در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:54:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بهترین نمایشی بود که بعد از مدت ها دیدم. عالی بود❤️❤️❤️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود
زیباست در این روزهاى تلخ و غم انگیز دغدغه به صحنه درآوردن متنهاى بزرگان و پرازچالش.
این اجرا براى من یادآور تمام تمرینهایى بود که استادمون آقاى دانش باهامون صبورانه کار میکرد و من کلى یاد گرفتم از ایشون.
خداقوت و خسته نباشید میگم به تمام گروه.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا کارتون عالی بود
خدا قوت میگم بهتون 🌹
زهرا سلطانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک کار شریف با حضور بازیگران شریف
تبریک به حامد شیخی برای این کار خوش ریتم
همه چی تمام
برای توصیف این اجرا، کلمه‌ای ندارم که حق مطلب رو ادا کنه...
بی‌نظیر بود...

هم‌بازی قشنگ من، آناهیتا جان، محشر بودی دختر پرانرژی. نمیتونستم پایان اجرا ازت دل بِکَنَم... این یک ساعت رو برام فراموش نکردنی کردی


ایشالا تو اجراهای دیگه بازم ببینمت عزیزم
نیلوفر عزیزم
مرسی از این که همسفر من بودی
قولامون یادت نره:)🤍🫂
۲۹ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود اولین بار بود که این اجرا رو تجربه کردم و تجربه ارزش مندی بود مثل یه جلسه تراپی کوچیک.همراه من خانم جانان بودن که باعث شدن بیشتر رو خودم دقت کنم ممنون از این تیم خفن
ماهان حیدری رامشه و حسین فردوسی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوست جدید مهربون جذابم توی سفر امشب خانم نازنین نورانی بود
فندق کوچولو با چهره ای کودکانه مظلوم زیبا
منو برد بیاد دوران بچگیم خیلی وقت بود بهش یاد نکرده بودم
مرسی که بهم یاد دادی چطوری خودم بیشتر دوست داشته باشم
همینجوری قوی باش قوی بمون
مرسی فندق کوچولو که کلی انرژی مثبت بهم دادی💖🥺
تجربه بی نظیری بود بسیار بسیار لذت بخش.

خانم آذر احدی فر عزیز، دیالوگ آخر با چشمان بسته را تا آخرین لحظه زندگی فراموش نمیکنم. درود بر شما
مروری بر نمایش «خونه قمرخانوم»
دوراهی کمدی ژانر و کمدی مؤلف

با سپاس و درود به کلیه عوامل نمایش از نویسنده تا کارگردان و بازیگران و دیگر عوامل پشت صحنه. خنداندن تماشاگر ایرانی کاری بسیار سختی است، اما دشوارتر از آن در این ایام پر از غم و اندوه، اجرای یک نمایش کمدی کاملاً بومی است. وقتی تاریخ درام در ایران را مرور کنیم از زمان قاجار نمایشنامه نویسانی مثل آخوندزاده، تبریزی، نریمانوف گرفته تا دوران پهلوی مثل آذری، شهرزاد، شفق زاده و تاکنون، کمتر به نمایشنامه‌های کمدی و طنز بر می‌خوریم. شاید دلیلش این باشد که موضوعات کُمیک در قالب انواع دیگر نمایش مثل نمایش‌های روحوضی جا می‌گرفت. بهرحال به لطف اجرای پرانرژی کارکتر اصلی نمایش زُبیده و دیگر نقش‌های اصلی، بازی‌های پرانرژی و با ریتم مناسب دیگر بازیگران این اجرا امتیازات خوبی کسب می‌کند. هرچند نکات ظریف زیادی وجود دارد که می تواند کیفیت اجرا را دوچندان کند. لباس‌هایی که در پوستر نمایش طراحی شده‌اند بسیار به واقعیت نزدیک‌تر بودند تا لباس‌های اجرای اصلی، و اگر همان لباس‌ها طراحی و دوخته می‌شدند در کنار گریم بازیگران، کار بسیار منقح‌تر از آب در می‌آمد.

به هر روی، بزرگترین پرسش شاید این باشد که آیا کارگردان می‌بایست متن نمایش را برای اجرا بصورت کمدی ژانر طراحی کند، یا کمدی مؤلف؟ نمایش‌های ... دیدن ادامه ›› کمدی ژانر که بلیط آنها این روزها از سایت فان‌تیکت تهیه می شود تکلیفشان مشخص است و هدفشان صرفاً خنداندن و باز هم خنداندن است، حال بواسطه شوخی‌های جنسی کلامی و یا موقعیت‌های کُمیک. نمایش «خونه قمرخانوم» بر اساس نظریه مُحاکات، بازتاب اخلاق فردی و اجتماعی ما ایرانیان است، و بواسطه ساختار متن پویا قابلیت اجرا بصورت این نوع از نمایش کمدی را نیز دارد و حتی برای کارگردان کار ساده‌تر و اجرای پرمخاطب‌تری را نوید می‌دهد، البته با چند تغییر ساده. ولی کار کارگردان آنجا سخت می‌شود که تصمیم می‌گیرد یک نمایش کمدی اصیل بر اساس داستان کاملاً ایرانی با مؤلفه‌های بومی بسازد. نمایشی که حقیقت تاریخ معاصر ما ایرانی‌ها را آنگونه می‌نمایاند که نقش بزرگترین آموزگار را برای ما خواهد داشت، و به مخاطب کمک می‌کند با تحلیل، نقد و بررسی خود را در آیینه تاریخ و فرهنگ ببیند تا رفتارش را اصلاح کند. به نظر میرسد کارگردان و بازیگران بالاجبار در برخی صحنه ها دچار خودسانسوری شده و داستانی که قابلیت طراحی حرکت و رقص بومی ‌دارد را اجرا نکردند. حتی بازیگران مکمل نیز می‌توانستند در کنار طنز کلامی و موقعیت، با طراحی دقیق‌تر و تمرکز بر «دراماتورژی بدن» و میزانسن‌های کمیک، کیفیت اجرا را ارتقاء دهند. درکل همه این محدودیت‌ها باعث شدند اجرا در میانه راه رسیدن به یک کمدی اصیل تا حدودی جا بماند.

سالن‌های تئاتر محراب و یا سنگلج هر چند با‌کیفیت و مناسب، ولی در مناطق تجاری و بازار مرکزشهر قرارگرفته‌اند که با فضا و اتمسفر فرهنگی و هنری کمی فاصله گرفته است، و این مسئله موجب کاهش استقبال مخاطبان می‌شود. این اجرای موفق از لحاظ کیفیت نمایشی، اگر در یکی از سالن‌های خصوصی مثل تماشاخانه هما، شهرزاد و غیره انجام میشد، شاید تماشاگران بسیار بیشتری به خود جذب می‌کرد و استقبال بیشتری را از آن خود میکرد.

پایدار باشید
بیتای عزیز همسفر من در ۲۵۷ همیشه به یادم میمونی و امیدوارم همیشه موفقیت های هنریتو ببینم
اشغال و توهین به تمام معنا به یه نمایشنامه فوق العاده
هم بازی های فیک و هم اینکه صدای عکس برای مداوم و در ثانیه عکسبردار اصلا نزاشت ما بفهمیم چی میگن. تموم نشدنی بود و گند میزد به تمرکز تو زندگیم همچین تاتر افتضاحی ندیده بودم و مجبور شدم یک رب اول سالن ترک کنم و وقتی رفتم بیرون و گفتم که نیاز بود این عکسبرداری امقدر مدام شکل بگیره گفتن بله لازم بود، بفرمایید بیرون.!
توهین خالص، همچین تجربه ای اصلا نداشتم و فکر کنم جز فامیل های بازیگران مخاطب دیگه‌ای نداره
کار بسیار جالب، عجیب و خاصی بود فقط زمانش کم بود کاش دو سه ساعت بود
صمیمانه از نمایش زیباتون ،از احترام برای کودکان و برخورد خوبتون چه در ابتدا و چه در انتهای نمایش تشکر میکنم.
این اولین بار هست که من و همسر و دخترمون به دیدن نمایش اومدیم و آنقدر تجربه شیرینی رو برامون رقم زدید که توصیف کردنی نیست.منتظر کارهای آیندتون هستیم.
واقعا خوشحالم امروز رو با پناه ۱۷ ساله گذروندن یکی از بهترین یک ساعت های چند وقت زندگیم بود
نسیم داودی (nasim.davudi)
امیر جان✨️
همسفر شدن با تو برای من هم خیلی قشنگ بود🪞

لطفا قولات یادت نره🌧
به امید دیدارِ دوباره✈️
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام و عرض ادب ، من و پسر ۵ ساله ام بسیار از دیدن این نمایش لذت بردیم. کار بسیار جذاب و آموزنده و کاملا مناسب کودک . به امید دیدار
سالن خیلی گرم بود و‌هواکش اصلا در سالن وجود نداشت ، من همش داشتم به بازیگرا فکر میکردم ک چقدر سخت دارن‌اجرا می‌رن . در کل نمره ۷ از ۱۰ داشت
https://www.aparat.com/v/fgthkml

جنایتی که خاله بازی شد! نقد برتا با زیرشلواری

تا حالا سریال جنایی دیدی که نقش اولش نه یه آدم، که یه اسلحه باشه؟
سلام به همه دوستان عزیز. با یه نقد داغ داغ درباره سریال «برتا: داستان یک اسلحه» اومدم. اگه عاشق ژانر جنایی هستید، حتما این سریال رو دیدین.
اما سوال اینجاست: آیا برتا تونسته انتظارات رو برآورده کنه یا فقط یه تکرار ساده از آثار قبلیه؟
خلاصه داستان :
یه تپانچه برتا گم میشه و دست‌بهدست بین آدمای مختلف می‌چرخه. هر کی صاحبش میشه، یه رازی رو برملا می‌کنه و یه نفر رو میکشه.
سرگرد ... دیدن ادامه ›› یونس امجد (شهرام حقیقت‌دوست) باید قبل از اینکه این چرخه خونین ادامه پیدا کنه، اسلحه رو پیدا کنه.

نقاط قوت -
ایده مرکزی جسورانه؛ کمتر پیش اومده یه شیء شخصیت اصلی باشه
- بازی شهرام حقیقت‌دوست؛ با یه نگاه و سکوت کلی حرف می‌زنه
- مهدی حسینی‌نیا با گریم متفاوت و شخصیت خاکستری
- فضاسازی و موسیقی بامداد افشار کاملاً در خدمت سریاله

نقاط ضعف -
کندی ریتم در نیمه اول؛ گره‌افکنی بی‌رویه تا حدی که مخاطب خسته میشه
- منطق رفتاری عجیب بعضی شخصیت‌ها مثل دانیال که به یه زن غریبه اعتماد می‌کنه
- ابهام بیش از حد نقش کتی تا آخر سریال
- سوال بی‌جواب: ربط مرگ‌های اول با واکسیناسیون به بقیه داستان چی بود؟
- سوتی‌های تدوینی مثل فلاش‌بک‌های بی‌مورد

لایه‌های پنهان
اسلحه می‌تونه نماد قدرت باشه که دست‌به دست می‌چرخه.
مجسمه قرمز کنار قربانیا یادآور گناه تکرارشونده.
خشونت به‌عنوان پدیده اجتماعی.
اما همه اینها تو قسمت آخر نفی میشه وقتی می‌فهمیم فقط یه انتقام شخصی بوده!

نظرسنجی
به نظرتون این سریال تونست موفق باشه؟
تو کامنت برام بنویسید.
1 بله ( تا بترکه چشم حسود)
2 خیر (حیف نونی که تهیه کننده داده اینها خوردن با اون عروسک‌هاشون)
3 مگه فضولی (آره)

فراموش نکنید کانال نقد با زیر شلواری را در آپارات، یوتیوب و ویسگون لایک و سابسکرایب کنید.
برای دوستاتون هم بفرستید ببینیم نظر چیه.

کاری از پایگاه خبری لبخند سبز

00:00 مقدمه
00:57داستان برتا
01:23تفنگ با شخصیت
05:31مگه جنگه
07:32رفتارهای عجیب
09:54ایراد فنی
12:09زیر متن الکی
14:28چی گفتیم