در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 01:56:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بازی بازیگرها درجه یک و پر احساس بود .... ولی به عنوان یک نمایش معنا گرا متن خوب پخته نشده به نظرم...و پایانش هم جالب نبود ...
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر جناب سلگی به ابعاد روح و روان آگاهانه وزن داده بودن
نماد ها
زندگی های نزیسته
محرومیت های عاطفی
طرحواره ها
سفر ...
عالی
بازی های عالی و پاسکاری زمان ها و رشد تا پاییز ...

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تیم طراحی نمایش واقعا کار فوق العاده‌ای انجام دادند. طراحی صحنه خیلی خوب به فضاسازی نمایش کمک و تماشاگر رو به نمایش نزدیک‌تر می‌کرد. برای نورپردازی نه فقط از تجهیزات سالن، بلکه از عناصری روی خود صحنه‌ی نمایش هم استفاده شده بود. کاملا مشخص بود که برای طراحی لباس و گریم، زحمت زیادی کشیده شده و با توجه به متن نمایش، واقعا هم لازم بود که این کار صورت بگیره.
به نظر نمایش‌نامه ترجمه‌ی کاری از کریستوفر دورانگ هست که من تا حالا نمایش‌نامه‌هاش رو دنبال نکردم، اما چون نمایش‌نامه خیلی به نظرم جذاب اومد، تشویق شدم که کارهاش رو دنبال کنم. با توجه به این که نمایش قوی هست، حدس می‌زنم که در بازنویسی دست زیادی داخل نمایش‌نامه‌ی اصلی برده نشده باشه؛ چون معمولا در بازنویسی و اقتباس، خراب‌کاری‌های زیادی انجام میشه.از نقاط قوت بارز نمایش‌نامه، شخصیت پردازی هست. این‌که در نمایشی با این مقدار از عنصر کمدی، چنین شخصیت پردازی ظریف و قشنگی انجام شده، واقعا جذاب هست. خلاصه که انتخاب این کار از دورانگ، که احتمالا توسط کارگردان انجام شده، واقعا انتخاب مناسب و هوشمندانه‌ای بوده.
بازی‌‌ها هم به نظرم خیلی خوب بودند. بازیگرها نذاشتند که شخصیت پردازی خوب نمایش‌نامه حیف بشه. از تمام بازیگرها انرژی خیلی خوبی روی صحنه گرفته می‌شد. بازی نقش سونیا برای من خیلی جذاب بود چون کاملا اون شخصیت رو درک کردم و باهاش ارتباط گرفتم. فقط یک چیزی که برای من سوال شد، این بود که در دو جای نمایش که فنجون‌ها به زمین کوبیده شد، قرار بود فنجون‌ها واقعا بشکنن یا نه؟ چون در روزی که من نمایش رو دیدم، یک فنجون شکست و یک فنجون نه! بعد از اون هم بعضی از قطعه‌های فنجون شکسته روی صحنه بودند و بعضی بازیگرها بدون کفش روی صحنه راه ... دیدن ادامه ›› می‌رفتند.
در مجموع، من خیلی این نمایش رو دوست داشتم. جالبه که قرار بود در روز نمایش، نمایشی دیگه رو ببینم اما به ناچار برنامه عوض شد و بلیط این نمایش رو گرفتم و خوشحالم که این اتفاق افتاد. به نظرم این نمایش می‌تونه برای دوره‌های دیگه هم اجرا بشه و امیدوارم که قدردانی بیش‌تری ازش بشه. از صمیم قلب برای عوامل نمایش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که اتفاق‌های خوبی براشون بیفته.
فقط دو تا نکته وجود داره که دوست دارم به اون‌ها اشاره کنم. یکی در مورد تراکت‌ها هست. من خودم هیچ وقت نفهمیدم با این تراکت‌هایی که قبل نمایش داده میشه باید چی کار کنم. اگر بحث معرفی عوامل باشه، خب معمولا موقع انتخاب نمایش و خریدن بلیط این اتفاق میفته. اگر بحث معرفی نمایش به بقیه باشه، کم‌تر پیش میاد که با دست به دست کردن تراکت این اتفاق بیفته. اگر هم بخوایم میزان بهره‌وری تراکت‌ها رو ملموس ببینیم، کافیه که تماشاگرها رو موقع خروج از سالن زیر نظر بگیریم. حالا توجه من در این نمایش به این موضوع جلب شد، چون اتفاقا تراکت باکیفیتی هم آماده کرده بودند و به نظر هزینه‌ی زیادی برای اون شده بود. نکته‌ی دیگه هم در مورد زمان شروع نمایش هست. نظم سالن قبل از شروع نمایش و تا پایان نمایش، رابطه‌ی مستقیمی با به موقع شروع شدن نمایش داره. معمولا در عمارت هما نمایش‌ها با تاخیر شروع میشه. حتی در این نمایش، چون صندلی‌های خالی زیادی وجود داشت، زمان دادند که از ردیف‌های عقب به صندلی‌های جلوتر بیان. چنین چیزهایی در فضای سالن هنگام اجرا هم اثر می‌گذاره و این اتفاق در روزی که من نمایش رو دیدم، افتاد.

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«خون‌بَس» بیش از آنکه به درام وفادار بماند، در پی ساختن یک تجربه‌ی دیداری و آیینی است؛ انتخابی که در بسیاری از لحظات به خلق تصاویری بدیع و میزانسن‌هایی دقیق منجر می‌شود، اما الزاماً به انسجام دراماتیک نمی‌انجامد. اجرا از حیث طراحی صحنه، نور، موسیقی و هدایت بازیگران، استانداردی قابل توجه دارد و نشان می‌دهد کارگردان به زبان بصری خود مسلط است.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که فرم، به تدریج بر محتوا سایه می‌اندازد. نمایش چنان مجذوب زیبایی تصاویر و استعاره‌های بصری می‌شود که کشمکش دراماتیک و تحول شخصیت‌ها در حاشیه قرار می‌گیرند. ابهام نیز همیشه به معنای عمق نیست؛ در برخی صحنه‌ها مرز میان ایهام و فقدان پرداخت روشن، کمرنگ می‌شود و مخاطب بیش از آنکه به مشارکت در کشف معنا دعوت شود، از جریان اثر فاصله می‌گیرد.

ریتم کند اجرا نیز اگرچه در خدمت فضای آیینی اثر تعریف شده، اما در نیمه‌ی دوم با تکرار برخی الگوهای اجرایی، از ضرباهنگ می‌افتد و از شدت تأثیر عاطفی آن کاسته می‌شود. با این حال، نمی‌توان انکار کرد که «خون‌بَس» صاحب جهان اجرایی مستقلی است؛ نمایشی که به دنبال جلب رضایت همه‌ی مخاطبان نیست و ریسک انتخاب‌های فرمی خود را می‌پذیرد.

در نهایت، «خون‌بَس» را بیش از آنکه بتوان نمایشی موفق از منظر درام دانست، باید تجربه‌ای جدی در جست‌وجوی زبان اجرایی ... دیدن ادامه ›› قلمداد کرد؛ تجربه‌ای که گاه مسحورکننده است و گاه اسیر شیفتگی خود به فرم. همین دوگانگی، اثر را به موضوعی برای بحث تبدیل می‌کند؛ نه نمایشی بی‌نقص، بلکه نمایشی که ارزش گفت‌وگو و نقد شدن را دارد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوتا بلیط برای تاریخ ۱۵ ام دارم
اشتباهی اضافه گرفتم
ردیف ۱۰ وسط
اگر خواستید به این شماره پیام بدین ۰۹۲۲۳۷۵۳۳۵۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چیزی که اذیت کرد امشب خروج دو تماشاگر در اوج دیالوگ ها بود....
چه بد
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

#میکروچیپ
نمایش حاضر، ناظریست بر طغیان های یک از هم پاشیدگی درونی که دنیایِ از دست رفته خود را به خود فریبیِ جمعی مبتلا کرده.
روایتی که نگاه خود را بر لبه تیغ روابط از دست رفته ای بنیان نهاده که در تلاش است گم کرده خود را در پستوی جامعه ای خود باخته بازیابی کند.
مجسمه ای زیبا گون که از درون تهی است و هر گام که او نزدیک می‌شویم مرزهای نابودی اش را بیشتر بر ما نماینگر میکند.
شناخت فضا و تحلیل درست در هدایت بازیگران اثری نفس گیر را در سینه مخاطب به ارمغان میگذارد که او خود را در این هزارتو گم میکند.
پرهیز از نگاه کلیشه‌ای در روابط چندگانه ای که از لحن و رفتار گرفته تا کارگردانی بصورت مینیمالیستی در جریان است.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه کار خوبی بود خیلی خوب
و چقدر خوشحالم امشب دیدمش.
با اینکه هنوز درگیرشم
ولی میتونم بگم
کم نداشت .
آدم حسابی های هنر محبوب من دمتون گرم اصلا نمیشد از پوستر و اسم و معرفی همچین نمایشنامه ی کاردرستی انتظار داشت
کاش فرصت بود و میشد دوباره کار های خوب رو دید.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روایت داستانی منسجم بود
طراحی صحنه و نورپردازی با احساست هماهنگ بود
جاهایی ک لازم بود سرعت اجرا توی تایم درستش به خوبی کند میشد تا کاملا رخداد حس بشه
طراحی لباس هم که زیبا بود و مناسب کاراکتر ها
و فضای وهم الود و در عین حال نمادینی که داشت لذت تماشا رو چندبرابر میکرد.
به شخصه دوست داشتم خشونت رو شدیدتر به تصویر بکشن ولی درکل عالی بود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگاهی به نمایش “ میکرو چیپ” نوشته ی مجید خانلری مقدم و عطا عمرانی، به کارگردانی عطا عمرانی، تئاتر لبخند ۱۴۰۵/۰۵/۱۱.

به نظرم یک نمایش موفق، اثریست که در درجه ی اول، می داند چه می خواهد بگوید و در درجه ی دوم، می داند از چه طریق باید بگوید. تصور می کنم نمایش “ میکروچیپ” از این دو منظر، اثریست موفق.

چه می خواهد بگوید؟

به نظرم هسته ی اصلی این نمایش حول رفتارهای انسان در عصر اطلاعات می گردد. در نتیجه، یکی از گروهای اصلی مخاطبین اثر نیز احتمالا افرادی هستند که تاثیرات عصر اطلاعات بر روان انسان و همچنین بر جامعه را همواره به عنوان یک کنجکاوی دنبال کرده اند.

نمایش “ میکروچیپ” از چه طریق می خواهد ... دیدن ادامه ›› انسان عصر اطلاعات را توصیف کند؟

۱) مثلثِ متن، بدن و بیان:

به نظرم این نمایش در هر سه حوزه تاثیر گذار است. با متنی روبرو هستیم که دو عنصر باورپذیری و هیجان انگیزی را همزمان دارد و به شکلی تکان دهنده در زمانی محدود، مفاهیم گوناگونی که هر کدام به شکلی به عصر اطلاعات گره خورده اند را مطرح می کند.

مفاهیمی از قبیل: خشونت، خودشیفتگی، سلطه گری، احساس تملک، از خود بیگانگی، سردی روابط زناشویی، دور شدن اعضای خانواده از هم، بی اعتمادی، تنهایی ( بخصوص تنهایی کودک)، تشویش و افسردگی، پارانویا و جنون.

بازیگران به شکل تحسین برانگیزی، بدن و بیانشان را در خدمت این مفاهیم وا داشته اند و تاثیر گذاریشان تا جایی است که من به عنوان مخاطب، در فرازهایی از نمایش، حس از خودبیگانگی و تقلیل یافتن در حد یک ربات یا میکروچیپ را در خودم تجربه می کردم: تبدیل شدن به ماهیتی پیشرفته از نظر علمی اما سرد از نظر عاطفی.

۲) میزانسن، طراحی صحنه و نورپردازی:

رویکرد مینی مالیستی در طراحی صحنه و در مقابل، تاکید بیشتر روی فضاسازی از طریق نورپردازی، موسیقی و افکتهای صوتی، باعث خلق فضایی می شد که بیشتر از عینی بودن، فضای ذهنی انسان معاصر در عصر دیجیتال را نمایندگی می کرد و به نظرم از نقاط درخشان اثر بود.

این فضاسازی که باعث رخنه ی مخاطب به ذهنیت کاراکترها می شد، به شکلی عریان پارانویا و جنون ناشی از زیستن در این عصر را به نمایش می گذاشت و نشان می داد که یک کودک تا چه اندازه در این فضای روان پریش و وهم آلود، می تواند تنها و آسیب پذیر باشد.

۳) ریتم صحیح:

وقتی به عصر اطلاعات فکر می کنیم، شناخته شده ترین ریتمی که در ذهنمان تداعی می شود، ریتم تند است. ریتمی که گاهی باعث فراموشی، به هم ریختن مرزهای هویتی و سردرگمی نیز می گردد. “ میکروچیپ” در متن، بازیگری، نورپردازی و موسیقی، کاملا تابع ریتم سریعی است که از این ژانر انتظار می رود.

۴) کارگردانی:

به نظرم آنچه که در سه عامل قبلی اشاره کردم، در کنار بسیاری عوامل موثر دیگر در موفقیت “ میکروچیپ” زمانی محقق می شوند که به شکلی کارآمد و منسجم هدایت گردند. از دید من، این نمایش حکایت از یک کارگردانی هوشمندانه و آینده دار داشت.

بیان تنهایی، تشویش، افسردگی و جنون انسان در عصر دیجیتال، موضوعیست مهم و جهانی که “ میکروچیپ” نشان می دهد با امکانات محدود اما با یک متن موثر، بازی های درست و کارگردانی منسجم تحقق پذیر است.

“ میکروچیپ” نمایشی است مهم، چون به مخاطب تلنگر می زند و از او می خواهد که عمیقتر به پیرامون خودش نگاه کند. تکنولوژی پدیده ایست که از بسیاری جهات زندگی‌های ما را بهبود بخشیده و همزمان، به تعبیر هایدگر، مانند قابی ما را احاطه کرده است. قابی گریز ناپذیر.

این قاب با خودش آسایشهایی آورده اما همزمان اسارت‌هایی را نیز تحمیل کرده است. شناخت تمام این ابعاد، یکی از گامهای موثریست که انسان برای حفاظت خودش در مقابل ازخود بیگانگی، می بایست بپیماید. “ میکروچیپ” به باور من سهم خودش را در این آگاهی رسانی ایفا می کند.

یادداشتی از رضا قراگزلو
۱۴۰۵/۰۵/۱۱
محمد فروزنده، امیرمسعود فدائی و سعید شهیدیان این را خواندند
المیرا صارمی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام ممنون می شم اگر کسی بلیط داره و نمیتونن برن به من پیام بدن
.09131678161.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی عالی
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی بود که در خلالش احساس همدلی و همذات‌پنداری زیادی رو تجربه کردم. با بغض نشسته بودم و لحظه‌ای از فکر خواهرانمون در افغانستان درنمیومدم.
در وطن خود غریب بودن و هنر در تبعید هم بلاییه که دامن‌گیر ما هم شده و جدا از اون هم دیدن رنج و غم این عزیزان، چیزی کم از رنج و غم خود آدم نداره.
به امید روزهای بهتر و به امید آزادی.
امیرمسعود فدائی و محمد فروزنده این را خواندند
نادر محمودی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام من امروز افتخار این رو داشتم که این نمایش رو ببینم
واقعا عالی بود اجرای خانم شمیم که بی نظیر بود و لحظه به لحظه با اشک‌هاش گریستم ،انگار داشتن اون لحظه رو زندگی میکردن واقعا خسته نباشید میگم به تیم اجرا.من اصلا متوجه گذر زمان در طول نمایش نشدم .
فقط یه توصیه برای کسانی که میخوان به تماشای این تئاتر بروند ، اگر تمایل دارن ردیف اول باشند حتما لباس پوشیده همراه داشته باشند چون خدمای اون ردیف به دلیل نزدیک بودن به اسپیلت یکم سرده
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیالوگ گفتن و‌ نه فقط دیالوگ حفظ کردن ، بازی بازیگر ها بر مبنای دیالوگ و لحظه و زیستی که شکل داده بودن ، می‌شود اشاره به میمیک بازیگرها در لحظات هم اشاره کرد ، میزانسن ها ، افکار کارگردان و بازیگرها و….. نقاط قوت نمایش بود .
نکته اینکه بازی تیپکال شاید از نگاه اول ساده به نظر برسد اما دشوار است ، به عنوان مثال بازیگر نقش مادر ، تجربه زندگی در سن ۷۰ سالگی رانداشته و صرفا فقط نظاره گر‌ بوده ، در این نمایش بازیگر مادر ۷۰ ساله ای رو به اجرا گذاشته بود که قابل باور و حتی در لحظاتی یادآوری افرادی رو به بیننده القا می‌کرد و به درستی این کار را انجام دادن ایشون .
موفق باشید همه گروه نمایش.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه اکتی
چه قدرت بیانی
هر دو عالی بودن
من همیشه موقع مونولوگ گویی تمرکزم رو از دست می‌دم و بیشتر از ۵ دقیقه نمی‌تونم تمرکز کنم اما تو این تئاتر ۱۰۰ دقیقه میخکوب بدون اینکه
تمرکزم بپره محو اجرا بودم و گذر زمان رو اصلا حس نکردم
فوق‌العاده بود محشر بی نظیر تماشایی
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این «آتش‌سوزی‌ها» از آن دست نمایش‌هایی است که حتی اگر مخاطب پیش‌تر فیلم دنی ویلنوو را دیده، اجرای حسین زارعی را تماشا کرده یا نمایشنامه را خوانده باشد، همچنان توان غافلگیر کردن و درگیر نگه داشتن او را دارد.
اجرا با کارگردانی دقیق توانسته روایت رفت‌وبرگشتی میان گذشته و حال را با شفافیت کامل پیش ببرد؛ به‌گونه‌ای که مرزهای زمانی مبهم نمی‌شوند.
ریتم اجرا آن‌قدر سنجیده است که گذر زمان برای تماشاگر محسوس نیست، از جمله علت های همراه ماندن تماشاگر استفاده موثر از افکتهای صوتی ست.
بازی‌های طبیعتا یکدست و حرفه‌ای، در کنار طراحی صحنه‌ای در حد امکانات موجود استاندارد و در خدمت، کیفیت نمایش را تضمین کرده ست.
Fateme Nematy و امیرمسعود فدائی این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب رفتم دیدم اصلا گذشت زمان رو متوجه نشدم وباید قدرت بازیگر رو تحسین کرد که یه تنه صحنه رو ۸۰ دقیقه چرخوند و در اخر تقریبا همه شوکه از سالن اومدیم بیرون
بسیار پیشنهاد میکنم این تیاتر رو یه جورایی انگار اول شخص مفرد همه ی نوعیه ما هستیم هر کودوم به نوعی و به شکلی در زندگیمون تا حدودی...
حتی میتونم بگم ارزش چند بار دیدن رو داره
خوب بود اما عالی نبود
طراحی صحنه ضعیف بود، میتونستن بیشتر از نور و صدا و صحنه کمک بگیرن کلا دیالوگ محور بود، داستان ربع ساعت اخر جون گرفت اما اولش تند‌تندتند فقط صحبت میکردند، هرازگاهی شوخی های زیر پوستی بین دیالوگها رد و بدل میشد که خودش نمایش رو از بی جونی درمیاورد، درکل میتونست عمیق تر باشه چه حس خندش چه حس غمش چه پایانش، بازی هاشون خوب بود اما روند تند ماجرا اجازه همزاد پنداری رو نمیداد.
ممنون به هرحال خسته نباشید
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام من امشب تئاتر شما رو دیدیم و واقعا لذت بردم و به تمام عوامل خسته نباشید میگم و ازشون تشکر میکنم .
با دیدن بشیر به یاد صمد افتادم و کیف کردم
از بازی فروغ لذت بردم و چند جا باهاش زمزمه کردم
و در پایان جناب عبدی عزیز متاسفانه من شما رو نمی‌شناختم و با این نمایش با شما و رزومه شما آشنا شدم و بهتون دستمریزاد میگم بخصوص صحبت پایانی شما برام خیلی خوشایند بود
اونقدر از نوشته و اجراها لذت بردم که فراموش کردم ازتون درخواست کنم که با شما عکس بگیرم و از سالن خارج شدم ، امیدوارم باز هم شمارو ببینم و ازتون این درخواست رو داشته باشم

موفق باشید
حسام?09031840464، امیرمسعود فدائی و محمدرضا قربانی این را خواندند
Behzad Abdi این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید