ مالی حمایت شود که متاسفانه این امر در اینجا جا‌نیفتاده است.
خیلی شتاب‌زده وارد پروسه تئاتر خصوصی شده‌ایم. همین شتاب‌زدگی مخاطبی را آورده که به زعم من مخاطب اصلی تئاتر نیست. به عنوان یک کارگردان اصرار دارم شیوه کارگردانی و استایل شخصی خودم را حفظ کنم. به زودی آن مخاطبی که دنبال سرگرمی می‌آید ریزش خواهد کرد. البته او تئاتر خاص خود را خواهد داشت. چالش و اندیشه در تئاتر شکل روشنی خواهد گرفت. من به آن روز امید دارم.
لینک گفتگو:
http://newspaper.fdn.ir/?nid=2168&pid=15&type=0
ابرشیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- تخفیف وفاداری: برای خریداران نمایش‌های مافیا، درخت سیب که گناهکار نیست، آیس‌لند، ماه در آب، مرد بالشی، برای کلاه آهنی‌ها (تماشاخانه مشایخی) و برای کلاه آهنی‌ها (خرید دوم همین اجرا) با ۳۰٪ تخفیف
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید