کارگردان تئاتر: فرار اشرف غنی مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداختکارگردان تئاتر گفت: ایده نمایش «مرگ اشرف غنی» از شباهت میان فرار اشرف غنی و فرار یزدگرد سوم نشات گرفت؛ اثری که اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی است و محور اصلی نمایش بر حول رنج انسان، ترس، دروغ و خیانت میچرخد.
ابراهیم پشتکوهی، کارگردان تئاتر در گفتوگو با ایران۲۴ درباره شکلگیری ایده اولیه نمایش «مرگ اشرف غنی» بیان کرد: در حقیقت ایده مرگ اشرف غنی، اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» است که سالها با من زندگی کرده بود. همیشه به این موضوع فکر میکردم که چگونه میتوان روایتی جدید را درباره مرگ یزدگرد ایجاد کرد. بدون آنکه نمایش تکراری شود. روایت فرار اشرف غنی و ماجرای چمدانهای دلار، ناخودآگاه مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت؛ همان نقطهای که «بهرام بیضایی» در آغاز مرگ یزدگرد تأکید میکند که از تاریخ، تنها همین واقعه را گرفته و باقی نمایش زاییدهی تخیل اوست. این نمایش نیز از همین ایده آغاز شد تا اینکه احساس کردم زمان آن رسیده این نمایشنامه متولد شود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به برداشتی که از نمایشنامه مرگ یزد گرد سوم به قلم «بهرام بیضایی» کرده است، درباره نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» اظهار کرد: در تمامی سالهای فعالیتم در حوزه تئاتر، جز اقتباس از کار شکسپیر، هرگز سراغ نمایشنامه نویسنده دیگری نرفته بودم. اما این اثر بیضایی جایگاه ویژهای داشت و به نوعی دوست داشتم ادای دین انجام شود، اما در عین حال نمیخواستم صرفا تکرار دوباره مرگ یزدگرد باشد، به همین دلیل روایت را به سمت افغانستان بردیم؛ اگر چه خط اصلی نمایشنامه حفظ شده ولی تفاوتهایی با نمیشنامه مرگ یزگرد دارد.
وی در ادامه درباره دغدغه مهم نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» گفت: در حقیقت، دنبال ارائه یک پیام مشخصی نیستم. بیشترین هدفی که داشتم نشان دادن احوالات روحی انسانها در موقعیتهای بحرانی است؛ آدمهای معمولی که ادعای قهرمان بودن ندارند، اما در دل یک بحران سیاسی و اجتماعی ناچار به انتخاب میشوند و همین انتخابها زندگیشان را به چالش میکشد. بیش از هر چیزی این نمایش روایت رنج انسانهاست؛ در کنار آن بخشی از آیین و فرهنگ مردم افغانستان نیز به تصویر کشیده میشود.
پشت کوهی با بیان اینکه هدف اصلی این نمایشنامه درباره رخداد سیاسی امروز است یا اشاره به وقایع تاریخی دارد، تصریح کرد: قدرت دیکتاتوری و سرکوب فارغ از اینکه کجای جهان رخ دهد، الگوی تکرار شوندهای دارد. به همین دلیل این نمایش فقط به یک دوره خاص تاریخی مرتبط نیست و آن رویداد فقط بهانهای است برای اینکه در شرایط بحرانی روان انسان را بشناسیم و اینکه چگونه قدرت استبداد باعث ایجاد ترس و خفقان میشود و انسانها را به دروغ، خیانت، دزدی و انتخابهایی سوق میدهد که در شرایط زندگی معمولی شاید هرگز به انجام دادن آن فکر نکنند.
کارگردان تئاتر در ادامه بیان کرد: من از این بابت خوشحالم که بعد از سالها کار در تئاتر، به سراغ مهمترین نمایشنامه بیضایی رفتم. در عین ادای دینی که داشتم اثر متفاوت و جدیدی را روی صحنه آوردهام. فکر میکنم هر نویسندهای از اینکه اثرش به شکلهای مختلف به حیاتش ادامه دهد بسیار خوشحال خواهد شد. امروز تماشاگران افغانستانی با این نمایش ارتباط بر قرار میکنند، با آن میخندند، گریه میکنند و غم و رنجی که کشیدهاند را همچون آینه میبینند که بخشی از آن به قدرت بیضایی بر میگردد. بخشی مهمی نیز حاصل تلاش بازیگران و همهی عوامل نمایش است که تلاش کردند آینهای در برابر تماشاگر قرار دهند که بازتابی از روح زمانهی باشند.
منبع: ایران۲۴
نمایش «مِیّت» به کارگردانی سپهر واعظیان از هفتم مرداد اجرای خود را درخانه نمایش مهرگان آغاز میکند.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اثر، «مِیّت» نمایشی در ژانر کمدی با فضایی ابزورد است که داستان مردی را روایت میکند که بهتازگی به خاک سپرده شده، اما همچنان باور دارد که زنده است. او در قبر با دو کرم مواجه میشود؛ موجوداتی که مأموریت تجزیه بدنش را بر عهده دارند. گفتگوهای میان این مرد و کرمها، بستری برای طرح مفاهیمی همچون مرگ، زندگی، خاطره، قضاوت، فراموشی و معنای زیستن فراهم میکند.
این اثر با بهرهگیری از طنزی تلخ و موقعیتهای کمیک، تلاش دارد مواجهه انسان با مرگ را از زاویهای متفاوت به تصویر بکشد و در عین حال نگاهی انتقادی و انسانی به روابط، باورها و تناقضهای رفتاری انسان معاصر داشته باشد.
سپهر واعظیان علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، در این نمایش نیز به ایفای نقش میپردازد و مجید نرمانی و محمدمهدی منصوریمهر دیگر بازیگران این اثر هستند.
در گروه اجرایی نمایش «مِیّت» همچنین آیدین محمدپور بهعنوان طراح گرافیک و مسئول اتاق فرمان، بهار اسلامی طراح صحنه، مهشید کابلی طراح گریم، امیرعباس طالبی طراح لباس، الیاس عابدی عکاس، حمید سلامی طراح نور، ابوالفضل غفاری مدیر صحنه، میلاندرمدیا دپارتمان رسانه، امین اسلامی مدیر رسانه و عکاس، و محمد سجاد رشیدی مجری طرح این نمایش را تشکیل میدهند. این اثر با حمایت خانه نمایش مهرگان تولید شده است.
نمایش «مِیّت» از ۷ تا ۲۰ مرداد هر شب ساعت ۱۹ به مدت یک ساعت در سالن ۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی این نمایش در تیوال و سینما تیکت مراجعه کنند.
آغاز پر فروش نمایش «خوی حیوانی» در تالار محرابسه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسیدنمایش «خوی حیوانی» به نویسندگی بهنام ترابی با اقتباسی از نمایشنامه ماندگار «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک و به کارگردانی و تهیهکنندگی هلیا خادم، اجراهای عمومی خود را از روز پنجشنبه، اول مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب آغاز کرد و در سه شب نخست، با استقبال چشمگیر مخاطبان و فروش کامل تمامی بلیتها، شروعی موفق را در نخستین روزهای اجرای خود رقم زد.
به گزارش روابط عمومی گروه، این اثر نمایشی از نخستین اجرای خود تا پایان اجرای روز یکشنبه، چهارم مردادماه، با تکمیل ظرفیت سالن روی صحنه رفت و توانست در همان روزهای ابتدایی، توجه علاقهمندان تئاتر را به خود جلب کند. استقبال مخاطبان از این نمایش، در حالی رقم خورده که «خوی حیوانی» نخستین تجربه کارگردانی هلیا خادم و در مقام تهیهکننده نیز به شمار میرود و اجرای آن از هفتههای گذشته مورد توجه فعالان و مخاطبان تئاتر قرار گرفته بود.
نمایش «خوی حیوانی» با اقتباس از یکی از مهمترین آثار نمایشی قرن بیستم، یعنی «تانگو» نوشته اسلاومیر مروژک، نگاهی فلسفی و اجتماعی به مفاهیمی همچون قدرت، آزادی، ایمان، ایدئولوژی، نظم، فروپاشی ارزشها و مناسبات پیچیده انسانی دارد. این اثر تلاش میکند با بهرهگیری از زبانی استعاری و فضایی نمادین، نسبت میان قدرت و انسان را در قالب یک خانواده روایت کند؛ روایتی که در عین سادگی، مخاطب را با پرسشهایی بنیادین درباره اختیار، سلطه، اخلاق و مسئولیت فردی روبهرو میکند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، اعضای خانوادهاش را در خانهای زندانی میکند؛ خانهای که در این نمایش تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است؛ جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی، ترس، آزادی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیتها را رقم میزنند و هر تصمیم، تعادل ظاهری این جهان بسته را بیش از پیش دستخوش تغییر میکند.
همزمان با آغاز اجراهای عمومی، جمعی از هنرمندان و فعالان حوزه تئاتر نیز به تماشای این اثر نشستند. در نخستین شب اجرای نمایش، شهروز دلافکار، بازیگر و کارگردان تئاتر، و بهنام حبیبی، نمایشنامهنویس و منتقد تئاتر، از مهمانان این اجرا بودند.
شهروز دلافکار پس از تماشای نمایش گفت: «خوی حیوانی» اجرایی جمعوجور، خوشریتم و سرشار از انرژی است. بازیگران با هماهنگی و تمرکز قابل توجهی روی صحنه حضور دارند و نتیجه، نمایشی منسجم و تأثیرگذار است. خوشحالم که فرصت دیدن این اجرا را داشتم و تماشای آن را به علاقهمندان تئاتر و دوستان هنرمند پیشنهاد میکنم».
در این نمایش امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری به ایفای نقش میپردازند؛ بازیگرانی که با تکیه بر بازیهای گروهی، ریتم مناسب اجرا و فضاسازی صحنه، روایت این نمایش را پیش میبرند.
دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامهریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس) و احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
نمایش «خوی حیوانی» این روزها در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه است و با توجه به استقبال مخاطبان در سه شب نخست، پیشبینی میشود اجراهای پیش رو با استقبال علاقهمندان همراه باشد.
علاقهمندان برای اطلاع از زمان اجراها، مشاهده جزئیات و تهیه بلیت این اثر میتوانند به صفحه اختصاصی نمایش «خوی حیوانی» در سایت تیوال مراجعه کنند.
بازیگر نباید سورئال بازی کند؛ باید در جهان نمایش زندگی کندزهرا پرهون بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» عنوان کرد که بازیگر در آثار سوررئال باید در جهان نمایش زندگی کند.زهرا پرهون، بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» که این شبها در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، در گفتوگو با خبرنگار صبا به تشریح رویکرد هنری خود در مواجهه با شخصیتپردازی و تحلیل جهان زیستِ این اثر به کارگردانی تارا برزی پرداخت.
پرهون درباره هویت پیچیده نقشی که بر عهده دارد، گفت: «شخصیتی که من بازی میکنم، شخصیتی است که نمیتوان بهراحتی برایش یک عنوان مشخص انتخاب کرد؛ شاید رسپشنیست باشد، شاید مدیر هتل، شاید گارسن، یا شاید همه اینها. او بهتنهایی تمام امور این هتل قدیمی را انجام میدهد؛ هتلی که انگار از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز، در زمان متوقف مانده و هنوز با همان نظم و قواعد خودش نفس میکشد.»
او با اشاره به پیوند عمیق میان شخصیت و مکان رویداد، ادامه داد: «برای من، این شخصیت بیش از آنکه یک شغل یا جایگاه مشخص داشته باشد، بخشی از هویت این مکان است؛ گویی سالهاست با این هتل یکی شده و حافظ نظم و تداوم آن است. وسواس، دقت و انضباطی که در انجام کوچکترین کارها دارد، صرفاً یک ویژگی رفتاری نیست، بلکه بخشی از منطق وجودی اوست؛ نظمی که در جهانی پر از ابهام، تنها چیزی است که هنوز پابرجاست. آنچه این نقش را برای من جذاب کرد، کیفیت حضورش بود. او شاید در ظاهر شخصیتی کمحرف و کمادعا باشد، اما حضورش در تمام لحظات جریان دارد و بر ریتم، انرژی و پیشبرد نمایش تأثیر مستقیم میگذارد.»
بازیگر نمایش «باران نم نم خواهد بارید» درباره چالشهای اجرایی و ضرورتهای حضور روی صحنه افزود: «از نظر اجرایی، حفظ ریتم صحنه یکی از مهمترین مسئولیتهای این شخصیت است؛ بسیاری از انتقالها، سکوتها، جابهجاییها و تغییر انرژی صحنه از مسیر او شکل میگیرد. به همین دلیل، این نقش بیش از هر چیز به دقت، زمانبندی، تمرکز و حضور مداوم نیاز دارد. جذابیت این شخصیت دقیقاً در همین ظرافتهاست؛ اینکه بدون تأکید و اغراق، بتواند جهان نمایش را زنده نگه دارد.»
او در مواجهه با اتمسفر سورئال نمایش و نحوه عبور از فضای واقعگرایانه توضیح داد: «به نظر من، بازیگر قرار نیست سورئال بازی کند. وظیفه ما این است که منطق جهان نمایش را بپذیریم و در همان جهان زندگی کنیم. اگر بازیگر به این منطق وفادار باشد، حتی موقعیتهایی که در نگاه اول غیرواقعی به نظر میرسند، برای مخاطب باورپذیر میشوند. نمایش ما درباره تنهایی انسان معاصر است؛ موضوعی کاملاً واقعی که در بستری سرد، انتزاعی و سورئال روایت میشود. برای همین سعی میکنم بهجای تأکید بر فرم، کیفیت حضور شخصیت را حفظ کنم؛ حضوری که از دل سکوت، نظم، ریتم و رفتار شکل میگیرد.»
پرهون درباره همکاری با تارا برزی و فرآیند رسیدن به لحن مشترک در اجراهای زنده گفت: «همکاری با تارا برزی برای من تجربهای مبتنی بر اعتماد و گفتوگوی مستمر بود. در تمرینها، بداههپردازی و طراحی دقیق میزانسن دو عنصر مهم در شکلگیری شخصیتها بودند و بسیاری از جزئیاتی که امروز روی صحنه دیده میشود، در دل همین فرآیند کشف شد. حالا که اجراها آغاز شده، نمایش به ساختار مشخصی رسیده است، اما تئاتر ذاتاً هنری زنده است و هیچ اجرایی دقیقاً شبیه اجرای شب قبل نیست. ممکن است کیفیت یک مکث، یک نگاه یا ریتم یک حرکت، متناسب با انرژی همان شب تفاوتهای ظریفی پیدا کند، اما این تغییرات همیشه در چهارچوب جهان نمایش و نگاه کارگردان اتفاق میافتد. هدف ما تغییر دادن اجرا نیست، بلکه زنده نگه داشتن آن در هر شب اجراست.»
او با تأکید بر سختیهای حفظ ریتم در لحظات سکوت و تعلیق بیان کرد: «به نظر من، مهمترین چالش، حفظ ریتم است. در این نمایش، ریتم فقط به دیالوگ مربوط نمیشود؛ ریتم حاصل نسبت درست میان سکوت، حرکت، کنش و واکنش است. اگر این نسبت به هم بخورد، حتی یک سکوت هم دیگر تأثیر خودش را نخواهد داشت. از آنجا که شخصیت من در حفظ ریتم و جریان نمایش نقش مهمی دارد، باید در تمام لحظات، حتی زمانی که دیالوگی ندارم، نسبت به اتفاقات صحنه و بازی دیگر بازیگران کاملاً هوشیار باشم. در کنار آن، مخاطب هم هر شب انرژی متفاوتی وارد سالن میکند و این از ویژگیهای تئاتر زنده است. هنر بازیگر این است که این انرژی را دریافت کند، اما اجازه ندهد کیفیت اجرا و ریتم نمایش دچار نوسان شود.»
زهرا پرهون در پایان، صداقت در بازیگری را کلید ارتباط با مخاطب دانست و تاکید کرد: «من معتقدم حتی در یک جهان سرد و انتزاعی، آنچه مخاطب را با نمایش همراه میکند، صداقت بازیگر است. اگر بازیگر بهجای نمایش دادن احساسات، آنها را در رفتار، سکوت و کنش شخصیت زندگی کند، تماشاگر راه خودش را برای ورود به جهان اثر پیدا میکند.
تلاش من این است که شخصیت را بدون قضاوت و با وفاداری به منطق جهان نمایش اجرا کنم. فکر میکنم وقتی بازیگر به حقیقت نقش وفادار باشد، مخاطب هم بدون اینکه چیزی به او تحمیل شود، با نمایش همسفر خواهد شد. در روزگاری که آدمها بیش از هر زمان دیگری تنهایی را تجربه میکنند، تئاتر هنوز یکی از معدود فضاهایی است که میتواند تجربهای مشترک خلق کند. امیدوارم «باران نمنم خواهد بارید» برای تماشاگر فقط یک اجرا نباشد، بلکه تجربهای باشد که بعد از خروج از سالن هم در ذهن و احساسش ادامه پیدا کند.»
خندهای که درد دارد! چند برداشت از نمایش «برای فروش»بعد از یک دوره رخوت، سالنهای تئاتر رمقی تازه یافتهاند و این روزها کار تماشایی کم یافت نمیشود؛ از جمله «برای فروش».
احمد رنجبر| سردبیر: «برای فروش» را علی تصدیقی بر اساس نمایشنامه سهند خیرآبادی کارگردانی کرده و در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه است. تماشای آن بهرغم برخی کاستیها توصیه میشود چون:
۱) نمایش از همان دقایق ابتدایی تماشاچی را وارد دنیای خود میکند و مقدمات اعصابخردکن ندارد. یک زن و شوهر برای فروش ملک پدربزرگ به ایران آمدهاند؛ اما شرط جد محترم، مرگ مستأجران سالخورده آن بوده است. سن آنها به ۱۳۰ سالگی تنه میزند؛ ولی قبراق هستند و زوج جوان مستأصل ماندهاند که با این آدمهای عجیب و شرایط پیچیده چه کنند.
۲) داستان نمایش سرراست است و خیلی زود شوخیهایش میگیرد. حتی اگر زیاده از حد عبوس باشید، بالاخره سگرمه مبارک در برابر دیالوگ و موقعیتهای خندهدار باز میشود. «برای فروش» البته اثری تمام کمدی نیست و فاصلهای معنادار با نمایشهای صرفاً خندهدار ایجاد کرده است.
۳) از دل خنده و فضای سرخوش نمایش، حرفهایی بیرون میآید که دردناک است. «برای فروش» برای نسل امروز دل میسوزاند و ویژگیهای مثبت نسل قدیم را یکسره نادیده نمیگیرد. حرفش این است که هر نسل باید خودش سرنوشت خودش را تعیین و این «خانه» را آباد کند. نمایش چنین مفاهیمی را باظرافت و در دل قصه منتقل میسازد و هر مخاطب با زاویه نگاه خود میتواند اقدام به برداشت شخصی کند و یا آنها را تعمیم دهد.
۴) بازیگران حضوری موفق روی صحنه دارند. نورا هاشمی و مهبد قناعتپیشه همان زوجی هستند که از هند به ایران آمدهاند تا به میراثی گرانبها دست یابند. دوئل ناتمام زنوشوهری و بگو – مگوی آنها به دل مینشیند و تا لحظه آخر بانشاط و جذاب است. هاشمی و قناعتپیشه اجرایی تمیز و پرانرژی دارند و میزان بالای حضور روی صحنه و فریاد و تحرک، اثر منفی روی بازیشان نمیگذارد. نادر فلاح بازیگری که چندی پیش با سریال «دروتخته» مخاطبان را با وجه کمدی خود آشنا کرد، خوب میخنداند. او خاک صحنه خورده است و مقابل چشم تماشاگران نقشها را زندگی میکند. «برای فروش» قدمی روبهجلوی دیگری برای این بازیگر است. مهرانه مهینترابی پس از سالها روی صحنه رفته است و هوشمندانه اکت و بیان شخصیت را در خدمت جذابیت او قرار داده. بازیگر ظاهراً کاری نمیکند؛ اما واقعاً همه کار میکند و به همین خاطر است که تماشاچی به واکنش و خنده میافتد. محمد معتضدی که با اجرای استندآپکمدی در «خندوانه» به شهرت رسید، روی صحنه «برای فروش» درخشان است. او را ابتدا در نقش پیرمردی آذریزبان میبینیم که میخواهد وصیتنامه را اجرایی کند. رفتار و گفتار بازیگر فراتر از کلیشهها است و همدلی سالن را تا انتها با خود دارد. معتضدی یک نقش دیگر هم ایفا کرده که جوانی است برازنده و همین فرصت مضاعفی است تا تماشاچی پی به توانمندیاش ببرد.
۵) «برای فروش» صحنهای پیچیده ندارد و با سادهترین ابزار فضایی باورپذیر از یک ساختمان عجیب و پرماجرای قدیمی ترسیم میکند. نور نیز در خدمت دکور است و موسیقی بر غنای کار میافزاید.
امین کشاورز در گفتوگو با پلاتو هنر مطرح کرد؛«+حقوق»؛ روایتگر نبرد ذهن انسان در قالب یک درخواست ساده استبه گزارش پلاتو هنر، نمایشنامهخوانی «+حقوق» به تهیهکنندگی و کارگردانی امین کشاورز، از تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه روی صحنه رفته است و ۱ و ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پستمدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدتزمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، میخواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقشخوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»؛ یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق به بهانه اجرای این نمایشنامهخوانی با امین کشاورز، تهیهکننده و کارگردان به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید.
امین کشاورز درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «+حقوق» عنوان کرد: ژرژ پرک، یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات نمایشی پست مدرن است ولی در ایران، کمتر شناخته شده است.
با انتخاب این متن، میخواستم یکی از سختترین و پیچیدهترین متنهای اجرایی پست مدرن را کار کرده باشم و از طرف دیگر، حرف مهم متن که یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق است را مطرح کنم.
این کارگردان درباره نسبت این نمایشنامه با شرایط امروز جامعه گفت: این نمایشنامه، فقط درباره شرایط امروز جامعه ایران نیست، بلکه روندی جهانشمول دارد. میتواند همه دوران و همه زمانی را دربرگیرد. کاراکترهای نمایش به نحوی درگیر مجموعه استدلالهای منطقی هستند. دقیقا مثل جامعه و هر انسانی که در هر زمانی، ممکن است درگیر این استدلالها در ذهن خود برای هر تصمیم، شود.
وعده اجرای صحنهای بعد از چند جلسه آموزش، به هنرجوی تئاتر آسیب میزند
امین کشاورز درباره نمایشنامهخوانی «+حقوق» تصریح کرد: این اثر در ادامه کلاسهای آموزشی است که برای نوجوانها برگزار و اجرا شد، سعی کردم روند مشخصی را برای کلاسها در نظر بگیرم و تا جای ممکن اصول حرفهای تئاتر را رعایت کنم. متاسفانه، روندی باب شده است که بعد از یک دوره آموزش کوتاه و بعضا چند جلسهای، اجرای صحنهای را به هنرجوها، قول میدهند ولی این اصل، فراموش میشود که هدف آموزش نیازمند گام به گام جلو رفتن است.
او ادامه داد: در این مدل که مواجهه یکباره هنرجو با اجراست، کمکی به او نمیشود و بعضا ضربه هم میخورد. برای همین سعی کردم در گام اول با نمایشنامهخوانی، ابتدا هنرجویان نوجوان را با محیط، شرایط و فضای نمایش و اجرا اماده کنم.
نوجوانان با متن پستمدرن، فراتر از یک نمایشنامهخوانی در صحنه ظاهر شدند
مخاطب در اجرای نمایشنامهخوانی «+حقوق» با چه تجربهای روبهرو خواهد شد؟
امین کشاورز اظهار کرد: مخاطب با یک متن بزرگسال و پست مدرن به شدت سنگین مواجه است که توسط نوجوانها، خوانش و اجرا میشود. این توضیح لازم است که ما سعی کردیم با پویاتر کردن حرکات و اضافه کردن بعضی اکتها به اجرا، فضای اثر از نمایشنامهخوانی صرف فاصله بگیرد. این کار باعث شد مخاطب عمیقتر ببیند، بشنود و در نهایت متن را بهتر درک کند.
این کارگردان درباره تغییرات در بازنویسی متن مطرح کرد: متن یک فضای جهانشمول دارد و نیازی به تغییر و یا آدابته کردن با فضای ایران را نداشت. در واقع تغییرات لازم، کوتاه کردن متن و روان کردن دیالوگها بود تا هنرجوها دیالوگها را راحتتر بگویند و مخاطب هم درک بهتری از متن داشته باشد.
آموزش تئاتر به نوجوانان باید از فضای کودکانه فاصله بگیرد
چرا اجرای این اثر را به گروهی از نوجوانان سپردید؟
امین کشاورز خاطرنشان کرد: این اثر پایان دوره کارگاه ایده تا اجرا بود و اینکه مواجهه نوجوانان و هنرجویان با متنهای سنگین به شکلی باشد که خود را در فضای حرفهای ببینند. آموزش متناسب با اجرای بزرگسال به هنرجوها داده میشود و قطعا هدف آموزش، تربیت نسل جدید تئاتر بود و به زعم من تا زمانی که فقط با این نسل، همسن خود و شرایط سنی برخورد شود، رشد و تجربه مفیدی، اتفاق نمیافتاد.
این کارگردان درباره چالش با نسل نوجوان گفت: تفاوت نسل، نوع دیدگاه خاص این نسل، بسیار متفاوت است و چالشهای بسیار زیادی را در پی دارد. به نظر من به خاطر نوع خاص فضاها و نوع آموزش که با نوجوانان مثل یک کودک برخورد میشود، در برخی از موارد مجبوریم آموزش را از اول شروع کنیم. چون این نسل آموزش صحیحی ندیدهاند، در صورتی که فضای حرفهای تئاتر، یک فضای بسیار جدی و بانظم است. این چالش نه فقط با نوجوانها بلکه با خانوادهها هم پیش میآید ،چون والدین هم به فضای کودکانه عادت کردند که بسیار از فضای اصلی تئاتر، دور است.
پشت یک درخواست ساده، نبرد ذهن انسان برای گرفتن حقش جریان دارد
امین کشاورز درباره تاثیر این نمایش بر تجربه هنری این نوجوانان بیان کرد: به نظر من تاثیر مثبت یک کار خوب و منظم، فقط برای نوجوانها نیست بلکه خانوادهها را هم تحت تاثیر قرار میدهد. توضیح ساده آن این است که کارهای پیشین نوجوانان، معمولا از کیفیت قابل قبولی برخوردار نبود و قطعا خانوادهها، چشم و سطح سلیقهای متناسب با آن کار را پیدا کردهاند. کارهای بیکیفیت بهشدت به سطح سلیقه نوجوان و خانواده ضربه میزند ولی در کارهایی که نظم حرفهای تئاتر وجود دارد و اجرا برای افراد بزرگسال اجرا میشود دیگر خبری از آن نگاه وجود ندارد، پس فرایند اجرا کاملا متفاوت میشود.
امین کشاورز در پایان گفت: بهتر است اشاره کنم که زیر متن اثر بسیار درخشان است. در ظاهر ما با یک درخواست اضافه حقوق مواجه هستیم، ولی متن حرف مهمتری را در لایههای زیر متن خود میزند. بحث استدلال، فرضیههایی که در ذهن یک انسان برای گرفتن حق طبیعی خود جریان دارد. حسهای مختلف و حالتهای بسیار متفاوتی که در طول یک عمر زندگی، بارها و بارها از ذهن همه ما گذشته و به زبان نیاوردیم.
عوامل نمایشنامهخوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیهکننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
گزارش تصویری نمایش «مغازه خودکشی»نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی، بر اساس کتاب «مغازه خودکشی» با ترجمه احسان کرمویسی و به کارگردانی حسین نصیری، با تهیهکنندگی سید محمد میرمحمدی، این روزها در عمارت هما، سالن ۱ روی صحنه است.
در این نمایش داوود گراوند، مهتاب کیوانجو، آرزو صراف رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، آرزو اکبری، محمدجواد الهدادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخیپور، فاطمهزهرا باغچیقی و کیان مؤید به ایفای نقش میپردازند.
«مغازه خودکشی» با فضایی انیمیشنی، داستان خانواده «تواچ» را روایت میکند که نسلهاست مغازهای عجیب را اداره میکنند؛ اما تولد فرزند متفاوت این خانواده، مسیر زندگی و کسبوکار آنها را دگرگون میکند. این اثر در بیستونهمین جشنواره تئاتر استان تهران موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه اول کارگردانی، جایزه اول بازیگری مرد، جایزه اول بازیگری زن، جایزه اول طراحی لباس و جایزه اول طراحی گریم شده است.
عکاس: محمد زارع
حسین نصیری در گفتوگو با سینما رسانه:طنزِ مغازه خودکشی ؛ ابزار فرار از تلخی نیست!به گزارش سینما رسانه، نمایش «مغازه خودکشی» به کارگردانی حسین نصیری که این شبها در سالن شیشهای عمارت هما روی صحنه است، تلاش میکند تا یکی از دشوارترین مضامین ادبیات مدرن را به صورت فانتزی و انیمیشنوار روی صحنه ببرد.
این نمایش بر اساس رمانی با همین عنوان (Le Magasin des suicides) اثر ژان تولی، نویسنده فرانسوی شکل گرفته است که نخستینبار در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و از آثار شناختهشده در فضای ادبیات ایران به شمار میرود که با ترجمههای متعددی در دسترس علاقهمندان قرار دارد، در این میان اما ترجمه احسان کرمویسی از نشر چشمه از نسخههای پرمخاطب این اثر ادبی محسوب میشود؛ نسخهای که تبدیل به متن نمایش «مغازه خودکشی» شده است.
حسین نصیری درباره بزرگترین چالش تبدیل این رمان به اجرا روی صحنه گفت: «بزرگترین چالش، انتقال جهان ذهنی کتاب به زبان صحنه بود. این اثر در اصل با تخیل خواننده کامل میشود اما تئاتر ناچار است همهچیز را عینی کند. ما باید کاری میکردیم که نه تنها داستان گفته شود، بلکه فضای مرگمحورِ طنزآلود هم حس شود. این یعنی طراحی صحنه، ریتم بازی و حتی میزان اغراق بازیگران باید طوری تنظیم میشد که مرگ در اثر، واقعی نباشد بلکه یک کُد فرهنگی و استعاره باشد. همین مرز، سختترین بخش کار بود.»
او در پاسخ به این پرسش که چگونه تعادل میان مرگطلبی و امید را حفظ کرده است، بیان کرد: «ما از ابتدا تصمیم گرفتیم به جای اینکه بین این دو قطب انتخاب کنیم، آنها را همزمان زنده نگه داریم. در این اثر، طنز یک ابزار فرار از تلخی نیست؛ خودش بخشی از تلخی است. برای همین ریتم نمایش طوری طراحی شد که هر لحظهای که تماشاگر به سمت تاریکی کشیده میشود، یک شکاف کوچک از زندگی و امید باز شود—نه به شکل شعار، بلکه به شکل رفتار انسانی، نگاه، یا یک مکث ساده. هدف این بود که تماشاگر خسته یا دلزده نشود، بلکه مدام بین دو حس معلق بماند؛ درست مثل خود زندگی.»
این هنرمند درباره میزان وفاداری به شخصیت «آلن» و دخالت نگاه شخصیاش گفت: «آلن در متن اصلی یک نماد است اما روی صحنه اگر فقط نماد بماند، بیاثر باقی میماند. ما سعی کردیم به او جسم و خون بدهیم. یعنی وفاداری به هسته شخصیت حفظ شد—او حامل تغییر و روشنایی است—اما در جزئیات رفتاری، لحن و حتی مکثها، نگاه شخصی من و برداشت بازیگر وارد شد. در واقع ما آلن را بازنویسی نکردیم، بلکه او را قابل زندگی کردن روی صحنه کردیم.»
کارگردان نمایش «مغازه خودکشی» درباره پیام این اثر برای مخاطب امروز بیان کرد: «اگر بخواهم صادقانه بگویم، این نمایش قرار نیست جواب بدهد؛ قرار است سوال ایجاد کند. در زمانهای که فشار، اضطراب و ناامیدی در لایههای مختلف زندگی وجود دارد، این اثر یادآوری میکند که تاریکی همیشه مطلق نیست. تماشاگر وقتی از سالن بیرون میرود، شاید با جواب قطعی بیرون نرود، اما اگر حتی یک لحظه با خودش فکر کند که میشود جور دیگری هم دید، برای ما کافی است.»
نصیری در پایان سخنان خود با جمعبندی نگاهش به نمایش تأکید کرد: «برای من «مغازه خودکشی» درباره مرگ نیست؛ درباره انتخاب نگاه به زندگی است. ما سعی کردیم روی صحنه یک جهان بسازیم که هم خنده داشته باشد، هم تلخی و مهمتر از همه صادق باشد. اگر تماشاگر در پایان اجرا حتی برای چند ثانیه مکث کند و به زندگی خودش دوباره نگاه کند، یعنی تئاتر کار خودش را درست انجام داده است.»
زندگی ادامه دارد؛ در حالی که نه چیزی حل شده و نه بحران به پایان رسیدهگاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است.«باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. او میگوید این اثر درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تاملبرانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است از حافظه، فقدان و مرز باریک میان زندگی و مرگ.» از حضور آرش دادگر به عنوان مشاور کارگردان بهره میبرد. هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی بیش از هر چیز به نثر جادویی و داستانهای سورئالش شهره است و این دو ویژگی، بیش از هر ویژگی دیگری، را نویسندهای منحصربهفرد کرده است. تارا برزی، کارگردان نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که نمایشنامه شهرام احمدزاده را چگونه تبدیل به اثری صحنهای کرد تا فضای سورئال و رازآلود الهامگرفته از جهان موراکامی در قالب اجرا دیده شود؟ گفت: «سورئالیسم در جهان موراکامی از ایجاد شکاف در واقعیت آغاز میشود، درواقع، بی آن که نمایش وارد سورئالیسم آشکار شود، مرز میان خاطره، اکنون و معنا، آرام آرام محو میشود. در این اثر، منطق همچنان واقعی است؛ فقط لایههای ناخودآگاه آرامآرام به سطح میآیند. اینجا جهان، کاملا واقعی است: هتل، باران، دو غریبه، گفتوگو؛ آنچه اهمیت دارد سفر درونی شخصیتهاست نه اتفاقات بیرونی. اتفاقی میافتد که نظم ذهن شخصیت را به هم میریزد. از این لحظه جهان دیگر کاملا واقعی نیست و من فکر کردم در این اجرا، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره است که میتواند چنین فضایی را تداعی کند.»
او در پاسخ به این که چالش اصلیاش با تبدیل مفاهیم انتزاعی موجود در متن به زبانی بصری و اجرایی چه بود؟اشاره کرد: «همانطور که گفتم، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره، میتوانست این مفاهیم را در صحنه زنده کند؛ اینجا سکوت به معنای مکث نیست. حافظه هم خطی نیست. آدم ناگهان وسط یک جمله متوقف میشود، بعد ادامه میدهد، بعد چیزی به خاطر میآورد، بعد نظرش عوض میشود. این یعنی ریتم حافظه، خطی نیست. اگر بازیگرها این ریتم را پیدا کنند، دیگر لازم نیست مدام سکوت کنند. اشیایی که شخصیت با آنها زندگی کرده است و تکرار. تکرارها فقدان را نشان میدهند بدون آنکه کسی درباره آن حرف بزند.»
این کارگردان تئاتر در توضیح این که تولید یک اثر نمایشی در تئاتر خصوصی یا نیمهخصوصی با چه چالشها و محدودیتهای اجرایی همراه است، افزود: «به نظرم در چنین روزهای دشواری چندان نمیتوان از چالشهای تولید تئاتر گفت؛ چالشهایی که ذات فرآیند تولید تئاتر نهادینه شده است. البته که بارها و بارها نیز بازگو شده و با حرکتی لاکپشتوار تلاش شده است تا جای ممکن مرتفع شود. اساسیترینش این که تئاتر همواره، به شکل عام در سطح جامعه و به شکل خاص در حوزه فرهنگی، اولویت چندم بوده است. در همین نمایش، من طراحی صحنه متفاوتی داشتم اما به علت اجرا شدن دو نمایش در یک شب در یک سالن و با اختلاف کمتر از یک ساعت، رو به مینیمالیسم آوردم که البته بد نشد و باید گفت یک انتخاب زیباییشناختی شد نه یک اجبار.»
تارا برزی که از حضور زهرا پرهون، فروزان حسینی و محمد دهملایی به عنوان بازیگر اسفاده میکند در پاسخ به این که آیا برای هدایت بازیگران در مسیر رسیدن به نقش با چالشی در طول تمرین مواجه بود؟ گفت: «هدایت بازیگر در اینجا، هدایت کشفی است. بازیگر به صورت کنترلشده رها میشود تا به کشف برسد. شاید در ابتدا از هدایت احساسی و هدایت فرمی استفاده شود ولی در کشف است که بازیگر و حتی کارگردان به نتیجه میرسند. کارگردان همراه با بازیگر، مسیر را طی میکند تا با هم به نتیجه برسند. در این اثر و متن، زندگی درونی بازیگر یعنی حرکت اصلی از ذهن و احساس شخصیت رخ میدهد و بعد بدن به حرکت درمیآید. ما اینجا باید واقعیتهای درونی یک انسان را به نمایش بگذاریم؛ با هدایت احساسی که اینجا دلت میشکند یا آنجا غمگین میشوی و یا این که با هدایت فرمی و میزانسنی، ما فقط به درونی تهی میرسیم. حتی سکوت در این اثر از جریانی درونی تغذیه میشود.»
او در مورد حضور آرش دادگر، کارگردان شناختهشده تئاتر به عنوان مشاور کارگردان و نقش و تاثیر او در مدیریت چالشهای اجرایی، برقراری توازن میان فرم و محتوا و رسیدن به انسجام نهایی در اجرا گفت:«مشاور من، آرش دادگر، جهانبینی و شیوه اجرایی مشخص خود را دارد که ازجمله شامل ساختار و طراحی صحنه، بدن بازیگر، میزانسن، ریتم و انرژی بیرونی و فاصله گرفتن از احساسگرایی مستقیم و... است. دغدغههای من در این اثر به عنوان کارگردان؛ سکوتهای معنادار، ابهام به جای پاسخ، تغییرات درونی شخصیت، اعتماد به تماشاگر و مینیمالیسم در اجرا بود. در مورد مینیمالیسم در اجرا سریع به نتیجه رسیدیم و در مورد بقیه موارد آرش دادگر سعی در درک این موارد داشت چرا که مجبور نبود مثل من فکر کند. او میدانست چه زمانی نباید در هویت اثر دخالت کند. مطمئنا با سلیقه شخصیاش متفاوت است و سعی نکرد اثر را شبیه آثار خودش کند و «البته ردپایی از خودش به جا گذاشت.» به عبارتی پی برد نمیتواند جهان موراکامی را به جهان خودش تبدیل کند. موراکامی نتیجه نمیگیرد، او شخصیت را در درون خودش رها میکند، در جایی که زندگی ادامه دارد، در حالی که نه هیچچیز حل شده و نه بحران به پایان رسیده است.»
تارا برزی در پایان در پاسخ به این که چرا تماشاگر باید به تماشای این اثر نمایشی بنشیند، گفت: «همه ما چیزی را از دست دادهایم که هنوز در زندگیمان حضور دارد. گاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است. «باران نمنم خواهد بارید» درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند. نمایشی آرام، شاعرانه و عمیق، برای کسانی که دوست دارند بیش از تماشا، تجربه کنند و اگر اهل پرسش باشند، این نمایش ناامیدشان نخواهد کرد.»
نمایش "مرثیه ای برای سه دلقک" با کارگردانی مشترک سارا حدادی و مصطفی پوریوسف در استانبول به روی صحنه میرود."مرثیهای برای سه دلقک" در استانبول روایت می شود.«مرثیهای برای سه دلقک» روایتی استعاری از انتخاب، هویت و تعلق است؛ جایی که سه شخصیت در آستانه تصمیمی قرار میگیرند که هیچ پاسخ سادهای برای آن وجود ندارد. میان ماندن و رفتن، عشق و بقا، هر انتخاب بهایی دارد و هر سکوت، پرسشی تازه میآفریند.
در خلاصهی داستان چنین آمده است: " شاید هیچ تصمیمی درست یا غلط نباشد؛ فقط هر انتخاب، مرثیهای برای چیزی است که پشت سر میماند."
در این اثر نمایشی امیر جنانی، ساغر تاجیک و مصطفی پوریوسف ایفای نقش میکنند. این نمایش تعاملی، مخاطب را تنها به تماشای یک داستان دعوت نمیکند؛ او را به بخشی از این مواجهه تبدیل میکند تا شاید پاسخ خود را به یکی از دشوارترین پرسشهای زندگی پیدا کند.
این گروه فعال نمایشی پیشتر در ترکیه با نمایش هایی نظیر " بخش زنان"، " بندناف"، "خوب باش" فعالیت تئاتری ایرانیان در خارج از ایران را ادامه دادند. اجرای نمایش
" مرثیهای برای سه دلقک" جمعه ۰۲ مرداد اجرای خود را در استانبول آغاز خواهد کرد.
اعلام اجراهای مرداد؛ ۹ نمایش در تماشاخانه مهرگان به صحنه میروندخانه نمایش مهرگان همزمان با آغاز ماه مرداد میزبان ۹ اثر نمایشی در سه سالن این مجموعه میشود.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه، خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای اجرایی خود و با هدف حمایت از تولیدات نمایشی مستقل، ایجاد فرصت برای حضور گروههای مختلف تئاتری و گسترش تنوع در برنامههای اجرایی، مرداد ۱۴۰۵ را با اجرای ۹ اثر نمایشی در سه سالن خود آغاز میکند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان میزبان نمایشهای «سه سانتی» به کارگردانی حسین میلانی در ژانر کمدی، «بزم پادشاه پروانه» به کارگردانی امیرحسین سرخیان با رویکرد دیجیتال، «شیش و بش» به کارگردانی عبدالرضا اکبری در گونه کمدی و «طبقه اضافی ۲» به کارگردانی سلکان سامنی با فضایی کمدی - اجتماعی است.
در سالن شماره ۲ نیز نمایشهای «برلین» به کارگردانی متین فرهنگ در ژانر درام اجتماعی و «فقط خدا» به کارگردانی محمود رشیدی با رویکردی روانشناختی روی صحنه میروند.
همچنین سالن شماره سه خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی با نگاهی اقتباسی به اثر شناختهشده ویلیام شکسپیر، «مِیِت» به کارگردانی سپهر واعظیان در ژانر تریلر روانشناختی و «اگر گربه را ببینم» به کارگردانی ارشیا پورهاشمیان ویژه مخاطبان کودک و نوجوان با فضایی کمدی - فانتزی خواهد بود.
خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای خود تلاش کرده است با میزبانی از آثار متنوع و فراهمکردن بستری برای حضور هنرمندان جوان و حرفهای، سهمی در پویایی جریان تئاتر خصوصی کشور داشته باشد. برنامه مرداد این مجموعه نیز در همین راستا و با هدف گسترش ارتباط میان هنرمندان، گروههای نمایشی و مخاطبان تئاتر طراحی و برنامهریزی شده است.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از زمان و ساعت اجراها، دریافت اطلاعات تکمیلی و تهیه بلیت نمایشهای این مجموعه، به صفحه اختصاصی خانه نمایش مهرگان در تیوال مراجعه کنند.
در گفتگو با آنا مطرح شددر «باران نمنم خواهد بارید» رنج، مستقیم بیان نمیشودبازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود بلکه در سکوتها و رفتارهای ظریف شخصیتها خودش را نشان میدهد.
فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی میکنم، زنی است که سالها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی که ریشه در کودکی او دارد و هنوز بر انتخابها، روابط و نگاهش به جهان تأثیرگذار است. جذابیت این نقش برای من در این بود که این رنج هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود، بلکه در سکوتها، مکثها و رفتارهای ظریف شخصیت، خودش را نشان میدهد.»
این بازیگر درباره نحوه مواجهه با فضای سورئال نمایش و حفظ پیوستگی اجرا، توضیح داد: «تلاش میکنم موقعیت و احساس شخصیت را کاملاً واقعی تجربه کنم. وقتی احساس واقعی باشد، جهان سورئال نمایش هم برای مخاطب باورپذیر میشود. برای من ورود به این فضا بیشتر از طریق ریتم، سکوتها و تمرکز روی لحظه اتفاق میافتد.»
او تعامل با تارا برزی در مقام کارگردان برای رسیدن به نگاهی مشترک در اجراها را مثبت ارزیابی کرد و گفت: «تارا برزی از همان ابتدای تمرینها نگاه مشخصی نسبت به جهان نمایش داشت، اما در عین حال فضای گفتوگو و کشف را برای بازیگر باز میگذاشت. در طول اجراها هم مدام جزئیات را مرور میکنیم و اگر تغییری قرار باشد اتفاق بیفتد، در راستای حفظ جهان اثر است، نه صرفاً متفاوت بودن. همین گفتوگوی مداوم باعث شده نقش همچنان زنده و پویا بماند.»
بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در پاسخ به پرسشی درباره چالشهای حفظ تمرکز در لحظات تعلیق و انرژیِ متغیر مخاطبان، سکوت را عنصری فعال در این اثر خواند و گفت: «هر دو چالش وجود دارد، اما فکر میکنم تفاوت انرژی مخاطبان جذابترین بخش اجرای زنده است. سکوت در این نمایش یک عنصر فعال است و اگر تمرکز از بین برود، تأثیر آن هم از دست میرود. در عین حال، هر شب مخاطبان واکنش متفاوتی دارند و همین باعث میشود هر اجرا تجربهای تازه باشد.»
حسینی در پایان با تأکید بر لزوم صداقت در بازیگری به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و فضای انتزاعی نمایش بیان کرد: «فکر میکنم صداقت مهمترین ابزار بازیگر است. اگر احساسات شخصیت را بدون تصنع و با باور اجرا کنم، مخاطب حتی در فضایی انتزاعی هم میتواند با او همدلی کند. هدف من این است که فضایی ایجاد شود که هر تماشاگر بتواند تجربه و برداشت شخصی خودش را از نمایش داشته باشد. این نقش برای من صرفاً یک شخصیت نمایشی نیست؛ سفری است به لایههایی از انسان که شاید در زندگی روزمره کمتر فرصت دیدنشان را داشته باشیم. اگر نمایش بتواند حتی برای لحظهای مخاطب را به تأمل درباره خاطره، تنهایی و امید دعوت کند، فکر میکنم به هدفمان رسیدهایم.»
دهملایی: بازیگر باید جزیره تنهایی شخصیت را حفظ کندمحمد دهملایی، بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» با اشاره به چالشهای بازی در فضایی انتزاعی و مینیمالیستی گفت: بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند و با تمرکز بر زیرمتن، سکوتها و مفاهیم اثر، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ محمد دهملایی بازیگر تئاتر این شبها با نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی تارا برزی در سالن استاد انتظامی روی صحنه است.
دهملایی که با درکی عمیق از اتمسفر سرد و فضای مینیمالیستی این اثر، چالشهای بازیگری در چنین بستری را واکاوی کرده است، درباره شخصیت خود در این نمایش میگوید: «نقش یک نویسنده گوشهگیر به اسم جان را ایفا میکنم که موقع نگارش اثر جدیدش به یک گره فکری برخورد کرده است.»
او با اشاره به دشواریهای مواجهه با جهان انتزاعی اثر و حفظ ارتباط با تماشاگر در عین رعایت ایجاز نمایشی میافزاید: «با تمرکز روی زیرمتن و مفهوم و ارجاعات نمایش، میتوان بر فضای جاری غلبه کرد و آن را به شکلی ملموس برای مخاطب بازتعریف کرد. در واقع، آنچه به این فضای انتزاعی جان میبخشد، نه تکیه بر دیالوگهای پرطمطراق، که توجه به عمق مفاهیمی است که در پسِ هر سکوت نهفته است.»
این بازیگر همچنین درباره فرآیند همکاری با تارا برزی و نحوه تعامل گروهی برای تحقق نگاه کارگردان در مقام خالق اثر تصریح میکند: «هم من و هم کل گروه تعامل بسیار خوبی با ایشان داریم. نگاه تارا برزی به متن، نگاهی جستوجوگرانه و در عین حال دقیق است. مثل روند خلق هر اثر هنریِ اصیل، ما همواره مشغول بازنگری و اعمال تغییرات جزئی هستیم تا روح اثر در هر اجرا زندهتر و پویاتر از شب گذشته جریان یابد.»
به گفته دهملایی، یکی از چالشهای اصلی در نمایشهایی با فرم انتزاعی، حفظ ریتم درونی و تمرکز بر جزئیات رفتاری در مواجهه با انرژی غیرقابل پیشبینی مخاطبان است. او میگوید: «بهخاطر ویژگیهای خاص این نمایش و ساختار بهشدت درونی آن، حفظ تمرکز بر متن و اجرا، انرژی بهمراتب بیشتری طلب میکند. در واقع، بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند.»
این هنرمند با اشاره به اهمیت صداقت در بازیگری و چگونگی ایجاد پیوند حسی میان تماشاگر و شخصیتهایی که در فضایی سرد و غریب زندگی میکنند، توضیح میدهد: «هرچه تلاش برای زیستن در شرایط دشوار کاراکتر بیشتر باشد، تماشاگر بیشتر همذاتپنداری میکند و پیوند حسی با او مستحکمتر میشود. هدف نهایی ما این است که مخاطب، نمایش را نه به مثابه یک ساختار انتزاعی بیگانه، بلکه به عنوان تجربهای انسانی و مشترک درک کند؛ تجربهای که او را به لایههایی از خود و خاطراتش بازمیگرداند.»
محمد دهملایی در پایان سخنانش میگوید: «نمایش «باران نمنم خواهد بارید» کوششی است برای گشودن دریچهای تازه به جهان پر ابهام انسان معاصر؛ نمایشی که در آن سکوت، بلندتر از فریاد سخن میگوید و مخاطب را در تعلیقی میان واقعیت و خیال با خود همراه میسازد.»
نمایش «باران نمنم خواهد بارید» هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد انتظامی روی صحنه است و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این اثر به سایت تیوال مراجعه کنند.
گیتیخامنه، مجری پیشکسوت شما را به دیدن این نمایش دعوت میکند؛نمایش «کلوچههای خدا» میزبان کودکان و خانوادههانمایش «کلوچههای خدا»، بر اساس کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریفزاده، دوباره به صحنه مرکز تئاتر کانون بازگشته است. در خلاصه این نمایش آمده است: خرس کوچولو در سفری پر از شگفتی، معنای مهربانی، همدلی و دوستی را کشف میکند؛ قصهای شیرین که هم کودکان را سرگرم میکند و هم لبخند را به چهره بزرگترها میآورد.
گیتیخاننه، مجری پیشکسوت کودک و نوجوان از هانوادهها خواستهها بچهها را به تماشای این نمایش زیباببرند.
زماناجرای این نمایش تا پایان مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران خواهد بود.
منبع: پایگاه خبری کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودک و نوجوان
دور دوم نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی از ۳۱ تیرماه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.دور دوم «هملت قاتل» در خانه نمایش مهرگاننمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر شهر و اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر ETHOS، در دور دوم اجراهای خود، از چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه نمایش مهرگان میزبان مخاطبان میشود. تهیه کنندگی این اثر نمایشی را سمیه طیبی بر عهده دارد.
علی یعقوبی تنها بازیگر این دور از اجراهای این نمایش ۴۰ دقیقهای است. این اثر نمایشی در دور اول اجراهای خود با بازی خود مسعود طیبی روی صحنه رفته بود.
«هملتِ قاتل» روایت معاصر و فشردهای از تراژدی شکسپیر است که مناسبات قدرت، خشونت نمادین، و مسئولیت فردی را در بستر شهریِ امروز بازمیسنجد. اجرا با طراحی صحنه مینیمال و تمرکز بر بازی بازیگر و موسیقی/افکتهای آکوستیک، تجربهای نزدیک و پرتنش برای تماشاگر رقم میزند.
دیگر عوامل این این نمایش عبارتند از گروه کارگردانی: سپهر رضایی، یاس یابندهذر، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صحنه: مسعود طیبی، طراح لباس: علیرضا بهروز، طراح ماسک، ساخت ماسک، قطعات: بتثابه نعیمائی، میکس و مسترینگ موسیقی: محمدجواد بهروز، عکاس: علیرضا آذری راد، طراح پوستر: محمدجواد بهروز، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی و مجری طرح: آکادمی هنرهای نمایشی میزانسن.
پیش فروش ۳ روز نخست دور دوم «هملت قاتل» با ۲۵٪ تخفیف در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش میتوانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.
اجرای آغازین این اثر نمایشی چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۵ در خانه نمایش مهرگان، سالن شماره ۳ روی صحنه خواهد رفت.
یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛روایتی کوتاه از یک تخریب و نوسازی «بزم پادشاه پروانه» اینبار متفاوت اجرا میشودکارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه گغت: تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و بیشتر به جای فروش یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید به مخاطب تقدیم کنیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیرحسین سرخیان، طراح و کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه» به مناسبت باز اجرای این اثر با ایلنا گفتگویی کوتاه داشت.
در خلاصه این اثر که سینا سلیمی نویسنده آن است، آمده: سفر دو طبیعت گرد به جنگلی خیالی و ورود به جهان کابوس وار امپراطوری پادشاه پروانه.
سرخیان با اعلام خبر اجرای مجدد نمایش «بزم پادشاه پروانه» گفت:
گیمرها برای بازیهای قدیمی اصطلاحی دارند؛ آنها میگویند وقتی یک بازی، بعد از مدتها با گرافیک بهتر، مهرههای بهتر، کنش و واکنشهای بهتر و حتی طراحی بهتر، به روز میشوند به این اتفاق «remake» میگویند. با این حساب شاید در رابطه با نمایش بتوان گفت؛ ما در واقع تخریب و نوسازی کردهایم.
سرخیان درباره دلایل باز اجرای نمایش نیز گفت:
از آنجایی که اسم من برای اولین بار در بخش کارگردانی قرار گرفته نمیخواستم زمانهای طلایی را از دست بدهم.از طرفی اگر میخواستیم در سالنهای برتر تهران اجرا داشته باشیم، چارهای جز ساعت ۶ عصر به بعد نداشتیم و خب این ساعت نسبت به ژانر و طراحی اثرم (که در تهران کمتر تجربه شده) مناسب نبود. همچنین در چنین ساعتی، رسیدن به اجرای ما، برای مخاطبان غیر حرفهای تئاتر و افرادی که هدفشان صرفا لذت بردن است، بسیار دشوار بود. بنا به همین دلایل بعد از موفقیتهای نسبی و با سختیهای پیش آمده (از طرح ترافیک گرفته تا نداشتن تجهیزات کامل و غیره) تصمیم گرفتیم دور دوم اجراها را داشته باشیم.
او درباره تغییرات صورت گرفته در نمایش برای دور دوم اجراها گفت:
نمیتوانم بگویم بخش خاصی تغییر کرده چون نوسازی به طور کامل انجام شده است. ما از ساده ترین موارد، تا brand book و لوگوسازی را تغییر دادهایم. حتی ریزترین کنشهای صحنه تغییر کرده؛ تا آنجا که در مقطعی تصمیم داشتیم نام نمایش را هم تغییر دهیم.
او در پاسخ به این سوال که ضعفهای اجرای قبل را چه مواردی میداند، توضیح داد:
نمیتوان کلمه ضعف را به کار برد؛ زیرا ضعف از نظر هر شخص و در هر نقطهای، متفاوت خواهد بود. ما طی اجراها، بیشتر با موانع مواجه بودیم تا اینکه ضعفهایی داشته باشیم. بنابراین تلاش ما بیشتر برای برداشتن موانع بود و در ادامه نیز توانستیم به آنچه در ذهن داشتیم نزدیکتر شویم.
کارگردان نمایش «جهان بزم پادشاه» بیان کرد:
این اثر به اندازهای بزرگ است که من گاهی به نویسنده کار میگویم باید قسمتهای جدید داشته باشد؛ چرا که نگاه این نمایش قابل تغییر نیست، اما در عوض میتوان بازتر و کنجکاوانهتر، در این رابطه صحبت کرد؛ همانند جهان سریال «ارباب حلقهها» یا فانتزیهای دیگر که مخاطبان در سینما تماشا کردهاند.
این فعال عرصه تئاتر در پاسخ به این سوال که برای تیم اجرایی چه مواردی اولویت بودهاند، خاطرنشان کرد:
تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و به جای تلاش برای فروش بیشتر یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید را تقدیم مخاطبان نماییم.
او با اشاره بر اینکه اجرای دوباره یک اثر همیشه خطر مقایسه با نسخه قبلی را به همراه دارد، گفت:
اتفاقا تیم ما به دنبال همین موضوع است و از چنین مقایسهای استقبال میکنیم. مخاطب باید بداند هر نمایش یا اثر اگر یک گروه همدل و منسجم باشد و حمایت شود تا چه اندازه امکان پیشرفت دارد، اتفاقا ما آمدهایم که بگوییم بسیار بهتر و حرفهای تر بازگشتیم.
امیرحسین سرخیان در پاسخ به این سوال که از مخاطبان پس از اجرای اثرش چه توقعی دارد، گفت:
قطعا یک حس جدید. دوست داریم بشنویم که یک تجربه جدید و یک حس جدید دریافت شده است. مطمئنم این اتفاق خواهد افتاد.
او در پایان بیان کرد:
قطعا مخاطب با یک تجربه نمایشی جدید مواجه خواهد شد. او پس از دیدن نمایش در رابطه با آموختهای که از ارتباطات بین افراد نادیده گرفته شده، در یک جریان فانتزی به اوج روابط رئال میرسد و در اینباره صحبت خواهد کرد.
نویسنده نمایش در گفتگو با آنا«بزم پادشاه پروانه» با روایت ترس، تنهایی و جستوجوی معنا روی صحنه میرودسینا سلیمی معتقد است «بزم پادشاه پروانه» از دل دغدغههای امروز متولد شده، اما مفاهیمی چون ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا، فراتر از زمان و جغرافیا هستند و میتوانند با هر مخاطبی ارتباط برقرار کنند.
سینا سلیمی، نویسنده نمایش «بزم پادشاه پروانه» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شکلگیری ایده این اثر و بازنویسی آن برای اجرای دوباره، گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از یک داستان آغاز نشد؛ از یک تصویر آغاز شد. تصویری که مدتها در ذهنم ماند و مرور شد و بهتدریج شخصیتها، روابط و جهان نمایش را با خودش آورد.
او درباره تغییرات نسخه جدید نمایش پس از اجرای نخست، اظهار کرد:
بعد از اجرا، بیشتر از اینکه متن را بازنویسی کنم، دوباره به آن گوش دادم. اجرای اول به من نشان داد بعضی لحظهها هنوز ظرفیت بیشتری برای نفس کشیدن دارند. تغییرات نسخه جدید بیشتر در مسیر عمیقتر شدن روابط و دقیقتر شدن ریتم نمایش بود، نه تغییر کلی جهان آن.
سلیمی در پاسخ به سوالی درباره محو شدن مرز میان واقعیت و استعاره در این نمایش، بیان کرد:
از ابتدا تصمیم نداشتم مرز روشنی میان واقعیت و استعاره بکشم. جهان نمایش خودش این مرزها را کمرنگ کرد. وقتی شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که با منطق روزمره قابل توضیح نیست، استعاره دیگر یک ابزار نیست؛ بخشی از واقعیت آن جهان است.
این نویسنده درباره آنچه دوست دارد پس از پایان نمایش در ذهن مخاطب باقی بماند، گفت:
پاسخها عمر کوتاهی دارند؛ پرسشها ماندگارترند. دوست دارم نمایش، به جای یک جواب، پرسشی را با تماشاگر به خانه بفرستد.
او درباره تعامل نویسنده و کارگردان در روند تولید این اثر نیز توضیح داد:
تمرینها برای من ادامه نوشتن بودند. متن در طول تمرین تغییر کرد، اما نه برای اینکه عوض شود؛ برای اینکه دقیقتر شنیده شود. هر اجرا چیزهایی را به نویسنده یادآوری میکند که پشت میز نوشتن دیده نمیشوند.
سلیمی در معرفی «بزم پادشاه پروانه» به مخاطبانی که هنوز آن را ندیدهاند، عنوان کرد:
«بزم پادشاه پروانه» دعوتی است به سفری میان رؤیا و واقعیت؛ جایی که هیچچیز آنقدر که به نظر میرسد، قطعی نیست.
او درباره جهانشمول بودن دغدغههای این نمایش نیز گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از دل امروز متولد شده، اما دغدغههایی مثل ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا به زمان یا جغرافیای خاصی تعلق ندارند. اگر نمایش بتواند این دغدغههای انسانی را صادقانه روایت کند، میتواند در هر زمان و برای هر مخاطبی معنا پیدا کند.
سینا سلیمی در پایان، در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد مخاطب تنها یک جمله از نمایش را با خود به خانه ببرد، آن جمله چه باشد، گفت:
اگر قرار باشد فقط یک جمله با مخاطب بماند، دوست دارم این باشد: «گاهی برای عبور از رنجهای بیرون، باید از مرزهای درونمان عبور کنیم.»
«مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به صحنه میرودنمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به کارگردانی مرجان آقانوری از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانهای، نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از تجربه همکاری او با فواد امیری در نمایش «هتل»، از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران اجرای عمومی خود را آغاز میکند.
تهیهکنندگی این نمایش را فواد امیری بر عهده دارد و خانه تمرین شمس بهعنوان مجری طرح، این پروژه را همراهی میکند.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به طراح نور: رضا خضرایی، آهنگساز و خواننده: فواد امیری، طراح صحنه: مرجان آقانوری، طراح لباس: مهتاب شاهلو و طراح موشنگرافی و تصاویر: سهیل صادقی اشاره کرد.
علاقهمندان میتوانند جهت خرید بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
در نشست نقد و بررسی؛«امپاس» از ایدهای منسجم تا اجرایی که جهان خودش را میسازد.نشست نقد و بررسی نمایش «امپاس»با حضور محمد مساوات، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، و مجتبی کریمی، نویسنده و کارگردان، برگزار شد. در این نشست، هر دو منتقد ضمن اشاره به برخی کاستیهای اجرا، «امپاس» را اثری ایدهمحور با هویتی مستقل ارزیابی کردند که توانسته است جهان نمایشی خود را با انسجام شکل دهد.
محمد مساوات در ابتدای صحبتهایش با اشاره به تجربه تماشای آثار حسین اناری گفت در مواجهه نخست با «امپاس» نیز مانند اثر قبلی او، در ابتدا نسبت به مسیر اجرا تردید داشته اما هرچه نمایش پیش رفته، ایده مرکزی آن برایش روشنتر و جذابتر شده است. او معتقد بود مهمترین ویژگی نمایش، شکلگیری یک ایده واحد است که از متن آغاز میشود و در تمامی اجزای اجرا، از طراحی صحنه و میزانسن گرفته تا بازی بازیگران و ریتم اثر، امتداد پیدا میکند.
به اعتقاد مساوات، نمایش تلاش نمیکند صرفاً داستانی را روایت کند، بلکه بر پایه یک منطق فرمی پیش میرود و همین ویژگی باعث شده زبان اجرا با جهان اثر همخوانی پیدا کند. او همچنین از طراحی برخی موقعیتهای نمایشی، بهویژه صحنه درگیری میان شخصیتها و پایانبندی نمایش، به عنوان لحظاتی یاد کرد که ایدههای کارگردان به شکلی دقیق و مؤثر به اجرا رسیدهاند.
این نمایشنامهنویس در عین حال تأکید کرد که برخی از ایدههای اجرایی هنوز ظرفیت پرداخت بیشتری دارند و با پالایش و دقت بیشتر میتوانند به تأثیرگذاری بالاتری برسند، اما جسارت گروه در انتخاب یک مسیر فرمال و پایبندی به آن را از مهمترین امتیازهای «امپاس» دانست.
مجتبی کریمی نیز در ادامه، «امپاس» را نسبت به اثر پیشین حسین اناری گامی رو به جلو توصیف کرد و گفت نمایش از یک ایده روشن آغاز میشود و تا پایان، نسبت خود را با آن حفظ میکند. او این انسجام را یکی از مهمترین دستاوردهای اثر دانست؛ ویژگیای که سبب شده مخاطب با جهانی مواجه شود که قواعد خودش را میسازد و به آن وفادار میماند.
کریمی همچنین معتقد بود بخش میانی نمایش، نقطه اوج اجراست؛ جایی که ریتم، بازیها و میزانسنها در هماهنگی کامل قرار میگیرند و رابطه میان دو شخصیت اصلی به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار شکل میگیرد. او بازی بازیگران را یکی از نقاط قوت اصلی اثر دانست و تأکید کرد شیمی میان آنها نقش مهمی در جان گرفتن ایدههای متن و کارگردانی داشته است.
این منتقد تئاتر در کنار نکات مثبت، به برخی ضعفهای بخش آغازین و پایانی اجرا نیز اشاره کرد و معتقد بود با سختگیری بیشتر در شکلگیری برخی موقعیتها و حذف بخشهای اضافه، نمایش میتواند به اثری منسجمتر و اثرگذارتر تبدیل شود.
نشست با گفتوگوی حاضران و پاسخهای حسین اناری، نویسنده و کارگردان «امپاس»، ادامه پیدا کرد و درباره روند شکلگیری نمایش، انتخاب فرم اجرایی و مسیر تولید اثر تبادل نظر شد.
نمایش «بالکن: کابین» روی صحنه خانه نمایش مهرگاننمایش «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی از ۱۶ تیرماه در خانه نمایش مهرگان، روی صحنه رفته است.نمایش تجربی «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی این روزها در خانه نمایش مهرگان روی صحنه است. در این نمایش، محمد وفائیان، رضوان بخشی، رژینا جودت و شروین باقری بیصفر به ایفای نقش میپردازند.
این اثر که آلیاژی از نمایشنامههای «بالکن» اثر ژان ژنه، «احضار» اثر واتسلاو هاول و داستان «پانسیون» از مجموعه «دوبلینیها» اثر جیمز جویس است با رویکردی فمینیستی، به بنبست تاریخی و اجتماعی مسئله زن میپردازد و در شیوه اجرا نیز بر ساختاری پارادوکسیکال و تجربهگرا استوار است.
این اثر نمایشی با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به واکاوی مسائل اجتماعی و ماهوی انسان معاصر میپردازد. مواجهه با این مسائل در بستری از کمدی ابزورد و تلخی، فضایی دوگانه خلق میکند و میکوشد مخاطب را درگیر مواجههای مستقیم و بیواسطه با پرسشهای اثر سازد.
«بالکن: کابین» از ۱۶ تیرماه، ساعت ۱۹ با همکاری خانه نمایش مهرگان در سالن شماره۳ این مجموعه درحال اجراست. علاقمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.
«خدای کشتار» در خانه نمایش مهرگان خوانش میشودنمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا با کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامهخوانی روی صحنه میرود.نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا، با ترجمه مائده طهماسبی و کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامهخوانی در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود. دراماتورژی این اجرا بر عهده عرشیا صدری است.
در خلاصه این اثر آمده: دو زوج برای گفتوگویی متمدنانه و حل یک اختلاف در کنار هم قرار میگیرند؛ اما هرچه زمان میگذرد، فضای آرام جلسه به چالشی پیچیده و غیرمنتظره بدل میشود و مرز میان ظاهرِ آراسته و واقعیتِ پنهان روابط انسانی کمکم از بین میرود.
عرشیا صدری، پانیذ حامدی، شهریار کریمیان و نسیم نیکو نقش خوانان این نمایشنامهخوانی هستند.
دیگر عوامل این اجرا عبارتند از مشاور کارگردان: پانیذ حامدی، دستیاران کارگردان: عرشیا صدری، مهنوش سلیمانی، برنامه ریز: ابوالفضل شریفی، مجری طرح: امین اسلامی، مدیر هنری: محمدسجاد رشیدی، روابط عمومی: ابوالفضل شریفی، عرشیا صدری، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، گروه هنری: بازی به وقت شب، سرپرست گروه: پرهام پاسیار، مدیر پروژه: علیرضا ابوطالبی، اتاق فرمان و عوامل فنی: حمید سلامی، امیرحسین محمدی.
نمایشنامهخوانی «خدای کشتار» به کارگردانی پرهام پاسیار، شنبه ۲۷ تیر، ساعت ۲۱ در سالن شماره۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه خواهد رفت و علاقهمندان جهت تهیه بلیت این اثر میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
اولین مجموعه تصاویر از نمایش «برای فروش»نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلکباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته و با استقبال بی نظیر مخاطبان روبهرو شده است.
تمامی بلیتهای شش اجرای نخست این نمایش به فروش رسیده و بلیت اجراهای آینده در سایت تیوال در دسترس علاقهمندان است. مخاطبان میتوانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
مهرانه مهینترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعتپیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.
عوامل این نمایش عبارتند از:
نویسنده: سهند خیرآبادی، کارگردان: علی تصدیقی، مجری طرح: میثم میرزایی، مدیر اجرایی: حمیده وحیدی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: پانیا تمری، دستیار کارگردان و مدیر صحنه: مهدی قمر، طراح لباس: حمیده وحیدی، دستیار لباس: ماهآفرید عنایتی، طراح صحنه: علی تصدیقی، ساخت دکور: حمید سلطانی، طراح گریم: نازنین امینی ، دستیار گریم: پارمیس موسوی، طراح نور: آراد شاکری ، دستیار صحنه: یزدان شوشتریان، منشی صحنه: پانیا تمری، اپراتور صدا: ایلیا درگاهی، مدیر تبلیغات: رعنا نوری، مشاور رسانهای: مریم قربانینیا، عکاس: الهه شهریاری
اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد نمایش «هریپاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی از ۶ خرداد اجرای خود را در خانه نمایش مهرگان آغاز کرده و باتوجه به استقبال مخاطبان، همچنان پذیرای مخاطبان است.
به گزارش روزنه هنر، این اثر روایتی از زندگی هری پاتر بر اساس رمان اول تا چهارم هریپاتر اثر جی.کی رولینگ است.
سینا سلیقهدار، مانیا مقدم، علی افتخاری، مهرزاد جعفری، سپهر فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد مرتضوی، امیرحسین فارسی، سینا باقری، سارا رحیم دشتی، نیوشا آذر کیوان، فریبا حسینی نسب، علیرضا حافظی، عرفان گل محمدی، مرتضی طهرانی، امید آزادخانی، ایمان رحیم دل، محراب رضائی، کیمیا کسنویه، رنلی بختیاری، علی شجاعی، علی یاور، محمدنقی اظهری، آیناز جلیلی، نازنین اهرانی، مهسا صفری، امیر محسن رجبپور، ایلیا شکرگزار، کیان دلدوست، مهدی کبیری، حسین کبیری، هومن مردانی، پرنیا آبیاری بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش پرداختند.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به: امین شوشتری (مدیر پروژه)، محمدجوادشیخ (طراح دکور)، علیرضا حافظی (آهنگساز و انتخاب قطعه)، مهسا صفری (طراح گریم)، علی زندیه (طراح گرافیک، پوستر و تبلیغات)، غزاله نیّر (طراح حرکت و کروگراف)، مهرزاد جعفری (مشاورکارگردان)، سروا طبسی (دستیار کارگردان)، سپهرفرزاد (بازیگردان)، کیمیا کاظمدخت (دستیار برنامهریز)، الناز جعفریپور، سروش نیکوسخن، مهدی دهقان، مهیار هاشمی جوان، آرتین رامتین (گروه ساخت دکور)، شبنم زواریان، نگین طهماسبی، میگل ایمانیپور (دستیاران گریم)، حسن نیکزاد، محمد خاکزاد (دستیاران صحنه)، فرشته جاوید (دستیار لباس)، معصومه خوش اندام (اتاق فرمان)، فروشگاه فانتازیو (اسپانسر لباس و اکسسوری) و حامد قریب (مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه و تبلیغات) اشاره کرد.
نمایش «هریپاتر» ازچهارشنبه، ۶ خرداد اجرای خود را در سالن۱ خانه نمایش مهرگان (واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابانوحید نظری، پلاک ۶۰) آغاز کرده و هر شب ساعت ۱۸:۴۵ برای مخاطبان به نمایش گذاشته میشود.
هشتمین دوره جشنواره نمایشنامه خوانی مولویفراخوان هشتمین دوره جشنواره نمایشنامهخوانی مولوی منتشر شد.
- دانشجویان و فارغالتحصیلان علاقهمند به هنر تئاتر دعوت میشوند، در این رویداد هنری شرکت نمایند.
- جشنواره در آبان ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد و اثار تالیفی، اقتباسی و ترجمهای در بخش رقابتی با هم به رقابت خواهند پرداخت.
- متقاضیان لطفا جهت کسب اطلاعات دقیق، فایل فراخوان را مطالعه نمایند.
- جهت دریافت فایل کامل فراخوان، مطلع شدن از برنامههای آتی جشنواره، و ارتباط با دبیرخانه، ما را در فضای مجازی دنبال کنید:
Telegram: @molavi_festival
Instagram: instagram.co/molavi_festival
«صداها» اثر سوزان گریفین روی صحنه نمایشنامهخوانی میشودنمایشنامه «صداها» اثر سوزان گریفین، که برای نخستینبار به زبان فارسی ترجمه شده در قالب یک اجرای نمایشنامهخوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، در بوتیک هنر ایران، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایشنامه «صداها» (Voices) اثر سوزان گریفین، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و نظریهپرداز برجسته آمریکایی، برای نخستینبار به زبان فارسی ترجمه شده و در قالب یک اجرای نمایشنامهخوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، روز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ در بوتیک هنر ایران، سالن ۴، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
سوزان گریفین از چهرههای تأثیرگذار ادبیات و اندیشه معاصر آمریکا است که آثارش در مرز میان ادبیات، فلسفه، روانشناسی، تاریخ و مطالعات زنان قرار میگیرد.
او از پیشگامان جریان انسانگرایی بومی به شمار میآید؛ جریانی که بر پیوند میان سلطه بر انسان و بهرهکشی از طبیعت تأکید دارد و ریشه هر دو را از ساختارهای قدرت قلمداد میکند. گریفین در آثار خود با نگاهی زنانه، شاعرانه و انسانگرایانه، به مفاهیمی چون هویت، حافظه، خشونت، عشق، صلح، بدن، طبیعت و کرامت انسان میپردازد و تلاش میکند صدای تجربههای خاموش و نادیدهگرفتهشده، بهویژه تجربه زنان، را به ادبیات بازگرداند.
از شناخته شدهترین آثار او میتوان به «زن و طبیعت؛ غرش درون او»، «همسرایی سنگها»و «آنچه بدن او میاندیشید» اشاره کرد؛ آثاری که هر یک از زاویهای متفاوت، رابطه انسان با طبیعت، تاریخ، خشونت، قدرت و تجربه زیسته زنان را واکاوی میکنند و جایگاه ویژهای در ادبیات اندیشهورز معاصر دارند. باید گفت نمایشنامه "صداها" نیز در امتداد همین جهان فکری شکل گرفته است. این اثر، بیش از آنکه بر روایت کلاسیک و خطی استوار باشد، بر گفتوگو، چندصدایی، خاطره و لایههای پنهان ذهن شخصیتها تکیه دارد. نگاه تمثیل آمیز «صدا» در این نمایشنامه صرفا به منظور ابزار بیان نیست، بلکه استعارهای از تجربههای زیسته، سکوتهای تاریخی، کشمکشهای درونی و جستوجوی هویت است. گریفین در این اثر نیز با حساسیت ویژه خود نسبت به تجربه انسانی و بهویژه تجربه زنان، فضایی شاعرانه و تأملبرانگیز خلق میکند که مخاطب را به بازاندیشی درباره روابط انسانی، مسئولیت، همدلی و معنای زیستن دعوت میکند.
ترجمه و کارگردانی این نمایشنامه را آریو راقب کیانی عهدهدار است و این اجرا، نخستین معرفی رسمی این اثر به مخاطبان فارسی زبان به شمار میرود. در این اجرا، آرام محمدخانی، ندا خدابخش، مهرو ذبیحی، خاطره گواه و ویدا وکیل نوین به عنوان نقشخوان حضور دارند و امیر پارسائیانمهر به عنوان مشاور رسانه و سمیرا رحمتی به عنوان دستیار کارگردان گروه را همراهی میکند. علاقهمندان میتوانند بلیت این اجرا را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.
همزمان با آغاز پیشفروش روزهای جدید اجرا از پوستر نمایش «مرگ اشرف غنی» رونمایی شد.رونمایی از پوستر «مرگ اشرف غنی»در آستانه آغاز اجرای «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشتکوهی با تهیهکنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج از پوستر این نمایش با طرحی از محمدحسن آزادگان رونمایی شد.
آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
این اثر پیش از این در چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و همچنین نامزد دریافت جایزه برای بهترین موسیقی و بهترین بازیگر زن بوده است.
از دیگر عوامل «مرگ اشرف غنی» عبارتند از مجری طرح: پژمان برزگر، خوانندگان: عرفان مبینی، مجتبی خاوری و مبینا صافی، نوازندگان: پیمان اکبری و متین سعیدی، دستیاران کارگردان: هدی حاجیزاده و یاشار نادری، طراحان صحنه: ابراهیم پشتکوهی و حسین طاهربخش، طراحان لباس: ابراهیم پشتکوهی و مرجان خرمی، طراح گریم: شبنم روزبهانه، طراح گرافیک، موشنگرافیک و ساخت تیزر: محمدحسن آزادگان، طراح نور: پژمان برزگر، طراح حرکت: هدیه شیخان، مدیر اجرایی: محمد لهاک، مدیر صحنه: سام جانملکی، منشی صحنه: فرانک ورکیانی، عکاسان: پرتو جغتایی و امیر ناصری، مدیر روابط عمومی: امیرعباس حیدری، مدیر رسانه: نگار امیری، جلوههای ویژه: آرش آقابیک، نماینده اجرایی: هلیا خادم و تبلیغات مجازی: مهتاب بیات
در پی اتمام بلیتهای روزهای نخست، امکان تهیه بلیت برای سانسهای جدید این نمایش فراهم شده است.
«مرگ اشرف غنی» از یکشنبه ۲۱ تیر، ساعت ۱۹ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود و علاقهمندان میتوانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
در خلاصه داستان نمایش «مرگ اشرف غنی» میخوانیم: «در شب چله، کابل سقوط میکند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانهای در حاشیه کابل هجوم میبرند.»
سفری به عمق سکوت و تردید«راز دیوارهای فروریخته» در تالار محراب به روی صحنه میرودنمایش جدید شکیبا علیزاده با بازی علی مربی، هیوا پورشفقی و جمعی از هنرمندان، روایتی معمایی از یک عمارت متروکه را روایت میکند
نمایش «راز دیوارهای فروریخته» به نویسندگی و کارگردانی شکیبا علیزاده و تهیهکنندگی موسسه «شکیبا مهر هنر»، از ۲۱ تیرماه در سالن استاد جمیله شیخیِ تالار محراب به روی صحنه میرود.
این اثر نمایشی که در ژانر وحشت- معمایی تولید شده است، هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۵۵ دقیقه میزبان علاقهمندان به هنرهای نمایشی خواهد بود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «دو معمار برای مرمت آسایشگاهی متروکه قدم به ساختمانی میگذارند که گذشتهاش هنوز در سکوت دیوارها جریان دارد، جایی که هر قدم، مرز میان واقعیت و حقیقت را مبهمتر میکند.»
در این نمایش هنرمندانی همچون علی مربی، هیوا پورشفقی، حنا جعفری، صابر خرمبخت، آرمین حسنزاده و شیوا کوشکانی به ایفای نقش میپردازند. همچنین عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان علی مربی، گروه کارگردانی عسل داوودی، عطاالله رادپور ، مدیر تولید حمیدرضا محمدحسینی، طراح لباس، طراح صحنه و سازنده تیزر ماهک سلیمانی، گریم شکیبا علیزاده، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، عکاس پیام احمدی کاشانی، روابط عمومی طیبه محرمی و...
علاقهمندان برای تهیه بلیط میتوانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.
روایتی از تنشهای خانوادگی و روابط اجتماعی «چشمهای بسته از خواب» به تالار محراب میآیند مجید یاراحمدی نمایشنامه محمد چرمشیر را با بازی فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیلهور روی صحنه میبرد.
نمایش «چشمهای بسته از خواب» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی و تهیهکنندگی مجید یاراحمدی، از تاریخ ۲۱ تیرماه تا ۸ مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه میرود. این نمایش که هر شب از ساعت ۲۰:۳۰ اجرا میشود، در مدت ۵۰ دقیقه به موضوع استفاده ابزاری فرزندان توسط مادر برای مقابله با پدر و پنهان کردن واقعیتهای روابط اجتماعی میپردازد.
در این اثر نمایشی، فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیلهور به ایفای نقش میپردازند. عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان غلامحسین شاهعلی، مدیر برنامهریزی مرضیه دهقانپور، دستیاران کارگردان طاها سعیدی و سمیه باباوند، نریشن سحر امیری، طراح صحنه اکرم بایه، طراح لباس آیدا فاضلی، طراح گریم ندا میرزایی، مجری گریم الیا موسوی، طراح پوستر و بروشور مینا قانع، طراح نور مجید احمدآبادی، مجری طرح آرمینا عباسزاده، روابط عمومی طیبه محرمی، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، مدیر صحنه امیررضا آبی، عکاسان سیروس رستمپور، پیام احمدی کاشانی و حسن رستمپور، ساخت تیزر عرشیا مرادی، دستیار صحنه فاطمه (دریا) اسدی و انتخاب موسیقی پارمیدا یاراحمدی.
علاقهمندان میتوانند جهت تهیه بلیط به سایت تیوال مراجعه نمایند.
یکم و دوم مردادماه در مرکز تئاتر توانش نمایشنامهی «کچل کفترباز» اجراخوانی میشوداجراخوانی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده در مرکز تئاتر توانشنمایشنامهی «کچل کفترباز» روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، در مرکز تئاتر «توانش» اجراخوانی میشود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامهی «کچل کفترباز» با اقتباسی آزاد از داستان «صمد بهرنگی» و به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر توانش برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها اجراخوانی خواهد شد.
این نمایشنامه، اقتباس آزاد از داستانی به همین نام، نوشتهی «صمد بهرنگی»، نویسندهی فقید ایران است.
در اجراخوانی «کچل کفترباز»، نقشخوانیِ شخصیتها را (به ترتیب ورود)، هانیه تفکری، عطیه پژم، آناهیتا رضایی، نرگس اصغری، عرشیا صادقینیا، امیرسجاد دبیریان، امیرمهدی طایفهنفر، کیمیا حیدری، آناهیتا زحمتکش، سارینا ابراهیمزاده و مهدیار حبیبتبار بر عهده دارند.
سایر عوامل گروه عبارتند از: نگار دولتآبادی (دستیار کارگردان)، ساغر معینفرد (نوازندهی تنبک)، احمدرضا حجارزاده (انتخاب موسیقی)، سهیلا انصاری (ساخت عروسک کاغذی)، ریحانه زارع (طراح پوستر)، احسان رأفتی (عکاس)، امیر پارساییانمهر (امور رسانه و اطلاعرسانی).
در خلاصهداستان این نمایش آمده:«کچلِ کفترباز با مادرش در خانهای کوچک اما باصفا، زندگی آرامی دارند. پادشاه زورگو،که مدام قصر خود را بزرگتر میکند، حالا به همسایگیِ کچل و مادرش رسیده است. دختر پادشاه، هر روز از تراس قصر به زندگیِ سادهی کچل و مادرش نگاه میکند و حسرت خوشبختی آنها را میخورد. وقتی ندیمه به پادشاه خبر میدهد که دخترش به افسردگی مبتلا شده، پادشاه به فکر انتقام از کچل و کفترهایش میافتد».
حجارزاده پیش از این، تجربهی کارگردانی چند نمایشنامهخوانی و فیلم کوتاه را داشته است. او همچنین در شهریورماه سال گذشته، نمایش «جوادیه» را به نویسندگی کهبد تاراج روی صحنه برد که با استقبال خوب تماشاگران روبهرو شد.
گفتنیست نمایشنامهی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر «توانش» برای گروه سنی بالای ۵ سال و کودکان، نوجوانان و خانوادهها اجراخوانی خواهد شد.
علاقهمندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
نمایشنامهخوانی «+حقوق» به کارگردانی امین کشاورز در بوتیک هنر ایران، روی صحنه میرود.«+حقوق» در بوتیک هنر ایران به گزارش مشاور رسانهای پروژه، نمایشنامهخوانی «+حقوق» به تهیهکنندگی و کارگردانی امین کشاورز، در تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه و ۱ و ۲ مردادماه ۱۴۰۵، در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
«+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پستمدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدتزمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، میخواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقشخوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
عوامل نمایشنامهخوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیهکننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
ادای احترام به کودکان شهید میناب با برگزاری یک جلسه نمایشنامه خوانیدومین بخش از پروژه سه گانه «قتلی از کلاغ ها» در قالب جلسه نمایشنامه خوانی «گنبد کبود» با ادای احترام به ۱۶۸ کودک شهید مدرسه شجره طیبه میناب در عمارت نوفل لوشاتو پیش روی مخاطبان قرار می گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه نمایشنامهخوانی «گنبد کبود» به عنوان دومین بخش از سهگانه نمایشی «قتلی از کلاغها» با نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی مهدی امیری، ساعت ۱۷ روز سهشنبه ۱۶ تیر در عمارت نوفللوشاتو برگزار میشود.
در این اجرا به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، از ۱۶۸ کودک کار نیز میزبانی خواهد شد.
نخستین بخش این سهگانه با عنوان «قتلی از کلاغها» قرار بود ۹ اسفند سال گذشته اجرا شود، اما همزمانی آغاز اجرا با جنگ تحمیلی رمضان مانع از اجرای آن شد.
از اینرو «گنبد کبود» بهعنوان ادامه این روایت، نخستین اثری است که مخاطبان از جهان نمایشی این سهگانه تماشا خواهند کرد.
«گنبد کبود» روایت گر نویسندهای نامدار است که باور دارد اندیشههایش دیگر کارایی گذشته را ندارند. هراس از کشته شدن به دست گروههایی که روزگاری آنان را نقد کرده است، او را در موقعیتی قرار میدهد که مرز میان زندگی و مرگ هر لحظه باریکتر میشود. این اثر با فضایی گروتسک، انتزاعی و روایتی غیرخطی، گرههای دراماتیک خود را شکل میدهد.
کرامت رودساز، روزبه اختری، میترا مقدمی و علی برجی بازیگران این نمایشنامهخوانی هستند و مدیسا رژهم نیز بهعنوان راوی حضور دارد. همچنین عرفان سعیدی بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز، ترلان شیرعلی طراح پوستر و محمد دانشور مدیر و مشاور رسانهای این اثر هستند.
مهدی امیری، تهیهکننده اثر، اعلام کرده است که به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، در این اجرا از ۱۶۸ کودک کار میزبانی و به آنان کمکهزینه تحصیلی اهدا خواهد شد.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این نمایشنامهخوانی به سامانه تیوال مراجعه کنند.
مصاحبهای که در ادامه میخوانید، برگرفته از گفتوگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسینو! است که در مه ۲۰۱۹ و همزمان با انتشار کتاب «عذرخواهی» (The Apology) انجام شده استگفتوگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسینودر این کتاب، انسلر بهعنوان نویسندهی نمایشنامهی مشهور «مونولوگهای زنانه» (The Monologues) و بنیانگذار کمپین «روز وی» (V-Day)، روایتگر تلاشی بینظیر برای عبور از یک زخم کهنهست: نوشتن عذرخواهیای از زبان پدرش که او را در کودکی به شدت آزار داده بود.
ایمی گودمن: ایو انسلر، نویسندهی برندهی جوایز تئاتر و نویسندهی «مونولوگهای زنانه» و بنیانگذار «روز وی» به برنامه خوش آمدید. کتاب جدید شما به سادگی «عذرخواهی» نام دارد. میتوانید از مقدمهی کتاب برایمان بخوانید؟
ایو انسلر: از انتظار خسته شدهام. پدرم سالهاست که مرده است. او هرگز کلماتی را که من نیاز دارم، به من نخواهد گفت. او عذرخواهی نخواهد کرد. پس این عذرخواهی باید تصور شود. چرا که در تخیل است که ما از مرزها عبور میکنیم، روایت را عمیقتر میکنیم و نتایجی جایگزین طراحی میکنیم. این نامه، یک فراخوان است. سعی کردهام به پدرم اجازه دهم آنطور که خودش حرف میزد، با من حرف بزند. هرچند من کلماتی را که نیاز داشتم پدرم به من بگوید، نوشتهام، اما مجبور بودم فضا بدهم تا او از درون من عبور کند.
ایمی گودمن: شما در این کتاب از زبان پدرتان مینویسید؛ عذرخواهیای به خودتان از طرف مردی که شما را سالها، از سن ۵ سالگی، آزار داده و مورد تجاوز قرار داده است. دربارهی مسئلهی «همدستی» یا «چشمپوشی» در خانواده بگویید. چگونه ممکن است چنین اتفاقی سالها پنهان بماند؟
ایو انسلر: منظورم این است که چطور زندگی میکنیم و آنچه را میبینیم، نمیبینیم؟ ما مدام در حال ندیدن چیزهایی هستیم که میبینیم. در خانوادهها، اتفاقی میافتد که همه وانمود میکنند اتفاقی نمیافتد. مثل آن فیل توی اتاق است. ما آن را نمیبینیم. به این کشور (آمریکا) نگاه کنید که چقدر چیزها را تازه داریم یاد میگیریم نبینیم. به تغییرات اقلیمی نگاه کنید. من فکر میکنم انکار واقعاً قدرتمند است.
ایمی گودمن: خب، صحبت را طور دیگری مطرح میکنم. به اعضای خانوادهات چه میگویی؟ چون اغلب، فرد آزارگر یک نفر را در خانواده هدف قرار میدهد...
ایو انسلر: دقیقاً. فکر میکنم وقتی مادرم با این موضوع روبرو شد، به من گفت نشانههای زیادی وجود داشته که من مورد آزار بودم. من عفونتهای مزمن مثانه داشتم، شبهراسیهای شدید و هر شب جیغ میزدم، شخصیتم به شدت تغییر کرده بود. من فکر میکنم والدین و اعضای خانواده باید به هم توجه کنند. اگر تغییر ناگهانی در رفتار برادر یا خواهرتان دیدید، با آنها صحبت کنید. به عنوان یک مادر، به دخترتان بگویید: «این حقوق جنسی توست. این حقوق بدن توست. هیچکس حق ندارد بدون رضایت تو به بدنت دست بزند.» با بچهها مستقیم باشید. از حرف زدن دربارهی بدنشان نترسید. اگر در مدرسه هستند به آنها بگویید اگر کسی تو را به اتاقی برد و گفت به کسی نگو، تو به خانه بیا و به من بگو. ما در جامعهای هنوز بسیار پاکدامنمسلک زندگی میکنیم که همه از حرف زدن دربارهی سکس میترسند. حقیقت این است که در ۵ سالگی، ممکن است مورد تجاوز قرار بگیری. در ۵ سالگی، بدنت از نظر جنسی بیدار است. باید کسی باشد که به تو بگوید سکس چیست و چیست نیست. این تو را خراب نمیکند؛ به تو آگاهی میدهد و از تو محافظت میکند.
ایمی گودمن: دربارهی خشونت عاطفیای که پدرت به تو وارد کرد، مینویسی که او به نامزدت گفته تو بچهی وحشتناکی بودهای و آیندهی عشق تو را نفرین کرده است. دربارهاش توضیح بده.
ایو انسلر: به نظر من وقتی کسی در اوایل کودکی به بدنت تجاوز میکند، چنان گیج میشوی که انگار مغزت خاموش میشود. این شخص، کسی است که در دنیا بیشتر از همه دوستش داری. پس یک حس لذت عجیب هم در کار است، اما در عین حال میدانی کاملاً اشتباه است. احساس میکنی داری به مادرت خیانت میکنی. احساس میکنی مورد تعرض قرار گرفتهای. از طرفی تو انتخاب شدهای و این تو را خاص میکند و از این بابت هیجانزدهای. همهی این احساسات متناقض، توانایی تو را برای صمیمیت با هر کس دیگری نابود میکند. آرزوی عشق را در تو میکشد، چون آرزوی دختر برای پدر، بخشی از رشد جنسی ماست. اگر کسی از این آرزوی طبیعی سوءاستفاده کند، اشتیاق را از تو میگیرد. انگار در ۵ سالگی به اوج رسیدهای و در عین حال نابود شدهای. و وقتی او مرا پس زد، من برای همیشه «هیچکس» شدم. بعداً چطور میتوانستم با کسی رابطهای داشته باشم؟
ایمی گودمن: چطور توانستی از این بحران عبور کنی؟
ایو انسلر: سالها طول کشید. قدم به قدم. رواندرمانی، کار روی بدن، برنامههای دوازدهقدمی، حضور در یک جامعه، کنشگری و نوشتن. من خودم را با نوشتن از این مهلکه نجات دادم. نوشتم، نوشتم و نوشتم تا از آن بیرون آمدم.
ایمی گودمن: از روند نوشتن این کتاب بگو. تو برای پدرت که ۳۰ سال پیش مرده، از زبان خودش عذرخواهی مینویسی.
ایو انسلر: این یک روند شگفتانگیز و دیوانهوار بود. من برای چهار ماه کامل، تقریباً در یک حالت خلسهوار فرو رفتم. در خانهای در حومهی شهر، هر روز، هر ظهر و هر شب فقط مشغول این کار بودم. خیلی جالب بود چون کشف کردم که مردهها واقعاً نیاز دارند با ما در گفتوگو باشند. آنها به ما نیاز دارند تا با آنها ارتباط برقرار کنیم تا خودشان آزاد شوند.
ایمی گودمن: در کتاب مینویسی که در این عذرخواهیِ خیالی، پدرت نه فقط به خاطر آزار جنسی، بلکه به خاطر ندادنِ حقِ «خشم» به تو عذرخواهی میکند. این یعنی چه؟
ایو انسلر: یکی از مخربترین کارهایی که پدرم کرد، این بود که اجازه نداد از دستش عصبانی باشم. چون اگر عصبانی میشدم، باید او را متهم میکردم. و اگر او را متهم میکردم، باید حقیقت را فاش میکردم. و اگر حقیقت فاش میشد، خانواده از هم میپاشید. پس من خشم خودم را به درون ریختم و تبدیل به افسردگی، خودتخریبی و انزوا شد. او در این عذرخواهی میگوید: «حق خشم تو را از تو گرفتم. تو حق داشتی فریاد بزنی، حق داشتی مرا متهم کنی، حق داشتی مرا ترک کنی. من آن حق را دزدیدم.»
ایمی گودمن: اما این عذرخواهی را تو نوشتی، نه او. چطور توانستی از پسِ نوشتنِ کلماتی بربیایی که قرار است از طرفِ مردی باشد که بیشترین آسیب را به تو زده؟
ایو انسلر: (خندهای تلخ) جالب اینجاست که وقتی شروع کردم، فکر کردم دارم به او اجازه میدهم که بالاخره حرفش را بزند. اما خیلی زود فهمیدم که دارم از خودم عبور میکنم. من برای سالها سعی کرده بودم روایتِ قربانی را کنار بگذارم و فقط «بازمانده» باشم. اما در این پروژه، مجبور شدم دوباره وارد آن فضای تاریک شوم، این بار نه برای شکایت، بلکه برای بازپسگیریِ صدا. نوشتن از زبانِ متجاوز، سختترین کارِ خلاقانهای بود که تا به حال کردم. چون باید بدونِ دفاع کردن از او، به او اجازه میدادم که حقیقت را بگوید. و حقیقتِ یک آزارگر این است: «میدانستم چه میکنم. انتخاب کردم که این کار را بکنم. و حالا پشیمانم.»
ایمی گودمن: منتقدانی میگویند که تو با این کار، بارِ مسئولیت را از دوشِ متجاوز برداشتهای و خودت را جای او گذاشتهای. پاسخات به آنها چیست؟
ایو انسلر: من اصلاً نمیگویم که قربانی باید عذرخواهیِ متجاوز را تصور کند. این کارِ من بود، یک انتخابِ شخصی و درمانی. من این کار را نکردم تا او را تبرئه کنم. من این کار را کردم تا از قفسِ او بیرون بیایم. تا وقتی او دیگر زنده نیست و هرگز عذرخواهی نکرد، من دیگر منتظرِ یک کلمه از طرفِ او نباشم. من عذرخواهی را از او قرض گرفتم تا خودم را آزاد کنم. این کتاب یک نسخهی رواندرمانی برای همه نیست؛ روایتِ شخصیِ من است.
ایمی گودمن: تو با کمپین «روز وی» و «مونولوگهای زنانه» صدای میلیونها زن را به صحنه آوردی. این کتاب را چقدر در ادامهی همان مسیر میبینی؟
ایو انسلر: دقیقاً ادامهی همان مسیر است. «مونولوگهای زنانه» دربارهی بازپسگیریِ زبانِ بدن بود. «عذرخواهی» دربارهی بازپسگیریِ زبانِ خشم و بخشش است. من باورم این است که تغییرِ فردی و تغییرِ اجتماعی از هم جدا نیستند. اگر من نتوانم با پدرِ مردهام روبهرو شوم، چطور میتوانم با یک سیستمِ مردسالارِ زنده روبهرو شوم؟ اگر نتوانم عذرخواهی را برای خودم تصور کنم، چطور میتوانم برای همهی زنانی که هرگز عذرخواهی نمیشنوند، عدالت بخواهم؟
ایمی گودمن: در بخشهایی از کتاب، پدرت دربارهی پشیمانیاش از سکوتِ مادرت هم حرف میزند. میگوید: «مادرت را هم بخشیدم که ندید.» آیا تو مادرت را بخشیدهای؟
ایو انسلر: (مکث) این سختترین سؤال است. مادرم هم قربانی بود، هم ناظرِ خاموش. من سالها از او عصبانی بودم. اما در این کتاب، پدرم میگوید که او هم در دامِ همان نظام گیر کرده بود؛ نظامی که به زنها یاد میدهد چشمهایشان را ببندند تا خانواده از هم نپاشد. من مادرم را نه به خاطرِ نادیدهگرفتنِ من، بلکه به خاطرِ نادیدهگرفتنِ خودش بخشیدم. او هم یک زنِ ترسیده بود. این بخشش، التیامبخش نبود، اما رهاکننده بود.
ایمی گودمن: و حالا، بعد از نوشتن این کتاب، چه احساسی داری؟ آیا پدرت را بخشیدهای؟
ایو انسلر: (آه میکشد) بخشیدنِ او، هدفِ این کتاب نبود. هدف، بازپسگیریِ داستانم بود. اما به طرز عجیبی، وقتی آن عذرخواهی را از زبانش نوشتم، برای اولینبار احساس کردم که او را میبینم. نه به عنوانِ یک هیولا، بلکه به عنوانِ یک مردِ شکسته که شکستاش را روی من پیاده کرد. بخشش؟ شاید نه به معنایِ سنتیاش. اما رهایی؟ بله. من از آرزویِ یک عذرخواهی که هرگز نمیآید، رها شدم. و این، بزرگترین هدیهای بود که به خودم دادم.
ایمی گودمن: ایو انسلر، از تو سپاسگزارم که این روایتِ صمیمی و شجاعانه را با ما درمیان گذاشتی.
ایو انسلر: از تو ممنونم، ایمی. و از همهی کسانی که این مصاحبه را میخوانند، میخواهم: اگر زخمی کهنه دارید، به خودتان اجازه دهید که خشمتان را بنویسید. حتی اگر طرفِ مقابل هرگز آن را نخواند. نوشتن، خودش یک دادگاهِ منصفانه است.
ترجمه از دکتر بهنام ترابی
سه سانس نخست نمایش «برای فروش» سولد اوت شدآغاز فروش بلیت اجراهای جدیدتمامی بلیتهای سه سانس نخست نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی با استقبال چشمگیر مخاطبان به فروش رسید و شب گذشته اجرای افتتاحیه این نمایش نیز با استقبال مخاطبان مواجه شد.
همزمان با تکمیل ظرفیت سه اجرای نخست، بلیت اجراهای جدید این نمایش برای چهارشنبه و جمعه هفته آینده (۱۷ و ۱۹ تیر) در سایت تیوال در دسترس علاقهمندان قرار گرفته و مخاطبان میتوانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از روز گذشته (چهارشنبه ۱۰ تیرماه) در بلکباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته است.
مهرانه مهینترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعتپیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.
همزمان با رونمایی از پوستربلیتفروشی نمایش «خوی حیوانی» آغاز شدنمایش «خوی حیوانی» به کارگردانی و تهیهکنندگی هلیا خادم، همزمان با رونمایی از پوستر رسمی این اثر، وارد مرحله فروش بلیت شد و از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه میرود. به گزارش روابط عمومی نمایش «خوی حیوانی»، صفحه فروش بلیت این اثر همزمان با رونمایی از پوستر رسمی نمایش در سامانه تیوال در دسترس علاقهمندان قرار گرفت. نمایشنامه «خوی حیوانی» را بهنام ترابی با اقتباسی از نمایشنامه «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک نوشته است. این نمایش با نگاهی فلسفی و تاریخی، مفاهیمی چون قدرت، ایمان، ایدئولوژی، آزادی و مناسبات انسانی را در قالب یک روایت نمایشی به چالش میکشد.
هلیا خادم، کارگردان و تهیهکننده این اثر، درباره روند تولید نمایش «خوی حیوانی» میگوید:«تولید نمایش خوی حیوانی نزدیک به یک سال به طول انجامید. در این مسیر، گروه با تغییرات و چالشهای متعددی روبهرو شد اما تلاش کردم این دشواریها را نه به عنوان مانع، بلکه بهعنوان بخشی از فرآیند خلق اثر بپذیرم. آنچه امروز با عنوان «خوی حیوانی» روی صحنه میرود، حاصل نزدیک به یک سال ایستادگی، همدلی، اعتماد متقابل و ادامهدادن یک گروه در تمام فراز و نشیبهای این مسیر است.
در خوی حیوانی کوشیدهایم جهانی را ترسیم کنیم که در آن خانه صرفاً یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه، ساختار قدرت و روابط انسانی است؛ فضایی که مرز میان ایمان، ایدئولوژی، آزادی و سلطه را به پرسش میکشد».
در خلاصه داستان این نمایش آمده:«نمایش «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، خانوادهاش را در خانهای زندانی میکند. خانه در این نمایش، تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است، جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیتها را رقم میزند.» امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری بازیگران نمایش «خوی حیوانی» هستند. دیگر عوامل این اثر عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامهریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، مهرزاد عسکری (نریشن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
نمایش «خوی حیوانی» از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه خواهد رفت.
علاقهمندان میتوانند برای رزرو و تهیه بلیت نمایش «خوی حیوانی» به برگه اختصاصی این اثر در سامانه تیوال مراجعه کنند.
دور دوم اجرای نمایش «بدن بینقص» به نویسندگی ایو انسلر و کارگردانی دکتر ترابی در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شد.آغاز دور دوم اجرای «بدن بینقص» در سالن شماره هفت بوتیک ایراننمایش «بدن بینقص» مونولوگی تأملبرانگیز درباره بدن است؛ بدنی که در طول تاریخ، همواره در معرض قضاوت، کنترل، شرم و در عین حال مقاومت قرار داشته است. این اثر با عبور از خاطرهها، هراسها و تجربههای زیسته راوی، به رابطه پیچیده انسان با بدن خود میپردازد و میکوشد بدن را نه بهعنوان ابژهای منفعل، بلکه بهمثابه میدانی برای بازتعریف هویت و بازپسگیری صدا روی صحنه احضار کند.
در این اجرا، دکتر ترابی با نگاهی نظری و اجرایی، متن ایو انسلر را در پیوند با اندیشههای جودیت باتلر و ژولیا کریستوا بازخوانی کرده است؛ رویکردی که بدن را همچون متنی سیال میان زبان، جنسیت و قدرت تعریف میکند. بر همین اساس، نمایش از سطح یک روایت شخصی فراتر میرود و به تجربهای مفهومی و انتقادی در باب نسبت بدن، هویت و ساختارهای اجتماعی بدل میشود.
بدن بینقص» از یک سو نخستین اجرای این اثر از ایو انسلر در ایران بهشمار میآید و از سوی دیگر، نخستین بخش از سهگانه زنانه و فمینیستی دکتر ترابی است؛ سهگانهای که بر سه مفهوم بنیادین بدن، شرم و آزادی متمرکز شده و میکوشد از خلال زبان اجرا، نسبت زن، حافظه، اجتماع و رهایی را مورد واکاوی قرار دهد.
دکتر ترابی که در کارنامه هنری و پژوهشی خود همواره به پیوند میان اندیشه، اجرا و تجربههای نو در تئاتر توجه داشته، در این اثر نیز رویکرد آوانگارد و تحلیلی خود را دنبال کرده است؛ رویکردی که بهویژه در مواجهه با مسائل هویتی، جنسیتی و بدنمند، واجد امضای شخصی او در مقام کارگردان و پژوهشگر تئاتر است.
دور دوم اجرای «بدن بینقص» اکنون در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شده و علاقهمندان میتوانند برای تماشای این اثر به وب سایت تیوال مراجعه کنند.
«شعلههای سرکش تاریکی» و «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» روی صحنه میروند
همزمان با آغاز فصل تازه اجراهای تماشاخانه ایرانشهر، دو نمایش «شعلههای سرکش تاریکی» به کارگردانی هوشمند هنرکار و «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی در سالنهای استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان روی صحنه خواهند رفت.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانهی ایرانشهر، نمایش «شعلههای سرکش تاریکی» نوشته آنتونیو بوئرو با ترجمه مهین اسکویی و طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار، از ۷ تیر، هر شب ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا میشود.
در این نمایش ناهید مسلمی، کاظم هژیرآزاد، سیاوش خادم حسینی، امید معاوی، امیرحسین کفائی، سارینا شیاسی، پریسا شریفی، سارینا سلطانلو، باران عبیری، هومهر بیاتیان، مهیار میرزائی، هومن لواسانیکیا، بهار مهدوی و مهرگان طهرانی به ایفای نقش میپردازند.
این اثر با مدت زمان یک ساعت و ۴۰ دقیقه، داستان دانشآموزان یک آموزشگاه شبانهروزی نابینایان را روایت میکند که زندگی شاد و آرامشان با ورود «ایگناسیو» دستخوش تغییر و نظم آموزشگاه برهم میخورد.
همچنین نمایش «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی، از ۱۶ تیر، هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان میزبان مخاطبان خواهد بود.
سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده بازیگران این نمایش هستند که با مدت زمان یک ساعت و ۲۰ دقیقه اجرا میشود.
در خلاصه این نمایش آمده است: «به همدیگه قول داده بودیم که فصل آخرش رو با هم میسازیم؛ پس اگه اینجا فصل آخره، در رو باز کن و بیا تو...»
علاقهمندان برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
«مرگ اشرف غنی» روی صحنه تئاترابراهیم پشتکوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهزودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که روایتی اقتباسی از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زندهیاد بهرام بیضایی است در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میبرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر رسانه اثر، ابراهیم پشتکوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهزودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که اقتباسی مدرن و متفاوت از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زندهیاد بهرام بیضایی است، روی صحنه تماشاخانه هیلاج میبرد.
پشتکوهی که پیش از این اقتباسی از رمانهای «مثل آب برای شکلات» و «آخرین انار دنیا» را در فضای آمریکای لاتین و کردستان اجرا کرده بود، این بار قصه خود را در حاشیه کابل و به زبان فارسی دری به صحنه میآورد.
در خلاصه داستان «مرگ اشرف غنی» آمده است: «در شب چله، کابل سقوط میکند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانهای در حاشیه کابل هجوم میبرند.»
این نمایش که تهیهکنندگی آن را مهدی طوفانی برعهده دارد، پیش از این در چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و در بخشهای بهترین موسیقی و بهترین بازیگری زن نیز نامزد دریافت جایزه بوده است.
جزئیات تازهترین اثر ابراهیم پشتکوهی بهزودی اعلام میشود.
«فقط خدا… onlyGod»؛ در جستوجوی معنا در عصر تنهایی انسان معاصرنمایش «فقط خدا» به نویسندگی آرمان مهرابی، شاهین بامداد و محمود رشیدی و کارگردانی محمود رشیدی، با تکیه بر فضایی مینیمال و رویکردی فلسفی ـ روانشناختی، مخاطب را به سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، بحران هویت و جستوجوی امر مطلق دعوت میکند؛ سفری که در نهایت به این پرسش بنیادین میرسد که پس از فرو ریختن همه تکیهگاهها، چه چیزی باقی میماند؟
نمایش «فقط خدا… onlyGod» روایت نوع بشر است در رینگ مبارزه زندگی؛ انسانی که گاه غالب است و گاه مغلوب، گاه زخمی و گاه ایستاده، گاه شادمان و گاه مغموم. شخصیتی که محمود رشیدی در هیأت بوکسور، پیک موتوری و دیگر صورتهای انسانی پیش چشم مخاطب قرار میدهد، نه صرفاً یک فرد، بلکه تصویری از انسان در مسیر پر فراز و نشیب زیستن است؛ انسانی که از تولد تا مرگ، با صورتهای مختلف رنج، امید، شکست، ترس و ایمان روبهرو میشود تا سرانجام نسبت خود را با حقیقتی بزرگتر بازشناسد.
نمایش را میتوان روایتی از همین مسیر دانست؛ مسیری که از تردید آغاز میشود، از رنج و تنهایی عبور میکند و در نهایت به مواجههای بیواسطه با حقیقت وجودی انسان میرسد. در این جهان نمایشی، انسان نه قهرمانی بینقص است و نه قربانی مطلق؛ او موجودی است در حال کشف، در حال فرو ریختن و دوباره برخاستن.
این اثر که برای سومین بار روی صحنه میرود، در امتداد تجربههای پیشین خود در بوتیک تئاتر ایران و تالار محراب، همچنان بر حذف پیرایههای روایی و تمرکز بر یک مسئله بنیادین تأکید دارد؛ مسئلهای که نه در قالب داستانی کلاسیک، بلکه در هیأت یک پرسش وجودی پیش روی مخاطب قرار میگیرد.
در جهان «فقط خدا»، انسان معاصر با همه اضطرابها، شکستها، امیدها و ترسهایش به تصویر کشیده میشود. شخصیت محوری نمایش در ظاهر تنهاست، اما در واقع نماینده انسان امروز است؛ انسانی که در میان هیاهوی جهان مدرن، بیش از هر زمان دیگری با خلأ معنا و نیاز به تکیهگاهی پایدار مواجه شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای سوم نمایش، انتخاب سالن دوسویه خانه نمایش مهرگان است؛ انتخابی که فراتر از یک تصمیم صحنهای، کارکردی معنایی پیدا میکند. حذف دیوار چهارم و قرار گرفتن تماشاگر در موقعیتی همسطح با بازیگر، مخاطب را از جایگاه ناظر صرف خارج کرده و او را به بخشی از تجربه نمایشی تبدیل میکند.
نمایش با زبانی مینیمال و اجرایی مبتنی بر اقتصاد عناصر صحنه، تلاش میکند مسیر تأویل را برای مخاطب باز بگذارد. در اینجا خبری از پاسخهای قطعی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، مواجهه هر فرد با لایههای پنهان ذهن، خاطرات، ترسها و امیدهای خویش است.
«فقط خدا» همچنین کوششی برای بازتعریف نسبت انسان معاصر با مفهوم خداست. خدا در این اثر، صرفاً مفهومی متافیزیکی نیست، بلکه حضوری وجودی است که انسان در مواجهه با آن یا به فروپاشی میرسد یا به خودشناسی. از این منظر، نمایش بیش از آنکه تنها درباره خدا باشد، درباره انسان و نسبت او با امر مطلق است.
محمود رشیدی در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگر، جهانی خلق کرده که مرز میان واقعیت بیرونی و جهان ذهنی را در هم میشکند. نتیجه این رویکرد، اثری است که مخاطب را نه فقط به تماشای یک روایت، بلکه به مشارکت در یک تجربه درونی دعوت میکند.
در نهایت، مهمترین دستاورد «فقط خدا… onlyGod» زنده نگه داشتن پرسشی است که تا پایان اجرا همچنان در ذهن مخاطب باقی میماند: وقتی همه چیز فرو میریزد، چه چیزی باقی میماند؟ پاسخی که نمایش پیش روی مخاطب میگذارد، همان اندازه ساده است که عمیق؛ فقط خدا.
منبع: خبرگزاری پانا
«اَمپاس» به کارگردانی حسین اناری از ۲۱ تیرماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه میرودنمایش «اَمپاس» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری، از ۲۱ تیرماه در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند میزبان مخاطبان خواهد بود.حسین اناری درباره شکلگیری این اثر میگوید: «ابتدا یک مکان در ذهن داشتم و متن را بر اساس آن نوشتم.» او در روند تولید اثر، «ندانستن» را بخشی از فرآیند کشف میداند و معتقد است اگر کارگردان از ابتدا بداند قرار است در پایان به چه چیزی برسد، ویژگی زنده و بکر تمرین از بین میرود.
به گفته اناری، «اَمپاس» در بازیها به واقعگرایی نزدیک است، اما در فرم اجرایی و مداخله عناصر صحنه، به ساختاری پستدراماتیک میرسد. این کارگردان نسبت اصلی اثر با دغدغههای شخصی خود را «ادبیات» و به طور مشخص «شعر» عنوان میکند و سه واژه «شک»، «اعتماد» و «خویش» را نزدیکترین کلمات به جهان نمایش میداند.
او درباره تجربه مخاطب پس از تماشای نمایش، پاسخی قطعی ندارد و معتقد است تجربه زیستهای که هر تماشاگر با خود از سالن خارج میکند، امری شخصی و کشفناشدنی است. اناری همچنین در پاسخ به جملهای که پیش از ورود به سالن به مخاطبان میگوید، تنها یک عبارت را برمیگزیند: «شک خود حقیقت است.»
علی تاریمی، محمد عبدالوند و عارف کبیری بازیگران این نمایش هستند.
دیگر عوامل «اَمپاس» عبارتاند از: دستیار کارگردان عارف کبیری، طراح نور علیرضا میرانجمی، طراح صحنه و لباس حسین اناری، طراح گریم شیرین منصوری، طراح گرافیک محمد حمامی، عکاس امید حیدری، تمریننگار و مجری نور کیمیا شیخ، ساخت دکور احمد اناری، گرافیک صحنه محمدحسن خبیری، مدیر صحنه ادیب پورموسوی، برنامهریز اجرا علی فتحی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی آیدا سرمست، ویدئو آرتیست عمران هاشمی، موشن آرتیست مجتبی روحامیان و ایآی آرتیست Damien.
نمایش «اَمپاس» از ۲۱ تیرماه، هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.
مهرانه مهینترابی که آخرین بار در تابستان سال ۱۳۸۲ با نمایش «در مصر برف نمیبارد» به کارگردانی علی رفیعی روی صحنه تئاتر رفته بود، پس از ۲۳ سال در نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی ایفای نقش میکند.
او که دانشآموخته بازیگری و کارگردانی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است، نخستین بار در سال ۱۳۵۶ با نمایش پرمخاطب «تله» به نویسندگی محسن یلفانی و کارگردانی دیانا روی صحنه رفت و پس از آن وارد سینما و تلویزیون شد. در آثار متعددی از جمله فیلمهای «دادستان»، «شور زندگی»، «برگ برنده»، «آتش بس ۲»، «دو» و... و سریالهای «آژانس دوستی»، «داستان یک شهر»، «نرگس»، «صاحبدلان»، «شمسالعماره»، «زمانه»، «بچههای نسبتا بد»، «در مسیر زایندهرود»، «آنام» و... بازی کرد و با نقشآفرینی در مجموعههای «همسران» و «خانه سبز» به اوج محبوبیت رسید.
نمایشنامه «برای فروش» را سهند خیرآبادی نوشته، مجری طرح میثم میرزایی و مشاور رسانهای آن مریم قربانینیا است.
نمایش «برای فروش» اوایل تیرماه در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه میرود و علاقهمندان به زودی میتوانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
سایر بازیگران و عوامل این نمایش بهزودی معرفی میشوند.
عکس از: مجتبی شهرآبادی
دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایراندور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.»
احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس اسدی، محمد امین بندرزاده، کیمیا شول و امیرعلی انتخابی نیکو بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
نگار امیری به عنوان مجری طرح و سونیا اسماعیلی به عنوان مشاور کارگردان و بازیگردان در این نمایش حضور دارند.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به روابط عمومی: علی یونسی، مدیر تبلیغات: مریم رازقی، طراح پوستر: ایمان جواهری، مدیر اجرایی: ویدا دستورانی و منشی صحنه: نیایش دستورانی اشاره کرد.
علاقهمندان میتوانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال یا گیشه بوتیک هنر ایران تهیه کنند.
نشست بررسی نمایش «تلخاب» برگزار میشودنشست تحلیل و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار میشود.به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تلخاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیهکنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیستونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار میشود.
در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و رواندرمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و رواندرمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تلخاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت.
این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل دیگری، شرم و ترس از نداشتهها را به تصویر میکشد.
علاقهمندان میتوانند برای حضور در این نشست به موسسه روان تحلیلی همراه به آدرس خیابان شریعتی، پایین تر از حسینه ارشاد، خیابان کوشا، پلاک ۵ مراجعه کنند.
گفتوگو با محمد علیدادی، کارگردان «روایت معلق بعد از بازگشت»نمایشی از زندگی زیر سایه جنگمحمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمیشود و به زندگیهایی میپردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست میدهند.
نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاههای تاریخی تلاش کرده روایتگر تجربههای انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربههایی که گاه در دل جنگها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شدهاند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شبها در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود نیز با چنین رویکردی شکل گرفته است.
این اثر با بهرهگیری از فضایی مینیمال و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آرشیوی، تلاش میکند مخاطب را با تجربهای احساسی و تأملبرانگیز از پیامدهای جنگ مواجه کند؛ تجربهای که اگرچه ریشه در یک مقطع تاریخی دارد اما از مرز زمان و جغرافیا عبور میکند.
به بهانه اجرای این نمایش، با محمد علیدادی درباره شکلگیری ایده اثر و دلایل اجرای این نمایش در شرایط امروز جامعه گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت»، اگرچه از دل یک موقعیت تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما در واقع محدود به همان مقطع نیست. دلایل پرداختن به این نمایش را چگونه برمیشمارید؟
نمایش ما درباره انسانهایی است که جنگ آنها را از ما گرفت؛ درباره ناگفتههایی که هرگز فرصت بیان پیدا نکردند و زندگیهایی که ناخواسته ناتمام ماندند. به نوعی میتوان گفت این نمایش روایت تمام آن سرنوشتهایی است که در سایه جنگ، مسیر طبیعی خود را از دست دادند. برای من، جنگ تنها یک پسزمینه تاریخی نیست، بلکه بستری است برای روایت تجربه انسانی از فقدان، انتظار و ناتمامی.
به نظر میرسد ساختار اثر به گونهای است که حتی با حذف عناصر مستقیم مرتبط با جنگ نیز میتواند در دورههای مختلف قابل اجرا باشد. چرا جنگ را محور اصلی کار قرار دادید؟
بله، کاملاً. موضوعی که در این نمایش مطرح میشود، موضوعی انسانی است و به یک زمان یا جغرافیای خاص محدود نمیشود. جنگ در اینجا بیشتر به عنوان یک وضعیت انسانی مطرح است تا صرفاً یک واقعه تاریخی.
به همین دلیل ما در نمایش، شخصیتی افغان را نیز اضافه کردهایم. حضور این شخصیت در واقع اشارهای است به جهانی که همچنان درگیر جنگ است. این انتخاب به مخاطب یادآوری میکند که مسئله جنگ، مسئلهای جهانی است و تجربه فقدان و ویرانی در نقاط مختلف جهان تکرار میشود.
با توجه به این ظرفیت، چرا به سمت بازنویسی نمایش و اشاره مستقیمتر به بحرانهای روز جامعه نرفتید؟
به باور من، یکی از ویژگیهای مهم تئاتر لایهمند بودن آن است. تئاتر قرار نیست همه چیز را به شکل مستقیم و شعاری بیان کند. ما در نمایش از جنگ صحبت میکنیم، اما هر مخاطب میتواند با توجه به تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. برای مثال، در همین جنگ دوازدهروزه اخیر متوجه شدم که نگاه و برداشت بسیاری از اطرافیانم نسبت به مفهوم جنگ تغییر کرده است. این تغییر ناشی از همان ترس و اضطرابی است که در ذات جنگ وجود دارد. بنابراین تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که مخاطب بتواند با تجربه شخصی خود به اثر نزدیک شود و معنای آن را در ذهن خود کامل کند.
طراحی صحنه در این نمایش بسیار مینیمال است و در کنار آن از ویدئو نیز استفاده شده است. این تصاویر آرشیوی هستند یا برای اجرا تولید شدهاند؟ استفاده از ویدئو چه نقشی در روایت دارد؟
در این اثر از تصاویر و فیلمهای آرشیوی استفاده کردهایم. هدف ما این بود که بتوانیم حس و فضای مورد نظر را به شکل مؤثرتری به مخاطب منتقل کنیم. این تصاویر کمک میکنند حافظه جمعی تماشاگر فعال شود و او بتواند ارتباط عاطفی عمیقتری با موضوع برقرار کند. در کنار آن، طراحی مینیمال صحنه نیز انتخابی آگاهانه بود. ما نمیخواستیم صحنه پر از عناصر بصری باشد که تمرکز مخاطب را از روایت اصلی دور کند. به همین دلیل سادگی صحنه و استفاده از تصاویر آرشیوی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا فضای ذهنی و احساسی اثر تقویت شود.
نمایش شما در سالن مهرگان اجرا میشود؛ سالنی که نسبت به برخی سالنهای دیگر کمتر شناخته شده است. چرا این سالن را برای اجرا انتخاب کردید؟
انتخاب سالن مهرگان چند دلیل داشت. نخست اینکه شرایط مالی و توافقی که میان سالن و گروه تهیه و تولید شکل گرفت، امکان اجرای نمایش را برای ما فراهم کرد. از سوی دیگر، زمان اجرا برای ما اهمیت زیادی داشت. ما معتقد بودیم پیام این نمایش باید در همین مقطع زمانی مطرح شود. به همین دلیل ترجیح دادیم اجرای نمایش را به تعویق نیندازیم و در همان زمانی که امکانش فراهم شد روی صحنه ببریم.
با توجه به شرایط بحرانی جامعه، برخی گروههای نمایشی ترجیح میدهند اجرای آثار خود را به زمان دیگری موکول کنند. چرا شما چنین تصمیمی نگرفتید؟
از نگاه ما، تئاتر هنری است که در تمام دورههای بحران حرفی برای گفتن داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، تئاتر یکی از مهمترین فضاها برای بیان دغدغههای اجتماعی بوده است. «روایت معلق بعد از بازگشت» نیز از همین منظر شکل گرفته است. البته حضور تماشاگر برای هر گروه نمایشی بسیار مهم و دلگرمکننده است، اما در کنار آن ما نوعی تعهد اجتماعی نیز احساس میکنیم.
به باور من، در شرایط بحرانی گفتن و روایت کردن اهمیت بیشتری پیدا میکند. تئاتر میتواند فضایی برای تأمل، همدلی و گفتوگو ایجاد کند و همین مسئله دلیل اصلی ما برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی بود.
به کارگردانی «حسین کشفی اصل» در تماشاخانه هیلاج «سلسله دروغ» نمایشنامهخوانی میشودحسین کشفی اصل، نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ» را در تماشاخانه هیلاج برگزار میکند.به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، روز پنجشنبه ۲۸ خردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود.
کشفی اصل،که این متن را با اقتباسی از نمایشنامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده، در این رابطه میگوید: «نمایشنامه در پوست شیر» را حدود ۲۸ سال پیش خواندم و آن را در غالب اجرایی متشکل از همدورهایهای خودم در ۲۵ سال پیش کارگردانی کردم که آن نمایش، یک اجرا بیشتر نداشت. شرایط و شکل و ساختار تئاتر آن سالها نسبت به امروز متفاوت بود. در تمام این سالها، نمایشنامه «در پوست شیر»، گوشهای از ذهن من بوده است. اکنون تلاش کردم با توجه به شرایط اجتماعی کشورم، اقتباسی وفادارانه از آن متن انجام بدهم.
در خلاصهداستان این نمایشنامه آمده: «ما در سلسلهی دروغها زندگی میکنیم. جایی که هر لبخند، یک نقاب و هر کلمه، یک تله است».
مصطفی خسروجردی، امیرعباس حیدری، محمدرضا علیمحمدی، کوثر باصری، حامی حاتمی، صبا سبحانی، بهادر خسروجردی، مانا دارابی، محمد امین و میکائیل ضیائیفرد، بازیگران این اجرا به ترتیب خوانش نقش هستند.
سایر عواملی که در این اجرا، حسین کشفی اصل را همراهی میکنند، عبارتند از: پرویز گوهریراد (عکاس)، محمد لهاک (طراح پوستر)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
گفتنی است نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ»، پنجشنبه ۲۸ خردادماه ساعت ۱۹:۳۰، در تماشاخانه هیلاج به نشانی خیابان کریمخان، خیابان ایرانشهر،کوچه سمندریان (مهاجر)، پلاک ۲۲، روی صحنه میرود.
علاقهمندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
جلسه نقدوبررسی نمایش «تلخاب» به کارگردانی عباس اقسامی و با حضور روانشناسان و منتقدان در سالن اصلی تالار مولوی برگزار شد. جلسه نقدوبررسی نمایش «تلخاب» برگزار شدبه گزارش ایران تئاتر، نشست نقد و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روانشناس)، میثم بازانی (روان درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در تالار اصلی مولوی برگزار شد.
«تلخاب» روایت ملکهای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و قدرت، با سفری کابوسوار به روان خود و مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، که در آگاهی مییابد.
میثم بازانی در این نشست درباره شخصیت اصلی نمایش گفت: «ملک جهان، با مسئله بنیادین نازایی درگیر است و این نازایی نه فقط یک مشکل جسمانی، بلکه مسئلهای تاریخی، فرهنگی و نمادین است که پیش از تولد او شکل گرفته است. کابوسهایی که در پایان نمایش تجربه میکند، بازتاب رابطه پیچیده او با والدین و پیامهایی است که جامعه پیشاپیش تعیین کرده است. این پرسش که من چرا به این دنیا آمدهام و والدینم چه میخواستند برای او هیچ پاسخ قطعی ندارد و تنها حدسها و احتمالاتی مطرح میشود.»
او ادامه داد: «از منظر روانکاوی و نظریههای ژاک لکان، انسان همیشه با ناکامی و حدسهای بیپایان همراه است و این ناکامی موتور روانی حرکت شخصیت و روایت است. ملک جهان در مسیر نمایش با شخصیتهای جادوگر، موچول خانم و تلخک روبهرو میشود تا فرآیند خودشناسی، بازنگری و مواجهه با محدودیتها و تکالیف تحمیلی را طی کند. این فرآیند همان چیزی است که در روانکاوی اتفاق میافتد؛ انسان وقتی با بحران مواجه میشود، باید بازنگری کند و فانتزیهای بنیادین خود را دوباره شکل دهد.»
فریال آذری، منتقد تئاتر نیز با اشاره به شخصیت تلخک در این نمایش توضیح داد: «تلخک برخلاف سایر شخصیتها که به دنبال ارائه پاسخ هستند، تنها رنج را آشکار میکند و مسیر خودآگاهی ملک جهان را روشن میسازد. حضور تلخک، آینهای است که مخاطب و شخصیتها را با واقعیت و محدودیتها مواجه میکند و زبان طنز، متلک و بازی او نشاندهنده خشم نهادینه شده و همزمان ابزار تحلیل روانی است.»
او درباره ساختار نمایش افزود: «این اثر در مرز اسطوره، خواب، جادو و سیاست حرکت میکند؛ نه کاملاً نمادین و نه صرفاً رئالیستی است. متن نمایش از روایت خطی فاصله میگیرد و با تکرار، صدا و تصویر و مناسک، تجربهای معلق میان کابوس جمعی و آیین نمایشی خلق میکند. زبان شعری و طلسمگونه متن، هم تهدید و هم احضار ایجاد میکند و مخاطب را به تعمق درباره مفاهیم بنیادین انسانی و اجتماعی وادار میکند. برخی صداها و دیالوگها ممکن است به هم نزدیک شوند و کارگردان تلاش کرده است این مسئله را کنترل کند، اما ذات متن، فضای شعری و احضارگونه را حفظ میکند و قدرت خود را در ایجاد تجربههای چندلایه برای مخاطب نشان میدهد.»
آذری در تحلیل نقش زنان توضیح داد: «زنان نمایش، حتی آنهایی که به ظاهر ابزار قدرت هستند، حامل پیامهای عمیق درباره آزادی، رنج و نقش خود در ساختارهای اجتماعیاند. نقش زنان در خلقت و تولید هستی برجسته است و حتی مردان حاضر در صحنه، غالباً نقش ابزار و عملکرد را ایفا میکنند. آیینهای آیینی مانند آیین زار نه فقط باروری یا درمان، بلکه ابزار آشکارسازی حقایق سرکوبشده و مسیر خودآگاهی شخصیت اصلی هستند. ملک جهان در مواجهه با بنبستها و ناکامیها، بازنگری در فانتزیها و حدسهای خود را آغاز میکند. درمییابد که پاسخها نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و ارتباط با جهان پیرامون وجود دارد. این بازنگری و فاصلهگیری از شبکه قدرت، منجر به تولد تازه، آزادی و خودآگاهی او میشود و پایان نمایش، آشتی او با سایهها و جهان پیرامون را نشان میدهد، نه ادامه یک بازی سلطنتی محدود.»
آذری درباره موسیقی، صحنهآرایی و مناسک به کار گرفته شده در این اثر گفت: «موسیقی و نورپردازی بسیار دقیق اجرا شد و مناسک آیینی، به ویژه آیین زار، به شکل یک ابزار نمایشگر حقیقت سرکوبشده عمل کرد. این آیینها به ملک جهان کمک کردند تا واقعیت را ببیند و مسیر خودآگاهی و بازنگری را طی کند. آیینها و صحنههای آیینی، نه صرفاً جنبه تزیینی داشتند بلکه در فرآیند روانشناسی و رشد شخصیت نقش کلیدی ایفا کردند.»
فریبا مجدتیموری دیگر روانشناس حاضر در این نشست نیز گفت: «نمایش «تلخاب» نه فقط داستان یک خاندان سلطنتی، بلکه نمادی از شبکههای قدرت، ابزارها و مناسبات اجتماعی است. قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون است. ملک جهان با پذیرش ناکامی، سایه و محدودیتهای خود، از دنیای محدود و تحمیلی بیرون میآید و به آزادی، خودآگاهی و تولدی تازه دست مییابد.»
او افزود: «نمایش با ترکیب صحنه، موسیقی، آیینهای آیینی و زبان شعری، مخاطب را به تأمل درباره جایگاه خود در نظامهای قدرت، فرهنگ و جامعه دعوت میکند و نشان میدهد که رنج و ناکامی، موتور رشد و شناخت انسانی است. مناسک آیینی و صحنههای طلسمگونه، به ویژه در صحنههای پایانی، به ملک جهان کمک کردند تا با واقعیت مواجه شود و مسیر بازنگری و خودآگاهی را طی کند.»
مجدتیموری در جمعبندی تاکید کرد: «نمایش «تلخاب» تجربهای چندلایه است که مخاطب را با پرسشهای بنیادین انسانی، اجتماعی و فلسفی مواجه میکند. این اثر نشان میدهد که شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون، منبع اصلی قدرت و رهایی است و نه تاج و تخت و ساختارهای تحمیلی.»
نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی و تهیهکنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی تا ١٢ اسفند ساعت ١٩:٣٠ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.
«جسد زنده» به صحنه باز میگرددنمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز میگردد.به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز میگردد و از امشب دوشنبه ۲۵ خرداد، ساعت ۱۹ در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.
در این نمایش که کاری از گروه مایارت است، سارا طلائی، مهشید صداقت منش، ستایش صحرایی، یونس رادمهر، آیسا محمدی، سالار برزگر، مرتضی نصرآبادی، ملیکا فولادی، بهار صالحی، امیررضا سلطانی، مائده عظیمی، محمدجواد اصغری و المیرا نوروزی به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این اثر آمده: این تراژدی خواب است یا بیداری؟ اگر خواب باشد من باید از آن بیدار شوم…
دیگر عوامل این اثر نمایشی ۶۰ دقیقهای، عبارتند از مشاور هنری و دستیار کارگردان: محمدجواد اصغری، منشی صحنه و آهنگساز: ایمان تجریشی، مدیر تبلیغات: محمدسجاد رشیدی، مدیر رسانه: امین اسلامی، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، عوامل فنی مهرگان(اتاق فرمان): امیرحسین محمدی، علیرضا ابوطالبی، عکاس: پارمیدا محمدخانی، طراح نور و دکور: محمدجواد اصغری، طراح پوستر و تیزر: المیرا نوروزی، گریمور: ملیکا فولادی، دستیار گریم: سارا طلائی، ستایش صحرایی.
علاقمندان نمایش «جسد زنده» میتوانند جهت تهیه بلیت این نمایش، به سایت تیوال مراجعه کنند.
بلیت فروشی نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی برای اجرا در تالار مولوی، آغاز شد.به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با آغاز بلیت فروشی نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی از پوستر این نمایش با طراحی امیر دیباج رونمایی شد.
سعید آقاخانی و محسن عباسی تهیهکنندگان این اثر نمایشی هستند که اجراهای دور دوم آن از فردا، یکشنبه، ۱۷ خرداد ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی آغاز میشود.
سحر گلشیرازی، رها پوررحمتی، مهدی حیدری، ساتیا نوروزی، مرضیه دهقانپور، غفور مکی نصیریان، فرزاد پارسه، کارما یمقانی، زهرا فلاح، دیانا واحدیان، صدف خاقان و یاسمن رسولیراد بازیگران این نمایش هستند.
عوامل و دستاندرکاران این اثر عبارتند از رضا مهدیزاده طراح صحنه و دکور، اتابک اسدی طراح نور، رضا فانید طراح صدا و آهنگساز، الهام ترکمن طراح لباس، مهتاب حسنی طراح گریم، امیر دیباج طراح پوستر، سعید آقاخانی صداپیشه، مهدی حیدری مجری طرح، نگار امیری مدیر روابطعمومی، محسن عامری ساخت تیزر، سارا محمدپور منشی صحنه، سحر حقشناس ساخت ماسک، سهیل مرادی طراح فنی دکور، رویال دکوریشن، رضا آقایاری، امیر آقایاری، محمد جواد وثوقی گروه ساخت دکور، فریبا عباسی، محدثه محمدی، مزون سیلوا، آزاده عباسپور، نسرین فروغی آذر، فریبا آقا میرزایی دوخت لباس.
علاقهمندان برای تهیه بلیت نمایش «تلخاب» میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
کافهرستوران «ایستگاه» به تیوالپلاس پیوست.کافهرستوران «ایستگاه» به جمع خدمات تیوال پلاس اضافه شد.
از این پس کاربران تیوال پلاس میتوانند با مراجعه به کافهرستوران ایستگاه از ۱۰٪ تخفیف ویژه روی خدمات و سفارشهای خود بهرهمند شوند. این همکاری با هدف گسترش تجربههای شهری و ایجاد دسترسی آسانتر به فضاهای فرهنگی و پذیرایی باکیفیت شکل گرفته است.
ایستگاه با فضای صمیمی و منوی متنوع خود، حالا یکی از مقاصد جدید برای اعضای تیوال پلاس است که میخواهند تجربهای متفاوت از کافهنشینی و غذا داشته باشند.
این تخفیف ویژه فقط برای کاربران تیوال پلاس فعال است.
نمایش «میکروچیپ» به نویسندگی عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم و کارگردانی عطا عمرانی، بهزودی در تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.این اثر نمایشی با نگاهی به نسبت انسان و تکنولوژی، جهان معاصر و تأثیرات متقابل انسان و ساختههایش شکل گرفته است. در توضیح نمایش آمده است: «اول ما آنها را میسازیم، بعد آنها ما را.»
عطا عمرانی که پیش از این بهعنوان بازیگر در نمایش «هیدن» حضور داشته، این بار تازهترین تجربه کارگردانی خود را با نمایش «میکروچیپ» به مخاطبان تئاتر ارائه خواهد کرد.
نویسندگی این اثر را عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم بر عهده داشتهاند و داوود ونداده نیز بهعنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.
اطلاعات تکمیلی شامل فهرست بازیگران، عوامل اجرایی و زمان دقیق اجرا در روزهای آینده اعلام خواهد شد و بلیتفروشی این نمایش نیز متعاقباً آغاز میشود.
عکس: ایمان ارجمندی
گفتوگو با بهنام ترابی، کارگردان تئاتر«رنگ انار»، دعوت به زیستنی آگاهانهتر، آزادانهتر و مهربانانهتر استبهنام ترابی، کارگردان «رنگ انار»، این اثر را تجربهای چندلایه از تقاطع تاریخ، بدن و اخلاق میداند که خشونت را فراتر از چارچوب سیاسی به مناسبات عاطفی، تصمیمهای پزشکی و سکوتهای اخلاقی گسترش میدهد. او امیدوار است این نمایش، یادآور شکنندگی انسان و دعوت به زیستنی آگاهانهتر، آزادانهتر و مهربانانهتر باشد.
مهسا بهادری: نمایش «رنگ انار» به کارگردانی بهنام ترابی که از بهمن ۱۴۰۴ در تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه رفته و بهعلت جنگ تحمیلی سوم، اجرایش متوقف شده بود، از این پس، روزهای جمعه هر هفته تا دهم مرداد، به صحنه خواهد رفت.
نمایش «رنگ انار» در نقطه تلاقی تاریخ، بدن و اخلاق شکل میگیرد؛ جایی که روایت از زیست و تبعیدِ الکساندر سولژنیتسین آغاز میشود و به بحران روابط انسانی در فضایی بسته میرسد. بهنام ترابی در این اثر، با عبور از بازنمایی صرفِ اردوگاههای کار اجباری، به لایههای پنهانتری از خشونت میرسد؛ خشونتی که نه فقط در سازوکارهای سیاسی، بلکه در مناسبات عاطفی، در تصمیمهای پزشکی و در سکوتهای اخلاقی رخ میدهد.
عنوان نمایش، با ارجاعی مفهومی به جهان تصویری سرگئی پاراجانف (فیلمساز روسی - ارمنی)، همزمان استعارهای از تکثیر خاموش بیماری در بدن است؛ دانههایی که زیبا به نظر میرسند اما حامل تهدیدند. اثری که واکاوی وضعیت تراژیک انسان معاصر است؛ انسانی گرفتار در مثلث قدرت، عشق و وجدان، که در مرز میان زیستن و فرسودگی ایستاده و ناگزیر است با مسئولیت انتخابهایش روبهرو شود.
برای بررسی ابعاد این نمایش به مصاحبه با بهنام ترابی، کارگردان «رنگ انار» که در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، پرداختیم.
ایده اولیه «رنگ انار» از کجا شکل گرفت؟ یک تصویر بود، یک واقعه تاریخی یا یک دغدغه شخصی؟
در دو سال گذشته، پنج نمایشنامه نوشتهام و معتقدم هیچ اثری از خالقش جدا نیست. همواره بخشی از وجود نویسنده در اثر مستتر است و جدایی مطلق میان مؤلف و اثر را ممکن نمیدانم. «رنگ انار» نیز از این قاعده مستثنا نیست. این متن سال گذشته مورد توجه قرار گرفت و منتقدان آن را دوست داشتند. در دل اثر دو محور مهم وجود دارد: یکی سرگذشت الکساندر سولژنیتسین و نگاه به اردوگاههای کار اجباری و دیگری بحران روابط انسانها در فضایی بسته؛ از جمله بیماران یک بخش سرطان. این عناصر به گمانم نمودهایی از اشکال مختلف خشونت و جنایت در بستر تاریخ و اجتماع است.
اثر بیش از آنکه بر یک محور صرفاً اجتماعی متمرکز باشد، درباره رابطه انسانهاست؛ روابطی که البته تحت تأثیر سیاست و تاریخ قرار میگیرند. تاریخ همواره بر مناسبات انسانی سایه انداخته و جهان نیز بر همین مدار حرکت میکند.
سرگئی پاراجانف یک فیلم به نام «رنگ انار» دارد که فیلمی کاملا تجربهگرا است و بر مبنای ساختار کلاسیک نیست، نمایش «رنگ انار» هم این چنین است، آیا تعمدی داشتید که این نام را برای نمایش انتخاب کردید؟ آیا یک ادای دین به پاراجانف بود؟
میان من، ادبیات و فرهنگ روس پیوندی عمیق وجود دارد. روسیه بخشی از تجربه زیسته من است و سالها درباره ادبیات و سینمای آن تدریس کردهام؛ حتی رساله دکتریام نیز به این حوزه مرتبط بود. از این منظر، طبیعی است که تمایل داشته باشم ادای دینی به این فضا داشته باشم. فیلم «رنگ انار» ساخته پاراجانف، اثری کاملاً ماکسیمالیستی، فولکلوریک و سرشار از جزئیات بصری است. با این حال، ما درباره مدیوم تئاتر سخن میگوییم و طبیعتاً زبان این مدیوم تفاوتهای بنیادین با سینما دارد. بنابراین بله یک ادای دین در سطح کانسپت و نگاه است.
عنوان «رنگ انار» برای من تنها یک ارجاع سینمایی نیست. در متن نمایش، سرطان به دانههای انار تشبیه میشود که در بدن پخش میشوند. این تصویر برایم اهمیت داشت؛ زیرا همزمان میتواند زیبا و شاعرانه باشد و در عین حال حامل خشونتی پنهان. در اغلب آثارم تلاشی برای حفظ مرزی میان خشونت و زیبایی شاعرانه وجود دارد.
خشونتی که در آثار شما دیده میشود، تا چه اندازه ریشه در جهان درونیتان دارد و تا چه اندازه بازتاب اتمسفر اجتماعی است؟
گاهی خشونت در اثر، بازتاب خشونتی است که در جامعه جریان دارد. نمایش از فضایی رئال، یعنی اردوگاه کار اجباری، آغاز میشود و سپس به فضایی آوانگارد وارد میشود. در بخش رئال، حقیقت تاریخی در بطن اثر حضور دارد. نمیتوان انکار کرد که در دوران اتحاد جماهیر شوروی، آزمایشهای غیرانسانی بر زندانیان و بیماران انجام میشد و شمار زیادی در اردوگاههای کار اجباری جان خود را از دست دادند. با این حال، دغدغه من صرفاً بازنمایی تاریخ نبوده است.
شما نامهایی چون پاراجانف، سولژنیتسین و حتی شکسپیر و مکبث را در کنار هم قرار دادید، چه وجه اشتراکی میان این جهانها وجود دارد؟
اگر شکسپیر و «مکبث» را از بستر تاریخیشان جدا کنیم، با مفاهیمی چون قدرت، فساد، جنون، وجدان و سرنوشت مواجه میشویم که همچنان معاصرند. همین امر درباره سولژنیتسین و حتی جهان شاعرانه پاراجانف نیز صادق است. وجه اشتراک این جهانها در مواجهه با وضعیت تراژیک انسان است.
مواجهه شما با مفهوم خشونت تاریخ بیشتر سیاسی است یا اگزیستانسیال؟
محوریت اثر بر این ایده شکل گرفته که جنایت تنها در قالب خشونت عریان یا قتل آنی تعریف نمیشود، بلکه میتواند در مناسبات انسانی و در لایههای پنهان روابط شکلهای گوناگون به خود بگیرد. در داستان، با شخصیتهایی مواجهیم که در مثلثی از قدرت، عشق و خشونت گرفتار شدهاند. این وضعیت تنها یک درام شخصی نیست، بلکه بازتابی تاریخی نیز دارد.
شخصیت الکساندر سولژنیتسین در نمایش، مردی است که عمیقاً همسرش ناتالیا را دوست دارد، اما نمیتواند خود را از بستر سیاسی و اجتماعی زمانهاش جدا کند. او به دلیل یک اعتراض تبعید میشود و نزدیک به ده سال را در تبعید میگذراند. در این دوران، با وجود آنکه بهعنوان پزشک در بیمارستان فعالیت میکند و ظاهراً در حال انجام وظیفهای انسانی است، دچار بحران اخلاقی میشود؛ بحرانی در نسبت خود با نینا، که میزان تعهد و مسئولیتپذیریاش را محک میزند. در اینجا جنایت تنها یک کنش بیرونی نیست؛ میتواند در قالب یک تصمیم پزشکی بدون رضایت، یک خیانت عاطفی، یا حتی سکوتی معنادار بروز پیدا کند. رنج انسان ابعاد پیچیده و چندلایهای دارد و نمایش تلاش میکند این وجوه پنهان را آشکار سازد.
در کنار این ابعاد تاریخی و اخلاقی، اثر دارای لایههایی ابزورد است. از لحاظ دیالوگهای طولانی و شاعرانه تا چه اندازه از جهانبینی اوژن یونسکو تأثیر پذیرفتهاید؟
سالها درباره اوژن یونسکو مطالعه و تحقیق کردهام و آثارش را در دانشگاه تدریس میکنم. حتی تجربه اجرای نمایشی با محوریت او را نیز در کارنامه دارم. در حوزه تئاتر ابزورد، در شکل متأخر و در شکل کلاسیک آن، خوانشهای گستردهای داشتهام.
در جهانی که انسانها ارتباط کلامیشان را از دست میدهند و زبان از کارکرد اصیل خود تهی میشود، ماهیت ابزوردیسم ناگزیر بروز پیدا میکند. انسانها با یکدیگر سخن میگویند، اما یکدیگر را نمیشنوند. در جهانی که افسردگی، روزمرگی و ازدسترفتن معنا بر آن حاکم است، نمیتوان از ابزورد بودن فاصله گرفت. حتی اگر ما در چارچوب جنبش تئاتر ابزورد کار نکنیم، جهان معاصر خود واجد مختصات ابزورد است.
تمپوی کند اثر تا چه اندازه آگاهانه انتخاب شده و آیا تلاشی برای بازگرداندن انسان به ریتم طبیعی زندگی است؟
برای من اهمیت داشت که به تمپوی پایینتر برسم و جهانبینیای را در اثر ارائه کنم که مخاطب فرصت تأمل بر صحنهها را داشته باشد. در سینمای شرق نیز چنین رویکردی را میبینیم؛ برای نمونه آثار اوزو که با ریتمی آرام ساخته میشوند تا مخاطب بتواند به هر نما و سکانس بیندیشد. این دغدغه برایم وجود داشت که اتمسفر رنج و مشقت شخصیتها، بهویژه بیماران، در امتداد زمان نمایش شکل بگیرد و مخاطب آن را لمس کند.
میتوان گفت هدف، بازگرداندن مخاطب به ریتم طبیعی زیستن است؛ اما نه صرفاً به معنای آرامش، بلکه به معنای مواجهه بیواسطه با رنج و افسردگی. رنج، خود ریتمی دارد؛ زمان میطلبد تا درک شود. نمایش میکوشد مخاطب را از شتاب روزمره جدا کند و او را در موقعیتی قرار دهد که ناچار به تأمل شود؛ تأملی درباره خود، درباره روابطش و درباره شکلهای پنهان خشونتی که ممکن است در زندگی روزمره بازتولید شود.
چرا در این نمایش تلاش داشتید تا زمان شکسته را با بدن نشان دهید؟
تجربه زمان در بدن یکنواخت نیست. وقتی شادیم، زمان کیفیتی متفاوت دارد با زمانی که اندوهگین یا در سوگ هستیم. انسانِ افسرده کند میشود؛ میخوابد، دراز میکشد، حرکتش حداقلی میشود. بدن برای سوگواری به زمان نیاز دارد. به همین دلیل، شکستن و کشدادن زمان در نمایش تلاشی است برای نزدیک شدن به ریتم واقعی بدن در وضعیت رنج. این زمانِ کشآمده، بازتابی از تجربه زیسته انسان در مواجهه با فقدان و اندوه است؛ تجربهای که در جهان شتابزده امروز کمتر مجال بروز پیدا میکند.
زمان در معنای فلسفیِ آن، چیزی فراتر از عقربههای ساعت است. آنچه در اندیشه «برگسون» از آن به دیرندی یاد میشود، کیفیت زیسته زمان است؛ زمانی که بسته به وضعیت روحی و جسمی ما کش میآید یا فشرده میشود.
در «رنگ انار» تلاش کردم همین زمانِ زیسته را بازآفرینی کنم. بدن برای درمان نیز به زمان نیاز دارد. رنج اگر مجال بروز پیدا نکند، به سطحیترین شکل ممکن تقلیل مییابد. بنابراین کشدادن زمان در نمایش، تلاشی است برای نزدیک شدن به تجربه واقعی بدن در وضعیت اندوه و فرسودگی.
فرسودگی بدن روی صحنه چگونه از بازنمایی صرف فاصله میگیرد و به تجربهای زیسته تبدیل میشود؟
اگر این فرسودگی از تجربه زیسته بازیگر و درک عمیق او از موقعیت بیاید، دیگر بازنماییِ صرف نیست. تماشاگر آن را حس میکند. ممکن است تماشای اثر از نظر روانی فرساینده باشد، اما این فرسودگی بخشی از تجربه است. ما با جهانی مواجهیم که سالها تحت تأثیر سیاست، سرکوب و وقایع تاریخی، حق زیستن را از انسانها سلب کرده است. نمایش تلاش میکند این فشار تاریخی را نه در قالب شعار، بلکه در قالب تجربهای حسی منتقل کند.
لانتیموس در فیلم سینمایی «بوگونیا» اشاره میکند که مو برای ارتباط انسان با فرازمینیها است، نبودن مو روی سر این افراد به بهانه سرطان میتواند نمادی برای زندانی شدن و عدم توانایی برای برقراری ارتباط با جهان بیرون باشد؟
بله. وقتی فردی به دلیل شیمیدرمانی موهایش را از دست میدهد، این امر تنها یک تغییر ظاهری نیست؛ بر نحوه مواجهه دیگران با او نیز اثر میگذارد. حتی در تجربه شخصیام دیدهام که وقتی بازیگری برای نقش موهایش را تراشید، واکنش اطرافیان متفاوت شد.
در این اثر نبود مو میتواند نشانهای از آسیبپذیری، طردشدگی یا زندانیشدن در وضعیت بیماری باشد. بدن در اینجا حامل نشانهای اجتماعی میشود؛ نشانهای که پیش از هر کلامی دیده میشود و قضاوت را برمیانگیزد. بنابراین حذف مو، صرفاً یک انتخاب گریم نیست، بلکه بخشی از زبان بدن در نمایش است؛ زبانی که درباره انزوا، بیماری و گسست از جهان بیرون سخن میگوید.
در نسبت با آثار سینمایی مانند فیلم لانتیموس نیز میتوان گفت که هرچند پیوند مستقیمی وجود ندارد، اما دغدغه مشترک در حوزه روابط انسانی و سازوکارهای قدرت قابل مشاهده است. آبشخور این نگاه، بیش از آنکه ارجاعی مستقیم باشد، در همان تئاتر تجربی و آوانگاردی است که لانتیموس آن را زیست کرده است. جایی که بدن، رابطه و قدرت درهم تنیده میشوند.
برای پرداختن به رنج بشر، زیستن و مرگ تا چه اندازه به روانشناسی و فلسفه اگزیستانسیالیسم رجوع کردهاید؟
همواره احساس کردهام زندگی انسان بر حاشیهای باریک میان زیستن و مرگ حرکت میکند. مرگ لزوماً به معنای پایان زیستی نیست؛ گاه میتواند تمثیلی از گذار، تغییر و ورود به ساحتی دیگر باشد.
در فلسفه اگزیستانسیالیسم، مسئله محوری آزادی است. دغدغه آثار من نیز در همین محور میگذرد. آزادیای که گاه در مواجهه با مرگ آشکار میشود. انسانی که در مرز مرگ قرار میگیرد، ناگزیر است از خود بپرسد با این زندگی چه میخواهد بکند. در «رنگ انار»، بیماران در مرز میان زیستن و رفتن ایستادهاند و در جستوجوی معنایی تازهاند؛ همانگونه که الکساندر سولژنیتسین در زندان، در مواجهه با امکان مرگ، به بازتعریف زندگی و آزادی میرسد. مرگ برای او صرفاً نیستی نیست، بلکه امکانی است برای ورود به افقی دیگر از معنا.
در عین حال، نزدیک شدن به مرگ به معنای ستایش آن نیست. برعکس، آگاهی از فناپذیری، شکوه زندگی را پررنگتر میکند. وقتی بدانیم مرگ روزی ما را از این جهان خواهد ربود و به رنجها پایان خواهد داد، شاید زیستن را جدیتر بگیریم. شاید آنچه امروز برایمان محور نزاع و حرص است، رنگ ببازد. اگر «رنگ انار» دستاوردی داشته باشد، امیدوارم یادآوری شکنندگی انسان و دعوت به زیستنی آگاهانهتر، آزادانهتر و مهربانانهتر باشد.
منبع: ایران تئاتر
قلمفرسایی در یخبندان نوشته رضا بهکامنمایش «رنگ انار» به نویسندگی و کارگردانی «بهنام ترابی» پیشتر در زمستان سال گذشته کار خود را در خانه هنرمندان و سالن استاد انتظامی آغاز کرده اکنون با اصلاحاتی جزئی و از اردیبهشت امسال به روی صحنه رفته است؛ نمایشی در پنج پرده که مدت زمانی حدود چهار ساعت تماشاگران خود را به دعوت مینشیند.
شاعرانهایی با تمرکز بر رُمان سه جلدی «مجمع الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسن» که اقتباسی از نمایشنامه «تراژدی مکبث» اثر «ویلیام شکسپیر» را نیز در خود به نمایش در نمایشی زندگیبخش نزدیک میکند.
اگرچه که وجه تشابه و اشتراکات رمان نامبرده با نمایشنامه شکسپیر دستکم در تِم و کانسپت محوری آن حداقل است اما میتوان دلیل آن را در جهان تأتری و ارکان نمایشی آن جست، در جهان سرد نمایش با جزیرهایی دورافتاده طرف هستیم که در آن اردوگاه کاری اجباری بنا شده و از سویی مرکز درمانی بیماران لاعلاج و سرطانی را در خود داراست، اُبژههای شخصیتی نویسنده در یخبندانی بسیط هر کدام به کور سوی امیدی دلبستهاند، یکی به عشق بازگشت به خانه و همسر خودکشی کردهاش در مسکو و دیگری در رؤیای نقاشی شده پرتره معشوقهایی به قتل رسیده و از دیگر سوی دختر و پسری سرطانی که در واپسین روزهای زندگی خود به جهان نمایش مکبث و خیالانگیزی آن دلخوش کردهاند؛
شخصیت «دِمکا» با بازی درخشان و هوشمندانه «نازنین مقصودی» که تجسد یافته هویت «الکساندر» در جهان بیرونی و واقعی است در سیالیت ذهن نویسنده بخش سیزده مرکز درمانی گولاگ را نقشآفرینی میکند، در امتداد این شخصیت هیبریدی و ادغام شده میتوان به اثربخشی شخصیتهای «دکتر اسنات» با بازی متمرکز و روان «هومان امینیان» و شخصیت «رُوزانُوف» با بازی استثنایی «محمد تخشی» و همچنین نقش در نقش شخصیت «مکبث» با بازی قدرتمند «محمد حسن رحیمی» اشاره کرد که به جهان برتافته از خالق اثرش هویتی عمیق اعطا کرده است.
آنچه که متن رنگ انار را مطبوع میکند نقطه آرمانی واژگان «امید» و «انتظار» در بسترش است که در قیاس با متون «ساموئل بکت» نویسنده ایرلندی و ایضاً در نمایشنامه «در انتظار گودو» وی این انتظار تا رسیدن به دریچه نور و بر آورده شدن رؤیاهای کوچک و بزرگ و بلکه ناشدنی به ساز و کاری موازی بدل شده است.
روایت «رنگ انار» داستان «الکساندر سولژنیتسن» نویسنده بزرگ روسی در قرن بیستم است که بیست سال از بهترین سالهای عمرش را به دلیل افشاگری جنایات استالین رهبر شوروی سابق در تبعید گذراند لذا متن پیش روی با وام جستن از پلات رمان «مجمع الجزایر گولاگ» در تلاش است تا نوعی از استقامت و مبارزه شخصی و درونی شده نویسنده را برای تماشاگرانش عیان کند.
آنچه که توجه من را به عنوان یک تماشاگر بیش از هر چیز جلب کرده است بخشهای فنی و اجراییات اثر از یک طرف و میزانسنهای منتظم در طرف مقابل آن است، کارگردان نمایش با استفاده از نورهای تنگستن برای فضاسازی داخلی و در پارهایی اوقات نورهای سرد و یخی برای فضاسازی محیط بیرونی آسایشگاه که هویت مکانمندی را در اثرش ایجاد میکند تلاش کرده تا با بهرهمندی از نورهای نامبرده و البته نورهای موضعی به دلیل جداسازی و هویتبخشی به برخی شخصیتهای اصلی و مکمل و همچنین بکارگیری نورهای اکسترنال و پُرتابل (قابلحمل)، سوژههای نمایشی خود را در امتداد بُنمایه اثرش با تصویرسازی شاخصی از خود در مسیری آوانگارد همراه کند. این مقوله صحنههای خلق شده و قابهای ایجاد شده را به سوی کاشت ایماژهای موجز و شاعرانه در ذهن مخاطب سوق میدهد تا امواج خیالی و وهمانگیز اثر همواره در بسامد موتیف گونهاش جلوهساز باشد؛ در طرف مقابل میزانسن شخصیتهای نمایش دارای هندسه معین و تاکیدشونده است، استفاده کارگردان از زاویه قائمه در ورود و خروجها یک امر اصلی و توسعه یافته است که شامل دستیار نورهای اکسترنال پرتابل و مدیران صحنه نیز میشود به واقع ترسیمگر گونههای متفاوتی از چهارضلعیهای منتظم سادهایی چون مربع و مستطیل است که این در مفهوم ذاتی نمایش و البته همسو با مفهوم اصلی رُخدادها اضطراب و فشار و تنش درونی شده را به نمایش میگذارد.
قاعدتاً استفاده از چنین اَدوات صحنهایی مانند تنوع نور و موسیقی انتخابی پخش شده و ایجاد تمپو پایین در میزانسنِ بازیگران که همسو با جهان متن و شخصیتهای روایت است ریتم نمایش را کُند میکند، از طرفی ساختار متن به دلیل استفاده از دو جهان متفاوت رمان روسی و نمایشنامه بریتانیایی صدرالشرح در خلق و اقتباس نهایی خود بسیار ماکسیمال نشان میدهد و این سینرژی یا به عبارتی همافزاییها در روزگار امروز ممکن است اثر را برای برخی مخاطبانش در ابهام باقی بگذارد اگرچه که تفاسیر متعددی را با خود به همراه خواهد آورد، علاوه بر ریتم کُند مذکور که برگرفته از تِم شاعرانه اثر و بافت مکانمند آن و سیطره ایدئولوژی زمانمند دوران استالینی آن است و گریزی هم از آن نیست یحتمل برای برخی تماشاگران مدت زمان طولانی نمایش چالشی تحملگونه را به همراه داشته باشد.
قدر مسلم با توجه به پشتوانه غنی علمی و دانشگاهی «دکتر بهنام ترابی» میتوان در آینده برای او و تیم همراهش مسیری نورانی و پر طمطراق را متصور شد.
نمایش «رنگ انار» تا نیمه تابستان سال جاری در عصر هر جمعه در خانه هنرمندان ایران سالن استاد انتظامی به اجرای خود ادامه میدهد و تماشاگران تئاترهای آوانگارد و معناگرا میتوانند از این اثر دیدن کرده و لذت ببرند.
بازگشت شاهکار پیراندلو پس از ۵۸ سال به صحنهنمایشنامه «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامهخوانی روی صحنه میرود.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه روانشناختی و دراماتیک «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو، پس از نزدیک به ۶ دهه دوری از صحنههای تئاتر ایران، با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامهخوانی، در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.
این اثر که آخرین بار ۵۸ سال پیش در ایران به اجرا درآمده بود، با رویکردی مدرن و متناسب با خوانشهای معاصر تئاتر، توسط گروه آموزشی «کلاکت» و با حمایت «خانه نمایش مهرگان» برای اجرا در خردادماه سال جاری آماده شده است.
«هنری چهارم» با ترجمه حمید احیا، داستان مردی را روایت میکند که پس از سقوط از اسب در یک نمایش آیینی، خود را در نقش پادشاه هنری چهارم میپندارد و اطرافیانش را ناچار به بازی در این وهم تاریخی میکند؛ اثری عمیق که به مفاهیمی چون جنون، هویت و ماسکهای اجتماعی میپردازد.
بر اساس این گزارش، حسین شاهوردی تهیهکنندگی این اثر را بر عهده دارد و جمعی از هنرجویان و بازیگران جوان در این اجرا به عنوان نقشخوان حضور دارند.
کیارش اعرابی، پرهام بصیرتی، طناز بختیاری، حمیدرضا بابک، محمدسام جعفری، فاطمه خدادادی، مصطفی رفعت، بهار صلحی، گلبرگ عسکری، نگار علیبیگی، محمد علینژاد، سینا قربانی آهویی، محمدجواد عبدی، والا محمدی، مبینا معبودی، اهورا نوروزی، الهام یکتا نقشخوانان این نمایشنامهخوانی هستند.
نمایشنامهخوانی «هنری چهارم» در روزهای شنبه ۲۳ خرداد و یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹ در سالن شماره ۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه خواهد رفت و علاقهمندان جهت تهیه بلیت این اثر میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
اجرای دور هفتم «در انتظار گودو» نمایشی که پس از ۵۰۰ اجرا باز هم به صحنه رفت!امیرحسین جوانی که تیر ماه دور هفتم نمایش «در انتظار گودو» را روی صحنه میبرد، تاکید کرد که در شرایط فعلی، این نمایش یکی از مناسبترین آثاری است که میتوان در ایران روی صحنه برد.
به گزارش ایسنا، نمایش «در انتظار گودو» براساس متن مشهور ساموئل بکت، نمایشنامهنویس ایرلندی از جمله آثاری است که در واکنش به اتفاقات بعد از جنگ دوم جهانی نوشته شده و این نمایشنامه در ایران نیز در چندین مقطع با کارگردانی هنرمندانی از نسلهای گوناگون روی صحنه رفته است.
از جمله کارگردانان جوانی که در سالهای اخیر این نمایشنامه را اجرا کرده، امیرحسین جوانی است که این اثر نمایشی را علاوه بر تهران در ۷ شهر دیگر نیز روی صحنه برده است.
او قصد دارد از دهم تیر ماه بار دیگر این نمایش را با تغییری در ترکیب بازیگران روی صحنه ببرد.
جوانی در گفتگو با ایسنا از ضرورت اجرای دوباره این نمایش گفت و نیز از اجرای نمایش تازهاش «کالیگولا» در فصل پاییز خبر داد.
این کارگردان که نمایش خود را در مجموعه «لبخند» روی صحنه خواهد برد، درباره ضرورت اجرای دوباره این اثر نمایشی توضیح داد: از چند منظر میتوان به این پرسش پاسخ داد. اولین نکته، نسبت مضمون نمایشنامه «در انتظار گودو» با شرایط فعلی جامعه است. بعد از تجربه های یک سال اخیر همه ما به نوعی در انتظار هستیم و از این نظر در «در انتظار گودو» ترین روزهای ایران به سر میبریم.
جوانی با اشاره به وضعیت این روزها افزود: همه ما در یک بلاتکلیفی به سر میبریم. همان گونه که یکی از دیالوگهای «ولادمیر» و «استراگون» هم در متن اشاره به بلاتکلیفی آنان دارد و در این شرایط بیثبات که بسیاری از ما حتی برای فردای خود نمیتوانیم برنامهریزی کنیم، اجرای نمایشنامه «در انتظار گودو» کارکرد زیادی دارد چراکه موقعیت فعلی ما به موقعیت ولادمیر و استراگون ـ دو شخصیت اصلی این نمایشنامه ـ بسیار نزدیک است.
او ادامه داد: منظر بعدی، ساختار اجراست که دو نفر در یک شب منتظر کسی به نام «گودو» هستند و او نمیآید و آنان دوباره میروند تا فردا شب. این میتواند مضمونی باشد برای گروه ما که طی ۲ سال ۵۰۰ اجرا در ۸ شهر داشتهایم. ما هم هر شب به این انتظار مینشینیم و ناامید میشویم و دوباره میرویم تا فردا.
جوانی، استقبال تماشاگران را از این نمایش دیگر دلیل اجرای دوباره آن دانست و در این زمینه توضیح داد: همچنان از سوی مخاطبان که هنوز موفق به تماشای نمایش نشدهاند، درخواستهایی برای اجرا داریم. از طرف دیگر، سالن «لبخند» هم پشنهاد اجرای این نمایش را داد و مجموعه اینها سبب شد که تصمیم به اجرای دوباره نمایش بگیریم.
او اضافه کرد: شخصا فکر نمیکردم روزی این نمایش به این تعداد از اجرا برسد. تصورم این بود که ۳۰ شب اجرا را تجربه خواهیم کرد ولی از روز اول این وعده را با اعضای گروه گذاشتیم که تا زمانی که تماشاگر شوق دیدن این اثر را داشته باشد، ما هم از نفس نیفتیم و روی صحنه بمانیم.
جوانی درباره تغییر و تحولات اجرای تازه این نمایش نسبت به اجراهای پیشین نیز گفت: اصلیترین تغییر بازیگر نقش «پوتزو» است، مجتبی بیات نزدیک به ۵۰۰ اجرا با ما بود اما به دلیل مهاجرت ایشان از ایران برای ادامه تحصیل، در حال حاضر مشغول تمرین نمایش با یکی از بازیگران توانمند تئاترمان هستیم؛ علی محمودی که از درخشش ایشان در نمایشهای «خانه وا ده» و «بیپدر» سید محمد مساوت و «ورقالخیال» اسماعیل گرجی، لذت بسیار بردم و خوشحالم که با این بازیگر توانمند و حرفهای دارم کار میکنم. حضور ایشان قطعا شکل و حال و هوای نمایش را تحت تاثیر قرار میدهد و مخاطب با حضور ایشان اتمسفر تازهای را تجربه میکند.
جوانی همچنین از شروع پروژهای تازه خبر داد و گفت: حدود چهار پنج سال است که بر نمایشنامه دیگری که همچون «در انتظار گودو» مضامین فلسفی و اگزیستانسیالیستی دارد، کار میکنم، با توجه به علاقه شخصی خودم به ادبیات بعد از جنگ دوم جهانی، دو متن فاخر در این مقطع داریم، «در انتظار گودو» و دیگری، نمایشنامه «کالیگولا» اثر آلبر کامو. چند سالی است که دارم روی این نمایشنامه کار میکنم. پیشتولید این نمایش آغاز شده و پاییز امسال با ترکیبی از بازیگران تئاتر و بازیگرانی که احتمالا از طریق فرخوان انتخاب میشوند، این نمایش را در یکی از سالنهای معتبر تئاتر کشور روی صحنه خواهیم برد.
به گزارش ایسنا، گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند: نویسنده: ساموئل بکت، مترجم: نجف دریابندری، کارگردان: امیرحسین جوانی، تهیهکننده: سجاد افشاریان، بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه): حمید رحیمی،امیرمحمد رفیعخواه، احمدرضا خاکساری، علی محمودی، بازیگر خردسال: مسیحا ذبیحی، مشاور پروژه: سیامک صفری، طراح صحنه: امیرحسین جوانی، طراح لباس و طراح درخت:کوشنا شاهرخی، طراح نور: نیلوفر نقیب ساداتی، محمدرضا رحمتی، طراح صدا و طراح گرافیک: مصطفی فتاحی، دستیار کارگردان:احمدرضا خاکساری، فاطمه محقق، مدیر صحنه:الیاس طاهرقاسمی، عکاس: شاهین آزما، مدیر تولید: محمدحسین سعید، ساخت تیزر: لوگ استدیو، مدیر تبلیغات: امیر قالیچی.
به گفته او، قرار است نمایش «در انتظار گودو» از ۱۰ تیر ساعت ۱۸:۳۰ در سالن شماره سه لبخند روی صحنه برود.
بازگشت رامبد جوان به تئاتر با «زنبورهای کارگر»رامبد جوان، در تازهترین فعالیت خود در حوزه تئاتر، تهیهکنندگی نمایش «زنبورهای کارگر» به کارگردانی علیرضا نجف را بر عهده گرفت.به گزارش شهرآرانیوز؛ این اثر نمایشی به کارگردانی علیرضا نجف قرار است از بیستم خرداد ماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه برود.
این نمایش پیشتر در چند مقطع گوناگون و در تالارهایی مانند خانه رویداد جریان، تالار استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران و مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه رفته و دور جدید اجراهای آن با تهیهکنندگی رامبد جوان اجرا میشود.
جوان که عمدتا در بخش تصویر مشغول فعالیت است، در دههای اخیر گاهی به عنوان بازیگر و گاهی هم به عنوان تهیهکننده در تئاتر فعالیت کرده است.
آخرین حضور او در زمینه بازیگری تئاتر به بازی در نمایش «قصر موروثی خاندان فرکنشتاین» به کارگردانی آتیلا پسیانی بازمیگردد که سال ۹۸ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت.
او پیشتر در همین تماشاخانه با بازی در سه نمایش «درخت بلوط» به کارگردانی وحید رهبانی، «زنی از گذشته» کار محمد عاقبتی و «کالیگولا» به کارگردانی همایون غنیزاده روی صحنه رفته بود.
اما جوان گاهی هم در زمینه تهیهکنندگی تئاتر دست به تجربه زده و تهیهکنندگی نمایشهایی همچون «مثل شلوار جین آبی» و «اسلحه ناموس منه» هر دو به کارگردانی احسان گودرزی و «زیبایی گاهی زن است» به کارگردانی سهراب حسینی را بر عهده داشته است.
تازهترین تجربه او در زمینه تهیهکنندگی تئاتر نمایشی است با نام «زنبورهای کارگر» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا نجف که بار دیگر در مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه میرود.
«درست لحظهای که همه چیز قشنگه ممکنه فرو بریزه…
بخشی از نمایشنامه، کلاژی است از:
- معرکهگیری ایرانی
- «مکبث» نوشته ویلیام شکسپیر
- «دیوار چهارم» کار امیررضا کوهستانی.
بازیگران این اثر نمایشی (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از: ملیحه آقایی، علی تاریمی، شکوفه حیدریان، عدنان فراهانی و علیرضا نجف.
دیگر اعضای گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند: مشاور کارگردان: سعید زارعی دستیار کارگردان:ریرا صدر، مدیر تولید و برنامهریز:علی فتحی، طراح پوستر و لوگوتایپ: سعید شیرخانی، طراح صدا: امیرعباس سوری، طراح تصویر و ویدیومپ: علی تاجیک، طراح نور: میلاد الهی، طراح صحنه: علیرضا نجف، منشی صحنه و مدیر صحنه: آتنا شکیب، همراهان پروژه: کیارش کام رو، علی محمدجانی، روابط عمومی و تبلیغات: رومینا سندگلزاده.
نمایش «زنبورهای کارگر» از بیستم خرداد ماه ساعت ۲۱ و به مدت ۶۵ دقیقه در سالن چهار مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه میرود.
دور سوم اجرای نمایش «فقط خدا» در خانه نمایش مهرگاننمایش «فقط خدا» (Only God) با کارگردانی و بازی محمود رشیدی، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز میکند.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «فقط خدا» (Only God) به نویسندگی شاهین بامداد و محمود رشیدی و طراحی و کارگردانی و بازی محمود رشیدی، پس از دو دوره اجرا، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز میکند.
این اثر نمایشی که نخستینبار در سال ۱۴۰۳ در سالن بوتیک تئاتر ایران واقع در پردیس تئاتر شهرزاد و دومین بار در سال ۱۴۰۴ در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه رفت، این بار در سالن ۲ سویه خانه نمایش مهرگان میزبان علاقهمندان تئاتر خواهد بود.
«فقط خدا» نمایشی با رویکردی روانشناختی و فلسفی است که با نگاهی فراتر از مرزبندیهای اعتقادی و ایدئولوژیک، به بررسی نسبت میان خالق و مخلوق و جایگاه انسان در جهان معاصر میپردازد. این اثر تلاش میکند از خلال مواجههای صریح با پرسشهای بنیادین هستی، مخاطب را در مسیری از تأمل، بازاندیشی و خودشناسی همراه کند.
ساختار اجرایی نمایش نیز بر پایه نوعی گفتوگوی درونی و فرآیند درمانگرایانه شکل گرفته و میکوشد تجربهای متفاوت از ارتباط میان صحنه و مخاطب ایجاد کند؛ تجربهای که بیش از روایت صرف، بر مواجهه مستقیم با لایههای پنهان ذهن و روح انسان معاصر استوار است.
سومین دوره اجرای نمایش «فقط خدا» از چهارشنبه ۲۰ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۹ در سالن ۲ سویه خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود و علاقهمندان این اثر میتوانند با مراجعه به سایت تیوال برای خرید بلیت، اقدام کنند.
«افلیا» برای پنجمین بار روی صحنه میرودنمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی پنجمین دوره اجراهای خود را در تماشاخانه مهرگان آغاز میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی که پیشتر در کشورهای ارمنستان، هند، تونس و سریلانکا روی صحنه رفته و در آرشیو جهانی شکسپیر در دانشگاه MIT به ثبت رسیده است، در دور جدید اجراهای خود را از ۲۰ خرداد در تماشاخانه مهرگان میزبان مخاطبان میشود.
«افلیا» برداشتی معاصر از یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای جهان شکسپیری است؛ نمایشی که با نگاهی مستقل به سرنوشت افلیا، روایت تازهای از این شخصیت ارائه میدهد.
این نمایش هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ تماشاخانه مهرگان روی صحنه میرود.
سمیه طیبی تهیهکنندگی این اثر را بر عهده دارد و یگانه محمدی به عنوان تنها بازیگر این نمایش، ایفای نقش میکند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
«انسان فروشی نیست» در خانه رویداد جریان«انسان فروشی نیست» به کارگردانی مجتبی طباطبایی از ۱۸ تا ۲۹ خردادماه در خانه رویداد جریان به روی صحنه میرود.نمایش «انسان فروشی نیست» به نویسندگی سجاد بهرهمند و کارگردانی مجتبی طباطبایی، از روز دوشنبه ۱۸ خردادماه تا جمعه ۲۹ خردادماه، در سالن شماره یک خانه رویداد جریان به روی صحنه میرود.
این اثر که در ژانر کمدی سیاه به موضوعاتی چون آرامش، آزادی و پوچی میپردازد، هر شب راس ساعت ۲۰:۳۰ به مدت یک ساعت اجرا خواهد شد.
نمایش «انسان فروشی نیست» به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا میتوان از طریق فروش یک انسان به آرامش دست یافت و آیا آزادی، با یک «کلید» به دست میآید یا در میان کلمات گم شده است. این نمایش، تجربهای تماشایی در ژانر کمدی سیاه ارائه میدهد، جایی که خنده به عنوان آخرین پناه انسان در برابر پوچی مطرح میشود.
در این اثر هنری، مجتبی طباطبایی، ثمین جدی و محمد گمار به ایفای نقش میپردازند.
عوامل این نمایش عبارتند از: پرفورمنس: سپیده ارژنگی، گروه کارگردانی: مهدی بینظیر، صالح گوهری، عارفه وطنخواه، منشی صحنه: سپیده ارژنگی، برنامهریز: زهرا لبافیان، طراح گریم: ساغر کوچکزاده، مجری گریم: آرزو اروجی، طراح صحنه: محمد گمار، طراح لباس: ثمین جدی، سپیده ارژنگی، مدیر رسانه: پیام احمدی کاشانی، عکاس: پیام احمدی کاشانی، محدثه ابوترابی، طراح پوستر: مجتبی طباطبایی
علاقمندان می توانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه فرمایند
«هری پاتر» به صحنه تئاتر میآیدنمایش «هریپاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.
به گزارش ایرانتئاتر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «هریپاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی، از روز چهارشنبه ۶ خردادماه، در سالن شماره یک «خانه نمایش مهرگان» روی صحنه خواهد رفت.
این اثر نمایشی که روایتی اقتباسی از چهار رمان نخست مجموعه محبوب «هری پاتر» اثر جی.کی رولینگ است، هر شب ساعت ۲۱ میزبان علاقهمندان به هنر نمایش خواهد بود.
در این نمایشِ پربازیگر، هنرمندان بسیاری از جمله سینا سلیقهدار، مانیا مقدم، علی افتخاری، مهرزاد جعفری، سپهر فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد مرتضوی، امیرحسین فارسی، سینا باقری، سارا رحیمدشتی، نیوشا آذرکیوان، فریبا حسینینسب، علیرضا حافظی، عرفان گلمحمدی، فرحان حقیقیان، امید آزادخانی، ایمان رحیمدل، محراب رضائی، کیمیا کسنویه، رنلی بختیاری، محمدحسین غلامی، علی یاور، محمدنقی اظهری، شیدا بختیاری، نازنین اهرانی، مهسا صفری، امیرمحسن رجبپور، ایلیا شکرگزار، کیان دلدوست، مهدی کبیری، حسین کبیری، هومن مردانی، ایلیا جعفری و عسل همتی به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل این پروژه عبارتند از: امین شوشتری (مدیر پروژه)، محمدجواد شیخ (طراح دکور)، علیرضا حافظی (آهنگساز)، مهسا صفری (طراح گریم)، علی زندیه (طراح گرافیک و تبلیغات)، غزاله نیّر (طراح حرکت و کروگراف)، مهرزاد جعفری (مشاور کارگردان)، سروا طبسی (دستیار کارگردان)، سپهر فرزاد (بازیگردان) و کیمیا کاظمدخت (دستیار برنامهریز).
علاقهمندان برای تماشای این نمایش میتوانند به خانه نمایش مهرگان، واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابان وحید نظری، پلاک ۶۰ مراجعه کنند.
اعضای هلال احمر در اجرای نمایش «ذرات آشوب» در تئاتر شهر مورد تقدیر قرار گرفتند.در این مراسم که به مناسبت نهمین شب اجرای این نمایش برگزار شد، چندین مقام فرهنگی از جمله اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمدصادق کوچکزاده، معاون هنری حوزه هنری، حضور داشتند.
پس از اجرا، ابراهیم پشت کوهی، نویسنده و کارگردان نمایش، برای سخنرانی به روی صحنه رفت. او خاطرنشان کرد که نمایش «ذرات آشوب» اخیراً نماینده ایران در یک جشنواره بینالمللی تئاتر در عراق بوده است، جایی که مورد تحسین منتقدان و تشویق ایستاده حضار قرار گرفته است. پشت کوهی اظهار داشت: «افتخار بزرگی است که امشب میزبان چنین مخاطبان با بصیرتی برای پروژهای با محوریت ایران و خلیج فارس هستیم.»
این کارگردان در تقدیر از اعضای هلال احمر که در طول درگیری اخیر فعال بودند، خاطرنشان کرد: «بعضی افراد به سادگی در زمان حرکت میکنند، اما برخی دیگر تلاش میکنند تا در عمق زمان حرکت کنند. امشب، بازیگران و عوامل فیلم «ذرات آشوب» مفتخرند که میزبان افراد شریفی از جمعیت هلال احمر باشند که به نظر من در طول جنگ تحمیلی اخیر در عمق زمان حرکت کردند.»
این نمایش که به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی و تهیهکنندگی باشگاه تئاتر سوره روی صحنه رفته، روایتی قدرتمند از ایستادگی در خلیج فارس ارائه میدهد.
این اثر به عنوان یک اثر حماسی توصیف شده است که آزادسازی جزیره هرمز از اشغال پرتغالیها را به تصویر میکشد. این روایت تکاندهنده، عمیقاً به پیروزی قهرمانانه ساکنان خلیج فارس میپردازد، زیرا آنها با شجاعت برای حفظ حاکمیت سرزمین مادری خود ایستادگی کردند و عملاً قید و بندهای اشغال دیرینه و جاهطلبی استعماری را از بین بردند. این یک حماسه عمیق از یک قیام دریایی است، جایی که جوامع دریایی مقاوم مانند موج در برابر نفوذ بیگانگان قیام کردند. این نمایش که در پسزمینهای از عشق پرشور و بهای سنگین خون قرار دارد، به طرز استادانهای شور و جادوی ذاتی سواحل جنوبی ایران - منطقهای که در آن افسانه و واقعیت در هم میآمیزند - را به تصویر میکشد.
فضای این اجرا با اجراهای زنده و خاطرهانگیز موسیقی که از سازهای سنتی و سرودهای ریتمیک استفاده میکنند و ضربان قلب مردم ساحلنشین را منعکس میکنند، تشدید میشود. این تلفیق هنری صرفاً روایت یک شورش نیست؛ بلکه عمق روانی و معنوی جامعهای را بررسی میکند که قدرت نهایی خود را در وحدت یافته است. این اجرا با در هم آمیختن زیبایی بکر فولکلور جنوبی با واقعیتهای تلخ جنگ دریایی، یک تجربه حسی فراگیر ایجاد میکند که شجاعت اجدادی کسانی را که سواحل هرمز را به دژی دائمی از آزادی و عزت ملی تبدیل کردند، گرامی میدارد.
این اثر چیزی بیش از بازگویی صرف یک رویداد تاریخی است؛ تصویری زنده و موسیقایی از روحیه مقاومت ایرانی است که در آغوش خلیج فارس پرورش یافته و تعریف شده است. «ذرات آشوب» با برجسته کردن اهمیت استراتژیک و فرهنگی منطقه، عظمت روح ایرانی و پایداری آن در برابر قدرتهای استعماری را به تصویر میکشد.
این نمایش یادآور این نکته است که خلیج فارس صرفاً یک نام نیست، بلکه سرچشمه هویت، مقاومت و غرور تاریخی ایرانیان است - مکانی که آزادی در امواج آن طنینانداز میشود و تاریخ در امتداد سواحل آن نفس میکشد.
علاقهمندان میتوانند جهت تهیه بلیت به صفحه نمایش ذرات آشوب در تیوال مراجعه کنند.