تیوال سینما
S3 : 09:03:31
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نقد فیلم جوکر: Joker, ققنوس بر می خیزد
در نسخه جدید و تاریکی که تاد فیلیپس از داستان اصلی ساخته است، واکین فینیکس با جسارت خنده های ضدقهرمان بتمن را از نو ابداع می کند. رابرت دنیرو نیز در اینجا می درخشد.

در شهر گاتهام تاد فیلیپ، جوکر، دلقک جرم و جنایت زنده بوده و از نظر روانی دچار مشکل است. اگرچه زمانیکه واکین فینیکس آن لبخند معروف دیوانه وار را با خون خود روی صورتش می کشد بهترین است، اما چیز قابل توجهی که درباره ورود به قوانین دی سی و بازی پراحساس بازیگر نقش اصلی وجود دارد، آن حس ترحمی است که او به این شخصیت اضافه کرده است- مانند هزاران فرد دیگری که در جامعه زندگی می کنند و اختلاف طبقاتی، غنی را از فقیر جدا کرده و منجر به آتش افروزی می شود.

فیلم به خوبی با دنیای ابرقهرمانی گره خورده است و از طرفی راه های مرتبط با داستان اصلی بتمن را قطع کرده است. از این رو جوکر می تواند برای مخاطبینی که چندان به داستان های مصور و دنباله دار هالیوودی اهمیتی نمی دهند نیز مناسب باشد. فیلمنامه هوشمندانه فیلیپس و اسکات سیلور داستان را به شهری شدیدا طبقاتی و امریکای معاصر که از نظر اخلاقی سقوط کرده مرتبط کرده است، اگرچه این کشور چندان از مشکلات اقتصادی و بحران های پیش رو فاصله ای ندارد.

فیلم حول مسیری باورپذیر از یک غریبه تنها تا یک قاتل دیوانه ساخته شده است، نوعی مطالعه روانشناسی شخصیتی نئو-نوآر در فیلمی ابرشرور که بعد از «راننده تاکسی» برپایه انزوای شخصی می چرخد.جوکر بعد از شوالیه تاریکی بهترین فیلم است، کمپانی وارنر پس از انتشار عمومی و با مقایسه فروش آن می تواند این حرف را تایید کند. نقش آفرینی جذاب، دلهره آور و تاثیرگذار فینیکس به تنهایی بسیار ارزشمند است.

به فیلم سلطان کمدی از مارتین اسکورسیزی ادای احترام می کند. در اینجا رابرت دنیرو در نقش موری فرانگلین مهمان برنامه زنده ای است، یکی از استندآپ کمدی های موردعلاقه آرتور فلک است. آرتور به طور مرتب این نمایش را به همراه مادرش پنی (فرانسیس کانری) در آپارتمان تاریک شان تماشا می کند. آرتور حتی نحوه ورودش به سن را نیز تمرین کرده بود.

در یکی از سکانس ها می بینیم که آرتور تلاش می کند تا لبخند بزند، بعد اخم می کند و صورت سفید گریم شده اش با قطرات اشک شسته می شود. این قبل از آن است که از شغل تبلیغات خارج شود. او، درحالیکه قرص های بیشتری می خواهد از مددکار اجتماعی اش (شارون واشنگتن) می پرسد «آیا فقط من دیوانه شده ام یا شهر هم دیوانه تر از قبل است؟». مددکار تایید می کند که زندگی سخت تر شده و مردم کار ندارند.

یکی از علائم بیماری های روانی آرتور سندروم توره است- مشکل پزشکی که او را تحریک به خنده های غیرقابل کنترل در زمان های نامناسب می کند. او با خودش کارتی را حمل می کند که رویش نوشته است «مرا به دلیل خنده هایم ببخشید»، همین ویژگی های عجیب و غریب او منجر شده تا او بعنوان یک روانی شهرت داشته باشد و دایره دوستانش تنها به مادرش ختم شود. مادرش از کودکی به او «شاد» می گفته و اعتقاد داشت که او به دنیا آمده تا شادی و خنده را در دنیا پخش کند. اما آرتور بیشتر وقت ها احساس زنده بودن ندارد.

وقتی ... دیدن ادامه » رندال (گلن فلشلر) برای محافظت از خود دربرابر او اسلحه به دست می گیرد، آرتور شروع به بالا و پایین پریدن می کند. این حرکت نشان دهنده یکی از سکانس های جذاب رقص است که در آن فینیکس بدن لاغرش را پیچ و تاب می دهد. بعدها این حرکاتش ظریف تر می شود، مانند رقص پس از اولین کشتار. کاهش وزن شدید فینیکس، حالت چشمانش را شرور کرده است.

موسیقی هایی که در سرتاسر فیلم انتخاب شده به آن قدرت داده است. برخی از بهترین اجراهای بدنی فینیکس زمانی است که آرتور شروع به گریمی شبیه به یک دلقک می کند و سپس با رنگ کردن موهایش به جوکر تبدیل می شود.

لارنس شر، فیلمبردار، روان پریشی شخصیت اصلی را از طریق بافت زشت شهر نشان می دهد. طراحی صحنه مارک فرایدبرگ شبیه به دورانی است که جولیانی شهردار نیویورک بود. تمامی این ها با موسیقی غمگین هیلدور گودنادوتیر، تیره تر هم می شود.

فیلیپس و سیلور داستان پیدایش یک ابرشرور را با داستان اصلی بتمن در هم گره زده اند، برت کولن (بازیگر نقش توماس وین) شهرداری است که قرار است شهر را به مسیر اصلی اش بازگرداند. مادر فینیکس سالهاست که برای خانواده وین کار می کند اما زمانی که برای درخواست کمک به آنها نامه می نویسد کسی جوابش را نمی دهد.

زمانی که آرتور یکی از این نامه ها را می خواند متوجه می شود که قضیه با چیزی که مادرش برایش تعریف می کند کاملا متفاوت است. خشمی که در این جا جوکر نسبت به خانواده واین دارد با خشم جوکر نسبت به بروس در فیلم کریستوفر نولان دارد متفاوت است، در اینجا خشم جوکر حالت شخصی تری به خود می گیرد.

با توجه به اینکه دنیایی که در اینجا ساخته شده است چندان قدیمی نیست باید دید که چطور مخاطبین به شهری که در محاصره ظلم در آمده پاسخ خواهند داد. در اینجا خشونت تنها به سکانس های کوتاهی ختم می شود اما مهم ترین جذابیت فیلم مغز مشوش آرتور است که مرتبا بین واقعیت و ابعاد دیگر ذهنی اش تغییر می کند. یکی از چیزهای هیجان انگیزی که درباره شخصیت اصلی وجود دارد این است که ما را برای همدردی با خودش تحریک می کند، حتی زمانی که به یک روانی قاتل تبدیل شده است.

بخش بی گناه درونش تنها می خواهد حرفهای مادرش را دنبال کند و مردم را بخنداند اما شهر او را مجبور می کند تا داروهایش را کنار بگذارد. مسیری که از بیگناهی به شرارت می رسد واقعا ناراحت کننده است اما دیدن شادی آرتور پس از هر جنایت با تمام سختی ها و تمسخرهایی که پشت سر گذاشته است، هیجان انگیز و جالب است.

فیلیپس در طی دو ساعت از فیلم سرعت ثابت و رضایت بخشی داشته است، تعلیق را به حداکثر می رساند و پایان رضایت بخشی دارد. علی رغم حضور دنیر و بیتز، این فیلم فینیکس است، او این نقش را به گونه ای زندگی می کند که دیوانگی، شخصیت او را به فردی ترحم آمیز و وحشت زده تبدیل می کند به طوری که دیگر خندیدن اهمیتی ندارد. فینیکس نیرو محرکه اصلی جوکر است.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: مهتاب عیوضی
امیر مسعود و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد فیلم نغمه های عرب, Arab Blues, روانکاو تونسی به زادگاهش باز می گردد:
روانکاو تونسی که از کودکی در پاریس زندگی می کرد، به زادگاهش بازمی گردد.

نغمه های عرب با بازی گلشیفته فراهانی در نقش سلما، روانکاوی شاد و در عین حال سرسخت را نمایش می دهد که در تونس متولد شده اما از ده سالگی در پاریس زندگی می کند اما پس از سالها به تونس بازمی گردد تا شیوه های روان درمانی را در شهری راه اندازی کند که مردمان آن مانند دیوانه ها صحبت می کنند درحالیکه از نظر روانشناسان کاملا عادی هستند. نغمه های عرب فیلم کمدی است که موضوعی غیر معمولی دارد. اولین بار است که مانلی لبیدی حجم وسیعی از نگرش های زیبا و پرمهر را در زمان کوتاهی جای می دهد، او این کار را از طریق شخصیت های متفاوت و رنگارنگی انجام می دهد که در تلاش برای کنار آمدن با بهار عربی هستند. این فیلم با پیش نمایش خوب خود در جشنواره نیز درخشیده است.

در اینجا برای نزدیکی به ویژگی های فرهنگی از زبان طنز استفاده می شود. به طرز ماهرانه ای در همان سکانس های ابتدایی سبک فیلم مشخص می شود. عکس هایی که روی دیوار مطب قرارگرفته اند توجه مردانی که به همراه سلما از فرانسه آمده اند را به خود جلب می کند. سلما با اشاره به عکس می گوید که «او یهودی است و رئیس من بوده است» سپس عکس سیگموند فروید را می بینیم که کلاه رنگی به سر دارد.

سلما مرتبا سیگار می کشد و تتوهای زیبایی دارد، او با اینکه به دلیل فرانسوی بودن اش متحمل فشارزیادی است اما تصمیم می گیرد تا در آپارتمانی که قبلا محل زندگی عمه و عمویش بوده است زندگی کند. او با شجاعت کارت ویزیت اش را پخش می کند و مردم را برای ملاقات و درمان تشویق می کند. یکی از بیماران خیال می کند که او زن بدکاره ای است و قصدش ملاقات با مردان در خانه است. او مردها را تشویق می کند تا روی مبل دراز بکشند.

اولفا، خواهرزاده سلما نشان دهنده نسل جوانان است، دختر باهوش و دردسرسازی که چون تمام آرزویش رفتن به لندن یا فرانسه است نمی تواند باور کند که سلما از فرانسه به تونس بازگشته است. پدربزرگ سلما نشان دهنده نسل بزرگتری است، فردی که به دلیل مشکلات جسمانی اش نباید از اخبار سیاسی روزمره باخبر شود.

یکی از بهترین لحظات فیلم زمانی است که سلما به وسیله پلیس متوقف می شود تا آزمایش الکل بدهد. چیزی در حرف های سلما هست که او را جذب خودش می کند. با این وجود، او از اینکه سلما بدون گواهینامه پشت فرمان نشسته است چشم پوشی نمی کند. این سکانس، این مسئله را نقد می کند که حتی اگر دلایل شما منطقی باشد بازهم سازمان های دولتی با شما راه نمی آیند.

فیلم این احساس را به وجود می آورد که سنت های عربی تا چه اندازه ثابت هستند، این لحظات از بیرون انداخته شدن مرد بدون ریش و سبیل از مسجد گرفته تا نانوایی که کابوس دیکتاتورهای عرب را می بیند، دیده می شود. موسیقی اصلی مبتنی بر گیتار الکتریکی لذت بخش است.

سلما ... دیدن ادامه » آنطور که باید از خودش جزئیاتی نشان نمی دهد اما جاذبه ذاتی فراهانی در تمامی طول داستان شرایط را قابل قبول می کند. به دلیل وجود کاستی هایی در پاریس و از آنجایی که او جذب کشورش شده است تلاش می کند تا در تونس موفق شود اما آنقدر با موانع متعددی مواجه می شود که به نظر می رسد در آخر تسلیم شده و دوباره به اروپا بازمی گردد.

منبع: اسکرین دیلی

مترجم: مهتاب عیوضی
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صداقت شرافت تعهد:
من عاشق تئاترم اما بیشتر خودمو سینمایی میدونم چون فیلم برام در دسترس تره و اکثر اوقات فراغتم رو پر کرده و میکنه پس نسبت بهش آگاهترم, دیشب بعد از سالها دوباره فیلم پرتقال کوکی جناب کوبریک رو دیدم استادی که از همه ظرفیتهای سینما برای فیلمسازی وانتقال عقایدش استفاده میکنه و صرفا یک قصه گو نیست و کاربرد صحنه پردازی و دکور و فیلمبرداری و نور و موسیقی در فیلمهاش به اندازه داستان اصلی دیدنی و مهم و کاربردیه و مثال خوبش همین فیلم پرتقال کوکیه که هفت هشت سال قبل از تولد من ساخته شده یعنی 1971 اما دنیایی در ان متصور شده که از هر نظر سالها از زمان ساختش جلوتره و این مقدور نیست جز به اعجاز نبوغ کارگردان , نقدهای زیادی برای این فیلم نوشته شده و من نمیخوام حرفه ای راجب این فیلم نظر بدم چون در این صورت تک تک سکانسها باید مورد بررسی قرار بگیره ... دیدن ادامه » و به تک تک اشیا و اکسسوار فیلم باید اشاره بشه مثلا دکور خاص و بسیار معنی گرای بار-کافه ای که در اون نوعی شیر مشتریان رو به نشئه ای عجیب میبره یا نوع لهجه و دیالوگ گویی استثنایی کاراکترها که هرکدام زبان خاص خود را دارند یا آلت قتاله نمادینی که صحنه مرگ زن بالرین رو رقم میزنه و دکور وچیدمان فضایی خانه روشنفکر نویسنده و همسرش یا اولین درگیری گروه تبهکار سپید پوش! با گروه رقیب که همگی ملبس به لباس ارتشی ها! هستند وتجاوزی که بدست انها در صحنه ویرانه تئاتری در حال رخ دادن است (ایا جنگ نمایشی ویرانگر برای تجاوز نیست؟!) و...
موضوعی که من رو وادار به نوشتن این یادداشت کرد شباهت عجیب جوانان انارشیست دهه شصت و هفتاد میلادی و شروع و بلوغ دوران هیپی گری و پوچگرایی آن سالها با جوانان و نسل جدید امروز جامعه ماست, پرتقال کوکی تعبیری است از دوران گذار سنت به مدرنیته, در ایتدای فیلم پیرمردی مست و اوازه خوان , نمادی از گذشته و اعتقادات ویران شده آن توسط جوانان مدرن ضد سنت کشته میشود, با نریشنی درباب نفرت از هرچه پیرمرد مفلوک نماینده آن است, خاصیت سینما و هنر گرفتن ذره بین روی نقاط تاریک و روشن جامعه و بولد کردن نادیدنیهاست و فکر میکنم بدون اغراق وضعیت جامعه امروز ما ابستن همین خشونت سرسام اور فیلم پرتقال کوکی است , روابط اجتماعی بی قید و تعهد فقط برای سرخوشیهای گذران و افسردگی مزمن گریبان گیر عموم و نسلی مابین سنتهای دست وپاگیر اجتماعی-مذهبی و توهم آزادی ناشناخته متفاوت با الگوهای ارزشی تبلیغی اجتماع و پارادوکس و دوگانگی ایی مخرب , نسلی که چشمانشان بر صفحه گوشی و رسانه ها قفل شده و اختیاری که ناخودآگاه از ایشان سلب شده و بجایش در اوج جهالت, توهم دانای کل در وجودشان رسوخ کرده , خشونت حاصل از زندگی در جامعه مطلاتم و آزادی بدون شناخت دوبال پروازی هستند که بجای اوج سقوط حتمی شخص را منجر میشوند و نابودی فرد و چنین اجتماعی به راحتی متصور است.

ای کاش هنرمندان جامعه ما هم بیشتر ببینند و بفهمند و بدانند و متعهدانه با ریشه یابی علل و معلولها به وظیفه خود در جهت نمایش و شناساندن دردهای واقعی اجتماع بیمار بدور از جهت گیری و ترس و کلیشه بپردازند, باشد که از پس این درد زایمان و جراحی سخت نوزادی پاک و مطهر زاده شود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برچسب این مطلب را نقد و پیشنهاد انتخاب کردم چون در بخش پیشنهاد قصد دارم از سینمای هند بگویم:
سینمای هند برای بسیاری از ایرانی ها یاداور شعله و جبار سینگ و قدرت و ایمان و امر اکبر انتونی و رقص و اواز و عاشقانه های خوش سر انجام است اما با بررسی کوتاهی میتوان دید که جایگاه امروزی سینمای هند در جهان بشدت تغییر کرده است و همانند جامعه هفتاد دو ملتشان امروز هند سینمایی دارد که هفتاد دو نوع فیلم در ان ساخته میشود و نقطه مبارک و مورد نظر من سینمای اجتماعی هند است که برخلاف سینمای ما با جدیت و تعهد و صداقت در حال نشان دادن نقطه ضعفهای جامعه و مردم و دولت میباشد و با صمیمیتی مثال زدنی و شیرینی دوست داشتنی که برخاسته از فرهنگ صلح طلبانه هندی است هر روز بن و ریشه های اشتباهات سنتی و مذهبی را اشکار میکند و جلوی چشم مردم و مسولان میگذارد و همگی خوب میدانیم انتقاد در جامعه ای با تنوع فرهنگ و تعصبهای گوناگون با جمعیتی بینهایت زیاد چقدر میتواند ترسناک و سخت و خطرناک باشد و اینجاست که من هربار یک فیلم خوب هندی را میبینم از ظرفیت جامعه و ریسک پذیری فیلمسازان و تعهد و شرافت ایشان شگفت زده میشوم و در حسرت داشتن چنین روشنفکران مسولیت پذیر و خالص و دلسوزی به سراغ فیلم بعدی میروم.
درد جامعه هند گاهی کمبود امکانات زیرساختی مثل نبود سرویس بهداشتی و حتی عدم نیاز به آن در بین عموم مردم است و فیلمساز با ساختن فیلمی بنام "توالت" بجنگ این معزل اجتماعی رفته و هم مردم و هم مسولین را به چالش میکشد ویا برای اموزش و شناخت و درک لزوم استفاده از نوار بهداشتی برای بانوان رو به ساخت فیلم "پد من" میاورد و با تقدیر از مردی که پیشروی این فرهنگسازی بوده بصورت ضمنی جامعه را برای پذیرش ان اماده میکند یا وقتی فشار مذهبی زیاد جامعه را تحت فشار قرار داده و مردم را در تعصبات فرقه ای غرق کرده فیلمساز متعهد دانا در فیلم (OH MY GOD)مردی را مستقیم به دادگاه میفرستد تا از خود خدا شکایت کند و او و قوانینش را به چالش بکشد یا در فیلم (PK) شخصیتی بی طرف و ناآگاه را از فضا وارد جامعه مذهب زده میکند تا با نقد منصفانه انچه میبیند و برایش غیر منطقی است جامعه را به بازنگری در تعصبات و باورهای منسوخ نخ نمای پدرانشان وادار نماید. در فیلم "سه احمق" کارگردان در قالبی کلاسیک و طنز و عاشقانه نظام خشک دانشگاهی بدون انعطاف هند را به بوته نقد میکشد و در فیلم "نیوتون" به زیباترین شکل ممکن زیرو بم انتخابات سیاسی و بازیهای سیاستمداران دروغگو و جاه طلب در برابر مردم اشکار میشود و صدها مورد مشابه در سینمایی پیشرو و ارزشمند که لایق توجه و دیده شدن است .
نکته جالبی که برای من مهم و اموزنده و حسرت برانگیز است حضور پر قدرت و حمایت شدید ستاره های جهانی سینمای بالیوود در فیلمهای مستقل و کم هزینه و ضد حکومتی و منتقدانه سینمای هند است تا جایی که من فیلمی از سینمای هند ندیدم که یک یا چند ستاره قدیم یا جدید بالیوود در ان نقش نداشته باشد و این نشان از همراهی طبقه روشنفکر و هنرمند با جامعه و مردم هند است چیزی که متاسفانه روابط خاص و انتظارات مالی و محافظه کاری های سیاسی عکس آن را در سینمای ما رقم زده است.

دیالوگی از فیلم نیوتن:
- میدونی چطور نیوتن دنیا رو عوض کرد؟
+ با کشف جاذبه
--خیر , تا قبل از نیوتن مردم فکر میکردند قوانین متفاوتی بین زمین و آسمان برقراره, بین معبد و کلیسا و بین مردم و پادشاهان , ولی با یک جرقه نیوتن به ما یاد داد طبیعت با همه یکسان رفتار میکنه, اگر یک پولدار و یک گدای فلج همزمان از کوه پایین بی افتن با هم به زمین میخورن نیوتن ثابت کرد همه با هم برابرند.
چه توضیحات جالب در مورد پرتقال کوکی دادی...
شاید بدترین قسمت پرتقال کوکی پایان بندی کودکانه اش بود..
من قسمت زندانشم را یک شاهکار می دونم.. جایی که می فهمی
پایس ها و ماموران قانون هم بهتر از مجرمین نیستند..
پرتقال کوکی یادآور کلیپ جدیدی از ساشا سبحانی است .. // جایی که با دختران بیکنی پوش
آب بازی می کنند.. // سالها قبل حمیدرضا جلایی پور نقد و تزی به عنوان (( جامعه مدرن بدقواره))
نوشت و جامعه امروز ایران را به این شکل تفسیر کرد..
جواب من ساده بود: مقایسه // اگر انقلاب کبیر فرانسه اتفاق نمی افتاد تعریفی از انقلاب
در جهان بوجود نمی آمد، اگر شوروی کمونیستی نبود حزب توده ای در ایران وجود نداشت..
اگر ... دیدن ادامه » سینمای هند اجتماعی نبود.. محمد کارآمد سینمای امروز را با آن مقایسه نمی کرد..
ولی همه مان یک مشکل داریم..
مقایسه هایمان بی مطالعه است... و جالبتر تقلید بی مطالعه..
یادم هست در اواسط دهه 80 بعد از جنبش نامجو گوش کردن..
شخصیتی بنام ساسی مانکن چیزهایی و از جمله اسمش را در بین شعرهایش می خواند
و نکته عجیبتر شعرهایش روال منطقی نداشت.. بعداً رپ نام گرفت..
آشنایی من با شعر ((عروسی نازی والا .. )) بود از ایشان، در قسمتی از انتهای شعر می خواند
هدیه مامان جونم یک خونه دوبلکس تو جردن..
یادقبل از انقلاب تعریف می کنند جوانان متوسط ( بدون نیاز مالی) لباس های هیپی را
می پوشیدند!!! هیپی، وود استاک، رپ و...جنبش های اعتراضی به جنتلمن های آمریکایی
و اروپایی بود.. کسانی که کلاه می گذاشتند کت و شلوار و کروات می زدند و خودشون را جنتلمن
معرفی می کردند و دیگرانی اگر مثل انها نبودند انسانهایی بد و طرد شده می پنداشتند..
بعد به صورت مخفیانه به خوشگذارنی می پرداختند.. ولی فردا صبح مجدد ریاکارانه با همان
لباس به زندگی بر می گشتند../// حال جنبش هایی معمولاً جوانان آنها را به زیر بکشد..
وود استاک، هیپی، بعدتر رپ و.. که واکنشی اعتراضی به جامعه ای که بوی گند تعفن تمدن
جوامع غربی را به لجن کشیده بود.. در ایران خودنمایی قشر متوسط شهری ایران و نمادی
از با کلاس بودن شده بود.. پوشیدن لباس های کهنه و پاره موهای بلند و آشفته نمادی از
بی خیالی، جوونی کردن، عشق و حال و بی تفاوتی نسبت به اجتماع بود...
رپ که از جنبش های تبعیض نژادی شروع شد و به اعتراض به ناعدالتی ادامه یافت..
توسط خوانندگان رپ مان تبدیل به بی خیالی، لذت بردن از زندگی، خوشحال بودن،
زندگی در خانه دوبلکس جردن رسید... اگر سوسیالیسم واکنش اعتقادی به سرمایه داری
در بلوک شرق بود.. می توان رپ را به صورت اصیل و ریشه ای اعتراضی به اثرات سرمایه داری
در غرب دانست...
و اهنگ آخر ساسی مانکن آقامون جنتلمن جنتلمنه.. جنتلمنیسم که در رپ هم به چالش
کشیده می شود.. حال برای رپر های وطنی آمال و آرزو هست...
زمان ما خب چون این رپر ها سر از تخم بیرون نیاورده بودند.. گروههایی مثل متالیکا،
پینک فلوید و... مورد توجه جوانهایی در قشر متوسط به بالا بود..
آنها گوش می کردند ولی نمی فهمیدند متن شعرها را، نمادی از جوانان محبوب دختران ...

چون حساسیت مذهبی شاید در تیوال زیاد باشد محرم و عاشورا را تحلیل نکردم ولی مطالبی
شبیه بالا در مورد عاشورا و محرم دارم..
پرتقال کوکی های امروز ما هم مخالفتی با سبک زندگی آقازاده ها دارند.. آقا زاده هایی که
خود رپ گوش کن هستند.. آقا زاده هایی که خود به کنسرت های متال و رپ می روند ..
و قرار است جوانهای ما چگونه جنبش اعتراضی داشته باشند؟
تنها اعتراض و نافرمانی مدنی که تاریخ ساز شد پوشیدن مقنعه های سبز به حمایت
از محمد خاتمی بود.. //
هنرمندان و سلبریتی ها در سینمای کم هزینه و اجتماعی..
بازیگران و هنرمندانی که تا همین چندسال قبل اعتبار حرفه ایشان را نمی فروختند
آشغال ساز شدند وبرای جذب مخاطب دست به هرکاری می زنند.. ((گلزارنما )) واژه ای
اختراعی خودم است.. نمونه: کوروش نریمانی نمایش شپش
نمونه: محمد حسن معجونی نمایش شهرما سیامک صفری و نسیم ادبی: گورخواب ها
تازه سلبریتی تئاتری که خیلی ها نمی شناسند..
جنگ برندینگ سلبریتی و لباس در خانه سینما و جشن حافظ .. نمونه لباس الهام حمیدی
الهام حمیدی که تازه از نظر شخصیتی خیلی با ظرفیت تر است از خیلی هاست..
حمید فرخ نژادی که بعد از گرانی ارز برایش خرج خانواده اش در آمریکا مهم بود و کم مانده
بود مردم ایران به درک..
شاید مانده باشد چون پرویز پرستویی و حتی عادل فردوسی پور فعلاً ساکت ماندند..
گول ژست های آدم هایی چون اشکان خطیبی را هم نخور.. کیانیان هم که بیشتر
ادا در می آورد برای راحتی ذهن خودش.. ژِیژک در جایی در مورد کمک کردن به گداها
بدین مضمون می گوید: واکنشی است درونی تا نکبت و کثافت با دادن پول از ذهن پاک شود
بیتی از شعر معروف پروین اعتصامی است..
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را /// گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
............................................
مخلفات نویس خوبی هستم.. حیف که طرفدار ندارم واسه ام هورا بکشند..
از این بعد شماره حساب بدهید هر لایک 5000 تومان واریز می کنم ..
شاید خوانده شود و من به هدفم برسم... محبوب شوم .. سلبریتی مخلفات نویس
...................................................
مدیون هستید از این متن تعریف نکنید و یا حرف تند و کوبنده بنویسید..


۱۱ شهریور
آقا مخلصیم فراوان ، سینمای هند رو من از قدیما خیلی دوست داشتم و دارم :) اتفاقن تو این تعطیلی ها دو فیلم Satanan و pihu رو دیدم که اولی به نظرم موسیقی فوق العاده ای داشت و دومی ایده و ساختار جالبی :)
۵ روز پیش، شنبه
جناب کارآمد درود
Omg رو ندیدم ولی حتماً خواهم دید.
در مورد سینما هند هم به نظرم باید «سینما» رو دنبال کرد و من تمام تلاشم رو میکنم که جدا از پیشفرض ها با اثر هنری مواجه بشم.
و ممنون که گستره نگاه ها رو گسترده تر میکنید
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به سینمای کمال تبریزی در سال های اخیر
هوا را از من بگیر، سینمای آبگوشتی را نه!


نویسنده: سید حسین رسولی

این روزها فیلم «ما همه با هم هستیم» به نویسندگی پدرام پورامیری و محمد داودی، کارگردانی کمال تبریزی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی با انبوهی از بازیگران ریز و درشت روی پرده سینماها رفته است.

چه باشد آنچه گویندش ابتذال؟

اسلاوی ژیژک می گوید: «امروزه اغلب گفته می شود که متاثر از رسانه، فرهنگ اعترافات عمومی و ابزارهای کنترل دیجیتال، فضای خصوصی در حال نابودی است. باید این گزاره را وارونه کرد: دست بر قضا، این فضای عمومی است که در حال نابودی است.» فضای عمومی در حال نابودی چشم گیر است. یکی از نشانه های بارز این امر، ابتذال در سینما است. مهم ترین ابرنشانه در اینجا که تبدیل به «تروما» (روان زخم) سینمای ایران شده: ورود پول های مشکوک در سینما است. سینمای ایران ترومازده است. امروز بحث ابتذال و فرهنگ پول پرستی گسترده شده است. کتاب «فلسفه پول» نوشته گئورگ زیمل در این زمینه راهگشاست. زیمل در فلسفه پول توجهی دقیق و محترمانه به نظریه ارزش مارکس که مبتنی بر کار است، دارد. علاوه بر این زیمل می نویسد که باید به جای چیستی فلسفه از چیستی فیلسوف سخن به میان بیاوریم. اگر این گزاره را درباره سینما به کار ببریم، چنین می شود: «به جای چیستی سینما از چیستی کارگردان سخن به میان بیاوریم.» زیرا به قول زیمل: «فیلسوف (بخوانید کارگردان) است که مساله و پاسخ آن را تعیین می کند.» بنابراین، کارگردان مسوول و پاسخگوی اصلی فیلم سینمایی است. این روزها سینمای ایران در چنین رابطه ای خلاصه شده است: سفارش فردی یا نهادی، پول (بیشتر از نوع مشکوک)، کارگردان (بیشتر از نوع آبگوشتی ساز) و سینما (از نوع آبگوشتی و فراموش آور و خوش باشی) . این چرخه معیوب دامن بیشتر کارگردانان را گرفته است. علاوه بر این، واژه فرهنگ در معنای «اصالت فرهنگی» که تا دورانی متاخر بدان داده می شد و در واژگانی چون «فرهنگ متعالی» و «هنرهای زیبا» به بیان در می آمد، هم معنا با «تمدن» در مفهوم اروپا محور و استعماری این واژه است. در گذشته (بیشتر در کتاب های دانشگاهی) فرهنگ تنها مختص به طبقه «اشراف» و «الیت» بود. متاسفانه «فرهنگ مردم» بسیار دیر به رسمیت شناخته شد. ابتدا این فرهنگ را «فرودست» و «مبتذل» می نامیدند اما امروز با وجود هنرمندان مردمی و متفاوت این فرهنگ رشد کرده است. فرهنگ مبتذل مختص به طبقه تن آسا و الیت شده است.

چه باشد آنچه گویندش سزاوار؟

به تعبیر فریدریش نیچه در «فراسوی نیک و بد» با سایه فکندن دموکراسی بر همه چیز، اصل کمیاب و سرورانه ارزش نهادن بر خویش و خودپسندی، از بین نرفته بلکه همه گیر شده است.

هنر ... دیدن ادامه » در گذشته جلوه ای محدود به گروه هایی خاص داشت، امروزه از هنر به گفته والتر بنیامین، «هاله زدایی» یا «تقدس زدایی» شده و به «امری عمومی» تبدیل شده است. رسانه هایی درباره اهمیت هنرها از اصطلاح «استقبال بیشتر مردمی» بهره می گیرند بنابراین ارزش هنری مانند دیگر ارزش ها به ارزش اقتصادی پیوند سفت و محکمی خورده است. با این حساب اندیشیدن به هرنوع «سزاواری» (Priority) تبدیل به امری محال شده است. اما اغلب هنرهای سزاوار در سینما هم از طریق جشنواره های اروپامحوری چون «کن»، «برلین» و «ونیز» مشخص می شود. با این تفاسیر، سینمای کمال تبریزی در کجا ایستاده است؟ این سینما با عبور از خط قرمزهای (دستوری) و تلاش در جلب توجه به نوعی یک «ماشین توخالی» است. این اصطلاح لئون تروستکی است. این ماشین تو خالی تلاش می کند ذهن و جسم شما را چند ساعتی اسیر کند. بعد مانند سردردی کوتاه از دست آن خلاص می شوید. کلیت این سینما چنین است. آقای تبریزی اخیرا در یکی از مصاحبه های خود گفته است: «در کشور ما وقتی بخواهیم کمی ماجرا را تغییر دهیم و در حوزه تکنیکی و اجرایی قوی تر عمل کنیم با اعتراض رو به رو می شویم.» جالب است که مجله «کایه دو سینما» نقد مورد توجهی درباره ارزش میزانسن چاپ کرده است. در بخشی از این نقد آمده است: ««همان گونه که «اندیشه های یک نقاش را نباید از اهداف او جدا دانست» (جمله مشهور ماتیس)، بنابراین اندیشه یک فیلمساز نیز از طریق میزانسن او ظاهر می شود. آنچه در فیلم اهمیت دارد، همان تلاش برای دستیابی به نظم، هارمونی، ترکیب بندی، قرارگیری هنرپیشه ها و اشیا، حرکات در درون کادر، ثبت و ضبط یک حرکت یا نگاه و به طور خلاصه، همان عملکرد فکری است که نوعی عاطفه مقدماتی و اندیشه ای کلی را به اثر الصاق می کند. میزانسن همان تکنیکی است که هر مولف ابداع می کند تا خود را ظاهر و خاص بودگی اثرش را تثبیت کند.» حالا این دو جمله را با هم مقایسه کنیم تمام داستان سینمای تبریزی دست ما می آید. هربرت مارکوزه چند قالب را برای زیبایی شناسی تدوین می کند: «1- میان هنر و مناسبات مادی، میان هنر و تمامی مناسبات تولید رابطه ای مشخص وجود دارد؛ 2- میان هنر و طبقه اجتماعی رابطه معینی وجود دارد؛ در نتیجه عامل سیاسی و عنصر زیباشناختی محتوای انقلابی و کیفیت هنر با هم تلاقی می کنند؛ 3- نویسنده موظف به بیان و اعلام منافع و نیازهای طبقه رو به پیش است؛ 4-یک طبقه رو به زوال یا نمایندگان آن قادر به تولید چیزی جز هنر «منحط» نیستند؛ 5- مقصود از واقع گرایی (رئالیسم) به هر معنا، آن شکل هنری است که ناظر بر روابط اجتماعی به بهترین وجه است و از این رو شکل هنری صحیح است. آیا سینمای کمال تبریزی از «طبقه تن آسا»یی نمی آید که انواع رانت را دارد و امروز از نظر فکری رو به زوال رفته است؟ آیا سینمای تبریزی نیازهای «طبقه الیت» خاصی را بر طرف نمی کند؟ آیا این طبقه به سراغ ساخت فیلم های آبگوشتی نرفته است؟ پاسخ نگارنده به تمام این پرسش ها مثبت است.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3919026
محمد کارآمد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش و تحلیل ایثار تارکوفسکی در یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره . یکشنبه 16 تیر ساعت 17
تحلیل: دکتر غلامرضا آذری، پویا عاقلی زاده
تهیه بلیت باقیمانده به تعداد محدود:
https://www.tiwall.com/p/thesacrifice-2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین سایت های دانلود فیلم در ایران را می توانید در سایت بست فارسی مشاهده کنید
https://bestfarsi.ir/movies-music/best-movies-site-download

از گذشته تا کنون تماشای فیلم و سریال یکی از سرگرمی های عموم مردم در ایران بوده است و از این منظر تماشای فیلم ها و سریال های روز دنیا از جایگاه خاصی در بین مردم برخوردار می باشد. در کشور ما چند سالی است که دانلود از وب سایت های فیلم و سریال بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
بهترین سایت های ایران در زمینه فیلم، برای دانلود بروزترین فیلم ها و سریال های دنیا، در کشور با هم رقابت حرفه ای دارند و با اینکار می توانند کاربران خود را هر روز بیشتر و مشتاق تر کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ثبت نام کارگاه فیلمسازی پیشرو تا 3 تیر تمدید شد:
علاقمندان فیلمسازی و هنر سوررئال، در این دوره می آموزند و تجربه می کنند که ذهن خودشان، بهترین موضوع برای ساخت فیلمهایشان است و چگونه می توان با اتکا بر قدرت ذهن، با سرمایه ی اندک فیلم ساخت و خود را در راه هنر رها کرد.
ثبت نام به تعداد محدود:
https://www.tiwall.com/p/surrealworkshop2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش و تحلیل "چشم شیطان" یک کمدی از اینگمار برگمان که به گفته ی "پازولینی" مصداق سینمای ناب تا 1965 است
در یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره، یکشنبه 2 تیر
تهیه بلیت باقیمانده به تعداد محدود از طریق تیوال:
https://www.tiwall.com/p/devils-eye2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینِما نه سینَما
یکی از درگیری‌های همیشگی من با خودم، تلفظ درست واژۀ سینِماست.

شاید به خاطر اینکه در کودکی، قبل از اینکه برای اولین بار پا به سینما بگذارم، فکر می‌کردم پردۀ بزرگ سینما از 30 تلویزیون بزرگ ساخته شده است. با چنین وضعی سی نَما منطقی‌تر جلوه می‌کرد!

باری، به این بهانه خواستم فهرستی از 10 فیلم محبوب خودم را برای شما بنویسم:

در حال و هوای عشق | وونگ کار وای
روبان سفید | میشاییل هانکه
شکافتن امواج | لارس فون تریه
همشهری کین | ارسن ولز
خواب زمستانی | نوری بیلگه جیلان
آغوش‌های گسسته | پدرو آلمادوار
پرسونا | اینگمار برگمان
در راه شیری | امیر کوستوریتسا
ادیپ ... دیدن ادامه » | پیر پائولو پازولینی
شب‌های روشن | سعید عقیقی
شب‌های روشن یک عاشقانه‌ی آرام و موقّر است. کسانی که فیلم را تفرعن‌آمیز و پُرادا‌واصول دیده‌اند، از درکِ منطقِ درونیِ فیلم عاجز مانده‌اند، فیلمی که بر خلافِ ساخته‌ی قبلیِ سازنده‌اش، بیش‌ترین انرژی را نه از فیلم‌نامه، که از اجرای فوق‌العاده‌اش ... دیدن ادامه » گرفته‌است. توجه داشته باشیم که شب‌های روشن با یک کارگردانیِ متوسط (و نه حتا ضعیف) مبدّل به یک نمایش‌نامه‌ی کسالت‌بارِ رادیویی می‌شد.(نشریه‌ی فیلم و سینما)

من نقش کارگردان رو در خلق این شاهکار بیشتر از نویسنده میبینم
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگاه فیلمسازی پیشرو، دوره دوم
فیلمسازی مستقل با نگاهی سوررئال به سینما
مدرس: پویا عاقلی زاده
ثبت نام به تعداد محدود. توضیحات در لینک زیر:
https://tiw.al/8Vl9
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش و تحلیل جمعی هشت و نیم فلینی در یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره، یکشنبه 19 خرداد
تهیه بلیت باقیمانده به تعداد محدود از طریق تیوال:
https://www.tiwall.com/p/8-12
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویژه برنامه یکشنبه های سوررئال: صحرای سرخ آنتونیونی
پخش و تحلیل جمعی 5 خرداد ساعت 17
بلیت به تعداد محدود:
https://www.tiwall.com/p/reddesert2
رضا غیوری این را خواند
سید حامد حسینیان، آزاده دهش جو و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش و تحلیل جمعی آگراندیسمان آنتونیونی در یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره
یکشنبه 29 اردیبهشت
بلیت به تعداد محدود از تیوال:
https://www.tiwall.com/p/blow-up4
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیولا
یک کپی خیلی خوب از سریال معروف Breaking bad که احتمالا گیراباشه قاسمخانی نشون داده با اینکه کپی میکنه اما کارشو بلده فکر میکنم جذاب از اب در بیاد. ادم خوب و با شرف تبدیل به یک خلافکار که البته اینجا از یک مدل دیگه خلاف صحبت شده میشه و احتمالا این ادم شریف به اوج میرسه اما فکر کار بیشک کپی است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فردا افتتاحیه یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره با پخش و تحیلی جمعی فیلم "هیزدزد (1960)" مایکل پاول
دبیر جلسات: پویا عاقلی زاده
عضویت در کل دوره: https://www.tiwall.com/p/surrealsundays-6
خرید بلیت فیلم هیزدزد: https://www.tiwall.com/s/peepingtom2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز فصل ششم "یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره" با پخش و تحلیل جمعی ده فیلم ممتاز تاریخ سینما با موضوع نگاه خیره
50% تخفیف برای ثبت نام دوره تا 6 اردیبهشت
لینک ثبت نام در تیوال: https://www.tiwall.com/p/surrealsundays-6
sara و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این شش ماه اخیر مرور کردم برخی فیلمهای خارجی که ندیدم از سینمای اروپا و کلاسیک آمریکا بگیر تا فیلمهای اسکاری وووو
در بین فیلمهای که دیدم هفت تا فیلم چهار ستاره و عالی دیدم که حالم رو دگرگون کرد
فیلم حفره ژاک بکر. سینمای فرانسه دوبله فارسی
فیلم سگ های انباری . تارانتینو دوبله فارسی
فیلم دونده ی ماراتن . جان شلزینگر دوبله فارسی
فیلم پنحره عقبی . آلفرد هیچکاک دوبله فارسی
فیلم دو زن . ویتوریا دسیکا دوبله فارسی ....... (قوی تر و تکان دهنده تر از دزد دوچرخه)

اینک اخر الزمان . فرانسیس فورد کاپولا دوبله فارسی
رقصنده در تاریکی . لارس فون تریه
حتما پیشنهاد میکنم به علاقمندان سینما
الهه الف این را خواند
جهان، فرهاد ملکی و محمد کارآمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«متری شیش و نیم» فیلم دوم سعید روستایی بدان جهت اثری غافلگیرکننده است که باوجود شباهت­ هایش به «ابد و یک روز» فیلمی کاملاً متفاوت و مستقل از فیلم اول روستایی­ست.
فیلم مجموعه درستی از انتخاب­ هاست که منجر به خلق اثری ایده ­آل شده ­اند. اگر از مقدمه­ چینی نسبتاً طولانی فیلم چشم ­پوشی کنیم فیلمنامه­ ی «متری شیش و نیم» به ­شدت منحصر به فرد است. فیلمساز در خلق شخصیت­ های فیلم خود دست به سنت­ شکنی­ هایی می­زند که نه در فیلم قبلی خود اوشاهدش بودیم و نه در دیگر نمونه­ های مشابهِ سینمای ایران چنین شخصیت­ های بکر و نابی را دیده ­ایم. وقتی صحبت از "پلیس" و "قاچاقچی" در سینما به میان می­ آید عموماً تیپی ثابت در ذهن مخاطب نقش می­بندد حال آنکه در «متری شیش و نیم» روستایی شجاعانه دست به خلق پلیسی زده است که که از وجه تیپیکال پلیس­های سینمای ایران دور ... دیدن ادامه » می­ شود. صمد (با بازی بی­ بدیل پیمان معادی)، شخصیتی­ست کاملاً خاکستری با خصوصیات مثبت و منفی اخلاقی. او قرار نیست سمبلی از پاکی و بی­ گناهی باشد و از پیشینه ­اش متوجه مشکلات متعدد خانوادگی و حرفه­ ای او می­ شویم. در مقابل، ناصر، قاچاقچی فیلم نیز از تیپ رایج این گونه کاراکترها فاصله می­ گیرد و با وجود همه ی رذالت هایش ابداً به سمبلی از پلشتی مطلق تبدیل نمی­ شود. فیلمنامه­ ی «متری شیش و نیم» برپایه ­ی تقارنی موزون بنا شده است. درواقع پروتاگونیست و آنتاگونیستِ قصه­ ی روستایی در سراسر فیلم هم ­قامت هم دست به قدرت نمایی برای یکدیگر می­زنند و در پی همین رویارویی قدرتمندانه ­ی قهرمان و ضدقهرمان است که شخصیت­ های فیلم به­ تدریج ساخته می­ شوند. در بسیاری از صحنه­ های فیلم شاهد غلبه ­ی یکی بر دیگری هستیم و چند صحنه بعدتر، با غلبه­ ی شخصیت مغلوب بر شخصیت غالب این دوئل به نقطه تعادل خود بازمی­ گردد. سکانس­های اتومبیل و فراری دادنِ نمایشی ناصر از سوی صمد و دروغ هوشمندانه­ ی ناصر مبنی بر بیشتر بودن وزن مواد هنگام بازجویی و مقصر جلوه دادن صمد از بکرترین بخش­های فیلم­ اند که درواقع بر دوئل جذاب میان قهرمان و ضدقهرمان مهر تأیید می­ زنند.
«متری شیش و نیم» همانند «ابد و یک روز» فیلمی ناتورالیستی­ست و روستایی با جسارتی وصف ­ناشدنی به­ جای بهره­ گیری از هنروران از معتادانِ واقعی برای ایفای نقش معتادانِ فیلم خود بهره گرفته ­است و به همان میزان نیز شاهد بازی­هایی روان از بازیگران حرفه­ ای فیلم هستیم. پیمان معادی، مشخصاً به هنگام ایفای نقش به چیزی جز صمد نیندیشده، نقش را از آن خود می­کند و با عبور از آن این پلیس متفاوت را در باور مخاطب تثبیت می­کند و نوید محمدزاده تمامی کلیشه­ های پیشین خود را می ­شکند تا روی دیگری از سکه را به مخاطبانش نشان دهد.
یاسمن خلیلی فرد
امیر مسعود و علی جباری این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به فیلم متری شش و نیم؛ چند کیلومتر پسرفت
«سعید روستایی» بعد از ساخت فیلم ابد و یک روز توانست اسم و رسمی در سینمای کشورمان برای خود بیافریند. روستایی توانست با ساخت اولین فیلم خود در مقام کارگردان (پیش از این او در سینما نقش دستیار کارگردان را برعهده داشت) ثابت کند که هم سینما را بلد است و هم فیلمنامه نویس قهاری است. فیلم ابد و یک روز تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های آن سال شد و توانست بازخوردهای بسیار مثبتی از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کند. بعد از اکران این فیلم، نگاه‌ها به سمت سعید روستایی خیره شده بود تا بدانند او می‌خواهد در اثر بعدی خود چه کند و در نهایت متری شیش و نیم، نام پروژه بعدی او اعلام شد؛ فیلمی که تقریبا با همان عوامل ابد و یک روز ساخته می‌شد.
تهیه کنندگان به بفروش بودن فیلم سعید روستایی ایمان داشتند و این بار بودجه ... دیدن ادامه » بیشتری در اختیار او قرار دادند و رقمی ۸ میلیارد تومانی برای تهیه فیلم در نظر گرفته شد. پروسه ساخت فیلم درگیر جریان‌های خبری بسیاری شد و حتی رسیدن و یا نرسیدنش به جشنواره هم برای خودش جنجالی بود. حواشی زیاد فیلم متری شش و نیم و موفقیت قبلی کارگردان و از آ مهمتر، تیم بازیگری قوی فیلم همه و همه باعث شد که فیلم در یک جریان خبری قوی قرار بگیرد و با استقبال شدیدی از سوی مخاطبین سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر روبرو شود. اکران نشدن فیلم در روزهای اول و پیچیدن شایعیاتی مبنی بر اینکه فیلم توقیف شده و یا اجازه اکران ندارد هم مزید بر علت شد که فیلم در بین جمعیت تماشاگران به اصطلاح هایپ شود؛ به طوری که این روزها اگر سری به هر یک از سالن‌های پخش کننده فیلم بزنید با صف طویل علاقه‌مندان و مشافان دیند فیلم روبرو خواهید شد. اما متری شش و نیم آیا واقعا ارزش این حجم از هیجان و اشتیاق را دارد؟

شروع کوبنده فیلم که می‌تواند به عنوان یک فیلم کوتاه بسیار قوی تلقی شود، نوید بخش دیدن یک فیلم سینمایی قوی است اما متاسفانه چنین نیست. فیلم جدید سعید روستایی بازهم به معضل اعتیاد نگاه می‌کند ولی این بارنه در قالب یک داستان خانوادگی بلکه در قالب یک فیلم درام کمی تا قسمتی پلیسی. متری شش و نیم روایتگر گروهی از تیم پلیس مبارزه با مواد مخدر به سرکردگی فردی به نام صمد است که در به در دنبال یک فروشنده عظیم ماده مخدر شیشه در پایتخت هستند. نام این فروشنده ناصر خاکباز بوده و این روزها هر کسی که توسط تیم آنها دستگیر می‌شود، یک سرش به خاکباز گره می‌خورد. فرزند یکی از هم‌تیمی‌های صمد هم توسط قماش خاکباز دزدیده شده و بعد هم به قتل رسیده و برای همین اعضای پلیس مواد مخدر تشنه پیدا کردن خاکباز هستند.
تیم مذکور بعد از جستجوی بسیار سرنخ‌هایی از خاکباز پیدا می‌کند و می‌تواند با چند خرده فروش وارد صحبت شود و با تهدید آنها و وعده کاهش جرمشان، از آنها بخواهد که در دستگیری خاکباز کمکشان کنند. پلیس در جستجوی خود بیشتر و بیشتر به خاکباز نزدیک می‌شود و کم کم به هویت این فروشنده بزرگ مواد مخدر که آشپزخانه (محل تولید مواد) بزرگی در تهران دارد را پی می‌برد.

فیلم سعید روستایی برخلاف فیلم قبلی خود، ابد و یک روز، داستانی عاری از پیچیدگی دارد و در حقیقت می‌توان کل آن را به این شکل تعریف کرد: داستان یک تیم پلیسی که به دنبال یک فروشنده مواد مخدر هستند. ناصر خاکباز که به عنوان این فروشنده بزرگ شناخته می‌شود، تا یک سوم میانی فیلم حضوری ندارد و بعد از آنکه در فیلم ظاهر می‌شود، اصلا آن چیزی نیست که پیش از این تماشاگر برای آن هایپ شده بود. بیننده چند تصور از کاراکتر خاکباز دارد، یکی اینکه او یک نقش منفی قهار و بی‌رحم باشد و بتواند بازی موش و گربه را پلیس ادامه دهد و یکی دیگر اینکه فیلمساز بتواند از او یک ضد قهرمان بسازد. روستایی بیشتر به مورد دوم تمایل پیدا کرده ولی نمی‌تواند از خاکباز یک ضد قهرمان درست و درمان بسازد و با اینکه تمام زور خودش را می‌زند تا دلمان به حال او بسودز، ولی تماشاگر در هیچ ضحنه‌ای با خاکباز همذات پنداری نمی‌کند.
نوید محمد زاده با اینکه بازیگر قابلی است و هوشمندانه هم نقش خاکباز را پدیرفته تا از دام بازی‌های تکراری خود بیرون بیاید، اما نمی‌تواند به این شخصیت جلا ببخشد و او را تبدیل به یک تیپ کند. زمانی که رییس پلیس با نامزد سابق خاکباز درباره خلق و خوی این فروشنده مواد صحبت می‌کند، این زن خصایص اخلاقی جالبی از خاکباز را به پلیس ارائه می‌دهد که هیچ کدام در کاراکتری که نوید محمدزاده آن را بازی می‌کند، دیده نمی‌شود. نوید محمدزاده بازی خوبی دارد اما شخصیتی که برایش نوشته شده هیچ عمقی ندارد و فیلمنامه نویس (که همان سعید روستایی کارگردان است) نمی‌تواند شخصیت خودش را تبدیل به کاراکتری ماندگار کند. همین اتفاق برای دیگر کاراکترهای فیلم هم می‌افتد و شخصیت صمد هم در حد یک کاراکتر مقوایی باقی می‌ماند؛ کاراکتر مقوایی که اما بازی خوب پیمان معادی را با خود دارد.

شخصیت‌های فیلم، آدم خوب‌ها و آدم بدها، هیچ کدام به یاد ماندنی نیستند و داستان فیلم هم بعد از دستگیری خاکباز به جای آنکه وارد فاز جدید و هیجانی شود، رسما کم می‌آورد. فیلم با ورود به یک سوم میانی خود دچار ضعف می‌شود و کارگردان حرفی برای گفتن ندارد به جز آنکه یک سری دیالوگ‌های شعاری با بازی خوب و موسیقی محزون روی نوید محمد زاده پیاده سازی کند تا فیلمش تماشایی شود. کاراکترهای جدیدی که به فیلم آورده می‌شود، هیچ کدام جذابیتی ندارند و فیلم در این صحنه‌ها ریپ می‌زند. با ورود به یک سوم پایانی هم فیلمساز باز نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و یک سری سوژه‌های خوب را به باد می‌دهد و با پایان بندی بد، فیلمش را تمام می‌کند.
سعید روستایی از منظر فنی در فیلم خود هیچ چیزی کم نگذاشته، او بهترین قاب‌های تصویر را برای به تصویر کشیدن داستانش انتخاب می‌کند و هزاران معتادی که در صحنه گرد هم آورده را هر روز با تیم سازنده فیلم وظیفه نقل و انتقالشان را انجام می‌داده. سختی‌های ساخت فیلم بر هیچ کس پوشیده نیست و کار کردن با این حجم از معتادان واقعی کار مشقت باری بوده که تیم سازنده به خوبی از پس آن برآمده است. فیلمبرداری و تدوین فیلم بی نقص صورت گرفته و موسیقی هم که برای تک تک صحنه‌ها انتخاب و خلق شده حال و هوای آن سکانس را دوچندان می‌کند.

در واقع باید گفت که فیلم جدید سعید روستایی اگر این تیم بازیگری قوی (نوید محمد زاده، پیمان معادی، پریناز ایزدیار، فرهاد اصلانی و…) را نداشت در حد یک فیلم ضعیف تلقی می‌شود اما با وجود بازیگران قوی، فیلمساز توانسته مشکلات شدید فیلمنامه بی‌محتوا و کاراکترهای مقوایی خود را لاپوشانی کند و از مهلکه جان سالم به در ببرد. متری شش و نیم پسرفت عظیمی برای کارگردان آن که توانسته بود در اولین تجربه کارگردانی‌اش اثری چون ابد و یک روز را خلق کند به حساب می‌آید و روستایی باید برای آینده کارنامه سینمایی خود، بیشتر و بیشتر زحمت بکشد تا ابد و یک روز تبدیل به یک اتفاق نشود. او شخصی است که توانست با ساخت فیلم قبلی‌اش یک جریان سینمایی در کشور راه بیندازد که البته پیروان چندان قوی و خوبی نداشت اما در هر حال بنیانگذار یک جریان فکری بود و حال که تصمیم گرفته به زیرکی از سایه این جریان خودش را جدا کند و با تغییر ژانر راهش را عوض کند، کار را خراب کرده است.
متری شش و نیم ناامیدکننده‌ترین فیلم جشنواره فجر امسال بود چرا که توقع انتظار شاهکار دیگری را داشتیم اما با فیلمی روبرو می‌شویم که در بهترین حالت خود یک اثر معمولی است که آن هم به یمن بازی قوی بازیگرانش به این جایگاه می‌رسد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


خلاصه داستان : یک تصویرگر روزنامه و یک روانپزشک در سالهای انتهایی قرن نوزدهم به دنبال یک قاتل سریالی هستند اما...

نام سریال : روانپزشک

نام انگلیسی : The Alienist

ژانر : درام

شبکه نمایش دهنده : TNT

کشور : آمریکا

زبان : انگلیسی

مدت ... دیدن ادامه » زمان هر اپیزود : 60 دقیقه

تاریخ آغاز پخش سریال : 21 ژانویه 2018
gonbad kabood این را خواند
gonbad kabood این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید