آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینما
S3 : 06:16:19 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
قسمتی از فیلم کوتاه «مسیــر کـوتـاه» به کارگردانی کامبیــز طاهری

http://m.aparat.com/v/9rC3M

عوامل این فیلم تا این مرحله عبارتند از:

تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان:
کامبیــز طاهــری

مُشاور فیلمنامه:
یاسمـن میــرزایـی
مرتضی پورعلی

بازیگران:
سـاغــر طاهــرپـور
کامبیــز طاهــری
یاسین یوسفی
مجتبی کشاورز
صادق ... دیدن ادامه ›› تقوی

دستیار کارگردان:
یاسیـن یـوسفـی

منشی صحنه:
ژاله مروتی

مدیر تصویربرداری:
رحیــم عبـادی
دستیار فیلمبردار:
مجتبی کشاورز

مدیر صدابرداری:
کامبیـز طاهـری
صدابردار:
حامد طهماسب‌زاده
دستیار صدابردار:
مصطفی طاهری

تدوین و اصلاح رنگ:
رحیــم عبـادی

صداگذاری:
کامبیــز طاهــری

طراح گریم:
افسـانه خلفی

عکاس صحنه:
مریم بیاتی
عکاس پشت صحنه:
محمدرضا عبادی

فیلمبردار پشت صحنه:
صادق تقوی

طراح صحنه و لباس:
کامبیــز طاهــری

مشـاورِ حقوقی:
علیرضا توکلی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رونمایی از پوستر فیلم «مسیــر کـوتـاه» به کارگردانی کامبیــز طاهری

عوامل این فیلم تا این مرحله عبارتند از:

تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان:
کامبیــز طاهــری

مُشاور فیلمنامه:
یاسمـن میــرزایـی
مرتضی پورعلی

بازیگران:
سـاغــر طاهــرپـور
کامبیــز طاهــری
یاسین یوسفی
مجتبی کشاورز
صادق تقوی

دستیار ... دیدن ادامه ›› کارگردان:
یاسیـن یـوسفـی

منشی صحنه:
ژاله مروتی

مدیر تصویربرداری:
رحیــم عبـادی
دستیار فیلمبردار:
مجتبی کشاورز

مدیر صدابرداری:
کامبیـز طاهـری
صدابردار:
حامد طهماسب‌زاده
دستیار صدابردار:
مصطفی طاهری

تدوین و اصلاح رنگ:
رحیــم عبـادی

صداگذاری:
کامبیــز طاهــری

طراح گریم:
افسـانه خلفی

عکاس صحنه:
مریم بیاتی
عکاس پشت صحنه:
محمدرضا عبادی

فیلمبردار پشت صحنه:
صادق تقوی

طراح صحنه و لباس:
کامبیــز طاهــری

مشـاورِ حقوقی:
علیرضا توکلی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ملکه(25 سال پس از تاجگذاری): از هم پاشیدگی انگار همه چیزیه که در دوران من تو این کشور اتفاق افتاده

خواهر ملکه: زمانی از هم میپاشه که فقط ما بگیم از هم پاشیده سلطنت یعنی این؛ ما روی ترک ها کاغذ میچسبونیم اگر کارهایی که میکنیم به اندازه کافی پر سروصدا، بزرگ و با اعتماد به نفس باشه هیچکس توجه نمیکنه که اطراف ما از هم پاشیده نکته وجودی ما اینه، ما نه "تو"
تو نمی تونی بلرزی چون اگه یه ترک کوچولو نشون بدی ما می بینیم که ترک نیست بلکه شکافه و اون موقع همه ما فرو میپاشیم پس تو باید همه چیز رو حفظ کنی

ملکه: باید این کار رو ... دیدن ادامه ›› تنهایی بکنم؟

خواهر ملکه: فقط یک ملکه وجود داره

"سریال تاج فصل سوم (پیتر مورگان)"

یه سریال درست و حسابی بیوگرافیک کلاس درسیه که نشون میده در ساخت چنین آثاری برای درک احوال کاراکترها و دوران زیستشان توسط مخاطب باید نویسنده در بزنگاه های اغلب پیچیده عاطفی و اخلاقی این اشخاص واقعی درامشو پایه ریزی کنه و از اون مهمتر حد و اندازه درام رو به شکل ظریفی حفظ کنه نه اسیر سانتیمانتال سیاه و سفید بشه و نه جوری از سوژه هاش فاصله بگیره که ارزشی برای مخاطب پیدا نکنن
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دلم لک زده واسه‌ اینکه برم سینما فیلم ببینم و درجا بعد تموم شدن فیلم بیام تیوال...
خیلی وقت بود تیوالی این قدر فعال ندیده بودم...
استاد فدایی کبیر آیکون دوست دارم فشرده...
رکورد شکوندی...
جناب فدایی تا یک ماه خوندم را واسه تازه واردها نمی زنه...
۴ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گفتگوهای آخر شبی
یه جورایی مثل یه اتفاقِ باحال که برام رقم میخوره
شاید همیشه خوب تموم نشه
اما یه جورایی خوشم میاد از اون ساعتهای روز
از اون حال و احوال
و از اون آدم که اون ساعت همکلاممه
خصوصا وقتی هنوز اصلا حتی یک بار ندیدمش
عجیب نیست؟
نمیدونم
اما باحال که هست
چند روز هست که چت زدم رو آهنگ Midnight lady از گروه Smokie
اصلا برگشتم به راکهای دهه ۶۰ و ۷۰
یه جورایی دوره ... دیدن ادامه ›› ای که همه چیز در مرز عجیبی از تکنیک و احساس، تفکر و اعتراض حرکت میکنم. حتی عاشقانه هایی که تصویر زیبایی برات درست میکردن

You think love is a game, love is a motion
Endless and so deep, always emotion
I've got many ways, to reach tomorrow
Love will always grow, no pain, no sorrow
When you take me in your arms,
You can break me with your heart
I feel the magic of your charm,
Oh, you're tearing me apart
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Magic touched my life, I'm still dreaming
Anything before has lost its meaning
Heaven in your eyes, my soul is on fire
Oh, my feelings grow, we can't go higher
Oh, I just want a girl,
Baby, just to call my own
And I just wanna dream,
I don't have to dream alone
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Midnight lady, love takes time
Midnight lady, it's hard to find
Midnight lady, I call your name
I know you can ease my pain
Midnight lady, just you and me
Midnight lady, eternaly
Midnight lady, I can fly in your arms
I'll get high
Chris Norman ؟؟
همون اجراست؟
۰۹ اردیبهشت
نیلوفر ثانی
Chris Norman ؟؟ همون اجراست؟
این اجرای اسموکیه
البته که اجرای نورمن هم واقعا زیبا و جاودانه
۰۹ اردیبهشت
علی
این اجرای اسموکیه البته که اجرای نورمن هم واقعا زیبا و جاودانه
پیداش می کنم ممنون
۱۰ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این آهنگ لئونارد کوهن برای همین هواست و حالِ این روزهای من
اگر بتونید بشنویدش و ازش لذت ببرید. یک لذت وافر ، لحظات خوبی رو تجربه میکنید رفقا...صدای خش دار و متن دلچسب آهنگ اصلا حال خوب کنه. بدون تردید...

Leonard cohen - lady midnight

I came by myself to a very crowded place;
I was looking for someone who had lines in her face.
I found her there but she was past all concern;
I asked her to hold me, i said, "lady, unfold me, "
But she scorned me and she told me
I ... دیدن ادامه ›› was dead and i could never return.
Well, i argued all night like so many have before,
Saying, "whatever you give me, i seem to need so much more."
Then she pointed at me where i kneeled on her floor,
She said, "don't try to use me or slyly refuse me,
Just win me or lose me,
It is this that the darkness is for."
I cried, "oh, lady midnight, i fear that you grow old,
The stars eat your body and the wind makes you cold."
"If we cry now, " she said, "it will just be ignored."
So i walked through the morning, sweet early morning,
I could hear my lady calling,
"You've won me, you've won me, my lord,
You've won me, you've won me, my lord,
Yes, you've won me, you've won me, my lord,
Ah, you've won me, you've won me, my lord,
Ah, you've won me, you've won me, my lord."
چه جالب دوسه شب پیش همین آهنگ کوهن رو انتخاب کردم و شنیدم
۰۹ اردیبهشت
نیلوفر ثانی
چه جالب دوسه شب پیش همین آهنگ کوهن رو انتخاب کردم و شنیدم
خیلی خوبه
و جه فضاسازی عجیبی داره
۰۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// گربه بندی کوئنی قاتلین پیرزن //
( نظری بر فیلم قاتلین پیرزن )

قاتلین پیرزن فیلمی قصه محور است و در جایگاهی کُمدی و شاید در رسای مسیحیت و جانبدارانه...
مثل همیشه با قصه های کوئن ها روبرو هستیم، قصه هایی از آدم های بد ولی دوست داشتنی با اتفاقات و تصادفات باورنکردنی... و همیشه هم چند نفر می میرند ولی برای مخاطب ناخوشایند نیست و این بزرگترین سرمایه های فیلم های برادران کوئن هست ولی خب از طرفی هم شاید یادآور این جمله باشد " شاید برای شما اتفاق نیافتد"
اما بزرگترین نکته منفی این فیلم از قسمت درگیری دو بزهکار و فوت یک نفر به صورت تصادف هست که کاملا قصه لو می رود که بقیه هم نمی توانند پیرزن را بکشنند...
ولی خب مردن نفر آخر در نوع خودش ... دیدن ادامه ›› جالب بود...
یاد فیلم (( کفش های بابانوروز )) و گربه افتادم...
بهرحال دیدنش توصیه می شود دوبله هست و دوبله اش هم خوبه... اما به نظرم یک فیلم کامل و درست و درمون نیست و انگار فیلم سرهم بندی شده است... یک جور شبیه شستشو از روی بی حصولگی ( گربه شور) و خب در فیلم هم می شود سرهم بندی ( گربه بندی)...
محسن جوانی این را خواند
محمد کارآمد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر چقدر مشتاق بودم فصل دیگری از این ژانر را ببینم اگر می دانستم بعد از دیدن فصل دوم اشتیاقم کور می شود، نمی دیدم.
ساخت سریالی در همین ژانر با اکثر تیم سازنده نوید سریالی خوب را می داد ولی این اتفاق نیفتاد.
فصل اول سریال تسخیرشدگی خانه هیل به شدت برام جذاب بود، اگر چه از دیدن فیلم و سریال ترسناک به شدت فراری هستم ولی با توجه به نمره خوبی که گرفته بود و موضوع سریال ترغیب شدم که ببینم . اما فصل دوم و روند داستان و جریان شخصیت ها بر خلاف فصل اول ضعیف و به شدت کند بود و حتی از جنبه ترسناک بودن هم کیفیت و جذابیت لازم را نداشت.
مینی سریال 9 قسمتی تسخیر عمارت بلای را فقط میشه در قسمت های 8 و9 دید و به نتیجه رسید ، جایی که کارگردان یکدفعه بی خیال جریانات 7 قسمت قبل که به ما نشان داده میشه و ما در قسمت 8 به ریشه اتفاقات آگاه و هویت افراد مرموز خانه عمارت بلای می شویم.
سریال عمارت بلای پتانسیل خوبی برای دیده شدن داشت ولی با دستهای مایک فلنگن کارگردان سریال خراب می شود، اگه هنوز موفق به دیدن این سریال نشدید چیزی را از دست ندادید.

خلاصه داستان:
سال ۱۹۸۷، یک معلم زن جوان آمریکایی به نام دنی که به تنهایی در لندن زندگی می‌کند، بعد از تجربه‌ای سخت که در زندگی خود داشته است، مسئولیت ... دیدن ادامه ›› مراقبت از دو کودک را برعهده می‌گیرد که در خانه‌ای قدیمی که در روستایی به نام بلای واقع شده، زندگی می‌کنند. دنی از همان لحظهٔ ورودش به خانه با برخورد عجیب دو بچه مواجه می‌شود که از دریاچهٔ نزدیکی خانه هراس دارند. به مرور و با رخدادهای بعدی، سرنوشت دنی به سرنوشت بچه‌ها و این خانه پر از راز گره می‌خورد.
Ehsan Vahab این را خواند
محمد مجللی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
بر خلاف نظرتون به نظر من فصل دوم چیزی از زیابیی فصل اول کم نداشت.
در هر دو فصل سعی شده بود به صورت ظریفی بیماری های روانی رو به شکل یک ژانر ترسناک به نمایش در بیاره
از جمله سریالهایی بود که برای درک مفهومش بیشتر از یک بار باید به تماشای اون نشست
۳۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوب بد جلف، دراکولا، مردم معمولی، ملکه گدایان، گیسو و... دست پخت پلتفرم های گردن کلفت این روزهاست که دائما برای مشترکانشان عشوه می یان که اشتراک بیشتری بگیرن و برای سلبریتی های بیرون امده از کشتی به گل نشسته سینمای ایران هم با شاباش های نجومی دلبری میکنن
سفره ای که برای مخاطب پهن شده ظاهرا رنگارنگه اما به هر کدوم از غذاها که قاشق میزنی یکی از یکی بی نمک تر، بدمزه تر و تهوع آور تره




// پاییز پدرسالار//
جمعه بود خانه مادربزرگ، شبکه IFilm فیلم سینمایی (( به دنیا آمدن)) را گذاشته بود، با دیدن الهام کردا یادم افتاد اردیبهشت ۹۸ در رمضان، سینما آزادی به همراه دوستی این فیلم را دیدم...

به پرستار مادربزرگ گفتم: " فیلم قشنگی است و قسمت خواندن آهنگ هپی را حذف کردند؟ این فیلم را سینما ... دیدن ادامه ›› دیدم"
پرستار:
به خاطر همچین فیلمی سینما رفتی؟
گفتم: طبیعتا.. فیلمی را می روم که ارزش دیدن داشته باشه..

پرستار: این کار جدید مدیری را دیدید؟ جلوشو گرفتند؟
دراکولا.. گفتم: علاقه ای ندارم..
گفت: قورباغه را که دیدید؟
کله ام را به نشانه نه تکان دادم...
پرستار خندید... و از سریالها و حال کردن های سریالهای مذکور برایم گفت... شب با دوست عزیز منتقدی تلفنی حرف زدیم و در مورد لمپنیسم موجود در این سریالها و بی سر وته بودن اش و نداشتن اصول اولیه کارگردانی و فیلمنامه و رانت های میلیاردی و غیره و غیره برایم کاملا روشن کرد موضوع را...
و دغدغه اش نوجوانها و جوانهای کم سن و سال و الگو گرفتن از خشونت های این سریالها بود.. جایی که رواج تجاوز و چاقو کشی و تتو و زندگی لاکچری در این اوضاع بد اقتصاد در این سریال ها انجام می شود و هیئت نظارت ساکت است و مشکلش با لباس و موی بازیگران زن است...
در مورد (( به دنیا آمدن)) گفتم و اینکه فیلمی برای دغدغه های آدم های عادی است.. فیلمی از درون قشر متوسط جامعه ...
فیلمی که آدم کشی ندارد، روایت فقر و بدبختی های قشر کم درآمد و احیانا بزهکار نیست...
فیلمی از دنیای مردم این جامعه از تهران و دغدغه هایش..
( البته ایراداتی دارد که در همین تیوال نوشتم)
و یادآوری کردم سریالهایی پیشرویی مثل این خانه دور است، همسران و خانه سبز و حتی کت جادویی...
و گفتم اوضاع سریالهای اواسط دهه ۸۰ و ۹۰ هم بهتر از سریالهای شبکه خانگی نیست...
و گفتم دیگر در این تلویزیون و این کشور سریالهای فوق العاده ای که از اجتماع و برای اجتماع ساخته شده باشد مثل پدرسالار و امثالهم دیگر ساخته نخواهد شد... در دوران خزان چنین سریالهای زندگی می کنیم.. در دوران (( پاییز پدر سالار))


۲۹ فروردین
پول های آلوده و بی حساب و کتاب و سوداوری در تولید و نه در عرضه و تقاضا اساسا سینماگران و سلبریتی های ما رو مسخ کرده وقتی مهم نباشه که محصول نهایی چه کیفیتی داشته باشه و بفروشه یا نفروشه وقتی نظارت کیفی و فنی جای خودش رو فقط به نظارت شرعی و سیاسی بده در بر همین پاشنه میچرخه
۳۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معرفی سریال:
سریال رچد (Ratched ) ⭐⭐⭐⭐

سریال رچد (Ratched ) نشان می‌دهد که هیولاهای واقعی ساخته می‌شوند و متولد نمی‌شوند.
به نظرم معرفی شخصیت ها سریال و پرداختن به آن خیلی خوب انجام شده است و موضوعات سریال در یک نقطه منسجم و یکپارچه می شود. سارا پلسون در نقش یک پرستار سادیسم خیلی خوب از عهده اجرا برآمده است. سریال با صحنه های خشن و وحشتناک شروع می شود و تکلیف ما با سریال در همان سکانس ها مشخص است و پایانی خوبی برای فصل اول در نظر گرفته است. گرچه امیدوارم نهایتا یک فصل دیگه بیشتر نداشته باشه.
سریال تا حدودی اقتباسی از کتاب پرواز بر آشیانه فاخته می باشد ولی به نظرم برای دیدن سریال رچد نیازی به خوندن رمان و یا دیدن فیلم دیوانه ای از قفس پرید با بازی عالی جک ... دیدن ادامه ›› نیکلسون نیست.

خلاصه داستان:
پرستاری با نام میلدرد رچد در سال 1947 به کالیفرنیای شمالی میرود تا در یک بیمارستان روانپزشکی استخدام شود. این بیمارستان وظیفه نگهداری از یک قاتل خونسرد و بیرحم به اسم ادموند تولیسان را دارد. در این بیمارستان روانی آزمایش‌های عجیبی بر روی بیماران انجام می‌شود. میلدرد رچد با زیرکی و دروغ به عنوان پرستار در بیمارستان استخدام شده و کم کم مشخص میگردد که هدف شوم او از اینکار چیست؟به مرور زندگی پرستار رچد نمایش داده شده و اتفاقات و حوادثی که رخ میدهد داستان اصلی این سریال را شکل می‌دهد
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معرفی سریال: خدمتکار
⭐⭐
فصل اول سریال را نسبت به فصل دوم سریال بیشتر می پسندم؛ گرچه قطعا اگه فصل بعدی در کار باشد، دیگه ادامه نمی دهم؛ به نظرم پیچیدگی خوبی را در فصل اول مطرح کردند ولی در فصل دوم در کلاف این پیچیدگی گرفتار شدند.
فیلم میخواهد به ما بگه دغدغه دارد ولی در اجرا ناموفق دارد؛ فیلم می خواهد دلهره آور باشد ولی نه تنها موفق است بلکه زجرآور است
خلاصه داستان: سریال والدینی به نام دوروتی و شان ترنر را به تصویر می‌کشد، که یک پرستار جوان به نام لین برای فرزندشان استخدام می‌کنند تا مراقبت از فرزند تازه متولد شده آنها را که جریکو نام دارد، به عهده بگیرد. با گذشت زمان، روشن می‌شود که «چیزها آنطور که به نظر می‌رسد نیست. 
در پایان فصل اول غافلگیر می شویم و ما را ترغیب میکند به دیدن فصل دوم ؛ جایی که قشنگ نامیدمان می کنه و آخرین قسمت از فصل دوم به شدت اغراق آمیز است و میگه برویم فصل سوم !!!!!
سمانه، نیلوفر ثانی، محمد عمروابادی و شکوه حدادی این را خواندند
رعنا* این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و قسمت آخر ...
اگه بخواهم صادق باشم و نمره دهم به نظرم قسمت آخر سریال قورباغه از فصل اول(چون مطمئن هستم فصل دوم را خواهد ساخت) نسبت به چهارده قسمت قبل نمره کمتری خواهد گرفت...
گفته بودم هیچ یک از ببیندگان سریال بطور قاطع نمی توانند پایان سریال را پیش بینی کنند،متاسفانه پیش بینی های بنده هم درست نبود، من منتظر بودم نوری را در قسمت آخر ببینم ولی امیدم به آینده موکول شد و به فصل دوم ...
و اما قسمت آخر:
رامین که حقش مرگ بود؛ از قسمت اول (بابت پیداکردن تفنگ)ضعیف نفس بود و جاه طلب؛ قسمت سوم پول هم گرفت ولی راضی نبود و ادامه داد تا مردن...
خودش میدونست بدون قدرت مرده و از زندگی عادی بیزار بود ؛با اسلحه فکر کرد قدرت داره ولی ترس داشت(به قسمت اول سکانس جلوی مغازه طلافروشی دقت کنید) ولی اسلحه را از دست داد، پس دوستانش را راضی کرد که بروند دزدی، خونه نوری...
فرق رامین و نوری در همین تفکر قدرت بود که قسمت ۱۴ هم نوری در کشتی بهش اشاره کرد.
کلیت سریال قورباغه به نظرم
نگرش،تفکر و داشتن قدرت بود
تفاوت اصلی بین ... دیدن ادامه ›› نوری و رامین
هر دو از یک محله؛ از یک جنس و طبقه مردم بودند ولی با دو تفکر مجزا ...
حتی قدرت کلمات ارائه شده توسط نوری خیلی فراتر از قدرت کلمات رامین بود...
و اما چند نکته که نباید فراموش کنیم:
۱:ورود فرانک به قصه و این گونه رها کردنش عجیب بود. چرا وقتی اومد از نوری خون گرفت، بدون اینکه کسی چیزی بگه یه راست رفت سراغ استمپ؛ که ربطی به قورباغه داشت؛ از کجا می دانست استمپ کجاست؟
۲: در قسمت ۱۴؛ سکانس اومدن قایق های شمس آبادی و تایید سر سیامک به نوری و ادامه ماجرا ...
به نظرم سیامک هم نقش مهمی خواهد داشت.
۳: آباد: در دیالوگ ها او و سروش همیشه به نقش حامی بودن و محور بودن نوری اشاره می کرد؛ پس نباید تصور کنیم که بچه زرنگه قصه بوده..(بچه زرنگه قصه داماد رامین اینها بوده😂)
۴: بعد از تیتراژ و نشان دادن سکانس دورهمی در جنگل و تصویر نوری!!!
نوری می تواند زنده باشه همان طور که پدر و مادر رامین زنده بودند.
۵: سریال پتانسیل این را دارد که فصل دوم را داشته باشد با چهره ها و بازیگرهای ناشناخته؛ ای کاش امیر جدیدی را این بار انتخاب کنه و نوری هم باشد ...
۶: ذهن آدم در هنگام مرگ را میشه شاخص در نظر گرفت ولی نمره این قسمت در قیاس با نمرات ۱۴ قسمت قبل کاملا پایین است یا لااقل من تصور نمی کردم که این گونه باشد...
با نشان دادن دو سکانس شمس آبادی و آباد بعد از تیتراژ مطمئن باید باشیم که فصلی دیگر خواهد داشت یا خیر؟

چه پایانی را متصور بودیم و چه شد🤦‍♂️

۷:با همه این تفاسیر به نظرم بهترین سریالی بود که ساخته شده بود و دست مریزاد به هومن سیدی و تیمش و امیدوارم فصل بعدی هم باشد و از روزگاری لذت ببریم که هومن سیدی داره برامون می نویسه؛ برامون بازی میکنه؛ برامون تدوین می کنه و برامون کارگردانی می کنه.

۸: نوری:همیشه بزار یه چیزی کم باشه تابگردن پیداش کن
🐸🐸🐸🐸🐸🐸🐸
محسن جوانی این را خواند
رعنا*، جعفر میراحمدی، علی جباری و محمد مجللی این را دوست دارند
برچسب افشا هم میزدید بد نبود...
۱۷ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چندی پیش یکی از صفحات اینستاگرام که در زمینه تهران شناسی فعالیت دارد، از دنبال کنندگان خود خواسته بود تا خاطرات خود را از سینما های قدیمی تهران بنویسند. من یادداشت زیر را در مورد سینما آزادی ارسال کردم. آن را با دوستان تیوالی هم به اشتراک می گذارم.

سال شصت و شش بود و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر در حال برگزاری. من دانش آموز سال سوم دبیرستان بودم. فیلم "پرنده کوچک خوشبختی" ساخته پوران درخشنده در جشنواره حضور داشت. اولین نمایش فیلم در جشنواره در سینما آزادی بود. سانس ظهر یک روز جمعه. پوران درخشنده به عنوان اولین زن کارگردان بعد از انقلاب دومین فیلم خود را ساخته بود. بازیگران فیلم هم شناخته شده بودند. برای خرید بلیط از چند ساعت قبل در صف ایستادم. خواهرم هم آمد. طبیعی بود که با توجه به استقبال از جشنواره در آن سالها، بلیط به ما نرسید. گیشه بست و شروع فیلم نزدیک بود. آن موقع ها یک نفر در سینما آزادی کار می کرد به اسم آقا مرتضی. به نوعی همه کاره سینما بود. صف را نظم و ترتیب می داد. با چراغ قوه تماشاگران را روی صندلی می نشاند. آقا مرتضی هم دم گیشه بود و خواهش می کرد که جلوی درِ سینما را خلوت کنند. معمولا در اکران اول جشنواره عوامل فیلم هم می آمدند. خواهرم در آن شلوغی از ورودی اول سینما (قبل از چک بلیط) عبور کرد. من دیدم خواهرم با خانمی به گرمی سلام و احوال پرسی می کند. بعدا فهمیدم که پوران درخشنده است. از پشت شیشه و میان هیاهوی مردم سعی در لب خوانی گفتگو داشتم که خواهرم به من اشاره ای کرد و با مجوز خانم درخشنده من هم از در اول داخل شدم. خانم درخشنده به گرمی خوش آمد گویی کرد. اما گفت که متاسفانه بلیط به تعداد کافی وجود ندارد و هنوز برخی از عوامل فیلم هم سر جای خود ننشسته اند. ساعت شروع فیلم گذشته بود حدسم براین بود که تبلیغات جشنواره در حال پخش است. به زودی اکران فیلم شروع می شد. در همین حال یکی از عوامل فیلم نزدیک خانم درخشنده آمد و گفت که " مهمان ها رو نشوندم این دو تا بلیط اضافه اومد" و خب طبیعی بود که خانم درخشنده هم آن دو بلیط را به ما دادند! اگر چه دو بلیط جدای از هم و دو جای مختلف سالن بود. اما یکی از قسمت های خوب سالن نصیب ما شد و بلافاصله ... دیدن ادامه ›› هم فیلم شروع شد و دیدن فیلم آن هم به میزبانی کارگردان بسیار چسبید. البته بگذریم که سر ظهر بود و خانم بغل دستی من ساندویچ می خورد و من که ساعت ها در صف ایستاده بودم دلم ضعف می رفت.

پی نوشت: چند روز پیش قبل از تعطیلی مجدد سینماها، به دیدن فیلم خورشید در سالن اصلی سینما آزادی رفتم. روی هم حدود 20 الی 25 نفر در سینما بودیم. از دیروز هم که سینماها تعطیل شدند.
نسخه جشنواره ای خورشید ۱۳۵ دقیقه بود و فیلم ریتم خوبی داشت
نسخه اکران رو ندیدم ولی می دونم ۹۰ دقیقه شده
۱۰ فروردین
تنها فیلمی که تو سینما آزادی قبل از سوختنش دیدم
فیلم سلام سینما _ مخملباف بود
۱۰ فروردین
سپهر
تنها فیلمی که تو سینما آزادی قبل از سوختنش دیدم فیلم سلام سینما _ مخملباف بود
سلام سینما رو تو سینما عصر جدید دیدم که متاسفانه اون هم تعطیل شد.
قبل از سوختن سینما آزادی خیلی فیلم اونجا دیدم. بای سیکل ران، سرب، عروس و...
۱۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنوز تصمیم نگرفتم والت چاینا یا چاینا دیزنی؟
Walt China
China Disney
اسم کوچیکش چین باشه؟ یا نام خانوادگیش؟
کاوه علیزاده و 7 جولای این را دوست دارند

Chinese Walt Disney
۲۱ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قصه گو
روایت سنجیده
تیم بازیگری خوب با بازی های خوب
بی همه چیز: 🌟🌟🌟🌟
ای کاش یک " ها " به نام فیلم اضافه می شد که نام فیلم مصادق خود فیلم بود.
فیلم بی همه چیز فیلمی است
قصه گو
روایت سنجیده
تیم بازیگری خوب با بازی های خوب

اولین کار محسن قرائی فیلم خسته نباشید ؛ فیلمی کسل کننده و ضعیف بود؛ در فیلم سد معبر فیلمی متوسط با داستان ... دیدن ادامه ›› و بازی های خوب ساخت و در
" بی همه چیز" یک فیلم خوب با داستانی اقتباسی با یک تیم خوب بازیگری یک سر و گردن از بقیه فیلمهاش ساخته است.
فیلم ضد مردمی " بی همه چیز" همه را زیر سئوال می برد؛ الا دختر امیرخان و پسرک لنگ لنگ کنان نوشابه دوست...
بی همه چیز فیلمی است دوست داشتنی مثل یک حبه قند ولی با جزئیات اش که میشه بهش نقد داشت.
نبود نام باران کوثری و هادی حجازی فر در کاندیدا نقش مکمل نشان می دهد با داوری خوب و مسلط در جشنواره روبرو نیستیم.
پرویز پرستویی و هدیه تهرانی پس از سالها یک نمایش دلپذیر داشتند.
بی همه چیز قطعا بهترین فیلم تماشاگران خواهد بود.
سپهر این را خواند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جسور؛ سرکش؛ اجتماعی
مثلث نرگس آبیار و الناز شاکردوست و هوتن شکیبا
ابلق فیلمی است:
جسور؛ سرکش؛ اجتماعی
مثلث دوباره نرگس آبیار و الناز شاکردوست و هوتن شکیبا

اجتماعی ترین فیلم نرگس آبیار تاکنون .
پیشرفت و رشد نرگس آبیار در اجرا و محتوی؛فیلم فیلم شاهد هستم.
فیلم جسور است و سرکش با موضوعی که سالیان سال است دامن این سرزمین را گرفته است:
تعدی به ... دیدن ادامه ›› یک زن و سکوت ها که هر کدام یک نشانه است ...
الناز شاکردوست از سینمای بدنه جدا شده و در مسیر تکمیل است.
نامزد نشدن و دیده نشدن هوتن شکیبا در این فیلم خنده دار است...
و چقدر بهرام رادان افتضاح و مزخرفه!!!
فیلمبرداری روی دست یک جاهایی اعصاب خردکن است ...

پ.ن: فیلم روی دوش فیلم شبی که ماه کامل شد است ولی با این تفاسیر همچنان فیلم نفس نرگس آبیار را بهترین فیلم ایشان می دانم.
سپهر و جعفر میراحمدی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طنز تلخی. قصه روزگار مردم
فقر؛ حسرت؛ حاشیه نشینی
این بار مهدویان برخلاف داستان و روایت معاصر گونه اش به دل فقر و حسرت و حاشیه نشینی با فیلمنامه ای از ژوله رونمایی کرده است. هر کاری میکنم که باور کنم شیشلیک ساخته مهدویان کارگردان درخت گردو و ماجرای نیمروز و ... است نمی توانم...
فیلم موضوع دارد ولی در اجرا با ساختار قبلی کارگردان در نیامده...
طنز تلخ شیشلیک قطعا در گیشه سربلند است. فیلم صحنه های شیرین دارد مثل لحظه بغل کردن عطاران و جمشیدی تا قصه شیشلیک از زبان عطاران؛ همان گونه فیلم سکانسی های دارد که یاد لاتاری میفتی مثل کتک زدن عطاران در رستوران و لحظه های تلخ داره مثل حسرت شیشلیک خوردن بچه ها و ...
پژمان جمشیدی کاندید شایسته فیلم است و ای کاش جایزه مکمل مرد را از آن خود کند.
عطاران مثل همیشه است دلنشین و شیرین و دوست داشتنی.
فیلم محبوب تماشاگران خواهد بود.
نمی دونم چرا ولی ای کاش شیشلیک را رضا عطاران می ساخت که در کارنامه اش بزنگاه را داشت ...
سپهر و جعفر میراحمدی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تجربه شیرین کارگردانی آذرنگ
ساده، دلنشین اما نچسب
وایتی ساده از یک خانواده آبادانی با دغدغه های دهه۱۳۸۰ از حمیدرضا آذرنگ
تا ۵۰ دقیقه حال خوبی داره فیام ولی به نظرم از آن دقیقه و دیالوگ فاطمه معتمدآریا که میگه: این صحنه را تو خواب دیدم به نظرم آذرنگ در ورطه تئاتر افتاد و صحنه ها تئاتر پسند شد.
بازی ها خوب هستند ولی کلیشه ای و نوآور نیست.
معتمدآریا و تنابنده کاندیدا بازیگر مرد و زن هستند ولی قطعا رای نخواهند آورد.
سپهر، جعفر میراحمدی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تی تی
ادامه مسیر آرام اما موفقیت آمیز آیدا پناهنده بعد از ناهید و اسرافیل ...
عاشقانه ای در باب زندگی و نجات بشریت و انسانیت در دل طبیعت .
باز شمال و باز ستاره های سینما در فیلم پناهنده؛ فقط کافیست به ترکیب ستاره ها در فیلمهاش نگاه کنید:
نوید محمدزاده؛ساره بیات و پژمان بازغی در ناهید و هدیه تهرانی و مریلا زارعی و پژمان بازغی در اسرافیل و حالا النازشاکردوست و هوتن شکیبا و پارسا پیروزفر
ترکیب بازیگری هر سه فیلم شما را مجبور به دیدن فیلم می کند حتی اگه فیلم را دوست نداشته باشی...
تی تی فیلمی است عاشقانه بر محوریت یک زن مثل ناهید و اسرافیل؛ گرچه ما در انتها نمی فهیم که زن خل است یا دختر کولی مالیخولیا یا دختر عاشق به بشریت و انسانیت ...
هر چه است دوست داشتنی است و الناز شاکردوست در ایفای نقش تی تی جاودانه است.
فیلم پس از ورود هوتن شکیبا به یکباره دچار پاره گی میشود ولی باز هم دوست داشتنی است...
از پارسا پیروزفر نپرسید که حتی کاندید هم نمی شود کاش مثل دو فیلم سابق همان پژمان بازغی بازی می کرد
سپهر، جعفر میراحمدی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
( اسلام مثل میوه پرتقال میمونه یه بخش بیرونی داره و یه بخش درونی اگه کسی فقط قوانین و آیین ها رو درک کنه به این نتیجه میرسه که اسلام مثل پوست پرتقاله "سفت و سخت و تلخه" ولی یه چیز درونی هم وجود داره یه بخش شیرین و آب دار "صمیمت خداوند و تجربه های معنوی" لایه بیرونی بدون بخش درونی بی فایده و تلخه و قسمت درونی هم بدون پوست خیلی زود گندیده میشه شریعت بیرونی از معنویت درونی محافظت میکنه و معنویت درونی به شریعت بیرونی معنی و هدف می بخشه )

سریال "رامی" روایت تلخ و شرین از زندگی چالشی یک خانواده مسلمان مصری در آمریکاست
سریال از شوخی ها و کلیشه های سطحی چنین موقعیتی عبور میکند و کاوشی ملموس و طعنه آمیز از کلنجار کم و بیش دائمی رامی و خانواده اش است با تناقضات کوچک و بزرگی که ملیت مذهبی شان در جامعه ای غیرمذهبی به وجود می آورد.