خرید با تخفیف ویژه تیوال
۲۰,۰۰۰ تومان
۱۵,۰۰۰ تومان
امکان خرید پایان یافته
عضویت در تیوال برای همه رایگان و آسان بوده و مزایای گوناگونی در پی دارد. اگر هنوز عضو تیوال نیستید همینک عضو شوید
:  فرهنگسرای ارسباران
:  ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۸ شهريور ۱۳۹۲
:  ۲۰:۳۰
:  ۱۲۰ دقیقه
:  ۲۰,۰۰۰ تومان

:  مارتین مک دونا
:  محمد یعقوبی، آیدا کیخایی
:  پیام دهکردی، علی سرابی (به جای احمد مهرانفر)، نوید محمدزاده، احمد ساعتچیان (به جای علی سرابی)

** اجرای این نمایش در مرحله دوم در تماشاخانه ارسباران ادامه خواهد یافت **

:
محمدحسن معجونی
: باران کوثری
: امیر اسمی
موسیقی: بهرنگ بقایی
طراح گریم: سارا اسکندری
تصویر سازی(پروژکشن): آیلین کیخایی
مدیر تهیه،تولید و برنامه ریز: محمد قدس
دستیاران کارگردان: ساقی عطایی، محمد قدس
: فواد خراباتی
مدیر تبلیغات و روابط عمومی: آوا فیاض
مشاور رسانه ای: نوشین جعفری
:   علی مجاهد، عباس ملکی، محمدرضا ایمانیان



خلاصه نمایش: قتلهایی در شهر اتفاق می افتد و پلیس این قتلها را به یک نویسنده ربط می ده.

تلفن رزرو بلیت: 09307252095 و 09195173027 
شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران(هنر)
تلفن: ۲۲۸۷۲۸۱۸ - ۲۲۸۷۲۸۱۹ - ۲۲۸۷۲۸۲۰

گزارش تصویری تیوال از مرد بالشی / عکاس تیوال : حانیه زاهد

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری ویژه تیوال از کنفرانس مطبوعاتی مرد بالشی/ عکاس : بشیر زاهدی

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» "مرد بالشی"به بهمن فرمان آرا تقدیم شد

» "مرد بالشی" به محمود دولت آبادی تقدیم شد

» "مرد بالشی" به بانوی سینمای ایران، رخشان بنی اعتماد تقدیم شد

» ”مرد بالشی” نگاهی طنزآمیز به موضوعی جدی دارد

ویدیوی وابسته

با دانلود و نصب Flash Player می توانید فیلم وابسته را نیز تماشا کنید.

آواهای وابسته

آوای گفتگوی تیوال با علی سرابی


آوای گفتگوی تیوال با نوید محمدزاده


آوای گفتگوی تیوال با پیام دهکردی


گفتگوی تیوال با محمد یعقوبی - بخش اول


گفتگوی تیوال با محمد یعقوبی - بخش دوم


گفتگوی تیوال با ساقی عطایی
تیوال نمایش مرد بالشی | تیوال تئاتر
بخش «برجسته» مهم‌ترین و اصولی‌ترین نوشته‌های کاربران را نمایش می‌دهد. برای دیدن همه نوشته‌ها بخش «همه» را باز نمایید. اطلاعات بیشتر »
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خیلی بد بود حیف متن زیبای مک دونا با اون همه فضا سازی های غریب و دیالوگای بی نظیر'طراحی صحنه بد 'کارگردانی بد' میزانسن های افتضاح'با یه سری بازیگر خوب که بد و کلیشه ای بازی می کردن'به شخصه بازی بد از علی سرابی ندیده بودم که دیدم'احساس می کردم مهران فر از بازی بدش شرم سار بود'این کار فقط یه پیام دهکردی خوب داشت که فکر می کنم خودش خودشو کارگردانی کرده بود'ریتم'سکوتها'و کلا خیلی بد بود 'متاسفم برای محمد یعقوبی...
niloofar.Lotus ، بهرنگ ، مقداد ، سید حامد حسینیان ، الهه الف و فرزین امیری این را خواندند
الف. این را دوست دارد
یعنی الان داره اجرا میشه!!!!!؟؟؟؟
۰۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه سوال داشتم؛ کسی میدونه فیلم-تئاتر "مرد بالشی" کی منتشر میشه؟
البته دیدم که باغ آلبالوی معجونی و سه گانه اورنگ هم اومده. دوست داشتین اونا رو هم بگیرین.
۰۷ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاتوریان :به من گفته بودید که روی اون(برادرش) دست بلند نمی کنید،به من قول داده بودید آقا به من قول داده بودید آقا
توپولسکی:کاتوریان من یک افسر عالی رتبه پلیسم تو چه طوری به وعده های من اعتماد می کنی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توپولسکی: آخه می‌دونی؟ ما کشتن نویسنده‌ها رو دوست داریم...

(لعنتی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجب متن خوبیه این مرد بالشی :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تویولسکی:من یه داستان کوتاه نوشتم که یه جورایی جهانبینی خودمو توش بیان می کنم،البته جهانبینی که نه چون من اصن جهان بینی ندارم.
می دونی کاتوریان از نظر من دنیا یه تپه ی گه،اینکه جهانبینی نمیشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جانانه...هولناک....فراتر از توصیف
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتظار نداشتم از کار خوشم نیاید و فقط به یک «دیدم» آن هم با اغماض بسنده کنم، امّا نتیجه جز این نبود!
«یعقوبی» متأسفانه با دم‌دستی‌ترین و ساده‌ترین تمهیداتی که می‌توانست نمایش‌نامه‌ی «مک‌دونا» را روی صحنه برده بود.
چه‌قدر ایده که هدر رفته بود و عملی نشده بود!
چه‌قدر از ساده‌ترین ایده‌ها و اوّلین راه‌حل‌هایی که به فکر خطور می‌کند برای اجرا استفاده شده بود!
چه‌قدر نمایش‌نامه سَرتَر، قَدَرتَر و منسجم‌تر از اجرایی بود که امشب دیدم.
حین خواندن نمایش‌نامه‌ی 140 صفحه‌ای، آخرین باری که صفحه را نگاه کردم حدود صفحه‌ی 90 بودم. چشم باز کردم دیدم 137 هستم و دارم کلمات را با چشم‌هایم می‌بلعم!
امّا اجرا با آن هــمــه یک‌نواختیِ نور و صحنه و با اکت‌های محدود، با «ماسیدگی» بازیگران بر سر جای‌شان، خسته‌ام کرد و حوصله‌ام را سر برد.
اگر فردا یکی ... دیدن ادامه » از دو اجرا را در پیِ یک روزِ خسته‌کننده به تماشا نشستید، چندان نگران نباشید! چون خواهید توانست چشم‌های‌تان را مدّت کوتاهی ببندید تا خستگی بگیرید و وقتی آن‌ها را باز کنید، بازیگران را همان‌جا و در همان حالتی خواهید دید که قبل از بستن چشم‌ها، دیده‌اید.

+ اصلاً راضی نبودم و نمی‌دانم اگر «پیام دهکردی» و آن پسر بچه‌ی کَرِ چینی مسخره‌اش نبودند، چطور دقایق آخر را تاب می‌آوردم.

اضافه‌شده، نیم ساعت بعد:
از نظر قدرت بصری مقایسه شود با نقّاشیِ یک دخترک پروجکشن‌شده به پرده‌ی پشت سر آقای سرابی:
http://www.playbill.com/images/photo/p/m/pm1.jpg
سلام درود
در مورد بازی ها،در 2 سری اجرای قبل (خرداد ماه و تیر ماه در ایران شهر و فرهنگ سرای ارسباران) باید بگم که بازی ها بی نظیر بود.عالی بود.کاملن پر شور و حساب شده بود.
اما در اجرای جشن واره ی این دوره به خوبی قبل نبود.
در کل مرد بالشی وقتی برای اولین بار ... دیدن ادامه » در ایران به کارگردانی آقای یعقوبی و خانم کیخایی اجرا شد جز به ترین نمایش ها بود و هست که بسیار خوش درخشید و عوام و خواص از این نمایش لذت بردن.
۰۴ بهمن
وقتی تصاویر اجراهای این نمایشتامه در دیگر کشورها را مشاهده می کنیم و خلاقیت در خلق عناصر بصری آنها را با اجرای این گروه مقایسه می نمائیم ، آنجاست که به ضعفهای کارگردانی و طراحی صحنه و سرِ هَم کردن آن تصاویر بی رمق اسلاید که به خورد تماشاچی داده میشود ... دیدن ادامه » ، پی خواهیم برد ، حداقل از محمد یعقوبی انتظار بیشتری میرفت .
۰۵ بهمن
دقیقاً چون از محمّد یعقوبی بود سخت‌تر گرفتم و بیشتر توی ذوقم خورد!
اسلایدها که مثل آب یخ بود! به معنای واقعی کلمه «حالم را گرفت»!
۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-فکر کنم اینجا یه اشتباهی تو اسمت شده. فاملیت کاتوریانه، آره؟

- بله

-دیدی، اسم کوچیکت رو نوشتیم کاتوریان.

-اسم کوچیکم کاتوریانه

-اسم کوچیکت کاتوریانه؟

-بله

- فامیلت هم کاتوریانه؟

- بله

... دیدن ادامه » - اسمت کاتوریان کاتوریانه؟

- مامان بابام آدمای بانمکی بوده ن.

- اوهوم. حرف اول اسم وسطت ؟

- ک.

- اسمت کاتوریان کاتوریان کاتوریانه؟

- گفتم که، مامان بابام آدمای بانمکی بوده ن.

- ام، به جای بانمک بهتره بگیم احمق بودن
مایکل : گریه نکن کات!همــه چــــی درســـــــــــت میـــشــــه!
کاتوریان : چطور ممکنه درست بشه؟چجوری درست بشه؟
- من نمیدونم این چیزیه که تو همیشه اینجور وقتا میای به من میگی.
همه چی درســـــــت میـــــشــه! خب معلومه که هیچ چیزی درســــت نمیـشــه! چون ... دیدن ادامه » اونا هر دقیقه ممکنه بیان ما رو ببرن اعداممون بکنن هوم!

۰۳ بهمن
ما دوستی داشتیم اسمشون نوشین نوشین فر بود ، بعد همکارشون فکر می کرد فامیلیش "فر" ئه :)
۰۵ بهمن
:))
چرا راه دور میرین؟ محمد محمدی! بین اطرفیان خودم 4-5 نفر رو میشناسم که اسمشون محمده و فامیلشون محمدی!
خیلی شانس آوردن تو فارسی میدل نیم نداریم!
۰۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اریل:یه سوال دیگه ازت میپرسم اون پسر بچه یهودی بیچاره که انگشت پاشو بریدی و از خونریزی مرد،موهاش چه رنگی بود؟
کاتوریان:قهوه ای.
اریل:قهوه ای؟!
کاتوریان:مشکی.
اریل:مشکی؟
کاتوریان:یه جور... یه جور مشکی قهوه ای!
اریل:یه جور مشکی قهوه ای؟ باید بهت بگم مادرش [بافریاد] یه ایرلندی لعنتی بود!موهای لعنتی پسره ام مثل موهای لعنتی مادرش قرمز بود! حالا میخوای چندتا سوالم درباره دختربچه توی بوته زار ازت بپرسم؟
کاتوریان:نه!
اریل:[با فریاد]نـــــــــــــــــــــه! برای اینکه تویِ لعنتی هیچکدوم از اون دوتا بچه رو نکشتی!درسته؟!لعنتی! تو حتی اون بچه هارو ندیدی درسته؟! تو به برادرت گفتی اونارو بکشه؟

اریل:پدر و مادرتم برادرت کشت؟
کاتوریان:نه نه! پدرو مادرمو خودم کشتم!
اریل:تنها قتلی که ما صریحا میتونیم به تو نسبت بدیم قتل برادرت مایکله!بنابراین بعید میدونم بخاطر ... دیدن ادامه » کاری که نکردی اعدام بشی من جای تو بودم خوب فک میکردم قبل از ...
کاتوریان:نه نه پدرو مادرمو خودم کشتم!
اریل:ولی تو هیچ بچه ای رو نکشتی،کشتی؟!
مرسی خانم صفری. خاطره شیرینش برام زنده شد. عجب نمایشی بود.
۰۳ بهمن
مرسی از شما که وقت میگذارید.
۰۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما می تونیم برداشت خودمون رو داشته باشیم ؟
تو داری به ما می گی ما می تونیم برداشت خودمون رو داشته باشیم ؟؟
ما خودمون خوب می دونیم که می تونیم برداشت خودمون رو داشته باشیم لعنتی ...

( چ اجرای لعنتی محشری بود )

پیام دهکردی، علی سرابی، نوید محمدزاده، احمد ساعتچیان ... ( لعنتیا فوق العاده بودند)

عزیزمی :)
شاید با خواهرم بیام. گفتین چ روزی بلیط گرفتین شما !
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کاتوریان : اسمش چیه؟
توپولسکی : اسمش...چی بود؟ داستان پسربچه کری که روی ریل های راه آهن راه میرفت... درچین خب؟
- خب!
- اسم خوبیه نه؟
- بله اسم خوبیه!
- نه واقعا چی فکر میکنی؟ اجازه داری صادقانه نظرتو بگی من آدم باجنبه ای هستم!
- راستش این بدترین اسمیه که تاحالا شنیدم! یه اسم نباید دوتا مکث داشته باشه حتی یه مکثم نباید داشته باشه این اسم حتی نقطه هم داره! درکل این اسم مزخرفیه!
این اسم از زمان خودش جلوتره!! ;)
۰۳ بهمن
کاتوریان : از کجا می فهمه پسربچه کرِ !
توپولوسکی : ... سمعــــکشووو می بینه :))
۰۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یا ایها الناس از بین شما کسی نیست که بلیط مرد بالشی داشته باشه؟!



fzla70@yahoo.com

09192697153
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کسی بلیط اضافه برای مرد بالشی داره خبر بده،خریدارم

09192697153

fzla70@yahoo.com
فرزاد ایلا این را دوست دارد
اگه دو تا بود یه خبرم به ما بدین
vahid.ghaffari26@gmail.com
۰۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش دوباره در جشنواره امسال اجرا میشه. اما تمام صندلیهای ایران کنسرت فروش رفته!!! کسی می دونه چه جوری میشه بلیتشو گیر آورد؟ همون روز گیشه ایرانشهر فروش داره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن مرد بالشی ( اجرای ارسباران ) قصد داشتم این متن را بنویسم اما بنا به دلایلی از نوشتنش منصرف شدم. الان چون "روایت ناتمام..." را دیده ام گفتم ابتدا این متن را بنویسم و بعد برسم به روایت ناتمام!
...............

مرد بالشی؛ یا چگونه یاد گرفتم نگران نباشم و گاهی هم از آن طرف پشت بام بیفتم!
...

خب ابتدا همه چیز نمایش به جز متن :
پیام دهکردی آگاهانه نقشش را برای مخاطب باور پذیر کرده بود و کاملا مشخص بود زیر و روی حرکات شخصیتش را فهمیده و به اصطلاح نقش را مال خود کرده بود.
حس می کنم احمد ساعتچیان تا جایی که می توانسته از تجربیات و احتمالا مشاهدات قبلی خود برای اجرای بهتر این نقش خاص کمک گرفته و این تلاشش واقعا قابل تحسین است، اما با کمی دقت می فهمیم متأسفانه و علیرغم میل باطنی اش، تمرین کم او اثر خود را گذاشته و اجازه ی دادن عمق بیشتر به نقشش را به او نداده است.
علی سرابی دقیقا مناسب همین نقش انتخاب شده بود و اصلا در باورم نمی گنجد که قبلا احمد مهرانفر چطور این نقش را بازی کرده بوده و چقدر در اجرایش موفق بوده ؟!... اما خب،... چرا سرابی یکنواخت شده ؟... چرا حرکات و رفتارش حرکات یک نویسنده نیست ؟... چرا بازی اش شبیه یکی دو تا از کار های قبلی اش است ؟... از ته دل آرزو دارم علی سرابی مثل صابر ابر نشود !... خودش را، بعضی حرکاتش را مدام در نقش های مختلف تکرار نکند!
می ماند نوید محمدزاده،... نقشش همان الگویی است که احتمالا همه مان می شناسیم... الگوی "پلیس جوان و بی فکر و عصبی و ترمز بریده ی کنار پلیس با تجربه"،... اما صرفا تند و با سرعت گفتن دیالوگ ها دلیل بر خوب بازی کردن و اجرای صحیح این الگو نیست!... به نظرم نوید محمدزاده خیلی خیلی بیشتر از باقی بازیگران باید تمرین می کرد... اصولا آنقدر باید به نقشت مسلط شوی و اینطور دیالوگ های با ریتم تند را آنقدر باید طبیعی و بدون تپق بیان کنی که تماشاگر حتی یک لحظه هم به غیر طبیعی بودن بازی ات شک نکند... که متأسفانه فکر می کنم محمدزاده در این راه موفق نبود !
...

اما به نظرم بزرگترین نقطه ضعف اجرا، بازی ها نیست... طراحی صحنه و دکور و نور است!... چیزی که اصلا و ابدا در حد و اندازه و خدمت این متن خوب نبود... اصلا نبود!...
برخلاف طراحی لباس فکر شده و مناسب، به نظر می آید هیچ خلاقیت و تلاش دلسوازنه و در خور توجهی برای طراحی و آماده کردن صحنه و دکور و نور که عملا بستر اجرای بازی بازیگران و فضای متن نمایشنامه است، نشده است !!... معتقدم مرد بالشی ( اجرای ارسباران ) بزرگترین ضربه اش را از همینجا خورد !
...

اما ... دیدن ادامه » حالا همه چیز نمایش،... یعنی متن :
تقریبا همه مان بعد از دیدن نمایش گفته ایم نمایشنامه خوب بود،... یا خیلی خوب بود،... یا عالی بود،... اما چرا ؟؟... چرا واقعا نمایشنامه "مرد بالشی" خوب است و حتی در این اجرای به نظر من نه چندان قوی، باز هم خودش را نشان می دهد ؟؟... این نمایشنامه چه چیزی دارد که بعد از حدود یکی دو سال از دیدن نمایش های متوسط و ضعیف ( به لحاظ متن ) می توانیم راحت بگوییم کاری را دیده ایم که نمایشنامه خوبی دارد ؟؟
خب خودم خیلی فکر کردم... به نظرم :
بزرگترین و مهمترین نقطه قوت متن، طراحی درست و باور پذیر کردن فضا و حس و حال آن برای مخاطب است!...
"مارتین مک دونا" با دقیق نوشتن جزئیات و روند داستان اصلی و اضافه کردن آن "خرده داستان" های با آغاز و پایان ( دقت کنید با آغاز و پایان ) به طرز کاملا حرفه ای مخاطب ِ علاقمند به شنیدن داستان را با خود همراه می کند.
مک دونا داستان هایش را نصفه و نیمه نمی گوید و مخاطب را تشنه نگه نمی دارد. مک دونا داستان های تکراری و بدون خلاقیت نمی گوید و به مخاطب ِ دوستدار شنیدن داستان امروزی، که قبلا هم کلی داستان شنیده، خوراک درست و مقوی می دهد. در واقع به مخاطب امروزی چیزی را که دوست دارد بشنود می دهد.
مک دونا با یک موضوع حسی، با یک موضوعی که احساسات و وجدان مخاطب را قلقلک می دهد، یک داستان کوتاه، یک "خرده داستان" را برایش تعریف می کند و با این کار ضمن سرگرم کردن او، دقیقا یک بخش از شخصیت اصلی اش ( نویسنده ) را نیز کامل می کند. طوری که مخاطب در شوق گوش دادن به این داستان ها و البته غرق در جذابیت داستان اصلی است که ناگهان به خود می آید و می بیند انگار همه ی شخصیت ها و این فضا را کاملا می شناسد، حالا هر چقدر هم که صحنه و نور و دکور و بازی ها ضعیف باشد!... مخاطب ( خصوصا قشر مخاطب خیال پرداز ) به خود می آید و می بیند با هیچکدام از این شخصیت ها و فضای ذهنی آنها و دیالوگ هایشان بیگانه و غریبه نیست و آنها را کاملا درک می کند و کارهای شان را منطقی می داند !!
نمایشنامه "مرد بالشی" خیلی خیلی خیلی جزئیات دارد... اما به نظرم بزرگترین راز موفقیتش، همین فضاسازی درست و عالی نویسنده ی باهوشش، مارتین مک دونا است !
...
..
.
پ.ن :
حدود یکی دوسال است خرده می گیرم که چرا بعضا بازی ها و طراحی صحنه و دکور نمایش ها خوب است و متن ها بد ؟!... خب بعد از دیدن مرد بالشی، از آن طرف پشت بام هم افتادم !!
میشه زودتر راجع به روایت ناتمام هم نظرتون رو بنویسین ....
۲۵ مهر
ممنون چون من واقعا نظر شما رو به نظر خودم در مورد مرد بالشی نزدیک دونستم .
۲۷ مهر
خواهش می کنم... شما لطف دارید... :)
۲۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود
بی نظیر
بسیار تاثیر گذار و زیبا
آفرین
غزاله کهن دل این را خواند
niloofar.Lotus و یاسمن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی "پیام دهکردی" اونقدر خوب بود که آدم بعضی لحظه ها باورش نمی شد که می شه اینقدر خوب بازی کرد گاهی!‏
واقعاً لذت بردم
دقیقا، واقعا بازی پیام دهکردی تو این کار محشره بود.
۱۲ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یکی از آرزوهای تیاتری امسالم رسیدم..دیشب مردبالشی بدون مهرانفر رو دیدم..مطابق تصورم بهتر و تاثیر گذارتربود...
موافقم. جالب تر اینکه استادم آقای یعقوبی از همان گزینه ای که مد نظرم بود استفاده کردند یعنی احمد ساعتچیان.
۰۹ شهريور ۱۳۹۲
احمد ساعتچیان با یک تمرین بسیار کوتاه به این نقش رسید در حالیکه به تازگی نیز تئاتر دیگری را به پایان رسانده بود و این به عقیدۀ من شگفت انگیز است. بسیار بازیگر توانمندی است. بیهوده نیست که استاد سمندریان از ایشان در اجرای کارهایشان بهره می برد. فکر می کنم ... دیدن ادامه » اگر زمان بیشتری برای تمرین در اختیار داشت بسیار بهتر از این ظاهر میشد هر چند اکنون هم بازی قابل توجهی را ارائه می دهد.
۰۹ شهريور ۱۳۹۲
فکر می کنم برای ارایه اون نقش کوتاه همین اندازه زمان کافی به نظر میاد..ولی در مورد توانمندی ساعتچیان باشماموافقم آقای عمرانی گرامی..
۰۹ شهريور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست داشتم ... بی نظیر بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید