تیوال شعر و ادبیات
S3 : 14:34:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 


شروع ساده روز را به فردا مکول خواهم کرد ،
شاید تو آمده باشی
شاید اسارت روزگار گذشته را فراموش کنم ،
آری سراسیمه بر سروده های گذشته ام
نامی میگذارم ،
تا از ترانه های فردای با تو بودن
جدایشان کنم ,
چرا که آسمان دیروز و فردا
با خورشید و ابرهایش
باز هم همان رنگی خواهد بود

تو چشمانت را به من بده
و با گوشهای من صدا ها را تکرار کن ،

آواز ... دیدن ادامه » مان کمی فرق خواهد کرد...




بامدادان مهر 95
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خیز تا سوی در میکده خندان برویم
خیز تا باده بدست، مست و خرامان برویم

جرم این رند ِسرافکنده و سرخورده چه بود
که اشارت کنی و بی سر و سامان برویم!

دین فروشان بفروشند اگر آب حیات
من و تو تا به ابد با لبِ عطشان برویم

خرقه زهد و تصوف بفروشیم که ما
سیل مذهب زدگانیم و خروشان برویم

چونکه این دلقِ مرصع نکند چاره ما
سوی یزدان دو عالم سرِ درمان برویم

صنما شیوه ... دیدن ادامه » رندان خرابات ببین!
خیز تا رقص کنان منزل جانان برویم

میتوانید همه پای ببندید ولی!
بند را برگسلیم تا که زِ زندان برویم

گر فروشید به بازار جهالت ما را
یوسفیم و همه از چاه به کنعان برویم...
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
همه از چاه به کنعان برویم
عالی بود حسین جان
ممنون مرسی
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوش گفتم :
ساقیا! امشب چه داری ..؟
گفت: زهر...!

گفتمش کج کن قدح را !
دید می نوشم نریخت.....

قادر طهماسبی
احسان هیدی، مجتبی مهدی زاده و محبوبه این را خواندند
مارال عظیمی، محمد لهاک و mazdak این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
... این کلمات اما قواره من نمی شوند
من در پی نشانه خوانی هر حرف مبهمی، کوچه به کوچه این شهر را گشته ام

زمان لنگری بود از شن
که از دهانه تنگ آن مخروط دانه دانه ریخت
و ذهن را از خاطره و دهان را از کلمه تهی کرد
پابند من شد

من خسته ام و این خانه راه نمی رود
من خسته ام و شعرهای من از این پنجره بیرون نمی روند
من خسته ام و دست های من پیغمبران سرشکسته تقدیرند ...

از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در و دیوار خانه
دلتنگ است
خاطرم، اما
از یاد تبسم های تو
پررنگ ِ پر رنگ است
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به ادبیات آیینی شاعران طنزپرداز | عکس
در تازه‌ترین برنامه «دگرخند» صورت می‌گیرد
» نگاهی به ادبیات آیینی شاعران طنزپرداز
... دیدن متن »

۱۲۸‌اُمین نشست «دگرخند» با موضوع ادبیات آیینی و با حضور یوسفعلی میرشکاک، اکبر کتابدار و عباس احمدی برگزار می‌شود.

به گزارش تیوال به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، ۱۲۸‌اُمین نشست «دگرخند» با موضوع ادبیات آیینی برگزار می‌شود.
در این نشست، ادبیات آیینی با نگاهی به اشعار و نوشته‌های آیینی شاعران و نویسندگان طنزپرداز بررسی خواهد شد.
یوسفعلی میرشکاک، اکبر کتابدار و دکتر عباس احمدی مهمانان این برنامه «دگرخند» خواهند بود.

۱۲۸اُمین نشست «دگرخند» دوشنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۷در سالن آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار می‌شود. حضور در این برنامه برای تمامی علاقه‌مندان رایگان و آزاد است.

محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش

فرقی نمی کند
دست های مرا باد می برد
به هرکجا
به هیچ جا

فرقی نمی کند
تو نیستی
باد به هر کجا بخواهد می وزد

ریشه ای ندارم در خاک
و نه قایقی در آب
و نه خانه ای در دل
و نه ستاره ای در شب

می ... دیدن ادامه » روم می روم

باد می برد مرا با خود
باد می برد مرا با خود
باد می برد مرا با خود
باد می برد مرا با خود


مجتبی مهدی زاده، محمد لهاک و سید فرشید جاهد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
--------
مرا به سرشاری ِ یک چشم لبریز از اشک ببر
بگذار
یک دل ِ سیر 
بیرون بریزم از خودم

سید فرشید جاهد
96/09/28
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"سپید"

تو نبودی
و دفتر شعرم
سپید بود!
عباس الهی، محمد لهاک و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.....
هارمونیِ محیرالعقولِ هارِشِ حجیمِ حجمِ معطوف به من.
منِ ممعطوف به حجم.
حجمِ معطوف به این هارمونیِ حجیم.
عقل معطوف به این هارشِ ...

نقطه‌ی عطفت به جنون می‌کشد من را.
این نور چه از جانم می‌خواهد؟
جانم به جنون کشیده شده و چنان تابان است؟
....
محمد لهاک، بامداد و حسین کوهی این را امتیاز داده‌اند
عجب !
یه شعرِ حجمِ درست درمون و محکم . از تیوال بعید بود که شعرِ جدی توش بخونیم :)
خیلی قوی بود این شعر ، خیلی

دست مریزاد
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اما دست ها ...
این موجودات نجیب ...

دست ها را جدی بگیرید ؛ حتی جدی تر از چشمها ...

آدم ها قبل از اینکه با پاهایشان بروند ، در دستهایشان بدرود را گفته اند .

دستها خورشید آدمی اند ، طلوع و غروب میکنند ؛ در تاریخ همیشه پیش از لب ها ، دستها بهم رسیده اند .

حالا خوب خاطرم هست ؛
من هم وقتی خودم را به زیر بغل زدم ، پاهایم را ورچیدم و آهسته از یاد ِ دستانتان رفتم ، آب از آب ِ چشمانتان تکان نخورد ...

از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بس کن
غسلم نداده اند
که تو
هوس بوسه هایت را
بر پیکرم نقش کنی
من
تشنه ی لمسِ خورشیدم
باران....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گرفتار عشق
نازنین ناز تو را باز خریدار منم
چون اسیری به غم عشق گرفتار منم

هر شب از یاد تو ای مونس تنهایی من
تا سحر ناله کنان عاشق بیدارمنم

چون غزل بر من دیوانه، دلارام تویی
شاعر گم شده در وادی اشعار منم
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
۳ روز پیش، پنجشنبه
بسیار عالی بود جناب پیرزاد
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شعرِ به به که در عین حال که تکنیکال و خاصه ، عجیب هم حال خوب کن و بکره از دبورا جان که اتفاقن در انگلستان نویسندگیِ خلاق رو تدریس میکنه ( البته دوره های آنلاین هم داره )
یکی از مواردی که تدریس میکنه و قطعن شگفت زدتون میکنه مبحثِ رهاییه . توقف در برابر ترنسپرنتیه حاکم بر تفکر و زندگیمون .
اون معتقده که ما دچار عادی سازیِ همگانی شدیم و هیچ چیزی برامون وجدآور و شگفت انگیز نیست . همه چیز معمولی و علی السویه س . جالبه که با آموزشها و البته شعرهای خودش این روند رو متوقف میکنه . یادتون میده که چطور همه چیز رو ببینید :) خوب ببینید . و درکش کنید .
یه بار طوری همه چیز رو کنار هم چید که عین فوتوریستها ، در مواجهه با پدال گاز ، به لکنت افتاده بودیم .
دوسش دارم از این جهت که خیلی خوشگل همه چیز رو متبارک میکنه . و ما رو به شگفتزاری میبره که درش همه چی خارق العاده و خاصه .

اینم شعرش که همین الان میخوندمو یهو حالمو عجیب خوب کرد و بدو بدو اومدم بنویسمش تا شمام بخونین :)

The yard half a yard
half a lake blue as a corpse
The lake will tell things you long to hear
get away from here
Three o'clock. Dry leaves rat-tat like maracas

Whisky-colored grass
breaks ... دیدن ادامه » at every step and trees
are slowly realizing they are nude
How long will you stay
For the lake asks questions you want to hear, too

Months have passed since, well
everything. Since buildings stood
black against sky, rain hissed from sidewalks
and curled around you
O, how those avenues once seemed menacing

I know what you miss
sings this lake. Car horns groaning
in rush hour. Sweet coffee. Wind
pounding like hammers. Warmth of a lover
Crickets humming love songs to the street

Ali این را خواند
محمد لهاک، پیرزاد، مختار بایزیدی و قاصدک این را دوست دارند
یه چیز دیگه که الان یادم افتاد و گفتم بگم شاید برای شاعرامون مفید باشه اینه که اون نسبتِ ما با شعر رو هرگز افلاطونی نمیبینه . و معتقده که ما نباید جزو خدمه ی تاریخ به حساب بیایم . باید مثل یک مجسمه ساز با واژه ها برخورد کنیم . و اونها رو در معنایی تازه پرداخت ... دیدن ادامه » کنیم . معنایی که از رویاروییِ ما با خودمون شکل میگیره . پس تاکید داره که از هیچ واژه ی مستهلک و قبلن استفاده شده که در قفسه های فروشگاهِ تاریخ ادبیات و زبانشناسی و ... بصورتِ آماده وجود داره نباید استفاده کنیم :)
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید



بسمه تعالی



به نور عاشورا حضرت علی اصغر (ع)











در ... دیدن ادامه » بیابان ِ
نینوا ,
آب نیست
تا به اصغر (ع)
جان بدهد
مگر اشک ِ
نورانی ِ
سیدالشهدا








سید محمد حسین شرافت مولا
تخلص : نورانی


۴ روز پیش، چهارشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی آدم دلش

فقط یک

"دوستت دارم" میخواهد

که نمیرد...
دوستت دارم
۴ روز پیش، چهارشنبه
جناب لهاک عزیز
بسیاااااار درست و زیبا گفتید
ممنونم
۴ روز پیش، چهارشنبه
"دوستت دارم" غوغا میکند به شرطی که
از بین لبهای تو بیرون آمده باشد و نشسته باشد روی دل من
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمستان آمد و دیوار بارید
تبر بر شهر ما ، غم بار بارید
درون کوچه ی بن بست تاریخ
سیاست رد شد و تکرار بارید
.....................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین




۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش
مادر
مادر
مادر

صدامو میشنوی
من هنور اینجام
توی شکمت
تنهام
نه صدایی هست
نه نوری

اسمی ندارم
شکلی ندارم
نه مدرسه رفتم
نه دانشگاه
... دیدن ادامه » نه ترسیدم نه نگران شدم
نه تحقیر شدم نه غمگین
بزرگ نشدم

مادر
مادر
مادر
من هنوز اینجام
اینجا
توی شکمت
همیشه بودم
همیشه هستم

تو تاریکی
تو تنهایی
تو سکوت

۵ روز پیش، سه‌شنبه

مادرم شاعر بود
پدرم یک معمار

مادرم پر حس بود
پدرم یک برج ساز

مادرم تنها بود
پدرم انبوه ساز

مادرم ... دیدن ادامه » پر درد بود
پدرم یک صبر ساز

مادرم ساکت بود
پدرم یک طناز

مادرم رفت دگر
پدرم شد بیمار


مادرم....
پدرم....


#مجتبی
۵ روز پیش، سه‌شنبه
آرش
چه جالب :) مرسی نیلوفر جان
دیروز
خواهش میکنم دقیقن شبیه همین دیالوگهارو داره :)
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بر دل غمگین و تنهایم ترک انداختی
داخل دریاچه ام سنگ نمک انداختی
خواستم پنهان کنم این درد زخم آلود را
قصه ی رسواییم را بر فلک انداختی
هر زمان اثبات کردم عشق بی حد تو را
بار دیگر هم دلم را در محک انداختی
شاه دل را بر زمین انداختم اما چرا
در جوابم مغرضانه حکم تک انداختی ؟
دم زدی از عشق و با رفتار مغرورانه ات
عاقبت توی کلاه من تو کک انداختی
کل آبادی نه تنها من دچارت گشته اند
مهربانی کن که درد مشترک انداختی

#سجاد_صادقی
۵ روز پیش، سه‌شنبه
محمد لهاک، مجتبی مهدی زاده، جهان و بامداد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 تمدید مهلت کتاب سال شعر (به انتخاب خبرنگاران) | عکس
» تمدید مهلت کتاب سال شعر (به انتخاب خبرنگاران)
... دیدن متن »

مهلت شرکت در سیزدهمین دوره جایزه‌ کتاب سال شعر ایران به انتخاب «خبرنگاران» برای یک هفته تمدید شد.

به گزارش ایسنا، سیزدهمین دوره‌ جایزه‌ کتاب سال شعر ایران به انتخاب «خبرنگاران»، همچون دوره‌های گذشته، در سه بخش «کتاب سال»، «ویژه» (شاعران بدون کتاب) و «تجلیل» (یک عمر فعالیت شعری)، با داوری جمعی از شاعران خبرنگار و فعال رسانه‌ در حوزه فرهنگ و ادبیات برگزار می‌شود.

دبیرخانه‌ این دوره از جایزه‌ کتاب سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران نیز از تمامی شاعران و ناشرانی که در سال ۱۳۹۶ مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، دعوت کرده است تا با توجه به این شرایط، در بخش کتاب سال جایزه شرکت کنند:

- کتاب در سال ۱۳۹۶ منتشر و در شناسنامه‌ آن درج شده باشد.

- چاپ اول و به زبان فارسی در ایران منتشر شده باشد.

- برگزیده‌ اشعار یا مجموعه‌ گروهی نباشد.

علاقه‌مندان به شرکت در این بخش، باید چهار نسخه از اثر خود را تا تاریخ ۲۷ مهرماه ۱۳۹۷ به نشانی تهران، صندوق پستی ۱۸۷ - ۱۳۳۵۵ ، دبیرخانه‌ جایزه‌ کتاب سال شعر خبرنگاران بفرستند.

در بخش ویژه هم که برای کشف استعدادهای شعری برگزار می‌شود، آن دسته از شاعرانی که در هر سنی، تاکنون مجموعه‌ شعر منتشر نکرده‌اند، آثار خود را با توجه به شرایط زیر - تنها - از طریق نشانی پست الکترونیکی و نه پرینت‌شده، می‌توانند بفرستند:

‌ - شرکت‌کنندگان در این بخش نباید تاکنون (چه در سال‌های گذشته و چه در سال جاری) کتاب مجموعه‌ شعر در ایران منتشر کرده یا در نوبت نشر داشته باشند.

- شرکت علاقه‌مندانی که قبلا کتابی غیر از مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، یا در دست انتشار دارند، در این بخش، منعی ندارد.

- مجموعه‌ شعرها باید به زبان فارسی باشد.

- تعداد شعرها دست‌کم بین ‌۴۰ تا ‌۵۰ قطعه بوده، یا تعداد صفحه‌های مجموعه‌ شعرها دست‌کم بین ۸۰ تا ‌۱۰۰ صفحه باشد.

- شعرها همگی در قالب یک فایل وُرد (قلم بی‌میترا ۱۲) باشد. از فرستادن اثر در قالب فایل پی‌دی‌اف یا پرینت کاغذی از طریق پُست، جدا پرهیز شود.

- حضور در این بخش برای تمامی شاعران فارسی‌زبان داخل و خارج کشور، با هر ملیتی، آزاد است.

در این بخش نیز علاقه‌مندان تا ۲۷ مهرماه ۱۳۹۷ فرصت دارند که شعرهای خود را به نشانی پست الکترونیکی جایزه بفرستند:

 

sher.khabarnegar@gmail.com

مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاله ی عشق ز خاک کف پایت رویید
تا که از بوی خوش عطر تن تو بویید

در طلوع شب گیسوی تو در خلقت نور
ماه را برق دو چشمان سیاهت زایید

عکسش افتاد در آیینه ی چشمت ناگاه
تا تو را دید خجل گشت و به ابری بارید

آری یک بار خدا خنده به لب ها آورد
آن زمان که رخ خود را به رخ ماه تو دید
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش سوم/ابوالقاسم کریمی
.
گرد آوری اشعار
.
.نکته های مهم.
1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.
گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش سوم
................................................................................................................................................
1
در طریقت رنجش خاطر نباشد مِی بیار
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
2
از پای فتادیم چو آمد غم ِ هجران
در ... دیدن ادامه » درد بمُردیم چو از دست دوا رفت
3
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت
4
از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی
گر میان هم نشینان ناسزایی رفت رفت
5
مستم کن آنچنان که ندانم ز بی خودی
در عرصه ی خیال ، که آمد کدام رفت
6
زین قصه هفت گنبد ِ افلاک پر صداست
کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت
7
می خور که هر که آخرِ کار جهان بدید
از غم ، سَبک برآمد و رَطل گران گرفت
8
شنیده ام سخن خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن میکند که بِتوان گفت
9
حدیث هوُل قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتی است که از روزگار هجران گفت
10
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوش دلی این است ، پیر دهقان گفت
11
گره به باد مزن گرچه بر مراد رَوَد
که این سخن به مَثَل باد با سلیمان گفت
12
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شَوَم خاک چه سود اشک ندامت
13
حاشا که من از جَور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه ، لطف است و کرامت
14
ای غایب از نظر که شدی هم نشین دل
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
15
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یارب مباد کس را مخدومِ بی عنایت
16
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
17
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
18
دی پیر میِ فروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد می دهَدَم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هرچه بادا باد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
19
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
20
قَدَح به شرط ادب گیر زآن که ترکیبش
ز کاسه ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد
21
گرچه یاران فارغ اند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
22
پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
23
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
سلامت آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
24
دیر است که دلدار سلامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
25
خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن
هر که پیوست بدو عمرِ خودش کاوین داد
26
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی بر کن ، که رنج بی شمار آرد
27
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
28
چو عاشق می شدم، گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
29
چو بر روی زمین باش توانایی غنیمت دان
که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد
30
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
31
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
که حق صحبتِ مهر و وفا نگه دارد
.
گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
پنجشنبه 19 مهر 1397
جهان این را خواند
رضا غیوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید