همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | دیوار
S2 : 15:45:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_bad_boys_2020
#اکشن_کمدی
#سینمای_آمریکا

پسران بد در سری جدید خود به اندازه ورژن قبلی بد نبودند و این شاید اولین علتی باشد که سبب شده تا نسبت به قسمت قبلی با افت رو به رو شود . فیلم به خوبی آغاز می شود و یک ضد قهرمان مخوف ترسیم می کند اما باز هم همان اشتباه همیشگی رقم می خورد و فیلم در گیر و دار احساسات و قهرمان پروری ، ضد قهرمان خود را به راحتی نابود می کند تا بتواند پایانی ترسیم کند که در آینده نیز گیشه ای مناسب برایش داشته باشد.

نمره 6 از 10
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گردشگری مجازی
شکوفه های بهاری بجنورد... دیدن متن »

با آغاز فصل بهار شکوفه‌ها و فضای سبز جنگل‌ها و مراتع استان خراسان شمالی جلوه‌ای از زیبایی‌های طبیعت را نمایان کرده است.

عکس:مریم داورنیا / مهر

#خونه_بمونیم



شکوفه های بهاری بجنورد | عکس شکوفه های بهاری بجنورد | عکس شکوفه های بهاری بجنورد | عکس شکوفه های بهاری بجنورد | عکس ... دیدن همه عکس‌ها »
۲ ساعت پیش
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستای گلم،
لطفاً لوگوی گوگل رو بخونین، اطلاعاتِ جالبی داره.
امروز می خواستم یه لیستی رو که البته برام ، به لیستِ گناه معروفه و اطرافیانم نمی‌دونن که من بهشون مرتباً گوش میدم رو واستون فاش کنم.
دیگران منو متهم به لوس بودن و ضعف در شناختِ موسیقی میکنن و در نتیجه، من هم اینها رو اصلا با کسی گوش نمیدم!!
۱: https://youtu.be/fRh_vgS2dFE
۲: https://youtu.be/YqeW9_5kURI
۳: https://youtu.be/SXiSVQZLje8
۴: https://youtu.be/0HDdjwpPM3Y
۵: https://youtu.be/O-zpOMYRi0w
۶: https://youtu.be/YBHQbu5rbdQ
۷: https://youtu.be/BQ0mxQXmLsk
و البته این یکی هدیه من به شما دوستای مخفیِ من است:
https://youtu.be/QK8mJJJvaes
البته باید بگم قطعاً لیست بسیار بلند بالاتر از این حرفهاس.
اینها گناهانِ من در مقابلِ تلاش‌های امثالِ استاد شجریان می‌باشد و امیدوارم همه این بزرگواران منو ببخشن. و شما هم منو دعا کنین
روزی ... دیدن ادامه » پر از عشق و دوستی داشته باشین نازنین‌ها و لطفا قدر و ارزشِ خودتون رو بدونین و با خودتون مهربون باشین .
قربونتون
neda moridi این را خواند
مریم جان عباسی, با اینکه اصلا هم گناه نیستیم.....(سه تا لینک روباز کرم و از هرکدو کمتر ۲۰ ثانیه دیدم)....ولی بیان ت خیلی جالب بود!!!
اگر حالت خوب ه با این لیست گناه ها... باهاشون کیف کن...تا باشه از این لیست گناه ها...
۳ ساعت پیش
سلام ندا جوون،
من اعترافاتِ زیادی دارم، در زمینه سینما هم بدتر از موسیقی! گناهانی که قبلِ مرگم توسطِ کرونا، باید توسطِ پلات-فرمی بیانش کنم.
بیایید همه با هم اعتراف کنیم!
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه جنمی پیدا کرده!
دمشم گرم...
امیر مسعود این را خواند
یادش بخیر.. چقد این نمایشو دوست نداشتم :))
۱ ساعت پیش
:))))
من دوسش داشتم، داستان گویی خوبی بود
۲۵ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// جوخه های مرگ //
فیلم در مورد ویتنام زیاد ساخته شده، غلاف تمام فلزی و اینک آخرالزمان
جزو بهترین ها هستند... جوخه الیور استون هم کار خوبی بود اگر این
دو فیلم نبود...! توصیه ای برای دیدن ندارم..
اما دیدن اش با دوبله خوب است...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


#موقت

دلم برای
سالاد سزارِ کالوک، پیتزاهای لئون، کله پاچه، ساندویچ نیم متری های هات داگ خوران،سینما فرهنگ، بلعیدن هوای نهج البلاغه،ایرانشهر و چلوندن گربه هاش و استخر رفتن
بسیااار تنگ شده :(


کرونا جان
جان مادرت تا یکی دو هفته دیگه جمع کن برو..
تو رو خدا اردیبهشت رو دیگه از ما نگیر..
به شخصه یازده ماه منتظر میشینم تا با اردیبهشت عشق بازی کنم :((


نیگا ... دیدن ادامه » تو رو خدا..اینم اوضاع خوابمونه.. ساعت شش شد هنوز کپه مرگم رو نذاشتم..:|


سپهر این را خواند
لیلا مظاهری، امیر مسعود، پوریا صادقی، Ali و صبا صالحیان این را دوست دارند
نیلوفر جان، با او دو خط اول فکر کنم کرونا کلی به سلامت جسم و جیبت و کنترل وزنت کمک کرده ها....
دمشم‌گرم :))))))
۵ ساعت پیش
البته نیلوفر خانوم فکر دیگه شما خوب منو میشناسی میدونی حافظم داغونه ولی تا جایی که یادمه تو طاعون کامو از کک های چسیبده به موشها بود که طاعون منتقل میشد و در نهایت کمی با گذشت زمان و بیشتر اثر کردن واکسن ساخته شده بود که درمان شد.
در مورد کرونا هم معلوم ... دیدن ادامه » نیست چه اتفاقی میفته من اطلاعات دقیقی تدارم ولی منحنی اپیدمیها اینجور نشون میده که شما میگی ولی در کشوری مثه کره که اقدامات بسیار خوبی کرده بود ظاهر موج دوم شیوع شروع شده در کل موضوع جدی هست پیشتر هم یادمه زیر یه پستتون با هم صحبت کرده بودیم
۳۹ دقیقه پیش
اره درست میگی.. الان سرچ کردم ( نمیدونم چرا قبل از حرف زدن سرچ نکردم!!!) نوشته به دلیل کک های بدن موش ها..ولی نمیدونم چرا اصلا یادم نمیاد به واکسن و درمان و ایناش توو کتاب کامو اشاره شده باشه :/
شاید هم دارم با کتاب کوری قاطی میکنم که اونجا دلیل پیدا نشد!


وای ... دیدن ادامه » خدا نکنه موج دومی در کار باشه.........وگرنه از کرونا نمیریم از بی پولی میمیریم...
۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم عکس
۱۳ بدری متفاوت در روزهای کرونا... دیدن متن »

تعطیلات نوروز امسال و همچنین ۱۳ بدر آن در انتهای تعطیلات، حال و هوای متفاوتی داشت و با جلوگیری از تردد و همچنین رعایت شهروندان برای مبارزه با شیوع کرونا همراه بود.

در ادامه تصاویری از سال گذشته و امسال در چنین روزی را مشاهدهمی‌کنید.

عکس: سجاد حیات پور / خبرنگاران

#خونه_بمونیم



۱۳ بدری متفاوت در روزهای کرونا | عکس ۱۳ بدری متفاوت در روزهای کرونا | عکس ۱۳ بدری متفاوت در روزهای کرونا | عکس ۱۳ بدری متفاوت در روزهای کرونا | عکس ... دیدن همه عکس‌ها »
۲۰ ساعت پیش
شاهین، امیرمسعود فدائی و لیلا مظاهری این را دوست دارند
#رفتار_مسئولانه
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سفر در زمان با سفرنامه‌های ژاپنی | عکس
گردشگری مجازی
» سفر در زمان با سفرنامه‌های ژاپنی
... دیدن متن »

 اگر توانایی سفر در زمان داشتیم و به صد تا صد و پنجاه سال قبل برمی‌گشتیم و اگر در همان سالها توانایی سفر در ایران را داشتیم ، لابد سفری جذاب و عجیب و پرماجرا می‌شد ، سفری طولانی و گاهی سخت با امکانات آن روزها.

حال فکر کنید مسافرانی از آن‌سوی آسیا از مسیری طولانی و پرماجرا خود را به ایران رسانده‌اند و روایت‌های خود را نوشته و ماندگار کرده‌اند .

انتشارات طهوری سری کتاب‌هایی دارد با همین مضمون، خاطرات، یادداشت‌ها و نامه‌های ژاپنی‌هایی که در اوایل قرن بیشتم و در زمان قاجار به ایران سفرکرده‌اند و دکتر «هاشم رجب‌زاده»، استاد دانشگاه ریوکوکوی توکیو در دو دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، هشت سفرنامه از آثار ژاپنی‌هایی را که در دوره‌های قاجار یا پهلوی به ایران سفر کرده‌اند یا حتی مدتی در کشورمان اقامت داشته‌اند به فارسی برگردانده است.

این کتاب‌ها جلدهای خاصی دارند، ساده و یکنواخت و نام کتاب‌ها هم با فونتی قدیمی خبر از محتوای کتاب می‌دهند. شاید جلد این کتاب‌ها شبیه کتاب‌های درسی باشد و یا مجله‌های قدیمی، اما داستان‌ها و روایت‌های عجیبی در دل خود دارند.

 

این کتاب بخشی است از کتاب گسترده‌تر او با عنوان داستان سفر سراسری قارۀ آسیا که در شماره‌های سال‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۱۱ مجله جغرافیای طبیعی (به ژاپنی: چیگاکو زاشّی) چاپ شده است.

شاید معروف‌ترین آن «سفرنامه سوزوکی شین جوء سفر در فلات ایران» باشد.

خواندن خلاصه‌ای از زندگی و سفرهای او نشان‌دهنده ماجراجویی وی در آن دوران است. آن موقع که هیچهایک و بک پکری در کار نبود، سالهایی که مسافران مسیرهای زیادی را باید با پای پیاده طی می‌کردند، کشتی‌ها و قطارها بسیار کندتر از حالا بودند و برقراری ارتباط با بومی‌های هر منطقه سخت‌تر از حالا بود.

سُوزوُکی شین‌جوء (متولّد روز ۴ دسامبر سال ۱۸۷۳میلادی است  که در روز ۱ نوامبر سال ۱۹۵۷ در هشتاد و چهار سالگی درگذشت) در «ساسایاما» در ایالت کیوتو زاده شد و هنگام روانه شدن به سفر دور و دشوار خود از غرب تا شرق آسیا در میانۀ سال ۱۹۰۵، بسیار جوان و حدوداً 32 سال سن داشت. او در مدرسه‌ای  بودائی در ژاپن تحصیل‌کرده بود و در نوجوانی روانۀ سفری به دور دنیا شده و به امریکا رسیده بود و سال‌ها در دفتر بنیاد بودائی در نیویورک مشغول به کار بود. بعد از ۸ سال اقامت در آمریکا، برای گشت‌وگذاری دیگر در جهان با کشتی عازم  ناپل در ایتالیا شد. پس از دیدنِ این شهر و رُم، در دنبالۀ سفرِ دریاییِ خود به «آتن» و از آنجا  به «ازمیر» آمد و سپس روانۀ «استانبول» شد. از این بندر با کشتی نفتکش به بندر باتومی در روسیه آن زمان رسید و به قصد سفر به ایران با قطار به باکو و از طریق دریای خزر به انزلی آمد و از آنجا به تهران آمد. بعد از تهران از راه سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار  نیشابور به مشهد  و از آنجا  به قائنات و بیرجند و سیستان رفت. او می‌خواست که از مشهد به افغانستان و بعد به پیشاور در هندوستان برود. اما اجازه سفر به افغانستان نیافت و به ناچار از راه بلوچستان به هند رفت. در این مسیر از«تربت‌حیدریه»، «قائنات» و «بیرجند» و «سیستان» و دیگر آبادی‌های میان دشت کویر و کویر لوت گذشت و وصف آن‌ها را نیز به شرح سفر ایران خود افزود. او بعد از این سفر سه سال را در به امریکای جنوبی سفر کرد.

در این کتاب با وی از ابتدای ورودش به ایران از شمال تا خروج او از شرق همراه خواهید شد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانید:

«پیشکش گرفتن و مقام فروختن در یاران قضیه آشکاری است و کسی از آن خشمگین نمی‌شود و ایراد نمی‌گیرد. این شیوه و رویه در همه دستگاه‌های مملکتی جاری است اعطای نشان هم فقط یک راه کاسبی برای شاه است. وزرا و روسای پایین‌تر هم به شاه تأسی می‌کنند و از فرودستان خود پیشکش و درواقع پول توجیبی میگیرند.»

«در این مسیر خانه و مسکنی از مردم محلی نبود. و گیاه و درختی هم دیده نمی‌شد. کم‌کم چشم‌انداز آشنای ایران که ‏بیابان برهنه و تهی است نمودار می‌شد. با تفاوت یک روز راه، از سبزی و خرمی به کوه و زمین بی‌بوته و درخت رسیدم. ‏چندان که پنداری منظره‌ی چشم نواز دیروز خواب و خیالی بیش نبود. هیچ چیز برای خوردن پیدا نمی‌شد. و فنجانی آب ‏هم برای نوشیدن به سختی به دست می‌آمد. علاوه بر این، محلی‌ها که از خارجی‌ها بدشان می‌آمد بار‌ها، ندانستم چند بار، ‏از لبه‌ی بام و روی ایوان خانه‌ها به رویم آب دهان می‌انداختند. در جایی که از دکاندار محل یک فنجان چای خواستم، بیش ‏از دو برابر قیمت یا پنج شاهی با من حساب کرد. فنجان و بشقابی را که دستم به آن خورده بود از خانه بیرون می‌آوردند و ‏در جوی آب می‌شستند تا پاک شود. هرگز با ظرف‌های خودشان در هم نمی‌شستند.»

خرید نسخه چاپی

خرید نسخه الکترونیک


سفرنامه بعدی «سفرنامۀ ناکامورا نائوکیچی، مسافر فقیر ژاپنی در ایران» است:


ناکامورا نائوکیجی در میکاوا در شهر کنوننی تویوهاشی در ایالت آئیچی ژاپن زاده شد. در جوان‌سالی‌اش، در سال ۱۸۸۷، با اندیشه‌ی تأسیس آیادیهای ژاپنی نشین در آمریکا،همراه شد و شوق تلاش در این کار داشت. اما با توفیق نیافتن این طرح به کسب و کار خود پرداخت. در سال ۱۹۰۱ هنگامی که ۳۶ سال داشت ، روانه‌ی سفری به گرد جهان شد، و مدت ۵ سال و ۱۰ ماه سرزمین‌های شرق و غرب آسیا، اروپا، آفریقا، و آمریکای شمالی و جنوبی و نیوزیلند و استرالیا را درنوردید.پس از بازگشت به ژاپن شرح سفرها و جهانگردی خود را به یاری اوشی کاوا شونروء تحریر و در پنج جلد منتشر کرد .

سفرنامه‌ی ایران ناکامورا، در جلد سوم مجلدات پنج‌گانه‌ی سفرنامه‌ی او منتشر شده است

برای سیاحت ایران، ناکامورا در میان سفرش به دور دنیا در روز هفتم سپتامبر ۱۹۰۲ از بمبئی روانه شد و با راه‌آهن از طریق احمدآباد به کویته رسید و قصد داشت که از بلوچستان وارد ایران شود؛ اما معموران حکومت استعماری انگلیس به او اجازۀ سفر از این مسیر ندادند... و او به‌ناچار به کراچی رفت و از آنجا در یک سفر سه روزه خود را به بندر بوشهر رساند و از آنجا راه شیراز و اصفهان و بعد تهران شد. در سفر بازگشتش، از تهران با دلیجان به بندر انزلی رفت و از آنجا با کشتی پستی_مسافربری خود را به باکو رساند.

او داستان‌های جالبی دارد از سفرهای پیاده و چاپاری و منزل به منزلی که در ایران داشته. از اینکه خیلی از آبادی‌ها که می‌رسیده محلی‌ها فکر می‌کردند که هرکسی که خارجیِ است لابد حکیمه و از او درخواست دارو می‌کردند و انتظار تشخیص و بهبود بستگان بیمارشان را داشتند.

خرید نسخه چاپی

خرید نسخه الکترونیک

«سفرنامۀ ایران، مسافر ژاپنی در ماوراءالنهر ایران و قفقاز» کتاب دیگری از این دست است:

این کتاب، متن ترجمه شده «سفرنامه ایران»،‌ نوشته «ماساجی انیووه» به فارسی است. انیووه آخرین مسافر ژاپنی به ایران در دوره «میجی» (سال ۱۸۶۷_۱۹۱۲، عصر تجدد ژاپن) است که شرح سفر خود را در فرصت‌های دست داده به صورت نامه‌هایی نوشته و به توکیو فرستاده و سپس آن‌ها را در قالب سفرنامه تنظیم و منتشر کرده است. او در سفرنامه‌اش اشاره‌کرده که به قفقاز و ترکستان، مرو، بخارا، «کراسنوودسک» (بندری در ساحل شمالی دریای خزر)، بابلسر، تهران، ایروان، قزوین، زنجان، میانه، تبریز و... سفر کرده است. وی در هر یک از سفرهایش جغرافیا و پیشینه آثار تاریخی آن منطقه را به همراه آداب و عادات اقوام آن منطقه، مورد توجه قرار داده است.

«اینووه» در این سفر با مقام‌های مهم در سیاست‌ و حکومت، در مناطق مختلف مسیرش دیدار و گفتگو کرده و اطلاعات گسترده‌ای درباره اوضاع و احوال لشکری و نظامی مناطق بازدید شده و وضع راه‌ها، ارتباطات، صنایع، بازرگانی و مالی این مناطق کسب کرد. این همه نشان می‌دهد که این شرق‌شناس جوان، با هدف و برنامه‌ای معین و برای تهیه گزارشی ویژه به ماوراءالنهر، قفقاز و ایران سفر کرده است.

خرید نسخه الکترونیک

 

#خونه_بمونیم

امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«درس طبیعت»

در قرنطینه‌ای که به خاطر کرونا به وجود آمده، اتفاقی افتاده که لازم است حتما به آن توجه شود و لا‌به‌لای اخبار مرگ و میر محو نشود. در این مدت کمی که اتومبیل‌ها بیرون نمی‌روند، کارخانه‌ها کار نمی‌کنند، انسان‌ها تردد نمی‌کنند و گازهای گلخانه‌ای کمتری متصاعد می‌شوند، اگر کمی دقت کنید متوجه می‌شوید که آسمان مثل آسمان پنجاه سال پیش صاف و پاک شده و جالب‌تر اینکه دانشمندان اعلام کرده اند که لایه‌ی ازن در حال ترمیم شدن است. این ثابت می‌کند که زمین اگر فرصت بیابد به سرعت خودش را پاکسازی و بازسازی می‌کند درست همانند یک تن زنده، اگر انسان بگذارد. زمین یک موجود زنده است که نفس می‌کشد و درک می‌کند. این نکته‌ی بسیار مهم و درس بسیار بزرگیست که ویروسی کشنده آن را به ما یادآوری کرد. بقای ما در گروِ بقای طبیعت و سلامت ما وابسته به سلامت طبیعت ... دیدن ادامه » است. بیایید تا از این پس طبیعت؛ این مادر باستانی‌مان را گرامی بداریم و در جهت حفظ و بقایش بکوشیم. ما انسانها تنها ساکنان این سیاره نیستیم و لازم است تا به حیوانات و گیاهان نیز امکان بقا بدهیم. آیندگان نیز باید امکان و اجازه‌ی استفاده از این زمین را داشته باشند، با خودخواهی‌های خود حق حیات را از آنان نگیریم، آنها کسی نیستند جز فرزندان ما.

(وحید عمرانی)
امیر مسعود و نیکا نصیری این را خواندند
بهزاد هندی، امیرمسعود فدائی و لیلا مظاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رادیو ترانزیست
یه پادکست دوست داشتنی که تازه باهاش اشنا شدم. این پادکست ویدیویی با اجرای اسماعیل باستانی درباره ی موسیقی، فیلم، ادبیات و ... حرف میزنن.
گویا تا امروز ۷ اپیزود دو ساعته ی مستقل و ۴ اپیزود ۴۰ دقیقه ای برای شبکه ی افق ازش ساخته شده.
مستقل:
https://www.aparat.com/radiotransist
شبک افق:
https://www.aparat.com/playlist/329606

امیدوارم لذت ببرید.
میم سردلی، سپهر، امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من‌هر چی که می خوام تو این اتاق دارم.
اون بیرون هیچی برای من نیست.
یدونه از این اتاق ها لطفن
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بارونا با رقصشون هلهله برپا می‌کُنن
می‌شینن رو پشت بوم چترشونو وا می‌کُنن
حالا توی کوچه‌ها
صدای ساز ناودونه
باد آواره داره
تو کوچه آواز می‌خونه
چه هوایی....
چه هوایی....
چه هوایی....

«عمران صلاحی»

با صدای سیمین غانم.

واقعا چه هوایی....رعد و برق .... بارون و صداش...و دلبری هاش...

۱۴.فروردین.۹۹
ساعت۴:۵۹ ... دیدن ادامه » بامداد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
//جاده، کوری، بلم سنگی، کفتار//
خب شاید نکته مثبت این فیلم این است که مهم نیست چه بلایی سر
زمین اومده.. اما زلزله میاد و عدم پاسخگویی ارتباط زلزله با وضع موجود
افت کیفیت می کنه...
اگر کتاب کوری ساراماگو را خوانده باشید یا فیلم مزخرفش را دیده باشید
و یا کتاب بلم سنگی اش را خوانده باشید ( نمی دونم فیلم داره یا نه)
فروپاشی جامعه مدرنیته را بدون دولت ها می بینید...
و برگشت انسان به دوران قبل از زندگی قبیله ای...
جایی که غارت فروشگاهها اتفاق می افته، مدفوع و ادرار در همه جا هست
و البته گروهی خشن و اجبار روسپی گری در مقابل غذا..
و این در بلم سنگی در فضای بیرون اتفاق می افته...
درسته که در نهایت اوضاع به روال سابق بر می گردد اما وجود پست تر از
حیوان بودن را به رخ می کشه...
اما این فیلم به درستی پا را فراتر گذاشته و از شکار انسان در زمان قحطی
و آدمخواری حرف می زنه...
دوبار ... دیدن ادامه » در ۱۱۰ سال گذشته، یکبار ۱۰ سال قبل از جنگ جهانی اول و مجدد
در جنگ جهانی اول اتفاق افتاد... سرچ کرده و تاریخچه فلاکت این کشور
را بخوانید...
جایی از بی اعتمادی به همه آدم ها...
جایی که زنده ماندن ات یک راه دارد دور بودن از آدم های دیگر..
جایی که به کسی حتی نمی توانی غذا بدهی، چرا که خودت ممکنه بر اثر
بی غذایی بمیری..
سکانس درخشان:
مرد و بچه وارد خانه ای می شوند و در کف آشپزخانه درب قفلی می یابند
آن را باز کرده وارد انباری می شوند برای یافتن غذا..
در یکی از اتاق ها آدم های برهنه می یابند که بعضی مثلا پا یا دست
ندارند، فرار می کنند و به حمام می روند...، و خون و تکه های بدن می یابند
و متوجه می شوند که آدمهای سرداب محل نگهداری خوراک های زنده
اشرار هست...
همه شکارچیان اول شکار را می کشند و بعدا می خورند..
اما کفتار شکار را زنده زنده می خورد مثل این چینی ها...
جایی که فهمیدیم انسان بودن یعنی هیچ...
در فیلم امیدی احمقانه موج می زند، جایی که پدری، با پسرش سرگردان
به سمت جنوب برای پیدا کردن آدمهای خوب می روند جایی که شاید
آفتاب اوضاع بهتری از نظر خوراک برای مردم بوجود آورده باشد..
و دین همه گرفتاری و بدی و حتی بیماری خودش او را منصرف نمی کند
و در نهایت پسر خردسالش را به امان خدا ول می کند..
و پسر با یک خانواده آدم خوبها که در تعقیب شان بودند ( نمی فهمیم چرا)
آشنا شده و فیلم تمام می شود...
می تونم بگم نویسنده مضحک وار فیلم نامه اش را نوشته و بی منطق..
دارابونت خالق رهایی از شاوشنگ در فیلم مه، سکانسی درخشان می سازد
وقتی از دور صدای حشرات جهش یافته توسط ۵ نفر در داخل ماشینی
شنیده می شود.. مرد جوانی کودک، زن و دو سالمند را با ۴ گلوله می کشد
تا توسط حشرات قد گودزیلا خورده نشوند... و از شدت عصبانیت با
اسلحه خالی به خودش شلیک می کند، چون می ترسد.. و البته کار درستی
می کند با اینکه دولت و ارتش همچنان هست، چون جلوی خودش خورده
شدن آدم های دیگر را دیده و می داند آنها حیوان هستند و مثل انسان
باهوش هم نیستند...
فیلم از یک کار درجه۳ مهیج به فیلمی تراز اول تبدیل می شود با آن سکانس
درخشان..
به خصوص وقتی از ماشین پیاده می شود و با فریاد و قدبازی سعی در
جلب توجه حشره به سمت خودش دارد و بعد می بیند صدای نفربرهای
ارتش است و بعد با دیدن آدمهای سوار بر کامیون های نفربر ارتش و نجات
یافته ها با بهت به زمین می افتد و از کارش پشیمان است...
...
نمی دونم تو هزاره سوم نویسنده ها و کارگردان ها و خلاق ها کجا رفتند؟

سینمای دهه نود شاید آخرین دهه از فیلم های خوب بود...
هنوز حماقت فیلمنامه نویس فیلم جاده روی اعصاب من هست...
این همه موقعیت خوب و پایان بندی احمقانه... اگر ایرانی بود می گفتم
اینجوری ساخته تا بهش مجوز بدن به خدا..
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی و محسن جوانی این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
کاملا موافق م جناب کیانی، فیلم کوری، واقعا فاجعه ست....
یعنی هیچ جای رقابتی با کتاب نداره.....
تنها خوبی ش حضور julian moore و بس.
دیروز
@کارآمد
عرض شود نام اینجانب را در کنار جناب ALI و البته دیگرانی
قرار دادی در قواره ایشان... ، بدون تعارف در قواره ایشان و
هم رده های ایشان نیستم...
شاید فقط یک آیتم ذاتی و نه اکتسابی، شما و دوستان دیگر
را به اشتباه انداخته، که (( هوش آنالیز )) من هست و نه ... دیدن ادامه »
مطالعه دقیق و فراوان...
۶ ساعت پیش
محمد جان میدونی که یکی از کاشفانت خودم بودم و هنوز طرفدارتم و دلیل اون برام عبورت از لایه هاست
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی که صدق بر لب حاکم محال شد
در مُلک بی مصدق قحط الرجال شد
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- یعنی نگران این نیستی که یک قاتل اون بیرونه؟
- من فقط نگران اون شیطانی هستم که هر روز درون آیینه میبینم
..........................
چند سالی میشه که تب سریالهای خارجی همه گیر شده وهرکدوممون براساس سلیقه یا تشویق دیگران یا آگاهیهای کسب شده از منابع مختلف شروع به دیدن یکی از این سرگرمیهای شیرین کرده ایم و گاهی حسابی کیفور شدیم و گاهی پشیمان و نصفه نیمه رهاش کردیم و رفتیم سراغ تجربه بعدی مثلا سریال بریکینگ بد یا بیست و چهار و نقابداران جز سریالهایی بودند که از طرف عده زیادی معرفی شدند و متاسفانه با سلیقه ام جور در نیامدند و هر کدوم بعد از مدتی نصف کاره رها شدند، اما بودند سریالهایی با اقبال عمومی که برای منم خیلی جذاب بودند مثل سریال لاست و واکینگ دد که هر دو در لایه های زیرین به موضوع سرنوشت و آخرت و در نهایت رستگاری میپرداختند ( مخصوصا واکینگ که محصول کارگردان ... دیدن ادامه » رستگاری در شایوشنگ است و همه میدانند چقدر به موضوع رستگاری علاقمندند ایشان) ، سریالهایی مثل فرندز و آشنایی با مادر هم که جایگاه خودشون رو دارند چون در زیر لایه سطحی طنزشون عمیقترین مسله جامعه یعنی چگونگی روابط انسانها رو مورد نقد قرار میدهند که البته باید هر قسمت ( مخصوصا آشنایی با مادر) چند بار دیده بشه تا پس از گذر از طنز به منظور اصلی رسید.
بین صدها سبک و ژانر رنگوارنگ گرایش اصلی من به فیلم و سریالاهایی با تم روانشناسی و جامعه شناسیه و عاشق کاراکترهای چندلایه خاکستری هستم ، شخصیتهایی که در عین سیاهی ظاهری میتونن در لحظه خاصی تغییر رنگ بدن و سفید رفتار کنن ، یا در برعکس، چون فقط خاکستریها واقعی هستند و سیاه و سفید کامل تو دنیای حقیقی وجود نداره،
اینهمه رو گفتم چون الان فصل دوم سریال YOU رو تموم کردم و چونان شگفتزده شدم از خلاقیت کارگردان و فیلمنامه نویس و قدرت بازیگری نقش اول این سریال که دلم میخواد ساعتها راجع به زیر و بم و جزییات و شخصیت پردازی و تغییرات نرم اما پیوسته آن صحبت و تقدیر کنم، تا جایی که حافظه من یاری میکنه سریالی با این قدرت نتونسته با حفظ تمپو بالا و تعلیق زیاد تا قسمت آخر بیننده رو شگفتزده کنه و یک شخصیت رو هم سیاه و هم سفید و در نهایت خاکستری نگهداره و از کودکی تا میانسالی رو با جزییات کامل و ذکر علت و معلولی هر رفتاری نشون بده تا جایی که میتونه کلاس درس کاملی برای دانشجویان روانشناسی و حتی تیاتر باشه که با کلی بیماری روانی و عقده از ادیپ تا الکترا و غیره بصورت عملی آشنا بشن.
برداشتی آزاد اما فوق العاده عالی از جنایت و مکافات جناب داستایوفسکی،
فکر میکنم دیدن این سریال برای اینروزها انتخاب خیلی خیلی خوبی باشه



اقا کارامد جان
یه سوال میشه ازتون بپرسم؟
راستش با دیدن یه موضوعی، دیگه رغبت نداشتم ادامه ی سریال رو ببینم و فقط رفتم قسمت اخر تا ببینم چی میشه و الان پشیمونم :(
ولی اون موضوع چی بود...؟
اگر بیاد بیارین، اواسط فصل یک، شخصیت اقا علاقه اش رو به خانم مطرح کرده، با هم میرن سر قرار اونم چندین و چند بار. کلی وقت میگذرونن و همش تو فکر همن، اما کاراکتر زن نمیخواد رابطه ی جنسی رو شروع کنه و بنظرش زوده هنوز
ولی‌..!
همون دختر همزمان(!) تو پارتی ها و اپلیکیشن ها با غریبه ها اشنا میشه و شب میره خونه شون و اینو یجورایی با افتخار هم برای دوستاش تعریف میکنه!
نمیدونم، شاید من امل ام، یا واقعا یه جهان سومی، ولی این اصلا برام قابل باور نبود، نمیتونستم بپذیرم و راستش حالم رو خیلی بد کرد و تا چند روز روحم رو ازار داد.
شما شناخت خیلی بیشتر و بهتری از فرهنگ غرب دارین و باهاشون زندگی کردین، خواستم ببینم این واقعا هست؟
و ... دیدن ادامه » اگر جواب بله است، واقعا چرا؟؟؟
۲ روز پیش، چهارشنبه
بابت همه رستوران بردن هات مرسی: )))
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رگباری به یک‌آن

زمین لرزید.

خداوندگاری‌ رهید،
ایزدی آمد

از اشکِ مژه‌هایت،
به خدا رسیدن


پرستِشَت،
عجیب لذتِ بهشت دارد!

۱۳ فروردین ۹۹
۲ روز پیش، چهارشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


حوصله...
همانی که نیست، وقتی نیستی..
هزار بهانه هم جور شود، لم داده در آفتاب باید منتظر باشم تو بیایی..
صدا کنی و من غرق در چشمانت، ببوسمت.
طولانی.....


چقد اینو دوست دارم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سفر به کرواسی در «سیزده به در» | عکس
گردشگری مجازی
» سفر به کرواسی در «سیزده به در»
... دیدن متن »

 کشور کرواسی که قرن‌ها در مسیر بین شرق و غرب قرار داشته در طول تاریخ خود تحت تأثیر امپراتوری‌های بیزانس، عثمانی، ناپلئون و اتریش-مجارستان قرار گرفته است. میراث فرهنگی غنی کرواسی، این کشور را به یکی از مقاصد مهم گردشگری تبدیل کرده است. قلعه‌ها، کلیساها، تئاترها، غذاهای خاص، شراب و موسیقی از جمله جذابیت‌های فرهنگی کرواسی محسوب می‌شود.

در ادامه با فهرستی از ۹ جاذبه فرهنگی کرواسی که برای آشنایی با تاریخ آن در جریان سفر به این کشور باید از آنها بازدید کنید آشنا می‌شویم.

شهر رییکا؛ پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۰

این شهر با معماری نئوکلاسیک، مرکز پرجنب و جوش و بازار سرزنده خود یکی از جاذبه‌های گردشگری کرواسی است. بازار اصلی شهر از قرن نوزدهم تاکنون محل مهمی برای صرف غذا بوده است.

اگر در سال جاری میلادی به رییکا سفر کنید با توجه به انتخاب آن به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۰ می‌توانید از برنامه‌های فرهنگی ویژه آن بهره ببرید. قرار است در سال جاری بیش از ۶۰۰ برنامه فرهنگی از جمله نمایشگاه، نمایش، اپرا، کنفرانس، کنسرت و جشنواره در رییکا برگزار شود.

نمایشگاه‌های فرهنگی رییکا در موزه هنرهای مدرن و معاصر، خانه کودکان، موزه شهر و دیگر اماکن فرهنگی برپا خواهد شد. مصرف قارچ‌های سیاه و سفید شهر ایستریا در نزدیکی رییکا را که شهرت زیادی دارند به شما توصیه می‌کنیم.

زاگرب؛ شهر موزه‌ها

شهر زاگرب بازتابی از شکوه امپراتوری اتریش-مجارستان است. اکثر نقاط شهر را می‌توانید با پای پیاده کشف کنید. یکی از جاذبه‌های شهر زاگرب کلیسای جامع آن است. یکی از قدیمی‌ترین بناهای شهر هم کلیسای سنت مارک است. زاگرب بیشترین تعداد موزه را با در نظر گرفتن جمعیت در میان شهرهای جهان دارد. در میان این موزه‌ها می‌توانید از موزه میمارا که موزه هنرهای زیبای شهر است بازدید کنید. موزه شهر هم می‌تواند به شما برای آشنایی با تاریخ زاگرب کمک کند.

کرواسی به خاطر قهوه‌ها، روغن زیتون و شراب خود شهرت زیادی دارد. هنگام گشت و گذار در خیابان‌های قدیمی شهر از جمله تکالتچوا امکان آشنایی با قهوه کرواسی، روغن زیتون و شراب این کشور را خواهید داشت. خیابان تکالتچوا قرن‌ها یکی از سرزنده‌ترین خیابان‌های شهر بود. برای آشنایی با غذاهای محلی کرواسی نیز می‌توانید به بازار مرکزی شهر بروید. غذای گرنادیر مارسا را که نوعی پاستا با زیتون و پنیر است می‌توانید در پایتخت کرواسی امتحان کنید.

اواخر بهار جشنواره‌ای در بسیاری از خیابان‌های زاگرب برگزار می‌شود که بر جذابیت شهر می‌افزاید. تئاترهای خیابانی، جشنواره موسیقی، برگزاری نمایش و مسابقات ورزشی، پایتخت کرواسی را در این دوره بیش از پیش برای گردشگران جذاب خواهد کرد.

زادار؛ شهر بناهای تاریخی

شهر زادار تاریخی سه هزارساله دارد. برای آشنایی با بناهای تاریخی آن می‌توانید در خیابان‌های شهر به پیاده‌روی بپردازید. کلیسای سنت دوناتوس، بزرگ‌ترین بنای به جا مانده از دوران معماری پیش از رومانسک در کرواسی است. این کلیسا در قرن نهم میلادی ساخته شد. کلیسای جامع آناستازیا نیز می‌تواند یکی دیگر از مقاصد شما در جریان بازدید از زادار باشد.

شیبنیک با دو بنای ثبت شده در فهرست یونسکو

شهر شیبنیک دو بنای ثبت شده در فهرست میراث فرهنگی یونسکو دارد. اولین بنا کلیسای جامع سنت جیمز است که از قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی به جای مانده است. کلیسای جامع سنت جیمز به دلیل ترکیب معماری گوتیک و رنسانس از جمله جاذبه‌های گردشگری کرواسی محسوب می‌شود.

شهر شیبنیک چهار دژ تاریخی دارد که به دلیل هراس کروات‌ها از حمله امپراتوری عثمانی ساخته شده بود. نام دژ سنت نیکولاس در فهرست میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده است. شهر شیبنیک اصلی‌ترین محل تولید شراب در کرواسی است.

پریموشتن؛ جزیره‌ای که شبه جزیره شد

پریموشتن به دلیل فضای روستایی خود جذابیت زیادی دارد. این شهر در گذشته جزیره بوده و اکنون تبدیل به شبه جزیره شده است. تاکستان‌های پریموشتن شهرت زیادی دارد. عکس یکی از تاکستان‌های پریموشتن در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک قرار دارد.

از ساحل پریموشتن به عنوان یکی از زیباترین سواحل در کرواسی یاد می‌شود. در اواسط تابستان جشنواره‌ای فرهنگی در پریموشتن برگزار می‌شود. اهالی شهر در این جشنواره فرهنگ محلی خود را معرفی می‌کنند.

تروگیر با معماری رومانسک و گوتیک

از شهر تروگیر به عنوان «شهر موزه» یاد می شود. تروگیر یکی از شهرهایی است که بیشترین بناهای معماری رومانسک و گوتیک در اروپای مرکزی در آن حفظ شده است.

بخش قدیمی شهر در فهرست میراث فرهنگی یونسکو قرار دارد. در بخش تاریخی شهر می توانید از حدود ۱۰ کلیسا و بنای به جامانده از قرن سیزدهم میلادی بازدید کنید.

کلیسای جامع سنت لارنس یکی از بناهای تروگیر با معماری رومانسک و گوتیک است.

شهر اسپلیت و کاخ دایاکلیشن

بندر اسپلیت پس از زاگرب دومین شهر بزرگ کرواسی است. کاخ دایاکلیشن که از ۱۷۰۰ سال پیش بر جا مانده است مهمترین جاذبه فرهنگی اسپلیت محسوب می‌شود. نام کاخ دایاکلیشن در فهرست میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده است. بخش تاریخی شهر اسپلیت شامل خیابان‌های اطراف کاخ دایاکلیشن می‌شود.

از شهر اسپلیت به عنوان یکی از مراکز اصلی فرهنگ و تاریخ کرواسی یاد می‌شود. بازدید از موزه‌های شهر اسپلیت از جمله موزه هنرهای زیبا می‌تواند یکی از برنامه‌های فرهنگی شما در جریان سفر به کرواسی باشد.

جزیره خوار و ستاری گراد

جزیره خوار در مسیر کشتی‌رانی در دریای آدریاتیک قرار دارد. امری که باعث شده است این جزیره طی قرن‌ها به مرکزی هنری و فرهنگی تبدیل شود. تئاتر عمومی خوار یکی از اولین سالن‌های تئاتر اروپا بوده است. بازدید از این سالن تئاتر اکنون پس از ۲۰ سال نوسازی آن بار دیگر ممکن شده است. جزیره خوار یکی از مراکز اصلی ادبی کرواسی در دوران رنسانس بود. ستاری گراد در شمال جزیره خوار قرار دارد و یکی از قدیمی‌ترین شهرهای اروپا محسوب می‌شود. بخش تاریخی ستاری گراد در فهرست میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده است.

دوبروونیک؛ مروارید دریای آدریاتیک

از شهر دوبروونیک به عنوان مروارید دریای آدریاتیک یاد می‌شود. شاهکارهای معماری و فرهنگی این شهر از قرن‌ها پیش بر جای مانده است. دوبروونیک میزبان بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی، کنسرت‌ها و نمایشگاه‌ها است. جشنواره تابستانی دوبروونیک هر سال برگزار می‌شود. در جریان این رویداد نمایش‌های تئاتر، باله و کنسرت‌های موسیقی در سطح شهر اجرا می‌شود. این جشنواره تابستان هر سال به مدت ۴۵ روز برگزار می‌شود.

 

#خونه_بمونیم

۲ روز پیش، چهارشنبه
امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگفت
عکس که خود آدمها رو نشون نمیده
واقعیت هاشون
همیشه پنهون می مونه.

نه چشم ها حرف شون رو می زنند
نه دل ها می تونند خوب ببینند
فقط برای چند ثانیه
برای ثبت همون لحظه
ساکت میشند و به چیزی فکر نمی کنند
شاید هم آینده جلوی چشم هاشون
به سرعت برق و باد میگدزه
و تصور می کنند که با گذشت زمان
چه حسی دارند و چطور
دارند به خاطره توی عکس نگاه می کنند
نگاهی ... دیدن ادامه » که میتونه یه خواب باشه
یا بیداری یه رویا
خنده روی لب بیاره
یا یه بغض کوتاه.

میگفت
عکس که خود آدمها رو نشون نمیده
واقعیت هاشون
همیشه پنهون می مونه.


#مجتبی
امیرمسعود فدائی، نیلوفر و امیر مسعود این را خواندند
امیر نجفی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یادداشت درباره کتاب " چشم سگ " نوشته عالیه عطایی
چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1398.12.21 - نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

حضور افغان ها در ایران و تجربۀ دوگانگی در تابعیت و تقابل تعلق به دو خاک ، موقعیت غریبی را ایجاد می کند که "عالیه عطایی " به عنوان کسی که اصالتا اهل کشور افغانستان است و سال ها در ایران زندگی کرده ، به خوبی توانسته از پسِ بیان این نوع قصه-گویی بربیاید و با کتاب " چشم سگ" که این روزها به بازار آمده ، نوع متفاوت تری از موضوعات داستانی را طراحی و بیان کند . چشم سگ ، متشکل از هفت داستان کوتاه با درون مایه مهاجرت و افغانستان است ؛ هفت داستان که جنبه های مختلفی از تغییر اقلیم و تاثیر آن در زندگی فرد مهاجر را کنکاش می کند و در این میان تنها به یک نگاه واحد ، پیرامون این جابجایی مکانی ، قناعت نکرده بلکه سراغ گروه ... دیدن ادامه » های مختلفی رفته که گاه در قبال مهاجرت ، داشته های زیادی کسب کرده اند و با رفاه اقتصادی روزگار سر می کنند و یا برعکس ، آنها که تجربۀ مهاجرت برایشان مترادف سختی و آوارگیِ مضاعف بوده و هجا به هجای غربت را تا عمیق ترین بخشِ معنای کلمه ، لمس کرده اند .
جملات عالیه عطایی ، در عین ایجاز ، دارای نوعی صلابت در گفتار بوده و حضورِ اتفاق در صحنه به صحنۀ هر داستان ، فرصت نوعی ماجراجویی در بابِ ادبیات مهاجران افغان را به خواننده می دهد ؛ جنسی از ادبیات که در فضای نشر ایران ، کمتر بدان پرداخته شده . نویسنده از تجربه زیسته خود استفاده کرده و با توجه به مواجهه اش با فرهنگ ایران و افغانستان ،گنجینۀ متنوعی از شناخت آداب و رسوم هر دو کشور را به دست آورده و با وارد کردن این مفاهیم در بستر داستان ، روایت های جدیدتری را بیان کرده است .حتی انتخاب نام کتاب نیز شروعی طوفانی در بسطِ ایدۀ خلاقانه ای است که در بازگویی روایت ها استفاده شده. عطایی در متنِ داستان ها نیز با تسلط به ادبیات فارسی و واژگان ویژۀ افغانی ، ظرف بزرگی از کلمات را در اختیار گرفته و با تکیه بر توانایی عظیمش در ساخت عبارات و ترکیبات داستانی ، توانسته خواننده را پیشِ روی جهان تازه ای از قصه قرار دهد ؛ جهانی که نابسامانی های سیاسی و اقتصادی ، جنگ و ناامنی ، شخصیت هایش را وادار می کند تا از اقلیم خود دور شوند و مکان دیگری را برای ادامۀ زندگی انتخاب کنند و این تغییر در محل اقامت ، در جزئی ترین مسائل، تاثیر گذاشته و ردپای جدا شدن از پوستۀ اولیه شکل گیریِ اجتماعی شان ، در تمام سنگفرش های زندگی ِ این افراد دیده می شود .
درواقع ، تجربۀ مهاجر بودن ، جهان عظیمی را پیش روی نویسنده می گذارد که فرصت تقابل داستانهای مختلف را به او می دهد . به عبارتی عطایی توانسته از طریق تجربۀ این فضا ، ساختمان متفاوتی از داستان پدید بیاورد .از طرفی اشتراکات فرهنگی دو کشور ، قرابتی در همذات پنداری در تخیلِ خوانندۀ ایرانی ایجاد می کند . بخش هایی از کتاب ، بازگوی رفتار و ویژگی های ایرانیان به ویژه در مواجهه با یک افغان است . کتاب رنگ و بو دارد و این تبلور رایحه ، ناشی از توصیفات رنگارنگی است که نقش به سزایی در صحنه پردازی داشته است .
اینکه آیا با دور شدن از اقلیم و نگارش می توان هر اثری را شایسته طبقه بندی در ادبیات زیرمجموعۀ مهاجرت در نظر گرفت یا نه ، موضوعی است که دیدگاه های بسیاری حول آن می چرخد . واضح است بازتاب مهاجرت در جایی که با ارزش ها و مفاهیم فرهنگی هر دو کشور مبدا و مقصد ، نزدیکی فکری صورت گرفته ، می تواند کار منحصربه فردی محسوب شود .انعکاس تصویر مهاجرت ، حرکت روی یک خط مرزی باریک است که شاید در تقابلِ این دو، هویت تازه ای شکل بگیرد . از طرفی تعریف مرز و احساسات وطن خواهانه ، موضوعی است که گاه با تعصب به آن نگریسته شده ؛ تعصبی که اگرچه صاحبانش عنوان روشنفکر بودن را به دوش می کشند اما نتوانسته اند خود را از پس نگاه بیهودۀ برترپنداریِ خویشتن، نجات دهند و هنوز تبار و نژاد و خون را دست آورد می پندارند و عقبۀ خود را نشانه ای از لیاقت در نظر می¬گیرند. مگر نه آنکه هیچ کدام از انسان ها اختیاری در انتخاب وطن نداشته اند ؟! پس چگونه می توان فردی را به واسطۀ تعلق به خِطّۀ خاصی ، سرزنش کرد و یا به دیدۀ حقارت به او نگریست ؟ معنای عدالت و پرهیز از تعصبات نژادی آنجا نمود پیدا می کند که ارزش یک انسان به مرزی که به آن تعلق داشته متصل نمی شود و انسانیت ،یگانه مبنا برای ارزشمندیِ یک فرد محسوب می گردد و نه تعلق به جایی که در انتخاب برای وقوع تولدش در آن مکان ، دخالت نداشته .
نگاه نویسنده به زن در چشم سگ ،مقوله ویژه ای است . آنجا که یک زن می تواند از پس نگاه های دیگران معنای مختلف را ترجمه کند و می فهمد بیگانه بودنش در یک کشور در مواجهه با تعصبات، چارچوب غربتی را ترسیم می کند که اضلاعِ آن، حتی تا پای شخصی ترین مسایل نیز به میان می آید . برای مثال در داستان " شب سمرقند " یک زن برای عشقش راه زیادی را طی می-کند و حتی به دلیل تسلطش بر زبان روسی ، وارد یک ماجرای جاسوسی می شود . شب سمرقند ، بی شک یکی از بهترین روایت-های اخیر داستان های جاسوسی است که اوج نبوغ نویسنده را در تلفیق حس های مختلف مادی ، احساسی، زن بودن ، مادری ، عشق و انتخاب اشتباه و تاوان را نمایش می دهد . جاگذاری این ابعاد برجسته در طول یک شب و روایت داستان آن هم به شکلی عمیق ، ردپایی از انعکاس رفتار یک فرد و تاثیر آن بر سرنوشت جماعت دیگر را به شکل ماتریسی نشان داده است . نمایشی از اتصال حلقه های عالم که هر ضربه و حرکت بر دیگری تاثیر دارد و این تاثیر البته سرنوشت جمعی ما را می سازد .
شاید خواندن این کتاب ، نوعی تلنگر برای بازبینی رفتار ما ایرانیان در مواجهه با عزیزان افغان باشد ؛ اینکه بپذیریم آنجا که غربت به طعام هر روزۀ یک فرد اضافه شود، تیمار زخمی که جدایی از وطن و دوری از خویشاوند و هم زبان پدید آورده ، مرهم می طلبد. به نگاه ، به حرکت ، می توان باری مضاعف روی دوش این غریب گذاشت و یا جلوه ای از امید و پیشرفت نشانش داد تا او که مبهوتِ خشونت و گستردگی تنهایی ، جهان را به ظلم دیده ، کمی از عاطفه و محبت از سوی کشوری که به آن پناه آورده ، بهره مند شود ، شاید ذره ای از سختیِ زندگی، برایش کاسته شود ... به لحظه ای و یا به اندازه روزنه ای هر چند کوچک اما پرنور ...

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آی لبو دارم، لبو...
لبو لبو دارم، لبو....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستای تیوالیِ گلم،
راستش امروز، سیزده نوروز و همچنین اولِ آوریل هست!
Believe nothing and trust no one, today is April Fool’s Day
خواستم سیزده نوروز 1399 رو به همتون تبریک بگم و همینطور:
Happy April Fool’s Day 2020
روزی پر از دروغ و پرانک داشته باشین و زیاد بخندید.
قربونتون
سیزده بدر شما هم مبارک
برای من که خیلی روز خوبی بود
از سربازی معاف شدممم :)
۲ روز پیش، چهارشنبه
سلام به شما محمدِ کارآمدِ نازنین،
برای بعضی ها، کلِّ سال، سیزده فروردینه دیگه، چی کار کنیم، این گروه عید رو خیلی دوس دارن و نمیخوان که اصلا تموم شه!!!
ممنونم که مثل محمدِ لاکچری، منو اذیت نکردین!!!!
مهربون و شاد باشی.
دیروز
اقا کارآمد جان:))))))))))))))))

مریم جان :)
خوش حالم خندیدی
بس مهربون و صادقی، همیشه بنا رو گذاشتی رو صداقت :)
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم
که قفس
باغ را پژمرده می کند....

«شاملو»
چه شرح‌ حال درستیه برا این روزامون
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ali Hoseini
قله فرعی دماوند
هنگامی که در بارگاه سوم ایستاده اید و به سمت قله دماوند نگاه می کنید، در حقیقت شما در حال نگاه کردن به قله فرعی به ارتفاع ۵۴۰۰ متر هستید.
در صعود به کوه دماوند از مسیر جنوبی، که به علت وجود امکانات رفاهی، توریستی ترین مسیر صعود به دماوند است، در مسیر صعود وقتی به بارگاه سوم می رسیم که کمپ ما قبل قله است و میخواهیم قله را مشاهده کنیم، در واقع شما نمیتوانید قله اصلی را ببینید و قله ای که مشاهده میکنید قله دماوند نیست بلکه قله ای فرعیست به ارتفاع ۵۴۰۰ متر. این موضوع حتی در هنگام صعود تا نزدیک قله فرعی پا برجاست.
نام دیگر این قله فرعی سنگ مثلث می باشد که باخر شباهتش به این شکل هندسی می باشد.
وقتی به سمت قله می روید این را به یاد داشته باشید که قله دماوند یک نقطه سنگی نیست، بلکه در قله شما دهانه اتشفشانی دماوند را ملاحظه می کنید.
وقتی ... دیدن ادامه » در هنگام صعود به قله فرعی می رسید، اگر هوا صاف باشد شما میتوانید دودخان های گوگردی را ببینید که دود از انها خارج می شود و در مسیر قسمت هایی از زمین را به شکل زرد رنگ مشاهده می کنید که علت ان گوگرد است. در اینجا کمی شکل منطقه تغییر میکند و برای رسیدن به قله یک شیب ملایم را پیش رو دارید که ان را منطقه خطر می نامند.
https://cheetah-adventures.com/damavand-fake-summit/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید