تیوال تئاتر
T1:23:15:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

پیش فروش بلیت های چهار اجرای پایاین نویسنده مرده است آغاز شد
همراه با تخفیف وفاداری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه شماره صندلی خریداری شده در سایت و شماره صندلی های سالن کاملا قرینه هستن :-(:-(:-(
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برلین نمایشی متفاوتی بود، تا خالا از نوع نمایش ها نرفته بودم.
از نکات مثبت ابن نمایش، آگاهی از نوع تفکر مردم و نگاه آنان به مشکلات بود. چگونگی برخورد با مشکلات و تلاش برای رفع کردن آن.
امیدوارم از این نوع نمایش ها بیشتر اجرا بشه.
از عوامل هم متشکرم به خاطر اجرای خوبشون
امیرمسعود فدائی و آریان رضائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ممنون میشم اسم اهنگ هایى رو که در ابتداى نمایش پخش شد بگین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا یادآور می شوم که باز کردن مباحثی از این دست شاید در این فضا مناسب نباشد جناب شهریاری خدمت شما عارضم که بنده چیزی را نه فکر کرده و نه متصور شده ام که خلاف آن منفی یا مثبت باشد اما گویا جنابعالی قضاوت را دوست دارید تا جایی که به جای بنده فکر کرده و خلاف آن را گوشزد مینمایید که کارگردانان برخلاف تفکر بنده صحبت بد و منفی نکرده اند! آیا جمله ی" فقط گفتن به دلایلی موزیسین کار 20 دقیقه قبل از اجرا تصمیم گرفت دیگه همکاری نکنه" بار منفی دارد یا مثبت ؟!!!
از این گذشته بنده اذعان میدارم که بله این موضوع (ترک گروه) از جانب بنده در گذشته تکرار شده و در مقابل با گروه های غیر حرفه ای دیگر با برخورد ها و رفتار های غیر اخلاقی باز هم تکرار خواهد شد و البته سرپرست گروه قبل نیز که مجبور به ترکشان شدم از افراد متشکل از همین گروه می باشند.
اما چه طور می شود که ... دیدن ادامه » رضا قانعی در کا با گروه های مختلف دیگر به سرپرستی کارگردانانی چون دکترمسعود دلخواه (بیگانه و دژاوو) محمد آزرم وخانم لیلی گله داران (مجموع پرفورمنس واژگان ایستاده : باهوم/ماشینها،آدمها) علی شمس (قلعه ی انسانات) شادمهر راستین ( رادیو محلی در عمارت مسعودیه)و... که جامعه ی تیاترو شعرو سینما و هنر ما با نام آنها عجین شده، چنین مشکلاتی وجود ندارد، از قبیل اینکه مجری تبلیغات و کارگردان از طرف خود و نه به درخواست بنده وعده ی مصاحبه و تبلیغات بدهد ونه تنها مصاحبه و تبلیغاتی شکل نگیرد بلکه صحبت افرادی مثل جناب آقای جهانگیر الماسی و آقای سام قریبیان عزیزو...پس دیدن و شنیدن نمایش سانسور شود و مخصوصاُ مطالب این عزیزان درباره ی موسیقی کار حذف شود!! این در حالی است که اصل درخواست بنده تنها چند خط توضیحات تکنیکال درباره سوند اینستالیشن (چیدمان صدا) وژانر موسیقی کار بوده که حتی درقبال آن بنده نصف دستمزد را طلب کرده درحالی که نتیجه ی این توضیحات آگاهی بخشی به مخاطب اثر وآشنایی بیشتر با موسیقی و جنبش های نوظهورهنری را به دنبال دارد نه تبلیغات فردی و شهرت و... این تنها پاره ای از مباحث و دلایل بنده می باشد
درآخر لطفن بیش ازاین از طرح مباحث اینچنینی در این فضا خودداری نموده و اگر تمایل به شنیدن توضیحات بیشتر از طرف این جانب می باشید میتوانید از طریق شماره ی تلفن زیر پیگیری نمایید وبنده از همین تریبون اعلام میکنم که حاضر به گفت و گو درباره ی این بحث دراولین فرصت ودر یک فضای عمومی مناسب تر وحتمن با حضور طرف مقابل با کمال میل هستم 09192447194
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واااااقعااااااا عاااااالی بوووووووود. من عاشقش شدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سروش جمشیدی فردا ۸ اردیبهشت به تماشای نمایش کمدی آواز های سرشام مینشینند
تلفن رزرو:09197297091
خرید بلیط در سایت تیوال
https://www.tiwall.com/theater/avazhaye-sham
kianoush jozaee این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین یزدانبخش :
نمایش محفل بی عاری نمایشی بود زیبا و در رابطه با موضوعی خاص که من تابه امروز در رابطه با ان نشنیده بودم و ان زندگی خسرو زند بود. این روایت جذاب و زیبایی از داستانی خاص بود
مینا امینی و الاهه بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دانمارک" دیگه اسم قشنگی نیست.
منظورم اینکه باید اسم دیگه ای روی این "سرزمین" گذاشت.
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش محفل بى‌عارى
ابرشیر و عالیا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا تو ندونی اسم اتفاقی که داره برات میفته؛
""اذیت"" نیست،
اذیت نمیشی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش برلین
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک ساعت و پنجاه دقیقه بر روی صندلی ها با خمیازه برای دیدن اقتباسی از یک نمایشنامه به نام هملتی‌ گذراندم و هیچ لذتی جز کشتن وقت برای من نداشت.
بازیگری آواز می خواند و بازیگری دیالوگ هایش را بازگو می کند.
چندین اتفاق همزمان در یک صحنه می افتد که تو را سردرگم می کند.
طنز هایی که برای نگه داشتن مخاطب به این نمایش تزریق شده است و تکرار مکرر می شوند.
استفاده از فرهنگ و سنت شخصی نویسنده ی محترم در باز نویسی نمایشنامه در صورتی که باید فرهنگ،سنت و عوامل دیگری که در دانمارک وجود دارد را رعایت می کرد.
بازیگرانی که با اکت های زیادشان باعث سر افکندگی می شوند.
و صحنه هایی که بودن یا نبودنشان هیچ تاثیری ندارد.
او شاید این ها از بی سوادی و سلیقه ای است که در نظراتم دخیل شده است.
سپاس که نظرتون رو با ما درمیان گذاشتین.
۷ ساعت پیش
یک تشکر باید از شما کرد که تا حدودی با دلیل از کاری که خوشتون نیومده حرف زدید...خیلی ها بدون دلیل میان میگن فلان کار بده...فقط میگن بد..همین :|...جالبه بقیه که از اون کار خوششون اومده رو بی سواد میخونن...ولی شما احترام گذاشتی..سپاس
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» کاندیداهای نهایی بخش پژوهش تئاتر دانشگاهی اعلام شد
... دیدن متن »

 هیات داوران متشکل از کامران سپهران، شیوا مسعودی و پرستو محبی کاندیداهای نهایی بخش پژوهش بیستمین جشنواره تئاتر دانشگاهی را اعلام کردند.
 به گزارش روابط عمومی بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، کاندیداهای نهایی بخش پژوهش (جایزه دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی)، بیستمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران بدون اولویت به شرح زیر توسط هیات داوران متشکل از: آقای دکتر کامران سپهران، خانم دکتر شیوا مسعودی، خانم دکتر پرستو محبی اعلام شدند:

 ۱. نوشتار زنانه در نمایش‌های شادی‌آور زنان
نویسنده: سپیده شمس

۲. بررسی کمی آثار ترجمه‌شده و تألیفی درباره‌ی نظریه تئاتر برشت در ایران
نویسنده: فاطمه زارع پور

 ۳. دولت، دانشگاه و تئاتر خصوصی
نویسنده: سجاد یاری

 ۴. مطالعه تحلیلی_تطبیقی نقش آموزش دانشگاهی تئاتر در پیشبرد تئاتر شهرستان‌های کرمان، اراک و تبریز
نویسنده: سام ایزدی خالق آبادی

۵. بررسی پنجره‌های کانونی‌شدگی در واسازی روایت نمایشی هملت
"مورد مطالعاتی روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند تام استوپارد"
 نویسنده: احسان آجرلو

 ۶. بررسی تقابل سنت و مدرنیته در پایان‌نامه‌های سالهای هزار و سیصد و چهل و سه تا هزار و سیصد و پنجاه و هفت دانشجویان مقطع کارشناسی رشته‌ی نمایش دانشگاه تهران
نویسنده: رضا نادری

 ۷. ایده‌ی دراماتورژی فلسفی: صورت هرمنوتیکی مفهوم امر تراژیک نزد نیچه
نویسنده: سعید نیکورزم

شایان‌ذکر است، بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، از 15 تا 23 اردیبهشت 1396 به دبیری مهدی گمار در تهران برگزار می‌شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
هنوز ندیدمش ولی موافقم کلن که پایان نمایش ها دست نزنیم.
نظر شما چیست؟
۱۰ ساعت پیش
به نظر من دست زدن می تونه خستگی رو از تن عوامل دربیاره در عین حال که کسی مجبور نیست دست بزنه. من اگر از کاری خوشم نیاد دست نمی زنم. این طوری عوامل فیدبک خوبی هم از میزان رضایت تماشاگرها می تونن بگیرن.
۲ ساعت پیش
به نظر من دست زدن و بلند شدن باید متناسب با اجرا باشد تا همانطور که خانم الهه فرمودند عوامل هم ازمیزان رضایت مندی مخاطبین اگاه شودند ، این مطلب در فرهنگ نمایشی ما جایی تدارد در حالی که در کشورهای صاحب تئاتر بسیار مورد توجه است که با عبارت standing ovation شناخته ... دیدن ادامه » شده است.
۴۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(((شاهزاده درد، عار دارد)))
محفل بی عاری،نمایش شکل گرایی است که از زبان یکی از سرکوب شده ترین قربانیان طبقات انسانی در تاریخ ،یعنی خواجگان(اخته شدگان)،روایت می شود.
داستان دردناک شاهزاده ای که از مقام ولیعهدی به خواجه ی خدمتگذار حرمسرای دربار دشمن و قاتل دودمانش بدل می شود. هر چند در تاریخ از سرنوشت همسر لطفعلی خان زند و فرزندانش فتح الله و خسرومیرزا، اطلاعات دقیق و موثقی در دسترس نیست اما روایت شده بعد از شکست لطفعلی خان و کشته شدن دلخراش وی توسط آقا محمدخان قاجار،خسرو ی خردسال زنده ماند،اخته شد و تا پنجاه و اندی سال بعد از آن به خدمت دربار و حرمسرای قاجارها اجیر شد . با جسم علیل بازیچه ی زنان حرمسرا شد و طاعت امرشان برد و خدمت بی وقفه کاخ کرد و از همه دردناکتر حجله آرای فتحعلی شاه(رجاله ی هزار عروس و بانی قراردادهای ننگین ترکمچای و..) شد و درگاه عیش اش را عطرافشان و گل فشان می نمود.
نمایش توسط هفت اجراگر، ظاهرا، بخش های از حکایت های دردناک و تجربه های دهشتبار خواجه خسرو زند را در مقاطع مختلف روایت می کنند. زبان بدن بازیگران ، طراحی گریم و صحنه با دستگاه گردان مخوف شکنجه با انبرهایی که ظاهرا برای اخته سازی ،کاربرد دارد روایتگر تکثیر رنج و حرمان و درد شخصیت است وگاهی رساتر از متن نمایشنامه عمل می کنند که زبان پالوده اما کمی نارسایی در انتقال مطالب و مفاهیم دارد. گریم بازیگران کارآمد است صورتشان گویی از روح زندگی تهی شده و چشم هایشان از حجم درد و ادبار و ظلمی که دیده اند، در چشم خانه یخ زده و گویی تا ابد خیره مانده به تاریکی و ناامیدی اند و هاله ای از مصیبت گردشان را فراگرفته است. آنها در کالبدهای مختلف با درد و تلخی هم سرنوشتند.
موسیقی با کارکرد مدرن لزوما تاکیدی بر دوره ی تاریخی مشخصی ندارد اما استفاده ی نوای دگرگون شده ی موسیقی ایرانی در انتهای نمایش بسیار تاثیرگذار بود.
((قربانیان مغفول تاریخ))
اخته کردن، تاریخی به قدمت اعصار و قرون دارد..این عمل غیرانسانی و وحشیانه به بهانه ها و دلایل مختلف و اکثرا برخلاف میل قربانیان آن انجام شده است. هرچند رد پای این عمل را حتی در اساطیر یونان نیز می یابیم.. مثلا گایا(الهه مادر زمین) به دلیل زندانی شدن فرزندانشان توسط شوهرش، اورانوس( خدای آسمان)، عصبانی شده بود.از پسرش کرونوس(پدر زئوس) درخواست کرد با پدرش مقابله کند.هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گایا آمد پسرش با ضربه ای بیضه های او را قطع کرد و به دریا انداخت..
اخته سازی،عملی جهت تنبیه و تعذیب و تحقیر بوده است ... گاهی برای تهذیب و پاکدامنی در مذاهب و آیین هایی به کار رفته ، اما عموما این روشی است برای بهره کشی و استثمار بیشتر و اعمال زور و استیلا بر قربانیانش... و نیز برای مقطوع النسل کردن مخالفان سیاسی و رقبای حکمرانی....اسیران جنگی و حتی سربازان را اخته می کردند تا به افراد دایمی لشکر جنگی دربیایند و میل بازگشت به خانواده نداشته باشند. گاهی خادمان را برای معتمدتر شدن در دیوان های درباری اخته می کردند.در ایران و عثمانی خواجگان در خدمت دربار و حرمسرا گمارده می شدند. اخته گان بعضا برده جنسی بوده اند. در اروپای سده های قبل بعضی از پسربچه های خوش صدا را اخته می کردند تا بعد از بلوغ کیفیت صدایشان حفظ شود و همانند قبل بر صحنه بخوانند (castrati). از قرن هجدهم این عمل ممنوع شد.
خواجگان عمدتا به دلیل شرایط شان در مرتبه ی اجتماعی فرودستی قرار گرفته اند. به راحتی حذف، جایگزین و یا کشته می شدند بدون اینکه کسانی که حذف می کنند یا آنها را به قتل می رسانند مورد پیگری کیفری و عقوبتی قرار بگیرند.
***
اگرچه راوی محفل بی عاری ،خواجه خسروی تکثیر شده بر صحنه است اما نیت و استراتژی متن نسبت به او چندان همدلانه نیست چراکه کلیشه های خصوصیات و صفات تحقیرآمیز منتسب به این قربانیان فراموش شده که حتی گاهی ماهیت انسانی شان نیز حذف شده است، تکرار و بر آنها تاکید می شود... در جایی از نمایشنامه دلیل تحمل شرایط زبون توسط خواجه خسرو اینطور طرح می شود : "اختگی به دادش می رسه،بی عاری..."
در اینجا با روایت جریان غالب از خواجگان روبروییم که همیشه در تاریخ نقل شده اند.آنها همچنان موضوع شماتت هستند. آنها جمع بی عاران هستند! گویی فاعلان قربانی شدن خویش اند و رجاله گان و جباران تاریخ در این میان هیچ نقشی ندارند...
شاید یکی از تفاسیر نمایش محفل بی عاری در دوران کنونی نقد یا نهیبی باشد بر میزان بالایی از بی تفاوتی ،بی غیرتی و بی عاری(بی شرمی) در برابر ظلم مکرر... در واقع ابراز نگرانی باشد به شیوه ی زیست( شایدخواجه واری!) مردمانی که در شرایط ظلم به جای مبارزه و خیزش ،رو به سازش و مجیزگویی ستم و ستمگر می آورند. اما نماد قرار دادن و تحقیر قربانی تحت ظلم که خود بایستی موضوع تظلم خواهی ذهن روشن باشد،جای سوال دارد.
باید به یاد داشته باشیم فقدان عضو فیزیولوژیک نسبتی با منش های اخلاقی فردی انسانی ندارد هرچند نگاه مردسالارانه در تقدیس نریت ،صفات خوبی مانند شجاعت، رشادت ، آزادگی و...را صرفا به یک انسان مذکر کامل (و نه نقص عضو شده) و منطبق با آموزه هایش منتسب می کند و اساسا وجود چنین ویژگی هایی را مثلا در زنان،امری مردانه می داند. به کلمه های سکسیستی مانند "رادمردی" ، "جوانمردی" ،"مردانگی" و...توجه کنید جملگی خصوصیات ارزشمندی مانند رشادت و مروت و بزرگواری را در کلمه، منتسب به وجود مردانه متجسد می کند.
هرچند نمونه ی آقا محمد خان قاجار که به عنوان نمادی از سبوعیت و وحشیگری و خشونت( کشتن لطفعلی خان و ماجرای کرمان و درآوردن چشمها و...) که تحت الگوی شجاعت و رشادت جنگ آورانه مردانه هم قابل طبقه بندی است، یک "اخته شده" است. اگرچه در تفاسیر این منش مردمحورانه خواجه تاج دار ،صرفا بر عقده حقارت وی و کین جویی و انتقام گیری بیمارگونه ی وی تاکید می شود. در نمایش هم به دلیل فاجعه کرمان چنین اشاره می شود:"بیست هزار چشم از تماشاگران اختگی من کم شد."
آقامحمدخان ... دیدن ادامه » در خردسالی اخته شد اما جنگاوری شجاع و قهاری بوده.. فقدان عضو فیزیولوژیک مردانه اش بر خصوصیات ثانویه جنسی و میل و قدرت جنسی اش تاثیر داشته اما بر خشونت وشجاعت و وحشیگری اش نه .. به دلیل عدم توانایی زناشویی اش برای حفظ سلسله به (خان بابا)فتحعلی برادرزاده اش بابت همسرگیری و فرزندآوری پاداش می داده و خسروی بیچاره ی نمایش محمل بی عاری مدام در این مجالس عیش و طرب قاجاریه خدمت می کرده...
در پایان نمایش اشاره می شود: قهرمان فروافتاده ی دودمان زندیه اگر مردی اش را هم بگیرند مردانگی اش را نمی توانند. اما سوال اینجا است که چگونه ؟
آیا به دلیل اسلافش و اینکه از خاندان زندیه بوده چنین حکمی صادر می شود؟ ایا این رویکرد جبرگرایی قبیله ای را تایید می کند؟در نمایش به این اشاره، ارجاع اجرایی و متنی نمی شود و یا برای من مخاطب درک پذیر نشده است چرا که کلیت نمایش بر ظلم پذیری یا بی عاری این قهرمان تاکید دارد نه آزادگی اش..

در هر حال محفل بی عاری، نمایش قابل احترامی است و قطعا پتانسیل فعال سازی ذهن مخاطبینش را برای توجه بیشتر به ستم دیدگان فراموش شده و محذوف تاریخ دارد.





اردشیر عزیز، دوست خوش فکرم
اینقدر جامع و کامل قلم زدی که ندیده، نمایش در ذهنم ترسیم شد. مشتاقم نمایش را ببینم، خصوصا که زمینه ای تاریخی دارد.
۱۰ ساعت پیش
جناب بهادری راد هنرمند بزرگوار ممنون از شما که با نمایش تان باعث فکر و اندیشیدن شدین.با امید موفقیت های بیشتری برایتان
۹ ساعت پیش
جناب حسین مردی ارجمند ممنون از لطف شما دوست گرانقدرم که پیگیری هوشمنانه و بی نظیرتان در تاتر بسیار غبطه برانگیز است. درود به شما
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاع رسانی
امکان خرید بلیت هفته پایانی نمایش "...و چند داستان دیگر" فراهم شد.
غیرقابل تمدید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش با ۲۰٪ تخفیف فراهم شد.
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش با ۲۰٪ تخفیف فراهم شد.
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر آزاد، در قامت تئاتر روشنفکری.
نازنین رشید پور این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ بلیت صندلی های ۳ و ۴ ردیف چهارم متعلق به اجرای ساعت ۲۰ روز جمعه هشتم اردیبهشت واگذار می شود.
۰۹۳۳۴۶۷۴۸۷۴
به یکی از دوستام شماره تون رو دادم که تماس بگیره.
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش فوق العاده بود . کلی لحظه های عجیب و جدید تجربه کردیم
فقط کمی ناراحت شدم که چرا اونطور که باید از این نمایش که اجراهای محدودی تو ایران داره استقبال نشده
این اجراهای خاص رو باید غنیمت شمرد
ممنون از کمپانی تاتر باران بابت فراهم کردن این امکان
پرند محمدی این را خواند
مریم رودبارانی و محمد ها این را دوست دارند
دوست عزیز
ممنون ازحضورتون
و سپاس از درج نظرتون
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید فکری به حال مخاطبین تئاتر کرد، که بسادگی مرعوب چهارتا میزانسن و دیالوگ به ظاهر خفن نشند...
__________________________________
زمانی، جنگ ویتنام موجب به وجود آمدن جنبشی جهانی علیه خشونت شد که حکومت بسیاری از کشورهای دخیل در اون جنگ رو تا آستانه فروپاشی کشوند... اما الآن اخبار رو باز می کنی و همزمان ده ها ویتنام در گوشه و کنار جهان اتفاق می افته و کک کسی هم نمی گزه... نهایت خلاقیت مثلا گروه های بظاهر فعال صلح هم اینه که مثلا در چهار نقطه از متروی شهری در هلند یا نروژ به نشانه ایستادگی در برابر خشونت همزمان لخت بشند... آیا اینها نتیجه عادی شدن خشونت نیست؟ آیا فیلمهای اسلشر و بازیهای کامپیوتری خشن و چه و چه و چه، ذهن ما رو پذیرای خشونت کرده اند؟ آیا حواس ما از تاثیرات ناخودآگاه دالهای خشونت بر ذهن و روانمون غافل شده؟ آیا...
وحید هوبخت ، آریو راقب کیانی و محمد مهدی فتحیان این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
آیا حق داریم فقط بگیم ما میفهمم و بقیه نمیفهمن؟
۱۱ ساعت پیش
"خشونت" نتیجه "نمایش خشونت" نیست.
هیچ معیاری برای سنجش میزان و کثرت خشونت در دوره های مختلف تاریخی وجود ندارد.
۸ ساعت پیش
قانون نسبیت میگه: هیچ معیارِ «مطلقی» برای سنجش هیچ چیزی در هیچ دوره ای وجود نداره...
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید