آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینما
S3 : 11:45:40 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بعضی سریالها از لحاظ ساختاری ضعیفن ، اما از طرفی کاملن تهییج کننده ن . برای مخاطبِ جاه طلب ، یه نیروی محرکِ خوبن . برای کسی که بلندپروازه و به این راحتیا به یه زندگیِ ساده و معمولی قانع نمیشه ، انگیزانندن .
همچنانکه برخی سریالها برای مخاطبِ مسنی ساخته میشن که روی کاناپه لم بده و گربه ش رو نوازش کنه و از دورانِ بازنشستگی لذت ببره ؛ بعضی از سریالها هم مثل همین The Politician سریالی برای جوونترهاییه که اهدافِ بزرگی توو سر دارن .
اینها همه چی رو چنان راحت و شدنی ترسیم و تصویر میکنن که تو هم با خودت میگی چرا که نه ؟ چرا من نه ؟
و همه چی میتونه از همینجا شروع بشه
رویاهای بزرگتر ، قدمهای بزرگتر و ...

اگر سریالهای مشابه رو در ذهن دارید ، خوشحال میشم بهم معرفی کنید



پ.ن :
این سریالها مخاطبِ خودشونو دارن ، کسایی که که مثل من اهمیتی به ساختار ... دیدن ادامه ›› و ... نمیدن و معتقدن به من چه ، مگه کارم سینماست که بخوام به جزییاتِ سینمایی و ساختاریش دقت کنم . حرفی که میخواد بزنه برام مهمه . برای همین خیلی از فیلمهای رتبه بالای منتقدین و IMDb و ... برای من جزو فیلمهای بی ارزش دسته بندی میشه و هر کدوم رو شاید بیش از 10 دقیقه ندیده باشم . و برعکسش هم صادقه .
لذا هدف از نوشتنِ این پست پیشنهادِ این سریال به " همه " نیست .
پویا و یسنا طالب لو این را دوست دارند
منتقدین و ... به صورت فنی فیلم رو بررسی می کنن و این دلیل نیست که حتما بیننده هم بپسنده ... این تفکیک که گفتین درسته
۱۴ ساعت پیش
یسنا طالب لو
منتقدین و ... به صورت فنی فیلم رو بررسی می کنن و این دلیل نیست که حتما بیننده هم بپسنده ... این تفکیک که گفتین درسته
ممنونم 🌻🙏
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
البته من نولان‌باز نیستم و سینمای ایشون بجز ژوکر دِینی به گردن من نداره...
ولی خب خداییش فکر نمیکردم به طور میانگین هر بیست دقیقه یه بار تایم فیلم رو چک کنم 😑😑
(بازیِ بازیگرا چقد حال نداد اخه!!!! اه...😤)
آخ جون بر اساس کامنت قبلیم در مورد دیدگاههای متفاوتمون فکر کنم با این من حال کنم پس میرم سراغش


یادته از فیلم ۸/۳۰ خوشت نیامد اما من شیفته اون فیلمم ؟ فکر کنم گاهی این همه تفاوت نظر جالب باشه
۱۸ ساعت پیش
محمد مجللی
من یه فن نولان متعصب هستم و چند ساله منتظر این فیلمم قصد خاصی هم نداشتم از گفتن اینا و فقط خواستم بدونی نولان فن ها زیر نظرت دارن😁
@Nolan1396
امیدوارم لذت ببری😁
دیدی نظرتو بگو😊
۱۳ ساعت پیش
شت ایدی کی اضافه شد😂
ببین خدایی
حتی یادم نیست کی اینو گذاشتم 😂

من تا بلوری صبر میکنم
و حتما نظرم رو میگم بهت :)
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نوشته هم ربطی به سینما ندارد!
زندگی زندگی است.
فوتبال زندگی است.
جام یوفا فصل 88-89: دو تیم ناپولی و بایرن وارد زمین ورزشگاه مونیخ میشوند. ناپولی بازی رفت را دو بر صفر برده ولی از صعود خود مطمئن نیست چراکه ماشینهای برنامه ریزی شده آلمانی با امتیاز میزبانی میتوانند نتیجه را برگردانده و صعود کنند. بازیکنان دو تیم شزوع به گرم کردن میکنند. هارمونی و هماهنگی اعضای تیم از پایه های گرم کردن در فوتبال است. حداقل در سمت میزبان چنین است.
اما قضیه ناپولی فرق میکند. اینجا کسی هست که مانند پدرخوانده های ایتالیایی، هنجارشکنی و قانون گریزی جزئی از ذات وجودیش است! حتی اگر نبستن بند کفشهایش باشد. یادگاری از روزگار فقر و نداری. راحتی و ولنگاری.
موزیک life is life از گروه اتریشی opus از بلندگوها پخش میشود و او " مارادونا" شروع به بالا و پایین انداختن شانه هایش میکند. "کارکا" همتیمیش نیز همینکار را تکرار میکند ولی بزودی متوجه میشود که "دیه گو" میرقصد. بدون توپ، با توپ، درحال روپایی زدن، با سر، با شانه ها هر حرکتش ریتم آهنگ را گرفته ... دیدن ادامه ›› و میرقصد. حالا همه ورزشگاه به او نگاه میکنند. متوقف شده و با صدای موزیک دست میزند و باز ریتم میگیرد و میرقصد...
ژرمن ها با دیدن این صحنه ها مسحور بیخیالی، غرور و سرخوشی او میشوند و نمیتوانند وظیفه خود را انجام دهند. آنچنانکه "کلینزمن" که در اشتوتگارت بازی میکرد و در فینال مغلوب ناپولی میشود میگوید: گرم کردن را متوقف کردیم جادو شده بودیم باید او را نگاه میکردیم! یک خاطره غیرواقعی از تاثیر عجیب و غریب این حرکات که در ذهن کلینزمن حک شده!
این ویدئو را در شب مرگ "خدای فوتبال" ببینید. پربازدیدترین صحنه هایی از بازی فوتبال که اثری از مسابقه در آن نیست و این کار خداست!


https://as5.cdn.asset.aparat.com/aparat-video/70c335cfe739c12d333706022265dd7c2122770-270p.apt?wmsAuthSign=eyJhbGciOiJIUzI1NiIsInR5cCI6IkpXVCJ9.eyJ0b2tlbiI6ImJmMWUxNzZhMmM3NjY2MTc4OWQzNzdhY2YyOGNlZTNiIiwiZXhwIjoxNjA2MzU3MDA3LCJpc3MiOiJTYWJhIElkZWEgR1NJRyJ9.kFC2suWsyvS5z8FgjBv86ovjZrwDBAI_x2ge__dUYdc
با خوندن و دیدنِ فایل یاد نیچه افتادم که میگفت : شما آن گاه که آرزومند اوج گرفتن اید، روی به بالا دارید؛ و من روی به پایین، زیرا که اوج گرفته ام!
چه کسی در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوج گرفتن؟
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده می زند بر همه نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک.
من تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند .
حقیقتن مارادونا همون خدایی بود که خنده زد بر جدی بودنها و نمایشهای غمناک . خدایی لبریز از روحِ دیونیزوس که رقصیدن بلد بود .
۴ روز پیش، پنجشنبه
به لطف سانسورهای همه جانبه زندگیمون از رقص مارادونا هم محروم بودیم !!! ممنون بخاطر متن زیبا و اشتراک این فیلم لذت بردم
۲ روز پیش، شنبه
محمد کارآمد
به لطف سانسورهای همه جانبه زندگیمون از رقص مارادونا هم محروم بودیم !!! ممنون بخاطر متن زیبا و اشتراک این فیلم لذت بردم
ممنون که خوندید و خوشحالم که دوست داشتین
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

یه سکانسی توی فیلم "نیمفو" فون‌تریه بود...اونجا که دختره گریه میکنه و میگه: "من هیچی حس نمیکنم...من دیگه ارضا نمیشم"



الان اواخر سریال honnibal هستم...هر چی سریال جلوتر میره،این سکانس بیشتر توی ذهنم پررنگ میشه...
قتلها وحشیانه‌ست،اما دریغ از اینکه حتی مردمک چشمم کمی گشاد بشه....هیجان‌زده شدن که پیشکش...
نه بازیها چشمگیره نه متن...اخه نوشتنِ فیلمنامه جنایی که فقط نشون دادنِ بدن‌های تیکه تیکه شده و خوردنِ اعضا و جوارح و آدما نیست...اصلا واسه همینه از هر ... دیدن ادامه ›› چند ده‌تا فیلم و سریالِ جنایی،شاید یکی‌ش درخشان در بیاد...که اونم واقعا نیازمندِ تسلط خیلی زیاد به روانشناسیه،نه صرفا گنجوندنِ یه کاراکترِ روانشناس با یه دفتر کارِ زیبا (از حق نگذریم اتاقِ آقای هانیبال جزو زیبایی های سریاله)...

خلاصه بعد از دکستر،احساس میکنم به بلائی که سرِ دخترِ نیمفو اومد، دچار شدم...هیچی ارضام نمیکنه...

پ.ن
(ببخشید که انقد از دکستر مینویسم،میدونم زخمی‌تون کردم...ولی به جای غر زدن برید بشینید تماشا کنید تا متوجه بشید از کجا میسوزم)
سپهر، پویا و امیر مسعود این را خواندند
سیدمهدی، فرزاد جعفریان و شاهین این را دوست دارند
از نظر منم واقعاً سریال بی کیفیتی بود، من که دیگه سیزن سومشو نگاهم نکردم، ببخیالش شدم
بعد از نمایش اسطوره‌ای مثل هاپکینز تو سه‌گانه‌ای که نقش هانیبال لکترو بازی کرده، همچین بلایی سر شخصیت هانیبال دراوردن واقعا تو ذوق خورنده‌ست.
حالا غیر از اون سه تا فیلم شاهکار، فیلم hannibal rising با این که اونم به نظر من خیلی فیلم خوبی نبود ولی چون بر اساس همون سری رمانهای توماس هریس بود خب دیدنش جالب بود و شخصیت هانیبال تو سری داستانهای توماس هریس تکمیل میشد، ولی این سریال به نظر من کاریکاتوری از هانیبالم نبود، خیلی ضعیف بود.
۵ روز پیش، چهارشنبه
نیلوفر
Des رو چی ؟دیدی؟
دس خوب بود مستند بود بدون چالش و اتفاق خاصی بیشتر بیان تاریخ بود اما به سه قسمتش می ارزید ، خوشم آمد اما این دکستر فقط کسالته لعنتی ، بیشتر بخاطر همون ایزل پرسیدم که از کجاش موتورش گرم میشه ؟ چون بعضی سریالها اینطورین، یکم دیگه نیرم جلو اگر همینقدر سرد و یخ و بی کشش بود میبندمش و به خودت واگذارش میکنم
۱۷ ساعت پیش
محمد کارآمد
دس خوب بود مستند بود بدون چالش و اتفاق خاصی بیشتر بیان تاریخ بود اما به سه قسمتش می ارزید ، خوشم آمد اما این دکستر فقط کسالته لعنتی ، بیشتر بخاطر همون ایزل پرسیدم که از کجاش موتورش گرم میشه ؟ ...
حداقل تا اخر فصل یک ببین🙄
۱۷ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای غم! نمی دانم
روز رسیدن
روز گام که خواهد بود ؛
اما در این کابوس خون آلود ،
در پیچ و تاب این شب بن بست ،
بنگر چه جان های گرامی ،
رفته اند از دست!
دردی ست چون خنجر ،
یا خنجری چون درد؛
این من که در من
پیوسته می گرید؛
در من
کسی آهسته می گرید.
امیر هوشنگ ابتهاج...
لعنت بر کرونا.....
دیروز چنگیز جلیلوند؛
امروز کامبوزیا پرتوی؛
یادشان گرامی باد....
امیر مسعود و celine این را خواندند
غزل، پویا، neda moridi و Ehsan Vahab این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گاهی دیدن یک فیلم آنچنان به وجدم می آورد یا آنچنان برای مدتی از اکنون جدایم میکند که در پایان فیلم وقتی به خود می آیم میبینم عرق کردم در حالی که هوا سرد است و باید بلند شوم و بروم در هوای آزاد نفسی تازه کنم و تا اطلاع ثانوی فیمی نبینم چون حالا حالاها باید ان فیلم رو هضم کنم اما فکر نمی کردم دیدن اجرای یک خواننده یا موزیسینی روی صحنه آن هم از پشت مانیتور با من چینین کند من البته آنچنان خوره موسیقی نیستم و در حالی کشف و شهودم کشف های چون دمین رایس واقعا لذت بخش بود آهنگ های عمیقا حزن انگیزش و پیش رونده که گویی که سر به عصیانی درونی دارد

همچنین بث هارت که صلابت و غرش صدایش به خصوص با گیتار جو باناماسا مسحورکننده است برایم دیدن ویدیوی اجرای ترانه i’d rather go blind
همان حال جدا شدن از زمان و مکان و حل شدن در آنچه را که میشنوی و تماشا میکنی را داشت پرفرمنس بث هارت جدای صدای پر قدرت و برنده اش شور برانگیزاننده ای دارد گویی از بند بند وجودش می خواند و در ادامه جو باناماسا با گیتارش جوری مینوازد که دیگر راهی برای اینکه مسخ نشوی وچود ندارد. وقی آهنگ تمام می شود بث هارت خیس عرق است و تو هم به خود می آیی و میبینی گر گرفته ای باز هم عرق کرده ای و باز باید بروی در هوای آزاد و باز نمی توانی مدتی به چیز دیگری گوش کنی تا آنچه که دیدی و شنیده ای هضم کنی.

https://www.youtube.com/watch?v=UEHwO_UEp7A
سپهر و پویا این را خواندند
نیلوفر، شاهین، جعفر میراحمدی، سارا_ز، سمانه، امیر مسعود و celine این را دوست دارند
بله علی جان خودشون هم روی صحنه حسابی عشق میکنن و اصلا اهمیتی به این که رفتارشون متشخص باشه یا چهره شون مرتب باشه نمیدن هنرمند اول باید خودش از چیزی که خلق میکنه لذت وافری ببره در این صورت قطعا مخاطب هم این حس روی می گیره و همون لذت رو میبره. یاد جنیس جاپلین فقید هم افتادم که همین شور و حال رو موقع اجرا رو صحنه داشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

"قهرمان بودن همینه دیگه، آخر خط جزئی از مسیره"

با صدای دلچسبِ چنگیز جلیلوند شنیدمش...و درد تمام قلبم رو مُچاله کرد
۹۹/۹/۹
تولدت مبارک نوبادی....🥳🎂😘❤
برات آرامش خیال همراه با یه مسیر هموار آرزو میکنم رفیق...
نیلوفر
۹۹/۹/۹ تولدت مبارک نوبادی....🥳🎂😘❤ برات آرامش خیال همراه با یه مسیر هموار آرزو میکنم رفیق...
عجب تاریخ جذابی برای بدنیا اومدن :)
خیلی مبارکه با آرزوهای خوب و سفرهای پر از کشف و شهود زیاد...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
-کلنل...تو هیچ وقت جوونم بودی؟
_ آره.... مثل تو بی کله هم بودم. تا یه روز اتفاقی افتاد و دنیا برام ارزشمند شد.....
- چه اتفافی؟؟
کلنل خیره نگاه میکنه و پیپش رو روشن میکنه
بلوندی میگه: این سوال....از احتیاط به دوره؟
کلنل میگه: سوال از احتیاط به دور نیست.این جوابشه که از احتیاط به دوره....
به خاطر چند دلار بیشتر

حالا که عزیزترینم توی بیمارستان داره میجنگه با کرونا.....
حالا حس میکنم...دنیا برام داره ارزشمندتر میشه
فقط با پای خودش بیاد بیرون
تا یاد بگیرم این تمام ابعاد زندگیمه که ارزشمنده. همش....
امیدوارم بزودی خبر سلامتی عزیزتون رو همینجا بخونیم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
موجها مدام در طول ساحل به بالا و پایین کشیده میشدند. مثل اینکه کسی بخواهد رختخوابی را بیندازد و نتواند ملافه ها را صاف پهن کند
گراهام گرین تو کتاب سفرهایم با خاله نوشته بود: "من جوون و عصبانی و متعصب بودم و بعد از صحبتهای توی دادگاه حاضر نشدم دیگه دستیارش باشم. تعجبی نداره که منو ول کرد و رفت دنبال آنیبال. هیچ کس نمیتونه بخشیده نشدنو تحمل کنه. این از امتیازات خداس."
پویا و جعفر میراحمدی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

آبنبات چوبی رنگی رنگی، شده بود انگار نماد رستگاری و صلح و پیروزی خوبی بر بدی.اولین بار در کودکی برای نجات یکیش از دست آدم بدها شکست خورده بود و خودش و تفکر و آرمانِ نجات جهانش رو نجس کرده بودن.
این B-Movie چینی هنگ کنگیِ کونگ فوییِ دلچسب.
از همونها که سکانس آخر و اون موسیقی عجیب و غریب آخرهای فیلم و اون نگاه آبنبات چوبی ای به دنیا یکهو یه فیلم رو خاطره انگیز میکنه تو ذهن و روحت. از اونا که وقتی این حجم پیروزی مهربانی رو میبینی اشک توی چشمات حلقه می زنه و میگی این تویی علی؟؟؟
که برای مهربانی گریه میکنی؟؟؟؟

https://s16.picofile.com/file/8414687984/Zhi_Yao_Wei_Ni_Huo_Yi_Tian.html
پویا و امیر مسعود این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این مطلب راجع به زتدگی - فوتبال و یا سینما - فوتبال است اگر احساس می کنید وقتتان تلف می شود لطفا به خواندن ادامه ندهید .

یکی از ژانرهای سینمایی که خیلی دوست دارم ، ژانر حماسیست .به نظر من بنیادی ترین ویژگی حماسه بیان آمال و آروزهای یک ملت در طول زمان تا خلق اثر است .و این ویژگی در اثار حماسی کلاسیک چه در ادبیات و چه سینما بیشتر هویداست و از این رو حماسی های کلاسیک را بیشتر دوست دارم .
در سینما اثاری از قبیل بن هور ، ال سید ، اسپارتاکوس ، لورنس و....
فوتبال همان زندگی :
من عاشق فوتبال هستم . نه فقط به خاطر شور و هیجانش ، نه !
بلکه به نظر من فوتبالِ ساخته شده به دست بشر بیشترین شباهت را به زندگی ... دیدن ادامه ›› او دارد .
در فوتبال مثلِ زندگی زیبایی ، زشتی ، دوستی ، دشمنی ، هنر ، اقتصاد ، روانشناسی ، فیزیک ، فریب ، دروغ ، صداقت ، محبت ، سیاست ، حماقت و....را به وضوح می توان دید.
گفتم فوتبال را دوست دارم نه فقط به خاطر شور و هیجانش . بلکه چون مثلِ زندگیست . بنابراین ممکن است یک بازی را بارها و بارها ببینم و باز هم ببینم .
یکی از این بازیها که به نظر من سینمایی ترین و حماسی ترین بازی بیست سال اخیر است، بازی آلمان -آرژانتین در فینال جام جهانی ۲۰۱۴ است. یکی از ویژگی های خاصی که شاید در طول تاریخ ( تا انجایی که به خاطر می آورم ) تنها مختص این بازی باشد حماسه و حماسی بودن در حین بازیست و نه با توجه به سابقه . مثلا دو بازی آرژانتین و انگلیس در سال ۸۶ و آلمان غربی و شرقی در سال ۷۴ هم به نوعی بازیهایی حماسی بودند ولی حماسی بودن آنها وابسته به سابقه سیاسی دو کشور بود .
آلمان - آرژانتین فینال جام جهانی ۲۰۱۴
سینما -حماسه . .
آرزوی دو ملت یکی بعد از ۲۴ سال دیگری بعد از ۲۸ سال.
فقط به بخش سینمایی - حماسی این بازی می پردازم

در آن دوره آلمان ها از نظر تاکتیکی ، نظم و انضباط تیمی ، قوای جسمی و روانی و .. خیلی بهتر آرژانتین بودند و آرژانتینی هایی که می خواستند هر جور شده ، در قاره ی خودشان قهرمان شوند.

استراتژی آلمان : با توجه به اینکه آرژانتینی ها یک روز کمتر استراحت کرده و بازی قبلشان به وقت اضافه و ضربات پنالتی کشیده شده و برعکس آلمانی ها حتی نیمه دوم بازی قبل ( برزیل ) استراحت کرده بودند . از طرفی آلمانی ها بعد از یک دومی و دو سومی که در سه جام اخیر داشتند می خواستند بدون ریسک قهرمان شوند. بازی با حوصله ، بدون ریسک ، منظم .. را در پیش گرفتند تا با خسته شدنِ آرژانتینی ها ضربه آخر رو بزنند

استراتژی آرژانتین: جنگ با چنگ و دندان ، تخریب عناصر کار امد آلمان ، ضد حمله بخصوص از سمت راست آلمان و ایجاد فضا برای فورواردها ...

اتفاق یک : قبل بازی هنگام گرم کردن هافبک دفاعی خوب آلمان در این جام ( سامی خدیرا ) مصدوم می شود و آلمان ها که بازی با دو هافبک دفاعی مد نظرشون بود بازیکنی جوان ( کرامر ) که اولین بازیش را در جام انجام می داد جایگزین او کرده تا در کنار دیگر هافبک دفاعی ( اشتایگر ) بازی کند .
اتفاق دو : کرامر همان دقایق ابتدایی بازی از ناحیه سر ضربه خورده و گیج به بازی ادامه می دهد .

اتفاق سوم : بعد از حدود پانزده دقیقه کرامر به سمت داور رفته و از او می پرسد : آیا اینجا فینال جام جهانی است و من دارم در فینال بازی میکنم . داور که از غیر طبیعی بودن حال کرامر با خبر شده ، به بازیکنان آلمان اطلاع داده و مربی او را بیرون می کشد و با توجه به اینکه هافبک دفاعی دیگری ندارد تغییر تاکتیک داده و آندره شورله را به بازی می آورد و تیم با یک هافبک دفاعی به کار داده . ظاهرا استراتژی آرژانتینی ها دارد جواب می دهد .
تا اینجای کار هافبک های دفاعی آلمان بودند که اجازه نفس کشیدن به بازیکنای آرژانتین را نمی داند . حالا اشتایگر تنها مانده با این حال تمام توپها را می زند . مخصوصا مانع رسیدن توپ به مسی شده .
نیمه اول تمام می شود و در نیمه دوم به وضوح معلوم است که به آرژانتینی ها فرمان رسیده که اگر اشتایگر مصدوم بشود کار خیلی راحت می شود .
تکل ها خشن شروع به زدن می شود و درگیری ها شدید تر شده است . اما گلادیاتور ( اشتایگر ) که قبل جام هم مصدوم شده بود و به کمک دکتر مولر به سختی به جام رسیده بود ، ادامه می دهد .
بازی به وقت اضافه کشیده می شود . دو تکل خشن بر روی پای اشتاگیر می زنند و یک ضربه به سینه و یک مشت به سر او . در نهایت گلادیاتور با صورتی خونین به زمین می افتد . اما او تسلیم بشو نیست باز می گردد و می جنگد. او و هم تیمی هایش بار آرزوهای یک ملت را به دوش می کشند و وقت جا زدن نیست . بالاخره توپ به گوتسه رسیده و گل ، گل ...
تمام، آلمان قهرمان می شود .
گلادیاتورِ مصدوم شده حماسه را ساخت و بعد از این بازی هرکز آنچنان که باید سالم نشد که به اوج برگردد . ولی او حماسه ای ساخت برای همیشه ...
پ.ن : این مطلب کنارِ هم گذاشته شده ای است از چند مطلب که پیشتر نوشته ام بنابراین ممکنه حال و هوای جملات چه از لحاظ سبک نگارش و یا معنی با هم نخوره ...
امپر جان در چند پست پیشتر راجع به فیلمهایی صحبت کرد که بهش انرژی میده و یکی از اون فیلمها برای من همین بازیست ...
عمرا فک کنم کسی نصف این مطلب رو بخونه مگر کیانی ، در هر حال دیشب این بازی رو دیدم تصمیم گرفتم این پست رو بزارم
آقا منم خوندم :))
و انصافن هم کیف کردم . و ذوق فراوان برای این خاطره ی عالی . کسی که برای خداحافظیش اشکم درومد همین شواینیِ شیردل ، این گلادیاتور بود . سااالهاست طرفدار آلمانم . شاید بیش از 25 سال . و تیم باشگاهی هم طرفدار سرسختِ وردربرمنم . خلاصه که خییییییلی بهم چسبید . خیلی زیاااد . آقا بکنید از کارها باز . باور کن هیچی خوندنی تر و معرکه تر از خاطره بازی با فیلم و موزیک و ... نیست .
نقدها و حرفها و تحلیلها و ... همگی وقت گیر و بی فایده ن . خاطره بازیه که خوندنی و موندگاره چون لبریز از عاطفه و آن و طراوته . سرشار از حسها و احساساتِ مشترک .
دمت گرم واقعن . لذت بردم
خوندم ولی اصلن فوتبالی نیستم
رویا
خوندم ولی اصلن فوتبالی نیستم
خیلی لطف کردید ممنون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.instagram.com/p/CHI0jPMssPN/?igshid=7avli3iuqfv8

چرا سینما بهمن و نگذاشته؟!!!😄
یه سینما بود اسمش فرخ بود فکر کنم . کنارِ یه میدون بود که اسمِ میدونه هم یادم نیست . یه بار دورانِ نوجوانی با دوستم رفتیم ، تا سالها توبه کردم برم سینما از بس که " جنبشِ می توو " لازم بود لامصب . فرانسشو که دیدم یادِ اون افتادم :))
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
آره فک کنم همین بود . ایول . آقا بد سینمایی بود . بددددد :))
غیوقی اوکاطاثا
گفتم از این به بعد دیگه یه شخصیت مجازی نباشم و با مشخصات واقعیم ادامه بدم :)
😂😂
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در همچین روزهایی بود که / Pier Paolo Pasolini / پیر‌پائولو پازولینی به طرز فجیعی در سن ٥۳ سالگی به قتل رسید...جسد متلاشی‌ شده او حتی برای پلیس هم قابل‌شناسایی نبود. صورتش له شده بود و دنده‌های شکسته ، و سینه‌ای که با ضربات خنجر قرار گرفته بود....بسیاری از فیلم‌های پازولینی ، اقتباس‌های مدرن از آثار کلاسیک ادبی جهان‌ بوده.. نمونه بارز فیلم زیبای Nights of Cabiria که البته این فیلم رو جناب فلینی کارگردانی کرده ولی پیر پائولو نویسندگیش رو به عهده داشته...... بله دقیقااااا 45 سال پیش در همچین روزهایی بود..
سیدمهدی، پویا و امیر مسعود این را خواندند
نیلوفر ثانی، جعفر میراحمدی و سارا_ز این را دوست دارند
چه معرفی کتابِ خوبی ممنون
درود بر شما خانم...

اتفاقاا من هم از این مرد فهیم و بزرگوار جناب جاهد گرامی کتاب آندره بازن و نظریه واقع گرایی فیلم/ رو دارم که من هم همانند شما نگاهی بس کوتاه به این کار داشتم.. حال این تلنگری بود که امشب حتماا شروع کنم به خوندنش..
سپاس بیکران خانم ... دیدن ادامه ›› ثانی...

حال اگر وقت مجال داد و ذهنتان خالی از روزمرگی بود ..حتما ورق بزنید این این کار زیبا را...( پازولینی وسینمای شعر) در جایی از این کتاب آمده... .... مارکسیسم بزرگترین دشمن مسیح نیست , بلکه مارکسیسم در حقیقت اصلی ترین لحظات دین رو درک میکند.. ..
شاد باشید خانم ثانی گرامی..
حمید رضایی
درود بر شما خانم... اتفاقاا من هم از این مرد فهیم و بزرگوار جناب جاهد گرامی کتاب آندره بازن و نظریه واقع گرایی فیلم/ رو دارم که من هم همانند شما نگاهی بس کوتاه به این کار داشتم.. حال این ...
خیلی ممنونم از توصیه و یادآوری تون
بله راستش کتاب رو آوردم و فرصتی شد مجدد نگاهی کردم و چه مقالات جذابی دیدم فکرکنم اشاره شما درمورد مقاله مسیح به روایت پازولینی باشه
مقاله ای از فوکو دیدم و تحلیلی دلوزی هم در یکی از مقالات هست که وسوسه انگیزه و از موراویا که از دوستان نزدیک پازولینی بوده هم چندمطلب خوب هست
حتما
سعی می کنم این چندمقاله رو بخونم
ممنون از شما که با این انتخاب خوبتون در تیوال باعث شدید در سالمرگ پازولینی یادی دوباره از او کنیم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم سینمایی زد و بند کارگردان داود نوروزی رضا آزادمنش سال۹۸
بازیگران همایون ارشادی سید مهرداد ضیائی امین زندگانی
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولین حضورش در مقابل دوربین
فیلم سینمائی جستجو در شهر بکارگردانی حجت الله سیفی در سال ۶۴ بود
و ۱۰سال بعدمجددا عروس کاغذی را در کنار همان کارگردان تجربه کرد
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم کوتاه چراغ بکارگردانی
ناصر صوفی با بازی ارسلان رنجبر و مهدی توکلی نیا را تجربه کرد
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکسری آثار هست که وقتی اون لحظات پایانی رو داره طی میکنه ، بی تاب میشم. یه دایره عجیب میشه. تندتر میخونم اما دوست دارم ادامه داشته باشه. به تهش نرسه. تو فیلم " خوب ، بد ، زشت" از همون دوران کودکی که تو عیدها این فیلم رو نشون میداد تلویزیون تا حالا که هربار میخوام حالم خوب بشه اون سکانس دعوای توکو (زشت) با داداشِ کشیشش رو تو صومعه می بینم و اون سیگاری که بلوندی بهش تعارف میکنه و لبخند بعدش، هربار که طناب دار بریده میشه و بلوندی با تیر میزنتش و می تازه توی دشتها، دلم میخواد فیلم تموم نشه. یه سه ساعت دیگه ادامه داشته باشه. تا این شاهکار فیلمنامه نویسی و فضا سازی و داستان ادامه پیدا کنه.این دو نفر با این ترکیب دلنشینشون ادامه بدن و جهان پیرامونشون رو تحت تاثیر خودشون قرار بدن. همونطوری که اون کاپیتان مست و باحال و دوست داشتنی رو با انفجار پل دم مرگش خوشحال کردن و صدها نفر رو از مرگ نجات دادن.
توی زندگیم اگر بخوام سه نفر رو نام ببرم که واقعا شیفته سینما به مفهوم واقعی اون بودن یکیش کلینت ایستوود بود ، سرجیو لئونه و ژان پیر ملویل بزرگ و عزیز
البته که لیستم طولانی تر خواهد بود.اما این هیجان بعد از دیدن صدباره این شاهکار وسترن بود.
نیلوفر، Ali، پویا و سارا_ز این را دوست دارند
اخ این حس که فیلمنامه نویس/ نویسنده تو رو خدا نقطه نذار...حالا حالاها داستانتو ادامه بده...
کلینت ابستوود بینظیر ...
یه تیکه تو فیلم نابخشوده میره توی کافه ای که جنازه دوستش رو گذاشتن دمش می ایسته تفنگ به دست صحنه تاریکه چهره اش اصلا دیده نمیشه یعنی حالات صورت و جزئیات دیگه ر و اصلا نمیبینی اما امان از اون نوع ایستادن و تفنگ به دست گرفتن همون تیکه میارزه به بیست سی تا فیلم وسترن بعید میدونم کسی بتونه اون صحنه چنان بازی درخشانی داشته باشه البته کارگردانی عالی اون فیلم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این چرا همچین شد؟!؟
قاعدتاً نباید این‌جوری میشد!!
آخرش اسرائیلی‌ها شکست خوردن😂😂
هشتگ سریال اسرائیلی تهران!!
بهترین وبسایت در زمینه جستجو و دانلود زیرنویس فیلم و سریال subscene میباشد.
https://subf2m.ir

بسیار شده که فیلم ها و سریال هایی رو دانلود کردید،اما زیرنویس ندارند،یا زیرنویس هماهنگی ندارند.
وبسایت subscene farsi , یکی از این سایتهاست که میتواند بسیار بسیار به شما در زمینه جستجوی زیرنویس کمک کند