آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 22:06:42 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چراغ تئاتر باید روشن بماند | عکس فراخوان دعوت از گروه های نمایشی برای اجرا و پخش آنلاین در تماشاخانه ظفرچراغ تئاتر باید روشن بماند
کرونا همچنان ادامه دارد و امکان اجرا و دیدن تئاتر را از همه گرفته است. گاهی نیمه تعطیل و گاهی مثل حالا وضعیت تهران و بخش زیادی از کشور قرمز است و تعطیلی کامل. ما از آینده هیچ نمی دانیم اما می دانیم چراغ تئاتر باید روشن بماند. لذا تماشاخانه ظفر وابسته به هلدینگ سپندار دارای دو سالن به نامهای جبار باغچه‏ بان (با مساحت ۷*۹) و تقی ظهوری (با مساحت ۴*۳)، از همۀ گروه های نمایشی برای اجرا و نمایشنامه خوانی آنلاین دعوت می‏نماید. برای اطلاعات بیشتر با شماره‏ ۲۶۴۱۰۶۵۷-۰۲۱ تماس بگیرید و یا به آدرس تهران. خیابان شریعتی. خیابان ظفر. پلاک۸۰. تماشاخانه ظفر مراجعه کنید.
دیدن ادامه ››

کرونا همچنان ادامه دارد و امکان اجرا و دیدن تئاتر را از همه گرفته است. گاهی نیمه تعطیل و گاهی مثل حالا وضعیت تهران و بخش زیادی از کشور قرمز است و تعطیلی کامل. ما از آینده هیچ نمی دانیم اما می دانیم چراغ تئاتر باید روشن بماند.
لذا تماشاخانه ظفر وابسته به هلدینگ سپندار دارای دو سالن به نامهای جبار باغچه‏ بان (با مساحت ۷*۹) و تقی ظهوری (با مساحت ۴*۳)، از همۀ گروه های نمایشی برای اجرا و نمایشنامه خوانی آنلاین دعوت می‏نماید.
برای اطلاعات بیشتر با شماره‏ ۲۶۴۱۰۶۵۷-۰۲۱ تماس بگیرید و یا به آدرس تهران. خیابان شریعتی. خیابان ظفر. پلاک۸۰. تماشاخانه ظفر مراجعه کنید.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگرشی بر سه شب تمرینات گروهی تئاتر هیچ میان ما
به سرپرستی سیاوش پاکراه در تماشاخانه استاد انتظامی
٢٧ دیماه ١٣٩٩

بدیهی است متن زیر مربوط به آخرین اجرای گروه در سال ٩٩ است و در مسیر تکوینی گروه در سال جدید ممکن است برخی صحنه ها دچار تغییر شده باشند.
احتمالاً نوشته مذکور اندکی بلند به نظر خواهد رسید(٢٥٠٠ کلمه) و از حوصله خوانشگران محترم خارج، لذا پیشاپیش از همه دوستان تیوالی عذرخواهی می کنم.

[بر مدار انگیزشی نگره مؤلف]

اواخر دی ماه پس از ماهها تعطیلی تماشاخانه ها و با رعایت اکید پروتکل های بهداشتی مسوؤلین برگزاری، شاهد دوره تمرینی-نمایشی ... دیدن ادامه ›› سه روزه گروه تئاتری بودم که در دومین آوردگاه خود پس از سه ماه کار به دستاوردهای جدیدی دست یافته است.
گروهی به سرپرستی و کارگردانی سیاوش پاکراه که پیش تر تئاتر «من» را در تالار نمایش مولوی و در سالن اصلی دانشگاه تهران، سال قبل به اجرا برد. کارگردانی که با شروع پاندمی کرونا و از اوان نوروز امسال بر خلاف موج راکد کنونی دست به نوآوری جذابی در شبکه های اجتماعی نیز زده است؛ او با سوژه قرار دادن اساطیر یونانی به روایت آنان در شکلی گسترده دست زده تا با ایجاد لایوهای زنده و در ادامه با ضبط پادکست های مربوطه و قراردادن در شبکه اجتماعی خانه هنرمندان ایران به حرکتی مواج و سیال مبتنی بر استفاده ای مثبت از شبکه های رایج که در ابتذالی کامل به سر می برند نائل آید تا علاوه بر حرکت فرهنگی- ارزشی به بسط تحلیلی آن در جلسات هفتگی خود در خانه یرما نیز دامن بزند و مشتاقان روز افزون حرکت ارزشی خود را همواره تؤامان حفظ و به اشاعه فرهنگی از دانش اساطیری با تدریسی رایگان و بدون ادعا با زبانی ساده دست یازد، کنشی متفکرانه که نام او را بر سر زبانها خواهد انداخت. وی در گام دوم و سازنده خود در سال جاری به اجرایی فکر کرد که با «روش استارتی» در ذاتش بر اساس شکل گیری و مسیر نوشتاری و خلق ایده هایی که از اندیشه ها و زیست او آبشخور داشت کاری را به روی صحنه ببرد؛ اما در ادامه و با ثمر بخشی پرتوی نور حقیقی دانش اساطیری اش و هم راستا با آن به نوعی نگرش چالشی رسید تا از مفهوم اجرا فاصله بگیرد و تمریناتش را بدون هیچ چشم داشتی برای عموم علاقمند به هنر تئاتر در تماشاخانه های مستقل و استاد انتظامی به نمایش بگذارد.
محوریت تکثر فلسفه اومانیسمی با چاشنی ضد پیرنگی الگو گرفته شده از اساطیر کهن او را چون حقیقتی افلاطونی در بر گرفت تا در تلألو خورشید سوزان اندیشه هایش و با بهره مندی از دو المان عقل گرایی و تجربه گرایی نقشه راه خود را از اجرای یک اثر نمایشی به سمت تمریناتی هدایت شده به سوی مراسمی آیینی پیش ببرد، آیینی سه ضلعی که فرم و محتوا نه در رأس امور بلکه در سیطره رئوس «ناظر-صحنه-مؤلف» قرار می گیرد، رئوسی که او در رأس مؤلف تلاش می کند آن را به تعادل برساند و النهایه با کم رنگ کردن رأس مؤلف در دل اثر، آن را به خطی مستقیم و بی بازگشت بدل کند تا همواره از لیبرالیسم برتابیده از تشدد افکارش فاصله و به ابر سوسیالیسمی تخیلی پهلو بزند تا پیکان تیز سیاست در آن به ابدیتی خاموش گرفتار شود، او این مسیر را می پیماید و ما در مقام ناظر سوار بر کشتی او به اقیانوسی مواج و وهم انگیز فرو می رویم تا علاوه بر موج سواری مینیمال، به پرتو افکنی بر سیر تعالی انسان معاصر و حلقه بسته او در سقوط به قهقرایی خودخواسته را شاهدش باشیم، او غرق می شود و خط راست سرخ ابدی در دریای نیلگون طبیعت خراشی از آن بر دیوار هنر این مرز و بوم که در حافظه مرکب شاهدینش حک شده است، قابی ایستا برای آیندگان و نادیدگانش باقی خواهد گذارد.
حصول بصری-شنیداری تجربه یک اتمسفر است تا اجرا، کنشی نهادیه و نه دستوری که به محوریت انسان گرایی حاضر گره می خورد.
خالی کردن ذهن «مخاطب» از مفهوم نمادین و جبری «اجرا» و مشارکت او در شاکله ابری اتمسفر موجود به عنوان رُکنی اساسی مورد نظر خالق اثر است تا «نگره مؤلف» با وحدتی «این-همانی» به سوی مدینه فاضله ایی افلاطونی پر بکشد.
«اثر» با اصالت محصولی خود به سبب عملگری در ذات متغیرش مورد تحلیل و تفقد قرار می گیرد، نه به واسطه هر آنچه که در مقام تفسیر و تأویل از پس قوه تفکر مورد نقادی قرار می گیرد، این «کلیتی» است که سازمان هدفمند گروه را به دخل و تصرف خود در آورده است.
بازیگران به عنوان ابژه هایی از صحنه در مسیر تمرکزی خود در دنیایی آزاد و دور از تازیانه های زبانی کارگردان به رهایی دست یابند، رهایی که از بی وزنی ریشه می گیرد تا مفهوم اَبَر واژه «هیچ» را بر حافظه مخاطب در مقام «ناظر» و ضلع سوم ماجرا به صُلبیتی دگردیسی شده متصل کند.
«پیتر بروک» نویسنده و کارگردان تئاتر بریتانیایی در مصاحبه ای با «دیل مافیت» در کتابی تحت عنوان «میانِ دو سکوت» می گوید: اگر کسی به خوبی بداند چرا یک تجربه ی خاص ضروری است و واقعاً در مورد این ضرورت متقاعد شده باشد، آنگاه دیگران هم می توانند متقاعد شوند. و در ادامه می افزایید: تئاتر هرگز نمی تواند جایگزینی برای زندگی یا تجربه ی زیستن باشد، اما می تواند استعاره ای باشد که به آدم نیرو می دهد تا با این دانش به سراغ زندگی برود، چون آن بیرون اوضاع خیلی دشوارتر خواهد بود.
و با اندکی مداخله قلمی: سفر قهرمانی تیپ های معاصر اگرچه تنزل بیرونی و کاریزماتیک سست بنیان آنها را رقم می زند اما از خود به خود رسیدن در پاد ساعتگرد های مکرر روزمرگی، آنها را با جانی عریان و روح پروازی اشان بیش از پیش تنها می کند تا آینه طبیعت تیغ برّانی باشد برای ریختن خون از بدنهایی فرسوده و مچاله.
هر آنچه که مرا در شأن یک منتقد دست به قلم کرده است نه بر تافته از حرکت بنیادین در مدار «ابژه-سوژه» خالقش بلکه در وفاق «فرم-محتوا»ست، نه در برابر گروه بلکه در کنار آنها و در سایه سار تلفیق «کنش-واکنش» به رأس ناظرین و حاضرین سنجاق شده تا به سیر تکمیلی آنها نظری افکنده باشم لذا در دوازده گام به تحلیل فرم-محتوا پرداخته و در پاره ای اوقات، در مقام مقایسه دو دوره کاری در آبانماه و دیماه گوشه نظری می افکنم.
1. «واگرایی-همگرایی-واگرایی» : بر اساس میزانسنی در پرده اول در سه رأس مثلث «انسان-حیوان-اسطوره» و حرکت رئوس به سمت مرکز و رسیدن به نقطه کانونی در مفهوم همگرایی و ترکیب شدن رئوس مثلث تنش زا در اجرای اول (آبانماه) به وحدت نماد زبانی (زوزه گرگ) و نماد شکلی (حیوان گرگ) الصاق می شدیم تا پس از لَختی خواب وارگی به واگرایی مزمنی در مسیر میزانسنی دور شونده از نقطه کانونی دچار می شدیم که نمادهای زبانی و شکلی به خوبی در پرده سوم(آخر) با بافت واژه «سیاست» گره خورده و نتنها مفاهیم تابیده شده از ذهن مؤلف به خوبی هم افزایی می کرد بلکه با کاشت ایماژهای بصری قدرتمند بسان قاب های نقاشی منسجم در بعد تئاتریکال به سیطره روایت در مسیر پیرنگ اصلی «سقوط» گره می خوردیم. هر آنچه که در اجرای دوم (دیماه) با کوتاه کردن واگرایی اول و حذف المانهای شکلی و زبانی مفهوم واره حیوان گرگ، ناظر را از درک روابط علت و معلولی پرده سوم با صحنه افتتاحیه دور می کند.
2. «سازهای امبینت ساز» : استفاده از نوا های تولید شده سازهای «کاسه تبتی» و «ارّه-آرشه» که اثر در دل خود از لبه تیز و تیغه آن بهره مند می شود را می توان به دو عنصر متمم تشبیه کرد که بافت «تعلیقی-محیطی» اثر را به تار و پود مونولوگ های مینیمال و ریز اکت های بازیگران صحنه معلق می کند. فضا سازی دل انگیزی که گاهی به سبب استفاده بیش از حد از آنها همزمان و مستمر با اصوات بازیگران به تشدید حسی بدل می گشت تا با همپوشانی یکدیگر از بدنه اثر بیرون زده و تا حدودی ذوق زدگی مؤلفش را به مخاطب دیکته کند لذا استفاده بهینه از آن بصورت آلترناتیوهای پسا فرکانسی با نوا های انسانی می تواند به جذابیتی قابل اعتنا در طول تمرین دست یابد.
3. «سازهایی به مثابه نمایندگان جغرافیای غرب و شرق» : استفاده از ساز «گیتار آکوستیک» نماینده ای از جغرافیای غرب و ساز «تنبور» نماینده سرزمین شرق، اگرچه می توان آن را برتابیده از فلسفه اعتراضی نسل نو دانست اما استفاده تلفیقی از آن به وحدت منسجمی در دکوپاژهای اتصالی صحنه ها تبدیل نمی شود و التقاط بر آمده از آنها با سازهای امبینت ساز و آواهای انسانی به چهارگاهی حماسی در پس زایش اساطیر و حلول انسان معاصر الصاق نمی شود.
4. «خلق ملودی زبانی» : خلق ملودی زبانی از زبان بازیگر و تولید فرکانسی جهت داده شده به بازتولید و هم نوایی با ساز ارّه-آرشه می انجامد که مسیر فاصله گذاری «ناظر-مؤلف» را دامن می زند تا اندکی او (مخاطب-ناظر) در ورای شبه اجرا به تفکری فرو رفته که به فلسفه عملگرایی اساطیری و دور شدن ضمنی از آن با خلق انسان بینجامد.
5. «استحاله میزانسن های مربع-مثلث-دایره» : حذف میزانسن مربعی از تمرین اول (آبانماه) در شبه اجرای دوم (دیماه) و تمرکز بر حرکات دایروی از تنش خلق شده و کارآمد بر اساس میزانسن مثلثی پرده اول می کاهد. حذف لبه های تیز رئوس مربع در حرکات بازیگران، التهاب درون صحنه ای را به حداقل می رساند که می توانست با ترکیب دورانی و دایروی در تعویض پرده ها به سرگشتگی انسان معاصر و سرگیجه مخاطبین انرژی بالاتری را تزریق کند؛ اما بهره مندی از میزانسن های مثلثی برای حصول تنش و گره زدن سه رأس «اُبژه-محتوا» به کارکرد درستی در دل اثر دست یافته است.
6. «پاد ساعتگردهای زمانی-حلقه های معکوس-سیر قهقرایی قهرمانان معاصر» : حرکت پاد ساعتگرد و محیطی بازیگر اول، عقربه ی نامتعادل و سست شده بازیگر دوم در کانون صحنه و ایستایی بازیگر سوم در نقطه صفر مبدأ پشت به ناظرین و سر دادن نوای الهی اذان در تکثر مبعثی متعامل با دین پیشینیان، از نقاط درخشان پرده دوم بود که با ورود نوازنده سازهای اعتراضی به صحنه به ساختارشکنی متعامدی می رسید که به خروجی دکوپاژی مطلوبی تبدیل نمی شد.
7. «رئوس سه گانه حاکمیت-سیاست-مردم» : ورود تعمدی مؤلف به کلیشه رایج بازی «گرگ سگ صفت-چوپان-گوسفند» به نمایندگی از سه ضلع مطروحه در تیتر ورود به چگالی سیاست و کلی نگری در نتیجه تمدن سازی بشریست، نوع نگاه سطحی و شعاری و بعضاً تعمدی در این پرده بر آمده از نگره مؤلف است تا همسان با سیر قهقرایی انسان معاصر به سطحیات و دور شدن او از ژرف نگری اثر را حتی با ریسک ورود به دام کلیشه به وحدتی معنایی و همسو با مانیفست اصلی اثر «جبر-اختیار» همگام می کند. نگاه طنز آلود گوسفند به مخاطبین به ریتم سازی در پرده آخر کمک شایانی می کند کمکی که با کمترین مداخله زبانی در مسیر منسوخ شده کلمات برای امروزیان بشمار بیاید. چرایی های فلسفی ابتذال انسان ماشینی و تیپ شده معاصر و وابستگی اش به روزمرگی و خودشیفتگی تنزل یافته در این پرده به وضوح استشمام می شود.
8. «حذف معمایی رأس مؤلف-کارگردان» : خروج از دانسیته چهار ضلعی مربع برای کارگردان با توجه به بسامد «تفکر-زیست» مؤلف در طنین اندازی بارقه سوسیالیسم و شکستن پرتوهای مستبدانه لیبرالیسم به همنهشتی و برایندی در معماری اثر و میزانسن در صحنه بدل نمی گردد. خروج سه رأس از سمت چپ و بالای صحنه در انتهای کار، فرم ساختاری را به چالشی ابتر دچار می کند لذا پیشنهاد می کنم برای دوره بعدی، گروه برای خروج از این روند اُفتان پازل خود را به گونه ای دیگر بیازماید.
9. «فعالیت های فرا طبیعی بدن های رها شده» : پرده اول بر اساس طراحی میزانسنی بر آمده از طراحی لباس، نور، رنگ و حرکات بازیگران، مخاطب را بر پایه خواب دیدگی در کل اثر با ورود به قدرتهای ماوراء طبیعی و متافیزیکی مبتلا می کند و البته به مرور و با شکل گیری پرده دوم و سوم از این رؤیای برتافته رهیده و به واقعیتی از زمان حال حاضر و بیداری معاصر صُلب می شویم. اما بدن های به رهایی رسیده که تحت تأثیر تکلف مستبدانه مؤلف در رأسی غایب و دور از کادر صحنه با انرژی صوتی هدایت می شوند به رهایی کامل نمی رسند و در بند بودنشان کماکان برای مخاطب حس می شود.
10. «دو گانه جبر-اختیار» : وحدت کنشگرانه مؤلف در پس مانیفستش «جبر-اختیار» با کم رنگ شدن رأس «جبر» و محدود شدن به صدایی غایب در بیرون مربع صحنه اثر رادیکال اول (آبانماه) را به سوی مبحث «اختیار» متمایل می کند تا انطباق پرده اول با المان های «واگرایی-همگرایی-واگرایی» اثر به سمت آیینی شدن و دور شدن از مفهوم اجرا بدل گردد تا نظریه مؤلف به حاصلی همسو با المانهای کاشت شده در پرده اول به انتهای اثر نیز منتهی و قلاب شود. تمرینات بعدی در صورت وجوب نمایشی می تواند به فرم رسانی اثر را در پرده آخر بر اساس این مانیفست به وحدت قدرتمندتری نزدیک کند تا هذلولی «جبر-اختیار-جبر» در لابیرنتی مستقل با نگاهی به فاکتور تعلیق قصه و منطقی در سایه شبکه علت و معلولی به پازلی با قطعات درست در سرجاهایش منجر شود.
11. «اتحاد ابژه-سوژه-فرم-محتوا» : همنهشتی المانهای «ابژه-سوژه» از منظر «صحنه-ناظر» که صحنه خود به سه پارامتر بازیگران، مؤلف و بافت زبانی تجزیه می شود به نقطه آرمانی و کمال گرا بر اساس خروجی مبسوطی منطبق با ثنویت وجود یا حذف نگره مؤلف قرار نمی گیرد. البته این اول راه است و با توجه به سیر صعودی تمرینات این چالش در ادامه می تواند مورد ارزیابی و بهینه سازی مطلوبی قرار گیرد.
12. «بافت متنی چند لایه» : اساس محتوای زبانی و مینیمال متنی اثر را مونولوگهای دو بازیگر اول و دوم تشکیل می دهد؛ کارگردان با توجه به پیشینه نویسندگی خود و کمینه گرایی در متن و در پی وسواس متنی اش در مسیر مطلوب آرمانگرایی به کمترین حضور زبانی، پدیده منسوخ شده در دنیای معاصر و انسان آخرالزمانی دست زده است. سیاوش پاکراه با گزیده گویی و بیان اندیشه های پنهانش از زبان دو بازیگر خود تلاش کرده تا برش های متنی مد نظرش را در تعلیقی چند لایه و در قامت «شعر-خطابه» نگاه دارد تا مخاطب برای بازگشایی کدهای مد نظر او به تفکری فاصله گذار با اثرش خیره بماند. در بخشی از مونولوگ می شنویم: «از سرزمین های نمناک و شور/من به تبار چشم های توام/.../تو اما خطوط تعادلی/توازن وزن های اکنون و سرنوشت/.../ در اندیشه جهانی بدون مرز» و در تک گویی دیگری می شنویم: «از سرد سیر می آمد/پهنه ای سپید که گرگ ها، عاشقانه را برای ماه می خوانند...» و یا در جایی تک گویی مهم هملت را به حالت اقتباسی در لحن و ساختار می شنویم: «بودن یا نبودن...» و یا از مسیر شاعرانگی صحنه و از لالایی محلی و شیرین گیلکی به خوانش شعر راک دهه هفتادی «بدرخش ای الماس مجنون» قلاب می شویم تا فلسفه اخباری-اعتراضی اثر در مسیر موسیقیایی امبینت و ساز های زهی خود به تداومی مفهومی چنگ افکند، به تنهایی انسان معاصر و کالبد رنجور و شکننده امروزیان، به آینه زنگاری کهنه دل و به نوای هارمونی تیغ عریان حقیقت در روان ناظرین بر صحنه...

چاپ شده با اندکی تحریف در روزنامه اعتماد شماره ٤٨٤٨ صفحه ١٠ به مورخه یکشنبه ٥ بهمن ١٣٩٩
(نسخه ای که خواندید نسخه اصلی و بدون دستبرد بود.)
لینک مقاله در روزنامه اعتماد:

https://www.etemadnewspaper.ir/fa/Main/Page/1753/10/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA
جناب بهکام..
بسی لذت بردم از خواندن متن تان...
اگر اشاراتی که فرمودید پانوشت یا توضیحی مثلا حقیقتی افلاطونی و تعریف افلاطون از حقیقت..
یا اشاره به کدام داستان اساطیری..
یا کدام کلاژ، یا لحظه اجرا به چه چیزی اشاره می کند..
خود اجرا تا حدود زیادی حتی برای تماشاگر حرفه ای گنگ است..
از لطف تان بی نهایت سپاس
محمد حسن موسوی کیانی
جناب بهکام.. بسی لذت بردم از خواندن متن تان... اگر اشاراتی که فرمودید پانوشت یا توضیحی مثلا حقیقتی افلاطونی و تعریف افلاطون از حقیقت.. یا اشاره به کدام داستان اساطیری.. یا کدام کلاژ، یا لحظه ...
درود؛بحث مجمع القصص اساطیری در بخش اول متن مربوط به حرکت اجتماعی و بازشناسنده کارگردان در نیمه اول سال قبل است، مربوط به دوره های ایشان در شبکه اجتماعی که برایند آن، حرکت به سمت نوک پیکان هرم اومانیسمی در انسان معاصر در نمایش پیش روی منتهی شده بنظرم(یک بار دیگر اوایل متن را بخوانید)
حقیقت افلاطونی را در شبه مدینه فاضله اش جستجو کردم که مبتنی بر (تفسیر انتقادی بر دیدگاه هایدگر) واکاوی رئالیسم مستقل از واژه هنر و طرد آن است که به واژه سیاست الحاق می شود. البته متن تقریباً بدون تکلف و ساده نوشته شده و این شرحیات هم به دستور حضرتعالی ارائه شد؛ بااحترام.
رضا بهکام
درود؛بحث مجمع القصص اساطیری در بخش اول متن مربوط به حرکت اجتماعی و بازشناسنده کارگردان در نیمه اول سال قبل است، مربوط به دوره های ایشان در شبکه اجتماعی که برایند آن، حرکت به سمت نوک پیکان هرم ...
🙏🙏🙏🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم‌تئاتر نا - ب - غه i
زهرا خدابنده لو این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// اولین تجربه مستقل و از دست دادن خوراکی ها قبل از تیوالی شدن//
اول: نامه اش را نفهمیدیم کجا بود...
دویم: به نظرم تونل خشک استالکر بود یک شوخی محلی در مورد عاشقانه بودن... روایت بدبختی بود...
سییم: کار خوبی بود و با ارفاق یک کار عالی..

اپیزود اول: هانا کامکار کُرد طبیعتا از نقش یک زن ( دختر کُرد) به خوبی برآمده بود..
تا یک مدت توی دهان مان با لهجه کُردی بود ساعت ۴ و ۲۰ دقیقه..
اپیزود دوم: آزاده صمدی در بیان یک زن کُرد عراقی ناموفق بود، اما تلاش اش ستودنی و گریم اش باورپذیر بود..

اپیزود سوم: پانته آ پناهی ها که سالها بازی ... دیدن ادامه ›› نمی کرد را در نقش دختر افغانی ( طاهَره) دیدم... البته نمی دونستم در سریال شهرزاد هم بازی می کند چون سریال ایرانی نمی بینم معمولا

در کل خوب بود حتی قسمت چشم بندش..
و خب ایران، عراق و افغانستان، سه زن در سه مونولوگ روایتی از فجایع زندگی شان و البته قابل تعمیم به زندگی مردمان آن زمان ( اپیزود اول و دوم زمان جنگ ایران و عراق و صدام) و اپیزود سوم که هنوز در افغانستان شرایط (( طاهَره ها)) در جریان هست..
اما برای من این اثر بعد از ۳ سال و نیم از موقع دیدنش خوشایند تر هست..
چرا که هنوز کیومرث مرادی مرغ دریایی من را نساخته بود..
چرا که هنوز مساوات بیگانه در خانه را نساخته بود..
و شاید از همه مهمتر این بود که سلبریتی کارکردش باندازه الان منفی در نظرم جلوه نمی کرد...
جایی که نوید محمدزاده به خاطر صدای گوشخراشش و کله حیوان نما که روی سرش در نقش یک پیرزن، یک دقیقه در سالن اصلی تئاتر شهر تشویق نمی شد..
زمانی بود که مساوات هنوز یک هنرمند خلاق برایمان بود و به کپی کاری و به نام خودش یک اثر را با قیمت بالا اجرا نمی بُرد..
( بیگانه در خانه)
و از همه مهمتر در آن اجرا برایم بازی های روانی بود که عرض کردم، خواه بازیگرش سلبریتی باشد یا نه...

ولی چون بار اولم بود که مستقل می رفتم و بر عادت همیشگی کیسه نایلونی شامل آب، پاستیل و ماسک خطر برای دود احتمالی سیگار را در زیر صندلی گذاشتم و طبیعتا در ردیف ششم به پایین افتاد و غیرقابل دسترس...
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// شیهیدن میان هیچ//
علاقه مندان به تئاتر مقدس و البته شیهیدن احتمالا از این کار خوششان بیاید...
خیلی مثبت نبودم...
و بر خلاف (( من)) یک کار شسته رفته، تر و تمیز حرفه ای نبود، کار بدی هم نبود و بیشتر به کارهای تجربی- دانشجویی شبیه بود.. چند ماه مقاومت کردم و ندیدم، نقدهایش را نخواندم، با دوستانی که تمرین را دیده بودند کلمه ای حرف نزدم تا تجربه ای ناب از مواجهه بیابم...
تجربه بدی نبود اگر کارهای منسجم تری مثل مقدس و شیهیدن را ندیده بودم...
و طبعا مثل مقدس و شیهیدن برای عموم توصیه به دیدن ندارم..
و برای لذت بردن از این اثر باید اطلاعاتی در مورد فلسفه افلاطون، کمی تاریخ ادیان، کمی اساطیر را با محوریت جبر و اختیار را کنار هم قرار داد... حتی می توان لحظاتی درخشان یافت...
از سویی دیگر به خاطر شرایط کشور ما در نوع پوشش حتی برای مردان و صد البته نداشتن زن ( زنان)، اجرا در بعضی لحظات محافظه کار و خودسانسور به ... دیدن ادامه ›› نظر آمد.
البته نامنسجم بودن کلاژها و بالطبع خود اثر ایراد بزرگ اثر بود
و کلاژ آخر (( گوسفند- گرگ)) انجیل و در ادامه بازی سیاست و پیوند آنها با یکدیگر و غیره تو ذوق می زد و وصله ناجور به کل اثر بود..
از طریق دوستانی از بعضی آموزش های پاکراه در کلاس هایش آگاهم و انتظار این وصله ناجور را نداشتم...

چیز دیگری که روی اعصابم هست.. گفتن چیزهایی که می بینم.. یکی از ایرادات لباس جدید پادشاه هم همین بود، هی می گفت این آدم خیانتکار هست... خب بله من دارم می بینم..
و خب ایراد هست.. مثلا ۲۰ ثانیه از اجرا به فلان مفهوم بر می گردد بعد ۲ دقیقه در مورد چیزی که دیدم، کلمه می شنوم...
و در نهایت اجرا سرگردان هست بین هیچ و خودش...

همان طور که سعی می کنم به قولم پایبند باشم و فقط نظر بنویسم و تحلیل ننویسم و منتظر می شوم رسوب کند، و چیزهایی درونش بیابم و چیزهایی که به دلیل کمبود دانش نفهمیدم را از خودش بپرسم و مثل (( هیچ میان ما)) نظراتم را اصلاح کنم...
محسن جوانی و سیاوش پاکراه این را خواندند
کاوه علیزاده و محمد مجللی این را دوست دارند
بین رفتن و نرفتن دو دل بودم که الان تقریبا مطمین شدم سلیقه من نیست و احتمالا لذتی نخواهم برد
مرسی ازش نوشتی
۲ روز پیش، شنبه
ببخشید شما چطور تونستید برید دیدن نمایش؟
اگر راهی هست به ما هم بگید.
۱۰ ساعت پیش
Ehsan Vahab
ببخشید شما چطور تونستید برید دیدن نمایش؟ اگر راهی هست به ما هم بگید.
سلام
برو تو اینستاگرام خانه هنرمندان و این تئاتر را رزرو کن...
اسم ات را وارد می کنی...
ولی به نظرم پر هست تا هفته آینده...
پنج شنبه و جمعه اجرا می رود و هر نوبت فقط ۱۵ نفر..
۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این عکس و این تیتر و این اجرا برای من امید بود و امید بود و امید بود
دیدی از وسط زشت ترین و بزرگترین صخره ها هم گاهی یه جوونه رشد میکنه؟
ما عادت کردیم که رقیب هر بار محکم تر عزم ضربه کنه و هجوم بیاره سمتون، اینکه گوشه ی رینگ منتظر ضربه وایسادیم رو پای قدرت حرف نذار، شاید داریم رقص پای آقامون کِلِی رو تمرین می کنیم چون پایان این سیه شب قطعا سپید است :)
هوای پاک (حمید امجد/فاطمه امینی)تهران،سالن ایرانشهر ۹۶
علیمردان خان(ایرج میرزا/پانیذ اسماعیلی)تهران.پردیس خاوران۹۶
لوطیان مرد رند(یدالله اقا عباسی/آذر متفکر)تهران سالن شهرزاد۹۷
کانیبال ها(امیررضا جلالی/امیرضاجلالی)تهران سالن سپند۹۷
مالیخولیا(محمد مهدی هوشیار/محمد اله دادی)تهران سالن باران۹۷
دیوان تئاترال(محمود استاد محمد/محمدرضا غریب زاده)تهران سالن تئاتر شهر۹۷
دایره گچی قفقازی(برتولت برشت/امین اکبری نسب)تهران سالن ملک۹۸
ماریانا پیندا(فدریکاگارسیا لورکا/ملیکا رضی)تهران سالن ملک۹۹
یاقوت صندل باز(ترانه رحیمی/پیمان یاقوتی)تهران سالن تئاتر شهر۹۸
کابوس های مرد مشکوک (دکتر ... دیدن ادامه ›› محمدحسین ناصر بخت/ملیکارضی)تهران سالن سنگلج۹۸-۹۸
پرومته در زنجیر(آیسخولوس/محمدرضا غریب زاده)stand by festival opening سال۹۸
مردی که لب نداشت(احمد شاملو/کارگروهی)تهران اجرای انلاین بین المللی سال۱۳۹۹
دراماتورژی:سابقه نداشتم

دستیاری کارگردان:
ناتمام(محمدچرمشیر)تهران سالن باران۹۷
جتسمانی(محمدرضاغریب زاده)اجرای عموم سالن مشایخی،شرکت در جشنواره فجر،glob shekspear سال۹۸
اسفکسیا(محمدرضا غریب زاده)تهران سالن هیلاج ۹۹


جوایزه:
دریافت تندین برترین بازیگر پسر از آکادمی بین المللی بازیگری پانیذ
دریافت لوح از جشنواره آیین سنتی کشوری
دریافت لوح نوازندگی موسیقی
دریافت جوایزه نقدی از جشنواره آیین سنتی

سایر فعالیت ها:
انتخاب موسیقی:نمایش گلناز سالن ملک ۱۳۹۸نمایش دوز لالایی ها سالن ملک۱۳۹۹
نوازنده موسیقی تنبک و کاخن
عضو صندوق اعتباری هنر
تعزیه خوانی
وب سایت:panizacting
شماره همراه:۰۹۱۸۹۶۶۰۸۷۳

تاریخ انتشار: ۴ ماه پیش
سمانه این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام. اجرا هست بیایم یا فعلا کنسل به خاطر کرونا؟
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صابر ساده (sabersadeh)
درباره فیلم‌تئاتر آدم برفی i
یکی از زیباترین کارهایی که جز رسالت هنر هست بحث ترویج انسانیت و دوستی و مهرورزی ست.ویژگی‌های خوبی که می‌تواند از ما انسانی بهتر بسازد.بی‌شک یکی از شریف‌ترین راه‌های ارتباطی بین هنر و مردم، تئاتر هست.سینا نورایی به عنوان فردی شریف و هنرمندی متعهد همیشه به دنبال ترویج رفتارهای انسان‌دوستانه بوده و با زبانی سهل و ممتنع به خوبی و شیوایی پیام‌های خوب و خوشایندی را به مخاطب منتقل کرده است.این اثر هنری با بازی درخشان محمد هادی عطایی توانسته ایده‌های خوب کارگردان را به اوج برساند.فلذا اثری درخور و محترم به وجود آمده است که محصولش حال خوشایند است.سپاس از تمام عوامل این تئاتر شریف و محترم.
صابر ساده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تراکمی کمتر از تراکم خیابان‌های تهران
««دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» یک رخداد است؛ یعنی ایونت. به این معنا که از امکانات اجرایی چندین مدیوم بهره برده است؛ مدیومهایی چون پرفورمنس‌-آرت، تئاتر، اینستالیشن، لایو-ویدیو، آیین، موسیقی، بازی و غیره. در این کار مخاطب در فضایی که پیش‌تر ذکر کردم آزاد خواهد بود تا شیوه‌ی مواجهه‌اش را با کار تعیین کند. من کار را به شکلی مطلقا مناسب این روزگار طراحی کردم. یعنی اجرایی ۷۰ دقیقه‌ای که از ۱۰ بخش اجرایی ساخته شده که هر کدام بین ۱۰ دقیقه تا ۲۵ دقیقه‌اند طی مدت ۵ ساعت تکرار می‌شود. در هر پنجشنبه، ۷۰ نفر مخاطب می‌توانند هر زمانی از ۵ ساعت را در باغ فرهنگسرای نیاوران قدم بزنند، بنشینند، تماشا کنند و سر انجام بروند. این یعنی پایین‌ترین تراکم جمعیتی، یعنی تراکمی پایین‌تر از رفت و آمد روزمره در پیاده‌روهای شهر تهران. تصور کنید، باغ فرهنگسرای نیاوران ۱۱۰ هزار متر مربع است؛ ۷۰ نفر مخاطب و ۲۲ نفر اجراگر بناست در فضایی یازده هکتاری قدم بزنند. هیچ عقل سلیمی بعید است که این تراکم را ناقض پروتکل‌های بهداشتی بداند.
کار به لحاظ روایی ۱۰ بخش مجزا و مستقل دارد اما به لحاظ اجرایی کاملا به هم پیوسته است. «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» با استفاده از ده بخش اجرایی مستقل، روایتی کلی از زیست انسانی به دست می‌دهد. در صورتی که کار اجرا می‌شد شما با ورود به باغ از طبقه‌ی نخست باغ، از کودکی آغاز می‌کردید و در بالاترین طبقه به چهل‌سالگی می‌رسیدید.》

https://www.isna.ir/news/1400012413022/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF
بیگانه پریشان این را خواند
کاوه علیزاده و امپرسیونیست این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تهران صد تماشاخانه یونانی دارد!

راه‌های نرفته عموما برای ما مردمان هراس‌آورند اما اگر خواهان رشد هستیم، چاره‌ای هم نیست جز ترک کردن سرزمین امن، خطر کردن و پای نهادن در همین راه‌ها.

علی اتحاد، کارگردان تئاتر و سرپرست گروه «هنرهای اجرایی ۳۶۶ » یکی از کسانی است که علاقه‌مند است به کار کردن در فضاهای تازه و کنار گذاشتن عادت‌های مرسوم.
او که عموما شیوه ترکیبی را برای اجرای آثارش انتخاب می‌کند، پیش از همه‌گیری کرونا هم به اجرای پرفورمنس آرت  در خارج از سالن‌های تئاتر گرایش داشت و عموما در مکان‌هایی مانند گالری‌ها یا مکان‌های شهری، تاریخی یا طبیعی فعالیت می‌کرد. بنابراین با ورود کرونا چندان درمانده نشد زیرا می‌دانست راه‌های دیگری برای اجرا هست. هرچند همین راه‌های دیگر هم در دورانی که وضعیت تهران به لحاظ آمار مبتلایان به کرونا به رنگ قرمز در می‌آید، دچار محدودیت می‌شود ولی این امید هست که با تغییر رنگ شهر، زندگی آثار نمایشی در این راه‌ها به جریان ... دیدن ادامه ›› می‌افتد.

رنگ قرمز تهران و تعطیلی «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره»
قرار بود اتحاد از ۱۹ فروردین ماه اجرای نمایش تازه خود را با نام «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره»  در باغ فرهنگسرای نیاوران آغاز کند که رنگ قرمز تهران، فعلا این اجرا را به تعطیلی کشانده است. با این همه گروه اجرایی آمادگی دارند تا بعد از تغییر وضعیت، اجرای خود را برگزار کنند. همین اجرا و همینطور تجربه پیشین آنان انگیزه‌ای شد برای گفتگو درباره اجرای نمایش در خارج از سالن‌های مرسوم. موضوعی که نه تنها در دوران کرونا بلکه در زمان‌های دیگر هم باید به طور جدی به آن بیندیشیم.

هیچ یک از همکارانم قانع نشدند
اتحاد در آغاز گفتگوی خود با ایسنا گزارشی از روند اجرای نمایش پیشین خود «شب سیصد و شصت و ششم» ارایه می‌دهد: «اسفندماه سال ۱۳۹۸ که برای اولین بار تئاتر ما به دلیل آغاز همه‌گیری تعطیل شد، درست همزمان شد با ابتلای خودم به ویروس کووید ۱۹. پس از به پایان رسیدنش مشغول مطالعه‌ی دیگر «پاندمی»ها شدم. همان زمان بود که متوجه شدم پاندمی یک ساله یا دو ساله سابقه ندارد و این وضعیت دست‌کم بین چهار تا هفت سال می‌تواند ادامه پیدا کند. این طور بود که نوروز ۹۹ و پس از بهبودی کامل‌ام شروع به برنامه‌ریزی برای زیست تازه‌مان کردم. همان زمان هم با چند تن از همکارانم در حوزه‌های تئاتر و هنرهای دیداری (تجسمی) تماس گرفتم و شرایط و تحلیلم را در این باره به ایشان گفتم. البته هیچ کدام قانع نشدند. همگی معتقد بودند که باید صبر کنم و پس از چند ماه (آن زمان اگر خاطرتان باشد می‌گفتند تا تابستان) مسئله حل می‌شود.این مسئله را چند هفته‌ای با همکاران در میان گذاشتم؛ چرا که می‌دانستم اگر بشود کاری کرد به شکل صنفی ممکن است و فعالیت انفرادی دشواری‌های بسیار دارد. با این همه و با وجود آمارهای بسیار تاریخی موفق نشدم که همکاران‌ام را راضی کنم که باید روشی تازه در پیش بگیریم.»

تمرین در دشت و کوهستان
او سپس توضیحاتی درباره  شکل و شمایل تمرین و آماده‌سازی این اثر نمایشی ارایه می‌دهد:« طی نوروز ۱۳۹۹ تمرین‌ها را با گروه‌مان (گروه هنرهای اجرایی ۳۶۶) و با کمک برکه بذری بازیگردان و بازیگر گروه‌ به شکل آنلاین و روی پلتفورم زوم با وقفه‌ای بیست روزه از سر گرفتیم. از اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ هم، کار را در فضاهای طبیعی همچون دشت‌ها و کوهستان‌های پیرامون تهران و بعد در ماه‌های بعد مکان‌هایی دیگر در سراسر کشور ادامه دادیم. طی این مدت ویدیو-آرت‌هایی ساختیم و اجرای آنلاین‌ هم برگزار کردیم. سر انجام در تابستان کار تمرین شهری آغاز شد و از شهریور ۱۳۹۹، نمایش «شب سیصد و شصت و ششم» را در فضای باز باغ «فرهنگسرای نیاوران» اجرا کردیم.»
اتحاد که برای اجرای این نمایش در قالب یک کار محیطی، شیوه تمرین و کار خود را تغییر داده بود، اضافه می‌کند: «اجراهای من با گروه ۳۶۶ به شکل هفتگی برگزار می‌شود؛ یعنی تنها هفته‌ای یک روز یا یک شب. برنامه‌ی اجرای ما در فرهنگسرای نیاوران به صورت محیطی، در فضای باز و بدون جایگاه تماشاگران برگزار شد. طبیعتا برای رسیدن به این اجرا تمامی شیوه‌های اجرایی که پیش‌تر در سالن داشتیم تغییر کرد و روند تمرینات هم به کلی عوض شد. همکاری مسئولان فرهنگسرا کمک بزرگی بود که امکان چنین رخدادی را فراهم می‌کرد. اجرا تا مهرماه ادامه داشت و کم کم سرمای هوا سبب شد که کار را متوقف کنیم چرا که بخشی از اجرا درون آب بود.»
تک‌گویی در کویر و سواحل خلیج فارس
او که پس از آن مشغول ساخت کار بعدی خود شده، اضافه می‌کند: «از این به بعد تمرین کار بعدی یعنی «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره»‌ آغاز شد. در کنار آن ساخت ویدیو-آرت‌ها و اجراهای تک‌گویی‌های محیطی در کویر مرکزی ایران و بعد سواحل خلیج فارس و جزایر را هم در کنار تمرین‌های اصلی «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» در پیش گرفتیم. بنا بود اولین اجرای ما در روز ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ آغاز شود که به تاریخ تعطیلی چندباره‌ی تئاتر برخورد و لغو شد.»
اتحاد البته این تجربه‌ها را با گروهی جوان انجام می‌دهد؛ گروه او در حال حاضر بیست و دو عضو دارد که عموما زیر ۲۵ سال دارند و در کارهای متنوعی کنار اتحاد هستند؛ در ویدیو-آرت، تئاتر، پرفورمنس‌آرت و حتی فعالیت‌های اینترنتی. 

این هم یک مطایبه تاریخی است
سرپرست گروه «هنرهای اجرایی ۳۶۶» که پیش از این هم تجربه اجرای کار در خارج از سالن‌های مرسوم تئاتر را داشته، در این زمینه توضیح می‌دهد: «باید پرسید آیا نمایش باید محدود به فضایی مشخص باشد؟ من به عنوان هنرمندی که با مدیوم‌های مختلف کار می‌کنم، بخش بزرگی از دوره‌ی کاری‌ام «مکان-محور» است. یعنی، چه اینستالیشن‌هایم، چه پرفورمنس‌هایم و چه تئاترها همگی با فضای پیرامون‌شان ارتباط برقرار می‌کنند. خیال می‌کنم مشکل بیش از هر چیزی با خط‌کشی‌های از پیش موجود است.»
او در توضیح بیشتر این وضعیت ادامه می‌دهد: «متاسفانه به دلیل اولویت «هنر جشنواره‌ای» تصور بر این است که وقتی تئاتر از فضای بسته‌ی تماشاخانه خارج شود بدل به «نمایش خیابانی» می‌شود. صدها شیوه‌ی اجرایی در سراسر جهان وجود دارد که نمایش را به صحنه‌ی عمومی اجتماع می‌آورد. درست به همین دلیل پیش از ماجرای شیوع هم انتخاب اولیه‌ام اجرا درفضاهای عمومی همچون باغ‌ها و مکان‌های تاریخی بود. همین کاری که پیش‌تر گفتم یعنی «شب سیصد و شصت و ششم» ابتدا بنا بود که در باغ نیاوران اجرا شود اما مجوز لازم برای اجرا را نتوانستم که بگیرم. این طور شد که به ناچار کار را به تماشاخانه‌های مختلف بردم و در باز اجرا، حدود یک سال بعد کار در همان باغ فرهنگسرا اجرا شد. این هم مطایبه‌ی تاریخ است که یک بار می‌گویند نه و بعد که دیگر چاره‌ای نیست جز فضای باز، مجوز می‌دهند.»
تهران بیش از صد تماشاخانه‌ی یونانی دارد
یکی از مشکلات تئاتر ما  محدود شدن در فضای چهارراه ولیعصر است. بسیاری از سالن‌های خصوصی هم در همین محدوده فعال شده‌اند و حال آنکه در شهری مانند تهران نه تنها باید در نقاط گوناگون سالن داشته باشیم بلکه اجرا در خارج از سالن‌های مرسوم، راه دیگری است برای گسترده کردن تماشاگر تئاتر.
اتحاد در این زمینه می‌گوید: «بستر اجرا در فضای باز در هر نقطه‌ی جهان موجود است. حتی خیال می‌کنم اگر نمایش‌هایی مجال آن را بیابند که از فضای مرسوم‌ تئاتر جدا شوند مخاطبان بیشتری را به خود جلب می‌کنند. مقصودم امروز و در شرایط شیوع کووید نیست بلکه در هر زمانی. یادمان باشد که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که تنها دو دهم درصد از جمعیت‌اش اساسا در زندگی‌شان تئاتر دیده‌اند. پس هر تصمیمی برای خروج از فضای مرسوم تئاتر و آوردن نمایش یا هر شکل هنری بیرون فضای قاعده‌مند پیشین به نفع نمایش و به طور کلی هنر است. حتی اگر مثل من کار را متحرک و بدون جایگاه تماشاگران تعریف نکنیم هم باز تهران بیش از یکصد فضای باز تئاتر (تماشاخانه‌ی یونانی) دارد.»

راه‌های نرفته عموما برای ما مردمان هراس‌آورند
او درباره موانع و مخالفت‌هایی که برای اجرای تئاتر در خارج از سالن وجود دارند، نیز می‌گوید: «مخالفت‌ها آن طور که گفته‌اید البته وجود دارد و کم هم نیست. اما باید به خاطر داشته باشیم که راه‌های نرفته عموما برای ما مردمان هراس‌آورند. با این همه طی بیست سال گذشته تجربه‌های پراکنده‌ای از اجراهای مشابه کم هم نبوده‌اند. کافی‌ است به تجربه‌ی پرفورمنس-‌آرت ایران نگاهی کنیم. تجربه به من نشان داده که مخاطبان راحت‌تر از هنرمندان این تغییرات را می‌پذیرند. در سال ۱۳۸۷ کاری داشتم بر مبنای متن «گات‌ها» که دوست داشتم در فضای قلعه‌های ساسانی اجرا شود. ساخت آن حجم دکور از بودجه و توان من خارج بود. سر انجام به واسطه‌ی یکی از دوستان‌ هنرمند با یک تور یک روزه هماهنگ کردم و سیصد نفر مخاطب (بخوانید توریست)‌ همراه من به ارتفاعات ۱۸۱۱ متری سوادکوه در البرز مرکزی آمدند و پیش روی قلعه‌ی «کنگلو» در ارتفاعات البرز اجرا کردم. راه‌های ممکن برای اجرا بسیار است.»
در ادامه توضیحات اتحاد را درباره «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» می‌خوانیم، اجرایی که قرار است بی درنگ بعد از تعطیلی فعالیت‌های جمعی برگزار شود.
تراکمی کمتر از تراکم خیابان‌های تهران
««دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» یک رخداد است؛ یعنی ایونت. به این معنا که از امکانات اجرایی چندین مدیوم بهره برده است؛ مدیومهایی چون پرفورمنس‌-آرت، تئاتر، اینستالیشن، لایو-ویدیو، آیین، موسیقی، بازی و غیره. در این کار مخاطب در فضایی که پیش‌تر ذکر کردم آزاد خواهد بود تا شیوه‌ی مواجهه‌اش را با کار تعیین کند. من کار را به شکلی مطلقا مناسب این روزگار طراحی کردم. یعنی اجرایی ۷۰ دقیقه‌ای که از ۱۰ بخش اجرایی ساخته شده که هر کدام بین ۱۰ دقیقه تا ۲۵ دقیقه‌اند طی مدت ۵ ساعت تکرار می‌شود. در هر پنجشنبه، ۷۰ نفر مخاطب می‌توانند هر زمانی از ۵ ساعت را در باغ فرهنگسرای نیاوران قدم بزنند، بنشینند، تماشا کنند و سر انجام بروند. این یعنی پایین‌ترین تراکم جمعیتی، یعنی تراکمی پایین‌تر از رفت و آمد روزمره در پیاده‌روهای شهر تهران. تصور کنید، باغ فرهنگسرای نیاوران ۱۱۰ هزار متر مربع است؛ ۷۰ نفر مخاطب و ۲۲ نفر اجراگر بناست در فضایی یازده هکتاری قدم بزنند. هیچ عقل سلیمی بعید است که این تراکم را ناقض پروتکل‌های بهداشتی بداند.
 کار به لحاظ روایی ۱۰ بخش مجزا و مستقل دارد اما به لحاظ اجرایی کاملا به هم پیوسته است. «دهلیزهای بی‌انتهای خاطره» با استفاده از ده بخش اجرایی مستقل، روایتی کلی از زیست انسانی به دست می‌دهد. در صورتی که کار اجرا می‌شد شما با ورود به باغ از طبقه‌ی نخست باغ، از کودکی آغاز می‌کردید و در بالاترین طبقه به چهل‌سالگی می‌رسیدید.》

خبرنگار ندا آل سید طیب

دبیر شیما غفاری


/https://www.isna.ir/news/1400012413022
بیگانه پریشان این را خواند
حسن عباسی و امپرسیونیست این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چجوری این تیاتر رو نگاه کنم؟
انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، ظرفیت و انتظارات هنرمندان   | عکس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، ظرفیت و انتظارات هنرمندان
شهرام کرمی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر کشور، درباره ویژگی آخرین نمایش‌نامه منتشرشده خود به نام" کاش جای این‌همه استخوان لب‌هایت برمی‌گشت " که در سال گذشته منتشر شد نظرات و دیدگاه خود را بیان کرد. به گزارش روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس شهرام کرمی با بیان اینکه در یک دهه گذشته و سال‌های اخیر جریان مؤثر و بسیار خوبی در تئاتر انقلاب و دفاع مقدس شکل‌گرفته  است گفت: در سال‌های اخیر اتفاقات و رویدادها و نمایش‌های بسیار خوبی با مضمون مقاومت و دفاع مقدس شکل گرفته است که حضور جوانان باانگیزه و هنرمندان نسل نو با دیدگاههای جدید ...
دیدن ادامه ››

شهرام کرمی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر کشور، درباره ویژگی آخرین نمایش‌نامه منتشرشده خود به نام" کاش جای این‌همه استخوان لب‌هایت برمی‌گشت " که در سال گذشته منتشر شد نظرات و دیدگاه خود را بیان کرد.

به گزارش روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس شهرام کرمی با بیان اینکه در یک دهه گذشته و سال‌های اخیر جریان مؤثر و بسیار خوبی در تئاتر انقلاب و دفاع مقدس شکل‌گرفته  است گفت: در سال‌های اخیر اتفاقات و رویدادها و نمایش‌های بسیار خوبی با مضمون مقاومت و دفاع مقدس شکل گرفته است که حضور جوانان باانگیزه و هنرمندان نسل نو با دیدگاههای جدید که متعهدانه و هنرمندانه تاریخ و وقایع انقلاب و دفاع مقدس کشور ما را به روی صحنه می‌آورند بسیار مایه دلگرمی و خوشحالی است. نمایشنامه‌های خلاقانه‌ای را از نویسندگان جوان شاهد هستیم که باوجود آنکه سن و سال نویسنده‌های آن یک دهه بعد از تاریخ جنگ است اما با موشکافی و دقت و خلاقیت این برهه از زندگی و وقایع مردمان جنگ تحمیلی را تجسم و خلق کرده‌اند. وقتی جمع هنرمندان جوان را با افراد شاخص از رده‌های سنی قبل‌تر و پیشکسوتان این عرصه که خود را با آثار دفاع مقدس در این حوزه تثبیت کرده‌اند مشاهده می‌کنیم ، ابعاد گسترده و تنوع نگاه‌ها را در این عرصه می‌بینیم که بسیار قابل‌توجه و ارزش است.
اما متأسفانه در حوزه هنرهای نمایشی آن حجم از توجه و سرمایه‌گذاری که برای سایر حوزه‌ها وجود دارد برای هنر تئاتر صرف نشده است. هنر تئاتر نیاز به پشتوانه و سرمایه‌گذاری دارد و اتکا آن بر حمایت یک ضرورت بوده  و هست که سال‌های زیادی همه اصحاب هنر در این خصوص اظهارنظر کرده و ضرورت آن امری واضح و مبرهن است. به‌عنوان مثال در حوزه سینما اعتبار و توجه و حتی حمایت بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری نهادهای اقتصادی وضعیت مناسبی برای این هنر ایجاد کرده که باعث رشد خوبی در این حوزه شده است. وقتی رویدادی در این موضوع برگزار می‌شود سهم زیادی از کانال‌های مختلف حمایت و توجه وجود دارد. اما در حوزه تئاتر این‌طور نیست. همان اعتبار دولتی و بودجه مختصر نهادهای فرهنگی در بخش تئاتر که صرف حمایت از تولیدات تعداد زیادی از هنرمندان می‌شود. این موضوع یکی از آسیب‌های همیشگی این بخش بوده است. می‌بایست برای بهینه‌سازی وضعیت تئاتر کشور از منابع مادی و معنوی بخش دولتی و خصوصی بهتر و بیشتر استفاده شود تا شاهد رشد روزافزون این هنر در سطح جامعه باشیم. تعداد قابل‌توجه هنرمندان و گروه‌های تئاتر حرفه‌ای یک سرمایه است که متأسفانه شرایط ویروس کرونا باوجود فعالیت عادی هنرمندان سایر رشته‌ها اما فرصت محدودی برای هنرمندان تئاتر ایجاد کرده که فقط باید امیدوار باشیم خیلی زود از این ویروس خلاص شویم تا هنرمندان تئاتر بتوانند به روال همیشگی فعالیت کنند.
مدیرکل سابق اداره کل هنرهای نمایشی افزود: نمایشنامه رکن اصلی و بنیادی هنر تئاتر است. هنر تئاتر در دوران معاصر در شکل و ساختار و شیوه‌های اجرایی بسیار متحول شده اما همچنان نمایشنامه به‌عنوان بنیاد اصلی هنر تئاتر شناخته می‌شود. توجه به درام منجر به اهمیت به تئاتر و رشد جریان نمایشنامه‌نویسی خواهد شد. باوجود ظهور نمایشنامه نویسان مختلف اما متأسفانه آن‌چنان که سایر بخش‌های هنر تئاتر رونق گرفته درام‌نویسی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. با رونق و توسعه تئاتر بازیگران و کارگردانان و حتی طراحان و عوامل فنی امکان اشتغال و فعالیت مؤثری یافته‌اند اما این وضعیت برای درام‌نویسان ما ایجاد نشد. کار نوشتن سخت است و محدود و خیلی از نمایشنامه نویسان ما نمی‌توانند فقط با اتکا بر  این حرفه زندگی خود را تأمین کنند. تولید محدود و حق‌الزحمه مختصر برای نمایشنامه‌نویس در یک تراز مناسب با وضعیت و جایگاه نمایشنامه‌نویسان قرار ندارد. یک مقطع استفاده از آثار و نمایشنامه‌های خارجی خیلی رواج داشت چون برخی عقیده داشتند ما نمایشنامه‌نویس قابل قبول نداریم. اما حالا این‌طور نیست. از نسل پیشکسوت تا نسل جوان نویسندگان بسیار خوبی وجود دارند که درام‌های با ارزش و زیبا خلق کرده‌اند. توجه به این حوزه یعنی کار نمایشنامه‌نویسی به معنای اهمیت دادن به این حوزه از همه جهت و طیف است. هم متولیان و مدیران و هم خود هنرمندان این عرصه باید به کار نمایشنامه‌نویس اهمیت دهند.
" کاش جای این‌همه استخوان لب‌هایت برمی‌گشت " را بعد از یک دوره دوری از نوشتن  با  شور و علاقه زیاد نوشتم.
وی در خصوص آخرین نمایش‌نامه خود در حوزه تئاتر دفاع مقدس گفت: نمایش‌نامه " کاش جای این‌همه استخوان لب‌هایت برمی‌گشت " را بعد از یک دوره دوری از نوشتن با شور و علاقه زیاد نوشتم. به دنبال فرصتی هستم تا نمایشنامه را اجرا کنم. بعد از سال‌ها نوشتن حالا دیگر فقط خلق یک اثر مرا راضی نمی‌کند. نوشتن نیازی است که برای هر نویسنده دغدغه‌ و نگرانی خاص خود را دارد. وقتی یک مضمون و اندیشه ذهن یک نویسنده را درگیر کند تبدیل به ضرورت می‌شود. برای همین نوشتن این اثر برای من دغدغه‌ای بود در خصوص داستان و شخصیت‌هایی که خلق آن‌ها ضرورت داشت. در این نمایشنامه در تکنیک و پرداخت این اثر تجربه جدیدی را دنبال کردم. نمایشنامه با کارهای قبلی من متفاوت است. ادبیات و پرداخت خاص خود را دارد. ساختار و پرداخت آن ایجاب کرد که حتی یک کلمه هم توضیح صحنه و توصیف در این نمایشنامه به کار نبرم و این سبک و شیوه نوشتن دشواری خاص خود را دارد. نمایشنامه را در فضایی شاعرانه خلق کردم. وقتی توصیف شاعرانه را برای یک اثر به کار می‌بریم به معنای رؤیایی بودن نوشته نیست. شاعرانگی نوعی اندیشه و رفتار است که شخصیت‌ها در منش و گفتار خود بروز می‌‌دهند. مثل نگاه کردن و دیدن تصویری در آینه که واقعی بودن و نبودن آن برای ما معنا پیدا می‌کند. موضوع نمایشنامه درباره شخصیت‌های جبهه و جنگ است. شهدای خلبان و قهرمان‌هایی که نقش بزرگ و زیادی در جنگ تحمیلی داشتند. همان دغدغه همیشگی یعنی برهه‌ای از تاریخ این سرزمین که هیچ‌وقت فراموش نخواهد شد دستمایه من برای نوشتن نمایشنامه شد. دورانی که به‌عنوان یک حادثه تاریخی مضمون و زاویه دید آشکار و پنهان زیادی دارد. سهم یک درام‌نویس است که از مردم و تاریخ و قهرمانان سرزمین خود بنویسد. برای نوشتن این اثر زمان زیادی را صرف کردم. با نشر نمایشنامه در همین چند ماه بازخورد بسیار خوبی گرفته‌ام که انگیزه و شوق مرا برای نوشتن دوچندان کرده است.

فعالیت‌های انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در سال ۱۳۹۹ شایسته تقدیر

نویسنده و کارگردان نمایش «بلوط‌های تلخ» در پایان افزود: سال گذشته به دلیل شیوع کرونا سال سختی برای اهالی تئاتر بود و بسیاری از فعالیت‌ها با تعطیلی و شرایط سخت محدود شد. من این بحران جهانی را تکرار تاریخ می‌دانم. در همه قرن‌ها و تاریخ زندگی بشری بحران و بلا و بیماری‌های مختلف بوده است که بشر امروز در یک فراموشی تلنگری سخت از این ویروس خورد که آگاهی حاصل این تجربه خواهد بود. دیر یا زود ما از این بحران عبور خواهیم کرد. به نظر من با وجود این شرایط دشوار کار هنرمندان و نهادهایی که باعث شدند چراغ تئاتر روشن بماند جای تقدیر دارد. در سال گذشته و در همان ماهای اول شیوع ویروس کرونا که هنوز خیلی از ما چشم‌اندازی از آینده و شرایط نداشتیم فراخوان هفدهمین جشنواره تئاتر مقاومت و فرصتی که این رویداد برای هنرمندان تئاتر ایجاد کرد یک اتفاق خوب بود. برگزاری این جشنواره به‌عنوان اولین تجربه‌های برگزاری یک رویداد تئاتر به شکل آنلاین و محدود بسیار اتفاق خوبی بود.  من برگزاری جشنواره درآن شرایط بخصوص با اتفاق‌های قابل‌توجه چون امکان ضبط و پخش حرفه‌ای آثار تولیدشده و پخش آنلاین و اجرای محدود گروه‌های نمایشی با رعایت پروتکل‌های بهداشتی از جهت اجرایی و عملی را قابل‌تقدیر می‌دانم. تعداد زیادی از هنرمندان کشور با این رویداد فرصت فعالیت داشتند.  به نظرم  انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس متعهدانه و دلسوزانه وارد این عرصه شد و اتفاقات خوبی را رقم زدند. با نوع نگاه مدیران بنیاد فرهنگی روایت فتح  انتظارات اهالی تئاتر از انجمن تئاتر انقلاب بیشتر شده است و هنوز ظرفیت‌هایی برای کار بیشتر احساس می‌شود که امیدوارم در سال جدید محقق شود.آرزو دارم که به‌زودی همگی از شرایط کرونا خلاص شویم و دوباره به شرایط عادی برگردیم و شاهد رونق دوباره سالن‌های تئاتر باشیم.

جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گروه همیاری (support)
درباره نمایشنامه‌خوانی پزشک نازنین i
خرید بلیت این نمایشنامه خوانی آنلاین، به نویسندگی نیل سایمون و با سرپرستی اجرای نوشین تبریزی آغاز شد.
محمد لهاک و خائف این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرهنگ کشور با تفکر کارمندی و اداری مدیریت می‌شود | عکس مدیرعامل خانه تئاتر:فرهنگ کشور با تفکر کارمندی و اداری مدیریت می‌شود
شهرام گیل‌آبادی گفت: اکثر مدیران کشور در عین انتقاد کردن و اعلام نارضایتی از وضعیت موجود، راه حلی برای برون رفت از مشکلات مطرح نمی‌کنند برنامه پرده آخر با موضوع بررسی چشم‌انداز تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با دکتر شهرام گیل‌آبادی (مدیرعامل خانه تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.شهرام گیل‌آبادی در مصاحبه تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: شرایط تئاتر در سال ۱۴۰۰ از حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و غیره کشور تاثیر می‌گیرد.وی افزود: خانه تئاتر از اسفند ماه سال ۱۳۹۸ تا به امروز نامه‌ها و گزارش‌های متعددی ...
دیدن ادامه ››

شهرام گیل‌آبادی گفت: اکثر مدیران کشور در عین انتقاد کردن و اعلام نارضایتی از وضعیت موجود، راه حلی برای برون رفت از مشکلات مطرح نمی‌کنند

برنامه پرده آخر با موضوع بررسی چشم‌انداز تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با دکتر شهرام گیل‌آبادی (مدیرعامل خانه تئاتر) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.

شهرام گیل‌آبادی در مصاحبه تلفنی با برنامه «پرده آخر» گفت: شرایط تئاتر در سال ۱۴۰۰ از حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و غیره کشور تاثیر می‌گیرد.
وی افزود: خانه تئاتر از اسفند ماه سال ۱۳۹۸ تا به امروز نامه‌ها و گزارش‌های متعددی را در راستای آینده‌پژوهی وضعیت تئاتر به مجموعه‌های مرتبط دولتی ارسال کرده است و شرایط حاضر و آینده را برای سازمان‌های مختلف تحلیل کرده است.

مدیرعامل خانه تئاتر با اشاره به این که ما برای ارائه‌ی اثر زیرساخت مناسب نداریم، اظهار داشت: تمام زیرساخت‌های کشور برای ارائه‌ی اثر سنتی و شکننده هستند و تابع نظرات افراد اداری و تفکر کارمندی کار می‌کنند.
وی با بیان این که متاسفانه فرهنگ کشور با تفکر کارمندی و اداری مدیریت می‌شود، عنوان کرد: دولت به نظر متخصصان حوزه تئاتر در صنف‌های مختلف توجه نمی‌کند.

شهرام گیل‌آبادی اضافه کرد: اکثر نیروهای متخصصی که در بخش غیر دولتی فعالیت می‌کنند با پیشرفت‌های جهانی همگام هستند و با مردم و اعضای صنف خود ارتباط بسیار نزدیک دارند.
وی تاکید داشت: نیروهای متخصصِ بخش خصوصی می‌توانند برای ساماندهی تئاتر و رفع مشکلات این رشته راه‌حل‌های موثر و مطلوبی داشته باشند.

مدیرعامل خانه تئاتر با اشاره به این که دولت در حوزه تئاتر پیش‌افکنی می‌کند، توضیح داد: در حال حاضر هر شخص یا سازمان با نگاه اپوزسیون در حوزه تئاتر فعالیت می‌کند.
وی ادامه داد: اکثر مدیران کشور در عین انتقاد کردن و اعلام نارضایتی از وضعیت موجود، راه حلی برای برون رفت از مشکلات مطرح نمی‌کنند.

شهرام گیل‌آبادی افزود: هر سازمان یا نهاد باید رفع مشکلات تئاتر را از بدنه‌ی خودش شروع کند و به جای ایراد گرفتن از سایر ارگان‌ها، مسیر درست را پیش بگیرد.
وی اظهار داشت: اگر تئاتر ایران یک چشم‌انداز و نقشه‌ی راهِ مناسب داشت، تمام سازمان‌ها و متولیان دولتی و خصوصی در جایگاه مناسب قرار می‌گرفتند و هر شخص یا سازمان در جهت تکامل هدف مشخص فعالیت می‌کرد.

مدیرعامل خانه تئاتر تصریح کرد: بودجه‌های تعریف شده برای حوزه تئاتر – در سازمان‌های مختلف – در راستای دستیابی به هدفی مشخص هزینه نمی‌شوند.

محمد لهاک این را دوست دارد
امیدوارم که آقای دکتر در جنگ با این ویروس منحوس پیروز بشن و دوباره مهر حضورشون رو لمس کنیم
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای نادر ابراهیمی می فرماید من ضرورت غم را انکار نمیکنم اما میدان دادن به آن را هرگز نمی پذیرم چرا که غم حریص است وهرچه قدر میدان بدهی میدان میخواهد .و من این اصل را در زندگی پذیرفتم و با این پیش فرض هرگاه احساس کردم که غم به من تاخته در پی چاره اش بودم و هر بار که دنبال چاره گشتم چاره ای جز پناه بردن به تیاتر نیافتم .
ای تیاتر ای مامن دلداگانت هر بار که به تو پناه آوردم به من فرصت زندگی در هریک از شخصیت هایت را دادی و من در تو چندین و چند باره زاده شدم . در تلخ ترین دیالوگهای نمایشت بذر امید در دلم کاشتی.روحم را تعالی بخشیدی.لذت محض را به من نقدیم کردی .بهترین دوستانم را به واسطه تو یافتم و حالا که به تو نیازمندم بیش از یکسال است که تو را ندارم .
دیشب تمام خاطرات تیاتربینیهایم را مرور کردم و ساعت ها گریستم .
من بر این اعتقادم که عشق هر گز نمی میرد و
تو ای تیاتر که خوده خوده عشقی زود برگرد که خیلی خیلی دوستت دارم :بوس بوس
متولیان تئاتر باید با یکدیگر تعامل داشته باشند | عکس کوروش زارعی:متولیان تئاتر باید با یکدیگر تعامل داشته باشند
مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری گفت: بسیاری از فعالان تئاتر در سال گذشته به واسطه‌ی حضور در جشنواره‌های تئاتری حوزه هنری، درآمد کسب کردند. برنامه پرده آخر با موضوع بررسی چشم‌انداز تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با کوروش زارعی (مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.کوروش زارعی در گفتگوی تلفنی با برنامه «پرده آخر» با اشاره به لزوم تعامل و همکاری متولیان تئاتر، گفت: اگر متولیان مختلف تئاتر با یکدیگر در تعامل و هم‌افزایی نباشند، اتفاق خوبی برای تئاتر ایران نمی افتد.وی افزود: عدم وجود تعامل در بدنه تئاتر کشور باعث می‌شود ...
دیدن ادامه ››

مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری گفت: بسیاری از فعالان تئاتر در سال گذشته به واسطه‌ی حضور در جشنواره‌های تئاتری حوزه هنری، درآمد کسب کردند.

برنامه پرده آخر با موضوع بررسی چشم‌انداز تئاتر در سال ۱۴۰۰، در ارتباط تلفنی با کوروش زارعی (مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.

کوروش زارعی در گفتگوی تلفنی با برنامه «پرده آخر» با اشاره به لزوم تعامل و همکاری متولیان تئاتر، گفت: اگر متولیان مختلف تئاتر با یکدیگر در تعامل و هم‌افزایی نباشند، اتفاق خوبی برای تئاتر ایران نمی افتد.
وی افزود: عدم وجود تعامل در بدنه تئاتر کشور باعث می‌شود تا تمام فعالیت‌ها در تاثیرهای خرد و گام‌های کوچک خلاصه شوند.

مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری با اشاره به فرآیند بودجه‌بندی این مرکز، توضیح داد: ما در اواخر سال ۹۸ به دلیل شیوع ویروس کرونا، برنامه‌ریزیِ بودجه‌ی تئاتر را برای سال ۹۹ تغییر دادیم و بودجه‌های لازم را به تناسب شرایط ناشی از پاندمی کرونا تنظیم کردیم.
وی ادامه داد: حوزه هنری سعی کرد با بخشی از بودجه‌ی تئاتر مشکلات معیشتی فعالان این حوزه را برطرف کند.

کوروش زارعی اضافه کرد: مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با کمک به تولید و گسترش تئاترهای آپارتمانی، تعدادی از فعالان تئاتر را از بیکاری نجات داد و بابت آثار تولید شده هزینه‌های مناسبی را پرداخت کرد.
وی اظهار داشت: در سال گذشته ۱۱ تله‌تئاتر کوتاه با موضوع «حاج قاسم سلیمانی» در حوزه هنری به تولید رسیدند و از شبکه‌های «یک»، «چهار» ، «شما» و «امید» و شبکه‌های استانی پخش شدند.

مدیر هنرهای نمایشی حوزه هنری افزود: بسیاری از فعالان تئاتر در سال گذشته به واسطه‌ی حضور در جشنواره‌های تئاتری حوزه هنری، درآمد کسب کردند.
وی تاکید داشت: حوزه هنری در سال گذشته تلاش کرد تا تمام فعالیت‌های خود را با نگاه حمایت از فعالان تئاتر تنظیم کند و از تمام فعالیت‌های تئاتری‌ها حمایت مالی داشته باشد.

کوروش زارعی در بخش دیگری از سخنان خود در برنامه «پرده آخر» گفت: مقام معظم رهبری در سال‌های گذشته با افراد و اصناف مختلف هنری نشست‌‌های متعددی را برگزار کرده‌اند و حرف‌های فعالان حوزه‌های فرهنگ و هنر را شنیده‌اند.
وی با اشاره به این که رهبر معظم انقلاب در نشست با فعالان تئاتر در پاسخ به دغدغه‌های این صنف به کم بودن بودجه تئاتر در سازمان‌های مختلف تاکید کردند، ادامه داد: مقام معظم رهبری در نشست با تئاتری‌ها تاکید داشتند که باید به بخش تئاتر بودجه تزریق شود.

محمد لهاک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر دری میان ما بود
می‌کوفتم
درهم می‌کوفتم

اگر میان ما دیواری بود
بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم
فرو می‌ریختم

اگر کوه بود دریا بود
پا می‌گذاشتم
بر نقشه‌ی جهان و
نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم

اما میان ما هیچ نیست
هیچ

و تنها با هیچ
هیچ کاری نمی‌شود کرد


#شهاب_مقربین
بسیار بسیار زیبا. داستان از نظر بچه ها خیلی خوب بود و به نظر شخصی خودم استفاده از تنوع رنگ و سطوح رنگی اگر بیشتر بود بهتر بود. خسته نباشید به همه ی اعضای گروه
میثم نوروزی (meysamnouroozi)
درباره فیلم‌تئاتر زیپ i
به پیشنهاد یکی از دوستانم به تماشای این نمایش نشستم ولی با احترام به گروه اجرایی نمایش، از کار لذت نبردم. به نظر من بازی های ضعیفی داشت (در لحظات تنش های گفتاری بین بازیگر زن و مرد ، بازیگر ها ضعف در القای حس داشتند). با آرزوی موفقیت برای این گروه و تمامی گروه های عزیز تئاتری
سمانه این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی یک متن آموزنده همراه با تخیل ، توسط یک گارگردان، به خوبی کارگردانی بشه و بازیگر ها به خوبی بتوانند به نقش های خودشون برای باور کودکان جان ببخشند و طراحی دکور، فضا سازی بسیار خوبی را برای مخاطب فراهم کند، نتیجه همه این موارد ، یک نمایش خوب؛ خوش ساخت و باور پذیر میشه . من به عنوان یک مادر که دغدغه تعلیم و در عین حال تفریح فرزندم رو دارم در کنار پسر و دختر ۵ و ۷ ساله ام از این نمایش لذت بردیم
طیبه مصدق (u.bj9zjs)
درباره فیلم‌تئاتر آدم برفی i
خیلی دلنشین بود. هم قصه و هم کاراکتر ها و طراحی صحنه. به امید اجرای زنده این نمایش بعد از تعطیلات کرونا
مهدی ماهانی، علی جباری و سمانه این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
//تئاتر باز مصلوب //
بعد از فروکش کردن تعداد قربانیان عزیز کرونا در کشور، خبری از بازگشایی ها می شود و خبر خوبی برای تئاتر و تئاتر ببین ها و شوق رونق تئاتر...
تمرین ها شروع می شود، سالن ها رزرو می شود و خبرهایی خوب برای اهالی هنر و دست اندرکاران تئاتر به گوش می رسد و ابراز احساسات و خوشحالی در زیر برگه هایی اجراهای آینده نگاشته می شود و اعداد روزشماری دیدار به صفر نزدیک می شود و ناگهان خبر تعطیلی...
در طی یکسال گذشته برای سومین بار است، اتفاقی که شاید به بدی مرگ نباشد و کورسوی امیدی هنوز درونش باشد اما ضجرآور است.... و شاید منتظر مرگ بودن با کورسویی از امید به زندگی..
چیزی شبیه به صلیب کشیده شدن....
درود.شاید یکی از راه های باقی مانده رفتن به سمت آمفی تئاترهای روباز باشد، مثل همین مخروبه ی رها شده ای که در پارک جمشیدیه خاک می خورد... بهانه ای هم برای محیط های سربسته در کار نخواهد بود، مشخصاً سبک زندگی در ایام طویل کرونا در حال تغییر است و بنظر می رسد برای بقاء این مدیوم باید وحدت و اتحادی خصوصی در قالب یک تشکل برای برون رفت از این روند قهقرایی صورت پذیرد... نیاز به یک اتاق فکر هست و گفتمانی برای این تغییر... چون بنظرم با این روند به شدت کُند و غیر مشخص دولت برای واکسیناسیون دست کم تا دو سال آینده درگیر این قصه ها باشیم لذا آسیب ها در غالب ورشکستگی ها و روی گردانی ها آشکارا در حال رخ دادن است.با احترام
۱۹ فروردین
یه دل خوشی داشتیم مابین این همه مصیبت برای اینکه کمی حال دل مون خوش بشه اونم به لطف کرونا و مدیریت درجه یک اقایون و رعایت عالی هموطنان عزیز گرفته شد...
۱۹ فروردین
رضا بهکام
درود.شاید یکی از راه های باقی مانده رفتن به سمت آمفی تئاترهای روباز باشد، مثل همین مخروبه ی رها شده ای که در پارک جمشیدیه خاک می خورد... بهانه ای هم برای محیط های سربسته در کار نخواهد بود، مشخصاً ...
سینما کانون هم یک فضای روباز داره که سالهاست بدون استفاده باقی مونده
۲۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هما لشگری (u.hgg03q)
درباره فیلم‌تئاتر آدم برفی i
نمایش قشنگی بود، توی چند سال اخیر ؛ خیلی کم دیدم که یک نمایش تا این اندازه به جنبه های آموزشی و تربیتی در قالب یک اثر نمایشی بپردازه و
بتومه قدر تخیل کودک رو درگیر خودش کنه ؛ هر دو فرزند کودک من به راحتی با این نمایش ارتباط برقرار کردند و در آخر نمایش دیالوگ های آموزنده نمایش رو با همدیگه تکرار و بازی می کردند .
کاوه علیزاده، مهدی ماهانی، علی جباری و سمانه این را خواندند
رضا شادفر و سعید نوروزی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار پرزحمت و زیبایی بود ولی مشخص نشد خاله موشه چطور یهویی متحول میشه و متوجه خودخواهی و برخوردهای غلطش میشه. عروسک گردانهای خوبی داشت ولی دست هاشون خیلی توی ذوق میزد بهتر بود دستکش سیاه میپوشیدند. . در جایی که اقا موشه لم داده بود سه عروسک گردان بزرگ درمقابل یه موش کوچولو خیلی به چشم میومد
علی جباری و سمانه این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید