تیوال شعر و ادبیات
T30:03:52:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

هیأت داوران جایزه شعر شاملو، مجموعه شعر «لشگر شکست خورده‌ کلمات»، سروده‌ آیدا عمیدی را به خاطر زبان موجز و منسجم با واژه‌هایی که در پیوندی موسیقایی با یکدیگر به لحن شعر تشخص بخشیده‌اند، استفاده‌ خلاقانه از عناصر آشنای زندگی و اقلیم جنوب کشور، بیان غیرمستقیم تجربه‌ی هولناک جنگ، بازتاب ترس و اضطراب ِ ناشی از زندگی در جهانی نا‌امن با خلق استعاره‌ها و زبانی زنانه، خوانش‌پذیری برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان و برخورداری از ظرفیت خوانش‌های خلاق و چندگانه، به عنوان برگزیده‌ اول دومین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو معرفی کرد.
زهره عمران و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کلی گویی یا کلی بافی ، از نظر نیما، از ویژگی های شعر کهن است :
هر چیز در ادبیات ما به طور اخص وصف نشده است ، و وصف هر چیز شامل هر چیز است . در غزل به مراتب بدتر ....

درباره شعر و شاعری - ص 91

و این کلی گویی را ، حتا از شعری
مثل "شب " از منوچهری ، مثال می آورد . و معتقد است شعر نو باید به جزئیات بپردازد ، چرا که جزئیات می تواند خصوصیات ابژه را دقیقا" ترسیم کند . تشبیه زلف نگار به شب ، و چشم او به نرگس یک کلی بافی ست ، و در عین حال وصف الحالی است ، چرا که حکایت از حال " مشاهده گر " می کند ، نه " موضوع مشاهده ."
نیما می گوید هنرمند باید به دور از این کلیشه ها ، اولا" " ابژه " را با چشم خود ، و نه با چشم گذشتگان ، ببیند . و ثانیا " ، در توصیف و انتقال آن ، با ذکر جزئیات از همه " لوازم تجسم " سود جوید ، از چیزهای " دیده نشدنی " بپرهیزد ... دیدن ادامه » . و از " لوازم وضوح و جلوه " بهره بگیرد . چنین توصیفی را نیما " توصیف اصلی " نام می دهد ، که نقطه مقابل " توصیف بدلی " است .

نقل از کتاب " بوطیقای شعر نو ، نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج - نوشته شاپور جور کش . انتشارات ققنوس . چاپ دوم (پاییز 1393)- چاپ اول (1383)
با اندکی ویرایش ، تغییر و تصرف .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آتش در فرهنگ ایران باستان


آتش یکی از عناصری است که نزد ایرانیان باستان بسیار مقدس و مورد ستایش بوده‌است. آتش در اوستا بصورت آتَرش یا آتَر در پهلوی آتور یا آتخش و یا آتش و در فارسی آذر یا آثش آمده‌است. فرشته نگهبان آتش در پهلوی آتوریَزت و در فارسی آذرایزد نامیده می‌شود. در آئین ایران باستان برای خشنودی فرشته آتش پیوسته در آتشکده‌ها و آتش دان‌های خانه‌ها چوب‌های خوشبو به کار می‌بردند. در دین مزدیسنا آتش نشانه‌ای از پاکی و راستی و اردیبهشت نگاهبان اوست. در ایران باستان پیدایش آتش از دو قطعه سنگ به زمان هوشنگ پیشدادی نسبت داده شده که بازماندهٔ آن جشن سده است که هنوز برقراری آن رواج دارد.
در ایران باستان ، آخر هر سال جشنی برپا می شد و مردم با روشن کردن آتش به استقبال نوروز می رفتند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از شکل گیری ایران و قبل از دوره مادها و هخامنشیان برمی‌گردد، ولی نام آن در اوستا نیست. از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای میانه و آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است.

در ایران آیین مرگ و رستاخیز سیاوش با نوروز پیوند خورده است؛ به این ترتیب که چند روز پیش از عید، به سوگ سیاوش می‌نشستند و با فرارسیدن نوروز، به جشن و شادی دست می‌زدند؛ چنان‌که گویا سیاوش، زنده شده باشد. آریایی‌ها که وارد منطقه شدند بن مایه‌هایی مانند فروهرها و بازگشت ارواح را با خود آورده و به تدریج آیین خود را با باورهای قبلی رایج در منطقه ادغام نمودند. از جمشید پادشاه مشهور ... دیدن ادامه » پیشدادی به عنوان بنیان‌گذار این جشن یاد گردیده‌است. از پژوهش‌هایی که در تطبیق نوروز ایرانی و نوروز قبطی (نوروز مصری) و تأثیر و تأثر آن دو، به عمل آمده، بر می‌آید که نوروز ایرانی در زمان داریوش بزرگ و توسط او در مصر رایج گردید. دربارهٔ نوروز و سنت‌های وابسته بدان تا چند دهه قبل منابعی قدیم تر از ایام ساسانیان که به دست نویسندگان مسلمان نوشته شده بود، وجود نداشت. اما با کشف بایگانی‌های دولتی اشکانیان در تاجیکستان معلوم گردید که نوروز در دوران شاهنشاهی اشکانیان و ایامی قدیم تر از دو هزار سال پیش در آغاز بهاران بوده است.

در تمام دوران ساسانی نوروز جشن ملی همهٔ ایرانیان به شمار می‌رفته‌است. به همین جهت حتی مردمی که پیرو آئین زرتشت نبوده‌اند اما در حوزهٔ حکمرانی ایران زندگی می‌کردند، نیز در آن شرکت داشتند. شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. روز برگزاری مراسم نوروز در هر دوره ۴۴ ساله، یک روز از موعد اصلی خود عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال جاری بوده است. پنج روز نخست فروردین جشنی همگانی بین عموم مردم بود از این رو آن را نوروز عامه نامیده‌اند. روز ششم فروردین که جشن نوروز به گونهٔ درباری برگزار می‌شده است نوروز بزرگ نام داشته است. مجموعهٔ رسم‌های جشن بهاری نوروز با جشن سوری و آتش‌افروزی آغاز می‌شد و پس از برگزاری مراسم سال نو، در روز سیزده فروردین پایان می‌یافته است.
سید فرشید جاهد این را خواند
زهره عمران ، بامداد و مصطفی معتمد این را دوست دارند
جناب کلانی شاید بد نباشه که یه گروه یا کانال بسازید و مباحث تئوری شعر و ادبیات رو اونجا بصورت منسجم ارائه بدید تا هم دسترسی بهش راحت تر باشه و هم لابلای مطالب دیگران گم نشه
۲۲ اسفند
با درود و سپاس . پیشنهاد بسیار خوبی ست .
تلاش می کنم تا آن را به اجرا در آورم .
پیروز و پایدار باشید .
۲۲ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هیجدهم اسفندماه ، سال روز درگذشت بانوی داستان نویسی ایران ، زنده یاد سیمین دانشور است . ضمن گرامی داشت یاد و خاطره آن بزرگ بانو ، به نقل خاطره او از نیمایوشیج می پردازم . یاد و خاطره اش جاودانه باد


ارتباط دوستان نیما با شما چگونه بود و چرا دوستان نیما برای دیدنش به این جا می‌اومدند؟
همه را ما به وسیله نیما شناختیم. این جا قرار می‌گذاشت، چون عالیه خانم راه نمی‌داد. اون بدبخت، خسته و خرد از بانک اومده. بچه رو آورده. می‌خواد غذا بپزه. به نیما گفته بودم مهماناتو بردار بیار این جا. شاملو، اخوان، همه‌ی مریداش. فروغ فرخ زاد. دیگه خیلی‌ها بودند. بیشتر شاملو مریدش بود. ولی شاملو راه دیگه ای رفت. شاملو شعر سپید گفت. منتها خب شاعری درجه اوله. حالا به هر جهت، این نیما اعجوبه ای بود واسه خودش. نیما بدعت گذاره. خیلی مهمه نیما در تاریخ ادبیات. نیما، بعدش بنظر ... دیدن ادامه » من شاملو، بعد اخوان و فروغ فرخ زاد. فروغ هم می‌اومد این جا. همه شون که می‌خواستن نیما رو ببینن، می‌اومدن این جا. که من آشنا شدم با اونا.
خاطرش گرامی سیمین ادبیات ایران زمین.
این جمع، همه از تبارِ جان بودن و ماندنی و البته خوش اقبال به داشتن استادی مانند نیما.
۱۸ اسفند
درود و سپاس از اظهار نظر شایسته شما .
پیروز و پایدار باشید .
۱۹ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هشتم مارس روز جهانی زن بر همه زنان زحمت کش و آزاد اندیش ایران و جهان مبارک باد .

آن چه امروز تحت عنوان حضور اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان شناخته می‌شود، در کمتر از 100 سال قبل آرزویی بود که جنبش‌های حقوق زنان برای رسیدن به آن مبارزه می‌کردند.
با آغاز قرن بیستم به دنبال پیشرفت‌های صنعتی جهان مدرن و بعدها وقوع دو جنگ ویران گر جهانی زمینه برای افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان فراهم شد.
افزایش مشارکت اجتماعی زنان با کار در کارخانه‌ها و ادارات و بعدها در جبهه نبرد به عنوان امدادگر اولین گام‌ها برای احقاق مطالبات اجتماعی آنها بود. در آن روزها شرایط کاری سخت با دستمزد کم برای زنان باعث شد آن ها دست به اعتراض علیه آن چه «نابرابری» می‌دانستند، بزنند.

شناخته‌شده‌ترین نماد مبارزه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر مربوط به هشتم مارس 1908 میلادی و اعتراض ... دیدن ادامه » به همین شرایط سخت کاری بود. در این روز گروهی از زنان کارگر در یک کارخانه نساجی در نیویورک دست به اعتراض زدند. رئیس کارخانه برای جلوگیری از گسترش اعتراض آن ها را در کارخانه محبوس کرد اما یک آتش‌سوزی مشکوک باعث شد نزدیک به 129 تن از زنان کارگر جان خود را از دست بدهند.

در آن سال‌ها زنان در کشورهای مختلف اروپایی و امریکا در کنار مبارزه برای رفع تبعیض و استثمار کاری برای احقاق حق مشارکت سیاسی نیز مبارزه می کردند. حق رای و مشارکت زنان در انتخابات محصول جنبش‌هایی است که در آغاز قرن بیستم شکل گرفت. به روایت تاریخ، نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که در سال 1893 حق رأی زنان در آن به رسمیت شناخته شد.

چندی پیش از این تاریخ یعنی به سال 1866 جنبش حقوق زنان در انگلستان مبارزه برای رسیدن به حق مشارکت سیاسی را آغاز کرده بود اما این جنبش در سال 1918 توانست به حق رای برسد. چیزی که در امریکا به سال 1920 و در فرانسه به سال 1944 به وقوع پیوست .
امید فرجی این را خواند
نوشین پیشوا و مصطفی معتمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به مناسبت چهاردهم اسفندماه ، سال روز درگذشت زنده یاد دکتر محمد مصدق . یادش گرامی و جاودانه باد .
زنده یاد مهدی اخوان ثالث (م.امید) :

« این شعر را [ تسلی و سلام ] برای زنده یاد دکتر مصدّق گفته ام . در آن وقت ها ـ در سال 35 ـ نمی شد اسم مصدّق را ببری ؛ این بود که بالای شعر نوشتم : برای پیر محمّد احمدآبادی .

من خودم در زندان بودم که آن مرد بزرگ و بزرگوار تاریخ معاصر ما را گرفته بودند و تقریباً محکوم کرده بودند .

وقتی ما را در زندان زرهی برای هواخوری می بردند ، او[ دکتر مصدّق] را می دیدیم که در یک حصار سیمی خاص و جداگانه ای به تنهایی راه می رفت و قدم می زد؛ مثل شیری درون قفس . بعدها این شعر را برایش گفتم . »



تسلی و سلام

( برای پیر محمّد احمدآبادی )

دیــدی ... دیدن ادامه » دلا ، کــه یــار نـیـــامــد
گـــرد آمــد و ســوار نــیــامــد

بگداخت شمع و سوخت سراپـای
و آن صـبــح زرنـگـــار نـیــامــد

آراســتـیــم خـانــه و خـــوان را
و آن ضـیـف نـامــدار نـیــامــد

دل را و شــــوق را و تـــــوان را
غم خورد و غمگـســار نـیــامــد

آن کاخ هـا ز پـایـه فـرو ریــخت
وان کــرده هـا بـکـار نــیــامــد

سوزد دلــم بـه رنـج و شـکـیـبت
ای بـاغـبــان بــهــار نــیــامــد

بشکفت بس شـکـوفه و پـژمـرد
امـّا گـلــی بــه بــار نـیـــامــد

خوشـید چشـم چشـمـه و دیـگـر
آبــی بــه جــویــبــار نـیــامــد

ای شـیـر پـیـر بسـتـه بـه زنجیـر
کز بـنـدت ایــچ عــار نـیــامــد

سـودت حـصـار و پـیـک نـجـاتی
سـوی تـو و آن حـصار نـیـامــد

زی تـشـنــه کشـتـگـاه نجیـبـت
جــز ابـــر زهــر بــار نــیــامــد

یـکــّی از آن قـوافـل پـــر بــا-
- ران گـهـــر نـثــــار نـیـــامــد

ای نـــــادر نــــــوادر ایــــــّام
کت فــرّ و بـخـت یـار نـیــامــد

دیری گذشت و چـون تـو دلـیـری
در صـــفّ کــــارزار نـیـــامــد

افسـوس کـان سفـایــن حـــرّی
زی ســـاحـــل قــرار نــیــامــد

وان رنـج بـی حسـاب تــو، درداک
چـون هـیـچ در شمـار نــیــامــد

وز سـفـلـه یـاوران تـو در جـنــگ
کــاری بــجــز فـــرار نــیــامــد

من دانم و دلت، کـه غمان چـند
آمــد ، ور آشــکـــار نـیــامــد

چندانکـه غـم بـه جان تـو بـارید
بـاران بــه کــوهـسار نـیــامــد
بزرگمرد تاریخ ایران و یکی از بزرگترین حسرتهای زندگی
۱۷ اسفند
درود بر شما . بله زنده یاد دکتر مصدق بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان است . او به خاطر استقلال شخصیتی عظیمی که داشت ، همیشه تنها بود . و دست آخر هم وقتی پزشک معالجش به او گفت : غده ای در درون دهان دارد . مصدق گفت : کاش این غده سرطانی باشد تا بمیرم و از تنهایی و خستگی ... دیدن ادامه » نجات یابم .
۱۷ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

واژهٔ نوروز

واژه نوروز، از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. مورخان، معادل اوستایی آن را navaka raocah حدس می‌زنند.

امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند.

در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No، Now، Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده‌است. در برخی از موارد، این دو بخش پشت سر هم و در برخی نیز با فاصله نوشته می‌شوند. در کشورهای مختلف تلفظ نوروز متفاوت است. در شهر لکنو هند که هر ساله نوروز برگزار می شودو هفته نامه‌ای هم با نام نوروز دارد آنرا بصورت Nauroz تلفظ می‌کنند که به تلفظ زبان دری نزدیک است. به باور احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.

نوروز در فارسی میانه /no:g ro:z/ بوده است. در فارسی ایران این واژه به صورت [nou̯ɾu:z] (در گفتار عامیانه، [no:ɾu:z])، در فارسی افغانستان به صورت [næu̯ɾo:z] و در فارسی تاجیکی به صورت [næu̯ɾʉz] یا [næu̯ɾɵz] تلفظ می‌شود .

#منبع ... دیدن ادامه » : ویکی پدیا
امید فرجی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نیما به ما می گوید که عمیق فکر کنیم . روز ها و شب ها به تمی که می خواهیم درباره اش شعر بنویسیم ، فکر کنیم . همیشه بخوانیم . او می گوید :" کیفی که از مطالعه به من دست می دهد ، با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست ."
آن بزرگوار به ما توصیه کرده ، همیشه آماده سرایش باشیم . با یک کلمه که در جایی می خوانیم فکرمان به آن مشغول شود ، آن گاه در خواب و یا بیداری که سطرهای شعر به سراغ مان می آید ، قلم برداریم و بنویسیم .
یاد خاطره ای از بانو آیدا همسر شاملو افتادم . او می گوید : همیشه من قلم و کاغذ را آماده می گذاشتم تا هر موقع شاملو می خواست شعرش را بنویسد ، بتواند این کار را انجام دهد . شاملو زمانی شعری را برای آیدا نوشته بود . اما روی دیوار . چون قلم و کاغذ دم دستش نبود، شعرش را با گچ روی دیوار نوشته بود .
بامداد ، امید فرجی و وحید عمرانی این را دوست دارند

بسیار عالی ..
درود بر شما
۱۳ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هفتم اسفند ماه ، سال روز درگذشت زنده یاد علی اکبر دهخدا ست . او ادیب ، لغت شناس ، شاعر و نویسنده بزرگ ایران است . ضمن گرامی داشت یاد و خاطره این مرد بزرگ ، به شرح مختصری از لغت نامه معروف دهخدا می پردازم .


لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا کتابی پرحجم شامل شرح و معنی واژه‌های آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است. این لغت‌نامه، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر علی‌اکبر دهخدا است، که بیش از ۴۰ سال از عمر او صرف آن شد. لغت‌نامهٔ دهخدا، معانی، تفاسیر، و شرح تاریخیِ شمار قابل توجهی از واژه‌های عربی را نیز داراست.

لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای دقیق، و اشعار و اطلاعاتی دربارهٔ آنهاست.
اما ، لغت‌نامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و فنی فارسی است که بیشتر در دهه‌های پس از تألیف آن به حوزهٔ زبان فارسی وارد شدند.
منابع بسیاری در ... دیدن ادامه » دنیای مجازی از لغت‌نامه استفاده می‌کنند.



علاوه بر علی‌اکبر دهخدا و همکاران اولیه او، گروهی از پژوهندگان زبان و ادب فارسی در طی بیش از شصت سال در هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا عضویت داشته‌اند و به تهیه مواد و تنظیم آنها و نیز تدوین و تألیف مواد گرد آمده برای لغت‌نامه مشغول بودند.
نوشین پیشوا و امید فرجی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محبت کردن،خوبی کردن،احترام گذاشتن خیلی عالیه 
اما.............!!!!!!!
به کسی که سواد رابطه نداره محبت نکنید،
بلد نیست درک کنه..
فکر مى کنه وظیفته و یا منظوری داشتی که 
اون کار و یا محبت رو بهش کردی...
نه قدر خودت را خواهد دانست
و نه قدر کارت را
خوبى به این جور مردم یعنى: 
مجوز براى بردگى...
باسلام
به ظاهر به جاست
اما انسان در باطن خود با خود کلنجار می رود که
کوچه پر از دشمن به از کوچه خالی
۰۷ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زاد روز امیر هوشنگ ابتهاج ، شاعر پرآوازه ایرانی ، گرامی باد .

امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت)، متخلص به «ه‍. ا. سایه»، شاعر ایرانی است.



او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [گالیا] شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام کاروان (دیرست گالیا...) با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش در گیرودار مسائل سیاسی سرود. ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت.

منزل شخصی سایه که از منازل سازمانی شرکت سیمان است در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده‌است. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفته‌است.

سایه در سال ۱۳۴۶ به اجرای شعرخوانی بر مزار حافظ در جشن هنر شیراز می‌پردازد که دکتر باستانی پاریزی در سفرنامه معروف خود (از پاریز تا پاریس) استقبال شرکت کنندگان و هیجان آنها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح می‌دهد و می‌نویسد که تا قبل از آن هرگز باور نمی‌کرده‌است که مردم از شنیدن یک شعر نو تا این حد هیجان زده شوند.

ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران (پس از کناره گیری داوود پیرنیا) و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌ها، تصنیف‌ها و اشعار نیمایی او توسط موسیقی‌دانان ایرانی نظیر شجریان، ناظری و حسین قوامی اجرا شده‌است. تصنیف خاطره انگیز تو ای پری کجایی و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است. سایه بعداز حادثه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) به همراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، به نشانه اعتراض از رادیو استعفاء داد.

از ... دیدن ادامه » مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌های حافظ است که با عنوان حافظ به سعی سایه نخستین بار در ۱۳۷۲ توسط نشر کارنامه به چاپ رسید و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سال‌های زیادی را صرف پژوهش و حافظ شناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمت هاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده‌است.

#منبع : ویکی پدیا
R.G این را خواند
پریسا اکبری ، امید فرجی و پرندیس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیست و هشتم بهمن ماه ، زاد روز نویسنده بزرگ ایرانی ، صادق هدایت است . او با خلق اثری چون "بوف کور" به گفته آندره روسو منتقد فرانسوی ، ادبیات قرن بیستم را مشخص کرد . همچنان که با رمان کافکا ادبیات قرن بیستم شروع شد . بزرگ علوی که بیست و پنج سال با او دوست بود ، درباره هدایت می گوید : وقتی به ما می گفت ،" برو ، جان بکن و آن کتاب را ترجمه کن و بخوان " ، حرف او برای ما دستور کار بود .
یاد و خاطره اش گرامی و جاودانه باد .

پس از انتشار یکی از نامه‌های خصوصی «فروغ فرخزاد» به عنوان مقدمه انتشار یک کتاب از مکاتبات خصوصی این شاعر، «پوران فرخزاد» خواهر بزرگ «فروغ فرخزاد»، انتشار نامه‌های خصوصی فروغ فرخزاد را اقدامی بسیار زشت خواند که صرفاً با انگیزه‌های اقتصادی انجام می‌شود و تأکید کرد، انتشار این نامه‌ها با رضایت قبلی بازماندگان و وابستگان این شاعر همراه نیست .

پی نوشت : زنده یاد پوران فرخ زاد هفتاد روز قبل از در گذشتش ،به انتشار این نامه ها واکنش نشان داد و آن را اقدامی بسیار زشت خواند . انتشار این نامه ها هدفی جز مخدوش کردن چهره زنده جاوید نام فروغ فرخ زاد ندارد .
امروز شنبه نیز قرار است شبکه بی بی سی فارسی مصاحبه ای را با ابراهیم گلستان پخش کند . به نظر من او فرد فرصت طلبی ست که می خواهد چهره فروغ را مخدوش کند . او با این تعبیر که هاله قدسی افراد را باید از بین ... دیدن ادامه » برد دست به این کار زشت و غیر اخلاقی زده است . نقشی که فروغ در تاریخ دارد مشخص است . بعد از پنجاه سال هنوز آوازه او در دنیا شنیده می شود . امثال ابراهیم گلستان ، یک هزارم او هم در تاریخ ادبی - هنری ما جایی ندارند .
#مرتضی کلانی
23 بهمن ماه 1395
وحید عمرانی و امید فرجی این را خواندند
درود

ابراهیم گلستان اگر د ر شبکه بی بی سی خود را حلق آویز هم بکند
نمی توتند صدای جاودانه فروغ فرخزاد را خاموش کند
۲۳ بهمن
درود و سپاس از لطف و توجه شما .
۲۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نظر مهدی اخوان ثالث درباره شعر فروغ

«شعر زمان ما را فروغ در عرض سال‌هائی اندک، به شکلی شگفت‌آور و با قدرت و جسارت تمام بدون هیچ تجهیز و سپاهی فتح کرد.» این بخشی از نظر اخوان ثالث درباره شعر فروغ است.

مهدی اخوان ثالث درباره شعر فروغ فرخزاد می‌گوید:

«فروغ در شعرش زندگی می‌کرد و در زندگی شعر می‌سرود «زندگی هنری‌اش از زندگی عادی جدا نبود» یک نفس هر دو فضا را استنشاق می‌کرد و در بود و نبودش غرق بود و این حادثه برای فروغ مانند حرکتی از یک اتاق به اتاق دیگر بود.

من معتقدم «تولدی دیگر» نه تنها برای فروغ تولد تازه‌ای بود، بلکه مولود همایون شعر زنده و پیشرو امروز ما و تولدی برای شعر پارسی است.

روشن‌ترین دلیل این ادعا، آن که دست اندرکاران شعر جوان، همه آن چنان غرق در ماهیت این تولد شده‌اند که گوئی برای خود ایشان زادن نویی پیدا شده، شعر زمان ... دیدن ادامه » ما را فروغ در عرض سال‌هائی اندک، به شکلی شگفت‌آور و با قدرت و جسارت تمام بدون هیچ تجهیز و سپاهی فتح کرد.

«پادشاه فتح» شعر ما «نیما» بود و امروز یک فاتح تازه پیدا شده است.

شیوه نگریستن این فاتح از جهت دیگر است. وی با یک تصادف شهر شعر را نگشود بلکه با آگاهی و استحقاق کامل قدم به میدان نهاده، از همین روست که فتح او عمر و دوام بیشتری دارد.»(از کتاب «جاودانه زیستن، در اوج ماندن» به کوشش دکتر بهروز جلالی از انتشارات مروارید)
امید فرجی ، زهره عمران و سید فرشید جاهد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاقی که روز پنج شنبه افتاد یک آتش سوزی را نهایتا به یک فاجعه بدل کرد.
راستش در این چند روز خیلی سعی کردم با آرامش این اتفاق رو مرور و هضم کنم ولی سخت هست و نمیشه و نشد!!
اگر در تهران زندگی میکنید حتما در جریان مدیریت شهری جناب قالیباف و شورای محترم شهر هستید و نیازی به گفتن نیست که این شهردار گرامی تمامی بودجه را صرف پروژه های عمرانی میکند و معتقد است که هزینه های عمرانی به چشم میاید و سال بعد شاید بکار هم بیاید. اینگونه ست آتشنشانی امکاناتش در اینچنین مواقعی راه به جایی نمیبرد و اگر جانفشانی این عزیزان نبود معلوم نیست ابعاد فاجعه چقدر بزرگتر می بود.
اما اگر ازعملکرد شهردار تهران و خنده هایش بگذریم لازم است کمی هم به خودمان بپردازیم.
1-اگر در تهران زلزله بیاید چه اتفاقی خواهد افتاد!
2-ما مردم ایران آیا در این حادثه که مطمئنا آخرین اتفاق نخواهد ... دیدن ادامه » بود نمره قبولی گرفتیم،خیر علاوه بر پلاسکو انسانیت ما نیز فروریخت.
3-آیا این ما نبودیم که به رضازاده و دبیر و جدیدی و مختاباد و ساعی و شیبانی(85 ساله و همیشه در خواب) رای دادیم.
4-آیا ما نیستیم در هر اتفاق و حادثه ای تحلیل غلط خودمان را اشاعه میدهیم!!
5-آیا نباید هرگونه شایعه و صحبت غلط و نادرست را تخقیق کنیم قبل از آنکه فوروارد کنیم.
آری صحنه هایی در این اتفاق دیده شد که واقعا شوکه کننده و شرم آور بود،هموطنان عزیز و ارجمند ما ایرانیهایی که در تمام زمینه ها مدعی هستیم و ادعای تمدنی هشت هزار ساله را یدک میکشیم و همیشه بر سر اعراب میکوبیم لایق زمامدارانی بهتر از قالیباف و احمدی نژاد و ... هستیم.
مایی که در مرگ بزرگان جامعه بجای تسلی و تسلیت با آدمهای معروف سلفی میگیریم،مایی که در مترو چنان به زنی خیره میشویم که خجالت میکشد و سر به زیر می اندازد،مایی که در تاکسی و مسیر نیم ساعته بیست و پنج دقیقه با تلفن مکالمه میکنیم و حقوق شهروندی دیگران را هویج میپنداریم،در سینما با نور موبایل و مکالمه اطرافیان را می آزاریم,مایی که در اتوبوس به صفحه موبایل کسی که مشغول زدن اس ام اس هست خیره میشویم،مایی که هیچ وقت کتاب نمیخوانیم و در عوض رتبه های بالای جستجوی سکس را در گوگل داریم،مایی که یخچالمان را از انبوهی از غذای نذری انباشت میکنیم بدون آنکه بدانیم نیازمان آنهمه نیست،مایی که همه جا دنبال پارتی میگردیم,خیابانها و اتوبانها را به پیست فرمول 1 تبدیل میکنیم ,به صفحات افراد مشهور دنیا حمله کرده و فحش و تکه پرانی میکنیم یا امثالهم...

بیایید کمی خودمان را بکاویم!!
بقول سهراب ساده باشیم ساده،چه در باجه بانک چه در زیر درخت...
سپاس جناب کوهی عزیز
از ماست که بر ماست....
۰۴ بهمن
حسین آقای کوهی عزیز درودها بر شما عزیز گرانقدر
۲۰ بهمن
کیانِ جان,درود فراوان و سپاس از مهرت :)
۲۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک دولت‌آبادی به جامعه دانشگاهی برای خارج کردن #شاملو از تحریم

به گزارش خبرنگار ایلنا، مراسم بزرگداشت #احمد_شاملو با عنوان «نوروزی در زمستان» (یکشنبه پنجم دی ماه) با حضور هنرمندان و اهالی قلم همچون محمود دولت آبادی، جواد مجابی، ایران درودی، علی رفیعی، فرزان سجودی، حافظ موسوی، لوریس چکناواریان و آیدا سرکیسیان (شاملو) در دانشکده علوم کاربردی دانشگاه هنر تهران برگزار شد.

#محمود_دولت‌آبادی برگزاری مراسم بزرگداشت شاملو در دانشگاه را پایان نیم قرن تحریم خواند و گفت: به جامعه دانشگاهی تبریک می‌گویم که سرانجام توانست شاملو را نزدیک به نیم قرن تحریم خارج کند. شایسته نیست در جامعه‌ای که مدام به بزرگان و ادبیان فرهنگی و هنری فخر فروخته می‌شود و حتی دعوا بر سر مفاخر دعواهای کودکانه را شاهد هستیم یا بعضا فرصت‌طلبان برخی از اهالی فرهنگ را مصادره ... دیدن ادامه » می‌کنند؛ نام شاملو در دانشگاه تحریم باشد.

دولت‌آبادی سپس آزادی را ایده‌آلی دست نیافتنی دانست و متذکر شد: من آزادی را تنها یک بار و بعد از رسیدن از زندان به منزل تجربه کردم. البته در طول مسیر هم آزاد نبودم و مورد بازجویی قرار گرفتم و تازه وقتی همسر و فرزندانم را دیدم آزادی را تجربه کردم. غیر از این لحظه نه آزادی را دیدم، نه امکان تحقق دارد و و نه وعده‌اش را به شما می‌دهم. قدرت یک واقعیت است و تلاش برای تحقق آزادی یک نگرش ایده‌آلیستی. هوشیاری این است که تشخیص بدهیم در مسیر پیگیری رسیدن به آزادی یک ایده‌آلیست هستیم.

خالق رمان «کلیدر» افزود: با از دست دادن هر دوست. آشنا و همراهی تغییراتی در خودم احساس می‌کردم اما بعد از شاملو نمی‌دانم دقیقا چه اتفاقی برایم افتاد. احساس می‌کنم آخرین داستان‌هایم تحت تاثیر همین خاموش شدن نور امید بعد از شاملو نوشته شده است. دوستان و همراهان برای انسان واقعا مهم هستند. شاملو نیز در تمام مسیر زندگی‌اش هنر و تفکرش را به روابط اجتماعی و فقدان دیگری متمرکز کرده بود. فقدان دیگری یعنی هیج ارتباط انسانی نیست و فقط خودت هستی و خودت.

دولت آبادی در توضیح بیشتر مفهوم فقدان دیگری اظهار داشت: مدت‌هاست در ادبیات، هنر و فرهنگ هم موضوع فقدان دیگری اهمیت پیدا کرده است. فقدان دیگری مشخص می‌کند که انسان بدون حضور جمعی و بدون دیگران نمی‌تواند زندگی کند. شاملو هم یکی از دیگرانی بود که بسیار برای من عزیز بود و هست.

او ادامه داد: شاملو به اعتبار کار، پیکار و عشق یگانه بود. یگانه‌ای جاودانه که جان خود را بی‌دریغ در کار کرد. او هیچگاه آسوده نزیست و مدام در یافتن حقیقت با خودش در حال کشمکش بود. در هر سه دوره شعری شاملو جستارهایی از حقیقت انسانی به چشم می‌خورد هم در شعرهای اجتماعی‌اش و هم در شعرهای شخصی ترش. شاملو در هیچ دوره شعری از آدمی و جهانش که‌‌ همان دیگری است غافل نبوده است .
علی محرابیان این را خواند
bidar moradi و Benighted این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا، نام آخرین روز از پاییز را هر چه که بگذارید وجه اشتراک تمام‌شان مراسمی است که مردم برای زنده نگه‌داشتن طولانی‌ترین شب سال برگزار می‌کنند. شبی که خورشید در بیش‌ترین فاصله از استوا قرار می‌گیرد و در نتیجه زمستان نیمکره شمالی و تابستان نیمکره جنوبی از راه می‌رسد.
انقلاب زمستانی از هزاران سال قبل تا به حال بهانه برگزاری آئین‌های باستانی بوده است؛ در ایران باستان بهانه شب چله، در میان یهودیان بهانه حنوکا و در میان مسیحیان بهانه جشن کریسمس. اما به جز این آیین‌ها، در فرهنگ هر کشور رسم و رسومی برای زنده نگه داشتن طولانی‌ترین شب سال وجود دارد که وقتی شما پای سفره یلدایتان نشسته‌اید و با انار و خرمالو و دیوان حافظ به استقبال زمستان می‌روید‌، آنها در حال برگزار کردن این رسم و رسوم هستند.

پاکستانی‌ها بر اساس آیین‌های قدیمی شان در شب یلدا به دعا و نیایش می‌پردازند. مردان آیین حمام زمستانی را به جا می‌آورند و در حالی که تکه نانی را در دست گرفته اند روی سرشان آب می‌ریزند. این حمام باید ایستاده انجام شود و از صبح تا بعد از ظهر آخرین روز از پاییز ادامه خواهد داشت. زنان و دختران هم مراسم سنتی حمام را به جا می‌آورند و بعد از این تطهیر مراسم آتش افروزی، جشن و پایکوبی و خوردن غذایی که از شکمبه بز تهیه شده، آغاز می‌شود.



مردم شرق آسیا، انقلاب زمستانی‌شان را با مراسم دونگ‌ژی جشن می‌گیرند. مراسمی که در میان ژاپنی‌ها، چینی‌ها، کره‌ای‌ها و مردم فیلیپین و تایلند و ویتنام، یکی از مهم‌ترین مراسم آیینی به حساب می‌آید و از غروب روز آخر پاییز شروع می‌شود. خانواده‌ها در این روز دور هم جمع می‌شوند و غذایی به اسم تانگ یوآن و کوفته برنجی می‌خورند؛ غذاهایی که در فرهنگ شرق آسیایی‌ها، نماد همبستگی و اتحاد خانواده دانسته می‌شوند.

در کره، غذایی به نام سائیلسیم مرسوم است که با برنج و لوبیا قرمز تهیه می‌شود. آنها مایع مخصوصی را در این روز در اطراف خانه خود می‌پاشند تا ارواح خبیث و نیروهای شر را از اطراف شان دور کنند. کاری که شاید منشا آن، افسانه قدیمی چینی‌ها باشد که بر اساس آن در آخرین روز پاییز روح یک شکارچی به خانه روستاییان سرک می‌کشد تا طعمه فصل سرمایش را پیدا کند.



ژاپنی‌ها هم در این روز حمام مرکبات می‌گیرند تا نه فقط نیروهای منفی را از خود دور کنند، بلکه در زمستان پیش رو، از سرماخوردگی هم در امان باشند. حمام مرکبات در گذشته به معنی غوطه ور شدن در وان مرکبات بود اما امروزی‌ها اگر قرار باشد این رسم را به جا بیاورند، در وانی حمام می‌کنند که داخل آن چند لیمو و پرتقال را شناور کرده اند.

در ... دیدن ادامه » اسکاتلند مراسمی به اسم هاگمانی وجود دارد که در آن مراسم «اولین قدم» برگزار می‌شود. رسمی شبیه کاسه زنی نوروز ایرانی‌ها که در آن، یک نفر با موهای بلند و سیاه رنگ در خانه همسایه‌ها می‌رود و از آنها هدیه‌هایی مثل نمک، نان، نوشیدنی، پودینگ میوه، شیرینی و شکلات و... می‌گیرد. هاگمانی از نیمه شب به بعد آغاز می‌شود یکی از مهم‌ترین جشن‌های زمستانی اسکاتلندی‌ها است.

مردم بولیوی، پرو و اکوادور رسم مشترکی در طولانی‌ترین شب سال دارند: طناب پیچ کردن خورشید! آنها به ارتفاعات می‌روند و در مراسمی آیینی وانمود می‌کنند خورشید را به سنگ‌ها بسته اند تا روزها را طولانی‌تر کنند. ارتفاعات ماچوپیچو در اسپانیا یکی از مهم‌ترین نقاط باستانی طناب پیچ کردن خورشید بوده است.



اما پرهیجان‌ترین مراسم شاید فستیوالی باشد که در باهاماس، غرب آفریقا، جامائیکا و بخش‌هایی از کارولینا و ویرجینیا برگزار می‌شود. در این فستیوال، مردم با لباس‌های عجیب و غریبی مثل کله گاو، پیکر اسب، شیطان و فرشته و... به خیابان‌ها می‌آیند و موسیقی‌های آیینی شان را می‌نوازند تا به استقبال زمستان بروند.

در روسیه هم مردم طولانی‌ترین شب سال را به دعا و نیایش می‌پردازند و غذای مرسوم شان نان و پنیر و عسل است. آنها با ریسه کشیدن خیابان‌ها و روشن کردن چراغ‌های رنگین، به استقبال زمستان می‌روند و در طولانی‌ترین شب سال‌شان کلوچه‌های خانگی به یکدیگر هدیه می‌دهند.



آداب و رسوم شب یلدا در ایران هم پیشینه ای دراز دارد. آیینی که یکی از اهداف اصلی اش جمع کردن خانواده در کنار هم است.
bidar moradi این را خواند
تیلا بختیاری و سید فرشید جاهد این را دوست دارند
درود بر نگاهتان به ریز ترین نگاه ها
۲۸ آذر
درود برشما
بسیار جالب و آموزنده بود
۲۹ آذر
ممنون از لطف شما .
با درود های فراوان .
۲۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارم آذرماه ، سال روز درگذشت زنده یاد اسماعیل شاهرودی ست . یاد و خاطره اش گرامی و جاودانه باد .

برای آن که بیایی
قدوم تو متواری ست،
و پرتگاه به هر سوی!
برای آن که بیایی ، صدها هزار پل
به پرتگاه هرآن سوی
نهاده ام که تو راهی شوی بدین سوی قرن.
برای آن که بیایی ، صدها هزار راه ،
طلب نمای تو ، - در دست
نهاده ام که بر آیی ز قلۀ این عصر ،
برای آن که بیایی ، ولیک
قدوم تو متواری ست ،
و صبح و ظهر گذشت ست!
کجاست کاروان قدومت ؟ که عصر ، سر زده سرد.
برای ... دیدن ادامه » خاطر این سرد ، آفتاب بیار!
که عصر ، گرم شود ،
و تا کجای این سوی قرن
به زیر ِ تافتنت
کلام ِ نرم شود!

# اسماعیل شاهرودی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
7 آبان روز کوروش کبیر

7 آبان ماه مطابق با بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است که از دیر باز ملل مشترک المنافع آن را گرامی می دارند. این روز به مناسبت تکمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است.

در چنین روزی، کورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و با شکوه و بسیار کهن شد. مردم بابل گمان می کردند که اکنون با چپاول و کشتار و دست درازی به جان و دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروایی زورگو و ستمگر بر آنان شهریاری خواهد کرد ولی کورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنین نکردند بلکه کورش فرمان آزادی و برابری داد. فرمانی که در سال ١٩٧١ میلادی از سوی (سازمان ملل متحد) نخستین (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

کورش بزرگ ، کشورهای ... دیدن ادامه » شکست خورده را وادار به فرمانبرداری نمیکرد و آنان میتوانستند فرمانروای خود را خود برگزینند،که نام آن ساتراپ (ایالت) بود. ساتراپ‌های امپراتوری ایران همان آزادی گزینشی را دارا بودند که امروزه در ایالات متحده آمریکا می‌بینیم.
هوشمندی کورش بزرگ برآیند آمیختگی دو تیره‌‌ی بزرگ آریایی ، پارس و ماد (ماد برابر با آذریان و کُردان) بود.آمیختگی این دو تیره ایران بزرگ را ساخت ، کورش بزرگ را پدید آورد و در کارنامه‌ی جهان شگفتی آفرید. این آمیختگی پارس و ماد یا پارس و آذری و کُرد ، هرگز جدا شدنی نیست و یک پارچگی این بوم را در پناه خود دارد.

و چنین گفت کورش بزرگ ، آن ابر مرد کارنامه تاریخ جهان:
«فرمان دادم تا کالبدم را بدون تاپوت (تابوت) و مومیایی به خاک به سپارند ، تا پاره های تنم ، خاک ایران را درست کند.»

با ما همراه باشید در صفحه تلگرام #سرای_فردوسی:
@sarayeferdowsi
زهره عمران ، مهدی.. ، پرندیس و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید