تیوال تئاتر
S1 : 03:35:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

تک تک شخصیت هایش را زندگی کرده بودم. بچه زمان جنگ، بچه بمباران و ترس و بلاتکلیفی. بچه بازی های کوتاه و علاقه های کودکی. فضا. زمان. صدا. لحن. زبان. همه چیز دقیق طراحی شده بود. آنقدر که در چشم برهم زدنی پرت میشوی به دهه شصت. آنوقت ها که جان میدادیم برای درد مادرهایمان. برای چشمکی یواشکی هزار برنامه ریزی میکردیم و ساعت ها برای ساختن یک قایق کاغذی وقت صرف میکردیم.
ما راه را اشتباه آمده ایم. باور کن این پیشرفت نیست. با عقب رفته ایم در زمان. این حرف را با دیدن این نمایش بهتر درک میکنید.
دهه پنجاه و شصتی های عزیز، فرصت دیدن کودکیتان را از دست ندهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- و باز هم به لطف سانس ویژه تونستم نمایش موردعلاقه م رو ببینم. نمایشی که باید غرق بازی های کلامی اش نشد.
- یادم هست کودکی ها برای خودمان یک شوخی بامزه داشتیم: به فیلی که شلوار جین پوشیده فکر نکن. خب. حالا چشماتو ببند. به چی فکر میکنی؟
حالا حکایت همان بازی های کلامی این نمایش است. سخت است اما فکر نکن. آنوقت تغییر لحن شازده کوچولو را که آلوده ما زمینی ها میشود خوب تر میفهمی. و دلت بیشتر میسوزد وقتی معصومانه میگوید من میخواستم برگردم سیاره م...
- به خاطر علاقه ام به شازده کوچولو بسیار نگران بودم برای دیدن این نمایش. چون میدانستم تنها چیزی که رگم برایش باد میکند و پایش می ایستم شازده کوچولوست. اما این اثر به اندازه اثر اگزوپری شازده کوچولو را عاشقانه نگاه میکرد.
شازده کوچولویی که لاجرم گاهی گذارش به زمین می افتد.
- بازی ها روان و‌یکدست بود اما خب آدم حق ... دیدن ادامه » دارد از نقشی بیشتر خوشش بیاید. نقش گل را زیاد دوست داشتم.
- طبق معمول هم صدای خنده های بلند و چک کردن گوشی و باز کردن پاکت چیپس لذت کامل را از تماشای تئاتر میگیرد.
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه ها به رسم همیشه تئاتر شهر 50% تخفیف دانشجویی خواهیم داشت.
برای بهره بردن از این تخفیف با ارائه کارت دانشجویی به گیشه تئاترشهر مراجعه نمایید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی اپرا در ابتدا و آخر نمایش از چه کسی بود؟
سپیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم خیلی جذاب بود مخصوصا برای کسایی که با وجود شرایط سخت هدف های بزرگ دارن .. دوبار کارو دیدم و لذت بردم .. خسته نباشید به بهرام افشاری گرامی و تیم خوبشون .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم آقا محمد خان که می یاد سیامک صفری از گوشه تالار وحدت سرک می کشه،حتماً به دیدن این نمایش می یام :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نگاهی به نمایش «تو مشغول مردنت بودی» اثر مژگان خالقی

کانتور مشغول مردنش بود
به قلم آرمان عزیزی منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: دو ستاره - متوسط ۱
به دلیل جسارت در تجربه‌های جدید

نقد عموما نقطه نظر منتقد است که از مکاشفات و شهودات خود می‌نویسد با وصله‌کاری به تن دیگران. اما با این حال با فرض اینکه منتقد دقت بیشتری دارد(؟!) می‌توان با اغماض فرض کرد که منتقد نگاه جامع‌تری هم بر نتایج یک اثر دارد (البته که منتقدان ایرانی اکثرا خلاف این فرض عمل می‌کنند). با این حال اما تمام مشاهداتشان بر اساس این فرض استوار است که ملاک و معیار خودشانند و تجربیات انباشته‌شان. حتی وقتی با یک اثر تجربی مواجه می‌شوند... هنوز هم موضعشان همان است.
من اما بر این باورم که در برابر اثری تجربه‌گرایانه باید بسیار محتاط سخن گفت. تجربه‌گرایی ماهیتی بسیار لغزان و غیرقابل تصرف دارد. نمی‌توان تمام و کمال تشریحش کرد، یا نقدی جامع بر آن نوشت. تجربه در موقعیتی تاریخی با مولفه‌های زمان ارتباط برقرار می‌کند، همزمان در طول و عرض تاریخ کش می‌آید و در نهایت با دگردیسی‌اش، نتیجه‌اش را عیان می‌کند. نتیجه هم اما بسیار شفاف و واضح نیست. نمی‌توان آن را تماما در آزمایشگاه شخصی مورد فعل و انفعالات نقادانه قرار داد و در نهایت گزارشی تهیه کرد که چقدر موفق یا چقدر ناموفق است. همه چیز نسبی است، اما در این نسبی‌گرایی، قطعیتی شگرف نهفته است: تاریخ‌مندی. یعنی نتیجه‌ی اثر تجربی هر چه باشد نمی‌توان آن را از رشته‌های تاریخی «اکنونی» که در آن اجرا شده جدایش کرد و در فضایی انتزاعی به آن نگریست.
منِ منتقد تنها می‌توانم آن قسمت از این تجربه که در من اثر کرده را با زیست خودم در آمیزم و شرحی از فعل و انفعالات درونم در مورد این اثر بدهم. شاید تنها بتوانم فاصله‌ی خالی میان خودم و اثر را پر کنم، که هم به گذشته متصل است و هم به اکنون هر دومان (هم من هم اثر).
همه‌ی این بحث مقدمه‌ای بود برای اینکه نگاهی به نمایش «تو مشغول مردنت بودی» بیاندازم. اما با توجه به اینکه در توضیحات نمایش در صفحه‌ی تیوال و صحبت‌های کارگردان، ادعا شده که اثری آلترناتیو است، بسیار محتاطانه گوشزد می‌کنم که در این مسیر لغزنده، هر لحظه امکان سُریدنم به وادی تاریک قطعیت وجود دارد. به یاد داشته باشید هر لحظه ممکن است حقیقت از میان فاصله‌های سفید در این متن، یا از پشت کلمات بر شما عیان شود. چیزی شاید خلاف آنچه نظر من است. به اضافه‌ی اینکه در نظر داشته باشیم کانتور نیز یک کارگردان پیچیده و چندوجهی است که در بسیاری از لحظات زندگی حرفه‌ای‌اش نظرات متفاوتی داشته و تجربه‌های متناقضی را ثبت کرده است.
نمایش تو مشغول مردنت بودی به کارگردانی مژگان خالقی و نویسندگی کامران شهلایی، در سالن قشقایی تئاتر شهر اجرا می‌رود. آلترناتیو است، پس قرار است برای وضعیت تئاتر امروز جایگزینی پیشنهادی باشد. اصول و قوانین را زیر سوال ببرد و تصوری جدید از تئاتر را ارائه دهد. در مصاحبه‌ای که سایت ایران تئاتر با کارگردان ترتیب داده به روش تادئوش کانتور اشاره شده[۱] که در این نمایش مورد استفاده قرار گرفته است. توضیحات و معرفی روش کانتور در اینترنت با یک جستجوی ساده به زبان فارسی موجود است، من اما سعی می‌کنم نسبت به تاثیرات استفاده از روش کانتور بحث کنم.
نمایش تو مشغول مردنت بودی با این صحبت کارگردان شروع می‌شود: من مژگان خالقی کارگردان نمایش تو مشغول مردنت بودی هستم. نمایش ما ۵۳ دقیقه است. در حین نمایش ورود و خروج ممنوع است. حتما به یاد داشته باشید که بعد از اتمام نمایش و خروج از سالن، گوشی تلفن همراه خود را روشن کنید.
پس از این معرفی، نمایش آغاز می‌شود. کارگردان مسئول نورپردازی بر صحنه است. دو نور موضعی که در دو طرف صحنه هستند به دست او و کنترل او، صحنه را روشن می‌کنند. کارگردان در چند مورد وارد صحنه می‌شود و بازیگران را وارد صحنه کرده یا خارج می‌کند. دستور خروج آکسسوار یا ورودشان را می‌دهد و در کل صحنه را مدیریت می‌کند. این روش، روش کانتور است. اما در جزئیات تفاوت‌های ظریفی با کانتور دارد.
«کانتور ... دیدن ادامه » عموما در اجراهایش مستقیما شرکت می‌کرد، به عنوان مدیر اجرا (Master of Ceremonies) بازی می‌کرد، بازی‌ها را با دقت زیر نظر داشت و اگر لازم بود دخالت می‌کرد. نمایش‌های او با ارجاعاتش به تاریخِ پیچیده وچند فرهنگی لهستان کامل می‌شدند.»[۲]
کانتور گرچه بر صحنه نقش یک کارگردان را بازی می‌کرد، اما این نقش با توجه به عقاید کانتور و مخالفتش با تبدیل بازیگر به مانکن‌های مرده، نیاز به روح زندگی داشت. کارگردان باید با توجه به نیاز هر اجرا در هر شب بخصوص در صحنه دخالت بکند. اما در نمایش تو مشغول مردنت بودی، در صحنه‌هایی که کارگردان وارد صحنه می‌شد و نمایش را نگه می‌داشت، بازیگران را جابه‌جا می‌کرد یا بازیگری را صدا می‌زد، بیشتر به یک بازیگری که نقشش را بد بازی می‌کند، شبیه بود تا نقشی که کانتور برای کارگردان بر صحنه قائل می‌شود. در مواردی از صحنه‌هایی که کارگردان وارد اجرا می‌شود، بازیگران اندکی قبل از دستور کارگردان، آن عمل را انجام می‌دهند، گویی بعد از چندین و چند بار تمرین و اجرا دیگر برای نقش کارگردانشان اهمیتی قائل نباشند. کانتور اما هم تماشاگرانش را غافلگیر می‌کرد و هم بازیگرانش را. همه چیز نسبت به نظر آنی او قابل تغییر بود.
طراحی صحنه بسیار شبیه به طراحی‌ صحنه‌های تئاترهای کانتور است. [۳] اما باز از همین نظر بحث در می‌گیرد در مورد اینکه یک کمد چقدر به زندگی ایرانی (چیزی که کارگردان به آن تاکید دارد) نزدیک است و می‌تواند نقشی مهم در یک نمایش ایرانی را بازی کند تا نمایشی لهستانی به کارگردانی کانتور؟ مخصوصا زمانی که این اجرا را با نمایش‌های خود کانتور مقایسه می‌کنیم، بیشتر شبیه گرته‌برداری است تا استفاده‌ای هوشمندانه. به قول خود کانتور:«واقعیت الحاق شده حاوی اشیاء و موقعیت‌های واقعی، و محیطی ترسیم‌شده با زمان و مکان است»[۴]
اما با این حال طراحی صحنه بسیار متحرک و کاربردی است. استفاده از آکسسوار بر روی صحنه هوشمندانه است و از این نظر می‌توان آن را با کانتور مقایسه کرد. از طرفی فضایی که کارگردان با دو نور از سالن قشقایی ایجاد می‌کند بسیار به دخمه‌هایی که کانتور در آن‌ها اجرا می‌رفت شبیه است. باز از زبان خود کانتور:«هنگامی که من به تجربه و بیان مسائلم با استفاده از مواد و مصالح صحنه احساس نیاز کنم، بهترین گزینه، موادی از کارافتاده، بی‌هویت و درب و داغان هستند که خالی از شخصیت شده باشند»[۵]
بازیگران از نظر من زیاد قدرتمند ظاهر نمی‌شوند. بیشتر ادای عروسک‌ها را در می‌آورند اما اعضای صورتشان همچنان در کنترل‌شان نیست و چیزی میان عروسک و یک بازی واقع‌گرایانه دست و پا می‌زنند. اگرچه کارگردان فضایی برای نزدیک شدن به عروسک‌ها را برایشان فراهم کرده اما در اجرایی که من حاضر بودم، بازیگران رمق چندانی نداشتند. (یکی از خصیصه‌های تئاتر کانتور تفاوت هر اجرا با اجرای شب بعد است)
با این حال تا زمانی که از این منظر به اثر نگاه می‌کنم می‌توانم جسارت کارگردان را بسیار تحسین کنم. جزئیاتی که بیان کردم نشان از پیچیدگی و سختی بیش از حد انتخاب روش کانتور است و تا اینجای کار می‌توان پذیرفت که با اثری قابل احترام و قابل ستایش روبرو هستیم. اما در این میان شکافی عظیم در تصور ما بوجود خواهد آمد؛ و این شکاف به دست متن اتفاق می‌افتد.
متن اثر در مورد مادری است که جنین دخترش را سال‌ها پیش سقط کرده است. بعد از سال‌ها و بزرگ شدن دختر دیگرش، روح دختر مرده یعنی سها قصد دارد در خواب از مادرش انتقام بگیرد. آن هم با یک موتیف تکراری و ضعیف: بدست آوردن نامزد خواهرش صحرا. نمایشنامه و موضوعش بی‌اندازه منفعل و بی‌ربط با روش اجرا است. شاید نمایشنامه با جزئیات روش کانتور، مثل مرگ، خاطره و تاریخ شباهت‌هایی داشته باشد، اما هدف و غایت روش کانتور شورش علیه اصول و انگاره‌های واقعیت زندگی امروز است.[۶] اگر قرار است دوباره در موضوع نمایش به همین انگاره‌ها با همان ساز و کار نشانگی برگردیم و معنا را همچنان در همان جهان محدود کنیم دیگر چه نیازی به استفاده از روش کانتور است؟
متن البته آنچنان به دست کارگردان قطعه قطعه شده که از اصل ماجرا دور شده و دیگر نه درگیر احساسات است نه منطقی که کامران شهلایی داشته است. البته که از نظر من این «از آن خود کردن متن» به خودی خود امری ضروری است، اما در مورد متن نمایش تو مشغول مردنت بودی، آنچنان متن عقیم و درگیر پارادایم‌های سنتی است که تا آخرین نفس‌هایش بر صحنه هم تن به نقطه نظر کارگردان نمی‌دهد.
در کتاب نظریه‌ی هنر آوانگارد، پیتر بورگر نویسنده، ارجاعی مهم به کتاب گروندریسه‌ی مارکس و مفهوم «خودنقادی» او می‌زند. مارکس که اعتقادی به دیدگاه صورت‌بندی‌های اجتماعی گذشته به صورت تاریخ‌گرایانه ندارد، اضافه می‌کند که همواره صورت‌های تاریخی، گذشته را به صورت یکسویه درک می‌کنند. او برای فرار از این یکسویه بودن، خودنقادی اکنون را پیشنهاد می‌دهد. درواقع زمانی که تفکری بتواند اکنون خود را با خودنقادی مورد پرسش قرار دهد می‌تواند سویه‌های متفاوت گذشته‌ی تاریخی خودش را درک کند. بروگر از همین مفهوم استفاده کرده و معتقد است که هنر تجربه‌گرایانه و آلترناتیو نیز نگاهی خودنقادانه به اکنون دارد و با به پرسش گرفتن «امر حاضر»، سعی در درک بهتری از انگاره‌های تاریخی‌اش دارد.[۷] از طرفی با ارجاع به آدورنو در رابطه با هنر آلترناتیو (که سخنانش بارها مورد استفاده‌ی کانتور نیز هست)، هنر آوانگارد هنر متعهدی به جامعه‌اش است.[۸]
دو سوال مهم ذهن من را با خود درگیر می‌کند:
۱. نمایشی که در موقعیت حال حاضر اجتماعی ما، در مورد مسائل زنان، مسائل معیشتی مردم و به خصوص کارگران و آینده‌ی مبهمی که مردم برای خود متصور می‌شوند بی‌تفاوت است، چطور پرداختن به انتقام خواهری مرده از مادرش به خاطر سقط جنین می‌تواند آلترناتیو باشد؟ با علم به اینکه سقط جنین همچنان در جامعه‌ی ما به عنوان یک معضل حضور پررنگی دارد، آیا این موضعِ همچنان سنتی به سقط جنین چیزی از انگاره‌های اکنونی ما را به پرسش می‌گیرد؟
۲. نمایشی که در یک جشنواره‌ی دولتی مثل فجر جایزه بگیرد اساسا می‌تواند مدعی آلترناتیو بودن بکند؟ چقدر می‌توان متصور شد که ایده‌ی کانتور (منظورم از ایده به معنای موضوع و روش است) جایی برای تقدیر در جشنواره‌ی فجر دارد؟

نمایش تو مشغول مردنت بودی به معنای واقعی اثری تجربی است. اما نه به دلیل انتخاب روش کانتور که پیش از این توسط گروه‌ها و افراد دیگری به صورت باسمه‌ای اجرا شده و می‌توان احتمال داد که مخاطب امروز تا حدی با حضور گاه و بیگاه کارگردان و دخالت او در میان اجرا آشنا است. تجربی بودنش همچنین به این دلیل نیست که آنچنان به «امر حاضر» جریان هنر امروز حمله کند. از نظر من تجربی است چرا که فردی با این سابقه‌ در مطالعات کانتور، همچون مژگان خالقی، این چنین قصد از کار انداختن ماشین قدرتمند کانتور را دارد!




تیرماه ۱۳۹۷


منابع:
[۱] theater.ir/fa/105994
[۲] culture.pl/en/artist/tadeusz-kantor
[۳] youtube.com/watch?v=M39RhNan_Qs (فیلم نمایش ویلوپوله، ویلوپوله)
[۴] پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر، شومیت میتر، ماریا شفتسووا، نشر بیدگل
[۵] culture.pl/en/artist/tadeusz-kantor
[۶] پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر
[۷] نظریه‌ی هنر آوانگارد، پیتر بروگر، ترجمه‌ی میلاد اخگر، نشر مینوی خرد
[۸] همان




نمایش تو مشغول مردنت بودی
 تئاترشهر - سالن قشقایی
۲۷ خرداد تا ۲۲ تیر
ساعت: ۲۰:۰۰
مدت: ۵۷ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

نویسنده: کامران شهلایی
کارگردان: مژگان خالقی
بازیگران: معصومه کریمی، نوید بانی، فائزه بختیار، فاطمه بختیار
تهیه کننده: مژگان خالقی

طراح لباس: سمانه داوودی پارسا
طراح چهره پردازی: ماریا حاجیها
طراحی و ترکیب صدا: بهرام سرپوشانی
طراح پوستر و بروشور: سمیرا احمدیان زاده
دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: الهه افخمی
مدیر اجرا: لیلا امینی
مدیر صحنه: مصطفی کلاهیان
تمرین نگار: سمیه اشتری
منشی صحنه: نرگس معینی
مدیر روابط عمومی و تبلیغات: خسرو خالقی
مشاور رسانه: محمد وفایی
عکاس: خسرو خالقی، فهیمه حکمت اندیش
ساخت تیزر: امیرحسین مسعودی
دستیاران اجرا: کیان امیری، هستی خاندائی
دستیار دوم کارگردان: امیرحسین مسعودی
دستیاران لباس: هستی خاندائی، زینب مقانی
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود این نمایش! در عین حال که مشکلات رو بیان می‌کرد، طنز خیلی قشنگی داشت. و همچنین بازی بازیگران دلچسب بود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ تیر، به نویسندگی محمد زارعی و کارگردانی محمد زیکساری با بازی: ابراهیم عزیزی، مهرداد مصطفوی، پرهام یداللهی، هانیه نجفی و ... آغاز شد.
مریم شریعتی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین تور نمایشی جهان با بازی افراد دارای سندرم داون | عکس
» اولین تور نمایشی جهان با بازی افراد دارای سندرم داون
... دیدن متن »

رسول حق شناس کارگردان نویسنده و بازیگر که بیش از ۱۲ سال به عنوان تئاتر درمانگر در کانون خیریه سندرم داون ایران فعالیت دارد و برای اولین بار در جهان نمایشهای خیابانی با بازی افراد دارای سندرم داون را تولید و اجرا نموده است و همچنین در شش دوره از جشنواره بین المللی فجر و همچنین کودک نوجوان همدان و تئاترشهر و هندوستان با این گروه حضور داشته اعلام کرد برای اولین بار در ایران و همچنین جهان یک تور نمایشی در ۶ شهرستان و ۳ استان ایران را اجرا خواهد کرد.
رسول حق شناس افزود: «در این تور نمایشی دو نمایش «افسانه دشت بی باران» برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی کودک ونوجوان همدان و همچنین شرکت کرده در جشنواره تئاترفجر به همراه نمایش «افسانه دشت بی باران» برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره تئاترشهر  به همراه یک نمایش شورایی با محوریت محدودیتهای افراد دارای سندرم داون در اجتماع را در این تور نمایشی که برای اولین بار در جهان انجام میشود اجرا خواهد نمود.
رسول حق شناس نویسنده و کارگردان و طراح این سه نمایش در این نمایش ها از موسیقی زنده و حضور یکی از بازیگران نام آشنای کشور خانم سمیه کیادربندسری در کنار افراد دارای سندرم داون نیز بهره برده است.
گروه نمایش داون در کشور بارها و بارها بر سطح خیابان های شهر نمایش های شگفت انگیزی را احرا نموده وبرنده جوایز متعددی شده اما آنچنان که باید به این گروه نگاه نشده است. درصورتی که در ژاپن گروه های معلول جسمی تورهای نمایشی برگزار می‌کنند و به شدت مورد حمایت قرار می‌گیرند.
رسول حق شناس اضافه کرد: «اولین مقصد گروه مشهد مقدس در تاریخ ۱۵تیرماه خواهد بود و به ترتیب اصفهان گیلان مازندران رشت لاهیجان و... شهرهای مقصد بعدی هستند.»

زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش خداى کشتار
هفته پایانی نمایش «خدای کشتار»  | عکس
» هفته پایانی نمایش «خدای کشتار»
... دیدن متن »

نمایش «خدای کشتار» به نویسندگی یاسمینا رضا و کارگردانی علی سرابی به روزهای پایانی اجرا نزدیک می‌شود.

نمایش «خدای کشتار» با بازی مارال بنی آدم، ستاره پسیانی، علی سرابی، نوید محمد زاده، تا ۸ تیر، هرشب اجراهای هفته پایانی خود را در پردیس شهرزاد به روی صحنه می‌برد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «پسر یازده ساله خانواده ری با چوب دستی دو دندان هم‌کلاسی خود را شکسته است. خانواده ری برای دل‌جویی و تفاهم به خانه خانواده اولیه می‌آیند. در آغاز روابط بسیار متمدنانه است اما کم‌کم خشونت موجود در روابط و وحشی‌گری نامتمدنانه‌شان بروز می‌کند و وضعیتی بسیار کمیک و در عین حال تاسف‌بار به‌وجود می‌آورد...»
سایر عوامل این نمایش عبارتند از:
تهیه کننده: نورالدین حیدری ماهر، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسائی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: فواد خراباتی، منشی صحنه: شیما مرادی،‌ دستیار طراح لباس: شیدا زواری، طراح گرافیک و عکاس: محمد صادق زرجویان،‌تبلیغات مجازی: امیر قالیچی (تئاتربازها)، انتخاب موسیقی: علی سرابی، ماکان اشگواری، مدیر صحنه: عطا عارفی راد، نصیر ساکی‌، ساخت دکور: علیرضا پناهی، محمدرضا پناهی

این نمایش، سال گذشته نیز در تماشاخانه پالیز، به روی صحنه رفته است.
نمایش «خدای کشتار» تا ۸ تیر ماه در دوسانس ۱۹:۳۰ و ۲۱:۳۰ در پردیس شهرزاد به روی صحنه خواهد رفت.

زهره مقدم این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی و کارگردانی علی حسین زاده و امیر کامران و بازی علی حسین زاده، امیر کامران، شکیبا عسگری، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
محمد رضایی مقدم و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش چشم اندازی در مه
اجرای ویژه خبرنگاران و عکاسان نمایش «چشم اندازی در مه» | عکس
» اجرای ویژه خبرنگاران و عکاسان نمایش «چشم اندازی در مه»
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی نمایش «چشم اندازی در مه» با نویسندگی و کارگردانی ابوالقاسم معارفی یکشنبه ۳ تیرماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه شانو میزبان خبرنگاران، عکاسان و منتقدان می‌شود.
نمایش «چشم اندازی در مه» در سال ۱۳۵۷ توسط آقای ابوالقاسم معارفی نوشته شد و قرار بود در شهریور همان سال برای شبکه اول و دوم تلویزیون ضبط شود که به دلیل اوج‌گیری تظاهرات انجام نشد.در این‌ نمایش شادروان غلامحسین‌نقشینه و‌ نورالدین‌استوار، مرضیه برومند، میترا فتحی و ابوالفضل مطلق حضور داشتند.
این‌نمایش در سال ۱۳۹۳ برای جشنواره فجر باز نویسی شد و دوبار در سالن انتظامی خانه هنرمندان‌ و ‌فرهنگسرای ابن سینا با حضور :
اصغر همت، فرزانه نشاط‌خواه، میترا فتحی، مهدی علی احمدی، سعید کنگرانی، رضا فیاضی، اکبر سنگی، بیژن افشار، طیب شرافتی، ابوالفضل مطلق، صادق توکلی و عباس شادروان روخوانی شد.
داستان این نمایش یک درام اجتماعی است. قصه خودخواهی انسانها، قصه طمع، قصه عشق فراموش شده و...
علاقه‌مندان برای دیدن نمایش «چشم اندازی در مه» که تا ۱۰ تیرماه هر روز غیر از شنبه‌ها، ساعت ۲۱ به صحنه می‌رود، می‌توانند به تماشاخانه شانو به آدرس خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، روبروی انتقال خون، کوچه فرهنگی مراجعه کنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی سینا احمدی و با بازی امین آثم، سینا احمدی، کیمیا رازقی، مهدی عطاریان و ...، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستی من یادم نمیاد جایی از این برنامه تصویر یا صدای جمیله شیخی رو دیده باشم. دوستان دیدند؟
درود زهره جان .. صداشون نبود اما تصویر خانم شیخی روی دیوار روبرو نصب بود ..... اما هرچی منتظر شدم صداشونو نشنیدم
احتمالا قرار بود صدای نقش مادرو داشته باشند که صدای مادر ایشون نبود
۹ ساعت پیش
فقط عکس قاب شده شون رو دیدیم ، صدایی نشنیدیم
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از سه شنبه ۵ تا پنجشنبه ۷ تیر، به کارگردانی بهزاد آقاجانی، محمد مطهری پور و با بازی محمد مطهری پور، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر هنرمندان سخت‌کوش
به نظرم برای درک بهتر این نمایش قبل از تماشا، یا باید کل نمایش را خواند یا حداقل با خلاصه‌ای از آن آشنا بود. به دلیل طولانی بودن متن نمایش‌نامه، بازیگران مجبورند در بیان جملات عجله کنند و حق مطلب ادا نشود در حالی که با توجه به متن کلاسیک و آهنگین آن، نیاز به مکث و تأمل است. با توجه به این‌که این نمایش اولین کار رسمی خانم شیما اسدی است به ایشان تبریک می‌گویم. بازیگران این نمایش هم خوش درخشیدند و به‌خوبی از پس دیالوگ‌ها برآمدند. آن قدر این نمایش جذاب است که نقص‌های گهگاهی آن کاملاً قابل چشم‌پوشی است. ای کاش سِن کمی کوتاه‌تر انتخاب می‌شد تا بازیگران در بالا رفتن و پایین آمدن راحت‌تر بودند.
موسیقی زنده‌ی آن، که بدون میکروفن اجرا می‌شود، در حاشیه‌ قرار دارد و بر تأثیر دیالوگ‌ها می‌افزاید.
از مزیت‌های دیگر این نمایش ... دیدن ادامه » اجرای به‌موقع در زمان گفته‌شده است.
در پایان به دوستان هنردوست و علاقه‌مند به کارهای استاد بهرام بیضایی پیشنهاد می‌کنم به تماشای این نمایش میخکوب‌کننده بروند و برای همه‌ی دست‌اندرکاران این نمایش آرزوی روزهای درخشنده دارم.
با شما موافقم کارکردان جوان و خوش اخلاق به راستی کار خوبی رو دراورده بود البته بنظرم ریتم کار مناسب بود با توجه به اجرای روحوضی و کمدی , مکث باعث ملال میشد.
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار همونقدر که تلخ بود، عالی بود؛ یک جور لذت سادیستی داشت، در عین حال که داستان ناراحتت می کرد از اجرای لذت می بردی.
سادیسمش کجا بود؟ من مورد آزار دهنده ای ندیدم
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوستش نداشتم، کار ایرادی نداشت، سلیقه ام این نیست.
عاطفه گندم آبادی، فرزاد و مریم زارعی این را خواندند
salimi این را دوست دارد
فیلمش رو ببینید. عالیه
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی زور داره آدم بمیره چند وقت بعد صلح بشه
مریم زارعی، عاطفه گندم آبادی و زهره مقدم این را خواندند
نیلوفر و احمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبیه‌خوانی حضرت ابوالفضل عباس (ع) در هادی‌شهر به اجرا در آمد | عکس
» شبیه‌خوانی حضرت ابوالفضل عباس (ع) در هادی‌شهر به اجرا در آمد
... دیدن متن »

از سوی گروه تعزیه «امام حسین (ع) هادی شهر به سرپرستی علی باقری کله بستی و معین البکایی محسن عربی شبیه خوانی حضرت ابوالفضل عباس در گلزار شهدای هادی شهر شهرستان بابلسر ۳۱ خرداد ماه ۹۷ به اجرا در آمد.
در این شبیه‌خوانی امیرحسین پورخلیل شبیه خوانی حضرت امام حسین (ع)، حسن نظریان شبیه‌خوانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، محمدسقا علی نسب  شبیه‌خوانی حضرت زینب (س)، امین باقری شبیه‌خوانی حضرت علی اکبر (ع)، موسی علی نسب شبیه‌خوانی حضرت علی (ع)، سید محمدحسین احمد تبارحضرت سکینه، علیرضا باقری، علی اکبر شکوهی پویان یزدانی، ابوالفضل آقاجانی شبیه‌خوانی اهل بیت، سیدحسین پورفضل اله شبیه‌خوانی ابن سعد، تقی باقری شبیه‌خوانی شمر و موسی علی نسب شبیه‌خوانی حکیم ابن طفیل را برعهده داشتند.
محمود نظریان نوازندگی نی و ترومپت، امین باقری نوازندگی سایدرام، علی باباتبار نوازندگی طبل و محسن عربی جامه‌داری  این شبیه‌خوانی را بر عهده داشتند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این اجراخوانی، به کارگردانی آلبرت بیگ جانی و با اجرای داریوش مودبیان، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش محیطی «فریاد سبز» در ایزدشهر به اجرا در آمد | عکس
» نمایش محیطی «فریاد سبز» در ایزدشهر به اجرا در آمد
... دیدن متن »

نمایش محیطی «فریاد سبز» به نویسندگی و کارگردانی مهدی نصرالله زاد از گروه هنری آرتا در ایزد شهر شهرستان نور به اجرا در آمد.
نمایش محیطی «فریاد سبز» به نویسندگی و کارگردانی مهدی نصرالله زاد، برگزیده جشنواره بچه‌های مسجد استان مازندران از سوی گروه آرتا و تهیه کنندگی مجموعه آموزشی آرمان ایزد شهر  ۳۱ خرداد ماه در جشنواره بومی محلی تیکا که به همت شهرداری، شورای شهر و موسسه آموزشی آرمان ایزد شهر برگزار شد به اجرا در آمد.
در این نمایش که به موضوع آسیب به طبیعت و محیط زیست می‌پردازد، احمد ایکانی، پژمان نیکدان بحری، علیرضا رمضانی به ایفای نقش پرداختند.
دستیار کارگردان این نمایش را سما کابلی به عهده داشت و رها شکوهی به عنوان منشی صحنه، سوگند آسمانی به عنوان گریمور ،سیده زهرا حسینی مسئول موسیقی علیرضا نصراله زاده، سید محمد موسوی و لیلا ترک کجوری به عنوان دستیاران صحنه در این نمایش همکاری داشتند.
گفتنی است که جشنواره بومی محلی تیکا به همت شهرداری، شورای شهر و موسسه آموزشی آرمان  به منظور حفظ فرهنگ بومی در بخش‌های مختلف نمایشگاهی، نمایشی و موسیقی به ارایه فرهنگ بومی محلی این خطه از استان مازندران پرداختند که با حضور فرهیختگان شهرستان نور و مسئولان شهری و مردم فرهنگ  دوست این شهرستان برگزار شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ریچارد
گروه طراحان و آهنگساز نمایش «ریچارد» معرفی شدند | عکس
» گروه طراحان و آهنگساز نمایش «ریچارد» معرفی شدند
... دیدن متن »

چهره‌های شناخته شده هنری به عنوان طراح و آهنگساز به نمایش «ریچارد» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی پیوستند.
به گزارش روابط عمومی نمایش «ریچارد»، در این اثر نمایشی که از تیرماه سال جاری در تالار وحدت روی صحنه می‌رود، رضا مهدی‌زاده طراح صحنه، ادنا زینلیان طراح لباس، ماریا حاجیها طراح گریم، رضا حیدری طراح نور، حبیب شیبانی و پردیس خسروی طراح حرکت، محمدصادق زرجویان طراح پوستر و بروشور، سینا کوایی صدا و افکت و استاد مهرداد پازوکی با عنوان آهنگساز حضور دارند.
نمایش «ریچارد» اقتباسی از نمایشنامه «ریچارد سوم» اثر ویلیام شکسپیر است که توسط حمیدرضا نعیمی انجام شده است.
این اثر، شرح حال مردی است که برای رسیدن به قدرت، تمام مرزهای اخلاق، دین و سیاست را پشت سر می‌گذارد.

زهره مقدم این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ژانر دوست داشتنی و نمایش بسیار خوبی بود. با اون دیالوگ های ثقیل و طولانی که نمیدونیم چجوری از بر کردید عجیب نیست که این متن تاحالا اجرا نرفته.
یک کمدی تراژیک کلاسیک ناب از بهرام بیضایی با کارگردانی و بازی گردانی خوب. روایتی از زنان در بند دربار...
فقط دو مورد بودکه باهاش ارتباط برقرار نکردم. اول صدا و بازی خواجه کافور و دوم ساز ویولون در این متن و اجرا.
من واقعا دلم میخواد این اجرا رو ببینم اما ساعتش اصلا برام مناسب نیست. حداقل به حرمت این شبهای عزیز فوتبالی یک دو اجرا زودتر برن! جای دوری نمیره به خدا!
۱۴ ساعت پیش
صدای خواجه کافور به نظرم قابل توجیه بود .
غلامی که با زنان درباری بیشتر وقتش میگذشت. (شاید هم آقا محمدخانی بوده)

دقیقا ویولون هم سوال بود برام چرا هست.
کمانچه بهتر بود.
۱۱ ساعت پیش
فرامینی برای من مثل یک وصله ناجور بود که کار رو شبیه کارهای کودک کرده بود.
به نطرم یک خواجه احمق یا خنگ لزوما موقع راه رفتن نمیدوعه یا مثل کلاغ صداشو با جیغ و داد ادا نمیکنه (کمااینکه تارهای صوتی این بازیگر عزیز برای این تن مناسب نبود گرچه قطعا استعدادهای ... دیدن ادامه » دیگری دارن)
هدف نشون دادن یک خواجه بی هوش و حواس هست که در عندرونی رفت و آمد داره بدون اینکه کسی نگرانش باشه. این بازی ای که من دیدم خیلی هم آدم حواس حمع و چشم چرونی بود که برخلاف ظاهر پر بنیه و رعناش رفتارش مثل یک کودک خردسال و صداش اصلا قابل توجیه نبود.
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش عددهای نشده
ظاهراً ساده است | عکس
یادداشت حبیب‌الله دانش ، برای نمایش «عدد‌های نشده»
» ظاهراً ساده است
... دیدن متن »

محمد میرعلی‌اکبری در اثر تازه‌اش به نام «عدد‌های نشده» که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است، موزه‌ تمام عیاری از انواع ایرانی‌های طبقه متوسط رو به پایینِ اجتماعِ معاصر را به نمایش گذاشته است. طبقه‌ای که از بدِ حادثه، در جبر اجتماعی و جغرافیایی‌اش، گرفتار شده و نمی‌تواند از این بن بست بیرون رود. با این حال همه‌ سال‌های عمرش، تلاش می‌کند تا به‌واسطه‌ تحصیل و حضور در عالم هنر، سینما، تئاتر، روشنفکری، بازاریاب یا دلال محصولات شبکه‌ای (Multi-level marketing) و ... سَری از سرها بیرون کند و به اصطلاح شهرتی به هم بزند تا «هویتی نو» برای خودش دست و پا کند و از طبقه‌ی اجتماعی‌اش به طبقه‌ی دیگر برود و بتواند این سیر تاریخی قهقرایی را بر خود و خانوداه‌اش قطع کند. «عددهای نشده» کلکسیونی است از آدم‌های امروزی ایران معاصر، دانش آموختگان دانشگاه‌ سینما و جامعه شناسی، علاقمندان به بازیگری جویای نام و شهرت، آدم‌های کوچه بازار، زن لکاته، صاحب خانه‌ طماع، مردان و زنان معتاد، خاله زنک‌ها، پدران سختگیر سنتی، بیکارها، دلالان و... اگر به ما برنخورد، بدون شک خود ما هم در آن هستیم و محمد میر علی اکبری به خوبی از خجالت‌مان درآمده و نقش و نگار درستی از ما زده است. در واقع او بی‌محابا همه چیز را جلوی چشم آورده است.
محمد میرعلی‌اکبری در مقام نمایشنامه‌نویس و کارگردان، فلسفه نمی‌گوید، فلسفه نمی‌نویسد. آدم‌هایی دارد با مُشتی حرف، حرف‌هایی که به ظاهر ساده است اما حرف حساب است و نمایشِ این سادگی حرف‌ها، کار بسیار سختی است و فهماندن این که پشت این ابزار و ادوات  چه چیز خوابیده، سخت تر. بنابراین کارگردان شیوه‌ اجرایی‌اش را از هر آنچه در صحنه‌های تاتر امروز شاهد آن هستیم، پالوده می‌کند و صحنه‌ای کمینه، با بازی‌های کمینه گرا و ریتم پیش رونده و دقیق که جزو شاخصه‌های این اثر است، را پیش چشم مخاطبش می‌گذارد تا لحظاتی شیرین و دلپذیر را به کام مخاطب بچشاند اما این شیرینی، طعم تلخی به همراه دارد که مخاطب با خود آن را از سالن نمایش بیرون می‌برد. طعم تلخِ وضعیتِ روزگارِ واقعی و لمس شدنیِ آدم‌هایی که در جست و جویِ هویت‌شان، همان خُرده هویتی که سابقاً به‌دستش آورده بودند یا به ارث برده بودند را از دست می‌دهند. آدم‌های «عددهای نشده» همگی در جست و جوی هویتی والا هستند تا از طبقه‌ اجتماعی‌شان خارج شوند اما همگی در پایان در همان وضعیتِ ابتدایی نمایش قرار دارند و تنها زمان از روی آنها گذشته است.
هم‌چنان که نمایش‌نامه پیش می‌رود کارکترها در چند دقیقه اول نمایش معرفی می‌شوند و کاربرد نامِ نمایش برای توصیف رویای آرمانی و شکست‌خوردۀ آدم‌های نمایش آشکار می‌شود و تنها چیزی که مخاطب آن را پس از اجرا درک می‌کند «سایه قدرت‌هایی» است که سازوکار شکست رویاها و آرمان‌های آدم‌های نمایش را رقم می‌زند. این قدرت حضور جسمانی و فیزیکی در اثر ندارد بلکه بیرون از اثر است و انگشت نشانه‌ی گروه اجرایی، کاملا غیر مستقیم، به سازوکار قدرت‌های اجرایی و سازمانی یک جامعه است که چنین محصولاتی را تولید کرده است. آدم‌های بی‌خاصیت، بی‌رنگ و بو و پر از دیدگاه‌هایی که مال خودشان نیست. جعلی است. افکار و منش و روش شان هم جعلی است. حتی خودشان هم جعلی‌اند. آنقدر که برای نجات خود اقدام به انجام هیچ عملی نمی‌کنند حتی منتظر هم نیستند تا وضعیت شان تغییر کند. فقط در گرداب تغییرات اجتماعی دست و پا می زنند، غافل از اینکه این دست و پا زدن و زیر رو کشیدن یکدیگر حاصلی جز غرق شدن ندارد. آدم‌هایی بی‌هویت که بدنبال هویت نشده‌ی خود عمر تلف می‌کنند و صرفاً هستند که تکثیر شوند بی‌هیچ توازنی. در این نمایش‌نامه اساساً توازن سطحی توده های بی هویت را باید نتیجۀ نهایی قدرت و تخریب دانست. حتی در فُرم و چیدمان صحنه هم چنین توازنی رعایت می‌شود. هیچ شخص سومی به عنوان برهم زننده‌ی نظم اجتماعی اثر در نمایش دیده نمی‌شود. همه‌ی آدم‌های نمایش تلاش می‌کنند برای نجات خودشان از عواطف مادر فرزندی، عشق، معرفت اجتماعی، تحصیلات و ... پله‌های موفقیت برای خود بسازند ولو به اینکه  فرد دیگری را زیر پای خود بگذارند تا به توازن برسند. در «عددهای نشده» ما با جامعه‌ای روبرو هستیم که پس از انفجاری بزرگ، دچار سرگیجه و بی‌هویتی شده است. اما محمد میر علی اکبری در مقام نمایشنامه نویس و کارگردان همه‌ی قصور را به گردن قدرت نینداخته است.  
همان‌طور که «رضا» و «بهنام» به عنوان نماینده‌ی قشر تحصیل کرده‌ی هنرمند،  مدام سیستم و نظام بازار کار و مافیای هنر را نقد می‌کنند، میر علی اکبری هم  قصد دارد جایگاه خودش را به عنوان یک کارگردان - نمایشنامه نویس و تحصیل کرده‌ی دانشگاهی نقد کند آن‌هم با اشاره به توازنِ حقیقیِ زن و مرد - در روابط بین بهنام و کیمیا، منوچ و اختر علامه، رضا و مونا به عنوان مکملِ هم و درست برخلافِ دیدگاهِ فمینیسم؛ تا هر گونه تبعیض را چه از سوی جامعۀ مردسالار و چه از دیدگاه فمینیستی محکوم کند. ردّ هر گونه دوییّت میان زن و مرد. تمام این پرحرفی‌ها و از خود گفتن‌ها، از روشنفکری گفتن‌ها در مقابل جامعه سنتی خانواده بهنام، از بازار و دلالی کردن‌های «هوشی» برای محصولات مجازی شرکت های هرمی و ... چیزی نبوده جز نیاز انسان به بروز درونیاتش برای برقراری ارتباط. آدم‌های نمایش حتی با کمک این ابزار مهم _گفت‌وگو_ باز هم از ارتباطی منطقی و پیش رونده بین خودشان عاجزند. و همچنان الکن‌اند.
در «عددهای نشده» با اجتماعی تماماً بسته و به بن‌بست رسیده از رؤیای شکست خورده‌ی نسل امروز روبرو هستیم. با نسل بی‌هویتی که برای تنازع بقایی هر چند اندک، باید دست به هر کار غیر اخلاقی بزند و راه گریزی جز ادامه‌ همین زندگی جهنمی ندارد و تنها پذیرش این وضعیت، آرامشی ابدی برای آدم‌هایش دارد. 
میر علی‌اکبری تلاش می‌کند تا با استفاده از زبانی پالوده، طعنه هایی گزنده و چند پهلو با طعم شوخی و  اجرایی بدون حاشیه‌های روز تاتر معاصر ایران _ حضور بازیگران چهره و ..._ مخاطبش را با  اثر درگیر  کند و آدم‌های نمایشش را از ورطه‌ی ناآگاهی نسبت به وضعیت خود، به سمت آگاهی و اشراف از هویتِ  واقعیِ بی شکل و توده وارِ خود هدایت کند. ظاهراً ساده است. ظاهراً شیرین است. ظاهراً می خندیم اما تلخ است. چرا که آیینه‌گی زهر است.
بازی ها، طراحی صحنه، نور همگی در دل اجرایی کمینه گرا به سازوکار هماهنگی بدل شده است که تماشاگر نمی‌تواند هیچکدام از عناصر اجرا را از هم جدا کند و بر عنصری از  عناصر برتری دهد بلکه همه را در توازن و تعَیُن یکدیگر می‌بیند و در نهایت این هماهنگی و توازن عناصر به مخاطب اجازه‌ قضاوت می‌دهد.

منبع: خبرآنلاین

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۱۶ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش بیژن و منیژه
۱۶ ساعت پیش
محمد عسگری و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی
این سومین کاری بود که از آقای سرابی دیدم و در هر سه خودشون هم بازی کردن...متأسفانه سبک بازیشون تکراری بود و همچنان فقط با بالا و پائین بردن تن صداشون بازی میکردن...بازی خانم مارال بنی آدم و ستاره پسیانی حتی در مقایسه با آقای محمدزاده حرفه ای تر بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید