تیوال تئاتر
S3 : 17:45:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بسیار پسندیدم، جدای تکرار بعضی از لحظات که به کلیت نمایش لطمه می زد کار قابل قبول و تفکر بر انگیزی بود، به کلیه ی عوامل خسته نباشید میگم.
پی نوشت: خانم ماهیان به نظرم همچنان سه جلسه تراپی بهترین کار شماست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صادقانه بگم با توجه به کامنت هایی که خونده بودم، قبل از نمایش خودمو برا دیدن یه کار لوس آماده کرده بودم ولی وقتی کار شروع شد و جلو رفت دیدم داره خوشم میاد!
حتی با اینکه تماشاگرا پشت هم میخندیدن و در تئاترهایی که دیدم عموما این مسیله رو اذیت کننده میدونستم ولی این بار اصلا اذیت نشدم و فقط سعی کردم از کار لذت ببرم..
طراحی صحنه به دلم نشست، اکثر لحظات بازی آقای دیرباز و خانم رهنما رو دوست داشتم.
دو برداشت متفاوت از یک ماجرا برام خیلی جذاب بود..فهمیدم برای اینکه یه زندگی مشترک خوب جلو نره لزوما نیازی به مقصر نیست!
میشه دو طرف بهترین خودشون رو برای همدیگه بذارن ولی باز نشه..حتی میشه عاشقانه همو دوس داشته باشن ولی باز نشه!!
فهمیدم ازدواج موفق ممکنه کلی شرط "لازم" داشته باشه ولی متاسفانه هیییچ شرط "کافی" ای رو نمیشه براش متصور شد!

به قول شاعر ... دیدن ادامه » :
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

پ.ن: خوشبختانه این سری کسی با ورود بازیگرا دست نزد و خبری از چیپس و پفک هم نبود!حتی موبایلی هم زنگ نزد!!
فکر می کردم دارم خواب میبینم:))
این که پروژه ی دست بازی نداشتید که عالی بوده گلبرگ خانم ولی کدوم طراحی صحنه رو دوست داشتید؟ درکل دوتا صندلی این ور و اون ور صحنه بود که عزیزان روش نشست و برخواست میکردن دیگه با یه بچه میز کنار صندلی آقا دیرباز ، چی داشت دیگه ؟
۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
samirak
درباره نمایش تراس i
بسیار ضعیف بود اصلا در حد انتظار ما نبود نمایشی کسالت بار و پر از تپق های ریز جواد یحیوی و رویا میرعلمی ..تلفیق شوخی های امروز ی و پایین شکمی در جاهایی بی ربط و متنی کلاسیک ..من دوست نداشتم .
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نور دروغه . . .

(ممکن است خواندن این نوشته بخشی از جذابیت های نمایش را کاهش دهد)


پیش از شما
به سان شما
بی شمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجسته ی جاوید زنده باد!
(شفیعی کدکنی)





1. ... دیدن ادامه » شاپرک خانم جسم و جانش را به این و آن می بخشد. شاید بلد نیست دل ببندد به همین شهر فرنگی و سرگرم بشود. دنبال نور واقعی است. می خواهد به قرارش با خورشید برسد. این شاپرک بیچاره نمی فهمد که زیر این سقف نمور انباری، اگر نور نیست و گل و گیاه و سبزه و شهد پیدا نمی شود، «اما عوضش امنیت داریم!». خدا به کسب و کار شهر فرنگی برکت بدهد که کثافت دنیای بیرون را برایمان بزک می کند و از قشنگی جنازه ی فیل برای ما حرف می زند! یک نان بخوریم و صدتا خیرات کنیم و زیر سایه عنکبوت پیر بخوابیم و سعی کنیم گذارمان به سمت تورش نیفتد.

2. شاپرک فهمیده که برای رسیدن به نور باید هزینه بدهد. تکه تکه تن و بدنش هزینه ای است که برای فهماندن یک نکته ی ساده به این گوشه نشینان بیچاره و نور ندیده پرداخته است. آن هایی که مدت هاست جست و خیز وسط گندمزار را از یاد برده اند. آن ها که فکر می کنند زندگی همین چیزخوری گوشه انباری و شهرفرنگی و شامورتی بازی های مگس است. حداقل یک لقمه نانی این پایین گیر می آید.

3. زنبور تنها کسی است که هنوز مزه ی شهد گل ها به یادش مانده. دست بر قضا چندان بی دست و پا هم نیست، اما مثل شاپرک خانم هزینه ی رسیدن به نور را نداده. به همین خاطر گرفتار می شود. عنکبوت گفته بود که اجازه می دهد به نور برسید اما فقط باید لیاقت تان را نشان بدهید. جماعت چرتی تا وقتی به چیزخوری ته انباری عادت کرده باشند لیاقت قرار و مدار با خورشید را پیدا نخواهند کرد.

4. وقتی بفهمیم که «این نور دروغه» قدم اول را برای رسیدن به خورشید برداشته ایم. تا وقتی پای بساط شهرفرنگی ذوق مرگ می شویم لیاقت نور را پیدا نخواهیم کرد. تا وقتی برای پاره کردن تور عنکبوت تکانی نخوریم در روی همین پاشنه می چرخد. گاهی تئاترها بیشتر از آن چه فکرش را می کنیم آینه ی زندگی ما هستند. زمین سال ها باید دور خودش تلو تلو بخورد تا نابغه ای دیگر مانند بیژن مفید قدم به این جهان بگذارد. قدر آثارش را بدانیم.

شاپرک خانم را ببینید. شاید همان موقعی که بابت دل بستن به شهرفرنگی ها خودتان را سرزنش می کنید، کنار دست تان کودکی فهمیده باشد که راه رسیدن به نور، فقط پاره کردن تار عنکبوت است.
سلاااااام آقای نصیری
حالتون چطوره؟
آقا اینجا جاتون خالیه... سوراخه اصلا

امیدوارم به قصد ماندن اومده باشید.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش صد در صد را نه تنها صد در صد ندید م بلکه نمى دانم وقتى ادم صداى بازیگر زن را نمى شنود مى توان گفت چند در صد از نمایش رادیده من نمایش صد در صد را در ردیف ١٣ دیدم روى صندلى ١٣ولى متاسفانه فقط دیدم وصدا ى اقاى شکیبا را شنیدم ولى دریغ از صداى خانم پسیانى. من براى دو نفر ١٢٠ هزار تومان پول دادم ١٤ هزار تومان پول رفت ٢٣ هزار تومان پول بر گشت براى اینکه در ردیف١٣ بشینم گرماى ان بالا را تحمل کنم همه ى اینها براى دیدن و نشنیدن صداى بازیگر زن نمایش. به اقاى کار گردان پیشنهاد مى کنم یکى از شبها در حالیکه سالن پر است روى صندلى ١٣ بنشینید ودر ردیف١٣و مشکلات نشنیدن صداى خانم پسیانى را گردن شماره ردیف ١٣وصندلى ١٣ نیندازید. شاید بگویید من کم شنوام ولى اعتراض ازبغل دستیها شروع شد حتى ردیف جلوهم مى پرسیدن شما چییزى از صداى زن شنیدید یا خیر؟ تا انجا که من ... دیدن ادامه » عا مى مى دانم بازیگر تاتر سرمایه ى اولیه اش صدایش است و صداى بازیگر تاتر شاید از اکتش مهمتر باشد. چه بسا بر همین اساس نمایشنامه خوانى داراى ارزش و اعتبار خاص خود مى باشدکه به صرفه قدرت بیان مى تواند جایگزینى براى بازى و صحنه باشد وبسیار گیرا وتاثیر گزار. حال با توجه به اینکه سالن خود یادگار یک زایشگاه استوراستاندارد سالن تاتر نیست در کنار ان صداى بازیگرهم جبران نمى کند. بد نبود اقاى کار گردان به غیر از روى صندلى صف اول گاهى از انتهاى سالن کارا کار گردانى مى کردند. به علاوه ى اینها بازیگر زنمه صدایش شنیده نمى شد پشتش را چندین بار به سالن مى مرد و دیالوگ مى گفت موسیقى هم اضافه مى شد ونور علا نور. در حایى هم از افکت بسیار گوش ازار استفاده شد که گمانم تماشاچى گوشش را بد از نمایش باید با خود ببرد. من تعجب مى کنم مسانى که به خاطر نشنیدن و به سختى شنیدن صداى بازیگر زن کلافه شده اند چرا پایان نمایش بلند مى شوند ودست مى زنند. در فرهنگ جهانى تاترتفاوتى است بیننشسته دست زدن تشویق نکردن ایستاده تشویق کردن ولى به اقاى کرگردان پیشنهاد مى کنم دل خود تان رابع تشویقهاى جماعتى که وقتى به مهمانى مى رود اگر سیر هم باشددست رد به سینه ى میزبان نمى زندو فقط رضایتمیزبان برایش مهم است گرم نکنید. اینجا انسانهاى معترض سکوت را ترجیح مى دهند متاسفانهانچه به واقع به کار یک هنرمندمى اید صراحت است. جالب اینجاست که این خانم جایزه هم گرفته شر ط یک بازیگرتاتر بودن قبلاً هم اشاره کردم یمى از مهمترینش صدا ست و قدرت بیان صداى کار کرده پرورش داده شده این خانم گاهى جیغ وفریادش اخر سالن خوب شنیده مى شد. من خصارت به مالم به اعصابم به وقتم را از چه کسى باید طلب کنم. پرداخت ٦٠ هزار تومان براى ان صندلى نادیده گرفتن حقوق من مخاطب مى باشد. همین متن را در ابتدابه صفحه ى مجازى جناب کار گردان فرستادم وایشان تاب نیاوردند وپاک کردند متاسفم کسى که هنرش را در معرض دیده شدن مى گذارد باید واکسن نقد خواندن وشیدن هم زده باشد
به نظرم وقتی علیرغم اعتراض های مکرر تماشاگرها درمورد نرسیدن صدا به صندلیهای عقب، هیچ حرکتی برای حل مشکل صورت نمیگیره و باز اون صندلیها فروش میرن و چنین بی احترامی ای به مخاطب میشه باید حین نمایش از همون صندلی ها فریاد زد ما صدا نداریم!!
یک بار این اتفاق ... دیدن ادامه » بیفته، حداقلش اینه که عوامل محترم متوجه میشن نمیتونن "بی دردسر" به این کلاهبرداری ادامه بدن!
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی محمد عاقبتی و بازی افشین هاشمی روزهای چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ خردادماه همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنامه تعطیلی سالن‌های نمایشی در شب‌های قدر | عکس
سالن‌های نمایشی سراسر کشور از سوم خرداد (هجدهم رمضان)، پس از اذان مغرب تا هشتم خرداد (بیست و سوم رمضان)، پیش از اذان مغرب تعطیل خواهند بود.
» برنامه تعطیلی سالن‌های نمایشی در شب‌های قدر
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، برنامه تعطیلی سالن‌های نمایشی سراسر کشور در ایام شب‌های مبارک قدر رمضان ۱۴۴۰ به شرح زیر است:

- سوم خرداد (هجدهم رمضان) و اولین شب قدر، از بعد از اذان مغرب

- چهارم خرداد (نوزدهم رمضان و روز ضربت خوردن حضرت علی (ع))، پنجم خرداد (بیستم رمضان و دومین شب قدر)، ششم خرداد (بیست ‌و یکم رمضان و شهادت حضرت علی(ع)) و هفتم خرداد (بیست‌ و دوم رمضان و سومین‌ شب قدر) به طور کامل

- هشتم خرداد (بیست و سوم رمضان) تا پیش از اذان مغرب

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایشنامه خوانی به کارگردانی حسن محمدیان و با بازی حسن محمدیان، سارینا میلانی، محمد پسندیده، پریناز امامی، سینا شهریاری، هیلا میری آغاز شد.
مهدی علی نژاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین تاجیک
درباره نمایش مارگاک i
نمایشهای مختلفی با بررسی روابط زن وشوهری در این چند وقت دیدم از تن شوری تا آن سوی اینه و خرده نان وحتا تاتری مثل بی تابستان که تقریبا همگی از بحران بین روابط دو انسان حرف میزدن این بحرانها در تاتری مثل خرده نان انعکاس مناسبات اجتماعیه و در تاتری مثل تن شوری جنبه وجودی بخودش میگیره اما در طلبکارها بیشتر جنبه ی فردی و روانشناسانه داره اگه به زندگی استریندبرگ توجه کنیم وبه سبک کاریش،متوجه میشیم در اوجگیری دوران مدرن مطرح شدن سبکهای جدید و عقلگرایی وشروع روانشناسی فروید و شک گرایی که تقریبن چونان طوفانی غرب رو درمینوردید زندگی کرده و.سبک کاری نویسنده هم نوعی ذهنگرایی شکاکانه س،در روابط آدمها نوعی وسواس شک حسادت و ترس به چشم میخوره در این اثر زندگی دو مرد رو که هرکدوم در دوره ای به یک زن واحد دلبسته شدن نشون میده در اینجا زن بیشتر نقش منفعل داره ... دیدن ادامه » و شخصیت پردازی قوی-ئی نداره و ما بیشتر دو مرد رو میبینیم که در دوئل با همدیگه به این نتیجه رسیدن که کاستیهای زندگیشون و عدم رسیدن به ارزوهاشون همگی در موفقیت وشادی زن وعشقشون بوده وانگار تنها نقطه ضعف زندگی همین عشق بوده برعکس نقدهایی که خوندم و زن به عنوان عامل اغواگر برای دو مرد عمل میکنه اما در نمایش اجراشده اینطور دیده نمیشه بیشتر دو مرد درحال فروپاشی ذهنی و روحی دیده میشن که از ابتدا فرو ریختن اما درطول نمایش این موضوع برای بیننده بروز پیدا میکنه.اشارات مبهمی به ارتباطهای خارج از عرف ومرگ کودک و خطاب کردن ادولف بعنوان داداشی در مرد زن هست اما دو شخصیت مرد که بیشتر شکاک هستن و سرخورده نمیتونن منبع درست اطلاعات در مورد تکلا باشن و تکلا هم تقریبن دفاع خاصی نداره و اصلن شخصیت پردازی نشده که بخاد محکم ظاهر بشه حالا مشکل از نویسنده س یا ترجمه یا اجرا که ممکنه با سانسور یاحذف و اضافه بوده باشه بنده نمیدونم چون اصل متن رو نخوندم ادولف با نقص ظاهری که داره به نوعی نماد ناتوانی درونی اون و شخصیت رو به اضمحلالشو نشون میده که میخاد زندگیشو عادی و خشبخت نشون بده اما چون مردد ودر اصل ناکام مونده نمیتونه در برابر حرفهای گوستاو مقاومت کنه و از هم میپاشه و تموم توقعاتش از یک زندگی ناکام بصورت طلبکاری از تکلا نمود پیدا میکنه پرده ی دوم ما منتظر دیدن زنی هستیم قدرتمند که ببینیم در مواجه با ادولف چی داره که بگه اما پرده ی دوم نه حرفهای ادولف نه ادا اطوارهای تکلا و نه حرفهای اون هیچکدوم باور پذیر نمیان پرده سوم اما از بازی ظاهری گوستاو که ابتدا القا میکنه که عاشق تکلاست و قراره ادولف رو بعنوان شریک عشقی با توطئه کنار بزنه تا خودش دوباره جای اونو بگیره تا فروپاشی شخصیت بظاهر محکمش و اینکه توطئه برای تکلا فراهم شده تقریبن مسیر درستی طی میکنه ودر اخر مرگ ادولف با تموم فرو پاشی باور پذیر نیست من بعنوان تماشاگر منتظر تموم شدن متن با یک فاجعه یا قتل بودم اما با مرگ احمقانه ادولف بدترین پایان بندی رو میبینیم بر عکس پایان بندی قوی در تن شوری یا خرده نان.در آخر باید بگم بنظرم این نمایش برای زوجهای امروز ایران و حتا برای زندگی و تفکر امروز جامعه ی ایران چندان مناسب و قابل هضم نیست نه مناسبات زوجها این نوع هیستری رو داره ونه تفکرات انتزاعی وسواس گون شخصیتها چیزی برای عرضه به تفکر ارائه میده.با تموم شدن نمایش حرف چندانی برای گفتن نمیمونه جز بازیهای خوب ادولف در دو پرده ی اول و بازی خوب گوستاو در پرده ی اخر وبازی قابل قبول تکلا هرچند که اگه نقش زن قویتر بود این بازیگر از عهده ش حتمن برمیومد.اجزای مینیمال صحنه کمک خوبی به فضا میکرد بخصوص میز شطرنج در پرده ی اول و نور قرمز در اوج درگیری گوستاو وادلف و تکلا و ادولف. در پایان از همه ی عوامل این کار بخصوص بازیهای خوب گروه سپاسگزارم و استقبال کم از این کارخوب کمی جای تأمل داره بخصوص اینکه قیمت بلیط بسیار پایینه و حتا میشه گفت مجانیه. این کار در این سطح و با این زحمت و عوامل باید حتا از جیب عوامل هم چیزی خرج شده باشه تا به صحنه بیاد بدون هیچ سود مادی وجز عشق نمیتونه این موضوعو توجیه کنه ما هم بیاییم قدر کاری که با عشق انجام میشه بیشتر بدونیم و برای خودمون بعنوان سرمایه های یک اثر هنری ارزش بیشتری قایل باشیم.منکه حتمن یکی دوبار دیگه بدیدن این تاتر میرم مطمئنم هربار جنبه های جدیدی برای کشف برای بنده خاهد داشت شما رو هم بدیدن اثر دعوت میکنم
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
اسپویل مارگاک
درود
به نظرم بزرگ ترین اشکال کار در پرداخت متنه چون بعلت سانسور یا هرچیز دیگه ای بینده فقط تو دیالوگ های سخت و سنگین پاسکاری میشه و دست آخر اصلن متوجه نمیشه چرا ادولف باید تو اون وضع درحال مرگ وارد صحنه بشه ، آیا خودکشی کرده یا چه ؟
۲ ساعت پیش
حرف شما درسته بنده بیشتر دوسدارم به تماشای اجراهایی بانویسندگان خارجی بنشینم چون این اثار ازبطن یک فرهنگ غنی نوشتاری وفلسفی بیرون اومده و معمولن قدرت اقناع کنندگی وتاثیرگذاری بیشتری داره البته به بحثش نمیپردازم که خیلی طولانی ومفصله اما بزرگترین ... دیدن ادامه » ایراد این متون سانسورهای بیرحمانه یا ترجمه های نادقیق و یا اجراهای بعضن نادرست از این اثاره که داره بهشون ضربه میزنه بخصوص سانسوووووووور که قاتل این متون باارزش شده.اثاری که بعضن تحت عنوان برداشت آزاد به نابودی کامل کشیده میشه.من نمیدونم این برداشت آزاد چه معنیی داره که گریبان اکثر متون بزرگ و کوچیک جهانی رو در این مملکت گرفته و در اصل این برداشتهای ازاد کاری جز لت وپار کردن اثر اولیه کار-ویژه ی دیگه ای ندارن
۲ ساعت پیش
بله ، موافقم کاملن ، متن های خارجی یه اطمینانی بابت خوب و ساختار منطقی شون به آدم میده ولی در نهایت اگه از قیچی جرح و تعدیل جان سالم به در ببره ..
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#خون_به_پا_میشود در کشوری که دولت مردانش برای منصب می جنگند. برای ارضای نیازهای فردی خود، نه برای هیچ قشر دیگری از جامعه.

#خون_به_پا_میشود در جامعه ای که پادشاهش دغدغه و هوس حکومت دارد و آن رفتار را به ارکانِ خود تزریق میکند.


تیتیوس:تاریخ ثبت کرده دیکتاتوری نمیتونه عمرکنه...!

و اینک نمایش #خون_به_پا_میشود به کارگردانی #مسعود_طیبی با یک حقیقت اجتماعی دیگر به روی صحنه آمده، نمایشی که با سانسورهای متعدد بازیگرانش برای هدفی که داشتند جنگیدند و با خون دل این نمایش را به اجرا گذاشتند.
تا بازتاب رفتارهای کشور رم را در این نمایش ببینیم.

ببینیم که اگر یک جامعه دچار تزلزل میشود از پی ریزی خودِ حکومت است یا خود مردم هم از همراهی آنان لذت میبرند.

ببینیم آیا مردم لذت زندگی را در عشق میبینند یا در تصاحب زندگانیِ دیگران.

و سیر داستانی که بازیگرانش آن ... دیدن ادامه » را به ظرافت های خاص خودشان طراحی کرده و همینطور عوامل صحنه نور،گریم و ...در مفصل بندی این نمایش دقت کرده بودند...خسته نباشید به استاد مسعود طیبی و گروهش.
#تئاتر_ببینیم #مسعود_طیبی #خون_به_پا_میشود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
butterflies are graceful, varied and enchanting. Butterflies lead you to the sunny side of life. And everyone deserves a little sunshine

جزو نمایشهایی بود که دیدنشو فراموش نمیکنم. منو تحت تاثیر قرار داد. خواستم چند نکته از احساسم بنویسم.
اول در مورد بازیگران نمایش. بازیها در بعضی جاها به قدری خوب بود که تصور اینو که داریم نمایش می بینیم نمیشد کرد. اگرچه بعضی جاها سکوت ها زیاد میشد. اما به ویژه در صحنه دوم جاهایی بود که میشد باهاشون اشک ریخت.
دوم درباره کارگردانی. در کل کار پیچیده ای بود. یک جاهایی میشد کوتاه تر باشه. اما در آوردن این متن کار سختی بود به نظرم. با اینکه مشکل نوری سالن اذیت کرد. اما اجرا اونقدر منظم بود که میشد به نور بی توجه باشی. مشخصه که تسلط در بازیها وجود داشت. ولی پیشنهاد من به کارگردان این نمایش اجرا در سالن بزرگتریه. خیلی از میزانسنها حیف شدند.
سوم درباره متن. متن خیلی خیلی پیچیده ای بود. ... دیدن ادامه » خیلی خوب ماجراهای چند نفر رو با هم پیش برد و در این پیچیدگی تونست تمام قصه ها رو درست هدایت کنه. شوخی های خیلی ظریفی داشت که باعث میشد تماشاگر با غم ماجرا اذیت نشه. دیالوگ ها خیلی خوب بود. و از همه مهمتر آخر نمایش بود که منو هیجان زده کرد. یه کم منو یاد فیلم میرکریمی انداخت. یه حبه قند. که یک بخش شاد بود و یک بخش غمگین. ولی به قدری موقعیت رو پیچیده کرد که یک جاهایی باید واقعا تمرکز میکردی که ماجرا از دستت در نیاد.
چهارم طراحی صحنه و نور. این نکته منفی من درباره این نمایش بود. چون به نظرم میتونست جذاب تر باشه. نور هم که متاسفانه دچار اشکالات زیادی بود.
در نهایت باید خسته نباشید گفت به این گروه. این جزو بهترین کارهایی نبوده که من در زندگی دیدم. اما قطعا جزو معدود کارهااییه که مدت ها بهش فکر میکنم و یادم نمیره.
سلام وقت شما بخیر سوالم شاید کمی بی ربط به متن تون باشه اما میخواستم بپرسم از اونجایی که سالن هامون به تازگی شروع بکار کرده آیا جای پارک خودرو در اون محدوده پیدا میشه یا خیر؟؟ با تشکر
۲ ساعت پیش
آقای جعفریان من چون خودم ساکن اون مناطق هستم بعد از ساعت 9 جا همیشه هست. به خصوص تو محدوده فلسطین جنوبی.
۵۵ دقیقه پیش
مگه هامون همون باران سابق نیست؟ بیخیال جناب جباری 10 دقیقه هم پیاده روی ش نمیشه :))) من همیشه همون حدودای بزرگمهر پارک میکنم شبنم خانم ریسک نکردم برم پایین تر، دو قدم پیاده س دیگه می‌ارزه به بازی مخوف جای پارک :)))
۱۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر منصوب شد. | عکس
» دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر منصوب شد.
... دیدن متن »

محمدرضا ژیان (بنیانگذار جشنواره تئاتر ثمر) طی حکمی دکتر رضا دادویی را به عنوان دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر منصوب کرد.
به نقل از روابط عمومی جشنواره تئاتر ثمر در متن این حکم آمده است:
بسمه تعالی 
جناب آقای دکتر رضا دادویی
با سلام و احترام
با عنایت به تحصیلات، سوابق و تجارب ارزنده جنابعالی در امور فرهنگی و هنری به ویژه هنر تئاتر، به موجب این حکم به عنوان دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر منصوب می گردید.
امید است با توکل به خداوند متعال و بهره گیری از ظرفیت های موجود در ستاد برگزاری جشنواره در انجام امور محوله پیروز و سربلند باشید.
محمدرضا ژیان 
موسس جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر  
گفتنی‌‌ست فراخوان نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر ثمر طی چند روز آینده و با هماهنگی اداره کل امور هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می گردد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتوسا زرین پور
درباره نمایش بختک i
مامان من خیلی تنها بودم خیلی از شبا زیر پتو گریه می‌کردم انقدر اینکارو تکرار کردم تاشدم دونفر
فرزاد جعفریان این را خواند
زهره مقدم و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب شاهد این نمایش قشنگ بودم ..بازیها عااالی واقعا خسته نباشید میگم به بانوی هنرمند بهاره رهنمای عزیز... همچنین آقای دیرباز . واقعا لذت بردم
زهره مقدم و حمیدرضا مرادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و باز دوباره اجرای تئاتر و چالشی جذاب. درست است که این نمایش چند ماه پیش و در سال 97 در سالن استاد انتظامی اجرا و مورد استقبال نیز قرار گرفت اما حضور دوباره در قالب کاراکتری متفاوت برای من به عنوان بازیگر چالشی جدید خواهد بود.

امیدواریم شما مخاطبین گرامی هم با وجود همه مشکلات اقتصادی موجود ما را در این چالش جدید همراهی کنید.
منتظر دیدار تک تک شما عزیزان هستیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش رو بگم من با دیدن اسم "محمد علیمحمدی" تصمیم به دیدن این کار گرفتم و بعد متوجه شدم نمایشنامه کار هم جایزه گرفته:)
این سبک روایت داستان رو قبلا در فیلمنامه چند فیلم دیده بودم و چیز جدیدی نبود، با این حال نوشتنش و اجراش واقعا کار آسونی نیست به نظرم، فقط می تونست شاید زمانش کمتر باشه!
بازیهای اکثر بازیگران رو دوست داشتم و همینطور کارگردانی کار رو به طوری که حتی مشکل ایجاد شده در نور هم نتونست خللی در لذت بردنم از کار ایجاد کنه!, به خصوص با برخورد حرفه ای و درست آقای حجازی فر در ابتدا و انتهای نمایش.

احمد رضا احمدی مروارید درخشان ادبیات نمایشی و موج نو شعر معاصر؛
زاد روزتان مبارک ها و همواره سایه اتان بر سر ما...

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
خبر
درباره نمایش هملت، شاهزاده اندوه i
افشین هاشمی «هملت، شاهزاده اندوه» را روایت می‌کند | عکس
با کارگردانی محمد عاقبتی؛
» افشین هاشمی «هملت، شاهزاده اندوه» را روایت می‌کند
... دیدن متن »

محمد عاقبتی قصد دارد نمایش «هملت، شاهزاده اندوه» با بازی افشین هاشمی را که پیش از این اجراهای موفقی در داخل و خارج کشور داشته است، از ٨ خرداد (تنها به مدت هفت شب) در تماشاخانه سپند روی صحنه ببرد.
نمایش «هملت، شاهزاده اندوه» نوشته محمد چرمشیر باز خوانی "هملت"  شکسپیر است، که با کارگردانی محمد عاقبتی و بازی افشین هاشمی پیش از این در داخل و خارج از کشور به صحنه رفته و مورد استقبال علاقه‌مندان به تئاتر قرار گرفته است.
این اثر که به تازگی تور جدید اجراهای خود در آمریکا را به پایان رسانده، قرار است از ٨ تا ١٣ خرداد، ساعت ٢١ در سالن شماره ٢ تماشاخانه سپند روی صحنه برود.
اجرای یک هفته‌ای «هملت، شاهزاده اندوه» پایانی بر اجراهای این اثر نمایش، که اولین بار ده سال پیش در فستیوال مونولیو روی صحنه رفت، خواهد بود.
فروش بلیت این اثر نمایشی توسط سامانه تیوال انجام می‌شود.

فاطمه طاهری این را خواند
م ح خ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش چیزهای سرد i
اجرا کمی برام گنگ بود. ایده اصلی (ایجاد ملالت اجباری به جهت انتقال حس یک بیمار خونه نشین در حال تحمل اطرافیان بدون امکان حرکت) با وجود تکراری بودن و اینکه خیلی زود برام لو رفت باز هم جالب بود. تک گویی های کاراکترها مخصوصا خواهری که با اشاره به آوا شریفی تخیل تماشاگر رو به کار می‌گرفت جالب و خوب بود و رها شد. شکسته شدن دیوار چهارم از اوایل نمایش جذاب بود اما اون هم رها شد. ایده های زیادی در کار بود که کار رو چند پاره می کرد و رها می شد و بهتر بود یکیش تا به آخر ادامه پیدا می‌کرد. به مواردی بر می خوردم که نمی دونستم ایراد شب های اوله یا جزوی از نمایش، با توجه به نبود بروشور حدس میزنم اجرا هنوز جا نیفتاده.
بازی ها اما خیلی خوب بود. خیلییی خوب. طراحی ها هم همینطور.
خلاصه نمایش: خانواده‌ای در حال برگزاری مراسم مرگ مادرشان هستند، در صحنه اول که در حال برگزاری ... دیدن ادامه » مراسم مادر هستید جای خرما میون اون سبزیجات خالیه.
نکته:
جایی در نمایش گفته می شه با ورود مهمانان موسیقی ملایمی پخش خواهد شد و .... (جایی برای نوحه خوانان نیست!) کاش این رسم آزار دهنده از بین بره زودتر.

خسته نباشید و با آرزوی موفقیت.
سلا م خسته نباشید با توجه به اینکه ساعت اجرا 20:30 هست و با ماه رمضان و افطار هم زمان شده با اراداتی که به اقای رفیعی و کارهاشون دارم میخو.اهم اینکار را حتما ببینم و متاسفانه هم دوره اجرا کم بود و هم ساعت اجرا خوب نبود لطفا اگه میشه تمدید کنید .
حمیدرضا مرادی و رضا غیوری این را خواندند
زهره الف و زهره مقدم این را دوست دارند
دقیقا.
کاش تو یک سالن دیگه اجرا رو ادامه بدند.
۶ ساعت پیش
سلام خانم کارگر عزیز. فکر میکنم شما بنده رو با استاد علی رفیعی اشتباه گرفتید من کجا و ایشان کجا برای علی رفیعی بودن باید عروسی خون به صحنه برد..... بنده بعد از حدود بیست سال دوری از صحنه نمایش سال پیش دوباره روی صحنه رفتم و قطعا ادامه خواهم داد. به طور حتم ... دیدن ادامه » ما قابل قیاس با دکتر رفیعی و گروهشان نیستیم اما فکرمیکنم اگر به دیدن نمایش ما بیاین پشیمون نخواهید شد.
در مورد ساعت ما دو گزینه داشتیم 19.30 که اجرای اول رفتیم و بسیار سخت بود برای برخی از بازیگران که یک اجرای سنگین رو قبل از افطار برن. و البته شلوغی زیاد خیابونها در اون ساعت. و گزینه بعدی 20.30 بود که از هر جهت بهتر بود چند دقیقه ای بعد از افطار هست و میشه به افطار سرپایی داشت هم شما و هم ما.
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای روز جمعه ۳ خردادماه این نمایش در سانس ویژه ۱۹ خواهد بود.
رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای بازیگران پرتوان و حرکات فرم و بیان آن‌ها را دوست داشتم، خسته نباشید می‌گم به همگی. با روند داستان و ماجرا نتوستم ارتباط بگیرم که شاید به قول جناب دولتشاهی به این خاطر بود که در سلیقه من نبود. تاخیر نیم ساعته در شروع نمایش اذیت‌کننده بود. موفق باشید. نمره من 4 از 5.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
reza heidari
درباره نمایش اکلیل i
کلن علاقه خاص به آقای کوشکی و کاراشون دارم علیرغم اینکه با خشونت زیاد مخالف نیستم ولی اکلیل کار خوبی بود.
هرچند نمیدونم چه رابطه ای بین کارهای آقای کوشکی هست، هدیده جشن سالگرد و اکلیل که از یک جنس بود که رابطه و مشکلات زن و شوهر بود و همچنین حال و هوای شیطونی ، تاتر بدوکارهای بعدی که فضای کار یه جورای شبیه بودن . فضای کارای که انجام میدن با کارهای بعدی به نظر من یه ارتباطی داره و یا شایدم تصادفی ....
بعضی آدمها واسه یه چیزای ساخته شدند که آقای کوشکی مخصوص تاتره و دوست دارم کار دیگرشون که وقتی کبوترها ناپدید شدند رو ببینم به هر حال خسته نباشی به تمامیه عوامل اکلیل .