تیوال تئاتر | اخبار
S3 : 00:37:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یادداشت رحیم رشیدی‌تبار، برای نمایش «جمعه‌کُشی» | عکس
دود از کُنده بلند می‌شود
» یادداشت رحیم رشیدی‌تبار، برای نمایش «جمعه‌کُشی»
... دیدن متن »

این روزها در تماشاخانه‌ی سنگلج، نمایشِ جمعه‌ُکشی، به‌نویسندگی و کارگردانیِ اسماعیل خلج، روی صحنه است. اسماعیل خلج، به‌جز نویسندگی و کارگردانی نمایشِ جمعه‌کُشی، در کنارِ محمود حسینی، علی خازنی، محمدرضا خسرویان، مسعود رحیم‌پور، افشین زارعی و علی فتحعلی، نقش‌آفرینی نیز می‌کند.
جمعه‌کُشی، حدودِ نیم‌ قرن پیش با گروهِ اجرایی دیگری (هوشنگ توزیع، رضا رویگری، علی جاویدان، محمد نوازی، مرتضی اردستانی، اکبر رحمتی و مجید مظفری)، در تهران و چند شهرِ دیگر بر صحنه خوش درخشیده‌ است.
خلج با اجرای دوباره‌ی جمعه‌کُشی ثابت نمود که این نمایش فرازمانی‌ست و برچسبِ تاریخِ انقضا بر آن نمی‌چسبد.
جمعه‌کُشی در نگاهِ اول، قصه‌ای بی‌پیرایه، سر‌راست و ساده دارد؛ چند مرد جمعه‌شان را در قهوه‌خانه‌ای سر می‌کنند. اما مخاطب با کمی تامل و دقت در می‌یابد که جمعه‌کُشی نمایشی است ژرف، با لایه‌های معنایی فراوان و البته پُر از نشانه و تمثیل و رمز؛ در جهانِ خلج آدم‌ها چون میهمانی به قهوه‌خانه می‌آیند و می‌روند.
هفت مرد در یک روز جمعه‌ جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند، دعوا می‌کنند، به حقوقِ خود اعتراض می‌کنند، غذا می‌خورند، چای و ماالشعیر می‌نوشند، بیمار‌ می‌شوند، دارو تجویز می‌کنند! معامله می‌کنند و …
یکی کارفرماست و دارا، ولی اکثریت کارگرند و ندار. اما در نهایت همه تنهایند. چون به‌قولِ آقای احمدی: «پایِ صحبت شیکسته‌س.» نبودِ گفت‌وگو، نه حرف زدن، میانِ آدم‌ها، دردِ بزرگِ جمعه‌کُشی است. تنها در پایان نمایش است که گفت‌وگویی رخ می‌دهد؛ آن‌جا که راننده‌ی وانت می‌گوید: «شبِ سردیه» و آقای احمدی می‌گوید: «آره، اما تکون بخوری شب تموم می‌شه.»
اسماعیل خلج در جمعه‌کُشی به‌سراغِ موضوعی جذاب رفته: تنهایی و ملال. آدم‌های جمعه‌کُشی تنهایند و خسته. زمان ایستاده، اما رنجِ ایشان کِش آمده و همه به‌دنبالِ گوش‌ی می‌گردند تا آلام خود را در آن نجوا کنند. کجا بهتر از قهوه‌خانه‌ی آقای همتی!؟
آدم‌های جمعه‌کُشی در جمعه‌روزی (جمعه، به‌معنایِ جمع شدن) در قهوه‌خانه‌‌ای گرد هم می‌آیند تا شنیده شوند و برای دمی، کسالتِ جمعه‌ی غم‌بارشان را فراموش کنند، تا شلوغی قهوه‌خانه، مُسکنی باشد بر دردِ تنهایی‌شان. از مصائب‌شان می‌گویند و درست زمانی‌که غم بر آن‌ها آوار می‌شود، چیزی به دادشان می‌رسد: پادزهری از شعر و ترانه و موسیقی.
طنازی‌ها در جمعه‌کُشی به نمایش جان می‌بخشد؛ شلوارِ کوتاهِ آقای کت‌وشلواری، آقای دکتری که از دکتر بودن، فقط روپوش آن نصیب‌ش شده و غُر زدن‌های قهوه‌چی.
می‌گویند در باوری، جمعه روزِ زُهره، الهه‌ی عشق، است. چگونه می‌شود از الهه‌ی عشق صحبت به‌میان آورد و از زن نگفت!؟ شاید نبودِ زن، این‌همه جمعه را در قهوه‌خانه‌ی آقای همتی کسالت‌بار کرده که سزاوارِ کُشتن است.
هرچند جمعه‌کُشی از ملال می‌گوید، اما مخاطب را مَلول نمی‌سازد. اسماعیل خلج از ملال به‌عنوان ابزاری زیبایی‌شناختی بهره می‌برد.
“جمعه” در طولِ نمایش چندین‌بار و از زبانِ تک تکِ آدم‌های نمایش‌ش این‌گونه توصیف می‌شود: «جمعه‌ها یک ساله، صبحِ اون بهاره، ظهرش مثِ تابستون، عصرش مثِ پاییزه، غروب‌ش زمستون.» هر جا لازم است، هر جا غم بر آدم‌ها چمباتمه می‌زند، آدم‌های نمایش این توصیف را هم‌خوانی می‌کنند. بارها این هم‌خوانی تکرار می‌شود.
مخاطب در طولِ نمایش صدایِ ساز نمی‌شنود، اما موسیقی در نمایش موج می‌زند؛ صدایِ کوبیدنِ گوشت‌کوب‌ها بر کاسه‌ی دیزی، طنازی در خدابیامرزگویی آدم‌ها، قُل‌قُل قلیان‌ها، همه در خدمتِ ریتم و ضرب‌آهنگِ نمایش‌ند.
اسماعیل خلج نقاش است؛ نشان به ده‌ها تابلوی جمعه‌کُشی. طراحی صحنه موجز، ساده، بی‌زرق‌وبرق و کاراست. از رنگِ سردِ دیوارها، تا چینشِ قلیان‌ها، سماورها، استکان و نعلبکی‌ها، میز و صندلی‌ها، در خدمتِ آفرینشِ قهوه‌خانه‌ای زنده‌اند.
در نمایش از قِران و ریال و شاهی صحبت می‌شود، اما چهره‌ها و لباس‌ها امروزی‌اند؛ انگار آدم‌ها همان‌اند که بوده‌اند.
میزانسن‌های ساده و بی‌آلایش یکی از ویژگی‌های قابل اعتنایِ جمعه‌کُشی است. میزانسن‌ها مثل آدم‌های نمایش صمیمی‌اند، البته نور در لحظاتی متناسب با کار، بر صحنه نمی‌تابد، مثلِ جایی که یکی از شاه‌کارهای بازیگری معاصر در حالِ رخ دادن است و آقای احمدی (اسماعیل خلج) ماالشعیر خود را نوشیده و لحظه به لحظه از خود بی‌خود‌تر می‌شود و شروع به مونولوگ کم‌نظیرش می‌کند.
اسماعیل خلج، که عمرش دراز باد، در آستانه‌ی ۷۵ سالگی نمایشی روی صحنه برده که بعد از نیم‌ قرن، زنده و گویاست. باید ایمان آورد که دود از کُنده بلند می‌شود.
پی‌نوشت: کار شایسته‌ی مجید گیاه‌چی را در قامتِ مجری طرحِ نمایشِ جمعه‌کُشی باید قدر دانست و از یاد نبرد.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازبین‌های بخش صحنه‌ای دومین جشنواره بین‌المللی الف معرفی شدند | عکس
» بازبین‌های بخش صحنه‌ای دومین جشنواره بین‌المللی الف معرفی شدند
... دیدن متن »

بازبین‌های بخش صحنه‌ای دومین جشنواره بین‌المللی تئاتر الف با رویکرد صلح جهانی معرفی شدند.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی جشنواره تئاتر الف، محمودرضا رحیمی، پیام فروتن، اتابک نادری آثار ارسالی به دبیرخانه دومین جشنواره بین‌المللی تئاتر الف با رویکرد صلح جهانی را بازبینی خواهند کرد.
محمودرضا رحیمی، کارگردان و مدرس هنرهای نمایشی کشور، دارای کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس است. وی علاوه بر نویسندگی، کارگردانی و حتی بازیگری در آثار مختلف نمایشی، تاکنون پنج کتاب در حوزه آموزش هنرهای نمایشی تألیف کرده است.
پیام فروتن یکتا، کارگردان و مدرس هنرهای نمایشی کشور، دارای فوق لیسانس ادبیات نمایشی دانشگاه هنر تهران، علاوه بر خلق بسیاری از آثار صحنه‌ای، حدود هفت کتاب در حوزه فیلم و تئاتر ترجمه یا تألیف کرده و مقالات او در نشریات تخصصی بین‌المللی به چاپ رسیده است. وی همچنین از داوران جشن آکادمی سینمای ایران در سال ۹۸ است.
اتابک نادری، بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر دارای فوق‌لیسانس هنرهای نمایشی از وزارت ارشاد است.. وی مدیریت تماشاخانه سنگلج را در کارنامه خود دارد که نزد اهالی هنرهای نمایشی به خاستگاه تئاتر ایران معروف است. او تا سال گذشته، مدیریت هماهنگی تئاتر استان‌های انجمن هنرهای نمایشی ایران را بر عهده داشت.
دومین جشنواره بین المللی تئاتر الف در سه بخش نمایش‌های صحنه‌ای، نمایشنامه‌نویسی و جنبی برگزار می‌شود.
براساس این گزارش، مهلت ارسال آثار در بخش نمایش‌های صحنه‌ای ۱۵ آبان ماه به پایان رسید و زمان اعلام نتایج آن ۳۰ آبان ماه تعیین شده است.
نخستین دوره این جشنواره با محوریت وحدت و صلح و دوستی برگزار شد و این دوره نیز با محوریت مهدویت و فلسفه انتظار موعود و مصادف با میلاد امام حسن عسگری (ع) برگزار می‌شود.
در دوره نخست این جشنواره ۶ کشور خارجی در قالب داوری، ورک‌شاپ و اجرای صحنه شرکت داشتند.
دومین جشنواره بین المللی تئاتر الف با رویکرد صلح جهانی و با شرکت هنرمندان داخلی و کشورهای حوزه قفقاز از نهم تا چهاردهم آذرماه سال‌جاری در تبریز برگزار می‌شود علاقه‌مندان می‌توانند، اطلاعات بیشتر را با مراجعه به سایت worldpeace.ir دریافت کنند.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
یادداشت رحیم رشیدی‌تبار، برای نمایش «پنجاه/ پنجاه» | عکس
گاهی برای تماشای یک تئاتر دو چشم کم است
» یادداشت رحیم رشیدی‌تبار، برای نمایش «پنجاه/ پنجاه»
... دیدن متن »

زن و مردی پا به موزه‌ای گذارده‌اند. این موزه روزگاری نه چندان دور شکنجه‌گاه و کشتارگاه افرادی بی‌گناه بوده است و زندانیان در این جهنمِ روی زمین پس از انواع شکنجه، مشقت و زجر فراوان، میهمان اتاق‌های گاز شده‌اند. از زندانیان هیچ بر‌جا نمانده جز اندک وسایلی که در موزه در معرض دید بازدیدکننده‌گان قرار می‌گیرد؛ کلاه، چنددست لباس، شاخه گُلی فلزی و... .
قصه زمانی جالب می‌شود که متوجه می‌شویم همین زن و مرد روزی از این زندان گریخته‌اند و امروز که پا در این مکان دهشت‌ناک گذارده‌اند خاطرات‌شان زنده شده و مردگانِ این مکان نفرین‌شده در ذهن‌شان زنده می‌شوند. زن و مرد که حالا ناتوان‌اند و پیر، می‌شوند دو راوی.
.
در ابتدای نمایش زن و مرد (پیرزن و پیرمرد) در نقش دو اسب ظاهر می‌شوند؛ آری اسب. اسب‌هایی پیر با یال طلایی که برگردن‌شان افساری بسته شده‌ست و رهایشان نمی‌کند. اسب در هنر تدفینی نماد مرگ است و روان مردگان را با خود می‌برد و نویسنده‌ی این نمایش بسیار هوش‌مندانه این وظیفه را بر عهده‌ی پیرزن و پیرمردی نهاده است که بشوند دو راوی و شیهه‌وار قصه از زبان و ذهن‌‌ آن‌ها شنیده شود.
 اسب‌ها در ارتفاع، خاطرات‌شان (ارواح زندانیان) را در زندان (چاله) رها می‌کنند تا مخاطب در نمایشِ پیش‌روی‌ِ خود، نمایشی دیگر را به تماشا بنشیند.
زندانیان توسط جلاد-زندان‌بان به بازی گرفته‌شده‌اند و در حالِ بازی در نمایش "کله‌گِرد‌ها و کله‌تیزها"ی برشت‌اند.
 جلاد-زندان‌بان در هیئت یک کارگردانِ تئاتر با یک میزانسن، زندانیان (تو بخوان مردم) را به دوقطب و دوسو می‌کشاند تا به‌سانِ نوکِ یک پیکان در برابر یک‌دیگر قرار داده و خط‌کشی کند. یک قطب می‌شود "خودی" و قطب دیگر "ناخودی". زندانیان هم به این بازی تن می‌دهند، آن هم تنها به یک علت: "دمی بیش‌تر زنده بمانند."
خودی و ناخودی‌ها توسط زندان‌بان-جلادی که هم‌سو با تماشاگر روی صندلی نشسته و لباسی متفاوت از دیگر بازیگران و مثل تماشاگران به تن دارد!!، امر و نهی شده و به جان هم می‌افتند.
.
مخاطب در نمایش «پنجاه پنجاه» با روایتی خطی روبه‌رو نیست؛ البته که نباید باشد. مگر می‌شود از ذهن‌های مشوش، پراضطراب، هراسان و پریشان زندانیان در یک اتاقِ گاز روایتی خطی انتظار داشت!؟ اما نظم دارد. تسلط بر ریتم درونی، پرداختن به جزئیات به حد کفایت، احترام به ذکاوت مخاطب، رفت و برگشت‌های به جا و در خدمت ریتم اجرا، دوری از هرگونه ادا و اطوارهای شبه‌روشنفکرانه‌ی فلسفی مخاطب را وادار به احترام به نمایشنامه‌ی استخوان‌دار «پنجاه پنجاه» می‌کند که توسط هاله مشتاقی نیا و مرتضی اسماعیل کاشی نوشته است.
.
سطح بازی‌ها در نمایش«پنجاه پنجاه» قابل قبول و درست است. بازیگران بدنِ خود را می‌شناسند و بیان‌شان شفاف و رساست. لباس در این نمایش فکرشده طراحی شده است. در طراحی لباس نیز به مثال دیگر اجزای نمایش به جزئیات توجه بسیار شده‌است. لباس‌ِ یک‌دست زندانیان، لباس زنانِ‌روسپی، دلقک‌ها، زنانِ دیرنشین، اسب-راوی‌ها، زندان‌بان و... نشان از تسلط یک طراح لباس بر حرفه‌ی خویش دارد.
گریم و چهره‌پردازی پنجاه پنجاه نمره‌اش بالاست. رنج، درد، شکستن، غم، مشقت، بی‌روح بودن و درعین‌حال روح بودن زندانیان بر مخاطب هویداست.
.
طراحی صحنه‌ی جذاب، کارآمد و خلاقانه‌ی نمایش نیز یکی از نقاط قوت این اثر است.‌ موسیقی که بخش عظیمی از کار بر عهده‌ی اوست با نمایش چفت و بست شده و با روحِ آن یکی شده است.‌ مخاطب به جای صوت، اضطراب، دلهره، رنج، درد و... می‌شنود! 
مخاطب در نمایش «پنجاه پنجاه» با ساحر-کارگردانی طرف است که او را ۷۵ دقیقه جادو می‌کند. کارگردان در پایان نمایش از تک‌تکِ تصویرسازی‌های خلّاق تا میزانسن‌های فراوان و غیرتکراری و نوآورانه تا استفاده از تمام نقاط صحنه (بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب) برای خلق تصویر و... مجموعه‌ای در قالب یک کلاس‌ِدرس تحویل مخاطب می‌دهد.
.
مرتضی اسماعیل کاشی با ابزارهایی که در اختیار دارد در طول نمایش همه‌کار می‌کند. کاری می‌کند که مخاطب با یک لنگه کفش پاشنه‌بلند صدای پای اسب بشنود. با یک جعبه شیشه‌ای ویترین می‌سازد، اتاق گاز خلق می‌کند، دادگاه می‌آفریند، خلوت‌گاه پدید می‌آورد، اتاق تعویض لباس ایجاد می‌کند، تصویر فشار دیوار بر آدم و له شدن استخوان های انسان به‌وجود می‌آورد و...
در جایی از نمایش هم آدم‌ها دومینو‌وار می‌افتند تا شاخه گُلی فلزی از دستِ عاشق به دستِ معشوق برسد، آن هم در اردوگاهِ مرگ!
مرتضی اسماعیل کاشی آن‌قدر تصویر می‌سازد تا مخاطب افسوس بخورد، افسوس بخورد که چرا برای این نمایش دو چشم بیش‌تر ندارد! مخاطب چپ را می‌بیند، تصویر راست از دست‌ش رفته! پایین را تماشا می‌کند بالا را از کف می‌دهد.
بعد از ۷۵ دقیقه که چراغ‌های سالن روشن می‌شوند، مخاطب دست می‌زند؛ اما از بازی‌گران و رِوِرانس خبری نیست! گروه اجرا کار خود را کرده است.‌ جرقه در خرمن روشن شده است. چراغ‌های سالن روشن‌اند. صحنه خالی است. تماشاگران دست می‌زنند و به سر‌های یک‌دیگر نگاه می‌کنند. کدام گِرد است؟ کدام تیز؟ جمله‌ای از برشت را باید بر سر در تماشاخانه‌ها نوشت، آن‌جا که می‌گوید تئاتر حقیقی تئاتری است که با روشن شدن چراغ‌های سالن تازه شروع شود!
.
پی‌نوشت ۱: اگر قصد دارید یک تئاتر خوب با ویژگی‌های اکسپرسیونیستی تماشا کنید تا ۳۰ آبان‌ماه ۹۸ ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه به تماشاخانه‌ی هیلاج در خیابان ایران‌شهر، کوچه‌ی مهاجر پلاک ۲۲ بروید.
پی‌نوشت ۲: از امیرشهاب رضویان سپاس‌گزارم که مکانی به ظرفیت‌های اجرایی تهران افزوده‌اند.

منبع: سایتِ ادبی، هنری چیستآرت

۲ روز پیش، پنجشنبه
سعید یعقوبی این را دوست دارد
یکی از بهترین نقدها
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
یادداشت محمدرضا آزادی (دکترای علوم ارتباطات)، برای نمایش «جمعه‌کُشی» | عکس
جمعه‌ای که به تماشای «جمعه‌کُشی» گذشت!
» یادداشت محمدرضا آزادی (دکترای علوم ارتباطات)، برای نمایش «جمعه‌کُشی»
... دیدن متن »

نمایشِ جمعه‌کُشی که در سال ۱۳۵۲ خورشیدی بر روی صحنه رفته بود، با سپری ‌شدن نزدیک به نیم قرن، هنوز تازگی داشت. از حرکت آغازین بازیگران که هم‌خوانی می‌کردند: «جمعه‌ها یک‌ساله، صبح اون بهاره، ظهرش مثل تابستون، عصرش مثل پاییزه، غروبش زمستون»؛ دانستم که حرف و پیام زیادی در نهان دارد و تکرارِ این عبارت از آغاز تا واپسین دیالوگِ این نمایش، تأکیدی بود بر قصه‌ا‌ی پُرغصه و یک حسِ نوستالوژیک، که گویی برای هر ایرانی در سطحِ متوسطِ جامعه در هر سن و سال و از هر نسلی که باشد، یادآوری غم‌ها و دلتنگی‌هایی است که به‌خصوص غروبِ جمعه‌ها به سراغ‌شان می‌آید.
دیالوگ و گفت‌وگوهایِ میانِ بازیگران این نمایشِ قدیمی، برای نسلِ امروز، که نسلِ سوم محسوب می‌شود، ازجمله دخترِ سیزده ساله‌ی من هم، به همان‌گونه تازگی و طراوت داشت‌؛ حال آن‌که از سال ۱۳۵۲ به بعد، یک انقلاب رخ داده و باید در همه‌ی عرصه‌‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ...، دگرگونی و تحولی اساسی حاصل شده باشد، یا بدونِ تردید به جز این انتظار نمی‌رود.
از دو ابزارِ ارتباطی و دو رسانه در صحنه‌ای از این نمایش گفت‌وگو به‌میان می‌آید، یکی روزنامه‌ای که توسط آقای احمدی خوانده می‌شود و دیگری رادیویی که دست‌فروش سعی به فروختن‌اش به دوچرخه‌ساز دارد. اتفاقاً هر دویِ این رسانه‌ها، مطابقِ تعریفِ مارشال مک‌لوهان، در دسته‌بندی رسانه‌های گرم قرار می‌گیرند که مخاطب برای دریافت و فهمِ پیامِ آن‌ها، به تمرکزِ زیاد و به‌کارگیری تمامِ حواسِ خود نیاز ندارد و در فضایی عمومی مثل قهوه‌خانه کاربرد دارد.
اما وقتی به دیالوگ‌های بازیگرِ نقش "کت‌و‌شلواری" در این نمایش دقت می‌کنیم، مثلِ «صدا رسا، چهار موج، هرجا که بخواهی می‌تونی با خودت ببری، ترانزیستوریه، ... اون‌ور دنیا یه‌طوری می‌شه؟ این‌جا به تو خبر می‌ده، رادیو وسیله‌ی ارتباط جمعی‌یه ...، من از وقتی رادیو بُردم خونه، به‌کل وضعِ خونه‌مون عوض شده ...» یا وقتی جلوی صحنه می‌آید و به تماشاگرها می‌گوید: «مثلاً اگر از شما بپرسن کجا متولد شدین؟ جواب می‌دین تهرون که پایتختِ ایرونه. همین‌قدر می‌دونی. اما اگه بهت بِگن ایرون کجاس؟ نمی‌دونی، ... تقصیر هم نداری. رادیو نداشتی که گوش کنی. همین جغرافیای مملکت خودمون‌رو ازت بپرسن، آبروت می‌ره ... خلاصه آدمی که رادیو نداره، آبرو نداره قربونت ...»؛ بیان‌کننده‌ی این واقعیت است که نویسنده‌ی این نمایش‌نامه، شناختِ نسبتاً کاملی از نقشِ اطلاع‌رسانی، آموزش عمومی، سرگرمی و آگاهی‌بخشی، جامعه‌پذیری و فرهنگ‌سازی رسانه‌هایِ زمانِ خود و دوره‌یِ نگارشِ نمایش‌نامه‌اش داشته و قابل‌تحسین است به‌گونه‌ای که، با تغییری مختصر در دیالوگ‌های این بخش از نمایش، به وسایلِ ارتباطی در دسترس و شبکه‌های مجازی این دوره نیز قابلِ استناد است. به‌ویژه برای نسلِ امروز که از پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌های نوین ارتباطی برخوردار شده است و با نداشتن رسانه‌ای روزآمد و کارآمد، تنها آبرویش نمی‌رود، بلکه در بی‌زمانی و بی‌مکانیِ چیره‌شده بر جهان، فردی نابرخوردار از قدرتِ فزاینده‌ی رسانه‌ای تلقی می‌شود و در این گفتمانِ مسلط، بی‌هویت و بی‌معنا خواهد بود. از سوی دیگر، خود صحنه‌ی نمایش و تمامِ اجزای آن، شاملِ ارتباطاتِ کلامی و غیرکلامی، حرکت‌های بدن، لحن و سکوتِ بازیگران، در کل به‌منزله‌ی رسانه‌ای است که به‌خوبی توانست در ایجادِ ارتباطِ معنایی و مفهومی با مخاطبِ خود، موفق باشد.
از منظر و چشم‌اندازی دیگر، قرابتِ زمانی نوبت نخست اجرای نمایش‌نامه‌ی جمعه‌کُشی، با دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی، که به دوره‌ی بروز و ظهورِ نسبیت‌گراییِ فرهنگیِ پسامدرن موسوم است، القاکننده‌ی مفهومی مشترک است؛ چرا که مطابق این رویکرد، تجلیِ واقعیت در لایه‌های پیچیده و در هم‌تنیده، به اشکالِ گوناگونی رخ می‌دهد، که ناگزیر به پذیرشِ این معنا هستیم که تمامِ فرهنگ‌ها و آیین‌ها، هر یک به اندازه و سهمِ خود در درک و تفسیرِ واقعیت‌، نقش دارند و بنا بر نظر «اپسکمپ»: پست‌مدرنیسم در عرصه‌ی هنر، به از میان رفتنِ مرزِ هنرِ فرمالیستی و هنرِ عامه‌پسند کمک کرد و این تفکر به شکل‌گیری برخوردهای انعطاف‌پذیرتر با فرهنگِ عامه و دسترسی بیش‌تر به آن، منجر شد و این تغییر رویکرد گسترده در آغاز سده‌ی بیست و یکم، تأثیرِ قابل‌توجهی بر تحولِ علوم اجتماعی و هنر گذاشت.
در چارچوبِ چنین تحولی، مفهومِ جدیدی در حوزه‌ی نمایش اجتماعی شکل گرفت که به تئاتر برای توسعه (Theatre for Development) معروف است و مطابقِ نظرِ دکتر هادی خانیکی، از این نظریه در زمینه‌ی فعالیت‌های توسعه‌ای ارتباطات، استفاده گسترده‌ای در جهان می‌شود. لذا از آن‌جا که وظیفه و نقشِ سرگرمی-آموزشی، یکی از راهبردهای ارتباطی برای رسانه‌هاست و به‌طور معمول برای انتقال اطلاعات، آموزش و جلب مشارکتِ مخاطبان، همواره برای بهره‌برداری درست و استفاده‌ی بهینه و مؤثر از آن تلاش می‌کنند، نظریه یا مفهومِ «تئاتر برای توسعه»، سازوکار خاصی از این راهبرد است که هم‌چنان در تحقیقات و مطالعاتِ ارتباطات و توسعه، مطرح است و کاربرد دارد.
بنابراین صرف‌نظر از نقدِ هنری این نمایش، که در تخصصِ صاحبِ این قلم نیست و نیز تحلیلِ جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و رویکردهای فرهنگی این اثر هنری که در این مجال نمی‌گنجد، به باور نگارنده، این نمایش برای ایفای نقش سرگرمی-آموزشی و رسانه‌ای خود، از موفقیت نسبی برخوردار است. هم‌چنین در انتقالِ پیام و مفهوم نمایش‌نامه به مخاطبان، که لازمه‌ی فراگردِ یک ارتباطِ منطقی است، درست و مؤثر عمل کرده و در مسیرِ «تئاتر برای توسعه»، گام برداشته است.
به سخنِ دیگر، نویسنده و کارگردان به استدراک مخاطبِ خود بها می‌دهد، هرگونه برداشتِ درست یا نادرست از اثر هنری‌اش را به او می‌سپارد و پرسش‌هایی را در ذهن او ایجاد می‌کند که پاسخ‌اش، در لایه‌های پنهانِ ارتباطات فردی و اجتماعی و تشابه‌ها و تمایزهای فرهنگی و اجتماعی در دوره‌یِ تاریخیِ سپری‌شده، نهفته است و به واقع‌بینی و تحلیل‌های همه‌جانبه‌نگر نیازمند است.‌
چرا جمعه‌کُشی ادامه می‌یابد؟، اساساً چرا در ساختارِ ذهنی افراد جامعه و عموم مردم، این‌گونه نهادینه شده است؟، چرایی و چیستی آن از کجا سرچشمه گرفته و ریشه‌ی تاریخی و فرهنگی آن کجاست؟ از جمله پرسش‌هایی هستند که در پایانِ نمایش در ذهن‌ام مرور شدند.
پیشنهاد می‌کنم نمایشِ تحسین‌برانگیزِ «جمعه‌کُشی» را به تماشا نشینید و هنرنمایی قابل ستایشِ «اسماعیل خلج» را ارج نهید، تا در چالش با اندیشه و ارتباطات و رفتارمان، راهی نو یابیم و نگاه و طرحی نو دراندازیم.   

برای آگاهی بیش‌تر از نظریه‌ی تئاتر برای توسعه، می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید:
خانیکی، هادی. (۱۳۹۱). «تئاتر برای توسعه، به‎مثابه رسانه: فرآیند شکل‌گیری ویژگی‌های ارتباطی»، تهران.  .فصل‏نامه‌ی علوم اجتماعی. شماره‌ی ۵۹، ص‌ص ۱۳۶ – ۱۶۷، پاییز.
Epskamp, Kees. (۲۰۰۶). Theatre for Development: An Introduction to Context, Applications & Training. London: Zed Books.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس‌های تئاتر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر داوری شدند | عکس
» عکس‌های تئاتر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر داوری شدند
... دیدن متن »

در جلسه‌ای با حضور مدیر و هیات داوران مسابقه و نمایشگاه عکس سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر تعداد ۸۰۷ عکس شرکت کرده در جشنواره داوری شدند.

به گزارش تیوال به نقل از دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، جلسه داوری مسابقه عکس تئاتر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در دبیرخانه این رویداد هنرهای نمایشی برگزار شد.
مدیر و هیات داوران این بخش از جشنواره متشکل از سیامک زمردی مطلق و آتیلا پسیانی، سیف الله صمدیان و محمود کلاری تعداد ۸۰۷ عکس از ۱۷۰ عکاس شرکت کننده را در این جلسه داوری کردند.
نادر برهانی مرند دبیر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز با حضور در این جلسه با داوران مسابقه و نمایشگاه عکس تئاتر به گفت‌و‌گو نشست.
بیشترین تعداد عکس‌های رسیده به دبیرخانه از تهران است که آمار ۶۰۹ عکس از ۲۰۹ نمایش متعلق به ۱۲۴ عکاس را به خود اختصاص می دهد. همچنین تعداد ۴۶ عکاس از ۱۷ شهرستان با ۱۹۸ عکس از ۸۳ نمایش در مسابقه عکس سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی شرکت کرده‌اند.

سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال برگزار می‌شود.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برگزاری اختتامیه جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گام دوم» در دی‌ماه | عکس
» برگزاری اختتامیه جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گام دوم» در دی‌ماه
... دیدن متن »

اختتامیه نخستین جشنواره نمایشنامه‌نویسی اقتباسی «گام دوم» به میزبانی مشهد دی‌ماه سال جاری برگزار خواهد شد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، محمدعلی چمی‌گو، رئیس شورای سیاست‌گذاری جشنواره نمایشنامه‌نویسی اقتباسی گام دوم از برگزاری آیین اختتامیه این جشنواره در دی‌ماه سال جاری خبر داد.

چمی‌گو با اعلام این خبر افزود: در جلسه شورای سیاست‌گذاری جشنواره بنا شد تا آیین اختتامیه این جشنواره در دی‌ماه و همزمان با سال‌روز ولادت حضرت زینب(س) برگزار شود.
او تصریح کرد: این مراسم با حضور جمعی از اساتید و هنرمندان تئاتر و شرکت‌کنندگان در این جشنواره در مشهد مقدس برگزار خواهد شد.

نخستین جشنواره نمایشنامه‌نویسی اقتباسی گام دوم با حمایت اداره‌کل هنرهای نمایشی، انجمن هنرهای نمایشی ایران و اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان رضوی توسط انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی در مشهد برگزار می‌شود.

این جشنواره با اقتباس از ادبیات فاخر ایران و جهان و با چهار هدفِ حمایت از تولید متون نمایشی ملی، اقتباس از کتب ادبیات ایران و جهان، بهره‌گیری از ابزار نمایش در راستای اشاعه فرهنگ اسلامی و ایرانی و کشف استعدادهای متعهد و جوان در ۳ بخش صحنه‌ای، نوجوان و محیطی (خیابانی) به دبیری مرتضی ملتجی برگزار می‌شود.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» تمدید شد | عکس
» نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» تمدید شد
... دیدن متن »

نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» به کارگردانی فرید قادرپناه به دلیل تعدد تعطیلی‌های مابین اجرا تمدید شد.
به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» به کارگردانی فرید قادرپناه و تهیه کنندگی مهرداد بهاالدینی که از ۲۸ مهرماه ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه سپند، سالن شماره یک روی صحنه رفته است و قرار بود تا ۲۸ آبان اجرا داشته باشد، به دلیل تعدد تعطیلی‌های پیش آمده در طول اجرا، تا ۵ آذر تمدید شد.

بهنام شرفی، کاوه مرحمتی، آزاده مشعشعی، امین جلالی و مینا زرنانی بازیگران تازه‌ترین تولید گروه تئاتر ریگولیتو هستند.
قادرپناه خود نویسندگی این نمایشنامه را به عهده داشته که در خلاصه آن آمده است: « پترسون که نویسنده مطرحی در شهر است در شصت و چند سالگی به دلیل نامعلوم دیوانه می‌شود و خانه را ترک می کند، الان هفت سال رفتن پترسون می‌گذرد.» 

ماریا حاجیها (طراح گریم) ، رضا خضرایی (طراح نور)، باران سیبی (طراح لباس)، امیر دوستی (طراح صدا و آهنگساز) ، سحر نهاوندی‌نژاد (طراح پوستر و بروشور)، مهرداد افشار (طراح تیزر و ویدیوآرت) گروه طراحان این نمایش را تشکیل می‌دهند.

همچنین سارا سیبی (دستیار کارگردان و برنامه‌ریز)، گروه تئاتر ریگولیتو (مجری طرح)، فواد خراباتی (مشاور تولید و تبلیغات)، آوا فیاض (مدیر تبلیغات، روابط عمومی و مشاور رسانه)، مصطفی اکبرزاده (عکاس)، علی سیبی (مدیر صحنه) دیگر عوامل نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» هستند.



۲ روز پیش، پنجشنبه
فرزاد جعفریان، محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و نیلوفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برپایی اجراهای خیابانی به مناسبت هفته وحدت | عکس
با همکاری اداره‌کل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ صورت گرفت
» برپایی اجراهای خیابانی به مناسبت هفته وحدت
... دیدن متن »

در راستای تفاهم‌نامه مشترک اداره‌کل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ پنج گروه تئاتر خیابانی در قالب ۱۶ اجرا به مناسبت هفته وحدت در محوطه مجموعه تئاترشهر میزبان علاقه‌مندان شدند.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، در راستای تفاهم‌نامه مشترک این اداره‌کل با شهرداری منطقه ۱۱ و با تشکیل کارگروه ویژه اجرای تئاتر خیابانی، نخستین فصل اجرای گروه‌های نمایشی هم‌زمان با هفته وحدت در محوطه مجموعه تئاترشهر آغاز شد.

پنج گروه نمایشی با اجراهایی تحت عنوان «این سه نفر» به نویسندگی و کارگردانی مشترک علی رحیمی و ابراهیم رحیمی از تهران، «مستأجر» به نویسندگى و کارگردانى شهاب راحله از تهران، «وجدان بیدار» به نویسندگی و کارگردانی امیرحسین انصافی از تهران، «قاب‌ها» به نویسندگی و کارگردانی مرتضی اسدی‌مرام از کرمانشاه و «یاشیل» به نویسندگی و کارگردانی مهدی صالحیار از تبریز در قالب ۱۶ اجرا میزبان علاقه‌مندان هستند.

اجرای پنج نمایش خیابانی ذکرشده از سه‌شنبه ۲۱ آبان تا جمعه ۲۴ آبان هر روز از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در محوطه مجموعه تئاترشهر در جریان است.

این نمایش‌ها با مضمون کرامات و ویژگی‌های اخلاقی حضرت رسول(ص) و وحدت میان اقوام ایران‌زمین، مبحث تقریب مذاهب و همدلی و نگاه همراه با احترام به تمامی ادیان الهی اجرا می‌شوند.

۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش برگشتن i
تمثیل مادران یا هنوز مبهوت نشده ایم | عکس
در نقد و بررسی نمایش برگشتن نوشته خیرالله تقیانی پور و کار حسین مسافرآستانه
» تمثیل مادران یا هنوز مبهوت نشده ایم
... دیدن متن »

در نشست دوشنبه های نقد تئاتر، رضا آشفته از وجوه تمثیلی و میزانسن های متفاوت نمایش برگشتن به کارگردانی حسین مسافر آستانه به عنوان نکات قابل اعتنای این اجرا یاد کرد اما علی جعفری دیگر منتقد کانون ملی، هنوز این اجرا را مبهوت کننده ندانست با آنکه تلاش های بازیگران، طراح صحنه و موسیقی قابل توجه است.

در این نشست که شامگاه دوشنبه ۲۰ آبان در تالار چهارسوی تئاتر شهر توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار شد، رضا آشفته پرداختن به مقولۀ جنگ را یکی از مهمترین موضوعاتی دانست که هنوز آن طور که باید و شاید در این زمینه فیلم، تئاتر و سریال درخور تامل در حد چشمگیری تولید نشده اما در تمام دنیا به جنگ های مهم بارها پرداخته و آثار ماندگاری در این زمینه تولید شده اند و در اینجا بسیاری فقط به دنبال فرصت بوده اند اما با تفکر و کشف تازه به دنبال بیان دردها و آسیب های جنگ هشت ساله نپرداخته اند و از سوی دیگر نیز مسوولان نیز فضا را برای پرداختن به موضوعات واقعی و کارآمدتر باز نگذاشته اند به همین دلیل نمایشنامه های اندکی در این زمینه نوشته و اجرا شده اند.
در ادامه نشست حسین مسافر آستانه کارگردان برگشتن که خود سالها در حوزه تئاتر مقاومت به عنوان مدیر و کارگزار فرهنگی فعال بوده است درباره اینکه چرا آثار اصیل کمتر درباره این موضوع بسیار مهم خلق و اجرا شده است؟، گفت: بیشتر آثار در این حوزه مناسباتی تولیده شده اند و هنرمندان دغدغه مندی را برای حضور در این عرصه مدنظر قرار نداده اند  و کمتر ما شاهد هنرمندانی بوده ایم که با مطالعه در این باره دقیق شده اند و همچنان مسائل ناگفته در زمینه جنگ تحمیلی باقی مانده است و باید به دنبال چیزهای ناگفته شده باشیم و بنابراین آنچه هم گفته شده آنقدر تکراری است و زبان و شیوه تازه ای را هم برای گفتن همان تکرارها کمتر یافته ایم و این خود دلیل آشکاری برای خلق نشدن آثار درجۀ یک در این زمینه است.
او با اشاره به اینکه در نمایش برگشتن هم شاید به لحاظ موضوعی نکتۀ تازه ای در میان نباشد اما سعی کرده اند در زبان اجرا شکل نسبتا متفاوتی را به کار گیرند که البته در این باره باید تماشاگران نظر بدهند و در این خصوص افزود: ما به دنبال بیان کمینه گرا برآمده ایم و در طول تمرین ها مدام گفته ایم که بازیگران چه ها را انجام ندهند تا بتوانیم با حذف زوائد به یک اجرای شسته رفته برسیم و در ضمن در طراحی هم نخواسته ایم به مکان ها بپردازیم بلکه از بازیگران خواسته ایم با میزانسن هایی در آن واحد تداعی گر یک یا دو مکان در یک لحظه از اجرا باشند و همچنین در نهایت خواسته ایم با تماشاگران برخورد مشارکتی داشته باشیم.
علی جعفری با اظهار تاسف از اینکه نمایش زنان آشویتس کار علی صفری در تماشاخانه شهرزاد به دلیل نداشتن تماشاگر تعطیل شده است، در ابتدا اعلام کرد که این متن حرف تازه ای ندارد و با آنکه نیاز به مطالعات آن چنانی هم در این رابطه نیست، گفت: در این متن با دو سطح مواجهه هستیم، یکی آنها که با سرزمین ویران مواجه هستند و دوست دارند در همان حس و حال باقی بمانند و دوم اینکه آنهایی که دوست دارند این سرزمین ویران آباد و زندگی در آن جاری شود. مثل ققنوس باید از این سرزمین سوخته بیرون بیاید و در مقابلش همان هایی هستند که ستاد معین خرمشهر را ستاد لعین می دانند... جایی که این دو نقطه نظر به هم نزدیک می شوند نقطه قوت کار است و این نقطه مهمی است.
او در ادامه تاکید کرد که ما داریم کار شما را می بینیم و با ذهنیت شما هم آن را تا پایان دنبال می کنیم و هیچ نوع مشارکتی در این باره شکل نمی گیرد. ما حتی نتیجه آن را هم می بینیم و این نه نمایش مشارکتی است و از این جریان اتفاق بکری هم بیرون نمی آید.
مسافرآستانه نیز پاسخ داد که شاید منظورم را درست بیان نکرده باشم ما هم مدعی تئاتر مشارکتی نیستیم بلکه ما داریم یک فضایی را می سازیم و ناخواسته دوست داریم بی آنکه ما نسخه بپچیم و پاسخی بدهیم، سعی می کنیم همه چیز در زمان دیدن کار به مخاطبان واگذار شود. در اینجا بازی واقعیت، حقیقت و خیال در حال انجام است و سعی کرده ایم به ساده ترین شکل اجرایش کنیم و حتی عامی ترین تماشاگران هم بتوانند از آن درک و دریافتی داشته باشند. 
جعفری در عین حال بر این باور است که اینها در زمینه میزانسن اجرای کمینه گرا و طراحی استلیزه ممکن هست و امتیازی برای کار محسوب نمی شود. او همچنین شخصیت عماد سمپات همه حاضران در نشست دانست که او در مقابل آقای راشدی به دنبال ساخت و ساز و آباد کردن آن منطقه جنگی در خرمشهر است و نوع میزانسن و شخصیت پردازی هم چنین است.
مسافرآستانه به تماشاگرانی اشاره کرد که به دلیل پرداختن به آقای راشدی که در برابر این ساخت و سازهه مقاومت می کند،  بعد از دیدن کار از او تشکر کرده اند هر چند خودش تحت  تاثیر این تشکرها نیست.
جواد نوری تهیه کننده نمایش برگشتن، پرداختن به موضوع مادران و همسرانی را که عزیز مفقود شده دارند تکراری دانست اما پرداختن به مناطق جنگی که باید اتفاق تازه ای در آنها بیفتد، به ویژه خرمشهر را برای نخستین بار دانست که البته خود او و خیرالله تقیانی پور پیش از این خیلی کمرنگ در نخسه اولیه همین متن (یک تابلوی زرد) به آن پرداخته و این متن برای دوم (به نام پیدا و ناپیدا) نیز با تغیراتی اجرا شده و حالا برگشتن برداشت سوم از آن هست که اتفاقا در آن بر خرمشهر بیشتر تاکید می شود.
علی جعفری در ادامه پرسید: آیا در این کار خرمشهر اصالتی دارد؟
نوری گفت: نمی خواستیم اصالتی پیدا کند!
جعفری افزود: بالاخره این فقط مساله خرمشهر و آبادن نیست بلکه تمام مناطق جنگی در جنوب و غرب کشور دچار چنین قضیه ای شده اند و باید بشود همین موضوع را با پرداختن به یک نقطه مانند خرمشهر به دیگر نقاط درگیر با جنگ تعمیمش داد.
او در ادامه به شخصیت پونه، دختری که در شناسنامه اش تاریخ تولدش از ازدواج پدر و مادرش جلوتر است اشاره کرد که در جایی او ول می شود اما پرداختن به این شخصیت همچنان با اهمیت است. جعفری به موسیقی اشاره کرد که کارکرد درستی در اجرا یافته اما در جاهایی بهتر است که کمتر بشود و در جاهایی نیازمند سکوت هستیم و در عین حال طراحی منوچهر شجاع دیگر برای خود صاحب نشانه های مشخص است و با دیدن کارهایش می شود آن را تشخیص داد که هر بار به درستی به آنچه در متن و اجرا لازم هست شکل می بخشد.
رضا آشفته، پژوهشگر در ارائه متن به شخصیت های تکثیر شده مادرانی پرداخت که هر کدام به نوعی فرزندانشان را در جنگ از دست داده اند و حالا با ورود امیری یا پسر همه این مادران، نیاز و ضرورت این پسری که باید کمک حالشان باشد در سنین پیری را یادآوری می کنند و این قضیه تمثیلی می شود برای همه مادرانی که نمی خواهند نشانه های جنگ کاملا پاک بشود و حتی اگر هم چنین باشد اما در تاریخ و در خاطرۀ جمعی ما ایرانیان بقایای این جنگ بنابر نظریه یونگ روان شناس در ناخودآگاه جمعی ما باقی می ماند چنانچه حملۀ مول پپس از هفتصد سال هنوز هم در خاطرۀ جمعی مردمان تحت این جنگ باقی است. او در عین حال میزانسن های کمینه گرا و مهندسی حرکات متفاوت و ضد رئالیستی را گزینه مناسبی برای دیدن یک اثر متفاوت تلقی کرد که فعلا بازیگران به دنبال ازبر کردن و عملی ساختن این حرکات دقیق و پیچیده برآمده اند و هنوز آن طور که باید و شاید متوجه عمق یافتن مسیرها و حرکات نیستند که دقیقا در اینجا چه نگاه متفاوتی ذهن و روان مخاطب را به چالش خواهد کشید و بعد از چند روز از اجراهای اول که بگذرد کم کم این حس و حالت فضا را لبریز می کند و تماشاگران بهتر در جریان این امور قرار می گیرند چون در اینجا بیشتر از روابط حسی و عقلانی به دنبال یک رابطه شهودی همه چیز مهندسی شده است و ما از منظر روح باید متوجۀ این آدمها باشیم و فعلا مرکز ثقل و زوایه دید معلوم نیست که دقیقا از کجا متوجۀ این موضوعات باید بشویم. شاید یک فرد و شاید کل این آدمها باید در ایجاد این مرکز ثقل برای هماهنگی و ایجاد فضا به  چنین حس و حالی نزدیک تر بشوند. در عین حال بازیگران هم تا الان با سخت گیری هایی مواجه بوده اند که حرکات زائد نداشته باشند اما اکنون وقت آن هست که کمی آزاد بشوند تا بتوانند بازی خلاقۀ خودشان را به کار گیرند و رنگ و بوی کار هم پر رنگ تر بشود.
نمایش "برگشتن" نوشته خیراله تقیانی‌پور با دراماتورژی مرتضی شاه‌کرم و کارگردانی حسین مسافرآستانه ساعت ۱۹:۳۰ در سالن چهارسو روی صحنه است. فرید قبادی، شیرین بینا، مجید رحمتی، علی غابشی، فاطمه رادمنش، ابتسام بغلانی، ماهان عابدی، طاها عابدی و پونه شاملو بازیگران این اثر نمایشی هستند.

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز سی ویکمین جشنواره تئاتر استان مازندران | عکس
» آغاز سی ویکمین جشنواره تئاتر استان مازندران
... دیدن متن »

رئیس انجمن هنرهای نمایشی شعبه مازندران از آغاز سی ویکمین جشنواره تئاتر استان مازندران خبر داد و گفت: این جشنواره از ساعت ۸ صبح امروز با حضور هنرمندان و مسئولان در گلزار شهدای ساری آغاز بکار کرد.

یاسر محمودی برنتی رئیس انجمن هنرهای نمایشی شعبه مازندران  بیستم آبان ماه ۹۸ در حاشیه آئین افتتاحیه نمایشگاه پوستر سی و یکمین جشنواره تئاتر استان مازندران در گفت و گو با پایگاه خبری فجر شمال گفت: این جشنواره از ساعت ۸ صبح امروز با حضور هنرمندان و مسئولین در گلزار شهدای ساری آغاز بکار کرد.

وی بابیان این مطلب که هنرمندان مرکز استان از نبود سالن مختص تئاتر دچار مشکلات عدیده‌ای هستند و برای تمرین نمایش‌های خود با کمبود فضا مواجه‌ هستند، افزود:  بازدید از تالار فرهنگی هنری در حال احداث ساری دیگر برنامه آئین افتتاح این جشنواره بوده است.

محمودی برنتی  ادامه داد:  ۱۲ گروه نمایشی از شهرهای تنکابن، نوشهر، آمل، بابلسر، نکا، قائم‌شهر و پل سفید ۲۰ الی۲۳ آبان ماه جاری در سالن‌های سلمان هراتی و بلک باکس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران و سالن شهید هادی باغبانی حوزه هنری استان به روی صحنه می‌روند.

دبیر سی و یکمین جشنواره تئاتر استان مازندران افزود: امروز هم ‌زمان با نخستین روز از آغاز بکار سی و یکمین جشنواره تئاتر استان مازندران نمایش «سیل ساکن تفکرات اذهان بیخودی ناآرام» به نویسندگی نیما دهقانی و کارگردانی سبحان قربانی از شهر بابلسر در ساعت‌های ۱۰ صبح و ۱۲ ظهر در سالن سلمان هراتی اجرا می‌شوند، افزود: نمایش «جنگال» به نویسندگی  و کارگردانی علی قاجاری از شهر ساری ساعت‌های ۱۵ و ۱۶ و ۳۰ دقیقه در بلک باکس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران روی صحنه می‌رود.

وی از اجرای نمایش «چند پاراگراف عشق» به نویسندگی و کارگردانی حامد کریمی از قائم‌شهر در ساعت‌های ۱۶ و ۳۰ دقیقه و ۱۸ عصر در سالن شهید هادی باغبانی حوزه هنری استان خبر داد و گفت: «تولد ۱۸ سالگی» به نویسندگی و کارگردانی سارا فرخی  از شهر آمل  آخرین نمایشی است که امروز ساعت‌های ۱۸ و ۱۹ عصر در سالن‌ سلمان هراتی اجرا می‌شود.

محمودی برنتی  با ارایه این مطلب  که هر نمایش در ۲ سانس مجزا  اجرا می‌شوند تا همه گروه‌ها بتوانند کارهای یکدیگر را مشاهده کنند افزود: «حسین کیانی»، «مهتاب نصیرپور» و «محمدرضا غفاری» به‌عنوان داوران جشنواره معرفی شدند.

وی افزود:  در کنار داوران اصلی جشنواره هیات داوران پیشکسوتان تئاتر مازندران و هیات داوران منتقدان تئاتر مازندران نیز به داوری آثارمنتخب جشنواره می پردازند که در پایان به یک اثر منتخب  طبق نظر داوران جایزه ویژه ای تعلق می گیرد

گفتنی است که  آیین اختتامیه سی و یکمین جشنواره تئاتر استان مازندران عصر پنجشنبه ۲۳ آبان در سینما سپهر ساری برگزار می‌شود

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رونمایی دو پوستر جشنواره بین‌اللملی تئاتر الف در مؤسسه اکو | عکس
» رونمایی دو پوستر جشنواره بین‌اللملی تئاتر الف در مؤسسه اکو
... دیدن متن »

دو پوستر دومین جشنواره بین‌اللملی تئاتر الف با حضور مسئولین فرهنگی آذربایجان شرقی در مؤسسه فرهنگی اکو رونمای شد.

این مراسم ظهر روز دوشنبه در مکان سازمان فرهنگی اکو برگزار شد. علی‌اصغر کاراندیش، معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌ها، مهدی مظاهری، مدیرکل مؤسسه اکو، سجاد محمد یارزاده، معاون هنری فرهنگستان هنر، محمد محمدپور، مدیرکل ارشاد آذربایجان شرقی، علی‌اکبر صفی‌پور، مدیرکل آموزشی وزارت ارشاد،‌ نعمت‌الله پایان، مدیر برنامه‌ریزی بنیاد رودکی، نادر برهانی‌مرند، دبیر هنری جشنواره الف و هومن بیگ‌نژاد، ریاست جشنواره بین‌المللی تئاتر الف و مسئولان برخی سفارتخانه‌ها برگزار شد.

هومن بیگ‌نژاد در ابتدای این مراسم ضمن تسلیت بابت زلزله اخیر استان آذربایجان شرقی گفت: رویکرد جشنواره همانند سال گذشته کماکان صلح جهانی است. امیدوارم جشنواره کشورهای بیشتری را با حمایت اکو و وزارت امور خارجه پوشش دهد. آذربایجان، ترکیه، روسیه، بلاروس و ایتالیا برای حضور در جشنواره اعلام آمادگی کرده‌اند.
وی درباره طراحی پوسترهای جشنواره نیز گفت: پوسترها با رویکرد صلح با تأکید بر محیط زیست و جهان هستی طراحی شده‌اند.

مظاهری در مقام میزبان این مراسم اظهار داشت: موضوع و مکان برگزاری این پوستر هم‌خوانی خوبی با هفته وحدت دارد. یکی از کارهای مهم موسسه فرهنگی اکو در سه سال گذشته در حوزه صلح و خانواده رقم خورده است. تمبر صلح را در این موسسه رونمایی کردیم. مزرعه صلح را با حضور ۶۰ کشور راه‌اندازی کردیم. همایش‌های بسیاری با موضوع صلح و کودک و زنان برگزار کردیم که رویکردی دانشگاهی و علمی داشت.
وی ابراز امیدواری کرد از صلح درون به صلح اجتماعی برسیم که آن صلحی آرمانی است. وی در ادامه افزود صلح به معنی نیستی و نبود جنگ است و آرزوی روزگار مملو از صلح برای بشر کرد.

یارزاده، معاونت فرهنگستان هنر نیز در سخنرانی کوتاه خود گفت: یکی از رسالت های فرهنگستان کمک به فعالیت‌های فرهنگی است و امیدوارم این فعالیت بین‌المللی در شهر تبریز تأثیرگذار باشد و بر اثرگذاری خود در حوزه فرهنگ بیافزاید.
او توجه بخش خصوصی به حوزه فرهنگ را مبارک دانست و ابراز امیدواری کرد دیگر موسسات فعال همانند موسسه الف در حوزه فرهنگ فعالیت‌هایی از این دست داشته‌ باشند.

محمدپور نیز برگزاری جشنواره در حوزه تئاتر در آذربایجان شرقی را نشان از یک تحول دانست و گفت: امروز هنرمندان ما چه در حوزه نوشتار و چه در اجرا با همت و عزم خویش جریان روبه‌رشدی را رقم زده‌اند. جریان فرهنگ و هنر مسیر درستی را طی می‌کند که طبق آن تصدی‌گری دولت کاهش می‌یابد و بخش خصوصی متولی اجرایی فرهنگ و هنر می‌شود. این یک دگردیسی در حوزه اجرا و امر مبارکی است. بخش خصوصی با توانمندی قابل اطمینان می‌تواند دولت را متقاعد به برپایی اتفاقات بزرگ کند.
وی در همین راستا درباره دومین دوره برگزاری جشنواره الف گفت: جشنواره الف با رویکرد صلح با جسارت عمل کرده است و این مسیر را با همین جسارت ادامه می‌دهد. ما در هر شرایطی در حد بضاعت از این حرکت حمایت می‌کنیم.

نادر برهانی مرند که برای دومین دوره متوالی دبیر این جشنواره را برعهده گرفته است، گفت:مسئولان استانی بیشتری قرار بود در این مراسم حضور داشته‌ باشند. البته عذر عزیزان برپایی جلسه هیئت دولت در آذربایجان به سمت زلزله اخیر بود و اختتامیه دو جشنواره در همدان و خرمشهر موجب شد مدیران هنری در این مراسم حضور نداشته باشند. با این حال خوشحالم با تمام مشکلات پیش‌روی فرهنگ و هنر بخش خصوصی فعال است و به موعد جشنواره نزدیک می‌شویم.

امیرمحمد یاراحمدی در مقام یکی از داوران بخش نمایشنامه‌نویسی سخنرانی خود را به تقابل دولت و هنرمند اختصاص داد و ابراز داشت جای خالی رویکردهایی با حضور بخش خصوصی در جریان تولید تئاتر احساس می‌شده است.

وی افزود: متأسفانه به دلیل تحریم‌ها دچار اختلالاتی هستیم؛ ولی این دوران گذار است. این حرکتی برای توسعه آینده است. یکی از وظایف تئاتر نقد توسعه است. توسعه در خود ناکارامدی‌هایی دارد و نقد آن می‌تواند با انتقال دانش‌ها مشکلات توسعه را آشکار کنند. با چنین نگاهی دولت در مقام مجری توسعه آیا می‌تواند نقد را بربتابد؟ مشکلات عدیده تئاتر امروز همین است که دولت مجری توسعه و تئانر نقاد آن و این ایجاد مشکل می‌کند و تئاتر را متهم به سیاه‌نمایی می‌کند. این مشکل تئاتر نیست بلکه وظیفه آن است. دریغ کردن این امکان از بین بردن یکی از جاذبه‌های تئاتر است. پس بهتر است دولت حوزه توسعه را به بخش خصوصی دهد.

یاراحمدی در ادامه گفتارش اظهار داشت: ما نتوانستیم دولت را توجیه کنیم که تئاتر را به عنوان نقاد توسعه بپذیرد.

علی‌اصغر کاراندیش که در میانه این مراسم حضور یافت، در سخنان کوتاهی گفت: این جشنواره‌ها نقش مهمی در فرهنگ‌سازی در کشور دارند. می‌تواند در همبستگی میان اقوام و کشورهای همسایه نقش مهمی ایفا کند.
 
در این مراسم از دو پوستر رونمایی شد که هر دو توسط شاهین علوی و آیدین فرخی، هنرمندان تبریزی طراحی شده‌ است.

شاهین علوی در سخنانی کوتاه درباره اثرش گفت: طرح را برای جشنواره تهیه کردم که به فراخور مکان و موضوع بوده است. قرار بود سبک مینیمال باشد. در پوستر برگ زیتون نشان جهانی صلح است و ماسک تئاتر هم دال بر جهان نمایش است.

آیدین فرخی نیز گفت: در پوستر یک کاراکتر برای جشنواره ساختیم که دلالت بر رویکرد صلح جهانی و نقش آن در زندگی و آثار نمایشی داشته است.

دومین دوره جشنواره تئاتر الف قرار است از نهم تا چهاردهم آذرماه سال جاری در شهر تبریز و با میزبانی مؤسسه فرهنگی و هنری الف برگزار شود.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش منقرض‌شده‌ها i
پوستر «منقرض شده‌ها» رونمایی شد | عکس
همزمان با آغاز اجرا
» پوستر «منقرض شده‌ها» رونمایی شد
... دیدن متن »

پوستر تئاتر «منقرض شده‌ها» به نویسندگی و کارگردانی سمیرامیس بابایی همزمان با آغاز اجرا رونمایی شد.
طراحی پوستر این نمایش کمدی، بر عهده محمدعلی سعیدائی است.

«منقرض شده‌ها» هرشب ساعت ۱۹:۱۵ دقیقه در تماشاخانه سپند بر روی صحنه می‌رود. این تئاتر که بلیت فروشی آن را سامانه تیوال برعهده دارد، تا ۵ آذرماه بر روی صحنه است.
امیر معراج، علی دولت یاری، امیرمحسن کوه گره، یاسمن جعفری و سعید جاودان بازیگران «منقرض  شده‌ها» هستند.

عوامل «منقرض شده‌ها» عبارتند از: دستیار کارگردان: میلاد قطبی، منشی صحنه: سارا کوهجانی، طراح نور: آریا افشار، طراح موشن گرافیک: کیارش زندی و علی سعیدایی، طراح پوستر بروشور : محمد علی سعیدائی، طراح لباس: حمیرا عبادی، طراح حرکت: فرشته رستمی، طراح صحنه: علی دولت یاری و میلاد قطبی، تایپوگرافی: حسین عبدی

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سوختن i
ایرانشهر به استقبال «سوختن» می رود | عکس
نخستین تجربه تهیه کنندگی شبنم مقدمی برای اجرا آماده می شود
» ایرانشهر به استقبال «سوختن» می رود
... دیدن متن »

تئاتر «سوختن» به تهیه کنندگی شبنم مقدمی و کارگردانی مشترک علیرضا آرا و علیرضا اولیایی از اواخر آبان ماه روی صحنه می رود.

«سوختن» عنوان تئاتری است به تهیه کنندگی شبنم مقدمی که به شکل مشترک توسط همسرش علیرضا آرا و علیرضا اولیایی کارگردانی شده است. این تئاتر که بر اساس متنی از مهرداد کوروش نیا برای اجرا آماده شده قرار است از ۲۶ آبان ماه در سالن استاد ناظر زاده کرمانی مجموعه ایرانشهر روی صحنه برود.

تئاتر «سوختن» که مجری طرح آن «نور الدین حیدری ماهر» است مضمونی اجتماعی دارد و در آن بازیگرانی چون مجتبی پیر زاده، میثاق زارع، مصطفی پروین و سوگل خلیق بازی دارند.

«سوختن» از ۲۶ آبان ماه هر شب به جز شنبه ها ساعت ۱۹.۱۵ دقیقه اجرای خود را شروع می کند. مدت زمان این تئاتر ۷۵ دقیقه است.

شبم مقدمی با تهیه تئاتر «سوختن» برای نخستین بار عرصه تهیه کنندگی را تجربه می کند. او به عنوان بازیگر چندی پیش تئاتر «مرغ دریایی من» را در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه داشت که با استقبال خوب مخاطبان روبه رو شد.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش گوسفندان! i
«گوسفندان!» در تماشاخانه شانو | عکس
خیانت «گوسفندان!» تمام شدنی نیست....
» «گوسفندان!» در تماشاخانه شانو
... دیدن متن »

نمایش «گوسفندان!» به نویسندگیِ مهران عشریه و طراحی و کارگردانیِ میلاد کرباسی از بیست‌ویکم آبان‌ماه ۱۳۹۸ در تماشاخانۀ شانو روی صحنه خواهد بود. در این نمایش که برداشتی آزاد از نمایشنامۀ «آژاکس» سوفوکل است، گروهی در زمان و مکانی، سودای اجرای نمایشی را در سر می‌پرورانند. پس از اجرای موفق «همسرایان!» در سال ۱۳۹۷، «گوسفندان!» دومین اثر نمایشی گروه فضای خالی است.

مهسا آذری، کورُس افشار، حسام باریکانی، امید بیگی، پارسا جوهری‌فرد، محمدامین رزم‌گیر، یاسمن رضازاده، امین سلطان‌لو، ماریا صحرایی، هانیه صفائی، صدف صفری، لومیر عطار، پویا فراهانی، زهرا کزازی، آذر کشازرع، ندا مرادیان، مائده منزوی، مبینا معظمی، شایان معماری و نگین وکیلی در این اثر ایفای نقش می‌کنند. دیگر عوامل این نمایش عبارت‌اند از: دستیار کارگردان: ساره ارجمند؛ مدیر اجرا: کامران طاهری؛ گروه اجرایی: مریم حاج‌محمدی و مهتاب نورزاده؛ مدیر صحنه: علی فرازی؛ دستیار صحنه: محمدصادق عالی‌شوندی؛ طراح پوستر و گرافیک: پوریا جعفرپور و پیمان جعفرپور؛ طراح تیزر و موشن‌گرافی: پوریا جعفرپور؛ عکاسان: سارا ثقفی، مهتاب آقامحمدی و پیمان جعفرپور؛ روابط عمومی: ندا کاوندی و مشاور رسانه: پوریا جعفرپور.

فروش بلیت اینترنتیِ «گوسفندان!» در سایت تیوال صورت می‌پذیرد. این نمایش از بیست‌ویکم آبان‌ماه تا هشتم آذرماه ۱۳۹۸ هر روز، جز شنبه‌ها، ساعت ۱۹:۱۵ به مدت شصت دقیقه در تماشاخانۀ شانو به نشانی خیابان وصال شیرازی، بالاتر از چهارراه طالقانی، کوچه فرهنگی (بهنام) روی صحنه خواهد بود.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش آشپزخانه i
انتشار تیزر نسخه تهران | عکس
«آشپزخانه» به نسخه پایانی رسید
» انتشار تیزر نسخه تهران
... دیدن متن »

نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی با آغاز اجرای نسخه تهران این اثر نمایشی از ۲۲ آبان، به مرحله پایانی اجراهای خود در تالار مولوی می رسد.

اجرای نسخه تهران نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی از روز چهارشنبه ۲۲ آبان در سالن اصلی مولوی آغاز می شود. پیش از این نسخه شیراز «آشپزخانه» به صحنه رفت و نسخه رشت این نمایش نیز سه شنبه ۲۱ آبان به اجرای خود پایان می دهد.
با به صحنه رفتن نسخه تهران «آشپزخانه» که تا ۳۰ آبان روی صحنه خواهد بود، پروژه اجراهای این اثر نمایشی در تالار مولوی به پایان می رسد.

فروش بلیت اجراهای تهران «آشپزخانه» در سایت تیوال آغاز شده است.

همزمان با فروش بلیت آخرین نسخه اجرایی «آشپزخانه»، تیزر این اجرا نیز که توسط احسان معجونی @ehsan_majooni ساخته شده، منتشر شد.

پوستر اجرای نسخه تهران «آشپزخانه» نیز توسط صالح تسبیحی طراحی و منتشر شده است.
محمدرضا آبانگاه، مهدی ابوحمزه، مهسا احمدی، آناهیتا آذرپیوند، مهشید آقاخانی، سیاوش البخشی نائینی، سروین امامی، برناانصاری، روژان ایرجی، پویا پورامین، صبا پویشمن، هاله پورقدیمی، افشین تمدن، غزال توکلی، مهسا جمشیدی، حسین حسینیان، هدیهحسینی نژاد، مژده دایی، یاسمن دهقانی، هلیا رضایی، رکسانا سکایش، مازیار سیدی، امین سیمیار، کتایون طلایی، آرزو عادلی، زینبعباسی، هانیه عسگری، سحر علیرضایی، امیر قاسمی، علی قانعی، پریناز کبیری، سوگل کلابی، مینا مسیحی، احمدرضا مقدسی، نگارنجفی، شهاب نظام دوست و فرنوش نیک اندیش به ترتیب حروف الفبا، بازیگران نسخه تهران نمایش «آشپزخانه» هستند.
کوریوگرافی: پگاه طبسی نژاد، عکاس: مهدی آشنا، دستیارکارگردان و برنامه ریز: سیاوش البخشی نائینی، منشی صحنه: زهرا میرآقایی، گروه کارگردانی: امیر حسین بیات و هدیه حسینی نژاد دیگر عوامل اجراهای نسخه تهران این اثر نمایشی هستند.

«آشپزخانه» نوشته آرنولد وسکر است که توسط امیرحسین بیات ترجمه و مهدی چاکری آن را دراماتورژی کرده است.

برای مشاهده تیزر اینجا را کلیلک نمایید.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
یادداشت شاهرخ تندروصالح، نویسنده و منتقد ادبی برای نمایش «جمعه‌کُشی» | عکس
در ستایش زندگی
» یادداشت شاهرخ تندروصالح، نویسنده و منتقد ادبی برای نمایش «جمعه‌کُشی»
... دیدن متن »

۱. به خودت اعتماد داشته باش و به زندگی‌ات احترام بگذار
زندگی، هر چه که باشد و در هر سطحی که جریان داشته باشد، همیشه و همه‌جا، فراتر از رویاها و توهمات، کار خودش را می‌کند: جویبار زندگی جاری است.
مانند روزها و ماه‌ها و فصل‌ها و سال‌ها که می‌آیند و می‌روند و خطِ گذر و تاثیراتش را می‌توانیم بر هر چیزی ببینیم.
اصلِ گذرایی زندگی، اصلی تغییرناپذیر است. در همین نقطه است که ما، دقیق، هر چیزی را همان‌گونه که هست و همان‌گونه که باید باشد، می‌سنجیم و قضاوت می‌کنیم.
اما در این میان چیزی قرار دارد که هستی ما را به داو گذاشته است: نوع نگرش ما به زندگی. همین نوعِ خاصِ گذرانِ امور که در جغرافیایش، همه با خوشی و سرخوشی، بی هیچ نگرانی، در کنار یک‌دیگر، شاد و شنگول و امیدوار، افق‌های باز آینده را می‌نگرند ...
در قلمرو زمان نجومی، جمعه آخرین روز هفته و روز تعطیل است. این روز در فرهنگ‌های مختلف و متناسب با عرف و فولکلورهای متنوع جهان، تعریف  متنوعی دارد.
به‌عبارتی، در سنت‌های مختلف فرهنگی و آداب و رسوم مردم جهان، نام‌گذاری اشیاء و ابزار و ادوات زندگی و تقسیم‌بندی‌های اجزاء و ساختار زندگی، برای خودش حکمت و دلایل روشنی دارد.
یعنی، قدیم قدیم‌ها، انسان‌های نخستین، به‌تدریج و با کشفِ هر چیز، سنتِ نام گذاشتن برای ادامه یافتن و تسهیل حیات را بنا نهادند. همین روزهای هفته  یکی از آن نام‌گذاری‌هاست.
از دلِ این نام‌گذاری‌ها، قراردادهای معمول سر برآورد. فرهنگ هم در دلِ همین خرده‌قراردادها و نقاطِ تاریک- روشن زندگی، قد کشید و بالنده شد و تا امروز رسید. 
خلاصه کنم و بگذرم: در سنتِ نام‌گذاری، قراردادِ نام نهادن‌ها و نام‌گذاری‌ها پا گرفت تا ما آدمیان، وقتی با پیچیده‌ترین ناشناخته‌مانده‌های زندگی‌مان روبه‌رو می‌شویم‌، به مددِ تامل بر گذشته‌مان، به‌مددِ سنتِ زندگی‌مان، به شناختِ زاویه‌ای از زوایای ناشناخته‌ی زندگی خود برسیم و دقیق متفاوت باشیم و از بودنِ خود لذت ببریم و از همراهی با زندگی‌مان و همین‌که هستیم، خرسندی را هجی کنیم، که اعجاز حیات در ما جریان دارد؛ و فهم این اعجاز، نبضِ هنر است و ذات هنر، و درون‌مایه‌ی شعورِ هنرِ زنده، بی‌تردید همین است.
ایستادن روی نقطه‌ی صفر زندگی و به‌شجاعت، ستودن آن‌چه که زندگی‌اش می‌نامیم.
مگر نه زندگی ما حاصلِ تلاش‌های ما برای خودمان است؟
"جمعه‌کُشی" مجموعه‌ای از تأملات فلسفی در حوزه‌ی اخلاقِ عمومی و فرهنگِ زندگی اجتماعی را دست‌چین کرده، کنار هم گذاشته تا جورچینی از زندگی عمومی ما را مرور کند: زمین خوردن‌ها، برخاستن‌ها، پشتِ پا خوردن‌ها، سرکوب شدن‌ها، درماندگی‌ها، رَکَب خوردن‌های متوالی و شک توأم با بدبینی به همه چیز: زندگی در بدویت، منهای مزایای بدویت! 
در این مرور، طبقات اجتماعی، رفتار و تلقی‌شان از زندگی و ارتباطات، التیام بخشیدن آدم‌ها به یک‌دیگر، رج زده می‌شوند.
استیصال و درماندگی و تن سپردنِ جبری به گذران امور، خطِ داستان نمایش است.
هر کدام از شخصیت‌ها، یک‌جور دست و پا در پوست گردویِ مشکلات دارند و برای خلاصی یافتن دست و پا می‌زنند.
به‌مددِ بازی‌های روان و قدرتِ بیانِ دقیق دیالوگ‌هاست که ما، مرکز تحلیل درون‌مایه‌ی نمایش می‌شویم و لحظه لحظه، صورت‌هایی از درون و رفتار خودمان را می‌بینیم.
حالا اگر دوست دارید سهم خودتان را از زندگی به‌قضاوت بنشینید این نمایش، چنین امکانی را به شما می‌دهد. این شما و این جمعه‌کُشی.
نمایش جمعه‌کُشی روایت استادانه‌ی اسماعیل خلج از سادگی، صمیمیت و جذابیت زندگی در سکون، وهم، خیالات، خرافه، تقلب، دروغ و درهم‌تنیدگی رویاهایی است که هر آدم، در هر جغرافیایی، به جبر یا اختیار، در جریان آن قرار می‌گیرد، بر آن‌ها چنگ می‌اندازد، تا یک دم بیش‌تر زنده باشد.
جمعه‌کُشی خوانشِ خلج از معصومیتِ حیاتِ انسان و ناگزیری‌های زندگیِ معاصر خاصه برای ما ایرانیان است. می‌ارزد که نکته‌سنجی‌های خلج را به‌خود بگیریم. 

۲. آن‌چه می‌خواهم نمی‌بینم، آن‌چه می‌بینم نمی‌خواهم
رفتارِ جدول‌ضربی و قرینه‌سازی، از جمله رفتارهای معمول در فرهنگ ایرانی است.
شاید بتوان گفت که سیاه و سفید دیدن امور از همین رفتار سرچشمه می‌گیرد.
اما آیا گریزی نیست؟ آیا نمی‌توان امور را همان‌گونه که هستند دید و سنجید و برای خلاصی یافتن از دست و پاهایی که در پوست گردویِ خود مانده، تدبیری اندیشید؟
مگر کار فیلسوفان اخلاق همین نیست؟
مگر متفکران روی این نیازهای وجودی بشر درنگ نکرده‌اند‌؟
مگر هنرمندانِ اصیل و باشهامت، از نبودِ حقیقتِ وجودی انسان، پرده بر نمی‌دارند؟
مگر بر اوضاعی نمی‌تازند که هر چه در آن می‌بینند را نمی‌خواهند و هر چه را که برای حیات خود ضروری می‌دانند، نمی‌بینند؟
مگر هنر، غیر از این، هنری دارد؟
مگر کار روشنفکری نباید همین باشد؟
چه کسی تقسیم‌بندی‌ها و نام‌گذاری‌ها را انجام می‌دهد؟
چه کسی تقلب می‌کند؟
هنرِ معاصر، خشتِ اولش شجاعت است.
هنرِ ناب ایران امروز، تفنن نیست، مویه نیست، زنجموره نیست، قلدری نیست، کلک زدن و دروغ‌پردازی نیست، گیشه‌پروری نیست، زندگی با شجاعت در حاشیه‌ی همین واقعیت‌هاست.
اما، میان‌مایه‌گی و قلدری، دست به دست هم داده و جریانی در میان افکنده تا از هر موضوعِ تاریخی یا تفننی، مضحکه‌ای بابِ زندگی هتلی، ترتیب دهد و بر صحنه‌ها صورتک‌گردان شود.
در این میان‌داری، هیچ مساله‌ای روح تو را بر نمی‌آشوبد. نه سیلی، نه زلزله‌ای و نه دست و پا زدنِ محرومان در رسیدن به نیازهای اساسی زندگی، بر رقصِ مرگ‌بار خطِ فقر.
متاسفانه برخی سلبریتی‌ها و نام‌داران نیز در این جرگه‌ی نسق‌گیر مانده‌اند. سیاهه‌ی این نوع گیشه‌گردانی‌ها را می‌توان در یک دهه‌ی گذشته مرور کرد و بضاعتِ هنرِ ویترین‌نشین و گیشه‌خور را سنجید: شوخی، دروغ، گولواره‌پراکنی و خرقه‌فروشی!
یک پرده مصدق، پرده‌ی دیگر سقراط و چند پرده‌ی دیگر، هواخوری در حاشیه‌ی می‌سی‌سی‌پی و یا ماه‌عسل رفتن جوجه‌اردک‌های زشت و خبیث یا مرثیه‌خوانی پاستوریزه برای بینوایان و گداپروری با متدِ الیور توئیست یا کالیگولا‌خوانی به شیوه‌ی خودمانی و در دایره‌ی گچی قفقازی چاچو رقصیدن یا  با گالیله، کهکشان پیما شدن و ... آیا  داریم  نوعی خوش‌باشیِ مدرن را پی‌ریزی می‌کنیم؟ البته که چندان ایرادی به برخی پیش‌کسوتان نیست که یحتمل، مجبورند برای کار کردن و نپوسیدن، در بویناکیِ شرایط حاضر، گردن نهند. اما می‌توانیم برای کاری که می‌کنیم مختصاتِ مقبولِ طبعِ خودمان را تعیین کنیم؛ نمی‌توانیم؟! مگر نه قرارداد برای همین است؟ مفهوم قراردادها و نشانه‌ها چیست؟ کمی عمیق‌تر ببینیم ماجرا را. وقتی فشارِ پول روی روح و روان آدم‌ها،  روح‌سوز می‌شود چه باید کرد؟ درنده‌خوییِ سرمایه‌داری همین است. روی هر چیزی قیمتی می‌گذارد. و بعد که گُل ماجرا را چید، به حالِ خود رهایش می‌کند. از طرفی، حتماً می دانیم که این، یکی از معمول‌ترین شیوه‌های گریختن از زیر سایه‌ی بندبازانِ سانسور است که با چند کرشمه، کاری را به سامان می‌رسانند. آن‌وقت دیگر نه غُرولند نویسنده‌ی وطنی را می‌شنوند، نه پولِ متن می‌دهند و هر جا که بخواهند از زبانِ نویسنده‌ی خارجی، هر چه بخواهند می‌گویند و ... و شما اصلاً تعجب نمی‌کنید اگر بازرس ژاور، تصنیفِ "از آن بالا میات یک دسته مولچه (مورچه!)" را بخواند، یا خانم تناردیه برای‌تان "گُل پری جون" زمزمه کند، یا  ژان والژان عزیز "سر اومد زمستون" را برای‌تان پرملات اجرا کند و یا ...! عجب روزگاری است. چرا خودویرانی ما ایرانیان، این‌همه طبیعی می‌نماید؟ در جست‌وجوی چه هستیم؟ چرا تلف کردن و در تلف و تماشا نگاه داشتن زندگی، برای ‌ما این‌همه جذابیت دارد؟ این است خاص بودن مرام و زندگی ایرانی؟! عطش و ولعِ خودویرانی و یله راندن هم‌دیگر در سراشیبِ سقوط، به همین راحتی است. با ریز رفتارهایی آغاز می‌شود که خلج خطوطِ مویرگی‌اش را در جمعه‌کُشی دنبال می‌کند.

۳. در سایه‌ی نقابِ غم‌انگیز زندگی ...
هنر، ادبیات، فرهنگِ عمومی، فلسفه و اندیشه‌ورزی ایران معاصر در دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، تابعِ شتاب‌گیری تحولاتِ اقتصادی ایران بود که عموم تاثیرات آن را می‌توان در رشدِ اقتصاد در سطح طبقه‌ی متوسط و حرکتِ طبقه‌ی فرودستِ جامعه، به شرکت ناگزیر در ماراتنِ نفس‌گیرِ شکستن حصارهای طبقاتی دید.
این حصارها، به شکل‌های پیدا و پنهان، ذره ذره، قدرت یافت و بنیادِ جدالِ ایدئولوژیکِ ایران معاصر را پی ریخت. همه در سعیِ فنا پیش‌تر از یک‌دگریم.
این قصه از زمان امیرکبیر تا به امروز در تکرار مانده است. در جریانِ سیلابی تغییر، کسی حق و فرصت انتخاب و سبک- سنگین کردن و مظنه زدن ندارد.
ما در سطوحِ متفاوت، به دگرگونی و تغییرات گسترده‌ای تن دادیم، اما از ایجادِ زیرساخت‌های مساعد و متناسب با ذاتِ تغییرات، غافل ماندیم.
می‌توانیم به دقتی میکروسکپی، ذراتِ آسیب‌هایی که در فرآیندِ دیگر شدن، به خود زده‌ایم را در سفرنامه‌ی ابراهیم‌بیگ مرور کنیم و این تکرار، چنان در ابرازِ وجودِ روشنفکری و نگاهِ نخبگانی ما موج می‌زند، بی‌آن‌که آسیب‌شناسی دقیقی را در میان بگذارد.
همین قصه‌ی غافل ماندن و غفلت‌پذیریِ عمومی را می‌توان به‌عنوان محرکِ مجموعه‌رفتارهایی دانست که مسیرِ دگرگونی‌ها را دنبال می‌کند.
کلِ ماجرای "جمعه‌کُشی"، روایتِ زیرپوستیِ این ماجراست که در فضای یک قهوه‌خانه روایت می‌شود. یک قهوه‌خانه و یک قهوه‌چی که از حال و روز و حقوق خود چندان رضایتی ندارد، یک تعمیرکار دوچرخه، یک نیمه‌بازنشسته و پیرمردی که در پیِ یافتنِ نشانیِ موهومی، به شهر آمده و صاحب قهوه‌خانه، نماینده‌ی قشرِ شکم‌سیر و بی‌دغدغه. همه در تلاشند تا یک قدم به جلو بردارند، اما به چه قیمتی؟
ذره ذره پرسش‌ها تبدیل به تصاویری از ما می‌شوند. می‌توانیم خودمان را پابه‌پای تغییر صحنه‌ها، در نمایش بگنجانیم و درونِ خودمان را بکاویم. این خودکاوی، بخشی از درون‌مایه‌ی نمایش است.
در هنر و ادبیاتِ معاصر ایران، چند مفهوم، صورتِ اساسیِ ریخت‌شناسی و ساختارِ عمومی آثار ادبی- هنری را در سایه‌ی تاثیراتِ خود دارد. این مفاهیم به‌ترتیب و البته از نظر من، حولِ محورِ جبرِ جغرافیایی و خوش‌باشی و احاله‌ی قضاوت به دوردست‌های اوهام و رویاهای آینده، در رفت‌وآمدی پاندولی هستند. این رفت‌وآمد پاندولی در حقیقت، صورتِ آبسوردِ ایرانی را به ما می‌نمایاند. این صورت، از بعد از استبداد صغیر تا امروز، قابل بازخوانی است. اما  آیا هر جا سخن از عدالت است، بایستی به‌دنبالِ کشفِ ظلم هم باشیم؟ آیا هر جا بویِ عفنِ فقر و فلاکت بالا می‌زند، بایستی با همه‌ی وجود به استشمام آن بپردازیم و ریزترین مولکول عفونت را با تمام وجود پذیرا شویم و توصیف نمائیم؟
آیا وصفِ زشتی‌های جهان، خود بخشی از پروسه‌ی تکثیرِ کراهت و زشتی‌آوری نیست؟
اگر جهان به این اندازه زشت است که در آیینه‌ی برخی آثار ادبی- هنری، بازتاب می‌یابند، پس زیبایی و زیباشناسیِ هنر معاصر، چه می‌تواند باشد؟
آیا صرفِ بیان صورتِ یک مساله، می‌تواند التزامِ شعور و درکِ هنری، نسبت به تیرگی‌ها را در وجدان‌های بیدار برانگیزد؟
پرسش‌ها بسیارند.
این مصرع شعر از شفیعی کدکنی، بیان‌گر بخشِ گسترده‌ای از ماهیتِ پنهانِ فرهنگی ما ایرانیان است، که همواره در هر چه که می‌نگریم، نقطه‌توجه‌مان بر زاویه‌ی عدمی آن متوقف می‌ماند:
... آن‌چه می‌بینم نمی‌خواهم 
آن‌چه می‌خواهم نمی‌بینم ... 
همین ماهیتِ پنهان‌، ساز و کارِ بود و نمود ما در جهانِ معاصر را رقم زده است. با همین تلقی به نمایشِ جمعه‌کُشی باز می‌گردیم.

۴. شیر یا خط؟
نمایش "جمعه‌کُشی" از جمله آثار جذاب اسماعیل خلج است که پیش از این نیز یک اجرا داشته است. معروف‌ترین اجرای این نمایش به دهه‌ی ۵۰ خورشیدی باز می‌گردد اما حالا، در سال ۹۸ خورشیدی، چه نکته‌ای از این نمایش و کدام بخش از درون‌مایه‌ی آن، در فضای عمومیِ امروز قابل مرور است؟
آیا یک نمایش و یک مفهوم، آن‌قدر قدرت دارد که نیم قرن بعد نیز، در همان قد و قواره به مخاطب خود عرضه شود؟
آیا مخاطب، علی‌رغم تمام بد تلاشی‌ها و تاریک‌نمایی‌ها و رفتار غیر‌حرفه‌ای که هنر و ادبیات امروزمان با عواقبِ عفن آن درگیر مانده، باید یک جایی بایستد و به هنرمند و اثرش اعتماد کند و در آن بیاندیشد؟
و اصلاً چرا آدم، گیرم آدم روشنفکر و هنر و ادبیات دوست‌، باید در این وانفسای روزگار، به کارِ نابِ هنری فکر کند و برای دیدنِ آن وقت بگذارد؟
شاید بخشی از وظیفه‌ای که شرایطِ اندیشه‌ی ایرانی، بر گردنِ مخاطب می‌گذارد همین مساله باشد اما، وقتی می‌بینی که طیفی از جوانان، زیر پر و بالِ استخوان خُردشدگان هنر و ادبیات، دارند تجربه را هجی می‌کنند و رفتار و اخلاقِ حرفه‌ای هنر را می‌آموزند، دیگر رفتار، از حیطه‌ی مسئولیت فراتر می‌رود و به ضرورتی حرفه‌ای تبدیل می‌شود. کاش دانشجویان و نمایش‌دوستانِ جوان و پُر شور که دل و جان در گروِ مهر میهن و سربلندی‌اش دارند، بیایند و این نمایش را ببینند؛ آرمانِ هنرمندِ ناب‌اندیش تأمل و پذیرشِ بی‌قید و شرطِ سادگی و ظرافتِ ذاتِ زندگی است.
برای تماشای نمایش با دو دوستِ نویسنده‌ام رفتیم، که هر کدام به‌نوعی معتقدند که فضایِ هنرِ نمایشِ این روزها، آلودگی به پولِ کثیف، بی‌دردی و شکم‌سیری و عصا قورت‌دادگی را یدک می‌کشد و ... بگذریم ... رفتیم و حالا در سحرگاه روز بعد، دارم مطلبی می‌نویسم در ستایشِ تلاشِ هنرمندانه و نگاه نگران اسماعیل خلج به نسل‌هایی که در راهند و زندگی و ذاتِ زندگی در این جغرافیا، که به رنج و بیهودگی، گره در گره مانده و ...
آیا رنج، تقدس و قدرت، پیشِ بیش‌نمایی و اسپانسر، بُرندگیِ خودش را از کف داده است؟
آیا هنرِ نمایش در همین خودنمایی و پشت بازو نشان دادنِ اسپانسرها، خلاصه می‌شود؟
آیا سلبریتی‌های نمایش، برای شعور و ضرورت‌ها و هنر و مخاطبان، تعیین‌تکلیف می‌کنند و آیا برخی، نام‌داران و نام‌آوران، واداده‌ی شرایط هستند؟
و آیا، هر نسل از هر جا که شروع می‌کند بایستی نخست، ایزولاسیون آرمان‌گرایی را بپذیرد و بعدش بیاید به حرفِ خود برسد؟
شیر یا خط؟
بر چه اساس و مبنایی کارها را نام‌گذاری کنیم؟
آیا اندیشه‌ی هنرمند و دغدغه‌هایش می‌توانند فرازِ مسندِ واقعیت خود را به ما نشان دهند و در ما جریان یابند؟
چه فاصله‌ای بین یک اثر هنری با واقعیت، در جریان است و این جریان، حکایت از چه دارد؟
آیا با تامل بر داستان و درون‌مایه‌ی "جمعه‌کُشی"، می‌توانیم به پاسخی برای این پرسش برسیم که چرا ما هم‌چنان با مجموعه‌ای از کاستی‌ها و بیهودگی‌ها و بدی‌های خود داریم تکرار می‌شویم؟
زندگیِ ایرانی در کجای این ماجراست؟

۵. ماییم و این حقیقتِ یاس‌آور
به شواهد بسیار در درازنای تاریخ، ما ایرانیان سرگرم به خود بوده‌ایم و این حس، به‌گمانم، از خودشاهزاده‌پنداری‌مان نشأت می‌گیرد. از گذشته تا هنوز ... بخل ... حسادت ... خشمِ کور ... دست انداختنِ فروافتادگان و خاک‌نشینان و زمین‌خوردگان و از قافله‌ی تمدن عقب‌ماندگان... و فرار با آخرین سرعت از واقعیت، همه و همه قطعاتی از تصاویرِ روزمرگیِ ما هستند. 
این شعرِ فروغ را زمزمه کنیم:
آیا شما که صورت‌تان را،
در سایه‌ی نقابِ غم‌انگیزِ زندگی، مخفی نموده‌اید،
گاهی به این حقیقتِ یأس‌آور، اندیشه می‌کنید،
که زنده‌های امروزی، چیزی به‌جز تفاله‌ی یک زنده نیستند؟!
شاعر و هنرمند و صاحب اندیشه‌، اندیشه‌اش را وقفِ تاختن بر تاریکی‌های خود می‌کند . این‌جا، یعنی این نوع نگرشِ فروغ، نه توهین به دیگرانی است که خوش‌پوش و خوش‌خوراک و خوش‌صحبت و معطر، در انظارِ عموم پرسه می‌زنند که اشاره‌ی دردمندانه‌اش، بیان سرنوشتی است که او را، در هر جمعیتی نالان و جفتِ بدحالان و خوش‌حالان می‌خواهد؛ عروسکی کوکی!
می‌بینیم که کاهنه‌ی غمگینِ شعرِ مدرنِ ایران، چگونه خطِ غربت‌زدگیِ انسان را از مولانا تا زمانه‌ی خویش روایت می‌کند! شهامتِ طلایه‌دارانِ مُلکِ سخن و هنر فارسی، ستودنی است، آن‌گاه که بر ماهیتِ واقعیت و حقایقِ زندگیِ زمانه‌ی خود می‌تازند و تاریکی‌شکن می‌شوند.
سخن و هنرِ فارسی، در این اقلیم هم‌نوردانند؛ سعدی و حافظ، فردوسی، عطار، مولانا، عبید و شیخنا خیام.
یک نکته بیش نیست غمِ ما و این عجب، کز هر زبان که می‌شنوی نامکرر است!
هنرمند اصالتش را از همین اتکایش به دوردست‌هایِ جاودانه‌ی خود وام می‌گیرد و در تاختن بر تاریکی، خلج با تأمل نمایشِ "جمعه‌کُشی" را پی ریخته است.
نمایشی که می‌توان در آن، صورت‌بندی‌هایی اثیری- ایرانی، از خشم و عصیان، مدارا و مراقبت، هم‌دلی و هم‌نوایی و زیبایی‌های عشق و تنهایی را دید.
اگر بپذیریم که زندگی برای خودش زیر و بم‌ها و فوت و فن‌هایی حیاتی دارد، حتماً می‌توانیم این نکته را نیز بپذیریم که زندگی، برای خودش قوانینی اثبات‌شده دارد که با کمال تاسف، ما در قرنِ بیست و یکم، تمایلی به تامل بر این قوانین سال‌خورده، در خود نشان نمی‌دهیم.
و بخش گسترده‌ای از اجزاء حیات‌مند این قوانین، در شعرِ فارسی و بطنِ ادبیاتِ ایرانی، نهفته است: مدارا و مهربانی.

۶. آن‌چه هستی را دوست داشته باش و آن‌چه را که نیستی، به نیستی بسپار ...
حاصلِ تامل بر دویست سال تجربه‌ی تلاش متفکران، روشن‌اندیشان، اصلاح‌گران و دگرگون‌خواهان در جهتِ به‌سازی و بهروز ساختنِ جامعه‌ی ایرانی، و شرکت در ماراتنِ نفس‌گیرِ جهانی، ما را دست از پا درازتر، در آستانه‌ی تنهاییِ عمیقِ خودمان، نگاهداشته است.
عایدی روشنفکرانِ دهه‌های پیشینِ ما از تبانیِ قدرت‌ها، حرکت در عمقِ تاریکِ خشونت، خودزنی، خودویرانی، مردم‌گریزی، تحقیرِ عوام و زیست‌بوم‌ها و خرده‌فرهنگ‌های سرزمینِ مادری‌مان بود.
بخشی از محصولِ تمامِ تبانی‌ها با ایدئولوژی‌ها و آرمان‌ها، همین سرخوردگی‌هایی است که حالا، باید به تاوانِ شفاف نبودن در رویارویی با واقعیت‌های زندگی و تاریخی، به‌جایِ عبور از آن‌ها، خسارت بپردازیم که برای زندگی، و برای درکِ حیاتِ ناب، باید عمیقاً زندگی را دوست داشت و زنده بود.
نیاز نیست مرغِ خیال را با بال‌های وهم، بر فرارِ قاره‌های آرمان‌خواهی، به پرواز وا داشت و جولان داد. باید به سادگی پیوست و زندگی را همین‌جور که هست پذیرفت و خیام‌وار، بر آن تامل داشت و صد البته این پذیرش، به معنیِ نفیِ خویش نیست و دلالت بر حقیرشدگی ندارد و ... 

۷. جمعه یعنی آب، یعنی روشنایی، یعنی شادی ... 
در طی هشتاد دقیقه نمایش، بر نامِ جمعه و علت نام‌گذاری این روز از هفته به‌نامِ جمعه، می‌اندیشیدم.
در فرهنگِ ایران باستان، این روز، روزِ آب و روشنایی است و در فرهنگِ لاتین، با نامِ ونوس یعنی زیبایی، گره خورده. زمینه‌ی نمایش این روز است: جمعه؛ روزی که هر کدام از بازیگران و آدم‌های نمایش، تلقیِ خود و حال و روزشان در این روز را تأویل می‌کنند و تأویل به‌شیوه‌ی خلج، می‌تواند دعوت ما باشد به دقیق شدن در معنای باطنی واقعیت‌ها  و هجی کردن شفافِ عمر و زندگی را و روز و روشنایی را. 

۸. سلام آقای دل‌نگران 
استاد اسماعیل خلج! 
نسلی که روز و روزگارِ ما را در دهه‌ی پنجاه به خشونتِ آرمان‌گرایان دهه‌ی شصت پیوند زد و جان و جهانِ تک تکِ ما را به سبقت گرفتن بی‌رحمانه و بی‌مختصات از خود و رویاهای دیگران راند، اکنون در چنبره‌ی چه کنم‌های بسیار، گرفتار و سردرگریبان مانده است. بی‌آن‌که توانسته باشد ارزش‌هایی را که در خیال با آن‌ها سرخوش بود در قلمروی فرهنگِ خود، نهادینه کند.
سوداگریِ آرمان‌خواهان، به تبعیدِ تخیل‌مان به تودرتویی‌های انزوا رسید و در این منزل، سکوت و سرخوردگی، ما را به ولعِ تلنبار کردن گذشته‌ها، دچار ساخت.
غریبه مانده‌ایم. آیا این سرنوشتِ خودساخته و پرداخته، نمایه‌ی بی‌رمقیِ ما در قضاوت است؟
آیا ما در فروکاسته شدن زندگی سهمِ برابر داریم؟
خود مظلوم‌پنداری و خود مغلوب دانستن، ریشه در نوعِ نگاه ما به زندگی دارد.
شکی نیست که باید این نگاه را تغییر بدهیم تا بتوانیم آن‌چه را که هست، همان‌گونه ببینیم، نه این‌که در دوایر تو در توی قضاوت، روندِ سیاه و سفید بودن را تکرار کنیم.
خلج در دهه‌ی پنجاه، همان دهه‌ی اوج‌گیری ایسم‌های هنری و ادبی و روشنفکری، این نمایش را به صحنه آورد: ما از کجا به نشانی‌های غلط، دل‌خوش ماندیم؟
چگونه در فرآیند خویش‌آزمایی، در دامِ خودفریبی، نهان ماندیم؟
پرسش‌هایی از این دست، درون‌مایه‌ی جمعه‌کُشی هستند. شاید بپرسید نزدیک به نیم قرن از نخستین اجرای این نمایش گذشته و حالا، اجرای این نمایش چه ضرورتی دارد؟ بسا بسیار! یک جا بایستی بایستیم و خطوطِ تاریکی‌های خود را واکاوی کنیم و بعدش، بر مبنایِ قراردادهایِ حیات، زندگی کنیم. 
این تلقی، از جمله خطاهای حیاتی و نشانی‌هایِ غلطی بود که در دهه‌ی پنجاهِ خورشیدی، که برای سرزمینِ ما ویترینِ نمایشِ مدرنیته‌ی مقوایی بود، در گیج‌پیماییِ بی‌راهه‌هایِ تجربه‌یِ مدرن شدن، قرعه‌ی فالش به روشنفکری بی‌رمق ما رسید؛ جریانی که به‌جایِ دقیق شدن در چیستی حیات و  مختصات زندگی بومی ایرانی، به رونویسی سیاه‌مشق‌های روشنفکری اروپایی، بسنده کرد و از ضرورت فهمیدن خود غافل ماند.
به‌عبارتی، آن‌چه را که خود داشت در چنته‌ی فرهنگِ بیگانه می‌جست.
نام‌گذاری‌های آن دهه را بر روی همه چیزی بازخوانی کنیم.
هر اثر هنریِ ناب و فاخر، صدایی و پرسشی حیاتی را در جانِ مخاطبان خود می‌کارد و او را بر می‌انگیزد.
جمعه‌کُشی چنین حسی را در من برانگیخت. بازآفرینی و بازاجرایِ این نمایش، در این روزهایِ خمود که جان‌هامان، دار و ندارِ خود را در داو ِ ویرانی گذارده و روح و روان و هستی‌مان در لُجه‌ی سرگردانی رها مانده، غنیمت است.
"جمعه‌کُشی" نهیبِ هنرمندی اندیشمند است؛ نهیبی از سرِ دل‌سوزی و نگرانی. 
نشانه‌هایی که در این نمایش، و بازی‌های زیبا و روانِ بازیگران نیاز به دریافت‌های بیش‌تر از جانب بینندگان دارد، از دلِ رفتارهایِ معمولِ ما، گزین شده است.
قصاوت، بی‌تفاوتی، کلک زدن و تقلب و هم‌دردی‌های بی‌فایده از جمله این نشانه‌هاست که ماهیت زندگی شهری و شهروندی ما را پوشش داده‌اند. 
تردید نیست که جانِ ما نیازمندِ فهمِ صحیح و به‌جایِ مهربانی و مدارا است و این نمایشِ اسماعیل خلج‌، تلنگری بر این ضرورتِ حیاتی و حیثیتی ماست.
به این جمعِ دل‌نگران و زحمت‌کشِ هنرِ نمایشِ امروزِ ایران، موفقیت در این تلاش را تبریک می‌گویم. بگذریم که این نمایش، با این حجم از تلاشِ حرفه‌ای و انرژیِ قابل‌ستایشِ تک تکِ عوامل، می‌توانست ضمن برخوردار شدن از حمایت‌های معمول، در سالنِ اصلیِ تئاتر شهر یا تالار وحدت، اجرا شود، که نشد.
زنده‌باد راستی و تاریکی‌شکنی. خسته نباشید.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
یادداشت همایون علی‌­آبادی، برای نمایش «جمعه‌کُشی» | عکس
یک بار دیگر اسماعیل خلج و این بار به قصد قربت / نگاهی به یک نقد از سویی و سرزمین تالیف از سویی دیگر
» یادداشت همایون علی‌­آبادی، برای نمایش «جمعه‌کُشی»
... دیدن متن »

هنرآنلاین، شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸

همایون علی‌­آبادی: تجربه‌ی "جمعه‌کُشی" به من نشان داد که اتفاقاً این‌که می‌گویند نقدها را بود آیا که عیاری گیرند، سخنی به‌قاعده و مطلوب نیست.

و اما بعد: من نقدی درباره‌ی نمایش "جمعه‌کُشی" با نوشته و کارگردانی اسماعیل خلج، نزدیک به یک ماه پیش نوشتم که در معرض دید و داوری خوانندگان هنرآنلاین قرار گرفت.
این نمایش نخستین بار در جشن هنر شیراز اجرا شد و حالیا برای دومین بار در تالار سنگلج اجرا می‌شود.
اجرا را دیدید یا خواهید دید و نقد من نیز در معرض نگاه شما قرار گرفته است. با همه‌ی نقصان‌ها و عیب و ایرادهای "جمعه‌کُشی" من به‌دلیل عشق عمیقی که به شخص اسماعیل خلج، من حیثِ عواطف و احساس‌های انسانی دارم، از سویی و خود اثر و ارزش‌های نمایشی آن از سویی دیگر، آن را ستودم و هیچ سوء‌نظری، من حیثِ محتوای متن نداشتم.
روز پنج‌شنبه، آقای مجید گیاه‌چی، مجری طرح اجرای "جمعه‌کُشی"، زنگی به من زد و طی آن ضمن تایید تمام نقطه‌نظرهای من درباره‌ی کاستی‌های این اجرا، گفت کار را یک بار دیگر ببینم، چرا که اجرای شب اول پر از عیب و اشکال بود و می‌گفت ای کاش اجرای دیگری را از "جمعه‌کُشی" ببینم و داوری کنم.
من اجرا را روز پنج‌شنبه، شانزده آبان دیدم و دریافتم که خلج یک بار دیگر خود را دریافته و اجرایی بسیار صمیمی و پر از لحظه‌های خلج‌گونه بر صحنه آورده و تمام کاستی‌هایی را که من در مطلبِ قبلی خود درباره‌ی این اجرا نگاشته بودم، به صرصرِ نسیان سپرده و اجرایی‌‌ تر و تازه، پُر‌طراوت و زیبا از "جمعه‌کُشی" پیش روی‌مان گسترده است.
من از سویی خوشحال شدم که شاید برای نخستین بار، یک منتقد تئاتر، تمام ایده‌های نمایشی‌اش را مو به مو در اجرا پیاده‌شده دریافته و از دیگر سو به سببِ عشقِ عمیقی که به اسماعیل خلج دارم، کسوت و رخت و ریختی واقع‌گرا و ملموس بر چادرِ عشق و علقه آویخته شده است.
بازی‌ها بسیار عمیق و ماهرانه و فضای کار آغشته به اجراهای شناخته‌شده و عمیقاً زنده و زیبای اسماعیل خلج، در هم تنیده و محسوس و ملموس بر صحنه آمده است.
من بنا ندارم کار را یک بار دیگر با استوانه‌ها و ستون‌های ناقدانه بر صحیفه‌ی کاغذ بیاورم و بیش‌تر هدفم از این یادداشت آن است که ارتباط میان کارگردان و نویسندگان، با همان حسن نیت اسماعیل خلج از سویی و من بنده از سویی دیگر، سبب‌ساز اجرایی شده است که حالیا با خیال راحت می‌توانم همه‌ی قارئین این متن را دعوت کنم تا کار را یک بار دیگر ببینند و لذت ببرند و یادِ ایام قهوه‌خانه‌ی کرامت شیراز را که در سال ۵۲ در شیراز اجرا شد، به ثمنِ بخس دریابند.
در هر حال، گیاه‌چی که مجری طرح است، باید سر و گردنی افراشته کند و کلاه و دستارش را در برابرِ خلج از سر به پایین برکشد.
من به‌عنوان منتقدی که قریب به پنجاه سال نقد تئاتر نوشته‌ام، از این اجرا و اساساً از این طرز مقابله میان کارگردان و بازیگر و نقد و ناقد و نقل و نقال لذت بردم و بر آنم که در این یک هفته‌ای که تا پایان اجرا مانده، همه دوست‌داران تئاتر بدون هیچ دغدغه‌ای یک نمایش کاملاً خلج‌وار ببینند و لذت ببرند و خاصه از آن مونولوگِ هوش‌ربای اسماعیل خلج که مزین به بازی خود اوست، سخت هم‌ذات‌پنداری کنند.
به اعتقادِ من، اسماعیل خلج در این اجرا، یعنی در اجرای بعد از شب اول، یک رنسانس در کار خود یافته است. سهم من درباره‌ی این اسطقس چقدر است نمی‌دانم، اما بر آنم که نقشِ من در این میان، چندان که تا به حال در اجراها دیده‌ایم، مثل همیشه به مصداق کوسه به فکر ریشه، نه کم‌رنگ و نه در حاشیه است، بلکه من با تمام توانمندی‌های نگرش و نگارشم، توانسته‌ام اسماعیل خلج را جذب دیدگاه‌های خود درباره‌ی پنجاه سال حضور مداومم در عرصه‌ی تئاتر کنم.
من به سهمِ خود، از گیاه‌چی سپاسِ بی‌قیاس دارم و از این همه توجه استادم خلج به نقدم، سرخوش و به قاعده‌ام، چرا که می‌بینم حق به حق‌دار می‌رسد و برای نخستین بار به یاد این سخن زنده‌یاد اکبر رادی می‌افتم که گفت: "همیشه منتقدان تئاتر از صحنه عقب‌ترند یا بهتر بگویم، منتقدان در پس اجراها هستند، نه در پیش آن و اگر منتقدی نقدی می‌نویسد، در برابرِ نگاهِ درام‌نویس، به اندازه‌ی دو، سه گام به عقب است، چرا که او سرزمینی را که منتقد حالا طی کرده جا گذاشته و در پیِ دشت‌های پا نگذاشته و تازه و دوباره و دیگری است."
این سخن متین است اما تجربه‌ی "جمعه‌کُشی" به من نشان داد که اتفاقاً این‌که می‌گویند نقدها را بود آیا که عیاری گیرند، سخنی به‌قاعده و مطلوب نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی گونه‌ای کاریزماهای کهنه‌شده و داغان تئاتری است و از مدرنیته‌ی هنر تئاتر، عقب مانده است.
به اعتقاد من سخن رادی در هنگامِ حیاتش شاید درست بوده، اما حالیا تجربه‌ی اخیر خلج و علی‌آبادی نشان می‌دهد اتفاقاً باید منتقد و کارگردان کنار هم، سرزمین‌های ناشناخته را کشف کنند، چرا که کشف هر سرزمین، جاذبه‌هایی دارد که سر آخر سبب‌سازِ پیش‌روی‌های فراوانی در عرصه‌ی تئاتراند. بهترین نمونه‌اش همین تجربه‌ای است که من برای‌تان و پیش روی‌تان گستردم.
من در نقدِ اولم، گله‌ای سخت از بازی‌ها داشتم و اکنون می‌بینم که با جابه‌جایی‌هایی بهترین ویژگی‌های این اجرا، همانا بازی‌ها و مخصوصاً فضاسازی است که بسیار ملموس و تکان‌دهنده است. تا این‌جا را داشته باشید که به‌قول قائلش‌:
باش تا صبح دولتش بدمد                       کین هنوز از نتایج سحر است

۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش «دست‌هایم کو مم حسن» برنده ۹ جایزه شد | عکس
مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر برگزار شد
» نمایش «دست‌هایم کو مم حسن» برنده ۹ جایزه شد
... دیدن متن »

مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر برگزار شد. نمایش «دست‌هایم کو مم حسن» به کارگردانی رضا کرمی‌زاده از یاسوج برنده ۹ جایزه این جشنواره شد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر عصر روز یکشنبه ۱۹ آبان در سالن اجتماعات سازمان منطقه آزاد اروند واقع در خرمشهر برگزار شد.

از جمله حاضران در این مراسم می‌توان به شهرام کرمی (مدیرکل هنرهای نمایشی)، حمید نیلی (مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی)، سیدوحید فخرموسوی (رییس شورای ارزشیابی و نظارت اداره‌کل هنرهای نمایشی)، اسماعیل زمانی (مدیرعامل منطقه آزاد اروند)، قدرت‌الله طمیمیان (معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری سازمان منطقه آزاد اروند)، یاشار نادری (رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح)، کوروش زارعی (مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری)، محسن سلیمانی‌فارسانی (سرپرست انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس)، ارمغان بهداروند (پژوهشگر،‌ مدرس و مدیر فرهنگی)، سردار محمد علیپور (مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان) و... اشاره کرد. 

کرمی: حمیدرضا آذرنگ برای ادای دین به مقاومت دبیری جشنواره را پذیرفت
شهرام کرمی در ابتدای این مراسم گفت: مفهوم مقاومت با این اتفاق بزرگ تاریخی معنای دیگری در زندگی اجتماعی ما گرفت. همه ما مدیون کسانی هستیم که این واقعه بزرگ را شکل دادند. بسیار خوشحالم که همه‌مان برای اختتامیه این جشنواره دور هم جمع شده‌ایم، چرا که امیدوارم این رویداد ادامه پیدا کند و در سال‌های بعد هم برگزار شود.

او ادامه داد: وقتی رویدادی به بیست و دومین دوره خود رسیده است،‌ یعنی دو دهه از عمر آن می‌گذرد و ضرورت و تأثیر برگزاری‌اش بر همه روشن شده و برای‌مان قابل اهمیت است. جشنواره موضوعی تئاتر فتح خرمشهر با مفهوم مقاومت با خلق آثار مختلف هنری شکل گرفت و سهم عمده آن به هنرمندان شهرهای خرمشهر و آبادان بازمی‌گردد که آغازگر این رویداد بودند.

کرمی با بیان اینکه جشنواره‌های تئاتری معمولاً به دو شکل براساس شیوه اجرایی و موضوعی برگزار می‌شود بیان کرد: جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر به عنوان رویداد موضوعی مهم برای سیاست‌گذاران بااعتبار است و هنرمندان باارزش خاصی در این رویداد شرکت می‌کنند.
او با تشکر از دست‌اندرکاران جشنواره گفت: از جامعه هنرمندان شهر آبادان، پیشکسوتان و تمام مسئولان دلسوزی که از این رویداد حمایت کردند، تشکر می‌کنم. از مسئولان تشکر می‌کنم که کمک کردند این رویداد با همه افت و خیزش برگزار شود.

کرمی با تشکر از دبیر جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر تاکید کرد: در صحبت‌هایی که با حمیدرضا آذرنگ داشتم متوجه شدم او با تمام حساسیت‌هایی که برای انتخاب نقش‌هایش دارد، حضورش در این جشنواره را ادای دین به مقاومت می‌داند. ادای دین او قبول مسئولیت دشواری بود که در حیطه برگزاری جشنواره فتح خرمشهر داشت. چرا که او به خاطر برگزاری این جشنواره چند پیشنهاد بازی در فیلم‌ها و سریال‌های متعدد را رد کرد.

این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه داد: آذرنگ سعی کرد این جشنواره را به خوبی برگزار کند. در حوزه اجرایی جشنواره اتفاقات بسیار خوبی افتاد که تا پیش از این در جشنواره وجود نداشت.

بزرگداشت مرحوم حمید مهرآرا و مرحوم علی غلامی
بخش بعدی مراسم بزرگداشت مرحوم حمید مهرآرا، بازیگر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون از خرمشهر و مرحوم علی غلامی، بازیگر و کارگردان پیشکسوت عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون از آبادان بود. در این بخش ابتدا کلیپی از صحبت‌های مردم درباره این هنرمندان پخش شد.

مجید بشکار (فوتبالیست) به نمایندگی از خانواده مرحوم مهرآرا و دختر مرحوم علی غلامی، تندیس و تابلو عکس این هنرمندان را دریافت کردند.

اعتبار فرهنگی منطقه آزاد اروند ۲۰۰ میلیارد تومان است
سخنران بعدی اسماعیل زمانی بود که گفت: امیدوارم شما مردم منطقه آزاد اروند از برکات این ایام بهره‌مند شوید. مجموعه فرهنگی که در حال حاضر در آن حضور دارید حضور بیست هزار متر وسعت دارد که ۱۶ هزار متر از این مساحت سالنی است که در آن حضور دارید. این سالن با برگزاری مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر و با حضور شما افتتاح شد.
او ادامه داد: امیدواریم این مجموعه باعث توسعه منطقه آزاد اروند در حوزه فرهنگ و هنر باشد و استفاده‌های خوب و بهینه‌ای از آن شود.

زمانی با تشکر از مسئولان وزارت ارشاد گفت: امیدوارم جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، مناسبتی دائمی و ادامه‌دار باشد و در سال‌های آینده با وضعیت بهتر و پربارتری برگزار شود. حتی ما آمادگی این را داریم که این جشنواره به شکل بین‌المللی برگزار شود و از همه صاحبان آثار در منطقه دعوت و این جشنواره را به عنوان برند منطقه آزاد اروند معرفی کنیم.

او تاکید کرد: جشنواره‌ها و مناسبت‌ها اگر موردی باشند، بیشتر جنبه نمادین دارند. ولی جشنواره‌هایی از این دست مانند جشنواره فیلم فجر یا جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر چون استمرار دارند باید حاوی پیام‌هایی برای ارائه به مردم باشند که در سطح عمومی تاثیر بگذارد. خوشبختانه این جشنواره هر ساله با امکانات و موفقیت بیشتری مواجه بوده و امسال ظاهرا بنا بر گزارشی که داده‌اند تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر شده است. امیدوارم کیفیت این جشنواره هر ساله بالاتر برود.

زمانی با بیان اینکه ارتقا فرهنگ عمومی راهبرد اساسی منطقه آزاد اروند است، گفت: ارتقا فرهنگی به عنوان راهبردی اساسی برای منطقه آزاد مطرح است و گسترش و توسعه فرهنگی منطقه در اولویتش قرار دارد. به ویژه توسعه فرهنگ عمومی و آن‌چه مربوط به نیازهای جامعه در حوزه فرهنگ می‌شود. به تبع هنر و رشته‌هایی که مربوط به هنر می‌شوند از جمله تئاتر و سینما در منطقه آزاد اروند در اولویت هستند. این رشته‌های هنری در راهبرد توسعه فرهنگی از اهمیت سرمایه‌گذاری برخوردارند.
او ادامه داد: مجموع اعتبارات داده شده در بخش فرهنگی از بعد از بازسازی، به اندازه یک سالی که منطقه آزاد اروند سرمایه‌گذاری کرده است، نمی‌شود. ۱۰ درصد اعتبارات منطقه آزاد اروند طبق قانون باید هزینه فرهنگ شود. حدود ۲۰۰ میلیارد تومان در حوزه فرهنگ و آموزش در منطقه آزاد اروند هزینه شده است. این رقم واقعا برای این منطقه یا در شهرهای همتراز منطقه بی‌سابقه است. امیدواریم این اعتبارات موجب اعتلای فرهنگ و هنر شده باشد.

جوایز بنیاد فرهنگی روایت فتح و انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
در بخش اهدا جوایز بنیاد فرهنگی روایت فتح و انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در بخش نمایش‌های محیطی، «مترسک و کلاغ‌ها» به کارگردانی فاطمه اعزازی، در بخش نمایش‌های کوتاه «بیر دریا سئوگی» به کارگردانی عباس خلیفه‌لو و در بخش نمایش‌های صحنه‌ای «دست‌هایم کو مم حسن» به کارگردانی رضا کرمی‌زاده موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه نقدی شدند.

حمیدرضا آذرنگ، دبیر جشنواره بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در اختتامیه این جشنواره از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و منطقه آزاد اروند تشکر کرد و یادداشتی خواند.

متن یادداشت آذرنگ به شرح زیر بود:
«سلام، عصر روز یکشنبه‌تان بخیر، پنج روز پیش چهارشنبه، پانزدهم آبان بود که با همین سلام ابتدای هر کلام آغاز شد با امید و آرزو و تمنای سلامتی و به عشق سپری شدن تا امروز. گذشته‌ای از آغازین سلام کلام آخرین روز هم‌جواری حال گذشته و یادگار شده که به تعیین ثبت می‌ماند هم در خاطر من و هم شاید در ذهن آن‌ها که رو به رویشان نشستم و دست تمنا به افتخار به سمتشان کشیدم و چه وعده‌ها که شنیدم و... بماند... گذشته بماند برای قضاوت آینده که پاک‌ترین و صادق‌ترین قاضی است. امروز یکشنبه، نوزدهم آبان‌ماه رأس همین ساعت عزیز من، حمیدرضا آذرنگ، کوچک‌ترین و ارادتمندترین همه شما تنها و تنها سپاسگزارم، سپاسگزار از همه آن‌ها که رو به‌رویم نشستند، سپاس از همه آن‌ها که فقط نشستند و به احترام این مناسبت یگانه «فتح خرمشهر» حتی زحمت لختی برخاستن به خود ندادند و هنوز هم نشسته‌اند و اتفاقاً این‌ها همان‌هایی هستند که همواره‌ تاریخ نشسته‌اند و زحمت ایستادگان و راهی‌شدگان را به نام خود فاکتور می‌کنند. سپاس از همه آن‌ها که پا به پا همراه بودند و هنوز هم دلشان تا لحظه‌ آخر همراه تپش‌های انتظار و اضطراب ما همگام می‌زند. سپاس از همه آن‌ها که افتخارشان پشت پاست و زدند و به خیال از پا افتادن ما دست به دعا شدند و چقدر دلمان می‌سوزد که آنقدر صادق و مخلص و پاک نبودند که دعایشان دستش به استجاب برسد. سپاس از همه آن‌ها که بی‌کلامی اضافه دست به دستمان دادند و هنوز گرمای دستشان را از ما دریغ نکرده‌اند. سپاس از همه آن‌ها که دست رد به سینه‌مان زدند و سینه ستبر کردند که خواستند و ما نخواستیم. سپاس از  همه آن‌ها که فقط شنیدند حتی اگر برای لحظه‌ای تا از دروازه گوش دیگرشان خارج کنند، تمناهایمان را... از همه آن‌ها که به سزا نقدمان کردند و همه آن‌ها که ناسزایشان به گوشمان رسید سپاس. از زمین، از زمان، از خالی دست صاحبان اندیشه فرهنگ تا مالکان برج و باروهای زمینی اما بی‌هیچ ریشه فرهنگی و فهم هنری سپاس. سپاس، سپاس بابت آنکه هر چه بود و شد گذشت و گام آخرمان هرچند کوتاه و بی‌بنیه اما به انتهای وظیفه‌مان رسید.
حالا اما مانده مرتفع‌ترین نقطه آرزوی من حقیر که همانان از روز نخستین گام حال و احوال خوب و عاشقی‌تان در این ایام بود و هست و امید که باشد. دست و بالم از رسیدن به اوج خواسته‌ها و ایده‌آل‌هایم برای برگزاری هر چه باشکوه‌تر جشنواره خالی بود و تنها به همین میزان که شما شاهدش بودید و زندگی‌اش کردید رسید. اما دست و پای تک تک شما عزیزان که در طول روزهای جشنواره دلیل عاشقی و باورم بودید را می‌بوسم و در مقابل صبوری و تحمل‌تان در مواجه با همه کاستی‌ها و ناتوانی‌ها سر تعظیم فرو می‌آورم. تمام دلم فدای کوچک‌ترین آرزوهایتان.»

برگزیده بخش نمایش‌های محیطی/میدانی
در بخش نمایش‌های محیطی/میدانی نمایش «مترسک و کلاغ‌ها» به کارگردانی فاطمه اعزازی موفق به دریافت لوح تقدیر، تندیس و جایزه نقدی شد.

برگزیدگان بخش نمایش‌های کوتاه
مریم طرفی برای بازی در نمایش «بوی خاکستر» از شهر خرمشهر موفق به کسب دیپلم افتخار شد.
علی نبی‌پور برای نگارش و بازی در نمایش «آخرین دکل از اولین پادگان جنگ» از خارک موفق به کسب تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی شد.
امیر نصیری برای طراحی و کارگردانی نمایش «اعظم» از شهر کازرون موفق به کسب تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی شد.

برگزیدگان بخش نمایشنامه‌نویسی
در این بخش رضا گشتاسب برای نگارش نمایشنامه‌های «دست‌هایت کو مم حسن» و «غراب شیطان» موفق به دریافت رتبه اول، زهرا قلی‌زاده برای نگارش نمایشنامه «دو سرباز در سیاهچال زمان» موفق به دریافت رتبه دوم و علی میرزاعمادی برای نگارش نمایشنامه «قهرمانان» موفق به دریافت رتبه سوم شدند.

‌ بیانیه منتقدین
در این بخش مجری مراسم بیانیه منتقدان تئاتر که برگزاری جلسات نقد و بررسی این جشنواره را بر عهده داشتند خواند.

در بخشی از این یادداشت آمده بود: «...یکی از مزایای جشنواره ایجاد فضای گفت‌‌وگو برای هنرمندان است. فرصتی که در آن گروه‌های نمایشی دیدگاه‌ها و نظرات خود را بیان کنند. منتقد تلاش می‌کند بدون پیش‌داوری و با نگاهی دقیق و براساس اصول علمی و قواعد هنری به نقد آثار بپردازد. منتقد در مقابل هنرمند نیست. منتقد در کنار هنرمند قرار دارد ولی اعتلای هنر نیاز به صداقت و صراحت دارد. باید توجه داشتیم که برای پیشرفت و رشد ابتدا باید شنونده خوبی باشیم...»

برگزیدگان بخش نمایش‌های صحنه
بخش طراحی بروشور:
در بخش طراحی بروشور هیئت‌داوران هیچ اثری را شایسته تقدیر ندانستند.

بخش نور:
محمد صالح‌کرمی برای طراحی نور نمایش «غراب شیطان» از میناب مورد تقدیر قرار گرفت.
سعید فیوضی برای طراحی نور نمایش «نامه‌هایی به دخترم سهراب» از آبادان موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش گریم:
نازنین نادرپور برای طراحی گریم نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج مورد تقدیر قرار گرفت.
مینا پناه‌پور برای طراحی گریم نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش طراحی لباس:
مریم مرادی برای طراحی لباس نمایش «شلب» از خرمشهر مورد تقدیر قرار گرفت.
نسرین صابری برای طراحی لباس نمایش «غراب شیطان» از میناب برنده لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش موسیقی:
آرش خوشنام برای آهنگسازی نمایش «تلاقی-گزارش یک واقعه از پیش اعلام‌نشده» از اندیمشک مورد تقدیر قرار گرفت.
در این بخش، حسین اصیلی برای آهنگسازی نمایش «غراب شیطان» از میناب موفق به دریافت لوح تقدیر و برنده جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش طراحی صحنه:
حسین ذوالفقاری و حمید بقایی برای طراحی صحنه نمایش «شلب» از خرمشهر موفق به کسب رتبه سوم این بخش،‌ برنده لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شدند.
علی حیدری برای طراحی صحنه نمایش «نامه‌هایی به دخترم سهراب» از آبادان موفق به کسب رتبه دوم این بخش، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
رضا کرمی‌زاده طراح صحنه نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج موفق به دریافت رتبه اول، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش بازیگر زن:
پریسا دوستی بازیگر نمایش «حال همه ما خوب است» از زنجان در این بخش مورد تقدیر قرار گرفت.
آمنه پورحسینی بازیگر نمایش «لگاح» از خرمشهر و الهام امینی بازیگر نمایش «رمان سم‌پاشی» از بوشهر به ‌طور مشترک موفق به کسب رتبه سوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شدند.
مهنوش بلیان بازیگر «تلاقی-گزارش یک واقعه از پیش اعلام‌نشده» از اندیمشک موفق به کسب رتبه دوم در این بخش، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
طیبه نیک‌آزاد بازیگر نمایش «نامه‌هایی به دخترم سهراب» از آبادان موفق به کسب رتبه اول در این بخش، تندیس، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش بازیگر مرد:
محسن خدادادی بازیگر نمایش «تلاقی-گزارش یک واقعه از پیش اعلام‌نشده» از اندیمشک و جعفر قاسمی بازیگر نمایش «غراب شیطان» از آبادان در بخش بازیگری مرد مورد تقدیر قرار گرفتند.
امین مطورچی بازیگر نمایش «شلب» از خرمشهر موفق به کسب رتبه سوم این بخش، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
رضا یاوری بازیگر نمایش «حال همه ما خوب است» از زنجان موفق به کسب رتبه دوم این بخش، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
اکبر آئین بازیگر نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج موفق به کسب رتبه اول این بخش، لوح تقدیر، تندیس و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش نمایشنامه:
خسرو امیری، نویسنده نمایشنامه «جایی که گنجشک‌ها می‌میرند» از ماهشهر مورد تقدیر قرار گرفت.
باقر سروش نویسنده نمایشنامه «حال همه ما خوب است» از زنجان موفق به کسب رتبه سوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
طیبه نیک‌آزاد و علی حیدری نویسندگان نمایشنامه «نامه‌هایی به دخترم سهراب» از آبادان به‌ طور مشترک موفق به کسب رتبه دوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شدند.
رضا گشتاسب نویسنده نمایشنامه‌های «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج و «غراب شیطان» از میناب موفق به کسب رتبه اول، لوح تقدیر، تندیس و جایزه نقدی جشنواره شد.

بخش کارگردانی:
حسن سبحانی مینابی برای کارگردانی نمایش «غراب شیطان» از میناب و علیرضا همتیان برای کارگردانی نمایش «حال همه ما خوب است» از زنجان به‌ طور مشترک موفق به کسب رتبه سوم این بخش، برنده لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شدند.
علی حیدری برای کارگردانی نمایش «نامه‌هایی به دخترم سهراب» از آبادان موفق به کسب رتبه دوم این بخش، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره شد.
رضا کرمی‌زاده برای کارگردانی نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» از یاسوج موفق به کسب رتبه اول، لوح تقدیر، تندیس و جایزه نقدی جشنواره شد.

هیئت‌داوران بخش صحنه بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر پنج نمایش ذیل را به ترتیب اولویت جهت حمایت‌های مالی و اجرای عمومی به سازمان تبلیغات اسلامی و بنیاد روایت فتح معرفی می‌نماید.

۱. نمایش «دست‌هایت کو مم حسن» به کارگردانی رضا کرمی‌زاده
۲. نمایش «نامه‌هایی به دخترم سهراب» به کارگردانی علی حیدری
۳. نمایش «غراب شیطان» به کارگردانی حسن سبحانی مینابی
۴. نمایش «حال همه ما خوب است» به کارگردانی علیرضا همتیان
۵. نمایش «تلاقی-گزارش یک واقعه از پیش اعلام‌نشده» به کارگردانی مهدی آشوغ

دیگر حاضران در این مراسم عبارت بودند از حمید بحرینی (معاون توسعه فرهنگی و هنری سازمان منطقه آزاد اروند)، جمشید حمزه‌زاده (مدیرعامل شرکت هتل‌های پارس)، مهدی امانی (مدیر هتل پارس کاروانسرا)، رضا مردانی (رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خرمشهر)، محسن حسن‌زاده (مدیر روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی)، ایرج افشاری (مدیر هنرهای نمایشی سازمان امور هنری و سینمایی حفظ آثار)، کوروش نریمانی (نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر)، فریبا متخصص (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)،‌ پیام دهکردی (مدرس و بازیگر تئاتر،‌ سینما و تلویزیون)،‌ شیرین بزرگمهر (مدرس دانشگاه، نویسنده و مترجم کتاب‌های حوزه تئاتر)، یوسف باپیری (نویسنده و کارگردان تئاتر)، اشکان خیل‌نژاد (نویسنده و کارگردان تئاتر)، حمید طالبی (رئیس انجمن هنرهای نمایشی منطقه آزاد اروند)، احمد مسافری (رئیس انجمن هنرهای نمایشی شهر خرمشهر)، عبدالرضا باغ‌شیرین (سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامهرمز)، حسن زنگنه (مسئول انجمن نمایش شهرستان رامهرمز) و جمعی از هنرمندان و اصحاب رسانه.

بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در بخش‌های مسابقه نمایش‌های صحنه، مسابقه نمایش‌های کوتاه، مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایش‌های محیطی و میدانی، از ۱۵ تا ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸ در منطقه آزاد اروند به دبیری حمیدرضا آذرنگ برگزار شد.

۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید