تیوال سینما
S1 : 13:54:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

داستان فیلم کاملا کلاسیک و حتی تکراری است. اما این جزئیات است که سینما را می سازد. شروع فیلم از همان ابتدای تیتراژ کاملا کوبنده است. در ادامه در لحظه هایی که بهروز در فروشگاه درگیرکار روزانه است و مهسا بارها مزاحمش می شود، استرس و تنش داستان به خوبی به تماشاگر منتقل می شود. همچنین در صحنه ای که همسر بهروز از پاتوق معتادان در پارک برگشته و بهروز سوال و جوابش می کند و گلی با جوجه هایی که در دست دارد مدام روی اعصاب آنها راه می رود. همین که تماشاگر درگیر مشکل شخصیت های داستان می شود، نگران سرنوشت شخصیت ها (حتی مهسا) می شود و تنش داستان، تماشاگر را هم در بر می گیرد. یعنی با فیلم خوبی طرف هستیم.
نگاه کنیم به کیسه شهروند که خرید های تینا در آن است (بعد از گرفتن پول از بهروز). اینکه چطور این کیسه دست به دست می شود و به واسطه همین کیسه خرید، نیلوفر ( و حتی مهسا) ... دیدن ادامه » می فهمند که بهروز با تینا ملاقات داشته.
- بازی در نقش معتاد سهل و ممتنع است. بازیگر با کوچکترین خطایی به دام کلیشه می افتد. اما به نظرم سارا بهرامی به خوبی نقش دوگانه خود را بازی کرده از سویی زنی معتاد که دنبال اخاذی است. از سویی یک همسر/ مادر که هم حس مادرانه نسبت به فرزند خود دارد و هم نسبت به نیلوفر حس حسادت دارد و این حسادت در نگاه و چهره اش بارز است. تماشاگر گاهی حتی حق را به او می دهد. (او حق دارد حداقل فرزندش را ببیند و یا مهریه اش را بگیرد.) اما جدا از بازی سارا بهرامی، بازی امین حیایی هم در این نقش جدی خود، خوب و قابل قبول هست.
- مهسا در عین نیاز مالی دو میلیونی را که از بهروز می گیرد جوانمردانه به تینا دوستش می دهد تا او بچه اش را نگه دارد. نامزد تینا در کمال نامردی پول را می گیرد و فرار می کند. این بار تینا از بهروز مبلغی را می گیرد اما به مهسا چیزی نمی گوید و حتی حاضر است مهسا را بکشد تا بهروز خلاص شده و همچنان به تینا پول بدهد.
- یک ایراد وارد به فیلم صحنه هایی است که مصرف مواد مخدر- اگر چه به صورت نامشخص- نمایش داده می شود. سال ها پیش رخشان بنی اعتماد هنگام اکران فیلم "خون بازی" گفته بود که صحنه های تزریق مواد مخدر را مخصوصا نمایش نداده تا تماشاگران احتمالی که قبلا معتاد بوده اند، مجددا به سمت مواد مخدر بازنگردند. ای کاش این مورد در این فیلم هم بیشتر رعایت می شد.
- پایان بندی دیگری برای فیلم نمی شد تصور کرد. مهسا راهی جز کنار آمدن با قضیه ندارد. او به عنوان یک مادر راحتی فرزندش را می خواهد قطعا خودش نمی تواند دخترش را خوشبخت کند. اما پیش بینی اینکه بعد از ترک اعتیاد، مهسا چه کار خواهد کرد مشکل است. شاید باز به دنبال فرزند خود باشد، شاید باز به ورطه اعتیاد بیفتد و به دنبال اخاذی از بهروز باشد یا ...

پی نوشت: یکی از مشکلات جامعه ما، نبود مهارت های زندگی در افراد است. شاید اگر زوج فیلم دارکوب به مهارت هایی همچون مدیریت استرس، مدیریت خشم، مهارت حل مسئله و... مسلط بودند داستان فیلم به گونه ای دیگر رقم می خورد. البته این نکته هم از مزیت های فیلم محسوب می شود و می تواند توسط دوستان متخصص در این زمینه بیشتر بررسی شود.
مریم زارعی و Ali.n این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخ آخ...چه آهنگی اومد توی پخشم....چه کشفی ...
تو اهواز بودم و درست روزهای بعد از فیلمبرداری اولین فیلم کوتاهم. یه جمع رفاقتی بودیم از بچه های دانشگاه و دوران معرکه ای رو گذروندیم. از اون فیلمها که برای همه ما بود. بی اغراق همه ما جوانهای طغیانگر اون دوران.
فیلم تازه تمام شده بود. روزهای آخر و رفاقتهایی که شکل گرفته بود. لباسهایی که از تن در نمیومد. استراحتی که دلچسب نبود و رانندگی بی وقفه تو خیابونهای شهر دوست داشتنی خودم اهواز که لوکیشن کل فیلم بود. فیلم خیابونی ما.
رفیقم عاشق دختر بازیگر فیلم شده بود. از اون عشقهای داغ و خانمان برانداز که اصلا زمان رو برات فشرده می کنه و تو می مونی و رفقات و عشقت...که تنها چیزهایی هستن که معنی دارن. تو اون مستیهای کف خیابونی. تو اون خیابون گردیها و عرق خوریهای پشت فرمونی که باب درد دل و کشف عاشقیت بود و اون روزی که رفتم ... دیدن ادامه » دنبالشون وقتی برای اولین بار می خواستن ازین حرفا بزنن با هم ....قشنگ یادمه که این آهنگ توی ضبط ماشین پخش شد.... :)...بعدها فهمیدم " مایک الدفیلد" عجب آدم کاردرستی بوده تو موسیقی و حکایت این "Moonlight Shadow" چه داستان باحالی بوده......

http://s8.picofile.com/file/8332521226/Mike_Oldfield_Moonlight_Shadow_Remastered_www_my_free_mp3_net.mp3.html

*الان که فکر می کنم میبینم من همیشه عاشق حرکت بودم. نه یه حرکت دایره وار که اولش برسه به آخرش مثل چرخ و فلک تقدیر .... نه... حرکت در عرض...در کشف دنیا... مثل آدمی که میخواد روی آتش راه بره یا از روی آب گذر کنه, نمیشه ایستاد باید حرکت کرد...حس ایستادن, حس غرق شدن میده بهم. اینه که هیچ وقت هیچ کس نبوده... یادمه چندین سال پیش (خدا رو شکر قبل از فیلم ماهی و گربه) سقالکسار رو کشف کردیم با ایمان و بهمن (تو همون سفر الموت که عاشق شدم) ...رفتیم به باتلاق پشت دریاچه و اونجا صداهای پرنده ای رو شنیدیم که انگار روی دروازه ای به عجایب نشسته بود و می خوند. صدایی که مغز آسمان را می شکافت و توی گوش ما می نشست... نمیدیدمش و حتی نمیدونستیم این اکوی صدا که شنیدیم سرچشمه اش از کجاست... اما فکر می کنم بعضی چیزها اینجوری خلق شدن دیگه...نمیشه گرفتشون...نمیشه داشتشون...اما میشه از بودنشون لذت برد... از اون پدیده ها در دنیا که حس مالکیت رو به چالش می کشن... این جالب نیست؟
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
همین الان دیدم بهمن لعنتی تو گروه موسیقیمون از سقالکسار نوشت و اون آهنگ عجیب و غریب از رولینگ استون که اونجا گوشش دادیم... عجب آهنگی...عجب اجرایی... امروز روز خوبیه...دلها به هم نزدیکه انگار :)
۱ ساعت پیش
خیلی خوب بود ... فکرکنم سبکش کانتری بود و حال وهواش هم همونطوری .. یک ماشین کروکی و دستمال گردن و موهای درباد ویک جاده ی خلوت و طولانی ... وپیش بسوی اتفاقات غیرقابل پیش بینی :)
۱۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمنامه تمام تمرکزش بر روی کاراکتر مهسا "سارا بهرامی " بود و از بقیه بازیگرا شاخصه ی خاصی رو نمیتونم به زبون بیارم ، معمولی بودند و در کل به شخصه خیلی برام دلچسب نبود مگر بازی سارا بهرامی ..
میترا و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مزخرف غریبی بود :))))
شاید اصن بهم ربطی نداشته باشن ولی به نظرم مینا ساداتی خیلی بهتر از سارا بهرامی یه :)))
celine، امیر و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
میترا و ماهرو رستمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میل به ترک کردن دارم. میل به جا به جایی
حس می کنم همه چیز در زمان مشخص خودش, طراوت, تازگی و جذابیت رو از دست میده و باید جا, فضا, آدمها, گروه های جدیدتری رو کشف کرد. از این مدار به اون مدار پرید و الکترونی آزاد در جابه جایی بود...و شاید دوباره روزی به دنیاهای قدیمی تر بازگشت و دوباره کشفشون کرد. شاید برای همینه که من همیشه بی گروه باقی می مونم. بی رفیق حتی.
حس میکنم که دیگه کسی نمیتونه تحریک کنه آدم رو, موهای تنش رو سیخ کنه از اشتراک کشفیاتش , و چیزی که به وجدش بیاره
مغزم درگیره...
این وسط " نانسی سیناترا" داره یه اجرا از " هتل کالیفرنیا" می خونه تو گوشم. خسته افتادم و خیره نگاه می کنم. مغزم فریاد می زنه وقت تغییر علی... دلم اما میگه کارهای ناتمام موندن...

http://s9.picofile.com/file/8332458218/Nancy_Sinatra_Hotel_California_www_my_free_mp3_net_1_.mp3.html
نیلوفر ثانی و میترا این را دوست دارند
و این آهنگ که الان اومد... یه آهنگ قدیمی....که چقدر نرمه...مثل پرواز پرنده وقتی خوابیدی روی چمنها و زاویه دیدت آسمان سبک و کمی خاکستری با نوک یه درخته که کنارش پرنده ای پرواز می کنه...این موزیک دقیقا تو همین سکانس سینمایی میاد... و تو آرومی.... چقدر دلم برای ... دیدن ادامه » نگاه کردن به یه آدم آروم و عاشق تنگ شده....دیدن درست اون لحظه ای که میدونی داره به یه چیز نگاه می کنه و ته دلش و ته چشماش همه چیز رو جور دیگه می بینه, سرچشمه رو روح یه آدم دیگه می بینه....درست اون لحظه بیخیالی رو عاشقشم....

http://s9.picofile.com/file/8332460942/Roberta_Flack_Killing_Me_Softly_With_His_Song_www_my_free_mp3_net.mp3.html
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم خوش اقبالی بود و البته این خوش اقبالی زمانی که با سیاسی بازی همسو شود نتیجه اسکار را به ارمغان می آورد
البته این از ارزش فیلم چیزی کم نمیکنه و فیلم برای یکبار دیدن ارزشمنده
عاطفه گندم آبادی و بابک همتی این را خواندند
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلمی که ارزش گرفتن 90 سیمرغ را داشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
یک فیلم بد به شدت سانسور شده و بی محتوا
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم خوش ساختار با بازیهای خوب شجاعانه و بروز بود
حتما دیدنش رو توصیه میکنم
عاطفه گندم آبادی و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم ساعت 5 عصر فیلم ساده ای است که آنقدر پیچیدگی دارد و آنقدر گفتنی برای مخاطب خاصش دارد که هرگز به صورت عادی دیده نمیشود
شاید به ظاهر فیلم یک ساختار ساده دم دستی معمولی داشته باشه اما از اسم فیلم تا تک تک دیالوگ ها محتوا مدار است
از مدیر ساختمان که با اجازه خود مالک وارد حریمش میشود و تا نقطه ای که کارد را به استخوان مالک میرساند ادامه پیدا میکند از همسر که خودش در نقطه ابهام نشسته به عنوان ناظر حقوق بشر هم نوا با تصاویر سفارشی شده تا شکی که نسبت به ساده لوح ترین عنصر فیلم دارد از سوئ استفاده هایی که از افراد میشود برای داشتن کمترین حقوق شهروندی (آب ) تا اتفاقاتی که به همان خاطر بر آن فرد تحمیل میشه ساختمانی که نماد ایران رو داره و مردم براشون فقط حل لحظه ای مشکل مهمه و اصلا به برطرف شدن معظل فکر هم نمیکنن از مردمی که در بیمارستان ... دیدن ادامه » هیاهو میکنند و از کمترین امکان برخوردار نیستن از مردمی که برای مردنشون هم باید پول داشته باشن تا کسانی که در دوست داشتنی ترین شکل از آأمها سوءاستفاده میکنن از همراهانی که فقط برای غذا آمدند تا انقلابی هایی که اصلا انقلابی نبودند و بازی درخشان مهران خان به عنوان افسر اطلاعاتی که از کم‌بینایی مادرزادی ( فوندوس فلاوی ماکولاتوس ) رنج میبرد اما ناظر وقایع است و در آخر دوش با آب معدنی سر

من شخصا لذت بردم از فیلم شاید در حوصله جمع نگنجد اما از هر دیالوگ هزار معنا در میاید هزار معنا
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
متاسفانه این فیلم آنقدر در روایت کلی ( قضیه قسط وام، نبردن ماشین شخصی، سوار شدن مترو، پرستار مهربان و ...) غیر منطقی است که منجر به ان پایان مضحک میشود. یعنی در پایان فیلمساز عملا لو میدهد که دستمایه اش برای ایجاد موقعیت های نقد اجتماعی آنقدر فیک است که ... دیدن ادامه » جایی برای تعمق بیننده باقی نمی ماند.
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
یک فیلم عالی به لحاظ دقت در ساخت و بازیهای عالی و درخشان
دیدن فیلم رو حتما توصیه میکنم
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم خوبی بود شاید چون خودم در بحران چهل سالگی هستم درک بهتری از کار دارم و همسو تر با این اثر فیلم رو دیدم دیدنش رو حتما توصیه میکنم
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم شنل
سوژه ای نو به لحاظ نگاه داره و من بازیها بازیگرانش و کارگردانی کار رو تحصین میکنم هر چند فیلم برداری خوبی نداشت به نظرم باید خیلی با اقبال بیشتری روبرو میشد چون این جزئیات رو فقط مهاجران افغانی میدونند اونها نمیتونند برای بچه هاشون در ایران شناسنامه بگیرند به هیچ وجه
فیلم رو برای دیدن توصیه میکنم
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام واحترام
فیلم متوسط رو به بالا یک بار ببینید حداقل چهره شاعرانه استاد لنگرودی حالتان را خوب میکند بازی ها خوب اما پوریا رحیمی میدرخشد
عاطفه گندم آبادی و میترا این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم نفس تنها یک فیلم نبود زندگی بود تکرار خاطره ها و یاد آور دیروزها یک فیلم با کیفیت یک فیلم اصیل با ارزش شاید من این فیلم رو 5 بار دیدم و هر بار آنقدر لذت بردم که بی حساب بود
بازیهایی درخشان و باور پذیر کارگردانی هوشمند فیلمبرداری عالی جلوه های ویژه دوست داشتنی
یک فیلم واقعی هم سرگرم کننده و هم لذت بخش فیلمی که هرگز فراموش نمیکنید
عاطفه گندم آبادی، پرند محمدی، میترا و بابک همتی این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تکرار تکراری خنده هایی که از روی اندیشیدن به گذشته هاست
فیلم ها معمولا در نسخه های بعدی کم ارزش تر میشن
فیلم خوب و متوسطی بود
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
فیلم زنی رو نمایش میده که حتی توانایی بیان کمترین خواسته هاش رو نداره و محض تسلیمه
تا این حد پیش میره که حالتون از ناتوانی این زن بهم میخوره
و در آخر مسیرش رو با تصمیم شخصی انتخاب میکنه
فیلم رو میشه دوست داشت و حتی برای یکبار دیدنش رو توصیه کرد
بازیها قابل قبول فیلم برداری خوب از نکتهخ های برجسته فیلم هستش
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام واحترام
متاسفانه سینما به سمت آدم های تک شخصیته میره پرویز خان پرستویی بزرگ توی آژانس شیشه ای گیر میکنه و اصلا دلیل نوع صحبت کردن یک فرد تحصیل کرده که سالهاست هم صاحب منسبه هم با سواد به شکل یک لمپن لجام گسیخته معلوم نیست شخصیتی که دم از پاکی میزنه اما تا خرخره تویه لجنه از پولشویی دوری میکنه اما برای اینکه پسرش نجات پیدا کنه میخواد رشوه بده آدمی که قهرمان نیست و فقط برای انتقام همسرش داره با قاچاقچی های دارو میجنگه یک انتقام جو که به شدت سست عنصره چه در باب پسرش چه دخترش هیچ موضعی نداره و فقط با مسیر باد همسو میشه لوکیشن تکراری و بازی پولاد عزیز که تمشک رو داشت اگزجره ای به شدت مسخره مرد خواننده بی آرمانی که فقط شعر های یغمایی میخونه
اگه اشتباه نکنم استعاره حضرت استاد کیمیایی از نماد شخصیت پرویز خان وجه اشتراکش با انقلاب بود و حتی سمبل ... دیدن ادامه » و نماد انقلاب 57 لمپنیزم با سواد و مبارز و گاهی فداکار و انتقام جو و آدمهایی که از یتیم خونه انقلاب آمدن و انقلاب به عنوان فرزند خونده قبولشون کرده و حالا بعضی وفادارن و برخی خائن هستند اما فاصله تفکر تا سینمای گیشه ای از اونجا شروع میشه که ماشین انقلاب یه خودرو چینی است و وابستگی نظام در قالب صنعتی به چینه اما رهروان باغیرت وبا وجدان بی چشمداشتش سوار بر بنز آلمانی هستن همون آلمانی ها که پسر اصلی انقلاب رو محکوم به پولشویی و اعتیاد کردن نسل نو اندیش قالبا یغمایی و عصیانگرند(پولاد) و فرزندان انقلاب هم علیرقم زندگی در سرسرا ها و کاخ هاشون با داشتن کلفت ها و نوکر ها اما تمایل به دگردیسی و همنشینی با نسل نو رو دارند هر چند که نو اندیشان و روشنفکر هایی مثل پدر خواننده قبولشون نمیکنن و اصلا ریشه هاشون رو منحط میدونند تقدیر انقلاب در دستان عده ای ملی مذهبی و مصدق اندیشه که با رخت تصوف در جانماز هدایتش میکنند .
در هرحال متاسفم که اسطوره و همه عشق من به صورت شخصی در قالب هنر استاد عالجناب کیمیایی هم دستخوش سفارش ها و باید و نباید ها و اسپانسر ها شده برای ایشون طول عمر از خدا میخوام و قلبا آرزو میکنم که کسی که گروهبان رو ساخته یا فیلم نسازه یا اگر ساخت کمتر از گروهبان نسازه
عاطفه گندم آبادی، امیر و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هیچ وقت یادم نمیره که سالها پیش ، چگونه کنار دریاچه اوان در الموت قزوین عاشق شدم. نه از این عشقها که شب و روز نذاره برام. از اون دوست داشتنها که حس میکنی چیزی در رگهات حرکت کرده. و می چرخه توی تنت. حس میکنی که الان توی قلبته و حتی روی فکر کردنت, روی نگاهت و حتی میزان مهربانیت تا آخر عمر اثر گذاشته...
با بهمن, رفیق که نه یار غار گذشته ها و ایمان یه جمع سه نفره شدیم و زدیم به جاده ها. نمیدونم کی بود و نمیدونم چرا یهو تصمیم گرفتیم بریم. آزادتر از این بودیم که به چیزی فکر کنیم.قزوین ایستادیم. محموله جوینت رو آماده کردیم و زدیم سمت الموت. دیر وقت بود و مطمئن بودیم که تو اون جاده خطرناک به شب می خوریم. اتراق کنار دریاچه اوان بود. دریاچه عجیب و غریبی که نمونه بسیار کمی ازش توی جهان هست. از بالا که سرازیر شدیم روح دریاچه در ما تنیده شد. به شدت نشئه علف بودیم و موسیقی ... دیدن ادامه » روح و روانمون رو در اختیار خودش گرفته بود.و ما در زمان سیر می کردیم. جوانتر بودیم و وحشی تر. عاشق ووداستاک بودیم. دیوانه اون فضا و اون شور و اون طغیان و اون مستند و اون موسیقی ها. کنار اوان در شب جایی برای خواب نداشتیم. اصلا نمیدونیم چرا اومده بودیم که نمونیم. ایستادیم تو سرما و به صدای حیوانات در فضای خلوتی شب گوش دادیم و موزیک انتخاب کردیم....و اونجا بود که این موسیقی پخش شد. تا مغز استخوان روی فاز بودیم و هیچ کاری نداشتیم جز اینکه توی اون فضای ناب و معرکه با " جوآن بائز" به یه سفر در عرض تاریخ بریم و اون صدای عجیب ما رو مثل فیلمهای جن و پری گونه, جادو کنه.سکوت مطلق حاکم شد. حتی پرنده ها و صدای غور غور سحرانگیز لای دریاچه قطع شد. دو نفر از بچه های محلی همونجا هم ساکت شدن. حس می کردیم سکوتشون رو. اون صدای به غایت لطیف تمام فضا رو در بر گرفت و برامون Diamond & Rust خوند. آهنگ که تمام شد هیچ کاری باقی نمانده بود. حتی دریاچه زیبای اوان هم به پایان رسیده بود. همون وقت شب راه افتادیم. چه سفری در سکوت بود رفقا...تا خود قلعه رودخان...عاشق شده بودیم... یه عشق دل انگیز ....

http://s8.picofile.com/file/8332417618/Joan_Baez_Diamonds_And_Rust_www_my_free_mp3_net.mp3.html
میترا این را خواند
بهزاد هندی، نیلوفر ثانی و hesampars این را دوست دارند
حالا امروز صبح وقتی رفیق خوب و با سلیقه ام اول صبح بعد از سلام , این آهنگ رو برام فرستاد با اجرای ریچی بلکمور عزیز و خانوم نایت دوست داشتنی, یهو پرت شدم تو اونجا..... بوی دریاچه رو شنیدم...روحم به غلیان درومد و خون توی رگهام جوشید. حالم خوب شد و واقعا لبخند ... دیدن ادامه » اومد روی لبهام...
و چه اجرای خوبی هم بود این اجرای بلکمور نایت:

http://s8.picofile.com/file/8332417468/Blackmore_s_Night_Diamond_And_Rust_www_my_free_mp3_net.mp3.html
دیروز
به به به این انتخاب.. آرامش بخش و پرانرژی بود
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرکسی چیزی برای ترک نکردن دارد...

دارکوب فیلمنامه ای داشت که بنظر میرسید قدری داستان رو کش داده بود تا فیلم رو طولانی تر کنه و پایان به شدت بدی داشت،داستان در ذهن مخاطب از هیچ منطقی برای ادامه نمیتونه پیروی کنه و در نهایت ساخته و پرداخته بشه.

امین حیایی ای داشت که هنرنمایی هایی مثل فیلم "آکواریوم"رو در ذهن زنده میکرد.
سارا بهرامی ای داشت که اصلا با فیلم هزارپا قابل مقایسه نبود و خیلی خوب بود و برای نمایش یک زن معتاد قابل قبول نقش خودش رو ایفا کرده بود.

دارکوب بهروز شعیبی ای پشت دوربین داشت که به هنرمندانه ترین شکل ممکن از کوچکترین لحظه ها برای نشون دادن جامعه در فیلم استفاده کرده بود.
و حرفهای قشنگی در مورد زن،احساس،مادر
حرفهایی در مورد سیاه بودن جامعه با چاشنی انگیزه دادن برای درست کردنش که ارزش تماشا داره و اگر بگم داستان لو میره. ... دیدن ادامه »

یک فیلم اجتماعی خوب با پایان به شدت بد.

10/5
فیلم خیلی بدی بود
و بازی سارا بهرامی واقعا بد بود رفیق
یه کلیشه محض هم در فیلمنامه و هم در سبک بازی بازیگران فیلم

دیروز
احتمال لو رفتن داستان:

از بهروز شعیبی ای که دهلیز ساخته بود انتظار بیشتری میرفت.تنهایی زن در جامعه و نگاه خشن و بی رحم به جامعه زنان رو خوب نشون داده بود که بنظرم کلیشه نبود یا شایدم من احساسش نکردم.نمره بالایی بهش ندادم فقط در حد قبولی پنج از ده.سارا ... دیدن ادامه » بهرامی دو جا کاری کرد که نشه به بازیش بگم بد.یکی وقتی تو فروشگاه میخواست آبروبری کنه و یکی ام وقتی از لای در کیلینیک آخر فیلم داشت بچه خودشو که از اول فیلم داشت براش بالا پایین میپرید با موهای بافته شده تقدیم نامادریش کنه وگرنه ادای صداش یا حالت سیگار کشیدنش یا حالت دستاش رو خیلی خوشم نیومد بعضی وقتا حتی یاد نوید محمد زاده میوفتادم که بنظرم نیمچه نگاهی هم به بازی ابد و یک روز اون داشته و این در بازیگری بنظر خوب نیست.نظر شما هم محترم و اگر نمره زیر پنج از ده به این فیلم میدید خیلی دوست دارم دلایل مردود شدن این فیلم رو به شکل جزئی از شما بدونم.مرسی که نظرات منو میخونی رفیق
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از فیلم دلم می خواد i
۳ روز پیش، جمعه
محمد عسگری و sara saghafi این را دوست دارند
چه تعبیر جالبی کردید جناب الکاتراز
۱۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید