تیوال تئاتر
S3 : 00:21:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

سلام و خسته نباشید
آقای کوشکی عزیز یعنی بازیگر زن دیگری برای کار کردن نبود؟
تقریباً ۴ دختر در کار ۱۳ شما با همین رنج سنی بودند که نه تنها در ۱۳ از پس نقششان که سخت هم بود برامده بودند بلکه بازی روان تری نسبت به خانم پروانه داشتند
کاش اعتبارتان را خراب نکنید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من کار و در جشنواره به تماشا نشستم.
بدون اینکه بدونم همه بازیگر معروف سینما و تئاتر هستند ، تو سالن حاضر شدم! متاسفانه بخاطر حال ناخوش فقط 1 ساعت اول تونستم بفهمم چیشد 1 ساعت بعدی تو حالت بیهوشی بودم کار و میدیدم.
فقط هیمنقدر بگم که اونجا روسیه بود جلوی اجرا و گرفتن ولی خب چرا راه دوری بری همین تهران خودمون هزارتا از این مدل کنسلی های خوشگل داره برای اجرای نمایش ها.
دلم به حال آینده خودم میسوزه اگه روزی بلایی که سر علی اصغر دشتی اومد سر خودم بیاد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان
درباره نمایش بی تابستان i

خیلی ممنون که برای دکور هزینه کرده بودین.
بازیها در مجموع خوب.
موارد مطروحه در متن قابل تعمیم .
خسته نباشید به گروه .
سه ستاره
میثم هنزکی و دایِه* این را خواندند
امیرعلی یکتا و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبازاد
درباره نمایش تابستان i
دوستانی که نمایش تابستان رو دوست داشتند، به اطلاع میرسانم که نمایش مقدس، کار دیگری از سعدی محمدی در جشنواره فجر شرکت کرده که در 30 بهمن ماه 97 در تالار حافظ در دو ساعت 17 و 20:30 اجرا میشه.
خوشحال میشیم شما رو ببینیم
.https://instagram.com/moghadas.theatre?utm_source=ig_profile_share&igshid=15ubd40s8ebg9
دایِه* این را خواند
مختار بایزیدی، جهان و *مریم* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا بود ارزش دیدن داشت
نفیسه نوری، جهان و امیرعلی یکتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب بود
جهان و امیرعلی یکتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی زیبا بود لذت بردم
امیرعلی یکتا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم از حوزه تئاتر تجربی و آوانگارد خارج است؛

حتیٰ اگر با فرضیه گفتاری ٤ بازیگر اثر که در پس پرسونای کارگردان شعار می دهند این کار را یک "پیشگفتار" بنامیم در بیان ، اثر حتیٰ شعار تکراری خود را در حکم یک سیاه مشق تجربی نیز اجرا نکرده است؛
به فکتی در زیر قناعت می کنم و این هجویه را در مصداق یک ضد تئاتر بد قلمداد می کنم؛

چیستا یثربی (نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر) نمایشی را که در نوع خود پیشرو و آوانگارد باشد و خلاقیت آن در حدی باشد که گویی این سبکها و شیوه ها برای نخستین بار پدید آمده باشند، یک کار تجربی می داند و می افزاید: هدف این تئاتر هم باید این باشد که با استفاده از آن شیوه های جدیدی برای بیان و ارتباط با مخاطب پیدا شود، نه برای بی بیانی!
یثربی با انتقاد از برخی تئاترهای موجود می افزاید: تئاتر تجربی در کشور ما به تازگی تبدیل به ضد تئاتر ... دیدن ادامه » شده است. تعبیر معمول هم این است که اگر تماشاگر از سالن فرار کرد و گفت، دیگر تئاتر نمی بینم آن وقت معلوم می شود که یک کار تجربی دیده است و من فکر می کنم این وضعیت برای تئاتر تجربی خیلی اسفناک است.
وی می گوید: البته ما در میان آثارمان کارهای خوب تجربی هم داریم که بعضی از آنها به طور خصوصی و برخی دیگر در شهرستانها اجرا می شوند، اما تئاتر ضد تئاتر هم کم نداریم. معمولاً تماشاگر از این دست آثار گریزان است و این شیوه ممکن است مخاطب را برای همیشه از تئاتر دلزده کند. متأسفانه روی برخی از این آثار نام تجربی می گذارند و در کارگاه تجربه هم به اجرا در می آورند، اما به نظر من اجرای بسیاری از این آثار اشتباه محض است.(منبع : روزنامه قدس گردآورنده : مهدی نصیری)
دایِه* این را خواند
آذرمهر و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا خوب بود و ارزش دیدن داشت!
امیرعلی یکتا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمایش جالبی بود!موضوع جالب اجرای بی نقص و بازیگرای فوق العاده!واقعا باید این نمایش رو دید!خسته نباشید واقعا!♡
فاطمه رعد و امیرعلی یکتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی نمایش «برداشت آخر» به نویسندگی و کارگردانی مهدی ضیاء چمنی
 - مشهد

تئاتر حیله‌گر؛ ازخودبیگانگی مخاطب

به قلم مهلا بذرگری منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: بدون ستاره- فاقد ارزش

با دیدن هر نمایش و یا اثری افتضاح ممکن است از خودمان بپرسیم که چرا این چرخه تمام نمی‌شود؟ جواب در خود سوال نهفته است. ما با یک چرخه سروکار داریم. چرخه‌ای که سوژه‌های نهفته در آن آگاهانه و گاهی هم ناآگاهانه دستمایه‌ی ساختاری‌اند که نه تفکر می‌خواهد و نه دغدغه‌مند بودن را. او نیازمند از خودبیگانه کردن مخاطب است چرا که این از خودبیگانگی به سود اثری‌ست که نه تفکر دارد و نه هویت.

یکی از اَشکالِ پنهان کردن ِ ابتذال، پوشاندن امرِ مبتذل با شکل و شمایلی زیبا و فریبنده است. فرمالیسم و در دوره‌ی متاخرتر پست مدرنیسم (که لبه‌ی کند چاقوی نقد را پس از دهه‌ی شصت در اروپا شکل داد) ابزارهایی را در اختیار افراد قرار دادند تا بتوانند هر خزعبلی را با رنگ و لعاب آوانگارد به خورد مخاطب داده و نام «اثر هنری» بر آن بگذارند و مخاطبی را که سوال بپرسد نفهم قلمداد کنند. کافی‌ست از آنها بپرسیم:«این که گفتید به چه معناست؟» به ما پاسخ خواهند داد که:«پست مدرنیسم معنا را از بین برده... برای فهم این اثر باید کتاب فلان از فلان نویسنده را بخوانید تا معنای فرم را فهمیده و آنوقت شاید قادر باشید به عمق اثرِ ما پی ببرید.» گاهی طنز و لودگی هم البته چاشنی کارِ این افرادِ خاص و انتلکتوئل (به قول خودشان) می‌شود که خوب حوصله‌ی مخاطب سرنرود. این مُد آنقدر ادامه پیدا کرده که حالا برخی از مخاطبین می‌گویند:«اثر سنگینی بود و فوق العاده، هیچی از آن نفهمیدم». پست مدرنیسم و تفکر پسا دهه‌ی شصتی راه فرار خوبی بود و هست تا خالقان!!!!!! اثر هنری به شکلی خالی بودن ذهن خود از هرگونه محتوا را با فرم جبران و البته توجیه کنند. آن هم فرم‌هایی که از جاهای دیگر قرض گرفته و آنقدر خام دستانه از آن تقلید می‌کنند که بیشتر شبیه دلقکی‌ست که کتاب به دست گرفته است. محتوای عشق و عاشقی و دغدغه‌ی یک فرد عاشق درباره‌ی چگونگی ابراز آن در حالی که برادری به شدت غیرتی و اهل دعوا مانعی بر سر راه است و اول باید او را راضی کرد و از این دست چرندیات برای مخاطب چقدر جدید و دغدغه‌ زاست؟ حال فکر کنید که همین موضوع با روایتی که دائما تکرار می‌شود به همراه صحنه‌ای خالی روبرویتان قرار گرفته و در نهایت دو شخصیت که قهرمان و ضد قهرمان هستند یکی می‌شوند تا آن دیگری دردِ عشق را تجربه کرده و دچار سمپاتی شود. کل آنچه گفته شد عناصرِ تشکیل دهنده‌ی نمایش «برداشت آخر» به نویسندگی و کارگردانی ِ مهدی ضیاء چمنی است.
نمایشِ «برداشت آخر» تشکیل شده از دوشخصیت است که در آن عاشقی خجالتی با اعتماد به نفسِ پایین در کشمکش مطرح کردن این عشق با برادر دختر بوده و همین مفهوم نکته‌ی اصلی داستان است. همچون فیلمِ تایتانیک که به قول اسلاوی ژیژک اگر رخداد برخورد کشتی به کوه یخ در آن وجود نداشت قطعا چیزی جز یک درام عاشقانه‌ی احمقانه نبود (کژنگریستن، اسلاوی ژیژک، مترجمان: صالح نجفی، مازیار اسلامی، نشر نی). تمام دغدغه‌ی قهرمان داستان در این مساله خلاصه می‌شود که چگونه موضوع را به برادر نرگس (معشوقه‌ی از همه جا بی‌خبر) بگوید. برادر هم یک انسان قاطی و غیرتی‌ست که ممکن است هر لحظه بلایی سر او بیاورد. این محتوا خیلی کلیشه و مبتذل است پس باید چاره‌ای اندیشید. چاره‌ی کار روی آوردن به فرمی‌ست که بتواند مخاطب را درگیر کند. دو شخصیت قضیه را برای مخاطبان تعریف می‌کنند و تلاش دارند با استفاده از رخدادهای نابهنگام عواطف را درگیر کرده و فضایی دراماتیک خلق کنند. کارگردان حتی به خود زحمت نداده نوع لباس و گریم شخصیتی غیرتی را برای رضا (برادر نرگس) تعریف کند (شاید هم بلد نبوده و یا شاید این هم پست مدرن است). از محتوا که بگذریم؛ اولیه ترین عناصر و اصول یک نمایش در این کار دیده نمی‌شوند. شخصیت پردازی به شکلی مستقیم رو به تماشاچیان گفته می‌شود؛ حرکات بدن هیچ سنخیتی با شخصیت ِ خشن ِ برادر ندارند؛ ریتم نامنظم راه رفتن‌ها و واکنش‌های دو بازیگر به یکدیگر به گونه‌ایست که پس از ده دقیقه تمامی میزانسن‌ها قابل پیش بینی و تکراری می‌شوند. قصد نقد این کار به لحاظ دراماتیک را ندارم چرا که بنیان آن زیر سوال است، هدفم از مطرح کردن آنها این است که بگویم وقتی تفکری عمیق و متعهد در متن نمایشنامه حضور نداشته باشد، آنچه در شکلِ اجرا خود را نمایان می‌کند هم بهتر از این نخواهد بود. البته زیاد جای تعجب ندارد. اولین بار نیست که هر کس پایش به جشنواره‌ی فجر باز می‌شود، حس می‌کند هر مزخرفی را به روی کاغذ بیاورد، دیگران باید ستایشش کنند. مهدی ضیاء چمنی، جایزه‌ی بهترین نمایشنامه‌نویس را در سال ۹۶ در جشنواره‌ی فجر به خاطر نمایشنامه‌ی «حذفیات» از آن خود کرد و پس از آن باید هم خود را صاحب سبک و اندیشه بداند. با این حال چگونه ممکن است او که خودش (چه به شکلی نمادین و یا واقعی) تندیس فجر را به خاطر مشکلات مالی به فروش گذاشت تا به وضعیت تئاتر کشور اعتراض کند (چوب حراج به تندیس جشنواره فجر-به نقل از خبرگزاری مهر، بیست و یکم خردادماه ۱۳۹۷)، حتی یکبار در آثاری که می‌نویسد این مساله یا شکلی از این معضل را به تصویر نکشیده است؟ شاید هم به چنین مساله ای فکر کرده باشد اما این مقوله فراتر از یک دغدغه‌ی فردی برایش نبوده و اکنون دیگر مشکل برای شخص او حل شده است و دیگران و مشکلاتشان هم که به او ربطی ندارد. معضل ِ فکری زمانی در یک اثر بازتاب پیدا می‌کند که هنرمند از خود فراتر رفته و به مشکل به مثابه‌ی یک کل نگاه کند. دیدگاه انتقادی نیاز به بی‌پروایی و اجتناب از محافظه‌کاری دارد اما به نظر، نویسندگان و کارگردانان زیاد مایل نیستند از این ساختار جدا شده و طعم استقلال را بچشند چرا که منفعتشان یحتمل به خطر می‌افتد.
آنچه به عنوان یک رخدادِ البته نه چندان جدید فضای نمایشنامه نویسی را تحت تسلط خود درآورده همین نبود محتواست که خود محصول عدم وجود دغدغه در ذهن ِ نویسندگان است. نویسنده قصد دارد به هر قیمتی شده بنویسد و باز اگر از قضا خودش کارگردان باشد بواسطه‌ی اسم و رسمی که به هم زده همان متن را روی صحنه ببرد. بنابراین اگر هم دغدغه‌ای وجود داشته باشد، دیده شدن و ماندن بر روی صحنه برای فراموش نشدن است. نمی‌دانم چه اصراریست وقتی این همه اثر نمایشی استخواندار در تاریخ معاصر خلق شده‌اند هر کسی به خودش اجازه می‌دهد که دست به قلم برده و پس از چندی نویسنده شود. بعد با ارتباطات سالن را گرفته و کار را اجرا ‌کند و یکسری مخاطب ِ از پیش تعیین شده را که عاشق ِ از قضا بازی او هستند به سالن بکشاند. سپس در نشست خبری اثر از مدل اجرا، نحوه‌ی شکل‌گیری ایده‌ی نمایشنامه و گروتفسکی و استانیسلاوسکی و انواع اوفسکی‌ها و ایسم‌ها (حرف‌هایی که همیشه در محفل تئاتری‌ها داغ است) صحبت کند تا ابتذال نهفته را پنهان کرده باشد. وقتی کلیتِ یک ساختار بر اساس محتوایی مضحک بنا شده است؛ آنچه بر صحنه‌ی تئاتر می‌بینیم قطعا تایید همین کلیت در مقیاسی کوچکتر خواهد بود. تئاتر هم مبدل به آن فرمی شده است که مخاطب را به سمت مصرف نمایشی هدایت کند. به این معنا که پوچ بودنِ تمامی کالای ارائه شده را با نام‌هایی چون اثر آوانگارد، پساساختارگرا و از این دست برچسب‌ها توجیه کنند.
این مقوله یک آسیب است. آسیبی که از دل ِ ساختاری بیرون می‌آید که به محافظه‌کارترین شکل ممکن قصد ماندن و اجازه‌ی کار ندادن به دیگران را دارد. ساختاری که چون خود را بالاترین و بهترین می‌داند، قادر نیست از دور باطل و مبتذلی که برای خود ساخته بیرون بیاید. ساختاری که نه مطالعه در آن جایی دارد و نه دغدغه‌مند بودن. ساختاری که هیچ اتصالی با بدنه‌ی جامعه و مردم واقعی و مشکلاتشان ندارد که هیچ، تلاشی هم برای ایجاد ارتباط نمی‌کند. ساختاری که نه تنها قصد تغییر ندارد بلکه هدفش اتفاقا بازتولید و تکثیر ِ حماقت است. ساختاری که می‌خواهد به زور به مخاطب تحمیل کند که تئاتر یعنی همین. تئاتر یعنی بازیگری، میزانسن، طراحی لباس و همه‌ی عناصری که هنگام صحبت کردن از نمایش چیزی جز آنها در دهان منتقدان نمی‌چرخد (که البته اثری که در اینجا از آن صحبت می‌کنیم همین‌ها را هم نداشت). «بیا و بخند و حظ کن، چرا درگیر مشکلاتی هستی که نمی‌توانی حلشان کنی.» افیون این ساختار به مخاطب می‌گوید وقتی به سالن آمدی غم غصه‌های خود را فراموش کن و لذت ببر. اینجا دمی‌ست – به گفته‌ی شاعرانِ سرخوش- که باید جهان واقعی را فراموش کنی و بیاسایی. کار به جایی رسیده که دیگر زحمت توجه به کوچک‌ترین انتظارات را هم نمی‌دهند. وقتی اعتراض می‌کنی که چرا با تاخیر اجرا شروع شده، به تو می‌خندند گویی که اشتباهی مضحک از تو سرزده. ابتذال وقتی نقد نشود تکثیر شده و در نهایت به مخاطب بیلاخ داده و می‌گوید همین هم از سر تو زیادتیست. پیش می‌رود و پیش می‌رود تا مخاطب را تماما از خود بیگانه کرده و سبک و سلیقه‌ای سرشار از انفعال را به او تزریق کند. از خودبیگانگی مخاطب تماما به سود اثر ساخته شده و ابتذال ِ همراه با آن است. تئاترِ تهی از محتوا و تفکر مخاطب را به ابژه‌ای در دستان ساختارِ مسلط مبدل می‌کند. اثرِ نمایشی او را منفعل و فاقد هرگونه کنش می‌کند. او هر چه بیشتر نظاره کند، کمتر زندگی کرده و در نتیجه بیشتر می‌پذیرد. تئاتری که دغدغه‌مند باشد به مخاطب می‌فهماند که او دارای یک هستی‌ست، دارای یک تفکر و زندگی‌ست، باید به واقعیات توجه کند و میل خود را بفهمد. تئاتر متعهد دور خود حصار نکشیده و انتظار ندارد که مخاطبان او را درک کنند و اگر درک نمی‌کنند آنها را احمق نمی‌پندارد. این نوع تئاتر نگاهِ بالا به پایین ندارد بلکه از دیوارهای تماشاخانه‌ها و صحنه‌ها بیرون زده و با تمام سوژه‌های درمانده‌ی کنونی اجتماع همدردی و آنان را به کنشگری فرامی‌خواند. تئاتر واقعی چیزی‌ست که خفه‌اش کرده‌ و به قتل رسانده‌اند و بدلی حیله‌گر را به جایش روی صحنه‌ها به نمایش می‌گذارند.






برداشت ... دیدن ادامه » آخر
نویسنده و کارگردان: مهدی ضیاء چمنی
بازی‌گران: مسعود حسین پور و مهدی ضیاء چمنی
دستیار کارگردان: علی احمدی
طراحی پوستر: صالح کامرانی
عکاس: آرزو کیانی
روابط عمومی: محمد جواد عبدی
از ۲۴/بهمن/۹۷ به مدت یک ماه
قیمت بلیط: ۱۸۰۰۰ تومان
مشهد – وکیل آباد ۴۶- پردیس تئاتر مستقل- سالن دو



https://goo.gl/5sGhG2
Amir Hosseinpour این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاتون
درباره نمایش ۳۰/دی/۹۵ i
اون جوری که انتظار داشتم نبود، کمی کلیشه ای بود دیالوگا و قابل پیش بینی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه رعد
درباره نمایش ضَن i
خوب بود ارزش دیدن داشت...!
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
البته هیچ کاری کار بی نقص نیست و نقص های خیلی جزیی هم بود که شاید اصلا از نظر کسه دیگه ای نقص نباشه ولی نظر شخصیم اینه که بعضی وقتا صورت بازیگرا نور میفتاد و سیاه بود و میمیک چهرشون به خاطر این نور مشخص نبود ولی در کل کار خیلی زیبا و جدیدیه
آذرمهر و فاطمه رعد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان موافقید یه قرار برای دیدن اجراها بذاریم. مثلا اجرای آنشرلی رو گروهی بریم ببینیم. اینطوری باعث میشه من هم با شما تیوالیهای عزیز از نزدیک آشنا شم و این افتخار رو داشته باشم از نزدیک راجع به کارها حرف بزنیم
یاشار و فرزاد این را خواندند
عباس الهی، محمدرضا مدیری، بابک، رضا بهکام و جهان این را دوست دارند
رونوشت خدمت ادمین محترم گروه تئاتر باز:
سپهر جان، فرزاد جان، حدیث عزیز؛ لینک گروه رو خدمت سرکار خانم سیدی ارائه بفرمائید!
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی سخته ولی باید اعلام کنم بهیچ عنوان دیگه کاری در سالن به اصطلاح محترم مهرگان نخواهم دید. این سومین باری بود که تو سرما ، سرپا ایستاده بودم و اجرا با حداقل سی دقیقه تاخیر شروع شد . و جالبه هر سه بار شخصی که برای تذکر خاموشی موبایل قبل شروع کار صحبت میکرد یک کلام عذر خواهی نکرد . در ضمن جناب مدیر محترم لطفا یا یک مشاور کنار خودتون داشته باشید یا خودتون کمی روی ذائقه زیبایی شناسیتون کار کنید . واقعا اگر روی کارهایی که در سالنتون اجرا میبرید تجدید نظر نفرمایید حتما با شکست و سقوط مواجه خواهید شد
مهرگان چرا اینجوری شده!!
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکیبا
درباره اپرای عروسکی خیام i
■■ آغاز اجراهای "اپرای عروسکی عشق" دهمین و تازه‌ترین اثر گروه تئاتر عروسکی آران، در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر

■بر اساس داستان -شیخ صنعان- از فریدالدین عطار

■■■ طراح،نویسنده و کارگردان: بهروز غریب‌پور

■■خرید بلیت:
https://www.irannamayesh.com/Buy/9797
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گیس و گیس کشی خرید بلیطهای جشنواره تئاتر کلا یک فقره بلیط تهیه کردم که آن هم به دلیل تغییر ساعت کلاسهای دانشگاه نمیتوانم استفاده کنم.
هر یک از دوستان که احیانا تمایل دارند بفرمایند که بلیط را به عنوان هدیه تقدیم کنم.حیف است تئاتر خوب دیده نشود.
آنشرلی با موهای خیلی قرمز
یک شنبه
هشت و نیم
تالار حافظ
حمیدرضا مرادی، جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
کار بسیار خوبیه.
۷ ساعت پیش
یلدا جان ارسال شد.امیدوارم هدیه من رو قبول کنید و البته از اجرا هم لذت وافری ببرید.
۱ ساعت پیش
خیلی ممنونم آلاء عزیز، یک دنیا تشکر.
۲۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در روزهائیکه نمایش شاهدین اعدام بخاطر جذابیتهای فراوانش چه در زمینه بازیهای بازیگران و کارگردانی و چه موضوع نمایش، اکثر اهالی تئاتر و علاقمندان نمایش را به تحسین وا داشته، حداقل آمارها چه در نظرات این و آن و چه پر شدن سالن ،منظور چه کمی و چه کیفیست ،و باعث تمدید اجرای نمایش گردیده ،ظاهرا برخی ها را دردشان آمده و با تناقض گوییها سفیهانه و تآسف انگیز ،مثلا به نقد نشسته اند ،مثلا یکی که در پروفایلش نوشته (تحصیلات:دیپلم و زیر دیپلم)(به احتمال زیاد ایشان فوق کارشناس و فوق تخصص تئاتر و سینما یا احتمالا همکار فیروز نادری در ناسا بوده اند و بزرگوارانه نخواسته اند پته شان روی آب بریزد ) که البته نمیدانستند دست به کیبورد ببرند گندش در خواهد آمد (نیم ساعت تاخیر نمیدونم ارزشش رو داشت یا نه ولی به توصیه دو عزیز اقای فرزاد خان جعفریان و جناب لهاک به دیدن نمایش ... دیدن ادامه » رفته بودم و موندم تا ببینم) چقدر بزرگوارید اصلا هم نه خود شیفتگی دیده میشود نه خود مرکز بینی،بیل گیتس هم احتمالا وقتش اینقدر ارزش ندارد و تازه ،به خواهش دو نفر دیگر به دیدن برود . (هزار و یک ایده خوب در کار وجود داشت و چند ایراد کوچک. نسبتا کوچک.. اوکی متوسط. متوسط رو به بزرگ) ظاهرا ایشون وقتی نظر میدهند خودشون هم باید دنبال نظرشون بروند و توضیح دهند که چه گفته اند ،گمان ندارم خودش هم فهمیده باشه چی نوشته (ظاهرا فقط بنویس همین کافیه)
(بازی نقش های اصلی خوب و پرداخت شده اما شاهدین برعکس) دانش برخی ته ندارد ،برخی هنوز نمیدانند حتی کسیکه در نمایشی بدون هیچ دیالوگی در گوشه ای نشسته ،بازیگر آن نمایش است ،اصلی و فرعیش را خودشان باید توضیح دهند ، چرا که هنوز این را نمیدانند ،اگر (منظور این کار است) شاهدی نباشد ،آن بازیگر اصل مورد نظر این کارشناس باید سماغ بیاورد ،سر بازی که لااقل کاری انجام دهد. ( نمایش خیلی خوب و جالب بود و پیام هاش رو به خوبی انتقال میداد) ظاهرآ نظریات بزرگوارانه را برای برخی انتهایی نیست (شوخی ها و کمدی کلامی کار خوب بود حتی با دو سه بار تکرار باز هم میشد خندید شوخی های مستهجن جنسی اما ... نه.) مستهحن؟؟ مطمئتن هستید شاهدین اعدان را با فیلم هزار پا و خوب ،بد جلف اشتباه نگرفته اید چون تناقضات نوشته ،ظاهرا انتهایی ندارد ،و در پایان که دیگر چه بگویم نبوغ ترکیده (دکور خوب بروشور خوب تخفیف ها خوب ... کار بدون سخت گیری راضی کننده ست ولی با یک کارگردانی بهتر و بازیگران درست می تونست نمایش بسیار قدری باشه.) اولا قوی نه قدری !! دومآ همین یک خط بالاتر ننوشتی (بازی نقش های اصلی خوب) انصافآ تهی ندارید،(ولی با یک کارگردانی بهتر و بازیگران درست) امید آن داریم بجای گوشت و ..... چندتا کارگردان و بازیگر درست!!!! وارد کنند تا برخی کمبود بازیگر و کارگردان درست را احساس نکنند ،احتمالا برخی از بس تئاتر آریان منوشکین ها و بازیگرانی چون جک نیکلسون و دنیرو و غیره را در آن سوی آبها دیده اند ،داخلی ها را بر نمیتابند .در پایان تنها این را بگویم ،فقط، بیاییم کمی بیاندیشیم بعد بنویسیم.
حمیدرضا مرادی، جهان و رضا بهکام این را خواندند
محمدرضا مدیری این را دوست دارد
دوست عزیز یعنی کسانی که منتقد اجرا هستن بقول شما دردشان اومده؟ واقعا من نوعی چرا نباید از احساس یا نظر واقعی خودم راجع به اجراها حرف بزنم ؟
واقعا دارم به این نتیجه میرسم اینجا باید اعصاب فولادی داشت . چون باید برای هر چیزی توضیح داد .
چرا ستاره دادی
چرا ... دیدن ادامه » بد نوشتی
چرا خوب گفتی
.
۹ ساعت پیش
بله متوجه منظور شما هستم و راستش بنده از میزان تحصیلات دوستان بی اطلاعم
ولی در قسمت تکمیل پروفایل تیوال، این گزینه بصورت پیش فرض وجود داره، یعنی اگر کاربری تحصیلات آکادمیک نداشته باشه، به ناچار باید این گزینه رو انتخاب کنه.
بنده اطلاع ندارم که این گزینه ... دیدن ادامه » به شوخی انتخاب شده یا حقیقی هست
بهرحال بازهم از پاسخگویی تون سپاسگزارم
۶ ساعت پیش
اقای دانش پرور گرامی
ورودتون رو به تیوال خیر مقدم میگم و امیدوارم عصبانیت جاری در فرمایشاتتون با خوندن دوباره متنی که در مورد آرامش نوشتید و از کپی کردنش صرف نظر میکنم مقداری فروکش کنه.
دلیلی نمیبینم که انتقاداتم به نمایش شاهدین اعدام رو برای سرکار یا شخص دیگه ای توضیح بدم یا توجیه کنم.
چرا که همه ما در دیدن یک اثر هنری ازاد در اندیشه و سلیقه هستیم.
اگز شما رابطه ای با عوامل این نمایش ندارید بنده هم خصومتی ندارم و اگر پیش از این در این محیط فرهنگی مباحث بنده رو دیده بودید میدانستید که بنظر بنده انتقاداز نمایش هایی که دارای پتانسیل هستند رو برای کارهایی پیش از این هم انجام دادم. و این انتقاد ها رو لازم میدونم.
پروفایل من اشاره به تحصیلات دیپلم داره که اگر موقع ساختن اکانت خودتون توجه میکردید به صورت پیش فرض با این عنوان هست و بنده جهت زیاد کردن نمک داستان و الی الخصوص عصبانی کردن جنابعالی این عنوان رو از خودم ننوشتم.
ما در این محیط به هم برچسب نمیزنیم همدیگر رو قضاوت نمیکنم و با خوندن چند جمله از نظر مخالف به همدیگه حمله ور نمیشیم.
من اسم دارم اگر خواستید باز هم در مورد من اظهار نظری بکنید اسم کاملم رو ذکر کنید.
و به عنوان دوست بی مزه و بی سوادتون پیشنهاد میکنم اگر به کسی یا چیزی علاقمند هستید از انتقاد ها استقبال کنید. هیچ کس و هیچ چیزی کامل نیست.
مجددا ... دیدن ادامه » عرص میکنم نمایش مذکور کار خوبی بود و ایده های جذاب بسیاری داشت.
اگر کار بی ارزشی بود وقتم رو برای ذکر ایراداتی که به نظرم رسیده بود نمیگذاشتم.
نه که وقت من با ارزش باشه، بلکه بعضی نمایش ها با این انتقادها دچار اتفاقات بهتر نمیشند.
این ها نظرات شخصی من هست و مثل نظر شما محترم.
موفق باشید.
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید