تیوال شعر و ادبیات
S3 : 01:35:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اگر آخر هر سیاهی شراری ست
اگر وصل پایان هر انتظاری ست
اگر بعد هر بیقراری قراری ست
کمی صبر آخر دل من، دل من!
که بعد از زمستان بهاری ست.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صد زمستان سهمگین را گذرانده اند
کنار هم
و صد بهار جوانه زده اند
با هم
و صد سال دیگر هم
و صد سال بعدش نیز
این دو باوفا
این دو یار
این دو درخت.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید این بهار
مرهمی شود
برای دردهای عیان و نهفته ما
شاید
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخم تلخ تو به رویم چه قدر شیرین است!
مزه ی دلهره ام مثل شکر شیرین است
زندگی بی تو در این گوشه ی دنیا
همچو قندی است که در اوج ضرر شیرین است!
تو سفر رفتی و هیچ از تو خبر نیست ولی
خبر رجعتت ای گل ز سفر شیرین است
خبر آمدنت در دل و جانم افتاد
تازه فهمیده ام از این که خبر شیرین است
ناز کن بهر من ای مایه ی طنازی و شوق
گذر عمر بدون تو مگر شیرین است؟
زندگی صحنه درگیری دل با عشق است
در ره وصل تو ای دوست ، خطر شیرین است!
قصه تلخی ایام به سر می آید
باده ی باور دنیای هنر شیرین است

بعد از گوشه دنیا بقیه اش تایپ نشده...
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد
هر چه موازی هست را مقطوع می خواند
لیزیک و لازک ، اعوجاج فکر را نَگرفت
تقطیع رگ ، با تیغ بُرّان چاره درد است
:))
سرِ همین شعرتون مجبور شدم کل نوشته های قبلتون رو هم همین الان یکجا بخونم
معرکه بود .. لحن و قلم با هم :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
روایت چرخان گاه گرداب است و پایین می برد و گاه چرخ باد و بالا
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
فرا و فرو ، فروعست
بر مدار دایره حیات به کَرات ، کُرات اغلاط ، طی کنیم
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساعت ها منجمد
گذری شاید،
بهاری باید
مترسک ها بر خانه
آدمی شاید،
مأمنی باید.
روح ها مصلوب
بوسه ای شاید،
پروازی باید.
تن ها به زنجیر
اغوشی شاید،
آفتابی باید.
خاموشی بر لب ها
فریادی شاید،
حرفی باید.
تردید ... دیدن ادامه » بی زوال
یقینی شاید،
طلوعی باید.

وِی_دا
از شاخ و برگ خشک
لبریز منم
بی روی تو این
زرد غم انگیز منم
آن شنبه ترین
بهار خورشید تویی
این جمعه ترین
غروب پاییز ...
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
*****
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تندباد دور می شود
آویخته از شاخه ای
تار پارۀ عنکبوت
پروانه ای آزاد
بر گلبرگی باران خورده
زندگی دوباره را
مزه مزه می کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه سبز
چه سرخ
تفاوتی ندارد
فاصله ...
همۀ رنگ ها را سیاه می کند
حتی سپید را.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در باغ دلم هوا شمالی بوده است
امسال اگر چه خشکسالی بوده است
می آید از آن هنوز شمیم گل عشق
انگار کسی در این حوالی بوده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بسمه تعالی

به مناسبت 22 اسفند _ روز بزرگداشت شهدا

سیمای شهدا در اشعار قیصر امین پور



قیصر امین پور از شاعران توانای قرن معاصر گشته است ایشان در قالب های محتلف شعری به ویژه غزل و دوبیتی آثار ادبی والایی را آفریده است همچنین ایشان یکی از مطرح ترین شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس گشته است در ذیل سیمای شهدا در اشعار شاعر بزرگ ِ فرهنگ شهادت یعنی قیصر امین پور را بررسی خواهیم کرد
راستی چرا
در رثای بی شمار عاشقان
_ که بی دریغ _
خون خویش را نثار عشق می کنند
از نثار یک دریغ هم
دریغ ... دیدن ادامه » می کنیم ؟
آری , یاد شهید و شهادت بایِست در قلب ما وجود داشته باشد . و زندگی روزمرّه که ما را از حقیقت ِ ایثار شهدا غافل کرده است , بایِست از بین رود . و سطحی نگری را کنار باید گذاشت . و در مقابل ایثار عظیم آنان , نبایست بی تفاوت گشت .
خوشا چون گل به فصلی , سرخ مردن
خوشا در فصل دیگر , زادنی سبز
آری , آرمان ِ زیستن الهی , عاشقانه جان دادن و شهادت در راه حضرت توحید گشته است . و در وراء این مُردن خون آلود , پاداش حضرت خداوند , بهشت جاودان ِ سبز خواهد گشت . و شهادت نه تنها پایان است , بلکه ابتدای حیات ِ بی کران سبز خواهد گشت .
شهیدی که بر خاک می خفت
سر انگشت در خون خود می زد و می نوشت
دو سه حرف بر سنگ :
" به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ ,
که بر جنگ ! "
آری , هدف شهدا از جهاد الهی , کشتار و منفعت دنیوی نخواهد گشت . و در قلب ایشان صلح همیشگی بشریّت , آرمان حقیقی گشته است .
با کفش های خستگی خود
از ره رسیده ایم
میراث باستانی ابراهیم
بر شانه های ماست
نمرودیان همیشه به کارند
...
اما
ما را از آزمایش آتش هراس نیست
همواره حکّام طاغوت بر جهان حکومت داشته اند .
اما شهدا همچون پیامبران الهی , از جان دادن و شهادت در راه الهی , به قلب خویشتن ترس راه نخواهند داد . و با یاد حضرت خلیل (ع) , در راه اهداف توحیدی خویشتن , جان را نثار آتش و خون خواهند کرد .
آری , شهدا همچون حضرت ابراهیم (ع) پناهی جُز حضرت خداوند نخواهند داشت . و حضرت توحید , آتش نمرودیان را بی اثر خواهد کرد و گلستان خواهد ساخت .
از چشم هر شهید
یک قطره اشک شوق بگیرید
_ یک قطره اشتیاق زیارت_
مُنتهای ِ خواسته ی شهدا , زیارت حضرت یزدان و سیمای رسولان الهی و ائمه اطهار (ع) خواهد بود . و آرزوی کشته شدن در راه حضرت توحید را با اشک طلب خواهند کرد .
قلبی از آینه , دلی از دریا
و گردنی بلند
از آبشار پاک تواضع
قلب نورانی و صاف شهدای توحید , نماد خشوع و فروتنی خواهد گشت . و اندیشه ی آنان نماد شجاعت و پایداری خواهد بود .
رهتوشۀ شهید همین بس :
یک جامه , یک کلام
تصویری از امام

شهدا نماد ساده زیستی و عشق پاک گشته اند .
در ادامه قیصر امین پور به شهداء دفاع مقدس اشاره کرده است :
آری , با یک اشاره ی امام و راهبر خویشتن , شهدا تصمیم راسخ را در راه جهاد الهی خواهند داشت . و شک و تردید را کنار خواهند گذاشت . و عشق امام خمینی را در قلب خویشتن خواهند داشت .
مپرس از دل خود " لاله ها چرا رفتند "
که بوی کافری از این سؤال می آید
آری شهدا ایثار بی کران کرده اند .
و برخی از مردم , ناسِپاسانه , آرمان آنها را از یاد بُرده اند و کار ایشان را بیهوده پنداشته اند . که این کفر و گناه بزرگی خواهد بود .
اگر چه نیت خوبی است زیستن اما
خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم
آری , شهدا نگاهی ماوراء و فوق طبیعی خواهند داشت و با شهادت در راه حضرت توحید در قرب الهی , حیات جاودان خواهند داشت .
مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم
آری , جامعه ای که راهبر دینی و امام خویشتن را تبعیّت نکرده باشد , در حقیقت , سرنوشت دنیوی و اخروی خویشتن را نادیده گرفته است و تباه کرده است .
آری خون شهید , احترام ویژه ای خواهد داشت و شهادت در راه حضرت توحید , سرنوشت جامعه را شکوفا خواهد کرد .
بیا ای دل از اینجا پر بگیریم
ره کاشانۀ دیگر بگیریم
بیا گم کردۀ دیرین خود را
سراغ از لالۀ پرپر بگیریم
شهادت , یک کوچ عاشقانه به سَرای آخرت خواهد بود .
آری , هر فرد در ذهن خویشتن , آرمان خواهد داشت . و برای رسیدن به آرمان خویشتن , آماده ی پرواز و حرکت , گشته است .
قیصر امین پور شهادت را آرمان واقعی و والاترین آرمان های حیات خواهد دانِست .
و یاد و فرهنگ شهدات , خدای جهان غیب را , عارفانه به قلب انسان ها نزدیک خواهد کرد .
آری , فرهنگ شهادت و ایثار جانی ِ شهدا , شاهراه ِ وصال به گمکرده ی دیرین تمام انسان ها یعنی : قلب حضرت توحید خواهد بود .
مگر راز حیات جاودان را
تو از فهمیده ها فهممیده بودی ؟
در شعری دیگر , قیصر امین پور به ستایش و جایگاه مقام شهدای نوجوان پرداخته است :
آری , شهید محمد حسین فهمیده درک ِ مافوق طبیعی نسبت به دیگر نوجوانان جامعه داشته است . و الگوی شهدای نوجوان گشته است . و همچون عارفان بزرگ و کهنسال , حیات چند روزه ی دنیا را بی ارزش یافته است و جان خویشتن را در راه حضرت یزدان به وصال ابدیّت ِجهان آخرت , به فناء فی الله خواهد داد .
آری , دنیا طلبی منجر به فنا خواهد گشت
و فناء فی الله شاهراه ِ وصال به حیات جاودان گشته است .
نتیجه :
قیصر امین پور , جامعه را با فرهنگ شهادت و راه عاشقانه و عرفانی ِ شهدا آشنا کرده است . و یاد شهادت را در قلب ها همیشگی دانسته است و پیروی از راهبر و اولیاء الله را از اسرار شهادت و رمز سعادت اخروی جامعه معرفی کرده است و مقام شهدا را ستایش خواهد کرد .
منابع :
مجموعه کامل اشعار قیصر امین پور _ تهران _ انتشارات مروارید _ 1390 .



نویسنده :

سید محمد حسین شرافت مولا



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم
چه دلربا
پرواز می کند
بالای سر من
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاد تو
چون ستاره ای درخشان است

چهار مضراب عشق را
چه شیرین
می نوازی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا خویش بجویم همه جا رفتم و رفتم
در هیچ سفر کردم و ره سوی بلا رفت
مسحور سرابی شده بودم تو رسیدی
مسحور تو گشتم دل و دین سوی شما رفت
هی با تو سخن گفتم و هی ناز کشیدم
از مزه چشمت نگه م تا به فضا رفت
تو خواندی و دل محو صدایت شد و سرمست
تا حضرت عشقت پی ٖآن صوت و صدا رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویرانه ام
با خنده های تو آباد می شوم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راز خوشبختی ما در ناکجا جا مانده است
چشم هامان تا سحر در پشت در وا مانده است
چلچراغ دیده ای روشن نکرد این سینه را
ظلمت موهوم یک تردید در ما مانده است
از افق تا بیکرانه ، ماه سو سو می زند
وحشتی اما به دل از بهت صحرا مانده است
آفتاب زندگی در ساحل جان ها نشست
شب تو گویی در دل امواج دریا مانده است
جان اگر پرواز دارد در ورای آسمان
جسم رنجورم ولیکن بر سر پا مانده است
سرخ رو از سیلی ایام می باشد رخم
پشتم از نامردمی ها این چنین تا مانده است!
*****
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوری
اما نزدیک....
فاصله ها را جویده حضورت
نگاهت میکنم
جز تلخی سکوت
هیچی پیدایی نمیدهد
حس میکنم سالهاست در تهوع واژه ی دوست داشتنی سردرگمم...
*****
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گم شدن
گاهی پیدا شدن است
مثل وقتی که جاده
پیچاپیچ موی تو باشد
و من مسافری بی توشه
که دلش می خواهد
این راه پر خطر
تا ابد ...
به پایان نرسد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 تقدیم به بانوی دو عالم



آن روز واژه ها همه از هم گسسته شد

پهلوی او تمام غزل ها شکسته شد

وقتی میان آن در و دیوار مانده بود

 یک لحظه چشم های خدا نیز بسته شد...

محمدرضا سالاریان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست به دست من بده تا که از ابنجا برویم

از این سراب بی کسی به موج دریا برویم


شیشه ی شب به چشمک ستاره ی سحر زنیم

شبانه با طلوع تو به سوی فردا برویم


حریف ما نمی شود هیچ کسی در این دیار

دست به دست من اگر مست و فریبا برویم
پیرزاد
*****
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مترسان زخمی خود را به تیغ و ضربتی دیگر

علی وار ازنگاه تو گذارم خنجرت بر سر



نگاه یوسفت ما را به تنهایی کفایت شد

مترسان این زلیخا را به زخم تیغ و انگشتر



خیالت را به آغوشم کشیدم خالی از غم ها

سر از این بستر خالی نشد با هم سری همسر

پیرزاد
*****
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید