آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 11:21:21 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این دنیا، دنیایی بی اعتناست که در آن ، جنایت ، چنان گسترش می یابد که کسی وجود آن را درک نخواهد کرد..
واسیلیکاس
neda moridi، سپهر، قاصدک و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
فکر می کنم داریم دقیقا تو همین مرحله سیر می کنیم!
۲۳ شهریور
neda moridi
فکر می کنم داریم دقیقا تو همین مرحله سیر می کنیم!
متاسفانه همینطوره .. ... و برای من هم قابل لمس و دارم احساس میکنم این بی اعتنایی رو... البته بر اثر تکرار زیاد عادت بوجود میاد .. ترسمان باید از این باشه که این تکرار بی اعتنایی به این گونه اعمال زشت ما رو عادت نده.. امیدوارم البته.....
۲۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر وقت این شعر بینظیر حافظ رو که میخونم ، علاوه بر کیفی که میکنم به این فکر میکنم که این شعر می تواند در آن واحد مصداقی عالی برای تایید و یا رد نظریه مرگ موءلف باشد . هر جای این کارزاز که باشی دستت رو میگیره ...

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو ... دیدن ادامه ›› را در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود

راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود
حال خوبی داره پستهات علی جان . تسکین دهنده و گرم . خدا حفظت کنه رفیق
۱۶ شهریور
نیلوفر
علی جان ‌همه چی ردیفه ایشالا؟ سلامتی؟
سلام نیلوفر خانم بله خدا رو شکر
خیلی ممنون که به فکر بودی رفیق خوب ...
Ali
سلام نیلوفر خانم بله خدا رو شکر خیلی ممنون که به فکر بودی رفیق خوب ...
خدا رو شکر ...:)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از مهمترین دردهای جامعه امروز ما والبته شاید اکثر جوامع از زبان دکتر فرانکل :

گاه ناکامی در معنی جویی سبب قدرت طلبی است ، که آن هم به شکل بسیار ابتدایی آن یعنی پول پرستی آشکار می شود . در پاره ای موارد جای ناکامی در معنی جویی را " لذت طلبی " اشغال می کند . به همین دلیل ناکامی وجودی گاه حرص و آز عملیات جنسی را بر می گزیند در این موارد می توان دید که چگونه کسانی که از خلاء وجودی رنج می برند ، اسیر شهوت خویشند .
نیلوفر این را خواند
محسن جوانی و امپرسیونیست این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
موقت
نمیدونم واقعا سینمایی تر از این اشعار داریم ؟

سراسر شاهنامه پر است از این دست ابیات که تو گویی در سالن سینما به تماشا نشسته ای . حتی برخی جاها صدا سازی های همراه با تصویر رو هم به خوبی درک میکنی .

​تهمتن به بند کمر برد چنگ
گزین کرد یک چوبه تیر خدنگ

یکی تیر الماس پیکان چو آب
نهاده برو چار پر عقاب

کمان را بمالید رستم به چنگ
به شست اندر آورد تیر خدنگ

برو راست خم کرد و چپ کرد راست
خروش از ... دیدن ادامه ›› خم چرخ چاچی بخاست

چو سوفارش آمد به پهنای گوش
ز شاخ گوزنان برآمد خروش

چو بوسید پیکان سرانگشت اوی
گذر کرد بر مهره‌ی پشت اوی

بزد بر سر و سینه‌ی اشکبوس
سپهر آن زمان دست او داد بوس

قضا گفت گیر و قدر گفت ده
فلک گفت احسنت و مه گفت زه

کشانی هم اندر زمان جان بداد
چنان شد که گفتی ز مادر نزاد…
برو راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش از خم چرخ چاچی بخاست

چندین سال متوالی این بیت تست کنکور بوده

یادآوری تلخ و شیرین روزگاری به شدت دور ـ نزدیک (83)

دمت گرم و هموز هم نمی‌فهمم "موقت" یعنی چی؟!
۱۱ شهریور
محسن جوانی
برو راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش از خم چرخ چاچی بخاست چندین سال متوالی این بیت تست کنکور بوده یادآوری تلخ و شیرین روزگاری به شدت دور ـ نزدیک (83) دمت گرم و هموز هم نمی‌فهمم "موقت" ...
محسن جان بعضی مواقع مطالبی زیر پستها نوشته میشه که به نظر من بهتره پست کلا پاک شه تا اون مطالب باشه . این موقت رو برای اون مینویسم که اگر پاک شدنی بود . دوستان که نظری دادند خدایی نکرده حمل بر بی احترامی نکنند .
۱۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داستان فایل ها چیه امپر جان؟
۰۹ شهریور
امپرسیونیست
شعره میم جان . اون موقع چای بابونه و دارچین دم کرده بودمو روی کاناپه بادیم دراز کشیده بودمو داشتم مینوشیدمو شعرهای شمسِ لنگرودیِ عزیز رو گوش میکردم . حالِ خیلی خوب و مساعدی بود لبریزِ خیال و ...
آهان، آخه چون نمی‌دونستم چیه دانلود نکردم، گفتم ازت بپرسم.
ممنون
۰۹ شهریور
میم
آهان، آخه چون نمی‌دونستم چیه دانلود نکردم، گفتم ازت بپرسم. ممنون
سلامت باشی :)
۰۹ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کدام شعر ، ملتها را شاعر کرد ؟
مثل بمب اتم هر چه از گذشته را نابود کرد و هرانچه بعد از خود را تحت تاثیر خویش قرار داد ؟
کدام شعر ، از ادبیات فراتر رفت و تبدیل به زندگیِ میلیونها انسان شد ؟
بعد از مالارمه ، چه کسی میتوانست خود را اینچنین مهیب شاعر بنامد ؟

http://s10.picofile.com/file/8406648426/eliot_thewasteland.pdf.html
همراه با ترجمه ی فارسی
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شبها هیچی به اندازه ی شنیدنِ موسیقی jazz و لم دادن و خیالبافی کردن و گاه نوشتنِ شعری یا داستانی چیزی برام لذتبخش نیست . شبها همه چی آروم و به اندازه ست . هوا ، سکوت ، نور و حتا ضربان قلب :) همه چی در سطحِ متعادل و متوازنی از آرامش جریان داره . ... دیگرانو نمیدونم اما برای من که اینطوره . همه ی اینها از موهبتِ jazz ئه :)
موسیقیِ جز البته زیر شاخه ها و انواعِ مختلفی داره که گاهی مثل بیباپ و ... نیازمندِ تمرکز و دقتِ بیشتریه تا لذت متناسبی رو برد . گاهی هم مثل ایزی لیسنینگ و وینتیج-پاپ و ... همه چی در یک هارمونیِ عطرآمیز و صورتی قرار داره .
الان که داشتم کارهای اروین برلین رو گوش میدادم دلم نیومد به اشتراکش نذارم . دوست داشتم گوشش کنید و با هم ملودیش رو زمزمه کنیم :)
(نکته : اونچه توو تیوال مینویسم کپیِ چیزهاییه که توی وبلاگم مینویسم . چون اونجا مینویسم میگم بیام اینجا هم کپیش کنم بمونه برام لذا مخاطب خاصی رو در محیط تیوال مد نظر ندارم در تمام پستهام اگر احیانن اسم از مخاطبی برده میشه منظور بچه های اونجاست )
یه کارِ سرحال و ساده که میتونه خیالبافیِ این ساعتی رو نرم و لطیف ؛ تحریک کنه
اساسن ایزی لیسنینگها ... دیدن ادامه ›› همینن :)
مضافن بر اینکه شعرِ این آهنگ بسیار هم دلچسبه :) و جون میده که باهاش و همراش بخونین و کل خونه رو با صداتون تزئین کنید . عین چراغونیِ شب کریسمس :)

http://s10.picofile.com/file/8405984626/Irving_Berlin_Anything_You_Can_Do_I_Can_Do_Better.mp3.html

Anything you can do I can do better
I can do anything better than you
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Anything you can be I can be greater
Sooner or later I'm greater than you
No, you're not
Yes, I am
No, you're not
Yes, I am
No, you're not
Yes, I am, yes I am
I can shoot a partridge with a single cartridge
I can get a sparrow with a bow and arrow
I can live on bread and cheese
And only on that?
Yes
So can a rat
Any note you can reach I can go higher
I can sing anything higher than you
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
Anything you can buy I can buy cheaper
I can buy anything cheaper than you
Fifty cents
Forty cents
Thirty cents
Twenty cents
No, you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Anything you can say I can say softer
I can say anything softer than you
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can! Yes, I can!
I can drink my liquor faster than a flicker
I can do it quicker and get even sicker
I can open any safe
Without being caught?
Sure
That's what I thought (you crook!)
Any note you can hold I can hold longer
I can hold any note longer than you
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can! Yes, I can!
No, you can't -- Yes, you can!
Anything you can wear I can wear better
In what you wear I'd look better than you
In my coat
In your vest
In my shoes
In your hat
No, you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Anything you can say I can say faster
I can say anything faster than you
Noyoucan't
YesIcan
Noyoucan't
YesIcan
Noyoucan't
YesIcan
Noyoucan't
Yes, I can! Yes, I can!
I can jump a hurdle
I can wear a girdle
I can knit a sweater
I can fill it better
I can do most anything
Can you bake a pie?
No
Neither can I
Anything you can sing I can sing sweeter
I can sing anything sweeter than you
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Oh, yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't
Yes, I can
No, you can't, can't, can't
Yes, I can, can, can, can
No, you can't
Yes, I can
I'm superior, you're inferior
I'm the big attraction, you're the small
I'm the major one, you're the minor one
I can beat you shootin', that's not all
Anything you can sing, I can sing louder
I can sing anything louder than you
No you can't
Yes I can
No you can't
Yes I can
No you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Anything you can buy, I can buy cheaper
I can buy anything cheaper than you
Fifty cents
Forty cents
Thirty cents
Twenty cents
No you can't
Yes, I can! Yes, I can!
I could be a racer, quite a steeplechaser
I can jump a hurdle even in my girdle
I can open any safe
Without being caught?
Yes
That's what I thought
Anything you can dig, I can dig deeper
I can dig anything deeper than you
Thirty feet
Forty feet
Fifty feet
Sixty feet
No you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Anyone you can lick, I can lick faster
I can lick anyone faster than you
With your fist
With my feet
With your feet
With an axe
No you can't
Yes, I can! Yes, I can!
Any school where you went I could be master
I could be master much faster than you
Can you spell?
No I can't
Can you ?
No I can't
Can you teach?
Yes, I can! Yes, I can!


چون به خیالبافی و نوشتنِ همراهش مربوط بود گفتم در این بخش پستش کنم


با وجود علاقه فروانی که به موسبقی دارم انچنان شناختی ازش ندارم . ولی این پستی که گذاشتی ناخواسته منو برد در فکر موسیقی امرور کشورمون ، علی الخصوص ترانه هایی که روی انها گذاشته میشه . پنج دفیقه خواننده میخونه دو خط ترانه داره که دایم تکرار میشه ...
امپرسیونیست
شگفت انگیزه . شگفت انگیزه . هر چی بگم ازش حق مطلب و لذتی که ازش بردمو میبرم رو ادا نمیکنه
فیلم رو دیدی؟
۲۸ مرداد
پوریا صادقی
فیلم رو دیدی؟
نه یه مشکل توی پخش دارم که قطع و وصل میشه . دلمم نمیاد توو پی سی یا لپتاپ ببینیم هیچ فیلمی رو . روو پرده و توو سینمام حالِ دیگه ای دارم . عادت کردم بهش .
شنبه قرار شد یکی بیاد ببینه مشکل چیه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از سبکهای جذاب ولی به ظاهر معمولیِ شعر معاصر ، شعر-نثره .
حالا چطور میشه تشخیص و از نثر تمیزش داد ؟ با توجه به یکی از شگردهایی که در اغلبِ شاعرانِ این سبک مشترکه . شبیه مثلن موزیک رگتون یا بندریِ خودمون . دقت کردین تمام موزیکهای رگتون یا بندری و موزیکهای بومیِ دیگه مثل عربی و ... ریتمِ تقریبن یکسانی دارن ؟ اونچه تغییر میکنه ملودیها و هارمونی و ... است . اما ریتم که برپایه ی نوسان و چینش درامز هست یکسانه .
آیا شنونده خسته میشه از شنیدنش ؟ نه
در شعرِ منثور هم با همین شیوه مواجهیم . و اون ویژگی و خصیصه ی مشترک در شاعرانش درگیری و غور در استعاره ست .
شاید با مثال بهتر بشه توضیحش داد . یه خمیر رو در نظر بگیرید ، اونو روی جزیره ی آشپزخونتون چنان بکشید که تقریبن بشه سنگِ زیرش رو دید . خب هنوز شما خمیر رو دارید و خمیر بودنِ خمیر یا خمیریتش تغییر نکرده اما تونسته تصویری از زیرِ خودش رو هم به شما نشون بده .
حالا اگر من به شما بگم اینو ببین چه خوشگله . شما کمی تعلل خواهید کرد که آیا منظورم خمیره ؟ یا سنگِ زیرش . چون هر دو ... دیدن ادامه ›› دیده میشن .
جذابیت شعر منثور دقیقن همینجاست . اینکه شما رو با واقعیتی متفاوت روبرو میکنه . شما درگیرِ اشاره ش میشید درحالیکه میدونید خمیری که دارید میبینید خمیره اما تصویرِ دقیقِ یک خمیر نیست چون خطوط و طرحِ سنگِ زیرش هم در پسِ پشتِ خمیر دیده میشه . و از طرفی سنگ هم ، سنگ نیست چون بواسطه ی حضورِ خمیر معوج و تحریف شده است . پس شما با واقعیتی متفاوت از خمیرِ صرف و سنگِ صرف روبرو میشید . و این یعنی ارتقای واقعیت . یعنی برخورد با امرِ شگفت انگیزِ روزمره .
شما در این مکتبِ شعری روزمرگی رو خواهید خوند و خواهید دید اما کمی که بیشتر دقت میکنید و نزدیک میاید میبینید کاملن با امری تازه روبرویید .
در این سبک شعر هیچکدوم از الزاماتِ قدیم رو همراه نداره و بهشون متعهد نیست . تنها چیزی که براش اهمیت داره استعاره است . و اونو چنان میکشه و در تمامِ سطحِ معنا پهن میکنه که به مفهوم مرکزی نوشتار نزدیک بشه . و این آغاز مواجهه و شگفتیه :)
یه خوبیه دیگه ی این سبکِ شعری اینه که با ترجمه کنار میاد . و شما براحتی میتونید بدون نگرانی شعرهای ترجمه رو بخونید ..


من در جستجوی عکسی هستم که ممکنه زندگی من رو دگرگون کنه . اون خیلی کوچیکه و موضوع مناسبت های فراموشی است ، در دستهای پوکر اتفاق می افتد و کارتهای خوارو بار فروشی ها . در زیر سنگِ بی حرکت اون عکس منو نشون می ده در ازدست دادن و پیدا کردن در جستجوی یه عکس دیگه که اون یکی ممکنه خیلی دگرگونی ایجاد کنه . گذشته ام منو گریزان می کنه مثل یک سیاستمدار . بکاربردن یک مگس کش ، اون مجموعه جعبه های حبوبات من رو نابود کرد ، کودکی من کنار میز صبحونه بزرگ شد . فقط اون عکس میتونه چهارده بچه ی گمشده ی من رو پیدا کنه که فقط مثل من نگاه می کردند .وقتی با « اداره افراد گمشده » تماس می گیرم آنها می گویند با « اداره عکسهای گمشده » تماس بگیر . آنها یک مجموعه ی خوبی دارند . یکی از ازدواج هفتم کالوین کولیج . یکی از مردی که با سورتمه می ره روی صخره . یه دونه از عمو آرتور تو شبی که یه طاووس خرید . اوه ! عکس از پایان تور دور دنیا با یک بالن . از کارِت توی آزمایشگاه ِ تشخیص ِ آینه استعفا بده . بیا خونه پیش من ، کوچولوی نادون ، قبل از اینکه دریابم می تونم بدون تو زندگی کنم .

" چرنوف "



سپهر این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الان مستندی از سیمین بهبهانی رو تلویزیون پخش میکرد . یه قسمت خاطره ای نعریف کرد که خیلی عجیب بود برام .
گفت از شهریار سوال کردن که ماندگارترین و زیباترین شعری که در عمرش شنیده چی بوده ؟
( سیمین بهبهانی توقع داشته از حافظ و ... مثالی آورده بشه )
شهریار گفته : این شعر زیباترین شعریه که در عمرم خوندم و شنیدم : " خدایا خدایا تا انقلابِ مهدی ، خمینی را نگهدار "
میم این را خواند
استحاله‌ی ادیبان و هنرمندان
🌿🌿
امپرسیونیست
نکته ی جالب : به نظرم 4 مدل ورود به بحث داریم ( در زمانی که مخالف اون نظر اولیه در پست هستیم ) 1. اینکه مثل سید مهدی ، اول نکاتی که به نظرمون در بحث اصلی گم شده و بهش اشاره نشده ( چه عمدن ...
کس خواستار هرگز، هرگز شنیده اید؟
یا هیچ دیده اید کسی دوستار هیچ؟
آن هیچ کس که هرگز نشنیده ای منم
هم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ

" مظاهر_مصفا "
سپهر
کس خواستار هرگز، هرگز شنیده اید؟ یا هیچ دیده اید کسی دوستار هیچ؟ آن هیچ کس که هرگز نشنیده ای منم هم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ " مظاهر_مصفا "
بینظیری سپهر جان . مطلقن بینظیر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شعرِ امروز فارسی متاسفانه به مسئله ی مهمِ ژانر بی اعتناست .
در ژانر اندیشیدن به معنای محدودیت نیست . بلکه مشخص کننده ی جهانبینیِ شاعره . اینکه شاعر بعنوانِ یک اندیشمند ، از کدوم زاویه تمایل داره به جهانِ هستی نگاه کنه . ضمنِ اینکه به شکلی تعیین کننده گواهِ زیست و دغدغه های هستی شناسانه و فرمیِ وی نیز هست .
متاسفانه اونچه در شعر فارسی امروز ناپیداست مسائل مهمی مثل ژانر ، فرم و ... است .
گویی همه ی شعرهای امروز توسطِ یک نفر نوشته میشه . و تشخیصِ شاعران از هم کاری بس بسیار سخته . مگر شاعرانی معدود مثل گروس ، سابیر هاکا و ...

یکی از ژانرهای مطلقن ناشناخته در زبانِ فارسی ، علمی تخیلیه . که نخستین بار حدود 1995 توسط بریک ایجاد شد .
که به مرور زیرشاخه های وحشت ( با شعر اکسپرسیونیستی اشتباه نشه ) ، سایکو و ... رو هم زیر بال و ... دیدن ادامه ›› پر خودش گرفت .
در این ژانر مثل شعرهای اکسپرسیونیستی ، اضطراب نقطه ی قوت و هدف اصلیِ انتقال به مخاطبه که البته بر خلافِ شعرهای اکسپرسیونیستی با کشف و وجدِ خیالپردازانه تعدیل میشه .
توضیحاتش باشه برای بعد که فرصت باشه :) الان فقط هدفم این بود که یکی از شعرهای حال خوب کنش رو به اشتراک بذارم اما گفتم شاید لازم باشه که قبلش خیلی کوتاه بگم ژانر و ساختارش چیه و ... :)

" اگر شما هم دوست داشتید و حوصله و فرصتش هم براتون مهیا بود ، اینجا بصورتِ بداهه اما در ژانر ، شعری به یادگار بسرایید و بنویسید :) "
نیازی نیست حتمن حرفه ای باشه . یه جور تمرین و بازیِ دورهمیِ فقط . اگرم حالش نبود که هیچ ؛ سرتون سلامت :)
زنده باد :)



پلوتون
گوی سنگی یخین
دورتر از دور از زمین
آونگان در تاریکی


" پالمر "



Ali و سپهر این را خواندند
میم این را دوست دارد
سلام

چند سوال مطرح میشه پس از خوندن متن شما نخست اینکه گزاره "شعرِ امروز فارسی متاسفانه به مسئله ی مهمِ ژانر بی اعتناست ." یک قضاوت توام با صدور حکمه. این قطعیت از کجا ناشی میشه؟ بر اساس کدام پژوهش یا تحلیل یا حتی نگاه آنتولوژیکال؟
یعنی شاعر باید خودآگاه بره به سمت در ژانر نویسی یا اینکه شاعر می نویسه و بعد منتقدین یا مخاطبین دسته بندی ... دیدن ادامه ›› می کنن؟

دوم اینکه یکی از نقدهای جدی به شعر چند دهه اخیر نگاه فرمی و البته غلظت المان های ساختارگرایانه در شعرهاست حال اینکه شما با این گزاره "متاسفانه اونچه در شعر فارسی امروز ناپیداست مسائل مهمی مثل ژانر ، فرم و ... است ." خلاف آنچه که مورد چالش و بحثه رو مطرح کردین و ایضا این گزاره هم حکم صادر می کنه و برای این قطعیت ها به نظرم دست کم بیان چند شاخصه توقع زیادی نباشه.

سوم امااین بخش از متن"گویی همه ی شعرهای امروز توسطِ یک نفر نوشته میشه . و تشخیصِ شاعران از هم کاری بس بسیار سخته . مگر شاعرانی معدود مثل گروس ، سابیر هاکا و ..." از دوستان شاعری نام بردین که اتفاقا استراتژی آنهادر شعر مبتنی بر کشفه، استراتژی که البته ضعف نیست اما یکه و منحصر بفرد نیست. گمانم این بود با این نگاه شما به شعر گزینه های بهتری را می شنوم.

چهارم اما نگاه شما به نوشتن شعر و سهل نویسی (نه ساده نویسی) برایم جالب است، اینکه اساسا چه وجهی از شعر رو با چه تعریفی در ذهن دارین که دعوت به بداهه نویسی در ژانر می کنین. احتمالا با من موافقین که کنار هم گذاشتن واژه ها در محور هم نشینی و البته تقطیع اونها و چیدمان عمودی لزوما به منزله شعر نوشتن نیست.

ممنونم بابت اینکه از شعر نوشتین و مجال گفتگو ایجاد شد.
ارادت
امپرسیونیست
در مورد سوال اول : اونچه از شعر امروز مطالعه کردم . در مورد " یعنی شاعر باید خودآگاه بره به سمت در ژانر نویسی یا اینکه شاعر می نویسه " ، پاسخم بله است . من به اینگونه شعر معتقدم . ...
یکم اینکه چون سویه نگاه شما به مساله اعتقاد و سلیقه شخصیه علاقه ای به ورود ندارم
اساسا گفتگو مبتنی بر استدلاله و البته به جهانی فراتر از جهان و سلیقه شخصی نیاز هست برای یک گفتگوی جدی

دوم اما همچنان گزاره های حکمی و یقینی در پاسخ شما هم هست و با این وجود گفتمان شکل نخواهد گرفت

نکته سوم ناظر به سویه نگاه شما به شعره، شما با شعر مواجه هستین و نگاه فان و دورهمی خوش بگذرونیم طوری به شعر همان آسیبی به شعر ... دیدن ادامه ›› وارد می کنه که الان شما در موضع انتقاد از اون ایستادین

قطعا در جهان شخصی شما پذیرفته شده و موجه هست که دعوت کنین و پیشنهاد بدین
اما خب در بسیاری از ساحت های زیست مون مجاز به پیروی صرف از منویات و علاقمندی هامون نیستیم چون قواعد و قوانینی داریم ، خواه در امور جاری و نظم عمومی خواه در ساحت تولید اثر هنری و با توجیه علاقه شخصی بودن امری نمیشه به اون آسیب زد

ارادت
آرزوی سلامتی و شادی
یاسر متاجی
یکم اینکه چون سویه نگاه شما به مساله اعتقاد و سلیقه شخصیه علاقه ای به ورود ندارم اساسا گفتگو مبتنی بر استدلاله و البته به جهانی فراتر از جهان و سلیقه شخصی نیاز هست برای یک گفتگوی جدی دوم ...
من در رابطه با این سخن گفتم که کتابِ شعرِ علمی تخیلیِ فارسی ندیده ام که نخواهم از کلمه ای غیر از مطلق استفاده کنم . اگر شما خوانده اید چه عالی . تعدادی را نام ببرید . سپاسگزار خواهم شد .

گزاره های حکمی و یقینی محصول و زاده از مجموعه بدیهیاتی ست که شخص آنرا بواسطه ی مطالعه ، تحصیلات ، تجربه و ... کسب کرده و فکتهای پشتیبان و حمایت کننده ی آنرا برای خود قانع کننده یافته است .
همچنانکه من یک تخت گرا هستم . و مجموعه دلایلی که برای این مهم دارم را برای این نتیجه گیری کافی میدانم . لذا همه اش بر پایه ی سلیقه ... دیدن ادامه ›› نیست . بیشتر هدف گذاری ست .

اگر من میگفتم که شعرهایتان را برایم بفرستید تا آنها را چاپ و منتشر کنم و در نمایشگاه کتاب ارائه دهم . بله حق با شما بود . چه که بنده به شدت با چاپ کتابهای سطحی و بی مایه ی امروزی در شعر فارسی که بصورت فله ای چاپ میشود موافق نبوده و نیستم . اما توجه داشته باشید که اینجا یک محیط چتِ معمولی ست و با توجه به برچسبِ انتخاب شده از سوی من یعنی " گفتگو " مایل به تفریح و گفتگو و داشتنِ اوقاتی دلپذیر برای خود و دیگران هستم .
نه اینکه بنشینم و بطور مثال شما سوال بصورتِ رگباری بپرسید آن هم بازجویانه :d ( شوخی میکنم ) و من جواب بدهم . اگر گفتگویی دو یا چند نفره بود که هر کدام اطلاعاتی به هم میدادند ، همدلانه و دوستانه ، قطعن از آن استقبال میکردم و میکنم . اما واقعن چه سودی برای من دارد که سوالهای یک طرفه را جواب بدهم و وقت بگذارم تا دیگری نظرش را تغییر دهد یا ندهد . خب ندهد چه فرقی برای من میکند :)
اما اگر گفتگو باشد ، دوستانه باشد ، بده بستان باشد ، شما چیزی بگویی که من نمیدانم و من چیزی را بگویم که شما درباره ش فکر کنید و ... قطعن برایش وقت گذاشته و ضمن لذتی که میبرم هرانچه میدانم را نیز به اشتراک خواهم گذاشت . در غیر اینصورت ازش طفره رفته و شانه خالی خواهم کرد برای سیو کردن وقت و انرژیم .
کارکردِ این محیط برای من ، سرگرمی ست . و فقط هم به همین اندازه برایش وقت ، انرژی و حوصله میذارم . اما از گفتگوهای جدی و عمیق البته به شرط گفتگو بودنشان ، استقبال میکنم و لذت میبرم . مشتاقِ تحلیل و نقدم اما اینگونه که شما ورود کردید خیر . لذا درک میکنم که مایل به گفتگو نباشید چون متقابلن بنده نیز در مواجهه با اینگونه جدلها تمایلی از خود نشان نمیدهم :) چه جدی و عمیق باشند ، چه سطحی و شوخی . چون جز از بین رفتن وقت و انرژی هیچ عایدیِ دیگری ندارد ( این قسمت ویرایش شد )
اگر به شعرهایی که در همین بخش ادبیات از دیرباز تا کنون توسطِ کاربران سروده شده نگاه کنید ، یا نقدهایی که در بخش سینما و تئاتر نوشته میشود . متوجه خواهید شد که این محیط آنقدرها جدی نیست یاسر جان که بخواهید نگرانِ نظم عمومی باشید . همه چیز مطلقن مفرح و ساده ست .

بزرگوارید
بنده هم آرزوی تندرستی و شادکامی برایتان دارم


برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

یه شعر فوق العاده از پابلو سابریو .. یک شگفتیِ محض . بدیع ، تازه ، چابک و باشکوه

Man
climbs
the scaffold
leaving the arc
of his head pressed
against the blue horizon.
The world pulls calmly his hairs
until clouds are wet winds of white distance.
The hand organizing, ... دیدن ادامه ›› playing the music of meaning
in strong steps, structures of size, rooms the shape of moons.
The man sleeps with the night tightly wrapped around his naked arch.
The street was pixelated with the yellows, crimsons and cadmiums
of thin leaves that clung like things leaving their mother’s veins.
The mouth took in the morning and the air snoozed a minute
before it rose, a wisp of paper infinitely exiting the world.
The day held its edge lightly above the lake
where swans wrote delicate delusions
on the waters’ smoke the clouds
glitched, errors on the screen
once the eye caught serpent
moves on the silk that was
almost as blue as the sky,
the lake, the eye
all being
one.
آقامیلاد طیبی این را خواند
میم، محسن جوانی، پوریا صادقی و محمد مجللی این را دوست دارند
Saborio رو نمیشناختم امپر جان، ممنون که به اشتراک گذاشتی 🍀🍀
امپرسیونیست
بزرگواری میم جان . آره آدم بینهایت جذابیه . اون چیزی که اونو برای من خاص و عزیز کرده اینه که مطلقن خودآموخته ست . و اساسن معتقده با مشارکتِ بی قید و شرط و آزاد در درونِ یک پدیده است که میتونه ...
چه اطلاعات جالبی دادی، حتمن درباره ش بیشتر میخونم
میم
چه اطلاعات جالبی دادی، حتمن درباره ش بیشتر میخونم
سلامت باشی :)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حتمن تا حالا زیاد براتون اتفاق افتاده که کتابی رو بخونید و ناگهان با ورود به یک جمله ، زیر پاتون خالی شده باشه و سرازیر بشید به دنیایی با شکوه و رویایی .
نمیدونیم کِی این اتفاق میفته ، اما رخ دادنش ناگزیره ، نمیدونی در کدوم صفحه ، در چه موقعیتی ، کجا ، اما ناگهان بوم !!! گویی بیهوا پاتو گذاشته باشی رویِ مین ، یه مینِ دوست داشتنی ، یه مینِ شکلاتی - اسمارتیزی که به محض منفجر شدنش ، تمام لذتهای دنیا رو بغل میگیری یهو . غرق در شگفتی ...
یه دروازه ی زمان ، یه کرمچاله شاید ، یه پل که عبورتون از " هست " رو ، به بعید ، به ناممکن ، به شگفتی میسر میکنه
جملات و قطعاتی چنان با شکوه که خواسته باشید تندیسش رو وسطِ شهر بسازید . فارغ از اینکه دیگران درباره ش چطور فکر میکنن یا چه نظری دارن .
چیزی که شما رو از آنِ خودش کرده باشه و زین پس متعلق به درخشش باشید .
اگر همچون جملاتی رو به یاد دارید لطفن برام بنویسید .
اگر موقع خوندنِ کتابی یهو یه جمله یقه تون رو گرفته ، چسبونده به دیوار و پشتِ هم ماچتون کرده ، برام از اون لحظه بگید لطفن . از اون مواجهه ی تمام عیار ... دیدن ادامه ›› و خواستنی :)
هیچ چیز برام شگفت انگیزتر از این نیست که اینجا بتونم جملاتی رو ازتون بخونم که اینطور تکونتون داده باشه ، بغلتون کرده باشه ، ماچتون کرده باشه ؛ سفت و ول نکردنی :)
امیدوارم حوصله ش رو داشته باشید و برام از اون لحظات و اون مین های طلایی که نویسندگانِ جان و جانی ؛ جنونِ کار گذاشتنِ گاه و بیگاهش رو دارن بگید .. چه در داستان ، چه شعر ، چه هر کتابِ قابلِ انفجارِ دیگه :)


برای خودم یکی از اون انفجارها که باعث شد بِپُکم و تا سالها اسیر در اردوگاهِ سوررآلیستها بشم این جملات از آراگون بود :

در نهایت ، هر ذره ای از فضا ، چون هجایی از لغتی خرد شده ، معنایی دارد . هر اتم کمی از ایمانِ انسانیِ خود را ، مثل رسوبی ، نگاه میدارد .
و سکوت شنلی ست که باز میشود . این خوشه های بزرگ ستارگان را بنگر ، ملکوت با نوکِ انگشتانِ ظریفش موهوم را آهسته کنار میزند ، دم گرمش را به شیشه ی پنجره ی مغاک میدمد ، پیغامِ سحرآمیزش را به دلهای نگران مخابره میکند .
ملکوت در گرماگرمِ نوازشی با خود میگوید : هوای منظره به تمامی آمیخته با معناست . هوای معنا به کمترین وزشِ باد تمامن میلرزد .





این جملات باعث شاد تا ماه ها قدرتِ تکلمم رو از دست بدم :)

این پست برای من ماندگار خواهد بود و خودم هر وقت لابلای کتابی منفجر شدم ، برمیگردم و از لحظاتِ شگفتِ حینِ انفجار خواهم نوشت

زنده باد :)



Ali این را خواند
میم، پوریا صادقی، سپهر، محسن جوانی، آدنا، میرآ و محمد مجللی این را دوست دارند
راستش من از این موارد خیلی زیاد دارم... و این کار سختی ه خدایی!!!!!
و اصولا با صفت عالی«ترین» کمی زاویه دارم....مثلا هیچ وقت نتونستم جواب«بهترین کتابی که خوندی چیه ؟! رو بدم....حاشا....

اما از اونحاییکه سالهاست این عادت رو دارم که موقع خوندن کتاب کلی حاشیه نویسی و خط کشی و نقد و ویراش همزمان با خوندن رو انحام میدم...بعد از اتمام کتاب، تموم اون جمله ها و لخت هایی از کتاب مه برام مهم بوده و جالب که از قضا هم نظر هم بودم رو توی دفتر یادداشت میکنم ...الان فکر کنم حدودا ۱۶ تا سررسید تموم کردم...به هنین خاطر به چند مورد بسنده میکنم.... که البته «ترین» نیستند ولی مثل بقیه عالی هستند.
به به
چه پستی

متاسفانه یا خوشبختانه من یکم احساساتی هستم و تا دلت بخواد از این تجربه ها داشتم. اصلا اگر با هر کتاب چندبار این حس بهم دست نده انگار ... دیدن ادامه ›› یچیزی کمه.
قطعا رکورد برام دست هری پاتر و دوران شیرین نوجوانی هست
ولی این اواخر هم سر کتاب غول مدفون این حس زیاد بهم دست داد. داستان در مورد فراموشی بود و اینکه برترین نبرد، جنگیدن برای بازگردوندن خاطراتمون هست...
گاهی هم اون حس خوشایند نیست. مثلا موقع خوندن راهنمای مردن با گیاهان دارویی، این حس بهم دست داد و خالی شدن زیر پام، مصادف شد با غرق شدن تو یه سیاه چاله و دست و پا زدن برای رهایی ازش
محمد مجللی
به به چه پستی متاسفانه یا خوشبختانه من یکم احساساتی هستم و تا دلت بخواد از این تجربه ها داشتم. اصلا اگر با هر کتاب چندبار این حس بهم دست نده انگار یچیزی کمه. قطعا رکورد برام دست هری پاتر ...
چقدر عجیب . هرچند هیچوقت سمت موضوعات تاریک و ناخوشایند نمیرم اما حتمن باید بخونم اینو . ببینم چطور تونسته تاثیری اینچنین مهیب و مهلک بذاره :) باید واقعن حرفه ای نوشته باشه . ممنون :)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از مهارتهایی که آموختنش به داشتن یه زندگی شاد و تحت کنترل کمک میکنه مهارت رفتارهای کلامی و غیر کلامیه .
که هر کدوم به شاخه های متعددی تقسیم میشن . اما اونچه در هر دو مشترکه اشراف به منطق و ساختارهاست . اساسن آدمها بسیار قابل پیش بینی ان ، ضمن اینکه براحتی میشه اونها رو بواسطه ی اونچه بروز میدن ( که اغلب ناخوداگاه و غیر ارادیه ) شناخت . فقط لازمه با ابزارهای تشخیص آشنا بود . دونستن و آشنایی با این ابزارها به ما کمک میکنه مسلط تر ، راحت تر ، ایمن تر و شادتر زندگی کنیم .
مثل وقتی که کسی تلاش میکنه هر طور شده حرفش رو به کرسی بنشونه ، اینگونه موارد زیرکانه ترین راه برای او کمک گرفتن از چاله های زبانی ، مغالطات و ... است . اما اگر شما با نشانه شناسی ، منطق ، ساختار و انواع مغلطه و ... آشنا باشید . براحتی او رو متوجه عبث بودن تلاشش میکنید و بهش گوشزد میکنید این بازیها در برابر شما جواب نخواهد داد :)

دوست دارم به مرور فایلهای مهمتری رو آپلود کنم و دربارشون صحبت کنم اما ترجیحن از مباحث فان تر و ساده تر شروع میکنم تا برسیم به مباحث اصلی و جدیتر
فایل زیر یک قسمت از یک مجموعه ی 35 قسمتیه که به زبان فارسی ساخته شده بعنوان " مهارت شناخت دروغگو "
برای شروع فکر کنم خوب و بامزه و فان باشه ... دیدن ادامه ›› :d
اگر اوکی بودین باهاش قسمتهای بعدی و مباحث بعدی در این زمینه رو هم قرار میدم اگرم باهاش حال نکردین که هیچ ، میگذریم ازش و یه جور دیگه و با چیزهای دیگه سعی میکنیم دور و بر هم خوش بگذرونیم و خوش باشیم :)

http://s11.picofile.com/file/8405458450/Part_9.mp4.html


با درود امپر جان به نظرم قبل از اینکه هر کتابی رو بخونیم و هر مطلبی رو گوش بدیم باید با منطق و معالطات زبانی اشنا باشیم و به کار بگیریم چرا که حتی در حوزه هایی که هیچ گونه تخصصی نداریم با دانستن انها خیلی جاها می شود سره را از ناسره تشخیص داد . امروز را نمیدونم ولی سالها پیش ( حدود بیست سال پیش ) که دنبال این مطالب بودم هیچ منبع فارسی بدرد بخوری نبود و در نهایت عصو سایتی انگلیسی زبان شدم ( که زبانم هم خوب نبود البته نه به فاجعه باری امروز ) و دیدم چقدر جالب و خوب هفته ای چند مغلطه را سالها برام ایمیل میکردند و چه توجهی به این امر داشتند . وقتی عصو تیوال شدم تصمیم گرفتم جاهایی بیشتر نظر بدم که مغلطه ای شده که به این صورت شاید بتونم کمکی کنم. بیشتر موارد همین کار هم کردم .
این کاری که میخوای بکنی خیلی ارزشمنده . اگر کتابی هم سراغ داری به نطرم معرفی کن.
البته من فایل رو ندیده این نظر را نوشتم و نظرم تنها به نوشته ات بود بنابراین در مورد محتوای فایلت تا ندیدم‌ نظری ندارم .
Ali
با درود امپر جان به نظرم قبل از اینکه هر کتابی رو بخونیم و هر مطلبی رو گوش بدیم باید با منطق و معالطات زبانی اشنا باشیم و به کار بگیریم چرا که حتی در حوزه هایی که هیچ گونه تخصصی نداریم با دانستن ...
کاملن موافقم علی جان . چون اساسن آدما از دو طریقِ زبان و بدن ، با هم ارتباط برقرار میکنن یا سعی میکنن خودشون رو ابراز کنن . صحبت کنن و ... لذا اگر با ساختارِ زبان از یک طرف و زبانِ بدن از طرفِ دیگه آشنا باشیم ، میتونیم به قول شما سره رو از ناسره براحتی تشخیص بدیم .
مغلطه ها شکل و شرایطِ متفاوتی دارن از نمونه های ساده که هر روزه توی گفتگوها و ... میبینیم تا نمونه های پیچیده ترِ تبلیغاتی ، سیاسی ، مذهبی و ... برای همین به نظرم بهتره به جای اینکه مثلن کتابهای آشنایی با مغلطه ها رو بخونیم ، ریشه ای تر واردش بشیم . که اگر با نمونه ی چند وجهی و پیچیده ش روبرو شدیم بتونیم با تبارشناسی و ریشه یابیش تحلیل کنیم و تشخیصش بدیم .
برای همین در کنارِ کتابهای متعددی که از شوپنهاور و ارسطو گرفته تا وایت و حتا نسخه های ایرانی مثل خندان و ... که مستقیم مغلطه ها رو بررسی کردن و در بازارِ کتابِ خودمون به وفور موجودن ، آشنایی با زبان ( که وارد مباحثی مثل نشانه شناسی ، هرمنوتیک ، منطق و ... ) و زبانِ بدن ... دیدن ادامه ›› و تحلیل رفتاری و ... بعنوانِ مکمل ، میتونه ما رو خیلی قوی و کامل تجهیز کنه .
اینجوری اگر با مغلطه های جدیدی هم روبرو بشیم توانایی بازشناسیشون رو خواهیم داشت .
حتمن در ادامه از هر دوی این موارد کتابها و متفکرانِ سرشناسشون رو مثال میزنم و بازشون میکنم

برای شروع به نظرم کتابِ درآمدی به منطقِ جدید نوشته ی ضیا موحد خوب باشه . کتابِ ساده اما دقیقیه که میتونه شروعِ خوبی برای حرفه ای شدن باشه .
چون گفته بودی مطالعه برات فعلن کمی سخته ، که به امید خدا بزودی برطرف خواهد شد ، وقتی کرونا کمی کمتر شد یه قرار با هم میذاریم و برات تمامِ فایلهای تصویری و آموزشی که در این زمینه ( بیشتر مربوط به زبانِ بدنن و البته تحلیل رفتار و شاخصهای غیرکلامی و... ) دارم رو میارم . فکر کنم حدود 60 70 گیگی بشه .
در مورد خودِ زبان هم چه اینجا چه بیرون بیشتر گفتگو خواهیم کرد :)
امپرسیونیست ( هـ . الف )
کاملن موافقم علی جان . چون اساسن آدما از دو طریقِ زبان و بدن ، با هم ارتباط برقرار میکنن یا سعی میکنن خودشون رو ابراز کنن . صحبت کنن و ... لذا اگر با ساختارِ زبان از یک طرف و زبانِ بدن از طرفِ ...
ممنون رفیق
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جول اوستین کسیه که همیشه سورپرایزم میکنه . هربار به سخنرانیهاش گوش میدم یا مقاله و کتابهاشو میخونم یا صحبتاشو توی اینستا میبینم ، به وجد میام . لبریز میشم از امید و انگیزه و ایمان .
یکی از سخنرانیهاشو بنام " خواسته های بزرگ داشته باشید " همراه با زیرنویس فارسی آپلود کردم که اگر دوست داشتید ببینید

http://s11.picofile.com/file/8405267950/Joel_Osteen_Ask_Big.mp4.html

Ali و میم این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این فایل که آپلود کردم صوتی شده ی قسمتِ اول از یک مجموعه ی تصویریِ 15 قسمتی بنام ارتباطِ موثره که مباحثی مثل جذابیت ، عزت نفس ، تاثیرگذاری بر طرفِ مقابل ، حضورِ موثر در جمع ، مهارتهای کلامی و ... رو باز میکنه و آموزش میده .
به نظر برای خانمها تهیه شده اما قطعن برای آقایون هم بسیار سودمنده و نکاتِ خیلی خوبی رو مطرح میکنه .

گوش کنید اگر باهاش اوکی بودین باقی قسمتها رو بصورتِ تصویری آپلود میکنم . اگرم نه که هیچ :)
زنده باد :)

http://s11.picofile.com/file/8405157142/1_audio.mp3.html

آقامیلاد طیبی این را خواند
بهار گراوندی این را دوست دارد
نمیدونم چرا ذاتا با این فایل‌های انگیزشی و موفقیت و روحیه‌دهی و اینا زاویه دارم😂😂😂
سحر لیلی ئیون
http://m.tarjomaan.com/neveshtar/8247/ این خیلی مقاله خوبی بود در این مورد پیشنهاد میکنم بخونید
الان خوندمش سحر جان، ممنون ازت واقعا جالب و منطقی بود👏🏻
بهار گراوندی
نمیدونم چرا ذاتا با این فایل‌های انگیزشی و موفقیت و روحیه‌دهی و اینا زاویه دارم😂😂😂
دقیقن منم همینطور..1 مقاومت و گاردی نسبت به فایل های انگیزشی و ... دارم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعضی وقتا در مورد بعضی امور ، فکر میکنیم همه چیز رو میدونیم و لازم نیست درباره ش بخونیم ، آموزش ببینیم و ... و اینجوری میشه که عملکردمون در اون چیزها در غریزی ترین شکل ممکن قرار میگیره .
مثلن در رابطه . در اینگونه موارد بدون اینکه بدونیم و ناخواسته ، همه چی رو از بین میبریم . و بعد از شکست عاطفی و پایان رابطه این سوال برامون باقی میمونه که آخه چرا ؟ من که خوب بودم . پس چرا همه چی خراب شد ؟

اینکه چطور یک رابطه رو شروع کنیم ، ادامه بدیم و ... نیازمند اینه که درباره ش آموزش ببینیم . باید زندگی کردن رو بلد شیم و مهمترین قسمت زندگی ، ارتباطاتمونه . و مهمترین بخش ارتباطات ، ارتباط عاطفیه .
اگر بلدش باشیم و یاد گرفته باشیمش . میتونیم از زندگیمون لذت ببریمو به همراهمون هم لذت ببخشیم . رابطه هامون به دعوا و جدایی ختم نخواهد شد و ...
دکتر شیری در مسترکلاس نبوغ عاطفی ، بهمون یاد میده چطور یک همراه خوشایند و بالغ برای عزیزانمون یا معشوق فعلی یا آیندمون باشیم . چطور یک انسان متعادل باشیم که دیگران از بودن در کنارمون خوشحال باشن . و چگونه یک رابطه و در کل ، زندگیمون رو کنترل کنیم .

بصورت صوتی آپلودش کردم . امیدوارم ازش لذت ببرید و کمکتون کنه که زندگیتون از اینی که هست عالی تر و شادتر بشه
آمین :)

http://s11.picofile.com/file/8405111434/noboogh.rar.html

Ali، امیرمسعود فدائی، میم و کاوه علیزاده این را دوست دارند
دکتر شیری از کسایی هستند که با ارائه شبه روانشناسی بیشترین خیانت به روانشناسی رو کردند.
پرونده دروغ های مدرکشون و... هم چند وقت پیش حسابی رو شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ترودو مباحث غریبی رو مطرح میکنه ، یه جورایی شاید شبیه ساینتولوژیستها یا هونز گیتها و ...
مسائلی مثل خود درمانی و اتصال به شعور کیهانی و ... توسط همین آقای ترودو داره تفسیر و ارائه میشه
ترجمه ی صوتی یکی از درسگفتارهاش رو آپلود کردم .

توجه : اگر مباحث فرادرمانی و ... با عقایدتون در تضاده ، از دانلود و گوش دادن به این فایل پرهیز کنید
زنده باد :)

http://yekupload.ir/4d16d651d44f5bc4/zurich.rar

Ali این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خب... امسالم گذشت و اتفاقی نیوفتاد...
درست سیزده مرداد، سه و ربع کم بعدازظهر
هر سال ۱۳ مرداد منتظرم ببینم کی اینو پست میکنه
(نه توی تیوال، کلن، فیسبوک، اینستا، توییتر...)
یه خاطره ی گمشده یادم اومده...
دانشجو که بودم، جایی کار می کردم. ۸ تا ۵. گاهی با ذوق میومدم خونه، تند به چیزی می خوردم. میشستم پای کامپیوتر و کل سریال رو میدیدم. بعد بلند میشدم و یه چیزی می خوردم و دوباره میرفتم سر کار. بدون اینکه بخوابم. چه دورانی بود.
۱۴ مرداد
پوریا صادقی
یه خاطره ی گمشده یادم اومده... دانشجو که بودم، جایی کار می کردم. ۸ تا ۵. گاهی با ذوق میومدم خونه، تند به چیزی می خوردم. میشستم پای کامپیوتر و کل سریال رو میدیدم. بعد بلند میشدم و یه چیزی می ...
دایی جان ناپلئون تنها سریالیه که دیدم و تو یک روز و نیم دیدمش 😉
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با درود
یکی از ویژگی های بسیار در خور توجه شاهنامه زبان پاک و عفیف حکیم توس است . او در اوج هنرمندی ، با شکوهی که لازمه حماسه سراییست عفیف و پاک هم می سراید . مثل این چند بیتی که مربوط به بسته شدن نطفه سهراب است :
چو انباز او گشت با او به راز
ببود آن شب تیره و دیریاز

ز شبنم شد آن غنچه ی تازه پر
و یا حقه لعل ... دیدن ادامه ›› شد پر ز در

بکام صدف قطره اندر چکید
میانش یکی گوهر آمد پدید

بدانست رستم که او بر گرفت
تهمتن بدل مهرش اندر گرفت

ویا در داستان زال و رودابه انجا که میخواهد بگوید به غیر بوس و کنار اتفاقی بین آنها نمی افتد .

همی بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید ...

و بسیاری جاهای دیگر .
راستش خیلی مطمئن نیستم این یک حسن باشه، خب احتمالا سانسور و شرایط اجتماعی و مذهبی بی تاثیر نبودن.
با احترام، من نمیگم مثلا dirty book طور میبود، ولی این نمونه ها برای من، سانسور، خودسانسوری، خفقان محیط و ترس ما از واژگان رو یادآوری میکنه
۱۱ مرداد
سیدمهدی
درود بر شما علی جان. عالی بود
درس پس میدم سید جان
Ali
درس پس میدم سید جان
بزرگواری شما برادر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید