تیوال شعر و ادبیات
S3 : 08:40:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

بعد از ندا ، بعد از سحر
ما مردمونِ در به در
بی رگ تر و بی عار تر
تا کله در ماتحتِ خر

خوشحال و شاد از بردگی
سرگرم کار و زندگی
محوِ تماشا همگی
احمق تر از هر چی بگی

بازم مطیع و سر به زیر
بی ارزش و پست و حقیر
دست بوسِ اربابِ کبیر
ارباب هم دستش به ...







در زمانی که برده‌داری در آمریکا رایج بود زن سیاهپوستی بنام «هاریت توبمن» گروهی مخفی راه انداخته بود و بردگان را فراری می‌داد.
بعدها از او پرسیدند:
سخت‌ترین مرحله‌ی کارِ شما برای نجاتِ بردگان چه بود؟
او عمیقاً به فکر فرو رفت و گفت:
قانع کردنِ یک برده ... دیدن ادامه » به این‌که تو برده نیستی، و باید آزاد باشی…!
۵ روز پیش، چهارشنبه
خیییلی ممنونم جناب لهاک . اگرچه تلخ ولی دلچسب بود و نوازشگر
بزرگواری کردید که وقت گذاشتید . ممنونم

۲ روز پیش، شنبه
جناب علیزاده بسیار ممنونم از توجه و لطفتون
همینطوره که میفرمایید . به قول گلشیری : آنقدر عزا بر سرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیویورک زادگاهِ بدنام ترینِ هنرمندان همچون پولاک و روتکو و گینزبرگ و بروز و کسی و اسنایدر و لوسیان کار و مک کلور و البته کرواکه . کسانی که با فاضلابهای نیویورک غسل تعمید گرفته بودن .
برادرانی که به تمام گذشته و تاریخ پشت کردن تا شاید با اغوای سنت بتونن به هر ترتیب باردار شن از لعنِ تایید .
و این شد که اونچه به دنیا آوردن تاریکیِ غیر قابلِ انکارِ انگیزه ها در عطر آمونیاک بود و ریف های لایعقل .. فرزندانِ نه از رحِمهای فرشتگانِ باکره ، بلکه روده هایِ زخمِ مردانِ مستِ هرجایی ..
اما وعده ی خدا باید محقق میشد . و سنفرانسیسکو ، جلجتای نسلِ بیت شد . و بر خاک حاصلخیزِ سنفراسیسکو " بچه های گُل " زاده و به تمامِ زمین سرازیر شدن .
جنبش سیاسیِ قدرتِ گُل که امروز آب گوارای حیاتِ هنرمندانِ امریکاست ریشه در فاضلابهای نیویورکیِ ذهنِ گینزبرگ و کرواک و ...داره . ... دیدن ادامه » چون طبقِ وعده ی خدای پدر ؛ هگل ، زمان تصفیه خانه ی عظیمی ست که خروجی اش خوبِ محض است . و حقیقت جز از شر شکل نخواهد گرفت .

باشد که ما هم دست از تظاهرِ به زیبایی و خوبی و ... برداریم و متوجه باشیم که هر گهی که باشیم در نهایت به نفع جهان تصفیه خواهیم شد .
تقلا چرا ؟


بامدادجان من یکی که خیلی دوست دارم بیشتر و بیشتر ازت بخونم. گرچه حس میکنم تمایل زیادی نداری ولی تونستی بیشتر بنویس
۱۴ شهریور
نبینم ناراحتیتو جان دلم.. ❤
۵ روز پیش، چهارشنبه
فدات نیلوفر جان :*
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی ازدیدگاه های یک مکتب فکری خوب و شایسته

یک مکتب شایسته و بالنده چه ویژگی هایی دارد ؟ یک استاد و مربی شایسته و یک مکتب فکریِ خوب و شایسته چه ویژگی هایی دارد؟
والا بودنِ یک مکتب با ادعای صاحبانِ آن مکتب ثابت نمی شود، بلکه تعالیم و اندیشه های یک مکتب تنها راه اثبات والا بودن تعالیم و اندیشه های یک مکتب است. یک مکتبِ خوب ویژگی های متعددی دارد که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می کنیم:
1- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته و عمیق، پیروان خود را نه تنها از طرح پرسش منع نمی کند بلکه همواره افراد را تشویق می کند که سؤال بیشتری را بپرسند و از طرح پرسش ترسی نداشته باشند. بنابراین مکاتبی که مردم را از پرسش منع می کنند یا پاسخ های مستدل و منطقی به مخاطبان خود نمی دهند مکاتب شایسته ای نیستند. یک استاد شایسته و ژرف‌اندیش پیروانِ خود را به کنار گذاشتن پیشفرض‌ها ... دیدن ادامه » سفارش می کند و به آنها می آموزد که برای رشد و عمق پیدا کردن لازم است در هر آنچه می خوانند و می شنوند در ابتدا تردید کنند و سپس در پیِ دلیل باشند تا آن سخن اثبات یا رد شود و یا اصلاح گردد.
2- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته برای افراد مختلف با ویژگی هایِ مختلف و استعدادهای مختلف و توان های مختلف و شرایط مختلفی که دارند حکمِ واحدی را بیان نمی کند و مقتضیات زمان و مکان افراد را همواره در نظر می گیرد .
3- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته و عمیق هرگز ادعا نمی کند که حق به طور تمام و کامل، نزد من است و دیگران به طور کلی باطل اند و یک استاد خوب و شایسته هرگز نمی گوید که آنچه من اکنون می گویم کامل ترین و عمیق ترین سخنی است که ممکن است گفته شود و همواره تاکید دارد که سخن عمیق تری نیز در آینده مطرح خواهد شد، زیرا او معتقد است که هیچ چیز در جهان ثابت نیست و همه کس و همه چیز در حال تغییر است پس همواره باید کوشیم که در دانش خود باز نگری کنیم. پس یک مکتب فکری خوب مطلق گرا نیست.
4- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته به "کیفیت" بسیار توجه دارد و "کمیت" را اصل نمی شمارد.
5- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته، ظاهربین نیست و پیروانِ خود را از ظاهربینی نهی می کند و آن‌ها را به ژرف اندیشی و توجه به جوهره هر سخن سفارش می کند. یک استادِ ژرف اندیش نیز همواره چنین سفارشی به شاگردان خود دارد.
6- یک مکتب فکری خوب و شایسته هر چند معتقد است که دانش روز به روز در حال رشد و تغییر است، اما دانش ستیز نیست و مردم را به دانش دعوت می کند و به دانش بی اعتنایی نمی کند . مکاتب و استادانی که به دانش بی اعتنایی می کنند اغلب اندیشه هایِ خرافی را عرضه می کنند.
7- یک مکتب فکری خوب و شایسته نگاهش انتزاعیِ محض نیست و به جهان و پدیده های موجود در جهان نیز توجه دارد. یعنی تعالیم یک مکتب فکریِ خوب در متن‌ِ زندگیِ افراد نیز تاثیر‌ِ مثبتی دارد و صرفا در تعالیمِ انتزاعی خلاصه نمی شود.
8- یک مکتب فکریِ خوب و شایسته به همه وجوهِ انسان و همه نیازهای آدمی توجه می کند. از دیدگاه یک مکتب فکری شایسته و بالنده، هر صفتی از صفات انسانی باید " به جا" و "به اندازه" مورد استفاده قرار گیرد . استاد یک مکتب فکریِ شایسته نیز هرصفتی را به جا و به اندازه مورد استفاده قرار می دهد و اهل افراط و تفریط نیست.
9- تعالیم و دیدگاه های یک مکتبِ خوب، تعالیمی انسانی است و مبتنی بر کرامت انسان است و برای نوع انسان کرامت قائل است و رفتار ناپسند یک نفر را به منزله عوارض ناپسندی قلمداد می کند و هیچ کس را مطلقا بد نمی داند.
10- یک مکتبِ فکریِ خوب همگان را به رسمیت می شناسد و برای همگان احترام قائل است و تا زمانی که کسی یا گروهی اهل تعدی و تجاوز به دیگران نباشند و تجاوز به حقوق دیگران نکنند، صرفا به سبب اختلاف عقیده، با آن‌ها نمی ستیزد.
https://t.me/alishalchiannazer
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روی نگاهم
غلیظ و داغ
چه قهوه ای می ریزد چشم هایت
عرق میکند نگاهم
ومست میکنی
۱۰ نفر این را دوست دارند
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
چه قهوه ای میریزد نگاهت ...
عالی
۱۲ تیر
خانم ارادتمندم
۱۲ تیر
به
کدام
سو
می نگری؟

انگار
به پنجره ایی چوبی
سال هاست
که چشم دوخته ایی،

منتظری
منتظری ... دیدن ادامه » که بیاید
کنار پنجره،

با همان موهای همیشه آشفته
و چشم‌های زیبا،
که تو را مست
و چشم انتظار کرده،

کمی نزدیک تر بیا
بگذار بوی ناب تن تو
هوای تنفسم باشد
و با آن به سوی ابرها
پرواز کنم،

به من نگاه کن
پاییز
از چشمان من
شروع می شود
که طپش های قلبم را مدام،
به لرزه عجیبی می اندازد.

به
کدام
سو
می نگری؟

#مجتبی
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان هنرمند عزیز.
گفتم یه گفتگو گویی کنم شاید نتیجه داد،
من اهنگساز و تنظیم کننده هستم و برای موزیک ها شاعر نیاز دارم گفتم اینجا بگم هرکی علاقه داشت خواست منت سرما بذاره همکاری کنه اطلاع بده سبک موسیقی پاپ هست. من شماره میذارم لطفا پیام بدین،ایشالا که همکاری خوبی میشه،شرایطم هم توضیح میدم اونجا که وقت عزیزان دیگه اینجا گرفته نشه.
سپاس فراواان
پایدار باشید.
09351169091
amir fakhari و رضا غیوری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رابطه وقتی سمی است که از لحاظ جسمی و روانی رفاه و آسایش شما را تهدید کند. این فرسایش روانی و جسمی گاه چنان آهسته و خزنده رخ می‌دهد که افراد تا پایان عمر متوجه سمی‌بودن رابطه‌‌شان نمی‌شوند.
تیلا بختیاری، رضا غیوری و Negin Fooladi این را دوست دارند
آدم ها گاهی به سَم رابطه ، سَم زدایی غائله می کنند.
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای رنج نازنین
زندگی من بی تو
همچون صحنه ی با شکوهیست که هیچ معنایی ندارد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم کسی در تیوال اگر علاقه مند به تهیه ی کتاب کودک و نوجوان بود یا تمایل داشت به مشارکت در ساخت کتابخانه در مدارس مناطق محروم کشور برای من پیام بگذاره.

ممنون از محبت شما
درود بر شما نرگس خانم گرامی،بسیار اقدام زیبا و قابل تحسینی ست،سپاس از شما
بنده فکر کنم در زمینه‌ی تهیه ی کتاب بتونم مشارکت داشته باشم و خوشحال میشم اگر کمکی هرچند کوچک از دستم بر بیاد.
۱۵ اردیبهشت
دیروز هرچی تلاش کردم نتونسم وصل شم :))

همین الان ترای کنم یه بار تا یادمه
۱۶ اردیبهشت
حل شد
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار تو در این بیشه شکرخند شده
هر نی که تو را دیده دلش بند شده
لب های تو را با مزه شیر و عسل ...
حالا تو بگو قیمت آن چند شده ؟
آذرمهر، آقای سوبژه (محمد لهاک) و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما مثل آتشیم ولی سرد و بی تپش
ما را گرفته است تب اضطرابها
در آسمان تیره به جایی نمی رسیم
با این همه درنگ به نور شهابها
مردانگی ز رستم و سهراب دیده ایم
دیگر چه نیازی ست به افراسیابها
در موج خیز حادثه ها غوطه ور شدیم
ما را گریز نیست ز پیچ و تابها
آرزو نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای نقطه های خط نشده

مخاطب خاااص باید شناسنامه دار باشد
و مشمول توالی تولد ، طفولیت ، برنایی و میرایی
و آنقدر جاااااااندار که به چرخه تناسخ راه یابد

گاهی برای مخاطب عااااام بنویس :)
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مختار بایزیدی، عباس الهی و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
او معنی پیچ و تاب را می دانست
تاثیر شراب ناب را می دانست
می گفت که زنده رود با رود خوش است
یعنی که زبان آب را می دانست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من شعله آن نگاه را می بینم
از دور شرار آه را می بینم
خورشید اگر چه پشت کوه افتاده است
بوسیدن روی ماه را می بینم
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم را از هوس بیتاب کردی
مرا مست از شرابی ناب کردی
به افسون نگاهت خواب کردی
سر ما را به زیر آب کردی!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مژگانت به چشمت شور داری
عجب شوری در آن هاشور داری
هزاران بار مستم کرده ای ، باز
درون چشم خود انگور داری
شاید اگر بیت دو این‌جوری بود از این هم بهتر میشد:
هزاران بار مستم کردی انگار
درون چشم خود انگور داری
۱۰ فروردین
ممنون آقای فدائی ، نظرتون جالبه ولی منظور شاعر اینه که هزاران بار مست شده و باز هم میخواد مست بشه
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهى فقط با یک گل بهار میشود
گاهى تمام عالم گرفتارِ خواب میشود
خواب و گرفتار، بهار و گل
انتخاب دست ماست یا به دست سرنوشت؟
تقدیر چه میشود این وسط؟
تقدیر دست ماست یا دست سرنوشت؟
این قصه را نمیتوان از سر نوشت؟
_____
از خود
"باید از سر نوشت"

میشود نوشت
میشود از سر نوشت،
گذشت آن سرگذشت
گذری دوباره باید،
از سرگذشت به سرنوشت،
از آنچه از سر گذشت،
به آنچه باید از سر نوشت،
سوگند،
به ... دیدن ادامه » آن دو مستِ خواب آلوده ات
میشود که شود،
بهار شروع، از چهار اردیبهشت...

چهارم اردیبهشت نودوهفت
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
خیلى زیبا بود جناب جهان، یک دنیا ممنون
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
درود خانم گراوندی
۲۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عطر تو تمام کوچه را پر کرده است
طعم لب تو کلوچه را پر کرده است
تو در من و با منی و گر نه رویت
این آینه را بگو چرا پر کرده است
وِی_دا این را خواند
جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیچیده شمیم عشق در موهایش
افتاده دلم میان شب بوهایش
هرگز هوس میوه ی دیگر نکند
آن کس که چشیده طعم لیموهایش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دو نفره
تو بازیگر
من تماشاچی
نقش سنگدلی ات طولانی بود
پیش از رورانس رفتم.
رقصیدی اگر ستاره ای ساز زده
انگار کسی سیب تو را گاز زده
ای ماه تو را دیدم و گفتم که فلک
این سکه به نام من از آغاز زده
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نام رود:

نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی متن؛ هیچ‌کدام، نشریه‌ای مختصِ معرفیِ کتاب

http://khabgard.com/4002/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af/
چطور قابل تهیه است؟
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
به به .. چه باحال
برای منی که عاشقِ حتا ایستادن جلوی ویترین کتابفروشیهامو با ولع اسم کتابها و نویسنده هاشونو عکس روو جلد و ... رو نگاه میکنم ؛ اتفاقِ قشنگیه . یه چیزی شبیه کتابِ هفته شاید :)
و اینکه توش از وراجیهای رایج خبری نیست ، اتفاقی ست خوشایندتر .
امیدوارم ... دیدن ادامه » که بتونن به درآمد و سود برسن و ادامه ش بدن ؛ هرچند در این شرایط سخته ؛ اما مطمئنن امکانپذیره .
مرسی رضا جان برای اطلاع رسانیِ قشنگت :*
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
دوستان گرامی خانم‌ها ثانی و مقدم، شماره اول برسه دستم نظرم رو خدمت‌تون عرض می‌کنم. با کلیات فرمایشات هر دو عزیز موافقم.

بامداد جان، با کلیات، جزییات، پوسته و هسته نظرت موافقم. من هم امیدوارم هرچند....

۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید