کارگردان تئاتر: فرار اشرف غنی مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداختکارگردان تئاتر گفت: ایده نمایش «مرگ اشرف غنی» از شباهت میان فرار اشرف غنی و فرار یزدگرد سوم نشات گرفت؛ اثری که اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی است و محور اصلی نمایش بر حول رنج انسان، ترس، دروغ و خیانت میچرخد.
ابراهیم پشتکوهی، کارگردان تئاتر در گفتوگو با ایران۲۴ درباره شکلگیری ایده اولیه نمایش «مرگ اشرف غنی» بیان کرد: در حقیقت ایده مرگ اشرف غنی، اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» است که سالها با من زندگی کرده بود. همیشه به این موضوع فکر میکردم که چگونه میتوان روایتی جدید را درباره مرگ یزدگرد ایجاد کرد. بدون آنکه نمایش تکراری شود. روایت فرار اشرف غنی و ماجرای چمدانهای دلار، ناخودآگاه مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت؛ همان نقطهای که «بهرام بیضایی» در آغاز مرگ یزدگرد تأکید میکند که از تاریخ، تنها همین واقعه را گرفته و باقی نمایش زاییدهی تخیل اوست. این نمایش نیز از همین ایده آغاز شد تا اینکه احساس کردم زمان آن رسیده این نمایشنامه متولد شود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به برداشتی که از نمایشنامه مرگ یزد گرد سوم به قلم «بهرام بیضایی» کرده است، درباره نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» اظهار کرد: در تمامی سالهای فعالیتم در حوزه تئاتر، جز اقتباس از کار شکسپیر، هرگز سراغ نمایشنامه نویسنده دیگری نرفته بودم. اما این اثر بیضایی جایگاه ویژهای داشت و به نوعی دوست داشتم ادای دین انجام شود، اما در عین حال نمیخواستم صرفا تکرار دوباره مرگ یزدگرد باشد، به همین دلیل روایت را به سمت افغانستان بردیم؛ اگر چه خط اصلی نمایشنامه حفظ شده ولی تفاوتهایی با نمیشنامه مرگ یزگرد دارد.
وی در ادامه درباره دغدغه مهم نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» گفت: در حقیقت، دنبال ارائه یک پیام مشخصی نیستم. بیشترین هدفی که داشتم نشان دادن احوالات روحی انسانها در موقعیتهای بحرانی است؛ آدمهای معمولی که ادعای قهرمان بودن ندارند، اما در دل یک بحران سیاسی و اجتماعی ناچار به انتخاب میشوند و همین انتخابها زندگیشان را به چالش میکشد. بیش از هر چیزی این نمایش روایت رنج انسانهاست؛ در کنار آن بخشی از آیین و فرهنگ مردم افغانستان نیز به تصویر کشیده میشود.
پشت کوهی با بیان اینکه هدف اصلی این نمایشنامه درباره رخداد سیاسی امروز است یا اشاره به وقایع تاریخی دارد، تصریح کرد: قدرت دیکتاتوری و سرکوب فارغ از اینکه کجای جهان رخ دهد، الگوی تکرار شوندهای دارد. به همین دلیل این نمایش فقط به یک دوره خاص تاریخی مرتبط نیست و آن رویداد فقط بهانهای است برای اینکه در شرایط بحرانی روان انسان را بشناسیم و اینکه چگونه قدرت استبداد باعث ایجاد ترس و خفقان میشود و انسانها را به دروغ، خیانت، دزدی و انتخابهایی سوق میدهد که در شرایط زندگی معمولی شاید هرگز به انجام دادن آن فکر نکنند.
کارگردان تئاتر در ادامه بیان کرد: من از این بابت خوشحالم که بعد از سالها کار در تئاتر، به سراغ مهمترین نمایشنامه بیضایی رفتم. در عین ادای دینی که داشتم اثر متفاوت و جدیدی را روی صحنه آوردهام. فکر میکنم هر نویسندهای از اینکه اثرش به شکلهای مختلف به حیاتش ادامه دهد بسیار خوشحال خواهد شد. امروز تماشاگران افغانستانی با این نمایش ارتباط بر قرار میکنند، با آن میخندند، گریه میکنند و غم و رنجی که کشیدهاند را همچون آینه میبینند که بخشی از آن به قدرت بیضایی بر میگردد. بخشی مهمی نیز حاصل تلاش بازیگران و همهی عوامل نمایش است که تلاش کردند آینهای در برابر تماشاگر قرار دهند که بازتابی از روح زمانهی باشند.
منبع: ایران۲۴
نمایش «مِیّت» به کارگردانی سپهر واعظیان از هفتم مرداد اجرای خود را درخانه نمایش مهرگان آغاز میکند.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اثر، «مِیّت» نمایشی در ژانر کمدی با فضایی ابزورد است که داستان مردی را روایت میکند که بهتازگی به خاک سپرده شده، اما همچنان باور دارد که زنده است. او در قبر با دو کرم مواجه میشود؛ موجوداتی که مأموریت تجزیه بدنش را بر عهده دارند. گفتگوهای میان این مرد و کرمها، بستری برای طرح مفاهیمی همچون مرگ، زندگی، خاطره، قضاوت، فراموشی و معنای زیستن فراهم میکند.
این اثر با بهرهگیری از طنزی تلخ و موقعیتهای کمیک، تلاش دارد مواجهه انسان با مرگ را از زاویهای متفاوت به تصویر بکشد و در عین حال نگاهی انتقادی و انسانی به روابط، باورها و تناقضهای رفتاری انسان معاصر داشته باشد.
سپهر واعظیان علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، در این نمایش نیز به ایفای نقش میپردازد و مجید نرمانی و محمدمهدی منصوریمهر دیگر بازیگران این اثر هستند.
در گروه اجرایی نمایش «مِیّت» همچنین آیدین محمدپور بهعنوان طراح گرافیک و مسئول اتاق فرمان، بهار اسلامی طراح صحنه، مهشید کابلی طراح گریم، امیرعباس طالبی طراح لباس، الیاس عابدی عکاس، حمید سلامی طراح نور، ابوالفضل غفاری مدیر صحنه، میلاندرمدیا دپارتمان رسانه، امین اسلامی مدیر رسانه و عکاس، و محمد سجاد رشیدی مجری طرح این نمایش را تشکیل میدهند. این اثر با حمایت خانه نمایش مهرگان تولید شده است.
نمایش «مِیّت» از ۷ تا ۲۰ مرداد هر شب ساعت ۱۹ به مدت یک ساعت در سالن ۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی این نمایش در تیوال و سینما تیکت مراجعه کنند.
آغاز پر فروش نمایش «خوی حیوانی» در تالار محرابسه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسیدنمایش «خوی حیوانی» به نویسندگی بهنام ترابی با اقتباسی از نمایشنامه ماندگار «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک و به کارگردانی و تهیهکنندگی هلیا خادم، اجراهای عمومی خود را از روز پنجشنبه، اول مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب آغاز کرد و در سه شب نخست، با استقبال چشمگیر مخاطبان و فروش کامل تمامی بلیتها، شروعی موفق را در نخستین روزهای اجرای خود رقم زد.
به گزارش روابط عمومی گروه، این اثر نمایشی از نخستین اجرای خود تا پایان اجرای روز یکشنبه، چهارم مردادماه، با تکمیل ظرفیت سالن روی صحنه رفت و توانست در همان روزهای ابتدایی، توجه علاقهمندان تئاتر را به خود جلب کند. استقبال مخاطبان از این نمایش، در حالی رقم خورده که «خوی حیوانی» نخستین تجربه کارگردانی هلیا خادم و در مقام تهیهکننده نیز به شمار میرود و اجرای آن از هفتههای گذشته مورد توجه فعالان و مخاطبان تئاتر قرار گرفته بود.
نمایش «خوی حیوانی» با اقتباس از یکی از مهمترین آثار نمایشی قرن بیستم، یعنی «تانگو» نوشته اسلاومیر مروژک، نگاهی فلسفی و اجتماعی به مفاهیمی همچون قدرت، آزادی، ایمان، ایدئولوژی، نظم، فروپاشی ارزشها و مناسبات پیچیده انسانی دارد. این اثر تلاش میکند با بهرهگیری از زبانی استعاری و فضایی نمادین، نسبت میان قدرت و انسان را در قالب یک خانواده روایت کند؛ روایتی که در عین سادگی، مخاطب را با پرسشهایی بنیادین درباره اختیار، سلطه، اخلاق و مسئولیت فردی روبهرو میکند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، اعضای خانوادهاش را در خانهای زندانی میکند؛ خانهای که در این نمایش تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است؛ جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی، ترس، آزادی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیتها را رقم میزنند و هر تصمیم، تعادل ظاهری این جهان بسته را بیش از پیش دستخوش تغییر میکند.
همزمان با آغاز اجراهای عمومی، جمعی از هنرمندان و فعالان حوزه تئاتر نیز به تماشای این اثر نشستند. در نخستین شب اجرای نمایش، شهروز دلافکار، بازیگر و کارگردان تئاتر، و بهنام حبیبی، نمایشنامهنویس و منتقد تئاتر، از مهمانان این اجرا بودند.
شهروز دلافکار پس از تماشای نمایش گفت: «خوی حیوانی» اجرایی جمعوجور، خوشریتم و سرشار از انرژی است. بازیگران با هماهنگی و تمرکز قابل توجهی روی صحنه حضور دارند و نتیجه، نمایشی منسجم و تأثیرگذار است. خوشحالم که فرصت دیدن این اجرا را داشتم و تماشای آن را به علاقهمندان تئاتر و دوستان هنرمند پیشنهاد میکنم».
در این نمایش امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری به ایفای نقش میپردازند؛ بازیگرانی که با تکیه بر بازیهای گروهی، ریتم مناسب اجرا و فضاسازی صحنه، روایت این نمایش را پیش میبرند.
دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامهریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس) و احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
نمایش «خوی حیوانی» این روزها در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه است و با توجه به استقبال مخاطبان در سه شب نخست، پیشبینی میشود اجراهای پیش رو با استقبال علاقهمندان همراه باشد.
علاقهمندان برای اطلاع از زمان اجراها، مشاهده جزئیات و تهیه بلیت این اثر میتوانند به صفحه اختصاصی نمایش «خوی حیوانی» در سایت تیوال مراجعه کنند.
بازیگر نباید سورئال بازی کند؛ باید در جهان نمایش زندگی کندزهرا پرهون بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» عنوان کرد که بازیگر در آثار سوررئال باید در جهان نمایش زندگی کند.زهرا پرهون، بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» که این شبها در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، در گفتوگو با خبرنگار صبا به تشریح رویکرد هنری خود در مواجهه با شخصیتپردازی و تحلیل جهان زیستِ این اثر به کارگردانی تارا برزی پرداخت.
پرهون درباره هویت پیچیده نقشی که بر عهده دارد، گفت: «شخصیتی که من بازی میکنم، شخصیتی است که نمیتوان بهراحتی برایش یک عنوان مشخص انتخاب کرد؛ شاید رسپشنیست باشد، شاید مدیر هتل، شاید گارسن، یا شاید همه اینها. او بهتنهایی تمام امور این هتل قدیمی را انجام میدهد؛ هتلی که انگار از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز، در زمان متوقف مانده و هنوز با همان نظم و قواعد خودش نفس میکشد.»
او با اشاره به پیوند عمیق میان شخصیت و مکان رویداد، ادامه داد: «برای من، این شخصیت بیش از آنکه یک شغل یا جایگاه مشخص داشته باشد، بخشی از هویت این مکان است؛ گویی سالهاست با این هتل یکی شده و حافظ نظم و تداوم آن است. وسواس، دقت و انضباطی که در انجام کوچکترین کارها دارد، صرفاً یک ویژگی رفتاری نیست، بلکه بخشی از منطق وجودی اوست؛ نظمی که در جهانی پر از ابهام، تنها چیزی است که هنوز پابرجاست. آنچه این نقش را برای من جذاب کرد، کیفیت حضورش بود. او شاید در ظاهر شخصیتی کمحرف و کمادعا باشد، اما حضورش در تمام لحظات جریان دارد و بر ریتم، انرژی و پیشبرد نمایش تأثیر مستقیم میگذارد.»
بازیگر نمایش «باران نم نم خواهد بارید» درباره چالشهای اجرایی و ضرورتهای حضور روی صحنه افزود: «از نظر اجرایی، حفظ ریتم صحنه یکی از مهمترین مسئولیتهای این شخصیت است؛ بسیاری از انتقالها، سکوتها، جابهجاییها و تغییر انرژی صحنه از مسیر او شکل میگیرد. به همین دلیل، این نقش بیش از هر چیز به دقت، زمانبندی، تمرکز و حضور مداوم نیاز دارد. جذابیت این شخصیت دقیقاً در همین ظرافتهاست؛ اینکه بدون تأکید و اغراق، بتواند جهان نمایش را زنده نگه دارد.»
او در مواجهه با اتمسفر سورئال نمایش و نحوه عبور از فضای واقعگرایانه توضیح داد: «به نظر من، بازیگر قرار نیست سورئال بازی کند. وظیفه ما این است که منطق جهان نمایش را بپذیریم و در همان جهان زندگی کنیم. اگر بازیگر به این منطق وفادار باشد، حتی موقعیتهایی که در نگاه اول غیرواقعی به نظر میرسند، برای مخاطب باورپذیر میشوند. نمایش ما درباره تنهایی انسان معاصر است؛ موضوعی کاملاً واقعی که در بستری سرد، انتزاعی و سورئال روایت میشود. برای همین سعی میکنم بهجای تأکید بر فرم، کیفیت حضور شخصیت را حفظ کنم؛ حضوری که از دل سکوت، نظم، ریتم و رفتار شکل میگیرد.»
پرهون درباره همکاری با تارا برزی و فرآیند رسیدن به لحن مشترک در اجراهای زنده گفت: «همکاری با تارا برزی برای من تجربهای مبتنی بر اعتماد و گفتوگوی مستمر بود. در تمرینها، بداههپردازی و طراحی دقیق میزانسن دو عنصر مهم در شکلگیری شخصیتها بودند و بسیاری از جزئیاتی که امروز روی صحنه دیده میشود، در دل همین فرآیند کشف شد. حالا که اجراها آغاز شده، نمایش به ساختار مشخصی رسیده است، اما تئاتر ذاتاً هنری زنده است و هیچ اجرایی دقیقاً شبیه اجرای شب قبل نیست. ممکن است کیفیت یک مکث، یک نگاه یا ریتم یک حرکت، متناسب با انرژی همان شب تفاوتهای ظریفی پیدا کند، اما این تغییرات همیشه در چهارچوب جهان نمایش و نگاه کارگردان اتفاق میافتد. هدف ما تغییر دادن اجرا نیست، بلکه زنده نگه داشتن آن در هر شب اجراست.»
او با تأکید بر سختیهای حفظ ریتم در لحظات سکوت و تعلیق بیان کرد: «به نظر من، مهمترین چالش، حفظ ریتم است. در این نمایش، ریتم فقط به دیالوگ مربوط نمیشود؛ ریتم حاصل نسبت درست میان سکوت، حرکت، کنش و واکنش است. اگر این نسبت به هم بخورد، حتی یک سکوت هم دیگر تأثیر خودش را نخواهد داشت. از آنجا که شخصیت من در حفظ ریتم و جریان نمایش نقش مهمی دارد، باید در تمام لحظات، حتی زمانی که دیالوگی ندارم، نسبت به اتفاقات صحنه و بازی دیگر بازیگران کاملاً هوشیار باشم. در کنار آن، مخاطب هم هر شب انرژی متفاوتی وارد سالن میکند و این از ویژگیهای تئاتر زنده است. هنر بازیگر این است که این انرژی را دریافت کند، اما اجازه ندهد کیفیت اجرا و ریتم نمایش دچار نوسان شود.»
زهرا پرهون در پایان، صداقت در بازیگری را کلید ارتباط با مخاطب دانست و تاکید کرد: «من معتقدم حتی در یک جهان سرد و انتزاعی، آنچه مخاطب را با نمایش همراه میکند، صداقت بازیگر است. اگر بازیگر بهجای نمایش دادن احساسات، آنها را در رفتار، سکوت و کنش شخصیت زندگی کند، تماشاگر راه خودش را برای ورود به جهان اثر پیدا میکند.
تلاش من این است که شخصیت را بدون قضاوت و با وفاداری به منطق جهان نمایش اجرا کنم. فکر میکنم وقتی بازیگر به حقیقت نقش وفادار باشد، مخاطب هم بدون اینکه چیزی به او تحمیل شود، با نمایش همسفر خواهد شد. در روزگاری که آدمها بیش از هر زمان دیگری تنهایی را تجربه میکنند، تئاتر هنوز یکی از معدود فضاهایی است که میتواند تجربهای مشترک خلق کند. امیدوارم «باران نمنم خواهد بارید» برای تماشاگر فقط یک اجرا نباشد، بلکه تجربهای باشد که بعد از خروج از سالن هم در ذهن و احساسش ادامه پیدا کند.»
خندهای که درد دارد! چند برداشت از نمایش «برای فروش»بعد از یک دوره رخوت، سالنهای تئاتر رمقی تازه یافتهاند و این روزها کار تماشایی کم یافت نمیشود؛ از جمله «برای فروش».
احمد رنجبر| سردبیر: «برای فروش» را علی تصدیقی بر اساس نمایشنامه سهند خیرآبادی کارگردانی کرده و در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه است. تماشای آن بهرغم برخی کاستیها توصیه میشود چون:
۱) نمایش از همان دقایق ابتدایی تماشاچی را وارد دنیای خود میکند و مقدمات اعصابخردکن ندارد. یک زن و شوهر برای فروش ملک پدربزرگ به ایران آمدهاند؛ اما شرط جد محترم، مرگ مستأجران سالخورده آن بوده است. سن آنها به ۱۳۰ سالگی تنه میزند؛ ولی قبراق هستند و زوج جوان مستأصل ماندهاند که با این آدمهای عجیب و شرایط پیچیده چه کنند.
۲) داستان نمایش سرراست است و خیلی زود شوخیهایش میگیرد. حتی اگر زیاده از حد عبوس باشید، بالاخره سگرمه مبارک در برابر دیالوگ و موقعیتهای خندهدار باز میشود. «برای فروش» البته اثری تمام کمدی نیست و فاصلهای معنادار با نمایشهای صرفاً خندهدار ایجاد کرده است.
۳) از دل خنده و فضای سرخوش نمایش، حرفهایی بیرون میآید که دردناک است. «برای فروش» برای نسل امروز دل میسوزاند و ویژگیهای مثبت نسل قدیم را یکسره نادیده نمیگیرد. حرفش این است که هر نسل باید خودش سرنوشت خودش را تعیین و این «خانه» را آباد کند. نمایش چنین مفاهیمی را باظرافت و در دل قصه منتقل میسازد و هر مخاطب با زاویه نگاه خود میتواند اقدام به برداشت شخصی کند و یا آنها را تعمیم دهد.
۴) بازیگران حضوری موفق روی صحنه دارند. نورا هاشمی و مهبد قناعتپیشه همان زوجی هستند که از هند به ایران آمدهاند تا به میراثی گرانبها دست یابند. دوئل ناتمام زنوشوهری و بگو – مگوی آنها به دل مینشیند و تا لحظه آخر بانشاط و جذاب است. هاشمی و قناعتپیشه اجرایی تمیز و پرانرژی دارند و میزان بالای حضور روی صحنه و فریاد و تحرک، اثر منفی روی بازیشان نمیگذارد. نادر فلاح بازیگری که چندی پیش با سریال «دروتخته» مخاطبان را با وجه کمدی خود آشنا کرد، خوب میخنداند. او خاک صحنه خورده است و مقابل چشم تماشاگران نقشها را زندگی میکند. «برای فروش» قدمی روبهجلوی دیگری برای این بازیگر است. مهرانه مهینترابی پس از سالها روی صحنه رفته است و هوشمندانه اکت و بیان شخصیت را در خدمت جذابیت او قرار داده. بازیگر ظاهراً کاری نمیکند؛ اما واقعاً همه کار میکند و به همین خاطر است که تماشاچی به واکنش و خنده میافتد. محمد معتضدی که با اجرای استندآپکمدی در «خندوانه» به شهرت رسید، روی صحنه «برای فروش» درخشان است. او را ابتدا در نقش پیرمردی آذریزبان میبینیم که میخواهد وصیتنامه را اجرایی کند. رفتار و گفتار بازیگر فراتر از کلیشهها است و همدلی سالن را تا انتها با خود دارد. معتضدی یک نقش دیگر هم ایفا کرده که جوانی است برازنده و همین فرصت مضاعفی است تا تماشاچی پی به توانمندیاش ببرد.
۵) «برای فروش» صحنهای پیچیده ندارد و با سادهترین ابزار فضایی باورپذیر از یک ساختمان عجیب و پرماجرای قدیمی ترسیم میکند. نور نیز در خدمت دکور است و موسیقی بر غنای کار میافزاید.
امین کشاورز در گفتوگو با پلاتو هنر مطرح کرد؛«+حقوق»؛ روایتگر نبرد ذهن انسان در قالب یک درخواست ساده استبه گزارش پلاتو هنر، نمایشنامهخوانی «+حقوق» به تهیهکنندگی و کارگردانی امین کشاورز، از تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه روی صحنه رفته است و ۱ و ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پستمدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدتزمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، میخواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقشخوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»؛ یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق به بهانه اجرای این نمایشنامهخوانی با امین کشاورز، تهیهکننده و کارگردان به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید.
امین کشاورز درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «+حقوق» عنوان کرد: ژرژ پرک، یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات نمایشی پست مدرن است ولی در ایران، کمتر شناخته شده است.
با انتخاب این متن، میخواستم یکی از سختترین و پیچیدهترین متنهای اجرایی پست مدرن را کار کرده باشم و از طرف دیگر، حرف مهم متن که یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق است را مطرح کنم.
این کارگردان درباره نسبت این نمایشنامه با شرایط امروز جامعه گفت: این نمایشنامه، فقط درباره شرایط امروز جامعه ایران نیست، بلکه روندی جهانشمول دارد. میتواند همه دوران و همه زمانی را دربرگیرد. کاراکترهای نمایش به نحوی درگیر مجموعه استدلالهای منطقی هستند. دقیقا مثل جامعه و هر انسانی که در هر زمانی، ممکن است درگیر این استدلالها در ذهن خود برای هر تصمیم، شود.
وعده اجرای صحنهای بعد از چند جلسه آموزش، به هنرجوی تئاتر آسیب میزند
امین کشاورز درباره نمایشنامهخوانی «+حقوق» تصریح کرد: این اثر در ادامه کلاسهای آموزشی است که برای نوجوانها برگزار و اجرا شد، سعی کردم روند مشخصی را برای کلاسها در نظر بگیرم و تا جای ممکن اصول حرفهای تئاتر را رعایت کنم. متاسفانه، روندی باب شده است که بعد از یک دوره آموزش کوتاه و بعضا چند جلسهای، اجرای صحنهای را به هنرجوها، قول میدهند ولی این اصل، فراموش میشود که هدف آموزش نیازمند گام به گام جلو رفتن است.
او ادامه داد: در این مدل که مواجهه یکباره هنرجو با اجراست، کمکی به او نمیشود و بعضا ضربه هم میخورد. برای همین سعی کردم در گام اول با نمایشنامهخوانی، ابتدا هنرجویان نوجوان را با محیط، شرایط و فضای نمایش و اجرا اماده کنم.
نوجوانان با متن پستمدرن، فراتر از یک نمایشنامهخوانی در صحنه ظاهر شدند
مخاطب در اجرای نمایشنامهخوانی «+حقوق» با چه تجربهای روبهرو خواهد شد؟
امین کشاورز اظهار کرد: مخاطب با یک متن بزرگسال و پست مدرن به شدت سنگین مواجه است که توسط نوجوانها، خوانش و اجرا میشود. این توضیح لازم است که ما سعی کردیم با پویاتر کردن حرکات و اضافه کردن بعضی اکتها به اجرا، فضای اثر از نمایشنامهخوانی صرف فاصله بگیرد. این کار باعث شد مخاطب عمیقتر ببیند، بشنود و در نهایت متن را بهتر درک کند.
این کارگردان درباره تغییرات در بازنویسی متن مطرح کرد: متن یک فضای جهانشمول دارد و نیازی به تغییر و یا آدابته کردن با فضای ایران را نداشت. در واقع تغییرات لازم، کوتاه کردن متن و روان کردن دیالوگها بود تا هنرجوها دیالوگها را راحتتر بگویند و مخاطب هم درک بهتری از متن داشته باشد.
آموزش تئاتر به نوجوانان باید از فضای کودکانه فاصله بگیرد
چرا اجرای این اثر را به گروهی از نوجوانان سپردید؟
امین کشاورز خاطرنشان کرد: این اثر پایان دوره کارگاه ایده تا اجرا بود و اینکه مواجهه نوجوانان و هنرجویان با متنهای سنگین به شکلی باشد که خود را در فضای حرفهای ببینند. آموزش متناسب با اجرای بزرگسال به هنرجوها داده میشود و قطعا هدف آموزش، تربیت نسل جدید تئاتر بود و به زعم من تا زمانی که فقط با این نسل، همسن خود و شرایط سنی برخورد شود، رشد و تجربه مفیدی، اتفاق نمیافتاد.
این کارگردان درباره چالش با نسل نوجوان گفت: تفاوت نسل، نوع دیدگاه خاص این نسل، بسیار متفاوت است و چالشهای بسیار زیادی را در پی دارد. به نظر من به خاطر نوع خاص فضاها و نوع آموزش که با نوجوانان مثل یک کودک برخورد میشود، در برخی از موارد مجبوریم آموزش را از اول شروع کنیم. چون این نسل آموزش صحیحی ندیدهاند، در صورتی که فضای حرفهای تئاتر، یک فضای بسیار جدی و بانظم است. این چالش نه فقط با نوجوانها بلکه با خانوادهها هم پیش میآید ،چون والدین هم به فضای کودکانه عادت کردند که بسیار از فضای اصلی تئاتر، دور است.
پشت یک درخواست ساده، نبرد ذهن انسان برای گرفتن حقش جریان دارد
امین کشاورز درباره تاثیر این نمایش بر تجربه هنری این نوجوانان بیان کرد: به نظر من تاثیر مثبت یک کار خوب و منظم، فقط برای نوجوانها نیست بلکه خانوادهها را هم تحت تاثیر قرار میدهد. توضیح ساده آن این است که کارهای پیشین نوجوانان، معمولا از کیفیت قابل قبولی برخوردار نبود و قطعا خانوادهها، چشم و سطح سلیقهای متناسب با آن کار را پیدا کردهاند. کارهای بیکیفیت بهشدت به سطح سلیقه نوجوان و خانواده ضربه میزند ولی در کارهایی که نظم حرفهای تئاتر وجود دارد و اجرا برای افراد بزرگسال اجرا میشود دیگر خبری از آن نگاه وجود ندارد، پس فرایند اجرا کاملا متفاوت میشود.
امین کشاورز در پایان گفت: بهتر است اشاره کنم که زیر متن اثر بسیار درخشان است. در ظاهر ما با یک درخواست اضافه حقوق مواجه هستیم، ولی متن حرف مهمتری را در لایههای زیر متن خود میزند. بحث استدلال، فرضیههایی که در ذهن یک انسان برای گرفتن حق طبیعی خود جریان دارد. حسهای مختلف و حالتهای بسیار متفاوتی که در طول یک عمر زندگی، بارها و بارها از ذهن همه ما گذشته و به زبان نیاوردیم.
عوامل نمایشنامهخوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیهکننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
گزارش تصویری نمایش «مغازه خودکشی»نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی، بر اساس کتاب «مغازه خودکشی» با ترجمه احسان کرمویسی و به کارگردانی حسین نصیری، با تهیهکنندگی سید محمد میرمحمدی، این روزها در عمارت هما، سالن ۱ روی صحنه است.
در این نمایش داوود گراوند، مهتاب کیوانجو، آرزو صراف رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، آرزو اکبری، محمدجواد الهدادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخیپور، فاطمهزهرا باغچیقی و کیان مؤید به ایفای نقش میپردازند.
«مغازه خودکشی» با فضایی انیمیشنی، داستان خانواده «تواچ» را روایت میکند که نسلهاست مغازهای عجیب را اداره میکنند؛ اما تولد فرزند متفاوت این خانواده، مسیر زندگی و کسبوکار آنها را دگرگون میکند. این اثر در بیستونهمین جشنواره تئاتر استان تهران موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه اول کارگردانی، جایزه اول بازیگری مرد، جایزه اول بازیگری زن، جایزه اول طراحی لباس و جایزه اول طراحی گریم شده است.
عکاس: محمد زارع
حسین نصیری در گفتوگو با سینما رسانه:طنزِ مغازه خودکشی ؛ ابزار فرار از تلخی نیست!به گزارش سینما رسانه، نمایش «مغازه خودکشی» به کارگردانی حسین نصیری که این شبها در سالن شیشهای عمارت هما روی صحنه است، تلاش میکند تا یکی از دشوارترین مضامین ادبیات مدرن را به صورت فانتزی و انیمیشنوار روی صحنه ببرد.
این نمایش بر اساس رمانی با همین عنوان (Le Magasin des suicides) اثر ژان تولی، نویسنده فرانسوی شکل گرفته است که نخستینبار در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و از آثار شناختهشده در فضای ادبیات ایران به شمار میرود که با ترجمههای متعددی در دسترس علاقهمندان قرار دارد، در این میان اما ترجمه احسان کرمویسی از نشر چشمه از نسخههای پرمخاطب این اثر ادبی محسوب میشود؛ نسخهای که تبدیل به متن نمایش «مغازه خودکشی» شده است.
حسین نصیری درباره بزرگترین چالش تبدیل این رمان به اجرا روی صحنه گفت: «بزرگترین چالش، انتقال جهان ذهنی کتاب به زبان صحنه بود. این اثر در اصل با تخیل خواننده کامل میشود اما تئاتر ناچار است همهچیز را عینی کند. ما باید کاری میکردیم که نه تنها داستان گفته شود، بلکه فضای مرگمحورِ طنزآلود هم حس شود. این یعنی طراحی صحنه، ریتم بازی و حتی میزان اغراق بازیگران باید طوری تنظیم میشد که مرگ در اثر، واقعی نباشد بلکه یک کُد فرهنگی و استعاره باشد. همین مرز، سختترین بخش کار بود.»
او در پاسخ به این پرسش که چگونه تعادل میان مرگطلبی و امید را حفظ کرده است، بیان کرد: «ما از ابتدا تصمیم گرفتیم به جای اینکه بین این دو قطب انتخاب کنیم، آنها را همزمان زنده نگه داریم. در این اثر، طنز یک ابزار فرار از تلخی نیست؛ خودش بخشی از تلخی است. برای همین ریتم نمایش طوری طراحی شد که هر لحظهای که تماشاگر به سمت تاریکی کشیده میشود، یک شکاف کوچک از زندگی و امید باز شود—نه به شکل شعار، بلکه به شکل رفتار انسانی، نگاه، یا یک مکث ساده. هدف این بود که تماشاگر خسته یا دلزده نشود، بلکه مدام بین دو حس معلق بماند؛ درست مثل خود زندگی.»
این هنرمند درباره میزان وفاداری به شخصیت «آلن» و دخالت نگاه شخصیاش گفت: «آلن در متن اصلی یک نماد است اما روی صحنه اگر فقط نماد بماند، بیاثر باقی میماند. ما سعی کردیم به او جسم و خون بدهیم. یعنی وفاداری به هسته شخصیت حفظ شد—او حامل تغییر و روشنایی است—اما در جزئیات رفتاری، لحن و حتی مکثها، نگاه شخصی من و برداشت بازیگر وارد شد. در واقع ما آلن را بازنویسی نکردیم، بلکه او را قابل زندگی کردن روی صحنه کردیم.»
کارگردان نمایش «مغازه خودکشی» درباره پیام این اثر برای مخاطب امروز بیان کرد: «اگر بخواهم صادقانه بگویم، این نمایش قرار نیست جواب بدهد؛ قرار است سوال ایجاد کند. در زمانهای که فشار، اضطراب و ناامیدی در لایههای مختلف زندگی وجود دارد، این اثر یادآوری میکند که تاریکی همیشه مطلق نیست. تماشاگر وقتی از سالن بیرون میرود، شاید با جواب قطعی بیرون نرود، اما اگر حتی یک لحظه با خودش فکر کند که میشود جور دیگری هم دید، برای ما کافی است.»
نصیری در پایان سخنان خود با جمعبندی نگاهش به نمایش تأکید کرد: «برای من «مغازه خودکشی» درباره مرگ نیست؛ درباره انتخاب نگاه به زندگی است. ما سعی کردیم روی صحنه یک جهان بسازیم که هم خنده داشته باشد، هم تلخی و مهمتر از همه صادق باشد. اگر تماشاگر در پایان اجرا حتی برای چند ثانیه مکث کند و به زندگی خودش دوباره نگاه کند، یعنی تئاتر کار خودش را درست انجام داده است.»
زندگی ادامه دارد؛ در حالی که نه چیزی حل شده و نه بحران به پایان رسیدهگاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است.«باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. او میگوید این اثر درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تاملبرانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است از حافظه، فقدان و مرز باریک میان زندگی و مرگ.» از حضور آرش دادگر به عنوان مشاور کارگردان بهره میبرد. هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی بیش از هر چیز به نثر جادویی و داستانهای سورئالش شهره است و این دو ویژگی، بیش از هر ویژگی دیگری، را نویسندهای منحصربهفرد کرده است. تارا برزی، کارگردان نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که نمایشنامه شهرام احمدزاده را چگونه تبدیل به اثری صحنهای کرد تا فضای سورئال و رازآلود الهامگرفته از جهان موراکامی در قالب اجرا دیده شود؟ گفت: «سورئالیسم در جهان موراکامی از ایجاد شکاف در واقعیت آغاز میشود، درواقع، بی آن که نمایش وارد سورئالیسم آشکار شود، مرز میان خاطره، اکنون و معنا، آرام آرام محو میشود. در این اثر، منطق همچنان واقعی است؛ فقط لایههای ناخودآگاه آرامآرام به سطح میآیند. اینجا جهان، کاملا واقعی است: هتل، باران، دو غریبه، گفتوگو؛ آنچه اهمیت دارد سفر درونی شخصیتهاست نه اتفاقات بیرونی. اتفاقی میافتد که نظم ذهن شخصیت را به هم میریزد. از این لحظه جهان دیگر کاملا واقعی نیست و من فکر کردم در این اجرا، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره است که میتواند چنین فضایی را تداعی کند.»
او در پاسخ به این که چالش اصلیاش با تبدیل مفاهیم انتزاعی موجود در متن به زبانی بصری و اجرایی چه بود؟اشاره کرد: «همانطور که گفتم، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره، میتوانست این مفاهیم را در صحنه زنده کند؛ اینجا سکوت به معنای مکث نیست. حافظه هم خطی نیست. آدم ناگهان وسط یک جمله متوقف میشود، بعد ادامه میدهد، بعد چیزی به خاطر میآورد، بعد نظرش عوض میشود. این یعنی ریتم حافظه، خطی نیست. اگر بازیگرها این ریتم را پیدا کنند، دیگر لازم نیست مدام سکوت کنند. اشیایی که شخصیت با آنها زندگی کرده است و تکرار. تکرارها فقدان را نشان میدهند بدون آنکه کسی درباره آن حرف بزند.»
این کارگردان تئاتر در توضیح این که تولید یک اثر نمایشی در تئاتر خصوصی یا نیمهخصوصی با چه چالشها و محدودیتهای اجرایی همراه است، افزود: «به نظرم در چنین روزهای دشواری چندان نمیتوان از چالشهای تولید تئاتر گفت؛ چالشهایی که ذات فرآیند تولید تئاتر نهادینه شده است. البته که بارها و بارها نیز بازگو شده و با حرکتی لاکپشتوار تلاش شده است تا جای ممکن مرتفع شود. اساسیترینش این که تئاتر همواره، به شکل عام در سطح جامعه و به شکل خاص در حوزه فرهنگی، اولویت چندم بوده است. در همین نمایش، من طراحی صحنه متفاوتی داشتم اما به علت اجرا شدن دو نمایش در یک شب در یک سالن و با اختلاف کمتر از یک ساعت، رو به مینیمالیسم آوردم که البته بد نشد و باید گفت یک انتخاب زیباییشناختی شد نه یک اجبار.»
تارا برزی که از حضور زهرا پرهون، فروزان حسینی و محمد دهملایی به عنوان بازیگر اسفاده میکند در پاسخ به این که آیا برای هدایت بازیگران در مسیر رسیدن به نقش با چالشی در طول تمرین مواجه بود؟ گفت: «هدایت بازیگر در اینجا، هدایت کشفی است. بازیگر به صورت کنترلشده رها میشود تا به کشف برسد. شاید در ابتدا از هدایت احساسی و هدایت فرمی استفاده شود ولی در کشف است که بازیگر و حتی کارگردان به نتیجه میرسند. کارگردان همراه با بازیگر، مسیر را طی میکند تا با هم به نتیجه برسند. در این اثر و متن، زندگی درونی بازیگر یعنی حرکت اصلی از ذهن و احساس شخصیت رخ میدهد و بعد بدن به حرکت درمیآید. ما اینجا باید واقعیتهای درونی یک انسان را به نمایش بگذاریم؛ با هدایت احساسی که اینجا دلت میشکند یا آنجا غمگین میشوی و یا این که با هدایت فرمی و میزانسنی، ما فقط به درونی تهی میرسیم. حتی سکوت در این اثر از جریانی درونی تغذیه میشود.»
او در مورد حضور آرش دادگر، کارگردان شناختهشده تئاتر به عنوان مشاور کارگردان و نقش و تاثیر او در مدیریت چالشهای اجرایی، برقراری توازن میان فرم و محتوا و رسیدن به انسجام نهایی در اجرا گفت:«مشاور من، آرش دادگر، جهانبینی و شیوه اجرایی مشخص خود را دارد که ازجمله شامل ساختار و طراحی صحنه، بدن بازیگر، میزانسن، ریتم و انرژی بیرونی و فاصله گرفتن از احساسگرایی مستقیم و... است. دغدغههای من در این اثر به عنوان کارگردان؛ سکوتهای معنادار، ابهام به جای پاسخ، تغییرات درونی شخصیت، اعتماد به تماشاگر و مینیمالیسم در اجرا بود. در مورد مینیمالیسم در اجرا سریع به نتیجه رسیدیم و در مورد بقیه موارد آرش دادگر سعی در درک این موارد داشت چرا که مجبور نبود مثل من فکر کند. او میدانست چه زمانی نباید در هویت اثر دخالت کند. مطمئنا با سلیقه شخصیاش متفاوت است و سعی نکرد اثر را شبیه آثار خودش کند و «البته ردپایی از خودش به جا گذاشت.» به عبارتی پی برد نمیتواند جهان موراکامی را به جهان خودش تبدیل کند. موراکامی نتیجه نمیگیرد، او شخصیت را در درون خودش رها میکند، در جایی که زندگی ادامه دارد، در حالی که نه هیچچیز حل شده و نه بحران به پایان رسیده است.»
تارا برزی در پایان در پاسخ به این که چرا تماشاگر باید به تماشای این اثر نمایشی بنشیند، گفت: «همه ما چیزی را از دست دادهایم که هنوز در زندگیمان حضور دارد. گاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است. «باران نمنم خواهد بارید» درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند. نمایشی آرام، شاعرانه و عمیق، برای کسانی که دوست دارند بیش از تماشا، تجربه کنند و اگر اهل پرسش باشند، این نمایش ناامیدشان نخواهد کرد.»
نمایش "مرثیه ای برای سه دلقک" با کارگردانی مشترک سارا حدادی و مصطفی پوریوسف در استانبول به روی صحنه میرود."مرثیهای برای سه دلقک" در استانبول روایت می شود.«مرثیهای برای سه دلقک» روایتی استعاری از انتخاب، هویت و تعلق است؛ جایی که سه شخصیت در آستانه تصمیمی قرار میگیرند که هیچ پاسخ سادهای برای آن وجود ندارد. میان ماندن و رفتن، عشق و بقا، هر انتخاب بهایی دارد و هر سکوت، پرسشی تازه میآفریند.
در خلاصهی داستان چنین آمده است: " شاید هیچ تصمیمی درست یا غلط نباشد؛ فقط هر انتخاب، مرثیهای برای چیزی است که پشت سر میماند."
در این اثر نمایشی امیر جنانی، ساغر تاجیک و مصطفی پوریوسف ایفای نقش میکنند. این نمایش تعاملی، مخاطب را تنها به تماشای یک داستان دعوت نمیکند؛ او را به بخشی از این مواجهه تبدیل میکند تا شاید پاسخ خود را به یکی از دشوارترین پرسشهای زندگی پیدا کند.
این گروه فعال نمایشی پیشتر در ترکیه با نمایش هایی نظیر " بخش زنان"، " بندناف"، "خوب باش" فعالیت تئاتری ایرانیان در خارج از ایران را ادامه دادند. اجرای نمایش
" مرثیهای برای سه دلقک" جمعه ۰۲ مرداد اجرای خود را در استانبول آغاز خواهد کرد.
اعلام اجراهای مرداد؛ ۹ نمایش در تماشاخانه مهرگان به صحنه میروندخانه نمایش مهرگان همزمان با آغاز ماه مرداد میزبان ۹ اثر نمایشی در سه سالن این مجموعه میشود.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه، خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای اجرایی خود و با هدف حمایت از تولیدات نمایشی مستقل، ایجاد فرصت برای حضور گروههای مختلف تئاتری و گسترش تنوع در برنامههای اجرایی، مرداد ۱۴۰۵ را با اجرای ۹ اثر نمایشی در سه سالن خود آغاز میکند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان میزبان نمایشهای «سه سانتی» به کارگردانی حسین میلانی در ژانر کمدی، «بزم پادشاه پروانه» به کارگردانی امیرحسین سرخیان با رویکرد دیجیتال، «شیش و بش» به کارگردانی عبدالرضا اکبری در گونه کمدی و «طبقه اضافی ۲» به کارگردانی سلکان سامنی با فضایی کمدی - اجتماعی است.
در سالن شماره ۲ نیز نمایشهای «برلین» به کارگردانی متین فرهنگ در ژانر درام اجتماعی و «فقط خدا» به کارگردانی محمود رشیدی با رویکردی روانشناختی روی صحنه میروند.
همچنین سالن شماره سه خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی با نگاهی اقتباسی به اثر شناختهشده ویلیام شکسپیر، «مِیِت» به کارگردانی سپهر واعظیان در ژانر تریلر روانشناختی و «اگر گربه را ببینم» به کارگردانی ارشیا پورهاشمیان ویژه مخاطبان کودک و نوجوان با فضایی کمدی - فانتزی خواهد بود.
خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای خود تلاش کرده است با میزبانی از آثار متنوع و فراهمکردن بستری برای حضور هنرمندان جوان و حرفهای، سهمی در پویایی جریان تئاتر خصوصی کشور داشته باشد. برنامه مرداد این مجموعه نیز در همین راستا و با هدف گسترش ارتباط میان هنرمندان، گروههای نمایشی و مخاطبان تئاتر طراحی و برنامهریزی شده است.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از زمان و ساعت اجراها، دریافت اطلاعات تکمیلی و تهیه بلیت نمایشهای این مجموعه، به صفحه اختصاصی خانه نمایش مهرگان در تیوال مراجعه کنند.
در گفتگو با آنا مطرح شددر «باران نمنم خواهد بارید» رنج، مستقیم بیان نمیشودبازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود بلکه در سکوتها و رفتارهای ظریف شخصیتها خودش را نشان میدهد.
فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی میکنم، زنی است که سالها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی که ریشه در کودکی او دارد و هنوز بر انتخابها، روابط و نگاهش به جهان تأثیرگذار است. جذابیت این نقش برای من در این بود که این رنج هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود، بلکه در سکوتها، مکثها و رفتارهای ظریف شخصیت، خودش را نشان میدهد.»
این بازیگر درباره نحوه مواجهه با فضای سورئال نمایش و حفظ پیوستگی اجرا، توضیح داد: «تلاش میکنم موقعیت و احساس شخصیت را کاملاً واقعی تجربه کنم. وقتی احساس واقعی باشد، جهان سورئال نمایش هم برای مخاطب باورپذیر میشود. برای من ورود به این فضا بیشتر از طریق ریتم، سکوتها و تمرکز روی لحظه اتفاق میافتد.»
او تعامل با تارا برزی در مقام کارگردان برای رسیدن به نگاهی مشترک در اجراها را مثبت ارزیابی کرد و گفت: «تارا برزی از همان ابتدای تمرینها نگاه مشخصی نسبت به جهان نمایش داشت، اما در عین حال فضای گفتوگو و کشف را برای بازیگر باز میگذاشت. در طول اجراها هم مدام جزئیات را مرور میکنیم و اگر تغییری قرار باشد اتفاق بیفتد، در راستای حفظ جهان اثر است، نه صرفاً متفاوت بودن. همین گفتوگوی مداوم باعث شده نقش همچنان زنده و پویا بماند.»
بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در پاسخ به پرسشی درباره چالشهای حفظ تمرکز در لحظات تعلیق و انرژیِ متغیر مخاطبان، سکوت را عنصری فعال در این اثر خواند و گفت: «هر دو چالش وجود دارد، اما فکر میکنم تفاوت انرژی مخاطبان جذابترین بخش اجرای زنده است. سکوت در این نمایش یک عنصر فعال است و اگر تمرکز از بین برود، تأثیر آن هم از دست میرود. در عین حال، هر شب مخاطبان واکنش متفاوتی دارند و همین باعث میشود هر اجرا تجربهای تازه باشد.»
حسینی در پایان با تأکید بر لزوم صداقت در بازیگری به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و فضای انتزاعی نمایش بیان کرد: «فکر میکنم صداقت مهمترین ابزار بازیگر است. اگر احساسات شخصیت را بدون تصنع و با باور اجرا کنم، مخاطب حتی در فضایی انتزاعی هم میتواند با او همدلی کند. هدف من این است که فضایی ایجاد شود که هر تماشاگر بتواند تجربه و برداشت شخصی خودش را از نمایش داشته باشد. این نقش برای من صرفاً یک شخصیت نمایشی نیست؛ سفری است به لایههایی از انسان که شاید در زندگی روزمره کمتر فرصت دیدنشان را داشته باشیم. اگر نمایش بتواند حتی برای لحظهای مخاطب را به تأمل درباره خاطره، تنهایی و امید دعوت کند، فکر میکنم به هدفمان رسیدهایم.»
دهملایی: بازیگر باید جزیره تنهایی شخصیت را حفظ کندمحمد دهملایی، بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» با اشاره به چالشهای بازی در فضایی انتزاعی و مینیمالیستی گفت: بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند و با تمرکز بر زیرمتن، سکوتها و مفاهیم اثر، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ محمد دهملایی بازیگر تئاتر این شبها با نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی تارا برزی در سالن استاد انتظامی روی صحنه است.
دهملایی که با درکی عمیق از اتمسفر سرد و فضای مینیمالیستی این اثر، چالشهای بازیگری در چنین بستری را واکاوی کرده است، درباره شخصیت خود در این نمایش میگوید: «نقش یک نویسنده گوشهگیر به اسم جان را ایفا میکنم که موقع نگارش اثر جدیدش به یک گره فکری برخورد کرده است.»
او با اشاره به دشواریهای مواجهه با جهان انتزاعی اثر و حفظ ارتباط با تماشاگر در عین رعایت ایجاز نمایشی میافزاید: «با تمرکز روی زیرمتن و مفهوم و ارجاعات نمایش، میتوان بر فضای جاری غلبه کرد و آن را به شکلی ملموس برای مخاطب بازتعریف کرد. در واقع، آنچه به این فضای انتزاعی جان میبخشد، نه تکیه بر دیالوگهای پرطمطراق، که توجه به عمق مفاهیمی است که در پسِ هر سکوت نهفته است.»
این بازیگر همچنین درباره فرآیند همکاری با تارا برزی و نحوه تعامل گروهی برای تحقق نگاه کارگردان در مقام خالق اثر تصریح میکند: «هم من و هم کل گروه تعامل بسیار خوبی با ایشان داریم. نگاه تارا برزی به متن، نگاهی جستوجوگرانه و در عین حال دقیق است. مثل روند خلق هر اثر هنریِ اصیل، ما همواره مشغول بازنگری و اعمال تغییرات جزئی هستیم تا روح اثر در هر اجرا زندهتر و پویاتر از شب گذشته جریان یابد.»
به گفته دهملایی، یکی از چالشهای اصلی در نمایشهایی با فرم انتزاعی، حفظ ریتم درونی و تمرکز بر جزئیات رفتاری در مواجهه با انرژی غیرقابل پیشبینی مخاطبان است. او میگوید: «بهخاطر ویژگیهای خاص این نمایش و ساختار بهشدت درونی آن، حفظ تمرکز بر متن و اجرا، انرژی بهمراتب بیشتری طلب میکند. در واقع، بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند.»
این هنرمند با اشاره به اهمیت صداقت در بازیگری و چگونگی ایجاد پیوند حسی میان تماشاگر و شخصیتهایی که در فضایی سرد و غریب زندگی میکنند، توضیح میدهد: «هرچه تلاش برای زیستن در شرایط دشوار کاراکتر بیشتر باشد، تماشاگر بیشتر همذاتپنداری میکند و پیوند حسی با او مستحکمتر میشود. هدف نهایی ما این است که مخاطب، نمایش را نه به مثابه یک ساختار انتزاعی بیگانه، بلکه به عنوان تجربهای انسانی و مشترک درک کند؛ تجربهای که او را به لایههایی از خود و خاطراتش بازمیگرداند.»
محمد دهملایی در پایان سخنانش میگوید: «نمایش «باران نمنم خواهد بارید» کوششی است برای گشودن دریچهای تازه به جهان پر ابهام انسان معاصر؛ نمایشی که در آن سکوت، بلندتر از فریاد سخن میگوید و مخاطب را در تعلیقی میان واقعیت و خیال با خود همراه میسازد.»
نمایش «باران نمنم خواهد بارید» هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد انتظامی روی صحنه است و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این اثر به سایت تیوال مراجعه کنند.
گیتیخامنه، مجری پیشکسوت شما را به دیدن این نمایش دعوت میکند؛نمایش «کلوچههای خدا» میزبان کودکان و خانوادههانمایش «کلوچههای خدا»، بر اساس کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریفزاده، دوباره به صحنه مرکز تئاتر کانون بازگشته است. در خلاصه این نمایش آمده است: خرس کوچولو در سفری پر از شگفتی، معنای مهربانی، همدلی و دوستی را کشف میکند؛ قصهای شیرین که هم کودکان را سرگرم میکند و هم لبخند را به چهره بزرگترها میآورد.
گیتیخاننه، مجری پیشکسوت کودک و نوجوان از هانوادهها خواستهها بچهها را به تماشای این نمایش زیباببرند.
زماناجرای این نمایش تا پایان مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران خواهد بود.
منبع: پایگاه خبری کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودک و نوجوان
دور دوم نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی از ۳۱ تیرماه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.دور دوم «هملت قاتل» در خانه نمایش مهرگاننمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر شهر و اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر ETHOS، در دور دوم اجراهای خود، از چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه نمایش مهرگان میزبان مخاطبان میشود. تهیه کنندگی این اثر نمایشی را سمیه طیبی بر عهده دارد.
علی یعقوبی تنها بازیگر این دور از اجراهای این نمایش ۴۰ دقیقهای است. این اثر نمایشی در دور اول اجراهای خود با بازی خود مسعود طیبی روی صحنه رفته بود.
«هملتِ قاتل» روایت معاصر و فشردهای از تراژدی شکسپیر است که مناسبات قدرت، خشونت نمادین، و مسئولیت فردی را در بستر شهریِ امروز بازمیسنجد. اجرا با طراحی صحنه مینیمال و تمرکز بر بازی بازیگر و موسیقی/افکتهای آکوستیک، تجربهای نزدیک و پرتنش برای تماشاگر رقم میزند.
دیگر عوامل این این نمایش عبارتند از گروه کارگردانی: سپهر رضایی، یاس یابندهذر، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صحنه: مسعود طیبی، طراح لباس: علیرضا بهروز، طراح ماسک، ساخت ماسک، قطعات: بتثابه نعیمائی، میکس و مسترینگ موسیقی: محمدجواد بهروز، عکاس: علیرضا آذری راد، طراح پوستر: محمدجواد بهروز، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی و مجری طرح: آکادمی هنرهای نمایشی میزانسن.
پیش فروش ۳ روز نخست دور دوم «هملت قاتل» با ۲۵٪ تخفیف در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش میتوانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.
اجرای آغازین این اثر نمایشی چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۵ در خانه نمایش مهرگان، سالن شماره ۳ روی صحنه خواهد رفت.
یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛روایتی کوتاه از یک تخریب و نوسازی «بزم پادشاه پروانه» اینبار متفاوت اجرا میشودکارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه گغت: تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و بیشتر به جای فروش یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید به مخاطب تقدیم کنیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیرحسین سرخیان، طراح و کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه» به مناسبت باز اجرای این اثر با ایلنا گفتگویی کوتاه داشت.
در خلاصه این اثر که سینا سلیمی نویسنده آن است، آمده: سفر دو طبیعت گرد به جنگلی خیالی و ورود به جهان کابوس وار امپراطوری پادشاه پروانه.
سرخیان با اعلام خبر اجرای مجدد نمایش «بزم پادشاه پروانه» گفت:
گیمرها برای بازیهای قدیمی اصطلاحی دارند؛ آنها میگویند وقتی یک بازی، بعد از مدتها با گرافیک بهتر، مهرههای بهتر، کنش و واکنشهای بهتر و حتی طراحی بهتر، به روز میشوند به این اتفاق «remake» میگویند. با این حساب شاید در رابطه با نمایش بتوان گفت؛ ما در واقع تخریب و نوسازی کردهایم.
سرخیان درباره دلایل باز اجرای نمایش نیز گفت:
از آنجایی که اسم من برای اولین بار در بخش کارگردانی قرار گرفته نمیخواستم زمانهای طلایی را از دست بدهم.از طرفی اگر میخواستیم در سالنهای برتر تهران اجرا داشته باشیم، چارهای جز ساعت ۶ عصر به بعد نداشتیم و خب این ساعت نسبت به ژانر و طراحی اثرم (که در تهران کمتر تجربه شده) مناسب نبود. همچنین در چنین ساعتی، رسیدن به اجرای ما، برای مخاطبان غیر حرفهای تئاتر و افرادی که هدفشان صرفا لذت بردن است، بسیار دشوار بود. بنا به همین دلایل بعد از موفقیتهای نسبی و با سختیهای پیش آمده (از طرح ترافیک گرفته تا نداشتن تجهیزات کامل و غیره) تصمیم گرفتیم دور دوم اجراها را داشته باشیم.
او درباره تغییرات صورت گرفته در نمایش برای دور دوم اجراها گفت:
نمیتوانم بگویم بخش خاصی تغییر کرده چون نوسازی به طور کامل انجام شده است. ما از ساده ترین موارد، تا brand book و لوگوسازی را تغییر دادهایم. حتی ریزترین کنشهای صحنه تغییر کرده؛ تا آنجا که در مقطعی تصمیم داشتیم نام نمایش را هم تغییر دهیم.
او در پاسخ به این سوال که ضعفهای اجرای قبل را چه مواردی میداند، توضیح داد:
نمیتوان کلمه ضعف را به کار برد؛ زیرا ضعف از نظر هر شخص و در هر نقطهای، متفاوت خواهد بود. ما طی اجراها، بیشتر با موانع مواجه بودیم تا اینکه ضعفهایی داشته باشیم. بنابراین تلاش ما بیشتر برای برداشتن موانع بود و در ادامه نیز توانستیم به آنچه در ذهن داشتیم نزدیکتر شویم.
کارگردان نمایش «جهان بزم پادشاه» بیان کرد:
این اثر به اندازهای بزرگ است که من گاهی به نویسنده کار میگویم باید قسمتهای جدید داشته باشد؛ چرا که نگاه این نمایش قابل تغییر نیست، اما در عوض میتوان بازتر و کنجکاوانهتر، در این رابطه صحبت کرد؛ همانند جهان سریال «ارباب حلقهها» یا فانتزیهای دیگر که مخاطبان در سینما تماشا کردهاند.
این فعال عرصه تئاتر در پاسخ به این سوال که برای تیم اجرایی چه مواردی اولویت بودهاند، خاطرنشان کرد:
تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و به جای تلاش برای فروش بیشتر یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید را تقدیم مخاطبان نماییم.
او با اشاره بر اینکه اجرای دوباره یک اثر همیشه خطر مقایسه با نسخه قبلی را به همراه دارد، گفت:
اتفاقا تیم ما به دنبال همین موضوع است و از چنین مقایسهای استقبال میکنیم. مخاطب باید بداند هر نمایش یا اثر اگر یک گروه همدل و منسجم باشد و حمایت شود تا چه اندازه امکان پیشرفت دارد، اتفاقا ما آمدهایم که بگوییم بسیار بهتر و حرفهای تر بازگشتیم.
امیرحسین سرخیان در پاسخ به این سوال که از مخاطبان پس از اجرای اثرش چه توقعی دارد، گفت:
قطعا یک حس جدید. دوست داریم بشنویم که یک تجربه جدید و یک حس جدید دریافت شده است. مطمئنم این اتفاق خواهد افتاد.
او در پایان بیان کرد:
قطعا مخاطب با یک تجربه نمایشی جدید مواجه خواهد شد. او پس از دیدن نمایش در رابطه با آموختهای که از ارتباطات بین افراد نادیده گرفته شده، در یک جریان فانتزی به اوج روابط رئال میرسد و در اینباره صحبت خواهد کرد.
نویسنده نمایش در گفتگو با آنا«بزم پادشاه پروانه» با روایت ترس، تنهایی و جستوجوی معنا روی صحنه میرودسینا سلیمی معتقد است «بزم پادشاه پروانه» از دل دغدغههای امروز متولد شده، اما مفاهیمی چون ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا، فراتر از زمان و جغرافیا هستند و میتوانند با هر مخاطبی ارتباط برقرار کنند.
سینا سلیمی، نویسنده نمایش «بزم پادشاه پروانه» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شکلگیری ایده این اثر و بازنویسی آن برای اجرای دوباره، گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از یک داستان آغاز نشد؛ از یک تصویر آغاز شد. تصویری که مدتها در ذهنم ماند و مرور شد و بهتدریج شخصیتها، روابط و جهان نمایش را با خودش آورد.
او درباره تغییرات نسخه جدید نمایش پس از اجرای نخست، اظهار کرد:
بعد از اجرا، بیشتر از اینکه متن را بازنویسی کنم، دوباره به آن گوش دادم. اجرای اول به من نشان داد بعضی لحظهها هنوز ظرفیت بیشتری برای نفس کشیدن دارند. تغییرات نسخه جدید بیشتر در مسیر عمیقتر شدن روابط و دقیقتر شدن ریتم نمایش بود، نه تغییر کلی جهان آن.
سلیمی در پاسخ به سوالی درباره محو شدن مرز میان واقعیت و استعاره در این نمایش، بیان کرد:
از ابتدا تصمیم نداشتم مرز روشنی میان واقعیت و استعاره بکشم. جهان نمایش خودش این مرزها را کمرنگ کرد. وقتی شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که با منطق روزمره قابل توضیح نیست، استعاره دیگر یک ابزار نیست؛ بخشی از واقعیت آن جهان است.
این نویسنده درباره آنچه دوست دارد پس از پایان نمایش در ذهن مخاطب باقی بماند، گفت:
پاسخها عمر کوتاهی دارند؛ پرسشها ماندگارترند. دوست دارم نمایش، به جای یک جواب، پرسشی را با تماشاگر به خانه بفرستد.
او درباره تعامل نویسنده و کارگردان در روند تولید این اثر نیز توضیح داد:
تمرینها برای من ادامه نوشتن بودند. متن در طول تمرین تغییر کرد، اما نه برای اینکه عوض شود؛ برای اینکه دقیقتر شنیده شود. هر اجرا چیزهایی را به نویسنده یادآوری میکند که پشت میز نوشتن دیده نمیشوند.
سلیمی در معرفی «بزم پادشاه پروانه» به مخاطبانی که هنوز آن را ندیدهاند، عنوان کرد:
«بزم پادشاه پروانه» دعوتی است به سفری میان رؤیا و واقعیت؛ جایی که هیچچیز آنقدر که به نظر میرسد، قطعی نیست.
او درباره جهانشمول بودن دغدغههای این نمایش نیز گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از دل امروز متولد شده، اما دغدغههایی مثل ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا به زمان یا جغرافیای خاصی تعلق ندارند. اگر نمایش بتواند این دغدغههای انسانی را صادقانه روایت کند، میتواند در هر زمان و برای هر مخاطبی معنا پیدا کند.
سینا سلیمی در پایان، در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد مخاطب تنها یک جمله از نمایش را با خود به خانه ببرد، آن جمله چه باشد، گفت:
اگر قرار باشد فقط یک جمله با مخاطب بماند، دوست دارم این باشد: «گاهی برای عبور از رنجهای بیرون، باید از مرزهای درونمان عبور کنیم.»
«مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به صحنه میرودنمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به کارگردانی مرجان آقانوری از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانهای، نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از تجربه همکاری او با فواد امیری در نمایش «هتل»، از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران اجرای عمومی خود را آغاز میکند.
تهیهکنندگی این نمایش را فواد امیری بر عهده دارد و خانه تمرین شمس بهعنوان مجری طرح، این پروژه را همراهی میکند.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به طراح نور: رضا خضرایی، آهنگساز و خواننده: فواد امیری، طراح صحنه: مرجان آقانوری، طراح لباس: مهتاب شاهلو و طراح موشنگرافی و تصاویر: سهیل صادقی اشاره کرد.
علاقهمندان میتوانند جهت خرید بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
در نشست نقد و بررسی؛«امپاس» از ایدهای منسجم تا اجرایی که جهان خودش را میسازد.نشست نقد و بررسی نمایش «امپاس»با حضور محمد مساوات، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، و مجتبی کریمی، نویسنده و کارگردان، برگزار شد. در این نشست، هر دو منتقد ضمن اشاره به برخی کاستیهای اجرا، «امپاس» را اثری ایدهمحور با هویتی مستقل ارزیابی کردند که توانسته است جهان نمایشی خود را با انسجام شکل دهد.
محمد مساوات در ابتدای صحبتهایش با اشاره به تجربه تماشای آثار حسین اناری گفت در مواجهه نخست با «امپاس» نیز مانند اثر قبلی او، در ابتدا نسبت به مسیر اجرا تردید داشته اما هرچه نمایش پیش رفته، ایده مرکزی آن برایش روشنتر و جذابتر شده است. او معتقد بود مهمترین ویژگی نمایش، شکلگیری یک ایده واحد است که از متن آغاز میشود و در تمامی اجزای اجرا، از طراحی صحنه و میزانسن گرفته تا بازی بازیگران و ریتم اثر، امتداد پیدا میکند.
به اعتقاد مساوات، نمایش تلاش نمیکند صرفاً داستانی را روایت کند، بلکه بر پایه یک منطق فرمی پیش میرود و همین ویژگی باعث شده زبان اجرا با جهان اثر همخوانی پیدا کند. او همچنین از طراحی برخی موقعیتهای نمایشی، بهویژه صحنه درگیری میان شخصیتها و پایانبندی نمایش، به عنوان لحظاتی یاد کرد که ایدههای کارگردان به شکلی دقیق و مؤثر به اجرا رسیدهاند.
این نمایشنامهنویس در عین حال تأکید کرد که برخی از ایدههای اجرایی هنوز ظرفیت پرداخت بیشتری دارند و با پالایش و دقت بیشتر میتوانند به تأثیرگذاری بالاتری برسند، اما جسارت گروه در انتخاب یک مسیر فرمال و پایبندی به آن را از مهمترین امتیازهای «امپاس» دانست.
مجتبی کریمی نیز در ادامه، «امپاس» را نسبت به اثر پیشین حسین اناری گامی رو به جلو توصیف کرد و گفت نمایش از یک ایده روشن آغاز میشود و تا پایان، نسبت خود را با آن حفظ میکند. او این انسجام را یکی از مهمترین دستاوردهای اثر دانست؛ ویژگیای که سبب شده مخاطب با جهانی مواجه شود که قواعد خودش را میسازد و به آن وفادار میماند.
کریمی همچنین معتقد بود بخش میانی نمایش، نقطه اوج اجراست؛ جایی که ریتم، بازیها و میزانسنها در هماهنگی کامل قرار میگیرند و رابطه میان دو شخصیت اصلی به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار شکل میگیرد. او بازی بازیگران را یکی از نقاط قوت اصلی اثر دانست و تأکید کرد شیمی میان آنها نقش مهمی در جان گرفتن ایدههای متن و کارگردانی داشته است.
این منتقد تئاتر در کنار نکات مثبت، به برخی ضعفهای بخش آغازین و پایانی اجرا نیز اشاره کرد و معتقد بود با سختگیری بیشتر در شکلگیری برخی موقعیتها و حذف بخشهای اضافه، نمایش میتواند به اثری منسجمتر و اثرگذارتر تبدیل شود.
نشست با گفتوگوی حاضران و پاسخهای حسین اناری، نویسنده و کارگردان «امپاس»، ادامه پیدا کرد و درباره روند شکلگیری نمایش، انتخاب فرم اجرایی و مسیر تولید اثر تبادل نظر شد.
نمایش «بالکن: کابین» روی صحنه خانه نمایش مهرگاننمایش «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی از ۱۶ تیرماه در خانه نمایش مهرگان، روی صحنه رفته است.نمایش تجربی «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی این روزها در خانه نمایش مهرگان روی صحنه است. در این نمایش، محمد وفائیان، رضوان بخشی، رژینا جودت و شروین باقری بیصفر به ایفای نقش میپردازند.
این اثر که آلیاژی از نمایشنامههای «بالکن» اثر ژان ژنه، «احضار» اثر واتسلاو هاول و داستان «پانسیون» از مجموعه «دوبلینیها» اثر جیمز جویس است با رویکردی فمینیستی، به بنبست تاریخی و اجتماعی مسئله زن میپردازد و در شیوه اجرا نیز بر ساختاری پارادوکسیکال و تجربهگرا استوار است.
این اثر نمایشی با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به واکاوی مسائل اجتماعی و ماهوی انسان معاصر میپردازد. مواجهه با این مسائل در بستری از کمدی ابزورد و تلخی، فضایی دوگانه خلق میکند و میکوشد مخاطب را درگیر مواجههای مستقیم و بیواسطه با پرسشهای اثر سازد.
«بالکن: کابین» از ۱۶ تیرماه، ساعت ۱۹ با همکاری خانه نمایش مهرگان در سالن شماره۳ این مجموعه درحال اجراست. علاقمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.