کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 16:00:32 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
- چشم به راهی:

زمستان، آمده است
من؛
و گنجشک‌های ایوان،
چشم به راهیم!
انارهای سرخ
روی درخت منتظرِ خانه،
بی‌قرار دست‌هایت هستند.
از تو چه پنهان!
انار،،،
بهانه‌ی خوبی‌ست
تا لحظه‌لحظه‌هایم
یلدای سال را
با پیچکِ بازوانت
به صبح برسانم،
برگرد!

لیلا طیبی (رها)
سعید فلاحی و پوریا صادقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تو می روی
که ابر غم ببارد......
زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم؟
ز عقل اندیشه ها زاید که انسان را بفرساید
گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل...
.
.
.
.
.
.
.
.
سعدی_جان
زنهار !
در سرزمین من
روی هیچ حادثه‌ای قسم نخور؛
روی هیچ شب‌کوری شرط نبند.
ما اینجا همه از ازل باخته به دنیا می‌آییم؛
اما حیرت اینجاست که،
سرانجام برد با ماست!

سیدعلی صالحی
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اکنون کجاست؟
چه می کند؟
کسی که فراموشش کرده ام...
.
.
.
.
.
.
.
.
#عباس_کیارستمی
سلام...
خیلی وقته که خوابم
اما خواب بیداری نمی بینم
خواب خوشحالی
خواب خنده های از ته دل
خواب دورهمی های همیشگی

انگار یه چیزی گم کردم
یه چیزی که فراموش شده
نمیدونم که کی و کجا بوده
برای ... دیدن ادامه ›› چی یادم نمونده
اما فکرم رو مرطوب میکنه

بعضی وقت ها
زل میزنم به فنجون چایی
بخارش رو تماشا می کنم
که مثل خاطره های من
می رسند به آسمون و ابرها

یا زمانی که بارون میاد
قدم می زنم توی شهر
از کنار آدمها رد میشم
اما با همه شون غریبه هستم
دیگه حتی خوشحال نمیشم از خیس شدن

یه چیزی توی مغزم مدام مرور میشه
انگار خیلی وقت هستش
که منتظر کسی هستم
نمیدونم چه زمان و مکانی
ولی همیشه منتظر هستم،منتظر.

سلام...


#مجتبی
۲۲ اردیبهشت
سپهر عزیز,درودها
.
.
.
باغم را فروختم

امروز

آیا درختان مى‌دانند؟
.
.
.
.
.
.
#عباس کیارستمی





از چشمانم

کوچ کردی!

به کوچه...
.
.
.
.
.
#حسین کوهی
۲۴ اردیبهشت
آرزو احمدیان نازنین درودها :)



تنِ عریانِ کاغذ
همیشه
شهوت نوشتن را در من
بیدار می کند!
بکارت کاغذ از دست می رود
واژه ها می دوند
و دوباره
ارگاسم تنهایی...
.
.
.
.
#حسین کوهی
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به شاعرانِ..‌ ببخشید: ماعرانِ عزیز،
بگو چه کار کنند این همه جوان عزیز

که ذوق آینه‌شان کشته شد به سنگ شما؛
- کهن‌گراییِ‌تان - «در گذشته»گان عزیز!

به آن بلاغت مجروح روح‌تان لعنت!
چه ظالمانه تلف می‌شود زمانِ عزیز،

برای نقدِ همان «اضطراب سبکی‌»ِتان
چقدر جمله هدر رفته از زبانِ عزیز

به قدر سلطنت مصر، نوچه هم دارید
نمی‌شود ... دیدن ادامه ›› به شما گفت: مهربان عزیز

که از تغزلِ‌تان عشق مبتذل شده است
جگردریده‌زلیخا، شده: بیان عزیز

جهان، جهان کثیفی‌ست؛ پس دعا کردم
که جاودانه بمانید شاعران عزیز!


#مریم_جعفری_آذرمانی
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چه جای شکوه اگر عمر من هدر رفته
که لطف توست پدر هرچه بر پسر رفته

تو گفتی و همه گفتیم: مرگ بر همه! حال
خودت ببین چه براین مرز پر گوهر رفته

جنازه ای است که بر دست تو اگر مانده
خیال خانه ای از دست من اگر رفته

به عشق وا نشد آغوش بسته‌ات هرگز
شبیه پنجره های زوار در رفته

نشسته ام به امید چه نوش دارویی؟
تویی و تیزی تیغی ... دیدن ادامه ›› که تا جگر رفته

پسر گریست برآن زخم بی ثمر خورده
پدر شکست از آن عمر بی ثمر رفته

همیشه آنکه وطن را عزیزتر می‌داشت
شکسته دل تر و خانه خراب تر رفته

مرا به نام وطن کشته است و می دانم
چقدر حوصله اش از نبرد سر رفته!

#عبدالمهدی_نوری
میم سردلی و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مرا مگوی که سعدی، طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن، چو پند می ننیوشم؟

به راه بادیه رفتن، بِه از نشستنِ باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وُسع بکوشم

#سعدی
#ادب پارسی
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
«سعدی»
۰۲ اردیبهشت
خوش است درد که باشد امید درمانش
دراز نیست بیابان که هست پایانش...
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
عقلم بدزد لَختی، چند اختیار دانش؟

هوشم ببَر زمانی، تا کی غم زمانه؟

---------------------------------------------
#اول اردیبهشت#روز ادب پارسی# روز سعدی
مگر زمینِ دگر از غبارِ دل سازیم
وگرنه روی زمین بر جنون ما تنگ است

#صائب_تبریزی
بکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است

«سعدی»
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

#حافظ
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

«سعدی»
۲۷ فروردین
آ. سید مهدی

مرسی از لطف تون، من چون کلا شعر و ادبیات از علاقه های بی بدیل م هست.....یه جا یه خط شعر میبینم نمیتونم خودمو کنترل کنم...حتما باید به استقبال ش برم و یه چیز بنویسم...وگرنه زندگی م به روال عادی برنمیگرده!
دقیقا...منظور من هم همین بود...«زندگی بی دوست جان فرسودن است»...

اما، باور کنید،دولت (اعم از اقبال و دوست و عنایت و ....)آن است که بی خون دل آید به کنار
۲۹ فروردین
خواهش میکنم، خیلیم کار خوبی کردید، باعث افتخاره.


چشم باور میکنم :))
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حسرت
برای شنیدن صدای نابی
که با حروف سیاه
چاپ شده بود
نامش گاهی
در خانه های ناشناس
جدول کلمات متقاطع
دیده می شود
نامش را
اگر شنیده بودم
در رگ ها من
خون تازه ای
جریان پیدا می کرد
من بخت آن را
داشتم
که شکوفه ها
در حضور ما
میوه شدند
امروز ... دیدن ادامه ›› قرار است
سنگ ها بر سر ما
آوار شوند
و ما
تنهایی مان را
در میان کلاف های کاموا
پنهان کنیم
مرگ اگر به موقع
به سراغ ما بیاید
ما
مرگی دلپذیر
و
خواب آلود
خواهیم داشت


______________
از کتاب #لیوان_شکسته

#احمدرضا_احمدی
باران شبانه را دوست دارم

نیمه های شب

چراغ روشن پارک ها

و ماشینی که دور می شود

به سرعت زندگی......

«شمس لنگرودی»

بامداد، ۲۲ فروردین.۱۳۹۹

چه بارونی ه...

چقدر هوا خواستنی ه...و چقدر افسوس و حسرت تو این هوا هست...

سپهر، امیرمسعود فدائی و محمد مجللی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
می گوید حاضر است
استخوان سفیدی باشد
در دهان سگی در باران
اما 《خواب》
تنها راه گریزش
از درد روزمرگی نباشد

#عباس_صفاری
بارونا با رقصشون هلهله برپا می‌کُنن
می‌شینن رو پشت بوم چترشونو وا می‌کُنن
حالا توی کوچه‌ها
صدای ساز ناودونه
باد آواره داره
تو کوچه آواز می‌خونه
چه هوایی....
چه هوایی....
چه هوایی....

«عمران صلاحی»

با صدای سیمین غانم.

واقعا چه هوایی....رعد و برق .... بارون و صداش...و دلبری هاش...

۱۴.فروردین.۹۹
ساعت۴:۵۹ بامداد...
از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم
که قفس
باغ را پژمرده می کند....

«شاملو»
بی هیچ نام می‌آیی
اما تمام نام‌های جهان باتوست
وقت ِ غروب،
نامت دلتنگی‌ست
وقتی شبانه چون روحی عریان می‌آیی،
نام تو وسوسه است
زیر ِ درخت سیب،
نامت حوّاست
و چون به ناگزیر
با اولین نفس که سَحَر می‌زند می‌گریزی،
نام گریزناکت،
رویاست…

حسین منزوی

چقدر خوب بود
قبلا نخونده بودمش
۱۱ فروردین
چقدر کیف داد خوندنش
۱۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
.
به روزگارِ تعب، دوستی ز سر گیرید
زِ همرهانِ خود ای همرهان خبر گیرید!
.

چو دشمنان و دَدان دست همدگر گیرند
شما به دفعِ بلا دستِ همدگر گیرید
.

هزار "نی" که نشاندید، ناله‌زاری شد
دوباره نی بنشانید تا "شکر" گیرید
.

به یُمنِ دامِ قضا، هرکسی‌ست در قفسی
کنون به همّتِ ... دیدن ادامه ›› اندیشه بال و پر گیرید
.

رضای خاطرِ آزردگان به‌ دست آرید
رضای خاطرِ خود نیز در نظر گیرید
.

سلامتِ همه آفاق در سلامتِ [ماست]٭
ز جانِ هم‌وطنان گَردِ درد برگیرید
.

اگر مسیرِ نفس، تنگ و تنگتر گردد
شما امیدِ شفا، بیش و بیشتر گیرید
.

به دستِ بسته‌ی خود شادی آفرین باشید
وَز این سموم نفسگیر، برگ و بر گیرید
.
.
.



#مرتضی_لطفی
.
.
----------------------------
٭ سلامتِ همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
#حافظ
.
.
.
سهم من
آسمانی ست
که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد


«فروغ فرخزاد»