تیوال شعر و ادبیات
S3 : 19:11:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ای رنج نازنین
زندگی من بی تو
همچون صحنه ی با شکوهیست که هیچ معنایی ندارد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم کسی در تیوال اگر علاقه مند به تهیه ی کتاب کودک و نوجوان بود یا تمایل داشت به مشارکت در ساخت کتابخانه در مدارس مناطق محروم کشور برای من پیام بگذاره.

ممنون از محبت شما
درود بر شما نرگس خانم گرامی،بسیار اقدام زیبا و قابل تحسینی ست،سپاس از شما
بنده فکر کنم در زمینه‌ی تهیه ی کتاب بتونم مشارکت داشته باشم و خوشحال میشم اگر کمکی هرچند کوچک از دستم بر بیاد.
۱۵ اردیبهشت
دیروز هرچی تلاش کردم نتونسم وصل شم :))

همین الان ترای کنم یه بار تا یادمه
۱۶ اردیبهشت
حل شد
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر روز ، به روز گوشیش را دیدم
تن پوشی و تن فروشیش را دیدم
تو در همه جا هرزگیش را دیدی
من هم به خدا چموشیش را دیدم
آذرمهر، محمدرضا مدیری و جهان این را دوست دارند
او چادر روی نرده را با خود برد
پیراهن تا نکرده را با خود برد
بی پرده بگویم این که از خانه خویش
او شرم نداشت پرده را با خود برد
۲۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار تو در این بیشه شکرخند شده
هر نی که تو را دیده دلش بند شده
لب های تو را با مزه شیر و عسل ...
حالا تو بگو قیمت آن چند شده ؟
آذرمهر، آقای سوبژه (محمد لهاک) و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما مثل آتشیم ولی سرد و بی تپش
ما را گرفته است تب اضطرابها
در آسمان تیره به جایی نمی رسیم
با این همه درنگ به نور شهابها
مردانگی ز رستم و سهراب دیده ایم
دیگر چه نیازی ست به افراسیابها
در موج خیز حادثه ها غوطه ور شدیم
ما را گریز نیست ز پیچ و تابها
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای نقطه های خط نشده

مخاطب خاااص باید شناسنامه دار باشد
و مشمول توالی تولد ، طفولیت ، برنایی و میرایی
و آنقدر جاااااااندار که به چرخه تناسخ راه یابد

گاهی برای مخاطب عااااام بنویس :)
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مختار بایزیدی، عباس الهی و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
او معنی پیچ و تاب را می دانست
تاثیر شراب ناب را می دانست
می گفت که زنده رود با رود خوش است
یعنی که زبان آب را می دانست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من شعله آن نگاه را می بینم
از دور شرار آه را می بینم
خورشید اگر چه پشت کوه افتاده است
بوسیدن روی ماه را می بینم
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم را از هوس بیتاب کردی
مرا مست از شرابی ناب کردی
به افسون نگاهت خواب کردی
سر ما را به زیر آب کردی!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مژگانت به چشمت شور داری
عجب شوری در آن هاشور داری
هزاران بار مستم کرده ای ، باز
درون چشم خود انگور داری
شاید اگر بیت دو این‌جوری بود از این هم بهتر میشد:
هزاران بار مستم کردی انگار
درون چشم خود انگور داری
۱۰ فروردین
ممنون آقای فدائی ، نظرتون جالبه ولی منظور شاعر اینه که هزاران بار مست شده و باز هم میخواد مست بشه
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهى فقط با یک گل بهار میشود
گاهى تمام عالم گرفتارِ خواب میشود
خواب و گرفتار، بهار و گل
انتخاب دست ماست یا به دست سرنوشت؟
تقدیر چه میشود این وسط؟
تقدیر دست ماست یا دست سرنوشت؟
این قصه را نمیتوان از سر نوشت؟
_____
از خود
"باید از سر نوشت"

میشود نوشت
میشود از سر نوشت،
گذشت آن سرگذشت
گذری دوباره باید،
از سرگذشت به سرنوشت،
از آنچه از سر گذشت،
به آنچه باید از سر نوشت،
سوگند،
به ... دیدن ادامه » آن دو مستِ خواب آلوده ات
میشود که شود،
بهار شروع، از چهار اردیبهشت...

چهارم اردیبهشت نودوهفت
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
خیلى زیبا بود جناب جهان، یک دنیا ممنون
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
درود خانم گراوندی
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عطر تو تمام کوچه را پر کرده است
طعم لب تو کلوچه را پر کرده است
تو در من و با منی و گر نه رویت
این آینه را بگو چرا پر کرده است
وِی_دا این را خواند
جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیچیده شمیم عشق در موهایش
افتاده دلم میان شب بوهایش
هرگز هوس میوه ی دیگر نکند
آن کس که چشیده طعم لیموهایش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دو نفره
تو بازیگر
من تماشاچی
نقش سنگدلی ات طولانی بود
پیش از رورانس رفتم.
رقصیدی اگر ستاره ای ساز زده
انگار کسی سیب تو را گاز زده
ای ماه تو را دیدم و گفتم که فلک
این سکه به نام من از آغاز زده
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نام رود:

نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی متن؛ هیچ‌کدام، نشریه‌ای مختصِ معرفیِ کتاب

http://khabgard.com/4002/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af/
چطور قابل تهیه است؟
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
به به .. چه باحال
برای منی که عاشقِ حتا ایستادن جلوی ویترین کتابفروشیهامو با ولع اسم کتابها و نویسنده هاشونو عکس روو جلد و ... رو نگاه میکنم ؛ اتفاقِ قشنگیه . یه چیزی شبیه کتابِ هفته شاید :)
و اینکه توش از وراجیهای رایج خبری نیست ، اتفاقی ست خوشایندتر .
امیدوارم ... دیدن ادامه » که بتونن به درآمد و سود برسن و ادامه ش بدن ؛ هرچند در این شرایط سخته ؛ اما مطمئنن امکانپذیره .
مرسی رضا جان برای اطلاع رسانیِ قشنگت :*
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
دوستان گرامی خانم‌ها ثانی و مقدم، شماره اول برسه دستم نظرم رو خدمت‌تون عرض می‌کنم. با کلیات فرمایشات هر دو عزیز موافقم.

بامداد جان، با کلیات، جزییات، پوسته و هسته نظرت موافقم. من هم امیدوارم هرچند....

۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طنز عبارت است از تصویر هنری اجتماع تضادها (نقیضین) "دکتر شفیعی کدکنی"
قسمتی از منظومه زهره و منوچهر اثر درخشان استاد ایرج

باش تو چون گربه و من موش تو
موش در افتاده به آغوش تو
گربه صفت برجه و گازم بگیر
ول کن و پرتم کن و بازم بگیر
من نه تو را بیهوده ول می کنم
گر ندهی بوسه دوئل می کنم
بوسه مگر چیست فشار دو لب
این که گنه نیست چه روز و چه شب
آقای سوبژه (محمد لهاک) و آذرمهر این را دوست دارند
گر ندهی بوسه ....
۰۸ فروردین
دوئل می کنم ...
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه کنم هرچه قلم نقش زند کاغذ دل
عاقبت زمزمه ایی قافیه دار است دلم
در پی شعر سپیدم ولیکن بر عشق
مثنوی خوان و غزل واره ی یار است دلم
چه کنم صحبت زیبایی چشمانت را
هر کجا بانگ زدم شعر و شعار است دلم
دل به تضمین گل روی تو در تمرین است
این سیه مشق خط زلف نگار است دلم
صد غزل دل به فدای غزل چشمانت
که به آواز نگه زخمه تار است دلم
گنهم نیست مگر شرب شراب چشمت
که از آن متهم فسق و قمار است دلم
قاضی عشق قصاصی به نگه فرمودند
از همان روز دگر بر سر دار است دلم
باز هم شهد غزل ریخت به کام سخنم
چه ... دیدن ادامه » کنم با تو بر این قول و قرار است دلم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعر عبارت است از گره خوردگی عاطفه و تخیل که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد. " دکتر شفیعی کدکنی"

شعر تقدیمی جناب فولادی به دکتر شفیعی کدکنی در مراسم تجلیل از ایشان در کانون فرهیختگان به پاس یه عمر تلاش در زمینه شعر و ادبیات

شبی که دل سخن بی نقاب را فهمید
بنفشه زمزمه ماهتاب را فهمید
چو واژه از دهنت آب زندگی می خورد
وجود جوهری ام شعر ناب را فهمید
بخوان بنام گل سرخ در رواق سکوت
که دشت خفته حضور عقاب را فهمید
زمین تهی ست ز رندان تو جام می برگیر
که مست میکده رمز شراب را فهمید
بخوان بنام گل سرخ و عاشقانه بخوان
که باغ خاطره بوی گلاب را فهمید
تو ای سحاب محبت به جان تشنه ببار
که ... دیدن ادامه » عمر سوخته فریاد آه را فهمید



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و تو کاشف تمام
خیابانها و کوچه های
خلوت و دنج این شهریم
فقط به بهانه یک بوسه
هنوز هم می توان
دنیاهای جدیدی را
کشف کرد
نام کاربری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از معرکه های اختلاف آمده ام
با ذهن خوش و خیالباف آمده ام
من رهبر جمهوری احساساتم
با قدرت عین و شین و قاف آمده ام

اسم شاعر رو هم کاش مینوشتید
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید