تیوال شعر و ادبیات
S3 : 00:51:31
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
صد و شش سال پیش، توی چنین روزی، آلبر کامو توی یک خانواده‌ی فقیر به دنیا اومد. دریا رو دید. آفتاب رو حس کرد. سوخت. خندید. بیمار شد. کتک خورد. دوید. خندید. ادامه داد. بزرگ شد.

باهوش بود و روشن. حساس بود و عاقل. بزرگ می‌شد و می‌فهمید و می‌فهموند. مهربون بود. لبخند می‌زد. می‌نوشت. مبارزه می‌کرد. آفتاب، توی ابری‌ترین و گرفته‌ترین روزها، شونه‌ به شونه‌اش قدم بر می‌داشت.

پدر شد. عاشق شد. جنگید –چقدر جنگید؛ برای خیلی چیزها... برای نور، برای انسانیت، برای بچه‌هایی که توی جنگ‌ها تلف می‌شدن، برای عشق و کلمات و شرافت... برای شرافت جنگید. تنها بود.

دوستش داشتن و تنها بود. عشق می‌ورزید و تنها بود. همه تنهاییم، اما تنهایی بعضی از ما کامل‌تر و زیباتره، غم بیشتری داره، شعف بیشتری... به قدری که «تنها» تبدیل به صفت می‌شه. تنها برای آلبر کامو، صفت بود، ویژگی ... دیدن ادامه » بود؛ واژه‌ای که پابه‌پای آفتاب دنبالش می‌کرد.

با آفتاب و تنهایی و عشق نفس می‌کشید و زندگی رو می‌فهمید. با ریه‌های دردناک نفس می‌کشید، می‌سوخت، می‌سوخت، می‌سوخت و لبخند می‌زد و زندگی رو می‌فهمید. تا ته ناامیدی رفت و امید رو پیدا کرد. تا مرگ رفت و زندگی رو در آغوش گرفت. نوشت. نوشت و یاد داد. هنوز داره یاد می‌ده؛ کلماتش موندن. می‌مونن...

چون خورشید می‌تابه، سال‌ها و سال‌هاست که شب و روز به زمین می‌تابه؛ حتا اگر هیچ آدم بینایی روی زمین باقی نمونه. خورشید به توجه و نگاه نیاز نداشت. فقط اومد که گرم کنه، مواظب باشه، بزرگ کنه و عشق بورزه. دست تنها اومد که به دریا بتابه و بارون بباره. اومد برای زندگی.

چه چیزی از زندگی شگفت‌انگیزتره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی را تو بساز
به همان ساز که باران دارد
بپذیر عشق را در قلبت
مثل برف تازه
دشت احساس مرا روشن کن
رنگ قلبت دریاست...
تو بخند
وسعت عشق تو باش
که خودت الماسی...
زندگی آواز است
گر هوا طوفانی ست
تو بمان با من باش


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی ازدیدگاه های یک مکتب فکری خوب و شایسته

یک مکتب شایسته و بالنده چه ویژگی هایی دارد ؟ یک استاد و مربی شایسته و یک مکتب فکریِ خوب و شایسته چه ویژگی هایی دارد؟
والا بودنِ یک مکتب با ادعای صاحبانِ آن مکتب ثابت نمی شود، بلکه تعالیم و اندیشه های یک مکتب تنها راه اثبات والا بودن تعالیم و اندیشه های یک مکتب است. یک مکتبِ خوب ویژگی های متعددی دارد که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می کنیم:
1- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته و عمیق، پیروان خود را نه تنها از طرح پرسش منع نمی کند بلکه همواره افراد را تشویق می کند که سؤال بیشتری را بپرسند و از طرح پرسش ترسی نداشته باشند. بنابراین مکاتبی که مردم را از پرسش منع می کنند یا پاسخ های مستدل و منطقی به مخاطبان خود نمی دهند مکاتب شایسته ای نیستند. یک استاد شایسته و ژرف‌اندیش پیروانِ خود را به کنار گذاشتن پیشفرض‌ها ... دیدن ادامه » سفارش می کند و به آنها می آموزد که برای رشد و عمق پیدا کردن لازم است در هر آنچه می خوانند و می شنوند در ابتدا تردید کنند و سپس در پیِ دلیل باشند تا آن سخن اثبات یا رد شود و یا اصلاح گردد.
2- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته برای افراد مختلف با ویژگی هایِ مختلف و استعدادهای مختلف و توان های مختلف و شرایط مختلفی که دارند حکمِ واحدی را بیان نمی کند و مقتضیات زمان و مکان افراد را همواره در نظر می گیرد .
3- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته و عمیق هرگز ادعا نمی کند که حق به طور تمام و کامل، نزد من است و دیگران به طور کلی باطل اند و یک استاد خوب و شایسته هرگز نمی گوید که آنچه من اکنون می گویم کامل ترین و عمیق ترین سخنی است که ممکن است گفته شود و همواره تاکید دارد که سخن عمیق تری نیز در آینده مطرح خواهد شد، زیرا او معتقد است که هیچ چیز در جهان ثابت نیست و همه کس و همه چیز در حال تغییر است پس همواره باید کوشیم که در دانش خود باز نگری کنیم. پس یک مکتب فکری خوب مطلق گرا نیست.
4- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته به "کیفیت" بسیار توجه دارد و "کمیت" را اصل نمی شمارد.
5- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته، ظاهربین نیست و پیروانِ خود را از ظاهربینی نهی می کند و آن‌ها را به ژرف اندیشی و توجه به جوهره هر سخن سفارش می کند. یک استادِ ژرف اندیش نیز همواره چنین سفارشی به شاگردان خود دارد.
6- یک مکتب فکری خوب و شایسته هر چند معتقد است که دانش روز به روز در حال رشد و تغییر است، اما دانش ستیز نیست و مردم را به دانش دعوت می کند و به دانش بی اعتنایی نمی کند . مکاتب و استادانی که به دانش بی اعتنایی می کنند اغلب اندیشه هایِ خرافی را عرضه می کنند.
7- یک مکتب فکری خوب و شایسته نگاهش انتزاعیِ محض نیست و به جهان و پدیده های موجود در جهان نیز توجه دارد. یعنی تعالیم یک مکتب فکریِ خوب در متن‌ِ زندگیِ افراد نیز تاثیر‌ِ مثبتی دارد و صرفا در تعالیمِ انتزاعی خلاصه نمی شود.
8- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته به همه وجوهِ انسان و همه نیازهای آدمی توجه می کند. از دیدگاه یک مکتب فکری شایسته و بالنده، هر صفتی از صفات انسانی باید " به جا" و "به اندازه" مورد استفاده قرار گیرد . استاد یک مکتب فکریِ شایسته نیز هرصفتی را به جا و به اندازه مورد استفاده قرار می دهد و اهل افراط و تفریط نیست.
9- تعالیم و دیدگاه های یک مکتبِ خوب، تعالیمی انسانی است و مبتنی بر کرامت انسان است و برای نوع انسان کرامت قائل است و رفتار ناپسند یک نفر را به منزله عوارض ناپسندی قلمداد می کند و هیچ کس را مطلقا بد نمی داند.
10- یک مکتبِ فکریِ خوب همگان را به رسمیت می شناسد و برای همگان احترام قائل است و تا زمانی که کسی یا گروهی اهل تعدی و تجاوز به دیگران نباشند و تجاوز به حقوق دیگران نکنند، صرفا به سبب اختلاف عقیده، با آن‌ها نمی ستیزد.
https://t.me/alishalchiannazer
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روی نگاهم
غلیظ و داغ
چه قهوه ای می ریزد چشم هایت
عرق میکند نگاهم
ومست میکنی
۱۰ نفر این را دوست دارند
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
چه قهوه ای میریزد نگاهت ...
عالی
۱۲ تیر
خانم ارادتمندم
۱۲ تیر
به
کدام
سو
می نگری؟

انگار
به پنجره ایی چوبی
سال هاست
که چشم دوخته ایی،

منتظری
منتظری ... دیدن ادامه » که بیاید
کنار پنجره،

با همان موهای همیشه آشفته
و چشم‌های زیبا،
که تو را مست
و چشم انتظار کرده،

کمی نزدیک تر بیا
بگذار بوی ناب تن تو
هوای تنفسم باشد
و با آن به سوی ابرها
پرواز کنم،

به من نگاه کن
پاییز
از چشمان من
شروع می شود
که طپش های قلبم را مدام،
به لرزه عجیبی می اندازد.

به
کدام
سو
می نگری؟

#مجتبی
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان هنرمند عزیز.
گفتم یه گفتگو گویی کنم شاید نتیجه داد،
من اهنگساز و تنظیم کننده هستم و برای موزیک ها شاعر نیاز دارم گفتم اینجا بگم هرکی علاقه داشت خواست منت سرما بذاره همکاری کنه اطلاع بده سبک موسیقی پاپ هست. من شماره میذارم لطفا پیام بدین،ایشالا که همکاری خوبی میشه،شرایطم هم توضیح میدم اونجا که وقت عزیزان دیگه اینجا گرفته نشه.
سپاس فراواان
پایدار باشید.
09351169091
amir fakhari و رضا غیوری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رابطه وقتی سمی است که از لحاظ جسمی و روانی رفاه و آسایش شما را تهدید کند. این فرسایش روانی و جسمی گاه چنان آهسته و خزنده رخ می‌دهد که افراد تا پایان عمر متوجه سمی‌بودن رابطه‌‌شان نمی‌شوند.
تیلا بختیاری، رضا غیوری و Negin Fooladi این را دوست دارند
آدم ها گاهی به سَم رابطه ، سَم زدایی غائله می کنند.
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای رنج نازنین
زندگی من بی تو
همچون صحنه ی با شکوهیست که هیچ معنایی ندارد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم کسی در تیوال اگر علاقه مند به تهیه ی کتاب کودک و نوجوان بود یا تمایل داشت به مشارکت در ساخت کتابخانه در مدارس مناطق محروم کشور برای من پیام بگذاره.

ممنون از محبت شما
درود بر شما نرگس خانم گرامی،بسیار اقدام زیبا و قابل تحسینی ست،سپاس از شما
بنده فکر کنم در زمینه‌ی تهیه ی کتاب بتونم مشارکت داشته باشم و خوشحال میشم اگر کمکی هرچند کوچک از دستم بر بیاد.
۱۵ اردیبهشت
دیروز هرچی تلاش کردم نتونسم وصل شم :))

همین الان ترای کنم یه بار تا یادمه
۱۶ اردیبهشت
حل شد
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار تو در این بیشه شکرخند شده
هر نی که تو را دیده دلش بند شده
لب های تو را با مزه شیر و عسل ...
حالا تو بگو قیمت آن چند شده ؟
آذرمهر، آقای سوبژه (محمد لهاک) و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما مثل آتشیم ولی سرد و بی تپش
ما را گرفته است تب اضطرابها
در آسمان تیره به جایی نمی رسیم
با این همه درنگ به نور شهابها
مردانگی ز رستم و سهراب دیده ایم
دیگر چه نیازی ست به افراسیابها
در موج خیز حادثه ها غوطه ور شدیم
ما را گریز نیست ز پیچ و تابها
آرزو نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای نقطه های خط نشده

مخاطب خاااص باید شناسنامه دار باشد
و مشمول توالی تولد ، طفولیت ، برنایی و میرایی
و آنقدر جاااااااندار که به چرخه تناسخ راه یابد

گاهی برای مخاطب عااااام بنویس :)
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مختار بایزیدی، عباس الهی و سایه * این را دوست دارند
وزش باد
رقص بادبادک
بوسه ابر بر گلدان
سکوت زمین و سوال آسمان

کوچه های خاطرات
چراهای بی انتها
واژه های سرگردان
سر به هوایی آدمها

بغض ... دیدن ادامه » باران
نگاه های ناتمام
بی قراری و انتظار
صبر با چاشنی تلخ

مفرد
از جمعِ جنایتکاران
سلاح سردِ بی تفاوتی
همچنان در راه

دورترین نقطه
تاریک میان اعماق ذهن
مُرده ایی وسط راه
کمی دلسرد

آخرین بارِ گناه
کشتن با دست خالی
نگاه پر درد
سرخوشیِ بی منطق

باور سخت
منتظر یک جواب
یک سلام ساده
همیشه امیدوار.

#مجتبی
۰۶ مهر
تو در دلت جنگ
من در دلم صلح،
ماییم
شاهکار تولستوی.

#مجتبی


ممنون مریم جان
برای ... دیدن ادامه » این مشاعره مجازی
لذت بردم
برقرار باشی
۰۷ مهر
ردیف و قافیه زندگیت موزون ، مجتبی عزیز
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
او معنی پیچ و تاب را می دانست
تاثیر شراب ناب را می دانست
می گفت که زنده رود با رود خوش است
یعنی که زبان آب را می دانست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من شعله آن نگاه را می بینم
از دور شرار آه را می بینم
خورشید اگر چه پشت کوه افتاده است
بوسیدن روی ماه را می بینم
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم را از هوس بیتاب کردی
مرا مست از شرابی ناب کردی
به افسون نگاهت خواب کردی
سر ما را به زیر آب کردی!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مژگانت به چشمت شور داری
عجب شوری در آن هاشور داری
هزاران بار مستم کرده ای ، باز
درون چشم خود انگور داری
شاید اگر بیت دو این‌جوری بود از این هم بهتر میشد:
هزاران بار مستم کردی انگار
درون چشم خود انگور داری
۱۰ فروردین
ممنون آقای فدائی ، نظرتون جالبه ولی منظور شاعر اینه که هزاران بار مست شده و باز هم میخواد مست بشه
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهى فقط با یک گل بهار میشود
گاهى تمام عالم گرفتارِ خواب میشود
خواب و گرفتار، بهار و گل
انتخاب دست ماست یا به دست سرنوشت؟
تقدیر چه میشود این وسط؟
تقدیر دست ماست یا دست سرنوشت؟
این قصه را نمیتوان از سر نوشت؟
_____
از خود
"باید از سر نوشت"

میشود نوشت
میشود از سر نوشت،
گذشت آن سرگذشت
گذری دوباره باید،
از سرگذشت به سرنوشت،
از آنچه از سر گذشت،
به آنچه باید از سر نوشت،
سوگند،
به ... دیدن ادامه » آن دو مستِ خواب آلوده ات
میشود که شود،
بهار شروع، از چهار اردیبهشت...

چهارم اردیبهشت نودوهفت
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
خیلى زیبا بود جناب جهان، یک دنیا ممنون
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
درود خانم گراوندی
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عطر تو تمام کوچه را پر کرده است
طعم لب تو کلوچه را پر کرده است
تو در من و با منی و گر نه رویت
این آینه را بگو چرا پر کرده است
وِی_دا این را خواند
جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیچیده شمیم عشق در موهایش
افتاده دلم میان شب بوهایش
هرگز هوس میوه ی دیگر نکند
آن کس که چشیده طعم لیموهایش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دو نفره
تو بازیگر
من تماشاچی
نقش سنگدلی ات طولانی بود
پیش از رورانس رفتم.
رقصیدی اگر ستاره ای ساز زده
انگار کسی سیب تو را گاز زده
ای ماه تو را دیدم و گفتم که فلک
این سکه به نام من از آغاز زده
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نام رود:

نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی متن؛ هیچ‌کدام، نشریه‌ای مختصِ معرفیِ کتاب

http://khabgard.com/4002/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af/
چطور قابل تهیه است؟
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
به به .. چه باحال
برای منی که عاشقِ حتا ایستادن جلوی ویترین کتابفروشیهامو با ولع اسم کتابها و نویسنده هاشونو عکس روو جلد و ... رو نگاه میکنم ؛ اتفاقِ قشنگیه . یه چیزی شبیه کتابِ هفته شاید :)
و اینکه توش از وراجیهای رایج خبری نیست ، اتفاقی ست خوشایندتر .
امیدوارم ... دیدن ادامه » که بتونن به درآمد و سود برسن و ادامه ش بدن ؛ هرچند در این شرایط سخته ؛ اما مطمئنن امکانپذیره .
مرسی رضا جان برای اطلاع رسانیِ قشنگت :*
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
دوستان گرامی خانم‌ها ثانی و مقدم، شماره اول برسه دستم نظرم رو خدمت‌تون عرض می‌کنم. با کلیات فرمایشات هر دو عزیز موافقم.

بامداد جان، با کلیات، جزییات، پوسته و هسته نظرت موافقم. من هم امیدوارم هرچند....

۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید