تیوال شعر و ادبیات
T30:05:06:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ماجرای من و تو
حکایت آتش و آب است
کسی نمی داند
به هم که می رسند
ناله می کنند یا فریاد شوق
آنچه مسلّم است
یکی می میرد
و دیگری به آسمان می رود
وقتی دوباره می باری
مرا به یاد بیار
همان که با سقوطش صعود کردی.
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگمردان
در بندِ نامردمان
به اَبَرمردان تبدیل می شوند
چنانکه دانه های انگور
در زندانِ خُم
به شراب.
۲ روز پیش، چهارشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نکته اصلی در میدان دید تازه نیما ، حذف متکلم وحده است . یعنی آن دانای کل که راوی ست کنار می رود و جای آن را "ابژه " و پرسوناهای شعری می گیرد . شعر سپید که شاملو میراث پررنگی از آن بنا گذاشت ، تنها یک وسیله بیان است که در تکامل شعر کلاسیک و شعر نیمایی ست . ولی متاسفانه آن نظام فکری که نیما بنیان گذاشت ، کمتر درک شده . ما هنوز در گیر من متکلم وحده در شعر هستیم . در شاعران جدیدهم این مسئله به چشم می خورد . بن بست و بحران شعر امروز ما از این گرفتاری ریشه می گیرد . البته به لحاظ اجتماعی این موضوع ریشه استبدادی دارد که زنده یاد مختاری در کتاب " انسان در شعر معاصر " به آن پرداخته است. اما ، باید توجه کنیم که نیما در جامعه استبدادی هشتاد سال پیش این نظام فکری را پایه ریزی کرد .
اشعار مرغ آمین ، مانلی ، همسایگان آتش ، ققنوس و.. از جمله اشعار درخشان برای حذف ... دیدن ادامه » متکلم وحده در شعر نیماست .
اشعار مرگ ناصری و زمین در شعر شاملو این ویژگی را نیز داراست .
اشعار قصه شهر سنگستان و آن گاه پس از تندر از اخوان هم حذف متکلم وحده را در بر دارد .
اما ، متاسفانه این اشعار در شاعران پس از نیما کم دیده می شود .
شعر امروز ما اگر می خواهد راه به جایی ببرد و از بحران بیرون بیاید باید نظام فکری نیما را که همان میدان دید تازه و حذف متکلم وحده است را درک کند و به کار بگیرد .
توصیه من به دوستان عزیز علاقه مند این است که کتاب " بوطیقای شعر نو - نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج " نوشته شاپور جورکش و از انتشارات ققنوس ، را بخوانند و اگر خوانده اند ، دیگر باره و با دقت و تعمق فراوان بخوانند .
۳ روز پیش، سه‌شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جا دارد یادی کنیم
از پائیز
از گوشه پنجره فصلی
که در آنیم
(بهار خجسته باد)
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرندگان به زمین
جرقه میزنند
و کپه های کاه
آتش رقصانشان را
به هواخواهی گرد و خاک ابر انفجارهای کهکشانی
خفه میکنند
حقایق طبقه بندی شده ی زیباییهایت
بایگانی شده اند
و چتر مست ابر
جاده را
شلاق میزند
خبر، کوتاه بود
"جاده از شرم، عرق کرده است"
۵ روز پیش، يكشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
آقا سلام.
سال نو مبـارک*
۴ روز پیش، دوشنبه
قربان شما سال نو شما هم خوش
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای خسبیده در کنارم برخیز
چشم عاشقان ببین و برخیز
تو سبوی دلم باش و پی بهانه
تا جهان ریزد از عشق تو برخیز
دلها از عشق تو ناله می کند
سرها از بهر تو دیوانه می شود
جان ها در عذاب رویت انگار
شب را به روز میخانه می کنند
دارم از عشق تو نهالی در دل
زین پس تو می شوی نگاری در دل
تا آمدنت جان فشانم ای دوست
گریه ها گلایه کنم ای دوست
رخت می بندم از چشمانت نگارا
قلب حزینم تماشا کند ای دوست....ترنج
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من ساز میزنم پس هستم.
۶ روز پیش، شنبه
ابرشیر ، زهره عمران ، فرشید عباسی و یوسف حبیبی سوها این را امتیاز داده‌اند
هانیه عزیز امیدوارم تجربه های هنری و فرهنگی ات را از طریق تیوال با ما قسمت کنی
۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گل شاداب وجود تو
در هیچ گلستانی
یافت نمی شود
من هم آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
۶ روز پیش، شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بختک عشق تو
گلویم را
سخت
فشرد
۶ روز پیش، شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ای وای بر ابری که عاشق شد
امسال را چون سال باران کرد
چشمان شهری پر تلاطم را
با بوس هایش زار و گریان کرد
من هم نوای باد و بارانم
لیلای مجنون تر ز طوفانم
همچون بهاری در دلم اما
هم مسلک فصل زمستانم
۰۴ فروردين
فرشید عباسی ، محسن ، مرتضی کلانی و امیر هوشنگ صدری این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گیسوان تو، سر دراز دارد
از سر تو
تا دل من !

ن.آفتاب
31 مرداد 95
۰۴ فروردين
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای وای بر ابری که عاشق شد
امسال را چون سال باران کرد
۰۳ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با الهام از شعر پرنده من بوکوفسکی


پرنده ای در سینه دارم
به او آب و دانه می دهم
تا بماند .

می خواهد برود .
می گویم :
پرنده جان ،
صبر کن شعرم را بنویسم
بعد برو .
هر وقت می رود
دیگر نمی توانم شعر بنویسم .
آمدن ... دیدن ادامه » او ،
مرا ذوق زده می کند ،
و دوباره شعرم را می نویسم .

#مرتضی_کلانی
دوم فروردین 1396
۰۲ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروردین
ای ماه نو
مقدمت مبارک .

#مرتضی کلانی
اول فروردین 1396
۰۱ فروردين
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو.... بهار....

از دشت ها گذشت نسیم و تو را چشید
عطر تو را گرفت و به گلبرگ ها دمید
از برکت حضور تو هر روز، روز نوست
فصل بهارم از گل خنده ات رسید
این آفتاب صبح بهاری از آن توست
از مشرق نگاه فروزنده ات رسید
رنگین کمان، طرح لبت موقع سلام
هر گل شکفته شد که دمی چهره تو دید
از شوق تو سخن برآورده چلچله
در چشمه سار و رود طنین تو می تپید
آری به یمن آمدن توست این بهار
تقویم در تمام ورق ها تو را کشید
*سال نو مبارک *
فصل بهار، از گل خنده ات رسید.... به نظر تایپ تکه ای از این مصرع جا مانده...منتظرم تا جمله کامل را دوباره بخونم.
ممنونم از خانم شیوا*
۳۰ اسفند
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
...................
این وزن ابیات شماست...اگر چند بار مقایسه کنید می بینید هنوز به این وزن نرسیده.
مثلا:
فصل بهار، از گل خنده ی تو رسید.
درود درود*
۴ روز پیش، دوشنبه
با سلام و درود فراوان
فکر میکنم
فصل بهار من ز گل خنده ات رسید
مشکل وزنی رو حل کنه
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادت هست تا تاریخ دوست داشتن ات گذشت
ردپایی نماند از من
و تو توانستی یکبار دیگر بمیری
و من بارها زنده ماند ه ام
بارها نفس کشیده ام
از عشقی که اکسیر من شد
ردپایی یک قلب کهنه و خسته
فقط در تکرار روزگار کور تو دیده می شود
بی آنکه خود بدانی...ترنج
زهره عمران ، فرشید عباسی ، امیر هوشنگ صدری و لیلا عبدی این را امتیاز داده‌اند
بسیار عالی
انشالله همیشه شاد وسلامت باشید
۲۹ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ناگهان از دور نوری بر فانوس دلم پاشید
عشق آمده بود
دست در دست بهار
آشتی طلب میکرد
لبخند هدیه می داد......


حال همتون خوش
دلتون عشق آلود
چشمتون روشن به رسیدن بهار
پیشاپیش عید همتون مبارک دوستان
درود بر شما پیشاپیش سال نو بر شما مبارک باد .
۲۸ اسفند
جناب صدری و جناب کلانی بزرگوار، تشکر از لطفتون سال نو شما هم مبارک باشه انشالله، سرشار از شادی و سلامتی
۲۹ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روزنه ای به سوی من بگشا
تا از آن رویش گل ها را ببینم .
بهار را با نسیمش ،
شکوفه را با رقصش ،
چلچله را با آوازش ،
و
رود را با خروشش .
تو از زمستان گذر کردی
اما ، به بهار نرسیدی .
بگذار من بهار را تماشا کنم .
روزنه ای باش ،
تا از آن به بهار برسم .
بهار دل من ،
دیر زمانی ست
که ... دیدن ادامه » به سفر رفته است .
می خواهم ،
وقتی او می آید
بیدار باشم .
می فهمی ؟
بیدار بیدار
تا مبادا او بگریزد .
او اگر برود
دیگر هرگز نخواهد آمد .
تو روزنه را نگه دار
تا من از زمستانی که مرا سخت در بر گرفته ، بگذرم .
من به بهار نیاز دارم .
دل من ،
او را می خواهد .
برای همین ،
من بیدار می مانم ،
تا بیاید .

#مرتضی کلانی
28 اسفند 1395
زهره عمران ، امیر هوشنگ صدری و فرشید عباسی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*سلام بر دوستان تیوالی*

باز تـو خونه نشستی تـک و تنها دیـوونه*****داره مـی میره کـبوتر بدون آب و دونـه

پاشو هی غصه نخور وقت خداحافظی نیست*****مگه نشنیدی میگن خوبی ها باقی می مونه

می دونم دنیا به این راحتی پایین نمی یاد*****تـو بـیا از خـر شیطـون بـلای زمـونه

آخر قـصه مـن عاقبت قـصه تـوست*****تهش هم عقل تو رو ضد دلت می شورونه

بـرو از پنجره بیرون نگاه کـن می بینی*****بدی ها کوله رو بستن که برن دونه دونه

نمیشه شک نکنی حوصله ها خسته بشن*****نمیشه دل بکنی از در و دیوار خونه

بـیا و نیتی کن قولی بده کـاری بکن*****بریم از این سر دنیا تو یه فرصت شبونه

باید ... دیدن ادامه » آدم بتونه تا سر حرفش بمونه*****کی می تونه بگه که تا ته خطش می تونه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزگاری آمد
که پرچم سفید صلح را
سرخ کردند
از خون کبوتران آزاد
تا کورسوهای انسانیت را نیز
در ظلماتی قیرگون
در چاه دیوان مردم خوار
با بندهای گران شقاوت
به صلابه کشند
و آبی آسمان را
جولانگاه سیاهی کرکسان کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید