تیوال تئاتر
T30:09:15:20
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من برای هفته آینده بلیت تهیه کردم امیدوارم در پایان راضی باشم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش سونات پاییزی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت سه اجرای اول نویسنده مرده است از امروز یکشنبه ساعت 11 صبح
احسان هیدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افسوس می خورم که از فرصت تماشای نمایش دوست فرهیخته ام محروم ماندم..
قطعا علی شمس از استعدادهای بزرگ و درخشان تاتر است .

Circo massimo

عالیا این را خواند
ابرشیر و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
هانیه عزیز به تیوال خوش آمدی.
علی شمس گرامی قطعا از کارگردانان و نویسندگان با استعداد و با سواد تاتر امروز ما است.امیدوارم هم تو و هم همه تاتردوستان شاهد اجراهای نمایش هایش در همه جای ایران و دنیا باشیم.
دوستی با او قطعا بسیار آموختنی و به دلیل روحیه ... دیدن ادامه » و شخصیت شاداب و پر انرژی اش همکلامی با او بسیار فرحبخش است :))
۲ روز پیش، شنبه
درود هانی جان خوش اومدی :)
مشتاق دیدار
۱۳ ساعت پیش
ممنون نیلوفر جان
امیدوارم فردا شما و به قول اردشیر بچه های تیوال، بالاخره از نزدیک ببینم ☺
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش برلین
نمایشی که در آن تماشاگران تبدیل به بازیگر و نمایشنامه نویس می شوند
» پوستر رسمی نمایش "برلین" رونمایی شد
... دیدن متن »

پوستر رسمی نمایش "برلین" به نویسندگی محمد یعقوبی و کارگردانی آریان رضایی رونمایی شد.

گفتنی است نمایش "برلین" از چهاردهم فروردین ماه 96 ساعت 18:30 در مجموعه تئاترشهر - پلاتو اجرا به صورت مشارکتی به روی صحنه می رود.

رویا دعوتی و محمد هادی عطایی بازیگران این نمایش را تشکیل می دهند.

گفتنی است این نمایش به مسائل پنهان زنان و مردان در رابطه می پردازد و شیوه ی اجرایی آن به صورتی است که تماشاگران هم تبدیل به بازیگر و نمایشنامه نویس می شوند.

این نمایش برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی شود.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از:

نویسنده ی مونولوگ برلین: محمد یعقوبی، نویسنده ی مونولوگ زن: بهار کاتوزی، جوکر: آریان رضائی، مدیر تولید و روابط عمومی: علی ژیان، طراح پوستر: میثم خاوری، طراح سایت و تیزر: محمد جواد ایزدی، عکاس: نازی خوش اخلاق، گروه کارگردانی: علا سریفی و عاطفه گندم آبادی، تبلیغات مجازی: گروه جارچی

- نمایش برگزیده ی دومین جشنواره ی تئاتر شهر 

- حضور در بخش مهمان سی و چهارمین جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر 

- نخستین رپرتوار مونو/شورایی در خانه ی هنرمندان ایران

علاقه مندان به تماشای این نمایش می‌توانند جهت خرید بلیت با تخفیف به سایت تیوال مراجعه  نمایند و یا با شماره تلفن ۰۹۳۵۴۸۵۹۶۱۳ تماس بگیرند.

علی ژیان ، مسعود عطری و علیرضا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدس میزنم برر آنتوان چخوف دو سه‌ روزی هست که داره تو ارامگاهش می‌پیچه و میچرخه

این واژه و اصطلاح برون از مرزی معمولاً در مواردی استفاده میشه که طرفی‌ از خشم و تأسف و تجاوز وارد شده، در اون دور جایگاه ابدیش آرامشش سلب شده و او را به لرزه و چرخش ناخوشایندی در آورده‌اند

در خواستگاری آقای عظیم موسوی کارگردان این اجرا، ریشه‌های اصلی‌ این چرخش با دیدی از مقابله و تضاد ۲ طرف صندلی‌ نشین‌های طبقاتی و گروهی و جنسی‌ ارائه میشه که با استفاده از دیالوگ لهجه دار طنز مانند گیلکی همراه با سرود‌های جاودانه آشنای آن‌ دیار، با شادی و لبخند و لطیفی دل‌ و روح قریب تقریبا به اتفاق حاضرین رو به چرخی دلنشین بر میاورد

کار گردان اقتباسی دور از نوشته رفیق چخوف را برگزیده اما بنظرام توانسته منظور‌های خودش را برسونه - از دیدگاه تضاد قدرتی‌ ۲ زمین دار تا مقابله ... دیدن ادامه » لفظی ۲ طرفین خواستگار تا رابطه ساده‌تر و لطیف تر ۲ دلدار دیگر، تا عملکرد رقابتی‌ ۲ نوکر (البته تا حد همکاری به چاه آب پرتاب کردن اربابی هم میرسن)، تا بیان ۲ باره شرح داستان کِشی‌ که ترجمه شده …. در اجرا تناکنش ۲ صندلی‌ دار‌ها از آغاز تا پایان به نحوی دنبال میشد، تا نبرد صندلی‌ سرنوشت ساز عاشقانه طرفین خواستگاری

با اینکه محور داستانی‌ نمایشنامه رفیق چخوف قسمت کمی‌ از کل برنامه هست، اما کاراکتر‌های اصلی‌ سر جاشون هستند، لباس‌های محلی هم در خور ذکرند، چاشنی هاش هم اون هایست که بالا به آن‌ اشاره شد. گل آقا و قاسم و رجب و گل اندام و مه‌ بانو و کل گروه موزیکال هم درخشانند

با یادی از نکته آشنائی که قبلا فرموده بودن: ‘ حیف اگر امسال آغاز بهار با تئاتر نباشد … ‘ و ‘ سال پیش در سنگلج تئاتر دلنشینی دیدیم در یک روز بارانی دلپذیر … ‘ - بنظرم می‌رسه که خواستگاری گیلکی در سنگلج اولین چنین برآورده نوروزی تئاتر ۹۶ میباشد

دیدنی‌ هست ….
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش کمی بیشتر تمدید میشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لادن مستوفی: بیشتر با احساسم تصمیم می‌گیرم / آرش عباسی: تا ابد چشمم دنبال این نقش است / پای صحبت کارگردان و بازیگر نمایش «نویسنده مرده است»

بازی عاشقانه و ساختگی یک بازیگر و یک فیلمنامه نویس /
مشروح کافه خبر نمایش «نویسنده مرده است»

فرهنگ > تئاتر - لادن مستوفی و آرش عباسی اعتقاد دارند که «نویسنده مرده است»، نمایشی واقع گراست که بدون بازی درست، دقیق، باور پذیر و روان بازیگرانش نمی‌توانست به موفقیت دست یابد.

http://www.khabaronline.ir/detail/270290/culture/theater

ماکان ش. بابکی این را خواند
محمدرضا دانش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

انستیتو بین المللی تئاتر - آی تی آی

سازمان جهانی برای هنرهای نمایشی
پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۱۷
ایزابل هوپر، فرانسه


یک بار دیگر اینجا هستیم. پنجاه و پنج سال پس از نشست افتتاحیه‌مان، باز در بهار گرد هم آمده‌ایم تا روز جهانی تئاتر را جشن بگیریم. تنها یک روز، بیست و چهار ساعت به گرامیداشت تئاتر در سرتاسر جهان اختصاص داده شده است. و ما اینجا، در پاریس هستیم، نخستین شهر جهان در جذب گروه‌های تئاتری بین‌المللی برای ارج نهادن به هنر تئاتر.
پاریس شهری جهانی است، شایسته‌ی دربرگرفتن سنت‌های تئاتری جهان در روز گرامیداشت آن؛ ما از اینجا، پایتخت فرانسه، با تجربه‌ی تئاتر نوه [Noh] و بونراکو [Bunraku] می‌توانیم خود را به ژاپن ببریم، می‌توانیم خطی را دنبال کنیم از اینجا تا اندیشه‌ و بیانی به وسعت اپرای پکن و کاتاکالی؛ صحنه به ما مجالی می‌دهد تا در آغوش آشیل و ایبسن، سوفوکل و استریندبرگ، میان یونان و اسکاندیناوی دمی درنگ کنیم؛ مجالی می‌دهد تا با گشت زدن با سارا کین و پیراندلو میان بریتانیا و ایتالیا سیر کنیم. در طول این بیست و چهار ساعت ممکن است ما را از فرانسه به روسیه، از راسین و مولیر به چخوف ببرد؛ حتی می توانیم مانند صاعقه‌ای الهام‌بخش از اقیانوس اطلس گذر کنیم و در مجتمع دانشگاهی در کالیفرنیا دانشجوی جوانی را وسوسه کنیم تا در تئاتر نامش را از نو ساخته و به شهرت برسد.
به راستی تئاتر چنان زندگی پررونقی دارد که بر زمان و فضا غلبه می‌کند؛ معاصرترین آثارش از دستاوردهای قرون پیشین سیراب می‌شود، و حتی کلاسیک‌ترین رپرتوارها هم با هر بار اجرایی تازه، مدرن و زنده می‌شوند. تئاتر همواره از خاکستر خود دوباره زاده می‌شود و در اشکال نوظهور خود تنها روش‌های پیشین‌اش را فرومی‌ریزد: اینگونه است که تئاتر زنده می‌ماند.
پس بدیهی است که روز جهانی تئاتر روزی عادی نیست که بتوان آن را در کنار روزهای دیگر قرار داد. این روز از طریق برتری مطلق حکمی جهانی، دسترسی به زنجیره‌ی بیکران فضا-زمان را به ما اعطا می‌کند. برای اینکه بتوانم این مفهوم را روشن کنم، بگذارید نقل‌قولی را از یک نمایشنامه‌نویس درخشان و در عین حال ناشناخته‌ی فرانسوی ژان تاردیو بازگو کنم: ژان تاردیو می‌گوید وقتی به فضا فکر می‌کنیم، منطقی است که بپرسیم «طولانی‌ترین راه از یک‌ نقطه به نقطه‌ی دیگر کدام است؟»… او برای زمان پیشنهاد می‌کند که «در یک‌دهم ثانیه، اندازه بگیریم که تلفظ کلمه‌ی ٰابدیتٰ چقدر طول می‌کشد»… اما برای فضا-زمان می‌گوید:«پیش از آنکه به خواب بروید، ذهنتان را بر دو نقطه در فضا ثابت کنید، و حساب کنید که در رویا چقدر طول می‌کشد که از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر بروید.» عبارت ٰدر رویاٰ است که همواره با من مانده است. به نظر می‌رسد که گویی تاردیو و باب ویلسون با هم ملاقات کرده‌اند. بی‌همتایی زمانی روز جهانی تئاتر را می‌توان با نقل سخنان ساموئل بکت نیز به اختصار بیان کرد که شخصیت ٰوینیٰ او با چالاکی خاص خود می‌گوید:«چه روز خوبی می‌شد باشد.» وقتی به این پیام که افتخار نوشتن آن را به من داده‌اند فکر می‌کنم، تمام رویاهای این صحنه‌ها را به یاد می‌آورم. به قدری که می‌توان گفت من تنها به این تالار در یونسکو نیامده‌ام؛ هر شخصیتی که نقش آن را بازی کرده‌ام اینجا با من است، نقش‌هایی که ظاهراً با پایین آمدن پرده می‌روند، اما یک زندگی زیرزمینی را با زحمت فراوان در درون من ساخته‌اند، و در انتظار یاری رساندن و یا نابودی نقش‌هایی هستند که پس از آنها می‌آید؛ فدرا، آرامنت، اورلاندو، هدا گابلر، مده‌آ، مرتوی، بلانش دوبوا… و تمام شخصیت‌هایی که به عنوان تماشاگر دوست داشته‌ام و تشویق کرده‌ام نیز امروز که اینجا روبروی شما ایستاده‌ام مرا همراهی می‌کنند. پس اینچنین است که من به جهان تعلق دارم. من یونانی‌ام، آفریقایی‌ام، سوری‌ام، ونیزی‌ام، روس‌ام، برزیلی‌ام، ایرانی‌ام، رُمی‌ام، ژاپنی‌ام، نیویورکی‌ام، اهل مارسی‌ام، فیلیپینی‌ام، آرژانتینی‌ام، نروژی‌ام، کره‌ایم، آلمانی‌ام، اتریشی‌ام، انگلیسی‌ام. یک شهروند حقیقی جهان به خاطر آنسامبل شخصی که در درونم وجود دارد. چرا که اینجا بر روی صحنه و در تئاتر است که جهانی شدن حقیقی را می‌یابیم.
در روز جهانی تئاتر سال ۱۹۶۴ لارنس اولیویر اعلام کرد که پس از بالغ بر یک قرن کشمکش، تئاتر ملی در انگلستان ساخته شده است که او بلافاصله می‌خواست آن را تبدیل به تئاتری بین‌المللی کند، دست کم از نظر رپرتوار. او به خوبی می‌دانست که شکسپیر متعلق به جهان است. در جریان تحقیق برای نوشتن این پیام، با خوشحالی دریافتم که نگارش پیام نخستین روز جهانی تئاتر در سال ۱۹۶۲ به ژان کاکتو سپرده شده بود، کاندیدی که به خاطر نوشتن کتاب ٰباز هم دور دنیا در هشتاد روزٰ شایسته‌ی این امر بود. این باعث شد که دریابم من به گونه‌ی دیگری دور دنیا سفر کرده‌ام. من دور دنیا را با هشتاد نمایش یا هشتاد فیلم گشته‌ام. من فیلم را هم اینجا به حساب می‌آورم چون میان بازی در تئاتر و فیلم تفاوتی قائل نیستم، که گفتنش هر بار حتی خودم را متعجب می‌کند، اما حقیقت است، همین‌طور است، من میان این دو تفاوتی نمی‌بینم.
این من نیستم که اینجا صحبت می‌کند، من یک بازیگر نیستم، من تنها یکی هستم از بسیار افرادی که تئاتر از آنها به عنوان مجرایی برای حیات خود استفاده می‌کند و وظیفه‌ دارم که پذیرای این امر باشم. یا به عبارتی دیگر ما تئاتر را به وجود نمی‌آوریم، بلکه وجود ما مدیون تئاتر است. تئاتر بسیار قدرتمند است. جنگ،‌ سانسور، فقر، همه چیز را تاب می‌آورد و پشت سر می‌گذارد.
همین بس که بگوییم «صحنه‌ی تئاتر، پرده‌ای عریان است در زمانی نامشخص»، تنها به یک بازیگر نیاز دارد، مرد یا زن. چه خواهند کرد؟ چه خواهند گفت؟ آیا صحبت خواهند کرد؟ جمعیت منتظر است، می‌داند، چرا که بدون مخاطب تئاتری نیست، این را هرگز فراموش نکنید. یک نفر مخاطب هم یک نفر است. اما امیدواریم صندلی‌های خالی چندان هم زیاد نباشد! جز نمایش‌های اوژن یونسکو که همیشه پرمخاطب است. او این دلاوری هنری را صادقانه و به زیبایی در پایان یکی از نمایشنامه‌هایش اینچنین به نمایش می‌گذارد که بانوی سالخورده می‌گوید:«آری، با شکوه تمام بمیرید. بیایید بمیریم تا به افسانه بپیوندیم… دست‌کم خیابان‌مان را خواهیم داشت…»
روز جهانی تئاتر پنجاه و پنج سال است که وجود دارد. در طول پنجاه و پنج سال من هشتمین زنی هستم که دعوت شده‌ام تا پیامی صادر کنم، اگر بتوان نامش را ‌‌‌ٰپیامٰ گذاشت. افراد [مرد] پیشین (چطور جنس مذکر خود را تحمیل می‌کند!) درباره‌ی تئاترِ تخیل، آزادی و اصالت سخن گفتند تا یادآور زیبایی و چندفرهنگی باشند و پرسش‌هایی پاسخ‌ناپذیر مطرح کنند. چهار سال پیش در سال ۲۰۱۳ داریو فو گفت:«تنها راه حل بحران در امید به راه‌اندازی «شکار جادوگر» علیه ما نهفته است، خصوصاً علیه جوانانی که می‌خواهند هنر تئاتر را بیاموزند: به این ترتیب موجی از هجرت و تبعید هنرمندان پدیدار خواهد شد که بی‌شک با یافتن تفاسیر جدید از این محدودیت بهره‌ای غیرقابل تصور خواهند جست.» بهره‌ای غیرقابل تصور، به نظر فرمول خوبی می‌رسد، مناسبِ قرار گرفتن در گفتمان سیاسی است، فکر نمی کنید؟…
حال ... دیدن ادامه » که در پاریس هستم، کمی پیش از انتخابات ریاست جمهوری، می‌خواهم اشاره کنم آنهایی که ظاهراً آرزوی حکومت بر ما را دارند باید از بهره‌ی غیرقابل تصور تئاتر آگاه باشند. اما تاکید می‌کنم: شکار جادوگر ممنوع!
تئاتر برای من نماد ٰدیگریٰ است، دیالوگ است و نبود نفرت. ٰدوستی میان مردمٰ، من چندان درباره‌ی معنای آن نمی‌دانم، اما به جامعه، به دوستی میان تماشاگر و بازیگر، به همبستگی پایدار میان مردمی که تئاتر آنها را گرد هم می‌آورد —مترجمان، معلمان، طراحان لباس، هنرمندان صحنه، دانشگاهیان، متخصصین و مخاطبان— معتقدم. تئاتر ما را محافظت می کند، به ما سرپناه می‌دهد… من معتقدم تئاتر ما را دوست دارد… به همان اندازه که ما دوستش داریم…
کارگردان تئاتر قدیمی‌ای را به یاد دارم که برایش کار می‌کردم. او هر شب پیش از بالا رفتن پرده با تمام قوا فریاد می‌زد ٰراه را برای تئاتر باز کنید!ٰ و این امشب آخرین کلمات من است.

۱. اشاره به مذکر و مونث بودن کلمات در زبان فرانسه. کلمه‌ی prédécesseurs به معنای پیشینیان، مذکر است.




ترجمه از زبان فرانسه به انگلیسی: مالوری دومسین و تام جانسون
ترجمه از انگلیسی به فارسی: گروه تئاتر اگزیت - شیرین میرزانژاد
منبع: وبسایت انستیتو بین المللی تئاتر
ابرشیر و شیرین میرزانژاد این را دوست دارند
بسیار ممنون از اگزیت و زحمات خانم میرزانژاد گرامی


تئاتر ما را محافظت می کند، به ما سرپناه می‌دهد… من معتقدم تئاتر ما را دوست دارد… به همان اندازه که ما دوستش داریم…


درود بر ایزابل هوپر ، یک شهروند حقیقی جهان
۲ روز پیش، شنبه
ممنون از لطف شما ابرشیر عزیز
وجود کسانى چون شما باعث دلگرمى ماست
۲ روز پیش، شنبه
حضور شما و گروه اگزیت مغتنم است.درود بر شما
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در تعطیلات نوروز هم «مافیا»ببینید

بنا به درخواست تماشاگران و هنرمندان اجرای مافیا بازهم در تاتر باران تمدید شد‌.این نمایش از هفتم فروردین در تیاتر باران روی صحنه می رود.

نمایش مافیا

تئاتر باران، ساعت ۲۱

نویسنده و کارگردان: افروز فروزند
تهیه‌کننده: بابک قهرمانی
طراح صحنه: منوچهر شجاع

بازیگران: نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی،
علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر،
اِروین گالستیان، تِنی آواکیان،
با ... دیدن ادامه » صدای گلچهر دامغانی.

عکس از:مصطفی قاهری

#مافیا_افروزفروزند
لینک خرید
http://www.tiwall.com/store/maphia
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابا، وقتی شیر آب چکه می‌کنه چجوری باید درستش کرد؟!
.
.
.
با شنیدنِ این دیالوگ خندیدم اما، از اون خنده‌هایی که از گریهء تلخ غم‌انگیزتر است...
مهرداد شریعتی این را خواند
امیرمسعود فدائی و ماکان ش. بابکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عااااالیه . بی صبرانه منتظریم ...
آریان رضائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب درباره ی این نمایش اینکه من قبل از به صحنه رفتنش نوشته بودم "خدا کنه ارزش 40 تومن رو داشته باشه" و حالا با ضرص قاطع می تونم بگم ارزش 4 هزار تومن هم نداشت !
بس !
علیرضا این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تبریک و شاد باش نوروز و خسته نباشید به همه هنرمندان این تئاتر، باید بگویم بکار گیری تم وعناصر گیلانی و موزیک در متن، نمایشنامه چخوف را بسیار شیرینتر و جذابتر کرد و ما بجای روبرو شدن با متنی قدیمی و البته کمی خشک با لحظات بسیار شاد و البته تامل برانگیز از تئاتر لذت بردیم ، با آرزوی موفقیت روافزون برای یکایک شما.
مهرداد کیا و ح این را خواندند
امیرمسعود فدائی و دنیا شمسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش برلین
۴ روز پیش، پنجشنبه
محمد عسگری و آریان رضائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا تئاتر خصوصی در ایران آن طور که باید پیش نرفت و ابتر باقی ماند؟
خصوصی‌ سازی؛
ترفندی برای تفکر سرمایه‌داری
گروه تئاتر اگزیت - به قلم مجید اصغری


پیش از آن که به مبحث خصوصی سازی در تئاتر ایران بپردازیم و علل عقب‌ماندگی آن را برشماریم، لاجرم باید به مقوله تئاتر دولتی نیز اشاره‌ای داشته باشیم تا وجه تفاوت‌ها و اشتراکات این دو فرمت تئاتری را بیشتر شناخته و با نگاهی باز و روشن وارد طرح مسائل تئاتر خصوصی شویم. تئاتر دولتی همان‌طور که از نامش نیز برمی‌آید، کالایی فرهنگی است که زیر نظر و حمایت دستگاه‌ها و نهادهای دولتی ساخته و عرضه می‌شود. هرچند این تعریف از تئاتر دولتی ممکن است بنا بر مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر کشور متغیر باشد اما آن چه که غالباً به عنوان تئاتر دولتی از آن یاد می‌شود همین تعریفی است که عرض شد. اما این تعریف ... دیدن ادامه » از تئاتر دولتی تا چه میزان می‌تواند باعث رشد و اعتلای هنر نمایش در ایران شود؟ پر واضح است در کشوری ایدئولوژیک محور مانند ایران که مدیران فرهنگی آن نگاهی به شدت سیاست زده به مقوله هنر دارند، تعریف تئاتر دولتی به شدت منحط وعقب‌مانده خواهد آمد. چرا که اگر دستگاه‌های دولتی بودجه‌ای را صرف تولید یک اثر تئاتری ‌کنند، توقع دارند که نگاه و نقطه نظرات آن‌ها در این گونه آثار نمود داشته باشد. این نگاه اگر در فضای هنری و فرهنگی کشور تسری پیدا کند، باعث اُفت شدید نقد، نظر و دیدگاهِ مستقلِ هنرمند به عنوان یک مولّد فکری در جامعه می‌شود و بی‌تردید هیچ نفع و سودی به حال تئاتر ما نخواهد داشت. با این حساب آن چه به عنوان تئاتر دولتی از آن یاد می‌شود، چگونه می‌تواند یاری‌رسان وضعیت تئاتر ما با توجه به شرایط وخیم اقتصادی باشد؟ جالب است بدانید که تاکنون هیچ اساسنامه‌ای بین نهاد‌های مختلف دولتی و متولیان فرهنگ و هنر این کشور نگاشته نشده و این طور که برمی‌آید هیچ شوق، انگیزه و الزامی برای این امر نیز دیده نمی‌شود. گویی هر نهادی با تشخیص خودش ( این خودش کیست واقعاً؟ ) آثاری را بر حسب وظیفه و نگاه شخصی و سازمانی خود تولید و اجرا می‌کند و کاری با سیاست‌های سایر دستگاه‌ها ندارد. گاه بی‌هیچ تدبیری به برگزاری جشنواره‌های قد و نیم‌قد پرداخته و با اهدای نیمچه تندیسی، دلِ محبت ندیده‌ی خرده‌هنرمندان را به دست می‌آورند و این گونه مدعی پیشروی و نوآوری در عرصه فرهنگ و هنر می‌شوند. تئاتر دولتی در اقدام اول باید نوعی وحدت و اتحاد فکری و عملی بین نهادهای زیرمجموعه‌ی خود ایجاد کرده تا از اسراف بودجه و شلختگی در عملکردهای شخصی و سلیقه‌ای جلوگیری شود. واگذاری مسئولیت به مدیران شایسته‌ که اشراف کامل به مقوله فرهنگ و هنر دارند می‌تواند این امر را تسریع بخشیده و موجب شکوفایی هرچه بهتر هنر والای نمایش شود. تئاتر دولتی در اقدام بعدی باید به سامان‌دهی هنرمندان پرداخته و برای دانشجویان برنامه‌ریزی نماید. در نوشتارهای پیشین نحوه پرداختن تئاتر دولتی به این امر را اشاره کردیم. حال تئاتر خصوصی چیست و چه نقشی را می‌تواند در فضای فرهنگی و هنری ما ایفا کند؟ تئاتر خصوصی نهادی است که فارغ از سیاست‌های کلان دولتی، می‌تواند نقش بازوی کمکی را برای تئاتر دولتی عهده‌دار شود. به تعبیری تئاتر خصوصی فرزند خردسال تئاتر دولتی است و تئاتر دولتی وظیفه بسترسازی و رشد این کودک نوپا را بر عهده می‌گیرد. اما پس از چند سال حمایت، این کودک رشد کرده و حکم عصای دست حامی خود را ایفا می‌کند. این نهاد که روزی همچون نهالی کوچک بود، به درختی تنومند تبدیل شده و خود راه خویش را پیش می‌گیرد. تقریباً از نیمه دوم دهه هشتاد بود که زمزمه‌ها برای شکل‌گیری سالن‌ها و بلک‌باکس‌های خصوصی ( بهتر است بگوییم شخصی تا خصوصی ) در تهران شکل گرفت و اهمیت وجود آن روز به روز بیشتر احساس می‌شد. کم‌کم در نقاط مختلف شهر به ویژه نزدیک به سالن‌های معتبر و بزرگ همچون تئاترشهر، تماشاخانه‌های خانگی بسیار کوچک به عنوان تئاتر خصوصی شروع به فعالیت کرده و روز به روز به تعدادشان افزوده شد. با توجه به استقبالی که از این سالن‌ها به وجود آمد، سرعت پدید آمدن این مجموعه‌ها و تماشاخانه‌ها تسریع پیدا کرده و مانند قارچ در کوچه پس کوچه‌های خیابان انقلاب سردرآورده و رشد کردند. برخی از این روند به شدت خوشحال بودند و گاه تهران را به یک پاریس کوچولو تشبیه می کردند که در هر کوچه‌ی آن یک تماشاخانه نیز وجود دارد. ( زهی خیال باطل ) در ابتدای به وجود آمدن این تماشاخانه‌ها، تاثیر مثبتی بر وضعیت تئاتر و فضای آن به وجود آمد. چرا که بحث درآمدزایی از طریق این سالن‌ها در اولویت مدیران این تماشاخانه‌ها قرار نداشت. اغلب مدیران این تماشاخانه‌های خصوصی کسانی بودند که از انتظار پشت درهای بسته تئاترهای دولتی برای اجرا به تنگ آمده و با اندک بودجه خود، دست به تاسیس تماشاخانه‌های نقلی زدند و از سایر گروه‌های هم‌کیش خود نیز جهت اجرا حمایت کردند. حال این‌جاست که به معنای واقعی کلمه با تعریف تئاتر خصوصی آشنا می‌شویم. لطفا به این سلسله مراتب در شکل‌گیری تئاتر خصوصی دقت کنید:
هنرمندی زخم‌خورده و دلسوز در اقدامی که ریشه در استقلال‌طلبی وی دارد، دست به تاسیس یک تماشاخانه زده و بی‌هیچ منت، انتظار و اضطرابی اثری که حاصل تفکر شخصی خود است را با اندک امکانات به روی صحنه می‌آورد. به موازات این اقدام، به عنوان یک مدیر فرهنگی عمل کرده و از آثار جوانان و دانشجویان حمایت می‌کند. حال متصور شوید که این مدل از تئاتر خصوصی که صحیح‌ترین آن نیز هست تا چه میزان می‌تواند به شکوفایی هنر نمایش ما کمک کرده و باعث انگیزه و روحیه‌ای مضاعف میان دانشجویان این عرصه شود. اما متأسفانه پس از چندی نگاه سرمایه‌داری و کاسبکارانه در اولویت اصلی قرار گرفت و از این هنرمندان زخم‌خورده و دلسوز، یک فرد سودجو ساخت که جز پول‌سازی و درآمدافزایی به چیز دیگری نمی‌اندیشد. حال معیارهای اجرا در این تماشاخانه‌ها رابطه مستقیمی با جیب کارگردان برقرار کرد و این شعار " هر که پولش بیش، اجرایش بیشتر " اعتقاد و سرلوحه کاری اکثر مدیران این سالن‌ها قرار گرفت. دیگر آن چه اجرا می‌شود از اهمیت ساقط شده و فقط پول است که حرف اصلی، نهایی و تعیین‌کننده را می‌زند. تماشاخانه‌ها به منزله‌ی تالارهای عروسی شده‌اند. یک پول ورودی می‌دهی و برای ساعاتی مکان را در اختیار می‌گیری. به تالاردار چه مربوط است که این اجرا مراسم عزا است یا عروسی. او پولش را می‌گیرد و یک خدا برکت هم حواله‌تان می‌کند. ادامه این روند باعث می‌شود که استعدادهای ناب و واقعی این حرفه در خانه بپوسند و یا خود را با شرایط وفق داده و مبتنی بر نظر سالن‌داران کار ببندند. ( آیا این همان تفکر منحط تئاتر دولتی در کشورهای ایدوئولوژیک محور نیست؟ همان تئاترسفارشی و از بالا به پایین خودمان؟ ) سالن‌داران هم مبتنی بر نیاز روز مخاطب، هنرمندان را وادار به ساخت آثار کمدی اغلب سخیف کرده و کم‌کم به نام تئاتر حرفه‌ای و پیشرو، تئاتر آزاد را به مردم عرضه می‌کنند. در چنین وضعیتی چه بر سر تئاتر ما خواهد آمد؟ منابع غنی انسانی چگونه تخریب خواهد شد و جیب سرمایه‌داران چگونه باد خواهد کرد؟ اما اگر هیچ نداشته باشد، به واقع این نوع از تئاتر خصوصی، عصای دست همان تئاتر دولتی شده است. ‌

http://www.exittheatre.ir/Exit/nshryat/nshryat.html
مریم حسن نژاد این را خواند
محمد رحمانی و مرتضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نشریه صحنه معاصر اگزیت - بهار ۹۶
مطالب این شماره:
✮ تئاتر هسته‌ای را شکل می‌دهد که دیالوگ حول محور آن رشد می‌کند ✮ اینگمار برگمان: کارگردان تئاتر ✮ دیکتاتوری آدم های متوسط، یوجینیو باربا در نروژ ✮ مرد تناقض ها، یرژی منزل، کارگردان چک ✮ رسانه‌ی جدید: یک کنفرانس مجازی فعال؟ ✮ آیا اخلاق و کنش‌گری در سازمان‌های هنری تبدیل به تجملات شده‌اند؟ ✮ ظهور موج جدید نمایشنامه‌نویسان سیاسی ✮ تئاتر پُست‌دراماتیک و قلب خونین دهه‌ی ۱۹۷۰ ✮ امنیت امروز، امنیت فردا، امنیت برای همیشه ✮ بیایید در این باره حرف نزنیم! ✮ پیوند گذشته و آینده / گفتگو با برشت و میرهولد ✮ تئاتر باید رایگان باشد، مثل عشق و هوا(گفت‌وگو با جون لیتل‌وود) ✮ تئاترِ به‌دردنخور! ✮ درباره‌ی مسئله‌ی روانشناسیِ کار خلاقه‌ی بازیگر به قلم لِو سِمیونوویچ ویگوتسکی ✮ سیاست تئاتری ✮ توصیه ... دیدن ادامه » کنید! روزنامه‌نگار سیاسی باشید! ✮ آماتور در تئاتر فحش نیست! ✮ لوئیجی پیراندلّو ✮ هنر و صلح‌طلبی ✮ نمایشنامه‌های واسلاو هاول ✮ منتقد با طبقه‌ی متوسط خداحافظی می‌کند ✮ تئاترها باید فراتر از مخاطبان ثابت خود را ببینند و به جامعه نگاه کنند ✮ به نمایش گذاشتن انقلاب: آیا تئاتر می‌تواند شکل موثری از کنش‌گری باشد؟ ✮ مصاحبه با جاناتان میلز مدیر فستیوال بین‌المللی ادینبورگ ✮ تاملاتی درباره‌ی تئاتر و بی‌سرزمینی ✮ منتقدان ما سردرگم و بی‌علاقه هستند ✮ بیایید با هم برقصیم! ✮ «زنان بیرانگونا»ی بنگلادش ✮ سیاست ماسک ✮ بزرگداشت اِما گلدمن: آن‌گونه که من زیستم
http://www.exittheatre.ir/Exit/nshryat/nshryat.html
مهرداد این را خواند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با تغییراتی در گروه بازیگری و اجرا
«نویسنده مرده است» بار دیگر به صحنه می رود/کارگردانی که بازیگر شد

آرش عباسی قصد دارد بار دیگر نمایش «نویسنده مرده است» را این بار با حضور خود به عنوان یکی از بازیگران اثر، فروردین ماه ۹۶ در تالار حافظ به صحنه ببرد.

آرش عباسی درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه کارگردانی تئاتر، به خبرنگار مهر گفت: قرار است نمایش «نویسنده مرده است» را از 17 فروردین ماه سال ۹۶ در تالار حافظ روی صحنه ببریم. این اجرا نسبت به اجراهای گذشته تغییری اساسی دارد که باعث می شود اجرای دیگری از نمایشنامه «نویسنده مرده است» باشد.

وی ادامه داد: پیش از این و در اجراهای گذشته «نویسنده مرده است»، ایوب آقاخانی به ایفای نقش می پرداخت که طی صحبتی که با او داشتم، گفتم که مایلم این بار خودم در نمایش بازی کنم. آقاخانی هم به خوبی این پیشنهاد را پذیرفت ... دیدن ادامه » و به همین دلیل است که می گویم اجرای دیگری از «نویسنده مرده است» به صحنه می رود. البته لادن مستوفی همچنان بازیگر این اثر نمایشی است.

این نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر اظهار کرد: بعد از گذشت ۵ سال از نگارش نمایشنامه «نویسنده مرده است»، تغییراتی در متن، طراحی صحنه و اجرا خواهیم داشت.

عباسی درباره دلایل اجرای چندین باره نمایش «نویسنده مرده است»، یادآور شد: این سومین بار است که این اثر را اجرا می کنم البته در شهرهای مختلف ایتالیا نیز «نویسنده مرده است» را اجرا کردیم. من به نمایشنامه «نویسنده مرده است» علاقه ای شخصی دارم زیرا جزو آخرین نمایشنامه هایی است که نوشته ام. واقعیت این است که خیلی دلم می خواست به نمایشنامه نویسی برگردم و فکر می کنم با اجرای مجدد «نویسنده مرده است» این اتفاق برایم می افتد.

وی با بیان اینکه نمایش «نویسنده مرده است» قابلیت های جذب مخاطب را دارد، افزود: البته من هیچوقت به عنوان بازیگر شناخته نشده ام ولی امیدوارم اجرای مجدد این نمایش بتواند مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد.
مهدی حسین مردی ، ماکان ش. بابکی و پویا این را خواندند
محمدرضا دانش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه روزایی بود که تنها راه پیروزی رو جنگ میدونستم ولی خیلی وقته که فهمیدم وقتی به جنگ فکر می کنم میبازم؛ (مبارزه با جنگ فرق داره) برا ی همین نمایشنامه های ضد جنگ و اجراهی اینچنین منو مجذوب صحنه میکنه، همه چیز عالی بود، آکساسوار صحنه ساده و انتزاعی(استامبولی!) همیشه اینجور صحنه ها جادویی ویژه داره برای بالا بردن شعور هنری، روایت دوست داشتنی و شیطنت گونه مهرداد کوروش نیا و کارگردانیش سر احترامم رو براش خم میکنه، بازی پر انرژی و روان هرسه بازیگر هم تحسین برانگیز بود، به ویژه نوید محمدزاده عزیز که نشان داد بیخودی "نوید محمدزاده" نشده، در کل صحنه به صحنه همراه همه خندیدم تا طعم تلخ جنگ رو بتونم قورت بدم و اوج نمایش باز یادم انداخت که همه ما نامه ای داریم که قبل از پایان، باید بنویسیم یا بخوانیم، دمشون گرم
پرند محمدی ، مرتضی ، 4faslesal و ماکان ش. بابکی این را خواندند
Unforgiven(Farhad) ، Ana5ta5ia ، مهرداد شریعتی ، مهناز و yasiso این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا نمیتونم بگم نمایش خوبی بود. ولی ازسالن باخنده وخاطره شعله بیرون اومدم....
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه محترم همیاری نوروز بر شما فرخنده باد،نمایش هملت به کارگردانی جناب دادگر پس از تعطیلات نوروز در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه می‌رود،لطفاً صفحه‌ی نمایش رو ایجاد بفرمائید،با تشکر.
https://goo.gl/iGKaVU
ماکان ش. بابکی و علیرضا این را خواندند
شهاب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا ازین بهتر نمیشد...چقدر غم انگیزه فقر و اعتیاد و بی سرپناهی...چقدر سست بودن بنیان بعضی از خانواده ها باعث بوجود اومدن این فجایع میشه...نمایشی بینظیر پر از اشک و لبخند های تلخ ... ممنون از تحقیقات دقیق و کارشناسانه اتون اقای میری عزیز و سجاد جان افشاریان...شلتر رو باید دید
پرند محمدی و علیرضا این را خواندند
سجاد افشاریان ، مهرداد شریعتی و Amin Miri این را دوست دارند
ممنون فرهاد عزیز از لطف و محبتت و نظرت
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد
و سفره‌ای که تهی ‌بود، بسته خواهدشد
و در حوالی شبهای عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهد رفت‌
و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهد رفت‌
...
شکسته می ‌گذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بی ‌شمار شما
من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌
شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌
...
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و ... دیدن ادامه » سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم ‌رفت‌
پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم ‌رفت‌
...

"کاظم کاظمی"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید