تیوال سینما
S3 : 17:22:17
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
■ «گفتگویی آموزنده، شیرین و بیادماندنی» با
■■ استاد «فرهاد فخرالدینی»، نغمه‌پرداز و معمار ارکسترملی ایران
یا «انصاف ده که با نفس گرم عشق او، سردا جماعتی که حدیث هنر کنند»


■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره هشتاد و سه را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/522

■ناملیک: http://namlik.me/article/3006
■بیپ تونز:https://beeptunes.com/track/519646683
■میکس کلاود: https://goo.gl/Rxta1S


■ نام استاد «فرهاد فخرالدینی» جدای از خلق آثار متعدد و متنوع و اصیل و به‌یادماندنی و پژوهش‌های درخشان و جاودانه در عرصه ‏موسیقی ایران درطول بیش‌ از پنج‌دهه گذشته، ورای آموزش و تعلیم زیر نظر اساتید گرانقدری همچون «احمد مهاجر» و «ابوالحسن ‏صبا» و «علی تجویدی» و «مانوئل ملیک اصلانیان» و «مهدی برکشلی» و همچنین همکاری با هنرمندان گرانما‌یه‌ای همچون «حسین ‏دهلوی» و «مصطفی پورتراب» و «احمد پژمان» و «روح‌الله خالقی» و «جواد معروفی» و «مرتضی حنانه» و «فریدون ناصری» ‏برای سینما‌دوستان با موسیقی‌ متن برخی از مهمترین مجموعه‌های تلویزونی بعد از انقلاب گره خورده است. آثاری همچون ‌‏«سربداران»، «بوعلی ‌سینا»، «روزی روزگاری»، «امام علی»، «کیف انگلیسی» و «شهریار» که نغمه‌ها و قطعات موسیقی فرهاد ‏فخرالدینی در ماندگاری‌شان بی‌شک سهم بسزایی داشته‌اند.‏

در ... دیدن ادامه » کنار این مجموعه‌های تلویزیونی، دستاورد‌های او در موسیقی متن فیلم‌هایی مانند «کمال ‌الملک»، «گزارش یک قتل»، «پرستار ‏شب»، «شاخه‌ های بید»، «جستجوگر»، «ساوالان»، «آپارتمان شماره ۱۳»، «قرق»، «مسافر ری» و ... همچنان خاطره‌انگیز و وجد آورند.‏

در این برنامه «ابدیت و یک روز» (و چند برنامه دیگر) در آستانه هشتاد و یک‌ سالگی این استاد بزرگ و پر افتخار عرصه هنر ‏موسیقی سعی کرده‌ایم تا در گفت‌و‌گویی با ایشان و چند کارگردان سینمای ایران در اندازه‌ای بی‌نهایت خرد تجلیل‌گر برخی از آثار ‏جاودان او باشیم.‏

‏ ■ تدوین پادکست: محمد شکیبا

▪️قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
‏۲. بخشی از گفت‌و‌گو‌های فیلم «آپارتمان شماره ۱۳» با همراهی موسیقی متن این فیلم ساخته «فرهاد فخرالدینی»‏
‏۳. بخشی از موسیقی متن فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی «شوهر آهو خانم»، «سربداران»، «کمال الملک»، «امام علی»، «روزی ‏روزگاری»، «کیف انگلیسی»، «بوعلی سینا»، «ساوالان»، «مسافر ری» و «قرق» از ساخته‌های «فرهاد فخرالدینی»‏
‏۴. «چهار گاه» ساخته «فرهاد فخرالدینی»‏
‏۵. «سامانی» ساخته «ابوالحسن صبا»‏
‏۶. «بگو که هستی» ساخته «علی تجویدی»‏
‏۷. «دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت» برگرفته شده از آلبوم موسیقی متن مجموعه تلویزیونی «بوعلی سینا» با صدای «صدیق ‏تعریف»‏
‏۸. «بنگر ز جهان» برگرفته شده از آلبوم موسیقی متن مجموعه تلویزیونی «بوعلی سینا» با صدای «صدیق تعریف»‏
‏۹. «گشته خزان نو‌بهار من» برگرفته شده از آلبوم موسیقی متن مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی» با صدای «علیرضا قربانی»‏
‏۱۰. موسیقی عنوان‌بندی مجموعه تلویزیونی «شهریار» با صدای «ودود موذن» ‏




■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
.

■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
امیر این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■ «حمید نفیسی»، «زنبورک در گام مینور» و «فرهنگ‌سازی در غربت» به روایت :
■ «مریم سپهری»(کارگردان) و «روبرت صافاریان»

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره هشتاد و دو را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/519
■ ناملیک :
http://namlik.me/article/2956

■ این روزها در سینما‌‌های گروه «هنر و تجربه» مجموعه فیلم‌های مستندی با عنوان «چهره‌های ایرانی» به نمایش درآمده‌‌ا‌ند. این مجموعه ‏شامل ۹ فیلم مستند درباره چهره‌های فرهنگ و هنر و ادب معاصر ایران است که با نام‌های «همایون» (ساخته پیروز کلانتری)، ‌‏«گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران» (همایون امامی)، «او مثل هیچکس نیست» (سیدهادی موسوی)، «درجستجوی صبح» (مهرداد ‏شیخان)، «زنبورک در گام مینور» (مریم سپهری)، «سلطان بی تاج‌وتخت بخارا» (مسعود جعفری منجیلی)، «مکتب سقاخانه به ‏روایت پرویز تناولی» (امیرحسین بهبهانی)، «یکی بود، یکی نبود» (غلامرضا کتال) و «یمینی شریف؛ نغمه سرای کودکان» (هومن ‏ظریف) در روزهای مختلف برای مخاطبان به روی پرده خواهند رفت.‏
‏ ‏
نمایش نامتعارف گوشه‌هایی از زندگی و آرای پروفسور «حمید نفیسی»، پژوهشگر و نظریه‌‌پرداز شهیر ایرانی و مولف آثار ماندگار و ‏ارزشمندی همچون «تاریخ اجتماعی سینمای ایران» و «سینمای لهجه‌دار» و «فرهنگ‌سازی در غربت»...، در فیلم «زنبورک در گام ‏مینور» فرصت مغتنمی را در اختیار ما گذاشت تا درباره این شخصیت و این فیلم به گفت‌و‌گو بنشینیم.‏
مهمان اول ما ،خانم «مریم سپهری»، برای کارگردانی این فیلم چندی پیش موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی جشن مستقل سینمای ‏مستند ایران شده‌‌ بودند و برای ما از چگونگی آشنایی و چرایی ساخت زنبورک در گام مینور حرف زده‌اند. در قسمت دوم این پادکست ‏نیز آقای «روبرت صافاریان» (از منتقدان و نویسندگان خوش‌فکر و صاحب نظر و همچنین از شاگردان سابق حمید نفیسی) درباره ‏ترجمه کتاب «فرهنگ‌سازی در غربت» و ویژگی‌های آن صحبت کرده‌اند.‏
لازم به یادآوری است که با توجه به دستاورد‌ها و تالیفات درخشان و جاودانه و جریان‌ساز حمید نفیسی، سازندگان «ابدیت و یک روز» ‏آرزو دارند و در تلاشند تا در چند برنامه دیگر امکان گفت‌و‌گو با ایشان و دیگر صاحب‌‌نظران را محقق سازند.‏

■ تدوین پادکست : محمد شکیبا

... دیدن ادامه » قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
۲. بخش‌هایی از پیش‌پرده تبلیغاتی فیلم «زنبورک در گام مینور»
۳. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «زنبورک در گام مینور» ساخته «کیاوش صاحب‌نسق»



■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
.

■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
امیر این را خواند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی موقت

" اکران حالِ خوب در محل "

حالِ خوب یعنی این عزیزِ افغانستانیمون که در سوپری محل کار میکنه .. الان زنگ زدم که سفارشمو بیاره .. درو که باز کردم دیدم سوار بر اسکوتر و لبخند به لب ، عین بچه هایی که روز اولِ سالِ نو لباس عیدشونو میپوشن ، سلام کرد و تحویل داد و همچنان لبخند به لب ، دنده عقب رفت برگشت توو آسانسور .. :))
چنان به وجد اومدم که همون لب پنجره یه ویتایین سی پوکای جان باز کردمو به تماشای باله اش در خیابون ایستادم :)

واقعن چقدر خوبن آدما وقتی میخندن ، وقتی مهربونن ، وقتی خوشحالِ داشته هاشونن
دمِ زندگی گرم :)
چه حس خوبی.
۱۷ آبان
ممنونم از لطفتون خانم جوکار بزرگوار
سلامت باشین :)
۳ روز پیش، یکشنبه
خواهش میکنم :)
سلامت باشین
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز، چهارده آبان، دومین سالگرد درگذشت مـحـسـن سـیـف، نویسنده و منتقد سینمایی بود. بهاریه‌ای که برای شماره نوروز ۹۴ ماهنامه فیلم نوشت خیلی دیده و خونده شد. اگه حوصله دارید "قاپیدن بهار از منقار کلاغ" رو بخونید... بله، طولانی به نظر می‌رسه ولی احتمالا بعد از خوندن کوتاه به‌نظر بیاد. اگه قبلا خونده باشید، شاید وسوسه بشید دوباره بخونیدش.


http://uupload.ir/view/xhd8_mohsen_seyf.pdf
Ali و مارال عظیمی این را خواندند
بامداد، بهزاد هندی، رضا غیوری، r 0 y a، فرزاد جعفریان و *مریم* این را دوست دارند
دانلودش کردم ولی نخوندم هنوز
میخونمش حتمن .. ممنون :)
۱۵ آبان
نه میبینید چیکار میکنید با ما بامداد جان؟ :)) این درسته؟

اصن مینویسمش دوباره :) :

"رضا جان معرکه بود . عجب قلمی داره این بشر . راحت ، بی تکلف ، اما چنان حساب شده که مو لا درزِ جمله بندیهاش نمیره

خیلی خوب بود .. خیلی"
۴ روز پیش، شنبه
به به
به به :)))
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر جوان از دست دولت و نیروهاش فراری بود.و اونها به شدت دنبالش. تو دنیای آینده ای که هیچ چیز از چشم پنهان نمیموند.تنها پناهگاه اون سفینه دزدای قصه بود که سوارش کرده بودن. رو کرد به کاپیتان و گفت:
متحدین و دولت دنبالت می گشتن, خلافکارها و غارتگرها. به نصف افراد این سفینه یا شلیک شده یا زخمی هستن. اون وقت تو با خودت یه فراری از دست دولت هم داری می بری؟
کاپتان به سفینه اش نگاهی کرد و متفکرانه گفت: هنوز که پرواز می کنیم.
- این چیز زیادی نیست.
-اما کافیه....
و لبخند خوبی زد

این تیکه از این غزل و زمزمه می کنم قبل نوشتن
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن ......

خواستم بگم رفقا...این آخرین چیزیه که برای شما عشقیا می نویسم. نمیدونم چرا, نمیدونم چرا الان و نمیدونم چرا با این مطلب و این آهنگ. اما خب دنیا اینجوری می چرخه. باید دنیاها رو عوض کرد. وقتی چیز جدیدی پیدا نمیکنی. وقتی همه چیز در دایره ای از تکرار می افته دیگه وقت ترک کردنه. اما خب شاید از همه جا بیشتر ( به جز گوگل ریدر) من اینجا نوشتم و از موسیقیهام گفتم. نه میشد همینجوری برم و نه میشد از این موسیقی ننویسم. داستان زندان از گراهام نش:

https://safeurl.net/l/AVZ

اون رفقایی که پایه بودن دمشون گرم. اونایی که فولدر " نوبادی " رو درست کردن و وقت به وقت غنی ترش کردن بیشتر دمشون گرم. یه روز می رسه وقتی حسابی سرمون در گریبان زندگی فرو رفته و سر پایین تو این شهر خاکستری قدم می زنیم و فکر داره تو خودش غرقمون می کنه, صدای آشنای یه موزیک از این فولدرا از دور و نزدیک که رسید به گوشمون, میشه تنها نقطه ای که گوشامون تیز میشه, مغز از فکر کردن باز می ایسته و مسیر حرکت صدا و نت مثل یه خط رنگی , برای لحطه ای , لبخند رو میاره رو لبامون... :)
تصویرش ... دیدن ادامه » قشنگ نیست عشقیا؟
:))))
نمیدونم چرا همیشه میخوایم یه جایی یه چیزی یه مرزی رو تموم کنیم . خط بکشیم و بریم
اصلا نمیتونیم فکرمونو ازش رها کنیم که یه جایی باشه یه کناری وهروقت دوباره حس و حالمون بهش نزدیک شد، برگردیم و سری بهش بزنیم
نمیدونم چرا کنار اینهمه کار نیمه تموم، گاهی اصرار ... دیدن ادامه » عجیبی داریم برای تموم کردن چیزی که اتفاقا ماهیت و ذاتش ،تمام نشدنیه ..
نمیدونم چرا میخوایم یه جوری یه بن بست ، یا خط پایان، یه وداع سوزناک یا هرچی پشت سرمون بذاریم تا یادوخاطره ای ازما باقی بمونه شایدم نه یادوخاطره ای باقی نمونه .. نمیدونم چی پیش میاد که دلمون کنده میشه که بگیم داریم میریم .. من واقعا اینارو نمیدونم ...
نوبادی عزیز زمانهای زیادی اینجا غرق در لحظه هایی شدیم که چیزی بجز همون حال وهوای خاص خودمون که مشترک شد و جان دیگه گرفت مارو بهم پیوند نمیزد .. همراهان شب تیوال و موسیقی هایی که انتخاب می شدند برای اینکه ربط دوستی ها پررنگ تر بشه ، که حالِ شنیدن یک موسیقی ِ شگفت انگیز از دایره ی خودمون فراتر بره و برسه به چندنفر دیگه که حلقه های محبت و علاقمندی شدند ..
نمیدونم چرا اما ایکاش این پنجره همیشه باز باشه شاید یه ماه دیگه، یکسال دیگه یا خیلی دورتر اما همینکه این کوچه واین راه همیشه بازه خودش امیدبخش و قشنگه..
ماکه منتظریم بازم یه روزی که امیدوارم دورنباشه یه موسیقی انتخابی با قلم ویژه ات برامون درتیوال پست کنی و خوشحال باشیم که آدمهای مجازی و دوستی های دورهم میتونن اونقدر قوی ودلنشین باشند که خط پایانی براشون نباشه .
۱۳ آبان
خانم زارعی دل کثافت خودمم خنک شد. اوووووف


نیلوفر خانم، واقعا موقع نوشتنش مثل بابا شاه رعشه افتاده بود به کل تنم.
واقعا ااابله.... کَثافت... خیال کرده الکی ولش می‌کنیم :)))))

۱۵ آبان
حیف اون مسعود کیمیایی که اسطوره توی ااابله باشدیه ...!!
۱۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■ چهل و دو سالگی «راننده تاکسی» به روایت
■ «ایرج رامین‌فر»

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره هشتاد و یک را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/516

■ در سایت ناملیک بشنوید:
http://namlik.me/article/2817


■ به بهانه چهل و دو سالگی فیلم «راننده تاکسی» (مارتین اسکورسیزی) در پادکست «ابدیت و یک روز» با جمعی از سینماگران ایرانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم. مهمان این برنامه ما آقای «ایرج رامین‌فر» طراح صحنه و لباس و مدیر هنری چیره‌دست و مبدع سینمای ایران هستند که دستاورد‌های ایشان در فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی همچون «غریبه و مه»، «کلاغ»، «شاید وقتی دیگر»، «کوچک جنگلی»، «سرب»، «مسافران»، «پاییز بلند»، «ولایت عشق» فراموش ‌نشدنی‌اند. نمایش و تماشای مجدد فیلم راننده تاکسی فرصت مناسبی در اختیار ما گذاشت تا از منظر ایشان به مقوله «طراحی صحنه» و چگونگی به کارگیری این عنصر در آن فیلم بپردازیم.

▫️تدوین پادکست : محمد شکیبا

▪️قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. ... دیدن ادامه » «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
۲. بخش‌هایی از گفت‌وگوهای فیلم «راننده تاکسی» با صدای «خسرو خسروشاهی» (نسخه دوبله) و «رابرت دنیرو» و «جودی فاستر» (نسخه اصلی)
۳. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «راننده تاکسی» ساخته «برنارد هرمان»




■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
امیر این را خواند
شرق بهشت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اوج ناامیدی و استیصال مرد پیرِ نابینایی اومد توی زندگیشون...برای چند دقیقه و گفت:
من قبل از کوری کامل مدتها تمرین بی چشمی میکردم.حتی گاهی اوقات در نابینایی مطلق می نویسم.حسهای دیگرم همه باز هستند.تمام چشمهای من خاطره ها و دیده هامه.
- مطلع شدید چه اتفاقی افتاده آقا؟
کسی رفته؟ عزیزی گم شده؟
انسان باید قدری حالش مرغوب باشه تا بی واسطه بدونه.جسم من مدتهاست مرده. تنها روحم زنده است و بین این اشیا نفس میکشه و حرکت میکنه. آدمیزاد بهتره علائقش رو بین عزیزان و اشیا قسمت کنه.انسان میراست.یادش رو حفظ کنید ( و موسیقی روح انگیز فیلم شروع میشه).. تصویر او را در ذهن پیدا کنید. تکه های یادش رو مثل یک آینه ی شکسته بهم متصل کنید. از خاطره ها موجود واقعی بیافرینید. هنرمند باشید. خلق کنید. همچون خداوند....... آن یکتاااا هنرمند....

چراغهای حیاط رو روشن کردن....
برگشتن ... دیدن ادامه » به خونه... عکسهایی که برداشته بودن گذاشتن... اتاق دختر رو دوباره چیدن...
آروم شده بودن

اشک توی چشمای من حلقه زد....
نیلوفر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر حالش خیلی خراب بود. این فیلم اصلا فیلم استیصال بود. رسیدن به پایین ترین درجه از هیچی براشون ارزشی نداشتن. از دست دادن همه چیز. بردنش بیمارستان. دکتر روانشناس داشت با پدر حرف می زد. قدم میزدن و حرف میزد. صدای فکر خسرو شکیبایی وسط حرفای دکتر به گوش رسید:
" وقتی تمام راهها بستس، وقتی تو ، توی سرازیری یاس افتادی...همه از امید حرف می زنن"...
فکرش که تموم شد دکتر گفت: اما یک چیز حقیقتش از همه پررنگتره.....اُمید
پدر...یخ کرد....
نیلوفر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسرو شکیبایی گفت:
هردوشونُ از دست دادم. اگر خاطره پیدا نشه، هردوشون رو از دست دادم، دادم، داددممم
سرهنگ گفت: به عقیده من مادرش بیشتر از این رنج می بره که هیچی از اون نمیدونه. آدمیزاد تنها از ندونسته هاش نگرانی داره و مرگ دیگران...
- ای سرهنگ! قادر نیستم لحظه ای تو چشماش نگاه کنم. خاطره تنها انگیزه زندگیش بود. حالا مثل آدم بی هدفی شده که شوق زندگی رو ازش گرفتن.نصف شبا منُ از خواب بیدار میکنه و میگه: "بهرام...اگر گمشده ای خودش نخواد؛ هرگز پیدا نمیشه"
و زد زیر گریه
سرهنگ دست انداخت زیر بغلش و گفت: گریه کار مردای مسته. بلند شو....

بخشی از رفاقت، فضاسازی ناب ، بازیگری و دیالوگ نویسی معرکه فیلم " پرواز را به خاطر بسپار"
نیلوفر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمه شب که میشه
من مثل افسانه گرگها...تازه جون تازه ای تو رگهام میجوشه.....
امشب یه فیلم ایرانی قدیمی دیدم....
پرواز را به خاطر بسپار
از رضا رخشانی...
فیلم عجیب و درستی بود
خیلی درست
هیچی مثل دیدنِ یه فیلمِ خوب،نیست..
برعکس من یه فیلم آزار دهنده دیدم :)
۰۴ آبان
کیمیایی اسطوره اول و آخر منه
جسدهای شیشه ای از کتابهای بالینیه منه
از اونا که بالای سرمه همیشه ...حتی اگه مدتها باشه نَقَب نزده باشم بهش
یه روحی داره
روح تهران و ایران
روحِ زندگی و خون
۰۴ آبان
آقا زنده باد..واقعا زنده باد..
۰۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به زن گفت:
نترس.... ترس روح آدم رو می خوره
زن ۲۰ سال پیرتر بود
و عاشق هم شده بودن

این جمله...شد اسم فیلم
چقدر کارگردانش آدم عجیبی بوده....فاسبیندر....مرگ در ۳۷ سالگی
شرق بهشت گرامی فاسبیندر واقعا از نوابغ سینما بود و همیشه نسبتی هست بین نبوغ و جنون
ارادتمند
۰۲ آبان
آخ آخ....
هرچی باید از ارتباط بدونیم تو این جمله هست
۰۲ آبان
دقیقا خلاصه و ساده و عمیق
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت:
گذشته ات رو فراموش کن...
این تنها گزینه ایه که برات باقی مونده
بزنم به تخته امروز رو فرمی‌ها :))))
هنوز قبلی‌ رو هضم نکردیم بعدی رو، رو می‌کنی. ؛)))
۰۱ آبان
فحش خورم ملسه
سیلی خوردنم هم که عالیه ( جدی گفتم :) )
معمولا اینقدر زیادی بی پروا هستم که زیادی درب و داغون بشم :))))
و اغلب غیرقابل تحمل
به قول رفیقِ این ساموراییِ تو فیلم
تو اینقدر داغون و منفوری که هرکی سر راهت میرسه ناگزیر باشه باهات مبارزه کنه حتی ... دیدن ادامه » وقتی نمیخواد این کار رو بکنه :)
۰۱ آبان
قربون هرچی آدم داغان، که خودمم یکی‌شونم. واقعا بعضی‌ وقتا انتقال محبت جز از راه ِ نثار زیرلبی خیلی سخت و نامفهوم میشه... گاهی کار چندتا بوس رو یه‌جا می‌کنه :))
[در منابع موثق داریم روزایی که آدم بشینه چند فیلمو پشت‌سرهم ببینه، جزو عمر طرف حساب نمی‌شه، ... دیدن ادامه » اشانتیون پروردگاره]
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مرد مبارز گفت:
گوش کن مَرد....
تو دنیا قول و قرارهایی گذاشته میشه عمیق تر از خون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به شمشیرش انداخت، لبه ها خورده شده بود از شمشیرزنی زیاد و خودش در آخرین مبارزه داغون
استادِ شمشیر ساز تکه ای گداخته از آهن رو داخل آب سرد کرد و گفت:
از قدیم گفتن... حالت یک شمشیر از درون مبارزِش خبر میده. شمشیرت کاملا آماده شده برادر... دیگه از اینجا به بعدش با خودته
شمشیرزن، صورت خودش رو در آهن صیقل شده تماشا کرد
سحر لیلی ئیون، میترا، مریم زارعی و شادی اسدپور این را خواندند
آیدا طاهرزاده و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونا شکست خوردن. شکستشون دادیم
_ پس یعنی جنگ تموم میشه؟
به زودی!!
_ پس این سر و صداها چیه؟
اضطراب.... اضطراب پیروزی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به اکران فیلم خارجی

معمولا هر مسئله ای بدیهی، برای ما به یک معظل تبدیل می شود. یکی از آنها اکران فیلم خارجی است. در حالی که در تمام دنیا تولیدات سینمایی سایر کشورها در کنار آثار داخلی اکران می شوند، در کشور ما اینکه اساساً فیلم خارجی اکران بشود یا نه، خود مسئله ساز است. اگر هم به این نتیجه برسیم که اکران شود، هزار اما و اگر دارد.
تاریخچه:
اکران فلم خارجی به قدری فراز نشیب داشته که می توان برای آن تاریخچه نوشت! قبل از انقلاب کمپانی های فیلم سازی مهم دنیا در ایران نمایندگی داشتند و فیلم ها هم زمان با اکران خارجی دوبله و در سینماهای مهم و خوب آن دوران اکران می شدند. بعد از انقلاب این نمایندگی ها جمع آوری شدند. بسیاری از سینماها یا در آتش سوزی ها از بین رفتند و یا بسته شدند . البته تولید فیلم های ایرانی هم افت کرد. کم کم ویدئو و نوار ویدئو در بین خانواده ها رواج پیدا کرد. در سال 1362 برای حمایت از تولیدات داخلی ورود، خرید و فروش ویدئو و فعالیت ویدئو کلوپ ها ممنوع اعلام شد. البته این شبکه به صورت قاچاق به کار خود ادامه داد. آثار روز سینما -گاه با کیفیتی باورنکردنی- به دست دوستداران سینما می رسید و شغلی جدید به نام "فیلمی " ایجاد شد. (در فیلم "سینما نیمکت" رحمانیان این دوران به تصویر کشیده شده است.) در این مدت اکران فیلم خارجی محدود به جشنواره فیلم فجر و فیلم هایی خاص بود که منحصرا توسط بنیاد فارابی خریداری و اکران می شد. به طور مثال در پایان دهه شصت و اوایل دهه هفتاد فیلم های آندری تارکوفسکی، سرگئی پاراچانف، آندری وایدا و تئو آنجلوپولوس در سینما عصر جدید اکران می شدند.
در سال 1372 قانون ممنوعیت ویدئو (کمی دیر) برداشته و موسسه رسانه های تصویری تاسیس شد و تعداد معدودی ویدئو کلوب زیر نظر این موسسه فعالیت کردند. اما دوست داران سینما همچنان از شبکه قاچاق استفاه می کردند. به علاوه کم کم ماهواره جای خود را باز کرد. بنابراین ویدئو کلوب ها خیلی زود به دلیل نداشتن مشتری تعطیل شدند.
در ابتدا و اواسط دهه هشتاد سینما فرهنگ شنبه شب ها فیلم های خارجی را به زبان اصلی و زیر نویس فارسی نمایش می داد در آن زمان بلیط فروشی اینترنتی نبود و از روز 5 شنبه بلیط فیلم های خارجی به طور حضوری و در گیشه به فروش می رسید. از اکران این فیلم ها استقبال خوبی می شد.
در سال 89 و 91 برای مدتی کوتاه فیلم ها و انیمیشن های سه بعدی (که فیلم شاخص آن "هوگو" اسکورسیزی بود) در سالن ایوان شمس نمایش داده شد.
در سال 95 پردیس چهارسو تعدادی از فیلم های روز خارجی را به زبان اصلی و زیرنویس فارسی نمایش داد که استقبال خوبی داشت، اما بدون هیچ دلیلی متوقف شد.
و در سال جاری نمایش فیلم خارجی از خرداد ماه توسط موسسه رسانه های تصویری شروع شد.

موافقان و مخالفان
برخی از مخالفان معتقدند که فیلم های خارجی رقیب قدرتمندی برای سینمای ایران هستند و فیلم های ایرانی نمی توانند با آنها رقابت کنند بنابراین برای حمایت از تولید داخل، ورود و اکران عمومی فیلم های خارجی باید ممنوع و یا محدود باشد. این حرف شاید در سال های اول بعد از انقلاب که دوره جدید فیلم سازی در حال شکل گرفتن بود، مصداق داشت. اما اکنون بعد از گذشت چند دهه سینمای ایران صاحب هویت و شخصیت شده و نه تنها در ایران بلکه در دنیا شناسانده شده. حال اگر برخی فیلم ها توان رقابت ندارند، مشکل از فیلم هاست. به علاوه رونق سینماها (با هر فیلمی) در نهایت به نفع سینمای ایران هم خواهد بود.
گروه دیگری از مخالفان معتقدند که چون آثار سینمای جهان توسط علاقه مندان آن به راحتی از کانال های غیر رسمی قابل تهیه است، بنابراین خریداری و اکران آنها توجیه ندارد. اما برخی آمارها خلاف این را نشان می دهند:
- دیدن فوتبال در خانه بدون هزینه و راحت است. اما وقتی سینماها اقدام به پخش بازی های جام جهانی می کنند، با استقبال مواجه می شود. این یعنی تماشاگران فوتبال حاضر هستند برای دیدن یک بازی به صورت دسته جمعی، هزینه کنند و زحمت بیرون رفتن از خانه را تقبل کنند. آیا از همین پتانسیل (البته با برنامه ریزی و اندکی درایت) نمی توان برای اکران فیلم خارجی استفاده کرد؟
... دیدن ادامه » - دو سال پیش که فیلم های خارجی در پردیس چارسو اکران می شد و بلیط فروش آن را هم سایت تیوال برعهده داشت. صندلی های سالن پر می شد. در حالی که در دو سال قبل هم به راحتی امکان دانلود فیلم های خارجی وجود داشت.
- فیلم های ایرانی اغلب بعد از اکران با فاصله کوتاهی(و گاه بلافاصله و حتی هم زمان) راهی شبکه خانگی می شوند و با هزینه ای اندک می توان فیلم را در خانه دید و بعد هم به دوستان و اقوام داد. هر چند که برخی از همین روش استفاده می کنند، اما استقبال نسبی مردم از فیلم های روی پرده (در حالی که مطمئن هستند که DVD آن به بازار خواهد آمد) نشان دهنده این است که گروه دومی هم هستند که همچنان علاقه دارند فیلم را در سینما و به طور دسته جمعی ببینند.
اما معمولا برنامه ریزی اکران فیلم های خارجی از ابتدا به گونه ای است که گویی متولیان اکران، خود مایل هستند طرح های اکران فیلم خارجی به شکست منجر شود. در همین اکران اخیر، نمایش فیلم ها هم زمان با جام جهانی تنها در دو سینما (پردیس مگامال و سینما ماندانا) بدون هیچ تبلیغی شروع شد و حتی سایت سینما تیکت که بلیط فروشی را بر عهده داشت، هیچ تبلیغی بر روی سایت یا صفحه اینستاگرامش انجام نمی داد. فیلم ها هر شب یک سانس در ساعتی ثابت پخش می شدند. سری جدید اکران، با فیلم "تمام پول های جهان" شروع شد و به بهانه طولانی بودن فیلم، بهای آن در ابتدا 20000 تومان بود. بدیهی است که با این شرایط علاقه مندان احتمالی این فیلم تمایلی به دیدن فیلم در سینما نخواهند داشت. حالا هم متولیان اکران از آن طرف بام افتاده اند و یک فیلم در یک شب چندین سالن در اختیار دارد. آیا برای شروع بهتر نیست فیلم هایی متنوع تر انتخاب شوند و مانند گروه هنر و تجربه به طور چرخشی و در سانس ها و سینما های مختلف نمایش داده شوند؟

سینما رفتن به عنوان حرکتی دسته جمعی و اجتماعی شناخته می شود. تماشاگران با هم می خندند، می ترسند و احساساتی می شوند. دیدن فیلم خارجی بر پرده سینما حق تماشاگر است. اکران فیلم خارجی لطمه ای به سینمای ایران نمی زند. اما برای انتخاب و نحوه اکران فیلم ها باید قدری سلیقه به خرج داد.
زهره مقدم، میترا و امیر این را خواندند
علی جباری و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تماشای "2017 Hostiles" دوست داشتم صحبتی داشته باشم درخصوص مرگ هنر تو سینما و این که سینما (مخصوصا هالیوود) داره به سمتی میره که دیگه نه میشه کارگردان رو هنرمند و نه فیلم رو اثر هنری تلقی کرد. ولی با خودم گفتم تعداد فیلم هایی که اخیراً من از سینمای غیر ایران میبینم (تقریبا 10 تا فیلم برای یک سال) اجازه همچین نتیجه گیری رو نمیده، ولی قطعا میتونم از معضلی به اسم "دماغ جراحی شده هنرپیشه های زن" حرف بزنم.

ضمن احترام به تمام کسانی که عمل زیبایی انجام دادن و با ذکر این نکته که به شخصه مشکلی با جراحی های زیبایی ندارم ولی چرا باید زنی از دهه آخر قرن نوزده همچین دماغ روتوش شده ای داشته باشه ؟ چرا باید دخر پنج نسل پیش فیلم کیانوش عیاری دماغش عمل شده باشه ؟ چرا تو فیلم "کامیون" دختر ایزدی از روستاهای محروم عراق بینی جراحی شده داشته باشه ؟ چرا واقعا ... دیدن ادامه » ؟ چرا در حد ظواهر هم که شده مخاطب رو لایق احترام نمیدونیم ؟
دقیقا من تو تئاتر هم همین مشکل و دارم و خیلی سخت ارتباط میگیرم
۲۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خودت رو تو آینه نگاه کن. دستمال کاغذی، تاکسی تمیز، آرزوی شرکت لیموزین.چقدر پس انداز کردی؟ بلاخره رویای من به حقیقت می پیونده؟ یه شب از خواب پا میشی و می بینی فقط رویا بوده.همه چی بهت پشت کرده. اتفاقی هم نمی افته. اون وقت یهو پیر میشی. می بینی به چیزی که میخواستی نرسیدی، هرگز هم نخواهی رسید. به حافظه ات می سپری و بعدشم رو صندلی راحتی با دیدن برنامه های روزانه تلویزیون بقیه عمرت رو به خواب میری. درباره آدم کشی با من صحبت نکن. تنها نیاز تو پرداخت یه بیعانه بود برای خریدن یه بنز. تو حتی نمیتونی به اون دختر تلفن کنی. پس برای چی هنوز بیخودی داری مسافر کشی میکنی؟....

این رو وینسنت در جواب این سوال راننده تاکسی ای گفت که مجبورش میکرد تو دل یک شب تو لس آنجلس ببرتش این ور اون ور برای آدم کشی. اینکه : " راستی... چرا هنوز من رو نکشتی؟ "
یه قاتل قراردادی. یه شخصیت ... دیدن ادامه » پردازی ناب. یه فیلسوف. چه جوری مرز بین مبهوت تفکر بودن و حس تنفر رو این مایکل مانِ لعنتی تو فیلم " وثیقه " نمایش داده. یک شاهکار خیابونی. یه فیلمِ گرم... و تو این سکانس چه موسیقی ای ...چه ساز ریزی...انگار میخواد مغزمون رو خراش بده لعنتی
عباس الهی، محمد لهاک، امیر و میترا این را خواندند
نیلوفر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای فیلم "مانی بال" اینگونه نوشته بود:

نمیتوان باور کرد چقدر انسان با بازی زندگی خود ناآشناست و از آن ناآگاه است.
بابک و محمد لهاک این را خواندند
نیلوفر، رضا غیوری و زهره مقدم این را دوست دارند
چقدر عمر بیگ میگ کوتاه بود .. نیومده رفت
۲۵ مهر
شرق بهشت:
شرق بهشت برای ما انسانها مهم است. هویت زمینیِ ماست. آنجا سیب را گاز زدیم.گناه را خلق کردیم.عصیان کردیم و ... تبعید شدیم.

اسمها به نظرم دنیای خودشون رو دارن. گاهی حتی اینکه دنیام چه جوری داره پیش میره ... چه جوری عوض میشه ....برای من حداقل اینجوره.... ... دیدن ادامه » خوک بزرگِ کثیف حالا وقتِ تبعید و مجازات و تاوانش بود رفیق
۲۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کافه کوچک و خیابونی درجه 2, که از طریق اون آدمها رو به مکزیک قاچاق می کرد, آخرین چیزی بود که برای خودش سالم گذاشته بود. از همونا که وقتی داغونی راهت کشیده میشه اونجا, که وقتی هیچی دیگه برای داشتن نداری پات باز میشه اونجا تا یه پیک ناب ویسکی بزنی و یه کم گوش بدی به صدای خواننده تنهایی که با یه گیتار و یه صندلی داره برات می خونه و شاید , شاید کمی این فشاری که داره قفسه سینه ات رو منفجر می کنه آرومتر بشه. از اون آدم پولدا که یه کم از حمایت آدمهای بزرگتر و سیاسی هم استفاده کرده همیشه , که داشته رشد می کرده و از خلاف کوچیک و زورگیری میکشیده به خرید زمین , که حالا دوره اش پیش کسایی که حمایتش می کردن تموم شده بودو با یه اتفاق براش پاپوش درست کرده بودن و بدجوری داشت همه چیز رو از دست می داد. کازینو و خونه و بقیه کافه ها رو به آتیش کشیده بود.زنش رو دور کرده بود ... دیدن ادامه » تا زنده بمونه و فقط همین کافه رو برای خودش نگه داشته بود.
رفت توی همون آلونک قاچاقی همون کافه آخر. ساک اسلحه رو باز کرد.پر از اسلحه اتوماتیک و سنگین
زن صورت زخمی صاحب کافه که رفیقش هم بود پرسید:
-داری چی کار می کنی فرانک؟ چه خبر شده؟ در مورد آتیش سوزی کازینو شنیدم.
فرانک همین جور که داشت اسلحه ها رو درمیاورد و میچید گفت:
- دیگه آخر داستانه.... وقت بیدار شدنه

موزیک روی همین سکانس شروع میشه. با این متن بی نظیر:
" تازگی حس می کنم خودم نیستم
وقتی به شیشه ها نگاه می کنم یکی دیگه رو می بینم
وقتی به چشمهای اون نگاه می کنم, دیگه کسی رو اونجا نمی بینم
تازگی حس می کنم خودم نیستم ..."

http://s8.picofile.com/file/8340079276/Lera_Lynn_Lately_www_my_free_mp3_net.mp3.html
مجتبی مهدی زاده، محمد لهاک، نیلوفر ثانی و علی جباری این را خواندند
نیلوفر، یگانه و بامداد این را دوست دارند
" از این به بعد کلمات ناپدید می شوند
در هوای یک عشق اشتباه ناپدید می شوند
هیچ گذشته و آینده ای نیست
و در زمان حال چیزی باقی نمانده است
به تازگی کسی ناپدید شده است
این اواخر حس می کنم دیگر خودم نیستم...."
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید