آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینما
S3 : 22:26:32 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بازیگران «شبگرد» مقابل دوربین رفتند | عکس بازیگران «شبگرد» مقابل دوربین رفتند
به گزارش روابط عمومی پروژه؛ فیلمبرداری «شبگرد» به کارگردانی فرزاد موتمن از روزهای گذشته در لوکیش‌های تهران آغاز شده و  علاوه بر امیر آقایی و امیرحسین فتحی که پیش از این خبر حضور آنها قطعی شده بود، مهشید افشارزاده، جایگزین پانته‌آ پناهی‌ها شد و روشنک گرامی هم از دیگر چهره‌هایی است که در این فیلم ایفای نقش می‌کند.به این ترتیب امیر آقایی، روشنک گرامی، احسان امانی، مهشید افشارزاده، بهناز پور فلاح، نازنین صلح جو، یاسر جعفری، حسین امیدی، شبیر پرستار، با حضور پیام احمدی‌نیا و هنرمندی امیرحسین فتحی، فهرست کامل و نهایی بازیگران این فیلم هستند. «شبگرد» ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی پروژه؛ فیلمبرداری «شبگرد» به کارگردانی فرزاد موتمن از روزهای گذشته در لوکیش‌های تهران آغاز شده و  علاوه بر امیر آقایی و امیرحسین فتحی که پیش از این خبر حضور آنها قطعی شده بود، مهشید افشارزاده، جایگزین پانته‌آ پناهی‌ها شد و روشنک گرامی هم از دیگر چهره‌هایی است که در این فیلم ایفای نقش می‌کند.
به این ترتیب امیر آقایی، روشنک گرامی، احسان امانی، مهشید افشارزاده، بهناز پور فلاح، نازنین صلح جو، یاسر جعفری، حسین امیدی، شبیر پرستار، با حضور پیام احمدی‌نیا و هنرمندی امیرحسین فتحی، فهرست کامل و نهایی بازیگران این فیلم هستند. «شبگرد» سیزدهمین تجربه کارگردانی فرزاد موتمن محسوب می‌شود و تهیه‌کنندگی آن را مرتضی شایسته برعهده دارد.
اسامی عوامل این فیلم عبارتند از: تهیه کننده: مرتضی شایسته، کارگردان: فرزاد موتمن، مجری طرح: سید یاسر جعفری، مدیر تولید: رضا حسین زاده اوره، نویسنده: امیرحسین دواتگر، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه‌ریزی: عادل معصومیان، مدیر فیلمبرداری: سعید براتی، مدیر صدابرداری : امیر حاتمی، طراح گریم: مرتضی کهزادی، طراح صحنه: امین جهانی، طراح لباس: آزاده قوام، تدوین: سهراب خسروی، صداگذاری: حسین ابوالصدق، اصلاح رنگ و نور: علی تصدیقی، عکاس:حبیب مجیدی و مدیر تدارکات: مهدی عبدی‌فرد

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خدا قوت به همه شما عزیزان
قسمتی از فیلم کوتاه «مسیــر کـوتـاه» به کارگردانی کامبیــز طاهری

http://m.aparat.com/v/9rC3M

عوامل این فیلم تا این مرحله عبارتند از:

تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان:
کامبیــز طاهــری

مُشاور فیلمنامه:
یاسمـن میــرزایـی
مرتضی پورعلی

بازیگران:
سـاغــر طاهــرپـور
کامبیــز طاهــری
یاسین یوسفی
مجتبی کشاورز
صادق ... دیدن ادامه ›› تقوی

دستیار کارگردان:
یاسیـن یـوسفـی

منشی صحنه:
ژاله مروتی

مدیر تصویربرداری:
رحیــم عبـادی
دستیار فیلمبردار:
مجتبی کشاورز

مدیر صدابرداری:
کامبیـز طاهـری
صدابردار:
حامد طهماسب‌زاده
دستیار صدابردار:
مصطفی طاهری

تدوین و اصلاح رنگ:
رحیــم عبـادی

صداگذاری:
کامبیــز طاهــری

طراح گریم:
افسـانه خلفی

عکاس صحنه:
مریم بیاتی
عکاس پشت صحنه:
محمدرضا عبادی

فیلمبردار پشت صحنه:
صادق تقوی

طراح صحنه و لباس:
کامبیــز طاهــری

مشـاورِ حقوقی:
علیرضا توکلی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سریال خوب بد جلف رادیو اکتیو ، سریال کمدی جذاب است .
خسته نباشید به عوامل سریال از جمله بازیگران و به خصوص آقای چگینی و آقای قاسم خانی که تلاش می کنند حداقل توی شرایط بد اقتصادی کشور و اوضاع کرونایی یه ساعت خنده رو لب مردم میشونن.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این سریال خیلی عالی است ولی اگه حامد آهنگی بود هیجان مسابقه به صد و پنجاه درصد می رسید .
اما با وجود آقای خداداد عزیزی هیجان به صد و پنجاه درصد می رسد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رونمایی از پوستر فیلم «مسیــر کـوتـاه» به کارگردانی کامبیــز طاهری

عوامل این فیلم تا این مرحله عبارتند از:

تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان:
کامبیــز طاهــری

مُشاور فیلمنامه:
یاسمـن میــرزایـی
مرتضی پورعلی

بازیگران:
سـاغــر طاهــرپـور
کامبیــز طاهــری
یاسین یوسفی
مجتبی کشاورز
صادق تقوی

دستیار ... دیدن ادامه ›› کارگردان:
یاسیـن یـوسفـی

منشی صحنه:
ژاله مروتی

مدیر تصویربرداری:
رحیــم عبـادی
دستیار فیلمبردار:
مجتبی کشاورز

مدیر صدابرداری:
کامبیـز طاهـری
صدابردار:
حامد طهماسب‌زاده
دستیار صدابردار:
مصطفی طاهری

تدوین و اصلاح رنگ:
رحیــم عبـادی

صداگذاری:
کامبیــز طاهــری

طراح گریم:
افسـانه خلفی

عکاس صحنه:
مریم بیاتی
عکاس پشت صحنه:
محمدرضا عبادی

فیلمبردار پشت صحنه:
صادق تقوی

طراح صحنه و لباس:
کامبیــز طاهــری

مشـاورِ حقوقی:
علیرضا توکلی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«انبار» به جشنواره فرهنگی هنری «ترواک» در ترکیه راه یافت. | عکس «انبار» به جشنواره فرهنگی هنری «ترواک» در ترکیه راه یافت.
به گزارش روابط عمومی، فیلم کوتاه «انبار» ساخته حسین ترک‌جوش برگزیده مرحله اول نخستین جشنواره فرهنگی- هنری «ترواک» ترکیه شد. این رویداد با نکوداشت پروفسور ایرج اعتصام (پدر معماری نوین ایران) در رشته های «فیلم»، «عکس»، «کاریکاتور» و «داستان» با موضوع خانه و خانواده، مهاجرت و سفر برگزار می‌شود. علی مصفا و فرنوش صمدی هیات داوران بخش «فیلم» این جشنواره را به ریاست فاطمه معتمدآریا تشکیل می‌دهند. فیلم کوتاه «انبار» با محوریت قرار دادن کارکنان یک انبار ضایعات کاغذ، داستانی جنایی_ اجتماعی ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی، فیلم کوتاه «انبار» ساخته حسین ترک‌جوش برگزیده مرحله اول نخستین جشنواره فرهنگی- هنری «ترواک» ترکیه شد. این رویداد با نکوداشت پروفسور ایرج اعتصام (پدر معماری نوین ایران) در رشته های «فیلم»، «عکس»، «کاریکاتور» و «داستان» با موضوع خانه و خانواده، مهاجرت و سفر برگزار می‌شود. علی مصفا و فرنوش صمدی هیات داوران بخش «فیلم» این جشنواره را به ریاست فاطمه معتمدآریا تشکیل می‌دهند. فیلم کوتاه «انبار» با محوریت قرار دادن کارکنان یک انبار ضایعات کاغذ، داستانی جنایی_ اجتماعی را دنبال می‌کند. هامون سیدی، علی یعقوبی، محمدرضا هلال زاده، اودین روشن، فاضل قنادی، علی پیله ور، شیوا سرمست، وحیده اکبری نسب، مرتضی حسینی راد، وحیدباقری، حامد کریوند بازیگرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش پرداختند.
از دیگر عوامل این اثر مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، طراحی و ترکیب صدا: سید محمود موسوی نژاد، مدیر تولید: سعید دلاوری، تدوین: محمد تیموری، مدیر صدابرداری: هاشم زنگی، موسیقی: خشایار چهاربچاری، مدیر امور بین الملل و مترجم: امیدعلی چوگانی، طراح صحنه و لباس: سمیه کاری، دستیار صحنه و لباس: طاهره یاری، چهره پرداز: گیتی رنجبر، دستیار اول و برنامه ریز: بهار پری دری، دستیار دوم کارگردان: ثمینه بنفش، جانشین تهیه: سارا دیاری پور، دستیار تهیه: محمد ترک جوش، دستیار تولید: جواد ترک جوش، عکاس و فیلمبردار پشت صحنه: محمد طالبی، طراح پوستر و لوگو: سیاوش فرحی، محمد بلادی فرد قابل ذکر هستند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت درباره انیمیشن " همراهی با گرگ­ها"

نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1400.02.11

جهان امروز و هیاهوی ناشی از مدرن شدنش، قدرت کشف را از انسان گرفته و در عوض به مفهوم سرعت، اعتباری زیاد داده؛ انسان مدرن به دنبال چیزهای تازه اما پرشتاب است که راه رسیدن طولانی ندارند و زودتر از انتظار می­توان به منظور نهایی ­شان دست یافت. این هیاهو، فرصت مزه ­مزه کردن جزییات حتی در دریافت داستان را از انسان گرفته و درعوض، در دنیایی پر از عدد و عجله رهایش کرده. انیمیشن ایرلندی "همراهی با گرگ­ها"، این فرصت را به تماشاگر می­­دهد که برای لحظاتی، عظمت حضور در فضایی غیرواقع­تر ... دیدن ادامه ›› را تجربه کرده و از مناظر مختلفی که هم­چون نقاشی و در عین ظرافت، کنار هم قرار گرفته لذت ببرد.

داستان، درباره آدم­هایی است که به خواب می روند و تبدیل به گرگ می­شوند. حاکم شهری در کنار یک جنگل، با عقاید تند و تیزش بر ساکنین ریاست می­کند؛ مردم همگی از گرگ­ها وحشت دارند و حضور آن­ها را ناشی از قدرت­های اهریمنی می­دانند. "رابین" دختری از همین شهر با گرگ­ها ارتباط برقرار می­کند و آن­ها را از نگاهی تازه ­تر می­بیند و این­گونه، شکل اداره شهر و ترس عجیبی که در قلب مردم از گرگ­ها جا گرفته زیر سوال می­رود آن هم در وضعی که فرصت پرسش­گری و ابراز وجود افراد، توسط حاکم سرکوب می شود. رابین، جهانی را می­بیند که کسانی در جنگل هستند که توانایی اداره گرگ­ها را دارند و می­فهمد بذرِ ترسی که در درون مردم گذاشته شده، چندان رنگ واقعیت ندارد. فیلم دارای دیدگاه سیاسی و اجتماعی در بیان روایتش است اما آن­قدر آرام که این­گونه برداشت نشود که تیغ شعاردهی به دست گرفته و می­خواهد زورگویی و استبداد را مستقیما نقد کند. " همراهی با گرگ­ها" آهسته به سراغ در هم کوبیدن کلیشه­ های فکری شخصیت­هایش می­رود؛ به جزییات اهمیت می­دهد و از عاطفه مادری به عنوان عنصری انگیزاننده استفاده می­کند. پازلی کامل از مجموعه عاطفه و انصاف در تفکر، که انعطاف را می­ستاید و آزاداندیشی را ترویج می­دهد.

شاید اگر زمان اکران این انیمیشن همزمان با انیمیشن قوی "روح" نبود، توجه بیشتری به این فیلم می­­شد . اما حتی تمرکز کمتر افکار عمومی روی این انیمیشین، از روح ­نوازی موضوع و اجرای آن نمی­ کاهد. تکیه این فیلم بر داستان­های عامیانه و تصویرسازی قوی، یک اجرای متمایز از آن ساخته. حتی موسیقی، به عنوان عنصری کاملا به جا مورد استفاده قرار گرفته و تاثیر فضا را افزایش داده.

نورپردازی و توجه به مفهوم سایه در ساخت فضایی که ماورای ظاهر بتواند عمق شخصیت­ها و یا مقصود صحنه ­ها را نشان دهد در ترسیم مرز خیر و شر به کمک آمده. استفاده از داستان­هایی با مفهوم جادو و آغشته به تخیل در کنار خلقِ شخصیت­های اصلی و فرعی و ایجاد ارتباط بین آن­ها، مسیر انیمیشین را در معرض اتفاقات تازه قرار داده وحس متعجب شدن از تماشای این میزان رنگ و ماجرا را منتقل کرده است.

تخیل، امکانِ ترک جذابیت بعد واقعی زندگی را به انسان می­دهد و او را به نقطه­ ای می­رساند که همین ترک به او نوعی رهایی می­دهد؛ تخیلی که حضورش را مدیون واقعیت است؛ وامدار دستکاری واقعیت.در همراهی با گرگ­ها، تخیل و کیفیت بُعد بصری، در کتار محتوای غنی آن، به مکان اعتباری تازه داده و با شاعرانگی، مسیر داستان را پیش گرفته است.

بخش زیادی از دارایی داستان این انیمیشن، تکیه بر داستان­های فولکور اروپا درباره پریان داده است. همان بخش از داستان­های عامیانه که تمدن­ها با توجه به آن، مسیر حرکت چرخ فرهنگی خود را پیش برده­ اند و خط پررنگی از حضور فلسفه در آن به چشم می­آید. فیلم، تمثیلی از جهانی است که قالب ­ساز است و می­خواهد همه در چارچوب قرار دهد و طعنه می­زند به جامعه ­ای که شستشوی مغزی می­طلبد و شجاعت در بیان شبیه خود بودن را برنمی­ تابد. " همراهی با گرگ­ها" داستان شجاعت است. آن هم از نگاه دختری کوچک که حتی از گفتن باورها و حرف­هایش پیش حاکم مستبد شهر نمی­ هراسد و در عوض، کلیشه های موجود را زیر سوال می برد و از آنچه سایرین می­ هراسد، ترسی ندارد. به کسی که شایسته است دست دوستی دراز می­کند و محبت مادرانه را می فهمد.

شاید پایان فیلم آن­طورها غافلگیرانه نبود اما فوران عواطف و احساسات در صحنه­ هایی که قبلا ناامیدی رویشان سایه انداخته بود، پرداخت خوبی داشت . همراهی با گرگ­ها، از آن فیلم­هاست که هم­چون یک جعبه بزرگ مدادرنگی با رنگ­های متفاوت، خودش را تعریف می­کند و آن­قدرها از خلاقیت بصری و محتوا کمک می­گیرد که نقاشی­های متعددش فراتر از صحنه­ های انیمیشن­های معمول به چشم می­آید و در یاد می­ماند. این فیلم، محتوایی ساخته که به محدود نماندن و بزرگ فکر کردن اشاره می­کند و آن­قدرها از وفاداری، تلاش و امید در بستر رگه ­های رنگ­هایش می­گوید که در تاروپود تماشاگر جا می­گیرد. حتما جهان امروز به جسارتِ متفاوت فکر کردن نیاز دارد؛ به برهم زدنِ تمام کلیشه­ هایی که با پرورش استبداد می­خواهند گاریِ فرسوده­ای از نفرت را حرکت دهد محتاج است. این فیلم، داستانِ با مهر فکرکردن و با عشق اما آزاد زندگی کردن است.
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ملکه(25 سال پس از تاجگذاری): از هم پاشیدگی انگار همه چیزیه که در دوران من تو این کشور اتفاق افتاده

خواهر ملکه: زمانی از هم میپاشه که فقط ما بگیم از هم پاشیده سلطنت یعنی این؛ ما روی ترک ها کاغذ میچسبونیم اگر کارهایی که میکنیم به اندازه کافی پر سروصدا، بزرگ و با اعتماد به نفس باشه هیچکس توجه نمیکنه که اطراف ما از هم پاشیده نکته وجودی ما اینه، ما نه "تو"
تو نمی تونی بلرزی چون اگه یه ترک کوچولو نشون بدی ما می بینیم که ترک نیست بلکه شکافه و اون موقع همه ما فرو میپاشیم پس تو باید همه چیز رو حفظ کنی

ملکه: باید این کار رو ... دیدن ادامه ›› تنهایی بکنم؟

خواهر ملکه: فقط یک ملکه وجود داره

"سریال تاج فصل سوم (پیتر مورگان)"

یه سریال درست و حسابی بیوگرافیک کلاس درسیه که نشون میده در ساخت چنین آثاری برای درک احوال کاراکترها و دوران زیستشان توسط مخاطب باید نویسنده در بزنگاه های اغلب پیچیده عاطفی و اخلاقی این اشخاص واقعی درامشو پایه ریزی کنه و از اون مهمتر حد و اندازه درام رو به شکل ظریفی حفظ کنه نه اسیر سانتیمانتال سیاه و سفید بشه و نه جوری از سوژه هاش فاصله بگیره که ارزشی برای مخاطب پیدا نکنن
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم لک زده واسه‌ اینکه برم سینما فیلم ببینم و درجا بعد تموم شدن فیلم بیام تیوال...
خیلی وقت بود تیوالی این قدر فعال ندیده بودم...
استاد فدایی کبیر آیکون دوست دارم فشرده...
رکورد شکوندی...
جناب فدایی تا یک ماه خوندم را واسه تازه واردها نمی زنه...
۴ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گلی (لیلا حاتمى): این‌ها رو (ظرف های آب) برا چی داری می‌چینی وسط حیاط؟!

فرهاد (على مصفا): تو درس‌هامون بود که ابرها از بخار شدن آب‌های روی زمین درست میشن... خب فکر کردم اینجوری آب‌ها بخار میشن، میشن ابر... بعدش برف میاد... بعدش مدرسه تعطیل میشه... بعدش ما میام کوچه‌ی شما تا شب برف بازی می‌کنیم! می‌دونستم که تو آخرش از پنجره یه نگاهی به کوچه می‌کنی...

گفتگوهای آخر شبی
یه جورایی مثل یه اتفاقِ باحال که برام رقم میخوره
شاید همیشه خوب تموم نشه
اما یه جورایی خوشم میاد از اون ساعتهای روز
از اون حال و احوال
و از اون آدم که اون ساعت همکلاممه
خصوصا وقتی هنوز اصلا حتی یک بار ندیدمش
عجیب نیست؟
نمیدونم
اما باحال که هست
چند روز هست که چت زدم رو آهنگ Midnight lady از گروه Smokie
اصلا برگشتم به راکهای دهه ۶۰ و ۷۰
یه جورایی دوره ... دیدن ادامه ›› ای که همه چیز در مرز عجیبی از تکنیک و احساس، تفکر و اعتراض حرکت میکنم. حتی عاشقانه هایی که تصویر زیبایی برات درست میکردن

You think love is a game, love is a motion
Endless and so deep, always emotion
I've got many ways, to reach tomorrow
Love will always grow, no pain, no sorrow
When you take me in your arms,
You can break me with your heart
I feel the magic of your charm,
Oh, you're tearing me apart
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Magic touched my life, I'm still dreaming
Anything before has lost its meaning
Heaven in your eyes, my soul is on fire
Oh, my feelings grow, we can't go higher
Oh, I just want a girl,
Baby, just to call my own
And I just wanna dream,
I don't have to dream alone
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Chris Norman ؟؟
همون اجراست؟
۰۹ اردیبهشت
نیلوفر ثانی
Chris Norman ؟؟ همون اجراست؟
این اجرای اسموکیه
البته که اجرای نورمن هم واقعا زیبا و جاودانه
۰۹ اردیبهشت
علی
این اجرای اسموکیه البته که اجرای نورمن هم واقعا زیبا و جاودانه
پیداش می کنم ممنون
۱۰ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این آهنگ لئونارد کوهن برای همین هواست و حالِ این روزهای من
اگر بتونید بشنویدش و ازش لذت ببرید. یک لذت وافر ، لحظات خوبی رو تجربه میکنید رفقا...صدای خش دار و متن دلچسب آهنگ اصلا حال خوب کنه. بدون تردید...

Leonard cohen - lady midnight

I came by myself to a very crowded place;
I was looking for someone who had lines in her face.
I found her there but she was past all concern;
I asked her to hold me, i said, "lady, unfold me, "
But she scorned me and she told me
I ... دیدن ادامه ›› was dead and i could never return.
Well, i argued all night like so many have before,
Saying, "whatever you give me, i seem to need so much more."
Then she pointed at me where i kneeled on her floor,
She said, "don't try to use me or slyly refuse me,
Just win me or lose me,
It is this that the darkness is for."
I cried, "oh, lady midnight, i fear that you grow old,
The stars eat your body and the wind makes you cold."
"If we cry now, " she said, "it will just be ignored."
So i walked through the morning, sweet early morning,
I could hear my lady calling,
"You've won me, you've won me, my lord,
You've won me, you've won me, my lord,
Yes, you've won me, you've won me, my lord,
Ah, you've won me, you've won me, my lord,
Ah, you've won me, you've won me, my lord."
چه جالب دوسه شب پیش همین آهنگ کوهن رو انتخاب کردم و شنیدم
۰۹ اردیبهشت
نیلوفر ثانی
چه جالب دوسه شب پیش همین آهنگ کوهن رو انتخاب کردم و شنیدم
خیلی خوبه
و جه فضاسازی عجیبی داره
۰۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

دوست خیالی‌ ای که واقعا دوستت باشه
خیلی بهتر از یه دوست واقعیه که خیال میکنی, دوستته!




مگه هتل کونتینانتاله که یارو دو رو نیموده سر کار؟ فیدمارشال رومن. خوبه راننده اجیر کردیما! یارو مدیر کارتینیگ نیست که جخ ما نتونیم لفظ‌قلم اسمشو صدا بزنیم قهر کرده‌باشن شازده قشم‌شم. ببین. کنار جوق آب‌و ماهی دریا، دیگه نمی‌دونم چی می‌گه، انقدر می‌دونم که می‌گه ناصردیش‌نا. راننده هم واسا ما شده ناصر دیش‌نا. ما هم شدیم کریم شره‌ای لابد. بیبین. اگه امروز تا صلات ظهر اومد سرکارش که هیچی، فقط توبیخش می‌کنی. اگه نه که خلاص. بره لادست باباش. خدافظ. دِکی، مارو باش که فردا انتری‌م سرخاب‌سفیداب می‌ماله ناز می‌کنه واسا ما می‌شه ملری‌مون‌رو؟ ملری‌مون‌رو. نه داداش، واسا هرکی قاطی، واسا ما فقط آبجی فاطی.
۰۷ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// گربه بندی کوئنی قاتلین پیرزن //
( نظری بر فیلم قاتلین پیرزن )

قاتلین پیرزن فیلمی قصه محور است و در جایگاهی کُمدی و شاید در رسای مسیحیت و جانبدارانه...
مثل همیشه با قصه های کوئن ها روبرو هستیم، قصه هایی از آدم های بد ولی دوست داشتنی با اتفاقات و تصادفات باورنکردنی... و همیشه هم چند نفر می میرند ولی برای مخاطب ناخوشایند نیست و این بزرگترین سرمایه های فیلم های برادران کوئن هست ولی خب از طرفی هم شاید یادآور این جمله باشد " شاید برای شما اتفاق نیافتد"
اما بزرگترین نکته منفی این فیلم از قسمت درگیری دو بزهکار و فوت یک نفر به صورت تصادف هست که کاملا قصه لو می رود که بقیه هم نمی توانند پیرزن را بکشنند...
ولی خب مردن نفر آخر در نوع خودش ... دیدن ادامه ›› جالب بود...
یاد فیلم (( کفش های بابانوروز )) و گربه افتادم...
بهرحال دیدنش توصیه می شود دوبله هست و دوبله اش هم خوبه... اما به نظرم یک فیلم کامل و درست و درمون نیست و انگار فیلم سرهم بندی شده است... یک جور شبیه شستشو از روی بی حصولگی ( گربه شور) و خب در فیلم هم می شود سرهم بندی ( گربه بندی)...
محسن جوانی این را خواند
محمد کارآمد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// آزمایشی تکرار شونده//
نظری در مورد فیلم آزمایش ۲۰۰۱ آلمان
بعد از خواندن ماجرای آزمایشگاهی در شوروی حدود ۷۰ سال قبل و واکنش انسانها در مقابل نخوابیدن مداوم و البته حدس از نوع فیلم می شد تقریبا به موضوع پی برد...
البته اصل فیلم از روی آزمایش واقعی مربوط به سال ۱۹۷۱ ساخته شده است
انتظار یک فیلم روانشناختی و محکم را داشتم... بعد از سربازخانه غلاف تمام فلزی کوبریک خیلی چیزها شگفت زده ام نمی کنه... و بر خلاف تصورم موقعیت محور بود و قابل پیش بینی... و در نهایت با دستگیری طراحان آزمایش و آسیب به یکی شون رضایت و حس انتقام سخت از مسببان را بر می انگیزه..
ولی از همه بی مصرف تر دورا هست...
عشق اون وسط چی بود؟ گذشته تارک چه ... دیدن ادامه ›› کمکی می کرد؟
شخصیت دورا چه کمکی به پیشبرد داستان کرد؟
روزنامه نگار بود راننده تاکسی شد تمام وقت؟
و غیره...
موقعیت جذاب و احتمالا کمتر پرداخته شده در سینما، فیلمنامه نویس اش را قانع کرد، نیاز به شخصیت پردازی و مرتبط بودن اتفاقات با یکدیگر نیستیم...
محسن جوانی، امیر مسعود و Ehsan Vahab این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره فیلم پدر

چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1400.01.28

نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

فیلم­های زیادی درباره آلزایمر و زوال عقل در پیری ساخته شده اما در اکثرشان روایت از نگاه شخص سومی است که روی موضوع آلزایمر به عنوان یکی از بحرانی­ ترین مسائل بشر دست گذاشته و می­خواهد در نقطه­ ای دورتر از درونِ فرد مبتلا، از این بیماری حرف بزند. فیلم "پدر" به نویسندگی و کارگردانی "فلوریان زلر "، با یک نگاه متفاوت ، جهتِ دوربین را به سمت دیگری چرخانده و ماجرا را از نگاه یک سالمند به نام " آنتونی" گفته و عنصر همراهی مخاطب را به دست آورده.

آلزایمر، ... دیدن ادامه ›› از آن موضوع­هاست که پرداخت به آن در فضای فیلم­سازی، شجاعت زیادی می­خواهد. زوال عقل، دالانِ هولناکی است که ناشناخته بودنِ درمانش باعث شده، نزدیکی به آن در ایده و اجرا چندان راحت به نظر نرسد؛ آن هم در روزگاری که خیلی ها با این بیماری دست ­و­پنجه نرم می­کنند یا در شرف مواجهه با آن هستند و یا حتی ترس ابتلای آن را در سال­های دورِ زندگیشان دارند و همگی چشم به دست­های علم دوخته­ اند تا راهی پیدا کند که پیری به بن بستِ آلزایمر نرسد و خاطرات و هویت انسان به فراموشی دچار نشود و درمانی بیابد برای بیماری ­ای که ظرف پیری را آن­قدر کوچک می­کند که دیگر جایی برای نگه­داشتنِ خاطرات نمی­گذارد و روی همه چیز، غبارِ " نبودن" می­پاشد.

آن­چه در فیلم پدر، به ­شدت به کمک روایت آمده، فضاسازی است که با کمک طراحی صحنه، موسیقی و تدوین توانسته بستری را برای درخشش ستارگانش فراهم کند. فضا به ­گونه ­ای طراحی شده که انگار همه چیز در مسیر قرار گفتن در یک زندگی درست، معمولی و شاید شاد وجود داشته اما ناگهان حضور آلزایمر، گرمی خانه را به سردیِ ترس و غیرقابل پیش­ بینی بودنِ شرایط، تبدیل کرده؛ خانه­ ای بزرگ با چیدمانی منظم که می­توانست مکانِ زندگی یک خانواده خوش­بخت را تجسم کند، علی­رغم تمام چیزهایی که سرجایش است آنتونی در آن دچار بحران است؛ دری باز شده ، حافظه آنتونی بیرون رفته و آلزایمر از همان در وارد شده و به تمام هویت او حمله کرده است. نقطه شروع فیلم از جایی­ست که آنتونی به تازگی دچار این بیماری شده؛ زمانی بحرانی که فرد هنوز تمامیت گذشته خود را از یاد نبرده و رگه­ هایی از قبل را به یاد می­ آورد اما هم­زمان طعمی تلخ و وضعیتی رعب­ آور از مواجهه با شرایطی جدید را می­ چشد که کم­کم اطرافیان را نمی­شناسد و به چیستیِ همه چیز شک می­کند. انتخاب مراحل اول بیماری برای بیان داستان این فیلم، انتخاب دراماتیکی است؛ چراکه این نقطه، بیشترین درگیری روحی فرد را با خودش دارد. بسیاری در این مرحله هم­چون آنتونی دچار پریشانی می­شوند چرا که بعد از عمری کاشتِ خاطره حالا زمانی را لمس می­ کنند که کاشته ­های قبل را به درستی به یادنمی ­آورند. این تضاد، معمولا منجر به پرخاشگری با اطرافیان و حتی شک به آنان می­شود؛ دوره­ای عجیب که فرد ­با مراحل اولیه این بیماری چشم در چشم می­شود و می­خواهد آن را انکار کند اما نمی­تواند.

نکته جالب فیلم پدر این است که چون روایت، با تکیه بر دیدِ یک فرد آلزایمری است ، ما با زنجیره ­ای از صحنه ­ها مواجهیم که هریک منطق صحنۀ قبلی را نفی می­کند و به همین دلیل در نهایت نمی­توان با قاطعیت درباره زندگی آنتونی صحبت کرد؛ بلکه تماشاگر فقط با تکه­ هایی از یک کل مواجه است که بخش­هایی از ماجرا را برای او روشن می­کند. جسارت نویسنده در انتخاب خودِ فردِ مبتلا به عنوان محور روایت، دست­آورد فراوانی برای فیلم داشته. انگار ما را مهمان ذهنی کرده که زوال عقل، پریشانش کرده و جغرافیای او را محدود به نقطه ­ای نموده که در مرز واقعیت و توهم درحرکت است. ما نیز به عنوان مخاطب همراه او این مرز را قطع می­کنیم؛ برمی­گردیم و تشنه­ ی کشف حقیقت در همین اتمسفر پر از شک حرکت می­کنیم.

" آنتونی هاپکینز" در پدر، نقشی را از خود به جا گذاشت که به راحتی مدت­ها بعد از تماشای فیلم قابل فراموشی نیست . تا مدت­ها تمام پیرمردهایی که در خیابان می­بینیم، تداعی­ گر مردی می­شود که نمی­تواند با پرستار جدیدش کنار بیاید، یادش رفته ساعتش را کجا گذاشته و هربار دخترش را در کنار مرد تازه ­ای می­بیند که نمی­شناسدش. این قدرتی است که اجرای خارق ­العاده یک بازیگر در کنار متن درست، به ذهن تماشاگر می­دهد. هاپکینز، تصویری قابل درک از ناتوانی، ترس، شکست و مبارزه دربرابر این بیماری را نشان می­دهد. او روند فروپاشی اعتمادش به نزدیک­ترین کسانش را با چنان جزییاتی ساخته که تماشاگر خود را دوش به دوش او می­بیند، با او همراه می­شود، دردِ ناتوانی را لمس می­کند و دست­های پیری و آلزایمر را می­بیند که دور گردن آنتونی قرار گرفته و هر لحظه زندگی را برای او دشوارتر می­کند .

فیلم براساس یک نمایش­نامه ساخته شده و همین، حال و هوای محیط صحنه تئاتر و قدرت شخصیت­ پردازی را با خود آورده است. موسیقی فیلم هم به کمک درک اندوه اوضاع مرد و دخترش آمده. نقش دختر با بازی درخشان "اولیویا کولمن" ، نمایشی از استیصال فرزندی است که سعی دارد با عشق و محبت بی­ دریغش اوضاع زندگی پدر و مشکلاتش را تلطیف کند اما لحظاتی را می­بیند که به­ دلیل وخامت اوضاع نمی­داند با پدرش که حالا به واسطه این بیماری پیرمرد بداخلاقی شده چگونه رفتار کند .

پدر، ما را در دنیایی جا می­گذارد که تجربه آشنا نبودنِ چیزهای آشنا، لحظه ­ای رهایمان نمی­کند. حتی نمی­توان به درستی فهمید که کدام رویکرد در دوراهی تصمیم­ گیری درباره نحوه نگهداری از یک سالمند مبتلا به زوال عقل، انسانی­تر است؛ آن­ هم وقتی که فرزندان آن سالمند، خود پا به دوره میان­سالی گذاشته ­اند و حتما نیازهای ویژه تری پیدا کرده ­اند. فیلم سعی نکرده دغدغه­ اش را آغشته به شعار کند بلکه تلاشش مبتنی بر نمایش درونیات و البته تبعات یک مبتلا به فراموشی است. کسی نمی­تواند بفهمد او که آلزایمر روی شانه­ هایش سنگینی می­کند، زجر بیشتری می­کشد یا او که شاهد تماشای رنج عزیزش از به یاد نیاوردن­ هاست.

آلزایمر، چشیدنِ طعم غلیظ­ شده ­ای از فراموشی است؛ همان فراموشی که شاید در دوران جوانی گاه نوعی میل محسوب می­شد برای محو کردنِ خاطراتِ تلخ و غصه­ هایی که تلنبار بود و نمی­شد به ­راحتی از شر رد آن­ها خلاص شد. وقتی فراموشی آن­قدر عمیق شود که موقعیت ­شناسی انسان را زیرسوال برده و انجام امور روزمره او را مختل کند، وجه دیگری از فراموشی رو می­شود که دیگر در حد میل و آرزو خلاصه نمی­شود.

فیلم­ساز به دنبال بیان درون­مایه اندوه ناشی از زوال عقل بوده و این نمایش را به گونه ­ای پیش برده که از تمام پتانسیل­های فیلم برای انتقال حس داستانش استفاده کند. شاید می­شد پیوستگی بیشتری در انتهای فیلم درباره همه افرادی که در فیلم و زندگی آنتونی مشارکت داشتند به کار برد. با این وجود جریان فیلم به جهتی حرکت کرده که عملا مخاطب، نگران وضعیت و آینده شخصیت اصلی می­شود. این دست­آورد به نوعی موفقیت بزرگی به ویژه در فیلم­هایی با مفهوم غم محسوب می­شود. چرا که مخاطبِ خسته از سیاهی و مشکلات امروز در مقابل موضوعات سیاه این­چنینی، گارد محکمی دارد. این­که هنر بتواند این گارد را کنار بزند و دست مخاطب را بگیرد و از دریچه ­ای تازه ­تر درباره یک مساله سیاه انسانی صحبت کند، از بزرگترین رسالت­های هنر است که تلاقی آن با کانون تاثیرگذاری روی جهان­بینی مخاطب می­تواند سرنوشت یک گروه را تغییر دهد. پدر، فیلم درک تجربه­ های تازه ­ای است که حضور و پیدایششان منوط به از دست دادن خاطرات قبل است. ما در خلال تماشای این فیلم ، نگران می­شویم و خودمان را به دست حوادث زندگی آنتونی می­سپاریم؛ این همدردی لااقل تا زمانی­که بشر بتواند توسط علم، اکسیری از پیر نشدن­ های با زجر را بیابد حتما به کارمان می ­آید.
امیر مسعود و مهرداد کیا این را خواندند
ایمان باقری و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بنیاد فرهنگی روایت فتح در خصوص حواشی پیش‌آمده پیرامون تولید و پخش مجموعه مستند «آقا مرتضی» بیانیه‌ی را منتشر کرد. | عکس بنیاد فرهنگی روایت فتح در خصوص حواشی پیش‌آمده پیرامون تولید و پخش مجموعه مستند «آقا مرتضی» بیانیه‌ی را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، متعاقب تولید و پخش مجموعه هشت ‌قسمتی «آقا مرتضی» در ایام سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح بیانیه‌ی را بدین شرح منتشر کرد:باسمه ­تعالی­ شأنهاتفاقات پیش‌آمده پس از پخش سریال مستند «آقا مرتضی» به تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج و واکنش‌های خانوادۀ شهید سیدمرتضی آوینی و یاران ایشان در جهت نقد و یا تأیید نوع و محتوای روایت این سریال مستند و اعلام اعتراضی کارگردانان، هنرمندان و مصاحبه‌شوندگان متعدد به عدم رضایت‌شان در استفاده از آثار و گفتارشان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، متعاقب تولید و پخش مجموعه هشت ‌قسمتی «آقا مرتضی» در ایام سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح بیانیه‌ی را بدین شرح منتشر کرد:
باسمه ­تعالی­ شأنه
اتفاقات پیش‌آمده پس از پخش سریال مستند «آقا مرتضی» به تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج و واکنش‌های خانوادۀ شهید سیدمرتضی آوینی و یاران ایشان در جهت نقد و یا تأیید نوع و محتوای روایت این سریال مستند و اعلام اعتراضی کارگردانان، هنرمندان و مصاحبه‌شوندگان متعدد به عدم رضایت‌شان در استفاده از آثار و گفتارشان در مستند مذکور که متأسفانه نیمی از آنان از آرشیو گروه مستند روایت فتح استخراج شده است، ما را برآن داشت تا ضمن درخواست از همه دوستان به خویشتنداری و نقد اثربخش در رفع این عارضۀ بزرگ که قلب بسیاری را از جمله خانوادۀ شهید عزیز را نیز آزرده، اقدامات مؤثری را تدبیر و اجرا نماییم.
ضروری است به استحضار همۀ دغدغه‌مندان و هنرمندان این عرصه و مخصوصاً پیشکسوتان روایت فتح برسانیم که خروج این حجم بسیار از آرشیو که برخی از آنان به دلایل متقن از سوی مدیران وقت گروه به‌صورت محرمانه نگهداری می‌شده، در زمان تصدی مسئول سازمان اوج در بنیاد فرهنگی روایت فتح در پایان سال ۱۳۹۶ و اوایل سال۱۳۹۷ و به دستور شخص ایشان از آرشیو بنیاد خارج و در اختیار عوامل مستند مذکور قرار گرفته است.
در حال حاضر بنیاد فرهنگی روایت فتح در جهت حمایت و صیانت از هویت و اصالت هنرمندان و پیشکسوتان و خانواده‌های شهدای روایت فتح، براساس مستندات موجود، پیگیری‌های خود را از مسیر قانونی (حقوقی و قضایی) تا حصول نتیجه به دور از هیجانات رسانه‌ای در قالب مکاتباتی با رئیس محترم سازمان صداوسیما و برخی مسئولین مرتبط در نیروهای مسلح دنبال کرده و نتایج آن را به اطلاع خواهد رساند.
در خصوص نظام آرشیو گروه مستند روایت فتح و قواعد اجرایی آن، برای دسترسی قاعده‌مند هنرمندان به گنجینۀ آثار گروه مستند روایت فتح لازم به ذکر است که طی دو سال گذشته ساماندهی دقیقی به همراه تدوین نظام استخراج و استفاده از آرشیو تنظیم شده که در حال حاضر ارائه هرگونه خدمات آرشیوی طبق آیین‌نامه‌های وضع‌شده ارائه می‌گردد. در همین مسیر در سال ۱۳۹۸ بیش از ۱۸۹۶۳ دقیقه در سال ۱۳۹۹ حدود۲۷۳۷۶ دقیقه خدمات آرشیو به پژوهشگران و مستندسازان و سازمان‌های دولتی در قالب آیین‌نامه‌های مصوب قرارگرفته است.
لازم به یادآوری است، ارائه هرگونه اعلام نظر و بیانیه‌های مرتبط با این موضوع صرفاً از طریق روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح انجام خواهد شد.
والسلام‌علی‌من‌اتبع‌الهدی
۲۹ فروردین ۱۴۰۰ مصادف با رمضان ۱۴۴۲

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر چقدر مشتاق بودم فصل دیگری از این ژانر را ببینم اگر می دانستم بعد از دیدن فصل دوم اشتیاقم کور می شود، نمی دیدم.
ساخت سریالی در همین ژانر با اکثر تیم سازنده نوید سریالی خوب را می داد ولی این اتفاق نیفتاد.
فصل اول سریال تسخیرشدگی خانه هیل به شدت برام جذاب بود، اگر چه از دیدن فیلم و سریال ترسناک به شدت فراری هستم ولی با توجه به نمره خوبی که گرفته بود و موضوع سریال ترغیب شدم که ببینم . اما فصل دوم و روند داستان و جریان شخصیت ها بر خلاف فصل اول ضعیف و به شدت کند بود و حتی از جنبه ترسناک بودن هم کیفیت و جذابیت لازم را نداشت.
مینی سریال 9 قسمتی تسخیر عمارت بلای را فقط میشه در قسمت های 8 و9 دید و به نتیجه رسید ، جایی که کارگردان یکدفعه بی خیال جریانات 7 قسمت قبل که به ما نشان داده میشه و ما در قسمت 8 به ریشه اتفاقات آگاه و هویت افراد مرموز خانه عمارت بلای می شویم.
سریال عمارت بلای پتانسیل خوبی برای دیده شدن داشت ولی با دستهای مایک فلنگن کارگردان سریال خراب می شود، اگه هنوز موفق به دیدن این سریال نشدید چیزی را از دست ندادید.

خلاصه داستان:
سال ۱۹۸۷، یک معلم زن جوان آمریکایی به نام دنی که به تنهایی در لندن زندگی می‌کند، بعد از تجربه‌ای سخت که در زندگی خود داشته است، مسئولیت ... دیدن ادامه ›› مراقبت از دو کودک را برعهده می‌گیرد که در خانه‌ای قدیمی که در روستایی به نام بلای واقع شده، زندگی می‌کنند. دنی از همان لحظهٔ ورودش به خانه با برخورد عجیب دو بچه مواجه می‌شود که از دریاچهٔ نزدیکی خانه هراس دارند. به مرور و با رخدادهای بعدی، سرنوشت دنی به سرنوشت بچه‌ها و این خانه پر از راز گره می‌خورد.
Ehsan Vahab این را خواند
محمد مجللی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
بر خلاف نظرتون به نظر من فصل دوم چیزی از زیابیی فصل اول کم نداشت.
در هر دو فصل سعی شده بود به صورت ظریفی بیماری های روانی رو به شکل یک ژانر ترسناک به نمایش در بیاره
از جمله سریالهایی بود که برای درک مفهومش بیشتر از یک بار باید به تماشای اون نشست
۳۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شروع افتضاح فیلم با قلم سست نویسنده روایتی مضحک و انتزاعی از تعقیب و درگیریست
مردی مست که دچار مازوخیسم شدید در جهت تداوم گره داستان دارد
هیبت هیئت مردان سیاسی چهره هایی اگزجره بازیهایی ضعیف دوربینی ناتوان و روایتی بی سر و ته
و مخاطب که برای به کثافت کشیدن همه نیرو های امنیتی قرار است دست بزند
حتی حتی 🤏 ذره ای مثبت نبود که به همان قطره در لیوان خالی نگاه کنیم
تصوری از آژانس شیشه‌ای که در مهد کودک توسط کودکان زیر دو سال به تصویر تبدیل شده
خوب بد جلف، دراکولا، مردم معمولی، ملکه گدایان، گیسو و... دست پخت پلتفرم های گردن کلفت این روزهاست که دائما برای مشترکانشان عشوه می یان که اشتراک بیشتری بگیرن و برای سلبریتی های بیرون امده از کشتی به گل نشسته سینمای ایران هم با شاباش های نجومی دلبری میکنن
سفره ای که برای مخاطب پهن شده ظاهرا رنگارنگه اما به هر کدوم از غذاها که قاشق میزنی یکی از یکی بی نمک تر، بدمزه تر و تهوع آور تره




// پاییز پدرسالار//
جمعه بود خانه مادربزرگ، شبکه IFilm فیلم سینمایی (( به دنیا آمدن)) را گذاشته بود، با دیدن الهام کردا یادم افتاد اردیبهشت ۹۸ در رمضان، سینما آزادی به همراه دوستی این فیلم را دیدم...

به پرستار مادربزرگ گفتم: " فیلم قشنگی است و قسمت خواندن آهنگ هپی را حذف کردند؟ این فیلم را سینما ... دیدن ادامه ›› دیدم"
پرستار:
به خاطر همچین فیلمی سینما رفتی؟
گفتم: طبیعتا.. فیلمی را می روم که ارزش دیدن داشته باشه..

پرستار: این کار جدید مدیری را دیدید؟ جلوشو گرفتند؟
دراکولا.. گفتم: علاقه ای ندارم..
گفت: قورباغه را که دیدید؟
کله ام را به نشانه نه تکان دادم...
پرستار خندید... و از سریالها و حال کردن های سریالهای مذکور برایم گفت... شب با دوست عزیز منتقدی تلفنی حرف زدیم و در مورد لمپنیسم موجود در این سریالها و بی سر وته بودن اش و نداشتن اصول اولیه کارگردانی و فیلمنامه و رانت های میلیاردی و غیره و غیره برایم کاملا روشن کرد موضوع را...
و دغدغه اش نوجوانها و جوانهای کم سن و سال و الگو گرفتن از خشونت های این سریالها بود.. جایی که رواج تجاوز و چاقو کشی و تتو و زندگی لاکچری در این اوضاع بد اقتصاد در این سریال ها انجام می شود و هیئت نظارت ساکت است و مشکلش با لباس و موی بازیگران زن است...
در مورد (( به دنیا آمدن)) گفتم و اینکه فیلمی برای دغدغه های آدم های عادی است.. فیلمی از درون قشر متوسط جامعه ...
فیلمی که آدم کشی ندارد، روایت فقر و بدبختی های قشر کم درآمد و احیانا بزهکار نیست...
فیلمی از دنیای مردم این جامعه از تهران و دغدغه هایش..
( البته ایراداتی دارد که در همین تیوال نوشتم)
و یادآوری کردم سریالهایی پیشرویی مثل این خانه دور است، همسران و خانه سبز و حتی کت جادویی...
و گفتم اوضاع سریالهای اواسط دهه ۸۰ و ۹۰ هم بهتر از سریالهای شبکه خانگی نیست...
و گفتم دیگر در این تلویزیون و این کشور سریالهای فوق العاده ای که از اجتماع و برای اجتماع ساخته شده باشد مثل پدرسالار و امثالهم دیگر ساخته نخواهد شد... در دوران خزان چنین سریالهای زندگی می کنیم.. در دوران (( پاییز پدر سالار))


۲۹ فروردین
پول های آلوده و بی حساب و کتاب و سوداوری در تولید و نه در عرضه و تقاضا اساسا سینماگران و سلبریتی های ما رو مسخ کرده وقتی مهم نباشه که محصول نهایی چه کیفیتی داشته باشه و بفروشه یا نفروشه وقتی نظارت کیفی و فنی جای خودش رو فقط به نظارت شرعی و سیاسی بده در بر همین پاشنه میچرخه
۳۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمی با داستان واقعی اما فیلمنامه سطحی و غیر جذاب
به نظر من خیلی فیلم بدی بود واقعا انتظار نداشتم این فیلم انقدر تو ذوقم بزنه. نمیدونم چقدر از داستان فیلم واقعیت داره و چقدرش زاده تخیل و خلاقیت کارگردانه اما چند تا نکته که در فیلم به ذهنم رسید رو میگم:
اول این که زبان فیلم نمیدونم چرا انگلیسی بود که بعد دوبلش کردن واقعا سواله برام.
اول فیلم لاله و دوستش سوار یک بی ام و مدل Z4 هستن که یهو چندتا ماشین از کنارشون با سرعت رد میشن که در حال مسابقه رالی بودن بعد لاله و دوستش میترسن میان کنار بعد میبینیم که شیشه جلو ماشین لاله شکسته خب سوال اول اینکه شیشه جلو چرا باید در این حالت بشکنه؟؟؟؟ بعد لاله تصمیم میگیره بره دنبالشون و تلافی کنه بعد میره ازشون جلو میزنه بعد یکی از ماشینا از پشت میاد چند بار میزنه به لاله واسه تلافی کردن، خب اون ماشینا همه ایرانی بودن ولی ماشین لاله Z4 ماشین ایرانی چطور میتونه به یک Z4 برسه؟؟؟ بعدم چند بار از پشت بهش میزنه حتی یک خط هم روی ماشین لاله نمیفته اینم خودش از عجایبه.
بعد در پلان های بعد میبینیم که لاله میره محل کارش که کارگرای اونجا مشکل اضافه حقوق دارن و اعتصاب کردن، کل مشکلشون و ناراحتیا سر 10 درصد اضافه حقوق بود که خیلی غیر واقعی به نظر میاد وقتی کارگر انقدر به تنگنا میاد که اینطوری اعتصاب میکنه مشکلش 10 درصد اضافه دستمزد نیست بلکه خیلی چیزای بیشتریه که باعث میشه به اون شکل دست به اعتراض بزنه و نکته بعدی اینکه پدر لاله (ایرج نوذری) با لحن خیلی بدی با کارگراش صحبت میکنه همون پدری که در ادامه فیلم میبینیم که چقدر منطقی و با احساسه و به همه ... دیدن ادامه ›› احترام میزاره و گاهی هم منفعل به نظر میاد اینا کنار هم یکم غیر واقعی به نظر میاد.
در قسمتی میبینیم که مادر لاله با دوستش داره در مورد لاله حرف میزنه که پسر دوستشو برای لاله در نظر گرفته بودن انقدر این مکالمه آبکی انجام شد و پسره انقدر آبکی علاقمند شد لاله رو ببینه که از فیلمای بالیوود هم گذشت. بعد در ادامه دیدیم اومد برای آشنایی خونه لاله که کلا خیلی غیر جذاب بود این آشنایی و در چند ثانیه ما این آشنایی رو دیدیم ولی در ادامه طوری رابطه این دو نفر رو دیدیم که انگار سال ها لیلی مجنون هم بودن. بعد سر یک تصادف لاله میره بیمارستان که به شدت فیلم هندی میشه از بستری شدن تا مرخص شدن از ادا اطوارهای پدر لاله هم نگم که هیچ، آخر فیلم به طرز خیلی بد و افتضاحی دوباره لاله خواستگارشو پذیرفت که اگه فیلم هندی بود دلم نمیسوخت. در کنار همه اینها بازی خیلی بد بازیگرا هم اضافه میشه که باعث خسته کننده شدن فیلم و بد بودنش میشه
میشه گفت تمام صحنه ها که مکالمات دو نفره توش شکل میگرفت خیلی مصنوعی و هندی بود مخصوصا مکالمات بین لاله و خواستگارش در کل با حفظ احترام به عوامل فیلم متاسفانه اصلا فیلم خوبی نبود
امیر مسعود این را خواند
محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معرفی سریال:
سریال رچد (Ratched ) ⭐⭐⭐⭐

سریال رچد (Ratched ) نشان می‌دهد که هیولاهای واقعی ساخته می‌شوند و متولد نمی‌شوند.
به نظرم معرفی شخصیت ها سریال و پرداختن به آن خیلی خوب انجام شده است و موضوعات سریال در یک نقطه منسجم و یکپارچه می شود. سارا پلسون در نقش یک پرستار سادیسم خیلی خوب از عهده اجرا برآمده است. سریال با صحنه های خشن و وحشتناک شروع می شود و تکلیف ما با سریال در همان سکانس ها مشخص است و پایانی خوبی برای فصل اول در نظر گرفته است. گرچه امیدوارم نهایتا یک فصل دیگه بیشتر نداشته باشه.
سریال تا حدودی اقتباسی از کتاب پرواز بر آشیانه فاخته می باشد ولی به نظرم برای دیدن سریال رچد نیازی به خوندن رمان و یا دیدن فیلم دیوانه ای از قفس پرید با بازی عالی جک ... دیدن ادامه ›› نیکلسون نیست.

خلاصه داستان:
پرستاری با نام میلدرد رچد در سال 1947 به کالیفرنیای شمالی میرود تا در یک بیمارستان روانپزشکی استخدام شود. این بیمارستان وظیفه نگهداری از یک قاتل خونسرد و بیرحم به اسم ادموند تولیسان را دارد. در این بیمارستان روانی آزمایش‌های عجیبی بر روی بیماران انجام می‌شود. میلدرد رچد با زیرکی و دروغ به عنوان پرستار در بیمارستان استخدام شده و کم کم مشخص میگردد که هدف شوم او از اینکار چیست؟به مرور زندگی پرستار رچد نمایش داده شده و اتفاقات و حوادثی که رخ میدهد داستان اصلی این سریال را شکل می‌دهد
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید