تیوال تئاتر
T1 : 23:15:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

اون زمان گل های افتاب گردون همه جا بودند و تو امید داشتی که یک روز دستت بهشون میرسد
اینجا چرا کسی شاد نیست، کسی نمیرقصد، کسی اواز نمیخواند چرا روی تن هیچ کس سر نیست
مارا انقلاب و پایش را روی سر پابرهنه و گرسنگان گذاشته است و میخواهد از حق آنها دفاع کند ، او خود را دو پول مردم غرق کرده است
این موش ها ( کشیش ها) مردم به رنج و سختی و گرسنگی دعوت میکنند تا به وعده بهشت برسند و خود جیب هایشان را با سکه و طلا پر کردند
برای چه انقلاب کردی؟؟؟؟؟؟؟ اکنون همه مرده اند و همه جا تاریک است و هیچ امیدی نیست
انسان زاده شدن تجسد وظیفه است
مرگ یک نفر باعث زنده موندن هزاران نفر میشود
وقتی سایه مرگ همه جا هست ناامیدی مثل خوابی است که هرگز بیدار نخواهد شد
چرا مرگ و اعدام تماشاچی داره؟؟؟ این چه شهریست
ما گناهکار نیستیم ما طلبکاریک از گذشته و آینده از چیزهایی که مارو ... دیدن ادامه » تحقیر کرند
اینجا باران هم نمیتواند خون و مرگ و زخم و بوی کثافت رو بشوره
تکرار تکرار تکرار درد ، درد بیشتر و عمیق تر میکنه
حسام مختاری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی در شهر مردگان و بازی مردگان به کارگردانی فیلسوف مجنون و تهیه کنندگی دیکتاتوری که فقط به دنبال لذت هست ( چه نمایش آشنایی)
مردگانی که دیروز پابرهنه و گرسنگانی بودند که به امید تغییر وضع و آینده بهتر انقلاب کردند اما پس از انقلاب جز جسدی از آنها چیزی باقی نمانده است
حسرت گذشته خوب، یاس اکنون و ناامیدی و تاریکی آینده ثمرات کشتن شاه و انقلاب شده است
تلاش برای رسیدن به قله افتخار و سربلندی و آبادی میهن و کشور که هرباز با سقوط همراه است
فرم های خوب و حرکات بدن بسیار جذاب
بازی مردگان بسیار عالی و جذاب و دوست داشتتی ( مخصوصا ٣ نفری که بدون دیالوگ درخشان بودندآقایی که با موهاش بازی میکرد و کسی که پشت مارا همه جا رو تمییز میکرد و خانمی با موهای مشکی که میترسید )
بازی های خوب و جذاب ( مخصوصا مارا، شارلوت، ساد و امین طباطبایی عزیز)
موسیقی و طراحی های ... دیدن ادامه » خوب
خسته نباشید به همه اعضای گروه و کارگردان کار که مشخصا تمرینات سخت و طاقت فرسای زیادی رو پشت سر گذاشتند که نمایش زیبا و جذابی به روی صحنه بیافرینند
به شخصه نمایش بیرون پشت در این گروه بیشتر دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بیداری مردن، بهتره از خواب ، زنده موندن
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار بسیار بسیار خوبی بود. ( البته غیر از صدای شاتر دوربین خبرنگارها !!)
پیشنهاد می‌کنم حتماً کار رو ببینید. من یک سری اطلاعات هم در مورد کار جمع کردم که در پست قبلی تقدیم کردم.
اما یکی از قسمت‌های تأثیرگذار کار، نقش «جانی» بود. بازیگر کار آقای محمدرضا هاشمی بسیار خوب از عهده اجرای نقش برآمده بودند. مهم‌ترین ویژگی این شخصیت، انفعال شدید در مقابل پدرش بود. چنان مرعوب پدر بود که حتی جرئت نمی‌کرد در دلش از او متنفر باشد. طوری ذوب در شخصیت پدرش بود که با اینکه خود معلولیتی نداشت اما احساس می‌کرد به شدت به عصای پدرِ معلولش نیاز دارد.
نمی‌دانم چرا یاد یک تکه از رمان «کلیدر» محمود دولت‌آبادی افتادم. نام این بخش را خودم گذاشته‌ام : ستایش دژخیم. دردی که احساس می‌کنم بسیاری از ما ایرانیانِ امروز دچارش هستیم.

محمود دولت‌آبادی - کلیدر - جلد سوم :

ستایش دژخیم
ستایش قدرت از سوی نادارانِ نا توان، ریشه در باور به ضعف ابدی خویش دارد.
هنگام که برابری با قدرت در توان نباشد، امید برابری با آن هم نباشد،
در فرومایگان سازشی درونی رخ می‌نماید و این سازش راهی به ستایش می‌یابد.
میدان اگر بیابد به عشق می‌انجامد.
بسا که پاره‌ای از فرومایگان مردم، در گذر از نقطهً ترس و سپس سازش،
به حد ستایش دژخیم خود رسیده‌اند و تمام عشق‌های گم کردهً خویش را در او
جستجو کرده و ـ به پندار ـ یافته‌اند!
این ... دیدن ادامه » هیچ نیست، مگر پناه گرفتن در سایهً ترس، از ترس.
گونه‌ای گریز از دلهرهً مدام.
تاب بیم را نیاوردن.
فرار از احتمال رویارویی با قدرتی که خود را شکستهً محتوم آن می دانی
و در جاذبهً آن چنان دچار آمده‌ای که می‌پنداری هیچ راهی به‌جز جذب شدن در آن نداری.
پناه!
چه خوی و خصال شایسته‌ای که بدو نسبت نمی‌دهی؟!
او ـ قدرت چیره ـ برایت بهترین می‌شود. زیباترین و پسندیده‌ترین.
آخر جواب خودت را هم باید بدهی...
پس به سرچشمه دست می‌بری.
به قدرت جامهً زیبا می‌پوشانی.
با خیالت زیب و زینتش می‌دهی تا پرستش و ستایش به دلت بنشیند.
دروغی دلپسند برای خود می‌سازی:
«شمل مردم‌دار و جوانمرد است!»
Amin و امیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعات تکمیلی در مورد این کار که شاید به کارتان بیاید:
اول:
آثول فوگارد سفیدپوستی است که سیاه‌پوستان را درک می‌کند و سخنگوی زبر دستی برای سیاهان به ویژه آفریقایی تباران است. زبان مادری او انگلیسی است و خود را یک آفریقایی می‌داند که به زبان انگلیسی می‌نویسد.
فوگارد در ۱۱ ژوئن سال ۱۹۳۲ در دهکده‌ای در جمهوری فدرال آفریقای جنوبی از پدری ایرلندی و مادری آفریقایی به دنیا آمد. او در پروت الیزابت به مدرسه رفت و دوره دبیرستان را نیز در همین شهر به اتمام رساند. در دانشگاه شهر کیپ‌تاون فلسفه و جامعه‌شناسی خواند. در سال 54 به مدت دو سال به‌عنوان دریانورد به خاور دور رفت. چند سفر کوتاه به اروپا و آمریکا رفت و مدتی در حرفه روزنامه‌نگاری فعالیت کرد. پس از بازگشت از این سفرها در سال 56 تصمیم گرفت فعالانه به کار تئاتر بپردازد. نخستین کارهایش اجازه نشر در آفریقای جنوبی نیافت. در سال 58 به ژوهانسبورگ رفت و منشی دادگاه فاردبورگ شد؛ اما آن شغل برایش بسیار رنج‌آور بود. او در مورد این دوران می‌گوید:
«من شبیه کارخانه محکوم‌سازی شده بودم، تقریباً هر سه دقیقه یک آفریقایی را به زندان می‌فرستادم. یکی از زشت‌ترین کارهایی بود که در زندگی‌ام کرده‌ام. فکر می‌کنم بدبینی شدید من نیز از همین کار ناشی شده است.» او دادگاه را رها کرد و در تئاتر ملی ژوهانسبورگ به کار پرداخت و هم‌زمان نیز نمایشنامه می‌نوشت.
آثول فوگارد در یک مصاحبه می‌گوید از سن 12 سالگی می‌دانسته نویسنده خواهد شد. او با نگارش ۲۵ نمایشنامه مدام درصدد بود که با تبعیض نژادی مبارزه کند و با بیان فساد اخلاقی و بی‌عدالتی موجود در حاکمیت آفریقای جنوبی نسبت به آگاهی اجتماعی متعهدانه عمل کند. بیش‌تر کارهای فوگارد انعکاس واقعیت‌های زندگی روزمره است و مانند «تنسی ویلیامز» به خلق شخصیت‌هایی پرداخته که در عین قدرت، دارای ضعف‌ها و معضلات پنهانی هستند. آثول فوگارد بیش از نیم‌قرن در تئاتر کار کرده و از نخستین نمایشنامه نویسان سفیدپوست است که با بازیگران سیاه‌پوست همکاری کرد. مضامین کارهای او ناکامی‌ها و پیچیدگی‌های زندگی در آفریقای جنوبی را در برمی گیرد و تأکید فراوانی بر تأثیرات روانی نظام آپارتاید بر مردم عادی دارد.
بسیاری از آثارش همچون «گره خونی» (پیوند خونی) ۱۹۶۱ که مورد استقبال فراوان قرار گرفت، توسط حکومت وقت ممنوع اعلام شد ولی او را به شهرت جهانی رساند. فوگارد به‌ویژه در کشور خودش به مخالفی سیاسی تبدیل شده بود. او می‌گوید: «در سال‌های جوانی فکر می‌کردم ساختن بمب بهتر و عملی‌تر از نوشتن نمایشنامه است. موقعیت آفریقای جنوبی بسیار تأسف‌بار و ناامیدکننده بود و هیچ نقطه روشنی در افق مقابل وجود نداشت، ولی خوشبختانه من در چنبره آن نومیدی گرفتار نشدم و به نهضت خود که مهم‌تر از ساختن بمب بود ادامه دادم.» دختر و پسر فوگارد در امریکا اقامت دارند و فوگارد می‌خواهد چند سالی از عمرش را در ایالات‌متحده بگذراند ولی رشته‌های خود را با آفریقای جنوبی پاره نکرده و هنوز هم بخشی از وقت خود را آنجا می‌گذراند. با وجود در دسترس بودن هالیوود و اینکه فیلم تحسین‌شده Tsotsi را بر مبنای یکی از داستان‌های فوگارد ساخته‌اند، او طرفدار سینما نیست: «فیلم و تلویزیون با به انحطاط کشیدن نویسندگی و شیوه‌های بازیگری لطمه زیادی به تئاتر زده‌اند، طوری که بسیاری از نمایشنامه‌ها حالا در واقع کمدی موقعیت هستند و گفت‌وگوهای آن‌ها فقط مزه‌پرانی است.»

دوم:
برای آشنایی بیشتر با فوگارد این مقالات را بخوانید:
معرفی آثول فوگارد – مجله سینما تئاتر – اردیبهشت 76.
اینجا: http://l1l.ir/4jaf

معرفی آثول فوگارد - مجله چیستا - آذر 75.
اینجا: http://l1l.ir/4jad

نگاهی ... دیدن ادامه » به آثول فوگارد و اندیشه هایش - کتاب صحنه- مهر 80.
اینجا: http://l1l.ir/4jai

هر دوزخی در نوع خودش منحصر به فرد است - نوشته‌ای از آثول فوگارد.
اینجا: http://l1l.ir/4jah

گفت‌وگو با آثول فوگارد. نامه فرهنگ – زمستان 70.
اینجا: http://l1l.ir/4jaa

سوم:
فهرست کامل آثار فوگارد که به فارسی ترجمه شده است را اینجا ببینید.
اینجا: https://goo.gl/kHY38Y

چهارم:
برخی نمایشنامه‌های فوگارد را می‌توانید از اینجا بخرید: https://goo.gl/BuPxhz

پنجم:
فوگارد در سال 1956 نمایشنامه «سلام و خداحافظ» را نگاشت. اثری زیبا که در آن چهره ستمدیده انسان آفریقای جنوبی را بسیار هنرمندانه ترسیم کرده بود.
نمایشنامه «سلام و خداحافظ» در یک خانه کوچک سازمانی راه‌‌آهن در شهر «پورت الیزابت» می‌گذرد. داستان در مورد بازگشت زنی بعد از سال‌های دراز از «ژوهانسبورگ» به خانه پدری و دیدار او با برادرش است. این دو، شخصیت‌های بسیار متفاوتی دارند. برادر پایبند خانواده و نگهدار پدر علیل و خواهر سرکش و بیزار از زندگی تلخ و پوچ خانواده و تسلیم خود به هر چه پیش آید.
این نمایش‌نامه اولین بار سال 1355 توسط محمود کیانوش ترجمه و در نشر اندیشه منتشر شد. بعد از آن نشر قطره در سال‌های 88، 92 و 93 آن را تجدید چاپ کرد. تا آنجایی که من گشتم نسخه‌ای از این کتاب در بازار موجود نیست اما نسخه الکترونیک چاپ اول (سال 55) در اینترنت موجود است.

ششم:
فیلمی هم با همین نام بر اساس نمایشنامه فوگارد در سال 1978 ساخته شده است.
بخش‌هایی از این فیلم را اینجا ببینید: http://l1l.ir/4jau

Amin و امیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من گله دارم از موضوعی
تا کی قراره در سالن های نمایش ما بی نظمی و نبود قانون دیده بشه؟ روز جمعه بیست و هفت بهمن ما به تماشای این نمایش اومدیم، در حالی که از تیوال بلیت تهیه کردیم و بنده محل صندلی رو خودم شخصا انتخاب کردم اما ما روی شماره صندلی خریداری شده مون ننشستیم! پدر من با وجود ناراحتی کمر مجبور شد روی درز بین دو نیمکت بشینه و من هم برای اینکه خانواده م کمتر اذیت بشن تمام مدت لبه ی نیمکت نشستم و تکیه ندادم و اساسا جایی که نشستیم فاصله داشت با جایی که انتخاب کرده بودیم! فضای نمایش بقدری بزرگ نبود که در تماشای اجرا مشکلی پیش بیاد اما حرف من این هست که وقتی چیزی به اسم شماره صندلی وجود نداره برای چی بلیتها با شماره ی صندلی فروخته میشن؟ که اساتید سینما و تلویزیون و مهمانان نمایش رو جایگزین کنن در محل بلیتهای فروخته شده؟ ما هم از علاقمندان این اساتید ... دیدن ادامه » هستیم و براشون احترام هم قایلیم اما آیا دلیل میشه وقتی این اساتید مهمان برگزارکننده ها هستن، عوامل برگزاری همچین بی نظمی ای رو رقم بزنن؟
من شنیده بودم هنوزم هست اما خودم سالها بود همچین چیزی ندیده بودم، واقعا کی قراره این سیستم بی نظم و نادرست قدیمی برچیده بشه و تماشاچی روی شماره ی صندلی بلیت خودش بشینه؟ و وقتی وارد سالن میشه از پر شدن صندلیش حالا چه توسط مردم عادی و چه توسط مهمانهای نمایش شوکه نشه؟ کی نظم داشتن و احترام به حقوق همدیگه رو قراره یاد بگیریم؟
امیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام، دوستانی که کار رو دیدن به نظرتون مناسبه که چند نفر تازه تئاتر بین رو همراهم بیارم و علاقشون بیشتر بشه به تئاتر؟
خرید بلیت این نمایش، به طراحی و کارگردانی: محمدجواد سجادی، بازی: فاطمه کاظمی، عرفان آیتی، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دنیایی که همه ادعای هنر و علاقه به هنر رو دارند و شاکی از اتفاقات جامعه هستند بسیار جالب است از محیطی که به نام فعالیت فرهنگی کار میکند، عملی کاملا غیر فرهنگی سر میزند و بلیت این نمایش که در گیشه بصورت نیم بها به فروش میرسد ما باید از این سایت غیر فرهنگی مبلغ بلیط کامل را پرداخت کنیم. متاسفم برای گروه فرهنگی بی فرهنگ کشورم و نتیجه ی این عمل حضور 3تماشاچی در سالن میشود.
از این پس قول میدهم به هیچ وجه از این سایت بلیط نخرم و به دوستانم هم این پیشنهاد را خواهم کرد.
درود بر شما
تیوال دخالتی در بهای بلیت اعلام شده ندارد.
این مسئله حتما پیگیری و نتیجه آن اعلام خواهد شد.
با سپاس
۵ ساعت پیش
به نظرم این مشکل گروه هست نه سایت.
من هم برای تماشای کاری در تالار مولوی حضوری بلیط گرفتم که با ارائه کارت دانشجویی تخفیف قابل ملاحظه ای داشت درحالیکه هیچگونه اطلاع رسانی در این خصوص در سایت وجود نداشت و قطعا این مسئولیت به عهده گروه هست
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی و کارگردانی: سپیده (راحیل) فلاح فر و بازی: روناک صیادی، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه محترم همیاری لطفاً نسبت به ایجاد صفحه‌ی نمایش «هملت و دن‌کیشوت» اقدام بفرمائید،سپاس‌گزارم:
https://goo.gl/5nvNpM
۶ ساعت پیش
محمد عسگری، نیلوفر، پرند محمدی و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کارگاه از فکر تا اجرا
مدرس دوره: احمد سلگی
نویسنده، کارگردان و بازیگر
فارغ التحصیل تئاتر از پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران
خالق نمایش‌های «هویت پروانه های مرده»، «بال پنجم»
توجه: این کارگاه به صورت محدود و بعد از آزمون اولیه برگزار می‌شود و هنرجویان پذیرفته شده، به عنوان بازیگر و عوامل اجرایی، در نمایش حضور خواهند داشت.
کارگاه در پایان در غالب پروژه‌ای غیرقابل پیش‌بینی به ارائه خواهد رسید.
عاطفه گندم آبادی و *مریم* این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش خدانگهدار آقا
برداشتی بیرحمانه از نمایشنامه “وقتی ما مردگان برمیخیزیم”، اثر هنریک ایبسن با بازنویسی مهسا نعمتی
» نمایش «خدا نگهدار آقا» از جمعه، چهارم اسفند در تماشاخانه استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران به روی صحنه می رود.
... دیدن متن »

 به گزارش بانی فیلم، نمایش «خدا نگهدار آقا» نوشته هنریک ایبسن با بازنویسی و کارگردانی مهسا نعمتی از روز جمعه، ۴اسفند ماه، در تماشاخانه استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران به صحنه می رود.
در خلاصه این نمایش ۶۵ دقیقه ای که هر شب ساعت ۲۰:۳۰ میزبان مخاطبان و هنرمندان می شود، بازیگرانی همچون رضا شیخ انصاری، ساناز طاری، محمدرضا آبانگاه و آوا گنجی ایفای نقش می کنند آمده است:
استاد روبک که یک هنرمند معروف مجسمه سازی است، دیگر توانایی خلق آثار هنری شاخص مثل قبل را ندارد و تمام ایده هایش به بن بست رسیده است. همچنین در زندگی شخصی اش هم با همسرش دچار مشکل شده است. اما در یک روز با برگشتن یک دوست قدیمی همه چیز دگرگون می شود و او که برای ادامه مسیر هنری اش حاضر به همه کار است، بر سر دوراهی سختی قرار میگیرد…

از دیگر عوامل نمایش نیز می توان به “مشاور کارگردان: سروش میلانی زاده”، “دستیار کارگردان و برنامه ریز: دنا فیروزیا و سیامک اتفاقیان”، “آهنگساز: آیدین شفایی”، “طراح پوستر: مهدی فاتحی”، “طراح صحنه:پوریا اخوان”، “عکاس:نیلوفر رضایی”، “مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه ای: امیر پارسائیان مهر”، “تبلیغات: گروه تئاتر مارکت” اشاره کرد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد اجرای امروز یکشنبه ۲۹ بهمن ماه این نمایش لغو شده است. اطلاع رسانی بازگشت هزینه یا جابجایی بلیت ها به زودی به خریداران محترم اعلام خواهد شد.
نیلوفر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره کارگاه از فکر تا اجرا
» کارگاه "از فکر تا اجرا" در تئاتر باران برگزار می‌شود
... دیدن متن »

کمپانی تئاتر باران در ادامه پروژه‌های آموزشی منتهی به اجرای خود و در جهت تلاش برای تحقق تئاتری خلاقه مبتنی بر انگاره‌ها و نگره‌های پیشرو، هیجان‌انگیز و متمایز از گفتمان‌های مسلط نمایشی کشور؛ برنامه‌ای جهت کارگاه‌های تئاتر معطوف به اجرا را در سال ۹۷ برگزار می‌کند.
بر همین اساس کارگاه "از فکر تا اجرا" عنوان نخستین کارگاهی است که با همین رویکرد و با  کارگردانی احمد سلگی کارگردان نمایش "هویت پروانه های مرده" در اردی‌بهشت‌ماه ۹۷ برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی؛ در این کارگاه، که به صورت مشارکتی مسیر رسیدن به یک اجرا از میان دغدغه‌ها و مسئله‌های ابتدایی تا انتخاب فرم نهایی و کیفیت پایانی محصول، بررسی می‌شود و گروه در کنار یک‌دیگر خلق گروهی را تجربه می‌کنند.
گفتنی است؛ این کارگاه به صورت محدود و بعد از آزمون اولیه برگزار می‌شود و هنرجویان پذیرفته شده، به عنوان بازیگر و عوامل اجرایی، در نمایش حضور خواهند داشت.
علاقمندان می‌توانند براى ثبت نام در کارگاه "از فکر تا اجرا " با شماره تلفن ۶۶۱۷۶۸۲۵ و ۰۹۲۱۵۹۳۱۴۲۷ تماس حاصل نمایند.
این کارگاه تلاشی است برای خلاق دیدن، خلاق اندیشیدن و خلاق اجرا کردن و محوریت تمرین‌های اعضا بر روی بازیگری است اما تمامی آن‌ها گاهی با نوشتن و خواندن متن و کارگردانی نیز درگیر می‌شوند..
کارگاه در پایان در غالب پروژه‌ای غیرقابل پیش‌بینی به ارائه خواهد رسید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی چهار صندوق
» «چهار صندوق» اثر استاد بهرام بیضایی در تماشاخانه پالیز به روی صحنه می‌رود
... دیدن متن »

اجرای نمایشنامه خوانی «چهار صندوق» اثر استاد بهرام بیضایی در تماشاخانه پالیز به روی صحنه می‌رود.
«چهار صندوق» نمایشنامه‌ای ست اجتماعی _ سیاسی که تا به حال هرگز به صورت رسمی در ایران اجرا نشده است. این نمایشنامه یکی از نمادگراترین نمایشنامه های استاد بیضایی است، که دارای مضمون انتقادی می‌باشد که به نقل قول از استاد بیضایی در انتهای نمایشنامه :" اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد."
این نمایشنامه ۵ اسفند، با اجرایی متفاوت به کارگردانی سمیرا جلیلی به صحنه می‌رود.
عومال این نمایش عبارتند از: (نقش‌خوانان به ترتیب الفبا): سمیرا جلیلی، امیرحسین چرمچی، محمد مداح، محسن مسعودی، مهران منصوری، موسیقی: سارا صادق زاده، تنظیم صدا: محمد مهدی منصوری، عکاسان: فرهوده شهاب پور، معصومه صحرایی، طراح پوستر: هدیه مسعودی

نمایشنامه خوانی «چهار صندوق» شنبه ۵ اسفند ماه ؛ ساعت ۱۹، در تماشاخانه پالیز به روی صحنه می‌رود.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش با بازی کامبیز نیک آمیز، آرام سلیمانى، مژگان آقاداوودیان و سهیل پورجعفر از چهارشنبه ۲ تا جمعه ۴ اسفندماه امروز ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش آف
» نمایش «آف» به زودی روی صحنه می‌رود
... دیدن متن »

نمایش «آف» از ۶ اسفند ماه در تئاتر باران روی صحنه مى‌رود.
نمایش «آف» به کارگردانی سیاوش شوهانی و نویسندگی ملیکا جباری از یکشنبه ۶ اسفند در تئاتر باران به روی صحنه می‌رود.
محمد رضا فوج، آزاده آقامیری، گلبرگ اعظمی در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «"آف" تاثیر جنگ بر زنان است و تنش میان هویت زنانه و جنگ مردها»
پیش فروش اینترنتی این نمایش به زودی آغاز می‌شود.
سایر عوامل این اجرا عبارتند از: طراح صحنه: سیاوش شوهانی، موسیقی :سهیل اصانلو، گریم: مبینا عسگری، طراح لباس: مروارید عسگری، طراح پوستر: بنفشه اسلامی، اجرای لباس: ویدا محمدزاده، روابط عمومی: مریم رودبارانی، مدیر صحنه: هدیه رسولیان، مدیر هنری: احسان نصری، تیزر: علی و علیرضا مردان

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» کانون تخصصی تئاتر خیابانی، ویژه برنامه "ایام فاطمیه" در محوطه مجموعه تئاتر شهر، برگزار می‌کند
... دیدن متن »

کانون تخصصی تئاتر خیابانی به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) در روزهای ۲۹ و ۳۰ بهمن ویژه برنامه "ایام فاطمیه" را برگزار می‌کند.
به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، این ویژه برنامه با اجرای سه نمایش خیابانی "بشنو از فاطمه" ، "بوی بهشت" و "بانوی ماه" در محوطه مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود.
نمایش خیابانی "بشنو از فاطمه" به کارگردانی مرتضی وکیلیان، نمایش خیابانی "بوی بهشت" به کارگردانی زهرا غلامی و نمایش خیابانی "بانوی ماه" با کارگردانی مرتضی زیوری و ابراهیم رحیمی در این برنامه حضور دارند.
محوطه مجموعه تئاتر شهر در روزهای یاد شده و در ساعت های ۱۶، ۱۶:۳۰ و ۱۷ میزبان عموم علاقه‌مندان به هنر تئاتر و شهروندان تهران خواهد بود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۲ تا جمعه ۴ اسفند، با بازی: حمید ابراهیمی، جلیل فرجاد، حدیثه تهرانی، محمد رضا‍‍ پشنگیان و ... هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز ندیدم، امشب اما قراره ببینم، قراره ببینیم با دلبر! چندتا از کامنتا رو خوندم، کم و بیش تونستم حدس بزنم محور داستان چیه، دلتنگی، موندن، لحظه لحظه با یادش زندگی کردن، بودنش ولی نبودنش! نه این تو داستان نیست احتمالا، تو داستان خودمه. صبر کردن و موندن پای کسی که نیست خیلی خیلی خیلی سخته، ولی اینم خیلی سخته: موندن برای کسی که هست ولی نیست! ترس از ابراز علاقه زیاد بخاطر نرنجوندنش، ترس از حتی یه ذره بودنش هم نبودن! نبودن حتی یک نفر واسه درددل کردن! حتی یک نفر. خودت باشی و خودت. نشه زیاد حرف بزنی، نشه زیاد بشنوی صداشو، نشه هیچی بپرسی، نشه هیچی بگی، حتی یه کلمه هم نتونی در موردش با هیچکس صحبت کنی. خراب نشه. این ذره بودنه هم نکنه نباشه... امشب... چه شود...
عاطفه گندم آبادی، نیلوفر و امیر این را خواندند
سجاد افشاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار مهیج و دیدنی بود.کارجدیدی ارائه شده بودبا کارگردانی بسیار خوب و بازیگری درخشان خانم قلی خانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به دوستان گرامی
خریدار دو بلیت روز پنجشنبه سوم اسفند هستم.
ضرورتی پیش اومده و ممنون میشم اگر امکانش برای دوستان وجود داره پیام بدن
ترجیحا باکس E و B با قیمت توافقی
۹۱۲۱۲۵۲۹۴۰
شادکام باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اثر ریتم خیلی خوبی داشت و مدام با تنوع بصری مخاطب رو تا انتها درگیر میکرد. بازیها روان بود و بازیگران فضای نمایش رو به خوبی درک و اجرا کرده بودند. مود خوبی در کار وجود داشت و تا انتها باقی میموند. در انتها اثر خیلی خوبی برای یک گروه جوان بود و واقعا ارزش تماشای مجدد رو داشت.
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی: ماتنی ویسنی یک‌، ترجمه: تینوش نظم جو‌، کارگردانی: سید کورش سیدی، و بازی: فریماه مسگرنیا، مریم کیان پیشه، هم اکنون آغاز شد.
زهرا محمدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید