تیوال تئاتر
S3 : 11:14:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به جرئت میتونم بگم چنین بازی‌ای رو تو هیچ‌کدوم از تئاتر‌هایی که قبل از این دیده بودم، ندیدم. اگر بی‌نظمی‌های تئاتر مستقل در شروع تئاتر و جای‌گیری افرادی که بلیط خارج از ظرفیت تهیه کرده بودند و رفتار خشک مسئولینش رو نادیده بگیریم، به نظرم این تئاتر ارزش بارها و بارها دیدن رو داره و مطمئنم اگر تمدید بشه یا اجرای مجدد بره، قطعا به دیدنش میشینم.
واقعا ممنون از کارگردان و بازیگرای خوبش که واسه ۲ ساعت هم که شده با کار فوق‌العادشون حالمون رو انقدر خوب کردن.
نفیسه نوری و امـیـر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا تمدید بشه
هلنا رفیعی و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود. دیشب این تیاتر رو دیدم و هنوز اثرش با منه
خدا قوت.بی صبرانه منتظر کارهای بعدی شما هستیم این سخن را باور بدار.
نفیسه نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«خروس لاری» و «طناب» به صحنه نمی‌روند | عکس
دوشنبه ۲۶ آذرماه
» «خروس لاری» و «طناب» به صحنه نمی‌روند
... دیدن متن »

نمایش‌های «خروس لاری» به کارگردانی امید سهرابی و «طناب» به کارگردانی نصیر ملکی جو به مناسبت وفات حضرت معصومه (س) روز دوشنبه ۲۶ آذرماه به صحنه نمی‌روند.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، نمایش‌های «خروس لاری» به کارگردانی امید سهرابی و «طناب» به کارگردانی نصیر ملکی جو به مناسبت فرارسیدن سالروز وفات حضرت معصومه(س) روز دوشنبه ۲۶ آذرماه به صحنه نمی‌روند.

نمایش «خروس لاری» با بازی عاطفه رضوی، نازنین بیاتی، الناز حبیبی، سوگل خلیق، سوده شرحی، مهسا ایرج پور، یاسمن ادیبی، سیمین کرامتی و امیرحسین رستمی و نمایش «طناب» با بازی آتیلا پسیانی، رامین ناصر نصیر، علی شادمان، خسرو پسیانی، پگاه کاظمی، آیناز آذر هوش، مهسا طهماسبی و راد پور جبار مطابق با برنامه از پیش تعیین‌شده تا روز جمعه ۷ دی‌ماه در تماشاخانه ایرانشهر  به صحنه می‌روند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان عزیز. متاسفانه و به دلیل یک جلسه کاری پیش بینی نشده (بر خرمگس معرکه لعنت!) متاسفانه نمیتونم به اجرا ساعت 17 امروز برسم . به رسم زیبایی که چند وقته توی تیوال از سوی عزیزان برقرار شده بلیت این اجرا رو به رسم هدیه به هر دوستی که مایل به دیدن این اجرا هست تقدیم میکنم. باشد که مقبول افتد.
مشخصات بلیت:یک بلیت- ساعت اجرا 17 تاریخ 25 آذر ماه. جایگاه B ردیف 2 صندلی 9
لطفا ایملیتون رو زیر این پست بنویسد تا تقدیم کنم و البته چاره ای نخواهد بود جز تقدیم بر اساس اولویت زمان.
اگر به اولویت باشه که مال منه این بلیط ولی نه من فقط میخواستم بگم که خیلی قشنگید ...همین
۱ ساعت پیش
جناب قویم عزیز
واقعا حیف شد که نتونستید تشریف ببرید برای دیدن این نمایش و
احتمالا بلیط باید به کسی برسه این نمایش ندیده باشه.
واقعا کار شما بسیار دلنشین و زیباست
درود بر شما
۳۳ دقیقه پیش
تشکر از ابراز لطف همه دوستان که باعث شده عرق شرم بر پیشانی این بنده کمترین جاری شود.
بلیت رو تقدیم جناب آقای ماهان محمودیان کردم. امیدوارم که لذت فراوان ببرند و جای ما رو هم خالی کنند. اگر احیانا به هر دلیلی ایمیل من به دستشون نرسید بفرمایند تا دوباره ... دیدن ادامه » ارسال کنم براشون.

جناب جعفریان عزیز خوشبختانه من اجرای قبلی این کار رو در پردیس شهرزاد دیدم میخواستم این اجرا رو هم ببنیم که متاسفانه قسمت نشد. به امید اجرای دیگری در سالن دیگر و دیداری دیگر
۲۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان دردناک تنهایی انسانها، از ۲۷ آذر در خانه نمایش مهرگان به روی صحنه می‌رود
» ویدئویی از نمایش «معرفی می کنم شوهرم آقای پیچازی»
۱ ساعت پیش
وااآی .....چقد اینا خفن هستن.....چقد خلاق......چقد هنرمند......! برادوی جلو اینا باس لنگ بندازه..... الان نصف تهران با دیدن یه کلاه و یه عینک که در فاصله بسیار نزدیکی نسبت بهم قرار دارن(و لابد این کلید ماجراست)هم با سبک و داستان و زبان و....کار آشنا شدن و هم شدیدا علاقه‌مند ... دیدن ادامه » و بلکه هیجان زده شده‌اند واسه دیدن این کار....خارج از ظرفیت‌ها هم با این تیزر پر خواهد شد
۵۸ دقیقه پیش
وای من که اب روغن قاطی کردم اااااااااا دوربینم فلو و فوکس میشد وای وای فوق العاده بود
۳۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
M.Saemi
درباره نمایش تیمون آتنی i
یه چیز دیگه هم بگم..... که تئاترهای قبل از این فقط یه سوء تفاهم بود. همین.
iamnegin@ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
M.Saemi
درباره نمایش تیمون آتنی i
خسته نباشید و خداقوت می گم خدمت همه عوامل این تئاتر......... تجربه ای کاملا متفاوت از یک تئاتر بدون دیالوگ......اونایی که ندیدن پیشنهاد می کنم که از دستش ندن.
به نظرم هر چند سال یه دفعه یه همچین تئاتری درست میشه... اصلا نمیشه که همیشه تئاترها اینجوری باشن
iamnegin@ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه اولین ها ماندگار می مانند. نمایشنامه قوی ، بازی قوی میر سعید مولویان عزیز ، اشک و لبخند باهم در یک کلام بی و عیب نقص. ای کاش مجددا تمدید بشه تا بتونم هرشب برم و از نزدیک هرنمایی این دوستان رو ببینم. و در آخر دیالوگی که هروقت یادش میفتم کلی میخندم:
" این حرفایی که این منتقدای حرومزاده مینویسن همش چرته جانی!"
الهه مبینی این را خواند
لیلا مظاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان میشه اگر احیانا کسی بلیت برای امشب ساعت 7 داره که نمیتونه بره به من اطلاع بده؟
09127213714

ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
بلیط این تئاتر بارکد نداره بعد از خرید؟ حتما باید پرینت گرفت؟
خیر نیازی نیست تصویر بلیت رو در تلفن همراه داشته باشید کافی هست
۱ ساعت پیش
ممنون
۴۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نقد های دوستانو خوندم تمایلم بیشتر شد برای دیدنش اولا اینکه نیم ساعت اجرا دیر شروع شد و اینکه نمایش خیلی طولانی بود و یسری صحنه ها عالی بود و یسری اضافه من تیاتر بهتر ازاین زیاد دیده بودم هر چند همه چیز سلیقس ولی به نظرم یسری دیالوگ ها و صحنه ها به وفور تکرار میشد باعث خستگی آدم میشد من قسمت دیدن بازی جانی توسط رابرت رو خیلی دوست داشتم
نفیسه نوری و لیلا مظاهری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
آقای مولویان عزیز
امکان نداره یه نفر آدم حسابی نباشه و بتونه خودشو توی دل مردم جا کنه
امکان نداره یکی بدون تلاش و زحمت، بدون شب تا صبح بیداری و صبح تا شب ناله، بتونه قهرمان یه تیم بشه
امکان نداره که شجاعت ترک کردن خونه و شهر رو نداشته باشی و راه موفقیت رو پیدا کنی
امکان نداره با معرفت نباشی و همچین مسولیتی بذارن روی دوشت!
یکی از بچه هایی که تبریز درس میخوند بهم گفت چطوری در روزهای سختی و غریبی و تنهایی دستشو گرفتی و هواشو داشتی که شاید اگر کمکهات نبود الان در یکی از بهترین دانشگاهها ادامه تحصیل نمیداد!
شاید همه بگن خوش به حالت که بازیگر خوبی هستی
خوش به حالت که همه دوستت دارن
خوش به حالت بخاطر اینهمه استعداد
ولی من میگم خوش به حالت که اینهمه آدم حسابی هستی
این موفقیت نوش جونتون
اگر صدای این تشویق ها تهدید (!) هم هست، یعنی شجاعت و عرضه شو داشتین ... دیدن ادامه » که وارد این گود بشین
پس همینطور قوی و با صلابت به کارتون روی صحنه ادامه بدین و موفق تر از قبل باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سخت است خداحافظی با این نمایش!
سخت است....
من دانشجوی تئاترم و ۵ بار این نمایشو دیدم ۳ بار پارسال و ۲ بار امسال که هر شب برای من پر از اوج و فرود بود.

لحظاتی بود که دوست داشتم از روی صندلی بلند بشم و برم رابرت رو در آغوش بگیرم و بگم هی! حرومزاده! تو هنوز هم زنده ای! هنوز هم بازیگری! و همیشه خواهی بود! تو تمامی نداری.
لحظاتی بود که دوست داشتم بلند بشم و برم روی صحنه بلند به جانی بگم هی! حرومزاده مادر به خطا! تو تبدیل به یک اعجوبه بزرگ شدی!
و هزاران هزار صحنه های این چنینی


دلم برایت تنگ خواهد شد.


و در نهایت.....
همیشه وقتی تو بالا می روی کسی هست که پایین می آید
همیشه وقتی تو وارد میشوی کسی هست که خط میخورد
همیشه ... دیدن ادامه » وقتی تو می آیی کسی دیگر می رود...
و
این است زندگی در تئاتر
زندگی بر صحنه ای که عاشق و حیرانت میکند و سپس تو را طرد می کند
#زندگی_در_تئاتر
نمایش دوست داشتنی و مورد علاقه من که هیچگاه هیچگاه برایم خط نخواهد خورد.

بی حرف اضافه
بی شعار
عاشقانه
این یعنی یک پایان
بعد از سالها دیدن تئاتر و یک سال و نیم عضویت در تیوال به این نتیجه رسیدم این فضا هم دقیقا مثل تمام صفحات مجازی چه فیس بوک چه اینستاگرام چه توییتر یه تعداد محوریت داره.دوستان عزیزی که نظرات اونها جمع رو تحت تاثیر قرار میده و امثال من که ساکت تر هستیم و با دیدن نظرات به دیدن اجراها میریم یهو میبینیم کاری که به شدت تعریف شده کار خاصی نبوده و کاری که اتفاقی رفتیم و اکثریت نظری حتی راجع بهش ندادن چقدر قویتره.بعد از دیدن هر تئاتر حتما نظرم رو مینویسم چه بد چه خوب.شاید یک نفر خوند و برای لذت بردن بیشتر به دیدن اجرا رفت.
خواستم با گفتن این مطالب از دوستانی که نظراتشون جمع رو تحت تاثیر قرار میده خواهش کنم با جزییات بیشتر به نقد کارها بپردازن و اجراهای مظلوم اما خیلی قوی رو هم معرفی کنن.حیفه بعضی کارهای لایق اصلا دیده نمیشه اما کارهای نالایق چنان فروش میره ... دیدن ادامه » که سازندگان توهم خودبرتربینی هم پیدا میکنند.
بیشتر مطالبی که امروزه در تیوال نوشته میشه نقد علمی و جامع نیست بیشتر بیان احساسات و هیجانات بعد از تماشای یک اثر هست ( البته برای خودم)
وقتی فردی به صراحت اعلام میکنه که از نمایشی خوشش نیومده و دوست نداشته متاسفانه از طرف دیگران که این کار رو دوست داشتن ... دیدن ادامه » مورد هجمه قرار میگیره که به شدت آزار دهنده هست . امیدوارم یاد بگیریم که هر کسی در بیان نظر و سلیقش آزاد هست . کاش تاب تحمل نظر مخالف را داشته باشیم
سپاس از پیشنهاد سازنده و کارآمدتون
۱ ساعت پیش
جناب دانش عزیز مطلبی همون شب درباره ی اجرا نوشتم که همینجا دوباره مینویسم.شاید چون ضعیف بودن صمیمی ترین دوستم رو میبینم ازینکه نمایشی به زن حق ضعیف بودن میده ناراحت شده باشم.نمیدونم...در مورد حرف اصلیم به صورت کلی بیان کردم.این یه مثال بود.بارها حتی قبل از عضویت در تیوال این اتفاق برای من افتاده.


به بهانه ی تئاتر محبوبه ها

دکور عالی بود،بازیها روان،بازی خانم صامتی عزیز مثل همیشه دلنشین...
اما تمام مدت دیدن تئاتر به خصوص نیمه ی دوم اجرا به دوستم فکر میکردم.دوستی که سر کار میره،دستش تو جیب خودش هست،خانواده ی خوبی داره و متاسفانه میدونه همسرش داره بهش خیانت میکنه،یه مشاور بهش پیشنهاد داد به اطمینان برس و بعد تصمیم بگیر اما اون حتی نمیخواد مطمئن بشه،حتی شاید با اون همسر قصد رفتن به استرالیا داشته باشه،نه مردی که اتفاقی عاشق یک زن شده باشه ها،مردی که ارتباطات مجازی عمیقی با چند نفر داره و با همه هم قرار دیدار گذاشته،تمام تلگرام و اینستاگرامش پر شده از دوستت دارم ها و کی دوباره ببینمت ها،باقی ماجرا رو خدا میدونه و اتفاقا علت اینکه باید به اطمینان برسه همینه.مرد زن باره قابل درمان نیست و این خیانت و عاشق شدن ناگهانی هم حساب نمیشه،زندگی با چنین مردی خطرناکه اما دوست من میترسه که بدونه میترسه که جدا بشه میترسه که تنها بشه میترسه و حتی به من گفت شاید روزی به بچه دار شدن هم فکر کنه پس ندونه بهتره...این ترس از کجا منشا میگیره؟از خانواده،از اجتماع،از ما.
بله به قول جملات پایانی نمایش زنها میترسند از همه چیز.اما چرا باید بترسن؟چرا نباید یک روز تصمیم بگیرن از طریق کتاب،تئاتر، تلویزیون این ترس رو از زن بگیرن؟چرا باید تمام شخصیت‌های داستان محبوبه ها چه زن پولدار چه زن فقیر چه زن مطلقه چه زن مجرد چه زن خانه دار چه زن کارمند،همه و همه نیاز داشته باشن به یک مرد،چرا نیاز زن به مرد رو از حالت تکیه گاه داشتن خارج نمیکنیم؟
زن و مرد مکمل هم هستن،زن و مرد یار هم هستن،زن و مرد همراه هم هستن،نه یکی نیازمند تکیه گاه دیگری.این رو باید به دختران خودمون یاد بدیم.
من ... دیدن ادامه » از اشکان،مرد زن باره ی داستان بدم نیومد،خیانت‌های داستان هم اذیتم نکرد،مشکل من زنها بودن که اعتماد به نفس نداشتن،که نیازمند بودن،که میترسیدن.
کاش با تئاتر با رمان با فیلم با شعر به دختران خودمون جرات زندگی کردن بدیم نه اینکه تایید کنیم زن میترسه.در اینکه مرد باید هوای زن رو داشته باشه شکی نیست،در اینکه زن باید عاشق باشه و عشق بورزه شکی نیست اما به دخترم یاد میدم مرد زندگیش رو عاشقانه دوست داشته باشه و اگر روزی مرد به هرعلتی که قابل حل کردن نبود، دیگه دوست نداشت تو نیستی که نابود میشی،اونه که نابود میشه.
۲۸ دقیقه پیش
جناب تهوری عزیز من از معدود کسانیم که نمایش مورد نظرتون رو دیدم (شب هزار ویکم) و بخاطر جوانی دست اندرکاران گروه و اینکه فقط حفظ کردن متنی از بیضایی واقعا توانفرساست دلم نیومد نقدی در موردشون بنویسم. اما چون اینجا اشاره شد فقط چند جمله کوتاه مینویسم براتون ... دیدن ادامه » . بازی بازیگران بخاطر فشار زیاد بیان دیالوگهایی که حتی خودشونم درست متوجه نمیشدند کاملا خشک و تخت و مصنوعی بود و صدای بازیگران زن اصلا به تماشاچیان نمیرسید . از موضوعیت داستان که نگم براتون, نه انسجام داشت و نه خط روایت مشخص و نه منطق! ( نمیدونم ایراد از نمایشنامه اصلی بود یا دوستان خلاصه اش کرده بودند به این متن ناقص). یک بازیگرم فقط بعنوان دکور استفاده شده بود که بهشون خسته نباشید میگم. به همه اینها اضافه کنید روایت داستانکی در داستان اصلی با حضور درخشان بدترین و نابلدترین بازیگرانی که تا بحال در صحنه نمایش درخشیدند و باعث انبساط خاطر حتی بازیگران اصلی نمایش شدند. بنابر دلایل ذکر شده و موارد گفته نشده پیشنهاد میدم خیلی هم دنبال اکتشاف استعدادهای ناشناخته و نمایشهای نادیده نگردید که بعضی وقتها بدجوری تئاتر زده می شوید.
۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از کارهای به غایت ضعیفی که تازگی دیدم... باور کنین بازیگرها محترم نمایش رقابت عجیبی در بد بازی کردن با هم داشتند. بعد از تریو بدون هارمونی این دومین باری بدی که جناب نعیمی می دیدم.. کار خام شلخته و سرسری بود... البته سالن خالی هم همین رو می گفت... دلم برای گروه های جوانی که کمرشون زیر بار کف فروش سالن های خصوصی خرد میشه می سوزه و تعجب می کنم چرا باید این نمایش در یکی از بهترین سالن های کشور اجرا بشه... نمی دونم حتما چیزهایی هست که من سر در نمی یارم...با احترام به بزرگوارانی که برای تولید این نمایش وقت گذاشتن اصلا پیشنهاد نمی کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بازه‌ای (حدوداً) یازده ساله از رابطهٔ دو دوست بازیگر را از خلال ارتباطشان با صحنهٔ تئاتر به صحنه می‌آورَد. این «نمایش در نمایش»، از یک جهت فاقد گره‌افکنی، نقطهٔ عطف، یا گره‌گشایی خاصی است، بلکه تحول این رابطه و خودِ «زمان» را بازآفرینی می‌کند. این زمان، درون نمایش به دو بخشِ خارج از صحنه و درون صحنه تقسیم شده، که دو سوی رابطهٔ تئاتر و زندگی را نمایش می‌دهند: زندگی تئاتر و تئاترِ زندگی. نسبت نمایش با زمان اما پیچیده‌تر هم می‌شود، چرا که شخصیت‌ها درون نمایش از گذشته و حال و آینده سخن می‌گویند، و در گذر زمان، بر عُمر و تجربهٔ زیستهٔ آن‌ها افزوده می‌شود. در این رابطه، از کشمکش‌ها و درگیری‌های روایت‌های سنتی خبری نیست. نه جدال بر سر خواسته‌ای، نه برافتادن نقاب‌ها و برملاشدن راز هراس‌آوری... مسئله خودِ زمان است. چیزی که این‌جا هست، ... دیدن ادامه » زمانِ تئاتر زندگی است که می‌گذرد و بر صحنهٔ تئاتر به زمان زندگی تبدیل می‌شود.
 در این رابطه، از کشمکش‌ها و درگیری‌های روایت‌های سنتی خبری نیست. نه جدال بر سر خواسته‌ای، نه برافتادن نقاب‌ها و برملاشدن راز هراس‌آوری... مسئله خودِ زمان است. چیزی که این‌جا هست، زمانِ تئاتر زندگی است که می‌گذرد و بر صحنهٔ تئاتر به زمان زندگی تبدیل ... دیدن ادامه » می‌شود.


+چقدر خوب گفتید. کیف کردم... یکی دو هفته بود میخواستم این نکته رو برای یکی از دوستان توضیح بدم و نمیدونستم چجوری باید بگم.
الان همین نوشته ی شما رو فرستادم براش :)
۵ ساعت پیش
لطف دارید. ممنونم.
۴۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور میشه ۳۰۰نفر روی صحنه جذبت نکن
بعد بشنی رو صندلی پر از مهر روبروی آینه یکدفعه یک بازیگر قشنگ بهت لبخند بزنه قند تو دلت آب بشه
و صدو اندی دقیقه فقط اندر خم بازیها باشی
و شب که میای خونه نامید تا صبح بیدار به اتفاقات و لحظه ها فکر کنی
ایمان عزیز جناب مولایی خیلی خیلی دلم میخواست سفت در آغوش بگیرمتون⁦❤️⁩⁦❤️⁩
اما ترسیدم که .....
وقتی تازه دیدم نفهمیدم چی دیدم حالا امشب تازه دارم میفهمم دیشب چی دیدم یکم پیچیده است اما ....
خسته ی تماشا نباشید بزرگمرد مهربون و خوش قلب
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این نمایش رو دیدمو همشدارم حسرت میخورم که چرا زودتر نرفتم و نشد بارها و بارها دوباره برم و ببینم. خواهش میکنم این اجرا رو تمدید کنید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید