آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 22:25:58 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ای عشق که از تبار نوری
بر ظلمت ما بکن عبوری

ای آتش قلب های مشتاق
بر خرمن غم بزن سروری

هم من مفتون و هم تو شیدا
با این همه صبر کو صبوری؟

می خوانمت از هزار فرسنگ
می خوانی ام از ورای دوری

دستان من و تو چون دو ساقه
از فاصله می کند عبوری

پیچد به هم و تن تو آغوش
در هر رگ من شرار شوری

می افتد و ما در آتش شوق
بی فکر فراق یا حضوری

می پیوندیم با هم آخر
ماننده دو قطره در بلوری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گناهان زیبا، مثل همه چیزهای زیبا از امتیازهای داراهاست
میم و محسن جوانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پروانه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باران
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید




سربازِ بی‌اراده،

انگشت بر ماشه می‌فشارد!

زندانی‌ی نگون‌بخت

با چشم‌های بسته،

دندان به دندان می‌خاید، اما'

***

اسلحه حتا،،،

--فکر نمی‌کند!





#لیلا_طیبی (رها)

#هاشور_در_هاشور

#کتاب_اعجاز_عشق
۲ روز پیش، یکشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تنها؛

خیابان‌های تهران را

زیر پا می‌گذارم.

می‌اندیشم:

--دخترکان لبنانی،

پای درخت‌های سیب،

یا،،،

دوشیزگان فلسطینی،،،

--در سایه‌سار پرتقال‌ها

با کدامین کابوس

معاشقه دارند؟!







#لیلا_طیبی (رها)

#هاشور_در_هاشور

#کتاب_اعجاز_عشق



۲ روز پیش، یکشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دریا در استکان کسی ریختن خطاست
از حد که بگذریم محبت ثواب نیست
حسین.مرادی
امپرسیونیست این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجموعه اشعار هاشور ۰۱ #رها_فلاحی



(۱)
عروسک‌ام
قبضه روح کرده‌ست
          --تنهایی ام را!

__________________

(۲)
فانوس روشن
تو شب سیاه
بر روی دیوار
داره می‌خونه!

__________________

(۳)
موهایم ... دیدن ادامه ›› را که کوتاه کردند؛
قلب من به کنار،
با بُغضِ «گُل‌سرم»
--چه کنم؟!

__________________

(۴)
این فانوسِ روشنِ ماهه،
که تو شب سیاه
روی زمینِ خدا
داره می‌خونه!


#رها_فلاحی
ZanaKordistani و سید حامد حسینیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

۱۰۳
امروزه روز،،،
تفنگم را زمین گذاشته ام وُ
به قلم پناه آورده‌ام!
***
چرا که سرزمینم
خسته از"خون و جسد"،
به تفکری نوین نیازمندست!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۰۴
تندیس‌های گریان،
مترسک‌های خندان،،
ربات‌های ... دیدن ادامه ›› منظبط...
انسانیت پشت نقاب مهجور است!
...
آی‌ی‌ی جهان!
با نظم نوین‌ات،،،
از ما چه می‌خواهی؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۰۵
آوردگاهم،
سطر سطر دفترِ من است!
وَ؛
از قلمم،
گلوله‌هایی می‌روید که،،،
هیچ توپ و تفنگی شلیک نکرده‌ست اما،
چرا
بیدادگاه‌ها
در وحشت‌اند!؟


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برندگان چهارمین دوره جشنواره نوروز من معرفی شدند: | عکس برندگان چهارمین دوره جشنواره نوروز من معرفی شدند:
نفرات برتر بخش عکس چهارمین دوره جشنواره نوروز من: نفرات برتر بخش نوهنران: نفراول: دلسا شاه محمدی (بندر ماهشهر)نفر دوم: تسنیم جعفری (رباط کریم)نفر سوم: دایا عسل زاده (رباط کریم) نفرات برتر بخش مردمی: نفر اول: مهدی باغ ترکی (پرند)نفر دوم: زهره نوازنی (تهران)نفر سوم: فهیمه انصاری (رباط کریم)شایسته تقدیر: وحید جلیلوند (رباط کریم) نفرات برتر بخش اصلی: نفر اول: سید علی رضویان (بیجار)نفر دوم: عطیه خوش رفتار (تهران)نفر سوم بطور مشترک: شایان حمدی و مجید محبوبی راد (رباط کریم)   نفرات برتر بخش داستان چهارمین دوره جشنواره نوروز من: نفرات برتر بخش نوهنران: نفر اول: حنانه وثاقتی ذاکر ...
دیدن ادامه ››

نفرات برتر بخش عکس چهارمین دوره جشنواره نوروز من:

نفرات برتر بخش نوهنران:

نفراول: دلسا شاه محمدی (بندر ماهشهر)
نفر دوم: تسنیم جعفری (رباط کریم)
نفر سوم: دایا عسل زاده (رباط کریم)

نفرات برتر بخش مردمی:

نفر اول: مهدی باغ ترکی (پرند)
نفر دوم: زهره نوازنی (تهران)
نفر سوم: فهیمه انصاری (رباط کریم)
شایسته تقدیر: وحید جلیلوند (رباط کریم)

نفرات برتر بخش اصلی:

نفر اول: سید علی رضویان (بیجار)
نفر دوم: عطیه خوش رفتار (تهران)
نفر سوم بطور مشترک: شایان حمدی و مجید محبوبی راد (رباط کریم)

 

نفرات برتر بخش داستان چهارمین دوره جشنواره نوروز من:

نفرات برتر بخش نوهنران:

نفر اول: حنانه وثاقتی ذاکر (رباط کریم)
نفر دوم: امیرحسین صدرایی (رباط کریم)
نفر سوم: زینب صلح جو (رباط کریم)

نفرات برتر بخش مردمی:

نفر اول: محسن مرادی (رباط کریم)
نفر دوم: سمیه سلوکی (رباط کریم)
نفر سوم: ماندانا منظری (تهران)

نفرات برتر بخش اصلی:

نفر اول: سارا عبدی (پرند)
نفر دوم به طور مشترک: افسانه شیخ میری(پرند) و رسول حق شناس (ورامین)
نفر سوم: مجتبی صفدری (رشت)

 

نفرات برتر بخش شعر چهارمین دوره جشنواره نوروز من:

نفرات برتربخش نوهنران:

نفراول: هانیه نوازنی (تهران)
نفردوم: دنیا اسکندرزاده (تهران)
نفر سوم: زهرا فرجی (رباط کریم)

نفرات برتر بخش اصلی:

نفر اول: مهدی شعبانی (رباط کریم)
نفر دوم: سمانه خلف زاده (قم)
نفر سوم: مجتبی جواهریان (پرند)

*آثار بخش مردمی به دلیل نرسیدن به حد نساب با بخش اصلی ادغام گردیده است.
*زمان و مکان برگزاری مراسم اختتامیه با پایان یافتن محدودیت های کرونایی به حضورتان اعلام خواهد شد.
*لطفا برای دریافت اطلاعات به آدرس های ذیل مراجعه فرمائید:

www.nowroozeman.ir
https://t.me/Nowroozeman4
https://instagram.com/Nowroozemanfestival
09213233734

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اکبر رشنو

اکبر رشنو، شاعر، دبیر آموزش و پروش، کارشناس و مدرس زبان و ادبیات فارسی، منتقد و نظریه پرداز ادبی در روز پنجشنبه ۷ مرداد ماه ۱۳۳۳ خورشیدی در شهر خرم‌آباد دیده به جهان گشود.
دوران تحصیلات ابتدایی را در پلدختر گذراند و برای حرفه‌ی معلمی در دانشسرای بروجرد تحصیلات خود را طی کرد. 
او در ۲۵ اسفند سال ۱۳۹۹ به عنوان ملک الشعرای شعر پاک، جایزه‌ای که توسط سایت شعر پاک به بهترین شاعران سال اهدا می‌شود؛ برگزیده شد.
استاد طارق خراسانی موسس وبسایت شعر پاک، اکبر رشنو به عنوان شاعر و ادیب ، وزنه سنگینی در ادبیات ایران قلمداد کرده است.
از اکبر رشنو تاکنون کتاب‌های زیر چاپ و ... دیدن ادامه ›› منتشر شده است:
۱- ماه بر چکاد (مجموعه شعر)
۲- بیجاده‌ی جنون (مجموعه شعر)
۳ - زیر خاکستر (مجموعه شعر)
۴- بی مانیفست (بیست و سه مقاله‌ی ادبی بر محور شعر سپید و خاستگاه و لوازم آن به نثری موزون)

همچنین از ایشان حدود پنجاه مقاله و نقد و نظر ادبی منتشر شده است.

مجموعه شعر "ماه بر چکاد" منتخب دو سالانه‌ی شعر سال ۱۳۹۳ استان لرستان گردیده است.

در ۱۲ اردی‌بهشت ماه ۱۳۹۸ خورشیدی با حضور جمعی از هنرمندان و دوستداران فرهنگ و ادب لرستان با همکاری بسیج هنرمندان، اداره‌ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و کانون ادب خرم‌آباو، در آستانه هفته معلم، مقام شامخ ادبی استاد اکبر رشنو مورد تجلیل قرار گرفت.
در این مراسم، کامین عالی‌پور، عزیز نادری و عزت‌الله چنگایی از اساتید فرهنگ و ادب فارسی در استان لرستان به وصف ویژگی‌های شخصیتی و مقام علمی استاد اکبر رشنو پرداختند.

قالب شعری منتخب اکبر رشنو، سپید است. نوع سرایش و نگارش و نثر رشنو به گواه بسیاری از صاحب‌نظران این عرصه کاملا مشخص است و امضا ادبی محسوب می‌شود.
رشنو می‌گوید: "شعر سپید و عموما هر قالب شعری دردمندی انسان‌ها را بیان می‌کند، شعر لزوما باید داستان زندگی انسان باشد و دردمندی، ناملایمات، خوشی‌ها و غم‌ها را مطرح کند، شعر یک رسالت بزرگ را برعهده دارد و آن هم عدالت‌خواهی و آرمانگرایی‌ست است".


▪︎نمونه اشعار:

(۱)
چشمت!
تندر نگاه
می‌گشودم آغوششششششششششششششششش
ِشوق
شرار
به بزم باران بودِگی موهوم
در تیر.


(۲)
چگونه
مرثیه نباشم
بر خسته و خونین خاطرات؟
لاله بود در باد
شخم می‌خورد
از شماتت و خار و سنگلاخ،
چگونه؟
چشم می‌توان غنود
کز هزار معبر سخت صعود
توفان و تاول عنود
دستاورد تو بود؟
چگونه؟
نگاه، رود خوناب
غریق روز نباشد
وقتی حس بوی لجن می‌داد
بر جسارتم
که پرواز تو بود
چگونه؟
فصل سبز بلوغ
به یغما می‌رفت
در غبار هزار دروغ،
در بیستون می‌رفت
عشق را در چنبره هزار گیسوی بلند
چنگ و چکامه بود
بر این‌همه مرثیه،
می‌رفت در تاب بی‌شمار رسن روشنی
روز هماغوش رویای تو
بی‌گمان خواهد بود...


(۳)
صدای پای عطش
در نگاه تو!
در کِش و قوس دوّار
می‌رفت
در چاه و چوله،
های! گونه‌های زرد!
خیس خستگی
در تمامت شرمگونی
به رخ روز می‌نشست
بهار؛ تاوان اینهمه خزان؟!
یخ‌زده بر بلندای نگاه
هرگز!


(۴)
چشم روشنی

در زلال‌ترین ترانه‌های باران
باز خواهی گشت
بر بوم بهار
در طعم لاله‌های واژگون
بر زمین زمخت و چشمان یخ
گل خواهی کرد…
در عمیق نمناکی نگاه نرگسان،
تا هزاران جرثومه غلط
هر چه بیشتر به قعر برود
قرن مضطرب را
می‌رهانی
از تردید بودن
و
عشق
مدار روشن چشمان لحظه خواهد شد
به هر افق…


(۵)
رنگین کمان

وقتی
به چشمانت،
پیله می‌کنم؛
پروانه می‌شوم
برای رسیدن
به هزار رنگارنگی بودن
 ” بال “
در توامان آب و آتش می‌زنم…


(۶)
تمثیل

من
جنوبی‌ترین حادثه
از آن چاله
به این چاه
افتاده
در پیچ‌های پوچ
و
پوشالِ‌ های‌های بودن.


(۷)
شاخه‌ای اردیبهشت
معلوم هست
این هوای یخ
با تو!
چه می‌کرد؟
باران بودی
می شد تگرگ بر سرت
و
در وسعتی دیگر
برف می‌شدی
این روشنی جاری تو بود
که کدورت زمین، پاک می‌کرد
گل
بر سر بود و نبود
شاخه ی شکوفان می‌زد
و
اصلا
تو
بهار بودی
با بی‌شمار اردیبهشت در بغل.

 
(۸)
تابلو‌‌
 
تو
با لبخندت
نامعادله‌ی زمین را
درهم می‌شکنی
در اوج سگک غم
تو رهاترینی
چقدر مونالیزا در تو جاری‌ست.

 
(۹)
روزن نفس
 
بیشتر از فصل
عمیقی از نفس
بهاری زودرس
از چکامه‌ی چشمانت
سهمم بسست
از این همه طوفان شیدایی
که در تو هست
در غزل‌ خوانیم به شرح نفس
زبده‌ی عشقست
برای شوریده ساحل سرگردان مست
در اشتیاق
تا تلاطم‌ها موج بر انگیزند
در مرداب‌های سکوت سرد
که روزن بر نیلوفران مشتاق می‌بست
سر بکشند
به مدام نفس
که خط ارغوان به لبان خشک و خسته
به صورت فردا می‌زد
تا دامان آرزو
از موج موج نو گلان پر کند
بی‌هیچ زنجیره‌ی قحط و قفس.

 
 (۱۰)
تم طلوع
 
تو
تبسّم طلوعی
در بی قاب صبح
گیسو افشان روشنی
بر همه چیز. 


(۱۱)
آرایش مشرق
 
افق می‌شمارم
دمادم
چون مشرقی از
شهر چشمان خورشیدت
مرا
به طلوعی هرباره می‌خواند
بی که
از مسافت و بلای بعد
جان شیفته
صبحت را
به چشمان و مردمک اشک ننشاند.

 
♡با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت استاد اکبر رشنو♡


گرد‌آوری و نگارش:
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)


منابع
http://sherepaak.com/poets/427
https://www.farsnews.ir/news/13980212000066
http://www.shaer.ir
https://shereno.com/profile.php?id=49055


لینک دانلود pdf اکبر رشنو
<a href="https://uupload.ir/view/شاعران_-_اکبر_رشنو_9mm.pdf/"; target="_blank"><img src="https://s4.uupload.ir/css/images/udl6.png"; border="0" alt="دانلود فایل با لینک مستقیم" /></a>
۵ روز پیش، پنجشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر در رودخانه ای به دنیا می آمدم
با گرداب ها دوستی نمی کردم حتماً
با سنگ ها دوست می شدم
به خاطر سادگی و صراحتشان.

اگر در برکه ای به دنیا می آمدم
با قورباغه ها دوستی نمی کردم حتماً
با جلبک ها دوست می شدم
به خاطر نوازش بی هیاهویشان.

اگر در جنگلی به دنیا می آمدم
با روباه ها دوستی نمی کردم حتماً
با پلنگ ها دوست می شدم
به خاطر ... دیدن ادامه ›› خیال پردازی های شاعرانه شان.

پنجاه و هشت سال پیش به دنیا آمده ام
نه در رودخانه، نه در برکه، نه در جنگل
در سرزمینی پر از گرداب های گیج کننده،
هیاهوی قورباغه ها، حیله ی روباه ها
برای همین است که
دوستان اندکم را
چنین دوست دارم.


« حافظ موسوی »

از کتاب مادیان سیاه
نشر ثالث
حمید رضایی این را خواند
صبا صالحیان، نیلوفر ثانی و محسن جوانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میگن پادشاهی از خردمندان قومش خواست تاریخ زندگی انسان رو خلاصه کنن.چهل جلد کتاب درومدِگفت خلاصه تر بابا این زیاده نمیتونم بخونم.حوصله ندارم.یه جلد کتابش کردن آخر.گفت بابا اینم زیاده.کوچکترش کنین.ده صفحه... یه صفحه...
گفت حالا حوصله ندارم.همین یه صفحه رو هم خلاصه بگید که چی شد.سرگذشت انسان چی بود؟ گفتند:آمدند.رنج کشیدند.مردند.
پرسید:در جستجوی چه چیزی؟
گفتند:قدرت.
گفت:چه کار کنم که من رنج نبرم؟
گفتند:کودک باش!
کودک همیشه دنیا رو متفاوت با ما بزرگ تر ها کند و کاو میکنه
هرچیزی برای کودک شگفت انگیزه!
خوش به حال کسایی که توی 90 سالگی هنوز کودک درونشون فعاله.یه سنجاقک روی خوشه ی گندم زار جدی میگیرن و نگاه میکنن!
15م اردیبهشت 1400

حالا که من رسیده‌ام اینجا، همین پیشِ پایِ نزدیکترین معبدِ بوسه‌هایِ تو..
حالا که من دستم از آسمان به بال و از پرندگی به دست‌های تو پریده است..
حالا که من غریبگی را در شمایلِ چشم‌های تو، به حُسن آشنایی پَس‌ زده‌ام..
حالا که من هزار پوسته انداخته‌ام و از انهدام خود، به سمتِ ادارک جهان، دوباره برخاسته‌ام..
حالا که من رد کرده‌ام صدگور وُ صدسنگ وُ صد مویه از مزارِ خویش، به آغوش تو پر کشیده‌ام..
حالا که من نیم‌نبض، نیم‌رگ، نیم‌جدا مانده از تو، گره خورده‌ام، به یک‌ تا شدن..
به همین وقت و همین لحظه‌ی پرشتابِ بی‌درنگ
به همین گاهنامه‌ی اکنون که ... دیدن ادامه ›› جنونم در شفاعت‌تو..
به همین قلبِ آزرده از دوری و پریشانی..
به همین زخمِ ناسور و خرابِ دلتنگی..
مرا چه واگذاشته‌ای به‌چشم‌براهیِ ناممکن این راه و دیوار..
به خوابی که از چشمم نمی‌گذرد، به شیهه‌ی شبی که مدام ماه را به برکه می‌خواند و نمی‌آید..
به هرباره در زادروزِ بهشتی‌ترین روزِ عشق..
انتظار گمشده‌ام در پیچاپیچ این گذر خسته..
سراغت را نمی‌بیند‌، بویت را نمی‌بوید..

من چشم گشوده‌ام، که به دیدار تو بازگردم به راه..
چشم گشوده‌ام، در چشم تو باز بینم روزگار..
بال گشوده‌ام، در من ترانه‌ی هزار کلمه‌ی ناخوانده‌ی رهایی باشی..
صبرکرده‌ام صدروزه و هزارروزه و هزارساله، که تو جانِ دلم باشی..

و حالا در این وقفه‌ی گذران و هیاهوی جهان که صدا به صدا نمی‌رسد، که آدم به آدم خو نمی‌گیرد،
من دچارشدن را در انعکاس خنده‌های تو بارها دیده‌ام..
و از سفری از کوره‌راه‌ها و بیراهه‌ها، از هجرتِ غارها و کشتزارها،
از آن قرنی که در چشم لیلا، تو را می‌خواستم ، یا در تنم، با زخمِ زلیخا، می‌ساختم
از آن شورش آغاز زمین، از فهمِ ناممکنِ زمان
«تو را در سینه داشتم» ...
که به شوق بوسه بر برکه‌ات، «نیلوفرشدن را برداشتم»..
.
نیلوفر ثانی
تولدتون مبارک عزیزم... ♥️😍
۱۵ اردیبهشت
تولدت مبارک نیلوفرجان، دلتنگتم🌱
۵ روز پیش، پنجشنبه
رومینا خلج هدایتى
تولدت مبارک نیلوفرجان، دلتنگتم🌱
جانم ممنونم رومینای عزیزم ، قربونت منم خیلی دوست قشنگم .. خیلی ... یاد سالها پیش این موقع جشنواره بین المللی فیلم بود و کلی با هم در ارتباط و تبادل بودیم... امیدوارم بزودی باز دیدارها تازه بشه عزیزم
۴ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط یک سوال دیگر را که جواب بدهی دیگر تمام میکنم. دو نهال هم سن و سال در باغی کاشته میشود. یکی از آنها در خاک خوب و نقطه آفتابگیر است و آب هم فراوان می خورد. دیگری در خاک بد و گوشه ای تنگ و تاریک. کدام بهتر رشد می کند و کدام میوه بیشتری می دهد؟

- معلوم است آن که شرایط مناسب تری دارد.

اسپینوزا نهال اول را آزاد می خواند. این نهال آزادی کامل دارد تواناییهای ذاتی خود را بروز بدهد. و اگر فرضا درخت سیب باشد توانایی هلو دادن یا آلو دادن ندارد. این امر در مورد آدمها نیز صدق می کند. اوضاع و احوال سیاسی، برای مثال، می تواند جلوی رشد و پرورش شخصی ما را بگیرد. مقتضیات برونی می توانند ما را از پیشرفت باز دارند.

📗 #دنیای_سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر
یادداشت درباره کتاب "تخم شر" نوشته "بلقیس سلیمانی"
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو
چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1400.02.09

"بلقیس سلیمانی" نویسنده ای است که برای طراحی مضمون داستانهایش، سراغ ماجراهای عجیب وغریب نمیرود. او به گونه ای جغرافیای محل زندگی خود را نشان میدهد که نتوان از وسوسه ی شناخت آن خاک و داستانهایش دست شست. زبانش خواننده را میخکوب میکند برای شنیدنِ قصه هایی که غیرقابل باور روایت نشده بلکه راوی،آنقدرها مسلط به حوادث است که میتواند در بستر یک موضوع اصلی، داستانهای فرعی بیشتری بگوید، به اصلیت ماجرا شاخ و برگ دهد، از آداب و رسوم یک روستا حرف بزند و در نهایت، مخاطب را با خودش ببرد به مهدِ کلمه و جهانِ قصه. این ویژگیِ قصه گویی، همان مهره ماری است که اگر نصیب یک نویسنده شود، میتواند طیف گسترده ای از خواننده ها را جذب کند و از قلمش ماندگاری بسازد.
درواقع برگ برنده بلقیس سلیمانی، علاوه بر تسلط او بر عناصر داستان، دست گذاشتن روی ماجراهایی است که ریشه در فرهنگ زادگاهش دارد. او این ماجراها را در تلفیق با تخیلات خود به گونه ای پروانده که در فرم و محتوا، عطر تجربه های زیسته خودش پراکنده شود و آثار قابل دفاعی را به بازار نشر عرضه دهد؛ داستانهای او با احتمال زیاد در ... دیدن ادامه ›› جذب حس همذات پنداری و همراهی مخاطب، معرفی میشوند؛ حسی که جای خالیش را در سالهای اخیر بین بسیاری از داستانهای تازه به بازار آمده، میتوان مشاهده کرد. سلیمانی، از جهانی میگوید که مختصاتش برای خواننده ایرانی، غریبه نیست. اقلیم و فرهنگ به عنوان دو ویژگی مهم در چیدمان قصه های او نقش بهسزایی دارد و داستان، لابهلای همان باورهای مردم روستا جلو میرود و خودش را واضح تر میکند.
"تخم شر" آخرین کتاب خانم نویسنده، درباره دختری از گوران است که از دیوار راست هم بالا می رود و به خاطر ته تغاری بودنش محبوب پدر سنتی خانواده است و از گزند برادرانش در امان مانده. محور کتاب، عشقی است که این دختر به آن دچار میشود. این کتاب، حجیم ترین اثر بلقیس سلیمانی است که در آن، بار اصلی به دوش حوادث گذاشته شده.در این میان شخصیتهای متعددی طراحی کرده آنهم به گونه ای که تعدد آدمهای قصه، منجر به ابهام ماجرا نشود. نگاه فلسفی نهفته در بطن کتاب با دیالوگهای همین شخصیتها بیشتر به چشم می آید. نگاهی که از بطن سرگذشت آدمهای این قصه آمده و سوال فلسفیِ "بودن" را بارها با کیفیتهای مختلف، زیر و رو میکند.
نویسنده، دالانهایی از قصه ساخته و از یک رویداد به رویداد میپرد تا قصه جلو برود. ادارۀ این میزان قصه و ناخدایی کشتی که بارِ "قصه" دارد و رساندنِ صحیح و سلامتِ آن به ساحل، کاری است که از یک نویسنده مسلط همچون سلیمانی برمی آید.
پذیرشِ این میزان توالی رویداد در تخم شر، شاید در بین مخاطب کم حوصله ترِ این سالهای بازار نشر ایران، کمی سخت به نظر بیاید؛ مخاطبی که داستانهای کوتاه و عاری از فلسفه را بیشتر می پسندد و طالبِ لقمه های حاضر و آماده ای است که جستجوگری غلیظی برای فهم نخواهد. آنچه سلیمانی در کتابهایش دارد، دعوت مخاطب به مسیر تازهای از درک مسائل فلسفی در بستر یک محیط داستانی است. مسیری که با زبانی ساده و روان، سعی دارد سلیقه مخاطب را بالاتر بکشد، چشم او را به روی مسائل تازه تری باز کرده و وادارش کند که سوالاتی اساسی درباره ماهیت جهان هستی از خود بپرسد. این پرسشگری همان نقطه ای است که رسالت داستان را پررنگتر میکند؛ نقطه ای که نویسنده به قیمت ِفروش بالاتر، دست به انتخاب ایده هایی نزدیک به ذائقه عامه مردم نمیزند و تسلیم سطحی نگری در نوشتن نمیشود بلکه در مسیر خود قدم برمیدارد و به سراغ قصه هایی میرود که حقیقتِ حضورشان در جامعه محرز است و شاید به واسط دشواری در پرداخت به آنها به دلیل سادگی بیش از حدشان، کمتر مورد توجه بوده. از این جهت، دغدغه بلقیس سلیمانی در آفرینش داستانهایی با اسکلت محکم و مفاهیمی متکی بر جهان بینی، قابل ستایش است. اسکلتی که در عین سادگی، سرشار از هوش و مواجهه های دراماتیک است؛ رویدادهای اجتماعی از چشم او پنهان نمانده و به نوعی در سایه پیرنگی قوی و لابه لای دیالوگهایی درخشان به مسائل سیاسی و عقاید فرهنگی نگاه می اندازد.
نویسنده در "تخم شر" به سراغ زنان مختلف رفته؛ زن شاغل، زن خانه دار، زنانی ساده با سرگذشت هایی جالب، زنانی مدرن با آیندهای پر حادثه همگی در محوریت حادثه، دیوار علت و معلولی قصه را کامل کرده اند. نویسنده، اندیشۀ هریک از این زنها را جدی گرفته و سهمی برای نمایش شخصیت خاکستری به آنها داده؛ تصویری که دم دستی و سطحی نیست و از زاویه ای تازه تر به بیان مفهوم رنج پرداخته. او از زنان روستانشین که در کتابهای جدیدِ ادبیاتِ این روزهای ایران پرداخت کمتری بهشان شده، داستانهایی بیرون میکشد که ناب و تازه است؛ داستانهایی که شروعشان فرصت کشف و شهودِ یک ماجرا را به ذهن خواننده میدهند و پایانشان حتما تاثیری در نگاه مخاطب دارد. این باور، مدیونِ جنس نگاهی است که بلقیس سلیمانی به انسان دارد؛ نگاهی که اصالت را در صرفا در جغرافیای زندگی نمی بیند بلکه آن را به انسانی نسبت میدهد که حضورش در یک جغرافیا میتوانند مرکزِ خلقِ داستان شود.
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۲۰ #سعید_فلاحی



(۱۰۰)

ردّ بوسه‌هایت
بر لب‌هایم ماسیده‌ست
سهمگین وُ،
--کشنده!
...
برایم،
فاتحه‌ای بخوان وُ،
آغوش بگشا
تا لاَشه‌ی مهجورم را
در بهشتِ 'سینه‌ات'
... دیدن ادامه ›› --دفن کنم!

ــــــــــــــــــــــــــــ
(۱۰۱)
دیوار‌های اتاق،
خسته از پنجره‌های کاذب!
*
به ظهور دستی رهایی بخش
نشسته‌ام،
تا،،،
به تلنگری بگشاید پنجره را
شاید؛
هوایی تازه کند'
--اتاق غمباد کرده‌ام!


ــــــــــــــــــــــــــــ

(۱۰۲)
گاه،،،
یک لبخند ساده،
یا گلی سرخ،،،
چکمه‌های جنگ را
گم می‌کند!..
***
مگر به "معجزه‌ی عشق"؛
ایمان ندارید؟!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#کتاب_اعجاز_عشق
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پر از سکوت مدام و پر از بهانه ی تو
دوباره خسته رسیدم به درب خانه ی تو

بهانه می کند اینجا سرم خیال تو را
که عاشقانه بماند فقط به شانه ی تو

هزار راه نرفته ! هزار بغض بلند
چرا نمی دهد اینجا کسی نشانه ی تو

به درد آمده حسی ، درست توی سرم
نه تب ! نه شعله ! نه آتش! فقط زبانه ی تو

چه فال تازه بگیری ، چه حکم تازه کنی
عوض نمی شود اینجا ، غم شبانه ی تو

بگو چه می شود آخر ، نصیب چشم ترم
منی که خسته رسیدم به درب خانه ی تو...

#سعیدحاجتمند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» منتشر شد | عکس هم‌زمان با اسکار انیمیشن «روح»کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» منتشر شد
هم‌زمان با اسکاری که نصیب انیمیشن «روح»، آخرین ساخته‌ی کمپانی پیکسار شد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار» با ترجمه‌ی صوفیا نصرالهی چاپ و در بازار کتاب پخش شد.به گزارش روابط‌عمومی این رویداد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار»، نوشته‌ی «دن موشوویتز» توسط نشر چتر فیروزه به چاپ رسید و راهی بازار کتاب شد. این اثر سینمایی را صوفیا نصرالهی به زبان فارسی برگردانده است.دن موشوویتز، استاد دانشگاه و صوفیا نصرالهی، ...
دیدن ادامه ››

هم‌زمان با اسکاری که نصیب انیمیشن «روح»، آخرین ساخته‌ی کمپانی پیکسار شد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار» با ترجمه‌ی صوفیا نصرالهی چاپ و در بازار کتاب پخش شد.

به گزارش روابط‌عمومی این رویداد،کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار: قوانینی برای روایت بر مبنای بهترین فیلم‌های پیکسار»، نوشته‌ی «دن موشوویتز» توسط نشر چتر فیروزه به چاپ رسید و راهی بازار کتاب شد. این اثر سینمایی را صوفیا نصرالهی به زبان فارسی برگردانده است.

دن موشوویتز، استاد دانشگاه و صوفیا نصرالهی، منتقد و روزنامه‌نگار سینمایی است که با انتشار چند کتاب سینمایی به عنوان مترجم وارد عرصه‌ی ترجمه شده است.

«قصه‌گویی به روش پیکسار»، یازده فصل دارد و در هر فصل، نویسنده یکی از ترفندهای پیکسار را برای جذاب‌ترکردن فیلم‌نامه‌ها با ذکر مثال‌هایی از انیمیشن‌های پیکسار توضیح داده. حسن ختام هر فصل‌ها نیز با کارکرد آن ترفند در انیمیشن «درون و بیرون» (Inside out) تمام شده است.

این کتاب با فصل انتخاب ایده آغاز می‌شود و توضیح می‌دهد چطور فیلم‌نامه‌نویس یا نویسنده باید ایده‌اش را انتخاب بکند و چه ایده‌هایی قدرت گسترش‌یافتن در طول داستان را دارند. شخصیت‌پردازی، درام و تعارض، ساختار در فیلم‌نامه‌های پیکسار، شخصیت‌های شریر، درون‌مایه و پایان‌بندی‌ از جمله دیگر فصل‌های کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» هستند.

دن موشوویتز در مقدمه‌ی کتاب، پیکسار را نماینده‌ی استودیوهای سینمایی می‌داند که صاحب یک صدای متمایز شدند. او می‌گوید:«علی‌رغم این‌که با هر فیلم پیکسار به جهان‌هایی کاملاً متفاوت و متنوع برده می‌شویم، شیوه‌ی قصه‌گویی پیکسار ثابت می‌ماند».

صوفیا نصرالهی مترجم کتاب، سال‌هاست در حوزه‌ی نقد سینما فعالیت دارد و دبیر بخش فرهنگ و هنر روزنامه‌ها و مجله‌های سینمایی متعددی بوده است.

نصرالهی نیز درباره‌ی کتاب تازه خود می‌گوید:«دن موشوویتز آن‌قدر روان و واضح،گام‌به‌گام با ارجاع به انیمیشن‌های محبوب پیکسار شیوه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی آن‌ها را توضیح داده که باعث می‌شود این کتاب نه فقط برای فیلم‌نامه‌نویسان یا تحلیل‌گران سینما،که برای داستان‌نویسان یا هر کسی که می‌خواهد قصه‌ای بنویسد،کاربردی و جذاب باشد.»

گفتنی است از صوفیا نصرالهی پیش از این در همین انتشارات کتاب «کارگاه پیشرفته‌ی فیلم‌سازی با فیلم‌سازان» بزرگ منتشر شده بود. همچنین او کتاب «فیل آقای شعبده‌باز» را با انتشارات شهر قلم در حوزه‌ی کودک و کتاب «چرا شکست‌ می‌خورید؟» را با انتشارات کارآفرین اتاق بازرگانی در حوزه‌ی اقتصاد ترجمه کرده است.

کتاب «قصه‌گویی به روش پیکسار» در ۱۳۰ صفحه توسط انتشارات چتر فیروزه چاپ شده و توزیع شده است.

نیلوفر ثانی و محمد کارآمد این را خواندند
محمد مجللی و رومینا خلج هدایتى این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گاهی میان ماندن و رفتن ، باید به مردن هم نگاهی کرد
بین تمام کارهای خوب ، بد نیست گاهی اشتباهی کرد

آدم به جرم خوردن سیب از چشم بهشت افتاد و بیرون شد
حالا که تو از باقی نسل آدم شدی باید گناهی کرد

یک روز هم از روی ناچاری ، دل می کنی از هرچه می خواهی
با دست خود تنها عزیزت را ، با خون دل باید که راهی کرد

این رسم دنیای سیاه ماست ، بازیچه دست خدا هستیم
گفت اختیار زندگی داری، با وحشت از هر آنچه خواهی ... دیدن ادامه ›› کرد!

هر کوره راهی را که می رفتم ، ختمش به خیر من نمی افتاد
میخواستم بر قله ها باشم ، هر قله را در عمق چاهی کرد

این زندگی بسیار کوتاه است ، آنقدر که باور نخواهی کرد
در زندگی کردن به هر قیمت ، باید به مردن هم نگاهی کرد
#سعیدحاجتمند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

یکی از شگفت انگیزترین اشعار حافظ ؛ این شعر در حالی که عاشقانه ای و شاید عارفانه ای ناب است و درحالی که غزل تر از آن کمتر غزلیست ، شعریست به غایت حماسی با اغراقهایی شگفت انگیز و شوری وصف نشدنی ...
یک بار دیگر این شعر را بخوانید و حماسی بخوانید و حظ و ... دیدن ادامه ›› کیف کنید ...

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

سپهر، امپرسیونیست و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چون دلقکانِ شهر پیِ لوت و لقمه‌ای
روزی هزار بار در آن جامه‌ها شدن،
همراه دزد و جانی و جن‌گیر و‌ فال‌بین
رسوایِ خاص و عام به هنگامه‌ها شدن
چون نقش‌های الفیه شَلفیّه در قرون
اسطورهٔ وقاحت، در چامه‌ها شدن،
در عرصهٔ قیامت و هنگامهٔ حساب
در زمرهٔ گروهِ سیه‌نامه‌ها شدن،
آسان‌تر است، این همه، ای دوست! نزدِ من
تا زینتُ‌المجالسِ خودکامه‌ها شدن


#محمدرضا_شفیعی_کدکنی