تیوال سینما
S3 : 17:40:50
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

Captain
درباره فیلم خانه پدری i
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
علی جباری و بهار گراوندی این را دوست دارند
سانسور و ممیزی فقط برای غیر خودی هاست
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی جباری
درباره فیلم خانه پدری i
چه خوب که این فیلم رفع توقیف شد البته مشخص نیست دوباره ممیزی و سانسور شده یا نه
امیرمسعود فدائی این را خواند
رعنا* و celine این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهروز الستی
درباره فیلم مطرب i
درباره ی فیلمِ خوبِ مطرب
«بغضِ قناری‌ها»
اگر قصد دارید این فیلم را برای دیدن انتخاب کنید ، فاکتورِ خنده ی صِرف را حذف و سپس به تماشایِ آن بنشینید.
مطرب ، حنجره ی زخمیِ قادری‌ها و یساری‌هایِ تاریخِ موسیقیِ سرزمینِ ماست.
مطرب ، سرشار از حسرت‌ها و افسوس هایی ست که چشمانِ هر عاشقِ موسیقی و فرهنگ و هنر را خیس می‌کند.
مطرب ، داستانِ صبرِ ایوب وارِ موزیسین هایی ست که برایِ رسیدن به رویاهایِ به حَقِشان ، رنج‌هایِ فراوانی متحمل می‌شوند ، هر چند که باز هم تحققِ آرزوهایشان در خانه میسر نمی‌شود و در جایی دور از وطن ، هنرِ خود را به معرضِ نمایش می‌گذارند.
مطرب را بدونِ در نظر گرفتنِ نقدهایِ گهگاه غیرمنصفانه‌ای که از دیرباز تاکنون درباره ی چیپ و بی کلاس بودنِ خواننده‌هایِ کوچه بازاری و موسیقیِ شیش و هشت مطرح شده است ببینید.
«شهروز الستی - ۹۸/۰۸/۲۰»
امیرمسعود فدائی و M... این را خواندند
بامداد، Samira و علی جباری این را دوست دارند
من که هنوز هم عاشق آهنگ های این خواننده های به اصطلاح کوچه بازاری و از دید من مردمی و عامه پسند هستم
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره فیلم مطرب i
روزگاری کیفیت اول بود و کمیت دوم.کیفیت خوب کمیت خوبی رو به دنبال خودش داشت, ولی الان همه چیز شده کمیت,فروش بیشتر,تعداد سانس اضافه,رکورد فروش در روزهای اول و .....
با دیدن این فیلم بعیده باور کنید کارگردانش,خط ویژه رو ساخته.
کاش حداقل فیلمای خوب رو توقیف نکنند.کاش کارگردان ها بدونند فیلم خوب و با کیفیت هم میتونه فروش بالایی داشته باشه.
امیرمسعود فدائی، celine، فهیمه و M... این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی وقت ها آدم روش نمیشه بگه رفته یک فیلمیو دیده.( داستان ضعیف، بازی های ضعیف، کارگردانی ضعیف ... ).

بهتر بود براش رده سنی میذاشتن (مناسب برای پسر بچه های 8 تا 13 سال با تِم مذهبی).

1 از 5
Samira، امیرمسعود فدائی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
مرتضی سوری این را دوست دارد
فیلم منتخب جشنواره فیلم کودک بود چه حیف
۶ ساعت پیش
اگه این منتخبش بوده، بقیه فیلم های جشنواره چی بوده !
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر
درباره فیلم سورنجان i
وقتی تو زندگیت یه رازی داری، انگار توی تار عنکبوت گیر کردی و رازت مثل عنکبوت هر روز بهت نیش میزنه تا نتونی هیچ تلاشی بکنی و کم کم ضعیف و ضعیف تر بشی تا بمیری. از ترس اینکه کسی دیگه توی این تار گیر نکنه اجازه نمیدی هیچ کسی بهت نزدیک بشه و همه رو از خودت میرونی بدون اینکه بفهمن چرا چون اونا تار رو نمیبینن و فقط تو رو میبینن که بین زمین و آسمون معلقی و هیچ کاری نمیکنی. اونا بهت نزدیک نمیشن چون بهشون اجازه نمیدی. ولی وقتی یکی از روی تصادف یا حماقت یا هرچی بیاد کنارت و با تارهات برخورد کنه اون وقت میفهمی که چقدر این نخ ها سست بودن و راحت پاره شدن. تاری که تنهایی نمیشد تکونش داد با حضور یک نفر دیگه گسسته می شه و تو رو رها میکنه. در اون زمان دیگه از دست عنکبوت هم کاری ساخته نیست. بعد اینکه از تارها رها میشی تعجب میکنی که چطور سالها گرفتار این بندهای سست شده بودی ... دیدن ادامه » و از هیچ کسی کمک نمیخواستی.
رازها مثل تارهای عنکبوت آدم رو فلج میکنن.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
زهره طالبی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم دقیقا فیلم چی میخواست بگه معمولا فیلم های آقای صدر عاملی قصه و داستان دارند این فیلم هم داشت اما این داستانه چی میخواست بگه جای بحث داره.
جدا از سن و سال، دانشجوهایی که ما دیدیدم به نظرم بیشتر به محصل های دبیرستانی میخوردند تا دانشجو. چیزی که از آوا متوجه شدم این بود که مدام به دوست پسرش گیر میداده حتی زمانی که با مشتری هاش صحبت میکرده میگفته که داری با مشتری های دخترت تیک میزنی و بعد طبق صحبت های مهتاب ما فهمیدیم که علی پسر وفاداریه و فقط به آوا فکر میکنه بعد میبینیم که رابطش با مهتاب بیشتر میشه تا جایی که مهتاب به آوا میگه من حس علاقه به علی پیدا کردم یا برو یا برگرد من دیگه نمیتونم این وضعیتو تحمل کنم الان فیلم داره به من چی میگه؟؟؟ میگه که اگر یک طرف نباشه طرف دیگه اگر در کنار کسی دیگه باشه احساس علاقه پیدا میکنه و میره؟ یا طبق حرفای ... دیدن ادامه » مهتاب به آوا میخواست بگه که علی وفادار میمونه به آوا؟ که هردو مورد روی هواس. برخورد مسئول سفر (ویشکا آسایش) به نظرم خیلی مصنوعی و غیر واقعی بود که دقیقا مثل فیلم ورود آقایان ممنوع بود. مورد دیگه نامزد مهتاب اصلا از کجا فهمید که مهتاب با علی از اصفهان برگشته؟ و بعد در یک صحنه ای بهش گفت که ما دیگه فقط فامیلیم اما آخر فیلم دیدیم که دوباره مهتاب باهاش قرار گذاشته خب این تحولات چطوری اتفاق افتاد؟
یکی از نکات مثبت آقای صدرعاملی اینه که معمولا در فیلم هاشون از بازیگرهای تازه وارد استفاده میکنند به نظرم کار خیلی خوبیه و باعث میشه که استعداد های جدید کشف بشن دستشونم درد نکنه
با حفظ احترام به آقای صدرعاملی ولی این فیلمشون رو دوست نداشتم
امیر مسعود، Samira و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آقای غنی زاده چیزی کم تر از این نمیشد انتظار داشت. امیدوارم هیچ نقدی از کارشون رو نخونن و با همین معیاری که دارند باز هم نمایش و فیلم بسازند. خوب، خوب است. نیاز به توضیح ندارد.
امیرمسعود فدائی و شاهین این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره فیلم گلدن تایم i
یکی از بهترین‌ فیلم‌هایی بود که اخیرا دیدم.
از اون مدل فیلم‌ها که بعدا بارها به یاد قسمت‌هاییش می افتی ‌و دوباره و دوباره ذهنتو درگیر خودش می‌کنه.
خوشحالم که مدت زیادیه تو هنر و تجربه مونده :)
امیرمسعود فدائی، فهیمه تردست و پویا فلاح این را خواندند
نورا احمدی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره فیلم سورنجان i
فیلم رو خیلی دوست نداشتم.
بازی‌ها واقعا می‌تونست بهتر باشه..
اما نکته‌ی قابل توجه فیلم موزیک عالی‌ش بود؛ دم آقای خلعت‌بری گرم!
پویا فلاح این را خواند
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده
درباره فیلم زغال i
فیلم بسیار خوبی بود. از فیلمنامه، بازی ها، فضاها لذت بردیم. حتما ببینید.
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود و Captain این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهین
درباره فیلم شطرنج باد i
این فیلم کجا و کی اکران داره؟
امیرمسعود فدائی این را خواند
نیلوفر این را دوست دارد
دوستان این فیلم 23 ابان در موسسه فرش قیلم اکران خواهد شد.
دیروز
سپاس شاهین جان
۲۳ ساعت پیش
امیرمسعود جان طی تماسی که من با تیوال داشتم گفت موسسه فرش فیلم اکران میکنه..ولی دیشب که با فرش فیلم تماس گرفتم گفتند تو لیست ما نیست. پس فعلا معلوم نیست این فیلم کجا اکران میشه.
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرناز قاسمی
درباره فیلم رضا i
فیلم فوق العاده ای بود و البته عاشقانه.از نظر من کاراکتر رضا عاشق تر از هر عاشقی بود. زیرا با وجود در دسترس بودن آدم های اطراف همچنان عشق و احساسش نسبت به فاطی در وجودش زنده ماند حتی بعد از بی وفایی های زجرآور فاطی و رفت و آمدهایش که قابل تحمل نبود. از نظر من رضا اگر در ابتدای فیلم تلاشی برای نگه داشتن فاطی نکرد چون خودش هم واقف نبود به واقعی بودن عشقش نسبت به فاطی. ولی برقرار کردن روابط متعدد و در ادامه کنسل کردن قرار ملاقاتش با دختر ارمنی و پیغامی که به اتمام رابطه او با آن دختر انجامید، واقعی بودن احساسش نسبت به فاطی را به اثبات رساند. صحنه های بسیاری از آرامش و حسی خوب در فیلم وجود داشت که به سمت بیننده فوران میکرد و بی نظیر بود. من بسیار لذت بردم.
امیرمسعود فدائی، نورا احمدی و امیر مسعود این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
ولی من وقتی فیلم دیدم احساس کردم رضا هویت مستقل نداره و قدرت تصمیم گیری هم نداره،حس عاشقی بهم القا نشد،بیشتر اینکه ادم بی مسئولیتی بود و تنها شنونده خوبی بود
۳ روز پیش، یکشنبه
نظرم به نظر خانم احمدی نزدیک است.
۲ روز پیش، دوشنبه
حقیقتش تحلیل شخصیت رضا کار سختیه. چون پیچیده گی های خاص خودش رو داره اینکه بدنبال چی هست و نگاهش به زندگی چطور هست نیاز به ساعت ها بحث و گفتگو داره ولی اگر منظورتون از بی مسئولیتیش کاری بود که در مورد دختر ارمنی انجام داد، اتفاقا مسئولانه برخورد کرد و ... دیدن ادامه » بجای اینکه مثل خیلی های دیگه که بهانه های واهی میارن و رابطه رو کات می کنن، شجاعانه در مورد برگشت همسرش گفت و حتی گفت که نمیدونه میمونه یا میره و این نهایت صداقت رضا رو می رسوند که تمام برداشت خودش رو از اتفاقی که داشت میفتاد ابراز کرد و از طرف دیگه خودش هم راضی نبود و عشق و احساسی که به فاطی داشت باعث این برخورد شد به همین دلیل که میگم رضا بسیار عاشق بود چون فقط یه عاشق واقعی که میتونه حتی با وجود جدا شدن و رفتن همسرش و برخوردهای نامتعارف از سوی او، باز هم بهش احساس داشته باشه. البته بخاطر شخصیت خاص رضا ما شاهد سبک جدیدی از ابراز احساسات هستیم
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقوط آزاد فرزاد موتمن، این کارگردان با استعداد..
سخته تصور اینکه، این فیلم رو خالق "شب های روشن" ساخته.
و بازگشت دوباره امین حیایی به جنس بازی های "مهمان" و کمدی های ضعیف گذشته اش(در حالی که با "شعله ور" و "درخونگاه" به فضای بسیار متفاوتی وارد شده بود)
.
متاسفانه دوست نداشتم و غمگینم از تماشای فیلم و دیدن افت افرادی که روزی، دستاوردهای مهمی در سینمای ایران داشتند.
من به خاطر آقای موتمن میخواستم برم ببینم
مطمئن بودم توو کار کمدی ام ایشون قطعا موفقن
حیف شد
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خونه‌ی خواهر منو. به‌شون نگفتی من کی‌ام؟ نگفتی چه کارایی از دست‌ رفیق‌ات برمی‌آد؟
- بوی سیگار می‌دی. –
اینم گزارش کن.
ماجرای نیمروز در روایت دوم خود به ردِ خون رسیده است. در رد خون پنج مولفه اصلی شخصیت پردازی، فضاسازی، گره اصلی داستان، زمان و مکان قابل بررسی است. مهدویان، ردِ خون را از معراج شهدا شروع می‌کند. جایی که پیکر پاک شهدا آماده می‌شود برای تشییع؛ اما شوک اول به مخاطب وارد می‌شود. یکی از پیکر‌ها باید بررسی مجدد شود. فرد خفته در میان شهدا، در واقع نفوذی سازمان مجاهدین خلق در جبهه‌ها بوده است. اینجا از ابتدای فیلم مفهوم نفوذ وارد فیلم می‌شود. این نفوذ، قرار است همواره در ماجرای نیمروز باشد. در قسمت اول هم بود. حالا هم تا پایان داستان شاهد آن خواهیم بود. مهدویان با شروع ردِخون از میان تشییع پیکر شهدا ابتدای داستان تکلیف مخاطب را با ... دیدن ادامه » مکان و زمان روایت مشخص می‌کند. داستان در زمان جنگ و در فضای جبهه‌ها رقم خواهد خورد. در این قسمت با تغییر شخصیت‌های داستان مواجه می‌شویم. رحیم ( احمد مهران فر) شهید شده است. کمال و صادق و مسعود اما حضور دارند. افشین و داوود به عنوان فرمانده به تازگی وارد داستان شده اند و عباس زریباف هم در پادگان اشرف، به مجاهدین خدمت می‌کند.کمال، با حفظ روحیه قبلی خود، در صحنه حضور دارد. اما جایی درگیر گره داستان می‌شود. گره‌ای که با حضور افشین ابعاد آن تکمیل می‌شود. شخصیت کمال در ادامه داستان با چالش‌های اصلی حاصل از گره داستان دست و پنجه نرم می‌کند و گاهی با صادق هم سرشاخ می‌شود. ولی در نهایت کمال تسلیم حسِ خونی خود نسبت به شخصیت سوسن یا همان خواهر لیلایِ مجاهدین می‌شود. صادق، اما با اولین صحنه فیلم، فضای حاکم بر داستان را به دوش می‌کشد. شک. شک به نفوذ و شک به خودی و نا خودی. صادق که در ماجرای نیمروز، با اشراف اطلاعاتی و با شک به خودی، عباس زریباف را شناسایی کرده بود، در ادامه داستان با جمع آوری اسناد و اطلاعات سری در باختران، مجاهد تواب (امیراحمد قزوینی) و نفوذش به درون تیم اطلاعاتی نظام را کشف می‌کند. صادق در جریان داستان، با اطمینان به شکی که نسبت به افشین و کمال پیدا کرده است، حکم بازرسی خانه افشین را دریافت می‌کند. او در صحنه هم فعال است و نیروهایی را برای دستگیری افشین و کمال می‌فرستد. هرچند تلاش می‌شود صادق فرمانده بدون خطا نشان داده شود، اما در نهایت این موضوع کمی تعدیل می‌شود. صادق با اعزام کمال و شادکام به بغداد جهت انجام یک عملیات بر علیه سردسته‌های مجاهدین، نشان می‌دهد که ممکن است خطای تاکتیکی هم داشته باشد. در کنار صادق، داوود و مسعود را می‌بینیم. داوود که نسبت به نقش رحیم به عنوان فرمانده تیم کم رنگ تر حاضر شده است، نشان می‌دهد شجاعت رحیم را در اتخاذ تصمیم‌های سریع و حساس ندارد. البته که او حالا آلوده به سیاست شده است. اما مسعود که همچنان به بازجویی‌های خود ادامه می‌دهد، هنوز همان رویه قبلی را ادامه می‌دهد و حتی با شخصیت تواب که حالا کمک دست اوهم شده، مهربان تر می‌شود. مهربانی مسعود تا جایی پیش می‌رود که در نهایت اتاقش به محلی برای تبادل اطلاعات مجاهدین قرار می‌گیرد. افشین اما، با به دست آوردن اطلاعات جدید سردرگم است و دنبال جواب سوال‌هایش می‌گردد. افشین در نهایت دنبال راهی برای نجات سوسن است. در طرف مقابل ، شخصیت عباس زریباف به خوبی نقاشی شده است. زریباف که حالا برادر کریم نام گرفته است، از برنامه و چارچوب سازمان خارج نمی‌شود. او مجذوب برادر مسعود و خواهر مریم، آمده است به باختران و دنبال راهی است برای رسیدن به همدان و در نهایت تهران. کریم اسیر آروزها و بلند پروازی‌های مجاهدین، از جنایت کوتاه نمی‌آید و در نهایت اجساد مردم بی‌دفاع را به آتش می‌کشد.
اما گره اصلی داستان، مثلث سوسن، کمال، افشین است. افشین که با تردید به دنبال سوسن و است و دوست دارد که او را سالم پیدا کند، توان عبور از سد غرور و تعصب کمال را ندارد؛ اما تلاشش را می‌کند. کمال که ضارب موسی خیابانی است، حالا می‌خواهد مدال افتحار را دریافت کند. او با نفوذ در خطوط ارتباطی منافقین، با سوسن هم کلام می‌شود. مهدویان با بهره برداری از تعلیق، گره داستان را تا به انتها ادامه می‌دهد. کمال که بیانه تند خود را با زبان مادری برای خواهرش می‌خواند؛ درصدد تکمیل این زنجیره، دست به اسلحه می‌بردو آماده می‌شود برای شلیک به سوسن. البته که پیش از این کمال حداقل با کشتن زریباف کمی آرام گرفته است. تعلیق هرچند از زمان پیدا نشدن سوسن میان اجساد منافقین تا رسیدن او به تهان ادامه دارد، اما دقایق پایانی فیلم ما شاهد یک درام عاشقانه خواهر، برادرانه هستیم. کمال که انگشتش برای زدن موسی خیابانی روی ماشه رفته بود، حالا با دیدن خواهرش در دوربین اسلحه، منصرف چکاندن ماشه می‌شود.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فهیمه
درباره فیلم هزارتو i
فیلم هزارتو
خیلی خیلی خیلی انتظار بیشتری ازش داشتم و با چیزی که حتی گمان میکردم بسیار فاصله داشت
اول از همه واقعا متاسفم برای ساره بیات بابت این همه تکرار ، انگار دقیقا همون نقش در فیلم اتاق تاریک بود ...
دوم شهاب حسینی عزیز که باورم نمیشد هر فیلمی و بازی بکنه...
سوم اینکه یک مشکل عمده من با این فیلما اینه که چی شده که شدن سریالای جم تی وی؟؟؟؟ خوب اینارو مردم دیگه همه اگه سلیقشون باشه توو خونه هاشون میبینن
این سوژ ه ها چیه واقعا با چه طرز فکری میاد و هدفش چیه
توی همه ی فیلما ساده نشون دادن و لوس شدن مسئله خیانت بیان میشد توی این فیلم چیزی که جدید بود این بود که اینبار زنی که بهش خیانت شده ام وقتی میفهمه عین خیالش نیست (درسته بچش گم شده و اون مسئله مهمتریه ولی حتی اونجور که باید تعجبم نکرد) چقدر راحت و منطقی نشستن روبروی هم و راجب اینکه مقصر خوده اون ... دیدن ادامه » طرفه صحبت کردن !!!!!!!!!!!!!! خیلی جالب بود برام
خوبه حداقل این فیلم راه حل مواجه شدن با خیانتم بیان کرد. اول موضوع رو جا میندازن بعدم راهکار ارائه میدن
خیلی جالبه

امیرمسعود فدائی، celine و زهره مقدم این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
درود
بعضی قیلم‌ها تو تیزرشون تموم می‌شن و اینم از همون‌ها بود.
برای من به شخصه همه اینها ندیده معلوم بود و قطعاً جزء انتخاب‌هام برای دیدن نبوده و نیست.
ولی متأسفم که سرخورده شدین.
برین مطرب :))))
۴ روز پیش، شنبه
اااا چه جالب دیدم همه رو البته غیر از SOPRANOS و SEE
ممنوون حتما میرم سراغشون
اگه خوب باشن قطعا قدیمی و جدید فرقی نداره ، زیاد میبینم
شماام اگه فرصت کردین اینارو پیشنهاد میدم
CASTLE ROCK
UN BELIEVABLE
THE SINNER
SAFE
۳ روز پیش، یکشنبه
چه خوب
حتماً میزارم تو لیست
ممنون
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه شاهکار دیگه از همایون غنی زاده رو دیدیم، من که لذت بردم، بیش از همه چیز در انتخاب بازیگران و بازی توانمندشون؛
مسخره باز رو دوبار دیدم ، حال و هوای فیلم رو تئاترگونه ست. منو یاد فیلم های امیلی و هتل بوداپست و اژدها وارد میشود میندازه.
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم مطرب i
این چی بود آخه ؟ نه فیلمنامه ی درست درمونی داشت نه بازی های دلچسبی که انتظار میرفت ... مصطفی کیایی با این فیلم واقعا من یکی رو ناامید کرد ... حتی اون جذابیت های خاصی که مخصوص به آثار خودش بود هم تو این فیلم دیده نمی شد.
وای چه قدر ناراحت شدم کامنتتون رو خوندم چون واقعا فکر میکردم حداقل ی فیلم سرگرم کننده خواهم دید .
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دید من خیلی فیلم خوبی بود
موضوع غیر تکراری، طنز در اومده و متفاوت، متن هدفمند که کنار خنده گرفتن کلی هم گوشه و کنایه داره، بازی قابل تحسین یکتا ناصر با اون میمیک ساختن ها و لهجه گرفتن های خاص ، پایان غیر روالی و دیدنی که تضادش با موسیقی همزمانش بیننده رو به فکر فرو میبره
خیلی بهم چسبید، توقیفش هم به نظرم بیشتر یه تسویه حساب با کارگردانش به نظر میاد تا چیز دیگه اصن همین 1400 خودش پیامه :)
5 ستاره آقا! 5 ستاره :))
فرزاااااد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنججججججججججججج؟؟؟؟؟؟
:)))
۵ روز پیش، جمعه
موارد فوق مورد تایید است-)
ارادتمندیم
۵ ساعت پیش
درود فراوان
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Negin Fooladi
درباره فیلم مطرب i
آب+دوغ+خیار
:-)))))
۵ روز پیش، جمعه
اوه اوه...
ممنون که گفتین
من بدم نمیومد ببینم ولی بعد از کامنت شما و دیدن تیزرش فهمیدم کار من نیست...
۵ روز پیش، جمعه
⁦⁦:-)⁩
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید