تیوال سینما
S3 : 00:45:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
" موقت "
چند وقت پیش رفته بودم مسافرت تا برای کاری قرارداد ببندم که جور نشد . یعنی میشد که جور شه ، قابلیتشو داشت که جور شه ، اما نشد .
حال خوبی نبود ، یه حسِ سرخوردگیِ فلج کننده ، وجودمو در برگرفته بود . خوابم نمیبرد . رفتم پیش رزروشن هتل که چند روزی بود با هم رفیق شده بودیم تا صحبت کنیم بلکه یادم بره اوضاعِ بد و بدبیاریای پی در پی ام .
شب عجیب و گفتگوی پر حرارتی شد .
میگفت پسر نباید بذاری اوضاعِ بد و بدبیاریات فراموشت شه . باید مدام جلو چشت باشن تا وحشی و وحشی ترت کنن . نباید جواب ردها و حسِ بدِ ملاقاتهای تحقیر کننده رو فراموش کنی . باید جلو چشت باشن تا گرسنه ترت کنن . برای موفقیت . برای رسیدن به موقعیتی که میخوایش .

حرفاش رو با همون حرارتِ رایجِ سیاه پوستا که گویی در همه حال در حالِ رپ کردنن ، توو سر و صورتم میکوبید .
بهش گفتم خب خودت چرا اینجایی . این شغل . گفت این بهترینه پسر . همه مثل هم فکر نمیکنن . من شادم . بهترینم . همه عین هم نیستن . رویای آدما فرق داره با هم . یکی آرزوشه سوپر استار شه . یکی بیخیالیِ کارتن خوابی رو ترجیح میده . هر کی انتخابِ خودشو داره . مسئله اینه که تو در حالِ قضاوتِ آدما و دنیایی ، از نگاهِ خودت و اشتبات همینجاست .
به جای غصه خوردن برای مردم و آرزوهاشون ، باسنتو بلند کن و برو بیرون قدم بزن . آدما رو تماشا کن . بعد بیا بهم بگو که فهمیدی هیچکس نیازی به آب غوره گرفتنِ تو نداره جز خودت . تو فقط مسئولِ خودتی رفیق . تو اینجا هستی که به خودت کمک کنی . کمک که کردی . اونی شدی که میخوای . حالا طنابتو گره بزن به پایه ی خونه ت و بنداز پایین تا هر کی خواست بگیردش بیاد بالا . هر کی ام از کنارش رد شد گور باباش . ولی تو برو به زندگیت برس . پای طناب وای نسا .
اگه بخوای به قضاوت کردنِ دیگران ادامه بدی ، میشی کسی که قضاوت کردنِ دیگران رو انتخاب کرده . و بابتِ همچین کاری فکر میکنی چقدر بهت پول یا اعتبار اختصاص میدن ؟ هیچی پسر .

شاید بیش از ده بار توی گفتگومون از کلمه ی پر روو استفاده کرد . اینکه اگه میخوای بدست بیاری باید پر روو باشی .

اینا چرا این وقتِ صبح یادم اومد ؟
داشتم فیلم " دولمایت " رو میدیدم .
خیلی ... دیدن ادامه » برام عجیب بود . فیلمه حالِ گفتگوی اون شبم با اون رفیقمون رو داشت .
اینکه موفقیتها میتونن تعریفها ، شرایط ، امکانها و ظاهرِ متفاوت داشته باشن . اما در نهایت وقتی خوب دقت میکنی میبینی؛ موفقیت ، موفقیته .
و این فیلم چقدر شبیه سرگذشت استیو جابز ، جیمز براون ، امینم ، جانی کش و باقیِ فیلمهایی بود که بر اساسِ زندگیهای آدمایی که آرزو یا هدفی داشتن ساخته شده .

اون گفتگو و حالِ عجیبِ اون شب برام با دیدن این فیلم یعنی " دولمایت " زنده شد .
" اگر چیزی رو میخوای که تا حالا نداشتی ، باید کاری رو بکنی که تا حالا نکردی . "


تیوال نوشت : این یادداشت رو الان در نوتهام نوشتم ( همیشه نکاتی که برام الهامبخشن رو یادداشت میکنم برای خودم تا در ادامه ی زندگیم بهشون دقت کنم و متوجهشون باشم ) و چون اسم فیلم هم در یادداشتم برده شد . گفتم کپی کنم یادداشتمو بیام اینجا پیست کنم ( با کمی تغییر در جزییات و کلمات و ... ) تا بدینوسیله این فیلم رو هم پیشنهاد داده باشم :)
فیلمِ مودب و تمیزی نیست . اما بهرحال اگر دوست داشتید ببینیدش .
همین :)

چون این پست موقت است . و به زودی پاک میشود . لطفا خواندم یا دوست دارم یا کامنت نفشارید و نگذارید که با حذفِ آن خدای ناکرده جسارتی به جنابتان نکرده باشم
درودها
زنده باد :)
۱۵ ساعت پیش
بی تعارف ، واقعیت و مشاهداتم رو عرض کردم :)
ارادتمندتونم
۱۳ ساعت پیش
موقته باشه، حذابه باشه، الهام بخشه باشه، تاثیر گذاره باشه
پس با کمال میل دوست دارم رو فشردم
الانم میرم فیلم رو دانلود کنم
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون تردید یه نقطه ای توی زندگی هست که آدم در پایین ترین منطقه ممکن گرفتار شده. همه چیز مثل یک ماده چسبناک چسبیده به تمام بدنت و هرچی میکشی تا بتونی ببریش, بیشتر و بیشتر کشیده میشه . جوری که دیگه بیشتر از این توان نداری که بکشیش. مغز دیگه سیگنال نمیده و هیچ کاری رو حال نداری انجام بدی. نمی تونی قدمی برای خودت برداری و حتی دیگه نمی تونی برای رها شدن از بند گرفتاری تلاشی بکنی.دستات می افته. از تلاش باز می ایستی و خسته تر از دفعه قبل ول می کنی و این بار حتی اون ماده چسبنده هم اذیتت نمی کنه. انگار که پذیرفتی خب " این "چیزیه که اتفاق افتاده. "این" ...دقیقا همون مفهوم شکسته.... شکست خوردن. شکستن

باید بگم رفقا..... من الان در بدترین دورانی هستم که تصورش رو می کردم....
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
میشناسمش..
اسمش آقای "زندگی"ه..
آدم خیلی عقده ای هست.. گاهی خیلی حال میده،اما گاهی هم میفته رو دنده لج..میشینه یه گوشه تا زمین خوردنتو ببینه..تا بهت بگه :" دیدی اون قدرها هم محکم نیستی؟!"

کمی شُل کن،خودش میگذره..
به قول راکی بی خخخخیالش :)))
۲۹ دی
دیدن اتفاقی این پست،خیلی جالب بود..یه چیزی شبیه فال حافظ مثلا..

https://www.instagram.com/p/B7ejt21hQ2f/?igshid=1a38hniyvtbz7
۳۰ دی
برای بلند شدن رسیدن به این نقطه ضروریه
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رایِ باز یعنی خوش رفتاری در پشت میله ها...‌ یعنی زندانی ای که بلده چطور دل رییس زندان رو ببره. یعنی خوب بودن.یعنی اینکه بتونی آخر هفته ها از اون فضا بزنی بیرون و دو روز رو برای خودت بچرخی تو دنیایی که کمی آزادتر از اون توئه.
رایِ باز میتونه داستان جذاب یه فیلم باشه وقتی یه رایِ بازی می افته دنبال انتقام. کِی؟ درست تو اون دو روزی که بابت خاموش کردن شعله های خشم و انتقام تو وجودش؛ مستحق تشخیصش دادن.مستحق لطف و ترحم...با یه عالمه موزیک خیابونی و دنیای سیاه و سفید و لوکیشنهای قوزک پایی کف خیابون...این چیزی بود که مهدی نوربخش برامون آماده کرد بود. یک انفجار... عصیان
اون وقتا که بی پروا سفر می رفتم و بیشتر زندگیم رو تو جاده ها و شبها گذر میکردم، توی شیراز برای اولین بار بود که یه زندانی رای بازی رو دیدم. همقدم شدیم و همکلام. پیاده بودم و اتوبوس تازه رسیده بود ... دیدن ادامه » و من هم سرزنده از قدم زدن و کشف شهرها. اون میگفت و من میشنیدم سرتا پا. چشماش ذوق داشت از اینکه در بدو خروج از اون چاردیواری یکی رو پیدا کرده که حرف بزنه باهاش. برق میزد نگاهش ... گفتم خدایا...حکمتت رو شکر
پویا فلاح، sara و امیر مسعود این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
:))
۲۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#CINEMARX

اگزیت - جامپ کات | نمایش فیلم

چینی - ۱۹۶۷ (ژان لوک گدار)
La Chinoise - 1967 (Jean-Luc Godard)

یکشنبه، ۲۹ دی ۱۳۹۸ - تهران
مجموعه فرهنگی هنری گوشه های ماهور، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی : میدان هفت تیر (ضلع شرقی)، کوچه موسوی (بختیار)، پلاک ۵۷

ورود با رزرو قبلی آزاد و‌ رایگان است
تلفن هماهنگی: ۰۹۲۱۰۴۳۰۵۷۱ .
.
* گروه تئاتر اگزیت و جامپ کات قصد دارند با مشارکت یکدیگر جلساتی برای نمایش فیلم و گفتگو پیرامون آن شکل دهند تا بدین طریق بسیاری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی را به مدد سینما مورد بازاندیشی قرار داده، دست به شفاف‌سازی علل، انگیزه‌ها و اهداف کنش‌های سیاسی و اجتماعی زده و تضادهای موجود در ادوار تاریخی را عیان کنند.

فیلم ... دیدن ادامه » چینی زمانی ساخته شد که هنوز وقایع مه ۶۸ رخ نداده بود و وضعیت سیاسی فرانسه دچار انسداد و در عین حال التهاب بود؛ رویزیونیسم روسی بر کمونیست‌های مترقی آشکار شده بود و بادی که از خاور، از چین بر باختر می‌وزید الهام‌بخش جوانان و مبارزان چپ شده بود. این باد اگرچه غبار از مارکسیسم-لنینیسم می‌زدود و ارتجاع کمونیسم شوروی در دهه ۵۰ و ۶۰ را عیان می‌کرد اما برای غربی‌ها سرشار از پیچیدگی‌ها و تناقضات بود. گدار با فیلم چینی که به نوعی پیش‌درآمدی بر مه ۶۸ بود بر تَرَک‌ها و گسل‌های تناقضات این دوران تمرکز می‌کند و تلاش می‌کند از طریق سینما به ایده‌های مبهم تصویری واضح ببخشد.

منابع :
1-Film Fables (Talking Images) Translation Edition
by Jacques Ranciere (Author), Emiliano Battista (Translator)
2-Godard and Gorin's left politics, 1967-1972 by Julia Lesage
3-The Therrorized (Godardian Pedagogy)
By Serge Daney
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندین سال است ک بهمن برایم طعم دیگری دارد.. طعمی آمیخته از هیجان و سرما..خاطره ای دلچسب از ایستادن در صف های طولانی سینما... سینمایی که 10 روز از سال میدانی میشود برای اجتماع مایی که تلاش کردیم چراغ کم رمق فرهنگ کشور را با حضورمان روشن نگه داریم. امسال اما کورسوی نوری نمیبینم تا برای روشن نگه داشتنش سرمای سوزنده شبهای بهمن را به جان بخرم.

من رومینا خلج هدایتى به عنوان یک مخاطب سینما و تئاتر امسال و سال هاى آتى در جشنواره اى که اسمش فجر باشد و براى پیروزى این انقلاب برگزار شود، به حرمت خون هاى ریخته شده شرکت نخواهم کرد.
درود به شرفت .
۲۲ دی
درودها فراوان
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی کوتاه در مورد فیلم 23 نفر

// صالح بدشانس //
کارپرداخت خوبی داشت بدون شعارزدگی های معمول فیلم های جنگی
قهرمان پروری و غیره هم نداشت و روایتگر آدم هایی ساده بود..
و این بار در سن کم..
اما یاد صالح و عباس نعلبندیان افتادم...
این قدر آدم بدشانش...
به شانس خودم امیدوار شدم به خدا...
اگر حس کردید مغموم شدید این فیلم را برای افزایش امید به زندگی
ببینید...
علی جباری و امیرمسعود فدائی این را خواندند
حمیدرضا مرادی و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا صابری دبیر و سخنگوی انجمن سینماداران اعلام کرد که با توجه به اینکه دوشنبه ۱۶ دی ماه مراسم تشییع پیکر مطهر سردار قاسم سلیمانی در تهران برگزار می‌شود و عموم هنرمندان، مدیران و مخاطبان سینما در این مراسم شرکت می‌کنند و همچنین با هدف برگزاری پرشور این مراسم تمامی سینماهای شهر تهران فردا دوشنبه ۱۶ دی ماه تا ساعت ۱۷ تعطیل هستند و فعالیت سالن‌های سینما بعد از اذان مغرب آغاز خواهد شد.
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و M... این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای جان دار نشستم اما این نوشته پیرامون این فیلم نیست. در خصوص جان دار ذکر این نکته کافیست که شاهد فیلمی بسیار خوش ساخت و درجه یک با بازی های عالی بودیم. اما بحث اصلی؛ مخاطبان عزیز، سینما پارک یا کافه نیست... !
تا فیلم شروع شد، صدای باز کردن چیپس و پفک و تناول آن در سینما بیشتر از صدای فیلم به گوش می رسید. صحبت کردن های مداوم بیننده ها با هم، جواب تلفن دادن و تجزیه و تحلیل فیلم در زمان تماشا تنها بخشی از وقایع امشب بود. فیلم گرفتن از رقص حامد بهداد را کجای دلم بگذارم؟!
چرا فکر می کنیم با ورود به سینما حتماً باید چیزی بخوریم ؟ چرا فکر می کنیم فقط ما در سینما هستیم و به خود اجازه می دهیم حریم دیگران را نادیده بگیریم ؟ چرا یاد نمی گیریم حین تماشای فیلم، گوشی موبایل خود را در حالت سکوت قرار دهیم ؟ اگر قرار است صحبت کنیم، چرا سینما می آییم ؟ پارک ... دیدن ادامه » و کافه مکان مناسب تری برای گفت و گو نیست ؟
فرهنگ هم چیز خوبیست ...
#تماشاگرنما_نباشیم
#خودخواه_نباشیم
ای آاااقااا! برای پیدا کردن جواب حتی یکی از این سوالات تمام موهای سرم سپید شد :(((
۰۳ دی
جالبه که اون شبی که من رفتم علاوه بر همه این اتفاقات و خندیدن های بی مورد، پنج دقیقه مونده به پایان فیلم که کاملا تحت تاثیر قرار گرفته بودم، از پشت سرم صدای باز کردن چیپس شنیدم و همه حس و حالمو خراب کرد. هنوزم یادش میفتم حرصم می گیره.
۰۳ دی
@بهار گراوندی
بزرگوارید.
@پویا فلاح
سوال بعدی اینه که چرا این افراد، "جان دار " تماشا می کنند ؟! برای این افراد، فیلم های کمدی و دم دستی مناسب تر نیست ؟
۰۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اسکورسیزی در مصاحبه با گاردین:

«این فیلم هایی که همه در آن پرواز می کنند و می زنند و می ریزند سینماها را پر کرده‌اند. همه هم برای دیدن آنها می روند و جایی دیگر برای نوعی دیگر از سینما نمانده است. نمی دانم چند فیلم دیگر می توانم بسازم و شاید این آخرین فیلم من باشد.

ایده ابتدایی این بود که فیلم را بسازیم و شاید آن را دست‌کم یک‌بار در موسسه فیلم بریتانیا نمایش بدهیم. شاید هم یک روز در سینماتکی در پاریس. شوخی نمی کنم. ما امروز در موقعیتی هستیم که همه سینماها آخرین نمونه فیلم های ابرقهرمانی را نمایش می‌دهند. ۱۲ سالن نمایش وجود دارد و در ۱۱ سالن فیلم ابرقهرمانی روی پرده است. از این فیلم ها خوشتان می‌آید؟ مشکلی نیست اما ۱۱ سینما؟

تاب آوردن این روند برای فیلم هایی چون «لیدی برد» و «سوغاتی» خیلی سخت است. این فیلمها شاید لزوما از نظر تجاری خیلی موفق ... دیدن ادامه » نباشند اما فیلمهایی محترم و هوشمندانه هستند و میتوانند تماشاگر فراوان بیابند. اساسا موافق این نیستم که چون فیلمی تماشاگر زیاد دارد پس هنری نیست.»

آسمان همه جا یکرنگ است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره جشنواره حقیقت..
خب من به عنوان کسی که هر ساله این جشنواره رو میرم باید بگم امسال نظم جشنواره عالی بود.دیگه از صف های طولانی و شلوغ و بی نظم خبری نبود.دیگه از سالنهای مملو و فشرده و کیپ شده خبری نبود.رفت و آمد در سالن کمتر بود.دیگه کمتر کسی بود وسط فیلم پا بشه بره بیرون.سالنها هم برخلاف پیش بینی ها کمتر خالی بود..ولی آنچه که عیان محسوس بود این بود که طیف گسترده ای که در جشنواره بودند نه افراد عادی که خود اهالی سینما رسانه و مهمانهایشان بودند.گروهی که بدون پرداخت بها راحت می‌توانستند در همه سانسها و سالنها حضور داشته باشند.خب از این جهت به نفعشان شده بود و درصد بالای افراد تماشاچی همینها بودند.آنچه را که من در طول این چند روز دیدم قطع محسوس رابطه ای بود که این جشنواره با مخاطب عام داشت.مخاطبی که بدون محدودیت سالهای پیشین رابطه اش با این نوع سینما ... دیدن ادامه » کم کم در حال شکل گیری بود و با این تصمیم به یکباره خدشه دار شد.به نظرم هنوز این رابطه در حدی عمیق نشده نبود که مخاطب عام اقناع شود برای سینمای مستند باید هزینه هم پرداخت کند.هزینه ای که صد البته درصد بالایش به جیب سازنده مستند برود نه جای دیگر. هزینه ای از سر میل نه اجبار.اگه هدف جشنواره آشنایی بیشتر عموم مردم با این سینما بوده باشد عملا با این محدودیت‌ها کاملا به شکست انجامیده ولی اگه هدف برگزاری جشنواره ای شیک و منظم با حضور اکثریت مخاطب خاص و پر جلوه در برابر مهمانان خارجی بوده باشد کاملا موفق بوده.آیا نمیشد این دو هدف با هم پیگیری شود؟چرا میشد.میشد چارسو و سالنهایش را مختص عوامل و سینماگران و مهمانان کرد و سالنهایی مثل آزادی فلسطین و سپیده رو مختص مردم کرد با بلیتی با بهایی بسیار کم و یا بعضاً رایگان.به شخصه سراغ دارم کسانی رو که به خاطر سیستم جدید در حالیکه بسیار مشتاق دیدن مستند های جشنواره بودن دلزده شدند و عطای جشنواره امسال رو به لقایش بخشیدند.در مهجوریت سینمای مستند در اوضاع خراب اقتصادی مردم هیچ شکی نیست پس عقل دور اندیشی اگر می‌بود دلسوزی فرهنگی اگر می بود مسلما تمام جوانب باید درنظر گرفته میشد و تصمیم و شیوه معقولتری اتخاذ می شد.
جناب نیما نیک ممنونم که به این مسئله اشاره کردید. من در این رویداد شرکت نکردم چون در مجموع به این نتیجه رسیدم که این رویداد بیشتر از حد لزوم خودشیفتگی پیدا کرده است. تغییر و محدودسازی ساختار ارتباطی با تماشاگران مشتاق، به گمانم یکی از نمودهای این خودشیفتگی ... دیدن ادامه » روزافزون است متأسفانه...
۲۵ آذر
نیما نیک گرامی
سپاس از نکات خوبی که فرمودید
بنده هم در مطلبی که پیش از شروع جشنواره نوشتم به بعضی نکات اشاره کردم
متاسفم که شوق بسیار من و شمار زیادی از علاقه مندان مستند برای تماشای جشنواره امسال با این تصمیم نابخردانه زایل شد
متاسفانه رویکرد جدید ... دیدن ادامه » مدیران در مسیر تجاری سازی سینمای مستند و کوتاه و همسان سازی آن با سینمای اکران و گیشه، سینمای مهجور و قدر نادیده مستند و کوتاه رو مهجورتر خواهد کرد و توهم اختصاص این نوع سینما به نخبگان و فرهیختگان رو بیشتر خواهد کرد!
حالا که جشنواره تمام شده خوب است مدیر جشنواره بیاید بگوید چند درصد از بلیت ها و ظرفیت سالن ها را دوستان خودشان و مهمانان گروه ها و خبرنگاران به رایگان گرفته اند و چند درصدش سهم خریداران بلیت بوده و به سازندگان رسیده است! یقین دارم نتیجه اش جالب خواهد بود! خواهیم دید که هدف آقایان حمایت مالی از سازندگان سینمای مستند بوده یا صرفا رضایت و رفاه خاطر سلبریتی ها و مهمان های های کلاسی که به چارسو قدم رنجه کرده اند!
۲۵ آذر
صد در صد موافق جدا شدن اجراهای عموم از اجراهای داوران و عوامل در همه جشنواره ها هستم ولی بنظرم چارسو برای جشنواره بهترینه..
در مورد نظم و بلیت فروشی هم به نظرم یک ورودی گرفته بشه و مثل سال‌های قبل ورود و خروج به سالن انتخابی باشه.
یک حال و هوای دیگه ای ... دیدن ادامه » داشت قبلا جشنواره که الان دیگه نیست..
۲۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیز بامزه بگم!
چند روز پیش همکارم فیلم قانون مرفی رو دیده بود اومد تعریف میکرد که خیلی با حال بود و کلی خندیدیم، منم گفتم آره منم سینما دیده بودم خیلی حال کردیم و خندیدیم.
گفت: اونجا که دختره این کارو کرد باحال بود! گفتم: کجا؟ یادم نمیاد.
گفت: یا اونجا که امیر جدیدی این حرف و میزنه بعد امیر جعفری اینجوری میکنه. گفتم: یادم نیست و...
گفت: مسخره کردی منو فیلمو ندیدی برا چی میگی دیدم.
گفتم چرا بابا دیدم. رامبد جوان پست گذاشته بود میاد سینما آزادی با هم ببینیم فیلمو با دختره بازیگره ماهم رفتیم.
گفت: خب!
گفتم: وسطای فیلم رامبد بلند شد رفت . یه چند دقیقه بعدش برق سینما هم رفت! همه ساکت نشستن یکی چیز میخورد یکی صدا در میاورد که یه دفعه از گوشه پرده سینما سرو کله یه سایه پیدا شد یواشی سرک کشید و اومد وسط پرده. مردم خندیدن. پشت سرش یه سایه حیون دیگه افتاد رو ... دیدن ادامه » پرده رفتن پیش هم .پریدن به همدیگه همو زدند اون از انور میدوید و این یکی دنبالش، مردم میخندیدن بعد اونیکه زده بود یه لحظه وایساد رفت پیشش نازش کردو دوست شدن با هم. اون یکی خواست بره که از پشت باز زد تو سرش و دوباره شروع کردن به دویدن دنبال هم و دعوا. ما همه بلند میخندیدیم! دو سه دقیقه همینجور بود که
برق اومد؛.همه سالن ایسلندی با هم گفتن: عهههه.
دو تا پسر جوون نور موبایل انداخته بودند رو پرده و سایه بازی میکردن.
بخدا خیلی خندیدیم..
درباره‌ی جشنواره‌‌ی سینما حقیقت
1. جشنواره‌ی سینما حقیقت به زعم من مردمی‌ترین، واقع‌نما‌ترین و معتبرترین جشنواره‌‌ی سینمایی داخلی ماست. مردمی و واقع‌نماست؛ چون به فرهنگ عمومی جامعه و مردمانش نزدیک‌تر است و کمتر درگیر فیلتر‌های حاکمیتی است. از طرفی ساخت یک فیلم مستند، پروانه‌ی ساخت نمی‌خواهد و برای اکران‌های خصوصی و دانشگاهی نیازی به پروانه‌ی نمایش ندارد و کمتر با نظام ممیزی اصطکاک دارد و از طرف دیگر تصویر واقعی‌تر و نزدیک‌تری از مردم نشان می‌دهد. و معتبرتر است، چون آثار شرکت‌کننده در بخش بین‌الملل آن نسبت به جشنواره‌های مشابه‌ سینمایی، کیفیت و اعتبار بیشتری دارند.
2. تصویر پررنگ جشنواره‌ی سال گذشته این بود: این تصویر شلوغ اما زیبا؛ صف‌های طویل مقابل سالن و در راهروها، سالن‌های با صندلی‌های پر و راهروهای پر از افراد نشسته ... دیدن ادامه » و ایستاده. اگر چه برای دیدن فیلم‌ها باید چند ده دقیقه در صف سرپا می‌ماندیم و توی سالن گوشه‌ای می‌نشستیم یا می‌ایستادیم، اما حال خوبی داشت برای من. این که این جمعیت مشتاق برای دیدن یک فیلم مستند به چارسو آمده بودند و سالن را پر کرده‌بودند، دلیلش فقط رایگان بودن بلیت نبود؛ حس خوب آغوش باز سینمای مستند بود برای مردم!
3. دبیر جشنواره چند روز پیش گفتند برای این‌که جشنواره هویت‌مند و منظم برگزار بشود باید بلیت رزرو کنید. اول بروید 250 هزار تومان در سایت‌مان پول بریزید تا برای شما کارت سالیانه‌ی سینما حقیقت صادر کنیم بعد فیلم‌ها را رایگان رزرو کنید. بعد گفتند فروش تک‌سانس هم داریم، روز قبلش سایت را باز می‌کنیم، 10 هزار تومان بدهید بلیت بخرید و فیلم‌ها را ببینید!
4. سینمای مستند در همه‌ی جای دنیا - بر خلاف سینمای تجاری حرفه‌ای- ، غالباً از بودجه‌‌ی سازمان‌ها و ارگان‌ها ارتزاق می‌کند و متولی آن نهادهای سفارش‌دهنده‌ی آثار هستند. سینمای مستند جای پول روی پول گذاشتن و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی هم نیست. سینمای مستند از جنس سرمایه‌گذاری فرهنگی است نه جای به سود رسیدن و پول روی پول گذاشتن بخش خصوصی. مدیوم اصلی سینمای مستند در همه‌ی جهان، تلویزیون است.
آن وقت وقع دارید در این شرایط اقتصادی، مخاطب برای فیلمی که آن را اصلا نمی‌شناسد یا جز اسم و موضوع از آن چیزی نمی‌داند ده هزار تومن پرداخت کند؟ توقع دارید در طول برگزاری جشنواره چند صد هزارتومان هزینه کند؟ آن هم در مملکت ما که هنوز سینمای مستند، ارتباط پیوسته و نزدیکی با مخاطب ندارد!
5. آقای دبیر نامحترم! این اسمش هویت‌مند تر کردن جشنواره نیست، باز کردن دکان دو دهنه جلوی سینمای فرهنگی مستند است! سینمای مستند، هویت‌اش به شرکت‌کنندگان منظم و کارت به سینه و نظم ظاهری دروغین شما نیست، هویتش به با مردم بودنش و مردم را نشان دادنش است! این اسمش هویت‌مند کردن جشنواره‌ نیست، این دقیقاً اخته‌کردن و بی‌خاصیت کردن جشنواره‌‌ای است که تازه داشت پا می‌گرفت و جا باز می‌کرد!‌ این اسمش دورهمی کردن جشنواره‌ی مهمی‌است که کم‌کم داشت جایگاه مردمی پیدا می‌کرد. حالا با خیال راحت همراه با همکارانتان، خبرنگاران و فیلمسازان‌تان در سالن‌ها و راهروها جولان دهید و از جشنواره‌ی هویت‌مند منظم‌تان لذت ببرید!
جشنواره سینما مستند را جدی بگیرید. بنظرم فرهنگی ترین رخ داد سال.
جشنواره سینما حقیقت هم غیر رایگان شد!
خب از یه طرف خوبه و از یه طرف بد.هرکسی که جشنواره سالهای اخیر حقیقت رو از نزدیک دیده باشه قطعا از شلوغی بی حد و صف های طویل و بی نظم و سالنهای کیپ تا کیپ و فشرده و گاها خطرناک متحیر می شد و به ستوه می آمد.خب این تصمیم بدون شک در ساماندهی دادن به این موضوعات و برقراری نظم و ارتقای کیفیت جشنواره(که ادعای بین المللی داره) تاثیر خواهد گذاشت.ولی از طرف دیگر شاید بدیش به این خاطر باشه که جشنواره ای که طی چند سال اخیر کم کم جایگاه خودشو بین عموم به دست آورده بود و توانسته بود پیوندی بین نه مخاطبین خاص که بین مخاطبان معمولی و مردم عادی با سینمای مستند برقرار کنه (یکی از مهمترین دلایلش همین اکران رایگان فیلمها بود) با این تصمیم بر روند رشد و جذب مخاطبش تاثیری منفی گذاشته بشه.خلوت شدن سالنهای سینما از حضور طیف گسترده تری ... دیدن ادامه » از تماشاچیان نشانه خوبی نیست.حتی بر روی حضور دانشجویان و علاقمندان حرفه ای سینمای مستند هم میتونه اثرگذار باشه.شاید بهتر بود مدیران ارشاد تصمیم بهتری میگرفتند مثلا تعداد سینماهای جشنواره رو افزایش میدادند و یه تعداد رو مختص اکران مردمی می کردند و بر حسب کیفیت اونا نمایش فیلمها را یا رایگان یا به قیمتهای متفاوت اکران میکردند.کاخ جشنواره هم همان چارسو میشد و مختص صنوف و خبرنگاران و سازندگان و مهمانان. کاری که هم سبب برقراری نظم و کیفیت و هم از ریزش مخاطب جلوگیری میکرد. قطع یقین برگزاری صرف یک جشنواره با مخاطبین محدود و خاص و توجیه بودجه گرفته شده دولتی برای این کار هدف مسئولان مربوط نیست کما اینکه با شرایط حال حاضر کشور هرگونه تصمیمی حساب نشده و بدون آگاهی بخشی لازم میتونه موجب بی اعتمادی و نارضایتی عمیق بشه.
مهشاد این را خواند
نیلوفر ثانی و سحر لیلی ئیون این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کی میتونه درد رو به یاد بیاره وقتی تموم شده؟
تنها چیزی که ازش میمونه یه سایه ست.
حتی تو ذهنم نه ، داخل گوشت و پوست!
درد خراشت میده ولی عمیقتر از اونه که بشه دیدش.
از دل برود هر آنچه از دیده رود...

#دیالوگ سریال سرگذشت یک ندیمه
#فصل سوم
#از رنجی که میبریم
تیوال جان برگه ی انیمیشن ها کامل نیستن ، خیلیاشونو نداریم ، ایجاد کنید لطفن
تیوال جان ، میشه برای سریال های ایرانی و خارجی هم برگه ایجاد کنی لطفن؟
آرش رضایی، سپیده و مرتضی سوری این را خواندند
رامین غفرانی، بهزاد هندی، محمد لهاک و M... این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تیوالی کمکم کنید نمیدونم به دیدن فیلم خانه پدری برم یا نه ؟ موضوع فیلم رو میدونم اما نگرانم حالم بد بشه از دیدنش شنیدم سکانس های ناجوری داره
اما مدتهاس دنباله فیلم عالی هستم بعد فروشنده دگ ندیدم تو سینما
زهره مقدم این را خواند
به نظرم فروشنده فیلم تلخ تری بود.. البته بستگی به روحیتون داره،ولی فکر نکنم حالتون بد بشه..
۰۱ آبان
تلخی فیلم در حد بیدارشو آرزو خود عیاری بود
قصاوت هم توش به وضوح نمایش داده می‌شه. فیلم حاوی صحنه‌های خشن و تکان دهنده است.
و بلکل روحیه و نگاه عیاری با فرهادی متفاوته: عیاری تا مرز بی‌نهایت واقع‌گراست و حقیقت رو پرت می‌کنه رو پرده، حالا هرچقدر هم می‌خواد ... دیدن ادامه » تلخ باشه. ولی فرهادی با رِندی (که دیگه حالا جذابیت سابق رو نداره) صحنه اصلی رو حذف می‌کنه و تعلیق کاذب ایجاد می‌کنه.
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم لک زده برای دیدن یه فیلم تازه از تقوایی یه فیلم از بیضایی
دلم لک زده یه فیلم قوی مثل علی سنتوری از مهدجویی ببینم
دلم لک زده یه فیلم اجتماعی قوی مثل سربازهای جمعه از کیمیایی ببینم
یه فیلم خوب از فرمان آرا
چی داره بر ما میگذره چرا اینطوری شده انگار سینما دچار سرماخوردگی شدید شده و نمیتونه از جاش بلند شه انگار بی حس شده و تماشاگران سینما رو هم ، دچار بدسلیقگی شدن اصلا دگ نمیدونن و نمیفهمن فیلم خوب چیه سینمای درست و حسابی چیه
تا کی باید فیلمسازان درجه ۵ جولان بدهند تا کی باید فیلم فیلمسازان حاکمیتی مثل هادی اطیابی کیایی وووو تحمل کنیم‌‌‌‌....
فقط یاد فیلم وقتی همه خوابیم میفتم و درود میگم به فیلمسازش که درد سرزمین ما رو گفت و رفت
"وقتی همه خوابیم" 10 ساله شده و ای کاش تیزر سگ کشی تکرار بشه: سگ کشی فیلمی از بهرام بیضایی پس از 10 سال.
۲۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید