تیوال تئاتر
T1 : 09:47:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

پارسال این فیلم تاتر خوب رو دیدم ولی کیفیت صدا واقعا پایین بود. قابل درک هست که فیلم ها قدیمی هستن و قطعا دوستان تلاش کردن که با بهترین کیفیت ممکن این فیلم رو نمایش بدن. امیدوارم این نمایش با کیفیت بهتری نسبت به قبل انجام بشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ما هیچ ما نگاه
۲۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش روال عادی را دیدم. نمایشی که لحظه به لحظه آن انسان را مجذوب می کرد. روایت بازپرسی است که خود به استنطاق گرفته می شود. شاید اگر بگوییم دکتر محمد رضا خاکی در اوج اندیشمندان تیاتر ایران است گزاف نگفته باشیم این محقق و استاد دانشگاه و درس خوانده دانشگاه سوربون فرانسه، عمدتا بنیان تیاتر های روز جهان را در ایران گذاشته است اما شاید به دلیل کم لطفی بسیاری از رسانه ها آنگونه که باید و شاید ستایش نشده است. اما انتخاب این متن و استفاده از بازیگرانی همچون دکتر مسعود دلخواه و کورش سلیمانی این اثر را به نمایشی شاخص بدل کرده است. شاید زمانی که ترجمه متن فرانسوی پیشین او تاثیر ویژه ای بر نویسندگان ایران همچون محمد یعقوبی و نمایش خشکسالی و دروغ داشت هیچ کس از دکتر محمد رضا خاکی یادی نکرد و شاید آثار دست اول این استاد دانشگاه به اندازه آثار دست دومی که در ... دیدن ادامه » آینده تحت تاثیر آثار وی به اجرا در خواهند آمد به استقبال رسانه ها در نیاید اما دانشگاهیان و مخاطبان اصلی تیاتر آثار این استاد برجسته تیاتر را دنبال می کنند. تیاتر روال عادی جدالی غیرعادی و پاره ای مواقع فلسفی است که در آن قدرت به شیوه ای نرم جا به جا می شود انسان در خود فرو رفته ای که دکتر مسعود دلخواه آن را به نمایش گذاشته است نرم نرمک با همان پزیشن و استایل قدرت را در دست می گیرد. آنچه در نمایش به چشم می خورد نشان از شخصیتی استوار دارد که ظاهراً در موضع ضعف است اما رفته رفته کاراکتر با تکیه بر اعتماد به نفسی که دارد قدرت خویش را بر دیگری غلبه می کند. که عملا بازیگری با تجربه همچون دکتر مسعود دلخواه این کاراکتر را به خوبی به نمایش گذاشته است. در دنیایی که ارتباطات و اطلاعات در لحظه ای و عانی جا به جا می شوند موضوع پیچیده ای اتفاق می افتد که عملا آیا اعتراف علیه خود باعث قدرت گرفتن فرد می شود و یا ضعیف شدن آن؟ که نگارنده متن "ژان کلود کریر" با زیرکی خیره کننده ای این مساله را به کنشی نمایشی بدل کرده است. و قدرت کلام و محتوای دیالوگ ها انسان را به فکری عمیق وادار می کند. نوع نگاه کارگردان و انتخاب ویژه ی این متن در این دوره نیز نشان دهنده آگاهی و زمان شناسی کارگردان است که در دوره وضعیت محور عصر ارتباطات این اثر را برای مردم ایران عزیزمان پرورش داده است. این نمایش هر شب ساعت بیست و یک در سالن استاد سمندریان تماشا خانه ایران شهر به اجرا در می آید که همه را دیدن آن فرا می خوانم


حنیف سلطانی سروستانی
مهدی حسین مردی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"روال غیرعادی !!"
—------------------------------------— (بخ یکم)
امشب نمایش "روال عادی" را یک بار دیگر پس از 6 سال دیدم. متن زیبای نمایش اثر "ژان کلود کریر" است که نمایشنامه ها و فیلمنامه هایی برجسته دارد و یک چهره ی بزرگ و شناخته شده ی اندیشمند در دنیای سینما و تئاتر به شمار می آید. مترجمش آقای اصغر نوری مترجم خوب و پرکارمان است که شماری ترجمه در زمینه ی تئاتر دارد و خدمتی شایسته از این طریق به تئاتر میهنمان کرده و می کند و این ترجمه اش همچون دیگر کارهایش حاکی از شناخت وی از صحنه و منطق صحنه، و نیز آشناییش با تئاتر جهان و تحولات آن است. کارگردان نمایش آقای دکتر محمدرضا خاکی استاد دانشگاه در رشته ی تئاتر است که خود نیز ترجمه های خوبی در این زمینه دارد. دو بازیگر نمایش نیز عبارتند از :
1 - آقای دکتر مسعود دلخواه استاد دانشگاه در زمینه ی تئاتر، از بهترین ... دیدن ادامه » و نوآورترین کارگردانان تئاتر ما بویژه در دو دهه ی اخیر _ پس از اتمام تحصیلات و بازگشتش به ایران _ که آثارش همواره دارای ویژگی های بسیار درخور تأمل و اندیشمندانه است، و در بازیگری نیز دارای شناخت دقیقی از متد های بازیگری ست و از معدود بازیگرانی به شمار می آید که شیوه ی مشهور به "متد اکتینگ" را به درستی و به دور از کج فهمی های رایج از آن در کشورمان (که عللش به برخی مسائل خاص تاریخی و دسته کشی های سیاسی خاص در دهه های 30 و 40 بازمی گردد که جای بحثشان اینجا نیست، اما همان علل سبب شدند تا پوسته ای از "متد اکتینگ" باقی بماند و بخشی قابل توجه از تئاتر و شماری از مستعدترین بازیگران به هرز بروند) ادراک کرده و به کار می بندد چنان که در تفهیم و القاء شکل درست و هنجارمند همین متد به بازیگران نمایش های خود هم تاکنون موفق عمل کرده است. و مهم این که کار دکتر دلخواه در بازیگری و کارگردانی مؤید این نظر است که ایشان به شاخه ها و شعب و تحولات متداکتینگ نیز اشراف دارد و از آن یک بتکده نساخته و به تقدیس و تعصب در باره ی آن دچار نیامده است (چیزی که این متد باز و گسترده و متوسّع را چنان محدود و بی خلاقیت می سازد که به یک "ضدّ متد" تبدیل می شود، آنگونه که در دهه های مورد اشاره، شد، و آسیبش را به تئاترمان رساند).
2 - آقای کورش سلیمانی بازیگر تئاتر و تصویر که معمولاً از او بازی های تصویری به دور از اداهای رایج آغشته به شارلاتانیزم دیده ایم و در حضورهایش بر صحنه، او را واقف به تفاوت های ویژه ی بازی تئاتری و بازی سینمایی یافته ایم؛ بازیگری با شخصیت و متین که بازی ش بر صحنه نشان از تلاشگری و اندیشه ورزی در راستای تحلیل درست و ایفای دقیق نقش دارد و نه اتکا به تیپ و فیزیک مقبول خود و نامی که کمابیش در دنیای تصویر دارد. سلیمانی به درستی دریافته است که تئاتری بودن برای یک بازیگر تصویر اعتبار می آورد، نه که تصویری بودن _ آن هم با کارهای تصویری نازل تلویزیون و بخش فراگیرتر سینمای ما ! _ برای بازیگر تئاتر.
کارگردانی اثر دقیق و هشیارانه است. از یک اتفاق اداری بظاهر ساکن که همه اش به گفتگو در یک اتاق اداری آن هم ضرورتاً در حالت نشسته می گذرد، تنها با دریافت پتانسیل درونی اتفاق، و یافتن و عرضه ی تمپوی صحیحی که آن پتانسیل فراهم می آورد و تلفیق دقیق آن تمپو ی درونی با تمپوی برونی، و نیز با استخراج دقیق نیروی پویشیِ حرکت زا و ظرفیت های دراماتیک دیالوگ ها در راستای ایجاد دقیق ترین و ظریف ترین حس ها و بصری کردن اثر با اتکا به ریزترین حرکات و حالات چهره و اندام بازیگران، می توان نمایشی دیدنی را بر صحنه عرضه نمود؛ و کارگردان نمایش "روال عادی " در اجرایش وقوف خویش را به اینگونه موارد بخوبی نشان می دهد. در نمایشی که موقعیت و شخصیت ها (رئیس و مرئوسی امنیتی، در موقعیتی شبیه به بازجویی) اجازه ی حتی یک حرکت اضافه را به بازیگران نمی دهد و میزانسن و هندسه ی حرکتی نیز به دلیل وجود همین موقعیت و شخصیت ها بسیار محدود، و منحصر به چند حرکت آرام به اقتضای مقطعی خاص در محدوده ی میز اداری ست، و رویداد نمایش نیز اجازه ی حتی یک تغییر نور یا لباس یا ... را نمی دهد، کار بازیگران نیز بسیار دشوار است و باید تمام داشته ها و تجربه هایشان را در چنین تنگنایی تنها با بروز حالات و بهره گیری بسیار ظریف از میمیک ارائه دهند.
در یک نگاه، نمایشنامه ی "روال عادی"، شخصیت محور است، یعنی بهترین نوع نمایشنامه. البته "موقعیت" و "رویداد" آن نیز آنقدر دقیق و درست و بجا و خوش تکنیک و ساختارمند و محکم پرداخت شده اند که به آسانی می توان آنرا "موقعیت محور" یا "رویداد محور" نیز دانست، چنان که بن مایه و موضوعیتش را نیز می توان در آنِ واحد سیاسی، اخلاقگرا، اجتماعی، و روانکاوانه، و ... نیز دانست؛ و اینهمه نشانگر قوّت و قدرت این اثر است و سبب ماندگار بودنش. اما از هر زاویه ی تکنیکی یا موضوعی که به این متن بنگریم، نقطه ی اتکای اجرای آن، همانا هنر بازیگری بازیگران آن است و می دانیم که بخشی از هنر بازیگری یک بازیگر به دانش و بینش و مهارت ها و نیروی تحلیل و اندیشه ورزیش پیرامون اثر و نقش ارتباط دارد، و بخشی نیز به چگونگی هدایت کارگردان _ که عبارت است از بهره یابی صحیح از آن دانش و بینش و مهارت ها و تجربیات و نیروی تحلیل بازیگر، و نظام بخشیدن به آن در راستای تفسیر و برداشت خود از متن، و صد البته همکاسه و همسو کردن تفسیر و برداشت خود و بازیگران، طی پروسه ی هم اندیشی _ .
در اجرای "روال عادی" آنچه به آن اشاره رفت به درستی اتفاق افتاده است : بازیگران از همه ی توان و تجربه و نیروی تحلیل و اندیشه و دانش خود بهره گرفته و نقطه ی اتکای محکمی برای نمایش و کارگردان آن شده اند؛ دیدگاه های کارگردان و بازیگران بخوبی هماهنگ شده اند؛ کارگردان به بازیگرانش اعتماد کرده ( که با داشتن بازیگری صاحب دانش و تکنیک و دیدگاه چون دکتر مسعود دلخواه و بازیگری اهل تلاش و دارای منش بازیگری چون کورش سلیمانی ، باید چنین می کرد) و بازیگران به اعتماد وی بخوبی پاسخ داده اند؛ رابطه ی دو بازیگر و همیاریشان با هم در چنین بازی های دشواری، رابطه ی کاری و تکنیکی صمیمانه و خوبی بوده است، این را از نوع بازی هماهنگشان، تبادل های دقیق حسی شان، ایجاد فضا و مجالشان برای عرضه ی حس و تکنیک همدیگر، و ریتم دقیق و تمرکز فوق العاده شان ، که باعث ارائه ی دو بازی جذاب کامل کننده ی یکدیگر شده است، می توان فهمید، باضافه ی این که : در گفتگوی کوتاهم با جناب دلخواه، هنگام گفتن خسته نباشید به ایشان،ضمن تحسین بازیشان گفتم "آقای سلیمانی هم خیلی خوب بودند" و دکتر بسیار شادمانه حرفم را تأیید کرده و گفتند "بله خیلی، واقعاً همینطوره، من باهاشون خیلی خیلی راحتم"؛ و یقین دارم اگر فرصت می شد و از آقای دکتر نزد آقای سلیمانی تعریف می کردم، ایشان هم به همین نحو استقبال و تأیید می کردند. در یک کلام : در کارگردانی این اثر (که از نخستین امتیازاتش باید به انتخاب بجا و بسیار مناسب متن _ و در حال حاضر با توجه به شرایط، انتخاب مجدد آن! _ و نیز انتخاب فیزیکی و حسی دقیق بازیگران اشاره کرد) آنقدر دقایق و ظرایف وجود دارد که کاندید کارگردانی برتر شدنش در جشنواره ی فجر 89 را بسیار عادلانه بدانیم و چنانچه مجدداً این نمایش بتواند در جشنواره ی فجر شرکت کند، به گمان نگارنده باز هم می تواند در ردیف کاندیداتورهای دریافت جایزه ی کارگردانی قرار گیرد.
به هر روی هر دو بازیگر را در ایفای نقش خود با همه ظرایف و دقایق آن، موفق و شایای تقدیر و تحسین می یابیم، و میان آندو، تبادل طیف وسیع رنگین و جذابی از فراز و فرودهای حسی و بیانی درست و بجا، مکث ها و سکوت های اندیشیده شده و بهنگام، نگاه های گویا، میمیک متنوع و رسا، حالات بدنی فکر شده و استیلیزه، حرکات مینیاتوری ضرورتمند، و ...... جریان دارد، که اینهمه، مخاطب را به درون نمایش و رویداد و موقعیتش فرومی مکند، تا از این رهگذر به درون شخصیت ها راه یافته و آنان ر از درون و بی واسطه مشاهده و لمس کند. در این میان دکتردلخواه ایفای شخصیتی به مراتب پیچیده تر را با بافتاری بسیار ظریف تر و دقیق تر به عهده دارد که براستی کار هر بازیگری نیست. در واقع کورش سلیمانی (رئیس و مقام ارشد امنیتی تازه منصوب شده) در انتهای رویداد، تازه در آغاز سیر تحولی درونی شخصیتی که دکتر دلخواه ایفا می کند (خبرچینی ساده و باسابقه و ورزیده اما بسیار ساده و بظاهر تا حدودی ابله، که سرانجام میزان هوش و قدرت و اشراف و تسلطش بر امور را فراتر از مدیریت دستگاه امنیتی می یابیم چنان که بواسطه ی او مدیر پیشین به زندان افتاده است، و از مدیر جدید در یک نشست، با بکارگیری همان ساده لوحی ظاهری ناشی از درایت و هوشمندیش، آنقدر "آتو" می گیرد که او را تحت سیطره ی خویش درآورد) قرار می گیرد.
جناب دلخواه در بازی این نقش بس لایه دار و دشوار درس های تکنیکی متعددی برای بازیگران دارد. ایشان با ایفای این نقش جایزه ی بازیگری اول جشنواره ی فجر 1389 و جایزه ی بازیگر برتر انجمن بازیگران در جشن بازیگر همان سال را به حق دریافت کرده بود، و از نگاه این قلم، بازیش در همان نقش در این اجرای پس از 6 - 7 سال، پخته تر و تکنیکی تر و متکامل تر هم شده است؛ در آن هنگام، بازی ایشان را "بازی شگفت" نامیدم، و اکنون آن را "بازی با روال غیرعادی" می نامم، کما این که کلیت این اثر را با متن و ترجمه و کارگردانی بسیار خوب، و امتیازات بازیگریش _ که به آن ها اشاره رفت _ و بویژه با موضوع خاص و همیشگیش که واقعاً هوشمندانه و استادانه توسط نویسنده انتخاب و پرداخت شده، در قیاس با اغلب نمایش هایی که بر صحنه های ما می روند، اجرایی با "روال غیرعادی" باید نامید.
نکته ی قابل اشاره ی دیگر، که در نقد کامل این اثر دقیق تر به اش خواهم پرداخت، طراحی صحنه ی ساده اما مفهومی و هشیارانه ی آن است؛
این متن، در واقع یادداشتی ست بر "روال عادی"، و نقد کامل آن را در شماره تیرماه ماهنامه ی تخصصی "نمایش" خواهید خواند.
عبدالرضا_فریدزاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه اجرای خوب و بی نقص
طنزی پر محتوا
واقعا لذت بردم از همون ابتدای کار تا انتها
از همه گروهی که برای اینکار زحمت کشیدن تشکر میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواستم بدونم این نمایش دوباره اجرا خواهد شد؟
بیصبرانه منتظر پاسخ شما هستم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی شک یکی از بهترین نمایش هایی بود که در ایران اجرا شد. هماهنگی بین بازیگران و گروه کر بینظیر بود. با اجرای قبلی این بار چهارمی بود که من این نمایش و دیدم. با اجرای قبل تفاوتهایی داشت. در کل با حذف و تغییر بعضی قسمتها مفهوم نمایش کمی پنهان شده بود. تنها مشکلی که من و دوستانم داشتیم این بود که صدای گروه کر از صدای بازیگران بلندتر بود و باید خیلی تلاش میکریدم که دیالگها رو بشنویم.
تشکر و قدر شناسی از همه بازیگران و عوامل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یاد گرفتم جاى آدماى دیگه با خودم حرف بزنم،اما بلد نبودم جاى خودم با بقیه حرف بزنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای روز چهارشنبه ۷تیر سه عدد بلیت در باکس A ردیف دوم صندلی های ۱۸,۱۹,۲۰ موجود است. در صورت تمایل به شماره 09119824905 پیغام ارسال کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر به درخواست های متعددی که در خصوص تخفیف دانشجویی برای تماشای اپرا تئاتر شاخ نبات در تالار وحدت بعمل آمده است موضوع با کارگردان محترم نمایش در میان گذاشته شد.ایشان تاکید و تمایل شدید داشتند این امکان بوجود آید.لذا با هماهنگی که با مدیریت محترم تیوال بعمل خواهد آمد موضوع اجرایی خواهد شد.از دوستان دانشجو خواهش دارم در صورت تمایل با شماره09393455501j
تماس بگیرند.شفق
farhad riazi این را دوست دارد
با تشکر از لطف و پیگیری شما
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا در صورت امکان نمایش رو تمدید کنید! :(
امیرحسین ضیایی پور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی تا به حال این نمایش رو دیده؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز این کار شنبه ۱۰ تیر هم اجرا میره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل کار قبلی این گروه خوب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا امکان تمدید نمایش تا 17 تیر با اجرای ساعت 19 هست؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش سزارین را دیروز دیدم. به رغم ضعف نگارشی ای که خط داستانی نمایشنامه داشت و از ضعف تالیف و پراکندگی داستانی و نمایشی رنج می برد بازی تعدادی از بازیگران ستودنی بود. کلیت داستان به نحوی نبود که بیننده را میخکوب کند و یا مایل به دانستن ماجرا کند اما تلاش بازیگران نمایش که مشخص بود تازه کار هستند برای اجراهایشان و اینکه خوب اجرا کردند را میشود نقطه ی قوت نمایش سزارین دانست بخصوص بازی آقای احمدرضا مقدسی و خانم صدیقه خسروی بسیار خوب بود و مرا جذب خود کرد. بهرحال ایده ی نمایش ضغف داشت و میشد خیلی بهتر از این باشد. ارزش یکبار دیدن را داشت و بخاطر بازی قصاب شهوتران و روح یک زن مرده که در دوازده سالگی شوهرش داده بودند می ارزید دیدن نمایش.
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستی، اگه بازیگرا و کارگردان کار این صفحه رو می‌بینن، بهشون پیشنهاد می‌کنم یه چند تا عکس از این نمایش بذارن روی این صفحه، مخصوصاً از صحنة اون سه تا زن که قاب به دست گرفته بودن یا از صحنه‌ دیالوگ دو برادر مرده‌شور.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم با توجه به اینکه زمان زیادی برای نمایش این کار اختصاص ندادن و ظاهراً این‌طور که من متوجه شدم یه قدری هم توی ممیزی با مشکلات عجیب و غریبی روبه‌رو شد، بد نیست من قطعا توصیه‌ش می‌کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصولاً برای مخاطبی که حس می‌کنه همه چیز رو باید بجوند و بذارند توی دهنش و دنبال پیام مستقیم و سرراسته، شاید کار مناسبی نباشه، ولی از نظر فرمی و بازی‌ها به‌نظر من حداقل لحظه‌های تامل‌برانگیزی داره
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
البته باید این رو اضافه کنم که وقتی وارد سالن می‌شید و کار شروع می‌شه، ممکنه جا بخورید، چون قواعد خاص خودش رو داره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم کارِ کارگاهی خوبی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید