تیوال شعر و ادبیات
T1 : 05:08:19
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چه کرده ای مگر
که از همان ابتدا
به دارت می کشند؟!
ای مست شورشی
ای تاک!
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمان تو آسمان و گیسوی تو ابر
در پیش بلندای تو خَم قامت صبر
صبر آهوی زخمی و غم عشق تو ببر
دیریست که شد جنازۀ صبر به قبر

http://20up.ir/images/70660090725551407027.jpg
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اگر فکر می کنی
اتفاقها تمام می شوند
و خاطرات
به پایان می رسند
اشتباه می کنی
هیچ اتفاقی
تمام نمی شود
تکه ای از تو می شکند
و همانجا می ماند
در کنار کسی که از دست می دهی
روی تصویر غم انگیز روزنامه
لابلای اخبار دردناکی که می شنوی
و هیچ وقت باور نمی کنی...
۲ روز پیش، سه‌شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تاخیر مکن تا به دلم دیر نگشته
این دل زغم کهنه ی تو سیر نگشته

تاخیر مکن گر چه که این عاشق سرسخت
یک لحظه زبی داد تو دلگیر نگشته

تاخیر مکن ای که به گیسوی بلندت
این عاشق دیوانه به زنجیر نگشته

کم ناز کن و باز بیا ای نفس من
در فرصت باقی که دلم پیر نگشته

امروز من و دل به تو محتاج ترینیم
بازآ که هنوزم سفرت دیر نگشته
... دیدن ادامه »
بازآ که به سنگینی بار غم عشقت
این عاشق بیچاره زمین گیر نگشته

فردا که بداند تن رنجور من مست
در خاک کجا و به چه تسخیر نگشته؟
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای چشم به دنبال دلم اشک روان باش
اندر پی آن دلبر بی نام و نشان باش

راهی است ره عشق به اندازه ی یک عمر
هم منتظر حادثه هم زخم زبان باش

ای چشم مبادا که شبی سیر بخوابی
شب تا به سحر در غم عشقش نگران باش

هر چهره ندارد به خدا ارزش دیدن
پوشیده ز روی هوس انگیز بدان باش

ای چشم در آن لحظه ی بی داد سکوتم
فریاد کن و نعره زنان جای دهان باش
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"اشاره به قهرمانان شاهنامه در دیوان حافظ "

... اسامی قهر مانان شاهنامه که در دیوان حافظ آمده ، حاکی از توجه او به حماسه فردوسی است . نگاه حافظ به فردوسی ،بر می گردد به
"هویت ملی " ما و در بعد گسترده تر " هویت انسانی " نوع بشر .
" اگر خوب در شاهنامه فردوسی غور کنیم و دقت لازم را به خرج دهیم ،
می بینیم که ... چیزی جز نشان دادن خصوصیات مشترک انسانی ، آن
هم در نوع عالی خویش یعنی "تاثیر عشق " نیست ...." ( 1)
حافظ نیز به مانند فردوسی ، تاثیر عشق را در اشعار خود آورده است .
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
به کی خسرو و جم فرستد پیام
بده تا بگویم به آواز نی
که جمشید کی بود و کاووس کی

به من ده که سلطان دل بوده ام
کنون دورم از وی که آلوده ام

که ... دیدن ادامه » حافظ چو مستانه سازد سرود
ز چرخش دهد رود زهره درود

(1)_ نقل از کتاب " از نگاه ایرانی - عشق و زندگی در شاهنامه فردوسی "
#مرتضی_کلانی

mortezakalani1335@
۳ روز پیش، دوشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک در
تا حقیقت
همیشه بسته می ماند
روزی که باز شود
ما دیگر اینجا نخواهیم بود.
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دندانها همه سالم بودند
و قنداق تفنگ
بیرمق
سکسکه های احتزار را
پیاله میزد"

رباعیها پایان قصه را رقصیدند
و سرم
بر بدنی غریب
مرا ترک کر...

"رستم بود
که های! کجاست اکوانِ دیوِ دره یِ شقایق؟
و شقایق بود که کاسبرگهایش را برای پاییز
به دیوار
گره ... دیدن ادامه » میزد"

دود سیگار
آسمان را میرقصاند
و زمین
عطسه میکرد
۴ روز پیش، یکشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صد باغچه گُل نشسته در چشمانت
صد خمرۀ مُل نشسته در چشمانت
آنقدر به غارتند ظالم گویا
صد فوج مغول نشسته در چشمانت
۶ روز پیش، جمعه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
درود وحید جان
عاشقانه هایت مرا می برد.........
۶ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بیدارم و تورا خواب می بینم
دشتی از بلور
خاطره ات را
در آعوش می فشرد
۶ روز پیش، جمعه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز و شب من
با خورشید رابطه ای ندارد
چشمانت را که باز می کنی
طلوع می شود
چشمانت را که می بندی
غروب
حتی اگر صلات ظهر باشد.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
درود و احسنت حتا اگر صلات ظهر باشد
۲۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گُل بود ولی روی به هیزم کردیم
در محضر آب ها تیمّم کردیم
در مسجد و دیر و در هزاران معبد
ای نور نجاتِ ما، تو را گم کردیم
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی که نحوست از زمان می بارد
چون برگ پیاپی خزان می بارد
دیروز زمین دهان گشود از دوزخ
گویی که بلا به این جهان می بارد

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1396/8/22/596024_328.jpg
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#تسلیت به مردم ایران و استان کرمانشاه
برای زلزله ی یک شنبه شب ،
۲۱ آبان ۹۶

زمین لرزید ،
دل من هم لرزید .
آه ،
چه نفس هایی که دیگر با ما نیستند .
هم وطن ،
هم نفس ،
من مرگ تو را باور نمی کنم .

کرمانشاه ، سرپل ذهاب ، ازگله ، قصر شیرین .....
همه ی ما ، ایرانیان
با شماییم .
شما ... دیدن ادامه » ، می مانید
جاوید ،
می مانید .

#مرتضی_کلانی

mortezakalani1335@
عباس الهی ، نیلوفر ثانی و قاصدک این را امتیاز داده‌اند
درود بر تعهد همیشگی شما مرتضی خان کلانی نازنین
۲۳ آبان
درود و سپاس از لطف شما ، دوست گرامی .
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد دوست‌داشتنی‌ترین مردمی که چندین سال عاشقانه در کنارشان زیستم و آموختم ...

چشمان محزونِ سرپلِ ذهابِ جدایی و قصرِ اندوهِ شیرین نظاره‌گر لالایی‌های‌ سوزناک مادرانی است که کودکان‌شان را به خاک سرد سپرده‌اند. کودکانی سرد و خاموش گه جدا از آغوش مادر، با لالایی فرشتگان به خواب ابدی رفته‌اند. وای از دستان تاول زده پدرانِ صبورِ باختران. همان‌ها که روی صورت‌هایشان فرود آمده‌اند. بغض‌شان تمام حیثیت مردانه‌ام را مکدر می‌کند. همچو خاک گورستان سرزمین مادری‌ات که مویه می‌کند، گریه کن پدر که لحظات زهرآگینی است این ساعات. چَشمانِ یک ملت همدل با شما گریان است؛ اما فراموش فردا روز دیگری است و کرمانشاه باید به امید فردای دیگر زنده بماند.

من ناوم خه‌ونه
خه‌لکی ولاتی ئه‌فسوونم
باوکم شاخه و
دایکم ته‌مه
(...)
به‌ره‌به‌یانیکی زامدار
له شه‌فه‌قیکی که‌سکه‌وه
وه‌ک گزنگیکی خویناویی که‌وتمه خواری و
داگیرسام و بووم به مومیک
گر به مل و
بووم به پرسیک
ده‌م ... دیدن ادامه » به هاوار
(شیرکو بی‌کَس)


ترجمه:
اسم من خواب
از دیار افسون
پدرم قله و
مادرم مه
(...)
در بامدادی رنجور و زخم بر تن
از شفقی تار و تنگ
چون تیری خونین به زمین افتادم و
شلعه‌ور شدم و چون مومی روشن
آتش به گردن
شدم پرسشی
لب به فریاد
قبل از این فاجعه نوشته ای می خوندم در خصوص اینکه چقدر در جامعه ما "رنج بردن عادی شده" ...به قول معروف ککمان هم دیگه نمی گزه...با یه نگاه ساده یا نهایت دنبال کردن خبر و یا مسئولیت رو به گردن همدیگر انداختن به راحتی از کنار رنج آدمیان رد میشیم... و اگر کسی ... دیدن ادامه » حرف زد هی با رنجهای بزرگتر مقایسه اش می کنیم انگار می خوایم باری از رو دوشمون بر داریم...
رنج بزرگ...عذاب بزرگتر یه جورایی انگار خودش رو نشون داد....
اینکه طبیعت و دنیا قدرتش رو بهمون نمایش میده واقعا مسحور کنندس...اینکه ما با نادانی و نامردی و کم کاری و بی گذشتی باعث میشیم این قدرتنمایی بلا استثنا تو کشور ما به مصیبت و رنج ختم بشه دردناک و ناامیدکنندس
۲۳ آبان
متاسفانه همینی ست که گفتید نوبادی عزیز ... در شرایطی که جامعه درگیرِ سازگاری مخوفی با رنج و سختی ست و صدایش هم در نمی آید ، انگار دیگر هیچ بلایی نیست که بیش از دوروز واکنشی را بطلبد و فردا روز تمام میشود و بی تفاوتی از سر آغاز ...
مارا به مرگ عادت دادند تا ... دیدن ادامه » به تب راضی شویم ... از این دنیای مدرن ،آنچه نصیب ما شده است ، بی مسئولیتی ، سواستفاده و سلطه جویی ست که تنها سودش را عده ی بسیار قلیل ِنشاندار میبرند و باقی رنج و اندوه میخورند و آه بر میآورند ...
دور نیست تا بر سر همه ی ما شبی ، آواری سهمگین فروآید ... و آنچه بماند ویرانه هایی ست از یک تمدن و یک ریشه ای که گویا دیگر به افسانه ها پیوسته است ..

ادب و احترام به دوست خوبم پرنده بازالکاتراز
همدردیم و هم بعض ..
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
----------
برای فردا فکری کن
تمام هوس های من
به دیروز رسید و حسرت ها
به امروز
تو ، برای فردا
فکری کن

سید حسن ابوطالبی
( جاهد )
96/08/22
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از خاک تاکستان سرشتند
بی شک فرشتگان گِلت را
با چشمانی
این همه مست.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز این پل تشنه غرق بی صبری شد
دلمردگی نصف جهان جبری شد
زایندگی از رود خروشنده گریخت
تا آه کشیدم اصفهان ابری شد

http://media.mehrnews.com/old/Original/1393/05/22/IMG10420312.jpg
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
آیا یاری کننده ای هست که اصفهان را یاری کند؟!
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ نقاش نابغه ای
قادر نخواهد بود
تا صفحۀ هستی یک مرد را
رنگ زندگی بخشد
جز یک دختر
که از جان همان مرد برخاسته باشد
پس هر روز
روز توست
ای تصویرگر روزگارم
ای ادامۀ من.
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهت
وام دار کدام ترانه است
که عاشقانه هایش
مرا اینگونه به
آرامش روانه می کند
بوسه هایت
رد کدام جام اند
که مرا تا جنون
رها نمی کنند
سکوت تو
تمام کدام قصه است
برای من که ناتمام توام
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید