تیوال سپهر | دیوار
S3 : 09:31:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
به شهرام شیدایی
------------------

بعضی از ما هنوز نمُرده ایم
در باز می شود
و کسی نمی آید

چه چیز این جهان کافی است؟
خنده های دلقک
یا صدای ساعت در نیمه شب عید مذهبی؟
چه چیز مقدس است
موعظه ی کشیش
یا بناهای یادبود؟

ما یک توریست هستیم
تا ... دیدن ادامه » اسکله های تازه را کشف کنیم
خوشبختیم؛
از آن دور، این طور به نظر می رسد

مدت هاست برای چیزی که نمی خواهیم
خودمان را به خواب زده ایم
- گفت و گویی که بدون تصویر، ادا می شود -

این همه ایستگاه!
این همه ساعت قرار!
برای دروغ گفتن، دهان کافی نبود؟
نیاز نبود گوش هایمان را بگیریم
در هیروشیما
ما در خواب، فریاد کشیدیم
وگرنه کشتی ها دور نمی شدند از اسکله
نیاز نیست بنویسی
دوبار پاک کنی
مُرده ها از این کار خوششان نمی آید

روزها را بشمار
هولی که به جانم افتاده
نامش زندگی است*

قاتل، با خودش دوست است
در، با چارچوبش
بوزینه با چشم هایش
من نمی توانم جای دهانم را خالی بگذارم

همه ی رنگ ها
به اشیا تعلق دارند
همه ی اشیا
در زمان خودشان زندگی می کنند
ای روزها!
دیگر کاری از گریه ساخته نیست
ما جُرم هم را به گردن هم انداختیم
همه چیز را تهدید کردیم
وگرنه مُرده مان را چال نمی کردیم

می ترسم کسی از خواب بیدار شود
به باد بگوید آب
به آب بگوید ربّ النوع
به گندم بگوید گرسنگی
کاش زمین از خودش مراقبت می کرد
و دارایی ما نمی شد

ما پشت سر هم راه می رویم
وگرنه یک انسان برای طبیعت کافی بود

آینده را می بینم؛
چه طور ممکن است بازی یی که پدرانمان شروع کرده اند
ما تمام کنیم؟
کاش به جای اینکه چشم هایمان را ببندیم
دست هایمان را بسته بودیم
کاش نیمه ی دیگر زمین جایی برای گریه کردن بود

ما در همه چیز، پنهان شده ایم

کاش بعد از مسیح
دروغ نمی گفتیم
و برای زنده ماندن
قلب هم را قرض نمی گرفتیم
چه طور می شود با قلب - دیگری-
کسی را دوست داشت؟
چه طور می شود شادی را
برای کس دیگری کنار گذاشت؟

تنها، اسم های جعلی برای ماست
پیامبران نومید
و کودکانی که با چشم هایشان
جهان را موعظه می کنند

ما همه چیز را رَم داده ایم
همه چیز رنگ و رو رفته است
جز تاریکی

انسان ها حرف زدن را زودتر یاد می گیرند
تا غمگین شدن را
بعد، فقیر می شوند
بعد، میل شدیدی به خندیدن پیدا می کنند
چه فرق می کند
در روز تولدت بمیری
یا با دور شدن از زادگاه پدری؟
مرگ، همیشه شفاف است
کسی که پشت در می ایستد
از همه چیز باخبر است
ما جا مانده ایم از زندگی
وگرنه این قدر به هم تسلیت نمی گفتیم

دریا تشنه است
وگرنه این قدر سر به ساحل نمی کوفت
باد گرسنه است
وگرنه این قدر خارها را جمع نمی کرد
آتش همه چیز را می بیند
به جز تنهایی انسان

زنده ایم
آن قدر که دوباره
معنای همه چیز را تغییر می دهیم
سیصد سال به ماه نگاه می کنیم
سیصد سال می خواهیم با خودمان حرف بزنیم
طوری که دل مان می خواهد
صدای مان را به سنگ بکوبیم
تا غم جدا شود از دست و پای مان؛
چشم ها به جای دیدن، بشنوند
گوش ها به جای شنیدن، ببینند
و پاها جای دست ها باشند
هر چیز، یاد آور چیز دیگری است

- این جا خاطره ها
از سمتی دیگر، آدم را عذاب می دهند -

چه چیز این جهان، کافی است؟
چه چیز این جهان مقدس است؟

----------------------------------------------------

*هول به جان می افتد / نامش چیست؛ شهرام شیدایی، آتشی برای آتشی دیگر.

********************************************

" اسماعیل بختیاری "
از کتاب دره ی ماروس
نشر چشمه
امیر مسعود این را خواند
حمیدرضا مرادی، رضا تهوری و *مریم* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
اینجا چرا می تابی ای مهتاب ؟ برگرد!
این کهنه گورستانِ غمگین دیدنی نیست

جُنبیدنِ خَلقی که خوشنودند و خرسند
در دامِ یک زنجیرِ زرین ، دیدنی نیست

#مهدی_اخوان_ثالث
احسنت به پشتکارت :) ادامه بده
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا تاتر نمی شه فقط سرگرمی باشه؟
سرگرمی!
من روی این سرگرمی ها تف می اندازم
من روی تاترهای تجاری و سرگرم کننده تف می اندازم
من روی فیلم های هالیوود تف می اندازم
اصلا روی همه ی هالیوود تف می اندازم
اگر می خواستم برم توی تاتر سرگرم کننده که اینجا نمی اومدم
می رفتم یه جایی که هم پولش بیشتر باشه
هم متنش ساده تر باشه
هم سرگرم کننده تر باشه
سرگرمی گریزگاه روانی کسانی که فکر می کنند زندگی ارزش زیستن رو داره ولی به روی خودشون نمیارن
عااااااالی من بازم میرم ببینم
۲ روز پیش، یکشنبه
متوسط
کار دغدغه خوبی داره ولی ریتم خوب نیست متن انسجام نداره
به نظرم اگر حدود یک ربع از کار کم بشه کار بهتری می شه
موسیقی خیلی خوب بود
و بازی ها هر چی اجرا جلوتر رفت بهتر شد
به نظرم اگر قصد دیدن کار رو دارید بک هفته صبر کنید
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i


"ما مرد نیستیم"

 
ما مرد نیستیم که اسبیم 
اسبیم، چوبین، میان تهی
انباشته در شکم خود
انبوه مردهای تیغ آخته ای را
این تیغ بر کفان
اندیشه های ماست
اندیشه های ما



بگذار ... دیدن ادامه » تیرگی
در بند بند شهر بپیچد
ما مرد نیستیم که اسبیم
اسب شهر تراوای 
مردان تیغ بر کف و کف بر لب
آرام در نهفت ضمیر ما
در انتظار نشسته اند
تا شهر گم شود
در دودناک شب
و فاجعه به نطفه نشیند



بگذار تیرگی
در بند بند شهر بپیچد
تا این حرامیان
از جان پناهشان به در آیند
چون سنگ دانه های گلوبند، بندگسسته
در شهر شب گرفته بپاشند



ما مرد نیستیم که اسبیم
چوبین
ما اسب نیستیم
چون کژدمیم در دم زادن به انتظار
تا نوزادهایمان
زهدان به نیش سهمناک شکافند
وین شهر را
از شش جهت بیالایند
هر چند
اندیشه هایمان در زادروز خویش
لاشه ی ما را
باید به طیف شب بسپارند
باشد که این دیار
در زیر حکومت کژدم ها: اندیشه های ما
ترویج پاسداری فاجعه ها گردد



بگذار
بگذار
بگذار
در بند بند شهر بپیچد
هر چند
هر چند
هر چند
ما مرد نیستیم
ما مرد نیستیم
 

کولی وحشی
[گزیده اشعار #نصرت_رحمانی]
نشر مروارید
 
من دم اسبی ام را باز می کردم توی کلاس
و اسب ها شیهه می کشیدند
پدر می گفت
وقتی ریشه هایت جای دیگری باشد
من به تو فکرمی کردم که جای دیگری بودی
و از خون بدت می آمد
و از سیاستمدارها
که نمی گذاشتند سربازهای عاشق از جنگ بترسند !


#ناهید_عرجونی
۴ روز پیش، جمعه
در علفزار می دوید ناگهان به دختری زیبا بدل شد. خوشحال شد اما نتوانست بخندد. خندیدن بلد نبود. باز نتوانست انگشت هایش را در خرمن موهایش فرو کند. دست هایش انگشت نداشت. از تماشای علف زار منصرف شد. از پشت پنجره آغل کنار رفت. به اسب بودنش ادامه داد.

رسول یونان ... دیدن ادامه »
۲ روز پیش، یکشنبه
الان که دیدمش فهمیدم چرا ایتنقدر رفتی و دیدی
حسودیم میشه بهت
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش پارتی i
خلاصه داستان؟
Ali این را خواند
لیلا مظاهری، *مریم* و امیر این را دوست دارند
فریبا زنگ زد از راه کارتی!
مرا دعوت کند آن شب به #پارتی

صلاحی بنده در رفتن ندیدم
ولی شرحی ازآن بعدا شنیدم

که برپا بود آنجا یک بساطی
که مهمانان همه کردند قاطی!

به ... دیدن ادامه » جای میوه و شیرینی و گل
حشیش و منقل و مشروب و الکل

به جای نقل و چای و سرکه شیره
بساط شیشه و تریاک و شیره

به جای منچ و شطرنج و دومینو
بساط رقص لامبادا و تکنو

به جای قهوه و کوکا و سان شاین
درون پارچ ها کنیاک و شامپاین

به جای حرف های دوستانه
سخن از سود و پول و کارخانه

به پا موسیقی" قابلامه کوبی"
همه مشغول رقص و پایکوبی

به دور خویش می گشتند هر زوج
صدای خنده مستانه در اوج

رسید آن وقت ماشین کمیته
همه دریافتند اوضاع خیطه!

بساط مستی آنها به هم خورد
کمیته مست ها را با خودش برد

چه سودی بود درآن میهمانی
به جز تخریب ایام جوانی؟

فقط اتلاف وقت بی حساب است
روان میهمانانش خراب آست

دراین جشنی که کانون فساد است
جوان رفته بنیادش به باد است.

شاعر نامعلوم :)))))
۴ روز پیش، جمعه
با سلام به دوستان عزیز
لازم به ذکر است فیلم غریبه های کامل Perfect Strangers در سال ٢٠١٦ و فیلم پارتی در سال ٢٠١٧ ساخته شده اند.نمایشی که روی صحنه خواهید دید سال ٢٠٠٨ نوشته شده و اولین بار در سال ١٣٩٠ با عنوان " بعضی وقتا خوبه آدم چشماشو ببنده" در سالن اصلی ... دیدن ادامه » تئاتر شهر اجرا شده است.البته نمایش کنونی تقریبا ایده سه زوج و موبایل از آن کار دارد و به طور کامل بازنویسی شده و با عنوان جدید اجرا می شود. در نتیجه هیچ گونه اقتباس یا نگاه آزاد به دو فیلم وجود ندارد.با احترام و تشکر بابت مشارکت در بحث.
۴ روز پیش، جمعه
گروه نمایش موج ممنون از توضیحاتتون،فقط ای کاش خلاصه ای از نمایش رو روی برگه ی اصلی نمایشتون مینوشتید تا مخاطب بدونه با چه کاری قراره مواجه بشه.
در مورد متن نمایشتون در جریان هستم که سال 90 آقای طهمورث با ایده ای که به آقای عباسی داده بودن این متن رو آماده ... دیدن ادامه » و اجرا کردن،ولی ظاهراً متنی که قراره باهاش مواجه بشیم بازنویسی شده و تغییراتی داره نسبت به اون چیزی که آقای طهمورث روی صحنه بردن و حتی اسم نمایشنامه هم عوض شده،به همین دلیل بنده تصورم این بود که آقای عباسی احتمالأ فیلم Perfect Strangers رو دیدن و ایده هایی از اون فیلم رو برای بازنویسی نمایشنامه در نظر داشتن(چون تو مصاحبه ای اعلام کردن که فیلمی از ایتالیا دیدن که به نمایشنامه شون نزدیک بوده, البته اشاره ای به اسم فیلم نکرده بودن)،در هر صورت باید منتظر بمونیم و بعد از دیدن نمایش نظراتمون رو بگیم.
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
زخم خوردی و زندگی کردی
باز هم در میان چاقوها
سخت باش آنقدر که ساده شود
زندگی بین بچه پرروها

تلخیت را به کامشان بچشان
حسرتی باش در مقابلشان
تیغ را روی پوستت بکشان
رگ بزن روبه‌روی زالوها

آه ای خون مانده بر زنجیر
آه ای رنج خسته از تقدیر
آه سهراب خسته یاد بگیر
دل نبندی به نوش داروها

بعد ... دیدن ادامه » هر مرگ جان بده به خودت
زندگی کن زمان بده به خودت
جراتت را نشان بده به خودت
و نترس از نگاه ترسوها

سبز شو زیرِ سایه‌ی سیمان
سبز شو زیر سایه‌ی طوفان
سبزشو زیر سقف این زندان
نشِکن زیر بار تابوها

قد بکش، آرزوی سبز شدن
قد بکش روی خاک سرخ وطن
قد بکش، زخمِ پشتِ پیراهن
باز هم در میان چاقوها

#امیررضا_وکیلی

******

ندیده بودند ترنج فرش دهان گشوده
فریاد کشیدم
خون
خون
خون
به خود آمدند
دنبالم کردند
با همان دشنه که سر بریده بود یکی شان
با همان دشنه ها که سرها بریده بودند
می دویدم با پایی که نداشتم از این کوی به آن کوی
سپهر نکنه دیگه خوب نشی؟؟؟
۶ روز پیش، چهارشنبه
خانم ریماز من هم همین شکلی فریب خوردم :)))
ولی امیدوارم شما نهایت لذت رو ببرید .
۵ روز پیش، پنجشنبه
اصن بعنوان یک ماراساد باز بعید بوده ازش :I
:))))))) (شوخی)
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
آب می خوری
نه من تشنه نیستم
آب بیاور اکبر
من آب نمی خورم
باید خودم را هی هی هی بخورم که هیچ کاری نمی توانم بکنم جز اینکه
صبح خودم را بخورم
ظهر خودم را بخورم
شب خودم را بخورم
دیدی
دیدی که می شود همه این خود خوری ها را یک نفر
تنها یک نفر انجام داده باشد
همه دادها و زمزمه ها
حرف ها را یک نفر
تنها یک نفر گفته باشد
دستم سرد بشود
لاله ... دیدن ادامه » گوشم یخ بزند
چشمانم می خواهد از سرما بیرون بریزد
تو در آتشم
یخ
یخ
یخ خواهی زد ستاره؟
سپهر جان تو ما رو شیهیدی با این شیهیدن واقعاً...
۶ روز پیش، چهارشنبه
این هفت روز هم بگذره راحت شیم..
۶ روز پیش، چهارشنبه
@نیلوفر

ما نباید اجازه بدیم هر عنصر مزاحمی پرسپکتیو رو به هم بریزه

از دیالوگ های شیهیدن
۶ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
#زرافه‌ها

- عزیزم ببخشید. سرپایی میشه اون سیگار و فندک منو بدی؟
- می‌دونی امروز چند نخ کشیدی؟
- حالم خوب نیست برای آقای اسب.
- آره می‌دونم. خیلی شرایطش غم‌انگیزه.
- از وقتی که فلج شده و نمی‌تونه بیاد بیرون...
- به نظرم اسبی که نتونه بدوه...
- آره... اسمش دیگه اسب نیست.
- میشه یه نخ هم برای من بپیچی؟
- آره حتماً.


از کانال مرتضی قدیمی
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
سیروس معلم ما نبود حیوون رنگی ای بود که اومد همه ما رو گاز گرفت
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
همیشه گلدون رو گلدون بکشید
آسمون رو آسمون بکشید
دریا رو دریا بکشید
اسب رو اسب بکشید
کسی حق نداره جز چیزی که می بینه چیزی بکشه
یکی از بهترین دیالوگهایی که پراز معناست ..
این سیستم آموزشی معیوب هست که قدرت تخیل و تفکر انتزاعی رو سلب و ریشه کن می کنه
۱۱ آبان
جمله آخر نوع و طرز بیان اخبار در انواع رسانه ها
۱۲ آبان
درسته ممنون
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
بجویم از همه کس ، داد و دین و عز و شرف
چو نیست ، مرثیت مرگ هر چهار کنم !

#مظاهر_مصفا
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
آدم بدون غم نمیشه راه بی پیچ و خم نمیشه
آرزوی کم نداریم آرزو که کم نمیشه
خستم از کلام قصار و راویانی
که قصد میکنند در شفای حال من
تاریکم
فردا سراغ من بیا یک روز زیبا سراغ من بیا
امروز از هم گسستم اگه بال و پر شکستم و
به پرتگاه غم رسیده گامهای من
چو غرق خاطراتم و غریق بی نجاتم و
بی خواب و زابراهم و طوفان حال من
تاریکم
فردا سراغ من بیا یک روز زیبا سراغ من بیا
با لشگر غم میجنگم
دست میزنم پا میزنم دل رو به دریا میزنم
گاهی به پس گاهی به پیش
گاهی ... دیدن ادامه » هم در جا میزنم
آدم بدون غم نمیشه راه بی پیچ و خم نمیشه
آرزوی کم نداریم آرزو که کم
تاریکم
فردا سراغ من بیا با روی زیبا سراغ من بیا
با لشگر غم میجنگم


#علی_عظیمی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
.
هرچه می‌خواهد، ببارد
هرچه می‌خواهد، بپوید
هیچ بارانی نیارَد کز خیابان "خون" بشویَد!!
.
.
.
#مرتضی_لطفی
بی‌خیال این شیهیدن نمیشی، نه؟!
۰۵ آبان
ممنون خانوم ثانی
۰۹ آبان
ارادتمندم
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش برگشتن i
خلاصه داستان؟
ژانر؟
ژانر اجتماعی،مناسبات و روابط جامعه ی امروز
نویسنده شم خیرالله تقیانی پوره که دوسال پیش،کلنل رو تو تاتر شهر داشت
۰۳ آبان
سپهر چون می‌دونم خاطره ی خوبی از کلنل نداری،احتمالا منتظر می‌مونی نظرات اولیه از این اجرا رو ببینی بعد برای دیدنش ریسک کنی،البته جناب آستانه ظاهراً بنا نداره متن اصلی برگشتن رو که تقیانی پور نوشته موبه مو اجرا کنه
۰۳ آبان
ممنون
۰۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
شهرِ سوار بر غبار
آرام بر زمین نشست
خیابان ها، کوچه ها، خانه ها
پنجره ها، آدم ها به هم بازگشتند...

و باران اگر می بارید
گورستان، قبرها و ارواح کُشته شدگان هم باز می گشتند
آن زنِ زیبا با چکمه های وِرنی
آن مردِ گاریچی با کفش های نمدی
آن شاعرِ دهان دوخته با کاغذهای پاره
آن چریکِ تیرباران شده با خاطراتی
از آخرین لحظه های زندگی اش

تهران دست بر پیشانی می کشد
غبار از چهره می گیرد
هر ... دیدن ادامه » صبح آبی به صورت می زند
با زیر چشم های گود افتاده و شانه های تکیده
می چرخد میان انبوه آدم ها و پنجره ها
در خیابان ها، کوچه ها...
و هر شب تا گردن در کابوس سقوط فرو می رود
پتو را روی سرش می کشد
در تاریکی به سرخی آتش سیگارها خیره می شود

به روزهای داغ شهریورِ یک هزار و سیصد و بیست
به شب های سرد مردادِ یک هزار و سیصد و سی و دو
به صدای چکمه های قزاق ها پشت دروازه هایش
در آن زمستانِ سیاه
به بهمنِ یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت
گوش تیز کرده است
و هیچ به گوش نمی رسد مگر صدای سقوط!

باران اگر می بارید
ماه اگر اُریب نمی تابید
شب اگر به سپیده می رسید
از کابوس سقوط هر نیمه شب از خواب نمی پرید
زنی که مرد عاشقش در اعتراضی خیابانی کشته شده است.


#حسن_همایون
از کتاب آشویتس خصوصی من
نشر چشمه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش لانچر ۵ i
دنیا
سرباز خانه ای ست
آن ها که خودکشی کردند
اضافه خورده بودند
آن ها که خوابیده اند مرخصی رفته اند
و مرده ها ترخیص شده اند
من نه مرخص ام نه ترخیص
در من
هزار کودک هموفیلی
یاد هندوستان کرده اند
در من
نوجوانانی
که نام شان امید بود
تغییر نام داده اند
سربازهای توی من از جنگ خسته اند


" ... دیدن ادامه » #محمدکاظم_حسینی "
از کتاب هیچ دروغی به قشنگی تو نیست
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
قرارمان هرکجا که می‌خواهد باشد
مثلا فست فودی در هیروشیما
که ساندویچهایش را با دقت
از قارچ خالی کرده
یا رستورانی داغ در حلبچه
که بر هیچ غذایی
سس خردل نمی‌پاشد

یک بار سوار بر قطاری می‌شویم
که در مسیر استالینگراد-سیبری، چپ کرده
یک بار در آتش‌بازی میدان تیان آن من
باید به ضرب گلوله برقصیم و هم آهنگ باشیم...

می‌گویند بغداد هم این روزها
آرام‌تر شده است
و ... دیدن ادامه » بولدوزرهای هوایی‌اش
به شکستن دیوار فرسوده‌ی صوت مشغولند
کارخانه‌های ریسندگی کابل نیز
جان می‌دهد برای چشم دوختن
به مزارع شعله‌ور پنبه...

از چراگاه اسب‌ها، بر بلندی‌های جولان
تا روستایی در ناکجای بوسنی
زیر مجسمه‌ی خیره‌ی پینوشه
یا بر قله‌های سر به هوای ویتنام
.
.
.
هر کجای این کره‌ی آبی
چند قطره خون تنوع است!

زمین را بچرخان
و هر کجا که خواستی انگشت فاتحه‌ات را بگذار...


#علی_اسدالهی
از کتاب "الف تا ی"

نطق‌های پرشور
در صف نانوایی
در تاکسی
در مهمانی
سطل‌های آشغال
آخرین دستاورد جنگهای نامنظم
و روزنامه‌ها
در نا به هنگام خون و دود
با تیتر ازدواج فلان بی‌پدر و مادر
همه ... دیدن ادامه » چیز جایی است که نباید باشد
شبیه تو در خاک
شبیه ما
که جای تیمارستان
به خانه برگشتیم

" #علی_اسدالهی "
۳۰ مهر
هر کجای این کره‌ی آبی
چند قطره خون تنوع است!
:((((
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
دست‌ها در صددِ ساختنِ آوارند
دورِ آرامش‌مان جیغِ جنون می‌کارند

ترس‌ها شیهه کشیدند به دیوارِ سکوت
مثل اشباح که بی‌شُبهه حقیقت دارند

چار فصل است که در ذهن خیالاتیِ ما
خاطراتی‌ست که بی‌وقفه تأسف‌بارند

خیمه‌شب‌بازیِ ما از سرِ خون‌سردی نیست
خنده بُگذارد اگر، مسئله‌ها دشوارند

قاب‌ها پنجره‌ها عقربه‌ها ساعت‌ها
مثل چرکند که بر سینه‌ی هر دیوارند

کینه، ... دیدن ادامه » تنها ثمری شد که عدالت داده‌ست
ای خدا شکر که از آن، همه برخوردارند

#مریم_جعفری_آذرمانی

سپهر
درباره نمایش شیهیدن i
.
وقتی زبان سرخ
لکنت پسند نیست،
سرهای سبز هم
بر شانه بند‌ نیست

ما را چه‌ نسبت است
با گرگ بی پدر
با مار هفت خط
با کرکس دو سر

ماییم و گربه ای
آرام و بی قرار
بر شیروانی ِ
جامانده در غبار

فریاد ... دیدن ادامه » می زنیم
در وهم ِ اعتراض
خاموش می شویم
با نیش های باز

از کوچه های چپ
تا قبله های راست
فریاد می زنیم
فردای ما کجاست؟

ما هاج و واج در
میدان سوت و کف
کافر به حق خود
مومن به نظم صف

فریاد می زنیم
با مشت های باز
ما گله نیستیم
آقای گاوباز !

من گم نمی شوم
در های و هوی باد
من حزب آتشم
پس هر چه بادباد

#احسان_افشاری
سپهر
درباره نمایش اُسلو i
خیلی عجیب بود بلیط فروشی روزهای جدید که باز شد
۴ ردیف باکس وسط کاملا سیاه بود برای تمام روزها!!!

این همه مهمان داره گروه!

مهمانی که مجانی بلیط میگیره مهم تره یا مایی که داریم پول میدیم ؟؟ :(
۱۰ مهر
درود بر شما
سه ردیف ابتدایی بخش وسط باکس A قفل‌های همیشگی این سالن است.
برای روز‌های تازه باز شده بخشی دیگر توسط سالن بسته شد.
با سپاس
۱۰ مهر
ممنون از اطلاع تون
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید